دفترچه

نسخه‌ی کامل: پاتوق شب نشینی
شما در حال مشاهده نسخه آرشیو هستید. برای مشاهده نسخه کامل کلیک کنید.
صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124 125 126 127 128 129 130 131 132 133 134 135 136 137 138 139 140 141 142 143 144 145 146 147 148 149 150 151 152 153 154 155 156 157 158 159 160 161 162 163 164 165 166 167 168 169 170 171 172 173 174 175 176 177 178 179 180 181 182 183 184 185 186 187 188 189 190 191 192 193 194 195 196 197 198 199 200 201 202 203 204 205 206 207 208 209 210 211 212 213 214 215 216 217 218 219 220 221 222 223 224 225 226 227 228 229 230 231 232 233 234 235 236 237 238 239 240 241 242 243 244 245 246 247 248 249 250 251 252 253 254 255 256 257 258 259 260 261 262 263 264 265 266 267 268 269 270 271 272 273 274 275 276 277 278 279 280 281 282 283 284 285 286 287 288 289 290 291 292 293 294 295 296 297 298 299 300 301 302 303 304 305 306 307 308 309 310 311 312 313 314 315 316 317 318 319 320 321 322 323 324 325 326 327 328 329 330 331 332 333 334 335 336 337 338 339 340 341 342 343 344 345 346 347 348 349 350 351 352 353 354 355 356 357 358 359 360 361 362 363 364 365 366 367 368 369 370 371 372 373 374 375 376 377 378 379 380 381 382 383 384 385 386 387 388 389 390 391 392 393 394 395 396 397 398 399 400 401 402 403 404 405 406 407 408 409 410 411 412 413 414 415 416 417 418 419 420 421 422 423 424 425 426 427 428 429 430 431 432 433 434 435 436 437 438 439 440 441 442 443 444 445 446 447 448 449 450 451 452 453 454 455 456 457 458 459 460 461 462 463 464 465 466 467 468 469 470 471 472 473 474 475 476 477 478 479 480 481 482 483 484 485 486 487 488 489 490 491 492 493 494 495 496 497 498 499 500 501 502 503 504 505 506 507 508 509 510 511 512 513 514 515 516 517 518 519 520 521 522 523 524 525 526 527 528 529 530 531 532 533 534 535 536 537 538 539 540 541 542 543 544 545 546 547 548 549 550 551 552 553 554 555 556 557 558 559 560 561 562 563 564 565 566 567 568 569 570 571 572 573 574 575 576 577 578 579 580 581 582 583 584 585 586 587 588 589 590 591 592 593 594 595 596 597 598 599 600 601 602 603 604 605 606 607 608 609 610 611 612 613 614 615 616 617 618 619 620 621 622 623 624 625 626 627 628 629 630 631 632 633 634 635 636 637 638 639 640 641 642 643 644 645 646 647 648 649 650 651 652 653 654 655 656 657 658 659 660 661 662 663 664 665 666 667 668 669 670 671 672 673 674 675 676 677 678 679 680 681 682 683 684 685 686 687 688 689 690 691 692 693 694 695 696 697 698 699 700 701 702 703 704 705 706 707 708 709 710 711 712 713 714 715 716 717 718 719 720 721 722 723 724 725 726 727 728 729 730 731 732 733 734 735 736 737 738 739 740 741 742 743 744 745 746 747 748 749 750 751 752 753 754 755 756 757 758 759 760 761 762 763 764 765 766 767 768 769 770 771 772 773 774 775 776 777 778 779 780 781 782 783 784 785 786 787 788 789 790 791 792 793 794 795 796 797 798 799 800 801 802 803 804 805 806 807 808 809 810 811 812 813 814 815 816 817 818 819 820 821 822 823 824 825 826 827 828 829 830 831 832 833 834 835 836 837 838 839 840 841 842 843 844 845 846 847 848 849 850 851 852 853 854 855 856 857 858 859 860 861 862 863 864 865 866 867 868 869 870 871 872 873 874 875 876 877 878 879 880 881 882 883 884 885 886 887 888 889 890 891 892 893 894 895 896 897 898 899 900 901 902 903 904 905 906 907 908 909 910 911 912 913 914 915 916 917 918 919 920 921 922 923 924 925 926 927 928 929 930 931 932 933 934 935 936 937 938 939 940 941 942 943 944 945 946 947 948 949 950 951 952 953 954 955 956 957 958 959 960 961 962 963 964 965 966 967 968 969 970 971 972 973 974 975 976 977 978 979 980 981 982 983 984 985 986 987 988 989 990 991 992 993 994 995 996 997 998 999 1000 1001 1002 1003 1004 1005 1006 1007 1008 1009 1010 1011 1012 1013 1014 1015 1016 1017 1018 1019 1020 1021 1022 1023 1024 1025 1026 1027 1028 1029 1030 1031 1032 1033 1034 1035 1036 1037 1038 1039 1040 1041 1042 1043 1044 1045 1046 1047 1048 1049 1050 1051 1052 1053 1054 1055 1056 1057 1058 1059 1060 1061 1062 1063 1064 1065 1066 1067 1068 1069 1070 1071 1072 1073 1074 1075 1076 1077 1078 1079 1080 1081 1082 1083 1084 1085 1086 1087 1088 1089 1090 1091 1092 1093 1094 1095 1096 1097 1098 1099 1100 1101 1102 1103 1104 1105 1106 1107 1108 1109 1110 1111 1112 1113 1114 1115 1116
Alice نوشته: من همین الان می‌خواهم بروم پارک بنشینم، قدم بزنم و تا سپیده‌ی آفتاب تنها
باشم و بیندیشم؛ چرا دختران امنیت جانی ندارند که شب‌ها گشت و گذار کنند؟؟؟
دوستان زن‌ستیز پاسخگو باشید!

۱. چون نیمه شب بیرون از خانه بودن خطرناک است(فارغ از جنسیت)، و زنان ارزشمندتر از آن محسوب می‌شده‌اند که به پاسبانی و شبگردی و ... گماشته بشوند. زنی که این معادله‌ را برهم می‌زند برای موقعیت ثبیت‌شده‌ی باقی زنان به عنوان کالاهایی ارزشمند که هرگز نباید در معرض دست درازی دیگران قرار بگیرند خطری بالقوه محسوب می‌شود و قطعا در جایگاه و کیستی اجتماعی او، همچون همانِ تمام کسانی که موقعیت زن سنتی را به هر نحوی تهدید/تضعیف می‌کنند، جای تردید و تشکیک فراوان خواهد بود(«زن سالم این موقع شب از خانه بیرون نمی‌رود»). پس زن بصورت خودکار حضور زن تنها در ساعات پس از شلوغی به نشانه‌ی «اهل حال» بودن او تعبیر می‌شود و زن اهل حال هم دقیقا بدلیل زن‌محوری و نقشی که در تضعیف موقعیت پیشتر ذکر شده‌ی زن سنتی ایفا می‌کرده برای مردان «بازی مجاز» تلقی می‌شده(به عنوان روشی برای بازداشتن زنان از هوایی شدن).

۲. از این گذشته اما، خیابانهای تهرانی که من آنرا به قصد خارجه ترک کردم برای مردان هم شب‌هنگام امن نبودند، و هفته‌ای نبود که یکی از دوستان را وسط خیابان چاقو نزنند، یا حتی در روز روشن خفت‌گیر نکنند، فقط وقتی اخبار آنها را می‌شنوید جنبه‌ی جنسیتی برایشان قائل نیستید و با خود نمی‌گویید «مردها شب هنگام در خیابان امنیت ندارند». به نظر من توقع غیرمنطقی و مضحکی‌ست که یک زن بخواهد در چنین شهری، در چنین موقعیتی، نیمه شب از خانه بیرون برود و تا صبح در پارک به مراقبه بپردازد، و ناتوانی خود از اینرا بگذارد به پای «زن‌ستیزی» و «مردسالاری» یا موقعیت کهتر زنان در جامعه. آدم با خودش می‌اندیشد که این باید بدیهی باشد: زنان بدلیل توان جسمانی کمتر طعمه‌های آسان‌تری برای زورگیر و دزد و قاچاقچی و قاتل هستند.
امیر چقد فلسفه میبافی به هم! مردان خیابان را ملک شخصی خود دانسته و خود را مجاز به انجام هر عملی در آن میدانند از جمله اینکه در آن به زنی تعرض کنند، تنها بیرون رفتن یک زن را گویی که به حریم آنها پا گذاشته، نشانه دعوت او برای تعرض به خود میدانند.
شما خانه نشینی زن اولیه را نه به خاطر بارداری و زایمان که به خاطر تن پرور بودن او میدانید، یک اشتباه در خشت اول.
میتوان اینگونه تفسیر کرد که مردان اولیه برای در تملک داشتن زنان اولیه آنها را در غارهایشان پنهان کردند تا مبادا نر دیگری آمده و او را تصاحب کند و بعد از آن بارداری و بچه داری پیش آمد و زنان بدین ترتیب در خانه ماندند.
viviyan نوشته: امیر چقد فلسفه میبافی به هم! مردان خیابان را ملک شخصی خود دانسته و خود را مجاز به انجام هر عملی در آن میدانند از جمله اینکه در آن به زنی تعرض کنند، تنها بیرون رفتن یک زن را گویی که به حریم آنها پا گذاشته، نشانه دعوت او برای تعرض به خود میدانند.
شما خانه نشینی زن اولیه را نه به خاطر بارداری و زایمان که به خاطر تن پرور بودن او میدانید، یک اشتباه در خشت اول.
میتوان اینگونه تفسیر کرد که مردان اولیه برای در تملک داشتن زنان اولیه آنها را در غارهایشان پنهان کردند تا مبادا نر دیگری آمده و او را تصاحب کند و بعد از آن بارداری و بچه داری پیش آمد و زنان بدین ترتیب در خانه ماندند.

سوژه اول برای کنترل سوژه‌ی دوم یک بهای مشخص می‌پردازد. ما به برسی این رابطه می‌پردازیم تا بدانیم دلیل این اقدام به کنترل چه بوده و سوژه‌ی اول از این رابطه چه نفع مستقیم یا غیرمستقیمی می‌برده. در نظر اول، و بعد با برسی هرچه بیشتر بر ما آشکار می‌شود که ارتباط میان بها/نفع در این رابطه به طرز بسیار بنیادین و شدیدی فاقد تناسب منطقی یا حتی عاطفی‌ست، یعنی سود مستقیم و غیرمستقیم ِ اقدام به کنترل نه از نظر عقلانی و نه حتی از منظری احساسی با بهایی که سوژه‌ی اول برای برخورداری از آن می‌پرداخته در تناسب نیست. درپی این اکتشاف ناچار می‌شویم برای ریشه‌یابی پدیده به برسی علل و انگیزه‌های ثانویه در این ارتباط بپردازیم(زیرا علل و انگیزه‌های اولیه همه بطور بسیار گسترده‌ای به سود سوژه‌ی دوم تنظیم شده بودند). در این جستجو، تنها دلیلی که می‌توانیم برای اقدام به کنترل سوژه‌ی اول پیدا بکنیم همچنان دلیلی‌ست که بیشترین منفعت آن به سوژه‌ی دوم می‌رسد، اما میزان تضاد میان سودی که سوژه‌ی اول می‌برد و بهایی که برای آن می‌پردازد بسیار کمتر است. از این مشاهده، که در تمام مراحل آن سوژه‌ی دوم دست بالاتر را در اختیار دارد و در پایان نیز نفع بیشتری نسیب او می‌شود، و سوژه‌ی اول بهای سنگین‌تری پرداخت می‌کند می‌توانیم نتیجه بگیریم که این ارتباط، بر مبنای نیازهای عینی، به خاطر برقراری سود مستقیم و به درخواست دائم و فعال سوژه‌ی دوم اغاز شده و ادامه یافته.

هیچ نفعی برای مردان ندارد که خیابان را ملک شخصی خودشان بدانند، خیابان جای دلپذیری نیست. طبق معمول زنان مثل کودکان خردسال مسئولیت و امتیاز را اشتباه گرفته‌اند و تصور می‌کنند چون بزرگترشان می‌تواند هر وقت خواست کلوچه‌های خوشمزه را بخورد و لازم نیست از کسی بخاطر آن اجازه بگیرد، لابد محدودیت دیگری ندارد و به نحوی از او «آزادتر» است. از فردا به مردانتان پیشنهاد بکنید تا در خانه بمانند و شما خرجشان را می‌دهید، انتخاب جنسی و همسرگزینی با شماست، شروط ارتباط را شما تعیین می‌کنید، و من موظف به تقبل وظایف اجتماعی، اقتصادی و قانونی تو هستم. ببینیم چند درصدشان «مزایای» خود را رها نمی‌کنند و «مایملک شخصی»شان را دو دستی تقدیم نمی‌کنند.
Ouroboros نوشته: ۱. چون نیمه شب بیرون از خانه بودن خطرناک است(فارغ از جنسیت)، و زنان ارزشمندتر از آن محسوب می‌شده‌اند که به پاسبانی و شبگردی و ... گماشته بشوند. زنی که این معادله‌ را برهم می‌زند...

پرپیداست که میزان این خطر برای زنان سنجش‌پذیر با مردان نیست. گویا
خودتان هم می‌دانید که در اجتماع سنت‌گرا، معادله‌های دگماتیستی برای
زنان مرز و کرانه‌هایی را تبیین می‌کند که زنان ِ پایبند به معادلات را محصور
و محدود می‌کند؛ جالب اما اینجاست که هرنقطه ای از این مدل سنتی که
به مزاج شما خوش نیست را به شدت ضدمرد قلمداد میکنید و مردادن را برده
سیستم، و نقاط دیگر که پاد زنان است را تنها برهم ریختن معادله!

Ouroboros نوشته: هفته‌ای نبود که یکی از دوستان را وسط خیابان چاقو نزنند، یا حتی در روز روشن خفت‌گیر نکنند

E107
Ouroboros نوشته: سوژه اول برای کنترل سوژه‌ی دوم یک بهای مشخص می‌پردازد. ما به برسی این رابطه می‌پردازیم تا بدانیم دلیل این اقدام به کنترل چه بوده و سوژه‌ی اول از این رابطه چه نفع مستقیم یا غیرمستقیمی می‌برده. در نظر اول، و بعد با برسی هرچه بیشتر بر ما آشکار می‌شود که ارتباط میان بها/نفع در این رابطه به طرز بسیار بنیادین و شدیدی فاقد تناسب منطقی یا حتی عاطفی‌ست، یعنی سود مستقیم و غیرمستقیم ِ اقدام به کنترل نه از نظر عقلانی و نه حتی از منظری احساسی با بهایی که سوژه‌ی اول برای برخورداری از آن می‌پرداخته در تناسب نیست. درپی این اکتشاف ناچار می‌شویم برای ریشه‌یابی پدیده به برسی علل و انگیزه‌های ثانویه در این ارتباط بپردازیم(زیرا علل و انگیزه‌های اولیه همه بطور بسیار گسترده‌ای به سود سوژه‌ی دوم تنظیم شده بودند). در این جستجو، تنها دلیلی که می‌توانیم برای اقدام به کنترل سوژه‌ی اول پیدا بکنیم همچنان دلیلی‌ست که بیشترین منفعت آن به سوژه‌ی دوم می‌رسد، اما میزان تضاد میان سودی که سوژه‌ی اول می‌برد و بهایی که برای آن می‌پردازد بسیار کمتر است. از این مشاهده، که در تمام مراحل آن سوژه‌ی دوم دست بالاتر را در اختیار دارد و در پایان نیز نفع بیشتری نسیب او می‌شود، و سوژه‌ی اول بهای سنگین‌تری پرداخت می‌کند می‌توانیم نتیجه بگیریم که این ارتباط، بر مبنای نیازهای عینی، به خاطر برقراری سود مستقیم و به درخواست دائم و فعال سوژه‌ی دوم اغاز شده و ادامه یافته.

هیچ نفعی برای مردان ندارد که خیابان را ملک شخصی خودشان بدانند، خیابان جای دلپذیری نیست. طبق معمول زنان مثل کودکان خردسال مسئولیت و امتیاز را اشتباه گرفته‌اند و تصور می‌کنند چون بزرگترشان می‌تواند هر وقت خواست کلوچه‌های خوشمزه را بخورد و لازم نیست از کسی بخاطر آن اجازه بگیرد، لابد محدودیت دیگری ندارد و به نحوی از او «آزادتر» است. از فردا به مردانتان پیشنهاد بکنید تا در خانه بمانند و شما خرجشان را می‌دهید، انتخاب جنسی و همسرگزینی با شماست، شروط ارتباط را شما تعیین می‌کنید، و من موظف به تقبل وظایف اجتماعی، اقتصادی و قانونی تو هستم. ببینیم چند درصدشان «مزایای» خود را رها نمی‌کنند و «مایملک شخصی»شان را دو دستی تقدیم نمی‌کنند.


E414
به این شوری هم نبوده، چه سودی بالاتر از اینکه ژنهای سوژه اول بدون دردسر منتقل و حفظ شده؟ در طبیعت سودی بالاتر از این سراغ دارید؟ غیر از این زنان اولیه هم چندان دست به دهن و چشم به دست نرینه هایشان نبوده اند، اگر به قبیله های بدوی نگاه کنیم، میبینیم که زنان و مردان با هم هزینه های زندگیِ مشترک را میپردازند و با این وجود مردان فرمانروایند و زنان فرمانبر، اینکه تامین هزینه های زندگیِ خانوادگی به طور کامل به مردان منتقل شد رو من تحت تاثیر ادیان میدونم. و شما هم بسیار اغراق میکنید، تا همین یکی - دو قرن پیش انتخاب جنسی و همسرگزینی، شروع ارتباط و ... همه با مرد بوده، اکنون کمی وضعیت متعادل شده.
برای من؛ تنها خیابان رفتن و آسوده گشتن آرزوی دست نیافتنی نیست و البته حسرتش رو هم نمیخورم، خیابان مال شماست و در نتیجه لذت تنها بیرون رفتن و در خیابان گشتن رو درک نمیکنید. ولی من با نفس زنانه و مردانه کردن مکان ها و فضاها و روابط و نقش ها و موقعیت ها مشکل دارم تا حدودی.
و اگر به من باشه هرگز در زندگی ام از هیچ مردی انتظار نخواهم داشت هزینه های زندگی ام رو تامین کند.
Alice نوشته: پرپیداست که میزان این خطر برای زنان سنجش‌پذیر با مردان نیست. گویا
خودتان هم می‌دانید که در اجتماع سنت‌گرا، معادله‌های دگماتیستی برای
زنان مرز و کرانه‌هایی را تبیین می‌کند که زنان ِ پایبند به معادلات را محصور
و محدود می‌کند؛ جالب اما اینجاست که هرنقطه ای از این مدل سنتی که
به مزاج شما خوش نیست را به شدت ضدمرد قلمداد میکنید و مردادن را برده
سیستم، و نقاط دیگر که پاد زنان است را تنها برهم ریختن معادله!
آنچه امیر میگوید اینست که سودی برای مردان نیست و محدودیت/معذوریت به خیابان رفتن بمعنای سود نیست.مانند اینست که کسی مدعی شود اگر زمینداری/پادشاهی به میان رعیت‌ها برود و آنجا مالش را بدزدند و توی سرش بزنند نشان از بهره کشی رعیت‌ها از زمیندارها دارند نه اینکه زمیندار بقیه را استعمار کرده فرستاده در خیابان بعد خودش بدون مهارتی لازم در کاخ خود لم داده و از دسترنج رعیت‌ها استفاده میکند.
در داستان شاهزاده و گدا هم گویا گدا استعمارگر بوده و ما خبر نداشته‌ایم :)))

جالب است که البته خوک دانستن مردها و در نظر گرفتن زنان بعنوان فرشتگانی که از آسمان افتاده‌اند (با توان توضیح صفر درباره چرایی ،به ادعای خود، بهره کشی مردان از زنان و نه برعکس آن) گویا فلسفه بافی نیست !!
viviyan نوشته: به این شوری هم نبوده، چه سودی بالاتر از اینکه ژنهای سوژه اول بدون دردسر منتقل و حفظ شده؟ در طبیعت سودی بالاتر از این سراغ دارید؟
E404
این چگونه «سودی» است؟! ژنهای زن وسط راه غیب می‌شده‌اند؟! فقط مرد خزانه‌ی ژنتیکی خود را انتقال می‌داده؟! این یک «سود» دو طرفه و متقابل بوده.

viviyan نوشته: غیر از این زنان اولیه هم چندان دست به دهن و چشم به دست نرینه هایشان نبوده اند، اگر به قبیله های بدوی نگاه کنیم، میبینیم که زنان و مردان با هم هزینه های زندگیِ مشترک را میپردازند و با این وجود مردان فرمانروایند و زنان فرمانبر، اینکه تامین هزینه های زندگیِ خانوادگی به طور کامل به مردان منتقل شد رو من تحت تاثیر ادیان میدونم. و شما هم بسیار اغراق میکنید، تا همین یکی - دو قرن پیش انتخاب جنسی و همسرگزینی، شروع ارتباط و ... همه با مرد بوده، اکنون کمی وضعیت متعادل شده.

خیر. انتخاب جنسی همواره در انحصار زنان بوده و هست و احتمالا خواهد بود، عناصر فرهنگی دخیل در معیارهای این همسرگزینی یا محدودیت احتمالی که در مقاطع گذری و بصورت صوری بر این انتخاب اثر می‌گذاشته‌اند(مثل انتخاب شوهر توسط پدر دختر برای مثال)، بدلیل تضمین هرچه بیشتر منفعت زن بوده‌اند زیرا تشخیص جنس مرغوب وقتی در خانه پنهان شده‌اید و در جامعه حضور ندارید توسط خود زن ممکن نیست. کُل نکته همینست، تمام کنترلی که در اختیار مرد قرار داده می‌شده فقط بدلیل تضمین توانایی او جهت مراقبت/محافظت از زن بوده، به محض آنکه این توانایی متوقف یا حتی کند می‌شده، تمام اختیارات نیز در دم سلب می‌شده(اغلب هم با زور خشن دولتی/قانونی).

قبایل بدوی و «فرمانروا/فرمان‌بردار» و «هزینه‌های مشترک» هم بیشتر شبیه به شوخی هستند تا حرف جدی. کدام قبیله‌ی بدوی؟ همانکه فمینیستها اختراع کردند؟ زنان صد هزار سال است که یک دهم بار خود را هم در زندگی نکشیده‌اند، و دسترنج این فرمان‌روایان بی‌تاج و تخت را تا ذره‌ی آخر مصرف کرده‌اند و در نهایت نیز او را بدلیل ناتوانی از پرداخت بیشتر مورد نفرت و سرزنش قرار داده‌اند. شما به مردان نیاز دارید و از رایانه‌ای که اکنون با آن نوشته‌ی مرا می‌خوانید تا نوار بهداشتی که استفاده می‌کنید را نیروی تولید یک مرد پدید آورده. اما بطور ژنتیکی برنامه ریزی شده‌اید تا از این نیاز بیزار باشید و آنرا انکار بکنید و برای پایان دادن به آن بکوشید. تناقض درونی تلخ و غم‌انگیزی‌ست که به یک نسل کامل از زنان میان‌سال ثروتمند و تنها و افسرده در غرب انجامیده.

viviyan نوشته: برای من؛ تنها خیابان رفتن و آسوده گشتن آرزوی دست نیافتنی نیست و البته حسرتش رو هم نمیخورم، من با نفس زنانه و مردانه کردن مکان ها و فضاها و روابط و نقش ها و موقعیت ها مشکل دارم تا حدودی.
و اگر به من باشه هرگز در زندگی ام از هیچ مردی انتظار نخواهم داشت هزینه های زندگی ام رو تامین کند.

با زنانه کردن مکان‌ها هیچ مشکلی ندارید، اگر نباشند مدعی و ناراحت می‌شوید، اگر فردا توالتها و اتوبوسها و واگنهای مترو را همگانی بکنند اولین کسانی که جیغشان گوشها را خواهد خراشید زنان هستند. مشکل اصلی شما با مردانه بودن برخی محیطهاست. دلیل آنهم اینست که زنان برنامه‌ریزی شده‌اند تا بطور دائم نسبت به مردان خود مشکوک باشند و اگر چند مرد تنها جایی گرد هم آمده‌اند حتما دارند بر پاد ما دسیسه‌چینی می‌کنند(زنی که به همسر خود مشکوک بوده احتمال کمتری برای از دست دادن خدمات او به یک زن جوان‌تر/زیباتر داشته). اینست که محیطهای منحصرا مردانه را انکار می‌کنید و «سکسیست» جلوه می‌دهید با آنکه هیچ چیز سکسیستی درباره‌ی آنها وجود ندارد زیرا محدودیت عینی برای حضور زنان در آنها نیست، یا شدت آن از محدودیت مشابهی که مردان با آن روبرو هستند بسیار کمتر است(شما به بخش مردانه‌ی اتوبوس وارد می‌شوید و با خیالت می‌نشیند اما من هرگز نمی‌توانم چنان بکنم). زنان به محیطهای مردانه وارد می‌شوند، آنها را برای مردان فاقد هرگونه جذابیتی می‌کنند و سپس که مردان یکسره آنرا ترک و رها کردند می‌روند سراغ مامن جدیدی که برای خود یافته‌اند و در آن روانشناسی مرد به رسمیت شناخته می‌شود و مورد احترام است، و به نابود کردن آن می‌پردازند!

بدیهی‌ست که هیچ زنی، هیچ توقعی از هیچ مردی ندارد، آنها خودشان انجام می‌دهند. E418
Alice نوشته: پرپیداست که میزان این خطر برای زنان سنجش‌پذیر با مردان نیست. گویا
خودتان هم می‌دانید که در اجتماع سنت‌گرا، معادله‌های دگماتیستی برای
زنان مرز و کرانه‌هایی را تبیین می‌کند که زنان ِ پایبند به معادلات را محصور
و محدود می‌کند؛ جالب اما اینجاست که هرنقطه ای از این مدل سنتی که
به مزاج شما خوش نیست را به شدت ضدمرد قلمداد میکنید و مردادن را برده
سیستم، و نقاط دیگر که پاد زنان است را تنها برهم ریختن معادله!

مرد و زن هر دو به نحوی برده‌ی سیستم هستند، اما بردگان هم جایگاه‌های مختلفی داشته‌اند، نگاهی به فیلم تارانتینو بیاندازید: برده‌ی خانگی، برده‌ی سر زمین و ... اما این ربطی به بحث ندارد. مشکل خود سیستم زن‌محور است.
این سیستم به نحوی تنظیم شده تا مرد را در این معادله که بطور دائم و بی‌وقفه از ان متضرر می‌شود باقی نگاه بدارد: اینکه مرد را از کودکی دورانداختنی بار می‌آورند(و دورانداختنی یعنی جان و امنیت یک زن مهمتر از همان یک مرد است، در ماجرای سنگسار مثلا یک جنبه از آنرا نشان دادیم، یکی دیگر را می‌توانید بروید بهشت زهرا قطعه‌ی شهدا ملاحظه بکنید)، اینکه «غیرت» برای مرد را تشویق و تقویت می‌کند(که چیزی بجز شرح وظیفه‌ی تامین امنیت زن نیست)، اینکه روشهای آلترناتیو ارضای میل جنسی مرد، از همجنسگرایی تا خودارضایی را با شدت و حدت بسیار بیشتری سرکوب می‌کند. با تحقیر مردانی که به هر دلیلی، از ضعف جسمانی گرفته تا بی‌میلی شخصی ... قادر به برآوردن وظیفه‌ی مذکور نیستند، با تغذیه‌ی نیاز و عقده‌ی مادریابی در مردان با تثبیت این تصویر ذهنی «فداکار» و «مهربان» و «شریک زندگی» از زنان با استفاده از تمامی ابزارهای فرهنگی، هنری، مذهبی، قانونی، رسانه‌ای و ... که در اختیار دارد و ...

برنده‌ی نهایی سیستم سنتی بچه‌ها هستند، که امنیت و بقای آنها به قیمت فداکاری پدر و مادر تضمین می‌شود. اما نسبت این فداکاری برای مرد و زن همشه ده به یک است(حتی با در نظر گرفتن مخاطرات بارداری و زایمان برای زنان)، و بهره‌ای که زن از این رابطه می‌برده به مراتب بیشتر، و بهایی که پرداخت می‌کرده همواره ارزشمند برای سرویسی که در مقابل دریافت می‌کرده.
Russell نوشته: آنچه امیر میگوید اینست که سودی برای مردان نیست و محدودیت/معذوریت به خیابان رفتن بمعنای سود نیست.مانند اینست که کسی مدعی شود اگر زمینداری/پادشاهی به میان رعیت‌ها برود و آنجا مالش را بدزدند و توی سرش بزنند نشان از بهره کشی رعیت‌ها از زمیندارها دارند نه اینکه زمیندار بقیه را استعمار کرده فرستاده در خیابان بعد خودش بدون مهارتی لازم در کاخ خود لم داده و از دسترنج رعیت‌ها استفاده میکند.
در داستان شاهزاده و گدا هم گویا گدا استعمارگر بوده و ما خبر نداشته‌ایم :)))

مثال بسیار خوبی بود، از آن قطعا استفاده خواهم کرد. E00e
Ouroboros نوشته: E404
این چگونه «سودی» است؟! ژنهای زن وسط راه غیب می‌شده‌اند؟! فقط مرد خزانه‌ی ژنتیکی خود را انتقال می‌داده؟! این یک «سود» دو طرفه و متقابل بوده.


فکر کنم خودتان یه بار نوشته بودید که زنان برای انتقال ژنهایشان به دلیل وجود دم و دستگاه تولیدمثل در بدنشون به اندازه مردها کارشون سخت نیست E402


Ouroboros نوشته: خیر. انتخاب جنسی همواره در انحصار زنان بوده و هست و احتمالا خواهد بود، عناصر فرهنگی دخیل در معیارهای این همسرگزینی یا محدودیت احتمالی که در مقاطع گذری و بصورت صوری بر این انتخاب اثر می‌گذاشته‌اند(مثل انتخاب شوهر توسط پدر دختر برای مثال)، بدلیل تضمین هرچه بیشتر منفعت زن بوده‌اند زیرا تشخیص جنس مرغوب وقتی در خانه پنهان شده‌اید و در جامعه حضور ندارید توسط خود زن ممکن نیست. کُل نکته همینست، تمام کنترلی که در اختیار مرد قرار داده می‌شده فقط بدلیل تضمین توانایی او جهت مراقبت/محافظت از زن بوده، به محض آنکه این توانایی متوقف یا حتی کند می‌شده، تمام اختیارات نیز در دم سلب می‌شده(اغلب هم با زور خشن دولتی/قانونی).

قبایل بدوی و «فرمانروا/فرمان‌بردار» و «هزینه‌های مشترک» هم بیشتر شبیه به شوخی هستند تا حرف جدی. کدام قبیله‌ی بدوی؟ همانکه فمینیستها اختراع کردند؟ زنان صد هزار سال است که یک دهم بار خود را هم در زندگی نکشیده‌اند، و دسترنج این فرمان‌روایان بی‌تاج و تخت را تا ذره‌ی آخر مصرف کرده‌اند و در نهایت نیز او را بدلیل ناتوانی از پرداخت بیشتر مورد نفرت و سرزنش قرار داده‌اند. شما به مردان نیاز دارید و از رایانه‌ای که اکنون با آن نوشته‌ی مرا می‌خوانید تا نوار بهداشتی که استفاده می‌کنید را نیروی تولید یک مرد پدید آورده. اما بطور ژنتیکی برنامه ریزی شده‌اید تا از این نیاز بیزار باشید و آنرا انکار بکنید و برای پایان دادن به آن بکوشید. تناقض درونی تلخ و غم‌انگیزی‌ست که به یک نسل کامل از زنان میان‌سال ثروتمند و تنها و افسرده در غرب انجامیده.


اینکه انتخاب جنسی برعهده زنان بوده، طبیعیه. چون زنان باید هزینه های بارداری و زایمان و پرورش نسل بعد رو بپردازند، در تمام جانوران دیگر هم وضع به همین گونه است و حق هم دارند چون نگران انتقال ژن نامطلوب در قبال انرژی که مصرف میکنند هستند. ولی در انسان ما در هیچ دوره تاریخی نمیبینیم که زنان جفتشون رو انتخاب کرده باشن، همیشه انتخاب گر اول مرد بوده. شما خیلی دید یک طرفانه ای دارید، در دوره هایی حتی مردان با دزدیدن زنان اونارو تصاحب میکردن، در دوره هایی برای مردان امکان چندهمسری وجود داشته (چنان که هنوز هم وجود دارد)، چطور اینها چیزی رو برای شما ثابت نمیکند؟ شما قوانین ازدواج دنیای اسلام رو اون هم نه همه ش تعمیم میدهید به تمام جوامع انسانی، در حالیکه طبق همین قوانین دختر مجرد عملا حق زندگی کردن و لذت بردن از زندگیش رو ندارد.
قبایل بدوی همان قبایلی که ما در تلویزیون میبینیمشان و در آنها زنان هم مانند مردان برهنه اند.


Ouroboros نوشته: با زنانه کردن مکان‌ها هیچ مشکلی ندارید، اگر نباشند مدعی و ناراحت می‌شوید، اگر فردا توالتها و اتوبوسها و واگنهای مترو را همگانی بکنند اولین کسانی که جیغشان گوشها را خواهد خراشید زنان هستند. مشکل اصلی شما با مردانه بودن برخی محیطهاست. دلیل آنهم اینست که زنان برنامه‌ریزی شده‌اند تا بطور دائم نسبت به مردان خود مشکوک باشند و اگر چند مرد تنها جایی گرد هم آمده‌اند حتما دارند بر پاد ما دسیسه‌چینی می‌کنند(زنی که به همسر خود مشکوک بود احتمال کمتری برای از دست دادن خدمات او به یک زن جوان‌تر/زیباتر داشته). اینست که محیطهای منحصرا مردانه را انکار می‌کنید و «سکسیست» جلوه می‌دهید، با آنکه هیچ چیز سکسیستی درباره‌ی آنها وجود ندارد زیرا محدودیت عینی برای حضور زنان در آنها وجود ندارد، یا شدت آن از محدودیتی مشابهی که مردان با آن روبرو هستند بسیار کمتر است(شما به بخش مردانه‌ی اتوبوس وارد می‌شوید و با خیالت می‌نشیند اما من هرگز نمی‌توانم چنان بکنم). زنان به محیطهای مردانه وارد می‌شوند، آنها را برای مردان فاقد هرگونه جذابیتی می‌کنند و سپس که مردان یکسره آنرا ترک و رها کردند می‌روند سراغ مامن جدیدی که برای خود یافته‌اند و در آن روانشناسی مرد به رسمیت شناخته می‌شود و مورد احترام است، و به نابود کردن آن می‌پردازند!

بدیهی‌ست که هیچ زنی، هیچ توقعی از هیچ مردی ندارد، آنها خودشان انجام می‌دهند. E418


هاهاها، اگر زنان جیغشان درمیاد به خاطر عدم رعایت بهداشت توسط برخی مردان هست. فکر کن مثلا زنان دستشویی مردانه رو محفل دسیسه چینی مردان علیه خودشان بدانند E404 طبق تجربیات من زنان علاقه ای به وقت گذروندن در دستشویی های زنانه هم ندارن چه برسه به مردانه و تصرف اونجا. برای من مثلا رفتن به مکان های مردانه کمی چندش آور هم هست ولی اینکه مردان خودشان را مالک مکانی عمومی بدانند، به گونه ای که خودشون رو مجاز به انجام هر رفتاری در آن مکان بدونن کمی غیرقابل تحمله.


Ouroboros نوشته: بدیهی‌ست که هیچ زنی، هیچ توقعی از هیچ مردی ندارد، آنها خودشان انجام می‌دهند. E418

خب پس؛ خودشون میخوان. دندشون نرم E402
صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124 125 126 127 128 129 130 131 132 133 134 135 136 137 138 139 140 141 142 143 144 145 146 147 148 149 150 151 152 153 154 155 156 157 158 159 160 161 162 163 164 165 166 167 168 169 170 171 172 173 174 175 176 177 178 179 180 181 182 183 184 185 186 187 188 189 190 191 192 193 194 195 196 197 198 199 200 201 202 203 204 205 206 207 208 209 210 211 212 213 214 215 216 217 218 219 220 221 222 223 224 225 226 227 228 229 230 231 232 233 234 235 236 237 238 239 240 241 242 243 244 245 246 247 248 249 250 251 252 253 254 255 256 257 258 259 260 261 262 263 264 265 266 267 268 269 270 271 272 273 274 275 276 277 278 279 280 281 282 283 284 285 286 287 288 289 290 291 292 293 294 295 296 297 298 299 300 301 302 303 304 305 306 307 308 309 310 311 312 313 314 315 316 317 318 319 320 321 322 323 324 325 326 327 328 329 330 331 332 333 334 335 336 337 338 339 340 341 342 343 344 345 346 347 348 349 350 351 352 353 354 355 356 357 358 359 360 361 362 363 364 365 366 367 368 369 370 371 372 373 374 375 376 377 378 379 380 381 382 383 384 385 386 387 388 389 390 391 392 393 394 395 396 397 398 399 400 401 402 403 404 405 406 407 408 409 410 411 412 413 414 415 416 417 418 419 420 421 422 423 424 425 426 427 428 429 430 431 432 433 434 435 436 437 438 439 440 441 442 443 444 445 446 447 448 449 450 451 452 453 454 455 456 457 458 459 460 461 462 463 464 465 466 467 468 469 470 471 472 473 474 475 476 477 478 479 480 481 482 483 484 485 486 487 488 489 490 491 492 493 494 495 496 497 498 499 500 501 502 503 504 505 506 507 508 509 510 511 512 513 514 515 516 517 518 519 520 521 522 523 524 525 526 527 528 529 530 531 532 533 534 535 536 537 538 539 540 541 542 543 544 545 546 547 548 549 550 551 552 553 554 555 556 557 558 559 560 561 562 563 564 565 566 567 568 569 570 571 572 573 574 575 576 577 578 579 580 581 582 583 584 585 586 587 588 589 590 591 592 593 594 595 596 597 598 599 600 601 602 603 604 605 606 607 608 609 610 611 612 613 614 615 616 617 618 619 620 621 622 623 624 625 626 627 628 629 630 631 632 633 634 635 636 637 638 639 640 641 642 643 644 645 646 647 648 649 650 651 652 653 654 655 656 657 658 659 660 661 662 663 664 665 666 667 668 669 670 671 672 673 674 675 676 677 678 679 680 681 682 683 684 685 686 687 688 689 690 691 692 693 694 695 696 697 698 699 700 701 702 703 704 705 706 707 708 709 710 711 712 713 714 715 716 717 718 719 720 721 722 723 724 725 726 727 728 729 730 731 732 733 734 735 736 737 738 739 740 741 742 743 744 745 746 747 748 749 750 751 752 753 754 755 756 757 758 759 760 761 762 763 764 765 766 767 768 769 770 771 772 773 774 775 776 777 778 779 780 781 782 783 784 785 786 787 788 789 790 791 792 793 794 795 796 797 798 799 800 801 802 803 804 805 806 807 808 809 810 811 812 813 814 815 816 817 818 819 820 821 822 823 824 825 826 827 828 829 830 831 832 833 834 835 836 837 838 839 840 841 842 843 844 845 846 847 848 849 850 851 852 853 854 855 856 857 858 859 860 861 862 863 864 865 866 867 868 869 870 871 872 873 874 875 876 877 878 879 880 881 882 883 884 885 886 887 888 889 890 891 892 893 894 895 896 897 898 899 900 901 902 903 904 905 906 907 908 909 910 911 912 913 914 915 916 917 918 919 920 921 922 923 924 925 926 927 928 929 930 931 932 933 934 935 936 937 938 939 940 941 942 943 944 945 946 947 948 949 950 951 952 953 954 955 956 957 958 959 960 961 962 963 964 965 966 967 968 969 970 971 972 973 974 975 976 977 978 979 980 981 982 983 984 985 986 987 988 989 990 991 992 993 994 995 996 997 998 999 1000 1001 1002 1003 1004 1005 1006 1007 1008 1009 1010 1011 1012 1013 1014 1015 1016 1017 1018 1019 1020 1021 1022 1023 1024 1025 1026 1027 1028 1029 1030 1031 1032 1033 1034 1035 1036 1037 1038 1039 1040 1041 1042 1043 1044 1045 1046 1047 1048 1049 1050 1051 1052 1053 1054 1055 1056 1057 1058 1059 1060 1061 1062 1063 1064 1065 1066 1067 1068 1069 1070 1071 1072 1073 1074 1075 1076 1077 1078 1079 1080 1081 1082 1083 1084 1085 1086 1087 1088 1089 1090 1091 1092 1093 1094 1095 1096 1097 1098 1099 1100 1101 1102 1103 1104 1105 1106 1107 1108 1109 1110 1111 1112 1113 1114 1115 1116