دفترچه

نسخه‌ی کامل: کافه دومگو
شما در حال مشاهده نسخه آرشیو هستید. برای مشاهده نسخه کامل کلیک کنید.
undead_knight نوشته: نظر دوستان در مورد تئوری های توطئه ای که دست جمهوری اسلامی و انگلیس و آمریکا و... رو در یک کاسه میبینند چیه!؟:))
این بیش از هرچیز از سوی سلطنت‌طلبها شایع شده، چون نمی‌خواهند و نمی‌توانند باور و قبول کنند که مردم «ایران‌پدر»‌شان را از مملکت بیرون انداخته است! هرگز نقشِ مردم را در سرنگونی رژیم شاهنشاهی نمی‌پذیرند و می‌گویند که آمریکا و انگلیس و بی‌بی‌سی(!) شاه را بیرون کردند چون ایران داشت تبدیل به یک ابرقدرتِ جهانی می‌شدE414
Dariush نوشته: این بیش از هرچیز از سوی سلطنت‌طلبها شایع شده، چون نمی‌خواهند و نمی‌توانند باور و قبول کنند که مردم «ایران‌پدر»‌شان را از مملکت بیرون انداخته است! هرگز نقشِ مردم را در سرنگونی رژیم شاهنشاهی نمی‌پذیرند و می‌گویند که آمریکا و انگلیس و بی‌بی‌سی(!) شاه را بیرون کردند چون ایران داشت تبدیل به یک ابرقدرتِ جهانی می‌شدE414
من نمیدونم چر این کار رو با چین و... نکردند که دشمنی ایدولوژیک و استراتژیک باهاش دارند و نه ایران که متحدشون بو د و روابط دیپلماتیک بالایی باهاشون داشت!:)))
undead_knight نوشته: من نمیدونم چر این کار رو با چین و... نکردند که دشمنی ایدولوژیک و استراتژیک باهاش دارند و نه ایران که متحدشون بو د و روابط دیپلماتیک بالایی باهاشون داشت!:)))
خب این قدری به دلایلِ تاریخی هم برمیگردد آندد. پیشینه‌ی استعماری انگلیس، دست‌اندازی و دخالت‌های آشکار و پنهانِ انگلیس در حکومت‌ها و آخونددوست بودنِ آنها (تعمدا یا به اشتباه) و متحد بودنِ آمریکا با آنها از عواملِ تفکرِ پشتِ صحنه‌انگاریِ انگلیس در تمامِ اتفاقاتِ کائنات هست. اینکه تا 100 صدسالِ پیش انگلیس دستِ توطئه‌اش در خاورمیانه بسیار در کار بود که شکی درش نیست. شما تاریخِ مشروطه را بخوانید ببینید که چگونه انگلیسی‌ها صحنه‌گردانی می‌کردند و همچنین در دیگر اتفاقات چون ملی شدنِ صنعتِ نفت. بسیاری از مشکلاتی که ما اکنون در خاورمیانه داریم از مواریثِ شومِ انگلیس است، از قبیلِ هند و پاکستان، مشکلِ اعراب و اسرائیل، ایران با کشورهای حاشیه خلیج فارس و ... . البته برای من هم سوال است که چگونه انگلیس که از متحدانِ اصلی شاه بوده و در یک کودتا برای طرفداری از او دست داشته چر اینقدر در نوکِ پیکانِ اتهام قرار می‌گیرد! البته در خاطراتِ فرح آمده که سفیر انگلیس روزهای آخر حکومتِ شاه اصرارِ زیادی برای رفتنِ ما از کشور داشت و هر روز می‌آمد دربار و می‌پرسید که چه زمانی می‌خواهید بروید. اما این گمان نمیکنم دلیلِ محکمی باشد. شاه خودش علاقه‌ی واقری به فرار از کشور داشت. سه بار که رسما فرار کرد، عباسِ میلانی در کتابِ شاه می‌گوید چند بارِ دیگر هم می‌خواست فرار کند، راضی‌اش کردند که نرود!
Dariush نوشته: خب این قدری به دلایلِ تاریخی هم برمیگردد آندد. پیشینه‌ی استعماری انگلیس، دست‌اندازی و دخالت‌های آشکار و پنهانِ انگلیس در حکومت‌ها و آخونددوست بودنِ آنها (تعمدا یا به اشتباه) و متحد بودنِ آمریکا با آنها از عواملِ تفکرِ پشتِ صحنه‌انگاریِ انگلیس در تمامِ اتفاقاتِ کائنات هست. اینکه تا 100 صدسالِ پیش انگلیس دستِ توطئه‌اش در خاورمیانه بسیار در کار بود که شکی درش نیست. شما تاریخِ مشروطه را بخوانید ببینید که چگونه انگلیسی‌ها صحنه‌گردانی می‌کردند و همچنین در دیگر اتفاقات چون ملی شدنِ صنعتِ نفت. بسیاری از مشکلاتی که ما اکنون در خاورمیانه داریم از مواریثِ شومِ انگلیس است، از قبیلِ هند و پاکستان، مشکلِ اعراب و اسرائیل، ایران با کشورهای حاشیه خلیج فارس و ... . البته برای من هم سوال است که چگونه انگلیس که از متحدانِ اصلی شاه بوده و در یک کودتا برای طرفداری از او دست داشته چر اینقدر در نوکِ پیکانِ اتهام قرار می‌گیرد! البته در خاطراتِ فرح آمده که سفیر انگلیس روزهای آخر حکومتِ شاه اصرارِ زیادی برای رفتنِ ما از کشور داشت و هر روز می‌آمد دربار و می‌پرسید که چه زمانی می‌خواهید بروید. اما این گمان نمیکنم دلیلِ محکمی باشد. شاه خودش علاقه‌ی واقری به فرار از کشور داشت. سه بار که رسما فرار کرد، عباسِ میلانی در کتابِ شاه می‌گوید چند بارِ دیگر هم می‌خواست فرار کند، راضی‌اش کردند که نرود!
استعمار کلاسیک که اصولا وجودش انکار نشدنیه و خب من هرقدرم به مرز چرت و پرت گویی بیافتم لازم نیست نگران باشی این رو انکار کنم:))
ولی نکتش اینجاست که اینطور تئوری های توطئه در مواردی مثل هند(که انگلیس بسیار آشکارتر و شدیدتر از ایران استعمارش کرده بود) یا کشورهایی که سابقا مستعمره بودند چندان موجودیت جدی ندارند در صورتی که اگر سابقه استعمار به تنهایی موثر بود اینها هم باید به همین شدت این دیدگاه رو داشتند.
از دید من اینها چند فاکتور مهم دیگه هم دارند،مثلا گرایش شدید به تئوری های توطئه(که شاید مذهبی بودن مردم روش بی تاثیر نباشه)که البته خودم هنوز نمیتونم کاملا دلایلش رو بیان کنم و شاید هم از تاثیرات حزب تودست و نفرت پراکنی های کمونیستیشون علیه آمریکا و انگلیس باشه(و البته خود این حزب توده رو به عنوان یک عامل موثر در سوق دادن مردم به سمت تئوری های توطئه میبینم)
یک چیز دیگه که یادم رفته بود بگم اینه که بی بی سی به دلیل معیارهای حرفه ای خبرنگاریش گه گاه و در دوره های تاریخی مختلف متهم به حمایت از جمهوری اسلامی شده.
undead_knight نوشته: ولی نکتش اینجاست که اینطور تئوری های توطئه در مواردی مثل هند(که انگلیس بسیار آشکارتر و شدیدتر از ایران استعمارش کرده بود) یا کشورهایی که سابقا مستعمره بودند چندان موجودیت جدی ندارند در صورتی که اگر سابقه استعمار به تنهایی موثر بود اینها هم باید به همین شدت این دیدگاه رو داشتند.
راستش تا آنجا که من شنیده‌ام در هند هم مردم چندان نسبت به انگلیس خوشبین نیستند. البته نه به اندازه‌ی ایرانیان، اما در میانِ آنها هم گویا تئوری توطئه در موردِ انگلیس رواج دارد. این را از کسانی که در هند درس خوانده‌اند شنیدم.
Dariush نوشته: راستش تا آنجا که من شنیده‌ام در هند هم مردم چندان نسبت به انگلیس خوشبین نیستند. البته نه به اندازه‌ی ایرانیان، اما در میانِ آنها هم گویا تئوری توطئه در موردِ انگلیس رواج دارد. این را از کسانی که در هند درس خوانده‌اند شنیدم.
خب منم نگفتم خوشبین:))
البته من تعامل مستقیم اینترنتی با هندیا زیاد داشتم،یکیشون میگفت نسل قدیم نسبت به انگلیس بدبین هست ولی در نسل جدید چندان نفرت جدی به چشم نمیخوره.
مسئله اصلی هم که من مطرح میکنم بیشتر تئوری های توطئست تا حس و چندان چیزی در این مورد نشنیدم،خودت چیز قابل استنادی در مورد تئوری های توطئه از سمت هندی ها شنیدی؟
من هم دلیل نفرت از انگلیس رو در ایران متوجه نمیشم، اگر بطور نسبی حسای کنیم نفرت از روسیه‌ای که مجلس رو هم به توپ بست باید خیلی بیشتر از انگلیس باشه، اثر دخالت انگلیس و آمریکا در ایران به نسبت بقیه مستعمرات بنظر من بهتر میرسد.این داستان غرب ستیزی و بقول رجعت به سنت اسلامی امثال آل احمد و اینها را من نمیفهمم از کجا دقیقا آب میخورد.بقول دوستان داستانش احتمالا به همان فعالیت شوروی و حزب توده برمیگردد.
undead_knight نوشته: خب منم نگفتم خوشبین:))
البته من تعامل مستقیم اینترنتی با هندیا زیاد داشتم،یکیشون میگفت نسل قدیم نسبت به انگلیس بدبین هست ولی در نسل جدید چندان نفرت جدی به چشم نمیخوره.
مسئله اصلی هم که من مطرح میکنم بیشتر تئوری های توطئست تا حس و چندان چیزی در این مورد نشنیدم،خودت چیز قابل استنادی در مورد تئوری های توطئه از سمت هندی ها شنیدی؟
من تعاملِ مستقیم با هندی‌ها نداشته‌ام (شاید هم داشته‌ام خودم نمیدانم!) از چند نفر از دوستانم که در هند درس خوانده‌اند شنیده‌ام که می‌گویند آنها هم از انگلیس خوششان نمی‌آید. البته درست می‌گویی تئوری توطئه چیزی بیش از خوش نیامدن است و موافقم در این سطح شاید تنها میانِ ایرانیان(و شاید بعضی از اعراب) اینچنین حاد باشد. این تفاوت‌های نسل‌ها هم که اشاره کردی کاملا درست است. همین نسلِ جدید در ایران هم کمتر این چرندیات را باور می‌کنند. کمترین گواهش: انگلیس دومین کشورِ میزبانِ ایرانیانِ مهاجر پس از آمریکا.

به نظر من هم تفکر دینی که همیشه به دنبالِ علت‌ها از خارج از جهانِ عینی‌ست، نقشِ تاثیرگذاری دارد. فرافکنیِ دینی در ایرانیان تنها از اسلام آغاز نشده، پیش از آنهم بوده. فردوسی در موردِ شکستِ ایرانیان در برابرِ اعراب گناه را همش می‌اندازد به گردنِ ماهِ و ستاره و گردون و این چیزها!
Dariush نوشته: به نظر من هم تفکر دینی که همیشه به دنبالِ علت‌ها از خارج از جهانِ عینی‌ست، نقشِ تاثیرگذاری دارد. فرافکنیِ دینی در ایرانیان تنها از اسلام آغاز نشده، پیش از آنهم بوده. فردوسی در موردِ شکستِ ایرانیان در برابرِ اعراب گناه را همش می‌اندازد به گردنِ ماهِ و ستاره و گردون و این چیزها!
اساسا دین و خدا بنگر من بزرگترین و اصلی‌ترین تئوری توطئه هست، توطئه‌ای در مقیاس کیهانی، این هست که با هم خوب میسازند و هر دو هم از طبیعتگرایی بیزار هستند !!
Russell نوشته: من هم دلیل نفرت از انگلیس رو در ایران متوجه نمیشم، اگر بطور نسبی حسای کنیم نفرت از روسیه‌ای که مجلس رو هم به توپ بست باید خیلی بیشتر از انگلیس باشه، اثر دخالت انگلیس و آمریکا در ایران به نسبت بقیه مستعمرات بنظر من بهتر میرسد.این داستان غرب ستیزی و بقول رجعت به سنت اسلامی امثال آل احمد و اینها را من نمیفهمم از کجا دقیقا آب میخورد.بقول دوستان داستانش احتمالا به همان فعالیت شوروی و حزب توده برمیگردد.
این آل احمد که کلا کیس جالبیه!
طرف به خاطر گرایش های مارکسیستی به سمت غیر مذهبی کشیده شده بود و بعد با تولد دوباره اسلامیش! با غرب دشمنی پیدا کرد!:))
من اولین بار ایده این قضیه دخالت های توده و کلا تاثیر تاریخی توده و جریان چپ و شوروی در فرهنگ فعلی ایران رو در مجلات دوره شکوفایی اصلاحات دیدم و حیف که به اونها دسترسی ندارم مگرنه قشنگ اینها رو موشکفانه بررسی کرده بود.