دفترچه

نسخه‌ی کامل: پدافند از حقوق مردان
شما در حال مشاهده نسخه آرشیو هستید. برای مشاهده نسخه کامل کلیک کنید.
نقل قول:حالات روحی و خلقیات و حتی رفتار خجالت‌آور شما برای من اهمییتی ندارند،
ولی خب ظاهرا واکنش شدید نشون دهنده درصدی از اهمیت بود:))
نقل قول:آنچه مایه‌ی انزجار شده شرایطی‌ست که در آن به خودتان اجازه می‌دهید در جستاری جدی، پیرامون خبری ناگوار «جوک» تعریف بکنید و هیچ صدای اعتراضی از رفقای پرشمارتان بلند نشود و اگر آنرا به «مردستیزی» ربط بدهیم متهم به تعمیم بی‌جا و جا زدن موارد استثنایی به عنوان روال و ... بشویم.
اوهوم فهمیدم،دل دوستان از جوک گفتن و احیانا انحراف بحث شکسته:))خب همینجا از دوستان دلنازکی مثل شما بابت این انحراف عظیم و نابشخودنی عذر میخوام:))

نقل قول:این فضای مسموم را ایدئولوژی منحرفی که پیرو آن هستید با تبلیغ این ایده که تمام مردان از بدو تولد «ظالم» هستند بوجود آورده. اگرنه در میان اینهمه آدم «بی‌عاطفه» و «فاقد حس نوع‌دوستی» کسی به این خبر نمی‌خندد.
یک سری آه و ناله پر سوز گداز که طبیعتا بدون شواهد و مدارک ارزشی نداره:)خیر بارها گفتم که این برداشت از فمنیسم جز تصورات شماست و حداقل میتونسید با آوردن نقل قولی از یک فمنیست ما رو راضی کنید که چیزی بیش از یک خیال هست و بخش هایی از فمنیست ها واقعا به چنین چیزی باور دارند:)
من به موضوعاتی که به سکس مربوط باشه میخندم و لزوما به هرچیزی نمیخندم، و همین مورد اگر برای یک مرد هم اتفاق میافتاد نمیخندیدم:)

نقل قول:پدافند از حقوق مردان برملا کردن و تقبیح این استانداردها و برخوردهای دوگانه است، اقدام به قتل یک دختربچه به دلایل جنسیتی ماه‌ها خبر اول جهان می‌شود و میلیونها نفر برای کمک کردن به او بسیج می‌شوند، اما خبر قتل یک پسربچه به انگیزه‌های مشابه در یکی دو خبرگزاری نقل می‌شود و اینجا هم مورد تمسخر قرار می‌گیرد. البته که فمینیسم را مقصر می‌دانیم.
در هر حال فارق از مقصر بودن یا نبودن فمنیسم اینکه اساسا این رفتار من ربطی به فمینست بودنم نداشت و اشتباها برچسب زدی تغییر نمیکنه:))
دیونمایی پدران

از جمله مکاشفاتی که «مردستیزی» در هر بعد و شکلی با تمام توان در جهت تحریف و تضعیف آن حرکت می‌کند، این واقعیت بدیهی‌ست که مردان دارای وجوهاتی متفاوت از زندگی فردی و اجتماعی هستند : یک مرد می‌تواند انسانی وارسته، اما همسایه‌ای بد باشد. فرزند ناخلفی برای والدین خود، اما همکاری دلسوز و مهربان باشد. پدری دلسوز، اما شوهری افتضاح باشد. دوستی شفیق و وفادار برای رفقای خود، اما مشعوقی خیانتکار باشد. کاسبی زرنگ، اما دلبری دست و پا چلفتی باشد و ... در یک کلام ساده: «مرد» موجودی تک‌بعدی نیست که بی‌استفاده بودن او در یک عرصه، به معنای بی‌استفاده بودن او برای کل بشریت تلقی بشود.


«همسران سابق عصبانی» که به نحوی سیستماتیک بچه‌ها را برپاد پدرشان شستشوی مغزی می‌دهند دشواری تمام جوامعی‌ست که در آنها مدل سنتی خانواده به چالش کشیده شده و آمار طلاق سر به آسمان گذاشته. اما این مشکل در ایران حتی محدود به خانواده‌های از هم پاشیده شده نیست، و غیبت پدر که برابر با برخورداری انحصاری مادران از امتیاز تربیت فرزندانشان محسوب می‌شود و محدود شدن شدید امکان پدر برای مشارکت در پرورش آنها بدلیل ثقل مشغله‌ی ناشی از اداره‌ی کامل اقتصادی یک خانواده، مایه‌ی پدید آمدن نوعی «طلاق عاطفی» و درپی آن، تداوم دیونمایی پدر با وجود برجا بودن پیوند ازدواج می‌شود. اما شکی نیست که این محدودیت ِ نادیده و همواره ناگفته‌ی پدران در سپری کردن زمان با بچه‌هایشان زمانی روی تند خود را بیشتر می‌نماید که «ازدواج» دچار مشکل شده، به مانند تمامی پیوندهای مذهبی و منسوخی که کارکرد آغازین خود را مدتها پیش از دست داده‌اند به دردسر می‌افتد.

هیچ بچه‌ای نباید وادار به شنیدن انتقادات بجا یا نابجای یکی از والدین نسبت به دیگری باشد، و تصویر ذهنی والایی که از والدین خود دارد را شرحه‌شرحه ببیند. و هیچ کس نمی‌باید تنها بدلیل عدم موفقیت در ازدواج خود، حق برخورداری از پدری که بچه‌های خود را به رغم «شوهر بدی بودن» دوست می‌دارد از آنها بگیرد.

بسیاری از کودکان طلاق در ایران، افزون بر تمام مصائبی که بصورت بین‌المللی برای چنان کسانی وجود دارد، باید در مقام روانکاو والدینی که از پذیرش هرگونه مسئولیتی جهت شکست ازدواجشان تن در می‌زنند و لحظه‌ای از یادآوری ایرادات بی‌شمار طرف مقابل غافل نمی‌شوند نیز به ایفای نقش بپردازند و بطور روزانه، از قصور بی‌رحمانه‌ی دجال خبیثی بشنوند که هرگز به نیازها و تقاضاهای منطقی مادرشان اهمیتی نمی‌داده و لحظه‌ای از عنایت به زنان دیگر دست برنمی‌داشته و ... دیوسازی پدران چنان در ایران رسم و شایع است که کمتر کسی را بدون تجربه‌ی دست اول از آن می‌توان یافت، اما حتی یک مقاله درباره‌ی آن منتشر نشده و یک مطالعه‌ی ساده پیرامون آن صورت نمی‌پذیرد. چرا؟ برای یافتن پاسخ شاید بهتر باشد به برسی شرایط مشابه در بخشی از جهان که این پدیده تنها محدود به ازدواجهای مختوم به طلاق است بپردازیم، در اینجا بدلیل عدم وجود اسلام و قبح اخلاقی برای طلاق، به محض بروز دشواری‌ها زن و مرد از یکدیگر جدا می‌شوند. به دلیل فعالیتهای «برابری‌خواهانه‌ی» فمینیسم، در 84% موارد دادگاه بچه را به مادر می‌سپرد و پدر را وادار می‌کند بصورت ماهیانه «حمایت از بچه» به مادر بپردازد. لابد می‌اندیشید در فرهنگی که «ساختن و سوختن» چندان مُد نیست و طرف به آسانی طلاق می‌گیرد حتما مشکل دیوسازی از پدران هم باید تمام شده باشد؟ اشتباه می‌کنید، طلبکاری فرگشتیکی را با پرداخت عینی نمی‌توان پایان داد: زنان خود درخواست طلاق می‌دهند(75%)، سرپرستی بچه‌ها را برنده می‌شوند(84%)و خرج او را هم می‌گیرند، اما هنوز مشکل دیونمایی پدران در حضور بچه‌ها نه فقط به قوت خود باقی‌ست، شاید حتی تشدید هم شده باشد.


مطالعه‌ی این کتاب به تمام کسانی که به این موضوع علاقه دارند توصیه می‌شود.
undead_knight نوشته: یک سری آه و ناله پر سوز گداز که طبیعتا بدون شواهد و مدارک ارزشی نداره:)خیر بارها گفتم که این برداشت از فمنیسم جز تصورات شماست و حداقل میتونسید با آوردن نقل قولی از یک فمنیست ما رو راضی کنید که چیزی بیش از یک خیال هست و بخش هایی از فمنیست ها واقعا به چنین چیزی باور دارند:)

SCUM Manifesto - Wikipedia, the free encyclopedia
Ouroboros نوشته: SCUM Manifesto - Wikipedia, the free encyclopedia
من همینو میخوام،منبع دادن:))خب راستش من این شاخه افراطی فمنیسم رو ندیده بودم ولی در کل حتی وقتی خودم برای چیزی منبع داشته بشم تا زمانی که مدعی نتونه منبعی برای حرفش بیاره به نطر من اعتبار چندانی نداره:)
خب به جز بخش های غیر علمی و مردستیزش باید گفت بخش های آنارشیستیش چندان هم بد نبودا:))
نقل قول: این فضای مسموم را ایدئولوژی منحرفی که پیرو آن هستید با تبلیغ این ایده که تمام مردان از بدو تولد «ظالم» هستند بوجود آورده.
فرض میکنیم که من پیرو ایدولوژی منحرف فمنیسم!هستم:))
حرفت راهی به جز این باقی نیمزاره که شاخه ای افراطی که کل اعضاش فقط یک نفر(خود نویسنده)!:))هست رو مساوی فمنیسم قرار بدیم!:))
undead_knight نوشته: شاخه ای افراطی که کل اعضاش فقط یک نفر(خود نویسنده)!

در همان پاراگراف نخست :
نقل قول:Reprinted at least 10 times, translated into 13 languages, and excerpted several times
Dariush نوشته: در همان پاراگراف نخست :

من هم دقیقا میخواستم همین را بگویم!

گویا این بازی‌ها پایانی ندارد, یکبار دیگر:

"Feminism is the belief that we can make both sexes equal by focusing on the issues of one of them.” -The Amazing Atheist.

مادین‌گرایی (فمینیسم) باوری است که میتوانیم دو جنس را بِراهِ نگرش تنها به دُشواری‌های یکی از آنها برابر سازیم.

این شیوه کار نمیکند! مادین‌گرایی هرگز در راستای برابری پیش نمیرود, تنها در راستای "برابرتر" کردن پیش رفته و خواهد رفت.


در همان جُستار بالا, این یکی جنبش هم آمده که خواندنی است: Separatist feminism - WiKi

Separatist feminism is a form of radical feminism that holds that opposition to patriarchy is best done through focusing exclusively on women and girls.[1] Some separatist feminists do not believe that men can make positive contributions to the feminist movement and that even well-intentioned men replicate the dynamics of patriarchy.[2]...



و این هم «آرمانشهرِ لزبین‌ها»: Lesbian utopia - WiKi

و رویکرد ایشان را بخوانید:

In addition to advocating withdrawal from working, personal or casual relationships with men, The Furies recommended that Lesbian Separatists relate "only (with) women who cut their ties to male privilege"[9] and suggest that "as long as women still benefit from heterosexuality, receive its privileges and security, they will at some point have to betray their sisters, especially Lesbian sisters who do not receive those benefits."[9]


ترزبان کوتاه شده: «زنان لزبین تا زمانیکه نیاز است با وانمود و دروغگویی در رابطه با دگرجنس‌گرایان بهره‌یِ مالی/امنیتی ببرند, مگر هنگامیکه توانستند به خودسالاری دستیابند.»
این هم گفت آورد‌های مردستیزانه ای از فمینیست‌هایِ سرآوازه:


■“The more famous and powerful I get the more power I have to hurt men.” — Sharon Stone
Sharon Stone - WiKi

«هر چه معروفتر و توانمندتر میشوم, توانِ بیشتری برای آزارِ مردها میابم» - شارون استون


■“I feel that ‘man-hating’ is an honourable and viable political act, that the oppressed have a right to class-hatred against the class that is oppressing them.” – Robin Morgan, Ms. Magazine Editor
Robin Morgan - WiKi

«من احساس میکنم «مرد-بیزاری» یک کنش افتخارآمیز و سیاسی برازنده است, که سرکوفته حق سرکوفتن رسته‌یِ همبودین سرکوبگر را دارد» - رابین مُرگن, ویراستار Ms. Magazine


■“To call a man an animal is to flatter him; he’s a machine, a walking dildo.” -– Valerie Solanas
Valerie Solanas - WiKi

«حیوان خواندن یک مرد برایش افتخارآمیز است; او یک ماشین است, یک کیر (dildo) جنبان» - ولری سُلـناز, نویسنده‌یِ SCUM Manifesto - WiKi


■“I want to see a man beaten to a bloody pulp with a high-heel shoved in his mouth, like an apple in the mouth of a pig.” — Andrea Dworkin
Andrea Dworkin - WiKi

«میخوام یک مردی را ببینم که با یک کفش پاشنه-بلند فرو رفته در دهنش بریخت یک خمیر خونین کتک خورده درآمده باشد, مانند یک سیب در دهانِ یک خوک» - آندریا وُرکین


■“Rape is nothing more or less than a conscious process of intimidation by which all men keep all women in a state of fear” — Susan Brownmiller
Susan Brownmiller - WiKi

«تجاوز کمابیش چیزی بیشتر از فرایند آگاهانه‌‌ای از سوی همه مردان در هراساندن و نگه‌داشتن زنان در حالتی از ترس نیست» - سوزان براون‌ویلّر


■“In a patriarchal society, all heterosexual intercourse is rape because women, as a group, are not strong enough to give meaningful consent.” — Catharine MacKinnon
Catharine MacKinnon - WiKi

«در یک همبود پدرسالار, همه روابط میان دگرجنس‌گرایان تجاوز است زیرا زنان, در جایگاه یک گروه, به اندازه بسنده توانمند نیستند که پذیرش معناداری داشته باشند» - کاترین مک‌کینن


■“The proportion of men must be reduced to and maintained at approximately 10% of the human race.” — Sally Miller Gearhart
Sally Miller Gearhart - WiKi

«نسبت مردان باید کاسته شده و در ترازی نزدیک به ١٠% نژاد بشر نگه داشته شود» - سَلی میلر


■“Men who are unjustly accused of rape can sometimes gain from the experience.” – Catherine Comins

«مردانی که ناعادلانه به تجاوز محکوم شده‌اند میتوانند یک چیزی از آروینشان یاد بگیرند» - کاترین کامینز


■“All men are rapists and that’s all they are” — Marilyn French
Marilyn French - WiKi

«همه مردان تجاوزگر هستند و این همه چیزی است که میباشند» - مرلین فرنچ
واکنش احتمالی چنین است:
اینها گروهی اقلیتی از جنبش فمینیستی هستند و ربطی به فمینیسم راستین ندارد.
دقیقا شبیه به مسلمانان که هرچه از جنایات و پلیدی‌های مسلمانان مثال می‌اورید میگویند اینها ربطی به اسلام ناب محمدی ندارد . طوری که در انتها در مسلمان بودنِ محمد هم میتوان شک کرد.
Dariush نوشته: واکنش احتمالی چنین است:
اینها گروهی اقلیتی از جنبش فمینیستی هستند و ربطی به فمینیسم راستین ندارد.
دقیقا شبیه به مسلمانان که هرچه از جنایات و پلیدی‌های مسلمانان مثال می‌اورید میگویند اینها ربطی به اسلام ناب محمدی ندارد . طوری که در انتها در مسلمان بودنِ محمد هم میتوان شک کرد.

مسلمان بودن محمد که چیزی نیست داریوش جان, من تا تحریف شدگی قرآنش هم پیش رفته‌ام!!

یعنی مسلمان میگفته: «قرآن تحریف شده, تاریخ تحریف شده, احادیث تحریف شده‌اند, مسلمانان امروز مسلمان‌نما هستند, جمهوری اسلامی
اسلامی نیست, طالبان اسلامی نیست, عربستان اسلامی نیست, اسلامِ امروز هیچکجا اسلام راستین نیست, ولی اسلام به خودی خودش عیبی ندارد.»

21
وارد شدن به «فضای» زنانه:

[ATTACH=CONFIG]1460[/ATTACH]