04-26-2013, 10:33 AM
بنظر بنده این یه بحث تخصصی ریاضیه و باید روش بررسی و تحقیق و مطالعهء گسترده تر ریاضی صورت بگیره. احتمالا هم توسط ریاضیدان ها!
چون مثلا ممکنه تمام یا بیشتر یا خیلی از روابط دیگری که برشمردید، یجورایی از یک رابطهء اولیه مشتق شده باشن. یعنی بعلت اینکه یک مشخصات خاصی داشتن این حروف و کلمات، بعد از نظر ریاضی اون روشهای دیگر هم درواقع منتج به نتایج مشابهی بشن چون درواقع خواص همون رابطهء اوله که به روشهای دیگر هم سرایت میکنه.
خب من تخصص ریاضی خاصی ندارم، ولی از نظر منطقی و پایه این احتمال بنظرم رسید.
پس ممکنه شما در اساس تنها یکسری یا تعداد معدودتری خاصیت اولیه داشته باشی که بعد باید بررسی کنی احتمال تصادفی بودن اونا چقدره، یا اینکه جفت و جور کردنش توسط انسان چقدر سخته.
این روابطی که میگم ممکنه اصلا تاحالا هم کشف نشدن از نظر ریاضی. این احتمال هست. یعنی فلان رابطه در اعداد وجود داشته ولی تاحالا بهش پرداخته/کشف نشده.
خلاصه کار ریاضی تخصصی میخواد، که بنده نه تخصصش رو دارم و نه انگیزه و اولویتش رو.
واسه من خیلی هم مهم نیست حالا روابط آنچنانی که احتمال تصادفی بودن یا درست شدن اونا توسط بشر یک در هزار میلیارد و کمتر باشه صحت داشته باشن یا نه، چون، 1) بنده همینطوریش هم مشکل زیادی با وجود خدا ندارم و مشکل سر مسائل و مشتقات فرعی و دیگری هست 2) بر فرض هم که این روابط درست باشن، از کجا معلوم کار الله (خدای واحد و قادر مطلق اسلام با اون صفاتی که بهش نسبت میدن) باشه؛ مثلا شاید کار موجودات فضایی بسیار پیشرفته تر از ما باشه.
تازه اینا به کنار، این سوال پیش میاد که واقعا با این همه چیز غیرمنطقی و متناقضی که در دین اومدن یا به اسم دین مطرح میشن باید چه کنیم اونوقت! البته این احتمالا جزو همون شمارهء یک باشه که گفتم.
البته من بازم میگم که با مشترکات میان ادیان مشکل اساسی ندارم. ولی شاخ و برگ و چیزهای افزوده بعضا متغایر در دینها و مذاهب زیاد هست که البته بنده دیگه به اونا اهمیتی هم نمیدم.
ضمنا فراتر از توانم هم نمیتونم کاری بکنم؛ حتی اگر الله خودش جلوی چشمم ظاهر بشه!!
فکر میکنم تا همین الانش هم در زندگیم کم و بیش تمام توانم رو بکار گرفتم که آدم خوب و مطابق قوانین الهی/معنویت باشم تا اونجایی که تشخیص میدم و برام قابل قبوله.
البته بعضی وقتا شدیدا به وجود خدا شک میکنم.
حالا اگر ثابت بشه خدایی وجود داره باز بهتره خب آدم امید بیشتری پیدا میکنه. ولی بازم شاید نه! چون میگم اصلا معلوم نیست حالا این خدا واقعا اونطوری که میگن باشه و اون صفات رو داشته باشه. چطور با واقعیت ها تطبیق بدیم؟ شاید غیرممکن نباشه، اما همونقدر کار دشواری میتونه باشه که انجام تمام دستورات دینی. تازه حساب کن من به نظام زندگیهای چندگانه معتقد هستم که باز میتونم بخش اعظم مشکلات در این زمینه رو توجیه کنم.
چون مثلا ممکنه تمام یا بیشتر یا خیلی از روابط دیگری که برشمردید، یجورایی از یک رابطهء اولیه مشتق شده باشن. یعنی بعلت اینکه یک مشخصات خاصی داشتن این حروف و کلمات، بعد از نظر ریاضی اون روشهای دیگر هم درواقع منتج به نتایج مشابهی بشن چون درواقع خواص همون رابطهء اوله که به روشهای دیگر هم سرایت میکنه.
خب من تخصص ریاضی خاصی ندارم، ولی از نظر منطقی و پایه این احتمال بنظرم رسید.
پس ممکنه شما در اساس تنها یکسری یا تعداد معدودتری خاصیت اولیه داشته باشی که بعد باید بررسی کنی احتمال تصادفی بودن اونا چقدره، یا اینکه جفت و جور کردنش توسط انسان چقدر سخته.
این روابطی که میگم ممکنه اصلا تاحالا هم کشف نشدن از نظر ریاضی. این احتمال هست. یعنی فلان رابطه در اعداد وجود داشته ولی تاحالا بهش پرداخته/کشف نشده.
خلاصه کار ریاضی تخصصی میخواد، که بنده نه تخصصش رو دارم و نه انگیزه و اولویتش رو.
واسه من خیلی هم مهم نیست حالا روابط آنچنانی که احتمال تصادفی بودن یا درست شدن اونا توسط بشر یک در هزار میلیارد و کمتر باشه صحت داشته باشن یا نه، چون، 1) بنده همینطوریش هم مشکل زیادی با وجود خدا ندارم و مشکل سر مسائل و مشتقات فرعی و دیگری هست 2) بر فرض هم که این روابط درست باشن، از کجا معلوم کار الله (خدای واحد و قادر مطلق اسلام با اون صفاتی که بهش نسبت میدن) باشه؛ مثلا شاید کار موجودات فضایی بسیار پیشرفته تر از ما باشه.
تازه اینا به کنار، این سوال پیش میاد که واقعا با این همه چیز غیرمنطقی و متناقضی که در دین اومدن یا به اسم دین مطرح میشن باید چه کنیم اونوقت! البته این احتمالا جزو همون شمارهء یک باشه که گفتم.
البته من بازم میگم که با مشترکات میان ادیان مشکل اساسی ندارم. ولی شاخ و برگ و چیزهای افزوده بعضا متغایر در دینها و مذاهب زیاد هست که البته بنده دیگه به اونا اهمیتی هم نمیدم.
ضمنا فراتر از توانم هم نمیتونم کاری بکنم؛ حتی اگر الله خودش جلوی چشمم ظاهر بشه!!
فکر میکنم تا همین الانش هم در زندگیم کم و بیش تمام توانم رو بکار گرفتم که آدم خوب و مطابق قوانین الهی/معنویت باشم تا اونجایی که تشخیص میدم و برام قابل قبوله.
البته بعضی وقتا شدیدا به وجود خدا شک میکنم.
حالا اگر ثابت بشه خدایی وجود داره باز بهتره خب آدم امید بیشتری پیدا میکنه. ولی بازم شاید نه! چون میگم اصلا معلوم نیست حالا این خدا واقعا اونطوری که میگن باشه و اون صفات رو داشته باشه. چطور با واقعیت ها تطبیق بدیم؟ شاید غیرممکن نباشه، اما همونقدر کار دشواری میتونه باشه که انجام تمام دستورات دینی. تازه حساب کن من به نظام زندگیهای چندگانه معتقد هستم که باز میتونم بخش اعظم مشکلات در این زمینه رو توجیه کنم.