10-06-2017, 07:03 PM
با درود بر همگان :e303:
سلبریتی حسین
امسال رفتم جاهایی که از زمان بچگی غیر از تلویزیون دیگه ندیده بودم. البته زورکی نه برای خودزنی بلکه برای شام. برای همین بهتر است بگویم مرا بردند نه اینکه رفتم. رفتیم هر شب هم وعده چلوکباب می دادند ولی غیر از خورشت قیمه و لپه چیزی گیر ما نیامد نامردها! چرا سلبریتی؟ چون به راستی مردم در این ده روز کلی خوشگذارنی می کنند، دور هم جمع می شوند جوک می گویند، می خندند و ... البته در برخی بخش ها نیز خودزنی می کنند. من که در این چند شب اینقدر خندیدم که گمان کنم تا آخر سال نیازی به جوک شنیدن و خندیدن نداشته باشم. البته دوستانی که مرا دعوت کرده بودند یک سخنرانی از احمد قابل کردند تو کت ما، ناچار شدیم تا آخرش را گوش دهیم بعد هم گفتند:
بله ما اینیم، اسلام به ذات خود ندارد مشکلی، که پوزه شان را زدیم و گفتیم ای بابا این احمد قابل سانسور می کنه که سلبریتی کاروان های یزید را غارت کرد، آن قسمت را از قلم می اندازه آدمی که می خواهد فرار کنه که مسیر خود را با چپاول وغارت لو نمی دهد که ... آن شب نزدیک بود قیمه هم نصیب مان نشود و سر گشنه زمین بگذاریم.
باری حالا قیمه بدن ما رفته روی هزار و دو روزی هم که تعطیل بود همه را خوابیدیم تا این قیمه ها هضم شود، خلاصه خستگی مان در رفت.
این ها یک طرف موضوعی که به طور اساسی اندیشه مرا مشغول کرده از این قرار است: یک سری ایرانی ها کشته شده اند بعد از شورش 57 و در هنگام جنگ و در عملیات ها و هنوز هم این کار ادامه دارد... این گونه که پیداست و در ظاهر این کشته شدگان که به آن ها شهید گفته می شود و ما به چشم نیروهای متعصب و کشته مرده آخوندها به آن ها نگاه می کنیم یا دست کم من این گونه می اندیشیدم و در واقع به طور صد در صدی هم این گونه نیستند یا دست کم آن چند تنی که با آن ها دیدار و گفتگو داشتم. نمی دانم چرا اپوزیسون حسابی بر روی این افراد و خانواده ها آن ها باز نمی کند یا نکرده است. به هر حال آن ها نیز ایرانی هستند
در واقع باید چنین تعبیری داشته باشیم که درسته رژیم امام ها و دین مردم را به گروگان گرفته (نان دانی – کسب و کار آن ها این است کار دیگری بلد نیستند) کاری به درستی یا نادرستی دین ندارم، ترامپ هم یک جورهایی می خواهد امریکا را به صورت شرکت خصوصی اداره کند.
در واقع باید اینطور به قضیه نگاه کنیم که هر از چندگاهی این رژیم کسانی را به کشتن می دهد افراد بازمانده و یا خانواده را نمی توان به طور کامل در اردوگاه رژیم به حساب آورد، شاید چند زمانی بتواند شهید را گروگان بگیرد و خانواده او را ناچار به همکاری کند ولی این گروگانگیری تا ابد نمی تواند ادامه پیدا کند. البته هر باری با دادن امتیازی (تحصیل، کار، وام و . . .) کوشش در دلجویی از خانواده و نگه داشتن اعضا خانواده در ارودگاه خود داشته و بدین ترتیب سعی درعقب انداختن بیرون رفتن آن ها از اردوگاه دارد ولی سرانجام این اتفاق خواهد افتاد

سلبریتی حسین

امسال رفتم جاهایی که از زمان بچگی غیر از تلویزیون دیگه ندیده بودم. البته زورکی نه برای خودزنی بلکه برای شام. برای همین بهتر است بگویم مرا بردند نه اینکه رفتم. رفتیم هر شب هم وعده چلوکباب می دادند ولی غیر از خورشت قیمه و لپه چیزی گیر ما نیامد نامردها! چرا سلبریتی؟ چون به راستی مردم در این ده روز کلی خوشگذارنی می کنند، دور هم جمع می شوند جوک می گویند، می خندند و ... البته در برخی بخش ها نیز خودزنی می کنند. من که در این چند شب اینقدر خندیدم که گمان کنم تا آخر سال نیازی به جوک شنیدن و خندیدن نداشته باشم. البته دوستانی که مرا دعوت کرده بودند یک سخنرانی از احمد قابل کردند تو کت ما، ناچار شدیم تا آخرش را گوش دهیم بعد هم گفتند:

بله ما اینیم، اسلام به ذات خود ندارد مشکلی، که پوزه شان را زدیم و گفتیم ای بابا این احمد قابل سانسور می کنه که سلبریتی کاروان های یزید را غارت کرد، آن قسمت را از قلم می اندازه آدمی که می خواهد فرار کنه که مسیر خود را با چپاول وغارت لو نمی دهد که ... آن شب نزدیک بود قیمه هم نصیب مان نشود و سر گشنه زمین بگذاریم.
باری حالا قیمه بدن ما رفته روی هزار و دو روزی هم که تعطیل بود همه را خوابیدیم تا این قیمه ها هضم شود، خلاصه خستگی مان در رفت.

این ها یک طرف موضوعی که به طور اساسی اندیشه مرا مشغول کرده از این قرار است: یک سری ایرانی ها کشته شده اند بعد از شورش 57 و در هنگام جنگ و در عملیات ها و هنوز هم این کار ادامه دارد... این گونه که پیداست و در ظاهر این کشته شدگان که به آن ها شهید گفته می شود و ما به چشم نیروهای متعصب و کشته مرده آخوندها به آن ها نگاه می کنیم یا دست کم من این گونه می اندیشیدم و در واقع به طور صد در صدی هم این گونه نیستند یا دست کم آن چند تنی که با آن ها دیدار و گفتگو داشتم. نمی دانم چرا اپوزیسون حسابی بر روی این افراد و خانواده ها آن ها باز نمی کند یا نکرده است. به هر حال آن ها نیز ایرانی هستند

در واقع باید چنین تعبیری داشته باشیم که درسته رژیم امام ها و دین مردم را به گروگان گرفته (نان دانی – کسب و کار آن ها این است کار دیگری بلد نیستند) کاری به درستی یا نادرستی دین ندارم، ترامپ هم یک جورهایی می خواهد امریکا را به صورت شرکت خصوصی اداره کند.
در واقع باید اینطور به قضیه نگاه کنیم که هر از چندگاهی این رژیم کسانی را به کشتن می دهد افراد بازمانده و یا خانواده را نمی توان به طور کامل در اردوگاه رژیم به حساب آورد، شاید چند زمانی بتواند شهید را گروگان بگیرد و خانواده او را ناچار به همکاری کند ولی این گروگانگیری تا ابد نمی تواند ادامه پیدا کند. البته هر باری با دادن امتیازی (تحصیل، کار، وام و . . .) کوشش در دلجویی از خانواده و نگه داشتن اعضا خانواده در ارودگاه خود داشته و بدین ترتیب سعی درعقب انداختن بیرون رفتن آن ها از اردوگاه دارد ولی سرانجام این اتفاق خواهد افتاد