06-20-2013, 09:52 PM
viviyan نوشته: به این شوری هم نبوده، چه سودی بالاتر از اینکه ژنهای سوژه اول بدون دردسر منتقل و حفظ شده؟ در طبیعت سودی بالاتر از این سراغ دارید؟

این چگونه «سودی» است؟! ژنهای زن وسط راه غیب میشدهاند؟! فقط مرد خزانهی ژنتیکی خود را انتقال میداده؟! این یک «سود» دو طرفه و متقابل بوده.
viviyan نوشته: غیر از این زنان اولیه هم چندان دست به دهن و چشم به دست نرینه هایشان نبوده اند، اگر به قبیله های بدوی نگاه کنیم، میبینیم که زنان و مردان با هم هزینه های زندگیِ مشترک را میپردازند و با این وجود مردان فرمانروایند و زنان فرمانبر، اینکه تامین هزینه های زندگیِ خانوادگی به طور کامل به مردان منتقل شد رو من تحت تاثیر ادیان میدونم. و شما هم بسیار اغراق میکنید، تا همین یکی - دو قرن پیش انتخاب جنسی و همسرگزینی، شروع ارتباط و ... همه با مرد بوده، اکنون کمی وضعیت متعادل شده.
خیر. انتخاب جنسی همواره در انحصار زنان بوده و هست و احتمالا خواهد بود، عناصر فرهنگی دخیل در معیارهای این همسرگزینی یا محدودیت احتمالی که در مقاطع گذری و بصورت صوری بر این انتخاب اثر میگذاشتهاند(مثل انتخاب شوهر توسط پدر دختر برای مثال)، بدلیل تضمین هرچه بیشتر منفعت زن بودهاند زیرا تشخیص جنس مرغوب وقتی در خانه پنهان شدهاید و در جامعه حضور ندارید توسط خود زن ممکن نیست. کُل نکته همینست، تمام کنترلی که در اختیار مرد قرار داده میشده فقط بدلیل تضمین توانایی او جهت مراقبت/محافظت از زن بوده، به محض آنکه این توانایی متوقف یا حتی کند میشده، تمام اختیارات نیز در دم سلب میشده(اغلب هم با زور خشن دولتی/قانونی).
قبایل بدوی و «فرمانروا/فرمانبردار» و «هزینههای مشترک» هم بیشتر شبیه به شوخی هستند تا حرف جدی. کدام قبیلهی بدوی؟ همانکه فمینیستها اختراع کردند؟ زنان صد هزار سال است که یک دهم بار خود را هم در زندگی نکشیدهاند، و دسترنج این فرمانروایان بیتاج و تخت را تا ذرهی آخر مصرف کردهاند و در نهایت نیز او را بدلیل ناتوانی از پرداخت بیشتر مورد نفرت و سرزنش قرار دادهاند. شما به مردان نیاز دارید و از رایانهای که اکنون با آن نوشتهی مرا میخوانید تا نوار بهداشتی که استفاده میکنید را نیروی تولید یک مرد پدید آورده. اما بطور ژنتیکی برنامه ریزی شدهاید تا از این نیاز بیزار باشید و آنرا انکار بکنید و برای پایان دادن به آن بکوشید. تناقض درونی تلخ و غمانگیزیست که به یک نسل کامل از زنان میانسال ثروتمند و تنها و افسرده در غرب انجامیده.
viviyan نوشته: برای من؛ تنها خیابان رفتن و آسوده گشتن آرزوی دست نیافتنی نیست و البته حسرتش رو هم نمیخورم، من با نفس زنانه و مردانه کردن مکان ها و فضاها و روابط و نقش ها و موقعیت ها مشکل دارم تا حدودی.
و اگر به من باشه هرگز در زندگی ام از هیچ مردی انتظار نخواهم داشت هزینه های زندگی ام رو تامین کند.
با زنانه کردن مکانها هیچ مشکلی ندارید، اگر نباشند مدعی و ناراحت میشوید، اگر فردا توالتها و اتوبوسها و واگنهای مترو را همگانی بکنند اولین کسانی که جیغشان گوشها را خواهد خراشید زنان هستند. مشکل اصلی شما با مردانه بودن برخی محیطهاست. دلیل آنهم اینست که زنان برنامهریزی شدهاند تا بطور دائم نسبت به مردان خود مشکوک باشند و اگر چند مرد تنها جایی گرد هم آمدهاند حتما دارند بر پاد ما دسیسهچینی میکنند(زنی که به همسر خود مشکوک بوده احتمال کمتری برای از دست دادن خدمات او به یک زن جوانتر/زیباتر داشته). اینست که محیطهای منحصرا مردانه را انکار میکنید و «سکسیست» جلوه میدهید با آنکه هیچ چیز سکسیستی دربارهی آنها وجود ندارد زیرا محدودیت عینی برای حضور زنان در آنها نیست، یا شدت آن از محدودیت مشابهی که مردان با آن روبرو هستند بسیار کمتر است(شما به بخش مردانهی اتوبوس وارد میشوید و با خیالت مینشیند اما من هرگز نمیتوانم چنان بکنم). زنان به محیطهای مردانه وارد میشوند، آنها را برای مردان فاقد هرگونه جذابیتی میکنند و سپس که مردان یکسره آنرا ترک و رها کردند میروند سراغ مامن جدیدی که برای خود یافتهاند و در آن روانشناسی مرد به رسمیت شناخته میشود و مورد احترام است، و به نابود کردن آن میپردازند!
بدیهیست که هیچ زنی، هیچ توقعی از هیچ مردی ندارد، آنها خودشان انجام میدهند.

زنده باد زندگی!