03-29-2020, 05:39 PM
Ouroboros نوشته: شما هنوز به اصلیترین و درونیترین هستهی تمام خودفریبیهای ِ انسان که ترجیح دادن هستی به نیستی و بودن به نبودن و زندگی به مردن است پی نبردهاید و همچون چرخدندهای در دل ِ یک ماشین یا کُدی از پیش نوشته شده بی هیچ دلیل عقلانی، از برنامهریزی ژنتیکی خود برای ماندن و تکثیر شدن پیروی ِ کور میکنید و کُل باورهای خود را بر اساس آن دستچین کردهاید و بودن را خیر مطلق و نبودن را شر مطلق تصور میکنید. در دژ ِ تنومند ازلت فکری خود که با هوشیاری برای ممانعت از ورود هرگونه اندیشهی متخاصم طراحی شده نشستهاید و خودفریبیهای دیگران را تحقیر میکنید. برای خلاصی از این اوهام، من به شما مطالعه این کتاب را توصیه میکنم که احتمالا مهمترین کتاب نوشته شده در تاریخ در مقطع کنونی تطور انسان است : http://shatteredshield.net/media/suicide_note.pdf
ولی خب همانطورکه گفته شد، بعید است کتاب خواندن و بحث کردن و ... تاثیری در باورهای شما داشته باشد و پذیرفتن واقعیت و رهایی از این غول ِ آخر خودفریبی چندان مورد پسند من هم نیست و به قول ِ زرتشت نیچه، «بروم تا چیزی از تو نستاندهام». امضای فعلی من «زنده باد زندگی» اشارهای به همین است که انتخاب ما به عنوان موجودات قادر به تعقل، در پایان میان خودکشیست یا خودفریبی.
باور به اینکه زندگی باارزشترین است و مرگ بدترین هیچ خودفریبیای در خود ندارد، بوارونه بسیار هم منطقیست و هتا اثباتپذیر آنهم
از جنس ریاضیاتی.
اثبات آنهم آسان است، همهی ارزشها در بستر زندگی معنا پیدا میکنند، هنگامیکه در نیستی همه چیز بهمانند تهی از هرگونه ارزش میشود.
مرگ ازینرو همان ۰ است، ولی زندگی از ۰ تا ۱ است و هر چه به یک ۱ نزدیکتر شوید ارزشها چیزها راستین تر میشود چرا که ۱ عدد کیستی
نیز است / identity number, و هر چه را در آن ضرب کنید خودش را برمیگرداند. پس این سخن که زندگی باارزشترین و مرگ بیارزش ترین
است، نایکسنجانه asymmetrically همیشه درست است، مرگ همه چیز را تهی از ارزش میسازد ولی در دست دیگر، زندگی زینهمند است
و ارزش چیزها از نزدیک به ۰ به بالا میروند که این را ما کیفیت زندگی مینامیم و آنرا براه خوشی درمییابیم.
ازینرو، خودکشی تنها یک سود دارد آنهم اینکه به شما خواست آزاد میبخشد. شما آزادید هرزمان که خواستید خودتان را نیست کنید ولی بجز آن
نه، هیچ سربلندیای در خودکشی نیست بساکه تنها نمایانگری از ناتوانی و پذیرش شکست است. کسیکه زنده است و خودآگاه همواره،
تا آن دم که زنده است میتواند برای همه چیز راهکار بیاید و منطقا، زمانیکه در جهان فزیکی کمابیش هر چیزی راهکارپذیر است خودکشی
نابخردانهترین کنش پنداشتنی خواهد بود: چیزیکه عوض دارد گله ندارد
این دیدگاههای نیستیگرایانه و پوچیگرایانه در حقیقت یک سیستم دفاعی در مغز میباشند و بامزه اینکه خود شما هم به آن
در بافتار دیگری آگاه بودید و آنهم کسانیکه اینروزها به لیسیدن مکانهای عمومی میپردازند، چرا که میخواهند ترس از ویروس کرونا را
اینگونه در خود سرکوب کرده و کنترل ترسشان را بدست بگیرند. این را پیشتر هتا در کسانیکه خودخواسته HIV میجویند نیز دیدهاند.
کسی هم که به ارزشهای جادویی و فرا زندگی میباورد در این ترفند خودفریبانهی ناخودآگاه اش گرفتار شده است و ترس ژرف از نیستی
اش را با اینکه "این دو روز زندگی ارزشی ندارد " دارد میپوشاند و چه که ترفندیست کارآمد و کار هم پُرگاه میکند، هر آینه همچنان یک خودفریبی.
.Unexpected places give you unexpected returns