07-05-2015, 09:06 PM
Nilftrondheim نوشته: دانشجو که بودم رفتم. انترنی که به خرحمالی و بیگاری گذشت اما اکسترنیش بهترین بخشم بود. به جرات میتونم بگم نصف بیمارا واقعا نیازی به حضور نداشتن مثلا یه پیرزن بود که بچه هاش آورده بودن انداخته بودن که آقا این مانیکه! یا یه دختر بود که باز مانیک بود هی حرف میزد و کاملا لیبرال بدون روسری میگشت!!! یا یه مرد که به خاطر عقب ماندگی ذهنی اونجا بود!!! گرفتی؟ کسی که خطر خودکشی (افسردگی شدید) یا دگرکشی (سایکوز) نداشته باشه چه نیازی به زندانی شدن تو اون خراب شده داره؟ بیشتر شبیه خانه سالمندانه که وقتی اطرافیان کسی که مشکل داره اهمیت نمیدن یا عرضه ندارن میارن میندازنش اونجا. یه بار رفتیم راند اون مرده رو آوردن نشوندن که دکاتیر آینده به حرفاش گوش بدین و تشخیص بذارین. بعد نیم ساعت کسی مشکلی پیدا نکرد! بگذریم که خود روانپزشک ها هم چندان سالم نبودن.من یکی از توجهاتم به این نوع افراده.
افرادی که با جامعه ی خودشون همخوانی ندارن.نیاز به مراقبت و تیمار داریشون وجود داره ولی در عین حال نه خطری برای کسی ایجاد میکنند و نه برای خودشون.
ولی به نظرم زندگی کردن با این افراد واقعا سخته.اطرافیان رو خسته میکنند و جامعه برای رفتار نامتعارف اونها اطرافیان و خانواده ی اونها رو مسئول میدونن و چندان به این افراد روی خوش نشون نمیدن
سوال من اینه....
اگر شما یکی از اعضای خانوادتون دچار چنین مشکلی بود که نگهداریش براتون سخت وغیر ممکن بود باز هم این حرف رو میزدید؟
برایدنگهداری این بیماران چه قدر حاضر بودید هزینه بپردازید؟
دلتون براشون میسوخت یا سعی میکردید از این امکان که بشه در فضایی جدا اونها رو نگهداری کرد استفاده میکردید؟
شراب اولی تر ...