08-10-2014, 02:46 PM
Ouroboros نوشته: من شخصاً از طرف خودم صحبت میکنم وقتی میگویم از آغاز به این کارکرد ِ «خودارضایی روانی» گفتگوی اینترنتی آگاه بودم و اصلاً دلیل حضورم در اینجا فراموش کردن موجود به نظرم مبتذل و ناپسندی بود که جهان بیرونی مرا به بودنش وامیداشت. شما اما ایمان داشتهاید به رسالت رهاییبخش نویسندگی در اینترنت و مثل هر مؤمن دیگری، وقتی دریافتهاید که «خدایی نیست» و رسالت رهاییبخش کشک چیست دلزده و بیزار و گریزان شدهاید. این صحبتها که میکنید حرف کسی نیست که پی برده بحث اینترنتی بیفایده است، حرف کسیست که فکر میکرده فایدهای در کارست. تغییر عقیدهی مردم عارضهی حضور شما در اینجاست نه هدف آن، هدف آنست که هر از چندگاهی خودتان را بفریبد که آنقدرها هم سخیف و سطحی و بیمایه نیستید که جهان بیرونی شما را به چنان بودن واداشته.
هر چیزی در زندگی انسان نقشی دارد، اولویت اول شما باید فراغت مالی باشد، اولویت دوم باید فراغت جنسی باشد، اولویت سوم باید فراغت عاطفی و رفیقبازی باشد، اولویت سوم باید خانوادهتان باشد، اولویت چهارم باید سرگرمیهایتان باشند، اولویت پنجم باید فراغت عاطفی و رفیقبازی باشد، اولویت ششم باید مراقبت از خویشتن باشد... اولویت بیستم و سیام اما میتواند و شاید حتی میباید چیزی مثل دفترچه باشد، چون زندگی کردن درست برای آدمهای خیالپردازی مثل ما هزینهی روانی مشخصی دارد که باید از طریقی آنرا برونفکنی کرد.
شما خودفریبی از طریق فرومنویسی را بر خودتان حرام بکنید و به نبرد با عینیت نامطلوب زندگی خود بپردازید، و تنها زمانی که به نحوی بسنده و شایسته پیروز شدید، یا دستکم به «پیروزیهایی» رسیدید، در مقام پاداش به خودتان به اینجا برگردید. شما را نمیدانم اما من نیاز دارم خودم را بفریبم که امیر فقط مجموعهای از دخترهای که میکند و مردانی که میتیغد و … کارهایی که آن بیرونی در جهان واقعی میکند نیست. به چیزهای مهمتری هم میپردازد. کمی فراتر از آنست...
بعد یک نکتهی کوچک دیگر در کمک به کیس شما برپاد فرومنویسی: ما اینجا نیستیم چون بازنده هستیم، ما بازنده هستیم چون اینجا هستیم و رانهی غلبه بر دیگر مردان و تثبیت برتری خودمان را از طریق «بحث» و این چرندیات ارضاء کردهایم.
پس دوستان همین کاری که مهربد میگوید را بکنید، فرومنویسی را قطع بکنید و مغز خود را متوجه تغییر زندگی خودتان بکنید نه اوهام تغییر دنیا، و اگر میتوانید برای میل به خودنمایی فکری که میلیست ذاتی در مردان جایگزینی پیدا بکنید حتماً چنان بکنید، اما اگر موفق به یافتن آلترناتیو نشدید، سالی دو سه ماه خودفریبی اینترنتی و درگیری ذهنی با مسائل «والاتر» هیچ آسیبی به زندگی شما نمیرساند، بلکه آنرا پربارتر و آرامتر میکند. این درگیری وسواسی با عینیت و تلاش برای «انهدام همهی انواع خودفریبی» هدانیسم نیست، نیهیلیسم است، اصلاً ما خودفریبی میکنیم چراکه لذتبخش است و بسیار آسانتر از روبرو شدن با واقعیات تلخ.
خلاصه: سر و سامانی شایسته به زندگی شخصی خود بدهید، ثروت معقول، سکس مداوم با دختران زیبا، دوستانی که شما را میستایند و برایتان فداکاری میکنند و چشم به راهنمایی شما دارند، خانوادهای که شما را دوست میدارد و برایتان ارزش قائل است، بدنی که از تماشای آن در آینه لذت میبرید... حرکتی مداوم به سمت پیشرفت مادی و معنوی در جهتی که میپسندید، من اینها را میپسندم...! سپس، بکوشید یک تناسبی میان واقعگرایی و آرمانگرایی، بین واقعیت و مجاز برقرار بکنید. اصلا چه قانونی بهتر از سه به یک؟ سه ماه زندگی در واقعیت، یکی در مجاز و واقعیت!
خب همینکه این نیاز را در خودت میبینی بیایی اینجا و به گفتگو بپردازی نشان میدهد رویکرد در پیش گرفته ات کارآمد و فرزام نیست.
من هم با خودفریبی کوچکترین سر سازگاریای ندارم و جُدای اینها, این گفتگوها و پیوندها را بیهوده و بساکه کودنانه میابم.
نه من نه شما هتّا همدیگر را یکبار هم ندیدهام و تنها از راه یک مشت الکترون دربارهیِ چیزهاییکه به هیچ کار و دردی نمیایند
سخن گفتهایم, آنهم از راه ابزاری بسیار ناکارآمد و بیخود, چرا که چند رج نوشته نمیتواند هرگز جایگزین گفتگویی رودررو باشد.
این چیزیکه اینجا ما داشتهایم هم پیوند دوستی نبوده و نگرش ام در اینجا تنها به دفترچه نیست. من دیرزمانیست از همهیِ شبکههایِ
همبودین (در فرهود, پادهمبودین) کناره گرفتهام و تا جاییکه میتوانم هتّا از sms و موبایل هم دوری میکنم. برای من امروز پیوند (هر پیوند و
رابطهای) همانیست که برای نیاکانم برای هزاران و بساکه میلیونها سال بوده است: کسیکه او را میبینم و در زندگی ام نقشی یکراست و بساویدنی دارد.
سخن دراز است و انگیزهیِ من اندک. شاید همینکه من اینجا دارم دربارهیِ اینکه چرا اینجا نباید باشم مینویسم خود گونهای پارادوکس باشد.
ولی, چه بخواهم چه نه, اینجا بخشی از زندگی ام بوده و این را در جایگاه "آری من این لغزش را کردم و اکنون به آن پی برده و به آگاهی شما دارم میرسانم" از من بپذیرید.
پارسیگر
.Unexpected places give you unexpected returns