12-05-2013, 06:11 PM
Dariush نوشته: وقتی تمام زحماتِ چند ماههتان بر باد میرود و از همه جا رانده میشوید، چه میکنید؟ اصلا مگر قرار است برای استیصال راه حلی باشد؟ تمام برنامهها و آمال و آرزوها برباد رفته و ما ماندیم انرژی و اعصاب و روان و عمری که به فنا رفت.
یادش بخیر، زمانی نیهیلیست بودیم و هیچ اهمیتی برایمان نداشت که چه میگذرد، چه میشود ، کجا هستیم و کجا خواهیم بود! کی آن اتفاق نامیمون رخ داد که من اینچنین جهان را جدی گرفتم؟ کی من خود را اینگونه به زندگی آلودم؟ کجا دامان شوپنهاور و نیچه را رها کردم؟ چه کسی مرا در چشمهی هستی غسل داد؟ چه بر سر شهامتِ من آمده؟ کجاست آن صداقتی که روزی بدان افتخار میکردم و گردن برایش میافراشتم؟ آه... چه کردهام با خود که اینچنین در درون زار زار میگریم به حال خویش؟
تنهایی، ای همدم روزهای دلمردگی و شبهای تار من، میبینمات از لای در که به درون مینگری! میدانم که زمانی دراز از تو، ای سنگ صبور بیخبر بودم، اما بیگانگی نکن ، بیا تو.
بالاخره آنچه که مدتی طولانی انتظارش را میکشیدم، پیش آمد و من بالاخره خود را در آینه دیدم. این رخداد تنها وسیلهای شد تا من به خود آیم و پس از مدتها نادیده گرفتنِ زمزمههایی که در سرم بودند، برای آنچه که باید بشود خود را آماده کنم. انقلابی که جهان نظیرش را ندیده درونم برپاست و هیچ بعید نیست که اثری از من باقی نماند... .
داریوش جان پرشورترین نوشته ای بود که بگمانم از تو خواندم، اینجا تنها کمکی که بگمانم میتوانیم بکنیم بودن گوشی برای شنیدن باشد؛ البته من هم هیچوقت نهیلیسم را اینقدر جدی نگرفته بودم که اکنون میگیرم.
"Democracy is now currently defined in Europe as a 'country run by Jews,'" —Ezra Pound