07-20-2013, 10:10 PM
Dariush نوشته: به باورِ من بچهها بیش از اینکه از ما الگو بگیرند، از خوشان الگو میگیرند. به نظرم بهتر است آنها را در جمع دیگرِ بچههایی که در حالِ شنا هستند(مثلا در استخر) ببرید و به او بازیهای شادمانهی دیگرِ بچهها در آب نشان دهید. بچهها، به خصوص پسرها، حاضر نیستند پذیرندکه در برابرِ دیگرِ دوستان و هم سن و سالهای خود کم بیاورند و زمانیکه دیگر دوستانشان را میبینند که بی هیچ ترسی در آب غوطه میخورند، مطمئنا اعتماد به نفسِ بیشتری پیدا میکنند و ترسشان کمتر میشود. اما تا آنجا که میتوانید از تاکید و زیرِ نظر گرفتن پرهیز کنید و او را به خود واگزارید؛ تنها از دور او را در نظر داشته باشید. اگر در فشار قرار گیرد ممکن است فکر کردن و رها کردنِ آن هراسها برایش غیرممکن شود. یادم هست پدرم در ده سالگی که از شنا کردن خیلی میترسیدم، مرا به رودخانهای برد و گفت شنا کن، گفتم برادرم کجاست؟ گفت او دیروز همینجا یک ساعت شنا کرد! چند لحظه بعد خود را درونِ رودخانه یافتم و پی بردم که چه اندازه ترسم از شنا و غرق شدن بیجهت بوده. در ضمن، دریا برای شروع خیلی زیاد است! از استخرها یا روخانههای کمعمق شروع کنید خیلی بهتر است.سپاس دقیقا مواردی که اشاره کردید را انجام دادیم ترس او به قدری زیاد هست که حتی دوستان کوچکتر از خودش هم نتوانست ترغیبش کند که استخر میتواند خطرساز نباشد چند جلسه ی آخر ،با اصرار پدرش میرفت. بعد از چند ماه ،تنها کاری که میکند با ترس و لرز گوشه ای از استخر میایستد و تمام... + شنادر دریا نبود.اتفاقی رخ داد که باعث وحشتش شد.در ضمن ترس من از خودِ موجودیت دریا نیست..ترس از دست دادن عزیزیست که دریا واسطه اش شود...
هنگامی که کسی آگاهانه افکار تو را نمی فهمد
خودت را برای توجیه خسته نکن . . .