12-26-2012, 04:57 PM
Russell نوشته: بگمانم اگر دیگر خواهی هم نوعی خودخواهی باشد اساسا خودخواهی بیمعنی خواهد بود.از نظر فرگشتی هم یادمان نرود (حالا خودخواهی هر معنی داشته باشد) واحد رپلکیتورها ژن است نه فرد و ارگانیسم.اساسا این مفهوم خودخواهی در مورد ژن هم یک نوع تشبیه و متافور است و درباره چند مولکول بیمعنیست.چیزی که مسلم است در بعد روانی در انسانها چنین چیزهایی داریم.اینطور نیست که خودخواهی افراد یک قانون باشد و ما بخواهیم مشاهدات را با آنها توجیه کنیم،بلکه ما دنبال توضیح یکسری پدیده های پیچیده هستیم و خودخواهی و دگرخواهی و اینها هم تشبیهات هستند.
من در پی گفتمانهای آن جستار من به این برخوردم که یک دگرسانی دگرسانی میان سودِ ژن و یا حامل ژن (آدم) داریم، که میاندیشم
در این کتاب Robert Trivers بنام Deceit and self-deception در اینباره بیشتر آمده باشد. اگر شد دیرتر در این باره جستارش را وا میکنم.
روی هم رفته ولی سخن میتواند این باشد که از دیدگاه ژن ما، آنچه سودمند است از دید ما میتواند نباشد و وارونه،
پس proxy کردن خودمان در دیگران نیز از دیدگاه ژن میتواند دریافتنی باشد، چرا که کد ژنتیکی همسانی داریم، ولی از دید ما نه.
.Unexpected places give you unexpected returns