11-22-2012, 06:22 PM
Reactor نوشته: پس داستان مسلمان شدن ایرانیان چه بوده؟
Ouroboros نوشته: من توضیح تورج دریایی را از همه واقعیتر مییابم: از آنجاکه مذهب زرتشتی دین ِ حکومتی به حساب میآمده و بزرگان آن نیز اغلب از جایگاه بسیار والایی در حکومت برخوردار بودند، وقتی ساسانیان سقوط کردند و اعراب مسلمان به ایران حاکم شدند، تمام یا اکثریت قریب به اتفاق آن بزرگان برای حفظ منافع خود بلادرنگ و از روی ظاهر به اسلام گرویدند. این باعث شد سلسلهمراتب دینی از میان برود و حفظ ایمان در برابر آنهمه دشواری که اعراب فراهم کرده بودند(جزیه و تقسیم جامعه به مسلمان/کافر و ..)کار بیهودهای به نظر برسد، برای مثال گمان بکنید فردا صبح تمام آخوندهای سرشناس شیعه، دستهجمعی به مسیحیت بگروند. با این وجود بیشتر مردم همینطور به دین زرتشت باقی ماندند، خصوصا که جمعیت ایران برخلاف روم در شهرهای بزرگ متمرکز نبود و در شهرهای کوچکتر گاهی تا سیصد سال(اواخر دوران سامانی)تمام مردم زرتشتی مانده بودند! پس انگیزهی اصلی کم و بیش اکثریت قاطع کسانی که در زمان سلطهی اعراب ایمان آوردند، منفعتطلبی بود نه ترس. پس از سقوط عباسیان، ما شاهد دو شاخه شدن جامعه هستیم: یک بخش کاملا به اسلام میگروند و زیر سایهی طاهریان به بازسازی فرهنگ و هویت ایرانی تحت اسلام میپردازند، یکی دیگر(بابک در آذربایجان و مازیار در طبرستان)با تمام توان و تا واپسین لحظه در برابر آن مقاومت میکنند. این مقاومت و گرویدن به یک سرعت(اما با شکستهای اولی و پیروزیهای دومی)ادامه پیدا میکنند تا برآمدن سلطان محمود غزنوی، که نخستین مسلمانیست در تاریخ ایران که با نامسلمانان بسیار بدرفتار میکند، گاهی فرمان قتل عام ایشان را میدهد و هر سال جزیهها را افزایش میدهد و زنان آنان را برای لشگر خود حلال میداند و حتی دیگر انواع مسلمان را به رسمیت نمیشناسد و نامسلمان ماندن تحت سلطهی او بسیار بسیار سخت است.. خلاصه ترکان بودند که تعصب را وارد اسلام کردند، پیش از آن با آنکه اعراب چندان روادار نبودند، هرگز گزینهی «به دین خود بمانید اما جزیه بدهید» را از مردم عادی نمیگرفتند.
یه مقاله هست که البته من کامل نخوندم اما این بخشش رو گفتم بذارم...
مقالات-اسلام اجباری ایرانیان!
نقل قول:چنانکه مورّخین گفته اند تا 3، 4 قرن مردم برخی از مناطق ایران هنوز مسلمان نشده بودند. از جمله مردم فارس تا قرن چهارم زرتشتی بودند.(12) مردم گیلان و دیلمستان نیز بر آئین قبلی خویش بودند تا اینکه پس از دو قرن توسّط شخصی به نام ناصر اطروش زیدی مسلمان شدند.(13) البته مناطقی مثل قزوین بود، که اسلام را به سرعت پذیرفتند. (14) با این وجود، آنها به خاطر عدم آشنایی با زبان عربی، بدون اینکه از اسلام چیزی بدانند اظهار مسلمانی می کردند. اغلب موارد نیز مناطقی بودند که با اسلام آوردن کدخدایان و صاحبان اراضی و اشراف، رعایا و دیگر مردم نیز مسلمان می شدند. تمایل اشراف و صاحبان اراضی نیز بخاطر این بود که هر کس مسلمان می شد امتیازاتی داشت. از جمله تملّک او بر اراضی و اموالش باقی می ماند، و از پرداخت جزیه معاف می شد.(15)
این چنین بود که عدّه زیادی بخاطر حفظ اموال و اراضی خود، و عدّه زیادی بخاطر تبعیّت از عمل اشراف و بزرگانشان مسلمان شدند، در حالی که ایمان در دلهایشان رسوخ نکرده بود. عدّه ای نیز از ترس جان یا عدم توانایی پرداخت جزیه، مسلمان شدند. چرا که اگر کسی مسلمان نمی شد، یا باید جزیه پرداخت می کرد و یا باید کشته می شد. گفته شده در زمان حجّاج، از موالی به این عنوان که اسلام آنها واقعی نیست ـ و برای فرار از جزیه اسلام آوردهاند ـ جزیه گرفته میشد!(16) بنابراین، ایرانیانی که هم زمان با فتح ایران اظهار مسلمانی کردند پنج دسته بودند:
1- عدّه ای که به سرعت اسلام را پذیرفتند امّا نسبت به معارف اسلامی ـ بخاطر ندانستن زبان عربی ـ معرفتی نداشتند. این گروه اندک بودند.
2- عدّه ای که بخاطر تبعیّت از اشراف و بزرگان منطقه مسلمان شدند.
3- عدّه ای که از ترس جانشان مسلمان شدند.
4- عدّه ای که بخاطر عدم توانایی در پرداخت جزیه های سنگین مسلمان شدند.
بنابراین اکثر تازه مسلمانان ایرانی، اسلام ظاهری داشتند، و در طی چند قرن پس از فتح ایران، با معارف اسلام آشنا شدند و ایمان قلبی آوردند. آنان هم که اسلام را نپذیرفتند، یا مقاومت کردند و کشته شدند و یا مانند اکثر مناطق از جمله مردم آذربایجان، بانقیا، باروسما، حیره، بهقباد اسفل، و اوسط، انبار، ساباط، رومیه، مهرود، اهواز، ایذه، شوش، جندى شاپور، رامهرمز، اصفهان و ... با پرداخت جزیه به آئین پیشین خود باقی ماندند.(17)