11-21-2012, 10:29 PM
Alice نوشته: آری هست ؛ سلام ! (:
ممدجان خنده ی من تهش به گریه پایان نیافت هــآ !
زندگانی بهینه است این روزهـآ ؛ جشن و پایکوبی ِ هورمونهـآ همچنان ادامه دارد ؛
چه میکنی در این ایام سوگواری ؟ ایده های نو بده استقبال کنیمــــ... !
درود بر تو بابا جان
عهههههههههههههههههههههههه
خب از اینکه حرفم به کرسی ننشست ناراحت نیستم
چه بهتر
قدیما که اخر همه خنده های ما گریه و کتک بود

جشن و پایکوبی گفتید و دل ما رو اب انداختی
به یاد اولین شب محرم کنار ساحل افتادم
فکرشو بکن 10 کیلومتر از سمت راستت و 10 کیلومتر از سمت چپت هیچ موجود زنده ای نباشه
فقط دریا و صدای موجا و 4 تا ادم روانی و دیوانه که به ترک دیوار هم متلک میگنو میزننو میرقصن و قلیون و دخانیان و ....
در کل از معاصی منکری نبود که نکردیم و از مسکرات مسکری نبود که خورده نشد
البته توی تور برادران هم افتادیم که به سختی قصر یا قسر در رفتیم
این روز ها ما از مراسم تو سر زنون به دور هستیم
و در مقابل کامپیوتر خود هی کد می نویسیم و هی اهنگ میگوشیم
از شادمهر گرفته تا حبیب و معین
الان هم که یک افتخاری لایت
