02-22-2015, 12:20 AM
Russell نوشته: من گمان میکنم که اگر حقیقا این جدا کردن سلیقه و باور، حال و آینده، خود و دیگری و... ممکن بود، چیز بدی نبود. همه میمردیم برای پیدا کردن جزیرهای که در تنهایی، با حذف تاریخ و فرهنگ همه چیز را از نو بنا کنیم. ولی، اینها به هم بیربط نیست و باورمندان به آن دست آخر سعی خواهند کرد که آنرا با انسانگرایی پیوند بزنند. چنانکه سارتر تلاش کرد و ظاهرا در تئوری شکست خورد و در عمل هم سر از مائوایسم در آورد.جدا کردن کامل که ممکن نیست،حق با توعه ولی جدا کردن نسبی چرا که نه؟!
بگمانم تیک دکتر استرنجلاو هم بای دیفالت بود !!
به نظر من راه جدا کردنشون این هست که ما به سلایق و امیالمون کاملا اگاه باشیم.سلایق من واقعا انسان گرایانه نیستند!
در کل اساسا هر جنبشی/کسی که انسان گرایی رو عَلَم خودش بکنه تا وقتی به قدرت سازمان یافته نرسه هیچ خطری نداره.
دیدگاه من هم که اساسا نه قدرت سازمان یافته رو تائید میکنه و نه پیشنهاد بدست اوردنش رو میده،پس اساسا بی خطره.
+

To ravage, to slaughter, to usurp under false titles, they call empire; and where they make a desert, they call it peace
Tacitus-
Tacitus-