رتبه موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

اندیشۀ هزاره‌ها در فروپاشی ساسانی
#1

در نوشته‌های پهلوی زمان ساسانیان نکته‌هایی شگفت آمده است. اینکه پس از پایان هزارۀ زرتشت یورش اهریمن را خواهیم داشت!
این افسانه و اندیشه‌ که رهاورد برخی از رخدادهای کهنتر بود چنان در زمان ساسانیان به آئین شد که موبدان و شاه پایانی ساسانی
دربار را رها کردند و تیسفون زیبا و بی‌مانند را گذاشته و به سوی شرق ایران گریختند. زیرا معتقد بودند که اهریمن از سوی دشت تازیان
یورش خواهد آورد و به هیچ چیز رحم نخواهد کرد.

[ATTACH=CONFIG]5118[/ATTACH]

با خواندن منابع پس از اسلام همواره این پرسش پیش می‌آید که چرا در برابر 8000 پابرهنه، ارتش توانمند ساسانی کاری نمیکرد. تنها
به پهلوان رستم فرخزاد و شماری سرباز که برای دفاع از تیسفون آماده بودند، فرمان دفاع داده شده بود و هیچ فرمان دیگری از سوی
دربار برای دفاع از ایران داده نشد!

پاسخ را با خواندن متنهای پهلوی درمی‌یابیم که هزارۀ اهورایی پایان یافته بود و ایرانیان در انتظار یورش اهریمن به گوشه و کنار فرار کردند.
اگر ارتش ساسانی آن 1500 پیل جنگیشان را به سوی سپاه اعراب فقط کیش میکردند همه زیر دست پای پیلها له میشدند و اصلا نیازی
به جنگ نبود.

اینست خرافات دینی که یک کشور ابرقدرت و متمدن چون ایران را چنان زمین‌گیر کرد.


فایل‌های پیوست
.jpg جن.jpg اندازه 128.1 KB  تعداد دانلود: 49
پاسخ
#2

من مدتی‌ست اندیشه‌ای دارم که ج.ا به راستی تکرار شگفت‌انگیز تاریخ این سرزمین است و شباهت‌هایی بی‌مانند با ساسانیان دارد! هر دوی آنها:
- در پاسخ به غرب‌زدگی نظام پیشین و در قالب انقلابی با درون‌مایه‌های مذهبی بوجود آمدند
- موجودیت خود را در نفرتی که به نظام پیشین داشتند تعریف می‌کردند، و هر قدر هم که به پایان عمر خود نزدیک می‌شوند این نفرت تشدید می‌شود و سرزنش مشکلهایی که خودشان بوجود آورده‌اند بر سر نظام قبلی دو چندان می‌شود. کتیبه‌های شاهان ساسانی هرقدر از اشکانیان فاصله‌ی زمانی بیشتری می‌گیرد پُرتر از نفرت‌نامه برای آنها می‌شود.
-  با قدرتمندترین امپراتوری‌های زمان خود درافتادند و منابع انسانی و اقتصادی کشور را در این راه هدر دادند و تحلیل بردند 
- آخوندیسم و سلطه‌ی روحانیون را به سلطه‌ی طبقه پهلوانان یا تجار ترجیح می‌دادند 
- هر دو در تلاش برای گسترش و حرکت به سمت غرب بودند

زنده باد زندگی!
1
1
1
1
1
پاسخ
#3

(04-01-2020, 08:33 PM)Ouroboros نوشته:  من مدتی‌ست اندیشه‌ای دارم که ج.ا به راستی تکرار شگفت‌انگیز تاریخ این سرزمین است و شباهت‌هایی بی‌مانند با ساسانیان دارد! هر دوی آنها:
- در پاسخ به غرب‌زدگی نظام پیشین و در قالب انقلابی با درون‌مایه‌های مذهبی بوجود آمدند

درود
هرچند ساسانیان اشتباهات بزرگی داشتند اما تقریبا این چیزهایی که فرمودید نیستند. مثلا اشکانیان را
غربزده معرفی کردید که چنین نبود. اما درباره بیزاری ساسانیان از اشکانیان درست گفتید.

اینکه ساسانیان با امپراتوری روم درافتادند بخاطر وحشیگری و تجاوز آنان به سرزمین ایران بود و نمیتوان
ایرادی به کار ساسانیان گرفت. ضمن اینکه رومیها بارها شکست خورده بودند و قدرتمندترین نبودند!

درباره آخوندیسم بله درست میفرمایید.

اینکه میگویید ساسانیان برای گسترش بسوی غرب تلاش میکردند با سخن پیشین‌تان که برآمدن ساسانیان
را نتیجۀ غربزدگی اشکانیان معرفی کردید در تضاد است.

از اینکه نظر دادید سپاسگزارم
پاسخ
#4

(04-01-2020, 08:33 PM)Ouroboros نوشته:  من مدتی‌ست اندیشه‌ای دارم که ج.ا به راستی تکرار شگفت‌انگیز تاریخ این سرزمین است و شباهت‌هایی بی‌مانند با ساسانیان دارد! هر دوی آنها:
- در پاسخ به غرب‌زدگی نظام پیشین و در قالب انقلابی با درون‌مایه‌های مذهبی بوجود آمدند
- موجودیت خود را در نفرتی که به نظام پیشین داشتند تعریف می‌کردند، و هر قدر هم که به پایان عمر خود نزدیک می‌شوند این نفرت تشدید می‌شود و سرزنش مشکلهایی که خودشان بوجود آورده‌اند بر سر نظام قبلی دو چندان می‌شود. کتیبه‌های شاهان ساسانی هرقدر از اشکانیان فاصله‌ی زمانی بیشتری می‌گیرد پُرتر از نفرت‌نامه برای آنها می‌شود.
-  با قدرتمندترین امپراتوری‌های زمان خود درافتادند و منابع انسانی و اقتصادی کشور را در این راه هدر دادند و تحلیل بردند 
- آخوندیسم و سلطه‌ی روحانیون را به سلطه‌ی طبقه پهلوانان یا تجار ترجیح می‌دادند 
- هر دو در تلاش برای گسترش و حرکت به سمت غرب بودند
حقیقت‌اش را بخواهی، من به اخیرا دچار تردیدی عجیب در مورد تاریخ اسلام شده‌ام. شواهدی یافته‌ام از اینکه اساسا اسلام و محمد همگی اختراعاتی هستند احتمالا از رومیان و ایرانیانِ عرب، برای یکپارچه نگاه داشتن ایران پس از ساسانیان. این قطعا خیلی عجیب است، چنانکه هنوز خودم به سختی شهامت می‌یابم آن را هر جایی مطرح کنم، اما این نظریه چندان هم بی‌پشتوانه نیست و شواهدی محکمی در پشتیبانی از آن وجود دارد.

کسشر هم تعاونی؟!
پاسخ
#5

"باسم الله الرّحمان الرّحيم
..لَهُۥ مُعَقِّبَـٰتٌ مِّنۢ بَیۡنِ یَدَیۡهِ وَمِنۡ خَلۡفِهِۦ یَحۡفَظُونَهُۥ مِنۡ أَمۡرِ ٱللَّهِۗ إِنَّ ٱللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوۡمٍ حَتَّىٰ یُغَیِّرُوا۟ مَا بِأَنفُسِهِمۡۗ وَإِذَاۤ أَرَادَ ٱللَّهُ بِقَوۡمٍ سُوۤءًا فَلَا مَرَدَّ لَهُۥۚ وَمَا لَهُم مِّن دُونِهِۦ مِن وَالٍ*
هُوَ ٱلَّذِی یُرِیكُمُ ٱلۡبَرۡقَ خَوۡفًا وَطَمَعًا وَیُنشِئُ ٱلسَّحَابَ ٱلثِّقَالَ*
وَیُسَبِّحُ ٱلرَّعۡدُ بِحَمۡدِهِۦ وَٱلۡمَلَـٰۤىِٕكَةُ مِنۡ خِیفَتِهِۦ وَیُرۡسِلُ ٱلصَّوَٰعِقَ فَیُصِیبُ بِهَا مَن یَشَاۤءُ وَهُمۡ یُجَـٰدِلُونَ فِی ٱللَّهِ وَهُوَ شَدِیدُ ٱلۡمِحَالِ 11-13
سوره الرعد."
"به شناسهء بی کمداشت خدا پُر بار آورنده بسيار ویژه بار آورنده
..تاش دنبال کننده هایی از میان دودستهاشُ از پشتش نگه میدارندش از دستوری بی کمداشت خدا,اگرِ بيکمداشت خدا نباید بیگانه میسازد چه به برپاشده ای تاآنگه بیگانه میسازند چه به خودهاشانُ, آنگه کنارگذارد بی کمداشت خدا به برپاشده ای بدشدنی! پس نباس کنارزننده ای تاشُ, چیست تاشان از جداش از گرونده ای؟*
او تاداشت مینمایاندتان درخشنده, ترس اندازیُ آزمندسازیُ, پدیدارمیکند ابرهای سنگینُ*
پاک رهامیشود الب به پسندشُ,داراشده ها از ترس ویژه اشُ, ميفرستد بانگهای بیهوشساز, پس برخورد میدهد بهش آنکه میخواهدُ, آنها درگیرکارمیباشند در بی کمداشت خدا؟ُ او بسيارنيرومندي آزادساز
۱۱-۱۳ دسته بندی شدهء الب .."
بینید "الله""بی کمداشت خدا" بهمان همه چیزهای سودمند داد, از یکجابخششهاش آیین آشتی باهاش اسلام! اگر این خوشیش از خود بیگانه سازیم او هم این خوشیش از ما بیگانه میسازد, آنگه بایستی رویم سمت پرت پلاهای ناسودمند!
همین سخن گفتن از الب یا رعد بسیار دانشیک در سخن فروفرستاده شده از "الله""بی کمداشت خدا" را نگرید! "شدید المحال""بسیارنیرومندی آزادساز" که در الب بار آزادشده از ابرهای سنگین بسیارنیرومند هست,که بانگ بیهوشساز دارد یا گرمای بسیار فراوان ساخته میشود یا اگر زمین بخورد آنجا را سخت میسوزاند, یا سوی آن نور آن بسیارتیز بزرگ هست,
بینید این پیوند را که دربارهء آیینمان از زبان گذشته شناسهای باخترست!
https://m.dw.com/fa-af/مورخ-آلمانی-اگر-ا...a-45334432

کنون یکی جور راسل نیاید گوید اینها دروغست!؟

"اللّهمّ""بي کمداشت خدایا" هر که را خواهی راه مینمایانی, هر که را خواهی گم میسازی, مرا از دستهء دوم نساز تا آنگه ناگوار یا شتابدارزمان رستاخیز سراغم آوری اندوه دچار شده, هم به یادت دار مرا پیوسته سمت همنشین خانه ات در مکه تویی که ابرهای سنگین بارانزا سرد شده از آزاد شده بار گذاری هم سرمای دلچسب پاییزُ زمستانه
پاسخ


موضوعات مشابه ...
موضوع / نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 2 مهمان