Thanks
(کاربر عضو)
**

تاریخ عضویت: 09-17-2018
تاریخ تولد: تعیین نشده
زمان محلی: 11-29-2020 ، 01:17 AM
آمار: آفلاین
فاز: تعیین نشده

اطلاعات انجمن Thanks
تاریخ عضویت:
09-17-2018
آخرین ورود:
40 دقیقه قبل
مجموع ارسال‌ها:
30 (0.04 ارسال در روز | 0.04 درصد از کل ارسال‌ها)
(یافتن کل ارسال‌ها)
مجموع موضوع‌ها:
0 (0 موضوع در روز | 0 درصد از کل موضوع‌ها)
(یافتن کل موضوع‌ها)
مدت زمان آنلاین بودن:
6 ساعت, 50 دقیقه, 40 ثانیه
تعداد کاربرهای معرفی کرده:
0
7 ()
() 42 ()
()
اعتبار:

واکنشهای من
برترین واکنشهای دریافت شده
4
1
برترین واکنشهای داده شده
2

RE: گستاخی آخوندها! یعنی تا این حد؟ 2
گستاخی آخوندها! یعنی تا این حد؟ گفتگوی آزاد
(10-25-2020, 03:12 PM)Dariush نوشته:  دوست گرامی، @Thanks، نکات قابل توجه در سخنان شما زیادند، اما درون‌مایه‌‌ی آنها کمی شگفت‌آور هستند، آن‌هم برای وارثان چشم روشنی‌های بشر قرن بیستمی! حتی در صورت فقدان تجربیاتی چون فاشیسم و نازیسم و جنگ سرد و گولاک و هیروشیما و ویتنام، شما دارید ما را بشارت می‌دهید به شر نادم و در ظاهر تقلیل یافته‌ی ناتو و پنتاگون یا سازمان ملل و شورای امنیتی که چون شورتی تنگ میخواهد خایه‌های تابه‌تای جهان امروز را در کنار هم نگاه بدارد؟ شما جدی خنده‌تان نگرفت وقتی اروپا و انگلیس، روسیه را به دلیل اشغال کریمه تحریم می‌کرد در حالی‌که چند روز قبل‌تر شاهزاده‌ی کونی‌اش را سوار بر جنگنده فرستاده بود برای بازپس‌گیری و حفاظت از جزایر فارکلند در آرژانتین؟! آمریکایی که از ترس عربستان، تخم‌اش را ندارد اسناد 11 سپتامبر را کامل منتشر کند و از روی حرام‌خوارگی بی‌امان‌اش، اموال ایران را در پاسخ به آن حمله، مصادره می‌کرد، می‌خواهد ما را از شر آخوندیسم برهاند که کساخیل نایاک سدشان شده؟ دست بردارید گرامی، اینجا ما در حال تجربه‌ی شکل فروکاسته شده‌ای از حیات و زندگانی هستیم که بخش اعظم‌اش همانی هست که باید باشد دیگر، کی میخواهید با این حقیقت کنار بیایید؟! من هم اگر به جای سرهنگ قذافی بودم، ترجیح میدادم چوب هموطنان بدوی و وحشی‌ام در کون‌ام فرو بروند تا بمب‌های ناتو.
 
 
من از شما پرسشی دارم، چگونه است که همین جامعه و مردم توانست کسی چون شجریان را به این آخوندها تحمیل بکند و حتی از آن بدتر، امثال مرتضی پاشایی و امیر تتلو را به آن بچپاند، اما نمی‌تواند حجاب اجباری را از آن بگیرد؟ و بعد هم داستان آن سردار کتلت را که در نظر بگیرید، در نهایت چاره‌ای نمی‌ماند جز آن‌که (بلانسبت شما، شمای نوعی منظورم است) چون چپ‌های وامانده بروید در پی کارهای فرهنگی، یا چون راست‌های بچه‌باز بروید در پی کسب پول و قدرت به همان سلک و یا آنکه بی‌اعتناء بشوید به تمام‌شان و بیلاخ اعظم را حواله‌شان کنید و بروید به راه خود (آنچه من برگزیده‌ام). در راه من، خصایصی از تمام این کسکش‌ها یافت می‌شود، اما تفاوت بنیادین در اینجا این است که تمام این‌ها در خدمت خودم هستند و آن‌قدری پیش می‌روند که ارضاء بشوم و البته یکی از این لذایذ هم این است که جلوی یک Environmentalist بنشینم و مغز ده‌ها گنجشک را تبدیل به یک لقمه کرده و نوش جان کنم یا جلوی فعال LGBTQIAPK مکررا دوستانم را به شوخی کونی خطاب کنم یا یک فمنیست را گیر آورده دوکیره‌اش کنم! اکنون من از شما می‌پرسم، اینها که لیست کردم حیرت‌انگیزتر هستند یا وجود یک و نیم میلیارد انسان معتقدی که رهبرشان کسی‌ست که در تاریخ موثق‌اش یا دستِ کم مورد تفاهم‌اش، دست و پاهای پیرزنی را به شترها بست و رم‌شان داد تا چند شقه بشود؟ یا موجی که در پی اتهامات مجازی MeToo تاکنون چندین زندگی نابودشده و خودکشی را باعث شده و به آن مفتخر هم هست و تحسین هم می‌شود؟ این جامعه‌ایست (و نه حکومت) که به شما تحمیل می‌کند در عین ناباوری به تمام ارزش‌هایش، با افتخار برای ازدواج به دنبال دختر باکره بروید، کیر پسر خودتان را ببرید و دخترتان را بفرستید دماغ‌ش را عمل کند و از آنسو یواشکی آزادی‌هایش را فیلم و عکس می‌کند برای مبارزه با حجاب تحمیلی توسط جمهوری اسلامی؛ من مدت‌هاست که دکمه‌ی سیکتیر تمام این‌ها را فشرده‌ام، چون میدانم آن روزی که لازم باشد کون‌بچه‌ی موبور غربی، بی‌اعتنا به تمام اینها، بمب‌های «خوشگل‌»اش را بر سرم فرود می‌آورد یا بربران وطنی به شکل صحرایی مثله‌ام می‌کنند و یا نرم‌دلان «جهانی» کیر و خایه‌ام را می‌برند و می‌اندازند جلوی جانوران در حال انقراض! نمی‌گویم شما هم همین کار را بکنید، می‌گویم حداقل بدان فکر بکنید.

سلام بر شما. خوشحالم که یکی دیگر از قدیمی‌های اینجا را می‌بینم. 

یک‌سری از مواضع من نسبت به چند ماه پیش که اینها را می‌نوشتم عوض شده است و ترجیح می‌دهم بیشتر در این زمینه ناظر باشم تا اینکه حرف بزنم. یک جاهایی به نظرم می‌رسد خطا کرده باشم، خصوصا دربارۀ میزان رضایت افغان‌ها نسبت به حملۀ نظامی خارجی به طالبان که باعث شد نسبت به آنچه از زلمای خلیل‌زاد نقل کردم مشکوک شوم (به این دلیل که خلاف این موضوع را از بعضی افغانی‌های دیگر شنیدم.) دربارۀ خطاهای احتمالی در جاهای دیگر هم اجازه بدهید که دوزار آبرو برایمان بماند. 

اما من از طرف آن‌ها، موضع و تحدی‌شان را به‌دور از هر لفاظی در نیم‌خط و نقل به مضمون بیان می‌کنم: ما از ترس بلعیده‌شدن توسط چین و روسیه به بغل قلدر محله/آمریکا پناه می‌بریم. شر اکبر باید با شر اصغر دفع شود. اگر مخالفین استراتژی ما [اوروبروس و داریوش] بعد از تمام‌شدن نقدهایشان، برای شکست ج.ا. راه‌حل کم‌هزینه‌تری دارند، پس بسم‌ الله.