گفتگو پیرامون فمینیسم

برگ ۸ از ۱۱

Mehrbod #۳۵۱
مزدك بامداد

خب، امروزه هم که مردسالاری کم شده، با اینهمه چون بیشتر سرمایه دارن و بیشتر کسانی
که در جایگاه بالای فرمانروایی هستند، مرد هستند و زنان بگونه ی سرشتین، مردان پولدار و
فرمانگر را بیشتر میپسندند ( چرا که توان بیشتر فراهم سازی کالا ها و نیاز ها و زینهار خانواده
را دارند) و بازهم همان نمودار دست چپ را داریم، در آینده که همبود ها سوسیالیستی خواهد
بود و دیگر میلیاردر و مولتی میلیونر و تزار مـُد و ... نخواهیم داشت و فراهم کردن نیاز های زندگی
هم بستگی چندانی به جایگاه فرماندهی نخواهد داشت، آنگاه شاید نمودار دست راست برپا شود.

دستکم تا آنجاییکه میشود دید, این همآوردی زنان در مرد سر پول نباشد, سر یک چیز دیگر مانند
زیبایی, هوش و ... میشود و تا زمانیکه گزیننده‌یِ جنسی زن باشد, دگرسانی‌ای در فرایند رخ نخواهد داد.

هر آینه ولی سخن دوستمان @iranbanoo این بود که «همآوردی» در میان زنان برای رسیدن به مردان, به اندازه‌یِ همان مردان برای رسیدن به زنان است!

یک چیزی در مایه‌هایِ همسنجیِ اینکه چون آدم‌هایِ پولدار را میبینیم یکدیگر همآوردی دارند (در اینکه نمونه‌وار کدام پورشه‌یِ بهتر
و خانه‌یِ ویلایی بزرگتری دارد) و کسان بدبختی را نیز آنور داشته باشیم که بر سر نان و گرسنه نماندن شان در همآوردی با دیگران هستند,
آنگاه درآمده و بگوییم چون ایندو به هر روی هر دو "همآوردی" دارند, پس میشود فرجامیافت که این همآوردی یکسان و یکجور هم هست!

(:

پارسیگر

Nevermore #۳۵۲
iranbanoo

زیبایی تنها یک برداشت است از آنچه که تاکنون به عنوان فاکتورهای اساسی برای زاد آوری زنان وجود داشته.
در واقع زنان نیازی به زیبایی نداشته اند و تنها خصوصیات و وِزگی های زادآوریشان بوده که آنان را از سایر ماده ها متمایز میگرده.
عملی که روی باسن و سینه میشود به خاطر زیبایی نیست(که نیک بنگرید چه زیبایی ای در آن نهفته غیر از برداشت و تعریفی که ما برای آن ارائه میکنمی) بلکه به خاطر نشان دادن قدرت بالای زاد آوری و نگاه داری فرزندان به نرهاست که خود همین مسئله باعث رقابت بین ماده های میشود.
این ادعای کور و کچل که همه ی زنان شانس آمیزش دارند هم از آن دست ادعاهاییست که اثبات منطقی ای پشتش نیست .
البته که گزینش نهایی با زنان است اما چرا این مسئله را طوری نا اخلاقی جلوه میدهید و از این مسئله برای مرثیه سرایی های مردان استفاده میکنید؟
ضمن اینکه در این گزینش زنان ار بین مردانی میتوانند انتخاب داشته باشند که خودشان از سمت آنان مورد توجه قرار گرفته باشند.بنابراین گزینشی که از آن یاد میکنید چندان هم یک سویه نیست.
چرا که مردان هم برای تکثیر ژنهایشان از بین ماده هایی که از نظرشان شرایط مساعد تری دارند درخواست آمیزش میکنند.
بنابراین آن هرم فرضی ای که برای مردان ترسیم میشود عملا برای زنان هم وجود دارد.

خب اینها که مشخص است که به چه دلیل باسن گنده و سینه ی بزرگ در نظر مردان زیباتر است.

کسی نگفت همه،گفتیم تقریبا هر زنی.این یعنی همان که مهربد گفت.مردان برای 90 درسد زنان رقابت دارند.این هم روشن است به چه دلیل.فاکتور های گزینش جنسی در زنان بیشتر و مشخص است هر شرط بیشتر باعث محدود شدن گزینه های انتخاب می شود.اما در مردان که این شرط ها کم تر است مسلما گزینه های انتخاب بسیار بیشتر است.گزینه های انتخاب بیشتر برای مردان می شود شانس تولید مثل بیشتر زنان.مگر اینکه خودشان نخواهند ویکسره به دنبال پورشه سوار ها باشند.به گمانم درکش سخت نباشد.

بله این گزینش توسط زنها شانس تولید مثل اکثر مردان را کاهش میدهد و این می شود به زیان مردان.اساسا یکی از تئوری های چگونگی شکل گرفتن مردسالاری(به باور زنان) همین افزایش شانس تولید مثل برای مردان بی ماده است.

گفتیم که دایره ی انتخاب مردها بسیار بزرگتر است و این درسد بیشتری از زنها را در بر می گیرد و این درسد بیشتر شانس تولید مثل دارند.اینجا صحبت از نبود گزینش از سوی مردان نیست.صحبت سر تفاوت چشمگیر در گزینش جفت است.

مرد ها هم برای تکثیر ژن هایشان دو راه در پیش دارند.توجه به کیفیت و توجه به کمیت.از آنجایی که مرد می تواند پس از سکس دم اش را بگذارد روی کول اش و برود سراغ ماده ی بعدی اما ماده مجبور است دست کم نه ماه بچه را حمل کند و دردسر های بعدی، انتخاب برای مرد حیاتی نیست و همانطور که بالا هم گفتم در انتخاب جفت اصطلاحا سخت نمی گیرد.برای آن زنان آن هرم مذکور می شود چیزی شبیه ذوزنقه(اگر از دو بعد بنگرید)😄

undead_knight #۳۵۳
Nevermore

1-خیر،مزخرف است.این اصل مهادین را شما از خودتان در می آورید.به گمانم یک 20 صفحه ای در همین انجمن بحث شد سر اینکه اگر براستی اینگونه که شما می گویید بود نام اش چیز دیگری می شد.فمینیسم مشخصا با گمان نادرست ظلم بر علیه زنان و مظلوم بودن زنان در جهت گرفتن پوئن های بیشمار از مردان بوجود آمد.که خب وقتی شما نخستین گام اتان نادرست باشد و نتوانید حقیقت را به درستی در یابید،تمام رفتار ها و گفته ها می شود مزخرفات فمینیستی و زنان اصولا هر کجا که "گمان" می کنند حق شان تضعیف شده شروع می کنند به مبارزه و این می شود که خفه کردن مخالف را هم حق خود می دانند.در مورد خدا ناباوری هم باز قیاس نادرست کردید،چرا که اساسا نام همین ایدئولوژی همه چیز را به شما نشان می دهد و ساختار و چهارچوب مشخصی هم دارد اما فمینیسم می شود مشتی کس و شعر که هر کس از ننه اش قهر می کند نام فمینیست به خود اش می دهد و مانیفیست بیرون می دهد و می گوید "مردان چیزی جز دیلدوی دوپا نیستند."

2-جمع نبستیم و کسی هم نگفت همه ی فمینیست ها موافق سانسور هستند.گفتیم "این فمینیست های وقیح را ببینید" وانتقاد ما هم به همین رفتار خفه کردن مخالفان بود.وجه مشترک فمینیست ها را هم بالا برای شما توضیح دادیم که چیست.
3- در مورد جمع بندی هم گفتیم که شما حرف در دهان ما می گذارید،سخن من روشن بود و اینکه شما برداشت می کنید من گفته ام همه ی فمینیست ها مخالف سانسور هستند مشکل خودتان است.

شما نخست قبول کنید که بار دیگر برداشت چرت از حرف های من داشتید و من نمی دانم تا کی باید برای شما توضیح دهم، تا برویم به مرحله ی بعد.تلاش برای تصویب یک "قانون" هم به خودی خود آنقدر واضح است که نیازی نیست شما تخمین عددی بزنید و ما را هم در لوده بازی های فمینیستی اتان شریک کنید.ماله کشی شما هم جز اینکه بوی گند این قضیه را بلند کند کمکی به پیشبرد اهدافتان نمی کند.

آقای باسواد این اصل از روی دیکشنری و واژه نامه ها هست نه تخیلات من در آوردی! :))بحث سر اسم هم که چیزی جز سفسطه ژنتیک نیست به روح اعظم اسپاگتی:))

یک چیز جالبی در این مورد یادم اومد راسل میگه"یکی از بزرگ ترین موانع بر سر راه رای دادن زنان این بود که زنان رو صلح طلب میشمردند و با رخ دادن جنگ جهانی و شرکت زن ها در کار خونین ، حق رای هم به اونها اعطا شد" :))
پوئن های بسیار مثل همین حق رای یا حتی چیزهای بدیهی تر مثل تحصیلات، موقعیت های شغلی و حقوق برابر؟!:)))مال تک تک اینها در همین تاپیک ها مثال زدم که چه وضعیت نابرابری بوده، تحریف تاریخ و انگار ظلم بر علیه زنان چیزی جز وقاحت نیست، به معنای واقعی کلمه!

والا ادم میتونه بدون خفه کردن مخالفان هم مبارزه کنه ولی خب مثل اینکه جمع بستن جز عادات شماست، به قولی "نیش عقرب نه از ره کین است..." :))

خب مثل اینکه شما رو باید با پروسه قانون گذاری در بعضی کشورها آشنا کنم،tea party از لحاظ شمار خیلی زب قوی ای نیست ولی از دید تبلیغاتی و لابی به نسبت دارای قدرته و تا حدی هم روی قانون گذاران تاثیر داره.
وقتی مسئله حزبی مطرح باشه شما نمیتونید بگید چون این حزب یا گروه رو قانون گذاری تاثیر داره(تازه قانونی که هنوز هم تصویب نشده" پس حتما طرفدارتنش هم شمار بالایی دارند!

Nevermore #۳۵۴
undead_knight

آقای باسواد این اصل از روی دیکشنری و واژه نامه ها هست نه تخیلات من در آوردی! :))بحث سر اسم هم که چیزی جز سفسطه ژنتیک نیست به روح اعظم اسپاگتی:))

یک چیز جالبی در این مورد یادم اومد راسل میگه"یکی از بزرگ ترین موانع بر سر راه رای دادن زنان این بود که زنان رو صلح طلب میشمردند و با رخ دادن جنگ جهانی و شرکت زن ها در کار خونین ، حق رای هم به اونها اعطا شد" :))
پوئن های بسیار مثل همین حق رای یا حتی چیزهای بدیهی تر مثل تحصیلات، موقعیت های شغلی و حقوق برابر؟!:)))مال تک تک اینها در همین تاپیک ها مثال زدم که چه وضعیت نابرابری بوده، تحریف تاریخ و انگار ظلم بر علیه زنان چیزی جز وقاحت نیست، به معنای واقعی کلمه!

والا ادم میتونه بدون خفه کردن مخالفان هم مبارزه کنه ولی خب مثل اینکه جمع بستن جز عادات شماست، به قولی "نیش عقرب نه از ره کین است..." :))

خب مثل اینکه شما رو باید با پروسه قانون گذاری در بعضی کشورها آشنا کنم،tea party از لحاظ شمار خیلی زب قوی ای نیست ولی از دید تبلیغاتی و لابی به نسبت دارای قدرته و تا حدی هم روی قانون گذاران تاثیر داره.
وقتی مسئله حزبی مطرح باشه شما نمیتونید بگید چون این حزب یا گروه رو قانون گذاری تاثیر داره(تازه قانونی که هنوز هم تصویب نشده" پس حتما طرفدارتنش هم شمار بالایی دارند!

چطور است که وقتی پای منافع شما در میان است،رجوع به دیکشنری و "واژه نامه" می شود معتبر اما وقتی به ضرر شما است ریشه یابی واژه ی فمینیسم می شود نا معتبر و سفسته؟
ما هم چندین بار برای شما توضیح دادیم ک برای قضاوت در مورد ایدئولوژی ای که اصول و چهاچوب مشخصی ندارد راهی باقی نمی ماند جز پرداختن به نمود های بیرونی ِ آن و سنجش رفتار باورمندان.

در اینکه زنان باید حق رای داشته باشند شکی نیست.اما باز هم شکی نیست که زنان برای این حق رای یک صدم مردان هم تلاش

نکردند.در واقع مردان حق رای را با خون خود بدست آوردند، اما زنها با چه؟

در همین تاپیک و چند تاپیک دیگر هم به تمام شبهات شما پاسخ بسنده داده شد.

پافشاری بر ادعای شما که می گویید من جمع بسته ام هم بیشتر نشانگر وقاحت شما است تا ما.شما باید یک بار برای همیشه یا به من نشان دهید کجا جمع بسته ام و یا دیگر بساط ِ این برداشت های از روی توهم اتان را جمع کنید و دیگر وقت ما را نگیرید.

یک بار هم به شما گفتم که تاثیر گذاری مهم است نه شمارگان بالا.این بحث شماره و این حرفها هم از لوده بازی های شما بر می خیزد.من حرفی از شماره و این حرفها نزدم.سخن من روشن بود و انتقاد به رفتار همان فمینیست ها بود که شما باز آمدید به دروغ گفتید که من همه ی فمینیست ها را به یک چوب رانده ام.

iranbanoo #۳۵۵
Nevermore

خب اینها که مشخص است که به چه دلیل باسن گنده و سینه ی بزرگ در نظر مردان زیباتر است.

کسی نگفت همه،گفتیم تقریبا هر زنی.این یعنی همان که مهربد گفت.مردان برای 90 درسد زنان رقابت دارند.این هم روشن است به چه دلیل.فاکتور های گزینش جنسی در زنان بیشتر و مشخص است هر شرط بیشتر باعث محدود شدن گزینه های انتخاب می شود.اما در مردان که این شرط ها کم تر است مسلما گزینه های انتخاب بسیار بیشتر است.گزینه های انتخاب بیشتر برای مردان می شود شانس تولید مثل بیشتر زنان.مگر اینکه خودشان نخواهند ویکسره به دنبال پورشه سوار ها باشند.به گمانم درکش سخت نباشد.

بله این گزینش توسط زنها شانس تولید مثل اکثر مردان را کاهش میدهد و این می شود به زیان مردان.اساسا یکی از تئوری های چگونگی شکل گرفتن مردسالاری(به باور زنان) همین افزایش شانس تولید مثل برای مردان بی ماده است.

گفتیم که دایره ی انتخاب مردها بسیار بزرگتر است و این درسد بیشتری از زنها را در بر می گیرد و این درسد بیشتر شانس تولید مثل دارند.اینجا صحبت از نبود گزینش از سوی مردان نیست.صحبت سر تفاوت چشمگیر در گزینش جفت است.

مرد ها هم برای تکثیر ژن هایشان دو راه در پیش دارند.توجه به کیفیت و توجه به کمیت.از آنجایی که مرد می تواند پس از سکس دم اش را بگذارد روی کول اش و برود سراغ ماده ی بعدی اما ماده مجبور است دست کم نه ماه بچه را حمل کند و دردسر های بعدی، انتخاب برای مرد حیاتی نیست و همانطور که بالا هم گفتم در انتخاب جفت اصطلاحا سخت نمی گیرد.برای آن زنان آن هرم مذکور می شود چیزی شبیه ذوزنقه(اگر از دو بعد بنگرید)😄

گزینش جنسی و موفقیت در تولید مثل در انسان با سایر پستانداران اساسا چیزی متفاوت تر است.
این سخن که برای مردان و یا زنان در صد تعیین میشود به نظزم چیزی جز یک ادعای احمقانه بیشتر نیست.زنان و مردان
در این گزینش و تلاش هزینه هایی میدهند که نسبت به موقعیت خودشان شاید بسیار هم گران باشد و این رقابت برای دستیابی برای جفت بهتر نه چیزی غیر معمول و نه نااخلاقیست.
همانطور که مردان دایره ی انتخاب بیشتری از زنان دارند شانس تولید مثلی خودشان را بالاتر برده اند و اگر زنان به دنبال جفت هایی با با شرایط مساعد و بهتر هستند کیفیت تولید مثلی خود و به تبع جامعه شان را بالامیبرند.
مردان با شرایط مساعد تر و به قول خودتان آلفا عملا به کل مجموعه ی زنان احاطه دارند و قطعا از بینشان زنانی با شرایط ایده آل تر را گزینش خواهند کرد.زنی در پایین هرم(و نه ذوزنقه!!) هیچ گاه به آن مرد آلفا دست پیدا نخواهد کرد.
همین مسئله باعث تشدید رقابت بین زنان خواهد شد و یکی از علت های دیسپرس بودن اجتماعات زنان تشدید همین رقابت ها بر سر مردان آلفاست. در حالی که مردان عملا در اجتماعات و گروه ها با یکدیگر هم بسته تر هستند و کما اینکه زنان را به یکدیگر پیشکش و تعارف نیز بکنند.آلفا نمایی برای مردان همان هزینه را دارد که برتر نمایی برای زنان.اگر یک مرد برای اینکه خود را مردی تامین کننده و برتر جلوه دهد با پورشه بتواند مخ زنان محبوبش را به دست گیرد یک زن هم ناچارا برای اینکه بتواند جلب توجه کند روی می آورد به بریدن و اضافه کردن سر و دم خود!!
این هم سنگی رقابت در نظر من چیزی طبیعیست و و اگر مردان از این رقابت به تنگ می آیند و برایشان زور دارد میتوانند کمی انتظاراتشان کمی متعادل تر کنند تا این رقابت زنانه هم فشارش را هم از دوش مردان و هم از دوش خود شان بردارد

Nevermore

در واقع مردان حق رای را با خون خود بدست آوردند، اما زنها با چه؟

😂

iranbanoo #۳۵۶
Russell

That's another aspect of the same phenomena, it's shows the difference in sexual strategies

difference in sexual strategies or intensity of competition for attention of men?

iranbanoo #۳۵۷
Mehrbod

یک چیزی در مایه‌هایِ همسنجیِ[3] اینکه چون آدم‌هایِ پولدار را میبینیم یکدیگر همآوردی دارند (در اینکه نمونه‌وار کدام پورشه‌یِ بهتر
و خانه‌یِ ویلایی بزرگتری دارد) و کسان بدبختی را نیز آنور داشته باشیم که بر سر نان و گرسنه نماندن شان در همآوردی با دیگران هستند,
آنگاه درآمده و بگوییم چون ایندو به هر روی هر دو "همآوردی" دارند, پس میشود فرجامیافت که این همآوردی یکسان و یکجور هم هست! (:

آره!!
حالا زنان شدند بورژواهای خون خوار و مردان پرولتر های بدبخت فلک زده:)))

Mehrbod #۳۵۸
iranbanoo

آره!!
حالا زنان شدند بورژواهای خون خوار و مردان پرولتر های بدبخت فلک زده:)))

بهره‌کشی مگر چیزی جز بهره بردن از کارِ دیگری‌ ست؟

زنهایِ خانه‌دار — که در خانه لم میدهند و با رختشوی و ظرفشوی و ... خودکارْ خانه‌می‌دارند! — هم دارند از شوهران و مردان بهره‌میکشند, مگر آنکه
یک کاری هم اینها بکنند. در گذشته برای نمونه هر همخوابی به بچه میانجامید, پس مرد دربرابر دادن
دسترنج خود به زن میتوانست چشمداشت بچه داشته باشد (هزینه‌یِ سنگین بارداری برای زن), امروز ولی چه؟

سکس که امروزه دیگر خودبه‌خود به بچه نمیرسد, تازه برای زن هم از دیرباز خوشی‌آور بوده و هست و یکسویه
نیست; پس اینجا کسیکه کارهای سخت‌تر و بیشتر را میکند (مرد) و هزینه‌های مشترک را میپردازد دارد بهره‌میدهد.

iranbanoo #۳۵۹
Mehrbod

هره‌کشی مگر چیزی جز بهره بردن از کارِ دیگری‌ ست؟

زنهایِ خانه‌دار — که در خانه لم میدهند و با رختشوی و ظرفشوی و ... خودکارْ خانه‌می‌دارند! — هم دارند از شوهران و مردان بهره‌میکشند, مگر آنکه
یک کاری هم اینها بکنند. در گذشته برای نمونه هر همخوابی به بچه میانجامید, پس مرد دربرابر دادن
دسترنج خود به زن میتوانست چشمداشت بچه داشته باشد (هزینه‌یِ سنگین بارداری برای زن), امروز ولی چه؟

سکس که امروزه دیگر خودبه‌خود به بچه نمیرسد, تازه برای زن هم از دیرباز خوشی‌آور بوده و هست و یکسویه
نیست; پس اینجا کسیکه کارهای سخت‌تر و بیشتر را میکند (مرد) و هزینه‌های مشترک را میپردازد دارد بهره‌میدهد.

من فکر میکنم شما در تعریف واژه ی <<بهره >>دچار مشکل هستید:))

اگر به این تعریف سطحی و بچه گانه است که کل تاریخ بشریت از زایمان و تیمار داری زنان بهره مند است و اگر روزی و روزگاری نیازی به اسپرم مردان هم نباشد دیگر نیازی به خود مردان هم نخواهد بود!

ضمن اینکه هر کس از خانه داری و تیمار داری زنان به عنوان بهره کشی و لم داده و کون گشاد کردن یاد میکند باید دید اصولا خودش توانایی جا به جا کردن یک لیوان آب را در خود میبیند که چنین نقشی را که کم از کار کردن های مردان در بیرون از خانه نیست را بی ارزش و غیر مفید میخواند!

Mehrbod #۳۶۰
iranbanoo

من فکر میکنم شما در تعریف واژه ی <<بهره >>دچار مشکل هستید:))

بهره که بهره است, اگر به کراننمایی مارکس هم بخواهیم بگوییم, برای نمونه زن میخواهد
یک چیزی برای پوشیدن داشته باشد (پوشاک = کالا, دربردارنده‌یِ ارزش گُسارشیگ / gebrauchswert), این را
را یا خود زن در در بدست آوردن اش کوشیده (رفته سر کار), یا در نمونه‌یِ ما, با شوهر کردن به مرد سپرده = بهره‌کشی

iranbanoo

اگر به این تعریف سطحی و بچه گانه است که کل تاریخ بشریت از زایمان و تیمار داری زنان بهره مند است و اگر روزی و روزگاری نیازی به اسپرم مردان هم نباشد دیگر نیازی به خود مردان هم نخواهد بود!

درسته, ولی با پیشرفت فندآوری هزینه‌یِ زایمان و بچه‌داری و سکس به 0 رسیده‌اند, ولی هزینه‌یِ کار
و کوشش مردان نه تنها کمتر نشده, بساکه افزایش هم یافته و از همینرو میگوییم زنان همیشه بهره‌کش نبوده‌اند:

کار مرد:

خانه‌داری:

iranbanoo

ضمن اینکه هر کس از خانه داری و تیمار داری زنان به عنوان بهره کشی و لم داده و کون گشاد کردن یاد میکند باید دید اصولا خودش توانایی جا به جا کردن یک لیوان آب را در خود میبیند که چنین نقشی را که کم از کار کردن های مردان در بیرون از خانه نیست را بی ارزش و غیر مفید میخواند!

دخترها از آنجاییکه در ایران هزینه‌یِ خانه گرانه و بیشتر پسرها آروین زندگی تنها و خانه‌یِ خودشان را ندارند این را توانسته‌اند بدروغ جابیاندازند که کار خانه به اندازه‌یِ کار بیرون سخت و دشوار است,
هنگامیکه ب.ن. خود من از ١٧ سالگی تنها زندگی کرده‌ام و خانه‌داری را آن اندازه آسان میبینم که بسختی میتوانم کار به شمار ببرم, تازه بیشتر زمانها به ابزارهایی که کمابیش همه‌یِ زنان
در دسترس دارند هم دسترسی نداشته‌ام (برای نمونه رختشوی و خشکشوی نداشته‌ام و جامه‌ها را باید برای ١ ساعت هر هفته بیرون میبرده‌ام و ...), ولی خب کدام اینها براستی "کار" به شمار میروند؟

این تنها سخن من هم نیست, نمونه‌وار از بانویِ نویسنده هم فرگردی در همین زمینه‌یِ خانه‌داری ترزبانده بودم: مردان فریب خورده - برگ 2

پارسیگر

iranbanoo #۳۶۱
Mehrbod

بهره که بهره است, اگر به کراننمایی[1] مارکس هم بخواهیم بگوییم, برای نمونه زن میخواهد
یک چیزی برای پوشیدن داشته باشد (پوشاک = کالا, دربردارنده‌یِ ارزش گُسارشیگ[2] / gebrauchswert), این را
را یا خود زن در در بدست آوردن اش کوشیده (رفته سر کار), یا در نمونه‌یِ ما, با شوهر کردن به مرد سپرده = بهره‌کشی

چه قدر خنده آور!!
با شوهر کردن ؟:))))
حتی اگر بخواهیم مارکسیستی هم نگاه کنیم زن وفرزندان جزو مالکیت مرد اند و تمامیت وجودی زن و بچه در اختیار اوست و کسی که بهره کش است همان مالک و صاحب امتیاز و قدرت (مرد) است.

Mehrbod

درسته, ولی با پیشرفت فندآوری[3] هزینه‌یِ زایمان و بچه‌داری و سکس به 0 رسیده‌اند, ولی هزینه‌یِ کار
و کوشش مردان نه تنها کمتر نشده, بساکه افزایش هم یافته و از همینرو میگوییم زنان همیشه بهره‌کش نبوده‌اند:

از همین روست که میگویم زنان میتوانند در گذر زمان از وجود مردان بی نیاز شوند و آنان به دور بیندازند!
پس همان به که مردان زنان را در خانه محصور کنند و از فعالیت در اجتماع باز دارند تا حس دستمال دور انداختنی به انان دست ندهد.
اینها همه پیش فرض بود.در برابر کسی که ارزش کار را در واحد فرد در نظر نمیگیرد.یعنی یک انسان(زن)تمامیت وجودی خود را صرف تیمار کردن و تر و خشک کردن 24 ساعته مرد و بچه ها کند و از واقعیت هویتی خود بیگانه شود میشود بهره کش و فردی که بیرون از خانه کار میکند و تلاش میکند برای پیشرفت خود و اجتماعش که کاری کاملا طبیعی است و هیچ غر غری نمیتوان در آن را پذیرفت میشود انسان رنج دیده و بد بخت و فلک زده!
بعد می آیید دو عکس کار در فراز آسمانها و شرایط سخت را با یک آشپزخانه تمیز و بهداشتی کنار هم میگذارید تا به مخاطبتان برسانید که بله زنان تنها کارشان استشمام بوی گل و آسوده زیستن است و مردان خوش گذران و دست به جیب و صاحب امتیاز و قدرت بدبختان رنج دیده ای بیش نیستند!!!

Mehrbod

دخترها از آنجاییکه در ایران هزینه‌یِ خانه گرانه و بیشتر پسرها آروین[4] زندگی تنها و خانه‌یِ خودشان را ندارند این را توانسته‌اند بدروغ[5] جابیاندازند که کار خانه به اندازه‌یِ کار بیرون سخت و دشوار است,
هنگامیکه ب.ن.[6] خود من از ١٧ سالگی تنها زندگی کرده‌ام و خانه‌داری را آن اندازه آسان میبینم که بسختی میتوانم کار به شمار ببرم, تازه بیشتر زمانها به ابزارهایی که کمابیش همه‌یِ زنان
در دسترس دارند هم دسترسی نداشته‌ام (برای نمونه رختشوی و خشکشوی نداشته‌ام و جامه‌ها را باید برای ١ ساعت هر هفته بیرون میبرده‌ام و ...), ولی خب کدام اینها براستی "کار" به شمار میروند؟

شما به دروغ برای زنان از مشکلات کاری مردان میگویید و طوری جلوه میدهید که کار بیرون بسی جانکاه و نخواستنی است.
منهم به مانند شما هم تنها زندگی کرده ام و هم مخارج زندگی خود را خودم عهده داشته ام .بنابراین هم میدانم خانه یعنی چه و هم میدانم کار بیرون یعنی چه.کار بیرون هر چند سخت اما جزوی از هویت فرد است و از همین روی بوده که همواره برای زنان خانه دار افسوس خورده ام که به خاطر خانه داریشان از چه شرایطی دریغ شده اند.
مردی که در روز از 8 ساعت سه ساعت هم کار مفید نمیکند و در نهایت پول به جیب میزند و در خانه پایش را دراز میکند تا زن خانه به برو بالینش شرفیاب شود و 24 ساعته در خدمتش باشد چه میفهمد که کار خانه یعنی چه؟
من خود خانه داری را به هیچ وجه تایید نمیکنم و فکر نمیکنم در شان یک انسان باشد که خود را خانه دار بنامد اما وقتی به واقعیت خانه داری و اینکه یک زن در خانه چه میکند تا خانواده چه شود فکر میکنم میبینم حرفهای شما بیش از اندازه بی انصافانه و یکطرفه است.

Mehrbod

این تنها سخن من هم نیست, نمونه‌وار از بانویِ نویسنده هم فرگردی[7] در همین زمینه‌یِ خانه‌داری ترزبانده[8] بودم: مردان فریب خورده - برگ 2

از این دست بانوان خایه مال زیاد داریم

Reactor #۳۶۲

من فکر نمیکنم اصلا کار بیرون با کار داخل خانه قابل قیاس باشد.
کار خانه, خاله بازیست و قابل قیاس با کار بیرون نیست.
خانه را که با جاروبرقی جارو میکشند. اگر بکشند....
لباس ها هم که ماشین لباس شویی میشوید.
سفره ای را هم که پهن یا جمع نمیکنند. همه چیز روی میز اوپن سِرو میشود.
غذا هم هفته ای هشت بار از بیرون سفارش داده میشود.
ظرف ها را هم اگر زور بزنند بشورند. وگرنه شوهر باید ماشین ظرف شویی تهیه کند.
راه پله و در و دیوار هم که مُد شد به گردن شرکت های خدماتی می اندازند.
امروزه که همه زوج های تازه مزدوج به یکی و نهایتا دوتا بچه اکتفا میکنند.
بچه ای اگر داشته باشند هم که شوهر جان دَندَش نرم پول میدهد معلم خصوصی برای درس های بچه ها میگیرد.

چه کاری در خانه میکنند؟ چه نگهداری از بچه میکنند؟
من خانه ی هر کس رفتم, زن های خانه دار 24 ساعته پای تلفن وِر وِر میکردند.
این ها اگر کار داشتند که اینقدر با تلفن فَک نمیزدند.

حالا شما این را مقایسه کنید با کار بیرون از منزل مردها که سراسر استرس و خرحمالی و مشغولیت فکری است.

iranbanoo #۳۶۳
Reactor

من فکر نمیکنم اصلا کار بیرون با کار داخل خانه قابل قیاس باشد.
کار خانه, خاله بازیست و قابل قیاس با کار بیرون نیست.
خانه را که با جاروبرقی جارو میکشند. اگر بکشند....
لباس ها هم که ماشین لباس شویی میشوید.
سفره ای را هم که پهن یا جمع نمیکنند. همه چیز روی میز اوپن سِرو میشود.
غذا هم هفته ای هشت بار از بیرون سفارش داده میشود.
ظرف ها را هم اگر زور بزنند بشورند. وگرنه شوهر باید ماشین ظرف شویی تهیه کند.
راه پله و در و دیوار هم که مُد شد به گردن شرکت های خدماتی می اندازند.
امروزه که همه زوج های تازه مزدوج به یکی و نهایتا دوتا بچه اکتفا میکنند.
بچه ای اگر داشته باشند هم که شوهر جان دَندَش نرم پول میدهد معلم خصوصی برای درس های بچه ها میگیرد.

چه کاری در خانه میکنند؟ چه نگهداری از بچه میکنند؟
من خانه ی هر کس رفتم, زن های خانه دار 24 ساعته پای تلفن وِر وِر میکردند.
این ها اگر کار داشتند که اینقدر با تلفن فَک نمیزدند.

حالا شما این را مقایسه کنید با کار بیرون از منزل مردها که سراسر استرس و خرحمالی و مشغولیت فکری است.

بله خوب پسران مامانی که لب تر میکنند همه چیز حی و حاضر برایشان مهیاست معلوم است که خانه داری را خاله بازی میدانند.
با این استدلال ها اگر اینطور است دو سه ساعت ولچرخ زدن و با همکاران در مورد فوتبال و این زن و آن زدن چزند و پرند گفتن کار نیست که.

sara #۳۶۴
Reactor

من فکر نمیکنم اصلا کار بیرون با کار داخل خانه قابل قیاس باشد.
کار خانه, خاله بازیست و قابل قیاس با کار بیرون نیست.
خانه را که با جاروبرقی جارو میکشند. اگر بکشند....
لباس ها هم که ماشین لباس شویی میشوید.
سفره ای را هم که پهن یا جمع نمیکنند. همه چیز روی میز اوپن سِرو میشود.
غذا هم هفته ای هشت بار از بیرون سفارش داده میشود.
ظرف ها را هم اگر زور بزنند بشورند. وگرنه شوهر باید ماشین ظرف شویی تهیه کند.
راه پله و در و دیوار هم که مُد شد به گردن شرکت های خدماتی می اندازند.
امروزه که همه زوج های تازه مزدوج به یکی و نهایتا دوتا بچه اکتفا میکنند.
بچه ای اگر داشته باشند هم که شوهر جان دَندَش نرم پول میدهد معلم خصوصی برای درس های بچه ها میگیرد.

چه کاری در خانه میکنند؟ چه نگهداری از بچه میکنند؟
من خانه ی هر کس رفتم, زن های خانه دار 24 ساعته پای تلفن وِر وِر میکردند.
این ها اگر کار داشتند که اینقدر با تلفن فَک نمیزدند.

حالا شما این را مقایسه کنید با کار بیرون از منزل مردها که سراسر استرس و خرحمالی و مشغولیت فکری است.

شگفتا
با این شیوه ی تفکر میخواهید از حقوق مردان دفاع کنید ؟؟؟؟
به گمانم تمام تلاش فمینیست پیش از زیاده روی و جریان افراطی ، مبارزه با این طرز تفکر بوده است .

آن چیزی که شما مردان نمیبینید در پس کارهای روزمره و خانه داری ، فرسایش روحی زنان است

.

Reactor #۳۶۵

یا اسپاگتیا! حمله شروع شد...
خودت به ما رحم کن ای اسپاگتی پرنده😵
من فقط نظرم را گفتم
چرا اینقدر دانستن حقیقت برای شما دخترها سخت است.
من واقعا نمیتوانم بیرون از اینجا این حرف را به دخترها بزنم.
اصلا به آدم اجازه ی حرف زدن نمیدهند و 20 نفری مثل وروره جادو آدم را دوره میکنند و تا کماندویی از دستشان فرار نکنم آسوده نمیشوم.
ولی اینجا که نمیتوانید در حرفم بپرید به شما میگویم که کمی انصاف داشته باشید.
کار بخور و بخواب خانه ابدا با کار پر از استرس و تنش بیرون متفاوت است.

کار در خانه کار روتینی است اما کار بیرون کار فکری است و مرد باید پیوسته در موقعیت های مختلف از مغزش راهکار بطلبد.
این ها از آدم نیرو و توان میگیرد.

Mehrbod #۳۶۶
sara

آن چیزی که شما مردان نمیبینید در پس کارهای روزمره و خانه داری ، فرسایش روحی زنان است .

گلدان آب دادن و چایی درست کردن هم شد کار فرسایشیگ؟

😉

Nevermore #۳۶۷

دوباره این شوی متعفن کار ِ خانه آغاز شد.
امن ترین محیط کاری جهان،زندگی با دوست داشتنی ترین موجودات جهان(از دید پدر و مادر) که همان فرزندان می باشند،بهره بردن از انواع و اقسام ماشین ها که ساخته ی دستان همین مردان حمال هستند،فارغ از هرگونه استرس،بی نیاز به هر گونه خلاقیت و هوش واستعداد.این ها همه نشانگر ناچیز بودن کار ِ خانه است.
جالب اینجاست که زمانی که همین "کار ِ خانه" تخصصی می شود و مردم حاضرند برای این کار پول بپردازند،مانند آشپزی و خیاطی و شستن فرش و دیگر موارد،باز هم این مردان فلک زده اند که قبول مسئولیت می کنند.بنگرید به آشپز های حرفه ای و ببینید چند زن را پیدا می کنید.

البته همین کار در خانه هم زمانی که تعداد فرزندان 10،15 تا باشد سخت می شود، نه اینکه هر خانواده ای یک یا دو فرزند داشته باشد و یا هیچ فرزندی نداشته باشد و یک جنس در خانه باسن اش را روی مبل بگذارد و لم بدهد و دیگری باسن اش در بیرون از خانه جر بخورد.بخش ناچیزی از ارزش کار اش را دریافت کند.مجبور باشد با صد ها نفر در روز سر و کله بزند،زخمی بشود،کشته بشود تا نان همین زنان خرفت و تنبل را جور کند.زنان در همان اروپا و آمریکا هم نخستین اولویت های شان برای گزینش شغل همچنان نزدیکی به خانه،پاره وقت بودن،علاقه ی فردی و اینها است(شما بخوانید تنبلی و ...)

homayoun #۳۶۸

من نگرم پیرامون پررویی زنان نگر خوبی است. دیرهنگامی است پسران نگاه سگ هم به دختران نمیاندازند.
چند سال دیگه است که دختران به زندگی بازگردند!
نگشتند هم نگشتند. ما که تو ایران زن نمیگیریم!
شما هم نگیرید!

پارسیگر

Mehrbod #۳۶۹
iranbanoo

چه قدر خنده آور!!
با شوهر کردن ؟:))))
حتی اگر بخواهیم مارکسیستی هم نگاه کنیم زن وفرزندان جزو مالکیت مرد اند و تمامیت وجودی زن و بچه در اختیار اوست و کسی که بهره کش است همان مالک و صاحب امتیاز و قدرت (مرد) است.

اگر بهره‌یِ یک کاری همه اش به خودتان برگردد که دیگر بهره‌کشی نشده ایرانبانو, خانه‌داری و پاک و خواستنی
نگه داشتن خانه برای زن خانه‌داری که بیشتر زمان اش را در همان خانه میگذراند بیشترین بهره‌اش به چه کسی برمیگردد؟ خود زن.

پخت‌و‌‌پز, شست‌وشوی, همخوابی (سکس), بچه‌داری و ... هم همگی بیشترین سود اشان به خود زن برمیگردد و درسته, یک
اندازه‌ای هم به مردی که ١٠ ساعتی کار میکند (با به شمار آوردن راهبندان و ...) و بگوییم ٦ ساعت اش را
هم میخوابد, به اندازه‌یِ ٤ ساعتی هم بهره خواهت داشت, ولی ٢٠ ساعت دیگر آن به خود زن میرسد.

ولی از کار مرد چه؟ نمونه‌وار مردیکه کارگریِ ساختمانی میکند چگونه از کار اش بیشترین بهره را میبرد, زمانیکه باید ٨٠%
و بیشتر آنرا به زن بدهد که هزینه‌یِ پوشش, خوراک, آسایش و بزرگ شدن بچه‌ها و کرایه‌خانه (همگی هزینه‌هایی مشترک) را هم داده باشد؟

پس میبینید با افمارش ساده‌یِ مزدائیک هم زنان بارها بار بیشتر از مردان بهره‌میبرند —> بهره‌کشی

iranbanoo

از همین روست که میگویم زنان میتوانند در گذر زمان از وجود مردان بی نیاز شوند و آنان به دور بیندازند!
پس همان به که مردان زنان را در خانه محصور کنند و از فعالیت در اجتماع باز دارند تا حس دستمال دور انداختنی به انان دست ندهد.
اینها همه پیش فرض بود.در برابر کسی که ارزش کار را در واحد فرد در نظر نمیگیرد.یعنی یک انسان(زن)تمامیت وجودی خود را صرف تیمار کردن و تر و خشک کردن 24 ساعته مرد و بچه ها کند و از واقعیت هویتی خود بیگانه شود میشود بهره کش و فردی که بیرون از خانه کار میکند و تلاش میکند برای پیشرفت خود و اجتماعش که کاری کاملا طبیعی است و هیچ غر غری نمیتوان در آن را پذیرفت میشود انسان رنج دیده و بد بخت و فلک زده!
بعد می آیید دو عکس کار در فراز آسمانها و شرایط سخت را با یک آشپزخانه تمیز و بهداشتی کنار هم میگذارید تا به مخاطبتان برسانید که بله زنان تنها کارشان استشمام بوی گل و آسوده زیستن است و مردان خوش گذران و دست به جیب و صاحب امتیاز و قدرت بدبختان رنج دیده ای بیش نیستند!!!

اینها هم سخنانه کینه‌توزانه و بیرون از گفتگو بودند.

iranbanoo

شما به دروغ برای زنان از مشکلات کاری مردان میگویید و طوری جلوه میدهید که کار بیرون بسی جانکاه و نخواستنی است.
منهم به مانند شما هم تنها زندگی کرده ام و هم مخارج زندگی خود را خودم عهده داشته ام .بنابراین هم میدانم خانه یعنی چه و هم میدانم کار بیرون یعنی چه.کار بیرون هر چند سخت اما جزوی از هویت فرد است و از همین روی بوده که همواره برای زنان خانه دار افسوس خورده ام که به خاطر خانه داریشان از چه شرایطی دریغ شده اند.
مردی که در روز از 8 ساعت سه ساعت هم کار مفید نمیکند و در نهایت پول به جیب میزند و در خانه پایش را دراز میکند تا زن خانه به برو بالینش شرفیاب شود و 24 ساعته در خدمتش باشد چه میفهمد که کار خانه یعنی چه؟
من خود خانه داری را به هیچ وجه تایید نمیکنم و فکر نمیکنم در شان یک انسان باشد که خود را خانه دار بنامد اما وقتی به واقعیت خانه داری و اینکه یک زن در خانه چه میکند تا خانواده چه شود فکر میکنم میبینم حرفهای شما بیش از اندازه بی انصافانه و یکطرفه است.

اینکه دروغ نیست, سرکار Reactor هم توضیح دادند, کار بیرون هزارجور است, کار خانه‌داری یکجور بیشتر نیست; پس درسته, برخی از مردان هم نمونه‌وار در شرکت کار میکنند
و زمان برای "بازی" دارند, ولی هتّا بهترین و آسانترین کارِ بیرون هم به پایِ خانه‌داری نمیرسد, زیرا همان کارمندی که زمان را به نوشیدن چایی و تلفتن و ... میگذراند بایستی همه‌یِ زمانْ
کت و شلوار پوشیده باشد و کفش به پا و پشت میز سخت بنشیند, هنگامیکه همان زن خانه‌دار در همان زمان روی کاناپه لمیده و دارد مانند همیشه با دوست اش تلفنی میکند و همزمان تلویزیون هم نگاه میکند.

پس اینجا هم دروغ را شما میگویید, نه ما.

پارسیگر

mosafer #۳۷۰
Mehrbod

ولی از کار مرد چه؟ نمونه‌وار مردیکه کارگریِ ساختمانی میکند چگونه از کار اش بیشترین بهره را میبرد, زمانیکه باید ٨٠%
و بیشتر آنرا به زن بدهد که هزینه‌یِ پوشش, خوراک, آسایش و بزرگ شدن بچه‌ها و کرایه‌خانه (همگی هزینه‌هایی مشترک) را هم داده باشد؟

پس میبینید با افمارش ساده‌یِ مزدائیک هم زنان بارها بار بیشتر از مردان بهره‌میبرند —> بهره‌کشی

چه اصراری دارند این مردان ازدواج کنند که نیم بیشتری از حقوق خود را خرج زن بکنند و بعد منت، بر سرش بگذارند؟
زن از نظرتان موجودی خرفت و تنبل هست؟درست،سمتشان نروید و به همسری انتخابشان نکنید
اگر مدافع حقوق آن مردان بدبخت و بیچاره ای هستید که نمیتوانند از حقشان دفاع کنند کاری بس بیهوده هست آنها اگر خود، عرضه داشتند اسیر چنگال زنان نمی شدند:))

+

بحث ،پیرامون فمینیسم مزحکترین مباحث در هر فرومی هست نه خاص اینجا،چون کوچکترین دفاع از حقوق یک زن برابر ست با فمینیسم بودن او.
فمینیسمی که از نظر مردان جز حقارت برای زنان نیست

Mehrbod #۳۷۱
mosafer

چه اصراری دارند این مردان ازدواج کنند که نیم بیشتری از حقوق خود را خرج زن بکنند و بعد منت، بر سرش بگذارند؟
زن از نظرتان موجودی خرفت و تنبل هست؟درست،سمتشان نروید و به همسری انتخابشان نکنید
اگر مدافع حقوق آن مردان بدبخت و بیچاره ای هستید که نمیتوانند از حقشان دفاع کنند کاری بس بیهوده هست آنها اگر خود، عرضه داشتند اسیر چنگال زنان نمی شدند:))

از روی چیزی به نام "نیاز جنسی". یکی از راه‌هایِ خوب برای پیشگیری از بهره‌کشیِ زنان برپاسازی روسپیخانه‌هایِ قانونی و ارزان است. در این نگاه, مردان میتوانند براه‌هایِ شهرمندانه[١]
و آسان نیاز جنسی اشان را برآورند[٢] و دیگری نیازی به همسری از روی این یک پراسنج[٣] نخواهند داشت, که دربرابر زنان خواه ناخواه ناچار از کاهش چشمداشت‌هایِ فرااندازه‌یِ خود میشوند.

در کنار اینها به نکته‌یِ خوب نماردید[٤], در غرب چندی است جنبشی به نام Men Going Their Own Way (مردان راه خودشان را میروند) راه افتاده که بباریکی همینی که گفتید را میکنند. این گروه
از آنجاییکه هزینه و چشمداشت‌هایِ زنان بسیار بالا رفته و نمیخواهند دست از بهره‌کشی و مفتخوری بردارند, راهِ خودشان را از بیخ جداییده[٥] و کاری به کار زنان ندارند: MGTOW.COM - Men Going Their Own Way

mosafer

+
بحث ،پیرامون فمینیسم مزحکترین مباحث در هر فرومی هست نه خاص اینجا،چون کوچکترین دفاع از حقوق یک زن برابر ست با فمینیسم بودن او.
فمینیسمی که از نظر مردان جز حقارت برای زنان نیست

پدافند[٦] از حقوق زنی که زیرِ نام زن‌گرایی (femin+ism) باشد نکوهیده است, همانجور که وارونه‌یِ آن مرد‌گرایی (mascul+ism) نکوهیده است.

----
١. ^ šahr+mand::Šahrmand
٢. ^ bar+âvardan::Barâvardan || براوردن: تخمین زدن Ϣiki-En to estimate || براوردن: برطرف کردن to fullfill | || براوردن: بالا آوردن; بربردن Dehxodâ
٣. ^ parâ+sanj+idan::Parâsanjidan || پراسنجیدن: to parameterize
٤. ^ Nemâridan <— Nemârdan || نماریدن: اشاره کردن; نماره کردن to point
٥. ^ Jodâyidan || جداییدن: جدا کردن to separate
٦. ^ pad+âfand+idan::Padâfandidan || پدافندیدن: دفاع کردن Ϣiki-En to defend

iranbanoo #۳۷۲

یه موقع هایی یکسری حرفهای احمقانه حالمو به شدت بهم میزنه.....😪

mosafer #۳۷۳
Mehrbod

از روی چیزی به نام "نیاز جنسی". یکی از راه‌هایِ خوب برای پیشگیری از بهره‌کشیِ زنان برپاسازی روسپیخانه‌هایِ قانونی و ارزان است. در این نگاه, مردان میتوانند براه‌هایِ شهرمندانه[١]
و آسان نیاز جنسی اشان را برآورند[٢] و دیگری نیازی به همسری از روی این یک پراسنج[٣] نخواهند داشت, که دربرابر زنان خواه ناخواه ناچار از کاهش چشمداشت‌هایِ فرااندازه‌یِ خود میشوند.

در کنار اینها به نکته‌یِ خوب نماردید[٤], در غرب چندی است جنبشی به نام Men Going Their Own Way (مردان راه خودشان را میروند) راه افتاده که بباریکی همینی که گفتید را میکنند. این گروه
از آنجاییکه هزینه و چشمداشت‌هایِ زنان بسیار بالا رفته و نمیخواهند دست از بهره‌کشی و مفتخوری بردارند, راهِ خودشان را از بیخ جداییده[٥] و کاری به کار زنان ندارند: MGTOW.COM - Men Going Their Own Way

پدافند[٦] از حقوق زنی که زیرِ نام زن‌گرایی (femin+ism) باشد نکوهیده است, همانجور که وارونه‌یِ آن مرد‌گرایی (mascul+ism) نکوهیده است.

----
١. ^ šahr+mand::Šahrmand
٢. ^ bar+âvardan::Barâvardan || براوردن: تخمین زدن Ϣiki-En to estimate || براوردن: برطرف کردن to fullfill | || براوردن: بالا آوردن; بربردن Dehxodâ
٣. ^ parâ+sanj+idan::Parâsanjidan || پراسنجیدن: to parameterize
٤. ^ Nemâridan <— Nemârdan || نماریدن: اشاره کردن; نماره کردن to point
٥. ^ Jodâyidan || جداییدن: جدا کردن to separate
٦. ^ pad+âfand+idan::Padâfandidan || پدافندیدن: دفاع کردن Ϣiki-En to defend

وقتی زن را فقط برای رفع نیاز جنسی خود می خواهید اجازه ندارید منتی بر سر او بگذارید.
شما می توانید به همان روسپیخانه‌هایِ قانونی و ارزان بروید و برطرف سازید نیاز جنسیتان را .
و متعجبم چرا با این نگرش ، تلاش می کنید زن را حقیر کنید ،آنان در مقابل کاری که برای شما میکنند پول میگیرند (البته همان زنانی که حاضرند یک شب ِ شما را به پولی بی ارزش تامین کنند لیاقتشان همانهایی ست که می گویید.)
جالب هست که زن را فقط برای شهوت خود می خواهید ولی مدام از زنانی حرف میزنید که "همسر "هستند و تنبلیشان را علم می کنید که چرا کارشان سخت نیست؟(همسرانی که رفع نیاز جنسی در اولویت نیست)

خب، شمایی که نه همسر دارید نه قصد تشکیل زندگی دارید چه دخلی دارد برایتان ،سرک در زندگی بقیه کشیدن؟

یک سوال، جسارتا:
شمایی که زنی به عنوان همسر قرار نیست وارد زندگیتان شود چگونه صاحب فرزند خواهید شد و قرار ست او را از هفت دولت آزاد بگذارید؟

:)

iranbanoo #۳۷۴
Mehrbod

اگر بهره‌یِ یک کاری همه اش به خودتان برگردد که دیگر بهره‌کشی نشده ایرانبانو, خانه‌داری و پاک و خواستنی
نگه داشتن خانه برای زن خانه‌داری که بیشتر زمان اش را در همان خانه میگذراند بیشترین بهره‌اش به چه کسی برمیگردد؟ خود زن.

پخت‌و‌‌پز, شست‌وشوی, همخوابی (سکس), بچه‌داری و ... هم همگی بیشترین سود اشان به خود زن برمیگردد و درسته, یک
اندازه‌ای هم به مردی که ١٠ ساعتی کار میکند (با به شمار آوردن راهبندان و ...) و بگوییم ٦ ساعت اش را
هم میخوابد, به اندازه‌یِ ٤ ساعتی هم بهره خواهت داشت, ولی ٢٠ ساعت دیگر آن به خود زن میرسد.

ولی از کار مرد چه؟ نمونه‌وار مردیکه کارگریِ ساختمانی میکند چگونه از کار اش بیشترین بهره را میبرد, زمانیکه باید ٨٠%
و بیشتر آنرا به زن بدهد که هزینه‌یِ پوشش, خوراک, آسایش و بزرگ شدن بچه‌ها و کرایه‌خانه (همگی هزینه‌هایی مشترک) را هم داده باشد؟

پس میبینید با افمارش[1] ساده‌یِ مزدائیک[2] هم زنان بارها بار بیشتر از مردان بهره‌میبرند —> بهره‌کشی

پس مطمئن شدم در تعریف بهره و بهره کشی نقطه ی مشترکی نداریم.

شما به جای اینکه به دنبال بهره ده و بهره کش راستین باشید باید ((ارزش مبادله)) و ((ارزش کار)) را در هر مجموعه ای در نظر بگیرید.
مردان بیرون از خانه کار میکنند و پولی را برای مجموعه ی خانواده می آورند.
این پول تحت اختیار و تسلط کامل مرد است.یعنی زن برای اینکه یک لباسشویی یا یک چرخ گوشت بخواهد بخرد باید از صاحب پول مشورت بخواهد.
این پول صرفا صرف مخارج ضروری میشود و زنان برای مصارف شخصیشان عملا از این پول سهمی ندارند و اکثر زنان ترجیح میدهند از این پول برای مصارف شوهران و فرزندانشان استفاده کنند تا خودشان.

اما زنان که بخش بسیار وسیع و بزرگی از یک جامعه را تشکیل میدهند در واحد هایی کوچ به نام خانواده خود را وقف 24 ساعته کارگران بیرون از خانه و تربیت کارگران آینده میکنند.
دقت کنید 24 ساعته.یعنی اگر مرد ساعت 2 شب برخاست و یک لیوان آب خواست معمولا از زنان انتظار میرود که این کار را برای شوهرشان انجام دهند.
حتی حتی اگر مردان در کار خانه(_که معمولا کاری که میکنند را خودشان انتخاب میکنند ) هم مکشارکت کنند به نام ((کمک)) قلمداد میشود و نه8 صرفا یک وظیفه و یک نقش جدا از کار بیرون.
این در حالیست که زنان متاهل و شاغل در کنار کار بیرونشان همچنان نقش خانه داری و فرزند داری به دوششان است.
و این در حالیست که این کار برخلاف ادعای کذب شما نه یک کار رمانتیک و آسان بلکه کاری تکراری و خسته کننده است که هر روز و هر روز باید انجامش دهند آنهم وقتی برایشان هیچ مزد و مواجبی در نظر گرفته نشده .

بنابراین مرد در قبال تامین مخارج خانواده(و نه شخص زن) از سرویس دهی شبانه روزی زن بهره میبرد---->بهره کشی

Mehrbod

اینها هم سخنانه کینه‌توزانه و بیرون از گفتگو بودند.

جدا؟
به نظر شما اگر یک انسان تمام روح و وجود خود را به خانه و کودک بفروشد و ما این را عنوان کنیم کینه توزی کرده ایم؟

Mehrbod

اینکه دروغ نیست, سرکار Reactor هم توضیح دادند, کار بیرون هزارجور است, کار خانه‌داری یکجور بیشتر نیست; پس درسته, برخی از مردان هم نمونه‌وار در شرکت کار میکنند
و زمان برای "بازی" دارند, ولی هتّا بهترین و آسانترین کارِ بیرون هم به پایِ خانه‌داری نمیرسد, زیرا همان کارمندی که زمان را به نوشیدن چایی و تلفتن و ... میگذراند بایستی همه‌یِ زمانْ
کت و شلوار پوشیده باشد و کفش به پا و پشت میز سخت بنشیند, هنگامیکه همان زن خانه‌دار در همان زمان روی کاناپه لمیده و دارد مانند همیشه با دوست اش تلفنی میکند و همزمان تلویزیون هم نگاه میکند.

پس اینجا هم دروغ را شما میگویید, نه ما.

امیدوارم این سخن مرا حمله و تخریب قلمداد نکنید.ولی هم شما و هم جناب راکتور و کسانی که از خانه داری چنین تصوراتی دارند احتمالا مادرانی موفق و مسئولیت پذیر نداشته اید.وگرنه چیزی که در خانه داری نرم است کاری بس زمان بر و انرژی بر است که وقتی برای وارجی نیست.

Mehrbod #۳۷۵
mosafer

وقتی زن را فقط برای رفع نیاز جنسی خود می خواهید اجازه ندارید منتی بر سر او بگذارید.
شما می توانید به همان روسپیخانه‌هایِ قانونی و ارزان بروید و برطرف سازید نیاز جنسیتان را .
و متعجبم چرا با این نگرش ، تلاش می کنید زن را حقیر کنید ،آنان در مقابل کاری که برای شما میکنند پول میگیرند (البته همان زنانی که حاضرند یک شب ِ شما را به پولی بی ارزش تامین کنند لیاقتشان همانهایی ست که می گویید.)
جالب هست که زن را فقط برای شهوت خود می خواهید ولی مدام از زنانی حرف میزنید که "همسر "هستند و تنبلیشان را علم می کنید که چرا کارشان سخت نیست؟(همسرانی که رفع نیاز جنسی در اولویت نیست)

شما سخن را وارونه گرفته‌اید, گفتید چرا مردها اگر همسری و بهره‌دهی و بردگی و ... این اندازه بد هستند پس همسری میکنند, گفتیم
چون نیاز جنسی دارند و تنها راهی که برای برآوردن آن در ایران برایشان هست, همان همسری‌ست, نه اینکه مردان زنان را تنها برای سکس بخواهند.

mosafer

یک سوال، جسارتا:
شمایی که زنی به عنوان همسر قرار نیست وارد زندگیتان شود چگونه صاحب فرزند خواهید شد و قرار ست او را از هفت دولت آزاد بگذارید؟ :)

اینهم سفسته‌یِ پرداختن به سخنگو بجای سخن است: چون جایی گفته ام در کودکی آزاد بوده‌ام و
زمان آسودگی داشته‌ام, آنرا یکجوری میخواهید به نگرش من به همبود پیوند بدهید و مرا بی اعتبار کنید.

هر آینه جایِ نگرانی ندارد, من ایران نیستم و اینجا میتوانید بی اینکه همسری قانونی کنید,
بچه‌دار هم بشوید, که اگر روزی هم بچه خواستم بیگمان به همین راه خواهم رفت.

mosafer

خب به شمایی که نه همسر دارید نه قصد تشکیل زندگی دارید چه دخلی دارد برایتان ،سرک در زندگی بقیه کشیدن؟

اینهم سفسته‌یِ دیگری‌ست: من برای اینکه از حقوق همجنسگراها پدافند کنم نیازی نیست خودم همجنسگرا باشم, یا برای
اینکه از مردمسالاری و سزامندی هر کس در نامزد شدن برای ریاست جمهوری پدافند کنم, باز نیازی نیست خودم هم نامزد ریاست جمهوری باشم!

پس نه, اینکه شما زنان را ول کنیم تا هر اندازه و هر جور دوست دارید از مردان بهره‌کشید هم شوربختانه (برای شما), شدنی نیست (;

پارسیگر

Mehrbod #۳۷۶

m

iranbanoo

پس مطمئن شدم در تعریف بهره و بهره کشی نقطه ی مشترکی نداریم.

تعریف بهره‌کشی دلبخواه نیست, پس بهتر بخوانید تا با کران‌نمایی درستی که کردم آشنا شوید.

iranbanoo

شما به جای اینکه به دنبال بهره ده و بهره کش راستین باشید باید ((ارزش مبادله)) و ((ارزش کار)) را در هر مجموعه ای در نظر بگیرید.
مردان بیرون از خانه کار میکنند و پولی را برای مجموعه ی خانواده می آورند.
این پول تحت اختیار و تسلط کامل مرد است.یعنی زن برای اینکه یک لباسشویی یا یک چرخ گوشت بخواهد بخرد باید از صاحب پول مشورت بخواهد.
این پول صرفا صرف مخارج ضروری میشود و زنان برای مصارف شخصیشان عملا از این پول سهمی ندارند و اکثر زنان ترجیح میدهند از این پول برای مصارف شوهران و فرزندانشان استفاده کنند تا خودشان.

اینها را هر کس بسته به نگرش خودش میتواند داوری کند. مردی که پول درمیاورد درسته که میتواند آنرا به همسرش هم ندهد (گرچه در همین
ایران قانون‌وار باید شیربهای زوری بدهد), ولی خب اگر این یک گزینه بود که مرد از همان آغاز ازدواج هم نمیکرد و همه‌یِ پول را خودش نگه میداشت, چرا دیگر ازدواج کند؟

نکته‌یِ مهند اینجاست که زنان از ابزار‌هایی که دست اشان دارند (نیروی جنسی و توان زادآوری) کژبهره برده و با فریب, مردان را به بهره‌دهی وامیدارند.

iranbanoo

امیدوارم این سخن مرا حمله و تخریب قلمداد نکنید.ولی هم شما و هم جناب راکتور و کسانی که از خانه داری چنین تصوراتی دارند احتمالا مادرانی موفق و مسئولیت پذیر نداشته اید.وگرنه چیزی که در خانه داری نرم است کاری بس زمان بر و انرژی بر است که وقتی برای وارجی نیست.

ب.ن.

شما ساعت‌ها برای طی کشیدن پارکتها زمان میگژارید, یا برای چایی درست کردن این اندازه زمان کم میاورید؟
یا شاید هم آب دادن گلدانها همه‌یِ روزتان را میگیرد؟

😉

iranbanoo

بنابراین مرد در قبال تامین مخارج خانواده(و نه شخص زن) از سرویس دهی شبانه روزی زن بهره میبرد---->بهره کشی

ما گفتیم مردان چرا و از سر نیاز جنسی به ازدواج روی میاورند, اکنون شما برای ما بفرمایید در
غرب آزاد , اگر این اندازه ازدواج و سرویس‌دهی برای زنان ستمگرانه است, پس چرا زنان ازدواج میکنند؟

پارسیگر

izabel #۳۷۷

نام تاپیک گفت و گو پیرامون فمنیسمِ ولی من هرچیزی دیدم غیر از بحثی در این مورد!! (هرچند حرفها بیش تر تکرار بود و من خیلی گذری خوندم چون اگر با دقت بخونم باید تا صبح ام که شده تک تکشو جواب بدم! :D
دوستان (اقایان) شما هر گونه تخریب از هرنوعی میخواهید انجام دهید و ما هم این حرف ها را فقط نظر قلمداد میکنیم چون واقعا هیچ باری جز یک نظر ساده بیشتر نداره
اما...!!
ایا میتونید واقعیت ها رو هم انکار کنید؟؟؟؟؟؟؟

میخواهید انکار کنید که کار خانه چند برابر فشار بیشتری نسبت به کار اقایان دارد؟ چه از نظر جسمی چه روحی!

ای کاش حداقل کسی می آمد در مورد کار نظر میداد که کارگر معدن بود واسه من یکی حضمش آسون تر بود!!

به هر حال اومدم بگم خدایا نگیر این خوشیا رو از ما!!
امروز از این خوشیا زیاد دیدیم :)))

Mehrbod #۳۷۸
izabel

میخواهید انکار کنید که کار خانه چند برابر فشار بیشتری نسبت به کار اقایان دارد؟ چه از نظر جسمی چه روحی!

یعنی انداختن رختها در رخت‌شویی, گذاشتن ظرف‌ها در ظرف‌شویی, آبدادن گلها با آب‌پاش
خودکار و پختن خوراک در زودپز و microwave و ... از حفاری, چاهکنی, عملگی, بنّایی و اینجور کارها بارها بار سخت‌تر هستند؟ 😉

یادتان باشد که چایی درست کردن چند برابر فشار روحی روانی بیشتری از این کارها دارد (;

izabel #۳۷۹
Mehrbod

یعنی انداختن رختها در رخت‌شویی, گذاشتن ظرف‌ها در ظرف‌شویی, آبدادن گلها با آب‌پاش
خودکار و پختن خوراک در زودپز و microwave و ... از حفاری, چاهکنی, عملگی, بنّایی و اینجور کارها بارها بار سخت‌تر هستند؟ 😉

خب شما قدرت جسمانی مرد رو در نظر بگیرید که تنها چیزی هست که از زن بیشتره!!!
اگر کارهایی که نام بردید رو انجام میده با شرایط جسمیش قطعا سازگاری داره ( چون ثابت شده اکثرا مردا جون دوست تر از این حرفان!😜) و اما, در آنه واحد داره فقط یک کار رو انجام میده
حالا شما تصور کنید زن خانه دار باید همزمان رو چند کار تمرکز کنه و حواسش به چند کار باشه (غذا درست کردن , شستن لباس و گردگیری و .. و...) نگه داری بچه هم که باشه فبها المراد!! تازه این رو هم در نظر بگیرید مردها بچه ایی هستن که قطعا مدیریت و نظارت میخوان و زن وقتی ازدواج میکنه خواه نا خواه صاحب یک کودک میشه که بسیار لج بازه و با دیدن یک شکلات به دست دیگری میره طرف اون همین خودش یعنی بمب استرس در راستای حفظ زندگی!! در ضمن زن بسیار اینده نگر هستش مردا اکثرا جلوی پاشون رو میبینن ولی زن 100 قدم جلوتر رو , پس فشارهای روحی و حتی جسمی با توجه به قدرت بدنی زن خیلی روش زیاد تر هستش!!

Nevermore #۳۸۰

یحتمل آمار اداره ی کار آمریکا هم بخشی از فرآیند سلطه بر زنان است که می گوید بیش از 90 درسد کشته های کاری و صدمات و آسیب های کاری مربوط به مردان است.این کار سخت و پر استرس چه بلایی سر زنان می آورد که همگی چندین و چند سال بیش از مردان می زیند.دلمان براستی برایشان سوخت.🚽

izabel

ای کاش حداقل کسی می آمد در مورد کار نظر میداد که کارگر معدن بود واسه من یکی حضمش آسون تر بود!!

پس به یاد داشته باشید دوستان،تنها اگر کارگر معدن بودید می توانید در این مورد اظهار نظر کنید و سخنتان معتبر می شود.👎دیگر از افسوس و خنده هم گذشت.😞

izabel #۳۸۱
Nevermore

یحتمل آمار اداره ی کار آمریکا هم بخشی از فرآیند سلطه بر زنان است که می گوید بیش از 90 درسد کشته های کاری و صدمات و آسیب های کاری مربوط به مردان است.این کار سخت و پر استرس چه بلایی سر زنان می آورد که همگی چندین و چند سال بیش از مردان می زیند.دلمان براستی برایشان سوخت.🚽

پس به یاد داشته باشید دوستان،تنها اگر کارگر معدن بودید می توانید در این مورد اظهار نظر کنید و سخنتان معتبر می شود.👎دیگر از افسوس و خنده هم گذشت.😞

خوب بود!! ولی فقط خوب نه چیزِ دیگه

...!! :)

mosafer #۳۸۲
Mehrbod

شما سخن را وارونه گرفته‌اید, گفتید چرا مردها اگر همسری و بهره‌دهی و بردگی و ... این اندازه بد هستند پس همسری میکنند, گفتیم
چون نیاز جنسی دارند و تنها راهی که برای برآوردن آن در ایران برایشان هست, همان همسری‌ست, نه اینکه مردان زنان را تنها برای سکس بخواهند.

شاید چند سال پیش چنین بود ولی در حال حاضر نه
شما چنان میگویید که تنها راه در ایران ،گویا فقط اینجا زن و مرد با هم ازدواج می کنند و در کشورهای دگر از این خبرها نیست

Mehrbod

اینهم سفسته‌یِ پرداختن به سخنگو بجای سخن است: چون جایی گفته ام در کودکی آزاد بوده‌ام و
زمان آسودگی داشته‌ام, آنرا یکجوری میخواهید به نگرش من به همبود پیوند بدهید و مرا بی اعتبار کنید.

این چه حرفیست؟قصدم بی اعتبار کردن شما نیست چرا جبهه می گیرید شما؟ :ا

Mehrbod

هر آینه جایِ نگرانی ندارد, من ایران نیستم و اینجا میتوانید بی اینکه همسری قانونی کنید,
بچه‌دار هم بشوید, که اگر روزی هم بچه خواستم بیگمان به همین راه خواهم رفت.

قبلتر گفته بودید گمانم،فرزندی که مادرش معلوم نباشد کیست؟وقتی بزرگ شد و از شما مادر طلب کرد چه جوابی خواهید داد؟او را نیز از کودکی چون خود بار خواهید آورد؟و آنقدر اطمینان دارید که چون شما حتی از مادر نیز دوری کند؟

Mehrbod

اینهم سفسته‌یِ دیگری‌ست: من برای اینکه از حقوق همجنسگراها پدافند کنم نیازی نیست خودم همجنسگرا باشم, یا برای
اینکه از مردمسالاری و سزامندی هر کس در نامزد شدن برای ریاست جمهوری پدافند کنم, باز نیازی نیست خودم هم نامزد ریاست جمهوری باشم!

سفسته کدام ست جناب؟
ما اگر از هم جنس خود دفاع کنیم می شویم فمینیسم،ولی به مردان که رسید کلا موضوع چیز دیگریست؟

Mehrbod

پس نه, اینکه شما زنان را ول کنیم تا هر اندازه و هر جور دوست دارید از مردان بهره‌کشید هم شوربختانه (برای شما), شدنی نیست (;

پارسیگر

ما زنان را به حال خود رها کنید تا از شما مردان بهره نکشیم (:
چرا برای ما شدنی نیست؟

Nevermore #۳۸۳
izabel

خوب بود!! ولی فقط خوب نه چیزِ دیگه ...!! :)

این بود قدرت استدلالی که می خواستید با کمک آن پوزه ی مدافعان حقوق مردان را به خاک بمالید؟ملغمه ای از سفسته های جور وا جور؟😭

Reactor #۳۸۴
Mehrbod

سرکار Reactor هم توضیح دادند

مهربد جان سرکار به "زن" میگویند.
من مرد هستم :various_106:

izabel #۳۸۵
Nevermore

این بود قدرت استدلالی که می خواستید با کمک آن پوزه ی مدافعان حقوق مردان را به خاک بمالید؟ملغمه ای از سفسته های جور وا جور؟😭

ایا من ادعایی کردم که میخوام پوزه کسی رو به خاک بمالم؟؟ یا از قدرت استدلالم گفتم؟!! اندفعه هم خوب بود هم بامزه !! ( در ضمن یک زن هیچ موقع لاف نمیزنه بلکه عمل میکنه!!)
پست قبل من فقط یک نظر بود در جهت تحسین تلاشِ شما همین!!

:)

Nevermore #۳۸۶
izabel

ایا من ادعایی کردم که میخوام پوزه کسی رو به خاک بمالم؟؟ یا از قدرت استدلالم گفتم؟!! اندفعه هم خوب بود هم بامزه !! ( در ضمن یک زن هیچ موقع لاف نمیزنه بلکه عمل میکنه!!)
پست قبل من فقط یک نظر بود در جهت تحسین تلاشِ شما همین!! :)

ولی خوب است.این نوع دفاع از فمینیسم برای پیشبرد اهداف ما خوب است.اکنون براستی دلم برای آندد نایت تنگ شد که دست کم حریف قدری بود.😄

Reactor #۳۸۷
mosafer

چه اصراری دارند این مردان ازدواج کنند که نیم بیشتری از حقوق خود را خرج زن بکنند و بعد منت، بر سرش بگذارند؟

اصراری نیست.
این همه دختر ریخته است.
ازدواج توجیهی ندارد.
هر مردی بهتر است پولی را که بدست می آورد خرج خودش کند.
اینگونه, تنوع هم دارد.
من طبق تجربه دیده ام که اکثر مردان متاهل افرادی هستند که تجربه ی دوستی و سکس قبل از ازدواج را نداشته اند.
به همین علت است که بسیاری از مردانی که متاهل میشوند, تازه با سکس آشنا میشوند و تازه میفهمند که سکس عجب چیز خوبی است که این همه سرش رقابت است.
از آنجایی که جنس مرد, تنوع طلب است, خیلی از این افراد بعد از مدتی زندگی, کم کم احساس نیاز پیدا میکنند و از مردان دیگر زیر آبی رفتن را یاد میگیرند و می افتند دنبال خانم بازی و صیغه بازی 👭

MEHDI #۳۸۸

به نظرم یکی از مواردی که باید در چنین مباحثی در نظر گرفت این است که توانایی های زن و مرد متفاوت از یکدیگر هستند و اصولا زن و مرد دو موجود یکسان نیستند که انتظارات یکسان از آن ها داشته باشیم. چندی پیش کتاب جنسیت مغز را خواندم که به بحث در مورد این تفاوت ها و دلایل علمی آن پرداخته بود.

Reactor #۳۸۹
iranbanoo

امیدوارم این سخن مرا حمله و تخریب قلمداد نکنید.ولی هم شما و هم جناب راکتور و کسانی که از خانه داری چنین تصوراتی دارند احتمالا مادرانی موفق و مسئولیت پذیر نداشته اید.وگرنه چیزی که در خانه داری نرم است کاری بس زمان بر و انرژی بر است که وقتی برای وارجی نیست.

این ادعای شما سفسطه ی حمله به شخص است.

البته من مادر به واقع مادری داشته ام.
حتی غیر از مادرم, بسیاری از زنان نسل قبل را, مادران دلسوز و مدیر و همسران خوبی میبینم.
مادرم را هم بسیار دوست دارم و با اینکه خانه ی مجردی دارم و تقریبا جدا از خانواده زندگی میکنم, تقریبا هر شب در خانه ی پدری میخوابم.

خانه ی مجردی برای من فقط حکم مکان و دور همی را دارد

😎
❤️

iranbanoo #۳۹۰
Mehrbod

تعریف بهره‌کشی دلبخواه نیست, پس بهتر بخوانید تا با کران‌نمایی[١] درستی که کردم آشنا شوید.

خیر بهره کشی و بهره دهی در یک مجموعه تحت شرایط و عوامل مختلف جا به جا میشود و شما تا زمانی که نتوانید
اینها را از یکدیگر تمایز دهید برایتان ممکن نخواهد بود که کسی را بهره کش و یا بهره ده صرف بخوانید.

Mehrbod

اینها را هر کس بسته به نگرش خودش میتواند داوری کند. مردی که پول درمیاورد درسته که میتواند آنرا به همسرش هم ندهد (گرچه در همین
ایران قانون‌وار باید شیربهای زوری بدهد), ولی خب اگر این یک گزینه[٢] بود که مرد از همان آغاز ازدواج هم نمیکرد و همه‌یِ پول را خودش نگه میداشت, چرا دیگر ازدواج کند؟

نکته‌یِ مهند[٣] اینجاست که زنان از ابزار‌هایی که دست اشان دارند (نیروی جنسی و توان زادآوری[٤]) کژبهره برده و با فریب, مردان را به بهره‌دهی وامیدارند[٥].

اینها پاسخ من نبود.
شما گفتید مردان پول در می آورند و خرج زنان میکنند و زنان بهره کش هستند. ما هم نشان دادیم خیر این یک ادعای کذب است.
مردان پولشان عملا برای خودشان است و صاحب و مالک آنند و بدتر اینکه از زنان هم امتیاز کار کردن و در آمد زایی را
گرفته اند و نقش خانه داری را به زور به زن تحمیل کرده اند آنهم بی مزد و مواجب تا برتخت قدرت خود با خیالی آسوده تکیه زنند:)

Mehrbod

شما ساعت‌ها برای طی کشیدن پارکتها زمان میگژارید, یا برای چایی درست کردن این اندازه زمان کم میاورید؟
یا شاید هم آب دادن گلدانها همه‌یِ روزتان را میگیرد؟

شما تا به حال یک لیوان آب را به تنهایی جا به جا کرده اید که از این شکلک هاتی عاقل اندر سفیح برای کار های خانه میگذارید ؟
چه کسی گفته کاتر خانه و فقط رفت و روب است؟
خرید خانه که معمولا هب دست زنان انجام میشود و پخت و پز(که خودم به شخصه هیچ گاه حاضر نیستم ساعتها پای
قابلمه و ماهیتابه بایستم) که ساعتها وقت میبرد.
آنهم وقتی که مردان وقتی تنها باشند از غذاهای ساده استفاده میکنند ولی از زنانشان انتظار شامی خاص تر و متنوع تر دارند.بچه داری و بیمار داری و......
ببخشید امر دیگری ندارید؟

Mehrbod

ما گفتیم مردان چرا و از سر نیاز جنسی به ازدواج روی میاورند, اکنون شما برای ما بفرمایید در
غرب آزاد , اگر این اندازه ازدواج و سرویس‌دهی برای زنان ستمگرانه است, پس چرا زنان ازدواج میکنند؟

من نمیفهمم.بحث ازدواج چیزی نیست که با این فاکتور ها علت یابی شود.
گروهی موافق و گروهی مخالف آنند.شما چرا مجوز برای مردم صادر میکنید؟
زنان و مردان هر کدام در پی نیاز های خود هستندوچیزی که باید تغییر کند این اختلاف ها در سطح کلان است .طوری که در هر جامعه ای زنان و مردان هر کدام به خاطر زن بودن و مرد بودنشان از فرصت ها و اختیاراتی که حقشان است محروم نشوند.

iranbanoo #۳۹۱
Reactor

این ادعای شما سفسطه ی حمله به شخص است.

البته من مادر به واقع مادری داشته ام.
حتی غیر از مادرم, بسیاری از زنان نسل قبل را, مادران دلسوز و مدیر و همسران خوبی میبینم.
مادرم را هم بسیار دوست دارم و با اینکه خانه ی مجردی دارم و تقریبا جدا از خانواده زندگی میکنم, تقریبا هر شب در خانه ی پدری میخوابم.

خانه ی مجردی برای من فقط حکم مکان و دور همی را دارد

خوب من هم ابتدا گفتم که امیدوارم حمله به شخص برداشت نکنید چرا که معتقدم این دست مسائل براسا تجارب افراد است که تبیین میشود.

یعنی شما چون زنان اطراف خود را منفعل دیده اید(و نه اینکه حقیقتا باشند) آن را به کل تعمیم میدهید.

من انتظار دارم افراد کلاس بحث داشته باشند.
نه اینکه با طنز آلود کردن مسئله با طعنه هایی چون((ای وای حمله کردند))((اسپاگتی کمکم کن))((وروره جادو ها آمدند)) و یا مثل مهربد شکلک های عاقل اندر سفیح بگذارند تا طرف بحث را تحقیر کنند.

نه جانم ما با این دست برخورد های مردانه که به شخصه عقیده دارم برای خود شیرینی در برابر زنان است آشنایی داریم:)

iranbanoo #۳۹۲
MEHDI

به نظرم یکی از مواردی که باید در چنین مباحثی در نظر گرفت این است که توانایی های زن و مرد متفاوت از یکدیگر هستند و اصولا زن و مرد دو موجود یکسان نیستند که انتظارات یکسان از آن ها داشته باشیم. چندی پیش کتاب جنسیت مغز را خواندم که به بحث در مورد این تفاوت ها و دلایل علمی آن پرداخته بود.

من این بحث تفاوت های را قبول دارم ولی نه در آن حد که جدیدا باب شده و بر هر زن و یا مردی هر چه بلا می آید فورا به تفاوت های حواله میکنند.
تفاوتهای بیولوژیک و حتی تفاوت هایی که حاصل فرهنگ و عادات هر جامعه ای به وجود آمده نباید مانع رسیدن افراد به حقوقشان شود و من فکر میکنم ((حقوق)) باید کور جنس باشد.

Reactor #۳۹۳
iranbanoo

خوب من هم ابتدا گفتم که امیدوارم حمله به شخص برداشت نکنید چرا که معتقدم این دست مسائل براسا تجارب افراد است که تبیین میشود.

من که نگفتم حمله کردید. گفتم سفسطه کردید.

iranbanoo

یعنی شما چون زنان اطراف خود را منفعل دیده اید(و نه اینکه حقیقتا باشند) آن را به کل تعمیم میدهید.

منظورم انفعال نبود.
دخترها و زن های نسل جدید توقعات بیجایی دارند و هر چه جلوتر میرویم این توقعات یکجانبه نگر تر میشود.
گویی مرد را برده ی بدبختی میبینند که لطفی شامل حالش شده و منتی بر سرش گذاشته شده که با وی ازدواج کرده اند.
دخترها و زن ها مخصوصا مدل ایرانی اش انتظارات و توفعات بیجا, یکی دوتا ندارند.
مثل مهریه و شیربها و سهم بردن از اموال مرد و تهیه ی خانه و اتومبیل و سهم بری از این ها و نفقه و پول تو جیبی جدا و انتظارات مالی اضافه ای که از مردها دارند و معامله و گروکشی در مورد سکس آن هم بعد از این همه سواری گرفتن و دوشیدن مرد برای برآورده کردن انتظارات جدید و بیشتر.

iranbanoo

من انتظار دارم افراد کلاس بحث داشته باشند.
نه اینکه با طنز آلود کردن مسئله با طعنه هایی چون((ای وای حمله کردند))((اسپاگتی کمکم کن))((وروره جادو ها آمدند)) و یا مثل مهربد شکلک های عاقل اندر سفیح بگذارند تا طرف بحث را تحقیر کنند.

خوب بنده در مواقع خطرناک وقتی میترسم باید چکار کنم؟ باید فرار کنم دیگر :various_093:

iranbanoo

نه جانم ما با این دست برخورد های مردانه که به شخصه عقیده دارم برای خود شیرینی در برابر زنان است آشنایی داریم:)

هر موجودی وقتی جانش در خطر باشد بطور غریزی فرار میکند:various_090:

sara #۳۹۴
Mehrbod

گلدان آب دادن و چایی درست کردن هم شد کار فرسایشیگ؟ 😉

اگر کار هرروزه تان باشد و مسئولیت جزیی ترین کارهای افراد خانواده بر دوش شما باشد
و اگر یک روز به هر دلیلی در این وظیفه ی خطیر و دشوار کوتاهی کنید و صدای دیگران
دربیاید دیگر این حرف ها را نمی زنید ...😏

پارسیگر

sonixax #۳۹۵
Mehrbod

یعنی انداختن رختها در رخت‌شویی, گذاشتن ظرف‌ها در ظرف‌شویی, آبدادن گلها با آب‌پاش
خودکار و پختن خوراک در زودپز و microwave و ... از حفاری, چاهکنی, عملگی, بنّایی و اینجور کارها بارها بار سخت‌تر هستند؟

مهربد جان این را ولش کن ! همه که روی پُل نمیروند رنگ بزنند ! شما بگرد دنبال کارهای کم خطر تر مثلن :
این فهرست برنامه نویسان مشهور جهان است ! یعنی کسانی که بازیهای کامپیوتری ، سیستم های عامل ، فرمورهای (سیستم عامل های کوچک) دستگاه های دیجیتالی و ... را مینویسند :

List of programmers - WiKi

چند زن درشان میبینید ؟

برنامه نویسی کار فکری و سخت است ؟ چند مغازه که تمام کارهایش با یک زن (مخصوصن از نوع ازدواج کرده!) باشد میشناسید ؟ نهایتن اگر زنی صاحب مغازه ای چیزی باشد یا با سرمایه شوهر جون آن هم برای وقت گذرانی آن را باز کرده یا با سرمایه بابایی برای همان سرگرمی و وقت گذرانی یا مجرد است و چاره ای جز روی پای خودش ایستادن ندارد .
محل کار زنانی که خودشان صاحب آن شغل هستند به خصوص در مورد ایران و زن ایرانی (چه خارج از ایران چه داخل ایران) اغلب بیشتر از آنکه شبیه محل کار باشد شبیه پاتوق دوستان و مکانی برای غیبت کردن و اینهاست

!!!

MEHDI #۳۹۶
sonixax

مهربد جان این را ولش کن ! همه که روی پُل نمیروند رنگ بزنند ! شما بگرد دنبال کارهای کم خطر تر مثلن :
این فهرست برنامه نویسان مشهور جهان است ! یعنی کسانی که بازیهای کامپیوتری ، سیستم های عامل ، فرمورهای (سیستم عامل های کوچک) دستگاه های دیجیتالی و ... را مینویسند :

List of programmers - WiKi

چند زن درشان میبینید ؟

برنامه نویسی کار فکری و سخت است ؟ چند مغازه که تمام کارهایش با یک زن (مخصوصن از نوع ازدواج کرده!) باشد میشناسید ؟ نهایتن اگر زنی صاحب مغازه ای چیزی باشد یا با سرمایه شوهر جون آن هم برای وقت گذرانی آن را باز کرده یا با سرمایه بابایی برای همان سرگرمی و وقت گذرانی یا مجرد است و چاره ای جز روی پای خودش ایستادن ندارد .
محل کار زنانی که خودشان صاحب آن شغل هستند به خصوص در مورد ایران و زن ایرانی (چه خارج از ایران چه داخل ایران) اغلب بیشتر از آنکه شبیه محل کار باشد شبیه پاتوق دوستان و مکانی برای غیبت کردن و اینهاست !!!

اگر می پرسید برنامه نویسی کار فکری و سخت است بله واقعا کار فکری، سخت و خلاقانه ای است. مسائل مورد اشاره شما تایید کننده این نکته است که باید تفاوت های زن و مرد را شناخت. هر چقدر این تفاوت های زیست شناختی را بهتر درک کنیم راحت تر می توانیم با تفاوت هایمان کنار بیاییم و زندگی کنیم. وگرنه برخورد از روی تعصب با چنین مسائلی فقط رضایت و شادی را از دو جنس می گیرد. زنان مناسب کارهای سخت ذهنی و فیزیکی نیستند. به تاریخ علم و فلسفه نگاه کنید و ببینید نام چند دانشمند زن را پیدا می کنید که تاثیر شگرفی بر جهان گذاشتند.دیدگاه استراتژیک و تصویرسازی و دید فضایی مناسبی ندارند و قدرت استدلال و منطق قوی ندارند و در شرایط سخت و زیر فشار عصبی، به ندرت تصمیمات درستی می گیرند. شما برنامه نویسی را مثال زدید به عنوان یک شطرنج باز این را به شما می گویم که زنان در شطرنج هم جایی که نیاز به خلاقیت،دید استراتژیک و منطق و محاسبه و قضاوت دقیق و گرفتن تصمیمات درست در لحظات مهم است حرفی برای گفتن در مقابل مردان ندارند و فقط نام یک زن را در بین 150 شطرنج باز برتر جهان می بینید. اصولا علاقه دختران به مسائل intellectual به مراتب کمتر از پسران است. به ازای هر 13 دانش آموز استثنایی پسر یک دانش آموز استثنایی دختر در ریاضیات وجود دارد. دلیلی وجود دارد که زنان همیشه زیر سلطه مردان بوده اند و دلیلش فراتر از مسائل محیطی و اجتماعی است.

undead_knight #۳۹۷

اهم اهم :)))
همینطور که در این گزارش میبینید زنان در برخی شاخه های علمی حضورشون رشد بیشتری پیدا کرده(مثلا علوم زیستی) ولی در بعضی موارد مثل علوم کامپیوتری یا بعضی رشته های مهندسی همچنان شمار زنان همچنان کم هست.
خب آیا علوم زیستی نیاز به هوش یا استدلال و منطق ضعیف تری داره!؟یا شاید پاسخ در این مورد باشه:
Nerd Stereotype Might Drive Women Away From Computer Science | Webstudyhub.com

Geeks May Be Chic, But Negative Nerd Stereotype Still Exists, Professor Says

This may help explain why women and minorities are increasingly shying away from careers in information technology, says Lori Kendall, a professor in the Graduate School of Library and Information Science at the University of Illinois at Urbana-Champaign.

The popular stereotype of the nerd as the sartorially challenged, anti-social white male hasn’t faded from our collective cultural consciousness, and is more prevalent than ever as a stock character in television shows, movies and advertisement

کلیشه های جنسیتی در مورد "nerd" ها روی زنان(بر خلاف مردان) تاثیر میزاره و باعث کاهش علاقه ورودشون به این حوزه میشه.

Mehrbod #۳۹۸
sonixax

مهربد جان این را ولش کن ! همه که روی پُل نمیروند رنگ بزنند ! شما بگرد دنبال کارهای کم خطر تر مثلن :
این فهرست برنامه نویسان مشهور جهان است ! یعنی کسانی که بازیهای کامپیوتری ، سیستم های عامل ، فرمورهای (سیستم عامل های کوچک) دستگاه های دیجیتالی و ... را مینویسند :

List of programmers - WiKi

چند زن درشان میبینید ؟

برنامه نویسی کار فکری و سخت است ؟ چند مغازه که تمام کارهایش با یک زن (مخصوصن از نوع ازدواج کرده!) باشد میشناسید ؟ نهایتن اگر زنی صاحب مغازه ای چیزی باشد یا با سرمایه شوهر جون آن هم برای وقت گذرانی آن را باز کرده یا با سرمایه بابایی برای همان سرگرمی و وقت گذرانی یا مجرد است و چاره ای جز روی پای خودش ایستادن ندارد .
محل کار زنانی که خودشان صاحب آن شغل هستند به خصوص در مورد ایران و زن ایرانی (چه خارج از ایران چه داخل ایران) اغلب بیشتر از آنکه شبیه محل کار باشد شبیه پاتوق دوستان و مکانی برای غیبت کردن و اینهاست !!!

MEHDI

اگر می پرسید برنامه نویسی کار فکری و سخت است بله واقعا کار فکری، سخت و خلاقانه ای است. مسائل مورد اشاره شما تایید کننده این نکته است که باید تفاوت های زن و مرد را شناخت. هر چقدر این تفاوت های زیست شناختی را بهتر درک کنیم راحت تر می توانیم با تفاوت هایمان کنار بیاییم و زندگی کنیم. وگرنه برخورد از روی تعصب با چنین مسائلی فقط رضایت و شادی را از دو جنس می گیرد. زنان مناسب کارهای سخت ذهنی و فیزیکی نیستند. به تاریخ علم و فلسفه نگاه کنید و ببینید نام چند دانشمند زن را پیدا می کنید که تاثیر شگرفی بر جهان گذاشتند.دیدگاه استراتژیک و تصویرسازی و دید فضایی مناسبی ندارند و قدرت استدلال و منطق قوی ندارند و در شرایط سخت و زیر فشار عصبی، به ندرت تصمیمات درستی می گیرند. شما برنامه نویسی را مثال زدید به عنوان یک شطرنج باز این را به شما می گویم که زنان در شطرنج هم جایی که نیاز به خلاقیت،دید استراتژیک و منطق و محاسبه و قضاوت دقیق و گرفتن تصمیمات درست در لحظات مهم است حرفی برای گفتن در مقابل مردان ندارند و فقط نام یک زن را در بین 150 شطرنج باز برتر جهان می بینید. اصولا علاقه دختران به مسائل intellectual به مراتب کمتر از پسران است. به ازای هر 13 دانش آموز استثنایی پسر یک دانش آموز استثنایی دختر در ریاضیات وجود دارد. دلیلی وجود دارد که زنان همیشه زیر سلطه مردان بوده اند و دلیلش فراتر از مسائل محیطی و اجتماعی است.

دوستان گرامی بدبختانه این خودش نشانگر شستشوی مغزی کامیابی است که ما مردان و پسران را داده‌اند. به زبان ساده, همینکه
شما میاندیشید چون مردان در کارهای هوشیک و اندیشیک بسیار سرتر از زنان هستند, پس "برتر" هم هستند همانا سخت بیراهه‌روی‌ای بیش نیست.

میدانیم که کارآمدی میشود اینکه با کاربرد چند کارمایه, چند بازده داشته باشیم. اکنون اینگونه به فرهِشتِ جُستار بنگرید,
یک زن و یک مرد, هر کدام باید چه اندازه کارمایه بسوزانند تا بتوانند به ایستار یکسانی از بهزیستی و آسایش در زندگی دستیابند؟

امروزه یک مرد برای کامیاب بودن باید از مغز اش بسختی کاربکشد, باید دانا به چند زبان زنده باشد, باید همانجور که گفتید از پس دانش‌هایِ
نوینی چون برنامه‌ریزی و مزدائیک پیشرفته بربیاید و بسیاری بسیاری چیزهای دیگر و از همه‌یِ اینها مهندتر, باید به توانایی خودش در انجام همه‌یِ اینکارها بنازد.

در دست دیگر ما یک زن را داریم, نون همین زن برای اینکه بتواند به اندازه‌یِ همان مرد کامیاب باشد چه اندازه کارمایه باید بسوزاند؟ آیا جز این است که با اندکی رسیدن به
سر و روی خود اش و آرایش و خرید چند جامه‌یِ گرانمایه‌ و برازنده (آنهم بپول بابایی {= یک مرد دیگر}) میتواند دِل یکی از همین مردهای توشمند و آتاو را بُرده و با همسری, از هوش و توش وی بآسانی بهره‌ ببرد؟

یک زن به چیزهایی که شما گفتید هیچ ارزشی درونی‌ای نمیدهد, اینکه شما بتوانید برنامه‌نویسید یا ننویسید چه ارزشی دارد؟ مغز یک زن را میتوانیم بگوییم برای کنترل
مغز یک مرد فرگشته و بمانند زبرنگری میماند که تنها به بازده و فرجام کار شما مینگرد و هیچ کاری به اینکه چگونه و به چه راهی انجام میشود دیگر ندارد.

برای یک زن برنامه‌ریزی/برنامه‌نویسی بدرستی چیزی بیشتر از این نیست که از آن چه درمیاید و مرد برنامه‌ریز چه اندازه گرایندیِ کامیابی در زندگی دارد.

پس اگر نیک بنگرید, بالش و نازش به اینکه ما مردان میتوانیم این کارها را بهتر بکنیم
بمانند کارگرهایِ کارخانه‌ای میماند که به اینکه چه خوب میتوانند با آچار و افزار کارکنند, میلافند (;

پارسیگر

sonixax #۳۹۹
MEHDI

اگر می پرسید برنامه نویسی کار فکری و سخت است بله واقعا کار فکری، سخت و خلاقانه ای است. مسائل مورد اشاره شما تایید کننده این نکته است که باید تفاوت های زن و مرد را شناخت. هر چقدر این تفاوت های زیست شناختی را بهتر درک کنیم راحت تر می توانیم با تفاوت هایمان کنار بیاییم و زندگی کنیم. وگرنه برخورد از روی تعصب با چنین مسائلی فقط رضایت و شادی را از دو جنس می گیرد. زنان مناسب کارهای سخت ذهنی و فیزیکی نیستند. به تاریخ علم و فلسفه نگاه کنید و ببینید نام چند دانشمند زن را پیدا می کنید که تاثیر شگرفی بر جهان گذاشتند.دیدگاه استراتژیک و تصویرسازی و دید فضایی مناسبی ندارند و قدرت استدلال و منطق قوی ندارند و در شرایط سخت و زیر فشار عصبی، به ندرت تصمیمات درستی می گیرند. شما برنامه نویسی را مثال زدید به عنوان یک شطرنج باز این را به شما می گویم که زنان در شطرنج هم جایی که نیاز به خلاقیت،دید استراتژیک و منطق و محاسبه و قضاوت دقیق و گرفتن تصمیمات درست در لحظات مهم است حرفی برای گفتن در مقابل مردان ندارند و فقط نام یک زن را در بین 150 شطرنج باز برتر جهان می بینید. اصولا علاقه دختران به مسائل intellectual به مراتب کمتر از پسران است. به ازای هر 13 دانش آموز استثنایی پسر یک دانش آموز استثنایی دختر در ریاضیات وجود دارد. دلیلی وجود دارد که زنان همیشه زیر سلطه مردان بوده اند و دلیلش فراتر از مسائل محیطی و اجتماعی است.

پس آیا زمانی که برابری راستینی وجود ندارد مثلن سخن گفتن از مزد برابر (نه حق و حقوق شهروندی) چیز مسخره ای نیست ؟

MEHDI #۴۰۰
undead_knight

اهم اهم :)))
همینطور که در این گزارش میبینید زنان در برخی شاخه های علمی حضورشون رشد بیشتری پیدا کرده(مثلا علوم زیستی) ولی در بعضی موارد مثل علوم کامپیوتری یا بعضی رشته های مهندسی همچنان شمار زنان همچنان کم هست.
خب آیا علوم زیستی نیاز به هوش یا استدلال و منطق ضعیف تری داره!؟یا شاید پاسخ در این مورد باشه:
Nerd Stereotype Might Drive Women Away From Computer Science | Webstudyhub.com

Geeks May Be Chic, But Negative Nerd Stereotype Still Exists, Professor Says

کلیشه های جنسیتی در مورد "nerd" ها روی زنان(بر خلاف مردان) تاثیر میزاره و باعث کاهش علاقه ورودشون به این حوزه میشه.

شما در هر موردی اگر بخواهید می توانید توجیهی که مطابق میل تان باشد را پیدا کنید. confirmation bias
کسی که علاقه ای به چیزی داشته باشد و از آن شناخت داشته باشد به خاطر یک مشت حرف های عوامانه رویش را از آن برنمی گرداند.
از این گذشته بله علوم زیستی نیاز کمتری به منطق و استدلال در مقایسه با علوم مهندسی همانند کامپیوتر و برنامه نویسی دارد. چون بخش زیادی از علوم زیستی حفظ کردن است ولی شما به عنوان یک برنامه نویس باید راهی ابتکاری و منطقی برای نوشتن برنامه ای که نیاز مشتری را برآورده می کند، پیدا کنید. از این گذشته من اصلا افزایش وارد شدن دختران به رشته ها را به معنای چیزی مثبت برای دختران نمی دانم. در دانشگاهی که من می رفتم سر کلاس های برق بیشتر کلاس ها تعداد دختران بیش از پسران بود ولی در کارگاه های برق، بیشتر دختران در بستن یک مدار ساده درمانده بودند و در کارهای عملی ناموفق بودند. یک مشت تئوری را بلد بودن و پاس کردن درس ها که شما را تبدیل به مهندس نمی کند. من میگم خروجی اش چه بوده؟ من که در طول دانشگاه و با مطالعه این همه کتاب، یک فرمول یا نظریه که یک زن به آن دست یافته باشد، ندیدم.