09-19-2013, 03:24 PM
Russell نوشته: 2. در این محدودهی این فرتور خود را در کجا(ها) میبینید؟ اندکی روشنگری بکنید.من فرتوری ندیدم و ناچار به سراغ کسان دیگری که روی سندلی ،
خونگرم شدند رفتم و هوش کردم که پرسش شما از جایگاه و آیین
سیاسی و دینی و .. من است. من مارکسیست و هوادار مارکسیسم
هستم، که در زمینه ی سرایداشتی میشود کمونیسم یا همان هنبازگرایی،
در زمینه ی هنبودین، میشود سوسیالیسم یا همان همبودگرایی،
در زمینه جهان بینی فلسفی میشود ماتریالیسم دیالکتیک یا همان ماده گرایی پویا،
در زمینه ی دینی میشود اومانیسم، یا همان هومنگرایی (به وارون خداگرایان)،
در زمینه ی سیاسی میشود چپگرایی و هواداری روشناندیشی چپ.
به گمان خود از خردگرایی به اینجا رسیده ام و خردگرایی را هم از فردوسی
بزرگ که نامش درخشان باد، مایه گرفته ام. من به وارون بیشتر چپ گرایان
که گمان میکنند باید ارزش های فرهنگی بومی را کنار نهاد، به ارزش های
فرهنگی بومی و ایرانی ( و نه اسلامی) خودمان بسیار بها میدهم ،
نه برای انیکه ایرانی هستند، بساکه ازاینرو که خوب و پرمایه هستند.
ما آیین های زیبایی چون نوروز و مهرگان داشتیم و اکنون اندکی از آن مانده،
ما فروزه های فرامنشانه، مانند پیروی از کردار و پندار و رفتار نیک داشتیم که
با امدن اسلام گـَـندوگوز، از میان رفت و همه ی این چیزهای زندگی را زیباتر
و خواستنی تر میکرده اند. در نیایش داریوش میخوانیم که او شادی را برترین
دهش ایزدی به مردم میداند و این بازتاب اندیشه ی آنزمان ایرانی بوده، نه
مانند اکنون که مردم گریه کرده و توی سر خود میزنند برای یک کاسه شله زرد!
تاریخ کهن ما پر از خوبی ها و هومنی ها و زیبایی هاست،
از دادنامه ی هومنی کوروش بزرگ گرفته تا نخستین کشور کمونیستی جهان
به رهبری مزدک بامداد، که اندیشه های او از بابک خرمدین گرفته تا امروز هم بجا و گیراست.
من زبان پارسی پاک را دوست دارم، نه انیکه چون زبان ماست، بساکه چون
زبانی کارا و زیباست، ولی تنها اگر از بیگانه پاک و بسامان شود و گرنه از این
زبان شلمشوربای کنونی، هزار سال است که هیچ اندیشه ی نوینی برنخاسته
جز آفتابه و کونشوری ! اگر نه باید سراغ زبان انگلیسی یا آلمانی رفت.
•
پارسیگر
خرد، زنـده ی جــاودانی شنـــاس
خرد، مايــه ی زنــدگانی شنـــاس
چنان دان، هر آنكـس كه دارد خرد
بــه دانــش روان را هــمی پــرورد