نامنویسی انجمن درست شده و اکنون دوباره کار میکند! 🥳 کاربرانی که پیشتر نامنویسی کرده بودند نیز دسترسی‌اشان باز شده است 🌺

رتبه موضوع:
  • 11 رای - 4.91 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

پاتوق شب نشینی

امروز چندین جهش سودمند ممتیکی رو پشت سر گذاشتم ! (((:

Catwoman: from here, Bane's men patrol the tunnels. And they're not your average brawlers
Batman: Neither am I
پاسخ

Alice نوشته: امروز چندین جهش سودمند ممتیکی رو پشت سر گذاشتم ! (((:
پلیز ترنسلیت! :))

To ravage, to slaughter, to usurp under false titles, they call empire; and where they make a desert, they call it peace
Tacitus-
پاسخ

Alice نوشته: امروز چندین جهش سودمند ممتیکی رو پشت سر گذاشتم ! (((:

چی چی تیکی؟
تو و مهربد اخر ما رو به گا میدید
اخرشم مجبور میشم یه کمپین بر علیه این گویش استخون ماهی تو گلویی درست کنم.
پاسخ

امروز به این قضیه فکر می‌کردم که چند بار تا حالا تو زندگی‌ بگا رفتم! یک چندین موقعیت به ذهنم رسید!


۱- یکبار مجبور شدم ۸ ساعت پیاده بیام تا برسم خونه ، چون کیف پولم رو گم کردم با تلفن وسط یک جا که هیچی‌ نبود!


۲- یک بار دیگه موقع ظرف شستن لیوان شکست انگشتم برید ۸ تا بخیه خورد!


۳- یکبار زمان دانشگاه وام دانشجویی رو توی کازینو باختم ، مجبور شدم کامپیوتر ، تلفن و یک سری وسایل خونه رو بفروشم تا شهریه رو بدم ، ۲-۳ ماه هم به جایی که به بی‌ خانمان‌ها غذا میدهند میرفتم ، تازه پول اتوبوس هم نداشتم هر روز نیم ساعت رفت و نیم ساعت برگشت پیاده میرفتم می‌‌اومدم.


۴- ۲-۳ بار موقع استمنأ تا لبهٔ اینکه یکی‌ ببیند رفتم!


۵- ۱ شب مجبور شدم توی خیابون بخوابم!

"A Land without a People for a People without a Land"


پاسخ

Russell نوشته: من هم نمیدانم !!یادم میاید تنها گفتیم بدون دین قربانی کردن معنی ندارد،از اینجا ما شدیم غربزده و دینستیز !!
عجب....
پاسخ

David Hume نوشته: امروز به این قضیه فکر می‌کردم که چند بار تا حالا تو زندگی‌ بگا رفتم! یک چندین موقعیت به ذهنم رسید!


۱- یکبار مجبور شدم ۸ ساعت پیاده بیام تا برسم خونه ، چون کیف پولم رو گم کردم با تلفن وسط یک جا که هیچی‌ نبود!


۲- یک بار دیگه موقع ظرف شستن لیوان شکست انگشتم برید ۸ تا بخیه خورد!


۳- یکبار زمان دانشگاه وام دانشجویی رو توی کازینو باختم ، مجبور شدم کامپیوتر ، تلفن و یک سری وسایل خونه رو بفروشم تا شهریه رو بدم ، ۲-۳ ماه هم به جایی که به بی‌ خانمان‌ها غذا میدهند میرفتم ، تازه پول اتوبوس هم نداشتم هر روز نیم ساعت رفت و نیم ساعت برگشت پیاده میرفتم می‌‌اومدم.


۴- ۲-۳ بار موقع استمنأ تا لبهٔ اینکه یکی‌ ببیند رفتم!


۵- ۱ شب مجبور شدم توی خیابون بخوابم!

جالب بود

من یک بار یه سرطان خوش خیم گرفتم . مربوط به غدد لنفاوی .
این شدید ترین به گا رفتن من بود
پاسخ

David Hume نوشته: امروز به این قضیه فکر می‌کردم که چند بار تا حالا تو زندگی‌ بگا رفتم! یک چندین موقعیت به ذهنم رسید!
یه بار تصادف خیلی بدی کردم که اون طرف داشت میمرد!
چند باری هم تا مرز اخراج از دانشگاه رفتم...
مطمئنم خیلی بیشتر از اینها بوده ولی یادم نمیاد!
پاسخ

David Hume نوشته: ۳- یکبار زمان دانشگاه وام دانشجویی رو توی کازینو باختم ، مجبور شدم کامپیوتر ، تلفن و یک سری وسایل خونه رو بفروشم تا شهریه رو بدم ، ۲-۳ ماه هم به جایی که به بی‌ خانمان‌ها غذا میدهند میرفتم ، تازه پول اتوبوس هم نداشتم هر روز نیم ساعت رفت و نیم ساعت برگشت پیاده میرفتم می‌‌اومدم.
حالا فهمیدی چرا در اسلام شرط بندی حرومه؟ E409

من هرچی فکرشو میکنم از این اتفاقات خفن برام نیافتاده خوش بحالتون E403
بیشترین بگا رفتن من این بوده که صبح زود از خواب بیدار شم که اونم خیلی کم اتفاق می افته :e420:

آمد شدن تو اندرین گیتی چیست؟
آمد مگسی پدید و ناپیدا شد!
پاسخ

یه روزم رفته بودم کوه
که ناگهان از شانس بد طنابم پاره شد و کوه ریزش کرد و همین جور که با خاک و سنگ میومدم پایین،
دستم رفت تو یه شکاف و یه سنگ بزرگ هم افتاد روش...
هیچی دیگه... 127 ساعت اونجا گیر کرده بودم تا اینکه هوا طوفانی شد و لرزم گرفت...
دیگه نمیشد کاری کرد واقعن سردم شده بود...
این بود که ناخونگیرو درآوردم و ذره ذره گوشت دستمو کندم و استخونمم شکوندم و خودمو خلاص کردم...
واقعن درد داشت خیلی به گا رفتم...
بعدشم چن روز تو بیابونای اطراف گشتم تا به جاده رسیدم و یه تاکسی گرفتم و رفتم اون دور دورا تو مه و دود ناپدید شدم...
الانم که اینجا در خدمت شمام.

(این بود یکی از خاطرات به گا رفتن من)
true story :|

آمد شدن تو اندرین گیتی چیست؟
آمد مگسی پدید و ناپیدا شد!
پاسخ

mamad1 نوشته: چی چی تیکی؟
تو و مهربد اخر ما رو به گا میدید
اخرشم مجبور میشم یه کمپین بر علیه این گویش استخون ماهی تو گلویی درست کنم.

نخست بــا زبان فرمند پارسی درست سخن بگو ممد جـان ! (((:
دو اینکه ، مهربد شما خودت بیا و به این‌ها بگو «جهش ممتیکی»
با آهنگ «جهش ژنتیکی» سازگاری داره و پیوندی به پــارسی و
اهورا مزدا و زرتشت و این چیزها نداره !
سه اینکه ممدجان یه کم بهت گیر بدم، گزاره‌ی "بر علیه" نادرست
است ، "علیه" بـه تنهایی بـه چم "بـر او" ست ، "بـر عـلیه" یـعنی
"بر بر او" ! ( زبان شلم شوربا به این میگن‌ها )

علیه = پایانه (متمم) + ضمیر = بر او

Catwoman: from here, Bane's men patrol the tunnels. And they're not your average brawlers
Batman: Neither am I
پاسخ


موضوعات مشابه ...
موضوع / نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 6 مهمان