06-20-2013, 08:38 PM
Alice نوشته: من همین الان میخواهم بروم پارک بنشینم، قدم بزنم و تا سپیدهی آفتاب تنها
باشم و بیندیشم؛ چرا دختران امنیت جانی ندارند که شبها گشت و گذار کنند؟؟؟
دوستان زنستیز پاسخگو باشید!
۱. چون نیمه شب بیرون از خانه بودن خطرناک است(فارغ از جنسیت)، و زنان ارزشمندتر از آن محسوب میشدهاند که به پاسبانی و شبگردی و ... گماشته بشوند. زنی که این معادله را برهم میزند برای موقعیت ثبیتشدهی باقی زنان به عنوان کالاهایی ارزشمند که هرگز نباید در معرض دست درازی دیگران قرار بگیرند خطری بالقوه محسوب میشود و قطعا در جایگاه و کیستی اجتماعی او، همچون همانِ تمام کسانی که موقعیت زن سنتی را به هر نحوی تهدید/تضعیف میکنند، جای تردید و تشکیک فراوان خواهد بود(«زن سالم این موقع شب از خانه بیرون نمیرود»). پس زن بصورت خودکار حضور زن تنها در ساعات پس از شلوغی به نشانهی «اهل حال» بودن او تعبیر میشود و زن اهل حال هم دقیقا بدلیل زنمحوری و نقشی که در تضعیف موقعیت پیشتر ذکر شدهی زن سنتی ایفا میکرده برای مردان «بازی مجاز» تلقی میشده(به عنوان روشی برای بازداشتن زنان از هوایی شدن).
۲. از این گذشته اما، خیابانهای تهرانی که من آنرا به قصد خارجه ترک کردم برای مردان هم شبهنگام امن نبودند، و هفتهای نبود که یکی از دوستان را وسط خیابان چاقو نزنند، یا حتی در روز روشن خفتگیر نکنند، فقط وقتی اخبار آنها را میشنوید جنبهی جنسیتی برایشان قائل نیستید و با خود نمیگویید «مردها شب هنگام در خیابان امنیت ندارند». به نظر من توقع غیرمنطقی و مضحکیست که یک زن بخواهد در چنین شهری، در چنین موقعیتی، نیمه شب از خانه بیرون برود و تا صبح در پارک به مراقبه بپردازد، و ناتوانی خود از اینرا بگذارد به پای «زنستیزی» و «مردسالاری» یا موقعیت کهتر زنان در جامعه. آدم با خودش میاندیشد که این باید بدیهی باشد: زنان بدلیل توان جسمانی کمتر طعمههای آسانتری برای زورگیر و دزد و قاچاقچی و قاتل هستند.
زنده باد زندگی!