گفتگو پیرامون فمینیسم

برگ ۷ از ۱۱

undead_knight #۳۰۱
nevermore

شما هر زمان پستی از یک نفر در مورد موضوعی میبینید فقط همان چند خط را میخوانید وبه خود اجازه می دهید در آن مورد اظهار نظر کنید؟مثلا اگر شما پیکی در مورد فیزیک کوانتوم و شرودینگر نوشتید و یا در مورد جهان های موازی سخن راندید من باید به همان چند خط بسنده کنم و از روی نا آگاهی اظهار نظر کنم؟😭
.👎

یکم قضیه متفاوته.
والا وقتی میخوایم شرحی در مورد خبر بنویسیم باید صریح و شفاف و کامل باشه و حداقل لازم نباشه برای رسیدن به اصل خبر لینک اول رو زیر و رو کرد!:)

Nevermore

لطف کنید به ما بگویید که کدام یک از این دو گزاره مشکل منطقی دارد؟در هرکدام که مشکل دارید بگویید تا توضیح دهم.دقت کنید که ما هیچ گاه نگفتیم "تنها" دلیل دانشگاه رفتن زنان این است.آیا شما قبول دارید یکی از دلایل دانشگاه رفتن زنان این است یا خیر؟اگر قبول دارید پس باید این حق را به دیگران بدهید که در این مورد اظهار نظر کنند. اینکه این فاکتور چه میزان در دانشگاه رفتن دختران تاثیر گذار است هم مقوله ی دیگری است که نیاز به آمار و ارقام تجارب و مشاهدات شخصی و جمعی دارد.

دیگران حق گفتن دارند و ما هم حق انتقاد:))
هیچکدوم،نتیجه گیریش مشکل داره،همونطور که گزاره های من خودشون مشکلی نداشتند.
"بلکه بیشینه ی مردان هم برای کسب موقعیت اجتماعی بهتر و در نتیجه پیدا کردن همسر بهتر به دانشگاه می روند"
اگر استدلال شما درست باشه باید این استدلال هم درست باشه:
"استدلال مشابه شما:امروز صبح بیرون رفتم و هوا خیلی سرد بود، در نتیجه من دارم میمیرم:)))))"
سرمای شدید یکی از دلایل مرگ و میر هست ولی من استدلال من اشکال داره:)

بعد هم اگر کسی یقه من رو گرفت که این چه مزخرفیه که داری میگی جواب میدم"من هیچگاه نگفتم سرمای شدید تنها چیزی که داره منو میکشه!"

:))
هیچ نیازی نیست که کسی از صفات مطلق و تاکید استفاده بکنه برای بیان چیزی همونطور که من استفاده نکردم.اگر سرمای شدید در اون وضعیت منو نمکشه(پس فاکتور مهمی نیست) جمله من ایراد منطقی داره.

Nevermore

گویا باید یک کلاس مقدماتی برای شما برگزار کنیم تا آموزش ببینید که گفتن اینکه :"مقایسه بین ورود 68 درسدی زنان و تصاحب شغل های مهم که اساسا تاسیس دانشگاه برای آموزش دیدن و به کار بردن آن مهارت ها در شغل مرتبط بوده و اینکه زنان درصد بسیار ناچیزی از این شغل ها را در اختیار دارند می تواند حقایق جالبی را در بر داشته باشد" با اینکه بگوییم"چون 68 درسد ورودی های دانشگاه زنان هستند و از آنجایی که هیچ کدام در شغل های مهم شاغل نیستند پس حتما به خاطر ازدواج به دانشگاه می روند." زمین تا آسمان تفاوت دارد و شما از آنجایی که استاد مغالطه ی پهلوان پنبه هستید و این را بارها ثابت کردید و برای اینکه پاسخی داده باشید(مهم نیست این پاسخ چه میزان معتبر است) این دو را یکسان می دانید.

حرف خودتون رو هم تحریف میکنید!؟:))

Nevermore

می فهمید که این میزان زن برای چه به دانشگاه می روند.

اگر مدعی بشید منظورتون همون جمله "در نتیجه" نبوده دچار سفسطه ابهام شدید:
The Logical Fallacies: Fallacies of Ambiguity
(An emphasis suggests a meaning different from what is actually said)

تازه اگر شما گزینه اول رو هم گفته بودید باز هم مغالطه دیگه ای بود به نام سفسطه ژنتیکی:))
a fallacy of irrelevance where a conclusion is suggested based solely on something or someone's origin rather than its current meaning or context.
یعنی با توسل به مبدا یا دلیل یک چیز بخوایم اثبات کنیم در وضعیت فعلی هم همون دلایل معتبرند.
اینکه دانشگاه برای چی تاسیس شده ربطی به دلیل دانشگاه رفتن نداره.

Nevermore

برای روشن شدن شما بگذار بیشتر توضیح دهم.برای اینکه بدانیم زنان برای چه به دانشگاه می روند می توانیم دلایل زیر را مطرح کنیم:
به دست آوردن جایگاه اجتماعی بهتر
پول درآوردن
به خاطر خود علم و دوست داشتن علم
پیدا کردن پارتنر بهتر
بالا بردن نرخ برای ازدواج...حالا اگر یک نفر آمد و به یکی از این دلایل اشاره کرد باید این لودگی ها و این جار و جنجال را راه انداخت؟

بله باید جار و جنجال به راه انداخت:))
اگر من بگم مردان در ایران دانشگاه میرند تا سربازیشون به تاخیر بیافته(یا دوست دختر پیدا کنند)(با اینکه نسبتا دلیل معتبریه) حرف کس شعری زدم چون هم جمع بندی شتاب زده کردم و هم دلایل دیگه رو نادیده گرفتم:))

Nevermore

شما هر زمان ثابت کردید که ایشان کس و شعر گفته بیایید برای ما نوحه ی فمینیستی بخوانید.بله جانم

دیگه نمیتونستم ساده تر از این اثبات بکنم:))

یه نفر #۳۰۲
undead_knight

گزاره1:هوا بسیار سرد است.
گزاره 2:سرمای شدید میتواند به مرگ بیانجامد.
استدلال مشابه شما:امروز صبح بیرون رفتم و هوا خیلی سرد بود، در نتیجه من دارم میمیرم:)))))
خب امیدوارم دیگه فهمیده باشید مشکل استدلالتون کجاست.

درود بر شما جناب آندد..
کم پیش میاد از این مثال های شیرین بشنوم....👍

Nevermore #۳۰۳
undead_knight

یکم قضیه متفاوته.
والا وقتی میخوایم شرحی در مورد خبر بنویسیم باید صریح و شفاف و کامل باشه و حداقل لازم نباشه برای رسیدن به اصل خبر لینک اول رو زیر و رو کرد!:)

خیر قضیه هیچ تفاوتی نمی کند.شما اگر کاستی در پیک دیدید می توانستید سوال کنید نه اینکه از روی نا آگاهی با سخنی که نمی دانید که و درباره ی چه گفته به مخالفت بپردازید.بیشتر آدم را یاد دگماتیسم مسلمانان می اندازد که از سر نا آگاهی با هر چیزی که بر پاد اسلام است به مخالفت می پردازند.

undead_knight

دیگران حق گفتن دارند و ما هم حق انتقاد:))
هیچکدوم،نتیجه گیریش مشکل داره،همونطور که گزاره های من خودشون مشکلی نداشتند.
"بلکه بیشینه ی مردان هم برای کسب موقعیت اجتماعی بهتر و در نتیجه پیدا کردن همسر بهتر به دانشگاه می روند"
اگر استدلال شما درست باشه باید این استدلال هم درست باشه:
"استدلال مشابه شما:امروز صبح بیرون رفتم و هوا خیلی سرد بود، در نتیجه من دارم میمیرم:)))))"
سرمای شدید یکی از دلایل مرگ و میر هست ولی من استدلال من اشکال داره:)

اینکه شما رابطه ی منطقی میان کسب جایگاه اجتماعی بهتر و یافتن پارتنر بهتر را درک نمی کنید کاستی من نیست.مشخصا بسیاری از مردان خود آگاه و یا نا خود آگاه هدفشان از تحصیل جایگاه اجتماعی بهتر و از این راه کسب برتری در مقابل رقبای جنسی شان هست.این وضعیت برای بانوان هم برقرار است اما نه به این شدت.

undead_knight

بعد هم اگر کسی یقه من رو گرفت که این چه مزخرفیه که داری میگی جواب میدم"من هیچگاه نگفتم سرمای شدید تنها چیزی که داره منو میکشه!" :))
خیر مثال شما کس وشعری بیش نبود و اگر سخنی دارید درمورد گفته ی من بگویید.نیازی به مثال و لودگی نیست گرامی.
هیچ نیازی نیست که کسی از صفات مطلق و تاکید استفاده بکنه برای بیان چیزی همونطور که من استفاده نکردم.اگر سرمای شدید در اون وضعیت منو نمکشه(پس فاکتور مهمی نیست) جمله من ایراد منطقی داره.

خیر مثال شما کس وشعری بیش نبود و اگر سخنی دارید درمورد گفته ی من بگویید.نیازی به مثال و لودگی نیست گرامی.من به این آسونی ها اسیر بازی وقیحانه شما که بحث اولیه را با کش دادن به سویی می کشانید که هیچ پیوندی با موضوع اولیه ندارد نمی شوم.

ا

undead_knight

گر مدعی بشید منظورتون همون جمله "در نتیجه" نبوده دچار سفسطه ابهام شدید:
The Logical Fallacies: Fallacies of Ambiguity
(An emphasis suggests a meaning different from what is actually said)

تازه اگر شما گزینه اول رو هم گفته بودید باز هم مغالطه دیگه ای بود به نام سفسطه ژنتیکی:))
a fallacy of irrelevance where a conclusion is suggested based solely on something or someone's origin rather than its current meaning or context.
یعنی با توسل به مبدا یا دلیل یک چیز بخوایم اثبات کنیم در وضعیت فعلی هم همون دلایل معتبرند.
اینکه دانشگاه برای چی تاسیس شده ربطی به دلیل دانشگاه رفتن نداره.

خیر من به روشنی توضیح دادم که منظورم چیست و نمی دانم این آسمان و ریسمان بافتن های شما برای چیست.اینکه زنان دسته دسته و گروه گروه به دانشگاه می روند و پس از فارغ التحصیل شدن کنج خانه می روند ناخن لاک میزنند و تاثیری اگر نگوییم هیچ، بسیار ناچیز در پیشرفت تکنولوژی و فرآیند گرداندن جامعه و شغل های حساس و مهم جامعه دارند به روشنی به ماثابت می کند که برای هرچه آمده اند دانشگاه برای علم و کار نیامده اند.این میان مشخص است که بسیاری از مردان برای همین کس کلک بازی ها به دانشگاه می روند اما لااقل یک درسدی هم می روند تا خدمتی به علم و جامعه کرده باشند.گفتیم که فرض پول درآوردن هم در یک جامعه ی مسلمان ضد مرد که تمامی بار مالی زندگی مشترک بر روی دوش مردان است برای بانوان کاملا منتفی است.حال شما به ما بگویید این 68 درسد زن برای چه به دانشگاه می روند؟نکند دوباره به صحرای کربلا بزنید که جامعه ی مردسالار اجازه ی خودنمایی به زنان نمی دهد و نمی گذارد زنان به سان مردان به جامعه خدمت کنند؟به هر روی حتی اگر به مزخرفات فمینستی و تئوری های توطئه ی ایشان هم گوش فرا دهیم باز هم چیزی از این حقیقت کم نمی کند که اکنون فرضا به خاطر سلطه ی مردان بر جامعه وگرفتن تمام زمینه های پیشرفت زنان(به ناچار ؟) برای یافتن شوهر و پارتنر بهتر و افزایش نرخ سکس(زاد آوری) شان پای به دانشگاه می گذارند.

undead_knight

بله باید جار و جنجال به راه انداخت:))
اگر من بگم مردان در ایران دانشگاه میرند تا سربازیشون به تاخیر بیافته(یا دوست دختر پیدا کنند)(با اینکه نسبتا دلیل معتبریه) حرف کس شعری زدم چون هم جمع بندی شتاب زده کردم و هم دلایل دیگه رو نادیده گرفتم:))

دیگه نمیتونستم ساده تر از این اثبات بکنم:))

اما من به عنوان کسی که سالها در محیط به اصطلاح آکادمیک دانشگاه بوده ام هیچ این سخن را کس و شعر نمی دانم چرا که آمار چندین میلیون دانشجو و پیشرفت علمی بسیار ناچیز در ایران و مشاهدات شخصی خودم نشان می دهد که دانشجویان(چه مرد و چه زن،البته برای زنان حادتر)می روند دانشگاه چه بکنند.

Dariush #۳۰۴
undead_knight

یکم قضیه متفاوته.

اینها بازی‌های کلامی‌ِ بی‌ارزش است. مشخص است که وضعیتِ تحصیلیِ یک زن یا مرد در نگاهِ جنسِ مقابل تاثیرگذار است و تاثیرش هم بالاست و همچنین مسلم است که تحصیلاتِ بالا نمی‌توانند تمامِ کاستی‌های یک شخص در تعامل‌اش با جنسِ مقابل‌اش ترمیم کند(به عنوانِ نمونه، مردی که خیلی زشت باشد، هرچقدر هم که تحصیلاتِ بالایی داشته باشد در مقایسه با مردی که زیباست و لیسانس دارد، در همخوابگی با زنان بیشتر دچارِ مشکل است و البته در همسریابی شاید موفقتر باشد!). از طرفی تحصیلات یکی از فاکتورهاست و معیارهای دیگری هم هستند. بنابراین:
در تصمیمِ درصدِ زیادی از افراد برای تحصیلاتِ دانشگاهی، موفقیت در رابطه با جنسِ مقابل، عاملِ تاثیرگذاری‌ست.
برایِ زنانی که به قصدِ موفقیت در رابطه با مردان به دانشگاه می‌روند ( یا آنانکه این عامل در تصمیم‌شان تاثیرکذار است) قصدشان بالا بردن نرخ است و همچنین از آنجا که مردان نقشِ بیشتری در فعالیت‌های اقتصادی دارند بخشی از تصمیمِ آنها برای دانشگاه رفتن، موفقیت‌های شغلی‌ست اما از آنجا که زنان چنین بایستگی‌ای را آنچنان حس نمی‌کنند، موفقیت در ارتباط با مردان، نقش عمده‌تری در تصمیم‌شان دارد.

undead_knight #۳۰۵
Dariush

اینها بازی‌های کلامی‌ِ بی‌ارزش است. مشخص است که وضعیتِ تحصیلیِ یک زن یا مرد در نگاهِ جنسِ مقابل تاثیرگذار است و تاثیرش هم بالاست و همچنین مسلم است که تحصیلاتِ بالا نمی‌توانند تمامِ کاستی‌های یک شخص در تعامل‌اش با جنسِ مقابل‌اش ترمیم کند(به عنوانِ نمونه، مردی که خیلی زشت باشد، هرچقدر هم که تحصیلاتِ بالایی داشته باشد در مقایسه با مردی که زیباست و لیسانس دارد، در همخوابگی با زنان بیشتر دچارِ مشکل است و البته در همسریابی شاید موفقتر باشد!). از طرفی تحصیلات یکی از فاکتورهاست و معیارهای دیگری هم هستند. بنابراین:
در تصمیمِ درصدِ زیادی از افراد برای تحصیلاتِ دانشگاهی، موفقیت در رابطه با جنسِ مقابل، عاملِ تاثیرگذاری‌ست.
برایِ زنانی که به قصدِ موفقیت در رابطه با مردان به دانشگاه می‌روند ( یا آنانکه این عامل در تصمیم‌شان تاثیرکذار است) قصدشان بالا بردن نرخ است و همچنین از آنجا که مردان نقشِ بیشتری در فعالیت‌های اقتصادی دارند بخشی از تصمیمِ آنها برای دانشگاه رفتن، موفقیت‌های شغلی‌ست اما از آنجا که زنان چنین بایستگی‌ای را آنچنان حس نمی‌کنند، موفقیت در ارتباط با مردان، نقش عمده‌تری در تصمیم‌شان دارد.

والا من نمیدونستم نشون دادن اشکالات مغالطه ها و اشکالات جز "بازی های زبانی بی ارزش" هست:))
مغالطه که در استدلال جناب شهردار و تشریحش توسط شهریار عزیز صورت گرفته کاملا ساده هست.
Appeal to probability - WiKi
حتی شکل استدلال به صورتی هست که کسی که با مغالطه ها هم آشنایی نداره با مثالی که زدم به راحتی میتونه مشکل منطقیش رو متوجه بشه بعد دوستان برای پوشوندن همچین مغالطه دو صفحست دارند بحث میکنند! :))
Something can go wrong (premise).
Therefore, something will go wrong (invalid conclusion)

Nevermore #۳۰۶
undead_knight

والا من نمیدونستم نشون دادن اشکالات مغالطه ها و اشکالات جز "بازی های زبانی بی ارزش" هست:))
مغالطه که در استدلال جناب شهردار و تشریحش توسط شهریار عزیز صورت گرفته کاملا ساده هست.
Appeal to probability - WiKi
حتی شکل استدلال به صورتی هست که کسی که با مغالطه ها هم آشنایی نداره با مثالی که زدم به راحتی میتونه مشکل منطقیش رو متوجه بشه بعد دوستان برای پوشوندن همچین مغالطه دو صفحست دارند بحث میکنند! :))
Something can go wrong (premise).
Therefore, something will go wrong (invalid conclusion)

این میان چند نکته وجود دارد که شما توجهی به آنها نمی کنید:
1-ایشان نمی دانستند که در یک مناظره ی فلسفی-منطقی شرکت کرده اند و گفتن یک جمله چنین هجمه ی عظیمی علیه شان بوجود می آورد.
2-من هم باید دیوانه باشم که بگویم چون بیشینه ی زنان به این دلیل به دانشگاه می روند پس همه ی زنان به دانشگاه می روند تا ازدواج کنند.یا اینکه چون این دلیل معتبری است برای دانشگاه رفتن، پس زنان فقط به همین خاطر به دانشگاه می روند.
3-انتقاد اصلی نه به موضع گیری منطقی بود بلکه به نحوه ی برخورد فمینست های نامحترم بود که راه بیوفتند در خیابان بگویند "بوریس بیا با من ازدواج کن" یا از این جنده بازی ها.
4-نحوه ی مصادره کردن زنان از این موضوع هم بسی خنده دار است به گونه ای که وانمود کنند اکثر زنان برای کسب علم و خدمت به جامعه به دانشگاه می روند که آمار و حقایق نشان می دهد به هیچ وجه اینگونه نیست.نه تنها در میان جوامع مسلمان مانند مالزی با درسد68 بلکه در جوامعی چون کانادا،آمریکا و انگلیس هم که آمار زنان ورودی به دانشگاه از مردان بیشتر است وضع به همین منوال است.
توصیه می کنم این مطلب را از یکی از همین خواهران فمینیست تان بخوانید تا درک کنید چه میزان این سر و صدا بیخود و نا جوانمردانه بود:
Boris Johnson Is Right: Some Women Go to College to Find a Husband

نکته ی جالب اینجا است که تقریبا تمام فمینست ها با مغالطه ی پهلوان پنبه با کمال وقاحت واژه "only" را به سخنان این بنده ی اسپاگتی اضافه می کنند.حتی همین فمینست نسبتا منصف که این مطلب را نوشته.کاستی این آقا این بوده که سخنش ابهام داشته و می توانستند خیلی منطقی انتقاد کنند که بابا جان تو منظورت همه ی زنها بوده یا نه؟

این پژوهش در نوشته ی ایشان هم جالب است:

In 2011 Catherine Hakim, a prominent sociologist from the London School of Economics, conducted a highly controversial study that suggested women are marrying more for money now than they did in the 1940s. She told the BBC: "There is this myth that women invariably choose to have a relationship of total equality.” She concluded: "More and more women are choosing to marry men who are substantially better educated than them and therefore have higher earnings capacity."

Based on her findings, Hakim believes that after decades of campaigning for gender equality, women are having a difficult time admitting they would prefer to be housewives than career-minded women.

That is perhaps not what we feminists would like to hear, given the fact that women like Gloria Steinem and Germaine Greer spent most of their lives battling for women to have the right to earn the same amount of money as men—and thus not have to marry. And given that most of us would rather die than be put back into the mold of an apron-wearing 1940s housewife, Hakim’s findings were uncomfortable.

Russell #۳۰۷

ببینید اساسا تقریبا تمام فمینست‌ها طرفدار پورن و همچنین هوادرا آزادی بیان هستند، فقط اگر طرف مطابق «امر فمینیستی» آنها سخن نگوید، حالا مخالفت که بماند.معتقدند «خشتک طرف را روی سرش بکشند»، بعبارت شاده‌تر این‌ها هم مانند ج.ا عزیز موافق آزادی بیان هستند، ولی با آزادی پس از بیان مخالفند و خشتکتان را روی سرتان میکشند تا کسی جرات نکند از این غلط‌هایِ زیادی کند.

آ« رفیق اسلامیست-فمینیست در بحث مغالطه‌یِ رایجی را مرتکب شده و پاسخ بوریس جانسون هم به او در کانتکس کاملا سالم بوده و در واقع به مغالطه‌یِ پنهان طرف مقابل پرداخته.
حالا آندد بیاید چند مغالطه‌یِ دیگر بیربط اینجا برای ما بچین و شلوغ کن ما را بیشتر سرگرم کن !!

Dariush #۳۰۸

به این تصویر دقت کنید، من چیزی نخواهم گفت از دیونماییِ عریانِ درون‌اش و همچنین چیزی نخواهم گفت از تجربه‌های خودم از سوار شدن در مترو.

عنوانِ فرتور:تجاوز در مترو
اثر هما ارکانی

undead_knight #۳۰۹

برای اینکه بفهمیم چه چیزی نژاد پرستی یا جنسیت گرایی هست باید به یک نکته توجه کنیم و اون هم مسئله "قدرت" و سیستماتیک بودن عمل هست.
یعنی اگر کسی به خاطر نژاد یا جنسیت شما آسیبی بهتون رسوند یا شما رو از چیزی محروم کرد، کارش تبعیض آمیزه ولی خب این عمل سیستماتیک نیست، با این حال اگر گروه های قدرتمند جامعه یا نهادهای اجتماعی-دولتی بخش غالبی از یک نژاد یا جنسیت رو از چیزی محروم کنند اون وقت ما با نژادگرایی یا جنسیت گرایی در ابعاد بزرگ رو به رو هستیم.
برای نمونه اگر زنی شما رو به خاطر مرد بودن یک یک شرکت شما رو به خاطر ایرانی بودن استخدام نکرد ما با تبعیض رو به رو هستیم ولی اگر در سطحی وسیع و به خاطر معیارهای قانونی یا اجتماعی مثلا زن ها به خاطر پیش فرض هایی چون "احتمال داشتن خانواده و تمرکز کمتر" و سیاهان به خاطر "احتمال خلافکار بودن" یا "تنبل بودن"استخدام نمیشدند اون وقت ما با تبعیض سیستماتیک رو به رو هستیم که واژه نژادگرایی یا جنسیت گرایی کاملا مناسبش هست.اینجا فارق از اینکه معیار درست یا نادرسته، مسئله اصلی پیش فرض هایی برای جنسیت یا نژاده.

خب میپردازم به مسئله بعدی،از دید من برای روشن تر کردنش مثال "دوستی خاله خرسه" واقعا مناسبه، یعنی ظاهرا تبعیضی در کار نیست و امتیاز برای اشخاص وجود داره ولی در نهایت مثل دوستی خاله خرسه این "امتیاز" تبدیل به "مشکل" میشه.
بنابراین میشه تبعیض رو به دو شکل بدخواهانه و نیک خواهانه دسته بندی کرد، اونهایی که مشخصا به جنسیت یا هویت حمله میشه و اونهایی که در ظاهر سودرسان هست ولی پیامی که منتقل میکنه و نتایجش زیان آوره.
این رو با یک نمونه در مورد بچه ها میتونم مشخص تر بکنم البته تفاوت هایی هم داره که باید بهشون توجه کرد:
فرض میکنیم(چون کشورهای مختلف قوانینشون فرق داره یک کشور فرضی رو مثال میزنم) که در قانون کشوری مجازات اشخاص تبه کار زیر 18 سال بسیار کمتر هست.خب مشخصا این یک مزیت محسوب میشه چون شخص برای انجام جرمی دقیقا مساوی شخصی بالای 18 سال مجازات بسیار کمتری رو میبینه ولی خب بیاییم به دلیل این قانون گذاری توجه کنیم"اشخاص زیر 18 سال فاقد توانایی های ذهنی و شعور اشخاص بالای 18 سال هستند" بنابراین "مجازات کمتری براشون در نظر گرفته میشه"
اینجا نتایج منفی تبعیض نیک خواهانه خودش رو نشون میده"این اشخاص نمیتونند رای بدند"، "این اشخاص نمیتونند گواهینامه رانندگی بگیرند"، "به کلاب ها و بارها راهشون نمیدند یا سرو نوشیدنی های الکلی براشون ممنوع هست"، "این اشخاص نمیتونند همه اموال یا دارایی یا تجارتشون رو کامل کنترل کنند" و. بسیاری محدودیت های قانونی دیگه.
تبعات اجتماعیش هم معمولا جدی نگرفته شدن، ضعیف انگاشته شدن و کنترل شدن توسط بزرگسالان هست.

خب در این مثال البته همونطور که گفتم نکاتی هست که با تبعیض های نیک خواهانه در مورد جنسیت یا نژاد فرق داره و اون هم اینه که به طور کلی سر اینکه کودکان ادراک کمتری نسبت به بزرگسالان دارند توافق موجوده و بحث سر محدوده سنی هست.

در مورد مباحث جنسیتی چیزی که معمولا نادیده گرفته میشه و تبعا به همین خاطر هم حتی از سوی بسیاری زنان "مثبت" انگاشته میشه همین تبعیض نیک خواهانه هست، یعنی تبعضی که در اون زن موجودی خالص و ظریف انگاشته میشند که باید محافظت، حمایت و تحسین بشند.
پیام و نتیجه این تبعیض این هست که زنان "شکننده و ضعیف" هم انگاشته میشند و به همین خاطر در هر موردی (عملا بسیاری از موارد) که ضعیف و شکننده بودن ضعف محسوب بشه پیش فرض ها و کلیشه ها رای به جلوگیری از ورود زنان به اون زمینه رو میدند، در این مورد حتما بیشتر در آینده توضیح میدم.

undead_knight #۳۱۰

"Fix the Family" یک موسسه کاتولیک هست و در این مقاله 8 دلیل ارائه میده که چرا نباید دخترانتون رو به دانشگاه بفرستید:
1-دانشگاه رفتن باعث میشه که مردان اشتباهی جذبش بشند.
چون در دانشگاه با مردان تنبل ازدواج میکنند!:))
2-در موقعیت قرار میگیره که آغشته به گناه هست!
خب این مورد که مشخصه، محیط دانشگاهی کلا مساوی با امریکن پای هست:)))
3-یاد نمیگیره که چطور که یک مادر و همسر باشه.
آموزش های دانشگاهی آموزش های مردانه ای هست.خب از اونجایی که قبلا اثبات شده علم ناشی از تلاش های مردان هست میشه این دیدگاهشون رو تائید کرد:))
4-هزینه مدرک گرفتن زیاد شده.
فقط برای دخترا!؟:))
5-نیازی نیست که چیزی رو به دنیا ثابت کنید.
توضیح گزینه قبل:))
6-باعث میشه که والدین در محیط آغشته به گناه قرار بگیرند!
این خیلی باحاله، چون باعث میشه بخوان از روش جلوگیری از بارداری استفاده کنند:)))
7-باعث پشیمونیش میشه.
در مورد مادران شاغل.البته استثناعا من هم موافقا مادران شاغل بیش از مادران خانه دار خسته میشند:)
8-جلوی فعالیت های مذهبیش رو میگیره.
این هم خیلی باحاله در آمریکا بعضی موسسات و محفل های مذهبی نداشتن بدهی(مثلا به دانشگاه) رو شرط ثبت نام میدونند، احتمالا برای اینکه پولتون رو خودشون بچاپند:))

البته نگران نباشید، این دوستان برای شبهات شما هم پاسخ دارند:
1-ما با آموزش زنان مخالف مخالفیم؟
ما فقط با آموزش زنان در دانشگاه ها مخالفیم،زنان میتونند از اینترنت و کتاب خونه ها استفاده کنند و بزارند مردها راه سخت تر که همون دانشگاه رفتنه رو استفاده کنند:))
2-ما میخوایم زنان رو سرکوب کنیم؟
کلیسا به ما آموزش میده که زنان و مردان هر کدام نقش هایی دارند و زن و مرد با هم مساویند.فقط اینکه نقش های زنان رو مردان تعیین میکنند:)))
اصولا کار کردن باعث از بین بردن زنانگی میشه.
3-ما میخوایم فرصت ها رو از زنان بگیریم و اونها رو در نقش خدمتکار قرار بدیم؟
درسته که ازدواج مسیحی زنان رو تحت کنترل مردان قرار میده ولیما کسی رو وادرا به ازدواج نمیکنیم(راست میگه بنده خدا!)
4-خدا از زنان میخواد که از استعدادهاشون استفاده کنند!؟
درسته ولی خب بهترین استعداد زنان خانه داری و بچه داریه:)))))
5-زنان نیاز به منبع درآمدی دارند تا در صورتی که شوهرشون مرد یا فلج شد یا ترکشون کرد روی پای خودشون بایستند.
بله در این مورد هم میشه زنان خانه دار رو بیمه کرد هزینه کردن برای بیمه خیلی بهتر از اینه که زنان دانشگاه برند یا کار کنند! :)))
6 Reasons to NOT Send Your Daughter to College

قکر کنم بعضی پاسخ های اینها از بهترین موارد تبعیض نیکخواهانست:)

Nevermore #۳۱۱

در آغار می خواستم این مطلب را در تاپیک گیس خنده ها بگذارم اما دیدم بیشتر شایسته ی اندوه و افسوس است تا گیس خند.ببینید این فمینیست های وقیح می خواهند چه بر سر اروپا بیاورند.البته از حضور ماله کشان فمینیست هم استقبال می شود تا طبق روال معمول بیایند بگویند:"فمینیسم به جای خود ندارد عیبی،هر عیبی است از فمنیستی ما است" و باز از این موضوع آویزان شوند که بله اینها فمینیست حقیقی و ورژن راستین نیستند.به گمانم چندی دیگر مردان اروپا مجبور شوند همگی کشور خود را ترک کنند و به کشورهایی چون ایران بیایند:
[h=1]EU to ban anti-feminist speech[/h]

The EU’s latest document is a called: “The European framework national statute for the promotion of tolerance”[4] which is a document elaborated with a view to being enacted by the legislatures of all the 28 unfortunate nations that are members of this club. What’s wrong with “promotion of tolerance” one might ask. As you will see in the following lines, “promotion of tolerance” means something entirely different than what it means to reasonable people. And basically the entire document looks more like a statue of the Thought Police and the Ministry of Truth. In the Section 1 of the document, the EU defines its terms. So terms like “hate crime”, “group” and “tolerance” are being introduced. Of particular interest is the EU’s definition of “group libel”[5]: “Group libel” means: defamatory comments made in public and aimed against a group as defined in paragraph (a) – or members thereof – with a view to inciting to violence, slandering the group, holding it to ridicule or subjecting it to false charges.
As we will soon see, feminists are also de facto part of the “group” notion – so holding feminists to ridicule, as they deserve, will now be a crime. We know this from the Section 2e of the document which says[6]: The purpose of this Statute is to: [...]
e) Take concrete action to combat intolerance, in particular with a view to eliminating racism, colour bias, ethnic discrimination, religious intolerance, totalitarian ideologies, xenophobia, anti-Semitism, anti-feminism and homophobia.
Yes, you read it correctly. The European Union is dedicating an entire law to force the governments of 28 nations to take concrete action to combat anti-feminism. The other elements of the list should also be looked with suspicion despite the fact that they seem well-intended. For instance, campaigning against male circumcision can bring you criminal charges of “Islamophobia” under this law. Campaigning against female circumcision, though, will bring you a big pat on the back from the politically correct Eurofanatics, despite the fact that the practice is illegal everywhere in Europe. Also, the “totalitarian ideologies” is quite vague and contradictory, given that the EU itself sponsors Communist organizations, it’s being lead by a Maoist and now attempts to deem feminism as a State truth. In the Section 3, the one dealing with the guaranties of rights, the EU explains us clearly that it wants the State to make sure that no individual dares to be an anti-feminist[7]: Tolerance (…) shall be guaranteed towards any group (…), especially in the enjoyment of the following human rights:
Explanatory Notes:
(…)
Guarantee of tolerance must be understood not only as a vertical relationship (Government-to-individuals) but also as a horizontal relationship (group-to-group and person-to-person). It is the obligation of the Government to ensure that intolerance is not practised either in vertical or in horizontal relationships.
Therefore, not wanting to hire feminist ideologues, which tend to be competent at exactly nothing, can now bring you a criminal lawsuit. Also, the rights allowed under the Section 3 of this document can be limited under the Section 4 of this document if they happen to create inconveniences to the sexual trade union of feminism. But they are perfectly fine if they destroy men’s lives though. Section 4d explains it quite clearly[8]: The rights guaranteed in Section 3 are subject to the following limitations, applied in a proportionate manner as necessary in a democratic society:[...]
(d) Public morals.
Explanatory Note:
Examples: tolerance does not denote acceptance of such practices as female circumcision, forced marriage, polygamy or any form of exploitation or domination of women.
What is not explicitly forbidden means it is implicitly allowed. And since the explanatory note of the Section 4 states that the list is exhaustive – the only logical conclusion that one can draw is that tolerance means acceptance of such practices as male circumcision, polyandry or any form of exploitation or domination of men and this is even necessary in a democratic society. You can’t make this stuff up! And if this amount of feminist privilege isn’t enough, here’s some more. The Section 6 of the document, dealing with implementation explicitly tells us that the State must make female privilege the rule of the land. The section 6a reads: To ensure implementation of this Statute, the Government shall:[...]
a) Be responsible for the special protection of vulnerable and disadvantaged groups.
Explanatory Notes:
(i) Members of vulnerable and disadvantaged groups are entitled to a special protection, additional to the general protection that has to be provided by the Government to every person within the State.
(ii) The special protection afforded to members of vulnerable and disadvantaged groups may imply a preferential treatment. Strictly speaking, this preferential treatment goes beyond mere respect and acceptance lying at the root of tolerance (…). Still, the present provision is justified by the linkage between historical intolerance and vulnerability.
Does this kind of rhetoric sounds familiar? Because it sure does to the World War II veterans who fought for the freedom and the independence of several European nations in order for now to be told that they are privileged for having seen their fellow men being killed or tortured by the State. It is an act of extreme naïveté to think that this provision will not be used to advance the cause of the long march through institutions of feminism and its connected ideologies. The EU makes it perfectly clear that this is the case. Section 6b reads: Without prejudice to existing control mechanism, set up a special administrative unit in order to supervise the implementation of this Statute.[...]
Explanatory note:
ii) The special administrative unit should preferably operate within the Ministry of Justice (although the Ministry of the Interior is another reasonable possibility).
It is a chance of one in 30 billion for such a body not to be lead by a politically correct ideologue. Also, the Ministries of the Interior are the ones managing the secret services in most (if not all) European nations. In Sweden there have already been reports of the FRA (the Sweden’s NSA) closely supervising Fathers’ Rights Activists in a STASI-like manner. What makes you think that this might not come to your country next if this law is passed? Section 7 deals with penal sanctions and basically opens the door to criminal charges and arrests for people who dare to disagree with the politically correct ideologues that run the European Union. Section 7a reads: The following acts will be regarded as criminal offences punishable as aggravated crimes[9]:
(i) Hate crimes (…)
(ii) Incitement to violence against a group(…)
(iii) Group libel as defined in Section 1(b).
(iv) Overt approval of a totalitarian ideology, xenophobia or anti-Semitism.
(v) Public approval or denial of the Holocaust.
(vi) Public approval or denial of any other act of genocide the existence of which has been determined by an international criminal court or tribunal
So, basically, ridiculing feminism shall be regarded as a criminal offence punishable as aggravated crime. This is exactly how the Criminal Code of Romania looked like during the Marxist-Leninist dictatorship. In the 1950s, one could get up to 10 years of imprisonment for speaking against “the social order.” The social order was Stalinism back then. Now it’s Marxism-Feminism. The differences between them are becoming increasingly harder to notice. Also, the EU itself is in violation of Section 7a(ii) and Section 7a(vi), considering that class warfare is openly promoted by various committees and subcommittees of the European Parliament and considering that the crimes against humanity committed in Europe by the Communist regimes are publicly denied by the EU[10]. If you are a minor and dare to hold anti-feminist views and express them, the Big Maoist Brother has a special place for you designed by the Thought Police – an indoctrination camp. Well, they don’t call it like that but the purpose is identical. Section 7b reads: Juveniles convicted of committing crimes listed in paragraph (a) will be required to undergo a rehabilitation programme designed to instill in them a culture of tolerance.
So if a 14 year old boy dares to notice that women are not oppressed in Europe and that the education system in which he is forced to go is centered around girls and girls only, the boys will be sent to a “rehabilitation programme” to instill in him a “culture of tolerance.” The Soviet Union had a similar program for those who dared to disagree with the Marxist-Leninist approach. It was considered that those who disagreed must be mentally challenged or something else has to be wrong with them to disagree with the wonders of scientific socialism. The same line of reasoning is used here as well. Since feminist ideologues know all too well that their ideology is so thin that even a prepubescent child can see through their lies, they are deeming all dissenters as being sick and in urgent need of “rehabilitation.” This is how totalitarianism consolidates itself! And since some people might be reluctant to send people to jail or to “rehabilitation programs” for speaking the truth, the EU takes care to introduce a carrot as well to stimulate the allegations to skyrocket. Section 7f reads[11]: (f) Free legal aid will be offered to victims of crimes listed in paragraph (a), irrespective of qualification in terms of impecuniosity
So, basically, one can sue anyone for holding anti-feminist views, demand money, claim to be a victim, send the “offender” to jail and all this on taxpayers’ money. Isn’t the EU a wonderful place? Section 8 deals with “education” and basically demands that everyone be subjected to politically correct propaganda starting with 7 year old children in elementary school and ending with judges and lawyers. The last section of the document, Section 9, deals with mass-media and demands that all mass-media be remodeled using the ideological lens of the statists that run the European Union and kindly makes another subtle suggestion that the Internet should be regulated – for your own safety, of course. Because heaven forbid you might see something you don’t like on the Internet! The problems with this document aren’t only related to feminist ideology being shoved down the throats of 28 unfortunate nations since it also contains provisions that basically grant special privileges and entitlements to immigrants over the taxpayers. It’s like me coming into your house without your consent and then have the State put you in the bathroom while granting the rest of the house to me. Also, the first Section basically makes satire illegal – even satire of historical figures (if those figures happen to be non-white men). The whole document is a mess for any person that doesn’t subscribe to political correctness. But even for the feminist-oriented content alone this document is worth opposing fiercely. Our most basic right – freedom of speech and conscience – is severely under threat right now and, as usual, the mainstream media remains silent about the issue. What’s next? The good news is that we found out about this fairly early so there is a decent amount of time to engage in activism. The European Union, albeit a totalitarian body, is a very slow institution. Consequently, it takes a lot of time for such nonsense to end up on the voting table of the European Parliament and it can be dismissed at any of the bureaucracies that goes through. This process can take up to 2 years. For instance, the proposal to stamp out economic freedom has first been made by the European Commission (the only body that has the right to propose legislation – just like in the USSR the Politburo had the sole right to summon a vote in the Supreme Soviet) in 2011. If we are to follow the EU’s usual protocol, sometime this month another meeting regarding this document will take place after the ECTR presentation that took place on September 17[12]. At least one more meeting with FEMM committee[13] (and yes, the European Parliament actually has a committee called FEMM) must take place though it is not unlikely to have this document also go through another judicial committee, even though the September 17 LIBE meeting is said to have included the opinion of ”Group of Eminent Legal Experts” and this could be deemed enough. After these committees, the next big step is have it go through the Council of the European Union (also known informally as the Council of Ministers). These long names and acronyms might seem complicated (and arguably they are) but the main idea is that after the ideologues in the small committees are done putting their totalitarian worldview on paper, this document needs to be seen by the Ministers of the 28 nations that are members of this club. The Council of Ministers doesn’t have clear standing members and its membership varies depending on the topic discussed. But its composition is always the same: one minister from each country that belongs to the EU. Most likely, this document will be discussed when the Council will meet to discuss social issues – which means that each country will be represented by a Minister from the social issues (Minister of Welfare, Minister of Women – for the UK and Germany -, Minister of Labor, etc.). Sometimes a secretary of State is sent to represent the country in the Council though these situations are rarer.

یه نفر #۳۱۲

شهریار جان خلاصه ای از این مقاله مینویسی؟ ببینیم این فمنیست ها چه غلط هایی میکنند!

Nevermore #۳۱۳
یه نفر

شهریار جان خلاصه ای از این مقاله مینویسی؟ ببینیم این فمنیست ها چه غلط هایی میکنند!

The European Union is dedicating an entire law to force the governments of 28 nations to take concrete action to combat anti-feminism.

یعنی قرار است اتحادیه اروپا به زودی لایحه ای را به رای گیری بگذارد که در آن برخی رفتار ها و باور ها و فعالیت ها بر نتابیده شود و بر علیه آنها دولت ها موظف باشند اقدامات قاطعی انجام دهند.
در میان این فعالیت ها و باور ها آنتی فمینیسم هم هست.یعنی همانند جمهوری اسلامی خودمان اگر کسی فردا روز آمد گفت فمینیسم فلان است و بهمان، بگریند بیاندازنش در هلفدونی.👎

undead_knight #۳۱۴
Mehrbod

این جنبش مادین‌گرایی (feminism) با همین نامگزینی خود از آغاز نشان داده که بدنبال برابری نیست و بدنبال «برابرتر» بودن است. جنبش بسیار گمنامِ نرین‌گرایی (masculinism) نیز بهمڃنین بیراهه میرود, ما تنها یک جنبش درست (با ڃشمپوشی) داریم که همان پادگُنـگرایی یا anti-sexism باشد: Sexism - WiKi

اون موقع ها احساس میکردم یک جای ای ناستدلال میلنگه ولی پیداش نمیکردم،الان یادم اومد:))
Genetic fallacy
نمونه:

"You're not going to wear a wedding ring, are you? Don't you know that the wedding ring originally symbolized ankle chains worn by women to prevent them from running away from their husbands? I would not have thought you would be a party to such a sexist practice."

تو در این مورد داشتی از ریشه واژه برای نتیجه گیری در مورد کل مفهوم فمنیسم استفاده میکردی. @Mehrbod
گفتم توی گلوم بعدا گیر نکنه:))

Mehrbod #۳۱۵
undead_knight

اون موقع ها احساس میکردم یک جای ای ناستدلال میلنگه ولی پیداش نمیکردم،الان یادم اومد:))
Genetic fallacy
نمونه:

تو در این مورد داشتی از ریشه واژه برای نتیجه گیری در مورد کل مفهوم فمنیسم استفاده میکردی.
@Mehrbod
گفتم توی گلوم بعدا گیر نکنه:))

feminism که ریشه‌یِ واژه و معنی کهن و از یاد رفته‌یِ آن نیست, خود واژه و معنی همین امروزین آن است!

مانند این است که من نام جنبشی را بردارم «مردگِـرایی», سپس بگوییم آماج ما رسیدن به برابری میان زن و مرد (زن = مرد) است!! شما چه میاندیشید؟ ((:

femin+ism (≈زن‌+گِرایی,‌ یا درستِ آن, مادین{نر و ماده, نرینه و مادینه}+گرایی)

همچنین این فرنود نبود, روشنگری درباره‌یِ روانشناسی زن‌گِرایان بود که با گزینش چنین نامی از بیخ بدنبال برابری نبوده‌اند. سپس در
فرنودی نشان دادم که نام جنبش در جایگاه یک بازبرد-تیل (reference point), میتواند و میشاید که روند اندیشه را سوگیرانه (i.e. biased) سازد.

پارسیگر

Reactor #۳۱۶
Dariush

به این تصویر دقت کنید، من چیزی نخواهم گفت از دیونماییِ عریانِ درون‌اش و همچنین چیزی نخواهم گفت از تجربه‌های خودم از سوار شدن در مترو.

نقاشی زیباییست حیف که خیالیه.

1. مترو واگن جدا برای خانم ها داره و این خانم میتونه بره به واگن خانم ها.
2. هر واگن در خلوت ترین ساعت های تردد مترو هم تعدادی مرد اکثرا غیرتی درون خودش داره که به این صحنه ها واکنش نشون میدن.
3. هر ایستگاه مترو یک قسمتی به اسم بخش حراست هم داره. حراست مترو مداد نیست.
4. من همچین چیزی رو تا بحال در مترو ندیدم.

نقاشی تخیلی زیباییه.

undead_knight #۳۱۷
Mehrbod

feminism که ریشه‌یِ واژه و معنی کهن و از یاد رفته‌یِ آن نیست, خود واژه و معنی همین امروزین آن است!

مانند این است که من نام جنبشی را بردارم «مردگِـرایی», سپس بگوییم آماج ما رسیدن به برابری میان زن و مرد (زن = مرد) است!! شما چه میاندیشید؟ ((:

femin+ism (≈زن‌+گِرایی,‌ یا درستِ آن, مادین{نر و ماده, نرینه و مادینه}+گرایی)

همچنین این فرنود نبود, روشنگری درباره‌یِ روانشناسی زن‌گِرایان بود که با گزینش چنین نامی از بیخ بدنبال برابری نبوده‌اند. سپس در
فرنودی نشان دادم که نام جنبش در جایگاه یک بازبرد-تیل (reference point), میتواند و میشاید که روند اندیشه را سوگیرانه (i.e. biased) سازد.

پارسیگر

جل الخالق!:))
تو معانی دیکشنری رو قبول نداری.
feminism definition - Bing
بعد درست نخوندی دیگه این سفسطه کلا سفسطه اشاره به ریشه ها هست و این از ریشه(چه تاریخی و چه غیر از اون) یک چیز برای اثبات چیزی استفاده بشه که حال حاضر هست.
باز هم داری این سفسطه رو تکرار میکنی، البته شاید دلیلش این باشه که "گرایی" در فارسی معنایی کمی متفاوت با ism انگلیسی داره.
معنایی دیکشنری رو حتی اگر اونها که فمنیسم رو "جنبشی برای برابر سازی حقوق" عنوان میکنند هم نپذیری معانی رادیکال ترش "جنبشی برای احقاق حقوق زنان" هست که باز هم لزوما به این معنا نیست که از ریشه واژه میشه به نابرابری رسید.

هرچند این مسئله ربطی به درستی یا نادرستی سایر استدلال های مطرح شده بر پاد فمنیسم نداره.

Mehrbod #۳۱۸
undead_knight

جل الخالق!:))
تو معانی دیکشنری رو قبول نداری.
feminism definition - Bing
بعد درست نخوندی دیگه این سفسطه کلا سفسطه اشاره به ریشه ها هست و این از ریشه(چه تاریخی و چه غیر از اون) یک چیز برای اثبات چیزی استفاده بشه که حال حاضر هست.
باز هم داری این سفسطه رو تکرار میکنی، البته شاید دلیلش این باشه که "گرایی" در فارسی معنایی کمی متفاوت با ism انگلیسی داره.
معنایی دیکشنری رو حتی اگر اونها که فمنیسم رو "جنبشی برای برابر سازی حقوق" عنوان میکنند هم نپذیری معانی رادیکال ترش "جنبشی برای احقاق حقوق زنان" هست که باز هم لزوما به این معنا نیست که از ریشه واژه میشه به نابرابری رسید.

هرچند این مسئله ربطی به درستی یا نادرستی سایر استدلال های مطرح شده بر پاد فمنیسم نداره.

واژه‌نامه یا فرهنگ‌نامه؟

مگر شما نیاز به کارشناسی در زبان دارید که بتوانید یک واژه‌یِ ساده را ریشه‌یابی کنید!؟

Online Etymology Dictionary

feminism (n.)
1851, "state of being feminine;" sense of "advocacy of women's rights" is 1895, from French féminisme (1837); see feminine + -ism.

در زبان انگلیسی هم هر کس بسادگی میگیرد که این واژه بار معنایی ≈زن‌گرایی (زن بودگی, ...) را میرساند, زیرا روزانه با
واژگان male و female و همزمان feminine (زنانه) و masculine (مردانه) سر و کار دارد و پسوند -ism هم که
میدانیم پسوند وابستگی به ایدئولوژی است, پس در ذهن بیشترینه‌یِ مردم هم بدرستی همین ≈زن‌گرایی یا درستِ آن, مادین‌گرایی میاید.

Nevermore #۳۱۹

نزدیک به نیمی(!) از لزبین ها ازسوءرفتار پارتنرشان رنج می برند.
Teach your daughter to respect women😷

یه نفر #۳۲۲
Nevermore

خاک تو سر کیا؟چرا؟

لزبین ها :-)

شاید امشب یه مقاله ای در مورد همجنس گرایی بنویسم..

Nevermore #۳۲۳
یه نفر

لزبین ها :-)

شاید امشب یه مقاله ای در مورد همجنس گرایی بنویسم..

چون لزبین اند؟ یا اینکه همدیگر را کتک می زنند؟

حتما،مارا هم از خواندن سخنان اتان محروم نکنید.👍

Nevermore #۳۲۵

:زنان تا زمانی که "سکسیسم" به سود ایشان است با آن مشکلی ندارند دورویی ِ فمینیسم

"سکسیم خیر اندیش"، که در آن زنان اشخاصی درمانده و نیازمند به مراقبت دیده می شوند،مفهومی مثبت برای زنان است بویژه زنانی که باوری قوی به "حق" و آزادی خودشان دارند.این پژوهش برای تست تئوری " سکسیسم دو جنبه ای" که تبعیض علیه زنان را به دو نوع "خصومت آمیز" و "خیرخواهانه" تقسیم می کند، انجام گرفت.

خصومت آمیز،که همچنین به زن ستیزی تعبیر می شود،دربرگیرنده ی باورهایی می شود که زنان را به عنوان جنس دوم می بینند و همچنین کسانی که گمان می کنند زنان از نگاه "هوشمندی" در تراز پایین تری نسبت به مردان قرار دارند و البته بسیاری از باورهای زن ستیزانه(!)ی دیگر که آشکار است.
اما سکسیسم خیر اندیش،عبارتی است برای توضیح رفتارهایی که در آن مردها و زنان باور دارند که زنان در هر چیزی از پول گرفته تا راهنمایی و حمایت، متکی به پارتنرهایشان هستند و زیستن مستقل از آنان را غیر ممکن می دانند.

متیو هامند، پژوهشگر این تحقیق می گوید:"ما می خواستیم ببینیم که آیا سکسیسم دو جانبه برای زنان به خاطر تعهدها و سودهایی که بودن تحت حمایت مردانشان برای ایشان به ارمغان می آورد،جذاب است یا خیر."

در این پژوهش مشخص شد که زنانی که باوری استوارتر به حق و حقوق خودشان(برای نمونه فمینیستها) دارند،یا به عبارت دیگر کسانی که احساس می کنند این حق را دارند که صاحب بهترین ها در زندگی باشند، بیشینه ی ایشان با عباراتی نظیر:"زنان باید از سوی مردان مورد حمایت و مراقبت قرار گیرند" موافق بودند.

هامند اضافه می کند:"اگرچه هم مردان و هم زنان گرایشاتی اینچنینی دارند که دوست می دارند در معرض توجه باشند، اما رفتار های "حمایتی و مراقبتی" این نوع سکسیسم تنها منحصر به زنان و به سود ایشان است."

"این نمونه ایست از اینکه چگونه سکسیسم دوجانبه جمعی از باورهای موذیانه است که "خوب بودن"(برای مردان) را به سوء استفاده می گیرد و تلاش می کند تا زنان همچنان این باور ها را حفظ کنند."
The fickle face of feminism: Women are fine with sexism… as long as it benefits them, says new study

Nevermore #۳۲۶

An Analysis of Reasons for the Disparity in Wages Between Men and Women" prepared, under contract, for the U.S. Department of Labor in 1/09:

"This study leads to the unambiguous conclusion that the differences in the compensation of men and women are the result of a multitude of factors and that the raw wage gap should not be used as the basis to justify corrective action. Indeed, there may be nothing to correct. The differences in raw wages may be almost entirely the result of the individual choices being made by both male and female workers."

iranbanoo #۳۲۷
Nevermore

هامند اضافه می کند:"اگرچه هم مردان و هم زنان گرایشاتی اینچنینی دارند که دوست می دارند در معرض توجه باشند، اما رفتار های "حمایتی و مراقبتی" این نوع سکسیسم تنها منحصر به زنان و به سود ایشان است."

اگرچه....؟!!
اگر چه مردان هم.....!!
اگر چه مردان حس مالکیتشان به حدیست که زنان را تحت مالکیت و از آن خود میدانند اما...
اما....

Nevermore #۳۲۸
iranbanoo

اگرچه....؟!!
اگر چه مردان هم.....!!
اگر چه مردان حس مالکیتشان به حدیست که زنان را تحت مالکیت و از آن خود میدانند اما...
اما....

چه شده؟!
توضیح ترجمه این است که درست است که انسانها اصولا حمایت را دوست دارند و کیست که دوست نداشته باشد یک نفر همواره در حال حمایت و مراقبت از او باشد که تا لب تر کرد در دم همه چیز را برای او فراهم کند؟برود به جنگ و لت و پار شود،به رستوران که می رود سر میز برایش بجنگد و دست آخر هم پول غذا را بپردازد،بی ام دبلیو زیر پایش بگذارد و پول بدهد تا او بینی اش را عمل کند و یا قوس باسن اش را بیشتر کند.اما زهی خیال باطل که این حمایت هیچ گاه شامل حال مردان نمی شود.

iranbanoo #۳۲۹
Nevermore

چه شده؟!
توضیح ترجمه این است که درست است که انسانها اصولا حمایت را دوست دارند و کیست که دوست نداشته باشد یک نفر همواره در حال حمایت و مراقبت از او باشد که تا لب تر کرد در دم همه چیز را برای او فراهم کند؟برود به جنگ و لت و پار شود،به رستوران که می رود سر میز برایش بجنگد و دست آخر هم پول غذا را بپردازد،بی ام دبلیو زیر پایش بگذارد و پول بدهد تا او بینی اش را عمل کند و یا قوس باسن اش را بیشتر کند.اما زهی خیال باطل که این حمایت هیچ گاه شامل حال مردان نمی شود.

چرا نمیشود؟
مگر زنان بر سر مردان با یکدیگر رقابت ندارند؟و مردان از اینکه این رقابت و ستیزه بر سر آنهاست لذت نمیبرند؟
اصولا قدرت چنان در دست مردان است که حاصرند از زنان برای رسیدن به امیالشان(همان قوس و قزح و عمل بینی و باسن و...)از زنان عروسک های خیمه شب بازی بسازند والبته هزینه اش را با کمال میل می پردازند!!
پول جیب شما مهمتر است یا شخصیت و موجودیت یک انسان که فدای امیال مقطعی شما میشود؟

Nevermore #۳۳۰
iranbanoo

چرا نمیشود؟
مگر زنان بر سر مردان با یکدیگر رقابت ندارند؟و مردان از اینکه این رقابت و ستیزه بر سر آنهاست لذت نمیبرند؟
اصولا قدرت چنان در دست مردان است که حاصرند از زنان برای رسیدن به امیالشان(همان قوس و قزح و عمل بینی و باسن و...)از زنان عروسک های خیمه شب بازی بسازند والبته هزینه اش را با کمال میل می پردازند!!
پول جیب شما مهمتر است یا شخصیت و موجودیت یک انسان که فدای امیال مقطعی شما میشود؟

مزاح می فرمایید دیگر؟زنان بر سر مردان با یکدیگر رقابت دارند؟یک نگاهی به رقابت نرهای دیگر حیوانات بیاندازید همه چیز مانند روز روشن است.نیازی به خواندن سازوکار فرگشت و اینها ندارد.

بله،خرج باسن می شود اما کامیابی اش برای نخستین آلفایی است که زن پیدا می کند.به محض اینکه مرد "بهتر" یا شاید مرد "خوب"(👎) پیدا شود باسن و قوس وقزح به کام آن می شود نه آنکه پول اش را پرداخته.مردانی که در دسته های چندتایی طلاق داده می شوند و یا اگر همچنان لقب شوهر را یدک بکشند سالی،ماهی یکبار هم به سکس نمی رسند چه نیازی به بینی عملی دارند؟

شما اینجا هم زنان را در حد یک بچه پایین آوردید که گویی مردان ظالم آمده اند با پول وتوطئه شخصیت و "جان" آزاده ی زنان را از ایشان گرفته اند تا سکس کم هزینه تری داشته باشند.مرغ پخته هم به خنده آمد.بس کنید جانم.

آه و ناله های پر سوز و گداز objectification برای ما تازگی ندارد.

undead_knight #۳۳۱
Nevermore

مزاح می فرمایید دیگر؟زنان بر سر مردان با یکدیگر رقابت دارند؟یک نگاهی به رقابت نرهای دیگر حیوانات بیاندازید همه چیز مانند روز روشن است.نیازی به خواندن سازوکار فرگشت و اینها ندارد
.

اساتید منوسفر معمولا مدعی میشند که رقابت در بخش مردان شدیدتر هست نه اینکه در مورد زنان کلا ناموجوده!:))

Mehrbod #۳۳۲
undead_knight

اساتید منوسفر معمولا مدعی میشند که رقابت در بخش مردان شدیدتر هست نه اینکه در مورد زنان کلا ناموجوده!:))

اینکه رقابت میان مردان بیشتره داو نیست, یک fact فرگشتیگه!

پارسیگر

Nevermore #۳۳۳
undead_knight

اساتید منوسفر معمولا مدعی میشند که رقابت در بخش مردان شدیدتر هست نه اینکه در مورد زنان کلا ناموجوده!:))

من هم منکر نشدم.وگرنه این روشن است که دختر ها هم بر سر مرد خوشتیپ و پولدار پورشه سوار بر سر و کول همدیگر می زنند.اما شما که سخنان استاد های منوسفر را می خوانید باید به خوبی بدانید که این پورشه سوار ها درسد ناچیزی از مرد ها را تشکیل می دهند.

undead_knight #۳۳۴
Nevermore

در آغار می خواستم این مطلب را در تاپیک گیس خنده ها بگذارم اما دیدم بیشتر شایسته ی اندوه و افسوس است تا گیس خند.ببینید این فمینیست های وقیح می خواهند چه بر سر اروپا بیاورند.البته از حضور ماله کشان فمینیست هم استقبال می شود تا طبق روال معمول بیایند بگویند:"فمینیسم به جای خود ندارد عیبی،هر عیبی است از فمنیستی ما است" و باز از این موضوع آویزان شوند که بله اینها فمینیست حقیقی و ورژن راستین نیستند.به گمانم چندی دیگر مردان اروپا مجبور شوند همگی کشور خود را ترک کنند و به کشورهایی چون ایران بیایند:
[h=1]EU to ban anti-feminist speech[/h]

you will never learn
Hasty generalization - WiKi
به جون تک شاخ من از درس دادن خوشم نمیاد:))
ما نمیتونیم بگیم مسلمان ها تروریستند مگر اینکه اثبات کنیم در اصول مسلمانی چیزی هست که مستقیما به خاطرش افراد تروریست میشند.بله ما میتونیم حتی بگیم شمار زیادی از مسلمانان(شمار زیاد البته مساوی بیشینه نیست) تروریست هستند ولی اینجا برخلاف مورد قبل ما جمع بندی نکردیم.

بنابراین اگر بخوام مثل شما رفتار کنم باید بگم مدافعان حقوق مردان وقیح! چه چیزهایی میگند:

n light of the strong correlation between female education and demographic decline, a purely empirical perspective on Malala Yousafzai, the poster girl for global female education, may indicate that the Taliban’s attempt to silence her was perfectly rational and scientifically justifiable.


حمله طالبان به ملاله هم منطقی و هم علمیه!

:))
Redirecting you to voxday.blogspot.com...

undead_knight #۳۳۵
Mehrbod

اینکه رقابت میان مردان بیشتره داو نیست, یک fact فرگشتیگه!

پارسیگر

هر چیزی در درجه اول ادعا هست و بعد میتونه فکت باشه:))

Mehrbod #۳۳۶
undead_knight

اساتید منوسفر معمولا مدعی میشند که رقابت در بخش مردان شدیدتر هست نه اینکه در مورد زنان کلا ناموجوده!:))

اینجا برای خوانندگان که خودشان شباروز به چشم میآروینند که چه رقابت سنگینی برای رسیدن به ٩٠%
و بیشترِ دختران هست و هیچ رقابت کشکی برای رسیدن به پسرها نیست مگر برای رسیدن به ١٠% آنها (پورشه‌دارها) بنویسیم؟

این سخن و اینکه رقابت میان زنان به اندازه‌یِ همان مردان است, آن اندازه سخن یاوه‌ و ژاژه‌ای است که نیاز نمیرود!

پارسیگر

Nevermore #۳۳۷
undead_knight

you will never learn
Hasty generalization - WiKi
به جون تک شاخ من از درس دادن خوشم نمیاد:))
ما نمیتونیم بگیم مسلمان ها تروریستند مگر اینکه اثبات کنیم در اصول مسلمانی چیزی هست که مستقیما به خاطرش افراد تروریست میشند.بله ما میتونیم حتی بگیم شمار زیادی از مسلمانان(شمار زیاد البته مساوی بیشینه نیست) تروریست هستند ولی اینجا برخلاف مورد قبل ما جمع بندی نکردیم.

بنابراین اگر بخوام مثل شما رفتار کنم باید بگم مدافعان حقوق مردان وقیح! چه چیزهایی میگند:

حمله طالبان به ملاله هم منطقی و هم علمیه! :))

باقی دوستان هم بارها به شما آموزش داده اند که اسلام و یا به طور مثال کمونیسم یک ایده ی مکتوب است نه مشتی از کس و شعر های متضاد و نا معلوم و مبهم.

در ثانی شما هنوز گویا یاد نگرفته اید که انتقاد به عملکرد باورمندان به یک ایدئولوژی با انتقاد به خود آن ایدئولوژی تفاوت دارد.کسی در آن پیک به "فمینیسم" به طور محض نپرداخته بود و مشخصا من انتقاد ام به رفتار کثیف فمینیستها و تلاش ایشان برای سانسور بود.

مقایسه ی آخرتان هم قیاس مع الفارق بود،شما گفته ی یک انسان را آمدید با تلاش گسترده و همه جانبه ی فمینیستها برای سانسور مخالفان یکی دانستید،که این هم نادرست است.

بار دیگر که خواستید یک چیزی بپرانید و بروید،نخست خوب به نوشته دقت کنید.این بار چندم است که شما برداشت های خیالی از پیک های من می کنید.

undead_knight #۳۳۸
Nevermore

باقی دوستان هم بارها به شما آموزش داده اند که اسلام و یا به طور مثال کمونیسم یک ایده ی مکتوب است نه مشتی از کس و شعر های متضاد و نا معلوم و مبهم.

در ثانی شما هنوز گویا یاد نگرفته اید که انتقاد به عملکرد باورمندان به یک ایدئولوژی با انتقاد به خود آن ایدئولوژی تفاوت دارد.کسی در آن پیک به "فمینیسم" به طور محض نپرداخته بود و مشخصا من انتقاد ام به رفتار کثیف فمینیستها و تلاش ایشان برای سانسور بود.

مقایسه ی آخرتان هم قیاس مع الفارق بود،شما گفته ی یک انسان را آمدید با تلاش گسترده و همه جانبه ی فمینیستها برای سانسور مخالفان یکی دانستید،که این هم نادرست است.

بار دیگر که خواستید یک چیزی بپرانید و بروید،نخست خوب به نوشته دقت کنید.این بار چندم است که شما برداشت های خیالی از پیک های من می کنید.

حرص نخور ریش هات میرزه:)))

1-فمنیسم یک اصل اصولی داره و اون هم تلاش برای برابر کردن حقوق زنان و مردانه،همونطور که خداناباوری اصلی جز عدم باور خدا نداره و در باقی چیزها خداناباوران دیدگاه متفاوت میتونند داشته باشند.
2- در بین ایدولوژی ها سفت و سخت مثل کمونیسم یا اسلام هم شاخه های مختلفی هست و فقط در اصول تفاوت خاصی ندارند.
3-این عذر کار شما رو بدتر میکنه، چطور کسانی رو که هر کدوم "کس و شر و های متضادی" رو باور دارند رو جمع میبندید؟مگر اینکه دیدگاهت رو عوض کنید و اون ها رو کمی دارای هماهنگی و اصول مشابه ببینی.
4-آه اسپاگتی به فریادم برسه!من با "مسلمان ها" نه اسلام مثال زدم،جدی منظور من رو از "جمع بندی شتاب زده" فهمیدید؟این سفسطه زمانی رخ میده که شما بر اساس نمونه ها بخواید یک جمع بندی کلی بکنید،تنها زمانی جمع بندی کلی درسته که مثلا در این موارد نه باورمندان بلکه خود ایدولوژِی رو هم به موضوع مورد نظر ربط بدید.

میخوام یک سوال جالب از شما بکنم که تلاشتون برای پاسخش قطعا دیدنیه.این فمینست هایی که شما منظورتون هست حدود چند نفرند؟(با تقریب هزار میتونی بگی)یا حداقل بگو چند درصد از فمنیست ها رو تشکیل میدند؟

چون قطعا وقتی میفرمائید تلاش "گسترده و همه جانبه فمنیست ها"در مورد یک بخش بزرگ داری حرف میزنی:))

Nevermore #۳۳۹
undead_knight

حرص نخور ریش هات میرزه:)))

1-فمنیسم یک اصل اصولی داره و اون هم تلاش برای برابر کردن حقوق زنان و مردانه،همونطور که خداناباوری اصلی جز عدم باور خدا نداره و در باقی چیزها خداناباوران دیدگاه متفاوت میتونند داشته باشند.
2- در بین ایدولوژی ها سفت و سخت مثل کمونیسم یا اسلام هم شاخه های مختلفی هست و فقط در اصول تفاوت خاصی ندارند.
3-این عذر کار شما رو بدتر میکنه، چطور کسانی رو که هر کدوم "کس و شر و های متضادی" رو باور دارند رو جمع میبندید؟مگر اینکه دیدگاهت رو عوض کنید و اون ها رو کمی دارای هماهنگی و اصول مشابه ببینی.
4-آه اسپاگتی به فریادم برسه!من با "مسلمان ها" نه اسلام مثال زدم،جدی منظور من رو از "جمع بندی شتاب زده" فهمیدید؟این سفسطه زمانی رخ میده که شما بر اساس نمونه ها بخواید یک جمع بندی کلی بکنید،تنها زمانی جمع بندی کلی درسته که مثلا در این موارد نه باورمندان بلکه خود ایدولوژِی رو هم به موضوع مورد نظر ربط بدید.

میخوام یک سوال جالب از شما بکنم که تلاشتون برای پاسخش قطعا دیدنیه.این فمینست هایی که شما منظورتون هست حدود چند نفرند؟(با تقریب هزار میتونی بگی)یا حداقل بگو چند درصد از فمنیست ها رو تشکیل میدند؟

چون قطعا وقتی میفرمائید تلاش "گسترده و همه جانبه فمنیست ها"در مورد یک بخش بزرگ داری حرف میزنی:))

1-خیر،مزخرف است.این اصل مهادین را شما از خودتان در می آورید.به گمانم یک 20 صفحه ای در همین انجمن بحث شد سر اینکه اگر براستی اینگونه که شما می گویید بود نام اش چیز دیگری می شد.فمینیسم مشخصا با گمان نادرست ظلم بر علیه زنان و مظلوم بودن زنان در جهت گرفتن پوئن های بیشمار از مردان بوجود آمد.که خب وقتی شما نخستین گام اتان نادرست باشد و نتوانید حقیقت را به درستی در یابید،تمام رفتار ها و گفته ها می شود مزخرفات فمینیستی و زنان اصولا هر کجا که "گمان" می کنند حق شان تضعیف شده شروع می کنند به مبارزه و این می شود که خفه کردن مخالف را هم حق خود می دانند.در مورد خدا ناباوری هم باز قیاس نادرست کردید،چرا که اساسا نام همین ایدئولوژی همه چیز را به شما نشان می دهد و ساختار و چهارچوب مشخصی هم دارد اما فمینیسم می شود مشتی کس و شعر که هر کس از ننه اش قهر می کند نام فمینیست به خود اش می دهد و مانیفیست بیرون می دهد و می گوید "مردان چیزی جز دیلدوی دوپا نیستند."

2-جمع نبستیم و کسی هم نگفت همه ی فمینیست ها موافق سانسور هستند.گفتیم "این فمینیست های وقیح را ببینید" وانتقاد ما هم به همین رفتار خفه کردن مخالفان بود.وجه مشترک فمینیست ها را هم بالا برای شما توضیح دادیم که چیست.
3- در مورد جمع بندی هم گفتیم که شما حرف در دهان ما می گذارید،سخن من روشن بود و اینکه شما برداشت می کنید من گفته ام همه ی فمینیست ها مخالف سانسور هستند مشکل خودتان است.

شما نخست قبول کنید که بار دیگر برداشت چرت از حرف های من داشتید و من نمی دانم تا کی باید برای شما توضیح دهم، تا برویم به مرحله ی بعد.تلاش برای تصویب یک "قانون" هم به خودی خود آنقدر واضح است که نیازی نیست شما تخمین عددی بزنید و ما را هم در لوده بازی های فمینیستی اتان شریک کنید.ماله کشی شما هم جز اینکه بوی گند این قضیه را بلند کند کمکی به پیشبرد اهدافتان نمی کند.

iranbanoo #۳۴۰
Nevermore

زاح می فرمایید دیگر؟زنان بر سر مردان با یکدیگر رقابت دارند؟یک نگاهی به رقابت نرهای دیگر حیوانات بیاندازید همه چیز مانند روز روشن است.نیازی به خواندن سازوکار فرگشت و اینها ندارد.

بله،خرج باسن می شود اما کامیابی اش برای نخستین آلفایی است که زن پیدا می کند.به محض اینکه مرد "بهتر" یا شاید مرد "خوب"() پیدا شود باسن و قوس وقزح به کام آن می شود نه آنکه پول اش را پرداخته.مردانی که در دسته های چندتایی طلاق داده می شوند و یا اگر همچنان لقب شوهر را یدک بکشند سالی،ماهی یکبار هم به سکس نمی رسند چه نیازی به بینی عملی دارند؟

شما اینجا هم زنان را در حد یک بچه پایین آوردید که گویی مردان ظالم آمده اند با پول وتوطئه شخصیت و "جان" آزاده ی زنان را از ایشان گرفته اند تا سکس کم هزینه تری داشته باشند.مرغ پخته هم به خنده آمد.بس کنید جانم.

آه و ناله های پر سوز و گداز objectification برای ما تازگی ندارد.

شما چرا وضعیت زنان را در فرگشت با مرغ و ماهی مثال میزنید؟:))
در پستانداران موضوع زایش مسئله ای مهم است و نرها جلب هر ماده ای نمیشوند.
یعنی خصوصیاتی خاص است که باعث جلب نظر نرها میشود و نر ها حاضرند به خاطرش رگشان را هم بزنند.
حالا هر چه این ویژگی ها به جاهای باریک بکشد درصد خاطر خواهی مردان هم بیشتر میشود.
دختر بی کون و باسن چه شانسی در برابر دختر ی با ویژگی های خاص دارد؟
پس طوری وانمود نکنید که مردان بر سر هر زن بیچاره ای رقابت میکنند....

Mehrbod #۳۴۱
iranbanoo

شما چرا وضعیت زنان را در فرگشت با مرغ و ماهی مثال میزنید؟:))
در پستانداران موضوع زایش مسئله ای مهم است و نرها جلب هر ماده ای نمیشوند.
یعنی خصوصیاتی خاص است که باعث جلب نظر نرها میشود و نر ها حاضرند به خاطرش رگشان را هم بزنند.
حالا هر چه این ویژگی ها به جاهای باریک بکشد درصد خاطر خواهی مردان هم بیشتر میشود.
دختر بی کون و باسن چه شانسی در برابر دختر ی با ویژگی های خاص دارد؟
پس طوری وانمود نکنید که مردان بر سر هر زن بیچاره ای رقابت میکنند....

مردان بر سر ٩٠% زنان رقابت دارند, زنان بر سر ١٠% مردان.

پس اگر شما زن باشید, رقابت بسیار کمتری دارید, تنها میبسندد کمی چشمداشت اتان را پایین بیاورید:

راست: همبود "مردسالار"
چپ: همبود نوین امروزین

پارسیگر

Russell #۳۴۲

"Booty is so strong that there are dudes willing to blow themselves up for the highly unlikely possibility of booty in an other dimension. There are no chicks willing to blow themselves up for a penis.”

!! Joe Rogan

Nevermore #۳۴۳
iranbanoo

شما چرا وضعیت زنان را در فرگشت با مرغ و ماهی مثال میزنید؟:))
در پستانداران موضوع زایش مسئله ای مهم است و نرها جلب هر ماده ای نمیشوند.
یعنی خصوصیاتی خاص است که باعث جلب نظر نرها میشود و نر ها حاضرند به خاطرش رگشان را هم بزنند.
حالا هر چه این ویژگی ها به جاهای باریک بکشد درصد خاطر خواهی مردان هم بیشتر میشود.
دختر بی کون و باسن چه شانسی در برابر دختر ی با ویژگی های خاص دارد؟
پس طوری وانمود نکنید که مردان بر سر هر زن بیچاره ای رقابت میکنند....

خیر،تقریبا هر زنی با هر قیافه ای یک مرد برایش پیدا می شود.زن اگر صورت زیبا تری داشته باشد بدون شک رقابت بیشتری هم بر سر او خواهد بود.اما باقی زنان هم شانس خوبی برای تولید مثل دارند که این در مورد مردان صدق نمی کند.از طرفی حتی در حیوانات دیگر هم رقابت به این شدت نیست،چرا که خوب می دانیم تولید مثل برای انسان بسیار هزینه آور است و به غیر نه ماه حاملگی دست کم 10،15 سال طول می کشد که فرزند انسان بتواند خودمختار شود و از خود محافظت کند و شانس بقا داشته باشد. این است که اگر جنس ماده انتخاب بد کند،شانس بقای فرزند او به شدت پایین می آید.یک پژوهشی بود که اکنون نتوانستم پیدا کنم که در آن چندتا کیس برای مردان وزنان گذاشته بودند و در آن تقریبا اکثر مردان بیشینه ی زنان را زیبا می دیدند و در نقطه ی مقابل زنها میان کیس ها تنها 10،15 درسد را زیبا می دیدند.سوای این بحث هزینه ی بیشتر با زنها بوده،گزینش جنسی هم توسط ایشان صورت می گرفته واضح است که در این شرایط رقابت جنسی میان مردان بسیار شدید می شده.چرا که زنها تنها به مردهای نوک هرم توجه می کردند و مردها هم باید در سر و کول هم میزدند تا خود را به نوعی به مردهای نوک هرم برسانند.

iranbanoo #۳۴۴
Mehrbod

مردان بر سر ٩٠% زنان رقابت دارند, زنان بر سر ١٠% مردان.

پس اگر شما زن باشید, رقابت بسیار کمتری دارید, تنها میبسندد[1] کمی چشمداشت اتان را پایین بیاورید:

اینها تنها یک ادعای صرف است و نمیتوانید بدون در نظر گرفتن تنوع طلبی مردان در امیزش با زنان و شرایط
سلیقه ای و اقتصادی و ...امروزین به این راحتی چارت بکشید و وضعیت مردان و زنان را روشن کنید!
زنان از آنجایی که برای فرزند حاصل از آمیزششان وقت و انرژی بسیاری میگذارند حق طبیعی و مسلمشان است که کسی را برگزینند که ویژگی های مثبتی برای همراهی و حمایت از فرزند داری را داشته باشد.
بنابراین این حساسیت زنان به خودی خود نگاه جنسیشان نیست بلکه هوشمندانه مردان را ملزم به پایبندی به اصول و قواعدی میکنند که فرزند حاصل از آمیزششان نیاز دارد.
در همین حین زنانی با ویژگی های زاد آوری پایین تر و نامساعد تر شانس کمتری برای دست یابی به استاندارد های حمایت و فرزند داری دارند.همانطور که مردان هم برای دست یابی به زنان با ویژگی های مثبت تر رقابت شدید تری دارند.
بنابراین شمایی که از نظام سرمایه داری کنونی میگویید درک این مطلب باید آسان تر باشد که زنان از قالب های فرگشتیک خارج شده اند و ویژگی هایی که باید بدان منتسب باشند چیزی فراتر از توانایی زاد آوری رفته و زنان عملا تبدیل به موجوداتی شده اند که باید در خدمت این سیستم تغییر هویت دهند.

iranbanoo #۳۴۵
Russell

"Booty is so strong that there are dudes willing to blow themselves up for the highly unlikely possibility of booty in an other dimension. There are no chicks willing to blow themselves up for a penis.”

where are the striptease and spanx for men?

iranbanoo #۳۴۶
Nevermore

خیر،تقریبا هر زنی با هر قیافه ای یک مرد برایش پیدا می شود.زن اگر صورت زیبا تری داشته باشد بدون شک رقابت بیشتری هم بر سر او خواهد بود.اما باقی زنان هم شانس خوبی برای تولید مثل دارند که این در مورد مردان صدق نمی کند.از طرفی حتی در حیوانات دیگر هم رقابت به این شدت نیست،چرا که خوب می دانیم تولید مثل برای انسان بسیار هزینه آور است و به غیر نه ماه حاملگی دست کم 10،15 سال طول می کشد که فرزند انسان بتواند خودمختار شود و از خود محافظت کند و شانس بقا داشته باشد. این است که اگر جنس ماده انتخاب بد کند،شانس بقای فرزند او به شدت پایین می آید.یک پژوهشی بود که اکنون نتوانستم پیدا کنم که در آن چندتا کیس برای مردان وزنان گذاشته بودند و در آن تقریبا اکثر مردان بیشینه ی زنان را زیبا می دیدند و در نقطه ی مقابل زنها میان کیس ها تنها 10،15 درسد را زیبا می دیدند.سوای این بحث هزینه ی بیشتر با زنها بوده،گزینش جنسی هم توسط ایشان صورت می گرفته واضح است که در این شرایط رقابت جنسی میان مردان بسیار شدید می شده.چرا که زنها تنها به مردهای نوک هرم توجه می کردند و مردها هم باید در سر و کول هم میزدند تا خود را به نوعی به مردهای نوک هرم برسانند.

زیبایی تنها یک برداشت است از آنچه که تاکنون به عنوان فاکتورهای اساسی برای زاد آوری زنان وجود داشته.
در واقع زنان نیازی به زیبایی نداشته اند و تنها خصوصیات و وِزگی های زادآوریشان بوده که آنان را از سایر ماده ها متمایز میگرده.
عملی که روی باسن و سینه میشود به خاطر زیبایی نیست(که نیک بنگرید چه زیبایی ای در آن نهفته غیر از برداشت و تعریفی که ما برای آن ارائه میکنمی) بلکه به خاطر نشان دادن قدرت بالای زاد آوری و نگاه داری فرزندان به نرهاست که خود همین مسئله باعث رقابت بین ماده های میشود.
این ادعای کور و کچل که همه ی زنان شانس آمیزش دارند هم از آن دست ادعاهاییست که اثبات منطقی ای پشتش نیست .
البته که گزینش نهایی با زنان است اما چرا این مسئله را طوری نا اخلاقی جلوه میدهید و از این مسئله برای مرثیه سرایی های مردان استفاده میکنید؟
ضمن اینکه در این گزینش زنان ار بین مردانی میتوانند انتخاب داشته باشند که خودشان از سمت آنان مورد توجه قرار گرفته باشند.بنابراین گزینشی که از آن یاد میکنید چندان هم یک سویه نیست.
چرا که مردان هم برای تکثیر ژنهایشان از بین ماده هایی که از نظرشان شرایط مساعد تری دارند درخواست آمیزش میکنند.
بنابراین آن هرم فرضی ای که برای مردان ترسیم میشود عملا برای زنان هم وجود دارد.

Russell #۳۴۷
iranbanoo

where are the striptease and spanx for men?

That's another aspect of the same phenomena, it's shows the difference in sexual strategies ...

مزدك بامداد #۳۴۸
Mehrbod

مردان بر سر ٩٠% زنان رقابت دارند, زنان بر سر ١٠% مردان.

پس اگر شما زن باشید, رقابت بسیار کمتری دارید, تنها میبسندد کمی چشمداشت اتان را پایین بیاورید:

راست: همبود "مردسالار"
چپ: همبود نوین امروزین

پارسیگر

خب، امروزه هم که مردسالاری کم شده، با اینهمه چون بیشتر سرمایه دارن و بیشتر کسانی
که در جایگاه بالای فرمانروایی هستند، مرد هستند و زنان بگونه ی سرشتین، مردان پولدار و
فرمانگر را بیشتر میپسندند ( چرا که توان بیشتر فراهم سازی کالا ها و نیاز ها و زینهار خانواده
را دارند) و بازهم همان نمودار دست چپ را داریم، در آینده که همبود ها سوسیالیستی خواهد
بود و دیگر میلیاردر و مولتی میلیونر و تزار مـُد و ... نخواهیم داشت و فراهم کردن نیاز های زندگی
هم بستگی چندانی به جایگاه فرماندهی نخواهد داشت، آنگاه شاید نمودار دست راست برپا شود.

Reactor #۳۴۹
مزدك بامداد

در آینده که همبود ها سوسیالیستی خواهد
بود و دیگر میلیاردر و مولتی میلیونر و تزار مـُد و ... نخواهیم داشت و فراهم کردن نیاز های زندگی
هم بستگی چندانی به جایگاه فرماندهی نخواهد داشت، آنگاه شاید نمودار دست راست برپا شود.

:various_111:

مزدك بامداد #۳۵۰
Reactor

:various_111:

خب برده داران هم می خندیدند ولی از شان اندکی بجای مانده ..