کافه دومگو

برگ ۱۹ از ۳۶

Mehrbod #۹۰۱
mamad1

تنها خوابی که به نظر من صحت داره تعبیرش خواب جیش کردن هست.....!

+

گرسنگی، تشنگی، ...

اینها نیاز به تفسیر ندارند 😆

mamad1 #۹۰۲
Mehrbod

+ گرسنگی، تشنگی، ...

اینها نیاز به تفسیر ندارند 😆

اونها کمتر

اون جیش لعنتی همزمان که داری خوابشو می بینی تعبیر میشه و ابرو و حیثیتو لباسو زندگیو همه چی رو به گا میده

Alice #۹۰۳
mamad1

تنها خوابی که به نظر من صحت داره تعبیرش خواب جیش کردن هست.....!

آنقدر بلند خندیدم که گمان می رود مادرم از خواب بیدار شده باشد ! 🍿

mamad1 #۹۰۴

اخه من نمیدونم این چه فشاریه که شما به خودتون میدید واسه این کتابی حرف زدن😄
ادم حس میکنه یه خار ماهی تو گلتون گیر کرده😄
راحت باشید

Mehrbod #۹۰۵
mamad1

راستی بحث خواب شد
من یادم اومد یک بار یک خوابی دیدم که خیلی ترسوندم
خواب دیدم
یک سگی پشت دستمو دندون گرفت
بیدار که شدم همون لحظه جای دندونا درد میکرد
عجیب ترسیدما

Alice

من یک بار در خواب عاشق شده بودم ! 😆

صبح که بیدار شدم عین کسانی که شکست عشقی خورده اند همش به خوابم می اندیشیدم !

براستی که ما هموندان دفترچه از عجایب روزگاریم ؛

در پیِ ترانویسی چامه‌های خیام اینجا: رباعیات «خیام» - صفحه 2

چند شبی بود چامه‌های ترانوشته شده را خواب میدیدم و روی هم رفته خیام‌وار در خواب چامه‌سرایی میکردم.

یک جای خواب هم یک سدای زمزمه‌گری در گوشم میگفت:

Kâri ce koni ke bâ ajal bâšad joft ... Barxiz ke bezire xâk mibâyad xoft

یکجای دیگر هم میگفت:

Kâri ce koni bâ ajal bâšad joft ... Barxizo be jâm bâde kon azm dorost

روی هم رفته آمایش درهم برهمی از چامه‌ها بود ... 😆

undead_knight #۹۰۶
mamad1

اخه من نمیدونم این چه فشاریه که شما به خودتون میدید واسه این کتابی حرف زدن😄
ادم حس میکنه یه خار ماهی تو گلتون گیر کرده😄
راحت باشید

البته همیشه فشار نیست،گاهی تغییر دادن حتی سخت تره وقتی عادت کنی
مثلا فکر کن توی محیط کاری یه دوست صمیمی داری همش به فامیلیش صدا میزنیش،بیرون که میری صدا زدن اسم کوچیکش نیاز داره یکم این عادت رو بشکنی:)

خار ماهی رو خوب اومدی

:))

mamad1 #۹۰۷
Mehrbod

Kâri ce koni ke bâ ajal bâšad joft ... Barxiz ke bezire xâk mibâyad xoft

یکجای دیگر هم میگفت:

Kâri ce koni bâ ajal bâšad joft ... Barxizo be jâm bâde kon azm dorost

مهربد غلط کردم
همون پارسی سره خوبه

Alice #۹۰۸
mamad1

اخه من نمیدونم این چه فشاریه که شما به خودتون میدید واسه این کتابی حرف زدن
ادم حس میکنه یه خار ماهی تو گلتون گیر کرده
راحت باشید

من که تا جاییکه می توانم سره نویسی نمیکنم تا همگان پُست هایم را
دریابند ؛ ولی این لفظ قلم را نمی توانی از من بگیری !

Mehrbod

چند شبی بود چامه‌های ترانوشته شده را خواب میدیدم و روی هم رفته خیام‌وار در خواب چامه‌سرایی میکردم.

من هم چون همیشه آخر شب به دفترچه می آیم ؛ گاهی خواب های
پراکنده و گنگی از تو و ممد و بقیه می بینم

!

undead_knight

خار ماهی رو خوب اومدی :))

:)))))))))

mamad1 #۹۰۹
Alice

من هم چون همیشه آخر شب به دفترچه می آیم ؛ گاهی خواب های
پراکنده و گنگی از تو و ممد و بقیه می بینم !

من چه شکلیم تو خوابت؟😬

mamad1 #۹۱۰
Alice

بیشتر خواب همین دنیای مجازی را می بینیم ! یکی دوبار
تنها مهربُد و آنارشی را در خواب دیده بودم ؛
ولی از تو تصویر ذهنی یک جوانی را در ذهنم دارم !
تو بگو چه تصویری از من داری تا من هم بگویم !

🎀

من که خوابتو ندید بابا الیس که بگم چه شکلی هستی

اما من تصویر ذهنی جالبی ازت دارم و از اونجایی که به علم روانشناسی علاقه دارم

تقریبا میدونم چه مدل دختری هستی و چه روحیاتی داری

اگر کنجکاو شدی هم نپرس که من داده خودینه نمیدم

Alice #۹۱۱
mamad1

اگر کنجکاو شدی هم نپرس که من داده خودینه نمیدم

یعنی انقدر تصویرت از من به فرهود (حقیقت) نزدیک است که دادینه ی شخصی نمی دهی ؟

(:

Mehrbod #۹۱۲
Alice

بیشتر خواب همین دنیای مجازی را می بینیم ! یکی دوبار
تنها مهربُد و آنارشی را در خواب دیده بودم ؛
ولی از تو تصویر ذهنی یک جوانی را در ذهنم دارم !
تو بگو چه تصویری از من داری تا من هم بگویم !

🎀

ما چه ریختی بودیم؟ 😏

من یک انگاره‌ای از همه هموندان اینجا دارم:

آنارشی قد بلند و لاغر، موهای سیاه کوتاه و
راسل قد بلند ولی کمی تپل (بیگمان از آواتارش آمده)، موهای لخت قهوه‌ای
میلاد را با اینکه ندیده‌ام ولی این اندازه از خودش گفته که نمینویسم، همان داده شخصی میشود 😆 .. کسرا نیز همینجور
آلیس هم قد یک و 70 و خورده‌ای و پوست سپید، چشمهای درشت قهوه‌ای یا شایدم عسلی؟ دستهای لاغر و کشیده، موهای کمابیش خلت
شیرین را هم باز یک خورده‌ای تپل میبینم، شاید نه آن اندازه قد بلند + پوست بسیار سپید و موهای یک خورده فر
نامرده را هم پوست رو به سبزه و قد بلند، موهای بلند (ده سانت)، ریش بزی هم بهش میاید!!

نیازی هم به تایید و انکار نیست، داده شخصی ندهید

...

Alice #۹۱۳

نامُرده را درست گفتی ! 😆

mamad1 #۹۱۴
Alice

یعنی انقدر تصویرت از من به فرهود (حقیقت) نزدیک است که دادینه ی شخصی نمی دهی ؟ (:

بعله
همونقدر نزدیک
به من میگن ممد تو خال سیاه زن

mamad1 #۹۱۵
Mehrbod

ما چه ریختی بودیم؟ 😏

من یک انگاره‌ای از همه هموندان اینجا دارم:

آنارشی قد بلند و لاغر، موهای سیاه کوتاه و
راسل قد بلند ولی کمی تپل (بیگمان از آواتارش آمده)، موهای لخت قهوه‌ای
میلاد را با اینکه ندیده‌ام ولی این اندازه از خودش گفته که نمینویسم، همان داده شخصی میشود 😆 .. کسرا نیز همینجور
آلیس هم قد یک و 70 و خورده‌ای و پوست سپید، چشمهای درشت قهوه‌ای یا شایدم عسلی؟ دستهای لاغر و کشیده، موهای کمابیش خلت
شیرین را هم باز یک خورده‌ای تپل میبینم، شاید نه آن اندازه قد بلند + پوست بسیار سپید و موهای یک خورده فر
نامرده را هم پوست رو به سبزه و قد بلند، موهای بلند (ده سانت)، ریش بزی هم بهش میاید!!

نیازی هم به تایید و انکار نیست، داده شخصی ندهید ...

به نظر من عینکی هستی بابا مهربد
قدت هم مثلا 175 اینجاها
به لباس های رنگ روشن فکر کنم علاقه داشته باشی
رنگ پوستت هم گندمی

دادینه خودینه رو داشتی؟؟:e057🙁این دیگه از همه جدید تر بود)

nirvana #۹۱۶

بگذارید خواب دیشب مادرم رو براتون تعریف كنم:

خواب دیده كه طبق معمول به مراسم روضه خوانی حسین رفته دربدو ورود به حیاط خانه درخت اناری روبرویش دیده كه قبلا انجا نبوده وپس از گفتن السلام علیك یا اباعبدالله درخت شروع میكند به تكیدن انارهایش بعد مادرم دستش را به علامت استاپ روبروی درخت میگیرد و به ناگاه دیگر ریختن انار متوقف میشود
پدرم گفت:عجب جادوگر هم كه شدی:)))
مادرم ادامه میدهد كه بعد از این كار صاحب مجلس سك ای طلا به او میدهد
پدرم گفت:خب یكی هم برای من می اوردی تو این گرانی و اینها :))))
وباز مادرم طبق معمول میگه: اخرین باره كه خوابهامو برای شما دوتا كافر تعریف میكنم:)))))

mamad1 #۹۱۷
nirvana

بگذارید خواب دیشب مادرم رو براتون تعریف كنم:

خواب دیده كه طبق معمول به مراسم روضه خوانی حسین رفته دربدو ورود به حیاط خانه درخت اناری روبرویش دیده كه قبلا انجا نبوده وپس از گفتن السلام علیك یا اباعبدالله درخت شروع میكند به تكیدن انارهایش بعد مادرم دستش را به علامت استاپ روبروی درخت میگیرد و به ناگاه دیگر ریختن انار متوقف میشود
پدرم گفت:عجب جادوگر هم كه شدی:)))
مادرم ادامه میدهد كه بعد از این كار صاحب مجلس سك ای طلا به او میدهد
پدرم گفت:خب یكی هم برای من می اوردی تو این گرانی و اینها :))))
وباز مادرم طبق معمول میگه: اخرین باره كه خوابهامو برای شما دوتا كافر تعریف میكنم:)))))

خاله من یک خابی دیده بود که مادر بزرگ مرحومم با یه کالسکه اومده و میخواید یک عده ای رو سوار کالسکه کنه و ببره

توی ما گذشته 6 نفر از نزدیک ترین ها در خانواده ما مردند
یک نفر الان توی کما هست
و خود خاله هم که خواب رو دیده سکته کرد و قلبش واستاد و با شک احیا شد

نمیدونم چی بگم

بعد از خواب های جیش کذایی این خیلی واقعی به نظر میرسه

nirvana #۹۱۸

منم قبلنا كه مسلمون بودم رابراه خواب امام تایم و حسین و محمد و اینها رو میدیدم:))))

mamad1 #۹۱۹
nirvana

منم قبلنا كه مسلمون بودم رابراه خواب امام تایم و حسین و محمد و اینها رو میدیدم:))))

امام تایم؟؟؟؟؟😬
عجب مسلمون داغونی بودی تو

من خدا رو شکر هیچوقت از این خابا ندیدم تو اوج مسلمونیمم دوس نداشتم از این خاباببینم

nirvana #۹۲۰

تو مسلمون واقعی نبودی مسلمون كشكی بودی:)))خدایی من موندم چطور میخوای پل صراط و ردكنی:))

yasy #۹۲۱
nirvana

منم قبلنا كه مسلمون بودم رابراه خواب امام تایم و حسین و محمد و اینها رو میدیدم:))))

خواب امام تایم هم میدیدی؟😄
خداروشكر چه مسلمون بودم چه نبودم همش خواب چاقوكشی و خون ریزی و قتل و كشت و كشتار میبینم:)
امروز هم خواب دیدم دارن میبرن اعدامم كنن :l
قرائتی اومده بود میگفت تو این لحظات آخر خودت و به خدا نزدیك تر كن
بعد گفت آرزوی آخرت چیه؟
:))))فكر نكنم روم بشه بگم چی گفتم:)

nirvana #۹۲۲

قرائتی؟:)))))دقت كن من تو خوابت نبودم؟:))))اگه ارزوت مربوط به منه بگو خجالت نكش:)))

yasy #۹۲۳
nirvana

قرائتی؟:)))))دقت كن من تو خوابت نبودم؟:))))اگه ارزوت مربوط به منه بگو خجالت نكش:)))

آره میشناسیش كه؟:))
مادر گرامی با گریه گفتند كه الهی بمیرم كه هر چی ایشون دعا میكنند من نقش بر آب میكنم و باعث میشم بر عكس تعبیر بشه:))))
نه نبودی در سلول انفرادی بودم با قرائتی:))
نه نمیگم خجالت كه نمیكشم ولی اندكی حیا مبكنم فقط به خاطر این كه اگر الان هم بگویند در آخرین لحظه ی عمر چه میخواهم همان را میگویم
:))))

nirvana #۹۲۴

از دست این مادران گرامی:)))با قرائتی تنها؟ الان سالمی؟:))))من كه میدونم ارزوت چیه ولی خودمو میزنم به اون راه كه نمیدونم مثلا:))

iranbanoo #۹۲۵

من تازگی ها عاشق شدم🙁(
چی کار کنم؟؟

Alice #۹۲۶
Mehrbod

ما چه ریختی بودیم؟

دوستان به یاد داشته باشید که نگاره های ویری شما
از دیگران همگی از لابه لای سخنان و پُست هایشان
بر ناخودآگاهتان نشسته است و این انگاره ها با گمان
بالایی می توانند درست باشند !
پس دادینه شخصینه ندهید و هتا انگاره هایتان از دیگران
را نیز به هیچ روی بازگو نکنید ؛

mamad1

بعله
همونقدر نزدیک
به من میگن ممد تو خال سیاه زن

خب اکنون که این اندازه نزدیک است بگو ببینم ؛ (:
مهربُد که خال سیاه را نشانه گرفت ولی تیرش اندکی خطا رفت !
شاید تو توانستی ! خال سیاه را میزنی هـآ باباجان ؛

Anarchy #۹۲۷
iranbanoo

من تازگی ها عاشق شدم🙁(
چی کار کنم؟؟

شما مگه نامزد نداشتین؟ کار هم خب سعی کن به عشقت برسی دیگه...

iranbanoo #۹۲۸

مرسی واقعا از راهنماییت....
احساس میکنم پرده های غیب کنار خوردن و با عالم جدیدی آشنا شدم...
خوب اگه میتونستم که میرسیدم...مسئله اینه که نمیتونم
باید تا اخر عمر با این غم بسوزم و بسازم😍

mamad1 #۹۲۹
iranbanoo

مرسی واقعا از راهنماییت....
احساس میکنم پرده های غیب کنار خوردن و با عالم جدیدی آشنا شدم...
خوب اگه میتونستم که میرسیدم...مسئله اینه که نمیتونم
باید تا اخر عمر با این غم بسوزم و بسازم😍

خیلی اتفاق بدی هستا

رکب خوردی

SAMKING #۹۳۰

هـــمــه رفتـــنـــد کــســـی دو رو بـــــرم نیـــــست
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
..
.
.
..
.
.
.
.
.
.
.
جـنـتـی - 22 دسامـبـر

nirvana #۹۳۱

سیستمم هنگه مغزم هنگه دلم هنگه دستم هنگه زندگیم هنگه ولی خودم منگم

:))

mamad1 #۹۳۲
nirvana

سیستمم هنگه مغزم هنگه دلم هنگه دستم هنگه زندگیم هنگه ولی خودم منگم :))

کارت از ctrl+alt+delete
گذشته

فقط ریست کن

nirvana #۹۳۳
mamad1

کارت از ctrl+alt+deleteگذشتهفقط ریست کن

ای بابا کارما از ریست هم گذشته :))روبه قبله منتظر جنتی خیره به سقف خوابیدیم:))

undead_knight #۹۳۴

کافه برای بحث های یخورده جدی تر بودا

:))

undead_knight #۹۳۵
undead_knight

کافه برای بحث های یخورده جدی تر بودا :))

مثل اینکه با این هشدار معلوم شد کسی دنبال بحث های جدی نبود :))

sonixax #۹۳۶

رفته بودم توی یک فروشگاه کتابهای قدیمی ! یک چیزی پیدا کردم که درجا خریدمش مال سال ۱۹۵۴ هستش این هم یک اسکن از صفحه اولش :

به قدری قدیمی هستش که اگر ورقهاش رو تا بزنید میشکنه، زورکی اسکن کردم 👍

Angela #۹۳۷

فردا 9 دی هست و صدا و سیمای ایران هم قصد داره در مورد جنبش سبز و انتخابات 88 برنامه پخش کنه و روی اعصاب من باشه!
جدای از اینکه اون موقع دچار افسردگی شده بودم و اتفاقات خیلی بدی که افتاد, الان که چندتا صحنه از تظاهرات رو می دیدم ناخودآگاه گفتم : یادش بخیر!
شاید چون اون موقع حداقل یه کاری می کردیم و مثل الان منفعل و آروم و بدون واکنش نبودیم!

iranbanoo #۹۳۸

از کجا معلوم ؟شاید این ارامش قبل از طوفان باشد؟:)))

sonixax #۹۳۹
iranbanoo

از کجا معلوم ؟شاید این ارامش قبل از طوفان باشد؟:)))

کدام طوفان ؟
طوفان سرکوب جمهوری اسلامی یا طوفان امت همیشه در صحنه ؟؟؟

iranbanoo #۹۴۰
sonixax

کدام طوفان ؟
طوفان سرکوب جمهوری اسلامی یا طوفان امت همیشه در صحنه (برزو گوزو) ؟؟؟

ای بابا این امت همیشه در صحنه بالاخره باید با یک ساندیسی چیزی راضی به صحنه اومدن باشن یانه؟؟
فعالا که ج.ا به ک..کشی افتاده(ببخشید) :))
زنده باد طوفان سرکوب گر.....✌️

undead_knight #۹۴۲
viviyan

دوستان کسی ساخت بروشور (پمفلت) سه لایی با فتوشاپ رو بلده؟

تو لینک زیر هست آموزشش، ولی من چیزی سر در نمیارم، چون اصلا فتوشاپ بلد نیستم

How to Create Brochure Mockups in Photoshop | Photoshop Tutorials

فرایند ساخت بروشور ها دو بخش داره.
یکیش طراحی هست که خب شما هر لت رو جداگانه باید طراحی کنی(البته میتونی همه رو تو یه صفحه گسترده هم انجام بدی به جای اینکه لت ها روتکی طراحی کنی)
فقط خط تا و برش رو یادت نره بزاری.
خب مشکلت دقیقا چیه؟:)

sonixax #۹۴۳

خوب بالام جان Indesign رو برای همین مواقع اختراع کرده اند دیگر

!

undead_knight #۹۴۴
sonixax

خوب بالام جان Indesign رو برای همین مواقع اختراع کرده اند دیگر !

ایندیزاین برنامه چینش صفحات و صفحه بندی هست طبیعتا به درد طراحی نمیخوره که:)
در ضمن برای چینش صفحات یک کاتالوگ شاید به درد بخوره ولی بروشور اینقدر حجمش کمه که توی همون فتوشاپ کاملا قابل انجامه:)

viviyan #۹۴۵

خب یکی بگه اولین کاری که باید انجام بدم، چیه؟ با آفیس درستش کنم کیفیتش چطوره؟

undead_knight #۹۴۶
viviyan

خب یکی بگه اولین کاری که باید انجام بدم، چیه؟ با آفیس درستش کنم کیفیتش چطوره؟

آفیس؟خیلی کار مشکلیه باهاش.
فتوشاپ مگه بلد نیستی؟در چه موضوعیه عکس و مطلبش آمادست؟ابعادش چیه؟

viviyan #۹۴۷
undead_knight

آفیس؟خیلی کار مشکلیه باهاش.
فتوشاپ مگه بلد نیستی؟در چه موضوعیه عکس و مطلبش آمادست؟ابعادش چیه؟

نه فتوشاپ بلد نیستم.
موضوعش درباره چندتا بیماری و روش درمانشونه. مطالب و عکساش آماده ان. ابعادش برگ a4...
با آفیس دوستم بلده.

:|

undead_knight #۹۴۸
viviyan

نه فتوشاپ بلد نیستم.
موضوعش درباره چندتا بیماری و روش درمانشونه. مطالب و عکساش آماده ان. ابعادش برگ a4...
با آفیس دوستم بلده. :|

آهان فکر کردم بروشور تجاریه.
آفیس چند رو داری؟ببین این کارت و راه میندازه؟اگر چیزی ازش نگرفتی بگو برات خلاصشو فارسی بزارم.
Create a theme-related brochure in Microsoft Office Word 2007

agha Roozbeh #۹۴۹

ترجیح میدادم اسم کافه سه مگو باشه ٬ جدا همینگوی در حد ما نیست 😳 :d

Mehrbod #۹۵۰
undead_knight

جامعه دلیل اصلی وجود روزمرگی هست.
یک انسان تنها هیچ وقت دچار روزمرگی نمیشه:)

این هم نکته بجایی بود، هر چند به نگرم آدم تنها هم میتواند دچار یکنواختی، ولی در یک همبود کار بس ساده‌تری است.