چیستان

برگ ۴ از ۵

MEHDI #۱۵۲
مزدك بامداد

RAR۲۳۶ کیلوبایت

آرایش مکعب مستطیل ها باید متکی به خود باشد و نباید به وسیله دست یا جسم دیگری نگه داشته شوند یعنی نباید پایین بیفتد و بهم بریزد ولی اینطوری که شما این مکعبها رو قرار دادید اگر فرض کنید جعبه کبریت هستند، این آرایش بهم می ریزد.

مزدك بامداد #۱۵۳
MEHDI

آرایش مکعب مستطیل ها باید متکی به خود باشد و نباید به وسیله دست یا جسم دیگری نگه داشته شوند یعنی نباید پایین بیفتد و بهم بریزد ولی اینطوری که شما این مکعبها رو قرار دادید اگر فرض کنید جعبه کبریت هستند، این آرایش بهم می ریزد.

نگاه از بالا،
تیل های گرانیگاه در درون پایه جای دارند
100% stability


پارسیگر

یه نفر #۱۵۴

ﮐﯽ میتونه ﺍﯾﻦ ﻣﻌﻤﺎﺭﻭ ﺣﻞ ﮐنه؟

ﺍﯾﻦ ﺩﻭ ﺟﻤﻠﻪ ﯼ:
ﮐﻮﭼﻪ ﺗﻨﮕﻪ ﺑﻠﻪ
ﻋﺮﻭﺱ ﻗﺸﻨﮕﻪ ﺑﻠﻪ
ﭼﻪ ﺭﺑﻄﯽ ﺑﻪ ﻫﻢ ﺩﺍﺭﻥ ﺩﻗﯿﻘﺎ ؟

!

Alice #۱۵۵
یه نفر

ﮐﯽ میتونه ﺍﯾﻦ ﻣﻌﻤﺎﺭﻭ ﺣﻞ ﮐنه؟

ﺍﯾﻦ ﺩﻭ ﺟﻤﻠﻪ ﯼ:
ﮐﻮﭼﻪ ﺗﻨﮕﻪ ﺑﻠﻪ
ﻋﺮﻭﺱ ﻗﺸﻨﮕﻪ ﺑﻠﻪ
ﭼﻪ ﺭﺑﻄﯽ ﺑﻪ ﻫﻢ ﺩﺍﺭﻥ ﺩﻗﯿﻘﺎ ؟ !

نخست رده‌بندی سنی چیستان را مشخص کنید تا پاسخ بدهیم.

یه نفر #۱۵۶
Alice

نخست رده‌بندی سنی چیستان را مشخص کنید تا پاسخ بدهیم.

بزرگساله دوسی

:-)

MEHDI #۱۵۷
مزدك بامداد

نگاه از بالا،
تیل های گرانیگاه در درون پایه جای دارند
100% stability


پارسیگر

💐

حالا آرایشی را ایجاد کنید که هر مکعب مستطیل با 5 مکعب مستطیل دیگر در تماس باشد.

Alice #۱۵۸
یه نفر

بزرگساله دوسی :-)

اگر مثل چیستان "کار" زیر هجده‌سال بود جواب دیگری داشت؛ اما چون بالای هجده سال است تنها پاسخی که می‌ماند:
فرض: 1. کوچه تنگ است 2. عروس خوشگل می‌باشد ==> نتیجه: می‌توانیم با عروس حال و حول بکنیم.

homayoun #۱۵۹
یه نفر

ﺍﯾﻦ ﺩﻭ ﺟﻤﻠﻪ ﯼ:
ﮐﻮﭼﻪ ﺗﻨﮕﻪ ﺑﻠﻪ
ﻋﺮﻭﺱ ﻗﺸﻨﮕﻪ ﺑﻠﻪ
ﭼﻪ ﺭﺑﻄﯽ ﺑﻪ ﻫﻢ ﺩﺍﺭﻥ ﺩﻗﯿﻘﺎ ؟ !

50 60 سال پیش توی عروسی ها داماد یه سر کوچه و عروس اونسر دیگه میایستاد!
شاید برای این است!

homayoun #۱۶۰

مزدک ارجمند

از آن چیستان های بالن و لختی و اینها بگذارید که خیلی خوب بود!

homayoun #۱۶۲
مزدك بامداد

??

همون که یه کاروان یه تن رو لخت مادرزاد پیدا کردند...
داستان رو با نگاره نمایاندید!مانند همان!

مزدك بامداد #۱۶۳
homayoun

همون که یه کاروان یه تن رو لخت مادرزاد پیدا کردند...
داستان رو با نگاره نمایاندید!مانند همان!

در یک روز تابستانی، در اتاقی که در و پنجره های آن، از تو قفل
هستند و هیچ روزنه و راه دیگری به بیرون ندارد، و در آن هیچ
چارپایه و مبلمانی نیز دیده نمیشود، مردی خود را با ریسمانی بس
کوتاه، از چراغ سقف که سه متر با کف اتاق دورا دارد، دار زده است.
چگونه این؟
Wie das?


پارسیگر

homayoun #۱۶۴
مزدك بامداد

در یک روز تابستانی، در اتاقی که در و پنجره های آن، از تو قفل
هستند و هیچ روزنه و راه دیگری به بیرون ندارد، و در آن هیچ
چارپایه و مبلمانی نیز دیده نمیشود، مردی خود را با ریسمانی بس
کوتاه، از چراغ سقف که سه متر با کف اتاق دورا[١] دارد، دار زده است.
چگونه این؟

سدها زامبی به دنبال میردی میروند و او دارد با کلیدی در دست
به سوی اتاقی میگریزد. هنگامی که میخواهد در را ببندد با زامبی ای
درگیر میشود. در خانه ریسمانی می یابد و با آن زامبی را خفه میکند
ولی زامبی میگریزد و دست او را گاز میگیرد و سپس میگریزد.
مرد که میبیند دارد زامبی میشود و زامبی های دیگر به سوی او میآیند

به درون اتاق میرود و در را از تو میبندد و خود را دار میزند که زامبی نشود!

پارسیگر

مزدك بامداد #۱۶۵
homayoun

به درون اتاق میرود و در را از تو میبندد و خود را دار میزند که زامبی نشود!

چگونه خود را دار میزند در جاییکه نه سندلی و نه چارپایه هست؟

pulsar #۱۶۶

این یخ در آب چند بتواند بود
وین برف در آفتاب تا کی باشد.

homayoun #۱۶۷
مزدك بامداد

چگونه خود را دار میزند در جاییکه نه سندلی و نه چارپایه هست؟

خوب ریسمان را به لوستر میبنند سپس میپرد!
بیازمایید باور کنید میشود!

یه گمان دیگر اینکه ریسمان را به لوستر میزند و خود را بالا میکشد . سپس ریسمان را به جایی
بالاتر میبندد و سپس به دور گردن خود میاویزد و هنگامی که بپرد زیر پایش پوچ است او آویخته میشود
و میمیرد!

پارسیگر

Mehrbod #۱۶۸
MEHDI

💐 حالا آرایشی را ایجاد کنید که هر مکعب مستطیل با 5 مکعب مستطیل دیگر در تماس باشد.

چینشی که هر درازکاب با پنج درازکاب دیگر مُماس است:


کاب = مکعب
درازکاب = مکعب مستطیل

پارسیگر

مزدك بامداد #۱۶۹
homayoun

خوب ریسمان را به لوستر میبنند سپس میپرد!
بیازمایید باور کنید میشود!

یه گمان دیگر اینکه ریسمان را به لوستر میزند و خود را بالا میکشد . سپس ریسمان را به جایی
بالاتر میبندد و سپس به دور گردن خود میاویزد و هنگامی که بپرد زیر پایش پوچ است او آویخته میشود
و میمیرد!

-->

مزدك بامداد

مردی خود را با ریسمانی بس
کوتاه
، از چراغ سقف که سه متر با کف اتاق دورا ...

sonixax #۱۷۰
مزدك بامداد

در یک روز تابستانی، در اتاقی که در و پنجره های آن، از تو قفل
هستند و هیچ روزنه و راه دیگری به بیرون ندارد، و در آن هیچ
چارپایه و مبلمانی نیز دیده نمیشود، مردی خود را با ریسمانی بس
کوتاه، از چراغ سقف که سه متر با کف اتاق دورا[١] دارد، دار زده است.
چگونه این؟

چراغ کجا بوده ؟ اگر نزدیک در بوده خیلی راحت میشده از چارچوب در بالا رفت این طوری

:

Alice #۱۷۱
مزدك بامداد

در یک روز تابستانی، در اتاقی که در و پنجره های آن، از تو قفل
هستند و هیچ روزنه و راه دیگری به بیرون ندارد، و در آن هیچ
چارپایه و مبلمانی نیز دیده نمیشود، مردی خود را با ریسمانی بس
کوتاه، از چراغ سقف که سه متر با کف اتاق دورا[١] دارد، دار زده است.
چگونه این؟
Wie das?

کمی راهنمایی می‌کنید؟ فقط رابطه‌ی چیستان با "یک روز تابستانی" را بگویید.

sonixax #۱۷۲
Alice

کمی راهنمایی می‌کنید؟ فقط رابطه‌ی چیستان با "یک روز تابستانی" را بگویید.

پنکه سقفی ؟
روشنش کن ، طناب را پرتاب کن به سمت پروانه هایش ، انا لله و انا الیه راجعون

😜

Alice #۱۷۳
sonixax

پنکه سقفی ؟
روشنش کن ، طناب را پرتاب کن به سمت پروانه هایش ، انا لله و انا الیه راجعون

قدیم‌ها پنکه بود، دهانمان را جلوی پرّه‌هایش می‌گرفتیم و آ آ آ آ آ آ . . .
چه حالی می‌کردیم.

Anarchy #۱۷۴
Alice

قدیم‌ها پنکه بود، دهانمان را جلوی پرّه‌هایش می‌گرفتیم و آ آ آ آ آ آ . . .
چه حالی می‌کردیم.

وای آلیس جان ، چه خاطره ای رو برام زنده کردی ☺️ ... به کلی یادم رفته بود این کاری که میکردیم

!!

مزدك بامداد #۱۷۵
sonixax

چراغ کجا بوده ؟ اگر نزدیک در بوده خیلی راحت میشده از چارچوب در بالا رفت این طوری :

😄😄😄
نه اتاق ۵ متر در شش متر بوده ! و چراخ هم درست در میان ان!

ولی اگر اینجور هم بوده، در را چگونه بست و کلید هم کرده؟

مزدك بامداد #۱۷۶
sonixax

پنکه سقفی ؟
روشنش کن ، طناب را پرتاب کن به سمت پروانه هایش ، انا لله و انا الیه راجعون 😜

نه پنکه ای در کار نبود!

مزدك بامداد #۱۷۷
Alice

کمی راهنمایی می‌کنید؟ فقط رابطه‌ی چیستان با "یک روز تابستانی" را بگویید.

آفرین، این واژه ها در چیستان، بیخود بکار نرفته اند!
راهنمایی را هم سرکار @pulsar نموده اند!


MEHDI #۱۷۸
Mehrbod

چینشی که هر درازکاب با پنج درازکاب دیگر مُماس است:


کاب = مکعب
درازکاب = مکعب مستطیل

پارسیگر

درسته. آخرین چیستان مکعب مستطیل ها هم حل کنید:

شش مکعب مستطیل را به ترتیبی منظم کنید که:

- یکی از مکعب ها تنها با یک مکعب دیگر در تماس باشد.
- یکی از مکعب ها تنها با دو مکعب دیگر در تماس باشد.
- یکی از مکعب ها تنها با سه مکعب دیگر در تماس باشد.
- یکی از مکعب ها تنها با چهار مکعب دیگر در تماس باشد.
- یکی از مکعب ها تنها با پنج مکعب دیگر در تماس باشد.

Alice #۱۷۹
مزدك بامداد

آفرین، این واژه ها در چیستان، بیخود بکار نرفته اند!
راهنمایی را هم سرکار @pulsar نموده اند!

با توجه به چیستان قبلی شما، درست مثل یک پوآرو باید ریزترین داده‌های چیستان
را کنار هم گذاشت تا به برآیندی منطقی برسیم!

pulsar

این یخ در آب چند بتواند بود
وین برف در آفتاب تا کی باشد.

اگر هیچ راه در رویی به بیرون نداریم و درها از تو قفل است، و هیچ چهارپایه و صندلی هم نداریم،
با این شعر فقط یک فرض پابرجا می‌ماند، به جای چارپایه می‌شود از یخی بهره برد که در اثر مجاورت
با گرمای تابستان زیر پای وی «آب» می‌شود؟؟!

مزدك بامداد #۱۸۰
MEHDI

درسته. آخرین چیستان مکعب مستطیل ها هم حل کنید:

شش مکعب مستطیل را به ترتیبی منظم کنید که:

- یکی از مکعب ها تنها با یک مکعب دیگر در تماس باشد.
- یکی از مکعب ها تنها با دو مکعب دیگر در تماس باشد.
- یکی از مکعب ها تنها با سه مکعب دیگر در تماس باشد.
- یکی از مکعب ها تنها با چهار مکعب دیگر در تماس باشد.
- یکی از مکعب ها تنها با پنج مکعب دیگر در تماس باشد.

با نگرش به انیکه گرچه دو تا از درازکاب ها با ۳ درازکاب دیگر
بساوایی دارند ولی از انجا که چیستان نگفته است که :
"تنها یکی از مکعب ها تنها با سه مکعب دیگر در تماس باشد"
پس این پاسخ برآورنده ی پرسش است.



پارسیگر

مزدك بامداد #۱۸۱
Alice

با توجه به چیستان قبلی شما، درست مثل یک پوآرو باید ریزترین داده‌های چیستان
را کنار هم گذاشت تا به برآیندی منطقی برسیم!

اگر هیچ راه در رویی به بیرون نداریم و درها از تو قفل است، و هیچ چهارپایه و صندلی هم نداریم،
با این شعر فقط یک فرض پابرجا می‌ماند، به جای چارپایه می‌شود از یخی بهره برد که در اثر مجاورت
با گرمای تابستان زیر پای وی «آب» می‌شود؟؟!

exact! brava!

Alice #۱۸۲
مزدك بامداد

exact! brava!

همین؟ ما چشم براه نگاره‌ی چیستان بودیم تا لذت ببریم!

:)
پاسخ راستین را هم جناب @pulsar دادند که اگر راهنمائی ایشان نبود
پاسخ آن را نمیافتم.

homayoun #۱۸۳

مزدک

پس نگاره چی شد؟ هیچ داستانی نداشت این چیستان!

Alice #۱۸۴
homayoun

مزدک

پس نگاره چی شد؟ هیچ داستانی نداشت این چیستان!

نه جانم. این چیستان بالن و لختی نداشت!

:)

homayoun #۱۸۵
Alice

نه جانم. این چیستان بالن و لختی نداشت!

هیچی نداشت. آخه انگیزه و داستان مهند است.

نه اینکه یکی بیاد 4 تا کاب یخ بزاره زیر پاش خودشو بکشه!
خب چرا کشت! تازه با روش من هم کار میکرد. ریسمان را مینداخت به لوستر
و از ریسمان بالا میرفت . سپس ریسمان را به جایی بالاتر گره میزد!

پارسیگر

مزدك بامداد #۱۸۶
homayoun

هیچی نداشت. آخه انگیزه و داستان مهند[١] است.

باشه بزودی برایتان مینویسم !

Alice #۱۸۷

مزدک بازهم چیستان بگوئید. 👻 ولی مثل اولی هیجان‌انگیز باشد و نگاره و داستان منطقی داشته باشد. 😘

مزدك بامداد #۱۸۸
Alice

همین؟ ما چشم براه نگاره‌ی چیستان بودیم تا لذت ببریم! :)


این مرد ورشکسته شده و دار و ندارش را گماشتگان
دادگاه فروگرفته بودند. همچنین نامه ای دریافت کرده
بود که بایستی خانه اش را تا روزی دیگر رها کند.
تنها چیزی که گماشتگان نبرده بودند، بلوک های یخ
در زیرزمینش بود. او آنها را به اتاق آورد و رویشان
رفته و با کراوات خود، خود را دار زد. یخ ها که
دیگر در سردخانه نبودند، آب شدند و بدینگونه ، این
صحنه ی دلخراش ولی پرسش بر انگیز پدید امد

!

MEHDI #۱۸۹
مزدك بامداد

با نگرش به انیکه گرچه دو تا از درازکاب ها با ۳ درازکاب دیگر
بساوایی دارند ولی از انجا که چیستان نگفته است که :
"تنها یکی از مکعب ها تنها با سه مکعب دیگر در تماس باشد"
پس این پاسخ برآورنده ی پرسش است.



پارسیگر

well done. 🌺

مزدك بامداد


این مرد ورشکسته شده و دار و ندارش را گماشتگان
دادگاه فروگرفته بودند. همچنین نامه ای دریافت کرده
بود که بایستی خانه اش را تا روزی دیگر رها کند.
تنها چیزی که گماشتگان نبرده بودند، بلوک های یخ
در زیرزمینش بود. او آنها را به اتاق آورد و رویشان
رفته و با کراوات خود، خود را دار زد. یخ ها که
دیگر در سردخانه نبودند، آب شدند و بدینگونه ، این
صحنه ی دلخراش ولی پرسش بر انگیز پدید امد !

پس تصویرهای دادگاه چی شد؟

کلا از اولش شروع کنید که کارش چی بود و چی شد ورشکسته شد

و کار به دادگاه کشید و همه چیزش رو از دست داد... :)

مزدك بامداد #۱۹۰
MEHDI

کلا از اولش شروع کنید که کارش چی بود و چی شد ورشکسته شد

میخواست در سیلیکون ولی کمپانی نرم افزار بزند
ولی هماورد او که سرمایه بیشتری داشت با
بکاری گیری نیرو های ارزان هندی، بازار او را
گرفت و او را به ورشکستگی رسانید. زنش هم
تا دید بی پول شده، او را رها نمود!

🌵

Alice #۱۹۱

خیلی باحال بود خوشمان آمد! :-) ولی رنگ و بوی ایدئولوژیک داشت.
باز هم چیستان بگوئید :-)
🌺

Mehrbod #۱۹۲
Anarchy

وای آلیس جان ، چه خاطره ای رو برام زنده کردی ☺️ ... به کلی یادم رفته بود این کاری که میکردیم !!

بجایِ این بازیگوشی‌ها دو تا چیستان بگشای 😉 (:

sonixax #۱۹۳
مزدك بامداد

ولی اگر اینجور هم بوده، در را چگونه بست و کلید هم کرده؟

ما دوران بچگی از همان در بسته اش هم بالا میرفتیم این طوری :دی

sonixax #۱۹۴
مزدك بامداد

exact! brava

ولی نگفتید کف اتاق خیس بوده!

مزدك بامداد

این مرد ورشکسته شده و دار و ندارش را گماشتگان
دادگاه فروگرفته بودند. همچنین نامه ای دریافت کرده
بود که بایستی خانه اش را تا روزی دیگر رها کند.
تنها چیزی که گماشتگان نبرده بودند، بلوک های یخ
در زیرزمینش بود. او آنها را به اتاق آورد و رویشان
رفته و با کراوات خود، خود را دار زد. یخ ها که
دیگر در سردخانه نبودند، آب شدند و بدینگونه ، این
صحنه ی دلخراش ولی پرسش بر انگیز پدید امد !

مزدك بامداد

میخواست در سیلیکون ولی کمپانی نرم افزار بزند
ولی هماورد او که سرمایه بیشتری داشت با
بکاری گیری نیرو های ارزان هندی، بازار او را
گرفت و او را به ورشکستگی رسانید. زنش هم
تا دید بی پول شده، او را رها نمود!

چه قدر بی جنبه!!
من اولین باری و آخرین باری که ورشکست شدم و دوست دخترم ولم کرد نه تنها ناراحت نشدم بلکه با بررسی گذشته و نبود دوست دختر به سمت آینده رفتم و کلی وضعم خوب شد و هر روز بهتر هم میشود

💪

مزدك بامداد #۱۹۵
sonixax

ولی نگفتید کف اتاق خیس بوده!

این را برای شنوندگا ن زیر ١٢ سال میگویم.

برای شما، کف اتاق خشک بوده، چون تابستان
بسیار داغی در کالیفرنیا داشتیم که هتّا جنگلها
آتش گرفتند!

sonixax

ه قدر بی جنبه!!
من اولین باری و آخرین باری که ورشکست شدم و دوست دخترم ولم کرد نه تنها ناراحت نشدم بلکه با بررسی گذشته و نبود دوست دختر به سمت آینده رفتم و کلی وضعم خوب شد و هر روز بهتر هم میشود

🌹
----

ایشان برای بار دوم ورشکست شده بود و پیر هم بود!

MEHDI #۱۹۶
MEHDI

حالا کسی می تواند با چهار لیوان و چهار کارد یک سطح صاف را بر روی بطری ها تشکیل دهد تا بتوان لیوان آبی را بر روی آن قرار داد؟

کسی ایده ای برای این چیستان ندارد؟

sonixax #۱۹۷
مزدك بامداد

برای شما، کف اتاق خشک بوده، چون تابستان
بسیار داغی در کالیفرنیا داشتیم که هتّا جنگلها
آتش گرفتند!

در اتاقی که در و پنجره تا خرخره بسته است! در دمای بالا در صورتی که کف اتاق خشک بماند باید دم شدید ایجاد شود!
در نتیجه چنین دمی هم یحتمل در و دیوار کپک میزند!!!

مزدك بامداد

ایشان برای بار دوم ورشکست شده بود و پیر هم بود!

افراد پیری هستند که چندین بار ورشکست شده اند و خودکشی نکرده اند! به نظر من (نظر شخصی) خودکشی کار افراد ضعیف است.

مزدك بامداد #۱۹۸
sonixax

در اتاقی که در و پنجره تا خرخره بسته است! در دمای بالا در صورتی که کف اتاق خشک بماند باید دم شدید ایجاد شود!
در نتیجه چنین دمی هم یحتمل در و دیوار کپک میزند!!!

پس از مردن ، دم + کپک هم دیگرزیانی نمیرساند!

sonixax

افراد پیری هستند که چندین بار ورشکست شده اند و خودکشی نکرده اند! به نظر من (نظر شخصی) خودکشی کار افراد ضعیف است.

این یارو هم, هم کم توان بوده و هم نا امید!

Mehrbod #۲۰۰
sonixax

آثارش که باقی میماند؟!

در هوایِ گرم آب نُژمیده و میرود پی کار اش.

از کل کل در جُستار چیستان خوددارید.

پارسیگر