دوستان در تاپیکی پیشنهاد داده بودم یک وبلاگ درست شود که مطالب کوتاه ولی مفید در نقد اسلام نوشته شود.
چندی است با وبلاگ امام نقی آشنا شدم و واقعا از خواندن طنزهای آن کیف میکنم!
در هر جمله طنز این وبلاگ پیامی هست که اگر بخواهیم با مقاله جدی اسلام را نقد کنیم باید ده صفحه مقاله بنویسیم ولی نویسندگان این وبلاگ با یک جمله طنز قصار همین کار را میکنند.
به امید موفقیت این دوستان
کمپین «یادآوری امام نقی» در فیسبوک و خشم مذهبیون اصولگرا
چندی پیش صفحهای در فیسبوک شروع به کار کرد با عنوان «کمپین یادآوری امام نقی به شیعیان». محتوای صفحه برخلاف عنوانش نگاهی طنزگونه است پیرامون مسائل مذهبی. این صفحه توانست در مدت کوتاهی تعداد قبل توجهی عضو جذب کند، اما در عین حال خشم مذهبیون اصولگرا را نیز برانگیخت.
در این صفحه امام نقی (هادی) امام دهم شیعیان فردی است که در زمان و مکان خاصی زندگی نمیکند. گاهی در صدر اسلام است و گاهی نیز جملاتی را به طنز میکشد که از زبان آیتالله خامنهای یا احمدینژاد بیان شده است. به نوعی میتوان گفت بیشتر نوشتههای این صفحه نه به قصد به مسخره کردن یک امام شیعه، که با هدف نقد روحانیت و حکام اسلامی ایران نوشته میشوند.
«ادمین» این صفحه در گفتگویی با خودنویس هدف از راه اندازی این صفحه را مبارزه با خرافهپرستی و تابو شکنی عنوان کرده و معتقد است هنوز بسیاری از مردم ایران در این زمینه در فقر فرهنگی به سر میبرند. وی در این باره ادامه داده است: «به نظر ما طنز بهترین سلاح برای شکستن این بتها بوده و هست. ما ساعتها و ساعتها با کسانی که دوست داشتند بیشتر بدانند بحث کردیم و روشنگری انجام دادیم. هنوز یکماه از تاریخ تاسیس این صفحه نگذشته در حالی که بیشتر از ۴۶۰ هزار بازدید داشتهایم.» وی همچنین اعتقاد دارد که چنانچه حتی جمهوری اسلامی در ایران تغییر کند «اگر مردم بخواهند با همان طرز فکر دیدن عکس خمینی در ماه زندگی کنند، یک رژیم دینی دیگر بر ایران حکمفرما خواهد شد و هیچ بعید نیست سی سال دیگر ما حسرت این روزهای ایران را بخوریم. پس باید تغییر را از باورهای مردم آغاز کنیم.»
اما در مقابل اصولگرایان داخل ایران به شدت از راه اندازی چنین صفحهای به خشم آمدهاند. ابتدا وبسایت «شیعه آن لاین» یادداشتی را منتشر کرد که در بسیاری از وبسایتهای اصولگرا تکرار شد. در این یادداشت آمده است «اینجاست که غربت امام هادی مشخص میشود! چند سال پیش دشمنان مزار و حرم را تخریب کردند و اکنون هم اینگونه در بین شیعیانش هم غریب است! تا کی باید سکوت کنیم و ساده نگاه کنیم؟ میشود وبلاگ زد، بسمالله! حمایت کنید. تا دیر نشده طراحی کنید، پوستر بکشید، طرح بزنید، دستی بر قلم ببرید. دارند دین و اعتقاداتمان را میگیرند! تو رو بخدا یه حرکتی کنید، حرفی بزنید، چیزی بگویید. ساده نگذرید! ...» این یادداشت همچنین در پایان از مسوولان قضایی خواسته است که بیتفاوت از کنار این مسائل نگذرند.
در ادامه صفحهای در فیسبوک راه اندازی شد به نام «از توهین كنندگان به ائمه بیزاریم» که در حال حاضر کمتر از ۳۰۰ نفر عضو دارد.
اما فعالیتهای اصولگرایان به همین جا ختم نشد. روز دوشنبه فارس نیوز و در ادامه، دیگر سایتهای اصولگرا در خبری اعلام کردند که «گروهی از شیعیان و ارادتمندان به مقام عظیمالشان حضرت هادی علیه السّلام ... دست به شناسایی و جمعآوری اطلاعات كامل این افراد گمراه زدهاند و در قالب پایگاهی با عنوان "هتاكین " این مشخصات جمعآوری شده را در معرض دید عموم قرار دادهاند.» منظور از این افراد گمراه اعضای صفحه «امام نقی» بوده است.
گردانندگان وبلاگ هتاکین که به نظر میرسد علاقهمند به روشهای پلیسی هستند اعلام کردهاند «درخواست ما از مراجع قانونی جمهوری اسلامی ایران برخورد قاطع با این هتاکین است و مشخصات تمامی هتاکین داخل کشور و خارج کشور با تمام جزییات در اختیار ارگانهای مرتبط قرار خواهد گرفت.» این در حالی است که بسیاری از اعضای این کمپین با اسامی غیر واقعی در آن به انتشار مطلب میپردازند. خودنویس تلاش کرد که در تهیه این گزارش از نظرات مدیران این وبلاگ بهره بگیرد که جوابی از جانب آنان دریافت نکرد.
ادمین صفحه «امام نقی» در باره بازتاب این کمپین در میان نیروهای نزدیک به حاکمیت ایران به خودنویس گفت: «در ابتدا هرگز فکر نمیکردیم که به این سرعت رشد کنیم. ولی در میانه راه - بعد از هفته اول- تهدیدها و دشنامها و ... آغاز شد و فهمیدیم که نباید بی گدار به آب بزنیم و به همه بارها و بارها اعلام کردیم که رژیم از قصد ما آگاه شده و فعالیت در این صفحه با پروفایل اصلیتان خطرناک است. اکنون ما به همه روشهای امنیتی متوصل میشویم تا امنیت اعضای فعال صفحه به خطر نیافتد. و تقریبا هیچ حرکتی از جانب نیروهای سایبری-امنیتی رژیم برایمان غیر مترقبه نیست. ما در صفحهمان قسمت مربوط به مباحثات و گفتگو ها را راه اندازی کردهایم و از کسانی که نسبت به این صفحه انتقادی دارند و دوست دارند در محیطی منطبق بر احترام متقابل بحث و گفتگو کنند، در آنجا پذیرائی میکنیم.»
وی همچنین درباره خط قرمزهای صفحه میگوید: «ما سعی میکنیم که به همه گوشزد کنیم که شخصیت پیج را نگه دارند! ازهمه خواهش میکنیم که از کلمات رکیک استفاده نکنند. ما در این صفحه تاکید بسیار زیادی نسبت به توهینهای نژادی و قومیتی داریم. مثلا اگر کسی به اعراب یا ترکها یا لرها توهینی کند بلافاصله و بدون هیچ اغماضی، حذف میگردد. هدف ما اتحاد همه اقوام ایرانی در راه مبارزه با خرافه پرستی است.»
اینجاست که غربت امام هادی مشخص می شود! چند سال پیش دشمنان مزار و حرم را تخریب کردند و اکنون هم اینگونه در بین شیعیانش هم غریب است! تا کی باید سکوت کنیم و ساده نگاه کنیم؟!
ه گزارش شیعه آنلاین، یکی از کاربران ما که خود را "علیرضا پورمشیر" معرفی کرده در مطلبی به جدید ترین شیوه تمسخر عقاید شیعیان و مورد اهانت قرار دادن یکی از امامان توسط دشمنان پرداخته است. متن کامل این مطلب به شرح ذیل است:
هیچ عیبی ندارد! اصلا ناراحت نشدید! فقط دوباره یه سری آدم های از خدا بی خبر، آمده اند و دارند به مقدساتمان توهین می کنند! هیچ ناراحت نشدید! اصلا انگار باب شده بعد از پخش یه سری سریال یا تیزر تلویزیونی که نمی دانم از عمد یا غیر عمده که با اسم های مشخصی پخش و انتخاب می شوند، کلمات و تکه کلام هایی بر سر زبان ها می افتد و آنها هم که منتظر همچنین موقعیت هایی هستند، سوء استفاده می کنند. نمونه اش را هم چند سال است داریم می بینیم و سکوت می کنیم و خیلی وقتا هم خودمان در پیامک ها و جک هایمان به کار می بریم. اما گویا که جزئی از اعتقاداتمان است و ...
برای مثال استفاده بد از لفظ "غضنفر". غضنفر از القاب امیرالمومنین (ع) است. و یا می گوئیم: خطرناکه حَسن ... جواد بازی در نیار دیگه ... خودت رو به کوچه علی چپ نزن ... نقی بُریم مشهد ... و غیره.
از این عبارات قبلی که بگذریم، اما چند وقتی است که در شبکه های اجتماعی مانند فیس بوک و غیره شاهد صفحه ای هستیم با عنوان "کمپین یادآوری امام نقی به شیعیان" با نمایه مسخره آمیز و بسیار زننده و یادداشت هائی که برخاسته از اعتقادات شیعیان اما با حرف های تمسخرآمیز درآورده شده است، و با بیش از 1.770 نفر عضو که خیلی هم فعال هستند.
جالب اینجاست که درباره صفحه اینطور نوشته اند: این صفحه به طنز اختصاص دارد. لطفا از هرگونه فحاشی به خصوص به ملیت ها و نژادها خودداری فرمایید.
دوستان، تا کی می خواهیم ساکت بنشینیم و دست روی دست بگذاریم؟! هنوز وقت آن نرسیده که غیرتمان به جوش آید؟! آیا من و شما شیعه نیستیم؟! براستی شیعه هستیم و اعتقاداتمان برایمان محترم است؟! آیا حاضریم کسی به پدر و مادرمان توهین کند؟! یعنی اگر اینطور شود خیلی آرام می گوییم: "زشته! به پدرم حرف زشت نزنید! حرف بد نزنید ..." یا اینکه در مقابل توهین کننده می ایستیم و مبارزه می کنیم؟!
اینجاست که غربت امام هادی مشخص می شود! چند سال پیش دشمنان مزار و حرم را تخریب کردند و اکنون هم اینگونه در بین شیعیانش هم غریب است! تا کی باید سکوت کنیم و ساده نگاه کنیم؟!
می شود وبلاگ زد، بسم الله حمایت کنید. تا دیر نشده طراحی کنید، پوستر بکشید، طرح بزنید، دستی بر قلم ببرید. دارند دین و اعتقاداتمان را می گیرند! تو رو بخدا یه حرکتی کنید، حرفی بزنید، چیزی بگویید. ساده نگذرید! به پیامبر توهین کردند ... قرآن را آتش زدند ... پرچم ارباب را سوزاندند ... بس نیست ... این همه دل من و تو شور کار و زندگی را می زند. کمی هم به فکر دین و مذهبت باشید! ساده و زودگذر نباشید ... شمایی که اهل دین و مذهب هم نیستید، تو رو بخدا می پسندید که به اعتقاداتتان توهین کنند؟!
کاش در حد امکان مسئولان قضائی و اطلاعاتی کشور حرفی بزنند و در مقابل این هجمه بی فرهنگی در کشوری که پسوند اسلامی دارد، بایستند و بی تفاوت نباشند.
- خودتون رو معرفی میفرمائید؟
+ علی نقی هستم فرزند محمد تقی رتبهی دهم رنکینگ ائمه معصومین و دارندهی عنوان جوانترین و مظلومترین امام به انتخاب بینندگان برنامهی زلال احکام. امامت رو از سن ۸سالگی و از کوچههای خاکی سامرا آغاز کردم و تا ۴۲سالگی افتخار خدمت در این پست رو داشتم.
- چطور شد که فهمیدید به امامت علاقه دارید؟
+ من همیشه اینو در خودم احساس میکردم که میتونم در امر امامت موفق باشم، ضمن اینکه امامت توی خانوادهی ما سابقهی چندین ساله داره و پدرم و پدرانشون همگی امام بودند. البته علاقهی شخصی هم بیتاثیر نبود.
- هیچوقت از طرف خانواده بهتون فشار نیاوردند که مسیر دیگری رو انتخاب کنید؟
+ بهرحال مخالفتهایی میشد خصوصن اینکه من از سن خیلی پایین امامت رو شروع کرده بودم ولی بحمدالله با کمک اصحاب و دعای خیر معصومین تونستم بخوبی از عهدهی وظایفم بربیام.
- درخواستتون از مسئولین چیه؟ + بشخصه معتقدم پتانسیل امامای تهجدولیمون خیلی زیاده و اگر مسئولین نصف این توجه و بودجه و تعطیلیهای رسمیای که برای چندتا امام معروف درنظر گرفتند رو برای امامای محروم هم در نظر میگرفتند ضمن ایجاد حس رقابت در سایر ائمه از نظر جدول ردهبندی تعداد معجزات و میزان شاخص شفاگرفتگی مریضان هم در وضع بهتری قرار داشتیم.
- و صحبت آخر؟
+ خب جا داره از صفحهی خوب کمپین امام نقی توی فیسبوک بابت اینکه این فرصتو در اختیار من قرار داد تشکر کنم و در آخر هم از همهی شیعیانم میخوام که به بنده و سایر امامای گمنام که توی سختترین شرایط امامت رو حفظ کردیم بیشتر توجه کنند
روزی مردی به خانه امام نقی(ع) رفت و گفت: ای امام اگر کسی دزدی کرد از کجای دستش باید قطع شود ؟
امام فرمود :وای بر تو،مگر تو انسان نیستی؟ این چه توحشی است؟ حیوانات هم این کار را نمیکنند .
مرد که از ادبیات متفاوت امام نقی جا خورده بود کمی به چهره او دقت کرد و دید اشتباها به خانه مهاتما گاندی سامرا آمده .پس بیرون آمد و به سمت بیت امام نقی رهسپار شد!😆
در این شعب هر که در اثر قحطی هلاک شود شهید محسوب شده و هنگام ورود به بهشت, حوریانِ همیشه سینگل, شاباش های ۱۰۰ دلاری بر سرش خواهند ریخت.
آزادی در اسلام
از امام نقی پرسیدند: چرا مسلمانی که از اسلام خارج میشود حکمش مرگ است در صورتی که در قرآن آمده در انتخاب دین خود آزاد هستید؟ نقی گفت: آن آزادی که در قرآن نامیده شده تا قبل از به اسلام در آمدن است و نه بعد از آن!
نقی و آزادی در اسلام
۱- حضرت امام نقی میفرماید: خدا هست اگر نبود من به شما می گفتم. 😆
۲- حضرت در جایی دیگر میفرماید: نبود خدا چیزی از عظمت خدا کم نمیکند.
۳- روزی بین امام علی و امام نقی بر سر این موضوع مشاجرهای در گرفت. امام نقی که از این سوال سخت برآشفته بودند به امام علی فرمودند «ابله! خدا هست». این سخن امام علی را متاثر کرد و ایشان سریعا به اسلام گروید. در این لحظه امام نقی برآشفت و فرمود «ابله! تو قبلا ایمان آورده بودی» و متاسفانه امام اول شیعیان را به دو قسمت مساوی تقسیم نمودند. 😁
اشعص بن حوالی دانشمندی نصرانی بود، روزی به خدمت امام رسید و پرسید : اگه خدا مردها را نمی آفرید چی می آفرید؟ امام فرمود : چیز خاصی نمی آفرید اشعص از این سخن در شگفت ماند، اما بیشور اسلام نیاورد تذکره الاولیا-جلد 1-صفحه11
روزی نیوتن در محضر امام نقی (ع) نشسته بود. امام از ایشان پرسید شنیدهام شما گفتید یک کیلو آهن و یک کیلو پنبه وزن و جرم برابر دارند؟ نیوتن گفت بله همین طوراست . امام فرمود یک کیلو پنبه و یک کیلو آهن آوردند . اول پنبه را به سر نیوتن زد سپس آهن را به سر نیوتن زد! نیوتن از درد نالید. امام فرمود کدام سنگینتر بود! نیوتن از گفته خود پشیمان شد و فورا اسلام آورد!😆😆😆
روایت است از تاریخ نگاران محبوس وقت که شبی در زندان نزد امام شد و از وی پرسید یا نقی ! این سالیان آزگار در زندان و به این دشواری چطور گذراندی؟ امام فرمود: دوشواری؟ کدام دوشواری؟
از اول ما برای 10تا امام برنامهریزی کرده بودیم. اما این مهدی از همون اول هم همهش تاخیر داشت، این شد که مجبور شدیم تقی و نقی رو هم اضافه کنیم. [ خدا در مصاحبه با اوریانا فالاچی - توجیه کمتوجهیها ]😆😆😆
نقی علیه السلام امام نسل جوان
شعار حضرت در راستای انتخاباتی شدن مقام امامت
نوشتهشده در مه 19, 2011 توسط imamnaghi
رزوی امام نقی به همراه یاران خود داشتند در صحراهای اطراف بغداد قدم می زدند که ناگهان یکی از یاران رو یه حضرت کرد و گفت:
اماما آیا راست است که جد بزرگوارتان خورشید را به دو نیم تقصیم کردند؟
امام فرمود: بله صد در صد دست است
پس یاران از او خواستند که او نیز خورشید را به دو تیم تقسیم کند،
امام نگاهی معصومانه به یاران و سپس به خورشید انداخت و ناگهان با گریه فریاد زد:
آخه پفیوزا چرا منو تو این موقعیت قرار میدین؟
و یاران نعره ها زدند و به سوی کوفه بگریختند.
چندی پیش یه ملا در تلویزیون جمهوری اسلامی حدیث می گفت و راه دروغ حلال را آموزش میداد میگفت مثلا نیت یک چیز را بکنید و جوری بگویید که بر داشت دیگری طرف کند! قرعان هم از همین نوع قسم خوردن دروغ حلال است!
نوشتهشده در مه 19, 2011 توسط imamnaghi
معتمد عباسی با لبخند: نقی جون بیا برات شربت آبلیمو درست کردم
نقی: اینکه بی رنگه! نکنه توش زهره! آخه بابامو همین جوری مسموم کردی
معتمد عباسی: کی من؟
معاون معتمد: کی این؟
معتمد عباسی با لبخند خیلی موذیانه: نه الان یادم اومد. این شربت سکنجبینه
نقی: یعنی راست میگی
معتمد عباسی در حالی که نیشخند میزند: به قرعان نقی الانوار – بخش شهادت – آخرین مکالمه امام نقی
به خدا قسم که اگر خورشید را در دست راست من و ماه را در دست چپم بگذارید، جفت دستام از کتف در میاد، بابااااااااا من هشت سال دارم کلا، اون جدم بود که از این کارا میکرد.
امامت و وخامت – اوایل کتاب
امام نقی در باب مناسک غسل در هنگام کمبود آب (آب یارانهای) میفرمایند: در ابتدا باید نیت کرده، سپس آلت خود را در لیوان آب فرو ببرید؛ بعد به ترتیب:بیضه راست و بیضه چپ را غسل دهید. در آخر آب را بنوشید.😆
در باب ضرورت مزاح در اصول النقی آمده است: روزی امام نقی در بازار یک ایرانی را دیدند، پیش رفتند و فرمودند یا شلوارم را بده یا به پیش قاضی برویم .
به نزد قاضی رفتند، قاضی به مرد ایرانی گفت: آهای گبر مجوس! بدهم دست و پایت را خلاف هم قطع کنند ایرانی فی الفور شلوار خود را کند و به خدمت امام تقدیم کرد. امام فرمود شلوار مال خود شماست هدف من مزاح بود! آن مرد بسیار خندید و گفت اسلام چه دین شاد و مفرحی است و اسلام آورد.🤣😆😆😆😆 http://imamnaghi.wordpress.com/2011/05/19/55/
نوشتهشده در مه 19, 2011 توسط imamnaghi
من علیالنقی هستم، رتبهی دهم امامت و از سال اول در کانون فرهنگی آموزش بودم.😆😆😆
از همین فردا در کانون ثبتنام کنید.
نمیدونم چند هشتاد و شش هشتاد و شش، کانون فرهنگی آموزش
- ببخشید خانم شما به کی توسل میکنین ؟ - معلومه به نقی . - میشه بگین چرا ؟ - چون سرش از همه خلوتتره. - جایزه هم داره؟ - فکر نکنم؛ من نقی رو برای کیفیتش انتخاب کردم.
روزی زنی به خدمت حضرت رسید و از شوهرش گلایه کرد: ای امام؛ تا به حال دو بار وارد دستشویی شده و همسرم را در حال خودارضایی یافتهام. چه کار کنم؟ امام فرمود: در بزن!
همزمان با پیش رو بودن سالگرد شهادت امام نقی (ع)، اولین کنگرهی سراسری «تقی پژوهی» با محوریت حقخوری در امامت 😆😆برگذار میشود. مقالات باید در قالب LNCS ارسال شوند. به آثار برتر ارسال شده، جوایز نفیسی (از جمله کمک هزینهی خرید یک دستگاه دیلدو) اهدا خواهد شد. بدیهی است به مقالاتی که پس از موعد مقرر ارسال شوند ترتیب اثر داده نخواهد شد.
آدرس: تهران – میدان آرژانتین – انتهای خیابان الوند – شبکهی دو سیما (روی پاکت حتما ذکر شود مربوط به مسابقهی نقی پژوهی)
روايت است روزی شاگردی از امام نقی پرسيد: “بار اماما، چه حکمتيست که شما با اين عظمت و دانش لايتناهی در ميان نوادگان رسول اکرم(ص) دهم شديد؟ امام با متانت دست در شترزين خود کرده پيراهن شماره 10 آرژانتين را در آورده و با لبخندی گفتند: به عشق ديگو!!”
روزی نقی را دیدم که با خود نوایی را زمزمه میکند نزدیک شدم دیدم دارد با خود میگوید که سپاهان قهرمان میشه خدا میدونه که حقشه به لطف یزدان و بچه ها… و مریدان نیز با توپ روپایی میزدند
روزی تنی چند از اصحاب برای بیعت نزد امام نقی شدند. پس دست نبشتهای بخواندند که: اماما! عهد داریم در این مسیر شیبدار امامت, تا رساندن پرچم اسلام بر بام عالم لحظهای از حرکت باز نایستیم. حضرت فرمود: چی؟ بام؟ شیبدار؟؟؟
نقل است روزی امام برای راهپیمایی مسلمین از نجف تا سامرا از دستگاه خلافت درخواست مجوز کرد, ندادند. استناد به آیه قرآن کرد، ندادند. حدیث از پیغمبر آورد, ندادند. کمپین یک میلیون امضا تشکیل داد, افاقه نکرد. گدای مسکین ضامنش شد, گفتند نوچ! امام عطای مجوز به لقایش بخشید و نعره کشان سر به بیابان زد.😆😆
قاطعیت امام در پاسخ دادن: روزی من و تعداد دیگری از اصحاب نزد امام نقی رفته بودیم. من سمت راست امام نشسته بودم که ناگهان یکی از اصحاب پرسید: «ای امام، کدام یک از ما نزد شما عزیزتر است؟» و امام قاطعانه انگشت اشاره دست خود را با سرعت و قدرت زیادی به سوی صورت من آوردند و گفتند: «این!» از آن روز به بعد من فقط با یک چشم به زندگی خود ادامه دادم.😆
اگر صادقیون ادعا میکنن که صادق تو سن 10 سالگی تو یه جلسه به سی هزار سوال جواب داده، نقی ما تو سن 5 سالگی تو یک جلسه به شصت هزار سوال جواب داده. تازه امتحان صادق تستی بوده نقی همه رو تشریحی جواب داده.
روزی حضرت به همراه صحابه در خیابانی می شد..پس جوانکی دید که در گوشه یی نشسته و ساز گیتار می نوازد..از او پرسید:جوانک نامت چیست و چرا چنین دلخراش مینوازی؟..آنگاه جوان پاسخ داد:من جیمز هتفیلد هستم و این سبک متال است..پس حضرت لبخندی معنی دار به صحابه زد و گیتار از دست جیمز ربود و ناتینگ الز مترز را چشم بسته نواخت .. جیمز نعره ای زد و در جا اسلام آورد…😆
روزی امام نقی از حمام عمومی بیرون دوید و فریاد زد: یافتم یافتم! مومنین به سرعت دور او جمع شدند و پرسیدند چه یافتی؟ فاصله ماه تا زمین؟ حجم خورشید؟ یا سرعت نور؟ امام فرمود نه بابا، این دری وری ها چیه؟ یک سکه دو دیناری یافتم😆😆 بخارالفکار- جلد هشت – چَپتِر خاطرات حمام
امام نقی هنگام نماز خواندن، “برکاته” آخر نماز را 35 دقیقه می کشید تا جایی که کبود می شد و همه مریدان از دیدن این صحنه به حالت خلسه فرو می رفتند و نعره های دلبری می زدند.😆😆😆 (اخلاق النقی)
دختره تو حموم لخت بوده یهو برقا میره، جیغ میزنه میگه یا امام زمان! یه دفعه نقی ظاهر میشه و میگه: من نقیام. مهتی امشب واسش یه کاری پیش اومد، رفته خونه ما.
روزی امام نقی میخواست امام حسن عسگری را که نوزادی بیش نبود را ساکت کند به همین جهت او را بغل کرد و برایش لالایی خواند و ادا در آورد امام حسنِ عسگری به ناگاه به روی امام نقی علیه اسلام ادرار کرد .امام نقی هم ناراحت شد و بروی امام حسنِ عسگری ادرار کرد. سوسن الهدی گفت :نقی این چه کاری بود کردی؟ نقی گفت باید برود خدارا شکر کند، اگر بچهٔ من نبود و امام هم نبود بر او میریدم
حوادث النقی فی ما فیه
از احترام حضرتش به حقوق حیوانات همین را بشنوید و بس؛ حضرت در مسابقه ی اسب سواری، اسب را بر دوش خود نهاده و چهار نعل بدویدند. ورزش و نقی، جلد اول، پایین صفحه ، سمت چپ
روزی شخصی یک انگشتر دست امام دید و خیلی خوشش آمد. امام گفت انگشتر را به تو قرض می دهم فردا پس بیاور. فردای آن روز مادر آن شخص شیون کنان به سراغ حضرت آمد و گفت: امام پسرم امروز مُرد بیا به منزل ما و معجزه کن تا دوباره زنده شود. امام سراسیمه به خانه آن شخص رفت و انگشترش را برداشت و برگشت. (من وصف الامانتداری فی النقی)😆
روزی امام به حنض بن علاده که حضرت را مسخره میکردند فرمود: این کتاب را بگیر و بخوان تا با مکتب ما بیشتر آشنا شوی حنض کتاب را به خانه برد، فردا صدای شیون از خانه وی برخاست، به امام نقی خبر دادند که حنض درگذشته امام پرسید: ایا از حقایق مکتب ما جامه درید؟😆 یاران گفتند : خیر یابن رسول الله! انقدر به اراجیف کتاب خندید تا روده بر شد😆 امام فرمودند : استراتژی رو داشتین؟😆 ارسال الائمه-جلد 12-صفحه 3451
امام و برخورد با ارازل و اوباش: روزی من و امام به همراه دو تن از یاران ایشان به نام های مسلم و عقیل در خیابان های سامرا مشغول قدم زدن بودیم. ناگهان یکی از اوباش معروف از آن سوی خیابان به امام دشنام دادند و امام به مسلم و عقیل دستور دادند تا با این شخص برخورد قاطعی کنند.
در پی دستور مدبرانه امام و برخورد صورت گرفته، مسلم برای همیشه از راه رفتن بازماند و عقیل نیز شروع به زندگی با یک دست کرد.😆😆
امام به انگور عسکری (و به خصوص آب آن) بسیار علاقهمند بود. تا این حد که در نهایت بین دو نام «گوریل انگوری» و «حسن عسکری»، نام دوم را برای فرزند خود برگزید.
آیا میدانستید که بعد از قائمباشک بازی امام نقی(ع) با نوهاش (مِهتی)، برای مدت ۱۲۰۰ سال است که خبری از نوهی ایشان نیست. از همین روی است که ایشان را حضرت قائم (بسیار قائم شونده) مینامند.
از سری فکتهای آموزندهی شیعه
روزی شخصی به حضرت مراجعه کردند و سوالی داشتند معظم له فرمود خوب کون گشاد یه بار توی گوگل بزن اگه جواب نگرفتی بعد بیا اینجا سوهان روح ائمه اطهارشو، ما درگیر نحوه ظهور داش مهدی هستیم، به بقیه کون گشاد های پشت در هم بگو همین کار را بکنند
روزی اصحاب نقی از نقی پرسیدند: آیا مایل بودید در دوران انقلاب اسلامی به جای خمینی به امامت میرسیدید؟
نقی فرمود: نه.
پرسیدند : چرا یا نقی.
ایشان فرمودند: آیا میدانید بعد از انقلاب اسلامی چه بر سر نزدیکان خمینی آمد؟
اصحاب گفتند: بلی.
نقی فرمود : پس خفه خون بگیرید و به کارتان برسید.
پس اصحاب خاموش شدند و به ایشان انگور تعارف کردند.
امام از منزل اومد بیرون، دید اووووف چقدر مرید نشسته جلو در. حتی یکسری داشتن نوت برمیداشتن. کمکم داشت باورش میشد که دید جوانی دوان دوان به سمتش آمده و میگوید شما در برنامهی Punk’d هستید. نام آن جوان اشتون بن الکوچر بود. امام گفت: اشتون دهنت سرویس. سپس فرمود. براستی که من punk’d شدهام.
امام در بستر مریضی و رو به مرگ بود. یاران را فراخواند تا فلان کتاب را برای او آورند. مریدان گفتند: امام، شما که در زمرهی مرگ هستید، کتاب به چه کار آید؟ امام پاسخ داد: فلان چیز در کتاب است که نمی دانم، بدانم و بمیرم بهتر است یا ندانم و بمیرم؟ یکی از یاران جواب داد: مگر خدا به شما علم لایتنهایی نداده است؟😆😆😆 چند لحظه سکوت برقرار شد. همه منتظر پاسخ امام بودند. امام گفت: کون گشاد. نمیخوای از جات بلند شی، زر اضافی نزن.
یاران میخواستند نعره بزنند، ولی امام تهدید کرد اگه کسی جیکش در بیاد با پشت دست محکم میزنه تو دهنش
حدیث زیر را کامل کرده و در کامنتها (+) قرار دهید:
روزی امام نقی و امام تقی مردی را دیدند که اشتباه وضو میگرفت؛ از این رو شروع به کشمکش ظاهری نموده و هریک به دیگری گفت: تو وضو را به نيكى انجام نمى دهى! بدینگونه توجه پیرمرد را جلب کرده و گفتند: اى پيرمرد! هر يك از ما وضو مى گيريم و تو داورى كن!
پاسخهای ارسالی (به ترتیب امتباز):
سپس پیرمرد گفت: والا من یهودیام. داشتم صورتم رو میشستم. ======= پیرمرد نعره یی کشید و گفت : به مولا اگه دست زدین ، نزدین. هر روز میاین اینجا وضو مفتی میگیرین که حدیث بسازین . بفرمایید مسجد محل. شیر آب مجانی پیدا کردین؟ ======= پیرمرد: الاغ! من خود خدا هستم که تجسم پیدا کردم. تو نمیخواد به من یاد بدی نقی: راس میگهها. ببین چقد تیپش خداس. ======= پیرمرد گفت: جفتتون اشتباه دارید انجام میدید. نگا کنین، اینجوریه… آن زمان بود که پیرمرد به عنوان امام یازدهم شیعیان انتخاب شد ======= پیر مرد که اینها را دید نعره یی کشید و کلا بی خیال اسلام شد و گفت : وقتی ۲ تا اماممون نمیتونن به توافق برسن این دین میلنگه و نعره کشان به جمع کفّار پیوست. نقی و تقی که پی به حرکت اشتباه خود برده بودند به خوبی و خوشی در کنار هم به زندگی ادامه دادند. ======= پیر مرد مدلی را که اشتباه بود پسندید و گفت همین درست است. و هر دو امام از کرده خود پشیمان شدند! ======= پیرمرد گفت: خیلی از این کارتون ناراحت شدم. ایکاش صداقت داشتید و میومدید بهم میگفتید که دارم اشتباه وضو میگیرم. بخاطر این رفتارتون میرم زرتشتی میشم. تقی زد پس کله نقی و گفت: خاک تو سرت. اینم solution بود که ارائه دادی؟! ======= پیرمرد گفت: در رشته وضو هردوتون امتیاز مساوی گرفتید. حال درمرحله دوم لخت شوید و در رشته غسل ارتماسی مسابقه دهید. ======= پیرمرد: واسه تو درسته تقی: کی من؟ نقی: کی این؟ ======= پیر مرد گفت شما دو نفر اشتباه میگیرد من یک بار دیگر وضو میگیرم شما یاد بگیرید! ======= پیر مرد که به نیتشان پی برده بود گفت : زکی با این پول قبوض آب؟! بفرمایید تیّمم کنید… پولش را ما نداریم بدهیم … ======= پیرمرد: من نظرم رو بعد از خانم گوگوش و آقای خلعتبری میگم. ======= سپس پیرمرد گفت: ای بابا آدم از مستراح هم میاد نمیتونه دستشو بشوره؟ بی جنبهها! ======= پیرمرد گفت: مووشکل؟! موشکل نداره! خیلی هم خوب وضو میگیرین. اصلا دووشواری بخودتون راه ندین. ======= پیرمرد :Excuse me what language is that ؟! نقی: Never mind!
😆😆😆😆😆
شب قبل از جنگ با معتصم عباسی بود که امام یاران خود را داخل خیمه جمع کرده و به یاران گفت: ببینید، من بهتون نمیخوام دروغ بگم. فردا همتون در جنگ کشته میشید. پس حالا من چراغ رو خاموش میکنم. هر کس که نمیخواد فردا تو جنگ شرکت کنه، میتونه بره. پس امام چنین کرد. چراغ که روشن شد، همهی یاران رفته بودند و امام خیمه را در حالتی یافت که تمام وسایل آن غارت شده بود. امام گفت: هاها! خیلی خوب، شوخی بامزهای بود. حالا دوباره چراغ رو خاموش میکنم، همه چی رو برگردونید سر جاش. چراغ که روشن شد، حتی البسه و انگشتر معروف حضرت را هم ربوده بودند. امام در حالی که برهنه وسط خیمه وایساده بود گفت: بچهها بس کنین دیگه. کمکم داره بیمزه میشه. من یه بار دیگه چراغو خاموش میکنم… امام خواست چراغو روشن کنه که انگار چراغ رو هم برده بودن.
روزی حضرت چند دوشیزه با کمالات دید [امروز به آن داف می گویند] یک متلک گنده به ذهنش آمد، خواست بی اندازد دید هیچ تخم سگی نیست این حدیث را یادداشت کند خودش هم عجله داشت کلاً قضیه مالید.
نکاح در دیدگاه حضرت جلد ۲
روزی امام نقی (ع) از کوچهای میگذشت که زنی از بالکن بر سر امام آشغال ریخت. فردا هم وقتی امام از آنجا گذر میکرد همین اتفاق افتاد. روز بعد نیز همین کار را کرد. اما روزهای بعد که امام از آنجا میگذشتند او را ندیدند. نگرانش شدند و از یارانشان دربارهی او پرس و جو کردن. ایشان گفتند که آن زن مریض است و در بیمارستان بستری هست. فردای آن روز امام برای عیادت او رفتند. امام وقتی وارد اتاق شد به دقت اطراف را نگاه کرد، سپس سرم زن را کشیده و بالشتی را روی صورت زن قرار دادند.
زن از دیدار امام بسیار خوشحال شده و دستهای خود را به اطراف میچرخاند. زن در نهایت از سر شوق از دنیا رفت.😆😆😆
نقل است كه از حضرت پرسيدند كه چرا عليه دستگاه جائر عباسي قيام نمي كنند؟ ايشان در جواب فرمودند : «به خدا قسم اگر فقط دو يار مانند ياران جدم رسول الله داشتم با آن دو نفر مي شديم سه نفر»😆
نقل از: طريقه الموال (وسط يكي از جلدای اخر)
معجزه جاویدان امام نقی(ع) جزوه ایشان بود که خلاصه بود و برای تنبل هایی که شب مرگ میخواستند دیندار بشن بسیار مفید بود😆😆😆
روزی امام و اهل بیت از محلی گذر میکردند نادانی به عیال امام متلکی انداخت و همسر مکرمه ی ایشان را رنجیده خاطر کرد امام بازگشت و مرد خطا کار رو پیدا کرد و گفت همسرم را ناراحت نمودی زود او را ببوس و از دلش در بیاور آن مرد نادان از این همه بزرگواری به وجد امد و دوباره مسلمان شد!😆
نقی جون، دو دیقه اومدیم خودتو ببینیم، همش تو آشپزخونه داری آب انگور میگیری. بیا بشین بابا؛ همین الان پیش یکی از بچهها بودم چایی خوردم.
معتصم عباسی خطاب به امام نقی – پی بردن به علاقهی حضرت به آب انگور و کلید خوردن طرح نقشهی قتل
از امام نقی (نق) پرسیدند: اماما حکمت آفریده شدن مغز در بالای بدن و تخم در پایین بدن چیست؟ امام با چشمانی از حدقه درآمده فرمودند: جدی میگی؟! مگه مال شماها اینطوریه؟
(از فرفر دودوزه)
+ امام آنگاه دامن خود را بالا زده و به تشریح کورتکس مغز خود پرداخت.😆😆😆😆
در زمینهی مشاجرات خانوادگی از امام نقی (ع) روایت است که روزی حضرت یک بز را کشان کشان به خانه، پیش همسرش میبرد و میگوید: «این خوکیه که من باهاش رابطه دارم». همسر ایشان میگوید: «اما اون که یه بزه!» امام جواب میدهد: «با تو صحبت نمیکردم!»😆😆😆
روزی حضرت به پیش پزشک مراجعت کرده بودند. پزشک به امام گفت: شما باید دست از خودارضایی بردارید. امام با حالتی متاثر گفت: آخر برای چه؟! پزشک: واسه اینکه دارم سعی میکنم معاینهتون بکنم!😆
گفته میشود از دلایل طرد شدن امام نقی (ع) از خاندان عصمت و طهارت، عادت ایشان بر ایستاده بول کردن بود. اما موردی که گفته میشود خشم شیعیان را برمیانگیخت، سوت زدن حضرت در هنگام ادرار بود.😆
از صفحهی بهترینهای امام نقی در فرندفید: امام نقی (ع) را کرامت و معجزه فراوان بود. از جمله کرامات ایشان درک کلام موجودات از انس و جن تا نبات و شجر بود.
ابن طاووس از راوندی از سلمان بن عمر نقل می کند که روزی با امام به صحرا شده بودیم. ایشان به قصد قضای حاجت به پشت درختی رفتند لختی نگذشته بود که صیحهای شنیدم و دیدم که وجود نازنینش، دامن مبارک به دست شتابان از درخت دور می شوند.
دست به تیغ بردم و فریاد زدم ای پسر رسول الله چه شده است؟ آن صدای چه بود؟ امام در حالی که نفس شان به شماره افتاده بود فرمودند: ای پسر عمر، چون شروع به بول نمودم درخت فریاد بر آورد که ” کونی گم شو یه جا دیگه بشاش”.
و اینجا بود که کرامات این خاندان بر من بیش از پیش روشن شد.😆😆😆😆
لطفاً با ریتم بخونین و کف بزنید:🤣🤣 (مراسم مداحی امام نقی (ع) با صدای هاچ منصور عسلی) امام که میگن واسه ما نقیه/ همون طلا، شاه پسر تقیه/ میگیم نقی هزار تا ذکر میخونیم/ سر به سجود، کونها به آسمونیم/ اگه بخوای با ماها در بیفتی/ عاقبتش تو هم تو چاه میفتی
هر موقع خواستی نوشابه یا دلستر بخوری یاد لبای تشنهی حضرت بیوفت که میخواست آب انگور تگری بخوره و دشمنان اسلام نگذاشتن. حالا از ته دل بگو یا نـــــــقــــــــی😆😆😆
[تولید انبوه ایستک و رانی انگور، همزمان با میلاد امام نقی (ع)]
از ابن خدول روايت است روزي عالمی از بلاد پارس بر معتصم وارد شد، معتصم امام را برای مناظره با ايشان فراخواند، امام که از علم لايزال الهی انزال میکردند تمام سوالات را بیشبهه پاسخ گفتند تا آنجا که عالم پرسيد: به جدم سوگند که اگر ۳ مرتبه پشت سر هم بگويی گچ پژ به تو ايمان مياورم. امام ضمن حفظ خونسردی فرمودند: وای برتو، از من معجزهای میخواهی که حتی الله نيز از انجام آن عاجز است. ياران با ديدن اوضاع برای گمراهی اذهان جامه دريدند و فريادزنان به بيابان گريختند.
ضايعات النقی، صفحهی دوتا مونده به وسط از چپ
برو ای گدای مسکین در خانه ی نقی زن که نقی ز در درآید دهن تو را *****.
همانا من در بین شما 2 چیز را به امانت میگذارم اولی چی بود؟ کنیزامو همسرام میخواستم امانت بزارم؟ نه نه این نبود هولم نکنین الان میگم اولی یادم نمیاد بعد اولی چندمی بود؟! آخه چرا منو تو این موقعیت قرار میدین؟ من مولای کیم؟ عایشه کیه؟ مولای من کیه؟ کییییییهههههههه کییییییییهههههههه
امام نقی در آخرین سفر حجشان در سنین کهنسالی در برکه غدیر خم از کتاب مصائب کهنسالی و آلزایمر اهل بیت
شخصی از امام نقی پرسید جماع با پرندهی در حال پرواز چه حکمی دارد؟ پاسخ داد: باید ببینم. احتمالاٌ بسیار جالب است
شخصی از امام نقی پرسید جماع با گرگ چه حکمی دارد؟ پاسخ داد: معصیت است لاکن جماع کننده لایق نشان شجاعت است.😆😆😆
گویند روزی یکی از صحابه سراسیمه وارد بیت خلا منزل امام نقی شد و بانگ و نعره ای بر آورد من باب این که آب میخواد قطع شه. امام که در آن حین تازه تنبان مبارک را پائین کشیده و جهت انجام فریضه سیاسی عبادی تخلیه فضولات مبارک مهیا میشدند هول شده اول باسن مبارک را شسته، سپس قضای حاجت را میخورند.
(کرامات النقی فی دین الشقی – صفحه ۲ – چاپ مسکو)
روزی دانشمندی یهودی از امام نقی (ع) پرسید دلیل وجود پشم ِ زیر بغل چیست؟ امام فرمود: در دنيا هيچ چيز بدون حکمت نيست و پشم که يکي از آنها است به يقين حکمتهای فراوانی دارد که شايد نتوان به همه آنها رسيد. همانا خداوند پشم را به نیکویی در زیر بغل رویاند تا در تابستانها دقیقاً مثل پوشال های کولر آبی، با ریزش قطرات عرق بر روی آن و سپس عبور باد موجب احساس خنکی و سرما شود. همچنین در زمستان به مانند یک پتوی طبیعی کار کرده، انسان می تواند دستش را در زیر بغل کرده ، گرم کرده سپس به دماغ خود بگذارد و هم از بوی مطبوع آن لذت ببرد و هم دماغ خود را گرم کند . آنچنان که آیه اول سوره قاطر می فرماید: سرما در گرما، گرما در سرما در زیر بغل شماست، باشد که دیگر پکیج را به یاری نگیرید. بعلاوه پشم زیر بغل برای مردان بزرگترین عامل جذب کننده جنس مخالف بوده و زنان را به شدت تحریک می کند (عین این نقش را برای زنان، سبیلهای سکسی ِ تازه سبز شده برعهده دارد). از آن گذشته کندن این پشم و کلیه موهای زهار موجب کاهش بینایی و سوزش سر دل و ایجاد آریتمی قلبی میشود. دانشمند یهودی پرسید : پس بوی گند عرق چی؟ چرا خداوند این بوی گند را آفرید؟ این چه حکمتی دارد؟ امام فرمود: استثنا این مورد هیچ حکمتی ندارد. الله صمد، لم یلد و لم یولد. خدا دماغ ندارد. بنابراین نمی فهمد چه گند و گهی را در بدن انسان به کار میگیرد. ولم یکن له کفواً احد. یعنی تا این حد.
خوب من الان تو کتابخونه دانشگاه نشستم و دارم صفحهی امام نقی رو چک میکنم. یه یارو خر حزبالهی هم نشسته کنارم و زل زده تو مانیتور و هر چی تایپ می…
من میخوام از همهی شیعیان راستین که از این شوخیهای زنندهی ما عصبانی شدهاند عذر خواهی کنم. همچنین اینکه ما در اسلام آزادی بیان کامل داریم.
خوب دیگه، گفتم. حالا گردنم رو ول کن. شیکست!😆
روزی مردی عرب به امام نقی (ع) توهین کرد ولی حضرت جواب نداد. اصحاب علت را پرسیدند، فرمود: آن مرد سید بود. بیاحترامی به سید گناه دارد.
یکی از یاران گفت :کـ…خل تو خودت امامی! حضرت کم آورد و مرد را تکفیر کرد .😆
روزی مردی عرب به امام نقی (ع) توهین کرد ولی حضرت جواب نداد.
اصحاب علت را پرسیدند، فرمود: آن مرد سید بود. بیاحترامی به سید گناه دارد.
یکی از یاران گفت :کـ…خل تو خودت امامی! حضرت کم آورد و مرد را تکفیر کرد .😆
میگویند امام نقی (ع) به کور مادرزاد چیزی خوراند و دلدرد او را شفا داد!
[ اعجاز النقی ]
میگویند امام نقی (ع) به کور مادرزاد چیزی خوراند و دلدرد او را شفا داد!
[ اعجاز النقی ]
امام نقی (ع) از مقام والایی در میان جامعهی آکادمیک دوران صدر اسلام برخوردار بودند. عنوان تز ایشان «راهکارهای پیشگیری از زخم و خراش در استفاده از کلوخ در طهارت» بود که در جورنال ِ «الاشپرینگر» به چاپ رسیده و بالاترین تعداد ارجاعات را داشت. در مقالهی حضرت، کلوخ با متریالهای جایگزین (مانند سمباده) مقایسه شده و در نهایت باعث ایجاد تحول عظیمی در شیوهی پاک کردن باسن به روشی کارآمد شد. امروزه دانشمندان در غرب، از کتابهای امام نقی به عنوان مرجع علم کولونوسکوپی استفاده میکنند. آخرین زمینهی تحقیقاتی ایشان استفاده از اصحکاک تولید شده از طهارت با کلوخ، برای تولید برق بود که با مرگ ناهنگام ایشان، ناتمام باقی ماند. امام نقی در واقع پدر دانش انرژیهای جایگزین محسوب میشوند و نظریاتی هم در مورد انرژی بوی جوراب داشتند. 😆😆😆
امام نقی -پیشوای بزرگ اپن سورس- اولین امامی بود که سورس احادیث را در اختیار شیعیان قرار داد تا مطابق نیازهای روز ویرایش و کامپایل کنند. این دومین گام بزرگ در سیرتکاملی تشیع پس از دوران ژوراسیک بود.😆😆😆😆
شخصی از امام نقی پرسید جماع با کرگدن چه حکمی دارد؟ امام پاسخ داد: تو چی مصرف میکنی میای این سوالا رو میپرسی؟!
ویژه برنامهی شهادت امام نقی (مداح: هاچ منصور عسلی)
امشب آب انگور بر بالین کی بزاریم؟ هق …هق آخه اون دو طفلان یتیمی که منتظر نشستن آقا براشون نکتار انگور ببره اشکشون خشک شد. اون فقیرهایی که منتظرن امشب آقا واسشون به صورت anonymous بیسکوییت هایبای ببره، چگونه شب رو به صبح برسونند. همه بگـیــــــــن آقاآآآآآآآآآآآآآآآآآ … هق…هق نقی اقامه بلند بگین بشنوه
(هر شب به شما من تک میزنم… تو جواب ندی پیامک میزنم)
امام نقی می گوید آیا شنیدهاید که میگویند حسن و حسین در هنگام نماز از کول رسول خدا بالا می رفتند… شنیده ام که یکبار حضرت نمازش را شکست و به قدری حسن و حسین را کتک زد که به گه خوردن افتادند.😆😆
منت نقی را عزوجل که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت. هر انگوری که خورده میشود، ممد حیات است و چون دفع میگردد مفرح ذات. پس در هر انگور دو نعمت موجود است و بر هر نعمت نعرهای واجب
اعملو آل نقی شکرا و قلیل من عبادی النقی
تاکستان نقی – مفاتحه😆
امام نقی در میدان جنگ با عمر بن عدود گلاویز شده و در نهایت او را به زمین افکند. امام میخواست سر از بدنش جدا کند که عمرو در نهایت بیشرمی بر صورت امام آب دهان انداخت. امام که به سختی خشمگین شده بود تمام مخاط موجود در سینوسهایش را در ته حلق مبارک جمع کرده و بر صورت او تف سبز رنگی انداختند. امام در حالى كه از غيظ، ذوالفقار را بر گردنش گذاشته بود، ناگهان شمشیر را برداشت و كنار رفت. امام قدمی زد، ولی هنوز خشمش فروکش نکرده بود. برای همین به بالای سر عمرو آمده و بر روی صورتش خرما استفراغ کرد. امام دوباره برخواسته و قدم زد. حالا خشم امام فروکش کرده بود. پس بر بالین عمرو نشسته و سر او را با آرامش و عطوفت برید.
+ گفته میشود که اگر سر عمرو از بدن جدا نشده بود، حتما به بیماری هپاتیت از دنیا میرفت.
+ در بعضی روایات امام رو به صورت عمرو عاروق زده و با دست هوای آن را به سمت بینی عمرو هدایت میکنند و آمده که حضرتش قبل از جنگ مقادیر متنابهی سیر و پیاز و پیازچه و دوغ آبعلی میل میفرمودند. 😆😆😆
بله، من از طرف خود «حیدر نیفوذ» مامور شده بودم که به میان اپوزیسیون امام نقی نیفوذ کنم. حتی تا ملاقات خصوصی با خود معتصم ملعون پیش رفتم و بارها با ماموران سرویسهای جاسوسی عباسی دیدار داشتم.
از صحبتهای رئیس کمپین امام نقی در مستند انگور فریب
صحابهای از امام پرسید: یا نقی! «صلوات بر محمد و آلمحمد» چندین ثواب دارد ؟
امام فرمودند : یک صلوات یک ثواب دارد دو صلوات یک ثواب دارد سه صلوات دو ثواب دارد چهار صلوات سه ثواب دارد پنج صلوات پنج ثواب دارد شش صلوات هشت ثواب دارد هفت صلوات سیزده ثواب دارد هشت صلوات بیست و یک ثواب دارد …
[امام نقی و دنباله فیبوناچی]😆
روزی استیفن هاوکینگ در محضر امام نقی بود. امام از او پرسید آیا در هنگام خسوف و کسوف نماز وحشت میخوانی؟
استیو پاسخ داد خیر. چون حرکت خورشید و زمین و ماه که دلیل این امر است موضوع وحشتناکی نیست. امام نقی با یک ضربهی آبچوگی به نقطهای در بدن هاوکینگ او را فلج کرد و استیو فی الحال به کمک کامپیوترش تشهد گفت و اسلام آورد.😆😆
شوخیهای امام با اصحاب برای رفع خستگی پس از خطبههای نماز جمعه😆
حضرت در کودکی دو دوست ناباب داشتند. یک گربه نر و یک روباه مکار که همواره آن حضرت را فریب میدادند، اما فرشتهی مهربون (جبرئیل) همیشه به کمکشان میشتافت.😆
نقیکیو قسمت اول
امام نقی اوقات فراغت خود را با وضو گرفتن غنی میکرد. به کنار چاهی می رفت و پس از هر بار وضو گرفتن، به عمد آن وضو را باطل کرده و از نو وضو میساخت. با این کار هم هزاران ثواب کسب می کرد و هم گوز خود را صبغه الهی میبخشید.😆😆😆
شخصی از امام نقی پرسید همانا ما دوست داریم نماز را به جماعت بخوانیم اما به دلیل بوی لجن جوراب نمازگزاران قادر به این کار نیستیم، چه کنیم؟ امام پاسخ داد: بوی جوراب نمازگزارن همان بوی بال فرشتگان و زیر بغل حوریان بهشتی است. پس اگر می خواهید در بهشت جماع مناسبی با حوریان داشته باشید باید به این بو عادت کنید.🤣😆😆😆😆
میگویند روزی امام نقی دزدکی زیر درخت انگوری نشسته بودند. حبهای انگور بر سرشان افتاد… امام به فکر فرو رفتند که علت سقوط حبه انگور چیست… اما زمانی که داشتند به کشف نیروی جاذبه میرسیدند، باغبان سر رسید و حضرت را کتک مفصلی زدند و این اندیشه و جرقه برای سالها تا زمان نیوتن در انفعال ماند.😆😆
امام نقی شبها به دور از چشم دیگران از خانه خارج میشدند و به محلههای فقیرنشین سامرا می رفتند… خانهها را یک به یک در میزدند و فرار میکردند.
تق تق النقی جلد 4 صفحه😆
امام ایمیلی به پادشاه فارس نوشته و او را به اسلام دعوت نمودند و نسخهای از قرآن را نیز اتچ نمودند، اما پادشاه فارس ریپلای کرد: اسپم نکن نقی
امام و دولت الکترونیک
امام نقی در ریاضیات عصر خود شهره عام و خاص بودند. میگویند ایشان مثلث قائم الزاویهای رسم میکردند به طوریکه هیچ کدام از اضلاعش بر دیگری قائم نبود و همچنین با انگشتان مبارکشان انتگرالی میگرفتند که با لبهایت بازی میکرد.😆😆😆
بهترین لحظه برای دیدار رخسار نورانی امام بعد از نماز جماعت بود. زیرا که همیشه در پایان نماز گیوههای فرزند رسول خدا را میدزدیدند و حضرتش با چهرهای برافروخته دشنام خوار مادر میدادند.
از کتاب: «عقرب و سوسمار را قورت بده» نوشتهی برایان تریسی
امام نقي با اين كه علم نامحدود و حضوری داشته و از تمام امور عالم باخبر بودند اما اغلب در پاسخ به پرسشهاي اصحاب و افرادي كه ميخواستند سطح دانش ايشان را بدانند، جوابهاي ناصحيح يا تقريبي ميدادند تا به اين طريق، علاوه بر جلوگيري از پديده شوم ريا، ديگران را تشويق به كسب دانش كنند. گويند روزي يكي از اصحاب از امام نقي در مورد تعداد دقيق ستارگان آسمان پرسيد. امام نقي در پاسخ، عدد ۱۲۶۰۵۸۷۸۹۴۳۵۰۹۱۶۷۸ را ذكر كردند، در حالي كه ميدانستند تعداد دقيق ستارگان آسمان ۱۲۶۰۵۸۷۸۹۴۳۵۰۹۱۶۸۸ است و به اين طريق آن صحابه را تشويق كردند تا خودش به دنبال شمارش تعداد دقيق ستارگان آسمان برود.
سیرهی فضایی امام نقی (ع)
آوردهاند که حضرت به پیج عباسیون میرفت و همهی نوشتههای اونها رو لایک میزد و به همه سفارش میکرد که لایک بزنن. همه از این جوانمردی حضرت کف کردن. حضرت سرش رو خاروند و گفت: مگه این علامتا بیلاخ نیستند؟😆😆😆🤣
نقل است روزی یکی از صحابه سراسیمه به محضر مولایم امام نقی وارد شد و عرض کرد: یابن الرسول الله، پدر و مادرت به فدایم! 😆توفیق شد توانستم کلام الله مجید را از بر کنم! امام فرمود: از این قرعان کوچیکا یا بزرگا؟!😆
هر کس که به والدین خود احترام بگذارد مثل اینست که به پدر و مادر خود احترام گذاشته است
امام نقی (ع)
به خدا قسم اگر فضاپیمای دیسکاوری را در دست راستم و فضاپیمای آتلانتیس را در دست چپم بگذارند، باز هم با ماری جوانا به فضا خواهم رفت.
امام نقی در بابِ های شدن با ماری جوانا
دلیل تعدد ائمه، همانا تکامل مرحلهای آنان است. 😆راستی… من امام دهم هستم😆
امام نقی (ع)
روزی امام نقی (ع) رو به آسمان کرد و فرمود: پروردگارا! خودت را بر من بنما! ندا رسید: ای نقی! ۴ پرنده مختلف را قطعه قطعه کن، گوشتهای آنها را با هم بیامیز و خوب چرخگوشت کن. سپس به ۴ قسمت مساوی تقسیم کرده و هر قسمت را بر لب یک قله بگذار! آن امام همام چنین کرد و با بدبختی از ۴ کوه بالا رفت و در حالی که دهنش سرویس شده بود، هر قسمت را بر نوک یک قله گذاشت. در آن لحظه ندا رسید: خوب دهنت سرویس شد؟ بازم بهت بنمایم یا کافیست؟ امام همانطور که نعره کشان راه بیابان در پیش گرفته بود داد میزد تو روح آدم بی جنبه!
(امام نقی به گوشتها آبلیمو و زعفران زده و طعامی در خور برای خود آماده کرد.)😆😆
روزی امام نقی به انیشتین فرمود: یا انیشتین. انیشتین رویش را برگرداند و گفت بله پسر رسول خدا. امام فرمود اول صدایم را شنیدی یا مرا دیدی؟ انیشتین گفت اول صدایتان را شنیدم. امام فرمود پس چرا میگویی سرعت نور از صوت بیشتر است. انیشتین از تئوری خود پشیمان شد و فورا برای اسلام apply کرد.😆😆😆😆
امام وقتی میخواست زن بگیرد یکی را میفرستاد او را ببیند و میفرمود: «گردنش را بوی کن که اگر خوشبو باشد فرجش هم بویش خوب و طیب است و نیز اگر غوزک پایش پرگوشت باشد فرجش هم پر گوشت خواهد بود»
اینگونه بود که در سامرا شلوار برمودا برای رفع مشکل مشاهده قوزک پا اختراع شد!
روزی امام سر سفره فریاد برآوردند که سریع آب انگور بدهید، آب در گلویم گیر کرده است.😆
امام نقی ورود به توالت با پای چپ یا راست را از مسائل پیش پا افتاده تلقی کرده و چرائی، چگونگی و چیستی اعمال داخل مستراح را دغدغهی اصلی خویش قرار داده بودند.😆😆😆
نقی در سنین جوانی به مکانیک کوانتومی علاقه فراوان پیدا کرد و میخواست فیزیکدان بشود و مقالات بوهر، شرودینگر، دیراک و هایزنبرگ را خواند ولی چون از آنها چیزی سر درنیاورد به سراغ فلسفه اسلامی رفت و پس از خواندن کتابهای شهید مطهری به شغل امامت بسنده کرد.😆😆😆🤣
روزی سوسن به اتاق اعتکاف امام وارد شدند و امام را خونین و مالین در حال ناله دیدند.😆 امام در همان حال با زاری فرمودند: صد دفعه گفتم شبهای معراج این پنکه سقفی لعنتی رو روشن نکنین!😆
روزی ۲ زن که ادعای مادری نسبت به کودکی نوزاد داشتند دعوی خود را نزد امام نقی بردند. امام نقی اندکی ایشان را بر انداز کرد و دستور داد شمشیری بیاورند تا طفل را از وسط به دونیم تقسیم کنند. حضرت شمشیر را برافراشتند. ناگهان هر دو زن خود را بروی طفل انداختند و مانع از نصف کردن کودک شدند.
حضرت که قضیه را بغرنج دید، کمی محاسن مبارک را خاراند و با راه حل خود اصحاب را نعره زنان روانه بیابان کردند.
حضرتش هر دو زن را به عقد خویش درآوردند و طفل را نیز به فرزند خواندگی قبول کردند. قضیه به خوبی و خوشی حل شد و حضرت نام آن طفل را عسگری گذاشتند.🤣😆😆😆
پدری فرزندنش را همی نصیحت کرد که فرزندم اگر از کنار مجلسی رد شدی و شنیدی که دارن حسین، حسین میگن به آن مجلس وارد شو چون دارن پلو نذری میدن.😆 اگه شنیدی علی علی میگن وارد نشو چون دارن حمّالی میکنن.😆
ولی اگه شنیدی نقی نقی میگن حتما وارد شو چون ملت دارن میگن و میخندن و آب انگور میزنن و خوش میگذرونن.😆
ازامام نقی منقول است که مومن باید هنگام نوشیدن آب سه مرتبه «بسم الله» بگوید زیرا در آب سه جن وجود دارد: دو هیدروجن و یک اکسیجن😆
نقل است كه: يكبار امام نقی در ميدان جنگ عمروعاص را تنها يافته به سوي او تاختند. عمروعاص با ديدن امام وحشت زده پا به فرار گذاشت، كه ناگهان به ياد داستان علی افتاده و كشف عورت نمود! حضرت با ديدن اين صحنه از كشتن او صرف نظر كرده و به تجاوز اكتفا نمودند.😆😆
سيره نقوي، در باب درس دادن به دشمنان
روزی امام و تنی چند از مریدان به پارک جنگلی رفتندی از برای تناول ناهار و گذران وقت. در میانه راه اعلانی نصب بود که: قلیان ممنوع. چادر مسافرتی ممنوع. سگ ممنوع. پخش موسیقی ممنوع والخ… امام بفرمود: شکر خدای عزوجل را که در این مملکت هر چه ممنوع باشد تجاوز آزاد است وگرنه در طبیعت چه میکردیم؟! مریدان شلوار را محکم گرفته و به غایت سرعت گریختندی…😆
تجاوزات النقوی. جلد 36 صفحه
آیا میدانستید امام نقی نقویون را با شمشیر به دو قسمت مساوی تقسیم می کردند اما به عباسیون چنین لطفی روا نداشته و ایشان را با شمشیر به دو قسمت نامساوی تقسیم می کردند؟
این چنین امامی داریم ما
(از سری فکتهای آموزشی شیعه)
من همهی نمازهامو خوندم، فقط برای ۴۱ سال برام وضو بگیرید.😆
فرازهایی از وصیتنامهی امام نقی (ع)
من همهی نمازهامو خوندم، فقط برای ۴۱ سال برام وضو بگیرید.😆
روزی امام نقی (ع) داشتند معارف اسلامی ۲ درس میدادند که گچ تمام شد. از آنجایی که در زبان مبارکشان گ و چ وجود نداشت کلاس تعطیل شد.
امام عصبانی شده و رفتند خانه وایت برد را اختراع کردند. امام بعدها متوجه مشکل مشابه با ماژیک شدند.
حکیمی یونانی بر امام وارد شد. امام گفت: نام تو چیست؟ گفت من ذیمـِقراطیس (دموکریتوس) هستم. امام فرمودند: گهت بگیرند با نامت، چه کرده ای؟ گفت: من کاشف نظریه اتمیک هستم. امام فرمودند: اتم چه باشد؟ گفت: یعنی هر چه را تقسیم کنیم، به ذراتی میرسیم که کوچکتر از آن موجود نباشد و انها اتم هستند.
امام شمشیر برداشته و حکیم را به قسمت های مساوی تقسیم کردند. تا جایی که خسته شدند و دیگر نمیتوانستند به کوچکتر از آن تکه کنند. فرمودند: انگاری درست میگفت، شمشیر را کنار گذاشته و آب انگور نوشیدند.😆
از امام نقی پرسیدند: چرا امت شما (مسملین) اینقدر فقیرند؟
امام پاسخ داد: خدا یه چک نوشت داد به محمد، محمد داد به علی، علی داد حسن، حسن داد به حسین، حسین داد به زینالعابدین و همین جوری رفت تا رسید به آخری که اونم غیبش زده. ما موندیم دست خالی. حالا میگن شاید این جمعه بیاید شاید. شاید اون جمعه بیاید شاید. تازه جمعهها هم که اصن بانک تعطیله.
از امام نقی پرسیدند: چرا امت شما (مسملین) اینقدر فقیرند؟
امام پاسخ داد: خدا یه چک نوشت داد به محمد، محمد داد به علی، علی داد حسن، حسن داد به حسین، حسین داد به زینالعابدین و همین جوری رفت تا رسید به آخری که اونم غیبش زده. ما موندیم دست خالی. حالا میگن شاید این جمعه بیاید شاید. شاید اون جمعه بیاید شاید. تازه جمعهها هم که اصن بانک تعطیله.
امام نقي در نطقی در امواج خروشان جمع كثير صحابه فرمودند: اگر پيغمبر اسلام شهر علم بود و علي درب آن شهر باشد آنگاه من اِف اِف آن در هستم.😆😆😆
حضرت همواره خربزه میخوردند و با افتخار پای لرزش مینشستند.
امام نقی و هزینههای امامت😆
امام نقی همواره شستن شوشول خود را به دست کنیزان میسپردند و میفرمودند ماشین لباسشویی را روشن کنید.
- زندگینامه نقی (با نام هنری فرنود)
امام در حدیث دیگری میفرمایند:
همانا بین شما دو چیز به یادگار میگذارم: یکی شوشولم و دیگری ماشین لباسشوییام😆
لوازم النقریر – بخش یادگاریها
حضرتش همواره ماه مبارک را در سفرهای اسلامی به سر میبرد و هیچگاه قسمت نمیشد از ثواب روزه گرفتن بهره مند شود لاکن اصحاب نزدیک امام نقی احادیث گهربار ایشان را اینطور نقل میکنند:
از ما نیست کسی که سحری خوردنش را تا دم افطار طول ندهد.
به خدا سوگند لذتی که در روزه خواری هست, در روزه داری نیست.
هر که در رمضان شرابی به یاد ما ننوشد همانا در پل صراط برایش جفت پا میگیریم.
به جماع نگویید روزه دارم , به روزه بگویید جماع دارم.
رمضان ماهی است که ابتدایش زحمت, میانه اش ضعف و پایانش مرگ است !
دعای امام : آخه خدا جون قربون بزرگیت! تو که غذا نداشتی واسه چی مهمون دعوت کردی؟
احکام نقوی رمضان:
اگر روزه داری تصادفا حین جماع متوجه شد که روزه است, واجب است کارش را نیمه رها کند.
کفاره هر بار روزه گرفتن در ماه رمضان برابر است با سیراب نمودن شصت صحابه نقوی با شراب ناب انگور.
حکم یوم الشک پیش از ماه مبارک همانا گشنیز .
———–
حتی اسناد منتشره از نقی لیکس نشان میدهد حضرتش در زیر آفتاب سوزان سامرا در سطح شهر گشت میزده و هر که به روزه خواران گیر میداد را با شمشیر به دو نیم میکرد.
و در پایان از امام نقی از احساسشان نسبت به فرارسیدن رمضان پرسیدند که حضرتش فرمود: هیچ! ماه شوال پیشاپیش مبارک.
این چنین امامی داریم…😆😆😆
آیا میدانستید «کایوت» یکبار «میگمیگ» را گرفت ولی امام نقی ضامن «میگ میگ» شده و باعث فرار دوبارهی «میگ میگ» گردید؟
یا نقی…ضامن میگمیگ
از سری فکتهای ش
امام و اصحاب از کنار سگی میگذشتند.
سگ نگاهی انداخت و خرناسهای کشید.
اصحاب گفتند: یا ابن رسولولا چه گفت؟
امام فرمودند: دیوس، برو از پدر پدر سگت بپرس!
امام و اصحاب از کنار سگی میگذشتند. سگ نگاهی انداخت و خرناسهای کشید. اصحاب گفتند: یا ابن رسولولا چه گفت؟ امام فرمودند: دیوس، برو از پدر پدر سگت بپرس!
همانا اسلام بدون ولىفقيه همانند مستراح بدون فلاش تانک است.😆
(گزيدهاى از مجموعه سخنرانىهاى امام نقى در باب حقانيت و الزام ولايت مطلقه فقيه)
پرسش شد: یا اماما! ز چه روی شما را هادی مینامند؟ پاسخ آمد: هنگامی که اختلاف پتانسیل به وجود آید بدن من یونیزه شده و یونها از قطب منفی به سمت قطب مثبت جاری شده و جریان الکتریسیته را عبور میدهند. اصحاب که نفهمیده بودند امام چه فرمودهاند، جامه دریده و نعرهزنان به سمت دانشکده فنی روانه شدند.
بیانیه رسمی کمپین یادآوری امام نقی به شیعیان در حمایت از فرنود و حماسه شوشول
فرنود عزیز
صحنه را دیدم . اصحاب ما از این همه جسارت و شهامت در رسانه علویون جامه ها بدریدند و نعره ها زدند. از اینکه نقویون را شاد کردید از شما متشکرم.
امام اول و آخر نقی (ع)
کمپین یادآوری امام نقی به شیعیان ضمن اهدای نشان درجه یک نقوّت به فرنود عزیز تعدادی از احادیث گهربار نقوی را با کمک اصحاب نزدیک حضرتش در باب شوشول منتشر میکند:
امام برای جلوگیری از تنبلی اصحاب فرمودند از این به بعد هرکس خودش شوشولش را بشورد. (امام و خودکفایی)
—- به خدا سوگند اگر ماشین لباسشویی را در دست راستم و خاله نرگس را در دست چپم بگذارید، بازدست از حمایت از خودکفایی شوشولی فرنود (ع) برنخواهم داشت.
—-
روایت است روزی عسگری کوچولو رفت مستراح، بعد از دقایقی امام را صدا و طلب کمک میکردند، امام رو به سوسن کرد و فرمود: بهش بگو من سن تو بودم شوشول بابام (تقی) رو هم میشستم.
—-
امید من به شما شوشول شورهاست که شوشول شوری راه من هم هست.
—-
ماشین لباسشویی هم خوب است، اما نظر من به شوشول نزدیکتر است
( امام در اولین نمازجمعه بعد از حماسه فرنود)
—-
شوشول فرنود را خدا شست.
—-
امام واقعی ما آن طفل خردسالی است که در دستشویی شوشولش را خودش می شوید و فرق آن با ماشین لباس شویی را از خاله نرگس بهتر میفهمد.
—-
در حکایت شستن شوشول به دست خود آورده اند که: شخصی را نزد حضرت نقی بردند و گفتند این مرد بر روی آب راه می رود در آسمان ها پرواز می کند و برروی زمین غیب میشود. نقی فرمود آیا شوشولش را خودش می شوید؟ گفتند خیر ماشین لباسشویی می شوید! فرمود : از چشمم افتاد.
—-
از امام پرسیدند بهترین راه شستشوی اسلامی شوشول چیست؟ امام فرمودند : شوشول خود را درون لباسشویی قرار داده با دور تند بشویید و ۱۲۴ بار صلوات بفرستید، همانا که رستگار شوید.
—-
نقی را گفتند بهترین اعمال در دستشویی چیست؟نقی اندی اندیشیدی و گفت:از شستن شوشول فرنود عملی زیباتر نیافتم. اصحاب نعره ها زدند و شوشولها کشیدندی…
—-
همانا اگر میدانستم اسم خود را از نقی به شوشول فرنود تغییر میدادم .
امام و حسادتها
—- طبق محاسبات نقوی وقتی شوشول دو سانتی فرنود بیست هزار لایک بخورد، آلت حضرت باید بالغ بر شش میلیارد لایک بخورد!
به نظر شما پنج تا از ضعیفترین کارهای امام نقی چیست؟
۱- نشان دادن آلت مبارک در جمع عالمان به هنگام مواجه با سوالات دشوار ۲- برخورد با پنکه سقفی در شب معراج ۳- حضور در کانون فرهنگی آموزش و کسب رتبه ۱۰ امامت در بین ۱۲ شرکتکننده ۴- رصد اقمار مصنوعی با چشم بسته ۵- خارج شدن از دین اسلام بعد از دیدن قبض گاز
روزی امام نقی از جایی گذشت.
*این حدیث از معتبرترین احادیث شیعه و سنی میباشد که همه علما آنرا تایید کردهاند. 😆😆😆
از حضرت پرسیدند : اماما بهترین کتاب کدام است ؟ امام فرمود : همانا ۱۲۰۰ سال بعد که علم پیشرفت کرد و اینترنت ابداع شد، کتابی نوشته می شود به نام « فیض بوک » که کمپینی از یاران ما در آنجا مستقر هستند و احادیث نقوی معتبر را نقل میکنند.
احادیث زیر نیز از اصحاب نزدیک حضرت در ” کمپین یادآوری امام نقی به شیعیان ” و در جهت ترویج فرهنگ اسلام ناب نقوی استخراج گردیده:
بوی دهان روزه دار همانند گوز فرشنگان است.
-امام و تشبیهات-
—-
کمبود توجه, امام نقی را آزار میداد و از این رو هر سال حلول ماه مبارک را یک روز زودتر
و عید فطر را یک روز دیرتر از سایر ممالک اعلام می نمود تا در کانون توجه قرار گیرد.
از کتاب “مبانی مدیریت جهان به سبک نقی”
—-
شخصى از امام نقى پرسيد يابن رسول الله چرا روزه نميگيريد؟
امام فرمودند زيرا مشكل دارم!
ان شخص سوال كرد مشكلتان چيست؟
امام جواب دادند:گرسنه ام ميشود.
“تاريخ طبرى؛ جلد 1 صفحه 1 خط 1″
—-
امام نقی در هنگام افطار همیشه از کتاب آشپزی رزا منتظمی فال می گرفت و اکثرا هم قرمه سبزی می آمد
—-
امام نقی به خاطر حسادتی که به حضرت علی داشتند شب بیست و یکم رمضان را رسما جشن میگرفتند و تا صبح بشکن میزدند و آب انگور میخوردند.
سیره النقی – صفحه هفتاد
—-
خدایا ما را از عذاب شب اول قدر در امان بدار.
امام نقی (ع) در واکنش به صدای ناهنجار بلندگوی مسجد محل —-
امام فرمودند: ”بیزارم از ماهی که در آن مجازات آب و غذا خوردن با مجازات جماع غیر مشروع یکسان است!” راه و رسم نقويت – جلد 1 – صفحه 23 – در مذمت دين اجباري
—-
امام نقي و صحابه هر سال منتظر رسيدن ماه مبارك رمضان بودند تا شيطان را در غل و زنجير يافته و به وي قروپ نمايند.
- نقي و شيطنتها-
—-
روزی از روزهای ماه مبارک, امام نقی زیر درخت خوابیده بود که ناگهان سیبی به شدت بر سرش اصابت کرد.
حضرت میوه را از زمین برداشت و با خود گفت چرا این سیب به آسمان نرفت و بر سر من افتاد؟
تاملی کرد، سپس سیب را خورد ، بادی رها کرد و مجدد خوابید.
-نقی و جاذبه زمین-
—-
برای هر چیزی آفتی است و آفت دین روزه است!
امام در بعد از ظهر اولین روزی که روزه گرفته بودند و از گرسنگی به خود می پیچیدند!
—-
امام نقی به ماه مبارک آلرژی داشتند و رمضان که میرسید آلزایمرشان عود میکرد.
نقل است حضرت روزی سهواً ۱۴ بار عرق خوری, ۲۵ بار کره خوری و ۴۰ مرتبه جماع نمودند.
- نقی و فراموشی ها-
—-
در ماه رمضان روزی عالمی به قصد مناظره خدمت امام رسید .
امام بی درنگ از وی پرسید چگونه میشود که تو بخوری ولی روزه ی من باطل گردد؟؟؟
عالم اندکی اندیشید و سپس در حالی که از خجالت سرخ شده بود در جا از اسلام خارج شد و سر به بیابان نهاد .
—-
ساعتی پس از شنیدن خبر کشف الکل و آب در مریخ, امام نقی سوار بر مرکب پرنده خویش
پس از خرید چیپس و ماست موسیر و دیگر مزه ها راهی این سیاره قرمز شدند.
- نقی و تلسکوپ ناقل (هابل) – انتشارات دانشگاه نقی هاپکینز
اگر ما میدانستیم که بشر به تکنولوژی کولر گازی دست خواهد یافت حتما آنرا در ماه مبارک رمضان حرام اعلام میکردیم. باشد که پدرشان بیشتر درآید.😆😆😆
آقا این چه سوالیه! معلومه که خدا هست. دلایل: ۱- حضرت امام نقی میفرماید: خدا هست اگر نبود من به شما می گفتم. ۲- حضرت در جایی دیگر میفرماید: نبود خدا چیزی از عظمت خدا کم نمیکند. ۳- روزی بین امام علی و امام نقی بر سر این موضوع مشاجرهای در گرفت. امام نقی که از این سوال سخت برآشفته بودند به امام علی فرمودند «ابله! خدا هست». این سخن امام علی را متاثر کرد و ایشان سریعا به اسلام گروید. در این لحظه امام نقی برآشفت و فرمود «ابله! تو قبلا ایمان آورده بودی» و متاسفانه امام اول شیعیان را به دو قسمت مساوی تقسیم نمودند.
ازامام نقی پرسیدند نشانه ظهور امام زمان چیست؟ ایشان فرمود: در آن زمان سیدی خراسانی اما اصالتا آذربایجانی با دستی چلاق خروج میکند در حالی که دشمن زیاد دارد. اما تمساحی از یزد و جوادی از آمل و مکاری شکر فروش از شیراز او را یاری میکنند و از معجزات آن زمان این است که بر سر عنتری از سمنان هاله نور ظاهر میشود.😆😆 اصحاب گفتند سبحان الله همه ولایات قوم پارس درگیرند! خوشا به سعادتشان.
روزی سه نفر، کافر و نصرانی و یهودی، جهت مناظره خدمت امام نقی(ع) رسیدند و ایشان آن ها را به گرمی پذیرفت. پس قرار شد هر یک سر ادعای خود دلیلی بیاورند. ابتدا حضرت(ع) شروع نموده و فرمود: خداوند در قرآن می فرماید ما در هرچیزی نشانه ای گذاشتیم تا بیاندیشید، پس هرکس قبول نکند حتما حرامزاده است. آن سه شخص که انسانهای خانواده داری بودند با شنیدن این استدلال فورا اسلام آوردند.😆😆😆
روزی سه نفر، کافر و نصرانی و یهودی، جهت مناظره خدمت امام نقی(ع) رسیدند و ایشان آن ها را به گرمی پذیرفت. پس قرار شد هر یک سر ادعای خود دلیلی بیاورند.
ابتدا حضرت(ع) شروع نموده و فرمود: خداوند در قرآن می فرماید ما در هرچیزی نشانه ای گذاشتیم تا بیاندیشید، پس هرکس قبول نکند حتما حرامزاده است.
آن سه شخص که انسانهای خانواده داری بودند با شنیدن این استدلال فورا اسلام آوردند.😆😆😆
آيا ميدانستيد كه واژهي “ورق” دقيقاً ۵۲ مرتبه در قرآن نقيد تكرار شده است؟ همچنين واژه هاي “شاه”، “بيبي” و “سرباز” نيز هر كدام ۴ مرتبه در قرآن نقيد تكرار شده و واژههاي “خشت”، “دل”، “پيك” و “گشنيز” نيز هر كدام دقيقاً ۱۳ بار در آن ذكر شده است. بسياري از مفسران از اين تناسب دقيق كلمات شگفتزده شده و آن را در كنار هزاران معجزهاي دانستهاند كه در قرآن نقيد يافت ميشود.
در واقع، اين معجزه، خود به تنهايي شاهدي است بر اعجاز اين كتاب بزرگ و جاويدان كه تمسك به آن ميتواند هر منكري را به دين مبين نقويت رهنمون شود. بنابراين، به جاست بپرسيم كه اي كساني كه هنوز در لجنزار ناداني و گمراهي و ضلالت غوطه ميخوريد، آيا اين معجزه براي ايمان آوردن شما به اين دين مبين كافي نيست؟!😆😆😆
امام نقی(ع) در بیانیه ای خطاب به فرج النقی سلنقور که سینمای سامرا را به حرمسرا تشبیه کرده بود اتهام ایشان را مهمل و توطئه عباسیون خواند و فرمود:
ما اصلا در سامرا حتی یک کنیز هم نداریم که بخواهیم حرمسرا داشته باشیم !😆😆
در پی انتصاب شکیرا به سمت مشاور آموزشی کاخ سفید توسط اوباما، امام نقی در اقدامی بحث برانگیز پاریس هیلتون را به سمت مشاور امور مجامعت خود انتخاب کردند.😆
کابینه نقوی
نقی کلاس دوم ابتدایی بود که به دنبال فوت پدرش ناچار به ترک تحصیل گردید و به شغل امامت روی آورد تا خرجی عائله پرشمار پدرش را بدهد.< مصائب نقی >😆😆
نقی کلاس دوم ابتدایی بود که به دنبال فوت پدرش ناچار به ترک تحصیل گردید و به شغل امامت روی آورد تا خرجی عائله پرشمار پدرش را بدهد.< مصائب نقی >😆😆
نقل است سمی که معتصمِ ملعون با آن امام نقی را از پای درآوردند بسیار قوی تر از سمی بود که با آن حضرت جواد را به فاک دادند، دلیلِ این امر این بود که خواندن نبوّت مثل پشه که به پیفپاف عادت میکند، به تدریج در برابر سمها مقاومت بیشتری پیدا میفرمودند.😆😆😆🤣
روزی شخصی یهودی زره امام نقی (ع) را برداشت امام به نزد قاضی شکایت کرد. قاضی از امام پرسید: شاهد داری؟ امام فرمود: نه! قاضی هم زره را به یهودی داد! اما هر چه قاضی و امام انتظار کشیدند تاآن یهودی مسلمان شود، نشد که نشد! همینکه یهودی خواست با زره برود، امام و قاضی کتک مفصلی به او زدند و زره را از او پس ستاندند!😆😆😆🤣
روزی ریاضیدانی مارقوف نام بر امام نقی (نق) وارد شد. امام فرمودند : تو چه کاره ای؟ مارقوف : ریاضیدان هستم. امام : که چه شود ؟ مارقوف : علم اعداد است . امام در حالی که نیم خیز شده بودند و دست به سمت شمشیر میبردند : که چه شود ؟ مارقوف با ترس و لرز : اعداد را میشمارد. امام در حالی که شمشیر به دست به دنبال مارقوف میدوند : که چه شود ؟ مارقوف : که بشمارم هر کس در روز چقدر سهم امام به شما می دهد. امام در حالی که با لبخندی بر لب به مارقوف آب انگور تعارف میکردند فرمودند : آورین آورین !
- امام و علم ریاضیات – شاخه زنجیره مارکوف. نوشته مارقوف نقوی
در روایات متعدد آمده است که امام همچون سایر ائمه و اجداد خود فردی مهربان بوده و به دستگیری مستمندان تاکید فراوان داشتند به طوری که مستمندی در سامرا نبود که امام او را دستگیر ننموده و در زندان به وی تجاوز نکرده باشد.😆🤣
اندر کرامات امام نقی (ع)، شیخ طوسی مایل به قهوه ای
آیا میدایند که شیعیان همه ساله از اول محرم بر سر و سینه میکوبند تا لحظهی شهادت امام حسین علیه السلام و همین که خیالشان راحت شد که حسین دیگر کشته شده به خانه میروند و با خیال راحت میخوابند؟ - از سری فکتهای شیعه ریده
*******************************
گلچین احادیث ناقورا (۲)
نوشتهشده در دسامبر 6, 2011 توسط naghipajouh سایمون - یعنی چایی هم ندارید!!؟؟ + نه، خیلی دیر رسیدی، ظرفها رو هم شستیم - حداقل یه حبه قند بده دلمون خوش باشه + بابا میگم هیچی ندارم، این عزادارها کل حسینیه رو لیس زدن، اِ اِ چیکار میکنی !!؟؟ - حسینیه ای که نه غذا داره نه چایی باید بول کرد بهش ( و نقی مشغول بول کردن به حسینیه شد) {امام و معضلات غذای نرذی!}
یکی از صحابه :
” اگر قیمه ندارید، لااقل شیر گرم بدهید”
از فرمایشات تاریخی و جانسوز امام پس از آنکه فهمید غذای هیئت تمام شده.
گفتنی است این جمله امام چنان آتشی بر دل ها زد که مردم برای لحظاتی وی را نگریستند و سپس دوباره به خوردن مشغول شدند. كلب آستان نقوي : - پس خیالم راحت باشه نقی جان؟ ما کلا هفتاد و دو نفر بیشتر نیستیما! + آره، برو خیالت راحت. می فرستشمون همونجا میان کمکت. آخرین گفتگوی حسین و نقی(ع) جهت توافق بر سر فرستادن هفتاد هزار فرشته جنگجو از سوی حضرت(ع). {سیره نقوی، در باب “نقی خدعه می کند”}
سوگلي النقي : امام نقی : روزي كه ما ظهور كنيم، در ايام محرم به جاي اين ايستگاههاي صلواتي، دكه ميزنيم كنار خيابان، به مردم ليوان ليوان آب انگور نذري ميدهيم.
Emam Hamam: آیا میدانید از مطبخ بیت امام النقی در ایام محرم هیچ دودی بلند نمیشد و ایشان به همراه اهل و عیال در کوچه پس کوچه های سامرا بدنبال غذای نذری بودند؟آیا میدانید امام النقی همواره در پایان ماه محرم اضافه وزن پیدا میکردند؟ و ایشان مانند خرس قطبی از این چربی اضافی در دیگر ماههای سال استفاده میکردند.آیا میدانید امام النقی شامه ای قوی داشتند که بوی غذای نذری را از 20 فرسخی حس میکرد؟
نقی نقوی : امام نقى در روز ناقورا براى فرار از ميدان جنگ، خودشان را به موش مردگى زده و با بلعيدن يك مشت قرص اسهال، زمين گير شده و خيمه مبارك را به گند كشيدند. روايت است سربازان عباسى بعد از ورود به خيمه حضرت و مواجه با ان صحنه رقت انگيز در جا مسموم شده و به هلاكت رسيدند. امام نقى با همين تاكتيك ساده از مهلكه ناقورا جان بدر برد و به امامت رسيدند. (امام نقى و پدافند عامل - منبع: ناقورا ليكس)
شیخ علامه مجلسی : آیا میدانید امام حسین در دقیقه ۳۰ مبارزه تصمیم به فرار و عقب نشینی کرد اما لشکر شیعیان متاسفانه به دلیل سنگین بودن علم حضرت عباس و گیر کردن آن به ماشین های پارک شده کنار خیابان نمیتوانست سرعت لازم را داشته باشد. نقل است امام حسین برای خلاصی از این مشکل حتی اقدام به قطع کردن دستان آن مظلوم فرمودند لیک قمر بنی هاشم با استفاده از دندان به حمل علم ۷۹ تیغه ۸۵۰ کیلو یی ادامه دادند!!!
گربه روی شیروانی نقی : امام در روز عاشورا بر بام خانه دافهای سامرا میرفتند و از دودکش با صدایی وحیانی و نقیانی تکرار میکردند:حسین به یاری شوهران و پدرانتان محتاج است انها را راهی کربلا کنید هست دست یاریگری که یاریش کند. امام و سواستفاده از توهم های مذهبی.
نقی معلم : مشتی محکم بر دهان یاوه گویانی که می گفتند امام نقی در روز ناقورا شرکت نداشته است: امام در این روز با لباس مبدل و با استتار کامل به جنگ رفتند، منتها با شمردن بخشی از سپاهیان دشمن، خسته شده و طبق محاسبات پیچیده ای دریافتند که تعداد آنها بسیار بیشتر از 72 نفر است، سپس در حالی که هردونیمه خشتک خود را در آن باد شدید محکم چسبیده بودند،سوار بر مرکب خویش شده و پیتیکو پیتیکو کنان از مهلکه گریختند.
سیره نقوی، نقش ریاضیات در محاسبه هزینه و فایده
ابرنق : یکی از دسیسه های بزرگ یزیدیان در روز عاشورا کشتن حرضت عباس پیش از امام حسین (عین) بود که موجب شد حرضت عباس به امامت نرسد چون پیش از امام وقت خود کشته شد! از اینروی حرضت عباس قدرت شفا دادن ندارد و تنها می تواند به کمر شیعیان بد بخت بزند! سوگلي النقي : همانا يك ساعت فكر كردن از هفتاد سال عبادت برتر است (به شرط آنكه آنطور كه ما ميگوييم فكر كنيد.)
گلچین احادیث ناقورا (۱)
نوشتهشده در دسامبر 5, 2011 توسط naghipajouh نقی نقوی : از ما نيست صحابه اى كه در ايام سوگوارى جدمان ابا عبدولا، با يك جفت نعلين به مسجد رود و با ده جفت نعلين اضافى به منزل بازنگردد. (خطابه پرشور امام نقى پس از دزديده شدن نعلين اديداس گرانقيمتشان توسط علويان)
امیر فری ایران: در کتاب جامع الروایات ابن منحرف آمده است که امام نقی (ع) همواره به برگزاری باشکوه عزاداری تاسوعا و عاشورا تاکید داشتند. ایشان یک ماه مانده به محرم مقادیر قابل توجهی برنج از هندوستان وارد کرده و در روزهای عزاداری به چنند برابر قیمت به هیئت های عزاداری می فروختند. نقل است که در همین مورد امام می فرمود”ما هر چه داریم (در می آوریم) از محرم و صفر است” .
نقرس : روزی امام و اصحابش در مسجد بودند که صحابه ای از امام پرسید:اماما، مگر وقتی شیطان به آدم سجده نکرد،خدوند عز و جل اورا از بهشت نراند؟فرمودند: بلی،همینطور است. صحابه پرسید: پس این شیطان رجیم هنگام گول زدن آدم و حوا در بهشت چه غلطی میکرده؟.امام از شدت عصبانیت در شرف انفجار بودند که ناگهان عسگری کوچولو پرید وسط معرکه و عربده کشید :” یا حسین مظلوم” و اصحاب همگی به سر و سینه خود کوفتند و مجلس به حالت روحانی اولیه باز گشت.
ابرنق : نقل است که در روز عاشورا فانتوم های ابابیل برای بمباران لشکر یزید عازم کربلا شدند اما شمر از پیش منطقه را پرواز ممنوع اعلام کرده بود و بدین صورت این شمر ملعون لعن و نفرین ابدی شیعیان را برای خودش خرید!
نقاهت : حضرت در حرکتی نمادین واقعه ی ناقورا را به صورت تعزیه به نمایش در می آوردند. ایشان در لباس شمر در میانه ی میدان اصلی سامرا به گروهی از صحابه ی مظلوم حمله برده و به شدت با ایشان جماع می نمودند و عده ای را هم به دو قسمت تقسیم می فرمودند…روایت است گریه و زاری مردم ناظر تا عرش می رسید…خود حضرت هم در میانه جماع اشک از چشمان مبارکشان جاری بود.
شیخ علامه مجلسی : از امام معصوممان نقی پرسیدند روز عاشورا شما چه میکردید ؟؟؟ ایشان با چهره یی محزون فرمودند : با جمعی از اصحاب برای اسکی به شمشک رفته بودیم ، آخر شب موبایلمو نگاه کردم دیدم بالغ بر ۱۵۰ میسد کال از حسین و عباس دارم با تعدادِ زیادی مسیج که با درخواست کمک شروع شده بود و به سمت فحشهای زشت رفته بود!!! همون موقع زنگ زدم که یزید گوشیو ورداشت … منم دیدم کار از کار گذشته صدامو عوض کردم گفتم منزل آقای محمدی ؟؟؟ صحابه سوال کننده و دو نیم شونده : حتی اگر شتر سواری دولا دولا غیر ممکن باشد، مردمی در سرزمین پارس خواهند آمد که در شب های محرم عرق بخورند، سینه بزنند، در مرکبشان نوحه گوش کنند، سپس با جماع با نامحرم بپردازند در حالی که شانه هایشان زخمی زنجیری است که به خود می کوبند.
سوگلي النقي : به خدا سوگند که این جنگ نبود یک مسابقه و رسم فامیلی و دوستانه بود که در طی ده روز هر ساله بعد از حج انجام میشد. لاکن آن سال تیم حسین در روز نهم یک مدال از یزید جلو افتاد و زین ال عابدین برای وقت کشی دست به تمارض زد !!! یزید هم که از این حیلت تیمهای عربی اطلاع داشت قاطی کرد همهرو کشت !!!
لورنس سامرا: از ابو جاستین تیمبرلیک نقل است که امام نقی بر منبر شد تا ذکر مصیبت شهدای کربلا را گوید. اینگونه آغاز کرد که تعجب میکنم از مردمی که …صحابه گفتند ااَاااه ه ه باز تو شریعتی خوندی؟ امام فرمود یک لحظه خفه خون مرگ بگیرید بذارید کلامم منعقد شه آجغالا. میخواستم بگم تعجب مبکنم از مردمی که سینه میزنند کلا !
ملا نقی الدین سامریقال نقی: ثواب نوشیدن آب انگور در سه شب از سال، افضل از هزار سال است!پرسیدم یابن رسولولا پدرت به فدایم، این سه شب کدامند ؟ فرمود : شب 23 رمضان / شب اول محرم / و در شب عاشورای جد قمه کشم حسین که فضیلتش از هم بیشتر است.
رونق نقی : امام را پرسیدند چه قومی در نزد شما منفور ترند؟فرمود:والله قومی از پارس که سالها بعد خواهند آمد و برای دهان کجی به اعراب محرم را که اول سال قمریست به عزاداری و نوحه خوانی خواهند پرداخت.خوب است که صحابه ما در سالهای آینده جهت مقابل به مثل با این دیوانگان به عزاداری در اول ماه شمسی بنشینند و عید آنها را عزا کنند. آری اینچنین امام کینه جوئی داشتیم ما !
جوانان سامرا که از رفتار گشت ارشادی امام نقی و گیر دادنهای مداوم آن حضرت خسته شده بودند، با همکاری عسگری کوچولو (که خود از رفتار پدر بزرگوار به شدت شاکی بود) مقداری واجبی را با حنای آن حضرت مخلوط کردند و آن بزرگوار هم بدون آن که بدانند آن را برای خضاب کردن ریش و موی سر مبارک استفاده کردند. بعد از آن حادثهٔ شوم آن امام مظلوم مدتها بین مردم و جوانان سامرا به نقی کله سکسی معروف بودند و از آن پس کسی دیگر ندید که امام به جوانی گیر شرعی بدهند. امام و پایان گشت ارشاد😆😆
از جد بزرگوارم حضرت شمقدر شنیدم که از امام نقی (نق) نقل فرمود که تمام شبهاتی که در اصالت نهضت شمقدریه ایجاد شد در یک لغت بود. طرفداران عسگری می گویند دین من دین کامل است .اما منظور حضرت این بود که دین من دین کمل (camel) است.
عسگری کوچولو: بابا جون منم دلم می خواد برم مدرسه! همه دوستام صبح تا شب میرن من همش تنها می مونم!
نقی(ع): نه پسرم، نمیشه. تو قراره امام بشی پس علم لدنی داری، قرار نیست چیزی یاد بگیری.😆😆
اصحاب ذیربط نزد امام نقی علیه السلام آمده و نالیدند که اماما ! برای نجات اقتصاد فلک زده ی سامرا تدبیری بیاندیش، که فنا شدیم.
امام نقی فرمود :غم به دل راه ندهید زیرا سرمایه ای نهفته در سامرا هست که شما از آن بی خبرید!
سپس گور گمشده ی ننه زهرا ۱۸ ساله را کشف المکان نمود.
روزی صحابه عاشق امام نقی خدمت حضرت رسید و عرض کرد دوران حکومت شما در سامرا بهترین بخش از تاریخ این شهر بود .ما رفاه و امنیت را مدیون شما هستیم . امام نقی(ع) سریع او را به دو نیم کرد .اصحاب پرسیدند :چرا چنین کردید ؟ حضرت فرمود :پدر سگ داشت مسخره میکرد.😆
نقل است امام نقی(ع) در لحظات پایانی حیات خویش عسکری کوچولو را در جمع اصحاب فراخواند و فرمود: میخواهم بار امامت را بر دوش تو نهم ! پس نوری از سینه آن حضرت خارج شد و بر عسکری تابیدن گرفت. در همین حال شمقدر و عفیر -شتر و الاغ حضرت- بر آنان وارد شدند و چون حائلی میان امام نقی و عسکری کوچولو قرار گرفتند و نور امامت بر آنان نیز تابیده شد. امام نقی که پس از واگذاری امامت انرژیشان تحلیل رفته بود به گوشه ای افتادند و اصحاب مات و مبهوت مانده بودند که اکنون چه کسی امام است. تایر ابن زاپاس گفت نگاه کنید شمقدر سایه ندارد. پس جمعی از اصحاب به او پیوسته و فرقه شمقدریه را بوجود آوردند. شارژ ابن موبایل به عفیر اشاره کرد و گفت نگاه کنید چه بوی مشک و عنبری از ماتحت عفیر می آید. پس جمعی از اصحاب به او پیوسته و فرقه عفیریه را بوجود آوردند. عسکری کوچولو گفت پس من چی؟ جمعی از اصحاب نیز از روی دلسوزی به عسکری پیوستند و فرقه عسکریه را بوجود آوردند.
و اینگونه بود که فرقه های مختلفی از نقویت انشعاب یافت.😆😆😆
مردی امام نقی(ع) را گفت: یا شمقدر سوار، چگونه است که اینترنت و ماهواره و حجاب را اینقدر کنترل می کنید، اما هیچ گاه اعتبارات دیوار مرزی سامرا برای جلوگیری از قاچاق مواد مخدر را تامین نمی کنید!؟ نقی گفت: همانا ما بهتر تشخیص می دهیم چه برای مسلمین خطرناک تر است.😆😆😆 و ذوالنقار کشید تا دونیمش کند که آن مرد لیزر توی چشم نقی انداخت و گریخت…
روزی امام نقی(ع) برای اینکه جهنم را به طور عملی برای اصحاب مجسم کند، همه آنها را در خانه ای جمع کرد و سپس خود از خانه بیرون آمد و خانه را آتش زد. نقل است چند نفری که زنده ماندند به خاطر ترس از جهنم ، تا آخر عمر گناه نکردند .😆
درس های عملی امام
امام نقی(ع): در عجبم از غیور مردانی که الله را از رگ گردن به خود نزدیکتر میدانند ولی با دیدن عکسی نیمه برهنه نعوظ میکنند.
امام و برهنگی فرهنگی
پیام تبریک امام نقی(ع) به اصغر فرهادی اصغر جان ! صحنه را دیدم .کاش قبل از دست دادن با آنجلینا (که خاک پایش سرمه چشمانم ) او را صیغه میکردی تا به خاطر دریافت جایزه مرتکب معصیت نمیشدی .
امام نقی امروز در کلاس درس خود راجع به فتنه گلشیفته فرمودند: با کاری که این ضعیفه کرد و با برخوردی که پارسیان با وی بکردند, خیالمان راحت شد که هنوز حداقل صد سال مانده تا پارسیان اصول دموکراسی را بفهمند. حالا حالاها میتوانیم به راحتی کشورشان را چپاول کنیم و با علی و حسن و حسین گفتن و داستان ناقورا سرگرمشان کنیم.😆🤣
مردی نقی را گفت: یابن کپسولولله، هزاران سال پیش عرب دختران را زنده بگور می کرد، الان هم که حق رای و رانندگی به دختران نمی دهد که همانا زنده بگوری است! این اعراب که هنوز جاهل هستند، پس بگو اسلام چه سودی داشت؟
امام نقی(ع) گفت: به عنوان آخرین جمله ای که می شنوی! اسلام کاری کرد که پیرزن عجم گاو خود را بفروشد و خرج مکه کند،🤣 تا عرب از شترسواری و چادر نشینی به لامبورگینی و برج نشینی برسد. پس ذوالنقار کشید تا دونیم اش کند که آن مرد با پنجه بکس ضربتی بر ذوالنعوظ زد و گریخت.😆😆
از امام نقی پرسیدند: چرا مسلمانی که از اسلام خارج میشود حکمش مرگ است در صورتی که در قرآن آمده در انتخاب دین خود آزاد هستید؟ نقی گفت: آن آزادی که در قرآن نامیده شده تا قبل از به اسلام در آمدن است و نه بعد از آن! نقی و آزادی در اسلام
یکی از اصحاب بر امام نقی(ع) وارد شد و گفت: ای نقی! حدود یک ماه پیش برای برآورده شدن حاجتم دعایی نوشتی و گفتی آن را زیر بالشت بگذار و روزی چند بار آن را نگاه کن. ولی حاجتم هنوز برآورده نشده. امام فرمود: سهم امام را دادی؟ -بلی :خمس و زکاتت را دادی؟ -بله :صدقه میدهی؟ -آری نقی دستی به محاسنش کشید و چند دقیقه ای فکر و کرد و فرمود: آآآآها، اشکال از بالشته، بالشت رو که عوض کنی دعات هم برآورده میشه! صحابه نیز با چشمانی از حدقه بیرون زده از دفتر امام بیرون آمد.😆
بیانیه امام نقی(ع) به مناسبت فرارسیدن ایام الله شعب ابیطلاب: در این شعب هر که در اثر قحطی هلاک شود شهید محسوب شده و هنگام ورود به بهشت, حوریانِ همیشه سینگل, شاباش های ۱۰۰ دلاری بر سرش خواهند ریخت.
امام نقی: “در عجبم از برخی مردم پارس؛ هنوز نفهمیده اند که ۱۴۰۰ سال است که ما با داستان ناقورا، آنها را تیغ می زنیم، اما همین مردم مدعی هستند باهوش ترین آدم های روی زمین هستند…!”😆🤣
روزی مردی به خانه امام نقی(ع) رفت و گفت: ای امام اگر کسی دزدی کرد از کجای دستش باید قطع شود ؟ امام فرمود :وای بر تو،مگر تو انسان نیستی؟ این چه توحشی است؟ حیوانات هم این کار را نمیکنند . مرد که از ادبیات متفاوت امام نقی جا خورده بود کمی به چهره او دقت کرد و دید اشتباها به خانه مهاتما گاندی سامرا آمده .پس بیرون آمد و به سمت بیت امام نقی رهسپار شد!🤣😆😆😆
روزی جمعی از اصحاب با حالی مضطرب نزد امام نقی(ع) شدند و پرسیدند:
یا نقی! مگر نگفتید همه چیز را مجانی میکنید, پس چه شد؟
امام بزرگوار فرمود: منظورمان این بود که شما را به بهشت می رسانیم. آنجا همه چیز مجانی است😆
مامور سينما: نميشه پسرم، اين فيلم براي افراد بالاي هجده ساله، شما فقط هشت سالته نميشه بري تو.
امام نقي: مردك من امامم! تريپ بالاي هجده سال براي من نيا ! من خودم ختم هرچي جماع و لواطم، چرا نميشه اين فيلمو ببينم؟😆
مامور سينما: من مامورم و معذور ، برو با بزرگترت بيا!
امام خشمگين و ناراحت مينشينند دم در سينما، علم لدني خود را روشن ميكنند و تمام داستان فيلم را با جزئيات براي رهگذران تعريف ميكنند.😆
برای نقی (نق) پیام آوردند که نقی چه نشسته ایی؟ عباسیون با شمشیرهای برهنه امشب قصد جانت کرده اند.
نقی نزد حضرت شمقدر (ش) 😆رفت و پس از مشورت کوتاهی قرار بر آن شد که شمقدر به جای امام در بستر ایشان بخوابد. 😆
شب، هنگام عوض کردن جا نقی متوجه شد که زمین گیر شده و از بستر کنده نمیشود. پس نگاهی کرد و دید عنکبوت به اشتباه به بسترش آماده و او را با تار به زمین میخ کوب کرده است. 😆
امام پس از اینکه چند دست فحش ناموسی آبدار خرج عنکبوت کردند گفتند: زبون نفهم ملعون، ما قرارمان در غار بود، نه اینجا!😆
ایشان که کپ کرده بودند، رو به عباسیون که دیگر وارد بیت شده بودند گفتند: شوشول عسکری را بکنید، نسل امامت را منقرض کنید، اما به من رحم کنید. پس عباسیون به او رحم کردند، آن چه گفته بود کردند و رفتند…😆😆
روزى امام نقى با لباس مبدل ميان مردم رفت و فرمود: بادمجان قلب را نورانى و پوست را سفيد ميگرداند! مردم كه امام را نشناخته بودند به ايشان خنديدند و ديوانه اش خواندند. 😆
روز بعد امام عين همين جمله را با لباس امامت و از بالاى منبر به خورد همان مردم دادند. اينبار جماعت از اعجاز طبى امام بر خود غائط كردند و امام در حالى كه از فراز منبر سر و صورت انها را با بول مبارك متبرك مينمود فرمود به خدا قسم شما جز سوارى دادن به اخوندها هيچ لياقت ديگرى نداريد!
هر که در انتظار حكومت قائم, مبارزه با ظالم را از سر باز کند و درگذرد ، حیاتش همچون حیات اسپرمی است که به مستراح ریخته شود.
حدیثی از امام نقی در باب ارزش زندگی
امامنا نقی (ع) تنها معصومی بودند که معتقد به تغییر اصول و بدیهیات دین بر اساس شرایط بودند. در ذیل بخشی از مصاحبه حضرت با شبکه سامرا تی وی آمده است:
- امام آیا در نظر شما نیز بالاترین گناه یک مؤمن،کفر به الله و رسولش است؟
* خیر این بستگی به شرایط متفاوت دارد.
- (مصاحبه کننده با تعجب فراوان) میشه با یک مثال بیشتر توضیح دهید؟
* برای مثال به ایران بنگرید، با این شرایط بد اقتصادی و سقوط بیرویه ریال، همانا بالاترین گناه، سفر به عتبات عالیات، از جمله حج، کربلا، نجف و… میباشد.
- (مصاحبه گر نیم خشتک دریده) ولی امام، اگر مسلمین به الله و معصومین توکل کنند و اعمال اسلام را بجا آورند، مشکلاتشان حل میشود؟
* خیر.. به شمقدر قسم که اگر پارسیان از فقر و گرسنگی، هوا خورده و کَفّ برینند، الله و معصومین کمکی که نمیکنند هیچ؛ بعید نیست که با خلق یک زلزله، سیل و یا خشکسالی اوضاع آن بیچارگان را بدتر هم بکنند!
در این لحظه برنامه مصاحبه قطع و برنامه علمی گاو داری صنعتی و پشت بند آن مراسم تشیه جنازه شهیدان گمنام از شبکه پخش میشود…
مظلومیت امام نقی (ع) در افشای حقایق و روشنگری ها
نقل است روزی صحابه ای بر حضرت وارد شد، پرسید: ای امام، بهترین مومن در ۱۴۰۰ ساله آینده چگونه فردی خواهد بود؟
حضرت فرمود: آن کسی است که ۳ ماه سال برای ظلم موهومی روا شده بر اجدادم بر سر و فرق خویش میکوبد، اما زمانی که یک برنامه نویس بیگناه کامپیوتر یا یک وبلاگ نویس را در پیش چشمانش میخواهند به دار آویزند، خاطرش حتی ذره ای آزرده نمیشود. یک چنین مومنی.😆
امام نقی مبدع تجربه گرایی بود. او معتقد بود باید بسیاری از باورهای قدیمی را به بوته آزمون گذاشت .برای مثال ایشان وضو می گرفت و سپس می گوزید تا ببیند واقعا وضویش باطل میشود یا نه 😆.مجموعه این تجربیات و مشاهدات جرقه رنسانس و انقلاب صنعتی را در سامرا و بعد ها در سایر نقاط دنیا زد .😆
تاریخ تمدن -ویل دورانت
***************
امام نقی هنگام مناظره با یک آتیست برای اثبات وجود خدا: من به عنوان یک معصوم، هر چه بگویم درست است و من می گویم که خدا وجود دارد! / آتیست : یا نقی، کی گفته تو اولا معصومی، دوما کی گفته هر چی بگویی درست است؟! / امام نقی: خداوند گفته است…! آ/آتیست: ولی ما که هنوز خدا را اثبات نکرده ایم.! /—/
این آخرین جمله ای است که آن آتیست گفت…!!😆
********************************
و آن ديار را سه گونه بچه خوك بودي:
بچه خوك اول، امام خود از مقوا ساختي كه هم در باران وا برود و هم در آتش بسوزد.
بچه خوك دوم، امام خود از چوب بساختي كه در باران وا نرود ولي در آتش بسوزد.
بچه خوك سوم، امام خود از سنگ و آجر و طلا و نقره بساختي و امامزادهاش خواندي. كه نه از باران و نه از آتش گزندي نبيند.😆
آن بچه خوك سوم منم.
شطحيات سقمان قارسي
**************************
تمثال مبارک امام نقی(ع) در دستان دو تن از یاران باوفایش، شمقدر و عقیر.😆
*******************
روزی امام نقی (ع) در غار حرا اعتکاف کرده مشغول عشق و حال بودند. ناگاه هوا تیره و تار شده و نقرییل در افق پدیدار شده و به امام خطاب کرد: بخوان!
امام (ع) فرمودند: گم شو حوصله ندارم.
نقرییل برآشفته بانگ برداشت: عنتر! من به امر پروردگارت به تو میگویم بخوان!
امام لبخندی زده گیتار را برداشته فرمودند: میخونم آخ که دیگه فرنگیس …
نقی و شوخی با بارگاه ملکوت😆
*******************************
هر وقت کسی طرحی برای مبارزه با ظلم بنی عباس پیشنهاد میداد، امام نقی(ع) پای چپش را روی پای راستش مینداخت و در حالی که دندونهایش را با خلال دندون تمیز میکرد، پوزخندی میزد و میفرمود:
دموکراسی خواهی یک پروسه است عزیزم نه یک پروژه !😆
************************
دگر اندیشی از امام نقی پرسید: چگونه است که هر چه شما و جدتان رسولولا میگوئید درست است و باید پذیرفت و اطاعت کرد اما هر چه من و یا سایر مردم میگوئیم اشتباه و خطاست و باید مجازات شویم؟
امام در جواب دگر اندیش گفت: چون من و جدم منطقمان در شمشیرمان نهفته است اما تو و سایرین منطقتان در شک بردن و سوال کردن!
امام نقی و منطق شمشیر😆🤣
****************************
مردی پارسی خدمت امام نقی (ع) رسید و تا اورا دید شروع کرد به فحاشی با صدای بلند بطوریکه صورتش بر افروخته شد و به نفس نفس افتاد… وقتی از کلام افتاد، حضرت با لبخندی به وی بفرمود: حالا علت فحاشی تو چیست؟ مرد پارسی گفت: تو و جدّت محمد رسول الله و سایر معصومین با این دین ننگین و دروغین تان کشورم ایران، این پاره تنم و مردمان نازنینش را به ویرانی و بدبختی کشاندید…
امام با همان لبخند پاسخ داد: ای مرد پارسی قبل از اینکه مشکل را گردن دیگری بیاندازید، آنرا در خودتان جستجو کنید، ملتهای زیادی مورد هجوم فرهنگی و نظامی بیگانه قرار گرفته اند،
اما خود را باز شناختند و وطنشان را دوباره ساختند…مگر آلمان و ژاپن در جنگهای جهانی نابود نشدند، اما کشور و فرهنگ خوب خود را دوباره ساختند… مگر اسرائیلها حتی تا مرز نابودی زبان مادری پیش نرفتند، مگر رومی ها، یونانیان و حتا چنینیها مورد هجوم بیگانه نبودن. اصلا مگر ما به شما گفتیم نوهام مهدی در چاه جمکران است.
شاید مشکل شما این باشد که غرور و خود بزرگبینی اجازه نمیدهد اصل مشکل را در خود ببینید و یا شاید خود را با هوش تر از دیگران میپندارید و هرگز به ذهنتان خطور نمیکند که خودتان نمیخواهید از خرافه و استبداد رهایی پیدا کنید.
مرد پارسی کمی فکر کرد، سر بزیر انداخت و شرمسار یکسره به وطن برگشت. هنگامی که دیگر دوستانش، نتیجه مذاکراتش با امام را پرسیدند، غرور و تکبر ایرانیش اجازه نداد که حقیقت را بگوید و به آنها گفت: حیف که نبودید ببینید نقی را جلوی تمام اصحاب و خانواده اش با غأئط یکی کردم… 😆
دوستانش که از شنیدن این خبر به وجد آمده بودند ابتدا با یک تکبیر بلند و ذکر سه صلوات به او شادباش و خدا قوت گفتند،😆 سپس به جهت شکر گذاری به در گاه الله شروع به پختن چلو خورشت نذری کردند😆 و در همان حین خاک بر سر ریزان و سینه زنان ذکر مصیبت و روضه مولا امام حسین و علی را نیز خواندند.😆
**************************
ای کسانی که ایمان آوردید، جدی جدی ایمان آوردید؟… دیگه آیه نازل نکنیم؟ ردیفه؟
مردی پارسی خدمت امام نقی (ع) رسید و تا اورا دید شروع کرد به فحاشی با صدای بلند بطوریکه صورتش بر افروخته شد و به نفس نفس افتاد… وقتی از کلام افتاد، حضرت با لبخندی به وی بفرمود: حالا علت فحاشی تو چیست؟ مرد پارسی گفت: تو و جدّت محمد رسول الله و سایر معصومین با این دین ننگین و دروغین تان کشورم ایران، این پاره تنم و مردمان نازنینش را به ویرانی و بدبختی کشاندید…
امام با همان لبخند پاسخ داد: ای مرد پارسی قبل از اینکه مشکل را گردن دیگری بیاندازید، آنرا در خودتان جستجو کنید، ملتهای زیادی مورد هجوم فرهنگی و نظامی بیگانه قرار گرفته ا...
پژوهشی در باب فرقه مخوف شمقدریه(که معقدند شمقدر امام یازدم است) و رد سم(!) شمقدر در تغییر مسیر اسلام....!
خلاصه: حضرت شمقدر (س) کیست؟ شمقدریه چه کسانی هستند؟ داستان و استناد امامت شمقدر؛ احادیث امام نقی درباره شمقدر؛ خیانت حضرت شمقدر و مقطوع النسل کردن امام حسن عسگری؛ چرا امام حسن عسگری، فرزندش را از ترس شمقدر در چاه جمکران مخفی کرده اسـت؟!
شمقدر (س) کیست؟! شمقدر، شتر مقدس حضرت امام نقی(ع) است که بسیار نزد امام نقی محبوب و عزیز بود. امام تقی (ع) به عنوان کادوی تولد امام نقی، شمقدر را که شتری شیرخواره بود برای امام نقی خریداری کرد و امام نقی با توجه به افسرگی شدیدش، به این شتر دلبستگی خاصی پیدا کردند و تا آخر عمر امام نقی، با ایشان زندگی کردند.
از امام نقی دو حدیثی وجود دارد که می فرماید:
"هر کس شمقدر را آزار دهد، رسول الله را آزار داده است."😆
و یا امام نقی در جایی فرموده اند: قال النقی: "یا شمقدر ... انت منی وانا منک ... ترجمه : ای شمقدر! تو از من هستی و من از تو هستم "
چرا پیروان مذهب شمقدریه معتقدند که شمقدر، امام یازدهم است؟
اساس و پایه آیین شمقدریه، بر حدیثی از امام نقی استوار است که فرمودنه اند:
"هر آنکس که من مولای او هستم، پس شمقدر مولای اوست»"😆
البته عباسیون و شعیان معتفدند که امام نقی کمی مست بوده اند و تنها می خواسته اند دوستی و نزدیکی خود به شمقدر را به صحابه گوشتزد کنند و منظور امام نقی این نبوده که شمقدر را امام بعدی خود اعلام کنند.
اما شمقدران (پیروان شمقدریه) معتقد هستند که امام نقی هیچگاه آب انگور نمی خورده و هیچگاه سیاه مست نمی کرده که بخواهد چنین سوتی بدهد.
افسار مقدس شمقدر: از امام نقی حدیثی نقل شده که می فرمایند: "انی تارک فيکم الثقلين ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا: بشکه انگور و افسار شمقدری". يعني : من در ميان شما دو چيز گرانبها مي گذارم ، تا به آن چنگ زنید و گمراه نشوید: اين دو چيز گرانبها عبارتند از: بشکه شراب انگور من و افسار شمقدر"😆
معراج امام نقی به همراه شمقدر:
بعد از اینکه خلیفه عباسی از امام نقی طلب معجزه کرد و گفت اگر امام هستی باید بتوانی معجزه کنی، امام نقی مدهی شد که به همراه شمقدر به آسمان هفتم معراج کرده است و شمقدر نیز به عنوان شاهد، در دربار خلیفه عباسی حاضر و شهادت داد.😆
خیانت حضرت شمقدر و مقطوع النسل کردند امام حسن عسگری نقویون معتقدند که شمقدر مسول مقطوع النسل شدن امام حسن عسگری هستند و می گویند زمانی که امام حسن عسگری پشت یک درب بوده است، به در لگد زده و بیضه های امام حسن عسگری در اثر این ضربه، منفجر شده و امام حسن عسگری فاقد فرزند است.😆
همچنین گفته می شود امام حسن عسگری از ترس شمقدر فرزند خود را در چاه جمکران مخفی کرده است.😆
چگونگی امامت شمقدر بعد از شهادت امام نقی: بعد از اینکه امام نقی در پی توطئه خلیفه عباسی به شهادت رسید، برخی از اصحاب به استناد حدیث مذکور به گرد شمقدر جمع شدند و شمقدر خود را امام یازدهم خواند، اما امام حسن عسگری که بسیار عصبانی شده بود، شمقدر را خائن به اسلام دانست و لشکریانی جمع کرد و به شمقدر و اصحابش حمله کرد.
گفته می شود شمقدر و اصحابش از ترس امام حسن عسگری به صحرا فرار کردند و البته برخی از تاریخ نگاران می گویند امام حسن او را در میدان مرکزی سامرا کشته است.
فرزندان حضرت شمقدر(ع): بسیاری از مراجع تقلید، مقام معظم رهبری، حضرت امام خمینی و دیگر بزرگان دین اسلام، همه از فرزندان حضرت شمقدر محسوب می شوند.😆 همانطوری که می بنیید امام نقی کینه شتری شدید دارند که به صورت ژنتیک از حضرت شمقدر به ارث برده اند.
سوره ماست مالی کردن قرعان در مکه نازل شده است ولی در ملک عجم تفسیر و چاپ شد
****
ای آنکسانی که در سامرا به نقی ایمان آوردید [ تفسیر عبدلکریم سروش : منظور از سامرا مردم همه جهان است 😆 ] (1) چه بسیاری را به قتل رساندیم [ تفسیر عبد الکریم سروش : منظور از قتل این است که چه بسیاری را دعوا کردیم 😁 🤭] (2)
چه بسیاری را به زلزله دچار کردیم [ تفسیر محسن کدیور : منظور به آنها گفتیم که در جای زلزله خیز زندگی نکنند 😆 ] (3) بعضی ها را از بعضی های دیگر برتری دادیم [ تفسیر علامه طباطبائی : برتری از نظر ایمان و تقوی منظور است ] (4) و بعضی ها را دچار مصیبت کردیم [ تفسیر علامه جعفری : منظور مصیبت معنوی و آشفتگی فکری است http://l.yimg.com/us.yimg.com/i/mesg/emoticons7/24.gif][/img] (5) الله همه چیز را می داند [ تفسیر عبدالعلی بازرگان : خداوند نیک و بد مردم را می داند] (6) همه را کتک زدیم [ تفسیر عطاالله مهاجرانی : با پر قو آنها را کتک زدند 😮] (7) بعضی ها را هم نتوانستیم کتک بزنیم و فراری دادیم [ تفسیر دکتر شریعتی : منظور آنها را به مسافرت فرستادیم نگارهای از daftarche.com — در دسترس نمیباشد ] (8) تا آنها را آدم کنیم [ تفسیر مرتضی مطهری : منظور اخلاق انسانی است 😆 ] (9)
ای آنکسانی که در سامرا به نقی ایمان آوردید [ تفسیر عبدلکریم سروش : منظور از سامرا مردم همه جهان است] (1) چه بسیاری را به قتل رساندیم [ تفسیر عبد الکریم سروش : منظور از قتل این است که چه بسیاری را دعوا کردیم ] (2) ...
مردان سرپرست زنانند به دلیل آنكه خدا برخى از ایشان را بر برخى برترى داده و [نیز] به دلیل آنكه از اموالشان خرج مىكنند پس زنان درستكار فرمانبردارند [و] به پاس آنچه خدا [براى آنان] حفظ كرده اسرار [شوهران خود] را حفظ مىكنند و زنانى را كه از نافرمانى آنان بیم دارید [نخست] پندشان دهید و [بعد] در خوابگاهها از ایشان دورى كنید و [اگر تاثیر نكرد] آنان را ترك كنید 😮 پس اگر شما را اطاعت كردند [دیگر] بر آنها هیچ راهى [براى سرزنش] مجویید كه خدا والاى بزرگ است (۳۴)
این آیه را هم از روی مصالح اسلامی چندی است که میبینیم با بیشرمی هر چه بیشتر ماست مالی کرده و
سایتهای گرداب (گَنداب) و عمله جهلی هم با جهادی نرم! فعل اضْرِبُوهُنَّ «کتک بزنیدشان» را به «ترکشان کنید» جعل کردهاند.
هر قرآنی که چاپ آن به دو سه سال پیش برگردد را اگر نگاه کنید به درستی «بزنیدشان» یا «کتک بزنیدشان» آمده است.
چند سال دیگر هم لابد میشود:
و [اگر تاثیر نكرد] آنان را ناز و نوازش کرده پس اگر شما را اطاعت كردند [دیگر] ...
و چند سال پس از آن:
و [اگر تاثیر نكرد] آنان را بوس کرده و یک oral sex بروید پس اگر شما را اطاعت كردند [دیگر] ...
نویسنده وبلاگ گمنامیان با آیت الله روحانی تماس گرفته پرسیده آیا میشود خمس و ذکات را خرج پارکی در فرانسه کنند و نام پارک را امام نقی بگذارند؟ آیت الله گفته اگر اسم پارک امام نقی شود اشکال نداره.😆 به این ترتیب آیت الله روحانی نیز به جمع کمپین پیروان امام نقی در فیسبوک پیوسته است!😆😆
همانطوری که می دانید، برای نشان دادن خرافات موجود در اسلام، یک صفحه طنز راه اندازی شده به نام (کمپین یادآوری امام نقی به شیعیان)؛ چرا که یکی از روحانیون شیعه گفته بود که به امام نقی کم توجهی شده و حتی شیعه ها به اندازه کافی به امام نقی بپرداخته اند...!😆
در این صفحه، کاربران، به ذکر احادیثی ساختگی و طنز از امام نقی می پردازند و با وسیله این احادیث، نشان می دهند که چه قدر خرافات در اسلام نهفته است.
حال در اینجا می توانید ببیند که مرجع تقلید شیعه، آیت الله العظمی صادق روحانی نیز به این کمپین پیوسته است...!
من از او استفتا کرده بودم که آیا می توانم از پول خمس و زکات، یک پارک را در فرانسه بازسازی کنم تا شهرداری آنرا به اسم امام نقی کند؟! و او در جواب استفتای من اجازه داده است که مسلمین خمس و زکات خود را برای نوسازی یک پارک اروپایی هزینه کنند، به شرطی که شهرداری اسم آن پارک را امام نقی بگذارد...!
(این صفحه چهارده هزار عضو دارد ولی تعداد خواننده های آن و کسانی که روزانه به آن سر می زنند، ده ها برابر این عدد است، معمولا خوانندگان عادی جرات ندارند که صفحه فوق را لایک کنند، چرا که رژیم ایران بشدت از این صفحه متنفر است...! اما شما می توانید با گرفتن یک اسم ناشناس، در صفحه عضو شوید، در خود صفحه توضیحات کاملی تقدیم شما شده است.)
پی نوشت: من برای گرفتن فتواهای جدید از مراجع تقلید، واقعا دچار مشکل شده ام، مراجع تقلید دیگر راحت خر نمی شوند و جواب استفتاهای مرا نمی دهند، دستم برایشان رو شده است...!
قال نقی(ع): در تمام گیتی ندیدم موجودی را عجیبتر از مسلمانی که مانیتور لپ تاپش را در نهایت ظرافت با اسپری پاک میکند و ماتحتش را بیرحمانه با کلوخ !
***********************************
بزبز قندی با چهره ای گرفته به مسجد وارد شد در حالیکه با پشت سُمش آب بینی اش را پاک میکرد یک راست رفت و روبروی امام نشست و با زبان فصیح عربی به امام فرمود ای پسر رسول خدا شما چرا آب بینی من را کم ارزشترین چیز دنیا اعلام کردید؟زنم همش بهم میگه دماغو، همه مسخره ام میکنند. شما پس فردا سرت رو بذاری زمین بمیری من ازت نمیگذرم، مشغول ذمبه ای، معععععععع امام همچنان با همان لبخند همیشگی و چشمهای گشاد و حالت تعجب، بدون کوچکترین تغییری در میمیک صورت به بز خیره شده بود. بزبز قندی که بر اثر هیجان قندش پایین افتاده بود، امام را خورد!
داستانهای امام مقوا، نسخه پی دی اف😆
**********************************
آیا میدانید امام نقی(ع) اولین امامی بودند که برای انتصاب به امامت شیعیان، از سوی شورای محترم نگهبان رد صلاحیت شدند؟ این در حالی است که قبل تر از آن افرادی مانند زین العابدین بیمار (دچار اسهال مادام العمر)😆، حسن، حسین، باقر، جوات و غیره که خیلی ضایع تر و قراضه تر از امام نقی مظلوم بودند تأیید صلاحیت شده بودند.
*********************************
پوزبند مصونيت است، نه محدوديت.😆
(امام نقي در حالي كه دهان روزنامهنگاران سامرا را ميبستند و قلمهايشان را ميشكستند.)😆
***********************************
نقل است سوسن و دیگر زنان اندرونی امام نقی بعد از اسلام آوردن به شان و مقامی غیر قابل باور و توصیف رسیده بودند. از اینرو بسیار خرسند بودند و از شادی پر در آورده بودند. منتها هر گاه میخواستند پری بگشایند و پروازکی بکنند یا به دیوارِ اندرونی برخورد میکردند، یا به رختخواب امام میرسیدند و یا اسلام رسماً به پرهای ایشان سنگ پرتاب میکرد!
لازم به یادآوری است که بعد از اسلام آوردن عقل و حق ایشان اتوماتیکمالی به وسیله ذوالنقار امام نصف شد!
از شمقدر نقل است روزی 2 تن نزد امام آمدند و هر دو ادعا کردند که شخص مقابل از آنها دزدی کرده است و از امام حکم خواستند...
از آنجا که بذله گویی امام در کهکشانها شهره بود , امام فرمودند گیشنیز اما کسی نخندید
سرانجام امام که حال قضاوت را نداشت فرمان داد تا نقیر دست آن 2 را ببرد تا حقی ضایع نشود...
نقیر به دلیل ناشی گری و بی تجربگی دست آنها را به طور نا مساوی قطع کرد که باعث اعتراض طرفین شد ... تا چند ساعت سعی در برقراری تساوی بین دو طرف کرد که متاسفانه چیزی از آنها نماند...😆
مساوات در اسلام
اسلام به ذات خود ندارد هیچ سودی / بَل در هر ورقش، ضرر نهفته بودی🤣
گویند هر عیب درآن، از مسلمانی توست / ای بیخبر، تا چند تو ردپای جودی*🤣
قرآن و امامان، الله و رسولش / بربست تفکر، بگرفت دلخوشی زودی🤣
جانا سخن حق ز نقی بشنو چون کن / با بول جاری بنما، درین افسانه تو رودی🤣
*جودی: نام کوهی بموصل که کشتی نوح بر آن قرار گرفت .
بر گرفته از منظومه امام نقی (ع)
روزی جمعی از نقویون و علویون به امامت امام نقی به نماز ایستاده بودند. ناگهان از امیرحسین عبدالعلی پور بادی جدا شد. نقی هف خط نمازش را شکست و به او گفت بیشعور نمازت باطل شد. ناقرالعلوم به هف خط گفت تو هم که حرف زدی نماز تو هم باطل شد. حضرت در حالیکه لبخند ملیحی بر لب داشت در دل گفت خوب شد من حرف نزدم که نمازم باطل بشه. ناگهان جبرئیل با سرعت 4g بر سر امام نازل شد و پس گردنی محکمی بر وی زد. امام بدون اینکه نمازش را قطع کند آرام به رکوع رفت و زیر لب فرمود خوب چرا منو میزنی؟ جبرئیل گفت تا حالا چندهزار رکعت نماز خوندی محض رضای خدا یک رکعتش رو با حضور نخوندی سپس انگار که اِجکت شده باشد سقف بیت امام را سوراخ کرد و به آسمان رفت.
امام مشعلی را در پیش دیدگان اصحاب روشن کرده در گودال گل آلود فرو بردند، چون مشعل در آب گل آلود خاموش شد آنرا بدست صحابه دادند و فرمودند : اگر میتوانید آنرا دوباره روشن کنید!، اصحاب هر چه در روشن کردن مجدد آن مشعل خیس سعی کردند نتیجه ای حاصل نشد ، پس عاجزانه از امام پرسیدند حکمت این عمل چیست؟ امام فرمودند: خداوند چنان گودال گل آلودی ساخته که هر روز خورشید را چون مشعلی در آن خاموش میکند و روز دیگر از نو روشن ... 😆شما هم اگر تا فردا صبر کنید این مشعل خشک میشود و دوباره بر افروخته خواهد شد!... بجای ایراد گرفتن از کلام خدا و لجبازی با آیات جدم اندکی در آنها تامل کنید!!!
امام و زوایای پنهان اسلام😆
در کنگره حزب سوسیال دموکرات سامرا در هنگام سخنرانی نقی که با تقبیح جنایتهای معتصم جهان را شگفتزده کرد، یک نفر از میان جمعیت فریاد برآورد: نقی جیگر ، وقتی بیگناهان اعدام میشدند، شما کجا بودید و چه می کردید؟
نقی گفت: هر کس این را گفت از جا برخیزد. جوان برخاست. نقی گفت: شما اکنون در راه مبارزه با ستم چه می کنید؟ جوان گفت: از فیلترشکن استفاده می کنیم، در صف عابربانک می ایستیم و از خرس مویی می کَنیم، در ترافیک زیاد بوق می زنیم، در تاکسی به ستمگران فحش می دهیم، و البته سالی یک بار شبها به پشت بام رفته و سوت می زنیم و فردای آن شب در پیاده روها راه می رویم. امام متفکرانه دستی به چانه اش کشید و زیر لب گفت: خب ما اینقدرها هم ابله نبودیم.😆🤣
لشكريان معتصم اينترنت را به روي لشكريان امام بستند. فرياد الايميل از خيمههاي امام به گوش مي رسيد. صحرا پر از آتش و خون بود. دخت النقي سه ساله گريه ميكرد و از عمويش شمقدر جرعهاي گوگل ميخواست. عرق شرم بر پيشاني مبارك شمقدر نشست. او علمدار امام، سقاي دشت نرقلا و ساقي ويژهي اهل بيت بود. درنگ را جايز ندانست و به سمت نهر القمه روان شد. وقتي به نهر رسيد ابتدا خواست ايميل خودش را چك كند ولي به ياد تشنگي كودكان امام افتاد. پس مشكش را پر از فيلترشكن كرد تا به خيمهها ببرد. در اين هنگام دشمنان به سويش هجوم آوردند. ابتدا پاي راست جلويش را قطع كردند، پاي چپ جلويش را، بعد پاي راست عقبش را و نهايتاً پاي چپ عقبش را. اقا شمقدر مشك را با دندانهاي مبارك گرفتند... اما اميد آقام شمقدر اونوقت نا اميد شد كه... تير اون نا نجيب به مشك اصابت كرد...(گريه حضار)😆
روضه شَمَق بني قادر با الهام از بنياد حفظ و اشاعه امام نقي عليه السلام😆
صیغه مضارعه امام که دید عسگری در فراق ایمیل بی حال و بی هوش افتاده اونو روی دستاش بلند کرد و رو به لشکر پلیس فتا گفت شما دشمن نقی هستین, این طفل معصوم چه گناهی کرده؟ معتصم به یکی از گروهبانهای فتا دستور داد تا جواب صیغه مضارعه رو بده. اونم تیر سه شعبه رو پرتاب کرد و خورد به شوشول عسگری و شد آنچه نباید می شد.
امام نقی مردی را به دو نیم کرد. اصحاب علت را جویا شدند. امام نقی پاسخ داد: این بی ناموس عفت کلام را رعایت نمیکرد. اصحاب پاسخ دادند: اما او تنها سوالات شرعی و فقهی را مطرح میکرد! امام نقی پاسخ دادند: اِ !!! ما فکر کردیم دارد ما را مسخره میکند!😆
(امام نقی و عفت کلام)😆
ﻫﻤﺎﻧﺎ ﺳﺴﺖ ﺗﺮﯾﻦ ﺧﺎﻧﻪ ﻫﺎ ﺧﺎﻧﻪ ﻋﻨﮑﺒﻮﺕ نیست. ﺑﻠﮑﻪ ﺣﮑﻮﻣﺖ عباسیان ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺍﯾﻤﯿﻞ ﭼﮏ ﮐﺮﺩﻥ ﻣﻦ ﻫﻢ ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﺧﻄﺮ ﺑﯿﻔﺘﺪ. یکی از خطابه امام در محضر معتصم عباسی!😆
برگرفته از گودر
این بی ناموس ها چنان اینترنت بر ما بسته اند که یزید آب بر حسین نبسته بود.
طرفداران نظام نقوی به جناح شمقدر و جناح عفیر تقسیم می شدند.😆 آن ها در شب 11 کانون الآخر هرسال ندای "نقی کلفته"😆 را از پشت بام های منازل خود سر می دادند. اخیراً یکی دو سالیست که طرفداران عفیر هلال ماه را دو سه روز دیرتر رؤیت می کنند و 14 کانون الآخر را به پشت بام می روند و شعارهای انحرافی "یا عفیر، سید عفیر" و "شیر سماور، مال شمقدر" را هم اضافه کرده اند!😆
آیا می دانستید آیت الکرسی اولین کرسی شعر تاریخ بود ؟
از سری فکت های آموزنده ی شیعه نقوی!
گنه کرد در بلخ آهنگری ... به شوشتر زدند گردن مسگری
آیا می دانید که این ضرب المثل تحریف شده است ؟؟؟ و اما ضرب المثل اصلی :
گنه کرد در بلخ مسگری ... به سامر زدند شوشول عسکری
<<قیمتِ گوشتِ قرمز به چهل هزار تومان رسید >>
پاشو شمقدر پاشو برو ،کاره تو نیست،برو عفیر رو صدا کن ،
عفیر :امنا نقنا فی القلوبنا شمقدر گفت با من کاری دارید ؟
امام نقی (ع) :عفیر جان من خودم تا زور داشتم فشار دادم ،دیدم صدایی از این نقویون در نیومد ،شمقدر و صدا کردم اونم تا جا داشت فشار داد اما بازم صدایی از این نقویان بلند نشد..حالا تو بیا یه زوری بزن شاید برا تو معجزه کرد این جماعت یه صدایی ازشون در اومد بلکه یه آخی گفتن،😆
می گویند امام از کودکی دعا می کردند که خدایا یه زن به من بده که هیکلش عین جنیفرلوپز باشه و نجابتش شبیه خدیجه کبری. البته از آنجایی که اصولا کار خدا حساب نداره خداوند زنی نصیب ایشان کرد که هیکلش عین خدیجه کبری بود و نجابتش عین جنیفرلوپز. امام نقی و سوسن
امام نقی (ع) در پیش نویس قانون اساسی که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی سامرا به تصویب مجلس رساندند چهار قوه برای اداره کشور آورده بودند: قوه مجریه، قوه مقننه، قوه قضاییه و قوه جنسی!😆 بر اساس این پیش نویس، ریاست قوه جنسی یا «قوه باء» با خود امام نقی(ع) بود.😆 در این قانون اشاره شده بود که تمام قوا دارای استقلال هستند ولی با هماهنگی کامل با «قوه باء» عمل میکنند. نحوه کار به این شکل بود که هر صبح امام که از خواب ناز بر میخواستند ذوالنعوظ مبارکشان احکام همان روز را به ایشان اعلام میکرد.😆
امام فورا جلسه سران قوا را تشکیل می دادند و بر اساس دستورات ذوالنعوظ درخواست وضع قوانین جدید میکردند. قوه مجریه از همان لحظه قوانین مورد نظر امام را اجرا میکرد، قوه قضاییه افرادی را که هفته قبل دستگیر کرده بود به جرم سرپیچی از قوانین اعدام میکرد و سه روز بعد قوه مقننه، قوانین مورد نظر را به تصویب می رساند. مافوق و ماتحت انقلاب – صفحه 22
به خدا قسم اگر یک روز از عمر زمین باقی مانده باشد و خاتم الانقیاء هنوز ظهور نکرده باشد خداوند آن روز را به اندازه هزارسال طولانی خواهد کرد تا خاتم الانقیاء بر نقویون ظهور کرده و نقویت را در همه جای زمین بپراکند سپس باد زمهریر از ناحیه عمالیق خواهد وزید و هیچ جنبنده ای زنده نخواهد ماند مگر آنکه مرده باشد . آنگاه اسرافیل در ذوالنعوذ می دمد و بالتبع ذوالنعوذ هم در دهان اسرافیل می جهد و اسرافیل دچار خفگی می شود و آنگاه همه از نقوی و عباسی و علوی و کافر و ..زنده خواهند شد و به رقص و جماع خواهند پرداخت.😆
امام نقی (ع) رو به اصحابش کرد و با حالتی کنایه آمیز گفت: هر از چند گاهی دسته ای از متعصبین بدونه فکر کردن و درک درست از احادیث این پیج، می آیند و میگویند من و اصحاب من با گفتن چرندیات و یا به زبانی دیگر با چرت و پرت گوئی و استفاده از واژه هائی نظیر بول، غائط،... بصورت طنز به مقدسات آنها و دیگران توهین میکنیم!
من به آنان میگویم که بدونه داشتن تعصب کور کورانه بروند و ببینند الله مدینه در قرآن، جدم رسولولا در سنتش، خلفای پس از وی در دوران خلافتشان و یا پیروان و علمای حدیث نویس آنان چگونه پریشان گوئی و خرافه پراکنی کرده و یا چگونه با توهین به عقاید دگراندیشان و باور های دیگران حتی آنها را تهدید به مجازات، شکنجه و کشتن نیز نموده اند! پس از آن است که با خواندن آن اراجیف، آنها( متعصبین خرافه پرست) خواهند دید که چگونه بر ماتحت و فرجشان علف و خار تیغ دار رشد خواهد کرد!
امام نقی(ع) و پاسخ گوئی به متعصبین دین اسلام و مذهب تشیع🤣
امام نقی هر از چندی به دو وارد بیت میشدند و میگفتند سوسن،بچه ها جمع کنید بریم. الان جبرئیل برام حکم ماموریت آورد دو سال باید بریم مناطق بدآب و هوا . من رو فرستادن عسلویه که دو سال اونجا امامت کنیم. وقتی که سوسن و شمقدر و عفیر و عسگری با غم و ناراحتی شروع به جمع کردن اسباب اثاثیه میکردند امام یکدفعه قارپی میزد زیر خنده و میفرمود شوخی کردم. سپس مانند کودکی بازیگوش روی زمین غلت میزد و میخندید و بول میکرد.
امام نقی در مورد اهمیت پرداخت خمس و زکات در اسلام فرمودند: از مال خود به آن اندازه خمس و زکات بپردازید که وقتی به محتویات کیسه پولهایتان مینگرید، مانند شنیدن مصائب جدّم اباعبدالله ، به گریه بیفتید.😆
بخوريد ردبول را كه همين ردبول اسلام را زنده نگه داشته است!
[امام نقى در حال تقسيم بول قرمز مبارك خود درميان خيل راهپيمايان 22 بهمن]😆
نق و مق کنفرانس بین المللی نقش والای زن در اسلام : امام و حاضران در حال بحث پیرامون مقام والای زن , فرج و مادگی , برجستگیهای زن و شهوت زن و زن مناسب برای مرد مسلمان هستند ...😆
ناگهان خردسالی از ته جمعیت از امام میپرسد : یا نقی ... چند زن تاثیر گذار و دیالوگ دار در اسلام نام ببرید ... امام بیضتی خاراند و فرمود : مادر عمار و یاسر , خدیجه و سوسن را در اسلام داشتیم...😆
خردسال که ول کن نبود پرسید : در غرب اگر زنانی مانند ماری کوری و اپرا وینفیری و بتی ویلیامز و اگنس و .... نبودند .. مسیر دنیای امروز تغییر میکرد و مردم زیادی میمردند لاکن اگر این زنانی که نام بردید نبودند چه میشد؟؟😆
امام به پدر آن کودک اشاره ای کرد که بچه اش را بیرون ببرد ... سپس به تشریح اندام تناسلی زنان و کاربردشان پرداختند...😆😆
-------- کامنت: اون فاطمه زهرای بدبخت رو بگو که همزمان با علی جماع میکرد،با یه سینه به حسن شیر میداد با دیگری به حسین! با یک دست گهواره زینب را تاب میداد و با دست دیگر نان میپخت ،همواره حامله بود و در آخر هم برا اثر پوکی استخوان لای در ماند و همه ی استخوناش پودر شد!
***********************
یقول ابن اکثم دخلت فی امام نقی ،فهو یقلی وکفرنی حتی خرجت منه . ابن اکثم نقل میکند روزی بر امام نقی وارد شدم ،آن حضرت بسیار تقلا کرد و نفرینم کرد تا مجبور شدم خارج شوم .😆
************************
امام نقی (اق)همواره از جدشان امام موسی کاظم به دلیل داشتن 37 فرزند صالح با عنوان کمر بنی هاشم 🤣😆یاد میکردند. بخار الانوار، جلد 3، وسطاش اق: ابرو قشنگ
************************
حضرت خطاب به مردم سامرا : شما یه مدت نماز نخونین تا خدا بهش فشار بیاد مجبور بشه با پیشنهاد من برای کاهش تعداد نمازهای روزانه موافقت کنه .
امام و سیاست فشار از پایین ،چانه زنی از بالا😆
************************
امام نقى در طول عمرشان نقش بسيار ازشمندى در پيشبرد علم بازى نمودند و بسيارى از دانشمندان از ايشان بعنوان پدر علم نوين ياد ميكنند! بطور مثال حضرتش پس از مواجه با داروين، وى را با مينى شمشير عسگرى كوچولو زجركش نمود و سپس جنازه او را سوزانده و خاكسترش را به مستراح ريخت! اهل علم معتقدند اگر اين اقدام روشنگرانه امام نبود، نظريه تكامل براى هميشه به دست فراموش سپرده ميشد و منفعل ميماند.
(امام نقى و زدن كبريت به بشكه باروت دانش)😆
*************************
امام نقی در راهپیمایی سامرا: مسلمانان از مسیحیان بدتر، مسیحیان از مسلمانان بدتر، یهودیان و بهاییان از هر دو بدتر، همه از هم بدتر و همه از هم پليدتر😆، ليکن امروز سر و کار ما با علویان است.
نقل است تعدادی از صحابه پس از شنیدن این سخن به خاطر سوختن مدارهای بخش مقایسه گر نیمکره چپ مغزشان فی المجلس خشتک دریده و قیر ریدند.😆
***************************
امام نقی: به شمقدر قسم که اهمیت درمان اسهال، کمتر از کشف پنی سیلین نیست...! بببینید بیماری اسهال خمینی با ایران چه کرد؟!
امام نقی در سالگرد حماسه بیست و دوم بهمن ماه و پیروزی انقلاب، با جمعی از پژوهشگران دانشکده پزشکی سامرا دیدار کرد و بعد که پزشکان خواستار رهنمود شدند، امام نقی فرمود:
"به شمقدر قسم که اهمیت کشف درمان اسهال، کمتر از کشف پنی سلین نیست...! همانا که اگر اسهال درمان شده بود، فرزند بر حق ما، سید روح الله الموسوی الخمینی، بر کشور ایران چنین شکوفه(!) نمی زد و زندگی میلیونها انسان را به گند نمی کشید...!"
امام نقی و درمان بیماری ها، نگرش تاریخی امام به مساله انقلاب و انفجار😆
****************************
شما چه ميدانيد؟ شايد امامزاده اى ان زير باشذ! محيط زيست مهمتر است يا اهل بيت پيامبر؟😆
(پاسخ امام نقى به كسانى كه خواهان نجات درياچه اروميه بودند)🤣
الف لام خ (١) الخشتك و مالخشتك (٣) و ما ادرئك مالخشتك (٤) هل تشبه الپشتك (٥) كلا فسوف كلا (٦) لا تشبه الپشتك (٧) بل تشبه التشتك (٨) نحن خلقناها من احسن نوع الپارچه (٩) سوف تجرونها جرا (١٠) لماذا تجرونها جرا (١١) يا ايهاالنقييون لا تلمسون خشتكاتكم (١٢) بل فى الوقت المتقاضى (١٣) و ذلك يوم الخامس والعشرون من البهمن (١٤) فهذا يوماً عظيما (١٥) فسوف تتفكرون و تعلمون (١٦) .
صدق الله النقى النقيم 😆
***************************
از ابومنقول نقل است که پیروان فرقه ضاله عفیریه بر آنند که در آخرالزمان جناب عفیر از چاه مستراب منزل امام نقی 😆خروج خواهند کرد و ظالمان جهان را به خاک و خون خواهند کشید. و زمین را پیروان عفیریه به ارث خواهند . پناه بر نقی !
***************************
از امام نقی سوال شد: فرق اسلام با سایر ادیان چیست؟ امام فرمود به راستی فرق که بسیار است...یکی از فرق ها آن است که: سگ که در تمام عالم نمادِ وفاداری است در اسلام عینِ نجاست است🤣 و عنکبوت که همگان آنرا نماد خباثت میداند در اسلام به نیکی یاد شده و مورد احترام است.🤣
اصحاب جملگی جامه دریدند و بر 8دست و پای قُزمیتِ عنکبود بوسه زدند😆
****************************
سم الله النقمان النقيم
الف لام خ (١) الخشتك و مالخشتك (٣) و ما ادرئك مالخشتك (٤) هل تشبه الپشتك (٥) كلا فسوف كلا (٦) لا تشبه الپشتك (٧) بل تشبه التشتك (٨) نحن خلقناها من احسن نوع الپارچه (٩) سوف تجرونها جرا (١٠) لماذا تجرونها جرا (١١) يا ايهاالنقييون لا تلمسون خشتكاتكم (١٢) بل فى الوقت المتقاضى (١٣) و ذلك يوم الخامس والعشرون من البهمن (١٤) فهذا يوماً عظيما (١٥) فسوف تتفكرون و تعلمون (١٦) .
صدق الله النقى النقيم 😆
***************************
از ابومنقول نقل است که پیروان فرقه ضاله عفیریه بر آنند که در آخرالزمان جناب عفیر از چاه مستراب منزل امام نقی 😆خروج خواهند کرد و ظالمان جهان را به خاک و خون خواهند کشید. و زمین را پیروان عفیریه به ارث خواهند . پناه بر نقی !
***************************
از امام نقی سوال شد: فرق اسلام با سایر ادیان چیست؟
امام فرمود به راستی فرق که بسیار است...یکی از فرق ها آن است که: سگ که در تمام عالم نمادِ وفاداری است در اسلام عینِ نجاست است🤣 و عنکبوت که همگان آنرا نماد خباثت میداند در اسلام به نیکی یاد شده و مورد احترام است.🤣
اصحاب جملگی جامه دریدند و بر 8دست و پای قُزمیتِ عنکبود بوسه زدند😆
نقوذر نقاری از قول امام نقی (نق) نقل کرده است که خداوند در معراج به رسولولا فرمودند 4 چیز است که باعث رستگاری مومن شود: اولی را خداوند نگفت تا بهشت با کون فراخی فراچنگ مومنین نیاید. دومی را رسولولا به سبب بعد مسافت در بازگشت از یاد بردند. سومی را مولایمان نقی فراموش کردند و آخری هم از یاد نقوذر رفته بود. 😆😆
کافری نزد امام رسید و عرض کرد: مگر نه این است که در قران آمده که جهان در ۶ روز ساخته شده؟(بقره ،۱۱۱) ولی اکنون تحقیقات علمی نشان میدهد که این زمان خیلی بیشتر از ۶ روز بوده.
امام، نگاهی نقوی در کافری انداخته و فرمودند:ای کافر جاهل، منظورِ خداوند ۱۰ به توانِ ۶ روز بوده نه ۶ روزِ خالی !😆
و متقابلاً پرسیدند: شما کفّار منظورِ خدا را بهتر میفهمید یا ما علما؟! و آن کافر را به سبب معطلی در جواب دادن به سوال، بی درنگ به ۲ بسته ۳ تایی و ۱ یکی تقسیم کردند.
پول رسمی سامرا شدیدن بی ارزش شده بود ،حتا اقتصادان های عباسی هم نتوانستند کاری بکنند ،به ناچار نزد امام نقی آمدن ،؟
امام فرمود این همه صفر چیست در پول رسمی و با یک ماژیک همه ای سفرها پاک کرد ،فرمود بفرمایید حالا ،۱ دلار = ۱ دینار سامرا شد ،بعد از معجزه اقتصاد ها همه خشتک دریده عربده کشان به سوی بانک جهانی روان شدند 😆
،(دریای علم اقتصاد و یر به یر کردن نقی )😆
************************************
فاطمه بنت نقد امام نقي را باردار بود. چون درد زادن او را فراگرفت، شبانه به سمت كعبه روان شد. امام كه در شكم مادر نيز از علم و فناوري لدني برخوردار بود چون به مقابل كعبه رسيدند، وسيلهاي را با دستان كوچولويش از ماتحت مادر بيرون آورد و دكمهي آن را بزد😆. ناگاه در كعبه گشوده شد و فاطمه بدانجا رفت تا بزايد. سالها بعد، اين وسيله به ريموت قنترل معروف گشت. 😆
**************************************
از شمقدر روایت است که شبی ایشان با امام نقی (وکم)* آب انگور فراوان خورده بودند. حضرت به شمقدر فرمودند در عجبم که جدم علی که در نماز تیر از پایش می کشیدند بس که غرق در معنویت بود، چگونه در همان نماز حواسش به اطراف بود که انگشتری بر سائلی دهد! 🤣😆نمی فهمم! سپس فرمودند: ای شمقدر این صحبتها پیش خودت بماند ها!