sonixaxشبهای بیابان خیلی سرد است.
درسته ولی شما نخست بلوز خودرا میسوزانید نه که هرچی دارید درآرید
!
sonixaxشبهای بیابان خیلی سرد است.
درسته ولی شما نخست بلوز خودرا میسوزانید نه که هرچی دارید درآرید
!
homayounدرسته ولی شما نخست بلوز خودرا میسوزانید نه که هرچی دارید درآرید !
فانتزی بود دیگه!!!
homayounدرسته ولی شما نخست بلوز خودرا میسوزانید نه که هرچی دارید درآرید !
نه، نخست باید شورت را سوزانید، چون نخی و آتش گیر تر است.
از آموزه های کمپ های فرازیست!
🚽
•
مزدك بامدادنه، نخست باید شورت را سوزانید، چون نخی و آتش گیر تر است.
از آموزه های کمپ های فرازیست!
okay,nun,koennen Sie es mir sagen? :D
was hat er gemacht?
homayounokay,nun,koennen Sie es mir sagen? :D
was hat er gemacht?
Nicht so eilig!
Lassen wir die Leute mal überlegen !
let them think!
مزدك بامدادکاروانی در سده ی بیستم، میانه بیابان بی اب و گیاهی، لاشه ی لخت
مردی را می بینند که یک چوب کبریت شکسته در دست گرفته است.
رویدادی را که به این فرجام انجامیده است، با نگرش به فرنودسار و شدنی ها ، بازگو کنید.
•
پارسیگر
پاسخ چیستان در چهره ی نگاره:
c = چ
x = خ
â = آ
•

خیلی دیگه تخیلی بود مزدک گرامی
😜 !!
Anarchyخیلی دیگه تخیلی بود مزدک گرامی
ولی شدنی !
•

افلاتون : سُقرات حاصل ضربِ دو شماره یِ پرهامیِ بزرگتر از 1 و کوچکتر از 100 را به من گفته.
اریستو : به من نیز جمع آن دو شماره را گفته.
افلاتون : نمی توانم آن دو شماره را بیابم.
اریستو : می دانستم که نمی توانی.
افلاتون : می دانستی؟ پس بدان که آن دو شماره را یافتم.
اریستو : پس من نیز آن دو شماره را یافتم.
چیستان: ۵ تا فیل چجوری توی یک فلوکس قورباقهای مینشینند؟
Theodor Herzlچیستان: ۵ تا فیل چجوری توی یک فلوکس قورباقهای مینشینند؟
عاغا تکراریه که 😬 ، 2 تا جلو 3 تا عقب
😜 !!
یک آگهی تبلیغاتی هر روز به خانهتان میآید در این مورد که فلان شرکت میتواند بورس را پیشبینی کند و برای اینکه شما را متقاعد کند 7 بار بورس هفتهی آینده را پیشبینی میکند و از قضا پیش بینیهایش درست هم از آب درمیآیند. شما از طریق این شرکت سرمایهگذاری میکنید و از شانس بد شما همان دفعهی اول پیشبینیِ او نادرست از آب درمیآید و تمامِ سرمایههایتان بر باد میرود، جه اتفاقی افتاده؟
Anarchyعاغا تکراریه که ، 2 تا جلو 3 تا عقب !!
خوب حالا ده تا چه طوری توی یه بنز جا میشند ؟ 😄
Dariushیک آگهی تبلیغاتی هر روز به خانهتان میآید در این مورد که فلان شرکت میتواند بورس را پیشبینی کند و برای اینکه شما را متقاعد کند 7 بار بورس هفتهی آینده را پیشبینی میکند و از قضا پیش بینیهایش درست هم از آب درمیآیند. شما از طریق این شرکت سرمایهگذاری میکنید و از شانس بد شما همان دفعهی اول پیشبینیِ او نادرست از آب درمیآید و تمامِ سرمایههایتان بر باد میرود، جه اتفاقی افتاده؟
شرکت نتایجی را بطور رندم و بطور گسترده برای همه میفرستاده. گویا این روش شیوهیِ موجودی از کلاه برداری ست.
Russellشرکت نتایجی را بطور رندم و بطور گسترده برای همه میفرستاده. گویا این روش شیوهیِ موجودی از کلاه برداری ست.
اگر بخواهیم یک کم بیشتر توضیح دهیم اینطور میشود:
آن شرکت با 128 نفر شروع میکند و به نیمی از آنها پیشبینیِ افزایش سهام و به نیمی دیگر پیشبینی کاهش سهام را میدهد، در هفتهی بعد، نتیج در مورد 64 نفر درست بوده، به نیمی از آن 64 نفر دوباره افزایش سهام را پیام میدهد و به نیمی دیگر کاهش سهام را و همینطور تا 7 بار که تنها یک نفر باقی میماند اینکار را ادامه میدهد، یعنی تنها یک نفر باقی مانده که همه ی پیشبینیهای ارسالی به او درست بوده آن یکی شما هستید.با خود حساب میکنید که احتمال درست بودنِ توام 7 پیشبینی یکدوم به توانِ هفت است و این احتمال بسیار اندکیست، اما دیدیم که چگونه به سادگی میتوان افراد را فریفت.
pulsar
افلاتون : سُقرات حاصل ضربِ دو شماره یِ پرهامیِ بزرگتر از 1 و کوچکتر از 100 را به من گفته.
اریستو : به من نیز جمع آن دو شماره را گفته.افلاتون : نمی توانم آن دو شماره را بیابم.
اریستو : می دانستم که نمی توانی.
افلاتون : می دانستی؟ پس بدان که آن دو شماره را یافتم.
اریستو : پس من نیز آن دو شماره را یافتم.
سخته. یه راهنمایی کوچولو و موثر کنید.
MEHDIسخته. یه راهنمایی کوچولو و موثر کنید.
خب اینطور اساسا غیرممکن است بتوان پاسخ این چیستان را داد. البته من هنوز نمیدانم معنای شمارهی پرهامی چیست ولی گمان نکنم تاثیر زیادی داشته باشد!
Dariushخب اینطور اساسا غیرممکن است بتوان پاسخ این چیستان را داد. البته من هنوز نمیدانم معنای شمارهی پرهامی چیست ولی گمان نکنم تاثیر زیادی داشته باشد!
من سرچ کردم یعنی عدد طبیعی. :) تاثیر که صددرصد داره ولی فکر کنم یک قاعده ریاضی هست که کار رو ساده میکنه و من بلد نیستم. میتونم بفهمم منظور مسئله از نفهمیدن و فهمیدن های سقراط و افلاطون چیه ولی اون قاعده ریاضی که خیلی از اعداد رو حذف میکنه رو بلد نیستم.
MEHDIمن سرچ کردم یعنی عدد طبیعی. :) تاثیر که صددرصد داره ولی فکر کنم یک قاعده ریاضی هست که کار رو ساده میکنه و من بلد نیستم. میتونم بفهمم منظور مسئله از نفهمیدن و فهمیدن های سقراط و افلاطون چیه ولی اون قاعده ریاضی که خیلی از اعداد رو حذف میکنه رو بلد نیستم.
آهان، این پس خیلی تاثر دارد، ببینیم دوستان چه میکنند، اگر نشد من هم شانس خود را امتحان خواهم کرد.
Dariushنمیدانم معنای شمارهی پرهامی چیست ول
پرهام = طبیعت = " پدر همگان"= ابراهیم
شماره ی پرهامی = عدد طبیعی = natürliche Zahlen
•
Dariushخب اینطور اساسا غیرممکن است بتوان پاسخ این چیستان را داد. البته من هنوز نمیدانم معنای شمارهی پرهامی چیست ولی گمان نکنم تاثیر زیادی داشته باشد!
چیزی که در گام نخست به ویر من میرسد این است که
:
١- همفزود دو شماره، میتواند به ما بگوید که آن دو شماره هر دو جفت /تاک یا یکی جفت و دیگری تاک هستند.
بزبان دیگر، اگر همفزود دو شماره تاک باشد، بیگمان یکی از شماره ها تاک و دیگری جفت است
و اگر همفزود دو شماره جفت باشد یا هردو جفت و یا هردو تاک هستند.
٢- هر چندینه ای از بسشماری شماره های نخست prime درست شده است.:
f.e.:
36=2*2*3*3
۳ - شماره ٢ یکی از شماره های نخست است که همزمان، هر فراورده ای را جفت میسازد.
۴- برخی فراورده ها گویا هستند مانند ۳۵ که فراورده چیزی نمیتواند باشد جز ۵ و ۷ ولی
برخی دیگر میتوانند از چند راه بدست آمده باشند، مانند ۳۶ که هم ۳ در ١٢ هست و هم ۹ در ۴
و هم ١۸ در ٢ ...
---> ۶
۵- از چیستان میتوان در یافت که این فراورده گویا نبوده و آگاهی دیگر که همان همفزود باشد،
زوج و تاک بودن یکی از پایه های فراورده را روشن نموده است
۶- از چیستان به گمان من بر میاید که این فراورده تنها از دو راه میتوانسته بدست آید، چرا که
پس از آگاهی از دانسته های آن فیسلوف، این فیلسوف توانسته یکی از گزینه ها را کنار بنهد.
۷- از چیستان به گمان من چنین بر می اید که همفزود جفت بوده
و دو گزینه بجای
مینهاده : هردو شماره جفت و یا هردو شماره تاک، که سپس ، پس از آگاهی از اینکه
فیسلوف دیگر توانسته یکی از گزینه هارا کنار بنهد، این فیلسوف هم توانسته
یکی از گزینه هارا کنار بنهد.
•
تاک = فرد
جفت = زوج
نخست مر = شماره ی نخست = عدد اوَل
همفزود = مجموع
فراورده = حاصل (ضرب)
بسشماری = ضرب ( multiplication )
پارسیگر
pulsarافلاتون : سُقرات حاصل ضربِ دو شماره یِ پرهامیِ بزرگتر از 1 و کوچکتر از 100 را به من گفته.
اریستو : به من نیز جمع آن دو شماره را گفته.
افلاتون : نمی توانم آن دو شماره را بیابم.
اریستو : می دانستم که نمی توانی.
افلاتون : می دانستی؟ پس بدان که آن دو شماره را یافتم.
اریستو : پس من نیز آن دو شماره را یافتم.
نیک نیاندیشیدم, ولی آیا دو مَر, ٤ و ١٣ هستند؟
پارسیگر
خوندن نوشتههای مزدک گرامی چیستان را ۴ برابر سخت تر میکند!😄
Mehrbodنیک نیاندیشیدم[١], ولی آیا دو مَر[٢], ٤ و ١٣ هستند؟
پاسخ خود ا با فرنود بیان کنید.
پروانه ی سود جستن از برنامه نویسی رایانه ای را هم نداریم.
pulsarدرست است.
پروانه ی سود جستن از برنامه نویسی رایانه ای را هم نداریم.
من از برنامهنویسی سود جُستم, ولی نه برای brute force کردن! (:
پروانهیِ بازگویی روش کار هست؟
Mehrbodمن از برنامهنویسی سود جُستم, ولی نه برای brute force کردن! (:
پروانهیِ بازگویی روش کار هست؟
روش خودتان را بیان کنید، مشکلی نیست.
این دو فیلسوف برنامه نویسی بلد نیستند.
پاسخ را باید بدون برنامه نویسی پیدا کنیم.
pulsarروش خودتان را بیان کنید، مشکلی نیست.
این دو فیلسوف برنامه نویسی بلد نیستند.
پاسخ را باید بدون برنامه نویسی پیدا کنیم.
چشم, ولی بی برنامهنویسی هم همین میشد, تنها کمی زمانبَرتر بود.
pulsarافلاتون : سُقرات حاصل ضربِ دو شماره یِ پرهامیِ بزرگتر از 1 و کوچکتر از 100 را به من گفته.
اریستو : به من نیز جمع آن دو شماره را گفته.
افلاتون : نمی توانم آن دو شماره را بیابم.
اریستو : می دانستم که نمی توانی.
افلاتون : می دانستی؟ پس بدان که آن دو شماره را یافتم.
اریستو : پس من نیز آن دو شماره را یافتم.
شیوهیِ فرجامیابی:
١- افلاتون بسشمار (حاصل ظرب) را دارد.
٢- ارستو همفزود را دارد.
٣- ارستو میداند که افلاتون با داستن بسشمار همچنان نمیتواند دو مَر را بیابد.
...
درخورترین نکته اینجا ٣ است که به ما میگوید دو مَر نامبرده نمیتوانند نُخُستمر باشند, زیرا فرآوردهیِ دو نخستمر تنها و تنها به همان دو بخشپذیر خواهد بود, مانند ٥ x ٧ = ٣٥
پس افلاتون مَرهایی را دارد که به بیشتر از یک راه میتوانند فرآورده شوند و برای بدست آوردن همهیِ
آنها ما تنها دو سامهیِ کوچک داریم: همهیِ دو مَرهایی که در بازهیِ ١-١٠٠ بوده و بیش از دو فاکتور داشته باشند:
# Barâye barresiye noxostmarih (primality):
is_prime = lambda a: all(a % i for i in range(2, a))
در سویِ دیگر, همفزود دو مَر, بگوییم ٨ اینگونه بدست میاید:
٨ = ٧ + ١ —> نادرست, زیرا بازهیِ ما از ١ بزرگتر و نه خود ١ است.
٨ = ٦ + ٢
٨ = ٥ + ٣
٨ = ٤ + ٤
٨ = ٣ + ٥
٨ = ٢ + ٦
٨ = ١ + ٧ —> نادرست
که کُد بدست آوردن این هم میشود:
import mathdef poss(x):
ret = [(a,b) for a in range(2, x) for b in range(2,x) if a + b == x];
return ret[:math.ceil(len(ret)/2)]
که با آمایش ایندو میتوانیم همهیِ مَرهایی که ارستو میتوانسته داشته را برونکشیم:
>>> hamfozudhâ = [i for i in range(4, 100) if not any(is_prime(a) and is_prime(b) for a, b in poss(i))]
>>> hamfozudhâ
[11, 17, 23, 27, 29, 35, 37, 41, 47, 51, 53, 57, 59, 65, 67, 71, 77, 79, 83, 87, 89, 93, 95, 97]
اکنون در دنباله:
٤- افلاتون پس از اینکه ارستو میگوید میدانستم نمیتوانی در بیاوری, درمیابد که که دو مَر کدام هستند, ولی چگونه؟
در اینجا افلاتون از سخن ارستو درمیابد که دو مری که همفزود ارستو را میتوانند بسازند, در همهیِ چهرههایِ خود بیش از ٣ فاکتور دارند و تنها
٢٤ مَر بالا هستند که این ویژگی را دارند. پس مَری که او در دست دارد یک سامهیِ افزوده میابد:
بسشمار دو مَری که بشوند آنچه او در دست دارند + همفزود دو مَری که بشوند یکی از ٢٤ مَر بالا.
با در دست داشتن این دو افلاتون درجا دو مر را میابد.
٥- افلاتون میگوید که دو مَر را یافته, ارستو پس از آنکه درمیابد افلاتون توانسته دو مَر را بیابد, او هم آنها را پیدا میکند, ولی چگونه؟
در اینجا بایستی از دیدگاه ارستو بنگریم. ارستو یکی از ٢٤ مَر بالا را دارد و هر کُدام از این ٢٤ مَر فهرستی از بسشُمارهایِ شایند در خود دارند. ب.ن. اگر
مَر همفزود در دست ارستو ٢٣ باشد, بسشمارهای شایند خواهند بود:
23 = (2, 21) 42, (3, 20) 60, (4, 19) 76, (5, 18) 90, (6, 17) 102, (7, 16) 112, (8, 15) 120, (9, 14) 126, (10, 13) 130, (11, 12) 132,
در اینجا همهیِ فهرستهایِ این ٢٤ مَر خواهند بود:
for hamfozud in hamfozudhâ:
print(hamfozud)
for a, b in poss(hamfozud): print((a,b), a*b, end=', ')
print('\n')11
(2, 9) 18, (3, 8) 24, (4, 7) 28, (5, 6) 30,17
(2, 15) 30, (3, 14) 42, (4, 13) 52, (5, 12) 60, (6, 11) 66, (7, 10) 70, (8, 9) 72,23
(2, 21) 42, (3, 20) 60, (4, 19) 76, (5, 18) 90, (6, 17) 102, (7, 16) 112, (8, 15) 120, (9, 14) 126, (10, 13) 130, (11, 12) 132,27
(2, 25) 50, (3, 24) 72, (4, 23) 92, (5, 22) 110, (6, 21) 126, (7, 20) 140, (8, 19) 152, (9, 18) 162, (10, 17) 170, (11, 16) 176, (12, 15) 180, (13, 14) 182,29
(2, 27) 54, (3, 26) 78, (4, 25) 100, (5, 24) 120, (6, 23) 138, (7, 22) 154, (8, 21) 168, (9, 20) 180, (10, 19) 190, (11, 18) 198, (12, 17) 204, (13, 16) 208, (14, 15) 210,...
که فهرست بسیار ترسناکی میشود, ولی در اینجا ما افلاتون کار ارستو را نیز انجامیده, زیرا زمانیکه افلاتون میگوید دو مَر
را یافتم, بسشمارِ در دست وی بباید نمیتواند یکزمان به دو تا از ٢٤ مر فهرست همفزودها بیانجامد. برای نمونه ما داریم:
11
(2, 9) 18, (3, 8) 24, (4, 7) 28, (5, 6) 30,
17
(2, 15) 30, (3, 14) 42, (4, 13) 52, (5, 12) 60, (6, 11) 66, (7, 10) 70, (8, 9) 72,
پس اگر بسشمار نمونهوار ٣٠ میبود, افلاتون نمیتوانست هرگز درآورد که این ٣٠ از ١١ آمده یا ١٧.
تا اینجا درست, ولی چگونه ارستو پس از اینکه در میابد افلاتون دو مَر را یافته, او هم در دنبال میابد؟ در اینجا تنها و تنها یک راه فرنودین بجا میماند, فهرستِ در دست
ارستو باید بگونهای باشد که بجز یکی از مَرهایِ آن, دیگریها همتایِ دوم یا بیشتری در فهرست داشته باشند, که از آنجاییکه افلاتون هیچکدام از
آنها را نگزیده (همچون ٣٠), پس ناگزیر تنها مَر بجا مانده همانْ بسشمار در دست افلاتون باشد; که در اینجا با یک نگاه سرسری این فهرست ویژه را در بالا میبینیم:
11
(2, 9) 18, (3, 8) 24, (4, 7) 28, (5, 6) [strike]30[/strike],
17
(2, 15) [strike]30[/strike], (3, 14) [strike]42[/strike], (4, 13) 52, (5, 12) [strike]60[/strike], (6, 11) [strike]66[/strike], (7, 10) [strike]70[/strike], (8, 9) [strike]72[/strike],
23
(2, 21) [strike]42[/strike], (3, 20) 60, (4, 19) 76, (5, 18) 90, (6, 17) 102, (7, 16) 112, (8, 15) 120, (9, 14) 126, (10, 13) 130, (11, 12) 132,
27
(2, 25) 50, (3, 24) 72, (4, 23) 92, (5, 22) 110, (6, 21) 126, (7, 20) 140, (8, 19) 152, (9, 18) 162, (10, 17) 170, (11, 16) 176, (12, 15) 180, (13, 14) 182,
29
(2, 27) 54, (3, 26) 78, (4, 25) 100, (5, 24) 120, (6, 23) 138, (7, 22) 154, (8, 21) 168, (9, 20) 180, (10, 19) 190, (11, 18) 198, (12, 17) 204, (13, 16) 208, (14, 15) 210,
35
(2, 33) [strike]66[/strike], (3, 32) 96, (4, 31) 124, (5, 30) 150, (6, 29) 174, (7, 28) 196, (8, 27) 216, (9, 26) 234, (10, 25) 250, (11, 24) 264, (12, 23) 276, (13, 22) 286, (14, 21) 294, (15, 20) 300, (16, 19) 304, (17, 18) 306,
...
پارسیگر
مزدك بامداد۷- از چیستان به گمان من چنین بر می اید که همفزود جفت بوده
همفزود بی گمان تاک بوده. چرا که بر پایه ی گمان نیرومند گُلدباخ،
هر شماره ی جفت بزرگتر از دو را همواره میتوان به صورت جمع
دو شماره ی نخست نوشت.
البته ارسطو قطعا خالی بسته، چون سقراط 15 سال پیش از به دنیا آمدن ارسطو شهید شده بود.
خرید اسب
سه مردی می خواهند اسبی را بخرند که بهایش ١۰۰ درهم است، ولی هیچکدام به تنهایی پول بسنده ندارند.
مرد نخست به دو دیگر می گوید: اگر یکسوم پولتان را به من بدهید، ١۰۰ درهم من جور می شود.
مرد دوم می گوید: اگر شما یک چهارم پولتان را به من بدهید، پول من ١۰۰ درهم خواهد شد.
سرانجام مرد سوم می گوید: اگر یک پنجم پولتان را به من بدهید، پولم ١۰۰ درهم خواهد شد.
هر مرد، چند درهم دارد؟
---
mm
https://fbcdn-sphotos-b-a.akamaihd.net/hphotos-ak-ash3/1524816_634318106603391_1019932793_n.jpg
پ.ن.
ابوبکر محمد بن حسین کَرَجی (۹۵۳-١۰٢۹) مزدائیکدان و آب شناس، زادهی کرج است. در ری مزدائیک آموخت و سپس راهی بغداد شد. به دنبال آشفتگی های "سیاسی" در بغداد به زادگاه خود بازگشت و نزدیک ٢۰ سال پیش از ابوریحان بیرونی در گذشت. برخی او را کرخی می نامند (زادهی کرخ پیرامون بغداد). کرجی رویکردش به "ریاضی" ِ یونان بود و وارون "ریاضی" دانان آن زمان به "ریاضی" هند کمتر بها می داد. چیستان زیر در یکی از ماتیکانهایِ بجا مانده از کرجی به نام "الکافی فی الحساب"، نوشته شده است.

پارسیگر
Mehrbodمرد نخست به دو دیگر می گوید: اگر یکسوم پولتان را به من بدهید، ١۰۰ درهم من جور می شود.
درست 100 درهم خواهد داشت یا شاید بیشتر؟
Mehrbodسه مردی می خواهند اسبی را بخرند که بهایش ١۰۰ درهم است، ولی هیچکدام به تنهایی پول بسنده ندارند.
مرد نخست به دو دیگر می گوید: اگر یکسوم پولتان را به من بدهید، ١۰۰ درهم من جور می شود.
مرد دوم می گوید: اگر شما یک چهارم پولتان را به من بدهید، پول من ١۰۰ درهم خواهد شد.
سرانجام مرد سوم می گوید: اگر یک پنجم پولتان را به من بدهید، پولم ١۰۰ درهم خواهد شد
هرچند همچندی ساده ای است
a+1/3b+1/3c=100
b+1/4a+1/4c=100
c+1/5a+1/5b=100
سپس از همچندی دوم و سوم b و c را بدست آورده
در همچندی نخست میگذاریم و پس از کار روی همچندی و چند بار شماره گذاری همه بدست میاید!
پارسیگر
homayounهرچند همچندی ساده ای است
a+1/3b+1/3c=100
b+1/4a+1/4c=100
c+1/5a+1/5b=100
سپس از همچندی دوم و سوم b و c را بدست آورده
در همچندی نخست میگذاریم و پس از کار روی همچندی و چند بار شماره گذاری همه بدست میاید!پارسیگر
داشتن ایده درست برای حل چیستان کافی نیست. شما چرا کار رو نیمه کاره رها می کنید؟ پاسخ چیستان را ننوشتید.
MEHDIداشتن ایده درست برای حل چیستان کافی نیست. شما چرا کار رو نیمه کاره رها می کنید؟ پاسخ چیستان را ننوشتید.
پاسخ شما چیست مهدی جان؟
MEHDIداشتن ایده درست برای حل چیستان کافی نیست. شما چرا کار رو نیمه کاره رها می کنید؟ پاسخ چیستان را ننوشتید.
از روی نداشتن رایانک (ماشین حساب مهندسی؟) در آن زمان.
پارسیگر
Mehrbodخرید اسب
سه مردی می خواهند اسبی را بخرند که بهایش ١۰۰ درهم است، ولی هیچکدام به تنهایی پول بسنده ندارند.
مرد نخست به دو دیگر می گوید: اگر یکسوم پولتان را به من بدهید، ١۰۰ درهم من جور می شود.
مرد دوم می گوید: اگر شما یک چهارم پولتان را به من بدهید، پول من ١۰۰ درهم خواهد شد.
سرانجام مرد سوم می گوید: اگر یک پنجم پولتان را به من بدهید، پولم ١۰۰ درهم خواهد شد.هر مرد، چند درهم دارد؟
حل به روش کرامر:
a=52
b=68
c=76
MEHDIمن هم با اجازه mehrbod یک چیستان عملی در اینجا می نویسم. این چیستان را سال ها پیش خوانده بودم شاید برای بعضی ها تکراری باشد:
سه بطری را به طور ایستاده روی میز یا زمین صاف قرار دهید، طوری که هر یک از آن ها راس یک مثلث متساوی الاضلاع را تشکیل بدهد. فاصله بطری ها از یکدیگر باید کمی بیش از طول یک کارد غذاخوری باشد.
حال با استفاده از سه کاردی که در اختیار دارید یک سطح صاف را بر روی بطری ها تشکیل دهید به طوری که هیچ یک از کاردها با زمین تماس نداشته باشد و بتوان بر روی سطح ایجاد شده لیوان پر از آبی قرار داد.
لطفا وقتی چیستان را حل کردید از آن عکس بگیرید و اینجا قرار دهید.

حالا کسی می تواند با چهار لیوان و چهار کارد یک سطح صاف را بر روی بطری ها تشکیل دهد تا بتوان لیوان آبی را بر روی آن قرار داد؟

آن چیست که همه مَرد ها دارند. (قاعدتا باید داشته باشن :-) )
3 حرف هست
حرف اولش « ک » هست
حرف آخرش « ر » هست
آن چیست؟ :-) خیلی ساده ست
5سیب در یک سبد است. و 5 نفر دور سبد هستند. چجوری این 5 سیب را بین 5 نفر تقسیم کنیم که : 1- به هر نفر یک سیب کامل برسد. 2- یک سیب در سبد باقی بماند!
یه نفرآن چیست که همه مَرد ها دارند. (قاعدتا باید داشته باشن :-) )
3 حرف هست
حرف اولش « ک » هست
حرف آخرش « ر » هست
آن چیست؟ :-) خیلی ساده ست
خیلی ها هم بی کار هستند !!!
یه نفر5سیب در یک سبد است. و 5 نفر دور سبد هستند. چجوری این 5 سیب را بین 5 نفر تقسیم کنیم که : 1- به هر نفر یک سیب کامل برسد. 2- یک سیب در سبد باقی بماند!
به چهار نفر یکی یه دونه سیب میدیم به نفر آخری سب رو توی سبد میدیم!!!!
آخه اینها هم شد چیستان ؟!
sonixaxآخه اینها هم شد چیستان ؟!
در حد مهدکودک بود :-)
اگر راست میگی اینو جواب بده :-)
آن چیست که اینقــــــــــــــدره و دُم درازش اینقـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدره؟
:-)
یه نفردر حد مهدکودک بود :-)
اگر راست میگی اینو جواب بده :-)
آن چیست که اینقــــــــــــــدره و دُم درازش اینقـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدره؟ :-)
پس بیخود نیست دانشجوهایِ ما این اندازه بیسواد اند, استاد که این باشد!
😉 ((:
Mehrbodپس بیخود نیست دانشجوهایِ ما این اندازه بیسواد اند, استاد که این باشد!
آها.. تقصیر من شد! :-(
خب حداقل برای کودکان کودکستان که بی اندازه با سوادم! پس کودکانی بسیار باسواد و باهوش داریم که دلیلش وجود من و امثال من هست 😜
6 مکعب مستطیل(مثلا جعبه کبریت) را طوری قرار دهید که هر مکعب فقط با دو مکعب دیگر مماس باشد. مماس بودن هم یعنی تمام یا بخشی از سطح مکعب با تمام یا بخشی از سطح مکعب دیگر در تماس باشد. تماس یک گوشه یا لبه تماس محسوب نمی شود. همچنین آرایش مکعب مستطیل ها باید متکی به خود باشد و نباید به وسیله دست یا جسم دیگری نگه داشته شوند.
MEHDI6 مکعب مستطیل(مثلا جعبه کبریت) را طوری قرار دهید که هر مکعب فقط با دو مکعب دیگر مماس باشد. مماس بودن هم یعنی تمام یا بخشی از سطح مکعب با تمام یا بخشی از سطح مکعب دیگر در تماس باشد. تماس یک گوشه یا لبه تماس محسوب نمی شود. همچنین آرایش مکعب مستطیل ها باید متکی به خود باشد و نباید به وسیله دست یا جسم دیگری نگه داشته شوند.
طوری کجا قرار دهیم!؟

شاهکاری دیگر (:

مهربد جان اسم این نرم افزار چی هست؟
یه نفرمهربد جان اسم این نرم افزار چی هست؟
نرمافزار همگاه ئه:
3D Design Gallery of Hot Now Tinkercad
پارسیگر
Mehrbodطوری کجا قرار دهیم!؟
شاهکاری دیگر (:
آفرین. حالا طوری مکعب مستطیل ها را بچین که هر مکعب با سه مکعب دیگر در تماس باشد.
MEHDIآفرین. حالا طوری مکعب مستطیل ها را بچین که هر مکعب با سه مکعب دیگر در تماس باشد.


مزدك بامداد
👍
حالا طوری بچینید که هر مکعب مستطیل با 4 مکعب مستطیل دیگر در تماس باشد.
MEHDIحالا طوری بچینید که هر مکعب مستطیل با 4 مکعب مستطیل دیگر در تماس باشد.
مهربد تا 10 تا مکعبشو بلده. بیخیال. چیستان بعدی لطفا :-)