اصل مثلث جیم
هرگاه دو ضلع از یک مثلث و درز بینشان با دو دایره و عمود بینشان در یک راستا قرار گیرند آندو در هم ادغام خواهند شد.
امام در کلاس هندسه فضایی
طنز و جوک امام نقی
ابولاشی از امام نقی درباره سفر اخیر ایشان به دیار روم پرسید.
امام آهی کشیده و گفت: کوردلان کافر اجازه جماع ما با مجسمه هایشان را ندادند و ما نتوانستیم بسیجی رومی تولید کنیم.
اصول و روشهای تولید بسیجی - انتشارات پنج تن آل وبا
بعد از اینکه شوربای نگهبان حکومت عباسی صلاحیت حضرتش را در احراز مقام امامت رد کرد، امام نقی(عه) بی درنگ مقادیر زیادی از غائط پاکشان را بر سر شریفشان مالیده و فرمودند: انقلاب همیشه با بچه های خودش از همه زوایا جماع می کند.
ما انقلاب کردیم یا انقلاب ما را - انقلاب اسلامی (فصل آخر)
استغفرالله ربی واتوب الیه
ملکوتاستغفرالله ربی واتوب الیه
به دیار بیخدایان پوچ گرا خوش آمدید جناب ملکوت......
thoughtبه دیار بیخدایان پوچ گرا خوش آمدید جناب ملکوت......
از قدیم گفتند باید به قلب دشمنان اسلام نفوذ کنی
ملکوتاز قدیم گفتند باید به قلب دشمنان اسلام نفوذ کنی
کار اینان از اسلام گذشته........منکر خدا هستند......
thoughtکار اینان از اسلام گذشته........منکر خدا هستند......
چون استدلال قوی ندیدند. ما با استدلال های خود به راه راست هدایتشان میکنیم
شما که انشاالله این چنین نیستید ؟
ملکوتچون استدلال قوی ندیدند. ما با استدلال های خود به راه راست هدایتشان میکنیم
شما که انشاالله این چنین نیستید ؟
لعنت بر هر کس که منکر خدا شود.....
در این تالار به خداوند فحاشی میکنند......به بانوان توهین میکنند و حرمت آنان را نگاه نمیدارند.......به امامان و پیامبران دشنام میدهند.....
لعنت خدا بر آنان باد.
thoughtلعنت بر هر کس که منکر خدا شود.....
در این تالار به خداوند فحاشی میکنند......به بانوان توهین میکنند و حرمت آنان را نگاه نمیدارند.......به امامان و پیامبران دشنام میدهند.....
لعنت خدا بر آنان باد.
برادر گرامی .تندروی نکنید.چو آنان نباشید.ما مسلمانیم🌹
اینان همانانی هستند که داعش را پرورش میدهند .از این ها انتظاری نیست 🌹
ملکوتاستغفرالله ربی واتوب الیه
شما هم به اینترنت فیلتر دسترسی پیدا کردین؟
خب حالا اسپم نکنید چندتا جک نقی بگذارید کمی شاد شویم.
ابولاشی با شتاب خدمت امام نقی (ع) رسید.
امام کظم غیظ کردند و به روی مبارک نیاوردند که دردشان گرفته بود، پس شبانه به خانه ابولاشی وارد شد و خدمت زن ابولاشی رسید!
ابولاشی که جرات حرف زدن نداشت، همچنین نمیتوانست خدمت زن امام برسد، در عوض خدمت زن همسایه امام نقی رسید!
شوهرِ زنِ همسایهِ #نقی اینا که از هیبت #ابولاشی واهمه داشت، در جواب خدمت زن پسر خاله ابولاشی رسید.
این چرخه سالها ادامه یافت و تا آنجائی پیش رفت که هیچ کس پدر واقعی خود را نمیشناخت،
و از همان زمان باب شد که مسلمانان همدیگر را "برادر" یا "خواهر" خطاب میکردند!
-------
از کتاب ریشه های #انقلاب سامرا، بخش چگونه ۱۴۰۰ سال چپاندند و هنوز مردم طلب میکنند
حضرت از دادن بیزار بودند ولی برای ابراز اعتراض خود به حکومت عباسی، هر بار به ایشان میداد.
علل لزوم شرکت در انتخابات
عمام برای مهندسی انتخابات به دلخواه خودشان، راهکار ساده ای داشتند. ایشان ابتدا استراتژی انتخاب بین بد و بدتر را بین مردم جا انداخته و بین مردم چو می انداختند که اگر رأی ندهید به نظام و کاندیداهای رادیکال میدان داده اید. سپس هرگاه میخواستند ابولاشی را سرکار بیاورند ابافلفل که از ابولاشی بدتر بود را رقیب ابولاشی میگرداند، سپس حتی عباسیان و یهودیان سامرا به ابولاشی رأی میدادند.
در انتخابات بعد اگر میخواستند ابافلفل را سرکار بیاورند اباسنده که از ابافلفل بدتر بود را رقیب ابافلفل میگرداند و ابافلفل انتخاب میشد، تازه مردم هم بسیار راضی و شاد میشدند.
روایت است که مهندسی انتخابات بهترین سرگرمی عمام بوده و ایشان در این ایام کلی به ریش امت میخندیدند.
امام برای گمراه کردن مردم و رای دهنده ها در یک چرخش ناگهانی لیست کاندیداهای مورد حمایت خود را به شرح ذیل تغییر داد
احمد سگ سبیل
حسین قالپاق
تقی سگ دست
مهدی مشنگه
حسن بی خایه
محمود مفنگی
سلمان تالیور
محمد پیش گولی
ابرایم بی کله
جعفر دراز
مومنان همیشه بعد از گزیده شدن توسط امام با خود عهد میکردند تا دفعه بعد دیگر دم به تله امام ندهند ولی امام همواره با خدعه های جدید آنها را دوباره میگزید. مومنان دیگر به گزیده شدن معتاد شده بودند و خودشان را برای گزیده شدن به امام تسلیم میکردند تا خارششان مرتفع گردد.
دهکده سامرا-عنتخوابات
بی بی دوعالم سوسن کبری که میدانست در بهشت بعنوان عیال امام نقی چند هزار هووی حوری خواهد داشت، هرشب در آفتابه ای که امام نقی با آن طهارت میگرفت، بول میکرد تا نماز امام باطل شود و ایشان به جهنم برود. نقل است که بیبی در حال بول میفرمود: توی یه دیگ با هم بجوشیم بهتره تا اینکه توی حوض کوثر با ۱۰ تا داف بلولیم!
سوسن خبیث است / تالیف ابومعاذ مانکن بن مصعب
امام (ع) مردم سامرا را بهترین ملت تاریخ اسلام حتی در زمان جدش رسولدولا برشمرده؛ به مسئولین توصیه کرد قدر این ملت را که هر چه برسرشان میاوری بازهم در در انتخاباتی بعدی حضور پر شور ی دارند و در پی انتخاب نفراتی هستند که برسرشان کلاه بگذارند را بدانید.
سپس فرمودند :همه چیز ما از این مردم است و همه چیز مردم ازآن ما
هنگامی که امام نقی (ع) در غزوه مکافات به شهادت رسیدند, دو فرشته الهی به نام "نکیر و منکر" بر پیکر مطهر ایشان فرود آمدند.
هنگامی که امام جویای امر شدند فرشته اول عرض نمود: من "نکیر" هستم و آمده ام که ورود شما را خیر مقدر بگویم....
نقی که از بیخ و بن قضیه را اشتباه گرفته بود و گمان کرده بود که آن فرشته در مورد جنسیت خود صحبت می کند, عملیات نشر اسلام را آغاز کرد... که "منکر" از آوانس های منکراتی خود استفاده نموده, و با پس گردنی, امام را به جرم تجاوز و پاره کردن عنف عمومی, به مدیریت زندان اوین ارتقاء داد.
---
گفته ها و ناگفته های #انقلاب...
پ.ن. تو روح اون کسی که #نکیر رو با جنسیتش اشتباه بگیره!
پیام امام نقی به مناسبت درگذشت فیلمساز متعهد، فرج الله سلحشور: فرج نمرد بلکه از یک فاحشه خانه به فاحشه خانه دیگر نقل مکان کرد.
امام هر از چندگاهی به یکی از مؤمنین (در مساجد یا در اردوگاههای راهیان نور یا کاروانهای حج) تجاوز مینمودند و معمولا عادت داشتند ماتحت فرد مورد نظر را با امضا و مهر مخصوص امامتشان متبرک نمایند. جالب آنکه همیشه مؤمن مورد تجاوز قرار گرفته این امضا را سند افتخار خود میدانست و باسن جوهری خود را با افتخار به دوربین های خبری نشان میدادند.
--------------------------------------------------------------------
مفعولین همیشگی، جلد دوم، تجاوزات فیزیکی و فکری
بخدا قسم اگر ساندیس آب انگور را در دست راستم و کیک یزدی را در دست چپم بگذارید باز هم رأی نخواهم داد !
[ امام نقی بعد از انتخابات مجلس عباسیون سامرا ]
بصائر النقوی/ روی جلدش
متواتمحدث ناشناسر با یه چوسکی دستکاری
صحنه: داخل چادر رییس قبیله جذامیان
رییس قبیله (در حال بالا کشیدن شلوارش): از کجا میدونستی من به جذام خشک که واگیر نداره مبتلا هستم؟
امام نقی: ها؟؟ به خدای کعبه سوگند که نمیدانستم!
دیالوگهای ماندگار - نقی پاپیون - سکانس 69
از امام نقی پرسیده شد، بکدام بازی علاقه بیشتری دارد؟
امام: به آن بازی که داور خودش بازیکن بازی باشد، بشرت آنکه آخرسرفتیله پیچ نشود ( کنایه امام به جنتی)
امام نقی همواره باتحیر در مورد مردم ایران می فرمود:
مردم ایران پای پلو و قیمه نذری که می افته حلق خودشون برای اسلام پاره میکنند و حاضرن ساعتها توصف بایستند ولی پای اجرای احکامش که میشه روشنفکر میشند.
صحنه: امام و ابولاشی در غار
- این دیگه چیه؟ اینو باید چکار کنیم الان؟
- چه میدونم والا. طبق بروشور باید الان عنکبوت و کفتر برامون فرستاده میشد...
- بععععععع ........!!
- نقی جان غار رو اشتباه نیومدیم؟
- نه بابا. اون یکی رو که سیصد ساله بروبچ کهف رزرو کردن بیرون هم نمیان. مونده همین.
- نقی جون مادرت یه کاری بکن. الان سربازا میرسن ها...
- بببععععععععع!!!
- ای مرض! حیف که وقت ندارم وگرنه یه جماعی باهات میکردم که صدات در نیاد.
- با جبرییل تماس گرفتی؟
- آره بابا. هرچی ping میکنم به درگاه الهی ارور میده. نمیدونم چه خبره اون بالا.
(جبرییل نفس زنان وارد میشود): بابا شما کجایین؟ گوسفنده پیش شماست؟ بدین من ببرمش الان گند کاری میشه.
- معلومه اینجا چه خبره؟ این چیه واسه ما فرستادی؟
(جبرییل) : چی بگم والا... صاحاب نداره که... واسه ابراهیم جای گوسفند عنکبوت فرستادن اونم کفری شده زده دل و روده اسماعیلو ریخته وسط میدون! بده من گوسفندو ببرم واسش تا گند بالا نیومده...
- پس ما چی؟ کفتر و عنکبوت ما کی میرسه؟
(جبی در حال دور شدن): نمیدونم. خودتون یه جوری با مامورا کنار بیایید. ایشالا سری بعد جبران میکنم!
بوروکراسی الهی – ص
از جمله ابتکارات حضرت این بود که یک مغازه کلید سازی دایر کرده بودند و قفلی را که خدا به دل مشرکین مونث زده بود با شاه کلید خود باز میکردند.
یکی از بزرگترین معجزات امام نقی (ع) این بود که تمام حقه های رمالی ریاضیدانان را با قوانین ساده شریعت برملا کرده بودند.
آن ریاضیدانان ملعون با جادو و جنبل به خورد مردم داده بودند که دو عدد کسری را به راحتی و با مخرج مشترک گرفتن می شود با هم جمع کرد, و همیشه طرفین معادله برابر است؛ ولی امامنا با تدبیر امامانه خود نشان دادند که با مخرج مشترک گرفتن از سوسن و لایشه نه تنها نمی توان آن دو را جمع کرد, بلکه هم قرتی تر می شوند و هم مخرج درد می گیرند! از آن گذشته پس از مدت ٩ ماه طرف سومی هم به معادله وارد می شود!
ایشان همچنین با گرفتن انتگرال از سطح زیر منحنی بیت المال, ثابت کردند که میزان مالیه مسلمین در محور زمان, با محور فقر نه تنها رابطه معکوس ندارد, بلکه میزان پرداختی نذورات به طریق پادلگاریتمی افزایش می یابد, تا جایی که تنها با سوپر کامپیوتر های الهی قابل محاسبه است!
ایشان با این محاسبات پیچیده فصل جدیدی بر ریاضیات گسسته به نام "ریاضت اسلامی" باز کرده بودند که تماما شامل فرمول های پرداخت صدقه به امام امت و رابطه مستقیم آن با سلامت و سعادتمند شدن بود.
---
امام #نقی (ع) و ریاضیات تخمی تخیلی
روزی امام نقی به یکی از پارسیان گفت: «برو ای زنازاده»
او پاسخ داد: «شما مثلاً فحش دادی؟ اما بدان که در قاموس انسانیت، زنا زاده فحش نیست. گیرم پدر و مادری خطا کردند، گناه فرزندی که در انتخاب آن پدر و مادر نقشی نداشته، چیست؟ از طرف دیگر اگر زن و مردی با میل خود با هم رابطه داشتهاند و حاصل آن رابطه هم یک فرزند باشد، چه اشکالی دارد؟ مگر در دین شما این امر نهی شده است؟ لابد ناراحتی شما از این است که آخوندی صیغهی محرمیت را بین آن دو جاری نکرده است؟»
- «پس برو ای فاحشه»
- «در قاموس انسانیت این هم فحش به حساب نمیآید. چون فاحشگی هم نوعی شغل محسوب میشود، هرچند ممکن است در نظر خیلیها شغل پسندیدهای نباشد ولی به قول بزرگی؛ هر خانهای هرچند مجلل و اشرافی، به یک توالت نیاز دارد. چه بسا کسانی که که از سر ناچاری به این شغل تن در میدهند. مثلاً در همین حکومت اسلامی شما اگر آمار بیکاری بالا نبود، آیا آمار فاحشگی پایین نمیآمد؟»
- «پس به تو چه بگویم که فحش محسوب شود؟ چون بالاخره من باید به توی پارسی، یک فحشی بدهم.»
- «از نظر من بزرگترین فحش "آخوند" است. چون همهی رذایل اخلاقی و انسانی از قبیل دروغگویی، فساد، درندهخویی، ریاکاری، بیرحمی و.... را یکجا در خود دارد.»
- با این آخری موافقم.!!
امام نقی، مباحثات و احتجاجات، جلد 57 بخش 11 صفحه 22
7 Likes
ابویابو نقل میکند روزی در محضر امام به بحث درباره کرامات و مقام والای حضرت دلدل اسب علیابنآبطالبی مشغول بودیم که ابوپشکل خشکیده, رییس فدراسیون اسبدوانی سامرا با سرعت از سمت شمال غربی بر امام وارد شد و سخن به گلایه گشود که:
-ای عمه ات به فدایم چه نشسته ای که عسگری کوچولو مسابقات اسبدوانی جام یادگارامام را به غایط کشیده
-با علم لدنی تمام پیش بینی هارا به سخره گرفته است و در ازای مقداری پول به شرط بندها می گوید که کدام اسب برنده خواهد شد
- امام نقی(ع) خنده ای از روی رضایت زدند و فرمودند: حقا که از سلاله پاک پدرانمان است آفرین...آفرین...
سپس رو به ابولاشی کردند و گفتند :فردا با عسگری میرین تو طویله هرچی حیوون مردنی و لاجون هست جدا میکنید تا ببرم تو بازار مال فروشا بندازم به مردم.
امام نقی (ژژ) برای جذب بیشتر جوانان به دین اسلام ویرایش جدیدی از قرآن را به نام قرآن نقید عرضه نمودند که از مهمترین تغییرات آن نامگذاری جدید برخی سوره ها به شرح زیر بود:
سوره (بقره) به سوره (گابی)
سوره (آل عمران) به سوره (بروبچه های دانشکده معماری)
سوره (نسا) به سوره (هات لیدیز)
سوره (انعام) به سوره (شیرینی بچه ها)
سوره (توبه) به سوره (گه خوردم)
سوره (یونس) به سوره (پدر ژپتو)
سوره (هود) به سوره (هواکش )
سوره (یوسف) به سوره (فرج الله سلحشور)
سوره (مریم) به سوره (حاملگی وایرلس)
سوره (انبیا) به سوره (رکتوم)
سوره (مومنون) به سوره (اسکلون)
سوره (فرقان) به سوره (فرغون)
سوره (فاطر) به سوره (قاطر)
سوره (زخرف) به سوره (مزخرف)
سوره (دخان) به سوره (ماری جوانا)
سوره (حشر) به سوره (hot&horny)
سوره (طلاق) به سوره (fucked up marriage)
سوره (فجر) به سوره (22 بهمن)
و سوره (کافرون) به سوره (آتئیست های محترم)
اخبار حوزه- ص 69
13 hrs ·
امام با عر ض تبریک سال نو! .. .سال ۱۳۹۵ را سال فقر بیشتر حکومت بهتر نام نهاد!
کافری از امام پرسید یا نقی! مگر شما تاکتیک دیگری بلد نیستید که همواره از تاکتیک مشابهی برای فریب اهالی سامرا بهره می جویید؟
حضرتش فرمود: برای ملتی که سالهاست به یک شیوه فریب می خورد، رونمایی از تاکتیکهای نوینمان اسراف تدبیر است!
امام و صرفه جویی ها - دور باطل - صفحه 94
جمعی از پارسیان بر امام وارد شدند و به حضرتش معترض شدند که چرا بر منبرش خلیج پارسی را خلیج عربی نامیده است؟ امام نام تک تک آنها را پرسید و پارسیان چنین جواب دادند: اصغر، عباس، رضا، حسین، تقی، جعغر و بعد امام نام فرزندان آنها را پرسید و چنین جوابی گرفت: غلام رضا، زینب، غلام حسین، غلام علی، فاطمه، غلام عباس، علی اصغر و .. سپس امام فرمود: در شگفتم از شما پارسیان که نام عزیزانتان را عربی می نهید و نام خلیج را پارسی می خواهید. ( معیارهای دوگانه پارسیان- همه صفحات)
امام با عر ض تبریک سال نو! .. .سال ۱۳۹۵ را سال فقر بیشتر حکومت بهتر نام نهاد!
ﻣﻨﻘﻮﻝ ﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﺵﯿﺥ ﺍﻓﺘﺎﺑﻪ ﺑﻦ ﻣﺴﺘﺮﺍﻍ ﮐﻩ ﮐﻻﻡ
ﺍﺑﻮﺗﻤﺴﺎﺡ ﺑﻘﺪﺭﯼ ﺗﻨﺪﻭﺑﺮﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺑﻘﺪﺭﯼ
ﺷﺪﯾﺩﺍﻟﺤﻦ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮐﻩ ﻭﻗﺖﯽ ﻣﻄﻠﺐﯽ ﺭﺍ ﻋﺮﺽ
ﺍﻣﺎﻡ ﻡﯿﺭﺳﺎﻧﺪﻧﺪ ﻋﺮﺽ ﺍﻣﺎﻡ ﺗﺎ ﺩﺭﺯ ﻣﺒﺎﺭﮐﺷﺎﻥ ﺟﺮ
ﻡﯿﺧﻮﺭﺩ ﻃﻮﺭﯾﮑﻩ ﺍﻣﺎﻡ ﺍﺯ ﺷﺪﺕ ﺧﻮﻧﺮﯾﺯﯼ ﺗﺤﺘﺎﻥﯽ
ﺏﯿﻫﻮﺵ ﻡﯿﮕﺷﺘﻨﺪ ﻭ ﭼﻧﺪﺭﻭﺯ ﭘﺱ ﺍﺯ ﺑﻬﺒﻮﺩﯼ
ﻭﻗﺖﯽ ﮐﺱﯽ ﺑﺮﺍﻣﺎﻡ ﻭﺍﺭﺩ ﻡﯿﺷﺪﻧﺪ ﻭ ﻡﯿﮕﻓﺘﻨﺪ
.ﻋﺮﺽﯽ ﺩﺍﺭﻡ ﺍﻣﺎﻡ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺳﻮﺭﺍﺥ ﻣﻮﺵ ﻡﯿﮕﺷﺘﻨﺪ تا پنهان شوند.
ﮐﺗﺎﺏ ﺟﺮﺍﺣﺎﺕ ﺍﻟﻨﻖﯽ ﭘﺍﻭﺭﻕ ﻋﺮﺽ ﺟﻠﺪ
اماممان نقی فرمود همانا منفورترین مردم نزد من ده دسته اند و بر هر نقوی فرض است دوری گزیدن ازاینان:
۱- آنها که پشت سر آخوندها فحش ها می دهند ولی برای توجیه آیات غیرانسانی آن به تفسیر آخوند مراجعه میکنند.
۲- متعصب هایی که مرتبن فحش های رکیک به عربها میدهند در حالیکه امامانشان عرب هستند.
۳- مردمانی که میدانند اعمه اطهارشان با زهر کشته شدند و قادر به درمان خود نبودند ولی برای شفا گرفتن به قبرشان دخیل میبندند.
۴- مردانی که با ده ها دختردوست بوده و سکس کرده اند اما هنگام ازدواج بدنبال باکره می گردند.
۵- زنانی که در آیین اسلام بیشترین ظلم برآنان رفته اما بیشترین دفاع ها را از آن میکنند.
۶- دانش جویانی که در فصل امتحانات به یکباره نماز خوان می شوند.
۷- افرادی که در ایام عاشورا و رمضان شراب نمیخورند در حالیکه در روزهای عادی عرق سگی را مثل ویسکی بلک لیبل سرمیکشند.
۸- مدعیان ارج نهادن به سنت های باستانی پارسی که در سفره هفت سین خود غرعان می گذارند.
۹- کسانی که می گویند به خرافات باور ندارند ولی برای تصمیمات مهم زندگی فال حافظ باز می کنند و برای دفع چشم زخم اسپند دود میکنند.
......
امام به اینجا که رسید از مشاهده اینهمه تناقض سر به دیوار کوفته و حدیث نویس را با ذوالنقار به دو نیم کردند.
از وبلاگ بیا تو نق
امام نقی طی بیانه ای عبادی سیاسی جنایی فکاهی سکسی با تبریک سال 95 به مردم غیور بلاد پارس این سال رو سال پارگی ماتحت و مقاومت اسهالی نامید و به مردم قول داد امسال بیکاری رو 3 رقمی و رشد اقتصادی رو ریشه کن و تورم رو همانند ذوالنعوذ مبارکش بزرگتر و بیشتر کند و مشکلات اقتصادی به جای پارگی ماتحت مردم کمرشان رو بشکند.
فرازی از سخنرانی انقلابی و خانمان سوز امام نقی به مناسبت سال جدید
یا متقلب القرون و الاعصار یا مخرب الیل و النهار یا مهوع الحال و الاحوال دست از سر نوروز ما بردار!
نوروزتان میمون!
Agnosticامام نقی طی بیانه ای عبادی سیاسی جنایی فکاهی سکسی با تبریک سال 95 به مردم غیور بلاد پارس این سال رو سال پارگی ماتحت و مقاومت اسهالی نامید و به مردم قول داد امسال بیکاری رو 3 رقمی و رشد اقتصادی رو ریشه کن و تورم رو همانند ذوالنعوذ مبارکش بزرگتر و بیشتر کند و مشکلات اقتصادی به جای پارگی ماتحت مردم کمرشان رو بشکند.
فرازی از سخنرانی انقلابی و خانمان سوز امام نقی به مناسبت سال جدید
امام حسین گفت.اگر دین ندارید.حداقل ازاده باشید.
بی شرف نباشید.بی بته نباشید.
سوالی دارم از شما.اگر یکی بیاد به پدر شما فحش خانواده و دری بری بده.شاید از نظر همون فرد پدر شما کثیف ترین فرد روزگار باشه .با اینحال میگویی ازادی بیان و اینا.؟ اون حق را بهش میدی. با این جوک ها شاید خنجر بر قلب میلیون ها ایرانی میزنی .چون ایرانیان همون تعصب و علاقه ای که روی پدرشان دارد روی امامان نیز دارند
اون شاهین نجفی هتاک شرف داره به شما .
به نظر من شما فرقی با یک هتاکی که کارش صبح تا شب فحش خواهر و مادر دادن به مردم هست .نداری .از همون قماش و تیپ و تباری
ملکوتچون ایرانیان همون تعصب و علاقه ای که روی پدرشان دارد روی امامان نیز دارند
کسی که یک عرب 1400 سال پیش مرده را اندازه والدینش دوست داره و در کل کسی که روی هر چیزی تعصب داره موجود قابل ترحمیه!
امام نقی: ای مردم! من هم بشری هستم مثل خود شما! از جنس شما!
فقط:
در شکم مادرم با او حرف میزنم.
به جای رحم از ران راست مادرم بیرون می آیم.
در هنگام تولد بر خود و خاندانم سلام می فرستم.
از هر گونه خطا و گناه، چه با جسم و چه با ذهنم مصون و معصومم.
بول و غائطم بوی مشک عنبر می دهد.
هستی به خاطر من خلق شده.
هر کس مرا و فک و فامیلم را دوست نداشته باشد حرامزاده است.
هر کس به جد بزرگم ایمان نداشته باشد خونش حلال است.
و در کل این تفاوتهای کوچیک رو که نادیده بگیری، باقیش رو هر جوری نگاه کنی، انگار اصلاً همین خود شما…
فرازی از سخنرانی عبادی سیاسی امام نقی در جمع مردم همیشه در صحنه سامرا
آودهاند روزی امام نقی و مریدان در کوهستان سفر می کردندی و به ریل قطاری رسیدندی که ریزش کوه آن را بند آورده بودی!
ناگهان صدای قطاری از دور شنیده شد. امام نقی فریاد برآورد که جامهها بدرید و آتش بزنید که این داستان را قبلا بدجوری شنیدهام.
مریدان و امام نقی در حالی که جامهها را آتش زده و فریاد می زدند، به سمت قطار حرکت کردندی.
مریدی گفت: «یا امام نقی! نباید انگشت مان را در سوراخی فرو ببریم؟!» امام نقی گفت: «نه! حیف نان! آن یک داستان دیگر است.»
رانندهی قطار که از دور گروهی را لخت دید که فریاد می زنند، فکر کرد که به دزدان زمینی سومالی برخورد کرده و تخت گاز داد و قطار به سرعت به کوه برخوردندی و همهی سرنشینان جان به جان آفرین مردندی.
امام نقی و مریدان ایستادند و امام نقی رو به مریدان گفت: «قاعدتن نباید این طور می شد!» سپس رو به ابولاشی کرد و گفت: «تو چرا لباست را در نیاوردی و آتش نزدی؟»
ابولاشی گفت: «آخر الان سر ظهر است! گفتم شاید همین طوری هم ما را ببینند و نیازی نباشد!»
روزی با امام در بیابان های سامرا به نماز آدم برفی ایستاده بودیم که ماری سفید و سیاه هیس هیس کنان به ما نزدیک شد! امام با معجزه امامانه شان دست راستشان را از چپ به راست تکان دادند و مار خطرناک دور شد.
همه با تعجب به امام خیره شده بودند که امام برگشتند، رو به من کردند و گفتتد: روزی در سرزمین قنبر فارسی مارانی سفید و سیاه حاکم می شوند. سپس ماران سفید و سیاه دیگری ادعای تخت سلطنت آنها را خواهند کرد. با این تفاوت که این گروه دوم قادرند خود را به هر رنگی در بیاورند و خطر نیششان را مخفی کنند!
در همان حال دعای امام مستجاب شد. برف آغاز به باریدن کرد و امام مانند بچه ای سرخوش به جهیدن و دویدن در دشتها پرداختند و دل اصحاب را از شادی لبریز کردند…
امام به منظور اشاعه و ترویج فرهنگ ماله کشی اقدام به برپایی مسابقه بین المللی روشنفکری دینی نمودند. برای شروع فردی را بصورت تصادفی از میان تماشاگران فراخوانده و او را سر بریدند، سپس با زن و بچه اش در انظار عمومی جماع کردند و بعد آنان را نیز قطعه قطعه نموده و بر اجسادشان بول و غائط کردند، سپس رو به ماله کشان فرمودند حالا این را از منظر اسلام توجیه کنید… بازیکن اول شهید مطهری گفت: «در اسلام رابطه انسان و جهان از نوع رابطه کشاورز است با مزرعه و چه زیبا امام این رابطه را نشان دادند، ابتدا مزرعه را با جماع مبارکشان بذر پاشی و سپس با شمشیر خود چون داس درو کردند و در نهایت مزرعه را کود دادند» صحابه متحیر مشغول ربط دادن موضوع بودند که بازیکن دوم دکتر سروش گفت: «من نیز در ورای این عتاب و غلاظ و شداد نوری از رحمانیت دیدم، عمل هرچه که بود ماحصل مقصود است و آن حقیقت اسلام است که می ماند» صحابه همچون عفیر در گل مشغول پیدا کردن معنی عتاب و غلاظ شدند که ناگهان دکتر شرینقی قائطید: «شمشیری که با عشق و خلوص فرود آید درد ندارد، آنچه دل را به درد می آورد نفاق است، ای کاش من هم زیر تیغ عشق میرفتم» صحابه دچار فرج پریشی فلسفی شدند که کدیور رسید و کل ماجرا را از بیخ عوض کرد: «اصلا چه کسی میگوید اینها را امام کشتند؟ اینها عده ای مرتد بودند که به عذاب الهی گرفتار شدند» در این لحظه صحابه که خشتک فنگ شده بودند نعره زنان به سوی بیابان گریختند و امام جایزه ویژه ماله زرین را به خاطر کار تیمی خوب به چهار شرکت کننده اعطا نمودند
سه نفر در تقسیم هفده شتر با هم نزاع میکردند، اولی مدعی بود صاحب نصف شترهاست، دومی مدعی یک سوم آنها بود و سومی مدعی یک نهم. به هر ترتیب که خواستند شترها را قسمت کنند به طوری که به هر کدام قسمت صحیحی برسد، نتوانستند. خصومتشان را به نزد امام نقی بردند. امام نقی شمقدر را به شترهای آنها اضافه کرد و در نتیجه تعداد شترها هجده شد. حضرت ابتدا خمس شترها را که 3.6 عدد میشد، به عنوان مال امام برداشت. دو شتر را به عنوان حق الزحمه خودش، سه شتر را به عنوان مالیات، و یک شتر را هم به عنوان حق الزحمه شمقدر ورداشت. درصدهایی از شترها هم به عنوان عوارض شهرداری سامرا، مالیات بر درآمد، مالیات توسعه فاضلاب و غیره تعلق گرفت. در نهایت تنها یک شتر باقی ماند که آن هم شمقدر بود که دوباره به آغوش امام بازگشت.
عدالت نقوی، نوشته آلت الله شیخ محمدنقی تُستِری (نان برشته کن)
امام نقی (ع) و شمقدر وارد مسجد شدند. در آنجا مردی را دیدند که بسیار سریع نماز میخواند.
امام رو به اصحاب کرد و فرمود: بخدا قسم مثل او مثل کلاغی است که از زمین دانه برمیچیند.
آن مرد نمازش را قطع کرد و گفت: مثل تو مثل فضولی است که در جهنم هم میگوید هیزمشتر است.
امام گفت: مثل تو مثل کسی است که احترام امامش را نگه نمیدارد.
مرد گفت: مثل من مثل کسی است که تو را به غائطش هم حساب نمیکند.
شمقدر امام را کنار کشید و گفت: نقی جون بیخیال. مثل یارو مثل بچه خزانه است و کل کل باهاش خطرناک!
امام: باشه. الان که کار دارم. ولی مثل من مثل کسی است که بعدا دهانت را سرویس میکند ملعون!
مرد: بخواب بابا… مثل تو مثل سیرابی است!
امام: مثل تو مثل کسی است که اگر بیضه دارد میآید دم در مسجد…
مرد: مثل من مثل کسی است که با تیزی خط خطیت میکند…
شمقدر امام را کشان کشان بیرون برده و میگوید: نقی، جان مادرت بیخیال. مثل یارو مثل کسی است که میزند شل و پل میکندت… دعوا بشه مثل من مثل کسیه که نمیاد وسط ها! از الان بگم…
روایت است تا مدتها مثل امام مثل کسی بود که در کل سامرا ضایع گشته بود!
مردی دانشمند از شیعیان آن امام که در زمینهی پالیونتولوژی و انقراض دایناسورها مطالعه میکرد با استفاده از ماشین زمان به دیدار امام نقی شتافت… – یا نقی، جانم به فدایت، دایناسورها چطور منقرض شدند؟
+ دایناسور؟ دایناسور چیست؟
– موجوداتی که در زمانهای پیش زندگی میکردند و الان نیستند.
+ ها؟ ابابیل؟!
– نه ابابیل چیه! موجودات غولپیکری که زمانی روی زمین زندگی میکردند.
+ به خدا قسم که شیطان بر این مرد چیره شده که چنین سوالاتی میپرسد.
-شیطان چیه؟ مگر تو علم لدنی نداری؟ یعنی اصلا نمیدونی دایناسور چیه؟ اصلا میدونی فسیل چیه؟
+ همانا به درستی که کسانی مثل تو که به ما اهل بیت توهین میکنند یا حرام زادهاند یا تخم حیض!
– چرا جک میگی نقی؟ اصلا در ایام حیض نمیشه بچه دار شد که!
+ اگر خدا بخواهد حتما میشود!
– یعنی خدا معجزه هاشو گذاشته واسه دشمنای شما انجام بده؟
+ {صدای حرکت لبهی تیز ذوالنقار -آن یگانه دلیل منطقی امام- به سمت گردن دانشمند}
شبى نقى وارد ضریح امام رضا شد تمام اسكناسها را برداشت و فرار كرد! صبح روز بعد ماموران رضوى امام را دستگیر كرده و به دادگاه بردند. انجا قاضى به حضرت گفت خجالت نمیكشى كه نذورات مردم را دستبرد میزنى؟
حضرت فرمود: بخدا قسم خود امام رضا از قبر بیرون امد و پولها را برداشت و دوباره به قبرش برگشت! قاضى پوزخندى زد و گفت: اخه یك مرده چطورى میتواند اینكار را بكند! امام كه منتظر شنیدن این حرف بود بلافاصله فرمود:چطور یك جنازه پوسیده هزار و دویست سال است كه انواع بیماریها از شاشبند و سوزاك گرفته تا سرطان را شفا میدهد و همه ساله بودجه عظیمى از بیت المال را میبلعد اما نمیتواند از قبرش خارج شود و اسكناسهاى زائران بى خردش را بردارد؟ نقل است كه حضار پس از شنیدن سخنان نقى همگى شاشبند شدند و جهت شفا خود را به ضریح امام رضا دخیل بستند!
اوریانا فالاچی خدمت امام رسیدند و پرسیدند شما برای تضمین دموكراسی و وجود احزاب كه از شاخصه های دموكراسی است چه تمهیداتی در نظر گرفتید؟ امام سریع برگه انتخابات را شپلق كوبیدن رو میز و گفتند نگاه كن ضعیفه...بر روی برگه انتخابات نوشته شده بود:
گزینه اول: اصولگرا
گزینه دوم: عصولگرا
گزینه سوم: اثولگرا
گزینه چهارم: اسولگرا
گزینه پنجم: عثولگرا
سپس نگاهی به اوریانا انداختند و فرمودند: كجای دنیا اینطور آزادی افكار و تعدد اندیشه هست؟ نه واقعا كجا هست؟