"سردار فیروزآبادی"
پاسخ امام نقی به پرسش در مورد اینکه بزرگترین آرزویی که کرده اند چه بوده است
"سردار فیروزآبادی"
پاسخ امام نقی به پرسش در مورد اینکه بزرگترین آرزویی که کرده اند چه بوده است
صحابه ای امام را دید که در زیر آفتاب مشغول شخم زدن بوته های انگور بود. پس جلو آمد و گفت: یا نقی چگونه است که شما شخصا با دستان مبارکتان اینگونه کار و تلاش میکنید؟ حضرت اندکی تامل نموده و سپس درحالی که بیل خود را به آن صحابه میدادند فرمودند: "راست میگویی".
نقل است آن صحابه سالهای سال در باغ امام مشغول بیل زدن بود.
قال النقی :
یه تفریح برای شب جمعه ی مجردا یا متاهل هایی که زنشون پریود شده:
مایع ظرفشویی بمالید دم کونتون بگوزید کلی حباب میاد بیرون اینقد حال میده.
امام نقی و کودک درون
ابو چرت در امام وارد شد و پرسید :
خاله ام به بزغاله ات یا امام مسلمانی واقعی در چیست؟
امام فینی کرده و سپس فرمودند :
مسلمان واقعی هیچگاه دروغ نمیگوید ، به مال کسی دست درازی نمیکند ، کسی را شکنجه نمیکند ، به ناموس دیگری تجاوز نمیکند ، به کسی تهمت نمیزند و.....................
ابو چرت پرسید : پس چرا شما و اصحابتان از صبح تا شب تمامی این بلاهارا بر سر مردم فرود می آورید!!؟
امام سریعا ذولنقار برکشید و وی را به 72 قسمت مساوی تقسیم نموده و سپس در حال پاک کردن ذولنقار با دیشتاشه شان فرمودند :
مسلمان واقعی تقیه کردن را هرگز فراموش نمیکند !
از ابو قراضه اسقاط شده روایت هست روزی امام نقی بالا منبر گفت من شهر علم هستم و زیپ شلوارم درب آن...
یکی از اصحاب پشت قنقور که برداشت بد کرده بود پرسید : حاصل رادیکال 2 را به توان 6 ببریم و با 100 جمع کنیم حد راست و چپ و مشتق تابع در رادیکال فورجه فرد آن با حاصل جمع لوگاریتمش چند می شود؟
امام نقی لبخندی زد و مانند مهران مدیری نگاهی به دوربین کرد و گفت قاعدتا نباید اینطوری میشد و چشمهایش را آرام بست و جان به جان آفرین تسلیم کرد...!!!
حضرت در مصاحبه با خبرنگاران بی بی سی و سی ان ان ضمن رد شایعاتی درباره مخالفتشان با کار کردن زنان فرمودند: کی گفته ما با داشتن شغل و job برای زنان مخالفیم؟ بنده خودم بارها زنان را تشویق به blowjob و handjob و حتی titjob نموده ام. حتی از footjob بانوان هم استقبال میکنیم!!
فتیش الائمه - تالیف حاجیه بانو ساشا گری- ص 69
امام نقی در دیدار با زائران ایرانی: ما ۱۴۰۰ سال است که بر شما سواریم و پائین نمی آیم.
زائران در اتمام صحبت امام دستجمعی شروع به گریه و زاری و سینه زدن شدند.
این دکل دزدان که که میبینی/ مخلصانند، گرد شیرینی//
.
.
امام نقی، قبل از فوت کردن شمعهای کیک تولد در جمع دوستان و صحابه نزدیک به بیت
ﭘﺴﺮ ﺁﺩﻡ ﮐﻪ ﻗﺎﺗﻞ ﺑﻮﺩ(قابیل با بیل زد تو سر هابیل)
ﭘﺴﺮ ﻧﻮﺣﻢ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺑﺪﺍﻥ ﺑﻨﺸﺴﺖ (خاندان نبوتش به فاک رفت)
ﭘﺴﺮ ﺍﯾﻮﺑﻢ ﮐﻪ ﯾﮑﯿﺸﻮﻥ ﺁﺩﻡ ﺑﻮﺩ ﺑﻘﯿﻪ ﺷﻮﻥ ﺷﺎﺭﻻﺗﺎﻥ (ازارازل اوباش کلاش و آش لاش)
11 ﺗﺎ ﺑﺮﺍﺩﺭ ﯾﻮﺳﻔﻢ ﮐﻪ ﺣﺴﻮﺩ ﺑﻮﺩﻥ (فرتی انداختنش تو چاه)
جدم رسول دولا همه که جمال باز بود(بچه باز)
ﺍﯾﻦ ﺍﺯ ﺣﺎﺻﻞ ﺗﺮﺑﯿﺖ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮﺍ ، ﺩﯾﮕﻪ ﺍﺯ ﺑﺎﺑﺎﯼ ﻣﻦ ﭼﻪ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭﯼ ﺩﺍﺭﯾﻦ؟
جواب امام نقی در کلانتری 69 سامرا بعد از دستگیری به جرم عفیر سواری در مستی و لایی کشی و سرعت غیر مجاز و مزاحمت برای نوامیس مردم در سامرا...
قال النقی (کچاب) : اگر تجاوز بد است پس چرا خداوند مریم را سپوخت .
.
اصوا مکافی-صفحه 1+12
امام را پرسیدند: یا نقی! توافق خوب بهتر است یا توافق بد؟
فرمود: توافق بد؛ چرا که میشود آن را دبه نمود و پس از سالها مذاکره به توافق بد دیگری دست یافت.
کیمیای حماقت - نشر کـژ - ص ۹۳
از ابا گوز گوز نکن نقل هست روزی امام نقی در حال سخنرانی بالا منبر فرمودند:
در بهشت شراب هایی وجود دارد که هر چه مؤمنان می خورند مست نمیشوند!
یکی از کفار پرسید : پس چرا میخورند؟
امام نقی کمی سر خود را خاراند ، قدری با ریشها و پشم هایش بازی کرد و بیضتین مبارک را خاراند و گفت : تو اگه زر نزنی کسی نمیگه لالی !
سپس از بابا منبر به سبک جت لی با ذوالنقار بر سر آن کافر شیرجه زده و آن ملعون رو به دو نیمه مساوی تقسیم کرد.
منبع: مردی که نان خورد دولش تکان خورد.
روایت است که یکی از غذاهای مورد علاقه امام نقی بال کبابی بود. لذا آن بزرگوار هرگاه بع معراج میرفتند چند فرشته را شکار کرده و برای خود بال فرشته کبابی درست کرده و با عرق بهشتی بر بدن میزدند. بعد از مدتی هم امام با برپایی دکه ای در مسیر معراج ((بال کبابی نقی)) را تاسیس نمودند. همچنین روایت داریم آن دکه در مسیر بیشه السودا قرار داشت و حضرت در آنجا بال فرشته و شراب بهشتی را چارلاپهنا به انبیا و اولیا الهی فرو میکردند!!
آخر با تخم مرغ دزدی که نمیشود سهم امام را داد. آن وقت تعجب میکنند که دستشان را قطع میکنند.
امام نقی: حق وسهم امامان از دزدی.
ﺟﻬﺎﺩ ﺣﺮﻑ ﮔﻨﺪﻩ ﺗﺮ ﺍﺯ ﺩﻫﺎﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﯿﻌﯿﺎﻥ ﻣﺤﺴﻮﺏ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ، ﺷﯿﻌﯿﺎﻥ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺑﻪ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺍﻣﺎﻣﺎﻥ ﻓﺮﺑﻪ ﺷﺎﻥ ﺗﻘﯿﻪ ﮐﻨﻨﺪ.
ﯾﮑﺒﺎﺭ ﺷﺎﻩ ﺍﺳﻤﺎﻋﯿﻞ ﺻﻔﻮﯼ ﺷﯿﻌﻪ ﯼ ﻧﮑﺒﺖ ﺟﻬﺎﺩ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﮐﺮﺩﺳﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩ.
ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ ﺁﺧﻮﻧﺪﻫﺎﯼ ﭘﻔﯿﻮﺯ ﺩﻭﺭﻩ ﯼ ﻗﺎﺟﺎﺭ ﺟﻬﺎﺩ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﻗﺴﻤﺖ ﻋﻈﯿﻤﯽ ﺍﺯ ﺧﺎﮎ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﻃﯽ ﺗﻮﺍﻓﻖ ﮔﻠﺴﺘﺎﻥ ﻭ ﺗﺮﮐﻤﺎﻧﭽﺎﯼ ﺑﻪ ﺭﻭﺳﯿﻪ ﺑﺨﺸﯿﺪﻧﺪ.
ﺁﺧﻮﻧﺪ ﻫﺎﯼ ﺟﻤﻬﻮﺭﯼ ﺷﺘﺮ ﮔﺎﻭ ﭘﻠﻨﮓ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺑﺪﻭﻥ ﺟﻬﺎﺩ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺩﺍﺩﻥ ﻫﺴﺘﻨﺪ ( ﺑﺮﺍﯼ ﻧﻤﻮﻧﻪ ﺑﺎﻗﯽ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﻓﻘﻂ ۱۳ ﺩﺭ ﺻﺪ ﺍﺯ ﺩﺭﯾﺎﯼ ﺧﺰﺭ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﺮﺍﻥ ) .
ﺍﮐﻨﻮﻥ ﻓﮑﺮ ﺟﻬﺎﺩ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺑﻪ ﺳﺮ ﯾﮏ ﺷﯿﻌﻪ ﺑﺎ ﻫﻮﺷﯽ ﺩﺭﺣﺪ ﺁﻏﺎﺯﯾﺎﻥ ﺭﺳﯿﺪﻩ ؟؟؟ ﺍﻟﻠﻪ ﺍﻋﻠﻢ ( ﻣﻨﻈﻮﺭ ﺍﺯ ﺍﻟﻠﻪ ﻫﻢ ﻫﻤﺎﻥ ﺣﺴﻦ ﮐﺒﺎﺑﯽ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﯼ ﺫﻫﻦ ﻣﺮﯾﺾ ﺯﺍﻝ ﻣﻤﺪ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﺍﺳﺖ ﺍﻣﺜﺎﻝ ﻣﻦ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺟﻬﻨﻢ ﮐﺒﺎﺏ ﻧﻤﺎﯾﺪ ).
در پی امضای توافق با رومیان توسط ابو ظریف، امام که نکرده بود لااقل توافق را قبلش بخواند، متوجه شد که رومیان بر سر ماتحت مبارک امام هم با ابوظریف توافق کردهاند، پس به ابوسنده گفت ا به میدان شهر برود و فریاد "حل من یاسرا" سر دهد که ای ملت این رومیان به ماتحت امام هم راهم نکردهاند و از خط شرت قرمز رد کردهاند! امام که پس از اجرای توافق تا مدتها لنگان و گشاد راه میرفت، دیگر هیچ توافق نامهای را نخوانده امضا نمیکرد!
امّت آریایی
هشدار: مطلب نیازمند کمی دقت و توجه به ریزه کاری است.
شیخ شِلمان بن بامزی از علمای کُلُفت علم فَکفَکه و از غولهای آخر کفار، در مناظره ای امام را منگنه و میخ پرچ کردی که: این دو روایت را چگونه ماله خواهی کشیدن؟
"1- به روایات متواتر از عایشه بنت ابوبکر علیه سلام و رحمت الله و آفرین پسر*، ظهر همانروز که عایشه 9 ساله به بیت رسولولا وارد شدی، حضرتش عایشه را ... وارد شدی.
2- شوهر صفیه بنت حیی یهودی، پس از اسارت به دستور رسولولا برای آشکار کردن محل جواهراتش شکنجه و مقتول شدی، و حضرت دقیقا همان شب با صفیه .... مقبول شدی."
پس چون سخن شیخ شِلمان به پایان رسید، سکوتی بسیار سنگین بر مریدان و صحابه و سیاهی لشگران افتادی و آنان را ریغ در بیاوردی.
امام اما پوزحندی یزد و از بهمن جیغیل خود کامی عمیق برای دراماتیک اِفِکت گرفت و فرمود:
"همانا وقت شناسی و نیانداختن کار امروز به فردا از ویژگیهای بارز حضرت بود."
پس ابو شلمان چون این شنیدی، به مون واک ** از تصویر خارج شدی و مریدان امام او را با فریادهای "فاک آف بیچ" و "وی آر بیوتیفول نو مَتِر وات یو سِی" *** بدرقه کردندی.
پاورقی
* اینهمه احترام از آنرو به خیک ابوبکر بستیم که در خط بعدی "عایشه" به آخر خط رود و آن "..." تعلیق ایجاد کند.
** Moon Walk حالتی که در آن فرد به عقب رود ولی به چشم انگار که جلو رود. مایکل جاکسَوَن از فرقه ی جاکسَوَن خمسیه (5 Jackson) مبدع آن بوده است.
*** We are beautiful no matter what you say. ترانه ای مولودی در مدح مومنین به قلم صدیقه عفیفه کریستینه آغو الورا.
روز امام نقی ﺍﺯ ﺍﻧﯿﺸﺘﻦ پرسید:
ﺑﺎﺩﯼ ﮐﻪ ﺍﺯ دهن یا ماتحت ﺧﺎﺭﺝ بشه ﺳﺮﺩ ﺍﺳﺖ ﯾﺎ ﮔﺮﻡ؟
ﺍﻧﯿﺸﺘﻦ ﮔﻔﺖ : ﺳﺮﺩ ﺍﺳﺖ!
امام نقی ﮔﻔﺖ :ﭘﺲ ﭼﺮﺍ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺭ ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ ﻫﻮﺍ ﺳﺮﺩ ﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﺩﺳﺘﺖ ﻓﻮﺕ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﺗﺎ ﮔﺮﻣﺶ ﮐﻨﯽ؟
ﺍﻧﯿﺸﺘﻦ ﮔﻔﺖ : آﻫﺎ ﭘﺲ ﮔﺮﻡ ﺍﺳﺖ !
امام نقی ﮔﻔﺖ جفت پاهام :ﭘﺲ ﭼﺮﺍ ﺩﺭ ﻓﻨﺠﺎﻥ ﭼﺎﯾﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻨﮏ ﮐﺮﺩﻧﺶ ﻓﻮﺕ ﻣﯿﮑﻨﯽ؟
ﺍﻧﯿﺸﺘﻦ ﮔﻔﺖ : پس سرد هست
امام نقی گفت :پس چرا زمستان از دهنت بخار گرم می آید؟
انیشتین گفت بابا گه خوردم ولم کن...
و از پدر پسر شجاع نقل هست این مناظره به قدری ادامه داشت که انیشتین ذوالنقار امام رو برداشته و خودش رو به 2 نیمه مساوی تقسیم کرد تا شاید امام نقی ازش بکشه بیرون...که نکشید بیرون
قال النقی ( پیچ ) :
به خدا که اگر خورشید را در دست راستم و ماه را در دست چپم قرار دهید تا زهره ، مریخ ، مشتری و اورانوس را 6 دانگ سند به نامم نزنید دست از اغفال خلق الله بر نحواهم داشت ..
.
اصول مَک کافی - ص007
ای کجایید که نقی از جمعه پیش پس از ظهور به انتن برج میلاد گیر کرده
هی علمای اعلام گفتند نسازید بلند حالا دو روز از ظهور طلف شد
روزی ابولاشی سراسیمه خدمت امام نقی رسید و از اون سوالات تخمی و تخیلی همیشگی پرسید که؟
ای امام عمه ام به فدایت ﺁﻳﺎ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺑﺎ ﺁﻫﻨﮓ ﺳﻴﺎﻩ ﻧﺮﻣﻪ ﻧﺮﻣﻪ ﻣﻴﺮﻗﺼﻨﺪ ﺑﻪ ﺩﻭﺯﺥ ﻣﻴﺮﻭﻧﺪ؟
امام نقی بعد از لختی اندیشیدن و بادی ول دادن ﮔﻔﺖ نه ﻧﻤﻴﺮﻭﻧﺪ, ﺑﻪ ﺧاطر اﻳﻨﻜﻪ ﺑﻌﺪ اﺯ ﺳﻴﺎﻩ ﻧﺮﻣﻪ ﻧﺮﻣﻪ
ﺳﻴﺎﻩ ﺗﻮﺑﻪ ﺗﻮﺑﻪ ﻫﻢ ﻣﻴﮕﻮﻳﻨﺪ.
ابولاشی مست خرامان خشتک درید و از خدمت امام نقی گریخت.
روزی ابولاشی خدمت امام نقی رسیدو دید امام نقی ﺑﺎ ﻣﺎﯾﻮ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺳﺮ ﺳﺠﺎﺩﻩ!!
ابولاشی گفت یا امام ذوالنعوذت تو حلقم این چه کاریه؟
امام نقی گفت ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﻏﺮﻕ ﻋﺒﺎﺩﺕ ﺑﺸﻢ .
سوال از أنف ابن طویل: چرا ازشادی و خوشحالی مردمان آه وناله ی شما برمی آ یید؟
جواب از امام نقی: ما دردکان مان آه و ناله و سینه ( منظور امام فقط سینه زنی است) می فروشیم. این جنس خوشحالی را نه داشتیم و نه می آریم.
امامنا نقی (غ) معمولن آخر شب ها پس از صرف گراس و عرق سگی با اصحاب، وقتی به پیسی مزه میخوردند، و اصحاب گوزپیچ شده از رفتن به بقالی ته کوچه امام نقی اینا سرباز میزدند، بالاجبار از باگ سیستم الهی استفاده مینمودند، بدین صورت که ایشان کارد آشپزخانه را برداشته و میرفتند عسکری کوچولو (شوشوالله) را از رختخواب یواشکی بیرون میکشیدند* و الکی ادای قربانی کردن به خود میگرفتن، به محض نزدیک کردن کارد به گلوی مبارک عسکری (شوشوالله)، یک گوسفند از آسمان نازل میشد، سپس اصحاب به آماده کردن گوسفند و زدن پیک های بعدی مبادرت میکردند.
-------------------------------------------------------------------------
* روایت مستند داریم که در یکی از همین شبنشینی ها بوده که کنترل کار بقدری از دست امام و اصحاب میرود که عسکری کوچولو شوشول مبارک خود را از دست میدهند.
+ از احادیث متواتر النقوی نوشته آلتالله
1 Like
ﻫَﻞ ﻣَﻦ ﻓﺎﮐﺮﺍ ﯾﻔﮑُﺮﻧﯽ ؟
ﮐﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺑﺪﻫﺪ ﺑﮑﻨﯿﻢ (جماع کنیم)
امام نقی و بلوغ زودرس
از سری سوالات بنیادین امام نقی
موسی که میتونست دریا به اون بزرگی رو بشکافه چرا از همون اول ماتحت فرعون رو پاره نکرد؟!
بسیجی: یا امام اگر من در سفر باشم و به رادیو تلویزیون میلیمان دستری نداشته باشم، چه کار باید کرد؟
امام:چنانچه به اینترنت دسترسی داری از وبلاگ بالاترین استفاده کن!
قال نقی:
کشمشی که به عرق رواست به عدس پلو حرام است.
غوره ای که به آب انگور رواست به آب غوره حرام است.
از سری احادیث و نظریات بنیادین آن حضرت که خشتک ها درید.
- یابن رسولولا چرا هاله نورتون رو خاموش نمیکنید؟ اینجوری که نمیشه ما فیلم ببینیم.
نقی: دارم سعی میکنم خاموشش کنم عزیزان من! این دگمه اش هرز شده سگ مصب!
مالک سینما: نقی جان فدای جدت بشم. اگه خاموش نمیشه برو بیرون. جان شترت مارو از کاسبی ننداز...
(مصائب نقی در سینما)
- در روایت معتبر داریم که برقکار آوردند تا هاله نور حضرت را تعمیر کند ولی موفق نشد. ناچار هاله آن مظلوم را با بیل خاموش کردند
روزی ابو انتر در امام وارد شد و عرض کرد :
خاله ام به بزغاله ات یا امام ، چگونه میشود الله هم رحمان و رحیم باشد و هم جبار ؟
امام زیرکانه جستی زده درب بیت را چهار قفله فرموده و به شیوه سوئدی آن ملعون را سپوختند و سپس فرمودند :
همانگونه که من نماینده اش میتوانم هم معصوم باشم و هم معصیت کار.
.
خدمات متقابل اسلام و تناقص - علامه طپانطپانی
هرگز در مقابل زور تسلیم نخواهم شد مگر آنكه زورش پر زور باشد.
امام نقی:
هرگز در مقابل زور تسلیم نخواهم شد مگر انكه سنبه اش پر زور باشد
امام نقی : سیدها و امامزاده ها حرامزاده اند:

خواهران زینب: یا امام پاداش ما در بهشت چه میباشد؟
امام نقی: اگر این اندازه كریه الـمنظر نبودید، حوری خودم میکردمتون.
از سری نصایح بنیادین امام نقی:
در زندگی هر وقت کسی برایت سنگی پرتاب کرد،
تو با مهربانی برایش گلی پرتاب کن.
البته با گلدونش...
امام نقی و ترویج رئوفت اسلامی.
امام نقی در کتاب معروف نهج الملاقه بخش نامه های ته گشاده خطاب به صاحب شتر نخعی مینویسد:
ای صاحب شتر در هر سرزمینی که ولایت میکنی برای جلوگیری از خالی شدن خزانه ، اجازه ساخت خانه واتاق دودره ،را ،نده ،زیرا جدم فرمود وقتی فقر از دری وارد میشود ایمان از در دیگر خارج میشود ،با توجه به بالا رفتن 50% سهم امام ،ترسم از ان است وقتی فقر وارد میشود ، دین از در دیگر خارج شود وبیزینسمان خراب شود ، به یاد داشته باش خانه یک در دو حسن دارد :
اول انکه دین وفقر مجبور میشوند با هم کنار آیند دوم اینکه مردم راه ،دو دره بازی را یاد نگیرند وما را دو دره نکنند.
روزی ابولاشی با خونسردی و آرامش هرچه تمام برای پرسیدن سوالات تخیلی همیشگی خدمت امام نقی رسید وگفت:
یا امام ﭼﺮﺍ ﻻﯾﻪ ﺍﻧﮕﺸﺘﺎن ما ﻓﺎﺻﻠﻪ هست؟
امام نقی که 2 زاریش افتاده بود گفت:واسه ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺍﻭﻥ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﻫﺎﺭﻭ ﺑﺎ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﻫﺎﯼ كسی كه دوستش داری ﭘُﺮ کنی و دستان ابولاشی رو گرفت تا فاصله پر شود.
ابولاشی گفت عمه ام فدای عموی ناتنیت پس چاک لای ماتحت برای چیست؟
امام هم در حرکتی زیرکانه به روی ابولاشی شیرجه زده و با جماعی خانمان برانداز فاصله چاک ماتحت ابولاشی رو هم پر کرد. تا ابولاشی به جواب سوالش برسد و فاصله پر شود.
نقل هست بعد از این اتفاق ابولاشی دیگر سراسیمه خدمت امام نقی می رسید و با رعایت فاصله سوالات خود رو می پرسید.
امام در مسجد در حال نماز بود که سروکله گدای مسکین پیدا شد و یکراست هم رفت سر وقت حضرت. امام طبق عادت به رکوع رفت و دست خود را دراز کرد تا گدا آن انگشتری بی صاحاب شده اش را بردارد. ولی در همان لحظه شیطان لعین در ماتحت حضرت بادی سنگین رها کرد و امام هم که توی دنده رکوع بود به جلو پرتاب شد و انگشت مبارکش تا بیخ رفت تو چشم گدا.... خلاصه اینکه یه دیه چشم و کلی خسارت و علافی دادسرا و... رفت تو پاچه حضرتش. از آن روز به بعد حضرت تنها با یک شورت مندرس در محراب حاضر میشدند.
مناجات الاستمناییه – شیخ حائض انزالی
امام در حال تنظیم پوزیشن لایشه برای انجام فریضه عبادی سیاسی 69 بودند که عبدالله ابن ابی دی اس ام ! بر ایشان وارد شد و پرسید: یابن رسولولا. چرا اینقدر پز علم اجدادتان را میدهید؟ چه موضوع علمی را آنان کشف کرده اند که به درد بشر بخورد؟ حضرت کظم غیظ ملیحی کرده و در حالی که تکه مویی را از روی زبانشان میزدودند فرمودند: ببین پسرم. همه چیز رو باید در زمان خودش سنجید. مثلا توقع داشتی جدم صادق روی شکافت اتمی کار کنه یا موشک قاره پیما طراحی کنه؟ ظرف علمی آن زمان کوچیک بوده دیگه. ابی دی اس ام پرسید: خوب چرا بین همان مباحث علمی آن زمان ائمه گیر دادن به بول و غائط؟ اشک در چشمان امام حلقه زد و گفت: این هم نشان دیگری از مظلومیت اجدادم است. بین این همه ظرف فقط ظرف بول و غائط گیرشون اومده!!
حلاوت الاستمنا - ص 69
ﺭﻭﺯﯼ ﺍﺑﻦ ﭼﻠﻐﻮﺯ یقلوی ﺧﺪﻣﺖ ﺍﻣﺎﻡ ﻧﻘﯽ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﻭ ﮔﻔﺖ ﯾﺎ ﺍﺑﻦ ﺭﺳﻮﻝ ﻋﺮﺿﯽ ﺩﺍﺷﺘﻢ. ﺍﻣﺎﻡ ﻧﻘﯽ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ: ﻋﺮﺿﺖ ﺭﺍ ﺑﮕﻮ. ﺍﺑﻦ ﭼﻠﻐﻮﺯ ﮔﻔﺖ: ۶۵ ﺳﺎﻧﺘﯽمتر . ﺍﻣﺎﻡ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ: ﻃﻮﻟﺖ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺑﮕﻮ. ﺍﺑﻦ ﭼﻠﻐﻮﺯ ﮔﻔﺖ: ۱۷۵ ﺳﺎﻧﺘﯽ ﻣﺘﺮ. ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﻃﻮﻝ ﺭﺍ ﺿﺮﺑﺪﺭ ﻋﺮﺽ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﻣﺴﺎﺣﺖ ﺍﺑﻦ ﭼﻠﻐﻮﺯ ﯾﻘﻠﻮﯼ ﺭﺍ ﻣﺤﺎﺳﺒﻪ ﻧﻤﻮﺩﻧﺪ. ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﺍﻣﺎﻡ ﻭ ﯾﺎﺭﺍﻧﺶ ﺷﺎﺩﯼ ﻫﺎ ﻧﻤﻮﺩﻧﺪ ﻭ ﺣﺘﯽ ﺍﺷﮏ ﺷﺎﺩﯼ ﺩﺭ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﻋﻔﯿﺮ ﻫﻢ ﺣﻠﻘﻪ ﺯﺩ.
ﮐﺘﺎﺏ: ﻧﻘﯽ ﻧﻘﯽ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﻊ ﺑﻌﯽ ﻫﻢ ﺑﻊ ﺑﻌﯽ ﺍﺯ ﺩﮐﺘﺮ ﻋﻠﯽ ﺗﺨﻢ شربتی
قال النقی ( گ ) :
اَنَا مَدینَتُةُ العِلم وَ عَفیرُ بابَها .
ترجمه : من شهر علم هستم و عفیر دروازه آن .
امام درگرماگرم جماعی دشمن شکن با سوسن بانو بود که سوسن ناگهان کنار کشید. امام کظم غیظی نموده و فرمود:چی شد زن؟ بیا تا لحاف گرمه! سوسن گفت: من به رفتارت اعتراض دارم. کظم سکس کردم. امام کظم بهتی کرد وپرسید: چی شده مگه؟ سوسن با گریه کظم فین ناموفقی کرد و در حالی که دستش را زیر فرش پاک میکرد گفت: چرا من مزرعه تو باشم؟ چرا از هر راهی به من وارد میشی؟ امام که از شام به اینور نفخ کرده بود کظم گوز ملایمی کرد و گفت: حالا الان وقت این حرفاست؟ بیا امشبو بگذرون فردا کظم دین میکنم به جون شمقدر...
سوسن گفت: نه دیگه. باید قول بدی که کظم زرع کنی. من زنم نه زمین کشاورزی. باید واسه جماع ازم اجازه بگیری. امام با عصبانیت در حالی که برای کظم منی به سمت مستراح میدوید داد زد: ک..ن لقت! چه آدم شده! تقصیر منه که کظم ج..ق میکنم و منت تورو میکشم. حالا اینقدر کظم ک..ر کن تا کف کنی!
سیره نقوی – باب استفاده ناصحیح از کظم
روزی حکیمی یونانی بر امام وارد شد. حضرتش پرسید: نام تو چیست؟ گفت: من دیمقراطیس هستم. امام فرمودند: گهت بگیرد با این نامت، چه کرده ای؟ گفت: من کاشف نظریه اتمیک هستم. حضرت پرسیدند: اتم چه باشد؟ گفت: هرچه را که تقسیم کنیم به ذراتی میرسیم که کوچکتر از آنها موجود نباشد و آنها اتم هستند. نقل است امام ذوالنقار برکشیده و حکیم را به قسمتهای مساوی تقسیم کردند تا جایی که خسته شده و دیگر نمیتوانستند کوچتر از آن قطعه کنند. لذا فرمودند: انگاری درست میگفت. پس شمشیر را کنار گذاشته و آب انگور نوشیدند.
از یبن فلفل دلمه ای نقل هست ابولاشی امام نقی رو مشاهده کرد که
تو محرم سیگار میکشید و مشروب میخورد و...
ابولاشی به امام گفت: نخور گناه داره محرمه ارواح ماتحتت تو امامی باید الگو باشی لخت شو بیا وسط عذاداری
امام نقی گفت: من عین شما ها نمی تونم بیخیال باشم ... اعصابم از دست یزید داغونه.
از فلفل دلمه ای نقل هست هیچ وقت ابولاشی و یاران تو زندگی نکبت بارشون اینقدر قانع نشده بودند.

امام نقی بعد از سفر به فرنگ !
امام روی منبر فرمود: خوشبختانه مشکلات کوچکی که در اعزام کاروانیان حج از سرزمین پارس وجود داشت مرتفع شده و اعزام زائران با پرواز پنج هزار نفر بسمت خانه خدا از امروز آغاز شد.
غلمان پارسی از میان جمع برخاست و گفت: یا رسودوالله، اعراب به ما یاد دادند تا از واحد نفر برای شمارش آدمها استفاده کنیم. حال آنکه نفر واحد شمارش شتر است، بهتر است از واژه "تن" استفاده نماییم.
امام فرمود: تو نگران نباش، من برای شمارش شما از واحد حلقه استفاده میکنم.
--------------------------------------------------------------------
از کتاب "نقی، ارباب حلقه ها"
حدیث است که حضرت گوزیدن در گوش نوزاد تازه به دنیا آمده را سبب طول عمر و از مستحبات می دانستند.
روزنامه سلام سال ۱۳۷۷هجری: دو خط موازی بهم نمیرسند، مگرآنکه خدا بخواهد.
امام نقی سال ۰هجری: دو خط موازی بهم نمیرسند، مگر آغا امام خامنه ای بخواهند.
امام نقی سال ۱۳۹۴ هجری: آنوقت تعجب مکنند که در مغازه اشان را می بندن. تحریف از این بیشتر؟
قانون پایستگی نقویت: یک نقوی هیچوقت از بین نمی رود فقط هی به وجود می آید و زیاد می شود گاهی ممکن هست بنا به شرایطی از پوستینی به پوستین دیگر تبدیل شود.
فرمولش هم میشه این: نقویت= (نقی ضربدر هاله نورنقی) ضربدر ( طول ذوالنعوذ امام) به توان (نصف شده ها باذوالنقار) بر روی (سوسن+ لایشه) در جذر (فرقه منحرفه شمقدریه) + (حضرت امیر المومنین عفیر (ع)) ضربدر (مشتق ابولاشی) - (شوشول عسگری کوچولو).
برو ای گدای مسکین در خانه علی زن ،که علی ز در در آید و مادر گدا بگاید