طنز و جوک امام نقی

برگ ۲۶ از ۳۷

Agnostic #۱۲۵۱


اثر باب نقایون و پفک نقکی
فرتور برداشته شده از بایگانی امام نقی

Agnostic #۱۲۵۲

ابولاشی می‌نویسد: ندیدم امام نقی بی‌جهت به زنی تجاوز کند مگر آنکه قبلا شوهر آن زن را در غزوه‌ای سر بریده باشد.

Agnostic #۱۲۵۳

نقل است که در زمان زمامداری نقی، نکبت از زندگی مردم سامرا می بارید و هر روزشان بدتر از دیروز بود. ایشان هم هر هفته در مسجد سامرا خطاب به مردم می فرمودند: به خدا قسم اگر دشمنان بگذارند اسلام حقیقی اجرا شود همه مشکلات حل خواهد شد! پس در اجرای صحیح اسلام بکوشید!
مردم هم تلاش می کردند، لاکن باز اوضاع بدتر و همین داستان تکرار می شد.
نهایتا روزی در میان سخنان نقی، شخصی برخاسته و گفت: اصلا شاید ایراد از اسلام است یا نقی، چرا به راهی دیگر نیاندیشیم؟
حضرت(ع) ذوالنقار را در حلق او فرو برده و فرمودند: متاسفانه او هم اسلام را درست نشناخته بود، وگرنه هرگز چنین حرفی نمی زد.

سیره نقوی، در باب اسلام حقیقی و مدینه فاضلاب

Agnostic #۱۲۵۴

برو ای گدای مسکین در خانه نقی زن
که نقی ز در درآید
و چنان تو را بگاید
که دگر چنین گدایی در خانه اش نیاید

Agnostic #۱۲۵۵

امام ضمن تبریک بابت راهیابی دو ایرانی به پارلمان کانادا به آن دو فرمود:
از شما دو خواسته دارم .
اول, تقوای مردم کانادا را بیشتر کنید .
دوم, روز شهادت دو طفلان مسلم را تعطیل رسمی کنید .

امام و دغدغه ها

Agnostic #۱۲۵۶

از ابن ابا سنده مروی است که امام در ایام عاشورا تصمیم گرفت که عفیر (رض) را برای فروش بهتر به میدانی در بلاد پارس ببرد وقتی امام به آن میدان رسید دید عده ایی از پارسیان بر گرد اسبی که ذوالجناح نامیده بودند جمع شدند و بر او که یادآور اسب جدشان حسین بود اشک می ریختند و دخیل می بستند !! امام چون این صحنه را دید رو به ابا سنده کرد ، سری تکان دادو گفت در دیاری که چنین خران تنومندی هست خر نحیف ما به پشیزی نمی ارزد !! پس از فروش حضرت عفیر منصرف شد و به سامرا بازگشت و پارسیان را از وجود حضرت عفیر در بلادشان محروم نمود
( کتاب : چه شد که پارسیان از وجود امام زاده عفیر بی بهره گشتند-صفحه وسط)

Agnostic #۱۲۵۷

حضرت در جمع اصحاب :

....ای صحابه وفادار ! حلال کنید!

...شاید دیگه نیام پیشتون

آخه امشب هیأت محلمون کباب میده
احتمال داره زیر دست و پا له بشم
������
������
������

Agnostic #۱۲۵۸

ابن مجلوق میگوید: عصر عاشورا امام نقی را دیدم در حالی که شیون کنان از این سو به آن سو رفته و خاک بر سر میریخت و ناله میکرد. جلو رفتم و پرسیدم: یابن رسولولا. آلتت بر زیر بغلم! از غم کاروان حسین و خیمه های سوخته آنان چنین میکنید؟ امام بر من نگریسته و با بغض فرمودند: فاک یو! این سوسن خنگ یادش رفته غذاهای نذری را از روی گاز بردارد. غم قیمه های سوخته کمرم را شکسته...

خیمه یا قیمه؟ مساله اینست. - ص 69

Agnostic #۱۲۵۹

ترول زیبا از آثار ریحانه النقی

برداشته شده از بایگانی امام نقی و یاران

Agnostic #۱۲۶۰

امام نقی : این کفار اینهمه تلاش کردند اما در تخیلاتشان هم نتوانستند از 30 سال بیشتر در زمان سفر کنند. حال معجزه خداوند را ببینید که با کمک اسلام هر ملتی را به 1400 سال پیش باز میگرداند.
--------------------
حلیة النقویون - Back to the stone age - ص 1

Agnostic #۱۲۶۱

قال نقی :«سُختُ و رب الکعبه»
امام نقی فرمود : به خدای کعبه که سوختم
-----------------------------
حلیة النقویون - وقتی در کربلا امام نوره کشید و فهمید آب قطعه - ص 99

Agnostic #۱۲۶۳

امام و اصحاب به یکی از مجالس عزاداری جدشان حسین (و ج) دعوت شده بودند.
جمعیت انبوه جوانان حسینی رفت و آمد را مشکل نموده بود. در مراسم سینه زنی رقص نورها و مداحی با ملودی "چه خوشگل شدی امشب" شور و حال عجیبی در بین عزاداران ایجاد کرده بود و همگان را به حرکات "اینور و اونور" و هدبنگ همراه با سینه زنی ترغیب مینمود.
ابولاشی رو به حضرت گفت: یابن رسودولها، آیا چنین مجالسی مصداق انحراف نیست؟ آیا چنین مجالسی باعث گریزان شدن مردم از اسلام نمیشود.
حضرت در حالیکه قر در کمر مبارکشان فراوون بود نگاهی عاقل اندر گاگول به وی نمود و فرمود: به خدا قسم در این شرایط اسلام گریزی هیچکس به اندازه این مداحان عزیز جوانان را به اسلام جذب نمیکند. در تعجبم، 20ساله کنار منی، نه الفبای دین رو یاد گرفتی نه زمان و شرایط رو میشناسی...
--------------------------------------------------------------------
رمز بقای دین در عصر دانش/ تألیف خود امام، ص 69

Agnostic #۱۲۶۵

امسال به مناسبت تقارب Halloween با ایام محرم بناست شمر با اره زنجیری (chain saw) ترتیب امام را بدن و به همین خاطر امام اصلا حاضر به رفتن به کربلا نشده تا حالا و قصد داره ایندفعه با یزید بیعت کنه.

Agnostic #۱۲۶۶

صحنه: خیمه امام نقی- شب ناقورا
امام و اصحاب با ماتحت برهنه در حال نوره کشیدن
نقی: زود باشید... الان صبح میشه... کلی کار داریم...
شمقدر: نقی من دستم نمیرسه به اونجام... چیکار کنم؟
نقی: مگه تو هم قراره شهید بشی؟ تو باید راه منو ادامه بدی...
سوسن: خاک بر سرم.. ببین چه برقش انداخته... ذلیل مرده واسه من یه عمر با پشم و پیل اومدی جماع... مگه اون دنیا نبینمت...
عسگری: بابا منم بمالم؟
نقی: تو بشین سرجات. نوره به کجات میخوای بمالی؟
ابولاشی: حالا چه کاریه؟ خوب نمیشد تو بهشت مارو اپیلاسیون شده محشور کنن؟
نقی: چی بگم والا... این سنت جدمونم شده داستان واسه ما... آی شمقدر...پس این آب چی شد؟
شمقدر: آب؟ مگه آبم لازمه؟... جدتم با آب شسته خودشو؟
نقی: پس چی؟ نمیشه که همینجوری.
سوسن: صبر کن ببینم. اگه آب داشتن فلانشونو بشورن دیگه این روضه العطش العطش تو چیه هر سال ملتو اسکل میکنی؟
نقی: بابا ول کن. داره میسوزونه... حالا ما یه چاخانی واسه ملت میبافیم تو که دیگه نباید باور کنی. الان همه برشته میشیم... شمقدر جان بدو یه امان نامه بنویس ببر بده به یزید. چند تا دبه آب بگیر بشوریم این بی صاحابمونو... بگو گه خوردیم. فقط آب بگیر... بدوووو.............

Agnostic #۱۲۶۷

مباحثه علمی امام نقی و معتصم.
امام نقی: یا معتصم، یک جمله بگو که «اشکال » داشته باشد.
معتصم: ننتو گائیدم.
امام نقی: اینکه «اشکال» نداشت!
معتصم: پس خواهرت را هم گاییدم.

Agnostic #۱۲۶۸

آن بزرگوار همیشه طرفدار ممه 85 بودند

Agnostic #۱۲۶۹

نقی (ریپ) همیشه قبل از غذا دختران و كنیزان را دستمالی میكرد، مدام آب انگور میاشامید و پول بیت المال را بحساب شخصی ساتنا میكرد ولی بعد از تناول غذا و آخرین آروغ، شهادتین میگفت و به اجداد بزرگش درود میفرستاد و میفرمودند شكم گرسنه دین و ایمان ندارد.

Agnostic #۱۲۷۰

امام نقی : به خودم سوگند که هیچ نذری چون نذری شله زرد، حال و روز جدم سجاد در روز عاشورا را به تصویر نمی کشد!!!
( از شله ی زرد عاشورا تا شله زرد نذری- تالیف ابن اسهال)

Agnostic #۱۲۷۱

تصویری نایاب از امام نقی در حال تدریس در دانشگاه سامرا سنه نق هجری

Agnostic #۱۲۷۲

ابوتفخیذ از امام پرسید : از کجا بدانیم بهشتی وجود دارد؟

امام فرمود : جوابت را میدهم ولی بدان در کوچه پشتی قیمه نذری میدهند.

ابوتفخیذ بحث را نیمه کاره گذاشت و رفت و قیمه را پیدا نکرد و برگشت.

امام فرمود : برای یک قیمه احتمالی چنین میدوی , چرا وعده بهشت را جدی نمیگیری ؟

توحید نظری و نذری

Agnostic #۱۲۷۳

امام نقی و اصحاب به مناسبت گرامیداشت همزمان شب هالووین و ناقورا:
نقی٬ زود باشین دیگه خودتونو تا میتونین وحشتناک کنین که ملت حسابی بترسنا٬ هیئت ما باید از همه خفن تر باشه٬ تا میتونین خاک و گل بمالین به خودتون مثل مرده که تازه از زیر خاک در اومده...
ابولاشی٬ یا نقی شکر خوردم ولی خودت با این شرت بندی و پیراهن گل گلی که پوشیدی میخوای دلبری کنی یا مردم بترسونی!
امام نقی از شدت این حرف چنان عصبانی شد که با ذلنعوذ گل کاری شده تا سر هیئت لاشیان زینب به دنبال ابالاش گذاشت.
فستیوال النقی / باب الثانی/ گرامیداشت هالوقین

Agnostic #۱۲۷۴

امام نقی: جدم حسین میتونست مثل آب خوردن، لشگر یزید را شکست بده اما حیف که حضور جدم در کربلا مستشاری بود نه نظامی.

Agnostic #۱۲۷۵

از امام نقی روایت است: هر جامعه ای که از اخلاق فاصله بگیرد، به اسلام نزدیک میشود.

Agnostic #۱۲۷۶

در پی لغو سیاست تک فرزندی در چین , امام به چین رفت و گفت به خدا قسم ۱.۵ میلیارد آدم حداقل ۱۵ میلیون امام زاده میخواهد.

امام و فرست های طلایی

Agnostic #۱۲۷۷

هدف از قیام امام حسین احیای خورشت قیمه بود.
امام نقی در مراسم بزرگداشت عاشورا

از سوسن همسر نقی

Agnostic #۱۲۷۸

روزی شمقدر سراسیمه بر امام وارد شد فریاد زد؛ یا نقی به فاگ رفتیم، گروههای تکفیری و داعش، عسکری را ربوده‌اند و در ازای آزادیش سه میلیون دلار میخواهند وتهدید کرده‌اند در غیر اینصورت او را با بنزین خواهند سوزاند :
امام گفت ؛از مردم کمک بگیرید که خاندان من نزد آنان بسیار ارزشمند است.
شمقدر گفت مردم به وسع خود دارند کمک میکنند بعضی یک لیتر، بعضی دو لیتر، برخی هم کارت سوخت دادند.
امام چون چاره ای ندید کنیزان حرم خود و زنان دوستان را در بازار به حراج گذاشت تا پول برگشت عسگری را تهیه کند.

Agnostic #۱۲۷۹

روزی شمقدر سراسیمه بر امام وارد شد فریاد زد؛ یا نقی به فاگ رفتیم، گروههای تکفیری و داعش، عسکری را ربوده‌اند و در ازای آزادیش سه میلیون دلار میخواهند وتهدید کرده‌اند در غیر اینصورت او را با بنزین خواهند سوزاند :
امام گفت ؛از مردم کمک بگیرید که خاندان من نزد آنان بسیار ارزشمند است.
شمقدر گفت مردم به وسع خود دارند کمک میکنند بعضی یک لیتر، بعضی دو لیتر، برخی هم کارت سوخت دادند.
امام چون چاره ای ندید کنیزان حرم خود و زنان دوستان را در بازار به حراج گذاشت تا پول برگشت عسگری را تهیه کند.

Agnostic #۱۲۸۰

امام نقی در حوزه علمیه بجای استفاده از شبکه های اجتماعتی از بشکه های اجتماعی برای ارشاد طلبه ها استفاده می کردند

Agnostic #۱۲۸۱

به امام گفتند یکی از معجزات جدت بگو؟
امام فرمود ایشان مثل داوود نبی با حیوانات حرف میزد.
آن شخص گفت ؛اینکه از معجزات حیوانات است.
امام چون چاره ای ندید و ضایع شده بود دستور داد بدلیل شبهه فکنی سر از تنش جدا کردند

Agnostic #۱۲۸۲

دو خصلت است که در هیچ امتی جمع نگردد مگر مسلمانان،
ریشی کثیف و باطنی خبیث
امام نقی

Agnostic #۱۲۸۳

امام به بانوان بازیگر پیشنهاد میداد که اگر با ایشان یک ماه رابطه داشته باشند , نقش رقیه در تعزیه ها را بدهد.

فساد در سینما

Agnostic #۱۲۸۴

روزی ابولاشی در یکی از کوچه های سامرا دنبال مگسی میدوید و فریاد میزد : آن مگس مرتد است بکشیدش! مسلمین بعد از ناسزا های رکیک و تهدیدهای بسیار سرانجام مگس نگون بخت را کشته و از ابولاشی پرسیدند: جریان ارتداد این حیوان چی بود؟ ابولاشی گفت: اون روی سر امام نقی (ع) فرود آمد و چون مگس روی غائط فرو می آید امام به جرم توهین به خود حکم ارتداد آن را صادر کردند و در انتها گفتند الله و اعلم!

از حضرت ترول

Agnostic #۱۲۸۵

امام گاهی به ناگهان به صحابه میفرمود :
با مادرتان جماع کنم یا عمه تان ؟

صحابه جا میخوردند و میگفتند: پسر رسول خدا , چرا ...شر میگویید ؟
امام میفرمود : مومن باید همیشه بین بد و بدتر یکی را انتخاب کند.

امام و انتخابات اسلامی

Agnostic #۱۲۸۶

از ابازنگنه (حجم بی مصرف) در مورد دکلهای گمشده روایت شده است که یکی از تفریحات سالم امام نقی چپاندن این دکل ها در ماتحت مسلمین بود و حتی بعضی از یاران حضرت چندین دکل را من باب مزاح به خود حضرت تپانده بودند و خلاصه طبق اصل نقیوتن دکل ها نه کم و نه زیاد می شوند و فقط از صورتی به صورت دیگر در می آیند.

کتاب هوالشافی صفحه ی ۰۱۰

Agnostic #۱۲۸۷

امام نقی و تحولات منطقه: اگربه سالهای پیش از ۱۹۸۰ در منطقه بنگریم، مشاهده میکنیم که مردم درصلح و صفا و در رفائی نسبی زندگی میکردنند و هر کسی سرخانه اش بود و اسلام هم در آنجا. همان که اسلام دوباره زنده شد، دیگرنه صلح و صفای ماند و نه رفائی. چیزی که آمد موج فراریان بود و ناله مادران سیاهپوش.

Agnostic #۱۲۸۸

امام نقی در دیدار با بسیجیان: عزیزانم بگوید ازدواج کرده اید یا نه؟.بسیجیان هم صدا "نه". امام نقی در جواب: بسیارعالی است. امیدوارم که هیچ وقت ازدواج نکنید تا نسل تون ور بیفته!

Agnostic #۱۲۸۹

امام نقی برای جلوگیری از نفوذ دشمنان و درنتیجه استحاله و نهایتاً اضمحلال حکومت اسلام دستور داده بودند تا بر روی مغز ایشان، حضرت سوسن، حضرت ابولاشی صدیق ،عسگری کوچولو ،عفیر و شمقدر نرم افزار آنتی هک نصب نمایند، اما بعضی اوقات عنان امور از دست ایشان خارج می شد و معظم له دومرتبه همان ادا اصولهای صلیبیون را تکرار می کردند که بعداً مشخص می شد دلیل به روز نبودن نرم افزار یاد شده بخاطر توطئه دشمنان داخلی بوده است .
امام نقی ، نفوذ و مصائب و مظلومیت ایشان در برابر دشمنان داخلی

Agnostic #۱۲۹۰

امام نقی: راز وحشی‌گری و فساد اخلاقی و جنسی در چیست؟ فردی از میان جمعیت: اسلام!
5 Likes

Agnostic #۱۲۹۱

امام نقی در مراسم تجلیل از فوتسالیست‌های قهرمان ایرانی فرمودند: «دو دقیقه از بازی شما را دیدم و بسیار مشعوف شدم. قرار است در رویدادهای پیش رو کاپیتان تیم -نیلوفر اردلان- نیز همراه‌تان باشد» و برای همین به تورنمنت گواتمالا فرستاده نمیشوید تا کاپیتانتان را در مسائل بچه داری، آشپزی و خانه داری همراهی کنید.

توجیه المسائل، صفحه ۶۹، بخش رو و سنگ پای قزوین

Agnostic #۱۲۹۲

در یکی از غزوات امام‌نقی (ع) ذوالنقار اتمی خود را در هوا چرخانیده و شروع کردند به رجزخوانی: حرامزاده‌هـــااا! بدانید تحریم‌های شما هیچ اثری بر امّت سامراء ندارد. هرکه با آل علی در افتاد، ور افتاد...
کلام آن مظلوم منعقد نشده بود که از روی اسب با ملاج به زمین افتاد، و سربازان روم و بیزانس ایشان را محاصره کردند. حضرت با خنده‌ای هیستیریک فرمودند: "باباجان، داشتم شوخی میکردم!" و خودشان با دستان مبارکشان شلوار از پا بدر کرده و در پوزیشن سجده مستقر شدند.
( درس‌هایی از نقی، باب «نرمش قهرمانانه»، صفحه 69 )
از منقی دو عالم

Agnostic #۱۲۹۳

یکی از سرداران سپاه با ناراحتی پیش امام نقی آمد و گفت :
متاسفانه به من ماموریت داده اند به سوریه بروم. میترسم. چه کنم ؟

امام که میدانست اتاق شنود میشود به زبان رمزی گفت : سجاد ! سجاد !

آن مرد رفت و فردا به علت اسهال در بیمارستان بستری شد و از شهادت حتمی نجات یافت.

Agnostic #۱۲۹۴

از ابو سنده مرویست که در ایام محرم در جوار امام در حال گل چرخ بودیم که با هیاتی مواجه شدیم که نذری قیمه پخش می کرد امام در حال لمباندن قیمه اشک از چشمان مبارکش جاری شد در مسیرمان به هیاتی دیگر برخوردیم که نذری شله زرد می دادند امام در حال سر کشیدن کاسه شله زرد از خنده ریسه رفتند!! ابو سنده پرسید یبن رسول دلیل آن گریه و این خنده چیست؟؟ امام فرمود قیمه من را به یاد حسین (ع)و شله زرد به یاد جدم سجاد (ors)در روز عاشورا انداخت!! ابو سنده : امام بزرگوار آیا نذری هم هست که شما را یاد پیامبر اسلام بندازد امام قدری اندیشید و گفت مگر آنکه شخصی قرص ویاگرا نذری دهد که یاد جد بزرگم را زنده کند (نذری های خاطره انگیز- تالیف ابن استبراء)

Agnostic #۱۲۹۵

ابو حشر بسیار عصبانی از بخت بد خود بر امام وارد شد و گفت یبن رسول اگر نوبت جماع یکی از زنانمان باشد ولی او در ایام الشیطان حیض باشد چه گلی بر سرمان بریزیم امام فرمود : کظم الغیض، دفع الحیض و کسب الفیض!!! اما ابو حشر خنگتر از آن بود که آیه ی موجز و مفید امام را بگیرد پس امام توضیح داد که ایتدا خشم خود را فرو ببر و بعد با کلکی اسلامی عامل حیض را دفع کن و به سراغ زن دیگرت برو و سپس از زن دیگرت فیض ببر
wink emoticon
ابو حشر خوشحال شد و از امام پرسید آیا شما هم اینکار را می کنید امام گفت خیر خدا در سوره احزاب به جدمان پیامبر اجازه ی تغییر نوبت زنانش را داد و ما امامان نیز چون خون پاک او در رگهایمان جاریست نیازی به این چنین زحمتی نداریم!!! (حقوق برابر امام نامساوی زن در اسلام-تالیف شیرین سکینه سلطان-صفحه 69)

Agnostic #۱۲۹۶

امام نقی پس از آن که در بالای منبر بالا و پائین همه را یکی کرد، به مسلمانان تذکر داد که توجه داشته باشند, کسی به باورهای آنان توهین نکند.

Agnostic #۱۲۹۷

"ابو غلمان فارسى ابن سرباز ابن گمنام لباس شخصى" در امام وارد شد و اجازه خواست تا در چشم بر ھم زدنی کاخ بغداد را به طویله تبدیل كند ،امام ساندیس خنكى بدو داد و ارامش كرد فرمود به سر جدم (اوف)قسم در طویله اى كه به وسعت سرزمین پارس ساخته ایم ما یحتاج مان از یمن تا شام را تامین میكند، وبالفور با حكم حكومتى او را مدیر جدید شبكه دو سیما كرد و به او فرمود فتیله ات را پایین بكش !

Agnostic #۱۲۹۸

روزی ابوالابتر به خدمت امام رسید و ایشان را بسیار گرفته یافت. امام را گفت: ای فرزند هرگز نداشته‌ام به قربانت چرا غمگینی؟ امام آهی کشیده فرمودند: اندیشناکم بر امّت جدّم رسولولا که چه بسیار ناسپاس و بیخردند. ابولابتر پرسید: چرا یا صاحب ذوالنعوظ اعظم؟ فرمودند:آگر یک هزارم آنچه را که پس از مرگمان در ضریح‌ها میریزند در زمان حیات به خودمان میدادند، بر کلّ جهان حکم فرمائی نموده احکام اسلامی-جماعی خدا را در سراسر جهان میپراکندیم.
ابوالابتر در گوشه‌ای نشست و با وسایل خیاطی سوسن آرام آرام به شکافتن خشتکش مشغول شد

Agnostic #۱۲۹۹

امام نقی: عسگرکم! تو مطمئنی با این ٧٢ تا چُلمنگ میتونیم سپاه ده هزار نفری «نَزیق بن نُقاویه» رو شکست بدیم؟
- عسگری: چند بار بگم بابا جون؟! «زَعفَرِ جنی» قول داده با سپاهش بیاد کمکمون. البته برای اینکه بتونید جنّیان رو ببینید، باید این قرصهای روانگردان رو بخورید. حالا سریع تشریف ببرید نوره به عورتین شریفتین بکشید که عنقریب زنان و دختران این کفار مال ما خواهند شد.
- امام نقی: تو خودت نمیایی نوره بکشی؟
- عسگری: نه باباجون، من یه کمی دل پیچه دارم!
(نانوشته‌های ناقورا، دسیسه‌های عسگری، صفحه 69)

از منقی دو عالم

بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای نقوی

Agnostic #۱۳۰۰

امام نقی: عسگرکم! تو مطمئنی با این ٧٢ تا چُلمنگ میتونیم سپاه ده هزار نفری «نَزیق بن نُقاویه» رو شکست بدیم؟
- عسگری: چند بار بگم بابا جون؟! «زَعفَرِ جنی» قول داده با سپاهش بیاد کمکمون. البته برای اینکه بتونید جنّیان رو ببینید، باید این قرصهای روانگردان رو بخورید. حالا سریع تشریف ببرید نوره به عورتین شریفتین بکشید که عنقریب زنان و دختران این کفار مال ما خواهند شد.
- امام نقی: تو خودت نمیایی نوره بکشی؟
- عسگری: نه باباجون، من یه کمی دل پیچه دارم!
(نانوشته‌های ناقورا، دسیسه‌های عسگری، صفحه 69)

از منقی دو عالم

بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای نقوی