طنز و جوک امام نقی

برگ ۲۳ از ۳۷

Agnostic #۱۱۰۱

امام نقی به علم آموزی اصحاب اهمیت ویژه ای می دادند. به عنوان مثال وقتی کافری می آمد و ایشان را بخاطر اسکول بودنشان دست می انداخت امام دست چپشان را به دست راستشان عمود کرده دست راست را تا زاویه 80 درجه بالا می آوردند و به این ترتیب به اصحاب هندسه اقلیدسی می آموختند.
----------------------------------------
حلیة النقویون - هندسة الائمه - ص 96

Agnostic #۱۱۰۲

حضرت به اتفاق اصحاب در مسجد نشسته بودند که جوانی وارد شد و گفت: یابن رسولولا. من دوست دارم زنا کنم. اصحاب شمشیر کشیده و به وی هجوم بردند که امام مانع آنان شد و به جوان با مهربانی فرمود: فرزندم بیا نزد من بنشین. سپس با ملایمت از وی پرسیدند: آیا دوست داری کسی هم با زن تو چنین کند؟ جوان گفت: بله دوست دارم. امام چشمانش برقی زد و گفت: ایول! منم خیلی دوست دارم! سپس شماره ها را ردوبدل نموده و واسه آخر همین هفته قرار گذاشتند!!
تاریخ ضربدری در اسلام - ص 69

Agnostic #۱۱۰۳

"بنده نه موافق تفاهم نامه هستم نه مخالف. به موریانه ها دستور داده ام , آن را به دقت مطالعه کنند , و هر جایی که مخالف منافع ما بود , اگر اسم الله نداشت, بخورند."

موضع امام در مورد تفاهم نامه هسته ای
امام و احترام به خرد جمعی موریانه ها
از کتاب "کار افتاده دست موریانه های گت ورن "

Agnostic #۱۱۰۴

امام قرآن را باز کرد و آیه "الذین ینقضون ...." آمد. دل حضرت گرفت و بلند گریه کرد.
بار دیگر به قرآن تفال زد . آیه "القارعه مالقارعه " آمد. حضرت بلند خندید و فرمود:
"این کتاب معجزه است . هم آیه ترسناک دارد , هم آیه کمدی. هم چین کتابی چه کسی سراغ دارد ؟"

کتاب جالبی است، کسانی که بهش اعتقاد دارن اون رو نمی خونن ، وکسانی که بهش اعتقاد ندارن دائم اون رو می خونن ، و جالب تر این که خوانندگان بی اعتقاد می خوان به معتقدین ثابت کنن که حرف مهمی تو این کتاب نیست ، چقدر انرژی این وسط به گا میره ؟

Agnostic #۱۱۰۵

روزی امام نقی در بیت لم داده بود و مشغول آب انگور خوری و باد ول دادن بود و با ذوالنقار خود پشه شکار می کرد که ابولاشی میگ میگ کنان به محضر امام وارد شد و پرسید:
یا امام تو روح پر فتوحم فرق هویج با بلال چیست؟
امام نقی گفت: بلال تو همه جنگ ها با پیغمبر بود ولی هویج نبود.
ابولاشی با آرامش و متانت خاصی مثل با شخصیت ها از محضر امام مرخص شد.
منبع:امام نقی و پاسخ به سوالات تخمی و تخیلی ابولاشی جلد قشنگه همون صفحه که روش قورمه سبزی ریخته

Agnostic #۱۱۰۶

خدایا به امت مسلمان آرامشی عطا فرما تا هرچی که میمالم درشون عصبانی نگردند و دهن ما را سرویس نکنند.
--------------------------------------------------------------------
از مجموعه مناجات صحیفةالنقویة

Agnostic #۱۱۰۷

خدایا، من در کلبه فقیرانه ی خود چیزی دارم، که تو در عرش کبریایی خود نداری.
من چون این ذوالنعوذی برای جماع دارم، و تو حتی انگشت برای مالیدن نداری.
--------------------------------------------------------------------
از مجموعه مناجات الکونسوزیة امام نقی با خدا/ صحیفةالنقویة

Agnostic #۱۱۰۸

کافری نیمه مسلمان خوار به نقی فرمود چه کسی به پیامبرتان مجوز داده بود راهزنی و دزدی و قتل کند و به هر کاروانی که میرسد سرقت کند؟ ایا بهتر نبود صورتی رحمانی از خود بر جا میگذاشت نه موهن؟؟
نقی لبخندی زد و گفت : ای کافر تو مصلحت پیغمبر را بهتر میدانی یا خدایی که او را فرستاده؟؟
امام این را گفتند و با اشاره به اب طالبی فهماندند که کافر را پخ پخ کند.
نقی و پاسخگویی به مخالفان-باب رحمانیت -جلد زرده

منقول النقی الثانی

Agnostic #۱۱۰۹

روزی شخصی به خدمت امام نقی رسید و از امام پرسید: آیا بهشت و جهنم وجود دارد؟
+بله
-پس چرا من نمیتوانم ببینمشان؟
+ای ابله، پس از مرگ میتوانی آنها را ببینی
-ای امام حمام! من در جنگ نقروان با شمشیر دشمن به دو قسمت مساوی تقسیم شدم و مردم. ولی هنوز نتوانستم بهشت و جهنم را ببینم
+آیا راست میگویی؟
آن شخص هم لباسش را بالا زد تا امام جای شمشیر دشمن را بر بدنش ببیند
-نکند بهشت و جهنمی وجود ندارد و ما را مچل کردی!؟
+امام لبخندی بر لبش نقش بست و بعد از نگاه به دوربین فرمود: قاعدتا نباید اینطوری میشد و همانجا غش کرد
از سری احادیث نباید اینطوری میشد چه بهتر که آنطوری میشد - سایمون النقی

Agnostic #۱۱۱۰

در میان مناظره , عادل بن فردوس رو به امام کرد و بی ادبانه گفت :
اجازه میدید من قانع نشم ؟
امام فرمود : اگر قانع نشی , باید ارضا بشی .
و سپس امام به سوی عادل رفت.

تسعون المناظرات فی جلد تسعة وستون

Agnostic #۱۱۱۱

ابوتفخیذ پیش امام آمد و گفت : بر اساس نظرسنجی گالوپ, ملت های ایران و عراق , دو کشور شیعه , عصبانی ترین ملت های دنیا هستند.
امام عصبانی شد و ابوتفخیذ را دو نیم کرد و برای آرامش آیه شریقه "الذین ینقضون" را تلاوت کرد تا آرامش خود را بازیافت.

Agnostic #۱۱۱۲

ابا اختلاس از امام نقی پرسید؛
ای محب نزد خدا ،ای نعلین ات سکوی معراج،ای زنان همه بر تو حلال،در قیامت با اختلاس کنندگان چه میکنند.
امام فرمود ؛همان کاری که قوه محترم قضایی در این دنیا با آنها کرد.
امام وقضاوت، پشت جلد.

Agnostic #۱۱۱۳

ﺍﮔﺮ بجاﯼ ﺩﺷﻤﻨﯽ ﺑﺎﺍﺳﺮﺍﺋﯿﻞ،ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﻫﺮﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺍﺳﺮﺍﺋﯿﻠﯽ ﯾﮏ ﭘﺮﺍﯾﺪ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﻮﺩﯾﻢ
ﺗﺎ ﺣﺎﻻ ﻧﺴﻠﺸﻮﻥ ﻣﻨﻘﺮﺽ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ.
امام نقی در حال بازدید از سایپا

Agnostic #۱۱۱۴

و هنگامی که نقی به سرزمینی رسید که مردمانش خورشید را می‌پرستیدند، برآشفت و گفت: شمارا چه شده؟ چیزی را می‌پرستید که در روز هست اما در شب نیست؟ آیا نمی‌نگرید؟

کفار جواب دادند: دیوث، خدای تو که همون نصف روز هم نیست!

مبدا گرویدن امام به پرستش خورشید

Khorshid #۱۱۱۵

به امام نقی چیکار دارید ؟؟
قرار نیست با هر چیزی مخالف باشید بهش توهین کنید .
منم به این چیزا باور ندارم ولی توهین هم نمیکنم .
ادب رو از خورشید خانوم یاد بگیرید .
جستار بسته باید گردد

😠

Soheil #۱۱۱۶
Khorshid

به امام نقی چیکار دارید ؟؟
قرار نیست با هر چیزی مخالف باشید بهش توهین کنید .
منم به این چیزا باور ندارم ولی توهین هم نمیکنم .
ادب رو از خورشید خانوم یاد بگیرید .
جستار بسته باید گردد 😠

من هم به شخصه قدری دیدگاهم درباره کمپین امام نقی عوض شده. مطمئن نیستم این کار درست باشه و حمایت نمیکنم. البته نظرم درباره هر اقدامی در این زمینه تا حد زیادی بستگی به میزان ناراحت شدن مذهبی ها داره.

در کل شاید خود کمپین با توجه به اینکه دین شده چماق کار نااخلاقی ای نباشه ولی در ساتیها و محیطهائی که افراد زیادی هستند که از این حرفها رنجیده خاطر میشن عنوان کردنشون میتونه نادرست بشه. البته این سایت همچین وضعیتی نداره و تعداد باورمندان ِ اون زیاد نیست.

همچنین اعتقاد به غلط بودن این کارها با اعتقاد به بسته شدن جستار دو چیز متفاوته....

Agnostic #۱۱۱۷

روزی امام وارد مسجد شد و دید مردی با سرعت زیاد در حال نماز خواندن است. امام که که از امر به معروف در این موارد خاطره خوبی نداشت تصمیم گرفت آن مرد را به صورت عملی ارشاد کند. به این صورت که همیشه نماز جماعت را بسیار کش میداد و در هر رکعت سوره بقره و در رکوع دعای جوشن کبیر را میخواند؛ بصورتی که اصحاب و نمازگزاران با صدای بلند به وی و خاندان پاکش درود! میفرستادند. کم کم کار داشت به ترک اسلام از سوی اصحاب میرسید که عصب سیاتیک حضرت در موقع سجده گرفت و ایشان یک ماه به همین صورت باقی ماند. متاسفانه این وضع موجب سو استفاده برخی کوردلان شد! ...
مشاور الاستمنا - ص 3+66

Agnostic #۱۱۱۸

روزی ابولاشی از فرت بیکاری به محضر امام دخول نمود و پرسید:
یا امام ﻧﻈﺮﺕ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﻫﻤﻴﺖ ﺁﺏ ﭼﻴﻪ؟

امام نقی گفت : ﺍﮔﻪ ﺁﺏ ﻧﺒﺎﺷﻪ ﻣﺎ ﻧﻤﻴﺘﻮﻧﻴﻢ ﺷﻨﺎ ﮐﻨﯿﻢ
ﻭ ﺍﮔﻪ ﻧﺘﻮﻧﻴﻢ ﺷﻨﺎ ﮐﻨﯿﻢ ﻏﺮﻕ ﻣﻴﺸﻴﻢ و این خیلی اهمیت دارد.

امام نقی و پاسخ تخمی تخیلی به سوالات تخمی تخیلی ابولاشی

Agnostic #۱۱۱۹

من از بینوایی نیم روی زرد می خورم.

امام نقی و سرقت ادبی از آثار بزرگان

Agnostic #۱۱۲۰

از امام پرسیدند به کجا چنین شتابان؟
امام فرمودند میرویم به ده!
پرسیدند چرا؟
فرمودند در شهر تهاجم فرهنگی شده!

Agnostic #۱۱۲۱

به الئه قسم که ما خواستیم اینانرا فقط برده گان خود کنیم ولیکن اینان خود غلاده بردگی را بگردن انداخته و طلب کنند سگ درگاه ما باشند. به الئه قسم که امتی اینچنین زمان بخود ندیده است.
امام نقی در تقدیروتمجید ازسازندگان گنبد طلا برای قبراجداش.

Agnostic #۱۱۲۲

بسیجی: ای امام این تصویرازاسلام به چه گروهی نزدیکتر است؟
آنجا اگر، اشکی چکد بردیده ، غم دیده‌ای سیلی به پا نماید
آنجا اگر، آهی کشد دلداده ، افتاده‌ای دود از فلک برآید!
امام نقی: من بین دو گروه در شگ و تردیدم. پارسیان و داعشیان!
آنجا = کعبه

Agnostic #۱۱۲۳

روزی امام نقی مشغول یه قل دو قل با بیضتین مبارک بود که ابولاشی مثل همیشه سراسیمه خدمت امام نقی رسید و پرسید یا امام عرضم به درزت آپاندیس کجاست؟
امام نقی گفت از بالا ادرس بدم گم میشی از ک...و...ن که وارد شدی اولین بن بست سمت راست.
از سری سوالات عبادی سیاسی جنایی فکاهی سکسی تخمی و تخیلی ابولاشی

Agnostic #۱۱۲۴

امام با درک شرایط خشکسالی , گوز را از لیست مبطلات وضو حذف کرد.

امام و مدیریت بحران

Agnostic #۱۱۲۵

ابولاشی :
ما بودیم عباس عراقچی ٬تختِ روانچی٬ کاترین اشتون٬ آره و اینا خیلی بودیم. کری آقامون هم بود!
امام نقی: کری!؟ کدوم کری!؟
جان کری؛ می‌شناسیش!
آره از ما نه از اونا آره که بریم جام زهر خوری!
تو نمیری به ذوالنعوذت قسم ما اصلا تو نخش نبودیم!
آره ٬نه ٬گاز ٬دنده٬ دم هتل اینترکونتیننتال ژنو اومدیم پایین!
یکی چپ٬ یکی راست٬ یکی بالا ٬یکی پایین٬ جام و زهرش جور شد!
دور میز نشسته بودیم داشتیم می‌خوردیم!
اولی رو رفتیم بالا به سلامتی اوباما لولِ لول شدیم!
دومی رو رفتیم بالا به سلامتی بلاد پارس پاتیلِ پاتیل شدیم!
سومی رو اومدیم بریم بالا
آ شمقدر نامرد ساقی شد گفت بریم بالا ما هم رفتیم بالا!
گفت: ’’به سلامتی تحریم‌ها’’
تو نمیری به موت قسم خیلی تو لک شدم!
این جیب نه٬ اون جیب نه٬ تو جیب ساعتی٬ خودکار اومد بیرون٬ خواستم خط بکشم رو توافق دیدم کسی نیست همه رفتن خوابیدن!
حالا ما به همه گفتیم کوتاه نمیایم، شمام بگین نمیان ، خوبیت نداره

ابولاشی در حال توضیح توافق سامرا و ژنو به امام نقی

Agnostic #۱۱۲۶

کتاب "فاطمه فاطمه است " علی شریعتی و مقاله "برهنگی فرهنگی " استاد غلام علی حداد لاغر ,
تلاش عبث بشر بوده برای آوردن آیه ای به مسخرگی "القارعه مالقارعه " که هر دو شکست خورده.

تحدی پذیری در قرآن
تالیف نقی. صفحات ۶۰ الی ۷۰

Agnostic #۱۱۲۷

از ابو لاشی صدیق شنیدم که روایت کرد بیژن الزنگنه بر حضرت عفیر (جل و اعلا) دعوی دکلی نفتی کرد حضرت عفیر (ج) فرمود ، نزد کسی خواهیم رفت که با حکم اسلام میان ما حکم نماید. و همراه بیژن نزد امام نقی(عهن) آمدند و چون حضرت عفیر (ج) اکل دکل را انکار کرد و بیژن او را تکذیب نمود عفیر حدیث امالی شیح صدوق صفحه 164 بر امام عرضه کرد پس نقی (عهن) در دم ذوالنقار برکشید و بیژن بر دو قسمت عادلانه تقسیم نمود ما اعدل النقی
«عقبه پسر علقمه، از صادق جعفر بن محمد نقل میکند: عرب بیابانگردی نزد پیامبر آمد و ادعا کرد که از بابت شتر، هفتاد درهم از او طلب دارد. پیامبر به او گفت: آیا آن را از من نگرفتی؟ گفت: نه! گفت: من آن را به تو دادم. عرب گفت: من راضی هستم که شخصی میان ما و شما حکم کند. پیامر با او به نزد یکی از قریشیان آمد. قریشی به عرب گفت: به پیامبر خدا چه ادعای داری؟ گفت: هفتاد درهم پول یک شتر که به او فروخته ام. گفت: ای پیامبر خدا تو چه میگوئی؟ گفت: آن را پرداخت کرده ام. قریشی گفت: ای رسول خدا! شما بر طلب اشتن او اقرار نمودید، بنابر این باید دو نفر را به عنوان شاهد بیاورید، تا اثبات شود که پرداخته اید، یا اینکه هفتاد درهم به او بدهید. پیامبر خشمناک برخاست و در حالی که عبایش را میکشید، گفت: به خدا قسم، نزد کسی خواهم رفت که با حکم خداوند میان ما حکم نماید. و همراه مرد عرب نزد علی آمد و علی از عرب پرسید چه ادعایی درباره رسول خدا داری؟ گفت: از بابت فروختن شتری، هفتاد درهم طلب دارم. گفت: ای پیامبر خدا، شما چه میگوئید؟ گفت پولش را پرداخته ام. گفت: ای عرب! رسول خدا میگوید آن را پرداخت کرده است، آیا راست میگوید؟ گفت: نه، به من پرداخت نکرده است. علی، در دم شمشیر کشید و گردن او را زد پیامبر گفت: عرب را چرا کشتی؟ گفت: به خاطر اینکه شما را تکذیب نمود. و هرکس که شما را تکذیب کند، خون او خلال است و قتلش واجب. پیامبر گفت: یا علی! سوگند به خدائی که مرا به حق مبعوث نموده تو از حکم خدا خطا ننمودی، ولی دیگر چنین نکن! امالی شیح صدوق برگ 164»

Agnostic #۱۱۲۸

از ابو لاشی صدیق شنیدم که روایت کرد بیژن الزنگنه بر حضرت عفیر (جل و اعلا) دعوی دکلی نفتی کرد حضرت عفیر (ج) فرمود ، نزد کسی خواهیم رفت که با حکم اسلام میان ما حکم نماید. و همراه بیژن نزد امام نقی(عهن) آمدند و چون حضرت عفیر (ج) اکل دکل را انکار کرد و بیژن او را تکذیب نمود عفیر حدیث امالی شیح صدوق صفحه 164 بر امام عرضه کرد پس نقی (عهن) در دم ذوالنقار برکشید و بیژن بر دو قسمت عادلانه تقسیم نمود ما اعدل النقی
«عقبه پسر علقمه، از صادق جعفر بن محمد نقل میکند: عرب بیابانگردی نزد پیامبر آمد و ادعا کرد که از بابت شتر، هفتاد درهم از او طلب دارد. پیامبر به او گفت: آیا آن را از من نگرفتی؟ گفت: نه! گفت: من آن را به تو دادم. عرب گفت: من راضی هستم که شخصی میان ما و شما حکم کند. پیامر با او به نزد یکی از قریشیان آمد. قریشی به عرب گفت: به پیامبر خدا چه ادعای داری؟ گفت: هفتاد درهم پول یک شتر که به او فروخته ام. گفت: ای پیامبر خدا تو چه میگوئی؟ گفت: آن را پرداخت کرده ام. قریشی گفت: ای رسول خدا! شما بر طلب اشتن او اقرار نمودید، بنابر این باید دو نفر را به عنوان شاهد بیاورید، تا اثبات شود که پرداخته اید، یا اینکه هفتاد درهم به او بدهید. پیامبر خشمناک برخاست و در حالی که عبایش را میکشید، گفت: به خدا قسم، نزد کسی خواهم رفت که با حکم خداوند میان ما حکم نماید. و همراه مرد عرب نزد علی آمد و علی از عرب پرسید چه ادعایی درباره رسول خدا داری؟ گفت: از بابت فروختن شتری، هفتاد درهم طلب دارم. گفت: ای پیامبر خدا، شما چه میگوئید؟ گفت پولش را پرداخته ام. گفت: ای عرب! رسول خدا میگوید آن را پرداخت کرده است، آیا راست میگوید؟ گفت: نه، به من پرداخت نکرده است. علی، در دم شمشیر کشید و گردن او را زد پیامبر گفت: عرب را چرا کشتی؟ گفت: به خاطر اینکه شما را تکذیب نمود. و هرکس که شما را تکذیب کند، خون او خلال است و قتلش واجب. پیامبر گفت: یا علی! سوگند به خدائی که مرا به حق مبعوث نموده تو از حکم خدا خطا ننمودی، ولی دیگر چنین نکن! امالی شیح صدوق برگ 164»

Agnostic #۱۱۲۹

امام ‌نقی: نه اسلام رحمانی وجود دارد نه رعوفت اسلامی. اولین کار ما غارت کاروانها بود و برده فروشی. این تهمت ها فقط از جانب ایرانیان به ما وارد میشود.

Agnostic #۱۱۳۰

روزی امام نقی در سفرهای استانی ( گلچرخ های بلادی) تو تاكسی به راننده میگه میدان امام حسین رو بلدی؟
راننده میگه خودم بچه امام حسینم.
امام نقی اشكش درمیادمیگه علی اصغرتویی؟ ماشاءا…چقدبزرگ شدی

Agnostic #۱۱۳۱

امام برای دلجویی از پدر کودک سوری فرمود :
علی اصغر ما هم همین سن بود.

امام و عواطف انسانی

Agnostic #۱۱۳۲

امام زمان تقدیم می کند (کتاب ول داد)با:
نکیر منکر رو قورت بده و چه کسی نکیر منکر مرا جابه جا کرد!!!
از سری سوالات شب اول قبر
نام ممتحن: نکیر و منکر
سوال اول :این چیست (ﺀ)؟
جواب:ایشون حمزه هستن ، عموی ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ
با همین کوچیکی پدر مخالفان پیامبر را درآورد.
کانون چاه و فاضلاب جمکران

Agnostic #۱۱۳۳

كافرى عكس طفلی غریق را نشان امام نقی (ع) داد و سوال كرد: از دست پیروان جدت به كجا راه پناه است ؟
امام یاد لبهای عطشان علی اصغر كرد و گریست .
فرمود: چیزی نیست، آب زیاد خورده و لعنت بر یزید نگفته پس مرده !

از مجموعه امنیت و آرامش در سایه اسلام و جوار مسلمین

Agnostic #۱۱۳۴

دهانم بوی الکل می داد و من رو به جرم الکلی بودن محکوم کردند
ولی هیچ کس فکر نکرد شاید من پنبه الکلی خورده باشم.
مصائب النقی باب تعلیق از امامت بابت عرق خوری.

Agnostic #۱۱۳۵

صبح هجدهم رمضان بود . امام در محراب در حال نماز بود که ضربتی سخت بر سرش فرود آمد. امام تقویم جیبی اش را نگاه کرد و زیر لب با تعجب فرمود: فزت و رب الکعبه. خواست نماز را ادامه دهد که ضربت دوم فرود آمد. امام با تعجب رو به آسمان کرد و گفت: فزت و رب الکعبه دیگه! خواست به سجده برود که ضربت سوم بر سرش وارد شد: امام با خشم گفت: گیردادیا رب الکعبه! اصلا میرم خونه... ناگهان ضربت چهارم وارد شد. امام داد زد: ریدم به فاز و کعبه و همه چی! چه خبره اینجا؟ سرش را که برگرداند دید ابن ملجم گوشه مسجد خوابیده و حسنین با شمشیر پلاستیکی بالای سر حضرت ایستاده اند. حضرت که قرمز شده بود گفت: مادر لای در مانده ها ! چه مرگتان است؟ حسنین گفتند : قرار است ما فردا به فرق تو ضربت بزنیم و ابن ملجم بینمان قضاوت کند! حضرت همانجا به مدت 24 ساعت از دین اسلام مرخصی گرفته و فردایش هم عسگری کوچولو را برای نماز به مسجد فرستادند که ...
منطق الابنه – ص 69

Agnostic #۱۱۳۶

امام نقی: حقوق بشرلطیفه‌ایست که غربی‌ها زیاد تعریف می‌کنند ولی ما ۱۴۰۰سال است که آنرا پایمال مکنیم

Agnostic #۱۱۳۷

تبریک امام نقی به امت اسلامی ایران جهت ساخت واستقبال پرشورازفیلم محمد (ص): شما بیمارانتان را در فرقون جابجا مکنید ولی برای امامانتان کنبد طلا و فیلم محمد (ص) میسازید.به ‌الئه قسم که من هیچ امتی را هم چون شما ذلیل و بدبخت ندیده ام

Agnostic #۱۱۳۸

دستم بوی خون می داد و من رو به جرم خونریزی محکوم کردند ولی هیچ کس فکر نکرد شاید من شوشول کودکی رو ختنه کرده باشم

امام نقی بعد از ختنه عسگری و اون واقعه ناگوار

Agnostic #۱۱۳۹

یک باغ پر از فلفل سبز
پر از فلفل قرمز
فلفل قرمز تند تند
فلفل درختی
سس کچاپ تند،فلفل پشت درختا، حوری فلفلی، فلفل اونجا، فلفل همممممه جا
رود روان از فلفل
....
امام نقی در حال توصیف بهشت به یک هندی که ایمان بیاورد.

sonixax #۱۱۴۰

این جوک و شوخی و طنز نیست ولی بهترین جا براش به نظرم همینجاست :

Radio JiBi - ویلیام مکنت: جَد ابوبکر البغدادی رهبر داعش، امام دهم شیعیان است

موسسه تحقیقاتی بروکینگز طی مطلبی در خصوص معرفی کتاب " داعش آخر الزمان " ( The ISIS Apocalypse )، نوشته " ویلیام مکنت " گفت که ابو بکر البغدادی رهبر گروه موسوم به دولت اسلامی ( داعش ) از نوادگان امام دهم شیعیان " علی النقی " است.
ویلیام مکنت از محققان مرکز سیاست خاور میانه و رئیس پروژه مناسبات آمریکا با جهان اسلام در توضیح خود در این باره نوشت که هرچند انتساب به ریشه خانوادگی به پیامبر اسلام ( سیدی ) از دید اهل سنت مقبول و مشروع نیست، اما شجره نامه مذکور مربوط به کسی است که جد او از امامان شیعه بوده اما خود او کمر به نابودی شیعیان بسته است.
آقای مکنت در وبلاگی که در خصوص معرفی این کتاب در وبسایت موسسه بروکینز ایجاد شده به تشریح تحقیقات و نتایج حاصل از آن پرداخته و خلاصه ای از محتویات کتابش را درختیار علاقه مندان قرار داده است.
این عضو هیآت عالمی دانشکاه جان هاپکینز آمریکا، ریشه خانوادگی پدران سنی ابوبکر البغدادی به امامان شیعه در شهر سامراء عراق منتسب کرده و آن را نمونه ای از تداخل مذهبی شیعه و سنی که در عراق دانست. به گفته ویلیام مکنت، خانواده بغدادی افرادی از طبقه متوسط اجتماع بودند که حیات دینی و رابطه آنها با مسجد، زمینه آموزش های اولیه دینی در خصوص احترام به قرآن و فصاحت و بلاغت مذهبی را برای رهبر کنونی داعش، به عنوان نوجوانی علاقه مند به هُنر آماده کرده بود.
در بخش دیگری از معرفی کتاب داعش آخر الزمان آمیده است که با وجود تضاد مذهب با سیاست های سوسیالیستی حزب بعث، از سال 1960 به این سو دو عموی بغدادی به ا ستخدام سرویس های امنیتی صدام در آمده و برادر ارشد او نیز به ارتش عراق پیوست. برادر بغدادی در جنگ با ایران که تحت حمایت ضمنی آمریکا صورت گرفته شرکت کرد، اما با این وجود صلاحیت بغدادی بعد ها برای پیوستن به ارتش رد شد.
بر اساس شواهد بدست آمده، خانواده بغدادی با جریانات افراطی و سلفی های وابسته به عربستان سعودی مرتبط بودند. سلفی هایی که در عراق گاه از سوی صدام مورد حمایت قرار گرفته و گاهی نیز همچون سال 1990، از سوی صدام برای متعهد ماندن تحت فشار قرار داشتند. بغدادی در سال 1996 مدرک کارشناسی خود را از دانشگاه بغداد و در سال 1999 مدرک کارشناسی ارشد خود را درشته قرآن از دانشگاه تازه تاسیس صدام " مطالعات اسلامی " گرفت. پایان نامه کارشناسی ارشد او در خصوص متنی قرون وستایی و مبهم از قرآن بود. همزمان با ثبت نام بغدادی در مقطع دکترا، عموی پدری او، " اسماعیل البدری " وی را متقاعد کرد که به اخوان المسلمین بپیوندد. او زیر نظر " محمد حردان "، عضو اخوان و از مبارزین علیه شوری سابق در افغانستان آموزش دید. اما بعد از حمله آمریکا در سال 2003، البغدادی با دو همسر و شش فرزندش به زندگی در محله ای فقیر دربغداد و آموزش قرآن به کودکان روی آورد. او علاقه زیادی به فوتبال داشت و دوستانش لقب " مسی "، نام فوتبالیست آرژانتینی را برایش انتخاب کردند. بغدادی در همان سالها به عضویت گروه شورشی " ارتش همبستگی مردم سنی " عراق درآمد و علیه آمریکا جنگید. او در سال 2004 دستگیر و به کمپ معروف " بوکا " منتقل شد. جایی که حدود 24 هزار تن از اعراب سنی وابسته پاکسازی شده از ساختار حکومت صدام در آن نگهداری می شدند. این مرکز در سال 2009 توسط آمریکا بسته شد اما بسیاری این مرکز را محل تولد تفکر افراطی و خلق گروه داعش می دانند. بغدادی بعد ها به القاعده عراق به رهبری " ابو مصعب الزرقاوی " پیوست. گروهی که از سال 2006 علیه آمریکا در عراق می جنگید. پس از مرگ زرقاوی در حمله هوایی، جانشین او مصری او " ابو ایوب المصری " هدایت این گروه را برعهده گرفت. المصری در ژوئن همان سال تاسیس دولت اسلامی را اعلام کرد. رهبران این گروه به وفاداری به اسامه بن لادن سوگند خوردند. این گروه تلاش داشت مستقل از القاعده و با تکیه بر اعتبار علمی البغدادی، خلافت و امپراطوری صدر اسلام را زنده کند. بغدادی در 13 مارس 2007 درجه دکترای خود را با در جه بسیار خوب در رشته قرائت قرآن گرفت. همین موضوع باعث شد که ابو ایوب المصری او را به عنوان مسئول کمیته شریعت و عضو شورای 11 نفره مشورتی انتخاب کند. در این میان کمپ بوکا نیز به عنوان نقطه مشترک افراد و گروه های دیگر، باعث نزدیک تر شدن آنها به یکدیگر شد. در سال 2010 و درپی لو رفتن یکی از رابط های کمپ بوکا با اعضای دولت اسلامی، محل اقامت المصری در تکریت کشف شد، اما او پیش از دستگیری خود را منفجر کرد. بن لادن در آن زمان تلاش کرد که با نظر های مشورتی، رهبری موقت برای گروه دولت اسلامی انتخاب شود. اما در نهایت ابوبکر البغدادی 39 ساله در رقابت با حاجی بکر، رئیس شورای نظامی دولت اسلامی و از اعضای سابق حکومت صدام توانست با اخذ 9 رای از 11 رای شورای مشورتی به عنوان امیر دولت اسلامی انتخاب شود.
شکست های دولت اسلامی از سال 2008 به این سو و اقدامات بشار اسد در سرکوب مخالفان سوری باعث شد که خشونت و ترور های زیر زمینی در درستور کار گروه تحت رهبری البغدادی قرار گیرد. اقداماتی که هدف از آن ایجاد ترس و وحشت در بین مردم و همراه ساختن آنان با گروه دولت اسلامی بود. طولی نکشید که این اقدامات زمینه اختلاف را با دیگر گروه ها فراهم کرده و باعث جدایی گروه جبهه النصره در سال 2013، و طرد گروه دولت اسلامی از از سوی القاعده در سال 2014 شد.
ویلیام مکنت در این کتاب با ارائه برخی استناد مدارک از زندگی شخصی و خانوادگی ابوبکر البغدادی، به تشریح فرایند ظهوراو در سالهای اخیر پرداخته و ریشه خشونت، مبانی فکری، مناسبات سیاسی اجتماعی گروه موسوم به دولت اسلامی را با دیگر گروه ها مردم مناطق تحت کنترل این گروه مورد برسی قرار داده است.
موسسه تحقیقاتی بروکینگز نیز یکی از موسسه های قدیمی است که از سال 1916 به این سو با هدف کمک به تصمیم گیری های دولتی در حوزه های مختلفی همچون جنگ و صلح، مردم وملتها، رشد اقتصادی، چالش های بین المللی همچون تروریسم و مواردی از این دست فعالیت می کند.
کتاب داعش آخر الزمان هم اکنون به صورت چاپی و الکترونیک در اینرنت به فروش می رسد.

Agnostic #۱۱۴۲

امام نقی در حال سوار شده به جعفر طیار بودند تا مردم کشور مولداوی را با حقانیت اسلام آشنا کنند که عفیر چهار نعل خود را به امام رسانده و نفس نفس زنان گفت؛
یبن تقی، آیا شنیده ای که دهها هزار نفر در مولداوی در اعتراض به اختلاس یک میلیارد دلاری تظاهرات کرده اند و خواستار برکناری رییس جمهور آن کشور شده اند و قول داده اند تا مسئولین این اختلاس پیگرد قانونی نشده اند به اعتراضات خود ادامه خواهند داد؟
امام نقی لختی صبر کردند و مدتی هم ﺳﺮ ﺑﺮ ﺟﺒﯿﻦ ﺗﻔﮑﺮ ﻓﺮﻭ ﺑﺮﺩند و سپس بلیط را پاره کرده و فرمودند؛ گور پدر این مولداویها، میخوام صد سال سیاه به راه راست هدایت نشن و همشون تو آتش جهنم در کفر بسوزن.
انگاه امام نقی عفیر را برای خرید یک بلیط فرست کلاس به مقصد فرودگاه امام خمینی راهی آژانس مسافرتی کردند.

اختلاس المومنین، صفحه ۳،۰۰۰،۰۰۰،۰۰۰،۰۰

Agnostic #۱۱۴۳

امام در حال کشیدن نفسهای آخر بود و بیم آن میرفت که هر لحظه جان مبارکشان از بالا یا پایین در برود. ناگهان در باز شد و یه خانم دکتر بلوند شاسی بلند برای معاینه حضرت وارد شد. حضرت که محو ابعاد وجودی بالاتنه دکتر شده بود به سختی پرسید: آیا از نظر علمی جماع برای من ضرری دارد؟ اهل بیت حضرت نالیدند که الان چه جای این سوال است؟ امام با بغض گفت: جوابش را بدانم و بمیرم بهتر است یا ندانسته بمیرم؟ خانم دکتر با من و من گفت: چی بگم والا؟ ضرری نداره ....
هنوز حرف دکتر تمام نشده بود که امام مانند پلنگ از جا پرید و در جا خانم دکتر را صیغه کرده و به سیخ کشید! بعدش هم سالها به خوبی و خوشی زندگی کرد تا چشم هرچی حسوده بترکه..!!!
مناسک الاستمنا - ص 69

Agnostic #۱۱۴۴

شورای نگهبان ،بیضه های نظام است و شجره طیبه بدون آن کارایی ندارد،اگر بیضه نباشد تداوم بقای ما به خطر می افتد .
امام در جمع اعضای مجلس خفته گان

Agnostic #۱۱۴۵

امام ضمن ابراز انزجار از کار بانوی ژورنالیست مجاری, آمادگی خود را برای جماع با وی جهت تنبیه اعلام کرد.

Agnostic #۱۱۴۶

امام ضمن دیدار با بستگان شهدای جرثقیلی در مکه فرمود :

کسی که در مکه زیر جرثقیل شهید شود , روز قیامت با جرثقیل از پل صراط رد میشود.

Agnostic #۱۱۴۷

حضرت برای کسب درآمد حلال هر روز قرآن را برداشته و به کوه میرفت و با صدای بلند آنرا برای کوه تلاوت میکرد تا کوه به پشم حلاجی شده تبدیل شود و با فروش آن صنار درآمد برای زن و بچه کسب کند. اما افسوس که این روش هرگز جواب نمیداد و خود حضرت که به پشم حلاجی نشده تبدیل میشدند هر شب ناسزا گویان از کوه به خانه برمیگشتند.
مصائب نقی - باب تولید پشم از قرآن - ص

Agnostic #۱۱۴۸

حضرت کنار خانه کعبه ایستاد و فرمود :
بهترین شما کسی است .......فرت .....

افتادن جرثقیل روی حضرت هنگام تلاوت حدیث

Agnostic #۱۱۴۹

اولین سوره ای که به امام نقی نازل شد ،سوره چرثقیل بود که باعث گردید به عنوان عضو البدل نبوت انتخاب شود.
ایات یکم تا پنجم
الجرثقیل والجرثقیل ؛وما ادراک الجرثقیل ؛ الجرثقیل هو جسمُ الثقیل ؛ وهلک افرادُ به ضربتی، وهذا نشانه" فی ثبوت الله،
ترجمه ایات
جرثقیل ،جرثقیل وچه کسی میداند که جرثقیل چیست، آن جسمی است سنگین وهلاک میکند افراد را به ضربه ای و این است از نشانه های اثبات خدا.

Agnostic #۱۱۵۰

امام نقى گاه در خوردن آب انگور زیاده روى مى كردند و پشت جرنقیل نشسته و دور كعبه مى گازاندند و انبوهى از حج گذاران را لواشك مى كردند. سپس خنده سر داده و مى فرمودند: خدا خواسته!
جبر نقوى