SAMKINGعبور مرغ از خیابان از دید گاههای مختلف؟!!!
صادق هدایت: از دست آدمها به آن سوی خیابان فرار کرده بود، غافل از اینکه آن طرف هم مثل همین طرف است، بلکه بدتر.

SAMKINGعبور مرغ از خیابان از دید گاههای مختلف؟!!!
صادق هدایت: از دست آدمها به آن سوی خیابان فرار کرده بود، غافل از اینکه آن طرف هم مثل همین طرف است، بلکه بدتر.

اگر جنگ شود ، جنگ می شود! 
یه روز یه جوجه توی تخمش پیف پیف میکنه، خفه میشه میمیره !
=))
ﺟﻨﮓ ﺭﺳﺘﻢ ﻭ ﻟﺮ :
ﻧﺒﺮﺩﻱ ﺷﺪ ﺍﻏﺎﺯ ﺑﻴﻦ ﺩﻭ ﺗﻦ
ﻳﻜﻲ ﻟﺮ ، ﺩﮔﺮ ﺭﺳﺘﻢ ﭘﻴﻠﺘﻦ
ﺭﺳﺘﻢ :
ﭼﻨﺎﻧﺖ ﺑﻜﻮﺑﻢ ﺑﻪ ﮔﺮﺯ ﮔﺮﺍﻥ
ﻛﻪ ﺩﻳﮕﺮ ﻧﻴﺎﻳﻲ ﺑﻪ ﻣﺎﺯﻧﺪﺭﺍﻥ
ﻟﺮ :
ﭼﻨﺎﻥ ﺑﺎ ﺑﻠﻮﻙ ﺍﻳﺰﻧﻢ ﺗﻮﻱ ﭘﺎﺕ
ﻛﻪ ﺗﺮﺗﺮ ﺑﺮﻳﻨﻲ ﺑﻪ ﻗﺒﺮ ﺑُﻮﺍﺕ
ﺭﺳﺘﻢ :
ﺑﺮﻭ ﺑﻲ ﺍﺩﺏ، ﺍﺣﻤﻖ ﺑﻴﺸﻌﻮﺭ
ﻟﻪ ﺍﺕ ﻣﻴﻜﻨﻢ ﺯﻳﺮ ﭘﺎ ﻫﻤﭽﻮ ﻣﻮﺭ
ﻟﺮ :
ﺗﻮ ﮔﻲ ﺍﻳﺨﺮﻱ ﺭﺳﺘﻢ ﺍﻧﺪﺭ ﻛﺘﺎﺏ
ﺧﺮﺕ ﺭﺍ ﻛُﺸﻢ، ﻣﻴﻜﻨﻢ ﻣﻦ ﻛﺒﺎﺏ
ﺗﻬﻤﺘﻦ :
ﺗﻬﻤﺘﻦ ﭼﻮ ﺩﻳﺪ ﺍﻳﻦ ﻧﺒﺮﺩ ﺧﻔﻦ
ﺑﻪ ﺭﺳﺘﻢ ﺑﮕﻔﺘﺎ ﻛﻪ ﭘﻮﺷﺪ ﻛﻔﻦ
ﺳﭙﺲ ﺭﺳﺘﻢ ﻳﻞ ﺑﻪ ﺭﺧﺸﺶ ﺳﻮﺍﺭ
ﻛﻪ ﺗﺮﺟﻴﺢ ﺩﺍﺩ ﺍﻭ ﻓﺮﺍﺭ ﺍﺯ ﻗﺮﺍﺭ
😆😭🍿
یه روز عدد 5 همه اعداد رو دعوت میکنه خونه ش؛واسه پارتی
به جز عدد 8!
0 1 2 3 4 5 6 7 ... 9
آخه اصلاً خوشش نمیومده ازش
وسط پارتی میبینه عدد 8 داره قر میده و میرقصه
جلو میره و یکی میخوابونه بیخ گوشش و میگه:
حیوون اینجا چی میکنی؟ ... من که تو رو دعوت نکردم!
عدد 8 میزنه زیر گریه و میگه:
.
.
.
.
.
.
.
.
.
بخدا من عدد 0 هستم ...
دستمال بستم کمرم واستون "حبیبی النور العینی" برقصم..!


همایونی : دانشگاه ِ وابسته به هواپیمایی ملی ایران (هما)

دانشگاه باید دانشگاه باشد؛ دانشگاهی که دانشگاه نباشد، دانشگاه نیست ! « آیت الله خمینی »
- وال استریت حاصل خون شهداست ! « محمدرضا نقدی رئیس بسیج »
- دانشگاه رفتن خانم ها از بدبختی هاست ! « آیت الله جنتی »
- تحولات جهان بدون ایران در سایهی رهبری آیتالله خامنهای به نتیجه نمیرسد ! « ضرغامی رئیس صدا و سیما »
- ایستادگی ملت ایران در برابر تحریمها، از نتایج روزه داری است ! « آیت الله مصباح یزدی »
- باید در ساخت خانهها دقت کرد تا اتاقها رو به قبله باشد ! « آیت الله جوادی آملی »
- حجاب عامل شیوع پایین سرطان پوست در ایران ! « مدیر گروه پوست دانشگاه علوم پزشکی تهران »
- پیش از وقوع انقلاب اسلامی، ایران کشوری بود که مردم آن در مقابل سایر ملت ها سرشکسته بودند ! « علی لاریجانی »
- امروز در جمهوری اسلامی یك گرسنه وجود ندارد ! « محمدرضا رحیمی معاون اول رییسجمهور »
- من چند وقت پیش رفته بودم مكه. وقتی به عربستان میروید یك كارمند زن نمیبینید. اگر فقط همین مساله را در ایران عملیاتی كنیم، بسیاری از مشكلات حل میشود ! « موسی قربانی، عضو کمیسیون حقوقی و قضائی مجلس »
- ایران امنترین کشور جهان است ! « سید احمد خاتمی »
خر! جانــدار است !!

یارو به تاکسی میگه: امام خمینی میرید؟
راننده : اگر امام خمینی نمیرید وضع مملکت این نبود که!!
![]()
جاکائیل کیست؟
فرشته ای است که در بهشت برای مومنین حوری جور می کند!![]()
ریدم تو جنس چینی!
(حضرت ابراهیم وقتی چاقو سر اسماعیل رو نمی برید!)
دو نفر رو میخواستن اعدام کنن به اولی میگن قبل از مرگت چه آرزویی داری ؟ میگه دوست دارم قبلش خانوادمو ببینم ، بعد به اونیکی میگن تو چه آرزویی داری ؟ میگه نذارید اون خانوادشو ببینه 😬 (آخه آدم انقد ک...)
هیچوقت یادم نمیره یه بار معلممون یکی رو گرفت مث الاغ زد از کلاس انداخت بیرون بعدش پشیمون شد گفت :آخه بچه ها شما چرا منو اذیت میکنید که مجبور شم بزنمتون ؟؟؟ شما مثل بچه ی خودم میمونید حالا برید اون دوستتون رو که زدمش صدا کنید بیاد تو! آقا پسره که اومد تو ؛معلمه بهش گفت:چرا آخه اذیت میکنی ؟؟؟ چرا کاری میکنی که مجبور شم بزنمت ؟ چرا آخه ؟ هااااااااا ؟ چرا آخه ؟؟؟ یهو دوباره شروع کرد پسره رو زدن! پسره بدبخت سری دوم از سری اول بیشتر کتک خورد
..!
SAMKINGهیچوقت یادم نمیره یه بار معلممون یکی رو گرفت مث الاغ زد از کلاس انداخت بیرون بعدش پشیمون شد گفت :آخه بچه ها شما چرا منو اذیت میکنید که مجبور شم بزنمتون ؟؟؟ شما مثل بچه ی خودم میمونید حالا برید اون دوستتون رو که زدمش صدا کنید بیاد تو! آقا پسره که اومد تو ؛معلمه بهش گفت:چرا آخه اذیت میکنی ؟؟؟ چرا کاری میکنی که مجبور شم بزنمت ؟ چرا آخه ؟ هااااااااا ؟ چرا آخه ؟؟؟ یهو دوباره شروع کرد پسره رو زدن! پسره بدبخت سری دوم از سری اول بیشتر کتک خورد ..!
تا دوران دبستان یک مقداری زور معلمها میرسید ! ولی بعدش اگر دست روی شاگردها بلند میکردند یا از والدینشون مثل سگ کتک میخوردند یا از خود دانش آموز .
من این صحنه رو بارها و بارها دیدم :))
هیچ وقت یادم نمریه که ناظم دبیرستان یکی از بچه ها رو زد طرف کمربند مشکی داشت زد خوار مادر ناظم رو .... :)) مدرسه غیر انتفاعی هم بود خایه نداشتند اخراجش کنند .
توی ایران چرا همه همدیگرو با فامیلی صدا میکردند تو مدرسه؟😚
Theodor Herzlتوی ایران چرا همه همدیگرو با فامیلی صدا میکردند تو مدرسه؟
اگر به اسم کوچک همدیگه رو صدا میزدند یعنی دوست صمیمی بودند .
اگر به فامیلی صدا میزدند یعنی فقط با هم هم مدرسه ای یا همکلاسی بودند .
یک جور فرهنگ و اعلام موضع بود .
راست میگی ، من اصلا یادم نبود ، توی دبستان ۲-۳ نفر رو که بیرون مدرسه هم دوست بودیم رو به اسم کوچیک صدا میزدم ، بقیه با فامیلی! راستی کسی قلعه بازی میکرد توی حیاط مدرسه؟ من یادم رفته چجوری بود بازی ، ولی یادم هست خیلی کیف میداد😜
ﻭﺻﯿﺖ ﻧﺎﻣﻪ ﺑﺮﻭﺳﻠﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﺴﺮﺵ، ﻭﻗﺘﯽ
ﺧﻮﻧﺪﻡ ﺑﯽ ﺍﺧﺘﯿﺎﺭ ﮔﺮﯾﻪ ﺍﻡ ﮔﺮﻓﺖ . ﻭﺍﯼ ﺑﺮ ﻣﺎ
ﮐﻪ ﻇﻮﺍﻫﺮ ﺩﻧﯿﺎ ﭼﻘﺪﺭ ﭼﺸﻢ ﻭ ﺩﻟﻤﻮﻥ ﺭﻭ ﮔﺮﻓﺘﻪ.
ﺣﺘﻤﺎ ﺑﺨﻮﻧﯿﺪ . . .
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
李小龍 遗嘱曾头市晁盖中了毒
箭,神医安道全也回天无力,终于
命丧黄泉。弥留之际,原本“已自
言语不得”的晁盖忽然醒了过
来,“转头看着宋江”,谆谆嘱咐
道:“ 贤弟保重。若哪个捉得射死
我的,便教他做梁山泊主!”这便
是晁盖的“临终嘱咐”,也是晁盖的
惟一遗言。 晁盖这遗言好没道
理。晁盖这“梁山泊主”是怎么当上
的?不是世袭的,不是选举的,也
不是指定的,而是林冲火并了王
伦,众人拥戴的。说白了,他
这“第一把交椅”,是林冲从王伦手
里夺了来推让给他的。他现在坐不
了啦,理应还给林冲和众人,由林
冲和众人再作商量,岂可视为己
有,私相授受?林冲火并王伦时曾
骂王伦说:“这梁山泊便是你的?
”当然不是。于是王伦便只好掉脑
袋,而晁盖也才得以当寨主。那
么,梁山泊不是王伦的,便是晁盖
的么?显然也不是。梁山泊根本就
不属于哪一个人。既不是他王伦
的,也不是你晁盖的。王伦活着尚
且不能独霸,你晁盖人都快死了,
岂能再管谁当家谁做.
ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺗﺤﺖ ﺗﺎﺛﯿﺮ ﻓﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺘﻢ
از مسی پرسیدند از همگروه شدن با ایران مثل سگ پشیمونی یا مثل خر کیف می کونی؟! ![]()
به یکی می گن چرا اسم این خیابون ولیعصره ؟؟ می گه چون صبح خبری نیست ظهرم خبری نیست ولی عصرا بیا ببین چه خبره!!![]()
یه روز یه پسره به مامانش می گه مامان كافر یعنی چی؟
مامانش می گه یعنی كسی كه به جز خدا كس دیگری رو بپرسته.
پسره می گه پس بابا كافره !
مامانش می گه چرا ؟!
پسره می گه چون به اشپزمون گفت سکینه من تو رو می پرستم!




MEHDI03012014761.jpg
03012014766.jpg
خیلی خندهدار بود 👌
lol
عالی بود! بخصوص وقتیکه شرمگین شد و عرق به سر و رویشان جاری شد! وای خدا دلم 😂
این هم نشان دهنده اینکه یهودیان چقدر از اعراب با دانش تر بودند و چطور آن ها را مضحکه می کردند:




A well-known, but here anonymous, philosopher was delivering
a talk on linguistics and had just stated that the
double negative construction in some languages has a positive
meaning and in some a (very) negative meaning. He
went on to observe, however, that in no language was it the
case that a double positive construction has a negative meaning.
To this another well-known philosopher in the rear of
the lecture room responded with a jeering "yeah, yeah."
من قبلا به بدنم شامپو بدن خارجی میزدم، اما ازوقتی فهمیدم توروز قیامت قراره برعلیه من شهادت بدن، بهشون گریس هم نمی زنم، آدم فروش های بی معرفت!!
در پی یک بخشودگی، نیمی از زندان ِ زندانیان کشور x بخشیده شد.
بیچاره زندانیانی که به ابد محکوم شده بودند!
از یه طرف نمیخوام زیر بار غرب و ولنتاین برم از یه طرفم دوس میدارم واسه همسرم امروز هدیه بگیرم
دغدغه های یک آخوند که شعارش اینه:
ما حوزویان طلایه داریم_از وضع جهان گلایه داریم
+واقعی :))
مزدك بامداددر پی یک بخشودگی، نیمی از زندان ِ زندانیان کشور x بخشیده شد.
بیچاره زندانیانی که به ابد محکوم شده بودند!
نیمی از زندانیانِ زندان ؟
homayounنیمی از زندانیانِ زندان ؟
منظور طول محکومیت بود.
اخبار صدا و سیما
اخبارخارجی:
بارش برف در شمال امریکا مردم این کشور را زمینگیر کرد، عملکرد دولت اوباما بسیار ضعیف بوده. جیم (از شهروندان امریکایی!) در مصاحبه با واحد مرکزی خبر گفت:دیروز دو نفر در شهر ما به علت لغزندگی معابر به زمین خورده و دچار آسیب دیدگی شدند ولی ماموران دولتی اونجا برای امداد رسانی حاضر نبودند...
اخبار داخلی:
بارش رحمت الهی در استانهای شمالی کشور موجب خوشنودی کشاورزان شد، مردم از شدت خوشحالی، آب، برق و گاز خود را قطع کرده و به خیابان ها ریختند و ضمن پرداخت 3000 تومان بابت یک بطری آب معدنی به مغازه داران، به سمت صف های طویل نانوایی ها شتافتند!!!...
صادرات شامپو سیر پرژک به کشورهای عربی به نوعی
جنگِ خیلی نرم محسوب میشه!
چون هر عربی که بره مغازه و بخواد شامپو پرژک بخره
موقع تلفظ اسمش خفه میشه..!
حدیث سال 93:
"همان گونه با آجیل مردم رفتار کنید که دوست دارید با آجیل شما رفتار کنند"
MEHDI
این مهملات اگر هم واقعیت داشته باشند پیوندی به شرم و حیا داشتن محمد ندارد بلکه بیش تر نشان از موضع گیری محمد دربرابر لقاح مصنوعی گیاهان دارد [به نوعی پیش خودش گفته است که این کار دخالت در روند طبیعی آفرینش است] همانطور که امروزه هم هنوز برخی مفتی ها و آخوندهایی [خاصّه از نوع جزم اندیشانشان] را میبینیم که در برابر لقاح مصنوعی حیوانات و گیاهان موضع گیری منفی دارند؛ آنچه که روشن است این است که قرآن صراحتاً محمد را از میل داشتن تعدادی زن بیش از آنچه داشته است باز میدارد اینجا :
از این پس، دیگر [گرفتن] زنان و نیز اینكه به جاى آنان زنان دیگرى بر تو حلال نیست،
هر چند زیبایى آنها تو را شگفت زده کند، به استثناى كنیزان، و خدا همواره بر هر
چیزى مراقب است [52:33]
نکته قابل توجه و مرتبط آن است که قرآن می گوید: «هر چند زیبایى آنها تو را شگفت زده کند» نشان از آن است که در بین فامیل و کوچه و بازار هم زنان زیبای عرب از محمد دل رُبایی کردهاند.
Mehrbodتنها یه ایرانیه که می تونه یه گزاره با 22 تا کارواژه بسازه!!
داشتم می رفتم دیدم اومد گرفت نشست، گفتم بزار برم بپرسم ببینم میاد؟ نمیاد؟!
دیدم میگه: نمیخوام بیام برو بزار بگیرم بخوابم!!!خدا میدونه بازگردان ی انگلیسیش چی از آب در میاد ...!!
داشتم میرفتم دیدم نشست، [پیش خود] گفتم [از او] بپرسم می آید یا خیر؟!
گفت : خیر! نخواهم آمد، میخواهم بخوابم.
10 کارواژه !
Mehrbodاین هم ترزبان از مزدک گرامی:
On leaving, I saw him coming to sit down. "Let's go 'n ask if he comes or not" I thought. "I don't want to come, let me sleep!" he answered.
30 تا واژه! و 14 تا کارواژه من شمردم!
تست دینی كنكور 87: اولین خونی كه بر زمین ریخته شد كدام است ؟ الف – قتل هابیل ! ب- عادت ماهانه حوا ! ج – بكارت حوا ! د- ختنه آدم !!
Aquarius
- گرفت نشست = نشست
- گفتم بزار برم بپرسم ببینم = گفتم بپرسم
- میاد؟ نمیاد؟! = می آید یا خیر؟!
- دیدم میگه = گفت
- نمیخوام بیام = نخواهم آمد
- برو بزار بگیرم = می خواهم
- بگیرم بخوابم = بخوابم
داشتم میرفتم دیدم نشست، [پیش خود] گفتم [از او] بپرسم می آید یا خیر؟!
گفت : خیر! نخواهم آمد، میخواهم بخوابم.10 کارواژه !
اینکه همهیِ زیبایی نوشته را گرفت؟ برخی برابرها هم نادرست اند, نمیخواهم ≠ نمیایم, یا:
نمیخواهم بیایم ≠ نخواهم آمد!!
I don't want to come ≠ I will not come
Mehrbodاینکه همهیِ زیبایی نوشته را گرفت؟ برخی برابرها هم نادرست اند, نمیخواهم ≠ نمیایم, یا:
حذف حشو قاعدتاً باید بر زیبایی کار بیافزاید، اگر چنین نیست، کاستی از من بودهاست.
[RTL]Parenthesis (rhetoric) - Wikipedia, the free encyclopedia[/RTL]
Mehrbodنمیخواهم بیایم ≠ نخواهم آمد!!
I don't want to come ≠ I will not come
منظور از نشان مساوی برابر بودن نیست به چم ِ می دهد است => تصحیح می شوند. من برخی جاها سه کارواژه را به دلیل حشو یک کارواژه کرده ام که در این صورت منظور را به مخاطب به شکل کامل خواهد رسانید نیازی به استفاده از کارواژه های اضافی نیست چرا که درک زبان را دشوار میکند.
نمی خواهم + بیایم : حال اخباری (فعلی که وجود حالتی یا رویداد واقعه ای را بطور قطعی در حال یا آینده نزدیک بیان میکند) + حال التزامی : (فعلی که انجام آن با شک و تردید همراه باشد.)
حالت ِ شک و یقین نمی توانند باهم باشند.
Aquariusحالت ِ شک و یقین نمی توانند باهم باشند.
چرا نمیتوانند؟ یعنی شما نمیتوانید یکزمان هم یک چیزی را از ته دل نخواهید, هم ناچار باشید بیانجامید؟
نمیخواهم بیایم ≠ نخواهد آمد
دومی سخنیست گُزیریده و فرجامین, جایِ گفتگو ندارد; یکمی جایِ گفتگو دارد, شما به دوستی که میگوید «نمیخواهم
به مهمانی بیایم» میتوانید همچنان خوبیهایِ آمدن را بازبگویید تا شاید گُزیر او را دگرانیده باشید, ولی به
دوستی که میگوید «نخواهم آمد» یا گفتاریکتر, «من نمیآیم», راهِ گفتگو بستهتر است و 'شاید' نامبرده, کمرنگتر.
پس آنچه شما افزوده و حشو دیدهاید بوارونه کاربردِ ناچشمپوشیدنی دارد و این رویهمرفته از
لغزشهایِ فراگیر و میتوانیم بگوییم سبکسرانهیِ زبانشناسها است که باریکبینیِ بسنده ندارند.
پارسیگر
Aquariusاین مهملات اگر هم واقعیت داشته باشند پیوندی به شرم و حیا داشتن محمد ندارد بلکه بیش تر نشان از موضع گیری محمد دربرابر لقاح مصنوعی گیاهان دارد [به نوعی پیش خودش گفته است که این کار دخالت در روند طبیعی آفرینش است] همانطور که امروزه هم هنوز برخی مفتی ها و آخوندهایی [خاصّه از نوع جزم اندیشانشان] را میبینیم که در برابر لقاح مصنوعی حیوانات و گیاهان موضع گیری منفی دارند؛ آنچه که روشن است این است که قرآن صراحتاً محمد را از میل داشتن تعدادی زن بیش از آنچه داشته است باز میدارد اینجا :
از این پس، دیگر [گرفتن] زنان و نیز اینكه به جاى آنان زنان دیگرى بر تو حلال نیست،
هر چند زیبایى آنها تو را شگفت زده کند، به استثناى كنیزان، و خدا همواره بر هر
چیزى مراقب است [52:33]نکته قابل توجه و مرتبط آن است که قرآن می گوید: «هر چند زیبایى آنها تو را شگفت زده کند» نشان از آن است که در بین فامیل و کوچه و بازار هم زنان زیبای عرب از محمد دل رُبایی کردهاند.
کمتر آسمون ریسمون ببافید.🌺
MEHDIکمتر آسمون ریسمون ببافید.🌺
ادله خود را برای خطا بودن گفته های من بنویسید، سواد ندارید مجبور نیستید نقل قول بگیرید و با یک جمله کلیشه ای "آسمون
به ریسمان بافتن" در بروید. ذهن شما قدرت تحلیل این را دارد که تکاندن هاگ های گیاهان نر بر روی تخمدان های گیاهان ماده حکایت از چه دارد یا خیر؟
Aquariusادله خود را برای خطا بودن گفته های من بنویسید، سواد ندارید مجبور نیستید نقل قول بگیرید و با یک جمله کلیشه ای "آسون به ریسان بافتن" در بروید. ذهن شما قدرت تحلیل این را دارد که تکاندن هاگ های گیاهان نر بر روی تخمدان های گیاهان ماده حکایت از چه دارد یا خیر؟
قصد ناراحت کردن شما را نداشتم ولی با پوزش آنقدر بیربط نوشتید که دلیلی برای پاسخ مستدل ندیدم.
شما نخست یک فکر در ذهن دارید و بعد با بیربط نوشتن، قصد دفاع از فکر خود را دارید. شروع به نوشتن می کنید و از هرجایی یه چیزی جور می کنید که فکر شما را پشتیبانی می کند.
شما از کجا موضوع را ربط دادید به لقاح مصنوعی و دخالت در امور طبیعی؟
دلیل ارائه شده در داستان به مراتب منطقی تر است تا این موضوع.
بالاخره یک کشاورز باید گذران زندگی بکند یا خیر؟
دیدید که خود محمد وقتی دید اینکار باعث شد که کشاورز محصول نداشته باشد، این حکمش را ملغی کرد و این نشان می دهد که این یک تصمیم شخصی محمد بوده و نه یک حرام الهی و فقهی.
یعنی محمد بهتر می داند که اینکار انجام نشود. لقاح مصنوعی را بعضی ملایان برای ایجاد انسان و حداکثر حیوانات ممنوع کرده اند و آن را دخالت در امور طبیعی می دانند نه اینکه کار ابتدایی مثل تکان دادن گل ها روی هم برای پرورش محصول را حرام بدانند که این یک کار منطقی و طبیعی از سوی انسان برای بهره برداری از طبیعت و غذا خوردن است.
و اصلا هرچه که عده ای از ملایان گفتند که نباید بدون مطالعه و بررسی دلایلشان ربطش داد به محمد. بعد برای پشتیبانی از این فکر، ربطش دادید به بعضی ملاهای افراطی که امروزه با لقاح مصنوعی مخالف هستند. حالا لقاح مصنوعی امروز و دخالت در امور طبیعی مدنظر ملایان کجا و لقاح آن کشاورز که گل ها را روی هم تکان میداده کجا که شما اینطور با قاطعیت از ناراحتی محمد از لقاح مصنوعی و دخالت در امور طبیعی می گویید.
الان کمی بهتر شدید و به حالت طبیعی روی آوردید ولی باز حرف های فاقد ارزش زیاد زدید.. شما را مجبور کردیم بعد از این مدت کوتاه غیبت یک باره در گود نپردید و برگردید و برگه های خود را بخوانید باز هم خوب است.
MEHDIقصد ناراحت کردن شما را نداشتم ولی با پوزش آنقدر بیربط نوشتید که دلیلی برای پاسخ مستدل ندیدم..
پیش داوری :: منش بچگانه، تا اینجا که دلیلی از شما نیست ببینیم بعد چه نوشته اید.
MEHDIشما نخست یک فکر در ذهن دارید و بعد با بیربط نوشتن، قصد دفاع از فکر خود را دارید. شروع به نوشتن می کنید و از هرجایی یه چیزی جور می کنید که فکر شما را پشتیبانی می کند..
مغالطه توسل به شخص
هنوز هم دارید حرف اضافه می زنید و دلایل خود را ارائه نمی کنید.
MEHDI. شما از کجا موضوع را ربط دادید به لقاح مصنوعی و دخالت در امور طبیعی؟
اجازه می دهید پاسخ بدهیم یا خیر؟
MEHDIدلیل ارائه شده در داستان به مراتب منطقی تر است تا این موضوع.
منطق یا ماله کشی؟ شما می دانید چرا نویسنده این داستان پردازی را بعد از تعدد زوجات محمد آورده است و می خواسته چه کلکی سوار کند یا خیر؟
MEHDIبالاخره یک کشاورز باید گذران زندگی بکند یا خیر؟
خوب!
MEHDIدیدید که خود محمد وقتی دید اینکار باعث شد که کشاورز محصول نداشته باشد، این حکمش را ملغی کرد و این نشان می دهد که این یک تصمیم شخصی محمد بوده و نه یک حرام الهی و فقهی.
کسی هم نگفته در اینجا آیه بر محمد نازل شدهاست.
MEHDIیعنی محمد بهتر می داند که اینکار انجام نشود. لقاح مصنوعی را بعضی ملایان برای ایجاد انسان و حداکثر حیوانات ممنوع کرده اند و آن را دخالت در امور طبیعی می دانند نه اینکه کار ابتدایی مثل تکان دادن گل ها روی هم برای پرورش محصول را حرام بدانند که این یک کار منطقی و طبیعی از سوی انسان برای بهره برداری از طبیعت و غذا خوردن است.
شما مثل اینکه نمی دانید محمد 1400 سال پیش میزیسته است و در آن زمان تمدن ها تنها با لقاح مصنوعی گیاهان آشنایی داشتند و چند ده سال بیش نیست که بشر با لقاح مصنوعی انسان و حیوان آشنا شده است.
MEHDIو اصلا هرچه که عده ای از ملایان گفتند که نباید بدون مطالعه و بررسی دلایلشان ربطش داد به محمد. بعد برای پشتیبانی از این فکر، ربطش دادید به بعضی ملاهای افراطی که امروزه با لقاح مصنوعی مخالف هستند. حالا لقاح مصنوعی امروز و دخالت در امور طبیعی مدنظر ملایان کجا و لقاح آن کشاورز که گل ها را روی هم تکان میداده کجا که شما اینطور با قاطعیت از ناراحتی محمد از لقاح مصنوعی و دخالت در امور طبیعی می گویید
پشت سر هم اراجیف می بافید . اجازه بدهید برای دیگران این داستان را روشنگری کنیم:: در این کتاب نویسنده نام 9تن از زنان محمد را ذکر میکند و برای اینکه خواننده وحشت نکند که چرا رسولی که دینش برای همه زمان ها است 9تا زن داشته است حال آنکه این می تواند برای برخی اخلاقی نباشد یک داستان (که به احتمالی ساخته و پرداخته ذهن مریض نویسنده بوده است) را در ادامه می آورد در اینجا می گوید محمد از باغی عبور می کرد که دید باغبانان به شکل مصنوعی و با دخالت دست بشری دارند گیاهان را بارور می کنند حال آنکه در سنت طبیعت باروری گیاهان زمان مشخصی دارد و گیاهان با ساعت های بیولوژیکی خود می دانند با کمک باد کی باید سکس کنند و همانا طبق باورهای محمد این خداست که به باد فرمان می دهد به آن ها کمک کند که سکس کنند، اما محمد از آنجا می گذرد و میبیند که باغبانان گیاهان را با دخالت دست بشری وادار به سکس در خارج از زمان زیستی آنها می کنند و در اینجا ناراحت می شود و می گوید دست از این کار بکشید و باغبانان به احترام محمد (یا شاید هم محمد را بیشتر از تجربه های باغبانی خود باور داشته اند) اینکار را نمی کنند در آن سال باغبانان می بینند که گیاهان/درختان باردار نشده اند به محمد خبر می دهند محمد هم حتما خود را توجیه می کند که این کار می تواند امر خدا باشد و به آن ها می گوید ایرادی ندارد مانند پیش آن ها را با دست خود لقاح دهید؛ حال نویسنده نادان برای اینکه بر روی واقعیت تعدد زوجات محمد سرپوشی بگذارد برای خوانندگان این داستان را بعد از آن سر هم می کند که بگوید محمد با دیدن این کار با گیاهان خجالت می کشد و این شرم و حیای محمد می تواند دلیلی باشد بر اینکه محمد از روی هوس این تعداد زن نگرفته است.