جوک

برگ ۲ از ۴

کافر_مقدس #۵۱

الان رفتم در یخچال رو باز کردم یاد آلبوم آخری شاهین نجفی افتادم!

هیچ هیچ هیچ

کافر_مقدس #۵۲

شبکه جام جم داشت اذان به افق لس آنجلس پخش می کرد،

مامان بزرگم پرسید: اذان تهرانه؟ گفتم : نه لس آنجلسه!

میگه: 2 زار اگه شعور داشتی، با اذان شوخی نمی کردی!

کافر_مقدس #۵۳

بعدها تاریخ از ما به عنوان مردمی اسکل یاد خواهد کرد...

که نمایشگاه کتـاب را در مصلـا ...

و نمـاز جماعت را دردانشگاه تهران برگزار می کردند...!

SAMKING #۵۴

آخونده توی اتوبوس کنار راننده میشینه، شوخیش گل میکنه، از راننده می پرسه :
شما راننده ها که همش تو جاده هستید از کجا میدونید که بچه هاتون از خودتونن؟
راننده میگه : 2 سال صبر میکنیم اگه شبیه خودمون شد که هیچ، وگرنه میفرستیمشون حوزه علمیه
:ExcitedTroll:

nirvana #۵۵

به یکی میگن از ابتدایی چیزی یادت هست؟
میگه:اره یادش بخیر دهقان فداکار شلوارشو کشید پایین به کبری گفت تصمیمتو بگیر:)))

nirvana #۵۶

هیچوقت عاشق سینه چاک نبودم ولی همیشه عاشق چاک سینه بودم:))
دکتر شریعتی موقع دیدن سریال حریم سلطان

nirvana #۵۷

به مداحه گفتن برو محله سنی ها روضه بخون ولی اسمی از عمروعثمان و یزیدومعاویه نبرگفت:پس برم بگم امام حسین و ماشین کشت؟:))))

nirvana #۵۸

زنه به شوهرش میگه میشه روشیکمت تنبک بزنم؟شوهره میگه اگه انقدبه موسیقی علاقه داری دووجب برو پایینتر فلوت بزن:)))

Theodor Herzl #۵۹

یک طوطی‌ رو میبرند پیش خامنه‌ای میگن پای راستش رو بکشی میگه مرگ بر آمریکا ، پای چپش رو بکشی میگه مرگ بر اسرائیل ، خامنه‌ای پای راست طوطی‌ رو میکشه ، طوطی‌ میگه مرگ بر آمریکا ، پای چپ رو میکشه طوطی‌ میگه مرگ بر اسرائیل! ۲ تا پای طوطی‌ رو میکشه طوطی‌ میگه ولم کن دیوث!!😝

Theodor Herzl #۶۰

از یک آخونده می‌‌پرسند روزی چقدر گوشت می‌خوری میگه روزی تقریبا ۱۰ کیلو! میگند که حاج آقا این که امکان نداره ، مریض میشید! همون لحظه یک موتوری رد می‌شه میگه حاج آقا ...یرم دهنت! اخونده میگه بفرمایید این ۲۰۰ گرمش!👻

nirvana #۶۱

چندتا اخوند دورهم نشسته بودند ماهواره میدیدند یکیشون میگه برادر بزن اون کاناله که زنا لختن نفرینشون کنیم ثواب داره:))))

nirvana #۶۲

مرده به زنش میگه چقد چاق شدی کونت شبیه ماشین لباسشویی 5کیلویی شدهشب مرده سکس میخواد زنه میگه برا نیم کیلو ماشین لباسشویی 5کیلویی رو روشن نمیکنن با دست بشور:)))))

yasy #۶۳

برگرفته از صفحه ی ژانر در فیس بوك:))

این پیرزنای 90 ساله که ده سالی هست،هر دو ماه میرن بیمارستان و فک و فامیل فک میکنن این بار دیگه بار آخره،ولی بیلاخ!
این افراد به لحاظ ژنتیک کسانی هستن که در همۀ زلزله‌های هولناکِ سراسر جهان حضور دارن و بعد از دو هفته،از زیرِ صد من آوار،سالم میان بیرون.
اما با وجود همه‌ی این تفاصیل و جان سختی‌ها همواره هوشیار و مترصد موقعیت‌ن؛تا دقیقاً وقتی اسم عقد و عروسیِ یکی از جوونای فامیل میاد دار فانی را ترک کنن و برینن تووی ساعتها برنامه‌ریزی و پول و وقت و انرژی.

:)))))))

yasy #۶۴

این دوست عزیزمون که اگه یکی برنامه‌ش رو میدید خیال نمیکرد خدا وقتِ آفرینش‌ این بیچاره اصلاً چیزی به عنوان آلت تناسلی رو براش تعبیه کرده باشه.
اما بر خلاف پیش‌بینی‌ها نشون داد کمرِ تحسین برانگیزی داره و اگه ماجراش لو نمیرفت،دومینو وار دافهای ایران زمین رو از جنوب تا شمال میکوبید زمین.

viviyan #۶۵

منم تو پیج ژانر عضوم 😄 گاهی استاتوسم میذارم تازه 😜

yasy #۶۶

*این مایه دار زاده‌ها که عملاً تئوریِ مُتقن سعدی مبنی بر "نابرده رنج، گنج میسر نمی شود" رو تبدیل کردن به خایه باقر.

*اینایی که جای عدم مُدارا و پذیرفتنِ وضعیتِ حاضر سرمایه،میرن می گردن تو خونواده این بچه بورژواها و مثلاً میبینن خواهرزاده باجناقِ یکیشون یه بیماری لاعلاج داره؛بعد میرن همه جا ماجرا رو تعریف میکنن تا کمی اطمینان قلب پیدا کنن که "جل الخالق!با این همه پول،درد خودشون رو دارن..."
بعضاً دیده شده بعد از نقل این حکایت میگن:"ای آقا،اول تندرستی بعد پول".در حالی که خوشون از دیسک کمر و بیماری قلبی رنج میبرن و به علت بی‌پولی قادر به درمانش نیستن.

*این فیلم و سریالهای رسانه ملّی که بر اساس شادیِ قشرِ فقیر ساخته شده.طرف(سیروس گرجستانی) صبح و شب داره نموده میشه تو کوچه بازار،بعد شب میره خونه با پسرش(علی صادقی) شروع میکنن دور هم میگوزن،دست میزنن میخندن.

*این مایه دارا که تلورانس بچه محلیشون بر اساس موقعیته.وقت مُخ زدن و لاسیدن From Niavaran.وقتی که یه جا گیر میفتن و نزدیکه کون رو باخت بدن میگن من خودم بچه دروازه دولابم.

:))

SAMKING #۶۷

عجیبه که اسلام چرا چایی رو حرام نکرده ؟!
خیلی حال میده لامصب!

مراجع تقلید باید یه فکری بکنن به حالش!

Mehrbod #۶۸

تو نت سرچ میکنم زیرنویس فلان فیلم...
نتیجه: کرم حجم دهنده و بزرگ کننده :|
سرچ میکنم سوالات کنکور 90...
نتیجه: سفت کننده و تاخیری بدون عوارض :|
سرچ میکنم خرید شارژ ایرانسل...
نتیجه : افزایش طول و کوفت و زهر مار :|
سرچ میکنم... کرم حجم دهنده و بزرگ کننده و سفت کننده و غیره...
نتیجه: مشترک گرامی طبق قوانین ج. ا دسترسی به این سایت امکان پذیر نمیباشد 🍿

پسر زنگ زد به دوست دخترش گفت: دیگه تموم شد..!!!
دختر: به همین زودی عوضی؟
میدونستم اینقدر پستی، واسه همین با 3 تا از دوستات بودم ...!!!
پسر: ولـــــــــــــی... من امتحانامو گفتم.. :|
دختر : ببخشید ، گوه خوردم !
پسر : ببند ... 😆

لعنت به هر چی گوشی با زبان عربیه!!!
آخه به جای "گ" مینویسه "ک"!!!
چطوری برا دوس دخترم بنویسم:

عزیزم اگه شارژ نداری بگیرم!!!! 😆

هر وقت میام فیس بوک...

اینقدر جملات شکست عشقی خوندم که دیگه کم کم داره باورم میشه

یکی منو ول کرده رفته 🙁
شما میدونید کیه ؟خدا ازش نگذره ...

🍿

yasy #۶۹

[h=5]مامور دروازه جهنم

هی تو بشر بیا اینجا

آدم:چیه؟

مامور:چیه تریپ برداشتی ؟ میدم سرب داغ بریزن تو حلقت!!

آدم: بده بریزن زودتر..

مامور : دِپ میزنی؟؟قضیه چیه؟مشخصات بده؟

آدم: دهه ی 60 متولد ایران...

مامور:ببخشید دادا شرمندتم !!! الان میگم بفرستنت بهشت اشتباهی شده ! معذرت میخوام خدا منو ببخشه..

آدم:بیخیال همه زندگیمون اشتباه بود! چیزی نشده رفیق! خسته نباشی

و آدم و میبرن بهشت و مامور جهنم میگه:دمشون گرم این ایرانیای دهه ی شصتی چه معرفتی دارن بخدا... طفلی با اینهمه زجری که کشیدن از هیچی عقده ندارن ![/h]
:))

yasy #۷۰

یکی از فانتزیام اینه
وقتی دارم تو خیابون راه میرم
ی ماشین به سرعت بیاد سمت ی عابر پیاده (ترجیحا دختر) :دی
بعد با صدای بلند بگم خــــــــــانـــــــــــم مــواظـــــــب بـــــاش !
بعد صدامو نشنوفه خودمو با سرعت به طرفش پرت کنم
و نجاتش بدم بعد بیوفتیم روی هم طوری که صورت رو صورت بشیم اونم میخواد منو ببوسه
ولی من یهو یاده عیالم بیوفتم
دستمو بزارم جلو لبِش بگم متاسفم بعد پاشم
خودمو بتکونم در حالی که دارم میرمُ تو اُفق محو میشم
بهم بگه : فقط اسمـتو بهم بگو !
منم با ی لبخند نـرم بـگم :
ی غــریــبه بعد تو دود محو بشم

:))))

nirvana #۷۱
yasy

یکی از فانتزیام اینهوقتی دارم تو خیابون راه میرمی ماشین به سرعت بیاد سمت ی عابر پیاده (ترجیحا دختر) :دیبعد با صدای بلند بگم خــــــــــانـــــــــــم مــواظـــــــب بـــــاش !بعد صدامو نشنوفه خودمو با سرعت به طرفش پرت کنمو نجاتش بدم بعد بیوفتیم روی هم طوری که صورت رو صورت بشیم اونم میخواد منو ببوسهولی من یهو یاده عیالم بیوفتمدستمو بزارم جلو لبِش بگم متاسفم بعد پاشمخودمو بتکونم در حالی که دارم میرمُ تو اُفق محو میشمبهم بگه : فقط اسمـتو بهم بگو !منم با ی لبخند نـرم بـگم :ی غــریــبه بعد تو دود محو بشم:))))

یکی ازفانتزیای منم اینه که یه روز بیاد که با تاپ و شلواربرم توخیابون بعد از پله های یه پاساژ برم بالابعد یهو برگه هام از دستم بیفته بشینم یکی یکی جمعشون کنم بعد یکی بیاد بالاسرم بایه صدای جذاب مردونه بگه خانوم کمکتون کنم؟بعد من مثل اینایی که سالهامنتظر مرد رویاهاشون بودن با نازوعشوه سرمو بلندکنم تاببینمش یهو ببینم یه اخوند گردن کلفت جلوم وایساده بعد بلندشم باتمام قدرتم بایه حرکت جکی جانی یه لگد بزنم رو تخت سینش سربخوره هی رو پله ها قل بخوره بیفته کف زمین بعد همه جمع بشن تشویقم کنن بعد دکتربیاد بالاسرش علت مرگ روبراثر بازشدن عمامه و پیچیده شدن دورگردنش وخفگی تشخیص بده وبعد به قول یاسی از خوشی تو افق محو بشم:)))

SAMKING #۷۲

به رفیق ژاپونیم میگم سرعت اینترنتتون در چه حده؟

میگه وقتی منتظریم my computer بالا بیاد چند تا چیز دانلود میکنیم

حوصلمون سر نره ...

به من میگه سرعت اینترنت شما چجوریه؟

میگم تا گوگل بالا بیاد چند تا فیلم میبینیم حوصلمون سر نره ...!

Mehrbod #۷۳

پسرک با ناراحتی پرسید: آیا مرا فراموش میکنی ؟

دخترک با بغض پاسخ داد:
چگونه فراموشت کنم در حالی که اسم تو پسورد ایمیل من است.
چشمان پسر پر از اشک شد. پسرک سریع به خانه برگشت،
ایمیل دختر را دزدید و با دوست های او دوست شد !!

🍿

Mehrbod #۷۴
yasy

یکی از فانتزیام اینه
وقتی دارم تو خیابون راه میرم
ی ماشین به سرعت بیاد سمت ی عابر پیاده (ترجیحا دختر) :دی
بعد با صدای بلند بگم خــــــــــانـــــــــــم مــواظـــــــب بـــــاش !
بعد صدامو نشنوفه خودمو با سرعت به طرفش پرت کنم
و نجاتش بدم بعد بیوفتیم روی هم طوری که صورت رو صورت بشیم اونم میخواد منو ببوسه
ولی من یهو یاده عیالم بیوفتم
دستمو بزارم جلو لبِش بگم متاسفم بعد پاشم
خودمو بتکونم در حالی که دارم میرمُ تو اُفق محو میشم
بهم بگه : فقط اسمـتو بهم بگو !
منم با ی لبخند نـرم بـگم :
ی غــریــبه بعد تو دود محو بشم

:))))

nirvana

یکی ازفانتزیای منم اینه که یه روز بیاد که با تاپ و شلواربرم توخیابون بعد از پله های یه پاساژ برم بالابعد یهو برگه هام از دستم بیفته بشینم یکی یکی جمعشون کنم بعد یکی بیاد بالاسرم بایه صدای جذاب مردونه بگه خانوم کمکتون کنم؟بعد من مثل اینایی که سالهامنتظر مرد رویاهاشون بودن با نازوعشوه سرمو بلندکنم تاببینمش یهو ببینم یه اخوند گردن کلفت جلوم وایساده بعد بلندشم باتمام قدرتم بایه حرکت جکی جانی یه لگد بزنم رو تخت سینش سربخوره هی رو پله ها قل بخوره بیفته کف زمین بعد همه جمع بشن تشویقم کنن بعد دکتربیاد بالاسرش علت مرگ روبراثر بازشدن عمامه و پیچیده شدن دورگردنش وخفگی تشخیص بده وبعد به قول یاسی از خوشی تو افق محو بشم:)))

یکی تعریف میکرد که ...
یکی از فانتزیام اینه که :
توی بیمارستان،یه پرستار فوق العاده زیبا وجذاب
از اتاق عمل سریع میاد بیرون و
داد میزنه:آقای دکتر؟آقای دکتر؟بیمار داره از دست میره
من درحالی که لبخندی پرمعنا برلب دارم سرمو میندازم پایین و از توی کشو دستکشمو در میارم
... پرستار بلندتر و با التماس میگه:آقای دکتر عجله کنید ،قلبش از حرکت ایستاده
من بازهم با لبخندی معنا دار دستکشارو دستم میکنم
ایندفعه همهءپرستارا ودکترا از اتاق میریزن بیرون و فریاد میزنن آقای دکتر آقای دکتر بیمار داره میمیره
من که دسکشامو دستم کردم با خونسردی به چهرهءتک تکشون نگاه میکنم و میگم:
.
.
.
.
.
آقای دکتر طبقه بالا تشریف دارن
بعد سطل آبو با پام هول میدم جلو و همینجور که دارم زمینو تی میکشم توی مه و غبار ناپدیدشم.

آرشیا

🍿

SAMKING #۷۵
Mehrbod

یکی تعریف میکرد که ...
یکی از فانتزیام اینه که :
توی بیمارستان،یه پرستار فوق العاده زیبا وجذاب
از اتاق عمل سریع میاد بیرون و
داد میزنه:آقای دکتر؟آقای دکتر؟بیمار داره از دست میره
من درحالی که لبخندی پرمعنا برلب دارم سرمو میندازم پایین و از توی کشو دستکشمو در میارم
... پرستار بلندتر و با التماس میگه:آقای دکتر عجله کنید ،قلبش از حرکت ایستاده
من بازهم با لبخندی معنا دار دستکشارو دستم میکنم
ایندفعه همهءپرستارا ودکترا از اتاق میریزن بیرون و فریاد میزنن آقای دکتر آقای دکتر بیمار داره میمیره
من که دسکشامو دستم کردم با خونسردی به چهرهءتک تکشون نگاه میکنم و میگم:
.
.
.
.
.
آقای دکتر طبقه بالا تشریف دارن
بعد سطل آبو با پام هول میدم جلو و همینجور که دارم زمینو تی میکشم توی مه و غبار ناپدیدشم.

آرشیا

🍿

دهنت سرویس...!!!!!!
😝👌خَععععلی باحال بود😆😭😆🍿:various_108::various_111:😫

iranbanoo #۷۶

دقیقا مثل اون یارو که میگه تمام آرزوم اینه که دکتر بشم از اتاق عمل بیام بیرون و با نگاه معنا داری به خونوادش بگم متاسفم...)))

undead_knight #۷۷

سوال امتحان دینی مسیحی ها!

یک کشور مسلمان پیشرفته بدون جنگ و عقب ماندگی و استعمار نام ببرید! توضیح هم نمیخواد فقط نام ببرید!!

:))))

nirvana #۷۸

زن به شوهرش : عزیزم نظرت راجع به عشقمون چیه ؟
شوهر : سعی کن ستاره ها رو بشماری خودت میفهمی !
زن : واااااااااای عزیزم یعنی بینهایت
شوهر : نه عزیزم تلف کردن وقته !

nirvana #۷۹

فقط یه جوون ایرانیه که ۲۰۰۰ تومن تو جیبش نداره تا گوشی یک میلیونیش رو شارژ کنه!!!
.
فقط کافیه در ماشینت باز باشه ، عالم و آدم میان بغل دستت که بگن در ماشین بازه …
حالا اگه بی بنزین تو خیابون بمونی ، هیشکی آدم حسابت نمیکنه !

SAMKING #۸۰

پیرزن دید عزراییل داره میاد ازترس رفت تو مهدکودک نشست پیش بچه ها

و شروع کرد به پفک خوردن!

عزراییل نشست پیشش گفت: چکارمیکنی؟

پیرزن با صدای بچگانه گفت: قاقامیخورم!

عزراییل گفت زود بخور که میخوایم بریم ددر

nirvana #۸۱

با تمام بدیهاش این امتحانات پایان ترم یه مزیتی داره:
اونم اینکه آدم با رشته ی تحصیلیش یکم آشنا میشه!

یکی‌ از سرگرمیام اینه سر امتحان الکی‌ هی‌ کفه دستمو نگا کنم مراقب احساس زرنگی کنه بیاد خفتم کنه ببین هیچی‌ کفه دسم نیست....

بزرگترین دلهره زندگی من اینه که :
تو مهمونیا وقتی دارن بشقاب ته دیگو دست به دست میچرخونن بهم نرسه !

yasy #۸۲

بیماری یخچال گرایی چیست ؟؟؟ . . . . . . . نوعی بیماری روانیست که فرد را تحریک به باز کردن درب یخچال می‌کند، در حالی‌ که نه تشنه است، نه گرسنه است و نه اصلا میداند که چه می‌خواهد از علائم این بیماری این است که فرد از اتاقش خارج میشود سرگردان راه آشپزخانه را در پیش می‌گیرد درب یخچال را باز می‌کند، چیزی بر نمیدارد درب را می‌بندد. :)))

nirvana #۸۳

دختره میره ماه عسل برگشتنی این پاشو میندازه رو اون پاش
این پاش به اون پاش میگه:چه عجب از این ورا:))))

nirvana #۸۴

برای من سس نریز !!
.
.
.
.
.
.
.
.
.
(دکتر شریعتی در فلافلی)

هشت صبح راه میافتم 8:30 میرسم
هفت و نیم راه میافتم 8:30 میرسم
هفت راه میافتم 8:30 میرسم
شش راه میافتم 8:30 میرسم
نصفه شب راه میافتم 8:30 میرسم
از معجزات تهران اینه هر ساعتی راه بیوفتی بیای سر کار هشت و نیم میرسی

تو مترو داری اس ام اس می دی باید بابغل دستیت حتمن مشورت کنی !!
چون اونم در جریانه کامل...بالخره دوتا عقل بهتر کار می کنه !!!

به منشیه میگم برو تو پروگرام فایل , میگه کامپیوترو روشن کنم ؟ ....نه , چند تا سوراخ پشت کیس گذاشتن , از اونجا سعی کن به یاری خدا وارد میشی


متأسفانه یا خوشبختانه، نگاه کردن به پر شدن دانلود از نگاه کردن به منظره‌ی دشت‌های پیچیده در باد لذیذتر است

خلاصه ی شرایط و ضوابط گارانتی اجناس در ایران
.
.
.
.
.
.
.
به هر دلیلی اگر خراب بشود شامل گارانتی نمی شود ..!

به غضنفر میگن چرا خودکشی کردی؟ افسرده‌ای؟
میگه نه بابا، خوبم، می‌خواستم تو اوج خداحافظی کنم !


آیا میدانستید گونه ای از عنکبوت های ماده بعد از جفت گیری
نر های خود را میخورند !؟
آنها تنها موجوداتی هستند که فهمیده اند ، شوهر به هیچ دردی نمیخورد !

غضنفر ناراحت بوده
بهش میگن چی شده ؟
میگه : ملت زیر پنجرشون گیتار میزنن …
زیر پنجره ما هم یه وانتی استارت میزنه ، روشنم نمیشه !

خدایا
هر دری رو خواستی ز حکمت ببندی
نزدیکِ در یخچال ما نشو !
ممنون

yasy #۸۵
nirvana

آیا میدانستید گونه ای از عنکبوت های ماده بعد از جفت گیری
نر های خود را میخورند !؟
آنها تنها موجوداتی هستند که فهمیده اند ، شوهر به هیچ دردی نمیخورد !

خدایی یكی از زیباترین صحنه های راز بقاست كه دیدم:)))
جایی خونده بودم كه این حركت فداكارانه ی جنس نر عنكبوت بیوه ی سیاه و ستایش كرده بود انتظار داشتم صحنه ی هندی ببینم ولی بعد از جفت گیری صحنه ی فرار عنكبوت نر انقدر خنده دار بود انقدر خنده دار بود تا یه هفته یادم میفتاد میخندیدم:))
با یه سرعتی دور اون لونشون میدوید كه آهو هم به گرد پاش نمیرسید ولی خوب آخرش به طرز فجیعی خورده شد🙁

nirvana #۸۶
yasy

خدایی یكی از زیباترین صحنه های راز بقاست كه دیدم:)))
جایی خونده بودم كه این حركت فداكارانه ی جنس نر عنكبوت بیوه ی سیاه و ستایش كرده بود انتظار داشتم صحنه ی هندی ببینم ولی بعد از جفت گیری صحنه ی فرار عنكبوت نر انقدر خنده دار بود انقدر خنده دار بود تا یه هفته یادم میفتاد میخندیدم:))
با یه سرعتی دور اون لونشون میدوید كه آهو هم به گرد پاش نمیرسید ولی خوب آخرش به طرز فجیعی خورده شد🙁

خب خورده شد كه خورده شد :)))حالا بشین 3روز سینه بزن:))

SAMKING #۸۷

همه چیز، از آب و برق مجانى شروع شد !

ملتى كه براى مفت خورى انقلاب كنند، به گه خورى خواهند افتاد !

👌

undead_knight #۸۸
SAMKING

همه چیز، از آب و برق مجانى شروع شد !

ملتى كه براى مفت خورى انقلاب كنند، به گه خورى خواهند افتاد !

👌

ادامه داره:
دکتر شریعتی بعد از افزایش مجدد قیمت بنزین:)))

nirvana #۸۹

به بسیجیه میگن تولد خانومت چی خریدی؟
میگه شورت
میگن چرا شورت؟
میگه چون میپوشه خودش خوشحال میشه درمیاره من خوشحال میشم!

nirvana #۹۰

از سوی انجمن جهانی فیزیک واحد اندازه گیری ریدن اعلام شد:محمود بر ثانیه

کل دنیا عنن ما خوبیم
خلاصه اخبار ایران:))

nirvana #۹۱

بعد از انقلاب شکوهمند اسلامی مردم به سه دسته تقسیم شدند:
1-اشکانیان
انان که در مراسم عزاداری شرکت میکنندو اشک میریزند
2-سامانیان
انان که میلیاردی بردند و سر و سامان گرفتند
3-صفویان
مثل من و شما که همیشه درصف هستیم و صدامون درنمیاد

SAMKING #۹۲

یه روزه آفتابی یه خانمه انگلیسی روی عرشه کشتی

در سواحل مکزیک به دریا نگاه میکرد که ناگهان انگشتر الماس

گرانبهایش از انگشتش سر خورد و افتاد تو آب و زن با ناراحتی

این سفر را سپری کرد ..
پس 15 سال که به شهره مکزیکو سیتی رفته بود

در یک رستوران در کنار ساحل سفارش خوراک ماهی داد

وقتی داشت ماهی رو میخورد یه جسم سفت و سخت زیر
دندانش

حس کرد .......

و وقتی در آورد دید

.
.
.
.
.
استخوان ماهیست ......

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
نکنه فکر کردی انگشتره ؟؟؟؟؟؟؟؟؟بابا تو دیگه خیلی تخیلت قویه
میخواین تو افق هم ناپدید بشه؟ مث فانتزیام :)))

SAMKING #۹۳

موز کیلو ۴۰۰۰ تومان !!!
فقط به میمون حسودیمون نشده بود که شد …

undead_knight #۹۴

رفته بودم فروشگاه ..
یکی از این فروشگاه بزرگا , اسمشو نمیبرم که تبلیغ نشه !
یه پیرمرد با نوه اش اومده بود خرید، پسره هی زِر زٍر می کرد. پیرمرد می گفت: آروم باش فرهاد، آروم باش عزیزم!
جلوی قفسه ی خوراکی ها، پسره خودشو زد زمین و داد و بیداد ..
پیر مرده گفت: آروم فرهاد جان، دیگه چیزی نمونده خرید تموم بشه.
... دَم صندوق پسره چرخ دستی رو کشید چندتا از بسته های خرید افتاد زمین، پیرمرده باز گفت: فرهاد آروم! تموم شد، دیگه داریم میریم بیرون!
من کف بُر شده بودم.
بیرون رفتم بهش گفتم آقا شما خیلی کارت درسته این همه اذیتت کرد فقط بهش گفتی فرهاد آروم باش!
پیرمرده با یه قیافه ای منو نگاه کرد و گفت:
عزیزم، فرهاد اسم مَنه! اون تُخم سگ اسمش سیامکه !!

من عاشق این جوکم :))

Mehrbod #۹۵

گوشیمو تو ماشین بابام جا گذاشتم از خونه زنگ زدم بهش میگم :

من : گوشیم تو ماشینت جا مونده
+ میدونم
من : زنگ خورد جواب ندیاااا
+ اخه مگه من بیکارم جواب زنگ گوشی تورو بدم

من : خب حالا چرا عصبانی میشی ، کسی زنگ نزد ؟؟
+ نه فقط نازی اس داد گفت غروب میاد دنبالت برین بیرون گفتم وقت نداری سرت شلوغه

من :O
واسه چی اینو گفتی ؟
+ چون قبلش به نسترن قول دادم برین خرید..!

من :|

چندتا آدم گردن كلفت اجیر كردم نزدیك افق
.
.
.
.
.
.
.
.

.
.
.
.
.
.
.
.

.
.
.
.
.
.
.
.

.
.
.
.
.
.
.
.
كه هر کی خواست توی فانتزیش تو افق محو بشه
طوری بزننش که حافظه اش پاک شه فانتزیاش از یادش بره 🍿

یارو زن میگیره،
فردای روز ازدواجش رفیقش میبینه با اعصاب خورد نشسته یک گوشه داره سیگار میکشه.
میره جلو، میگه: بیخیال بابا!
ملت که زن میگیرن لااقل دو سه ماهی سرحالن،
تو چرا از همین روز اول حالت خرابه؟
... پسره میگه: اگه تو هم دیشب جای من بودی، الان حالت اینجوری بود.
رفیقش میپرسه: مگه چه خبر بود دیشب؟
میگه: والله من دیشب کارم که با خانوم تموم شد به عادت لعنتیِ همیشه دست کردم تو جیبم یه ایران چک پنجاهی دادم بهش!
رفیقش یک ربع میخنده، بعد به زور جلو خودشو میگیره،
میگه: بیخیال بابا، حالا خانوم که نفهمیده جریان چیه.
یارو میگه: بابا حالم که سر این جریان خراب نیست...
بدبختی اینه که وقتی پول رو دادم، خانوم هم فوری ده تومن بقیه پولم رو پس داد :D
.

Mehrbod #۹۶

یه روز چهار تا راهبه میرن پیش پدر روحانی كه توبه كنن. اولی میره تو میگه: پدر! من اغفال شدم و برای یكی جلق زدم! پدر میگه: اشكال نداره بیا دستت رو تو آب توبه بشور، تا گناهانت پاك بشه. دومی میره تو میگه: پدر من هم اغفال شدم و یكی به سینه من دست زد! پدر هم میگه: بیا سینت رو تو آب مقدس بشور و برو. بعد نفر سوم كه میاد بره تو،

چهارمی بهش میگه: خواهر ماری، كونت رو تو آب نشوری‌ها! من میخوام قرقره كنم!

سلامتی خانم هایی که میخوان پارک دوبل کنن
روسری لیز میخوره ،
شال میوفته از سرشون ،
دکمه مانتو باز میشه ،
دستشون میخوره به برف پاک کن ،
اشتباهی میزنن تو 4 به جای دنده عقب
آخر سر هم خاموش میکنن :)))))))))))))))))))))))))

😆

گوگل: من صاحب همه چیم !
ویکی پدیا: من همه چیو می‌دونم !
فیسبوک: من همه رو میشناسم !
اینترنت: من نباشم شماها هیچین !
برق: گهِ اضافی نخورید ...!
.

جنتی خطاب به خدا
:
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
چرا بهم نمیگی بابای من کیه ؟
خدا : نمی خواستم این رو بهت بگم و ناراحتت کنم اما وقتی من اومدم تو رو گذاشته بودن سر راه و رفته بودن :))))
▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬● hesam ● ۩

Mehrbod #۹۷

قانون یکم شیرازی:
اگه چیزی که به آن نیاز دارید دورایش با شما بیشتر از سه متر است آن چیز ضروری نیست 😆

استدلال از گونه شیرازی

اگه پیاده‌روی و دوچرخه‌سواری برای تندرستی سودمده، پس پستچی باید همیشه زنده باشه!
یه نهنگ همه روز رو شنا می‌کنه، ماهی و آب می‌خوره ولی چاقه!
یه خرگوش بیشتر وقتا در حال دویدنه و جنب و جوش داره و گیاهخواره ولی تنها یك سال و نیم عمر می‌کنه!
ولی یه لاک‌پشت جنب و جوش نداره، به‌آرامی میجبنه و هیچ کاری نمی‌کنه ولی 450 سال عمر می‌کنه!

😆

sonixax #۹۸

وقتی خداوند به محمد گفت بخوان و او گفت خواندن نمیدانم چیزی حدود ۱۲۰۰ سال بود که کورش منشور حقوق بشر را نوشته بود !

Mehrbod #۹۹

شهروندهای جورواجور هنگام غرق شدن

- شهروند سودجو: از آب جمع شده در کشتی ماهی می گیرد. 😆

- شهروند خیلی معمولی: داخل کابینی که پر از آب شده روی کاناپه دراز کشیده و سریال تلویزیونی می بیند.

- شهروند معمولی: برای گرفتن جلیقه نجات به انتهای صف می رود و از آخرین نفری که توی صف ایستاده می پرسد: «ببخشید آخرین نفر کیه؟»

- شهروند دهه پنجاه: با کسانی که می خواهند خودشان را توی صف جا بزنند، بحث می کنند و با نشان دادن انتهای صف، فردِ خاطی را به رعایت حقوق بشر تشویق می کنند.

- شهروند دهه شصت: با پیرمردی که پشت سرش ایستاده در مورد شکاف نسل ها و تفاوت میزان و محل سوختگی بحث می کند. 🍿

- شهروند دهه هفتاد: مادرش توی صف ایستاده، خودش هنوز توی رختخواب است و بیدار نشده. 😆

- شهروند عَزب: به دنبال کِیس مناسبی برای نجات دادن می گردد.

- شهروند مُعذب: قبل از پریدن به داخل آب، لباس هایش را در می آورد و مایو می پوشد.

- شهروند مودب: مایو نمی پوشد. 😆

- شهروند مدیر: کت و شلوار خود را اتو می کند تا بعد از نجات پیدا کردن، بتواند با ظاهری آراسته جلوی دوربین های تلویزیونی ظاهر شود.

- شهروند مسئولیت پذیر: برای حلِ مشکل با آتش نشانی تماس می گیرد.

- شهروند خبرنگار: با یکی از ملوانان کشتی به عنوان «جوان موفق» مصاحبه ای انجام می دهد.

- شهروند ملوان: به خبرنگار می گوید که از کودکی عاشق ملوان زبل بوده و این کار را به صورت حرفه ای از قایق پدالی هایِ قو شکل، شروع کرده است.

- یک مقام مسئول: وعده می دهد در عرض دو ماه سوراخِ کشتی را تعمیر کند.

- دومین مقام مسئول: قایق های نجات را تفکیک جنسیتی می کند.

- مسئول مربوطه: سوراخ شدن کشتی را تکذیب می کند.

- مسئول عملگرا: سعی می کند آب جمع شده در کشتی را با قاشق چایخوری خالی کند.

- دولت: چه کسی گفته که کشتی با سوراخ شدن غرق می شود؟

- شهرداری: در مراسم انداختن اولین قایق نجات در آب شرکت می کند و پس از یک سخنرانی دو ساعته، روبان افتتاح را قیچی می کند.

- مجلس: برای پرسیدن سوال از کاپیتان کشتی، امضاء جمع می کند اما تعداد امضاها ورتنده است و امکان شمارش آن وجود ندارد.

- شهروند روسی: یک تماس مشکوک می گیرد. نیم ساعت بعد یک زیردریایی برای نجاتش به روی آب می آید و فقط شهروند روسی را با خود می برد.

- شهروند کویتی: نوبت نفر اولِ صفِ جلیقه نجات را به قیمت یک دینار می خرد.

- شهروند آمریکایی: به خاطر انتخاب مجدد اوباما و ناامیدی از بهبود شاخص های زندگی در آمریکا، جیب هایش را پر از سنگ می کند تا زودتر غرق شود!

- شهروند انگلیسی: از داخل جیبش یک فندک بیرون می آورد و با زدن یک دکمه، فندک تبدیل به یک قایق موتوری می شود. بعدها یکی از مسئولین اعلام می کند که او یک جاسوس معروف به اسم جیمز باند بوده است. 😆

- شهروند روشنفکر: بیانیه ای با عنوان «پارادایم های پوزیتیویسم برای عبور از شرایط گذارِ غرق شدگی به ساحل امن ثبات» را به دو زبان آلمانی و فرانسوی می نویسد و آن را با صدای بلند برای مردم می خواند. 😆

- شهروند دانشجو: با نشان دادن کارت دانشجویی می تواند جلیقه نجات را به نصف قیمت بخرد.

- مهشید روز بخیر: قیمت فروش جلیقه های نجات را به صورت لحظه ای اعلام می کند.

- دوربین صدا و سیما: مناظر زیبایی از دریا و غروب خورشید را نشان می دهد.

- شهروند خانه دار: مشغول پختن کتلت است. سپس کتلت ها را با گوجه و سبزی خوردن به صورت ساندویچی، لقمه می کند و به شوهرش می دهد تا در هنگام نجات پیدا کردن گرسنه نماند!

- شهروند سادیسمی: به دروغ میگوید در کابینش تعداد زیادی جلیقه نجات دارد و می خواهد آنها را بفروشد. جماعت زیادی برای خرید جلیقه نجات جلوی کابینش صف می بندند. 🍿

- شهروند تازه همسرگزیده: چندتا از عکس های آتلیه ای عروسی اش را با میخ طویله به دیوار کابینش می کوبد که باعث سوراخ شدن دیواره کشتی و غرق شدن آن می شود. 🍿 🍿

yasy #۱۰۰

این دوست پسرت با اون دوست پسرت دوست نباشه صلوات:))