هر دو از سرزمینهایی که تحت تاثیر ایدئولوژی خودشون بوجود آمده فراری هستند و حاضر به زندگی در آن نیستند و به دشمنشان چسبیده اند!
جالبه چون مثل اینکه آمار زیادی از بعضیا وجود داره. مثلا میگید قبلا زیر پرچم کمونیسم زندگی میکردن ظاهرا! سن و سالش هم که میگید زیاده.
پس این پنهانی هویت و مخفی و ساختگی بودن اطلاعات اعضاء از نظر امنیتی ظاهرا زیاد هم رعایت نمیشه!
من اوایل این بحث با مزدک جدی بحث میکردم! ولی الان به راستی نیازی نمیبینم که این کار رو بکنم چرا که ایشون افتاده روی یک حلقه تکرار و طوطی وار مطالب قبلی که همگی پوچ شده اند را زرت و زورت تکرار میکنند.
میگن آدم که پیر میشه ذهنش سخت میشه.
مث اینکه ما شاهد چنین پدیده ای درمورد جناب مزدک هستیم که در سنین بالا دیگه نمیتونه ایده های جدید و تغییر و تحول رو پذیرا باشه.
ولی من خیلی دوست دارم تا آخرین لحظهء عمرم فکری خلاق و قابل اصلاح و تغییر داشته باشم و تلاش میکنم که اینطور باشم. فکر نمیکنم نشدنی باشه!
جالبه چون مثل اینکه آمار زیادی از بعضیا وجود داره. مثلا میگید قبلا زیر پرچم کمونیسم زندگی میکردن ظاهرا! سن و سالش هم که میگید زیاده. پس این پنهانی هویت و مخفی و ساختگی بودن اطلاعات اعضاء از نظر امنیتی ظاهرا زیاد هم رعایت نمیشه!
تحت تاثیر ایدئولوژی بودن که مشخصه! از دفاعیاتشون! سن و سالشون رو هم خودشون گفتند پیر هستند! وگرنه ما از کجا میدونستیم ؟! البته من بیشتر حدس میزنم ایشون فوق فوقش 40 تا 50 سال سن داشته باشند ولی بنا به رسم و فرهنگ ایرانی خودشون رو پیر میدونند.
چرا مزدک اینقدر از کمونیسم طرفداری میکنه؟ در حالیکه بنظر من بر هر عاقلی باید واضح شده باشه که کمونیسم از سرمایه داری بیشتر مشکل داره. البته به شعار و ادعا و ایدهء برابری که خیلی هم خوبه و بخاطر همین کمونیسم خیلی فریبنده است و حتی اوایل مزدک داشت منو هم به سمت کمونیسم متمایل میکرد! ولی در عمل و با تمام جزییات و تحلیل کامل که بررسی میکنی متوجه توخالی بودن اون میشی! بقول sonixax که میگه مزدک حتی خودش هم به کمونیسم اعتقاد واقعی نداره، پس دلیل اینکه اینقدر ازش دفاع میکنه چیه؟ اصلا من تعجب میکنم چطور چنین شخصی که خردگراست و دانش خوبی داره اینطور شده و این رفتار رو میکنه! مشکوکه! کسی میتونه به من جواب این سوالات رو بده؟ البته من خودم یک تئوری مطرح کردم، و اون اینکه شاید مزدک از/در نظام سرمایه داری لطمهء جدی ای خورده و بخاطر همین (و شاید به اقتضای سن و سال و شرایطش) دچار عقده و برخورد احساسی شده چون نتونسته بر فشار روانی این لطمه غلبه کنه.
😂
این ها سفسته ی پرداختن به سخنگو بجای پرداختن به سخن است. شما اگر درباره ی خود جستار سخن یا فرنودی دارید بیاورید و نگران آسیب خوردن من از سرمایه داری و پیری و اینها نباشید! اینهم که "هر عاقلی" چنین گمان میکند، باید گفت که شما خود را نماینده ی همه ی مردم و همه ی خردمندان و "عقل کل" نبایستی بدانید. خود ایده ی کمونیسم، فراورده ی ستم هایی است که در سامانه های بهره کشی مانند کاپیتالیسم ، به رنجبران فرود آمده و جنگ های خانمانسوز جهانی که او پدید آورده است. ( رویش کمونیسم پس از هر بار جنگ جهانی بیشتر شد) پس هر پدیده ای یک انگیزه دارد و کمونیسم هم از روی بیخردی و یا بازیگوشی و یا پولدوستی پدید نیامده و گرنه میرفتیم کلاهبرادر و بساز و بفروش و دیگر گونه های دزد ها میشدیم، نه اینکه خود ار میلیونی به کشتن بدهیم برای رهایی. • پارسیگر
و همان تاریخ میگوید که شوروی هر جایی که دستش رسیده یا بخشی از خاکش بوده را یا چاپیده یا گاییده! از آلمان شرقی بگیر تا اوکراین و لهستان و افغانستان و ارمنستان و آذربایجان و
😂
بیجاست، همچه چیزی روی نداده و این کشورهای پس از جنگ و ویرانه بدست شوروی رسیده اند ( لهستان و ... ) و چیزی برای چاپیدن نبوده! تازه شوروی برای اینکه اینها از هم نپاشند کلان پول در آنجاها هزینه نمود. ارمنستان و آدربایجان هم از سوی روس تزاری در پی جنگ با ایران و عثمانی گرفته شدند و روس تزاری پیوندی با شوروی ندارد! بهتر نیست پیش از این یاوه گویی ها کمی تاریخ بخوانید که خربزه را با خیار یکی نگیرید؟
حالا بروید، 5-6 روزی نباشید! حسابی که حالتان جا آمد و آمپرتان از نقطه جوش پایین تر آمد بر گردید بگویید شوروی ابر کشور بود ولی این ابر کشور با یک انگشت جر خورد :))) ما هم همینها را باز برایتان مینویسیم و میرسانیمتان به دمای بحرانی و نقطه جوش و فراتر از آن.
😂 این سفسته ی پرداختن به سخنگو نشانگر تهی بودن چنته ی شما از فرنود و آگاهی است گفتیم که عشق آمریکا، جای آگاهی تاریخی، همبودین، فلسفی و دانشیک و فرنودساری را نمیگیرد.
اینهم که هر ۵ روز یا سالی یکبار میایم، گزینش و خواست و پرسمان خودم است و به شما و حسن و حسین پیوندی ندارد.
من همین یکی دو ساعته پاسخ همه ی شما را میتوانم بدهم ولی زمان گذاشتن برای این سخنگاه ارزش بیش از این را ندارد.
پس شما اگر کاری جز سفسته و تلخک بازی میدانید و پاسخ فرنودین دارید بدهید و گرنه این پشتک و وارو ها و این "جنگ روانی"!! هیچ هنایشی روی من ندارد و خوانندگان هوشمند را نیز گمراه نکرده و فرهشت جستار بدور نخواهد افکند!
من برای نگرستیزی با مهربد بازگشته ام و هر از چندروزی یکبار به اینجا سرمیزنم ببینم پاسخ مرا داده یانه، در این میان چند تا هم تو سری به عشق امریکا ها و میمون های اسلام میزنم
غیبت داشتید! اینگونه داوری ها را به خوانندگان وا نهیدیم! و اکنون افتاده اید به بحث و ماست مالی با چند کاربر دیگر!
بازهم بیجاست، سخن مرا در نیافتید: نوشتن نگر های خودینه ( نظر های شخصی) یک چیز است و نوشتن و فرنودآوری درباره ی جستار و فرهشت آن، چیزی دیگر. برای انیکه شما هم هوش کنید: ١- اگر شما بنویسید که " کمونیسم بد است چون آمار فلان و بهمان و گواهی فلانی و .. نشان میدهد که .." آنگاه یک فرنود آورده اید و خودتان داوری نکرده اید و برای داوری خوانندگان، ماتریال آورده اید ولی : ٢- اگر بنویسید که " کمونیسم خیلی گند هستش•"، " سواد من بیشتر از شماست•"، .. اینجا نگر خودینه و داوری برای خود کرده اید که ارزشی فرنودین ( استدلالی) ندارد. این پیوندی هم به اینکه من اینجا باشم یا نباشم هم ندارد ! امیدوارم اینبار دستکم سخن مارا هوشیده باشید!
چندان هم جای خنده ندارد. این بار نخست نیست که آمریکا به اماج هایش نرسیده! • در ویتنام که میلیونها را با ناپالم و زهر نارنجی کشتار کرد ولی نتوانست بماند! •
در کره ی شمالی که دهه ها تحریم و کارشکنی کرد ولی هنوز سرپا هستند!
•
کوبا را که بیش از نیم سده به زنجیر کشید و راه اب و نان را هم بست ولی هنوز هستند!
• در نیکاراگوئه ، مزدور "کنترا" فرستاد که ساندنیست هارا زدندند ولی اکنون بازهم ساندنیست ها و دانیل اورتگا فرمانروایند! • در شیلی کودتا کرد ولی اکنون مردم شیلی از امریکا بیزارند •
شوروی را از هم پاشانید و بوریس یلتسین را اورد که نوکری شان را بکند که از تویش پوتین درآمد
!! •
اروپای خاوری را گرفت و زیر ناتو و EU درآورد که اکنون همه ورشکسته و نالان اند تازه اروپای باختری و جنوبی هم بهتر نیست و یونان و فرانسه وایتالیا و .. مینالند از بچاپ بچاپ آمریکا!
•
آلمان خاوری را گرفته و چسباندند به آلمان باختری، اکنون کمونیستها (چپ ها) سومین حزب بزرگ شده اند و یکی دو روز پیش شنیدم که در این استان آلمان خاوری ، نخست وزیر هم شدند!!
•
در لیبی که میخواست کشوری نوکر آمریکا درست کند که بجایش یک کشور تروریستی و هرج و مرج شد!
• در عراق که میخواست یک نوکر آمریکا درست کند که یک کشور نوکر ایران درست شد و در شمال آنهم تروریست هایی که پرورده ی خودش بودند، روی کار آمدند! • در مصر از اخوان المسلمین پشتیبانی کردند که اکنون آنهارا سرکوب شده و سکولار های مصری ها از امریکا کینه به دل گرفته و سیسی رفت مسکو با پوتین دوست شد! •
در سوریه که میخواست اسد را بردارد که اکنون با داعش سروکله باید بزند و اسد هنوز هست!
•
در اسرائیل و غزه و .. که میخواست آنهارا کنترل کند که جز اینکه اروپا کم کم دارد فلستین را به رسمیت میشناسد و اسرائیل بدنام تر شد، به جایی نرسید و آینده ی اسرائیلی های بینوا را که دنباله رو آمریکای عزیز شدند را تیره تر نمود!
• با اردوغان جوری فراتنانه رفتار کردند که رفت با پوتین پیمان دوستی بست! و کشوری که بیست سال پیش ، بهترین دوست اسرائیل بود، از سرسخت ترین دشمنان آن شد! •
در اوکرائین با ۵ میلیارد دلار کودتا کردند که نفت و گاز مفت بخورند و روس را زیر فشار نهند، که چیزی جز هرج و مرج و جنگ درون مرزی و پدید امدن گروه های نازی دست نشانده ی آمریکا نشد و تازه روس نیمی از اوکرائین را هم گرفت
! •
در باره ی ایران هم سی و پنج سال هی خواستند سرنگون کنند ولی از بس بیعرضه بودند که ایران اسلامیستی تر و آمریکا ستیز تر شد!
بازهم بیجاست، سخن مرا در نیافتید: نوشتن نگر های خودینه[١] ( نظر های شخصی) یک چیز است و نوشتن و فرنودآوری درباره ی جستار و فرهشت[٢] آن، چیزی دیگر. برای انیکه شما هم هوش کنید: ١- اگر شما بنویسید که " کمونیسم بد است چون آمار فلان و بهمان و گواهی فلانی و .. نشان میدهد که .." آنگاه یک فرنود[٣] آورده اید و خودتان داوری نکرده اید و برای داوری خوانندگان، ماتریال آورده اید ولی : ٢- اگر بنویسید که " کمونیسم خیلی گند هستش•"، " سواد من بیشتر از شماست•"، .. اینجا نگر خودینه و داوری برای خود کرده اید که ارزشی فرنودین[٤] ( استدلالی) ندارد. این پیوندی هم به اینکه من اینجا باشم یا نباشم هم ندارد ! امیدوارم اینبار دستکم سخن مارا هوشیده[٥] باشید!
باز که زدید به صحرای کربلا جانم! بند 2 هم بیشتر شامل حال خودتان میشود چون ما مدام مدعی باسواد تر بودن نداریم :))) البته در مورد گند بودن کمونیسم که شکی نیست :))
برای انیکه بدانید که سخنتان سفسته بوده، گزاره ی زیر را بخوانید: من اوایل این بحث با sonixax جدی بحث میکردم! ولی الان به راستی نیازی نمیبینم که این کار رو بکنم چرا که ایشون افتاده روی یک حلقه تکرار و طوطی وار مطالب قبلی که همگی پوچ شده اند را زرت و زورت تکرار میکنند
😂 برای انیکه بدانید زیر این قبری که گریه میکنید مرده نیست : اینها تنها نظر شخصی من است در باره شما پیشتر هم در باره اش گفته ام! هر چند که شما هنوز زیر پاسخ دادن به یکی دو سوال اساسی وا مانده اید! میترسیم یک وقتی وضع حمل کنید زیرش :))
بیجاست، همچه چیزی روی نداده و این کشورهای پس از جنگ و ویرانه بدست شوروی رسیده اند ( لهستان و ... ) و چیزی برای چاپیدن نبوده! تازه شوروی برای اینکه اینها از هم نپاشند کلان پول در آنجاها هزینه نمود. ارمنستان و آدربایجان هم از سوی روس تزاری در پی جنگ با ایران و عثمانی گرفته شدند و روس تزاری پیوندی با شوروی ندارد! بهتر نیست پیش از این یاوه گویی ها کمی تاریخ بخوانید که خربزه را با خیار یکی نگیرید؟
یک دور دیگر با دقت بخوانید پدر جان! اگر مشکل بینایی دارید به چشم پزشکی مراجعه کنید :
و همان تاریخ میگوید که شوروی هر جایی که دستش رسیده یا بخشی از خاکش بوده را یا چاپیده یا گاییده!
کارتان از تاریخ جعل کردن به تحریف سخنان ما هم رسیده :)) بهتر نیست پیش از اینکه به تته پته و تحریف سخنان دیگران بیوفتید نوشتارشان را با عینک ته استکانی بخوانید ؟! (مشخصن توصیه میشه قبلش هم چیزی {قرص و دوا درمان را میگویم} مصرف نکنید تا مغز مبارک درست کار کنه 😃) و میدانیم که شوروی تنها در یک فقره جنایت 2 تا 6 میلیون انسان را کشته! پس با انکار کردنش از طرف شما (جعل مجدد تاریخ) چیزی عوض نمیشود.
پس شما اگر کاری جز سفسته و تلخک بازی میدانید و پاسخ فرنودین[٧] دارید بدهید و گرنه این پشتک و وارو ها و این "جنگ روانی"!! هیچ هنایشی[٨] روی من ندارد و خوانندگان هوشمند را نیز گمراه نکرده و فرهشت[٩] جستار بدور[١٠] نخواهد افکند!
من برای نگرستیزی[١١] با مهربد بازگشته ام و هر از چندروزی یکبار به اینجا سرمیزنم ببینم پاسخ مرا داده یانه[١٢]، در این میان چند تا هم تو سری به عشق امریکا ها و میمون های اسلام میزنم !!
تا اینجا که بیشتر تو سری خورده اید و پشت سر هم جعلیات و دروغهایتان رو شده + میل به خون خواریتان! و برای همین مدام به نقطه جوش میرسید! میترسم انقدر سرد و خنک میشوید یک دفعه ای بشکنید!!!
اروپای خاوری را گرفت و زیر ناتو و EU درآورد که اکنون همه ورشکسته و نالان اند تازه اروپای باختری و جنوبی هم بهتر نیست و یونان و فرانسه وایتالیا و .. مینالند از بچاپ بچاپ آمریکا!
بفرمایید شما در این کشورهای ورشکسته دقیقن چه میکنید ؟! همچنین بفرمایید چه طور 3 قدرت اقتصادی جهان از میان این ورشکسته ها هستند؟! (یکیش همون فرانسه) باز بفرمایید اگر اینها ورشکسته هستند چه طور بالاترین میزان رفاه در جهان را دارند ؟! همچنین بفرمایید چه طور بسیاری از معاملات کلان اقتصادی دنیا در همین کشورهای ورشکسته صورت میگیرد؟! میترسم بیشتر سوال بپرسم باز قاط بزنید! فعلن همین سه چهار تا را پاسخ بدهید کافیست.
آلمان خاوری را گرفته و چسباندند به آلمان باختری، اکنون کمونیستها (چپ ها) سومین حزب بزرگ شده اند و یکی دو روز پیش شنیدم که در این استان آلمان خاوری ، نخست وزیر هم شدند!!
ما که منظور شما را نفهمیدیم! چرا که صدر اعظم آلمان (معادل نخست وزیر در سایر کشورها) آنگلا مرکل است که خبر صدر اعظمی اش چندان هم تازه نیست! چند سالی گویا عقب هستید! پس اگر منظورتان مرکل نیست یک مقداری واضح تر سخن بگویید و از کاربر mbk فاصله بگیرید.
در لیبی که میخواست کشوری نوکر آمریکا درست کند که بجایش یک کشور تروریستی و هرج و مرج شد!
شوروی عزیز شما که روزی 3 بار (صبح، ظهر، شب) خودتان را برایش شهید میکنید مشابه همین بلا را بر سر افغانستان آورد! با بهانه ی دفاع از تروریستهای کمونیست! (یادتان هست که احیانن) ؟! در ضمن شورشهایی که در لیبی اتفاق افتاد نتیجه کثافت کاریهای قذافی بود! (که اتفاقن اون هم سوسیالیست بوده)! کارنامه شما هم که در دفاع از تروریستها و جنایتکاران به اندازه کافی سیاه هست! پس چندان تعجبی ندارد خود را یک دور هم برای قذافی پاره کنید! همان طور که پیشتر هم گفته ایم شما هر کسی که مخالف کمونیسم باشد را نوکر بهره کش و کاپیتالیست و واجب الاعدام میدانید! و پیشتر جنایت پیشه بودن خود را در این زمینه بارها با صدای رسا اعلام کرده اید. نیازی نیست حالا خود را برای حکومت دیکتاتوری سابق و کله پا شده ی لیبی جر بدهید! لیبی اکنون به این روز افتاده چون قبلش دست چپی ها بود! و چپی ها هم که به جز نابودی و خرابی زیر ساختها و فرهنگ و ترویج فرهنگ ترور و بکش بکش کار دیگری بلد نیستند بکنند! نتیجه شده این. بله آمریکا اشتباه کرد چون قبلش میبایستی افکار مسمومی که چپی ها به جامعه تزریق کرده بودند را پاکسازی میکرد.
در اسرائیل و غزه و .. که میخواست آنهارا کنترل کند که جز اینکه اروپا کم کم دارد فلستین را به رسمیت میشناسد و اسرائیل بدنام تر شد، به جایی نرسید و آینده ی اسرائیلی های بینوا را که دنباله رو آمریکای عزیز شدند را تیره تر نمود!
💨💩 دیگر سعی نکنید تاریخ معاصر را جعل کنید جانم! کثافت کاریهای حاکمان فعلی اسرائیل ربطی به آمریکا ندارد! به یک مشت عقب مانده مذهبی و نژاد پرست از جنس نتانیابو ربط دارد! محض اطلاع هم آمریکا نتانیابو و حزبش را در اسرائیل همه کاره نکرده!!! دست از تئوری توطئه بردارید جانم.
در اوکرائین با ۵ میلیارد دلار کودتا کردند که نفت و گاز مفت بخورند و روس را زیر فشار نهند، که چیزی جز هرج و مرج و جنگ درون مرزی و پدید امدن گروه های نازی دست نشانده ی آمریکا نشد و تازه روس نیمی از اوکرائین را هم گرفت !
پیشتر به شما گفتم سعی نکنید چیزیکه معاصر است را جعل کنید! چون همه میدانند چه خبر است و چه کسی سعی در تجزیه و بالا کشیدن اوکراین دارد و نیرو و توپ و تانک و ... میفرستد و به مانند باقی جنایتکاران کمونیست خواست مردم دو زار برایش ارزش ندارد.
در باره ی ایران هم سی و پنج سال هی خواستند سرنگون کنند ولی از بس بیعرضه بودند که ایران اسلامیستی تر و آمریکا ستیز تر شد!
پس روشن است که شناخت درست و حسابی از ایران هم ندارید! اگر کمی زودتر از خمینی زاده شده بودید! یا دست کم کاره ای میشدید (که نشدید!) احتمالن از شما میشنیدیم : آنهایی که خواب آمریکا را میبینند، ژوزف بیدارشان کند :))) پدر جان در ایران نه تنها نفرت عمومی از آمریکا وجود ندارد، بلکه همه چیز در میان عموم مردم بر پایه مود و فرهنگ آمریکاییست، محصولات آمریکایی بیشترین طرفدار را دارد، سلبریتی های آمریکایی بُت مردم هستند، معماری خانه ها ترکیبی از معماری ایرانی آمریکاییست (خانه باید به شکل L باشد) زندگی در آمریکا آرزوی آنهاست! یخچال که حتمن باید ساید بای ساید باشد وگرنه یخچال نیست!
حتا سُس خردلی که مصرف میکنند باید آمریکایی و مارک American Garden باشد نه ایرانی و مهرام!!!
شما خیلی وقت است ایران نبوده اید فکر میکنید هنوز همان الاغ های کمونیست و اسلامیست سابق اکثریت جامعه را تشکیل میدهند! نه پدر جان گذشت آن زمانها. حکومت هم در ظاهر مرگ بر آمریکا میگوید زیر زیر دستش را میبوسد! نماینده مجلسِ جمهوری اسلامی گرین کارت آمریکا دارد :))) حتا نمیدانید تمام این کش و قوس ها و مخالفتها و ... برای بقای تحریمها و در نتیجه اش باقی ماندن بساط چاپیدن سپاهی ها و آغا زاده هاست.
لازم نیست تا به این حد ناآگاهی و بی اطلاعی خودتون رو به رُخ بکشید! دست کم انتظار میرود در مورد کشور خودتان اطلاعات درست و حسابی داشته باشید! اوووووه یادم رفت کشور شما شوروی خدابیامرز است! و باید ایران هم ضمیمه اش شود. یادم نبود شرمنده.
😂
این ها سفسته ی پرداختن به سخنگو بجای پرداختن به سخن است.
شما اگر درباره ی خود جستار سخن یا فرنودی دارید بیاورید و نگران
آسیب خوردن من از سرمایه داری و پیری و اینها نباشید!
اینهم که "هر عاقلی" چنین گمان میکند، باید گفت که شما خود را نماینده ی
همه ی مردم و همه ی خردمندان و "عقل کل" نبایستی بدانید. خود ایده ی
کمونیسم، فراورده ی ستم هایی است که در سامانه های بهره کشی مانند
کاپیتالیسم ، به رنجبران فرود آمده و جنگ های خانمانسوز جهانی که
او پدید آورده است. ( رویش کمونیسم پس از هر بار جنگ جهانی بیشتر شد)
پس هر پدیده ای یک انگیزه دارد و کمونیسم هم از روی بیخردی و یا بازیگوشی
و یا پولدوستی پدید نیامده و گرنه میرفتیم کلاهبرادر و بساز و بفروش و دیگر
گونه های دزد ها میشدیم، نه اینکه خود ار میلیونی به کشتن بدهیم برای رهایی.
• پارسیگر
قصد بنده سفسته نبود. بنظر بنده بحث مدتی پیش به پایان رسیده و گفته ها و دلایل و اسناد دو طرف بقدر کافی مطرح شده (و حتی بعضا بارها تکرار شده) و دیگر باید قضاوت را بعهدهء خوانندگان گذاشت.
بنده شخصا فکر میکنم بر هر عاقلی واضح گشته باشد که کمونیسم ایده ای در وهلهء اول و از نظر سردر ورودی اش فریبنده، ولی در عمل ناکارا و بخصوص بسیار خطرناک است (خطر استبداد و جنایت و توجیه هر تحمیل به این بهانه - شاید شکلی از هدف وسیله را توجیه میکند). فکر نمیکنم هیچ عاقلی حاضر باشد به آن فرصت و تکرار دوباره ای در تاریخ بدهد.
حال چیزی که برایم جای تعجب و سوال داشت، یعنی اصرار و دفاع شما از کمونیسم، را مطرح و در زمینهء آن احتمالاتی را بیان کردم.
شما خودتان حرفهایی زدید که واضحا اغراق و افراط و توجیه جنایت و ظلم بود. وای به روزی که قدرت دست امثال شما بیفتد!
البته باید توجه داشت که بنده نمیگویم نظام سرمایه داری بی نقص و ایدئال است و جنایت نکرده و نمیکند، ولی بنظر من کمونیسم واضحا خطرناک تر است.
در اینکه بگوییم بوجود آمدن و ایده ها و تقابل کمونیسم با سرمایه داری باعث تعدیل و اصلاح و بهتر شدن نظام سرمایه داری شده است هم بحثی ندارم و به گمانم اینطور است! ولی فکر میکنم واضح باشد که این به معنای اثبات کارایی و بهتر بودن کمونیسم نیست. بنده از اول هم میگفتم که بنظرم باید یک نظام ترکیبی/منعطف داشته باشیم و نه کمونیسم یا سرمایه داری افراطی/مطلق، که با این بحثها میان دو طرف از این ایده بهتر مطمئن و روشن شدم و معیار و جزییاتش بهتر دستم آمد.
البته باید توجه داشت که بنده نمیگویم نظام سرمایه داری بی نقص و ایدئال است و جنایت نکرده و نمیکند، ولی بنظر من کمونیسم واضحا خطرناک تر است.
یک مغلطه ای که کمونیستها میکنند اینه که سرمایه داری را همواره یک نظام حکومتی معرفی میکنند! در صورتی که سرمایه داری یک نظام اقتصادیست! یعنی سرمایه داری به تنهایی یک ابزار است! و زیر سایه لیبرالیسم است که میتواند آمریکا، آلمان، سوئیس، انگلیس و ... درست کند. همین ابزار اگر در سیستم دیگری باشد نتیجه متفاوتی هم خروجی میدهد! مثلن اگر در یک نظام خودکامه استفاده شود قطعن فاجعه به بار می آید! چاقو را هم بدهی دست یک کودن نفهم مثل استالین باهاش آدم میکشد! ولی این بدان معنا نیست که چاقو چیز بدیست.
ولی کمونیسم این طوری نیست! کمونیسم مدعی حکومت داریه و میگه بهترین مدل حکومت داری رو ارایه کرده! سوای اینکه کمونیسم هر جا رفته گند زده و جنایت کرده چرا که کمونیسم ایدئولوژی است که رسمن دیکتاتوری رو تائید و ترویج میکنه!
بله بله میدونم که کمونیستها بهش میگند دوره گذر و دیکتاتوری پرولتاریا و یک سری تعاریف من درآودری و احمقانه و کس شری جات هم ارایه میدهند که بگویند نه خیر این دیکتاتوری ما با آن دیکتاتوری مد نظر شما فرق دارد! اینها میگویند در این دوره طبقه کارگر برای سرکوب باقی مانده ی بورژوازی مجبور است که چنین کند و گذر از این دوران اجتناب ناپذیر است! یعنی اینها معتقدند که در این دوره از طبقه ی کارگر باید اطاعت بی چون و چرا شود و مخالفین سرکوب شوند تا جامعه بی طبقه (یک دست) حاصل شود .
خوب مگر این چیزی متفاوت با بقیه دیکتاتوریهاست ؟!
خودکامگان همیشه خود را پشت عده ای از مردم مخفی میکنند! در اینجا حکومت خودکامه خود را پشت کارگر و ستمکش و خلق و فلان کش و ... قایم میکند! در جای دیگر پشت شهید و ملت مظلوم و ... روش هر دو هم یکیست! سرکوب مخالفین برای یک دست شدن جامعه!!!! (مثل گوسفند همه باید بگویند چشم) هدف هر دو هم یکیست! کسب قدرت.
در جایی مهربد پرسیده بود اگر 80% بخواهد 20% را بکشند آن 20% چه باید بکنند؟! خودش پاسخ داده بود که بروند همه ی آن 80% را بکشند و با استناد به این پاسخش کارهای کمونیستها رو توجیه کرده بود! خوب عکس همین موضوع هم هست! ولی جناب مزدک به کل این حق رو برای مخالفین کمونیسم به رسمیت نمیشناسند و میگند همه ی مخالفین باید گردن زده شوند! چرا که از نظر ایشون اگر شما مخالف کمونیسم باش پس حتمن موافق سرمایه داری هستی :)))) پس میشود این طور گفت که چون کمونیست دیکتاتوری به راه میندازد و فقط به فکر کشت و کشتار است باید گردن زده شود!!!!!!! منتها در اینجا یک فرقی بین ما (من) و پدر جان هست! من مثل مزدک خون آشام و دارکولا و قاتل و جنایتپیشه نیستم برای همین حتا حق آزادی بیان و زندگی رو براشون به رسمیت میشناسم!!! ولی ایشون خیر!
تا هم دلتون بخواد در استدلالهاشون مغلطه میکنند و چُسکی استدلال میکنند! مثلن چندی پیش پدر جان این عکس رو گذاشته بودند :
یادتون هست ؟! خوب در مقابلش هم من اینو میذارم :
این همون عکسه فقط من وسطش چیزی در مورد مخوف ترین جنایت کمونیستها (هولدومور) گذاشتم و جای واژه دموکراسی از واژه کمونیسم استفاده کردم! این طوری چُسکی استدلال کردن که کاری ندارد! (چیزی که مزدک و کمونیستها مدام ازش استفاده میکنند) .
ولی باید قبول کردن که به احتمال زیاد کمونیسم در اصلاح و تعدیل و بهبود نظام سرمایه داری و حکومتی آمریکا و کشورهای غربی مشابه، نقش قابل توجهی داشته است.
یک جوری میشه گفت مثل همون بازار آزاد و رقابت که منجر به افزایش کیفیت و کاهش قیمت میشه، وجود و رقابت نظامهای مختلف (و بخصوص متضاد) با هم منجر به پیشرفت میشه. البته طبیعتا این وسط اونایی مثل کمونیسم مطلق که از پایه مشکلات بزرگ اساسی دارن و انعطاف کافی ندارن تضعیف میشن و نهایتا از بین میرن.
حتا سُس خردلی که مصرف میکنند باید آمریکایی و مارک American Garden باشد نه ایرانی و مهرام
آمریکایی ها به ایران سس خردل فروختند برخی خودشان را به این بهانه به آمریکا فروختند خداوندا مرا جوری مگذار که خودم را به جز تو بفروشم هر چند سراسر دنیا را به من فروخته باشند چون تو خدایی یگانه ای که باز فرمانبردارگشته ء توام تو می دانی آشکار از گفته هم چه پنهان می کنیم
راستی تفاوت کمونیسم چین با شوروی چیه؟ ظاهرا این دو کشور بر سر این مسئله یه زمانی با هم مشکل پیدا کردن و راهشون رو جدا کردن.
خیلی خلاصه و بر اساس سنت هر کمونیستی : هر کدوم به اون یکی میگه نوکر سرمایه داری!!!!
همیشه بین کمونیستها این ذن به خائن بودن طرف هست! برای همین اگر شما دو تا دونه کمونیسته متحد داشته باشید! نهایتن از هم جدا میشند! داستان حزب کمونیستی کارگری ایران میتونه داستان خوبی باشه :
در طی دو دهه از تشکیل این حزب، مانند هر حزب و سازمان دیگری، افرادی از آن به دلایل مختلف جدا شده اند. از آن جمله می توان به رضا مقدم و ایرج آذرین از موسسین حزب اشاره کرد که در اختلاف نظر با تئوریهای منصور حکمت در مورد قدرت سیاسی حزب را ترک کردند. در سال ۲۰۰۴ بعد از مرگ منصور حکمت در نحوه رهبری حزب و همینطور مبارزه سیاسی و انقلاب اختلافات شدیدی در گرفت. این اختلافات پیشتر در زمان حیات حکمت نیز ابتدا با طرح نحوه رهبری حزب مطرح شده بودند. در نهایت ۲۴ نفر از اعضای کمیته مرکزی و اکثریت کمیته کردستان وقت حککا از این حزب جدا شدند و به رهبری معنوی کوروش مدرسی، حزب حکمتیست را تشکیل دادند. خوده این حزب نیز در سال ۲۰۱۱ به دنبال مباحث درونی به دو جناح تقسیم شد. یک جناح امروزه با نام حزب حکمتیست-خط رسمی شناخته می شود. جناح دیگر که اکثریت حزب را تشکیل می دهد، با همان نام حزب حکمتیست به فعالیت خود ادامه می دهد که عموماً به عنوان جناح فاتح شیخ - رحمان حسین زاده از آن نام برده می شود.
در سال ۲۰۱۲ با علنی شدن اختلافات در حزب حکمتیست و تغییر مواضع بخش عمده نیروهای این حزب، حمید تقوایی با برگزاریی سمینار چشم انداز نزدیکی و اتحاد نیروهای کمونیسم کارگری شرایطی را برای اتحاد دوباره این دو حزب - جناح مطرح کرد.[۱۶] این سمینار به مباحث گسترده ای در صفوف کمونیسم کارگری دامن زد [۱۷] که در نهایت به نشست مشترک دو حزب کمونیست کارگری ایران و حزب حکمتیست جناح فاتح شیخ و رحمان حسین زاده منجر شد اما نتیجه ای در بر نداشت.[۱۸][۱۹] در هر حال این نشست اما منجر به آغاز فعالیتهای مشترک محدودی چه بصورت عملی و چه بصورت صدور بیانیه مشترک بین این دو حزب شد. تلاشها برای ادغام مجدد این دو حزب هنوز در جریان است.
حزب اتحاد کمونیسم کارگری دائما سیاست های راست و غیر کمونیستی "حزب کمونیست کارگری" (ح ک ک) را مورد نقد قرار می دهد. اخیرا در مورد قتل عام غزه حمید تقوائى لیدر این حزب مواضعی به شدت راست و ضد انسانى اتخاذ کرد. مواضع رهبری این حزب طی دو سه سال اخیر بیشتر و بیشتر مواضع این حزب را در کنار مواضع پرو اسرائیلی قرار داده است. قتل عام مردم بیدفاع و گرسنه غزه موجب بلوغ باورنکردنى این مواضع شد. ما بارها به آنها در این باره هشدار داده ایم. بخشی از رهبری و کادرهاى ح ک ک در پاسخ به نقد ما کوشیدند که با آویزان شدن به منصور حکمت گریبان خود را از نقد ما خلاص کنند و اعلام کردند که "به منصور حکمت هم می گفتند پرو اسرائیل."
خلاصه اینکه این داستان بسیار ریشه دار و دراز است و در میان همه ی کمونیستها وجود داره! چون اینها تنها به فکر کسب قدرت هستند و دفاع از مظلوم و کارگر و بهره کش و فلان و بهمان تنها ماسک و بزکه. یک مقداری تحقیق کنید خیلی بیشتر از اینها گیرتون میاد!
چین سال ۱۹۷۰ بعد دیدار نیکسون رئیس جمهور آمریکا با مائو رهبر چین راهش رو عوض کرد و کاپیتالیست شد
نه کاپیتالیست نشد! آویزون کاپیتالیستها شد.
چین هنوز هم به شکل رسمی حکومت کمونیستی داره ولی کمونیستهایی که جیره خور کاپیتالیستها هستند. چون خیلی زود فهمیدند که از کمونیسم بخاری بلند نمیشه و به جز بدبختی فلاکت و نکبت چیزی به دنبالش نیست. برای همین دستشون رو جلوی کاپیتالیستها دراز کردند که بشند دومین اقتصاد دنیا! (خیلی ساده بگم از باقی جانورانِ کمونیست باهوش تر هستند)
یه دفه توی یه برنامه مستندی با یک نفر که قبلا تحت سیستم شوروی زندگی کرده بود و بعد از فروپاشی شوروی تحت سیستم سرمایه داری مصاحبه کردن طرف گفت که در زمان شوروی زندگی راحتتر بوده چون اون موقع مقدار مشخصی کار میکردی و زندگیت هم اداره میشد ولی میگفت الان باید بیشتر کار کنیم و خرج و مخارج زندگی به زور تامین میشه.
یه دفعه هم من با یک روس از نزدیک صحبت کردم میگفت ما خواب زندگی راحتی که امروز داریم رو میبایستی در شوروی میدیدیم!
ولی منظورم اینه که بعضی چیزا رو باید در عمل و بصورت تجربی دنبالش رفت و بخصوص از افرادی که سیستم کمونیسم رو تجربه کردن هم تحقیق کرد و دید که چه تجربه ها و نظریاتی دارن.
مردمی که تحت حکومت شوروی زندگی کردند علیه اون قیام کردند! تکه پاره اش کردند! (از توش چند تا کشور در اومد؟!) جلوی گلوله تانکهای شوروی ایستادند و کشته شدند تا از سیستم جدا بشند. همینها کافیست تا نظر مردم را نسبت به سیستم شوروی بدانیم. قطعن هستند کسانی همون نظام کمونیستی و فقر عمومی و ... رو میپسندند! همون طوری که هستند کسانی که در ایران امروز نظام سلطنتی رو میپسندند. باید دید اکثریت با چه کسانیست، مخالفین یا موافقین.
شما مثلا در تجارت و نظام سرمایه داری استعداد یا شانس داشتی کم و بیش موفق میدونی خودت رو، نمیشه به همین راحتی به همه تعمیم بدی یا بگی به این خاطر نظام سرمایه داری بهتره شما یه نفر شاید زرنگی، هوش و استعداد داری، شانس آوردی، ولی اگر به ازای هر نفر مثل شما چند نفر باشن که استثمار میشن، بهشون زور میگن، و رنج میکشن و زندگی خوبی ندارن چی؟
نه اتفاقن تنها چیزی که من نداشتم شانس بود! چندین بار تا مرز ورشکستگی هم رفتم چون قواعد بازی رو بلد نبودم! اگر قرار بود همه چیز رو به شانس واگذار کنم هر روز میرفتم Lotto بازی میکردم! من سرمایه داری رو بهترین میدونم چون داره کار میکنه و جواب میده! اگر سیستمی بیاد که از سرمایه داری بهتر کار کنه و جواب بده خوب مشخصن اون رو بهترین میدونم. در حال حاضر بهتر از نظام سرمایه داری لیبرال وجود نداره چون هم درآمد، هم رفاه، هم آزادیهای فردی و مدنی ، هم دموکراسی و هم پیشرفت رو تضمین میکنه مشروط بر اینکه خود فرد بخواد.
ببینید یک مثالی بذارید براتون بزنم : بدترین و پیش پا افتاده ترین و درپیتی ترین شغل در آلمان امروزی کار کردن برای رستورانهای زنجیره ای مثل مک دونالد هست! (یعنی این افراد پایین ترین میزان حقوق رو دارند) ولی همینها میتونند به راحتی آب خوردن از بانکها وام بگیرند یا حتا خونه بخرند (در صورتی که منی که کارمند جایی نیستم و روی پای خود وایسادم نمیتونم چون بهم نمیدند!!!! چون تضمینی به کار من نیست). پس اگر شما کارمند جایی باشید به راحتی میتونید وام بگیرید! و با وامی که گرفتید خونه بخرید، ماشین بخرید یا حتا یک تجارتی رو شروع کنید. (کاری که خود من هم کردم، استثنا هم نداره به همه کارمندان و کارگرانِ قانونی میدند ولی به صاحبین مشاغل نه! حکایت نمیبری بگو نمیبرمه!!!) بعد طرف میتونه با وامی که گرفته تجارت خودش رو شروع کنه و اگر توانایی و استعداد لازم رو داشته باشه موفق هم میشه. یکی میره کیوسک باز میکنه! یکی میره فروشگاه زنجیره ای!!! هر کسی بسته به توانایی هاش. اگر هم کسی این توانایی رو در خودش نبینه میتونه همون کارمند بمونه و چند سالی قسط بده و سر انجام صاحب چیزهایی که میخواد بشه. به عبارت ساده تر وقتی شما یک بدبختِ بیخانمان در آلمان یا آمریکا یا جاهایی مثل این کشورها میبینید باید مشکل رو در خود فرد جستجو کنید نه نظامِ حاکم. ولی به خاطر تبلیغاتِ دروغ و سوء کمونیستهایی که خودشون جیره خور و نون خور همین حکومتها هستند ذهن کسانی که آشنایی درست و دقیق در باره سیستم ندارند آلوده میشه و نتیجه گیریهای اشتباه میکنند. از شما انتظاری نیست که سیستم اقتصادی آمریکا یا اروپا رو درست بشناسید چرا که نه در اون زندگی میکنید و نه باهاش کاری دارید ولی از کسانی که میخواند این سیستمها رو نقد کنند انتظار میره که واقعیت رو بگند نه اینکه هر دروغی که به ذهن مسمومشون میرسه رو بیان کنند.
گواه تاریخی این است که روسیه تزاری همان شوروی نیست
و لنین که آمد، پیمان[٣] نامه استعمار ایران را که با انگلیس هم
امضا شده بود، پوچ نمود و مارا از مستعمره شدن رهانید.
همین شوروی ملعون بود که در توافقی با چرچیل چند ماه بعد از حمله آلمان بدون هیچ اخطار و اولتیماتومی به شهرهای شمالی و بی پدافند ایران حمله هوایی کرد و مواضع ایران رو بمباران کرد و این حمله از شمال و انگلیس از جنوب خودش عامل اصلی تبعید رضا شاه کبیر و گرامی شد. هتا برای حفظ ظاهر هم که شده یه اولتیماتوم 24 ساعته نداد. جالب اینجاست که این شوروی یپش از اون بعد از حمله آلمان بیانیه ای سراسر حق جویی و مظلوم نمایی صادر کرد و جهان رو به یاری طلبید. دولت ایران که اعلام بی طرفی در جنگ کرده بود و نه به آلمان ها و نه به انگلیسی ها باج نمیداد. حالا که منافع شوروی ملعون در درجه اول و متفقین در درجه دوم اقتضا کرده میشه بی طرفی یک کشور رو نادیده گرفت و بر خلاف اصول اخلاق و سیاست بهش حمله کرد و ارتشش رو منحل کرد؟
خوشبختانه کوبا هم که داره به آغوش باز کاپیتالیسم و دنیای پیشرفت و فناوری پناه میاره. من به شخصه خیلی خوشحال شدم از این واقعه. امیدوارم دوستان جمهوری خواه ما هم زیاد سنگ اندازی نکنند و تحریم های کوبا کم کم لغو بشه.
خوشبختانه کوبا هم که داره به آغوش باز کاپیتالیسم و دنیای پیشرفت و فناوری پناه میاره. من به شخصه خیلی خوشحال شدم از این واقعه. امیدوارم دوستان جمهوری خواه ما هم زیاد سنگ اندازی نکنند و تحریم های کوبا کم کم لغو بشه.
بر خلاف یاوه های مارکس (که مدعی شده بود جهان به سمت کمونیسم حرکت خواهد کرد) داریم میبینیم که خود کمونیستها دارند به سمت کاپیتالیسم حرکت میکنند. چرا ؟! چون در کاپیتالیسم تضمین برای پیشرفت اقتصادی هست، امکان احقاق حق افراد وجود داره، به خاطر حفظ سرمایه امکان تحت فشار گذاشتن حاکمیت و گرفتن تضمین وجود داره! آزادی وجود داره! رفاه وجود داره! ولی در کمونیسم هیچ کدام اینها یافت می نشود! خود مزدک بارها و باهرا اعتراف کرده که در جهان کاپیتالیستی انجمنهای کارگری و مردم و جامعه و به قول خودش چپی ها تونستند دولت و حکومت رو تحت فشار بذارند برای رسیدن به خواسته هایشان! آیا شبیه چنین چیزی یعنی اعمال قدرت و فشار از پایین به بالا حتا یک بار هم در یک کشور کمونیستی اتفاق افتاده ؟! همیشه خواست مردم با شدید ترین سرکوبها همراه بوده. امروزه در کره شمالی مردم حق دسترسی آزادانه به اطلاعات و یا حتا دیدن فیلمهای سینمایی غیر از آچه آن خیک پر از گُه برایشان انتخاب میکنند را ندارند! زور هم بزنند و اعتراضی بکنند به اردوگاه های کار اجباری و زندان و شکنجه گاه و ... برده میشوند دست آخر هم کشته میشوند!! ما پیشتر گفته بودیم کمونیستها برده دار هستند!! آخرین گزارش سازمانهای حقوق بشری و سازمان ملل این گفته ما را تائید میکند :
پس میبینیم هر جا که سخن از جنایت، نقض حقوق بشر، دیکتاتوری، برده داری ، آدم کشی ، فقر ، بدبختی و کثافت است نام کمونیسم میدرخشد!!! بعضی ها ساختار مغزیشان به خاطر اینکه سالهای سال تحت تاثیر دروغها و یاوه های کمونیسته بوده اند به کل به هم ریخته و همه اینها را دروغ میدانند و کمونیسم را خوب و گل و بل بل و ... درست مثل مسلمانی که تمام جنایات مسلمانان را ایگنور میکند و میگوید اسلام بهترین دین است!!!! و این جنایات ربطی به اسلام ندارند. بعضی هاشون که دیگه حالشون خیلی خرابه ظهور امثال داعش رو میندازند گردن دشمنانشون و مثلن میگند داعش ساخته و پرداخته دست کفار است نه اسلام!!! عین همین رفتار رو در این تمام این بحث از طرف طرفدار کمونیسم دیده اید و نیازی به توضیح اضافی ندارد.
بگذریم همون طوری که میدونید در یک نظام کاپیتالیستی حتا مخالفین اون نظام از جمله همین کمونیستها حق ابراز عقیده و تشکیل حزب و دفتر دست دارند!
در صورتی که در یک حکومت کمونیستی حتا خود کمونیستهایی که همنظر حکومت نیستند! حق تشکیل حزب و ابراز عقیده ندارند چه برسه به بقیه!!!
تاریخ همین شوروی را که بخوانید میرسید به مبحث بلشویکها و منشویکها (اکثریت و اقلیت) و میبینید که بلشویکها در اقداماتی جنایتکارانه و خونین همفکران کمونیست خودشون (منشویکها) رو قتل عام و سرکوب میکنند و حذف میشند!!!! خوب این پدر جان ما از چنین جانورانی که حق ابراز عقیده و تشکیل حزب را حتا برای همفکران خود به رسمیت نمیشناسند دارد دفاع میکند! و بعد هر از گاهی مینالد که چرا آمریکای عزیز انگشتشان کرده! به راستی که دستش درد نکند من جای سیاستمداران آمریکا بودم به جای انگشت کردن میرفتم سراغ اونقدر گوگوری تا مگوری :)))) خوب برتری لیبرالیسم و کاپیتالیسم که بر کسی پوشیده نیست! حرکت جهان به سمت این دو رو هم که داریم میبینیم و نیازی به پاس دادن به تخیلات گندیده کمونیستها نیست! نتیجه این که مارکس :
1 - تصور درستی از وقایع در حال اتفاق نداشته! 2 - درک درستی از کاپیتالیسم نداشته! 3 - آشنایی درست و درمان با جامعه ای که درش زندگی میکرده نداشته و خوی انسانی رو نمیشناخته! 4 - توانایی تصور کردن دنیای مدرن امروزی را نداشته!
برای همینه که وقتی کسی یا کسانی حکومتی تشکیل میدهند و ایده های تاریخ مصرف گذشته مارکس و انگلس را سر لوحه حکومت داری خود قرار میدهند اول و آخر محکوم به فنا توسط تنها انگشت سرمایه داری عزیز هستند در شرایطی که مردمِ خودشون رو برای مدتی محکوم به شکنجه، فقر، گشنگی، عقب ماندگی فرهنگی و اقتصادی و تکنولوژیکی، تحمل دیکتاتوری و هزاران گند و کثافت دیگه میکنند.
خوشبختانه کوبا هم که داره به آغوش باز کاپیتالیسم و دنیای پیشرفت و فناوری پناه میاره. من به شخصه خیلی خوشحال شدم از این واقعه. امیدوارم دوستان جمهوری خواه ما هم زیاد سنگ اندازی نکنند و تحریم های کوبا کم کم لغو بشه.
BBC News - Cuba communist system, despite thaw with US
اینها همش حرفه! معلومه یک شبه نمیاند بگند از فردا میخوایم کمونیسم رو بندازی به زباله دانی! مگه چین گفت ؟! هنوز هم ظاهر کمونیستیش رو حفظ کرده و شعار های کمونیستی میده ولی دو دستی و با پارچه ابریشمی در خدمت سرمایه دارانه :))
در صورتی که در یک حکومت کمونیستی حتا خود کمونیستهایی که همنظر حکومت نیستند! حق تشکیل حزب و ابراز عقیده ندارند چه برسه به بقیه
گیرم که فرمایشات جناب مزدک درست بود و باید با سنگ به سر برده دار و بهره کش و ایکس کش و ایگرگ کش کوبید. از کجا معلوم بعد از هلاک شدن همه این دشمنان هومنی، اونهایی که باقی موندند و قدرت رو به دست گرفتند هنوز به آرمان های هومنی و بشری خودشون پای بند باشند؟ چه دلیلی داره اینطور باشند؟ درست برعکس تاریخ کشورهای کمونیستی نشون داده که قدرت در دست کمونیست به فساد و تباهی تبدیل میشه. همینه که دیدیم کشور شوراها به دست مردم خودش و نه با انگشت بیگانه فروپاشید.
خوشبختانه کوبا هم که داره به آغوش باز کاپیتالیسم و دنیای پیشرفت و فناوری پناه میاره. من به شخصه خیلی خوشحال شدم از این واقعه. امیدوارم دوستان جمهوری خواه ما هم زیاد سنگ اندازی نکنند و تحریم های کوبا کم کم لغو بشه.
شاید هم آمریکا دوست داره به «رفقا»ی جنوبی خودش در این شرایط سخت کمک کنه
شاید هم آمریکا دوست داره به «رفقا»ی جنوبی خودش در این شرایط سخت کمک کنه !!
اتفاقن نظر درستی هم هست! اگر کشور های همسایه آمریکا از نظر اقتصادی و رفاهی و ... قوی و درست و حسابی باشند و رابطه خوبی هم با آمریکا داشته باشند،در حقیقت این مساله به نفع خود آمریکاست! شمار مهاجرین غیر قانونی که تعدادشون در آمریکا میلیونیه کم میشه! روابط تجاری با اینها به نفع اقتصاد آمریکاست! کنترل مرزها برای آمریکا راحت تر میشه! و در کل امنیت خود آمریکا بیشتر میشه. ایده ی اروپایی ها هم در این باره خیلی خوب و دبش بوده! ولی در پیاده کردنش خیلی خوب عمل نکردند. اگر خوب عمل میکردند وضعشون از الان خیلی بهتر میشد.
پورفوسور مزدک, شاخص بورس آمریکای جهانخوار هم که رشد خودش رو کرد و کمونیست های مفنگی رو بار دیگه در حسرت فروپاشی اقتصاد آمریکا تو خماری گذاشت. آمریکا فقط در عرض یک ماه 164 میلیارد دلار سرمایه ی خارجی جذب کرده! بیا اینو بخون یه ذره آپدیت شی اطلاعات اقتصادیت مال 2قرن پبشه😬
پورفوسور مزدک, شاخص بورس آمریکای جهانخوار هم که رشد خودش رو کرد و کمونیست های مفنگی رو بار دیگه در حسرت فروپاشی اقتصاد آمریکا تو خماری گذاشت. آمریکا فقط در عرض یک ماه 164 میلیارد دلار سرمایه ی خارجی جذب کرده! بیا اینو بخون یه ذره آپدیت شی اطلاعات اقتصادیت مال 2قرن پبشه
ارزش اپل، بازار سرمایهی روسیه را پشت سر گذاشت
اینها همگی مقطعی و گذرا هستند و سرانجام روزی (یک میلیارد سال بعد و با انقراض بشر) این سیستم هم منقرض میشه :))))
دوستان کاپیتالیست یک موضوع رو اگه برای من توضیح بدند ممنون میشوم! چه چیزی از دیدگاه شما تولید ارزش اضافه میکنه؟ مثلا من یک نوع ماشین طراحی میکنم و کارگری آن ماشین را میسازد! آیا این فکر من به اندازه زحمت روز و شب آن کارگر ارزش داره؟
دوستان کاپیتالیست یک موضوع رو اگه برای من توضیح بدند ممنون میشوم! چه چیزی از دیدگاه شما تولید ارزش اضافه میکنه؟ مثلا من یک نوع ماشین طراحی میکنم و کارگری آن ماشین را میسازد! آیا این فکر من به اندازه زحمت روز و شب آن کارگر ارزش داره؟
من یه سوال دیگه از شما دارم! کارگر با چه چیز کار میکنه و همون ماشین رو تولید میکنه و اون چیز از کجا میاد ؟! آیا کارگر بدون اون چیز (فکر و نقشه شما) با زحمت شبانه روزی میتونه همون چیز یا چیز دیگه ای تولید کنه ؟! پس به جای اینکه تخیلی و مثل پیامبران مالیخولیایی فکر کنید! اندکی واقع بین باشید. و البته یک مقداری هم تحقیق کنید ببینید چرا کمونیسم به چاه توالت تاریخ فرستاده شد! و چرا دهات کوره هایی که به شیوه های سوسیالیستی اداره میشوند هنوز دارند با سوزاندنِ پهن گاو نان میپزند!!! (یعنی چرا همگی عمله و بدبخت هستند)
من یه سوال دیگه از شما دارم! کارگر با چه چیز کار میکنه و همون ماشین رو تولید میکنه و اون چیز از کجا میاد ؟! آیا کارگر بدون اون چیز (فکر و نقشه شما) با زحمت شبانه روزی میتونه همون چیز یا چیز دیگه ای تولید کنه ؟! پس به جای اینکه تخیلی و مثل پیامبران مالیخولیایی فکر کنید! اندکی واقع بین باشید. و البته یک مقداری هم تحقیق کنید ببینید چرا کمونیسم به چاه توالت تاریخ فرستاده شد! و چرا دهات کوره هایی که به شیوه های سوسیالیستی اداره میشوند هنوز دارند با سوزاندنِ پهن گاو نان میپزند!!! (یعنی چرا همگی عمله و بدبخت هستند)
چرا هر پستی رو به بحث چاله میدونی کل کل میکشونید؟ من یک سوال اقتصادی پرسیدم! لطفا توضیح بدید برای من اون چیزی رو که سوال کردم! من خرد گرا هستم! دلیل سوسیالیست بودن من این هست که فکر میکنم این سیستم درست تر و انسانی تر هست ، اگر به سوی دیگه قانع بشوم نظرم رو عوض میکنم!
چرا هر پستی رو به بحث چاله میدونی کل کل میکشونید؟ من یک سوال اقتصادی پرسیدم! لطفا توضیح بدید برای من اون چیزی رو که سوال کردم! من خرد گرا هستم! دلیل سوسیالیست بودن من این هست که فکر میکنم این سیستم درست تر و انسانی تر هست ، اگر به سوی دیگه قانع بشوم نظرم رو عوض میکنم!
چرا شما مدام به جای پاسخگویی فور حمله میکنید و اتهام و برچسب میزنید ؟! قبل از اینکه بخواهید پاسخی بگیرید باید اول پاسخ دهید کارگر (بخوانید عمله) با شومبول باباش کار میکنه و چیزی تولید میکنه ؟ (چاله میدانی سخن گفتن یعنی این! نه آنکه بالاتر نوشتم) اگر پاسختان منفیست و باور دارید شومبول بابای کارگر تنها برای سوراخ مادرش و برای تولید خود کارگر و صد البته شاشیدن کارساز است!!! بفرمایید اگر آن چیزی که قرار است کارگر از رویش بسازد (طرح اولیه) یا ابزار اولیه! یا پول اولیه که کارگر باید با آن کار کند از کجا می آید ؟! اگر آنها نباشند آیا باز هم کارگر میتواند چیزی تولید کند یا خیر ؟! برعکسش را هم فکر کنید! آیا آن جایی که ابزار، سرمایه، طرح یا ایده را داده بدون کارگر میتواند چیزی درست کند یا نه ؟! به عبارتی چلاق است عایا ؟!
اگر تونستید به اینها جواب بدید باید در میان جوابهای خودتون جواب پرسش هزار بار مطرح شده تون رو هم بگیرید! اگر در بین جوابهای خودتون نتونستید پاسخی در باره سوالتون پیدا کنید بگید تا برای بار هزار و یکم توضیح دهیم! منتها این بار به روشی میگویم که حسابی شیر فهم شوید چرا که نشان داده اید بر خلاف ادعای خردگرا بودنتان با استدلال کردن و پاسخهای استدلالی فاصله زیادی دارید و یا آنها را متوجه نمیشوید یا کلن ایگنور میکنید و نمیخوانید!
اینکه شما یا من چه فکر میکنیم اصلن مهم نیست! مهم این است که این چیزی که شما انسانی میدونیدش تا به حال چه کرده و چه گُلی به سر مردم زده. اگر مجموع نتیجه اعمالش مثبت بوده پس خوب است! اگر نبوده پس بد است! تمام شد رفت پی کارش. اینکه چپی ها یک بیمه زورکی و درپیتی به درد نخور (و امثالهم) را پاچه مردم کرده اند ولی به جایش 6 میلیون 6 میلیون آدم کشته اند، فقر را به شکل گسترده ای همه گیر کردند، گشنگی آوردند، بدبختی آوردند، مردم خودشان را زندانی کردند و کلن در آزادی بیان و آزادی اندیشه و جریان آزاد اطلاعات را تخته کردند نشان از خوبی عملکردشان ندارد! این را مزدک با آن همه ادعایش هم فهم نکرد!
پیشتر بارها گفته ام که اسلام هم میگوید انگشت به کون هم نکنید بد است! ا از اسلام گُل و بلبل نمیسازد چون حالا یک آموزه خوب توش پیدا شده!
نظر من و شما هم باز اینجا مهم نیست! ما اینجا بحث نمیکنیم که کسی را قانع کنیم یا مسیر فکری یا زندگیش را عوض کنیم! ما بحث میکنیم برای اینکه بر دانش خودمان افزوده شود. در بحث با کمونیسم که تا کنون چیز تازه ای گیر من یکی نیامده و تمامن همان چرندیاتی که باقی کمونیستها طوطی وار تکرار میکنند را از طرف کمونیست بحث و به خصوص مزدک شنیده ام! البته یقینن ایشون از من خیلی یاد گرفت! مثلن فهمید به آمریکا دست کم یک بمب خورده در دوران جنگ جهانی :)))))
دوستان کاپیتالیست یک موضوع رو اگه برای من توضیح بدند ممنون میشوم! چه چیزی از دیدگاه شما تولید ارزش اضافه میکنه؟ مثلا من یک نوع ماشین طراحی میکنم و کارگری آن ماشین را میسازد! آیا این فکر من به اندازه زحمت روز و شب آن کارگر ارزش داره؟
بنظر من اینطور میرسد که بازار تعیین کنندهیِ ارزش است و ارزش افزوده اساسا مفهومی انتزاعیست که چندان قابل تعریف نیست و سرمایهداری هم نیاز چندانی به تعریف آن ندارد. انگور و ترشی هم یکجا بماند و تخمیر کند میتواند ارزشش در بازار فزونی یابد. اساسا ایراد در قرار دادن اساس جامعه بر متریالیسم است.
دوستان کاپیتالیست یک موضوع رو اگه برای من توضیح بدند ممنون میشوم! چه چیزی از دیدگاه شما تولید ارزش اضافه میکنه؟ مثلا من یک نوع ماشین طراحی میکنم و کارگری آن ماشین را میسازد! آیا این فکر من به اندازه زحمت روز و شب آن کارگر ارزش داره؟
قانون بازار:هر چیز که عرضه زیادی داشته باشه ارزش اقتصادیش پایین میاد. عرضه کار بدنی زیاد هست چون تقریبا "هر کسی" میتونه انجامش بده، عرضه کار فکری به مراتب کمتره چون هر کسی نمیتونه انجامش بده. پس ارزش اقتصادی طراحی خیلی بیشتر از ارزش کاری هست که برای تولید چیز طراحی شده به کار میره.
این بحث های 100من یک غاز هنوز ادامه داره؟ کمونیست های ضعیف! تنها چیزی که در این دنیا تعیین میکنه چی درسته و چی غلط فقط و فقط قدرته! که اون رو هم شماها ندارید! یک زمانی داشتید ولی چون عقل استفاده ازش رو نداشتید از دستش دادید. دیگه هم محاله بتونید بدستش بیارید. بهتون نمیدن که که بتونید. چون سرمایه دار هم پول داره هم هوش! پس قدرت هم داره. ولی شما هیچکدومش رو ندارید؟! این شعارهای خشتک اینو در میاریم و شلوار اونو میکشیم پایین و از این جور قمپز هارو اینجا در نکنید. اینقدر رویاپردازی نکنید. کسی نمیاد مالش رو که زحمت کشیده و عمرش رو پاش گذاشته رو به شماها بده. شده با تانک از روتون رد بشه نمیده! 40 سال پیش که اوج قدرت کمونیسم بود هیچ پخی نشدید. الان که دیگه هفت کفن پوسونده! در ایران هم که کسی کمونیست نمیشناسه چیه! که بخواد دنبالتون راه بیوفته پس برید بابا دنبال یه لقمه نون باشید عمرتون رو الکی حروم نکنید این بحث های بی سر و ته رو بریزید توالت یک سیفون هم بکشید روش.
قانون بازار:هر چیز که عرضه زیادی داشته باشه ارزش اقتصادیش پایین میاد. عرضه کار بدنی زیاد هست چون تقریبا "هر کسی" میتونه انجامش بده، عرضه کار فکری به مراتب کمتره چون هر کسی نمیتونه انجامش بده. پس ارزش اقتصادی طراحی خیلی بیشتر از ارزش کاری هست که برای تولید چیز طراحی شده به کار میره.
فکر نکنم کسرا بتونه درست متوجه منظورتون بشه! به خاطر اینکه همین پاسخ رو هم میذاره در چارچوب سوسیالیسم و بررسیش میکنه! در صورتی که برای درکش باید خارج از چارچوب سوسیالیسم این مساله بررسی بشه. تمام سعی من بر اینه که این دوستان سوسیالیست/کمونیست ما اول یاد بگیرند وقتی موضوعی بررسی میشه باید خارج از چارچوب کمونیسم/سوسیالیسم بررسی بشه تا بشه فهمید چه قدر درسته! وقتی شما ایمان داری که همه باید از همه چیز به شکل برابر استفاده کنند فارق از استعدادها، دانش، میزان سخت کوشی، میزان متریال و سرمایه ای که گذاشته شده و .... نمیتونی درست نتیجه گیری کنی. در صورتی که اینها "کار برابر در قبال دستمزد برابر" رو با "کار در قبال دستمزد برابر" قاطی کردند!!! (دستمزد شامل حق بیمه، حقوق، امکانات و ... میشه و منظور کلی از دستمزد در اینجا پاداش است) نکته دوم اینه که اینها باید درک کنند تامین سرمایه خودش بخشی از کار هستش!!! پس کار کسی که سرمایه ای نذاشته با کار کسی که سرمایه سیستم (عامل موجودیت سیستم) رو تامین کرده هرگز برابر نیست. از طرفی اگر بخوایم قیاس کنیم تامین سرمایه 90% از پروسه کاره!!! پس دستمزد سرمایه گذار باید به شکل قابل توجهی بیشتر از کارگر باشه. بدون سرمایه هرگز نظام تولیدی شکل نمیگیره و بدون نظام تولیدی اصولن بحث بر سر اینکه کی چه قدر حقوق بگیره بی فایده و نشدنی هستش.
پس :
1 - سرمایه گذار همواره باید درصد بیشتری از سود را کسب کند چرا که :
با سرمایه گذاری اش به نوعی خالق سیستم شده
سرمایه گذاران یا در سیستم اقتصادی نوین همان سهامداران نه تنها تامین کننده مخارج سیستم هستند بلکه به نوعی ضمانت و بیمه برای بقای سیستم هم هستند و بدون سود در قبال سرمایه گذاری دارایی خودشون رو به خطر نمیندازند و این حق طبیعیشون هم هست.
در قبال سرمایه گذاری انتظار سود و درآمد داره
حفظ و مدیریت منابع و سرمایه هم کاره (بر خلاف زر و ور مفت کمونیستها)
2 - کسی که تخصص داره باید دستمزد بیشتری داشته باشه چرا که :
برای به دست آوردن تخصص سختی بسیار کشیده
کالایی که عرضه میکنه تقاضای بالا در کنار محدودیت منابع داره
هر کسی قادر به عرضه اش نیست و به همین خاطر ارزش بیشتری داره
از سه مورد بالا نتیجه گرفته میشه کار جراح متخصص قلب با کار عمله ای که آجر میندازه بالا برابر نیست در نتیجه دستمزد هم نباید برابر باشه.
3 - نیروی کار به مانند شلغم، هویج، آیفون، کامپیوتر، پیاز، سیب زمینی و ... کالا هستش و بسته به کیفیتش ارزشی مشخص خواهد داشت.
پس کاملن و 100% اخلاقیست که دستمزد و پاداش کسی که تمام دوران کودکی اش به تحصیل پرداخته! سختی کشیده تا تخصص پیدا کنه بیشتر از کسی باشه که هرگز کاری نکرده، برای به دست آوردن تخصص سختی نکشیده و یا تلاش نکرده و یا شرایطش براش فراهم نبوده. همچنین اخلاقیست که سرمایه گذار بیشترین سود رو برداره چرا که بدون پول و بعضن مدیریت منابع سرمایه گذار اصولن کار و یا سیستم اقتصادی مورد نظر وجود خارجی نخواهد داشت. همچنین بدون پول سرمایه گذار سیستم اقتصادی موجود توانایی تامین مخارج و ترمیم آسیب دیدگیهاش رو نداره و خیلی زود نابود خواهد شد.
دوستان کاپیتالیست یک موضوع رو اگه برای من توضیح بدند ممنون میشوم! چه چیزی از دیدگاه شما تولید ارزش اضافه میکنه؟ مثلا من یک نوع ماشین طراحی میکنم و کارگری آن ماشین را میسازد! آیا این فکر من به اندازه زحمت روز و شب آن کارگر ارزش داره؟
از سال گذشته تا حال بارها مسائلی که در مناظره با مزدک مطرح شدند داره تکرار میشه. من فکر میکنم بد نیست گاهی بی دلیل فرازهایی که فرمایشاتم در مناظره رو بازگویی کنم 😝
پاسخ این مساله در مناظره:
1. در یک تعریف ساده، سرمایه گذاری یک تصمیم فردی یا گروهی برای هزینه کرد مقدار مشخصی از پول در راهی است که آن پول پس از مدتی به سود دهی برسد. نخستین موردی که برای سرمایه گذاری لازم است، مقداری پول (سرمایه) برای انجام هزینه هاست. غالبن گفته می شود که کارگران باید در سود سرمایه دار شریک شوند تا این سرمایه گذاری انسانی شود. موردی که از نظر سوسیالیست ها دور مانده اینست که چرا سرمایه باید توسط گروهی دیگر تامین شود ولی سود آن توسط گروهی دیگر بهره برداری شود؟ با چه منطقی می شود کسانی را که در تامین هزینه های یک کار اقتصادی دست نداشته اند شریک در سرمایه دانست؟ کارگر با انجام "کار"هایی ارزشی به کالایی می افزاید و در مقابل، مزدی دریافت می کند که بسته به کارِ وی متفاوت است. دیگر دلیلی برای شراکت کارگر در سود وجود ندارد. البته در بازار باز و بی محدودیت سرمایه داری، چنین چیزی ممنوع نیست ولی الزامی به آن هم نیست.
2. در برخی موارد سرمایه گذاری منجر به شکست و باختن سرمایه می شود. سرمایه گذاری یک عمل برد-باخت است که بستگی به بسیاری مسائل و موارد دارد. آنهایی که بر طبل شراکت کارگران و کارمندان در سود سرمایه می کوبند، آیا این را نیز قبول می کنند که چنانچه سرمایه گذاری خالی از سود و دارای زیان باشد نیز آنان را شریک در این سودِ منفی بدانند؟ در این صورت همه ی سهامداران باید برای تامین بدهی ها و مطالبات هزینه کرده و از جیب مایه بگذارند. با چه توجیح اخلاقی می شود بیان داشت که کارگر فقط باید در سود شریک باشد نه در ضرر؟ اگر هم در ضرری در کار باشد، به دلیل نفس دولتی اقتصاد سوسیالیستی، دولت جلوی این تولید را می گیرد یا آن را به کمک های دولتی سرپا نگه می دارد. در هر صورت باری بر دوش دولت و در نتیجه ملت خواهد بود که نمونه ی آن در حکومت های سوسیالیستی کم نیست.
3. بخش بسیار پررنگ دیگری در زمینه انتقادات از سرمایه داری اینست که صاحبان سهام و مدیران ارشد، دستمزدی بالاتر از کارگر می گیرند. در مواردی گفته می شود یک مدیر تا چندصد برابر کمترین کارگر بهره می برد. مشکلِ این استدلال در اینجاست که برای سودآوری و بهره وری یک کار اقتصادی، تنها کار یدی و فیزیکی نیاز نیست. کارگران غالبن در این بخش مشغولند. یک کارگر ساده، مثلن آبدارچی، کارهایی روتین، از پیش تعیین شده و نیازمند عملکرد ذهنی پایین را انجام می دهد. چه اتفاقی می افتد اگر او کارش را به درستی انجام ندهد؟ البته که عملکرد درست او شاید در تفکر مدیریت کیفیت جامع (Total Quality Management) نهایتن بر کیفیت محصول، تاثیر داشته باشد ولی این کاری نیست که از عهده افراد کمی بر بیاید و در نتیجه برای تولید حائز اهمیت باشد. در مقابل، یک مدیر باید تصمیم سازی کند. تصمیماتی از قبیل انتخاب محصول برای تولید، تحلیل بازار، سرمایه گذاری بیشتر، خرید تکنولوژی تولید و غیره. اگر وی کارش را به درستی انجام ندهد چه؟ یک سرمایه گذاری چندصد میلیونی یا چندین میلیارد تومانی در معرض شکست قرار می گیرد. فرقی نمی کند این سرمایه گذاری شخصی، یا عمومی باشد. به هر حال نقشِ فردِ "تصمیم گیرنده" در آن پر رنگ تر است. مشخص است که سود به صورت کورکورانه ایجاد نمی شود. تمام سرمایه گذاری ها و موقعیت شغلی کارمندان یک کمپانی ممکن است با تصمیمات نادرست به خطر بیفتد. حتمن به خاطر دارید که نوکیا زمانی پیشرو صنعت موبایل در دنیا بود. آقای یورما اولیلا (Jorma Ollila) مدیرعامل سابق کمپانی نوکیا اخیرن خاطرات خود را چاپ کرده است و در آن به اشتباهاتی که منجر به ضرر و نهایتن شکست این غول تلفن های موبایل شد اذعان کرده است. همانطور که گفتم، ثروت کورکوانه تولید نمیشود. بهترین کارکنان هم زمانی که ارزش افزوده ایجاد نکنند کارایی ندارند. وظیفه مدیر اینست که از کارایی کارکنان در جهت تولیدِ ثروت مطمئن شود. بنابر این یک مدیر به میزانی که برای کمپانی ارزش آفرینی می کند دارای ارزش است. به همین خاطر، مقایسه ی اینچنینی که ناشی از در نظر نگرفتن ارزش ها در بازار آزاد (free market) است منطقن مردود است.
البته من به عنوان یک آنارشیست کلا با نظام پولی فعلی مشکل دارم ولی اگر قرار به ترجیح نظام اقتصادی باشه سیستم سرمایه داری منطقی تر و کاراتر از نظام کمونیستی هست(صرفا از دید اقتصادی) اگر شما بخواید به ملت دستمزد بدید و هیچ تفاوت معناداری بین کاری که ارزش بازاری زیادی داره با کاری که ارزشش پایین تر هست وجود نداشته باشه اقتصادی پویا نخواهید داشت.
البته من به عنوان یک آنارشیست کلا با نظام پولی فعلی مشکل دارم ولی اگر قرار به ترجیح نظام اقتصادی باشه سیستم سرمایه داری منطقی تر و کاراتر از نظام کمونیستی هست(صرفا از دید اقتصادی) اگر شما بخواید به ملت دستمزد بدید و هیچ تفاوت معناداری بین کاری که ارزش بازاری زیادی داره با کاری که ارزشش پایین تر هست وجود نداشته باشه اقتصادی پویا نخواهید داشت.
کمونیسم پیدایش همه چیز رو از کارگر میدونه و این وسط اصلی ترین عامل یعنی خود سرمایه و ابزار تولید رو اصلن مد نظر نمیگیره!!!! کمونیستها فکر میکنند سرمایه و ابزار تولید همین طوری از آسمون به زمین میباره و یک عده از مارکس بی خبرِ پلیدِ بدجنس زودتر رفتند برش داشتند و باهاش دارند به بقیه زور میگند!!! این طرز فکر به قدر کافی احمقانه هستش که بخوایم دورش یک خط قرمز بکشیم. چند % کارمندان، کارگران، مهندسان، پزشکان یا ... ای که میشناسید حاضرند روی پس اندازشون ریسک کنند و از اون به عنوان سرمایه برای راه اندازی یک کار جدید استفاده کنند ؟!
افرادی که من در تمام عمرم دیدم دو دسته هستند :
1 - آنهایی که شجاعت ریسک روی دارایی های خودشون رو دارند. 2 - آنهایی که شجاعت ریسک روی دارایی های خودشون رو ندارند!
دسته اول با فرض اینکه هیچی نداره میره از طی کشیدن کف فروشگاه ها شروع میکنه! اندک پولی جمع میکنه و میره یک ماشین دست دوم در به داغون میخره و یک سری وسایل تمیز کاری و ... و کسب و کار خودش رو راه میندازه!! رفته رفته پول بیشتری جمع میکنه و ماشینش رو نو میکنه و وسایل بهتری میخره! بعد از یک مدتی میره وسایل شست و شو رو ماشینی میکنه! یک مدت بعد ترش میره یک ماشین دیگه با یک سری وسایل دیگه میخره و میده دست یک کارگر که با اونها کار کنه و همین طوری هر روز گنده تر میشه و یه روزی میشه که کلی کارگر زیر دستش دارند کار میکنند و هم خرج خودشون رو در میارند هم سود این بابا رو زیاد میکنند. (طبیعی هستش که شست و شو طی کشیدن اینجا فقط برای مثال آورده شده و همه این طوری شروع نمیکنند!!! این رو گفتم چون بعضی طرفداران کمونیسم قادر به درک موضوع به این سادگی نیستند!)
دسته دوم کیا هستند ؟! دسته دوم کسانی هستند که اگر از همون نقطه صفر شروع کنند و کف رستوران طی بکشند هرگز جرات خریدن یک ماشین و جدا شدن از سیستم رستوران و کارگری کردن رو ندارند و مدام پارانویای این رو دارند که اگر کارم نگیره چی میشه!؟برای همین تا آخر عم کارگر طی کش میمونند و فقط یک مقدار پس اندازی برای روزهای پیری و یک حقوق بازنشستگی و ... خواهند داشت. این افراد همون کارگرانی هستند که برای دسته اول طی میکشند تا آخر عمر! این افراد به قدری گاگول هستند که نمیفهمند اگر کار و بارت نگیره و ورشکست بشی همین کارگر طی کشی که الان هستی میمونی!!!!! (البته من در مورد سیستمهای اقتصادی بیمار و ناسالم مثل ایران حرف نمیزنم! دارم در مورد بازار آزاد و اقتصاد سالم حرف میزنم، در مورد آمریکا، آلمان، انگلیس و ... حرف میزنم)
کمونیستها دوست دارند همه مردم از دسته دوم باشند! چرا ؟! چون این طوری میتونند تمام ثروت جامعه رو تحت کنترل خودشون بگیرند و کسی که تمام ثروت رو تحت کنترل داره طبیعتن قدرت رو هم در اختیار داره و این اون چیزیه که کمونیستها میخواند و دلسوزی برای کارگر و اخلاقیات کُس شری که ازش حرف میزنند و ... همه دری وری جات و شیره مالیدن سر ملت هستش. منتها اینها به قدری ابله هستند که فکر میکنند حرفهاشون بعد از عملکردن بسیار سیاهی که داشتند هنوز خریدار داره!!!!
مشکل ما با کمونیسم و بطور کلی مارکسیسم فقط مشکلات اقتصادی و ناکارا بودن تئوری هاشون نیست. ما مشکلات دیگه هم با این قوم داریم. از جمله سیستم تک حزبی و خودخواهانه ای که مزدک قبلن بارها تبیینش کرده. اینکه بقیه احزاب اهرمی هستند تا بهره کشان از مردم بهره کشی کنند صرفن یک توجیه مضحک برای ایجاد سیستم تک حزبی و دیکتاتور معابانه مورد نظر اونهاست. از نظر این عده، بقیه گروه ها هتا اجازه اظهار نظر و تشکیل گروه و فعالت ندارند. این سیستم فکری بسیار خراب و خطرناک در هر جایی که رشد کرده اونجا رو به گند کشیده و باعث دیکتاتوری و توتالیتریسم شده. من بسیار خوشحالم که امریکا در سال 1332 با دخالت مستقیم در سیاست ایران مانع رشد افسار گسیخته حزب توده خائن و بی وطن و نهایتن در دست گرفتن قدرت در ایران شد.
مشکل ما با کمونیسم و بطور کلی مارکسیسم فقط مشکلات اقتصادی و ناکارا بودن تئوری هاشون نیست. ما مشکلات دیگه هم با این قوم داریم. از جمله سیستم تک حزبی و خودخواهانه ای که مزدک قبلن بارها تبیینش کرده. اینکه بقیه احزاب اهرمی هستند تا بهره کشان از مردم بهره کشی کنند صرفن یک توجیه مضحک برای ایجاد سیستم تک حزبی و دیکتاتور معابانه مورد نظر اونهاست. از نظر این عده، بقیه گروه ها هتا اجازه اظهار نظر و تشکیل گروه و فعالت ندارند. این سیستم فکری بسیار خراب و خطرناک در هر جایی که رشد کرده اونجا رو به گند کشیده و باعث دیکتاتوری و توتالیتریسم شده. من بسیار خوشحالم که امریکا در سال 1332 با دخالت مستقیم در سیاست ایران مانع رشد افسار گسیخته حزب توده خائن و بی وطن و نهایتن در دست گرفتن قدرت در ایران شد.
سیستم مارکسیستی فقط یک راه نیست! این چیزی که شما میگی مارکسیسم - لنینیسم هست که من به این سیستم معتقد نیسترم! من به سوسیالیسم دهقانی معتقد هستم ، پس همهٔ جنبش چپ به تک حزبی بودن اعتقاد ندارند!
مشکل ما با کمونیسم و بطور کلی مارکسیسم فقط مشکلات اقتصادی و ناکارا بودن تئوری هاشون نیست. ما مشکلات دیگه هم با این قوم داریم. از جمله سیستم تک حزبی و خودخواهانه ای که مزدک قبلن بارها تبیینش کرده. اینکه بقیه احزاب اهرمی هستند تا بهره کشان از مردم بهره کشی کنند صرفن یک توجیه مضحک برای ایجاد سیستم تک حزبی و دیکتاتور معابانه مورد نظر اونهاست. از نظر این عده، بقیه گروه ها هتا اجازه اظهار نظر و تشکیل گروه و فعالت ندارند. این سیستم فکری بسیار خراب و خطرناک در هر جایی که رشد کرده اونجا رو به گند کشیده و باعث دیکتاتوری و توتالیتریسم شده. من بسیار خوشحالم که امریکا در سال 1332 با دخالت مستقیم در سیاست ایران مانع رشد افسار گسیخته حزب توده خائن و بی وطن و نهایتن در دست گرفتن قدرت در ایران شد.
خُب مارکسیسم، از جمله مارکسیسم-لنینیسم که در تئوری اصلا معتقد به نیاز به وجود دولت نیست و معتقده که دولت نیازی موقت هست برای دورهیِ گذار، درسته؟
بعد از اون ولی گویا جناب مزدک معتقد به نوعی حداقلی از حکومت هست که اون گویا قرار هست دموکراتیک باشه.
به قول خودشون اینها با دموکراسی بورژوازی مخالفند. البته من نمیدونم موضع واقعی این هست یا بعد از تجربهیِ کمونیسم در قرن 20ام یک نوع نرمش در ظاهر هست.
سیستم مارکسیستی فقط یک راه نیست! این چیزی که شما میگی مارکسیسم - لنینیسم هست که من به این سیستم معتقد نیسترم! من به سوسیالیسم دهقانی معتقد هستم ، پس همهٔ جنبش چپ به تک حزبی بودن اعتقاد ندارند!
نظر این سوسیالیسم دهقانی چی هست در مورد حکومت؟ اولا انقلابی هست یا نه؟ دوما ایا میشه اونرو در بُعد وسیع و بدون قرار دادنش در دل یک سیستم لیبرال دموکرات عملی کرد؟
سیستم مارکسیستی فقط یک راه نیست! این چیزی که شما میگی مارکسیسم - لنینیسم هست که من به این سیستم معتقد نیسترم! من به سوسیالیسم دهقانی معتقد هستم ، پس همهٔ جنبش چپ به تک حزبی بودن اعتقاد ندارند!
سوسیالیسم دهقانی معنی نمیده! دست کم در دیکشنری سوسیالیستها جایی نداره. سوسیالیستها و به خصوص کمونیستها خود دهقانان رو جزو دار و دسته بورژوا ها و بهره کشان میدونند و اونها رو در رده خرده بورژوا دسته بندی میکنند. مگر اینکه طرف گاوآهن ببنده به خودش برای سیستم خودش رو جر بده. سوسیالیستها همه چیز و همه کس رو به چشم کارگر میبینند! در نظام سوسیالیستی یا کمونیستی متفکر معنی نمیده! دانشمند معنی نمیده! مهندس معنی نمیده! دکتر معنی نمیده! همه از بیخ یا کارگر هستند یا بهره کش!!! اینها میگند دنبال جامعه بی طبقه هستند ولی خودشون همه رو به دو دسته ی بورژوا و پرولتاریا تقسیم کردند و فقط و فقط کافیه با سیاستهاشون، خواستهاشون و یا روشهاشون مخالف باشی تا جایز المرگ بشی!!!!! چنین سیستمی خواه نا خواه محکوم به فناست. سیستمی که نتونه خودش رو آپدیت کنه به درد نمیخوره. کمونیسم از همون اول پیدایشش تا الان هیچ تغییری نکرده!!! یعنی یک سیستم ایستا هستش نه پویا. سیستم ایستا هم شکننده و به درد نخوره. در صورتی که کاپیتالیسم عزیز تنها در همین 10-20 سال گذشته مدام آپدیت شده، سازگار با سیستمها جدید تر شده، اخلاقی تر شده و صد البته قدرتمند تر و آسیب ناپذیر تر شده. چرا کاپیتالیسم انقدر خوب عمل میکنه ولی کمونیسم یا سوسیالیسم مدام دست گُل به آب میدند ؟! چون کاپیتالیسم به فکر حفظ ایدئولوژی نیست! به فکر حفظ سرمایست. ولی برعکسش کمونیسم به فکر حفظ ایدئولوژی هستش و ایدئولوژی تاریخ مصرف داره! اگر به روز نشه رفته رفته کاراییش رو از دست میده و میگنده. مثل اسلام! اگر اسلام مثل مسیحیت خودش رو با جریان روز دنیا و تمدن و فرهنگ و ... آپدیت میکرد آیا الان به این وضعی که میبینیم میوفتاد ؟! مسیحی های قرون وسطا صد برابر از داعش وحشی تر بودند! ولی الان چی ؟!
خُب مارکسیسم، از جمله مارکسیسم-لنینیسم که در تئوری اصلا معتقد به نیاز به وجود دولت نیست و معتقده که دولت نیازی موقت هست برای دورهیِ گذار، درسته؟
نه خیلی! ظاهر امر اینه که میگند ابزاری که منجر به بهره کشی و اقتدار دسته ای خاص میشه باید از بین بره. ولی حقیقت اینه که هیچ سیستمی بدون پردازنده کار نمیکنه! در انسان پردازنده مغزه! در نظامهای سیاسی دولت و در کامپیوتر CPU ! یک نظامِ اداری، اقتصادی، نظامی و ... برای هماهنگی کارها و گردانندگی اوضاع لازمه و اسم اون نهاد و نظام دولته. کمونیستها این حرف رو میزنند تا مردمی که دلزده از دول خودشون هستند بهشون بپیوندند! ولی در عمل این دوره گذار هرگز تمام نمیشه! حتا اگر سیستم در اوج قدرت و اقتدار باشه و یکی از دو ابرقدرت دنیا باشه باز هم دوران گذر تمام شده نیست چون اگر تمام شود قدرت کمونیستها از دست میره و اگر از دست بره دیگه کاره ای نیستند!
به قول خودشون اینها با دموکراسی بورژوازی مخالفند. البته من نمیدونم موضع واقعی این هست یا بعد از تجربهیِ کمونیسم در قرن 20ام یک نوع نرمش در ظاهر هست.
اینها با هر چیزی که کمونیستی نباشد مخالفند! ولو پزشکی یا نجات جان انسانها باشد! داستان دموکراسی کمونیستی و ... شون هم درست مثل توریسم حلال و دموکراسی اسلامی و ... هستش. هر دو به یک اندازه احمقانه هستند.
خُب مارکسیسم، از جمله مارکسیسم-لنینیسم که در تئوری اصلا معتقد به نیاز به وجود دولت نیست و معتقده که دولت نیازی موقت هست برای دورهیِ گذار، درسته؟
مشکل اینه که این دوره موقت معلوم نیست چقدر طول بکشه. واقعیت اینه که اون آرمانشهری که دنبالش هستند که دولت دست مردم باشه یا دولت وجود نداشته باشه یا هرچیزی که در آنارشیسم مطرحه، اصلن از نظر عملی ممکن نیست چون پیش از اون جامعه بی طبقه و کمون قابل تحقق نیست که به اونجا برسیم. بعدشم برای من خیلی جالبه که ببینم در کشور میلیارد نفری چین یا هند چطور این آنارشیسم میخواد کار کنه و ساز و کارش چجوریه.
بعد از اون ولی گویا جناب مزدک معتقد به نوعی حداقلی از حکومت هست که اون گویا قرار هست دموکراتیک باشه.
دولتی که تمام ارکان اقتصاد دستش هست چطور حداقلی هست؟ من به خاطر ندارم مزدک در جایی صحبت از دموکراسی زده باشه. برعکس دموکراسی برای مزدک مثل زن بابا میمونه چون اجازه میده من تفکرم رو نشر بدم و رای بخرم!
سیستم مارکسیستی فقط یک راه نیست! این چیزی که شما میگی مارکسیسم - لنینیسم هست که من به این سیستم معتقد نیسترم! من به سوسیالیسم دهقانی معتقد هستم ، پس همهٔ جنبش چپ به تک حزبی بودن اعتقاد ندارند!
قبلن گفتم که، نوع بشر محکوم است به اینکه تا ابد به شما چپول های از خود راضی فرصت بقا و تجربه بده. شما مال اونو قبول نداری، اون مال دیگری رو قبول نداره، دیگری مال مزدک رو!
حالا در این سوسیالیسم دهقانی که احتمالن منظورتون سیستم کیبوتزها هست، من میتونم حزب لیبرال دموکرات تاسیس کنم و عقاید شما رو بکوبم؟ میتونم باهاش وارد پارلمان بشم؟