گفتگو پیرامون کمونیسم و سوسیالیسم

برگ ۷ از ۴۴

sonixax #۳۰۱
مزدك بامداد

نه دوست گرامی، سالهاست که سازوکار سرمایه داری و روش بهره کشی روشن شده ،
بسنده است که کاپیتال مارکس را بخوانید تا با فرایافت[1] های مهادینی[2] مانند "ارزش افزوده"
و ... آشنا شوید. اگر کسی زمین های پهناور کشاوری بخرد ولی کسی نباشد که درو کند
و دانه بپاشد و .. بازهم پولدار خواهد شد؟ نه، او تنها با ان بخشی که خودش میتواند از
پسش برآید، درآمد مرزمندی خواهد داشت! پس بیل یا زمین یا کارخانه یا چاه نفت به خودی خود
ارزشی ندارد و تنها با کار کارگر ارزش پیدا میکند. خود بیل و یا کارخانه را هم کارگر ساخته و
چکیده ی رنج و کار وی است.

اگر اینها به خودی خود ارزشی ندارند این همه تلاش برای تصاحب مال دیگران پس برای چیست ؟

مزدك بامداد

پس میبیند که دستاورد سرمایه داری و "بازار آزاد" این میشود که سد کیلو برنج میگندد و به
دریا ریخته میشود ، تنها برای اینکه "سود" در این سامانه ی ددمنشانه، برتر از " هومنی" است.

خیر ، نتیجه این میشود که دنیا به کام صاحب برنج نیست و ارزش آن برنج نیز چیزی نیست که او مشخص میکنه بلکه ارزش راستینش بالاترین مقدار پولی است که در قبالش پرداخت خواهد شد .
شاید من آدم بُز خری باشم و بخواهم مال دیگران را مفت مفت بخرم ! خوب آن دیگران دور من یک خط قرمز میکشند میروند به راسل که مبلغ بیشتری پرداخت میکند جنسشان را میفروشند .
یعنی در اینجا هم مهربدی که میخواهد گران فروشی کند ضرر میکند هم منی که میخواهم مال مهربد را به قیمتی کمتر از ارزشش بخرم .
برای همینه که من مدام حرف از عدالت میزنم ، عدالت یعنی کسی که شرایطی رو فراهم کرده که دیگران نمیتونند اون شرایط رو فراهم کنند باید از شرایطی که فراهم کرده سود ببرد . وگرنه دلیلی وجود ندارد که آن شرایط را فراهم کند و

همان کارگری که نیروی کارش را میفروشد باید نیروی کارش را نزد خودش نگاه دارد

.

مزدك بامداد

کارگر بی داشتن کار و درآمد ناچار از مرگ و گرسنگی است و برای همین توان چانه زدن ندارد.
سرمایه دار تنها با داشتن زمین و کارخانه و .. به خود این پروانه[1] را میدهد که کسانی را که از
روی ناچاری خود را ارزان تر میفروشند ، بکار گمارند[2]

خوب آیا راه حل اینکه سرمایه دار زورش بیشتر است این است که بریزیم و دار و ندارش که قطعن برای به دست آوردنش روزگاری به سختی کار کرده را ازش بگیریم ؟!

قوانینی مانند حداقل دستمزد و مالیات بر افزوده و اجبار کارفرما به پرداخت حقوق عادلانه برای همین هستند دیگر .

به نظر من کارفرما را مجبور کنیم تا درست به اندازه ی کاری که از کارگر میگیرد مزد پرداخت کند خیلی خیلی عادلانه تر است تا اینکه بخواهیم دارائی هایی که قطعن برای به دست آوردنشان سختی فراوان کشیده را ازش به زور بگیریم

.

مزدك بامداد #۳۰۲
sonixax

اگر اینها به خودی خود ارزشی ندارند این همه تلاش برای تصاحب مال دیگران پس برای چیست ؟

برای انیکه دیگر آدمهارا را با در دست داشتن بنمایه ها، به زیر بهره کشی ببرند!.

مزدك بامداد #۳۰۳
iranbanoo

خوب منظور منهم این بود که در پی این چانه زنی هاست که تعادلی نسبی بین نیروی کارگری و سرمایه داری برقرار خواهد شد.

برای چانه زدن، نیرو نیاز است و تنها نیروی کارگران در شمار بالای آنها و یکی شدن انها میباشد
که در آرمان نامه ی کمونیستی هم آمده : "کارگران جهان یکی شوید" ولی این کوشش های
دادگرانه مانند پدید امدن سندیکا ها و .. هم همواره با کارشکنی ها و دشمنی های سرمایه داران
همراه بوده و آروین به کارگران آموخته است که واپسین چانه زدن آنها همان از میان بردن سامانه ی
بهره کشی است و نه کنار آمدن با بهره کش. همانگونه که بردگان آزاد شدند و گرنه بایستی به
پیروی از پند شما هنوز هم چانه میزدند!

آرمان نامه= manifest
پارسیگر

مزدك بامداد #۳۰۴
sonixax

همان کارگری که نیروی کارش را میفروشد باید نیروی کارش را نزد خودش نگاه دارد

و از گشنگی بمیرد!؟

sonixax #۳۰۵
مزدك بامداد

و از گشنگی بمیرد!؟

میخواهد نمیرد ؟ میرود تخصص کسب میکند .
همانطور که خودتان هم میدانید کارگر متخصص همواره توان چانه زنی و ناز کردن دارد . و کارفرما همواره به ساز کارگر متخصص خواهد رقصید .
کاری هم که تخصصی نباشد (هر کسی توان انجامش را داشته باشد) خواه نا خواه ارزشش بسیار کمتر از کار تخصصیست .
برای همین درآمد کسی که در برگر کینگ ظرف شویی میکند ماهی 1800 یورو ، در آمد کسی که پای صندوق است ماهی 2200 یورو ، در آمد مهندس پروژه ماهی 5000 یورو و درآمد یک خلبان ماهی 15000 یورو است .
البته از دید من کارگر یعنی طی کش و عمله و باربر و مانند اینها . ولی چون طرف سخنم افرادی هستند که هر کسی که کار میکند را کارگر میپندارند پس من هم به ناچار مجبورم این مساله را قبول کنم و خلبان و دکتر و مهندس و رئیس جمهور و عمله ساختمانی همه را با نام کارگر خطاب کنم

.

sonixax #۳۰۶
مزدك بامداد

برای انیکه دیگر آدمهارا را با در دست داشتن بنمایه ها، به زیر بهره کشی ببرند!.

پس میرسیم به همان سخن ایرانبانوی گرامی ، همان طور که ابزار تولید به خودی خود ارزشی ندارد . نیروی کار کارگر هم به خودی خود ارزشی ندارد

.

مزدك بامداد #۳۰۷
sonixax

میخواهد نمیرد ؟ میرود تخصص کسب میکند .
همانطور که خودتان هم میدانید کارگر متخصص همواره توان چانه زنی و ناز کردن دارد . و کارفرما همواره به ساز کارگر متخصص خواهد رقصید .
کاری هم که تخصصی نباشد (هر کسی توان انجامش را داشته باشد) خواه نا خواه ارزشش بسیار کمتر از کار تخصصیست .
برای همین درآمد کسی که در برگر کینگ ظرف شویی میکند ماهی 1800 یورو ، در آمد کسی که پای صندوق است ماهی 2200 یورو ، در آمد مهندس پروژه ماهی 5000 یورو و درآمد یک خلبان ماهی 15000 یورو است .
البته از دید من کارگر یعنی طی کش و عمله و باربر و مانند اینها . ولی چون طرف سخنم افرادی هستند که هر کسی که کار میکند را کارگر میپندارند پس من هم به ناچار مجبورم این مساله را قبول کنم و خلبان و دکتر و مهندس و رئیس جمهور و عمله ساختمانی همه را با نام کارگر خطاب کنم .

گفتم نان ندارد بخورد، شما میگویید برود کارشناس شود؟

به ماری انتوانت گفتند مردم نان ندارند بخورند، گفت بروند
کیک بخورند!

شما میدانید هزینه ی دانش آموزی و کارشناسی
چند است؟

سرمایه داران بیشتر فرزندان خودشان را میفرستند
به دانشگاه های برتر که لگام کشور و سرایداشت را در دست
بگیرند و خانواده ی کارگر ناچار است بچه اش را دست بالا
خودش بفرسد به کارآموزی که اینده ی بهتری داشته باشد
و برای این کار از نانش میزند. خانواده های آمریکایی برای
کودکشان از پیش از زادنش هم پول کنار میگذراند و از نان
خودشان میزنند که او بتواند برود یک کالج قراضه

!

شما که در آلمان هستید میدانید که کارشناسان و هنداسگر
بیکار هم فراوان است و تازه انجا آلمان است، سرگاه* سرمایه داری
و برترین کشور سرمایه داری در اروپا و دومین پس از آمریکا،
چرا از یونان که سرمایه داری در آنجا هم هست نمونه نمیآورید
یا از ایران که سامانه ی ان هم سرمایه داری است؟

آلمان ده ها کشور و ملت دیگر را بهره کشی میکند تا
بتواند این بهزیستی را فراهم کند و تازه آنهم در هر سال
بدتر میشود، بگونه ای که در گزیدمان امسال، دادگری
همبودین در فراز همه ی برنامه های همه ی باهماد ها بود
( جز یکی دو باهماد نوکر ناب و کودنسرمایه داری مانند
دمکرات آزاد ها FDP ، که نابود هم شدند!)

هر کسی که نیروی کار خود را میفروشد، کارگر بشمار میرود،
هتا اگر پزشک باشد. پزشک پول بیشتری در میاورد چون دارای
هوش برتر بوده و نزدیک ده سال روی او سرمایه گذاری شده
که بتواند کارگران دیگر ار تندرست نگه دارد بتوانند تا ۶۵ سالگی بهره پس بدهند.
خلبانان و مهمانداران هم همواره ناخرسندند و هی اعتصاب
میکنند در همان آلمان شما. در آمریکا هم کردند و ریگان همه
را بیرون کرد. کشور داران هم که کارگزار سرمایه داری هستند!

* سرگاه = قطب


پارسیگر

مزدك بامداد #۳۰۸
sonixax

پس میرسیم به همان سخن ایرانبانوی گرامی ، همان طور که ابزار تولید به خودی خود ارزشی ندارد . نیروی کار کارگر هم به خودی خود ارزشی ندارد .

??

ولی میلیاردها کارگران, هومن و زنده و جاندار هستند و نیاز زیستی
دارند ولی زمین و بیل، چیزهای بیجان میباشند که میتوانند در نیکیاری
بهزیستی همین هومن باشند. . خب، ادم و زیست او برتری دارد
یا سنگ و چوب و چکش و کارخانه ی بنز در سرزمینی که آدمی
در ان نیست؟ به زبان دیگر، هومن مهند است یا بنمایه؟
همه ی ارزش ها از ارزش زندگی و فرازیست بدست میاید!


پارسیگر

sonixax #۳۰۹
مزدك بامداد

گفتم نان ندارد بخورد، شما میگویید برود کارشناس شود؟

من هم گفتم منظورم جامعه ای مثل جامعه آلمان است که تمام خرجش و نانش و ... اش را سیستم میدهد

.
در چنین جامعه ای کسی که نمیرود متخصص شود مشکل از خودش است نه از سرمایه دار .

مزدك بامداد

شما میدانید هزینه ی دانش آموزی و کارشناسی
چند است؟

در آلمان و فرانسه میدانم که رایگان است + کمک دولتی در هنگاه تحصیل و کار پاره وقت .

مزدك بامداد

سرمایه داران بیشتر فرزندان خودشان را میفرستند
به دانشگاه های برتر که لگام کشور و سرایداشت[1] را در دست
بگیرند و خانواده ی کارگر ناچار است بچه اش را دست بالا
خودش بفرسد به کارآموزی که اینده ی بهتری داشته باشد
و برای این کار از نانش میزند.
خانواده های آمریکایی برای
کودکشان از پیش از زادنش هم پول کنار میگذراند و از نان
خودشان میزنند که او بتواند برود یک کالج قراضه !

این مشکل آن خانواده است ! حتا در ایران با اون همه نابرابری و خر تو خری امروزه هر کسی میتواند همزمان با کار کردن تحصیل هم بکند . از آنجایی که من خودم و با خرج خودم در کنار کار کردن تحصیل هم کرده ام ، برادرم اکنون در کنار تحصیل ( Flugzeug engineering) دارد همین کار را میکند ، دایی کوچکم در انگلیس از سن 14 سالگی و به تنهایی و بدون کوچکترین پشتیبانی مالی (خانواده اش توان پشتیبانی مالیش را نداشتند) تحصیل کرده وارد امپریال کالج شده و سپس دکترایش در زمینه کامپیوتر گرفته و امروز هم شغلی بسیار مناسب و با حقوق بالا دارد این سخن برایم شبیه بهانه است تا واقعیت . یعنی فرد ناتوانی خود را به گردن سیستم میندازد .

مزدك بامداد

شما که در آلمان هستید میدانید که کارشناسان و هنداسگر
بیکار هم فراوان است و تازه انجا آلمان است، سرگاه[2]* سرمایه داری
و برترین کشور سرمایه داری در اروپا و دومین پس از آمریکا،
چرا از یونان که سرمایه داری در آنجا هم هست نمونه نمیآورید
یا از ایران که سامانه[3] ی ان هم سرمایه داری است؟

در همه جای دنیا بیکار هست ! بیکاری آلمان به خاطر نبود کار نیست به خاطر تمایل به مفت خوری و گرفتن پول از دولت و لم دادن گوشه خانه است .
و بله من جایی منکر نشده ام که ممکن است سرمایه داری منجر به یونان و ایران هم بشود ! ولی در مقابل حتا یک نمونه موفق نظام کمونیستی هم نداشتیم ، نداریم و فکر نمیکنم که بتوانیم داشته باشیم !

مزدك بامداد

آلمان ده ها کشور و ملت دیگر را بهره کشی میکند تا
بتواند این بهزیستی[4] را فراهم کند و تازه آنهم در هر سال
بدتر میشود، بگونه ای که در گزیدمان[5] امسال، دادگری[6]
همبودین[7] در فراز همه ی برنامه های همه ی باهماد[8] ها بود
( جز یکی دو باهماد نوکر ناب و کودنسرمایه داری مانند
دمکرات آزاد ها FDP ، که نابود هم شدند!)

تقصیر آلمان چیست که باقی کشورها مردمی سخت کوش و کاری ندارند ؟!

مزدك بامداد

هر کسی که نیروی کار خود را میفروشد، کارگر بشمار میرود،
هتا اگر پزشک باشد. پزشک پول بیشتری در میاورد چون دارای
هوش برتر بوده و نزدیک ده سال روی او سرمایه گذاری شده
که بتواند کارگران دیگر ار تندرست نگه دارد بتوانند تا ۶۵ سالگی بهره پس بدهند.
خلبانان و مهمانداران هم همواره ناخرسندند و هی اعتصاب
میکنند در همان آلمان شما. در آمریکا هم کردند و ریگان همه
را بیرون کرد. کشور داران هم که کارگزار سرمایه داری هستند!

من هم بالاتر نظرم را در مورد کارگر گفته ام و اعلام کرده ام به ناچار به خاطر تعریف دوستان از کارگر آن تعریف را قبول و سخنانم استفاده میکنم .
و همین اعتصابی که به آن اشاره فرمودید زور کارگر متخصص است در برابر کارفرما که وی را مجبور کند مزدش را بیشتر کند . در مقابل در یک جامعه کمونیستی ، آنارشیستی و ... اصلن چنین چیزی امکان پذیر نیست که بخواهیم در باره اش بحث کنیم .
مثلن در یک کشور کمونیستی مثل کره شمالی با اعتصاب کنندگان چگونه برخورد میشود ؟ گمان میکنم محروم از حق مسلم زندگی بشوند .

sonixax #۳۱۰
مزدك بامداد

ولی میلیاردها کارگران, هومن[1] و زنده و جاندار هستند و نیاز زیستی
دارند ولی زمین و بیل، چیزهای بیجان میباشند که میتوانند در نیکیاری
بهزیستی[2] همین هومن باشند. . خب، ادم و زیست او برتری دارد
یا سنگ و چوب و چکش و کارخانه ی بنز در سرزمینی که آدمی
در ان نیست؟ به زبان دیگر، هومن مهند[3] است یا بنمایه[4]؟
همه ی ارزش ها از ارزش زندگی و فرازیست[5] بدست میاید!

وقتی در مدل سوسیالیستی/کمونیستی انسانها هم ابزار دیده میشوند (پیشتر مهربد به این موضوع اشاره کرده) دیگر فرقی بین بیل و کارگر نیست

!!

Reactor #۳۱۱
مزدك بامداد

آنها که این پولهارا از شکم مادرشان با خود نیاورده اند، از بهره کشی بدست آورده اند
و چون سامانه[1] ی بهر[2] کشی و سرمایه داری دارای ستیز درونی است و همه ی مزدی
که سرمایه داران به کارگران میدهند، هرگز برابر بهای همه کالایی که این کارگران
می فراورند[3] (تولید میکنند) نیست، پس گاهی یکجا باید این دمل چرکین بترکد و گروهی
از سرمایه داران نتوانند بهای کالاها و یا سود سهام خود را دریافت نمایند و بدست
سرمایه داران دیگر خورده شوند! بازنده ی مهادین[4] اینها نیستند چون پول خود را که
نباخته اند، پول دزدیده شده از مردم را باخته اند. بازنده ی مهادین باز همان کارگران
بدبخت و مردم هماوار (معمولی) هستند که همان نان شب هم گاه گیرشان نمیآید،
بویژه در کشورهای سرمایه داری سختگیر که هتّا بیمه ی بیکاری درست و درمانی
هم ندارند! ولی این سرمایه داران و بویژه بانکها، زیان هایشان را از دولت و باژ[5] های
مردم بیچاره پس میگیرند ( سود به جیب من، زیان از جیب شما)

البته شما در پاسخ بالا مدعی بودید که بعضی از سرمایه داران مانند راکفلر و راسچایلد, ثروتشان را بدون کار و کوشش و از شکم مادرشان به ارث برده اند.

(ضمنا جان دی راکفلر یک زمانی نان برای خوردن نداشت و تمام امپراتوری اش را با دستان خودش ساخت. بعد از مرگش هم جز ثروت اندکی برای نوه هایش, تمامی ثروتش را که با سخت کوشی و هوش سرشارش ساخت, وقف عام کرد)

برگردیم به بحث. دمل چرکینی وجود ندارد که باید بترکد!
ذات منحنی اقتصاد در نوسان است.

--------------------
شما از چه روی ادعا میکنید که باید تمام سود فروش یک کالا یا خدمات به کارگران تعلق گیرد؟
آیا مدیران و استراتژیست ها و وکلا و مهندسان و متخصصان هویج هستند؟ سود یک واحد تولیدی در هر ابعادی به هوش و نبوغ این افراد بستگی دارد.

چرا کارگران دارای حق و حقوق یکسان با متخصصان هستند؟ چون ضعیف هستند؟
چرا سرمایه داران را همگی آدمخوار فرض کرده اید؟

شما با یک پیشفرض و حمله به مرد پوشالین برای خودتان نتیجه گرفتید.
بنده میتوانم در نوشته ی شما انواع سفسطه را پیدا کنم.

Reactor #۳۱۲
مزدك بامداد

پس میبیند که دستاورد سرمایه داری و "بازار آزاد" این میشود که سد کیلو برنج میگندد و به
دریا ریخته میشود ، تنها برای اینکه "سود" در این سامانه ی ددمنشانه، برتر از " هومنی" است.

سفسطه😬
تعمیم ناروا

مزدك بامداد #۳۱۳
sonixax

وقتی در مدل سوسیالیستی/کمونیستی انسانها هم ابزار دیده میشوند (پیشتر مهربد به این موضوع اشاره کرده) دیگر فرقی بین بیل و کارگر نیست !!

بیل نیازی به خورشت بادنجان ندارد! هر چیزی هم که گوش دراز دارد خرگوش نیست!

Mehrbod #۳۱۴
sonixax

وقتی در مدل سوسیالیستی/کمونیستی انسانها هم ابزار دیده میشوند (پیشتر مهربد به این موضوع اشاره کرده) دیگر فرقی بین بیل و کارگر نیست !!

من برایتان رده‌بندی کارگر از دیدگاه کمونیسم درباره‌یِ سرمایه‌داری را آوردم ها؟ این یخه‌آبی,
یخه‌سپید و ... واژگان هستند که همین امروز در جهان سرمایه‌داری به کار برده میشوند؟

همبود کاررَها - The work-free society

مزدك بامداد #۳۱۵
Reactor

البته شما در پاسخ بالا مدعی بودید که بعضی از سرمایه داران مانند راکفلر و راسچایلد, ثروتشان را بدون کار و کوشش و از شکم مادرشان به ارث برده اند.

سخن من روشن است. زمانی که میگوییم کسی با سرمایه از شکم مادر زاده نمیشود،
نماره به همان برماند نیاکان نیست، بساکه این سخن است که این دارایی های هنگفت
تنها از راه بهره کشی میتوانند بدست امده باشند، چه خودش چه نیاکانش این بهره-
کشی را کرده باشند. با پیچاندن این سخن، خاستگاه* این سرمایه ها و دارایی ها،
دگرگون که نمیشود و آن خاستگاه, دسترنج کارگران است!


برماند = ارث
خاستگاه = منشاء origin

پارسیگر

مزدك بامداد #۳۱۶
Reactor

برگردیم به بحث. دمل چرکینی وجود ندارد که باید بترکد!
ذات منحنی اقتصاد در نوسان است.

??

ذات منحنی اقتصاد سرمایه داری در نوسان است.
چرا که در هر چرخه، باید گروهی خورده شوند،
چون پولی که به کارگران چو مزد پرداخت میشود
برای خریدن همه ی کالایی که همین کارگران پدید
میاورند، بسنده نیست چون سرمایه داران
" ارزش افزوده" را از ان کم کرده اند. پس همواره
اندی کالا باد میکند از آنسو اندی مردم گرسنه
مانده یا کالای نیازین* شان بدست شان نمیرسد
و سرمایه داری که کالایش باد کرده، خورده میشود
و تاوانش را هم مردم پس میدهند!

*نیازین = مورد احتیاج

پارسیگر

مزدك بامداد #۳۱۷
sonixax

من هم گفتم منظورم جامعه ای مثل جامعه آلمان است که تمام خرجش و نانش و ... اش را سیستم میدهد

منهم گفتم که شما المان را بجای همه ی جهان سرمایه داری نگیرید.
آن جا برترین کشور سرمایه داری اروپا و دومین در جهان است و روشن
است که انچنان از جهان پول در میاورد که میتواند این آسانی هارا به
شهروندانش بدهد و تازه اینهم از انجاست که تنه اش به کمونیسم خورده!

sonixax #۳۱۸
مزدك بامداد

بیل نیازی به خورشت بادنجان ندارد! هر چیزی هم که گوش دراز دارد خرگوش نیست!

این را باید به مهربد بگویید ! چون من از ابتدا هم با ابزار دیدن افراد مخالف بودم . ولی مهربد گویا (طبق برداشت من) نه

.

sonixax #۳۱۹
Mehrbod

من برایتان رده‌بندی کارگر از دیدگاه کمونیسم درباره‌یِ سرمایه‌داری را آوردم ها؟ این یخه‌آبی,
یخه‌سپید و ... واژگان هستند که همین امروز در جهان سرمایه‌داری به کار برده میشوند؟

شما فرمودید که ذهن بشر هم ابزار تولید است . یک مقداری جلوترش هم خود بشر را ! اگر اشتباه میکنم بفرمایید .

همچنین رده بندی افراد در نظامی که گیر و گرفتاریش یکی کردن همه و حذف طبقه و ... نیست هیچ ایرادی ندارد .
ولی همین طبقه بندی و رده بندی و چپ و راست کردن در سیستمی که مدعی حذف طبقات است یک مشکل اساسیست

.

sonixax #۳۲۰
مزدك بامداد

منهم گفتم که شما المان را بجای همه ی جهان سرمایه داری نگیرید.
آن جا برترین کشور سرمایه داری اروپا و دومین در جهان است و روشن
است که انچنان از جهان پول در میاورد که میتواند این آسانی هارا به
شهروندانش بدهد و تازه اینهم از انجاست که تنه اش به کمونیسم خورده!

چگونه تنه اش به کمونیسم خورده در شرایطی که خود کمونیسم نیست و نابود شد ؟
بعد همین آلمان یک نمونه بسیار موفق سرمایه داریست طوری که تمام آنچه شما میفرمایید یک کارگر در سیستم سرمایه داری ندارد (خوراک ، بهداشت ، امنیت روانی و کاری و ...) را یک جا دارد .
البته در همین آلمان بنگرید به آلمان شرقی که به راستی تنه اش به کمونیسم خورده و آلمان غربی که حتا لمسش هم نکرده !!!!
بماند که همین سوسیالیستها (نازیها) و کمونیستها (استالینیست ها) چه جنایاتی که نکرده اند .

Mehrbod #۳۲۱
sonixax

این را باید به مهربد بگویید ! چون من از ابتدا هم با ابزار دیدن افراد مخالف بودم . ولی مهربد گویا (طبق برداشت من) نه .

شاید کسی با خوراکی خواندن ماست هم مخالف بود, ولی این مخالفت بیگمان از خوراکی بودن آن جلوگیری نمیکند!!

😁

رده‌بندیِ کارگران در سامانه‌یِ سرمایه‌داری نیز به ما یاری میرساند ببینیم چگونه از کارگر بهره‌کشی میشود, اگرنه کارکرد دیگری ندارد!

((:

Mehrbod #۳۲۲
sonixax

شما فرمودید که ذهن بشر هم ابزار تولید است . یک مقداری جلوترش هم خود بشر را ! اگر اشتباه میکنم بفرمایید .

همچنین رده بندی افراد در نظامی که گیر و گرفتاریش یکی کردن همه و حذف طبقه و ... نیست هیچ ایرادی ندارد .
ولی همین طبقه بندی و رده بندی و چپ و راست کردن در سیستمی که مدعی حذف طبقات است یک مشکل اساسیست .

نه هیچ مشکلی نیست, آدم بروشنی میتواند یک ابزار باشد, چنانکه همین امروز میبینیم از وی چون ابزار
بهره‌کشی میکنند و تازه این ابزار میتواند دانشمند باشد (یخه‌طلایی) یا میتواند کم‌ارزش باشد, مانند کارگر افغانی (یخه‌آبی).

من هم نمیدانستم اینجا این همه هوادار سرمایه‌داری هم دارد, اگرنه زودتر و بهتر به آن میپرداختم; آماج نخستین من
اینجا «همبود کاررها» بود, دیگر نمیاندیشیدم ما اینجا هنوز سرِ بهره‌کشی چیست و بهره‌کش کیست گرفتار باشیم!!

پارسیگر

sonixax #۳۲۳
Mehrbod

شاید کسی با خوراکی خواندن ماست هم مخالف بود, ولی این مخالفت بیگمان از خوراکی بودن آن جلوگیری نمیکند!!

خوب پس همان شد که ما میگفتیم دیگر 👍

Mehrbod

رده‌بندیِ کارگران در سامانه‌یِ سرمایه‌داری نیز به ما یاری میرساند ببینیم چگونه از کارگر بهره‌کشی میشود, اگرنه کارکرد دیگری ندارد! ((:

کارکرد که خیلی دارد !

طبقه کارگر (همان برده ها و رعیت که توی سرشان میزنیم تا مفت مفت برایمان کار کنند)
کارگر ماهر (کارگرهایی که نظرشون به نظر آغا استالین نزدیک تر است)
طبقه کارگر متوسط (کارگرانی که زیر دست کارگر ماهر نظرشان به نظر آغا استالین نزدیک تر است)
دهقانان راضی (کسانی که باید زمینهایشان را مصادره کرد)
دهقانان ناراضی (کسانی که در عین مصادره زمین میشود به بردگی سیستم درشان آورد)
سرمایه دار (کسی که باید بریزیم مال و اموالش را صاحب شویم)
از بقیه بیشتر فهیم (همونهایی که قراره حکومت را در دست بگیرند و بشوند لنین و استالین و مستر ایل)
بهره کشانِ مفت خور یا باقی مانده سرمایه داری (برچسبی که به هر مخالفی زده خواهد شد و بعد شخص خودکشی خواهد شد) .

برای اینکه یک مقداری خفن پفن تر بنماییم بهتر است از واژه های قلنبه و کلی تر استفاده کنیم مانند :

پرولتاریا (رعیت ، عوام ، زیر دستی ها) یا به قول شما طبقه کارگر :))
بورژوازی ، بورژوا (دُژمن)
خرده بورژوا (دُژمن ضعیف ، باقیمانده دُژمن ، مخالف)
بلشویک (همون صاحبین قدرت)
منشویک (امثال کروبی و منتظری و موسوی در جمهوری اسلامی)

میبینید که خیلی هم کاربرد دارد !!!! چون نظام کمونیستی ماهیت وجودی اش بر پایه برقراری دیکتاتوریست و دیکتاتور بدون اینها توان زیستن ندارد . حالا یک دیکتاتوری میشود استالین اون یکی میشود صدام . ولی هر دو به واژه های بالا حالا با یک اسم دیگر حتمن نیاز دارند

.

sonixax #۳۲۴
Mehrbod

نه هیچ مشکلی نیست, آدم بروشنی میتواند یک ابزار باشد, چنانکه همین امروز میبینیم از وی چون ابزار
بهره‌کشی میکنند و تازه این ابزار میتواند دانشمند باشد (یخه‌طلایی) یا میتواند کم‌ارزش باشد, مانند کارگر افغانی (یخه‌آبی).

من هم نمیدانستم اینجا این همه هوادار سرمایه‌داری هم دارد, اگرنه زودتر و بهتر به آن میپرداختم; آماج[1] نخستین من
اینجا «همبود[2] کاررها» بود, دیگر نمیاندیشیدم[3] ما اینجا هنوز سرِ بهره‌کشی چیست و بهره‌کش کیست گرفتار باشیم!!

من فکر میکنم بهتر باشد اول تعریف کنیم دزدی چیست ، دزد کیست :))

Mehrbod #۳۲۵
sonixax

خوب پس همان شد که ما میگفتیم دیگر 👍
...
میبینید که خیلی هم کاربرد دارد !!!! چون نظام کمونیستی ماهیت وجودی اش بر پایه برقراری دیکتاتوریست و دیکتاتور بدون اینها توان زیستن ندارد . حالا یک دیکتاتوری میشود استالین اون یکی میشود صدام . ولی هر دو به واژه های بالا حالا با یک اسم دیگر حتمن نیاز دارند .

؟؟؟

مردم بروشنی میتوانند چون ابزار به کار روند, همانجور که شما میروی یک فروشنده استخدام میکنی تا بتواند کالایتان را بفروشد, پس
در اینجا این آدم در جایگاه ابزار فروش شما به کار رفته, اگر فردا توانستیدیک روبات (ابزار نوین‌تر) را هم جایگزین وی میکنید.

نون اینها چه پیوندی به واژه و زبان دارد!؟ از همه‌یِ اینها مهندتر, در جاییکه مردم نیازی نیست کار کنند (همبود کاررها), ابزار خواندن یا نخواندن مردم چه تاثیری از بیخ در چه چیزی دارد؟

پارسیگر

sonixax #۳۲۶
Mehrbod

مردم بروشنی میتوانند چون ابزار به کار روند, همانجور که شما میروی یک فروشنده استخدام میکنی تا بتواند کالایتان را بفروشد, پس
در اینجا این آدم در جایگاه ابزار فروش شما به کار رفته, اگر فردا توانستیدیک روبات (ابزار نوین‌تر) را هم جایگزین وی میکنید.

نون[1] اینها چه پیوندی به واژه و زبان دارد!؟ از همه‌یِ اینها مهندتر[2], در جاییکه مردم نیازی نیست کار کنند (همبود[3] کاررها), ابزار خواندن یا نخواندن مردم چه تاثیری[4] از بیخ در چه چیزی دارد؟

البته من هنوز پاسخم را نگرفته ام که یک ماشین چگونه میخواهد :

کار یک روانپزشک را بکند
کار یک پزشک را بکند اصلن
کار یک مترجم را بکند
کار یک خواننده را بکند
کار یک بازیگر را بکند
کار یک نقاش را بکند
کار یک ستاره شناس را بکند
کار یک مدل را بکند
و خیلی کارهای دیگر !!!

نهایتن ماشین جایگزین میشود با کارگران واقعی (حمالها ، شیشه شوی ها ، زمین پاک کن ها و مانند اینها

.)

Mehrbod #۳۲۷
sonixax

البته من هنوز پاسخم را نگرفته ام که یک ماشین چگونه میخواهد :

کار یک روانپزشک را بکند
کار یک پزشک را بکند اصلن
کار یک مترجم را بکند
کار یک خواننده را بکند
کار یک بازیگر را بکند
کار یک نقاش را بکند
کار یک ستاره شناس را بکند
کار یک مدل را بکند
و خیلی کارهای دیگر !!!

نهایتن ماشین جایگزین میشود با کارگران واقعی (حمالها ، شیشه شوی ها ، زمین پاک کن ها و مانند اینها .)

ما که باز برگشتیم خانه‌یِ یکم؟ مگر گفتیم تک تک کارهای جهان را بیاییم از همان دقیقه‌یِ یکم خودکاریزه کنیم؟

اینها نه, ولی همین امروز تا اندازه‌‌ای پیشرفت داشتیم که نمونه‌وار کسی برای گرسنه نماندن نیاز به کار نداشته باشد, یا برای خانه و سرپناه نیاز نداشته باشد که؟

پارسیگر

sonixax #۳۲۸
Mehrbod

ما که باز برگشتیم خانه‌یِ یکم؟ مگر گفتیم تک تک کارهای جهان را بیاییم از همان دقیقه‌یِ یکم خودکاریزه کنیم؟

اینها نه, ولی همین امروز تا اندازه‌‌ای پیشرفت داشتیم که نمونه‌وار کسی برای گرسنه نماندن نیاز به کار نداشته باشد, یا برای خانه و سرپناه نیاز نداشته باشد که؟

خوب همین دیگه ! یعنی طبق مدل شما که کارکردن در قبال مزد میشه بهره کشی . همواره بهره کشی وجود خواهد داشت

!

iranbanoo #۳۲۹
مزدك بامداد

برای چانه زدن، نیرو نیاز است و تنها نیروی کارگران در شمار بالای آنها و یکی شدن انها میباشد
که در آرمان نامه ی کمونیستی هم آمده : "کارگران جهان یکی شوید" ولی این کوشش های
دادگرانه[1] مانند پدید امدن سندیکا ها و .. هم همواره با کارشکنی ها و دشمنی های سرمایه داران
همراه بوده و آروین[2] به کارگران آموخته است که واپسین چانه زدن آنها همان از میان بردن سامانه[3] ی
بهره کشی است و نه کنار آمدن با بهره کش. همانگونه که بردگان آزاد شدند و گرنه بایستی به
پیروی از پند شما هنوز هم چانه میزدند!

مزدک گرامی من نمیتوانم درک کنم که بدون مبارزه ی درون سیستمی چگونه قرار است وضعیت کارگران حتی با انقلاب و شورش تغییر کند.
واقعیت این است شعار یکی شدن کارگران جهان در حد همان شعار باقی میماند (که مانده است) و راه غلبه بر سیستم بهره کشی تقابل با آن نیست بلکه تغییر دادن به نفع خود است.
بر همین مبناست که میبینیم وضعیت کار گران نسبت به قبل تغییراتی مهم کرده از جمله این ساعات کاری تقلیل پیدا کرده یا روش هایی بی رحمانه مانند کارگری کودکان ملغی شده و این نتیجه ی خود آگاهی کارگر و غلبه بر سرمایه دار از طریق نیروییست که در نتیجه ی در دست گیری و جهت دهی به کار و تولید پیدا کرده.

همانطور که میبینم مدیران شرکت ها و موسسات بازرگانی و تولیدی به واسطه ی نیروی تخصصیشان عملا از همان اقتدار و اراده ی مالکان و سرمایه داران برخوردارند.
از این روست که می بینیم مفهوم مطلیق مالکیت سست شده است و این نه تنها کنار امدن با سیستم نبوده بلکه یک روند صحیح در جهت محدود کردن و غلبه بر ان است.

.

Mehrbod #۳۳۰
iranbanoo

همانطور که میبینم مدیران شرکت ها و موسسات بازرگانی و تولیدی به واسطه ی نیروی تخصصیشان عملا از همان اقتدار و اراده ی مالکان و سرمایه داران برخوردارند.
از این روست که می بینیم مفهوم مطلیق مالکیت سست شده است و این نه تنها کنار امدن با سیستم نبوده بلکه یک روند صحیح در جهت محدود کردن و غلبه بر ان است.
.

این شوخیه ایرانبانو؟ کسیکه آنجا پول دارد همه‌یِ قدرت را هم دارد, کسیکه دانش دارد و کارگر است اگر و تنها اگر, میتوانست از جایی آب‌باریکه‌ای هم داشته باشد
که در نبود کار نمیرد, آنگاه توان چانه زدن اندکی هم خواهد داشت که بیشتر زمانها و بیشتر مردم آنرا ندارند, هنگامیکه همه‌یِ سرمایه‌داران در همه‌یِ زمانها توان دارند.

بهترین و برترین کارگران هم یخه‌ذرین هستند که اینها هم روز به روز کارشان دارد سخت‌تر میشود و هم
اینکه, در پایانِ روز سرمایه‌دار همیشه چند تا گزینه و متخصص دم دست بیشتر دارد, کارگر است که چند تا سرمایه‌دار بیشتر

زمانها وی را نخواهند کارگُمارید.

کسانیکه میاندیشند میتوانند براه دانش‌اندوزی و تخصص ویژه و ... از سرمایه‌دار پیشی بگیرند, تنها خوشباورانه خودفریفته‌اند.

پارسیگر

Mehrbod #۳۳۱
sonixax

خوب همین دیگه ! یعنی طبق مدل شما که کارکردن در قبال مزد میشه بهره کشی . همواره بهره کشی وجود خواهد داشت !

نیازی نیست بهره‌کشی از فردا بشود 0, بشود ٩٨% هم پیشرفت کرده‌ایم. در نمونه‌یِ همبود کار‌رها, بهره‌کشی به همان ٥% میتواند برسد و در درازنای زمان به 0.

یه نفر #۳۳۲
Mehrbod

کسانیکه میاندیشند[3] میتوانند براه دانش‌اندوزی و تخصص ویژه و ... از سرمایه‌دار پیشی بگیرند, تنها خوشباورانه خودفریفته‌اند.

استیو جابز - بیل گیتس ... اینها با دانش و تخصص تونستند از سرمایه دار پیشی بگیرند!

چه می گویی برادر!

Reactor #۳۳۳
مزدك بامداد

سخن من روشن است. زمانی که میگوییم کسی با سرمایه از شکم مادر زاده نمیشود،
نماره[1] به همان برماند[2] نیاکان نیست، بساکه این سخن است که این دارایی های هنگفت
تنها از راه بهره کشی میتوانند بدست امده باشند، چه خودش چه نیاکانش این بهره-
کشی را کرده باشند. با پیچاندن این سخن، خاستگاه[3]* این سرمایه ها و دارایی ها،
دگرگون که نمیشود و آن خاستگاه, دسترنج کارگران است!

بنده میگویم از راه نبوغ و پشتکار بدست آمده.

Mehrbod #۳۳۴
یه نفر

استیو جابز - بیل گیتس ... اینها با دانش و تخصص تونستند از سرمایه دار پیشی بگیرند!

چه می گویی برادر!

پیش از هر چیز, زندگینامه‌یِ این دو را را بخوانید هر دو از خانواده‌یِ های میانه به بالایی بوده‌اند
و زمان آسودگی برای پرداختن به چیزی بجز کار و درآمد هم داشته‌اند, بویژه بیل گیتس که از خانواده‌ای پولدار میاید.

سپس اینکه این بباریکی همان سخن من شد, زیرا من هم گفتم تنها راه برای پیشی گرفتن
از سرمایه‌دار, سرمایه‌دار شدن است, چنانکه

هر دوی اینها از بزرگرین سرمایه‌داران و بهره‌کشان بوده‌‌اند و
هستند, اگر نه و میخواستند بهره‌کشی نکنند, امروز یکی از کارمندان/کارگران شرکت خودشان بودند و بس.

مزدك بامداد #۳۳۵
Reactor

بنده میگویم از راه نبوغ و پشتکار بدست آمده.

به گفت شما که نیست. هیچکس دیده نشد که بی انیکه کارگرانی برایش کار کرده باشند،
به چنین میلیارد های هنگفت دست یافته باشد، جز کنت دو مونت کریستو!

😃

sonixax #۳۳۶
مزدك بامداد

به گفت شما که نیست. هیچکس دیده نشد که بی انیکه کارگرانی برایش کار کرده باشند،
به چنین میلیارد های هنگفت دست یافته باشد، جز کنت دو مونت کریستو!

Nick D'Aloisio - WiKi

دنیای امروز دیگر آن دنیایی نیست که برای میلیونر شدن درش نیاز به کلاهبرداری و کشتار و دزدی و ... باشد .

بگردید مثل این پسر جوان زیاد هستند

.

Mehrbod #۳۳۷
sonixax

Nick D'Aloisio - WiKi

دنیای امروز دیگر آن دنیایی نیست که برای میلیونر شدن درش نیاز به کلاهبرداری و کشتار و دزدی و ... باشد .

بگردید مثل این پسر جوان زیاد هستند .


...youngest person to receive a round of venture capital in technology at just 15 years of age

این دوستمان هم یکی دیگر رویش سرمایه گذاشته و با سرمایه‌یِ آن کار شرکتهای سرمایه‌داری دیگری را راه انداخته و از انجام اینکارها پول به جیب زده!

😁

sonixax #۳۳۸
Mehrbod

این دوستمان هم یکی دیگر رویش سرمایه گذاشته و با سرمایه‌یِ آن کار شرکتهای سرمایه‌داری دیگری را راه انداخته و از انجام اینکارها پول به جیب زده!

مساله اصلی این است که نه تنها بهره کشی نکرده ! مفت مفت نخورده و نخوابیده ! با در اختیار داشتن ابزار تولید توی سر کارگر نزده و از این مدل اتهامات الکی دولکی .
بلکه بهره هم داده ! و یک نرم افزار رو به قیمت 30 میلیون دلار فروخته .
نتیجه : در دنیای امروز بدون بهره کشی هم میتوان میلیونر یا میلیاردر شد

.

Reactor #۳۳۹
مزدك بامداد

ذات منحنی اقتصاد سرمایه داری در نوسان است.
چرا که در هر چرخه، باید گروهی خورده شوند،
چون پولی که به کارگران چو مزد پرداخت میشود
برای خریدن همه ی کالایی که همین کارگران پدید
میاورند، بسنده نیست چون سرمایه داران
" ارزش افزوده" را از ان کم کرده اند. پس همواره
اندی کالا باد میکند از آنسو اندی مردم گرسنه
مانده یا کالای نیازین[1]* شان بدست شان نمیرسد
و سرمایه داری که کالایش باد کرده، خورده میشود
و تاوانش را هم مردم پس میدهند!

اصلا داستان ربطی با خوردن یا خورده شدن ندارد!

قیمت تک تک سهام شرکت ها و یا تک تک کالا ها هم منحنی رشد و بازدهی دارد.

شما همه چیز را به خوردن و خورده شدن ربط میدهید.

کمونیسم اصلا کشش درک روابط پیچیده ی اقتصادی را ندارد!

من از کجای داستان شروع کنم که به شما نشان دهم که ذات و روح قیمت هر چیزی بشکل منحنیست و ربطی به این ها ندارد؟

برای فقط درک مقدماتی این موضوع باید 4-5 تا کتاب تازه چاپ و به روز درباره ی روابط بازار بخوانید.

این چیزها را هم که نجس میپندارید.

در مورد اقتصاد نظر هم میدهید.

شما میخواهید از توی کمونیست همه چیز را بفهمید و جواب دهید.

مثل اسلامگراها که میخواهند از درون قرآن, همه ی دنیا را معنا کنند.

کمونیسم کشش درک یک میلیونیم اقتصاد کنونی را هم ندارد!!

تفکر اقتصادی کارل مارکس متعلق به 195 سال قبل است!!

چطور کسی میتواند با تفکر فسیل 2 قرن پیش, اقتصاد با سرعت رو به تغییر امروزی را درک کند؟

Mehrbod #۳۴۰
sonixax

مساله اصلی این است که نه تنها بهره کشی نکرده ! مفت مفت نخورده و نخوابیده ! با در اختیار داشتن ابزار تولید توی سر کارگر نزده و از این مدل اتهامات الکی دولکی .
بلکه بهره هم داده ! و یک نرم افزار رو به قیمت 30 میلیون دلار فروخته .
نتیجه : در دنیای امروز بدون بهره کشی هم میتوان میلیونر یا میلیاردر شد .

از بیخ پیوند ویکی که داده‌ای را خوانده‌ای؟


in November, 2012, D'Alosio received US$1,000,000 in new venture funding for Summly from several international celebrities such as Yoko Ono, Ashton Kutcher and Stephen Fry, in addition to Hong Kong business mogul Li Ka-shing.[16] As of March, 2013, Summly was sold to Yahoo for a reported $30 million US dollars.[7]

Summly چیه؟ یک شرکته که پیرامون یک ایده‌یِ خوب ساخت شده, همراه با کسانیکه آنجا برای این ایشان که سرمایه‌‌یِ وام گرفته (venture capital) گرفته بوده کار میکنند/میکرده‌اند, چنانکه دیرتر هم یاهو Summly را از ایشان میخرد: Summly - Announcement


Nick D'Aloisio launched Summly in December 2011 as a tech summarization prototype that garnered significant interest worldwide. With backing from Horizons Ventures, and help from many natural language processing and artificial intelligence experts around the world, Nick and the Summly team have been able to further develop summarization technology, the first result being the new Summly mobile news app.

پس چنانکه میبینیم:

١. ایشان از بیخ پول بهره‌کشیده شده را به کار بسته.
٢. ایشان یک شرکت بهره‌کشی راه انداخته و پول را بیشتر کرده.
٣. از بهره‌یِ افزوده‌یِ همه اینها پولدار شده.

کسانیکه میاندیشند با راه انداختن کار سرمایه‌داران بهره‌کش دیگر خودشان بهره‌کشی نمیکنند, همچون
دانشمندان سلاح‌های کشتارجمعی سازی هستند که میاندیشند خودشان بیگناه هستند و هیچکاره: ما تنها داشتیم پول میگرفتیم بمب‌ها را میساختیم, کاره‌ای نبودیم!!

right! ((:

Reactor #۳۴۱
مزدك بامداد

تازه اینهم از انجاست که تنه اش به کمونیسم خورده!

چرا این کمونیسم در ادبیات شما فقط به کشورهای سرمایه داری, تنه میزند و باعث خوشبختی آن ها میشود؟

چرا اگر بیل زن هست در باغچه ی خودش را بیل نمیزند؟

احتمالا در پست های آینده از شما شاهد خواهیم بود که "آلمانی ها, مرسدس بنز و بی ام دبلیو و پورشه و آدیداس را هم از صدقه سر کمونیسم دارند."

ولی غول کشورهای کمونیستی یعنی شوروی و بازمانده اش روسیه که به هر کشوری تنه میزد آن کشور خوشبخت میشد,
خودش اتومبیل زباله ای به اسم لادا تولید میکند و تابوت های پرنده به اسم توپولوف را بخاطر نداشتن مشتری به زور در پاچه ی کشورهای تحت استعمارش میکند!

sonixax #۳۴۲

و کجای متن نوشته که ساملی یک شرکت بوده است ؟!

پس :

1 - آن کارگرانی که به ایشان بهره داده اند کجایند ؟! اصلن وجود خارجی دارند ؟!
2 - کدام شرکت ؟! این خودش مساله اصلی هستش :)) چون ساملی اصلن شرکت نبوده .
3 - باز بفرمایید دقیقن از چه کسی بهره کشی کرده ؟ از دکمه های صفحه کلید ؟ یا از کارمندان اپل که ایشون ازش کامپیوتر خریده ؟

Mehrbod

کسانیکه میاندیشند با راه انداختن کار سرمایه‌داران بهره‌کش دیگر خودشان بهره‌کشی نمیکنند, همچون
دانشمندان سلاح‌های کشتارجمعی سازی هستند که میاندیشند خودشان بیگناه هستند و هیچکاره: ما تنها داریم کار خودمان را میکنیم!

اینکه در مدل ایده آل شما هر نوع مراودات تجاری بهره کشیست مشکل شماست مهربد گرامی نه من و بقیه .
همچنین طبق همین مدل تمام کسانی که از سرمایه دار پول میگیرند یا نظام سرمایه داری را به پیش میرانند بهره کش هستند که ! اصلن خود شما هم بهره کش هستید که !!!!

خوب به سلامتی یک مشت بهره کش دور هم جمع شدیم داریم برای قشر بهره داده (که با توجه به این مدل اصلن وجود خارجی ندارند) دل سوزی میکنیم

!!!!!!!

Reactor #۳۴۳
مزدك بامداد

به گفت شما که نیست. هیچکس دیده نشد که بی انیکه کارگرانی برایش کار کرده باشند،
به چنین میلیارد های هنگفت دست یافته باشد، جز کنت دو مونت کریستو!

کارگری که مغز و اندیشه و ایده ای ندارد میخواهد چطور کار کند و چه کار کند؟

مگر غیر از این است که یک مهندس و کارآفرین است که ایده ی جدیدی را در فکرش میپروراند و با اجرا کردن آن, عده ی زیادی کارگر کم هوش که فقط قادر به انجام کار یَدی و نه ذهنی هستند را به یک کار و نان و نوایی میرساند.

مگر ندیده اید که وقتی یک شرکت تعدیل نیرو میکند و یا تعطیل میشود, همین کارگران هجوم می آورند در خیابان و تظاهرات میکنند که ما کار میخواهیم و ...

اگر کارگران برای فرد باهوش تری کار نکنند 2 حالت دارد:
1. خودشان کارآفرین بشوند و کاری دست و پا کنند. همانند بسیاری از سرمایه داران که یک روزی سرشان به سنگ خورده و مسیر زندگی شان عوض شده.
2. یا باید بجای غذا, زن و بچه شان را بخورند! یا باید زن و بچه شان این ها را بخورند! یا معتاد میشوند و زن و بچه شان از راه تن فروشی برای زندگی کسب درآمد میکند.
----------------------

راه دیگری نداریم.

کمونیست هم جرات نداریم بشویم چون حتی اسم کره شمالی و شوروی و کوبا هم که می آید تنمان میلرزد و مرگ را به آن زندگی کثافت و ذلت بار ترجیح میدهیم.

Reactor #۳۴۴
sonixax

طبقه کارگر (همان برده ها و رعیت که توی سرشان میزنیم تا مفت مفت برایمان کار کنند)
کارگر ماهر (کارگرهایی که نظرشون به نظر آغا استالین نزدیک تر است)
طبقه کارگر متوسط (کارگرانی که زیر دست کارگر ماهر نظرشان به نظر آغا استالین نزدیک تر است)
دهقانان راضی (کسانی که باید زمینهایشان را مصادره کرد)
دهقانان ناراضی (کسانی که در عین مصادره زمین میشود به بردگی سیستم درشان آورد)
سرمایه دار (کسی که باید بریزیم مال و اموالش را صاحب شویم)
از بقیه بیشتر فهیم (همونهایی که قراره حکومت را در دست بگیرند و بشوند لنین و استالین و مستر ایل)
بهره کشانِ مفت خور یا باقی مانده سرمایه داری (برچسبی که به هر مخالفی زده خواهد شد و بعد شخص خودکشی خواهد شد) .

برای اینکه یک مقداری خفن پفن تر بنماییم بهتر است از واژه های قلنبه و کلی تر استفاده کنیم مانند :

پرولتاریا (رعیت ، عوام ، زیر دستی ها) یا به قول شما طبقه کارگر :))
بورژوازی ، بورژوا (دُژمن)
خرده بورژوا (دُژمن ضعیف ، باقیمانده دُژمن ، مخالف)
بلشویک (همون صاحبین قدرت)
منشویک (امثال کروبی و منتظری و موسوی در جمهوری اسلامی)

میبینید که خیلی هم کاربرد دارد !!!! چون نظام کمونیستی ماهیت وجودی اش بر پایه برقراری دیکتاتوریست و دیکتاتور بدون اینها توان زیستن ندارد . حالا یک دیکتاتوری میشود استالین اون یکی میشود صدام . ولی هر دو به واژه های بالا حالا با یک اسم دیگر حتمن نیاز دارند .

👌
=))

Reactor #۳۴۵
Mehrbod

پیش از هر چیز, زندگینامه‌یِ این دو را را بخوانید هر دو از خانواده‌یِ های میانه به بالایی بوده‌اند
و زمان آسودگی برای پرداختن به چیزی بجز کار و درآمد هم داشته‌اند, بویژه بیل گیتس که از خانواده‌ای پولدار میاید.

جوری میگویید که انگار این دو نفر گناه کرده اند که خانواده ی پولداری داشته اند!

شما هم که مثل اسلام, قناعت و گدایی را از محاسن میدونید!

Mehrbod

هر دوی اینها از بزرگرین سرمایه‌داران و بهره‌کشان بوده‌‌اند و
هستند, اگر نه و میخواستند بهره‌کشی نکنند, امروز یکی از کارمندان/کارگران شرکت خودشان بودند و بس.

این دو اگر نبودند که امروزه مایکروسافت و اپل ای نبود! علم کامپیوتر دهه ها عقب بود.
نکند قرار بود برادر کیم ایل سونگ و فیدل کاسترو , ویندوز و مک او اس تولید کنند!🐈

sonixax #۳۴۶

راستی من لازم دونستم که یکی از مهم ترین ویژگی های سرمایه داری بهره کش از کارگر رو اینجا بنویسم :

در جوامع سرمایه داری اگر شما به عنوان صاحب شغل و سرمایه دار بروید و درخواست وام کنید آنچنان بلایی به سرتان میاورند که از کرده خود پشیمان میشوید ! یا به عبارت ساده تر بهتون نمیدند !
ولی به کارگر بهره ده بدبخت بیچاره ی تحت ستم به محض اینکه درخواست کند وام میدهند ! و البته این سرمایه داره که داره توی سر بقیه میزنه و زندگی راحتی داره :))

Warum erhalten Selbständige nur schwer Kredite? » Antwort auf Frage.org

و البته من ترجیح میدهم به بیل گیتس و مرحوم جابز و زنده یاد کنتاکی و خانواده اُتو و گروه مالی اشپارکاسه و ... بهره بدهم و در خانه ای مثل این زندگی کنم :

(خانه من یک همچین چیزیست که با بهره دادن به سرمایه دار آن را گرفتم :دی)

تا اینکه در جامعه دلسوز و بی طبقه کمونیستی و سوسیالیستی به کسی بهره ندهم و در لانه زنبوری مثل این زندگی کنم :

sonixax #۳۴۷
Mehrbod

همچنین, زمانیکه نمیگیرید اگر ادیسون لامپ را نمیساخت — که روشن میشود تاریخ را هم نخوانده‌اید, زیرا در همان زمان ادیسون دستکم ٣ تن دیگر به لامپ دستیافته‌[3] بودند و راستی, ادیسون چندین نوبرساخت را هم از دیگران دزدید

و البته ادیسون همزمان از اختراع دیگران بازدید کرد و دید نور آنها به درد منزل مسکونی نمیخورد و بیشتر به پرژکتور شبیه است تا لامپ و البته هزینه ساختش به قدری زیاد است که کسی توان خریدش را نخواهد داشت .
یعنی همان زمانش هم کسی به فکر اختراع لامپ ادیسون نبود ! آن یکی دیگر هم ممکن بود 100 سال بعدش بیاید که همان بهتر که ادیسون بود :دی

Mehrbod #۳۴۸
sonixax

و کجای متن نوشته که ساملی یک شرکت بوده است ؟!
پس :

1 - آن کارگرانی که به ایشان بهره داده اند کجایند ؟! اصلن وجود خارجی دارند ؟!
2 - کدام شرکت ؟! این خودش مساله اصلی هستش :)) چون ساملی اصلن شرکت نبوده .
3 - باز بفرمایید دقیقن از چه کسی بهره کشی کرده ؟ از دکمه های صفحه کلید ؟ یا از کارمندان اپل که ایشون ازش کامپیوتر خریده ؟

در همان سایت خودش نوشته!!

((:

2012 Summly Inc. Home. Yahoo! agrees to acquire Summly. In true Summly fashion, I will keep this short and sweet. I am delighted to announce Summly has ...

تنها یک چیزی خواستید پرانده باشید دیگر:

Nick D'Aloisio launched Summly in December 2011 as a tech summarization prototype that garnered significant interest worldwide. With backing from Horizons Ventures, and help from many natural language processing and artificial intelligence experts around the world, Nick and the Summly team have been able to further develop summarization technology, the first result being the new Summly mobile news app.

sonixax

اینکه در مدل ایده آل شما هر نوع مراودات تجاری بهره کشیست مشکل شماست مهربد گرامی نه من و بقیه .
همچنین طبق همین مدل تمام کسانی که از سرمایه دار پول میگیرند یا نظام سرمایه داری را به پیش میرانند بهره کش هستند که ! اصلن خود شما هم بهره کش هستید که !!!!

خوب به سلامتی یک مشت بهره کش دور هم جمع شدیم داریم برای قشر بهره داده (که با توجه به این مدل اصلن وجود خارجی ندارند) دل سوزی میکنیم !!!!!!!

انگار سرانجام و کم کم دارید پنداره را میگیرید, که در سرمایه‌داری یا شما سرمایه‌دار میشوید و می‌فرازیوید, یا زیر پا له میشوید و کسی نامی از شما نمیبرد!

نکته‌ای که ما داریم می‌نماریم نیز بدرستی همین است, که این سامانه از بیخ هومن‌ستیز است و باید
آنرا همچون سامانه‌یِ برده‌داری برچیده و به چیزی هومنی‌تر, مانند کمونیسم ولی نببایست

کمونیسم, روی آورد.

پارسیگر

Mehrbod #۳۴۹
Reactor

جوری میگویید که انگار این دو نفر گناه کرده اند که خانواده ی پولداری داشته اند!

شما هم که مثل اسلام, قناعت و گدایی را از محاسن میدونید!

این دو اگر نبودند که امروزه مایکروسافت و اپل ای نبود! علم کامپیوتر دهه ها عقب بود.
نکند قرار بود برادر کیم ایل سونگ و فیدل کاسترو , ویندوز و مک او اس تولید کنند!🐈

هیچ نمیاندیشیدم کسی روزی بخواهد به من درباره‌یِ رایانه چیزی بیاموزاند! (:

نخست اینکه من خودم در زندگی هرگز نیاز به کار کردن از سر بیپولی و نداری برای کسی نداشته‌ام و از همینرو نیز زمان برای آسایش و اندیشه و کتاب خواندن و آموختن آزاد (بی فشار
بیرون) را هم داشته‌ام, اگر این بخت را نیاورده بودم امروز بجای اینکه با شما در راستای ستیز با بهره‌کشی گفتگو کنم داشتم مغزشستشو رفته برای یکی دیگر بهره‌دهی میکردم و احساس آزادی و پیشرفت هم آن میان میکردم.

پس روشن است کسی اینجا با پولداری و آسودگی دشمنی ندارد (اگر هنوز نگرفته‌اید, من دارم میگویم بجای اینکه کسی کار کند بدهید به ماشین خودکار شود), با بهره‌کشی ولی هر آدم بخردی باید دشمن باشد, گرچه خودش از خاستگاه بهره‌کشی آمده باشد.

همچنین, زمانیکه نمیگیرید اگر ادیسون لامپ را نمیساخت — که روشن میشود تاریخ را هم نخوانده‌اید, زیرا در همان زمان ادیسون دستکم ٣ تن دیگر به لامپ دستیافته‌ بودند و راستی, ادیسون چندین نوبرساخت را هم از دیگران دزدید —
یکی دیگر میساخت نیز از همینجا ریشه میگیرد, بایستگی‌هایِ هر زمانه‌ای خودبه‌خود زمینه‌یِ پیدایش چیزهای نوتر را فراهم میآورند, اینکه چه کسی نخستین بار به چه
چیزی دست‌می‌یابد را برای انگیزانیدن و شستشوی مغزی دادن شما و دیگر جوانان است که این اندازه بها میدهند و بزرگ اش میکنند (اگر بجای خوشی بردن از زندگی, زمان اتان را در بهمان آزمایشگاه کثیف دور بریزید و با نوآوری برای خودتان و {ما} پول در بیاورید اله میشود بله میشود نامتان در تاریخ جاودانه میشود...), اگرنه از دیدگاه مزدائیک و آمار, زمانیکه پیش‌بایستگی‌هایِ یک چیزی فراهمیدند, آمایش و چسبانیدن آنها به یکدیگر را هم آماروار یکجایی خواهیم داشت و ارزشی بالاتر از این هم ندارد.

این سخنان خنده‌دار درباره‌یِ نوآوری شگرف! و بزرگ!! iPhone و .. را هم بمهر بروید به کسی بگویید که شباروز زندگی اش با این چیزها نمیگذرد, من اینها را زمانیکه ١٠ ١٢ ساله بودم میخواندم (پانچ کارت
و ترانزیستور و چه کسی نخستین بار موشواره درست کرد و از کجا پندار گرفت و ..) و به شما بی هیچ گمانی میگویم, در iPhone تنها نوآوری‌ای که بوده یک خرده زیبایی رویه‌ای آن
بوده است, سیستم, سخت‌افزار, نرم‌افزار, سیستم عامل, ... تک تک اینها را پیش از‌ اینکه iPhone یا iPad بیایند در بازار بوده‌اند و امروز بهترشان هم
هستند, تازه در آن میان یک نوآوری هم شده باشد خب که چه؟ باید کسی چون نوآوری کرد بیش از ٩٠% درآمد همه‌یِ مردم جهان رویهم به وی بهره داد!؟

پارسیگر

Mehrbod #۳۵۰
sonixax

و البته ادیسون همزمان از اختراع دیگران بازدید کرد و دید نور آنها به درد منزل مسکونی نمیخورد و بیشتر به پرژکتور شبیه است تا لامپ و البته هزینه ساختش به قدری زیاد است که کسی توان خریدش را نخواهد داشت .
یعنی همان زمانش هم کسی به فکر اختراع لامپ ادیسون نبود ! آن یکی دیگر هم ممکن بود 100 سال بعدش بیاید که همان بهتر که ادیسون بود :دی

نیوتون, ادیسون, من, شما, بیل گیتس, هیچکدام سزاواری اینکه بیشتر از یک اندازه‌ای پول (= قدرت) داشته باشیم را نداریم, تنها در سرمایه‌داری
کثیف است که به کسیکه بیشتر از ٩٥% همه‌یِ مردم جهان رویهم درآمد دارد آفرین میگویند و نمیتوانند نابرابری ژرف و بی در و پیکری سامانه را ببینند.

Granted, کسیکه بیشتر میکوشد بیشتر هم باید درآمد داشته باشد, ولی چه اندازه بیشتر؟ بیشتر از یک کشور؟ بیشتر از دو کشور؟ بیشتر از ١٠ کشور!!؟ بیشتر از نیمی از مردم جهان!!!؟

نوآوری هم بروشنی چیز خوبیه, ولی ادیسون نوآوری نکند, یکی دیگر بجایش میکند. اندکی دانش به آمار و سازوکار درگاشت برایتان چرایی اش را روشن میکند.

پارسیگر