میدانم کمی سخته, ولی مانند بردهداران که نمیتوانستند بپذیرند کسی "مال" آنها که بردههایشان باشد را میخواهد
بگیرد آزاد کند (دزدهای بیشرف!!), شما هم دوست ندارید از دم و دستگاهی که برای بهرهکشی از مردم راه افتاده دل بکنید.
یا به زبان عامیانه: اینجا جنگله لعنتی، بخور تا خورده نشی!
ما اینجا کوشیدیم بگوییم میشود این جنگل را بشیوهیِ دیگر هم سر و سامان داد که کسی برای زنده ماندن نیاز به خوردن دیگران نداشته باشد, ولی برای
کسانیکه بالای این هرم هستند (کمتر از ١٠% مردم = سرمایهداران) این سخن بس گزافی میاید و دوست ندارند اینکه مفت مفت نشستهاند و از بهرهیِ دیگران میخورند را ول کنند,
برای همین میگویند این جنگل بسیار هم جای خوبه و به آن یک نام دهن پُر کن «بازار آزاد = Free Enterprise» دادهاند و از آن تا پای جان آمادهیِ دفاع کردن هستند!!
بله سوسیالیسم از زمان هخامنشیان هم وجود داشته ، ولی آن چیزی که ما میگوییم سوسیالیسم مارکسی است ، و آنچه شما با آن مخالفت میکنی سوسیالیسم و کمونیسم مارکسی است ، هیتلر مخالف مارکس بوده و سوسیالیسم مارکسی رو رد کرده ، پس اینکه از هیتلر برای کوبیدن اندیشه مارکس استفاده کنی اشتباه است.
قرار نشد حرف در دهان من بگذارید ! من در مورد شخص هیتلر به مارکس و کمونیسم کار ندارم . سوسیالیسم هم انواع و اقسام داره که یکیش کمونیسمه و هیتلر هم با این یکی مخالف بوده . وگرنه نازیسم هم خودش یکی دیگر از اشکال سوسیالیسم هستش .
میدانم کمی سخته, ولی مانند بردهداران که نمیتوانستند بپذیرند کسی "مال" آنها که بردههایشان باشد را میخواهد بگیرد آزاد کند (دزدهای بیشرف!!), شما هم دوست ندارید از دم و دستگاهی که برای بهرهکشی از مردم راه افتاده دل بکنید.
پیشتر نشان دادیم این مقایسه برده با ابزار یک قیاس مع الفارق است . نیازی نیست هی اینها رو با هم مقایسه کنید !
به قول مزدک گرامی بیل تنبان و خورشت بادنجان لازم ندارد
در شوروی یک قانونی بود کارگرها ۱ روز حداقل کار مجانی میکردند ، به آن میگفتند کار کمونیستی ، تازه آن روزهایی هم که حقوق میگرفتند به زور زنده نگاه میداشت آنها را! آن سوسیالیسمی که من از آن دفاع میکنم بر خلاف مهربد و مزدک حکومت شوروی نیست ، چون آن حکومت تا گردن خود به خون کرگاران و زحمت کشان آلوده است.
همچنین شمار کسانی که مادرزاد در خانواده ای ثروتمند به دنیا می آیند بسیار کم است و اینها نمونه آماری خوبی نیستند هرچند که همانها هم پدران و مادرانشان با سخت کوشی به ثروتی رسیده اند و اکنون فرزندانشان از زحمت والدینشان بهره مند میشوند .
پیشتر نشان دادیم این مقایسه برده با ابزار یک قیاس مع الفارق است . نیازی نیست هی اینها رو با هم مقایسه کنید !
به قول مزدک گرامی بیل تنبان و خورشت بادنجان لازم ندارد :))
سفستهیِ قیاس مع الفارق نیاز به این دارد که بگویید چرا سنجش/قیاس نابجاست, اگرنه اینکه یک چیزی را همینجوری سفسته بنامیم هم خودش سفسته است!
(:
اینکه این اندازه با دل و جان اینکه یک آدم بگویی مانند نام بیل گیتس سزامندی دارد بیشتر از ٩٥% همهیِ مردم جهان رویهم درآمد داشته باشد را بسیار
خوب و پسندیده میدانید نیز نشان میدهد کوچکترین دشواریای با نابرابری ندارید و سنجهیِ سزامندی اتان هم کشک است, چون گویا بیل گیتس که یک dos را از یکی خریده و بازاریابانه
فروخته و مایکروسافت ساخته بیشتر از همهیِ دانشمندان و پژوهشگران و پزشگان و نوآوران و .. ... آمریکایی که زندگی اشان را در راهِ درمانیابیِ بیماریها و نمیدانم داروسازی و ژنتیک و درازاندن عمر آدمی گذراندهاند سزاواری داشته!
ما هم باید این را دربست بپذیریم, اگر نه میشویم دزد!!
موقعی که به دنیا میامده از فرج مادرش با شمش طلا بیرون آمده :))
نخیر ، فرض کنید فرد مورد نظر در یک خانواده ی پولدار به دنیا میاد، پس فردا که بزرگ شد با ثروت ددی جون مثلن میره توی کار برج سازی و کلی کارگر استخدام می کنه ، به همین راحتی میشه یک سرمایه دار!
حال اینکه برخلاف گفته ی شما هیچ زحمت و رنجی برای به دست آوردن سرمایه ی اولیه نکشیده
به نظر من یک اشتباهی که همواره بزرگانی چون شما میکنند این است که گمان میکنید شخص سرمایه دار یک پولی دارد با آن یک زمین / مغازه / کارخانه / شرکت میخرد . بعد یک عده را استخدام میکند و مینشیند از دسترنج آنها میخورد !!!
این دید اشتباه هستش . شخص سرمایه دار در کنار کارگرانی که در گردآوری سرمایه نُخستین نقشی نداشته اند کار میکند . از آنجایی که هم سرمایه اولیه و ابزار کار را فراهم کرده و هم خودش دارد کار میکند پس باید حقوق و مزایای بیشتری داشته باشد .
این سخن شما هم نادرست هست،در واقع نمیشه این موضوع رو به همه تعمیم داد. چند نمونه از دوستان یا آشنایان خودم براتون مثال بزنم؟ افرادی که مغازه یا خونه ی خودشون رو به اجاره دادند و خودشون صبح تا شب با همون پول دریافتی از مستاجران مشغول مفت خوری و عیاشی هستند!
مهربد اگر یک نفر یک کارخانه درست کند که همه آن ربات باشد و یک چیزی تولید کند و از فروش آن میلیونر بشود ، آیا اینجا بهره کشی اتفاق افتاده?
آری, ولی از روبات, و چون روباتها نه زنده هستند نه برای ما ارزشی دارند, هیچ آکی به آن نیست.
همانجور که اگر همهیِ کارها را به ماشینها/روباتها بسپاریم میتوانیم "انگلوار" از "دسترنج" آنها بزیویم, ولی باز هم آکی به کارمان نخواهد بود, چون اینجا این انگلواری
به بهای نهادن باری بر دوش آدمی دیگر بدست نیامده. همانجور که کسیکه با تراکتور کار میکند هم دارد از تراکتور بهرهمیکشد, ولی باز بروشنی, مهندیای ندارد.
همهیِ بدیِ بهرهکشی در سرمایهداری هم این است که برخی از مردم با نهادن باری بر دوش برخی دیگر
از مردم (به زبان ساده: به گاری بستن آنها) بهرهمیکشند و خودشان یا بیشتر زمانها کار نمیکنند, یا گهگاه کار بس سبکی آنجا میکنند.
کسانیکه فرآوردههایِ این کارخانه را میخرند ولی هنوز پول در دست شان را همراه با بهرهدهی به سرمایهداران بدست آوردهاند,
پس در خود این کارخانه بهرهکشی نمیشود, ولی سامانهیِ بهرهکشی هنوز بجاست و این کارخانه هم دارد براه بهرهکشی ناسراست پول درمیآورد,
چون یا پول را به کسی میدهند که کار میکند و بهرهمیدهد (و میتواند فرآوردهیِ این کارخانه را بخرد), یا از بیخ چیزی به نام پول نداریم و خوراک و خانه و .. را رایگان به هر آدمی میدهند.
ابزار فرآورش و فرآوردهها نیاز به خریدار دارند, باید از خودتان بپرسید خریدار از کجا میتواند این را بخرد؟
در شوروی یک قانونی بود کارگرها ۱ روز حداقل کار مجانی میکردند ، به آن میگفتند کار کمونیستی ، تازه آن روزهایی هم که حقوق میگرفتند به زور زنده نگاه میداشت آنها را! آن سوسیالیسمی که من از آن دفاع میکنم بر خلاف مهربد و مزدک حکومت شوروی نیست ، چون آن حکومت تا گردن خود به خون کرگاران و زحمت کشان آلوده است.
ببینید کسرا جان منظور من از سوسیالیسم هر شکلی از سوسیالیسم است شامل :
سوسیال دموکراسی (که این اصلاح طلبهای فعلی هم یک کاریکاتور از این هستند) لنینیسم مارکسیسم لنینیسم مارکسیسم کمونیسم آنارشیسم (با پوزش فراوان از آنارشی گرامی 😊) نازیسم کالکتیویسم (که همه چیز هم از گور همین بلند میشه)
و چیزی که من باهاش موافقم هر شکلی از سرمایه داری که مبتنی بر آزادی و عدالت باشد مثل لیبرالیسم . تمام انواعی که از سوسیالیسم نام بردم به هر حال تمام شده به محدود کردن آزادی های فردی ، آسیب رساندن به جامعه ، به گند کشیده شدن کشور ، دیکتاتوری ، آدم کشی ، جنایت و ... چون همه شان بر خلاف ادعایشان دنبال آزادی و عدالت نیستند . دنبال کسب قدرت مطلق هستند مثل کمونیستها .
بر طبق باور لیبرالیسم هیچ کس نباید به خود اشخاص و اموالشان آسیب برساند . کاری که کمونیستها و سوسیالیستها کرده اند ، میکنند و خواهند کرد . ور افتادن فئودالیسم و برده داری هم نتیجه تلاش لیبرال هاست نه سوسیالیستها و کمونیستها .
منتها امروز میبینیم که طرفداران سوسیالیسم و کمونیسم به شکل خنده داری سعی دارند دستاوردهای لیبرالیسم رو مصادره کنند و همون طوری که همش در پی این هستند که دارائی های دیگران رو به نام خودشون سند بزنند این دستاوردها رو هم میخواهند به نام خودشون سند بزندد که فقط باعث خنده میشود و میبینیم که باز همینها از دانش و علمی که توسط سرمایه داری تولید شده کپی میکنند به نام خودشان سند میزنند :))
همین سرمایه داری امروزی (کاپیتالیسم عزیز) هم دستاورد لیبرالیستهاست و میبینیم که تقریبن هر جایی که وارد شده و به اصول اولیه اش هم پایبند بوده پشت سرش آبادانی و پیشرفت اقتصادی و صنعتی و علمی وجود داشته بر خلاف سوسیالیسم و اسلامیسم و کمونیسم و باقی ایسم های درپیتی .
حالا هم از اونجایی که سوسیالیستها دنبال مصادره دستاورد دیگران به نام خودشون هستند :)) آنچه از ارزش ها و آموزه های لیبرالیسم و سرمایه داری باعث پیشرفت کشورهایی چون آلمان و سوئد و دانمارک و ... شده را به پای سوسیالیسم سند جعلی میزنند !
اینکه این اندازه با دل و جان اینکه یک آدم بگویی مانند نام بیل گیتس سزامندی[2] دارد بیشتر از ٩٥% همهیِ مردم جهان رویهم درآمد داشته باشد را بسیار خوب و پسندیده میدانید نیز نشان میدهد کوچکترین دشواریای با نابرابری ندارید و سنجهیِ[3] سزامندی اتان هم کشک است, چون گویا بیل گیتس که یک dos را از یکی خریده و بازاریابانه فروخته و مایکروسافت ساخته بیشتر از همهیِ دانشمندان و پژوهشگران و پزشگان و نوآوران و .. ... آمریکایی که زندگی اشان را در راهِ درمانیابیِ بیماریها و نمیدانم داروسازی و ژنتیک و درازاندن عمر آدمی گذراندهاند سزاواری داشته!
بقیه عُرضه داشتند همین کار را میکردند :)) همان IBM اش با آن همه مهندس و دبدبه کبکبه عُرضه تکامل DOS را نداشت
نخیر ، فرض کنید فرد مورد نظر در یک خانواده ی پولدار به دنیا میاد، پس فردا که بزرگ شد با ثروت ددی جون مثلن میره توی کار برج سازی و کلی کارگر استخدام می کنه ، به همین راحتی میشه یک سرمایه دار!
حال اینکه برخلاف گفته ی شما هیچ زحمت و رنجی برای به دست آوردن سرمایه ی اولیه نکشیده
پاسختون رو خیلی قبل تر به مزدک گرامی داده بودم که گشتم نقل کردم . تشریف ببرید چند پست عقب تر بخوانید .
این سخن شما هم نادرست هست،در واقع نمیشه این موضوع رو به همه تعمیم داد. چند نمونه از دوستان یا آشنایان خودم براتون مثال بزنم؟ افرادی که مغازه یا خونه ی خودشون رو به اجاره دادند و خودشون صبح تا شب با همون پول دریافتی از مستاجران مشغول مفت خوری و عیاشی هستند!
بله و آن مغازه و خونه نیاز به تعمیر و نگهداری هم ندارد ! دوستان آشنایان شما هم مثل مغولها (کمونیستها) ریخته اند و خانه یکی دیگر را به نام خود سند زده اند و حالا دارند از اجاره اش مفت مفت حال میکنند :))
بقیه عُرضه داشتند همین کار را میکردند :)) همان IBM اش با آن همه مهندس و دبدبه کبکبه عُرضه تکامل DOS را نداشت :))
خب این همان چیزی است که فرهنگ سرمایهداری جا میاندازد: هر چه بیشتر و بهتر از دیگران کار بکشید و مفت مفت راه بروید (= بهرهکشید), آدم باعرضهتر و بهتری هستید.
نکته اینجاست خود من هیچ ستیزی با بخش مفت راه رفتن آن ندارم (به این سامه که برای همگان باشد), زیرا کار هر چه کمتر و آسانتر باشد, بهتر است: بازگردان نوشتارهای «برتراند راسل»
ولی بروشنی من و هر آدم بخرد دیگری با بخش کار کشیدن از دیگران اش و مفتخوری و زیست
میلاد گرامی هیچ جامعهای ۱۰۰% نمیشود کاپیتالیست یا سوسیالیسم باشد ،
همین پلیس داشتن ، آتش نشان داشتن همه اینها سیستمهای سوسیالیستی است که از بودجه عمومی هزینه آنها تامین میشود
،
من ایدئولوگ نیستم که بخواهم از یک اندیشه خاص دفاع کنم ، سرمایه داری در اصول ، اشکالی با آن نمیبینم ، مشکل من سوار شدن بر گردن کارگر و بالا بردن سود به هر قیمت است.
مثلا اگر همین سوسیالیستها نبودند ۸ ساعت کار در روز نبود
، تعطیلات آخر هفته نبود ،
مسائل ایمنی در محل کار نبود ، ممنوع کردن کارگری کودکان نبود
،
تمامی این افسارها را جنبش کارگران بر دهان کاپیتالیسم گذشته است
،
مساله مهم در کاپیتالیسم افزایش سود به هر قیمت است.
کاپیتالیسم انسانی در کانادا و اروپا در جریان است ، اما در آمریکا یک جنگلی است که در بسیاری از ایالتها
خب این همان چیزی است که فرهنگ سرمایهداری جا میاندازد: هر چه بیشتر و بهتر از دیگران کار بکشید و مفت مفت راه بروید (= بهرهکشید), آدم باعرضهتر و بهتری هستید.
نکته اینجاست خود من هیچ ستیزی با بخش مفت راه رفتن آن ندارم (به این سامه[1] که برای همگان باشد), زیرا کار هر چه کمتر و آسانتر باشد, بهتر است: در ستایش بیکاری
ولی بروشنی من و هر آدم بخرد دیگری با بخش کار کشیدن از دیگران اش و مفتخوری و انگلواری براه دسترنج رنجبَران گرفتاری داریم.
انگلوار زندگی کردن که کار کمونیستهاست :))
ولی در مورد بخش پررنگ تر : و این همان حقیقت است که IBM و تمام آن کارگرانی که شما تمام روند تولید را صدقه سری آنها میدانید آنقدری باهوش نبوند که داس را کامل کند ! و به جایش بیل گیتس انقدر باهوش بود که داس را خرید کاملش کرد ، مایکروسافت را درست کرد آن را کامل تر کرد شد بلای جان IBM :دی
کاپیتالیسم انسانی در کانادا و اروپا در جریان است ، اما در آمریکا یک جنگلی است که در بسیاری از یالتها مثل حیوان با کارگر برخورد میکنند!
اینها چنانکه مزدک گرامی گفتند, با نگرش به همان یافتههایِ مارکسیستم دارند میکوشند تا جای شدنی مرگ سرمایهداری را به دیر بیاندازند. در اروپا هم برای همین راه را در آمیزشی از همبودگرایی/سرمایهداری دیدهاند, با این سامه که با گرفتن باژ از سرمایهدار و برگرداندن آن به مردم فرودست و بیکار, از پیدایش "بیل گیتس"ها و ١% کسانیکه اندازهیِ ٩٠% مردم پول در میاورند پیشگرفته باشند.
این روش تا اندازهای کارآمد بوده, ولی راهکار همیشگی نیست, بویژه اینکه قانونهایِ باژ خودشان فشار بسیاری بر کارگران عادی هم میاورند و همینجور همچنان میبینیم که باز یک شماری elite و پولدار
آن بالا پدیدار میشوند و اینان, با پول و سرمایهیِ در دست اشان و کارگماری گروه گروه وکیل میتوانند با قانونها بدلخواه بازی کنند و به سرمایهیِ خودشان روز به روز بیافزایند و باز اینجا کارگران عادی هستند که آسیب میخورند.
من ایدئولوگ نیستم که بخواهم از یک اندیشه خاص دفاع کنم ، سرمایه داری در اصول ، اشکالی با آن نمیبینم ، مشکل من سوار شدن بر گردن کارگر و بالا بردن سود به هر قیمت است.
بله زیباست که یک عده دور هم جمع شوند ، سرمایه یک کارخانه را بگذارند ، خودشان درش مشغول به کار شوند و از سودش هم به اندازه کار و سرمایه شان استفاده کنند . هیچ ایرادی هم به این مدل وارد نیست . خوب هر کسی دوست داره بره این کار رو بکنه .
فرق اصلی لیبرالیسم با سوسیالیسم هم همینه ! شما میبینید در کشوری مثل آمریکا یک عده آزاد هستند که یک چنین سیستمی راه بیندازند ولی به عکس در یک کشور کمونیستی شما اصلن حق ندارید یک کارخانه یا خانه یا قابلمه برای خود داشته باشید . فرق کار اینجاست .
وقتی که عدالت و آزادی هردو در کنار هم وجود داشته باشد هر کسی میتواند بسته به استعداد و تلاشش یک زندگی خوب و زیبا برای خود بسازد . یکی از اینها را که بگیرید همه چیز به گند کشیده میشود . در کشوری مثل ایران هیچ کدامش نیست . در شوروی هیچ کدامش نبود ، در کره شمالی هیچ کدامش نیست ، در آلمان شرقی هیچ کدامش نبود ، در هیچ کشور کمونیستی هیچ کدامش نبود و نیست و حتمن نخواهد بود .
مثلا اگر همین سوسیالیستها نبودند ۸ ساعت کار در روز نبود
چرا میبود ! این از همان داستانهاییست که سوسیالیستها به نام خودشان سند زده اند . پیشتر دوستان در این باره مفصل توضیح داده اند که چه طور با بالا رفتن تخصص کارگر و نیاز بیشتر سرمایه دار به کارگر متخصص چانه زنی هم بالا میگیرد و حقوق زیاد میشود ، ساعت کاری کم میشود ، مزایا زیاد میشود و ... وگرنه برای کارگر غیر متخصص همین الانش هم 8 ساعت کار و تعطیلات آخر هفته نیست چون قدرت چانه زنی ندارد . و کاری هم به جز کارهایی که همین الانش ماشینها میتونند انجامش بدن هم نیست .
مسائل ایمنی در محل کار نبود ، ممنوع کردن کارگری کودکان نبود
این داستان ایمنی و ممنوعیت کار کودکان هم در تنهای جایی که رعایت نمیشود کشورهای کمونیستی و سوسیالیستی هستش که از سرمایه داری فقط پول درآوردنش را یاد گرفته اند ، مثل چین . مثل هند .
مساله مهم در کاپیتالیسم افزایش سود به هر قیمت است.
خیر ، در کاپیتالیسم مساله مهم افزایش سود به هر قیمت نیست . این مدل چینی کمونیستی هستش که با استفاده از آموزه های کاپیتالیسم میخواد هر طور شده پول در بیاره . در کاپیتالیسم هدف افزایش سرمایه و حفظ اون هست و رسیدن به این هدف بر خلاف ادعای مفت کمونیستها به هر قیمتی نیست . چون کمونیستها خودشون به هر قیمتی میخواند به جامعه ای که مد نظرشونه برسند و این رو خیلی روشن هم اعلام کردند فکر میکنند بقیه هم همین طوری هستند .
کاپیتالیسم انسانی در کانادا و اروپا در جریان است ، اما در آمریکا یک جنگلی است که در بسیاری از یالتها مثل حیوان با کارگر برخورد میکنند!
من کانادا را نمیدانم ! نظری هم در باره اش ندارم . ولی در اورپا آنچنان هم سیستم انسانی نیست !
در آمریکا هم که انقدر خر تو خر شده به خاطر این هستش که از کمونیستها یک چیزهایی یاد گرفته اند که توی سر ملت بزن تا برات مفت مفت کار کنند
. البته هنوز همون هم خیلی از مدل اروپایی و کمونیستیش بهتره . چون اگر کارگر انگشت وسط دست خودش رو بیرون بیاره و بقیه رو مشت کنه و به کارفرماش نشون بده کسی کاریش نداره و فقط از سر کار اخراج میشه میره یه کار دیگه پیدا میکنه ولی اینجا اول جریمه میشی و بعدش هم طرف ازت شکایت میکنه میبرتت دادگاه !!! یه دور هم دادگاه حالتو جا میاره .
اینکه من میرم جدید ترین گوشی آیفون یا آیپد رو میخرم 1 یورو یا از بیخ قسطی میخرم یا اصلن مجانی میگیرم صدقه سری همین کاپیتالیسمه وگرنه در نظام کمونیستی مثل چین تا همین یکی دو سال پیش اصلن بدبختها اجازه نداشتند یکی داشته باشند !!!! الان هم که برای خریدش توی همون نظام نمونه کمونیستی حاکم بر چین باید برند کلیه هاشون رو بفروشند !!!
همین چانه زنی را به آن میگویند collective bargaining که در ایالتهای دست راستی و کاپیتالیست هار آمریکا می خواهند قدرت مذاکره مشترک را از کارگرها با این قوانین بگیرند
این خیلی بامزه بود ، حتی ایرادهای آمریکا هم تقصیر کمونیسم است
چه ایرادی دارد یک بار هم ما ضعفها و ایرادهایی که در سیستم کاپیتالیستی ایجاد میشود را بیندازیم گردن کمونیستها ؟ 😜
مساله اینه که برخورد بد با کارگر را سیستم از کمونیسم به ارث نبرده ! یک سری آدمِ پلید این سیستم رو یاد گرفته اند و دارند اجراییش میکنند .
حکومت آمریکا مقصر است چون این وسط قوانینش را اصلاح نمیکند ، که البته همان هم دیر یا زود اصلاح میشود . مثل همین داستان بیمه که الان به راه افتاده بلاخره هم میدانم که جمهوری خواه ها کم میارند . شاید این بار نه ولی نهایتن تسلیم میشند . چون همین الانش اگر بخواند تعطیلی دولت رو بیشتر کنند و بیشتر به ملت فشار بیارند و با چنین طرح هایی مخالفت کنند به شدت از رایشون کم میشه و سهمشون هم از ساختار قدرت کاهش پیدا میکنه .
همین چانه زنی را به آن میگویند collective bargaining که در ایالتهای دست راستی و کاپیتالیست هار آمریکا می خواهند قدرت مذاکره مشترک را از کارگرها با این قوانین بگیرند
در ایالتهای دست راستی اکثریت مردم رای داده اند به دست راستی ها ! یعنی اکثریت مردم سیاست دست راستی ها را میپسندند
در ایالتهای دست راستی اکثریت مردم رای داده اند به دست راستی ها ! یعنی اکثریت مردم سیاست دست راستی ها را میپسندند .
خیر ، در آمریکا یک چیزی هست به اسم Gerrymandering که در هر ایالت یک جوری تقسیم بندی میکنند که افراد مورد علاقه در منطقه خاص قرار بگیرند۱ ، مثلا در سال ۲۰۱۳ دمکراتها در مجلس نمایندگان آمریکا میلیونها رای بیشتر آوردند ولی باز جمهوری خواهها در اکثریت هستند بخاطر همین Gerrymandering
خوب این هم از صدقه سر کاپیتالیسم است که حتی آتش نشانی هم خصوصی است
به نظر من این یک مزیت است ! آتش نشانی دولتی اگر در آلمان بیاید در خاموش کردن آتش بزند بقیه خانه ات را که هنوز گرفتار آتش نشده به فنا دهد کاری از دستت بر نمی آید . ولی در آمریکا میروی سو میکنی خسارت میگیری .
شخصن دوست دارم پول بدهم خدماتی که لازم دارم را بخرم تا اینکه به زور ازم پول بگیرند و خدماتی که لازم ندارم و یحتمل هرگز ازشون استفاده نخواهم کرد رو به زور بهم ارایه بدهند اون هم تازه در بدترین شکل ممکن نسبت به خدمات غیر رایگان .
ما در اینجا یک سیستمی داریم به نام ADAC که اگر ماشینت در هر جای EU خراب شود با هلیکوپتر
و تانک و قطار و جت و ماشین و ... می آیند و ماشینت را درست میکنند میروند ، اگر تعمیر شدنی نباشد به بهترین شکل تا نزدیکترین تعمیرگاه رسمی یا هر جایی که خودتان بگویید ماشین شما را میبرد و حتا یک ماشین دیگر در اختیارتان میگذارد که برگردید ولی کسی که میخواهد این را داشته باشد باید آن را جداگانه بخرد . اگر هم خرابی بیشتری به بار بیارند تمام خسارتت رو میدهند .
در قبالش اگر گیر کنی و به این سرویس مفتی های مزخرف دولتی زنگ بزنی میاد یه قلاب میندازه زیر ماشین جلوبندی رو سرویس میکنه میبره تا نزدیک ترین تعمیرگاه یا پارکینگ و بعد هم بای بای . علی میمونه و حوضش
خیر ، در آمریکا یک چیزی هست به اسم Gerrymandering که در هر ایالت یک جوری تقسیم بندی میکنند که افراد مورد علاقه در منطقه خاص قرار بگیرند۱ ، مثلا در سال ۲۰۱۳ دمکراتها در مجلس نمایندگان آمریکا میلیونها رای بیشتر آوردند ولی باز جمهوری خواهها در اکثریت هستند بخاطر همین Gerrymandering
اینها همه حرف و برچسب و اتهامه کسرا جان ! وگرنه طبق لینک شما در این کشورها هم هست :
Australia Brazil Canada Chile France Germany Greece Hong Kong Hungary Ireland Latvia Lithuania Malaysia Malta Nepal Philippines Singapore Sudan United Kingdom United States
یکی از این کشورها کانادا هستش ! خیلی هاشون کشورهای اروپایی هستند ! حتا به اسرائیل و هلند هم اشاره کرده .
یا ما قبول داریم که این کشورها (نه همشون) سیستمهای دموکرات و برپایه رای مردام دارند یا قبول نمیکنیم . اگر نمیکنیم که هیچی دیگه برگردیم بریم بچسبیم به همون جمهوری اسلامی و خلاص
یا ما قبول داریم که این کشورها (نه همشون) سیستمهای دموکرات و برپایه رای مردام دارند یا قبول نمیکنیم . اگر نمیکنیم که هیچی دیگه برگردیم بریم بچسبیم به همون جمهوری اسلامی و خلاص .
ببین میلاد این یک چیز تئوری توطئه نیست ، در آمریکا در هر ایلاتی یک جوری تقسیم بندی میکنند که مثلا از ۵ منطقه در ۴ منطقه دست راستیها در اکثریت باشند و در کًل اکثریت به افراد دلخواه برسه ، باید یک جستار سر فرصت باز کنم تا ببینید سیستم انتخابات و قانون گذاری در آمریکا به جوک بیشتر شبیه است تا دموکراسی
After all, if you're trying to gerrymander electoral districts, you face a choice. You can either cluster all of your voters into fewer districts, which will guarantee that you have very safe districts that the other party cannot win. Or you can spread your voters out more thinly across many districts while ensuring that you gain a majority wherever they are present,
در آلمان نمیدونم ولی در اسرائیل مردم به حزب رای میدهند و نه افراد ، پس تقسیم بندی منطقهای اصلا وجود نداره
این نگر شماست ولی خود نگره پردازان سرمایه داری از یافته های
مارکسیسم خود میجویند که مات شدن خود را به دیر بیندازند.!
--
میلیونها تن میروند کار میکنند و خود را به سرمایه داران از ناچاری
میفروشند و سپس پول خود را در ضریح میریزند یا بلیتهای گران بهای
فوتبال میخرند. سرمایه داران این بازرگانی ( چرا که این بیشتر یک
بازرگانی است تا بازی و ورزش) هم پس از دادن بخشی به "ستارگان"
خود که در زیر پیمان نامه ی انها هستند، "سهمشیر" را به جیب
میزنند. به یکسان که این "ستاره"، خواننده باشد یا در لاس وگاس
چشم بندی کند و یا فوتبال بازی نماید.
•
پارسیگر
بسیار جوک زیبایی هست ولی میدونید که این حرف در اصل تحلیل مارکس رو خراب میکنه!
جناب مارکس پیشبینی نموده بودند که سرمایه داران اینقد همدیگه رو میبلعند که شمارشون به حدی میرسه که بیشینه مردم تبدیل به پرولتاریا میشند و در نتیجه حکومت سرمایه داری فرو میپاشه! البته ما دیدیم که در حکومت های کمونیست این مسئله بیشتر به حقیقت نزدیک شد! و برای رسیدن روز موعود انقلاب پرولتاریا در جامعه سرمایه داری باید صبر بی پایان داشت!
من نمیدونم شما چه مشکلی با پولی که کاملا داوطلبانه خرج چیزهای "غیر ضروری" میشه دارید، نمیتونید ادعا کنید که اینها جز احتیاجاتی هستند که بدون خریدنشون مصرف کنندگان تلف میشند! بنابراین بهره کشی خیالی شما در این مورد وجود ندارد.
بنابراین چاره ای ندارید که مردمان رو یا به قول دوستی "مرتجع" یا بو قول خودتون "زائر" در نظر بگیرید:))
اینگونه لودگی که پرسمانی را نمیگشاید؛ ولی درست است!
چرنوبیل هم اگر درست نگاه کنیم، در پی نبود پول برای بازسازی
و بهسازی واکنشگران هسته ای بوده و نبود پول هم از جنگ سرد
فرسایشی که جهان غول آسای سرمایه داری به دوش شوروی
انداخت بوده است. وگرنه خود روسها بهترین دانشمندان هسته ای
( مانند همان زاخاروف و ..) را داشته و از دید دانشیک و فندی برجسته بوده و هستند!
•
پارسیگر
بلوک کمونیست ها تقریبا نیمی از کره زمین رو در اختیار داشتند، دارای سیستم های جاسوسی و جنگی بسیار پیشرفته و تکنولوژی سطح بالا بودند و برنامه هایی که بر پاد سرمایه داری هم داشتند بر کسی پوشیده نیست، اون وقت چطور هست که این کمونیست های همه چیز تمام به خاطر توطئه های غرب مشکل دار میشدند و اثر برنامه های جاسوسی و اقتصادی-سیاسیشون علیه غرب دیده نمیشه!؟
بنظر بنده میاد که سرمایه داری یک نظام طبیعی تریه که نظارت کمتری روش نیاز هست (تا بقا و قدرت/پیشرفت پیدا کنه؛ بحث عدالت نیست) و شکنندگی کمتری داره نسبت به کمونیسم. کمونیسم باید تفهیم بشه، و روش نظارت و هوشیاری همگانی و همیشگی باشه (حداقل در دنیایی که دشمن های قوی متعددی داره).
ولی سرمایه داری به طبیعت و قانون جنگل نزدیکتره و همه بطور مستقیم اون رو درک و اجرا میکنن.
سرمایه داری فقط نیاز داره بعضی از مسائل و بخشهاش که نظارت و کنترل نیاز دارن مدیریت بشن. بقیش بصورت خودکار پیش میره. پس سرمایه داری نظام بهینه تر و دارای شکنندگی کمتری است.
ما در اینجا یک سیستمی داریم به نام ADAC که اگر ماشینت در هر جای EU خراب شود با هلیکوپتر
😄
دوست گرامی، ADAC یک idealverein هست که در پی سود نیست , گروهی درست شده! . و از آنجا که کمابیش همه ی خودرو داران (18mio) در ان هموند هستند با فی هموندی سالانه ی اندکی ، میتواند یاری های خوبی به پنچرشدگان بدهد! هر شرکت خودویژه ی دیگر که نیکیاری هایی بردوش گرفته، شیره ی آن را کشیده و درست کار نکرده، مانند سامانه ی کهربا رسانی آمریکا که فرسوده است، چون سرمایه دار شیره گاو را کشیده ولی جو نداده بخورد! ADAC – Wikipedia
ی سرمایه داری به طبیعت و قانون جنگل نزدیکتره و همه بطور مستقیم اون رو درک و اجرا میکنن.
👍
پرسش این است که آیا سرنوشت هومنی باید با قانون جنگل باشد یا اینکه ما میتوانیم همبودی داشته باشیم که کسی زیر گرسنگی و تازیانه و خودفروشی و ... برای گروهی مفت خور، چه آقازاده ها و چه سرمایه داران شیک پوش باختری ، جان نکند؟
بلوک کمونیست ها تقریبا نیمی از کره زمین رو در اختیار داشتند، دارای سیستم های جاسوسی و جنگی بسیار پیشرفته و تکنولوژی سطح بالا بودند و برنامه هایی که بر پاد سرمایه داری هم داشتند بر کسی پوشیده نیست، اون وقت چطور هست که این کمونیست های همه چیز تمام به خاطر توطئه های غرب مشکل دار میشدند و اثر برنامه های جاسوسی و اقتصادی-سیاسیشون علیه غرب دیده نمیشه!؟
بنمایه که پیوندی به پهنه ی سرزمین ها ندارد! ایران هم ۴ برابر آلمان است! از سوی دیگر، شوروی در دو جنگ جهانی و یک جنگ درونی ویران شده بود و باید بازساخته میشد ولی یک بمب هم در آمریکا نیفتاده بود. آمریکا/انگلیس همه مردم را از مکزیک گرفته تا نوک شیلی میچاپید، نیم آسیا و خاورمیانه را، هندوستان و استرالیا و .. را و کمابیش همه ی افریکا را میچاپید، شوروی به وارونه، به کوبا و آنگولا و نیکاراگوئه و .. یاری میرساند ... من نمیدانم چرا پیش از آوردن فرنود، کمی اندیشه نمیکنید؟ • پارسیگر
دقیقن. همین استدلالات هست که از یک انقلابی یک دیکتاتور مقدس معاب می سازد. مرحبا 👏
نه، گفتیم که ورجاوندی از دید ما از کجا میاید. هر کسی هم از این راه سرپیچید، ورجاوندی خود را از دست میدهد. پس سخن شما درست نیست! ورجاوندان این چنین، دیکتاتور نمیشوند:
گاندی هم ورجاوند
بود ولی دیکتاتور نبود. این کودنی و آشمالی مفتخوران هست که از ورجاوندی ، بخواهند دیکتاتور درست کنند. درست مانند شاه که کم کم فرنام هایش یک متر شده بود: اعلیحضرت همایونی ، محمد رضا شاه، شاهنشاه آریامهر، بزرگ ارتشتارن، خدایگان! •
در این تاپیک ها به نمونه های زیادی پرداخته میشود .... ولی به راستی چه باید کرد؟ پس از استوانش پاسخ چه باید کرد؟ برای نمونه ما درمیابیم که زبان پارسی الوده هومنی را گیج میکند و کژاندیشی به بار می آورد. پس باید در نسک ها و برگردان ها و گفت و گوی روزمره به پارسی ناب سخن گفت... که این کار را میکنیم. ولی آیا میتوانیم کشوری را یا در اغاز خودمان را از بدبختی برهانیم؟ پرسش مهادین این است که چه باید کرد . شاید با راهکار و بازپرسی آن به برداشت بهتری برسیم. چون من از سخنان دوستان این برداشت را دارم که هرچیزی میتواند خوب و بد باشد ولی هیچگاه یگانه(مطلق)نیست! اکنون چه باید کرد؟ نمیدانم!
اینها چنانکه مزدک گرامی گفتند, با نگرش به همان یافتههایِ مارکسیستم دارند میکوشند تا جای شدنی مرگ سرمایهداری را به دیر بیاندازند. در اروپا هم برای همین راه را در آمیزشی از همبودگرایی/سرمایهداری دیدهاند, با این سامه که با گرفتن باژ از سرمایهدار و برگرداندن آن به مردم فرودست و بیکار, از پیدایش "بیل گیتس"ها و ١% کسانیکه اندازهیِ ٩٠% مردم پول در میاورند پیشگرفته باشند.
این روش تا اندازهای کارآمد بوده, ولی راهکار همیشگی نیست, بویژه اینکه قانونهایِ باژ خودشان فشار بسیاری بر کارگران عادی هم میاورند و همینجور همچنان میبینیم که باز یک شماری elite و پولدار آن بالا پدیدار میشوند و اینان, با پول و سرمایهیِ در دست اشان و کارگماری گروه گروه وکیل میتوانند با قانونها بدلخواه بازی کنند و به سرمایهیِ خودشان روز به روز بیافزایند و باز اینجا کارگران عادی هستند که آسیب میخورند.
پارسیگر
در این باره سخن بسی بسیار است. من باور ندارم که مردم سرخوش و گسارگرا (مصرفگرا) امریکا بتوانند این روز ها جلوی سرمایه داری کشورشان را بگیرند. راهکار گرفتن باژ از سرمایه داران هم راهکار بدی نیست. در اروپا هم همین هست . ولی سرخوش کردن و گسارگرا کردن مردم شاید بهترین راه بوده .
در کشور آلمان هم انگار نیمی از کشور را با مهاجران پر کرده که ژرمن ها بهتر زندگی کنند. وارانه ی آن روسیه بود که امیزش را با کشور های دیگر بازداشته بود. راهکار المان در کوتاه زمان بهتر است ولی آلمان را به بدبختی میرساند و از یکپارچگی را از میان میبرد.
گاندی پرچم دار و رهبر مذهبی بود. در مذهب مقدس معابی وجود داره و ایرادی هم بهش وارد نیست. پس سفسطه نکنید جانم. بقیه حرفهاتونم ماسمالی بود. شما ناخودآگاه نشان دادید که چطور ایدئولوژی مقدس سازی در مکتبتون نمودار میشه.
گاندی پرچم دار و رهبر مذهبی بود. در مذهب مقدس معابی وجود داره و ایرادی هم بهش وارد نیست. پس سفسطه نکنید جانم. بقیه حرفهاتونم ماسمالی بود. شما ناخودآگاه نشان دادید که چطور ایدئولوژی مقدس سازی در مکتبتون نمودار میشه.
از دید شما ارج گذاری وآرمانگرائی امری ناپسند است ؟؟؟ این ایدئولوژی ستیزی گاهی چنان عرصه را براندیشه ما تنگ میکند که فراموش میکنیم انساندوستی هم میتواند درذهنیت ما جایگاهی داشته باشد ...
در کل منظور من این بود که این نگاه جزمی که انسانها را بر مبنای دارایی شان دو دسته مقابل هم قرار میدهد گره از کار کارگران باز نخواهد کرد .
اینگونه نیست که دردیدگاه کمونیستها انسانها برحسب ثروتشان تقسیم بندی میشوند درماهیت این نگاه رابطه انسانها ابتدا برتوع مالکیتشان برابزار تولید ونیز کیفیت قرار گرفتن درمناسبات تولید توجه میکنند ... دراین دیدگاه تولید ومناسباتی که برحول آن تشکیل میشود مد نظر مارکسیستها قرار میگیرد کارگر وسرمایه دار درراس این تقسیم بندی قرار گرفته اند بخاطر اینکه کارگر چیزی به جزنیروی کار برای فروش ندارد وسرمایه دار با تملک برابزار تولید وخرید نیروی کار کارگر به قیمت غیر واقعی از او بهره کشی میکند
این دقیقا نقطه ی مقابل آن نظری است که میپندارد کارگران با انقلاب و شورش و دست کشیدن از کار است که میتوانند به حقوق خود برسند بی آنکه به پیامد های آن توجهی شود.
براساس قوانین واقعی جامعه غیر ازاین نخواهد بود واین روشهای میانه واصلاحی تنها توانسته است این اتفاق را برای مدت کوتاهی به تعویق بیاندازد اینجا بحث شورش نیست بحث تداوم وجریان تاریخی براساس قوانین حاکم درآن است که گاهی ما دردرک آن عاجز میمانیم
بنمایه[1] که پیوندی به پهنه[2] ی سرزمین ها ندارد! ایران هم ۴ برابر آلمان است! از سوی دیگر، شوروی در دو جنگ جهانی و یک جنگ درونی ویران شده بود و باید بازساخته میشد ولی یک بمب هم در آمریکا نیفتاده بود. آمریکا/انگلیس همه مردم را از مکزیک گرفته تا نوک شیلی میچاپید، نیم آسیا و خاورمیانه را، هندوستان و استرالیا و .. را و کمابیش همه ی افریکا را میچاپید، شوروی به وارونه، به کوبا و آنگولا و نیکاراگوئه و .. یاری میرساند ... من نمیدانم چرا پیش از آوردن فرنود[3]، کمی اندیشه نمیکنید؟
ببین میلاد این یک چیز تئوری توطئه نیست ، در آمریکا در هر ایلاتی یک جوری تقسیم بندی میکنند که مثلا از ۵ منطقه در ۴ منطقه دست راستیها در اکثریت باشند و در کًل اکثریت به افراد دلخواه برسه ، باید یک جستار سر فرصت باز کنم تا ببینید سیستم انتخابات و قانون گذاری در آمریکا به جوک بیشتر شبیه است تا دموکراسی
دوست گرامی، ADAC یک idealverein هست که در پی سود نیست , گروهی درست شده! . و از آنجا که کمابیش همه ی خودرو داران (18mio) در ان هموند هستند با فی هموندی سالانه ی اندکی ، میتواند یاری های خوبی به پنچرشدگان بدهد! هر شرکت خودویژه ی دیگر که نیکیاری هایی بردوش گرفته، شیره ی آن را کشیده و درست کار نکرده، مانند سامانه ی کهربا رسانی آمریکا که فرسوده است، چون سرمایه دار شیره گاو را کشیده ولی جو نداده بخورد! ADAC – Wikipedia
این که میگید به اسپاگتی سوگند - اسپاگتی پشت و پناهت... همیشه فکر میکردم الکی و من در آوردی بچه های این فروم هست.. تا اینکه امروز اینو دیدم هیولای اسپاگتی پرنده - ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرسش این است که آیا سرنوشت هومنی باید با قانون جنگل باشد یا اینکه ما میتوانیم همبودی داشته باشیم که کسی زیر گرسنگی و تازیانه و خودفروشی و ... برای گروهی مفت خور، چه آقازاده ها و چه سرمایه داران شیک پوش باختری ، جان نکند؟