ین چیزهای خندهداری که از دگرش[1] ساختار همبودین[2] و ... به هم میبافند کوچکترین دگرسانیای[3] در این فرهود[4] ساده و خام که برخی از آدمها دارند از برخی دیگر آدمها بهرهمیکشند, نمیدهد.
تنها دگرسانیای که این پیچیدگی ساختار همبودین میدهد سختتر شدن فرایند ریشهیابیِ بهرهکشی و بهرهدهی است: کسیکه ١٠ سال کار کرده (بهرهداده) و پول اش را یکجا گردآورده و اکنون یک رستوران اجاره کرد (بهرهمیدهد) و دو تا کارگر کارگماشته[5] (بهرهمیکشد) و اجاره خانه میدهد (بهرهمیدهد) و ...
در گذشته اینها سادهتر بودند: یکی خاور (مالک) بود, رعیت برایش کار میکرد و اینچنین میبهرهکشید.
پس در کُنش, ما امروزه تنها یک کلاف از بهرهکشی و بهرهدهی همزمان داریم که هر کس بیشتر پول در میاورد, همان کسی است که بیشتر از آنکه بهرهمیدهد, بهرهمیکشد: قانون جنگل.
کدام چیز های خنده دار؟ اگر ساختار اجتماعی ,دو قطبی محض بود شاید میتوانستیم حقایق اقتصادی را درک و در موردش اظهار نظر کنیم. در حالیکه با وجود ترکیبات خاص و متعدد منابع مالی و مقادیر دریافت پیچیدگی هایی به وجود می آید که پیدایش آن را نمیتوان صرفا به لحاظ مالکیت دارایی تفسیر و تعبیر کرد.(همان مثال انقلاب مدیریتی)
کدام چیز های خنده دار؟
اگر ساختار اجتماعی ,دو قطبی محض بود شاید میتوانستیم حقایق اقتصادی را درک و در موردش اظهار نظر کنیم.
در حالیکه با وجود ترکیبات خاص و متعدد منابع مالی و مقادیر دریافت پیچیدگی هایی به وجود می آید که پیدایش آن را نمیتوان صرفا به لحاظ مالکیت دارایی تفسیر و تعبیر کرد.(همان مثال انقلاب مدیریتی)
شما باید از فرایافتی به نام «ارزش افزوده» بخوانید, سپس میدریابید که بهرهکشی (exploitation) چیست.
با رفتن از پیِ ارزش افزوده همهیِ این چیزهایی که به چشم شما سخت و دشوار میایند آسان و دریافتنی میشوند; تنها پیچیده (ولی نه دشوار) هستند: کسی همزمان هم چند جا و چند جور بهرهمیدهد, هم چند جا و چند جور بهرهمیکشد.
سرمایهدار ولی در این میان همواره کسی است که بهرهیِ بیشتری از آنکه رویهم میدهد, بکشد —> روز به روز به پول در گردش (= سرمایه) خود بیافزاید.
واین ناشی از ضعف طرفداران کاپیتالیسم درمبانی تئوریک است اگر بخواهیم با نمونه سازی به نتیجه برسیم که تنها اندکی از کشورهای سرمایه داری به تازگی دراین چند دهه آنهم از سرسلامتی ودرس آموزی از حقایق علمی مارکس ونیز واهمه از قیام مردمی تغییر شیوه داده وبا اصلاحات وتزریق رفاه توانسته اند ثبات نسبی درجامعه بوجود بیاورند ونمیدانم شما چرا نمیخواهید به بحران وفلاکت اقتصادی این نظامها درخود همین اروپا ازجمله یونان واسپانیا توجه کنید ویا اعتراضهای میلیونی وال استریت را چشم بپوشید وپی درپی با سیاه نمائی کره شمالی این بحث را تمام شده تصور کنید ...
یعنی توهم تا به کجا ؟ میشه بفرمایید چه طور است که کاپیتالیستها از کمونیستها یاد گرفته اند و خفن شده اند ولی خود کمونیستها در پیتی باقی مانده اند ؟ این ادعا درست مثل ادعای مفت مسلمانان است که میگن غرب علمش رو از قرآن و اسلام استخراج کرده !!!
درحالیکه نقش کشورهای امپریالیستی را درهمین وضعیت فلاکت موجود درکره شمالی را چرا نمیخواهید ببینید واستفاده غرب از انحصار قدرت مالی وشیوه اعمال جنگ اقتصادی به نام تحریم درزانو درآوردن ملت کره شمالی را فراموش میکنید مقصر اصلی درفشار مضاعف به مردم کره نه نظام فکری بلکه کشورهائی که شما لیبرالیست می پندارید هست ...
ین اختناق بین المللی و کمونیست ستیزی غرب را که خود را فاتح وضع موجود میپندارید را متوجه نیستید وتحت تاثیر فیلم های تبلیغی غرب از کمونیزم تصور خبیثانه دراذهان خود تشکیل داده اید والبته طبیعی است شما اقشاری که دردنیای سایبری زمان میگذرانید ارتباط ودرک درستی نمیتوانید با مفاهیمی همچون استثمار برقرار سازید
هیچ ایدلوژی در جهان به اندازه ایدلوژی کمونیست ها برای بشر خطرناک نیست . حتی تروریست ها و حرفه ای ترین آدم کش ها دست به چنین جنایتی نزدند که کمونیست ها در چند قرن اخیر زدند
👍 پرسش این است که آیا سرنوشت هومنی باید با قانون جنگل باشد یا اینکه ما میتوانیم همبودی داشته باشیم که کسی زیر گرسنگی و تازیانه و خودفروشی و ... برای گروهی مفت خور، چه آقازاده ها و چه سرمایه داران شیک پوش باختری ، جان نکند؟ •
شما که معتقدی همه چیز از طبیعت میاد و فرگشت و اینها. خب دیگه برای بقای بهینهء ژن هم که شده، بقول شما، بهتر است قوی ها بمانند و قوی تر شوند و ضعیفان در این نظام ارزشی ندارند.
خب ما که این بحثها رو خوندیم هنوز به نتیجه نرسیدیم که بالاخره سرمایه داری بهتره یا کمونیسم.
ولی من یه حرفی دارم، یه ایرادی نسبت به همگان. من شخصا در زندگیم به زودی فهمیدم که زندگی یک نبرد همه جانبه است. یکی از دلایلی (نمیگم همش، میگم یکی از دلایلش) که ازدواج کردم و قصد ازدواج ندارم همین مسئله بود. چون هیچ منطقی نداره اگر شما دنیا رو واقعا میدان جنگ و زندگی رو نبردی بیرحمانه دیدید، برید با خیال راحت ازدواج کنید و بچه دار بشید و انتظار داشته باشید در کانون گرم خانواده محترم زندگی خوب و خوشی رو در آرامش بگذرانید و دست آخر سر سالم به گور ببرید. آیا در میان یک میدان نبرد میتوان به کار پرورش گل مشغول شد؟ آیا در میان جنگ و میدان نبرد، جای لانه و آشیانه ساختن است؟
حال ایراد اینست که این همه بشریت که مدام شکایت میکنند و ایراد میگیرند و سرمایه دار و سرمایه داری را دشمن دانسته و محکوم میکنند، یا بعکس کمونیسم را، حرف از مبارزه و استثمار و ظلم و جنایت میزنند، بعد اکثرشان یا خیلی هایشان انگار نه انگار و انگار که تمام اینها بیشتر حرف بوده و وضعیت آنقدرها هم بد و ناامیدکننده نیست، میروند و ازدواج میکنند و خانواده تشکیل میدهند و تازه بچه هم میاورند!
بنظر بنده این یک تناقض است و یک مسخرگی محض. نمیشود آدم اینطور حرف بزند و اینطور فکر کند، اما این کارها را هم بکند و سرش را بندازد پایین زندگی اش را بکند مثل بچه آدم!! این یعنی چه؟
از اولین ابزارها و کنترلی که ما روی زندگی خودمان و بعد روی جهان داریم، همین امر ازدواج و بچه درست کردن است. شمایی که از پر بودن جهان از استثمار و بدبختی و ظلم دم میزنید، آیا بچه بوجود میاورید که فردا به همین وضعیت دچار شود؟ بچه بوجود میاورید که عمله و زیردست همین ستمگران شود؟
من میگویم حتی نسل بشر هم، وقتی وضعیت بدین گونه است، هیچ ارزشی ندارد. هرچند نسل بشر هم به این سادگی نابود نمیشود و الان دیگر آنقدر جمعیت و فناوری و علم و کنترل هست که تصور نابودی نسل بشر بخاطر کم شدن زاد و ولد تقریبا محال است.
من شخصا ازدواج نکردم چون یک دلیلش همین بود که از استثمار شدن و استثمارگران به حد مرگ تنفر دارم. و تشخیص دادم که با ازدواج کردن طبیعتا باید انتظار بیشتر داشته باشم که وابستگی و ضعف بیشتری پیدا کنم.
شما که معتقدی همه چیز از طبیعت میاد و فرگشت و اینها.
خب دیگه برای بقای بهینهء ژن هم که شده، بقول شما، بهتر است قوی ها بمانند و قوی تر شوند و ضعیفان در این نظام ارزشی ندارند.
درسته, به این میگویند Survival of the Fittest, یا فرازیستِ درخورترین/سازوارترین.
از آنجاییکه خود هوش و خرد هم فرآوردههایِ فرگشت هستند, پس آنچه بجا میماند (یا چیزی
بجا نمیماند) همبودهایی هستند که بر روی ایندو فراساخته شده باشند, نه سود و آز سرمایهداران بیخرد.
چه کسی گفته است ایران سرمایه داریست ؟ حتی ایرانه زمان شاه سرمایه داری نبود چه برسد الان .
سرمایهداری میشود سیستمی که کسی با گذاشتن پول (= سرمایه, capital) و راهاندازی یک کارگاه (کارخانه, شرکت, ...), از کارِ دیگر مردم
بهرهکشد: ١٠ کارگر برای این سرمایهدار کار میکنند, ولی هر کدام بخش (بزرگ)ی از بهرهیِ کار اشان در این کارگاه را به سرمایهدار میدهند.
ایران نیز بروشنی کشوری است سرمایهداری, زیرا شما میتوانید با سرمایهیِ خود هر اندازه که دوست دارید از این کارگاهها راه بیاندازید
و چنانکه دوستان گفتند ایران بهشت سرمایهداران هم هست, زیرا باژ بسیار اندکی در کارْ باید به دولت بپردازند (میتوانند شیرهیِ کارگر را خوب بکشند!).
درسته, همچون زنان سرمایهداران هم دوست دارند مردم بجای این فزونکاویها و فضولیها دربارهیِ نمیدانم کمونیسم و "بهرهیِ افزوده" و بهرهکشی و اینها, بروند مانند خر کار کنند و بهرهدهند و دنبال همان دوزار سرگرم باشند!
سرمایهداری میشود سیستمی که کسی با گذاشتن پول و راهاندازی یک کارگاه (کارخانه, کارگاه, ...), از کارِ دیگر مردم بهرهکشد: ١٠ کارگر برای این سرمایهدار کار میکنند, ولی هر کدام یک بخش (بزرگی) از بهرهیِ کار اشان در این کارگاه را به سرمایهدار میدهند.
ایران نیز بروشنی کشوری است سرمایهدار, زیرا شما میتوانید با پول خود هر اندازه که دوست دارید از این کارگاهها راه بیاندازید و چنانکه دوستان گفتند ایران بهشت سرمایهداران هم هست, زیرا باژ بسیار اندکی در کار باید به دولت بپردازند (میتوانند شیرهیِ کارگر را خوب بکشند!).
پارسیگر
خیر بنمایه و تفاوت راستین سرمایه داری با نظام های غیر سرمایه داری در راه اندازی کارخانه نیست . مهم این است دولت چقدر از اقتصاد سهم دارد و بازار آزاد چقدر . در ایران بالای 90 درصد اقتصاد دولتی است در شوروی هم اقتصاد سرمایه داری بود . چین حال حاظر هم سرمایه داریست . بدبختی های ایران را نمیتوانید با تعاریف عجیب و غریب به گردن سرمایه داری باندازید
درسته, به این میگویند Survival of the Fittest, یا فرازیستِ درخورترین.
از آنجاییکه خود هوش و خرد هم فرآوردههایِ فرگشت هستند, پس آنچه بجا میماند (یا چیزی بجا نمیماند) همبودهایی هستند که بر روی ایندو فراساخته شده باشند, نه سود و آز سرمایهداران بیخرد.
پارسیگر
خب این یه چیزی. اگر درست فهمیده باشم میگی که زیردستان هم برای منافع خودشون با استفاده از هوش و اتحاد میجنگن. و این جنگ بالاخره به یک شرایط بهتری منجر میشه.
بهرحال چیزی که شما میگی هم بر اساس منافع مشترک هست که میتونه موقتی و متزلزل باشه. نه بر اساس اخلاق! حداقل نه اخلاقی که ارزش ذاتی داشته باشه.
درحالیکه گویا جناب مزدک از چیزهای دیگری صحبت میکنند (حداقل در ظاهر اینطور بنظر میاید):
کسی زیر گرسنگی و تازیانه و خودفروشی و ... برای گروهی مفت خور، چه آقازاده ها و چه سرمایه داران شیک پوش باختری ، جان نکند؟
حال فرض کنیم مثلا من زیردست نیستم، و دارم مفت خوری هم میکنم و از خودفروشی دیگران حالم را میبرم، یا اینکه به شدنی بودن و نتیجهء این اتحاد و نبرد میان ضعیفان و قدرتمندان خوشبین نیستم؛ خب پس انگیزه ای برای مبارزه با این وضعیت هم نخواهم داشت. مشکلی که ندارد؟
بنده فکر نمیکنم اون سرمایه دارها هم اونقدر احمق باشن که شما میخوای بگی. بالاخره اونا میدونن با اون همه پولی که دارن، به احتمال زیاد تا آخر عمرشون گزندی بهشون نمیرسه. دقت کنید این احتماله، نه قطعیت و استثناها. آدمی که پول خیلی زیادی داره، گزینه هاش هم زیاد هستن، یجا خراب شد یجا شورش شد یجا خطر شد، معمولا ده ها و صدها مکان و آپشن دیگر برای زندگی داره، چون پول خیلی جاها کار رو پیش میبره و خیلی ها خواهان اون هستن. در نهایت هم طرف چرا باید به چیزی فراتر از دورهء عمر خودش فکر کنه؟ دلیلی داره؟ چرا آدم باید به فکر آیندگان و دیگران باشه وقتی که خودش دیگه وجود نخواهد داشت؟ آهان لابد بازهم فرگشت و بقای بهینهء ژن 😄 ولی شما که خودتون فرمودید هوش رو هم ما این وسط بخاطر منافع خودمون بکار میگیریم. خب قضیه همینه که هوش و نفع شخصی ما لزوما با بقای بهینهء ژن سازگاری نداره. فکر هم نمیکنم این همه ملت و شما که جوش میزنید، بقای بهینهء ژن رو بر منافع فعلی و شخصی خودتون (در طول عمرتون)، ترجیح بدید. این اصلا با عقل و واقعیت ها و تجربه ها جور درنمیاد بنظرم!
سرمایه دارها خوب میدونن دارن چکار میکنن. و اصلا هم احمق نیستن. اگر خطر جدی احساس کنن و واقعا لازم باشه هم بقدر کافی انعطاف و هوشمندی دارن که یک انعطاف هایی نشون بدن و ترفندهایی بزنن. بنابراین جهان هیچوقت به اون حدی نمیرسه که بخواد انقلاب جهانی بشه و سرمایه داری تعطیل بشه!!
سرمایه دار اگر باهوش نبود و واقعیتگرا و عملگرا نبود و نمیتونست مردم رو از نظر روانی پیشبینی کنه و روند و واقعیت های جهان بشری رو ببینه که موفق نمیشد.
خیر
بنمایه و تفاوت راستین سرمایه داری با نظام های غیر سرمایه داری در راه اندازی کارخانه نیست .
مهم این است دولت چقدر از اقتصاد سهم دارد و بازار آزاد چقدر .
در ایران بالای 90 درصد اقتصاد دولتی است در شوروی هم اقتصاد سرمایه داری بود . چین حال حاظر هم سرمایه داریست .
بدبختی های ایران را نمیتوانید با تعاریف عجیب و غریب به گردن سرمایه داری باندازید .
نه, شما بوراونه از ته داستان را گرفتهاید!
سرمایهداری بدرستی میشود اینکه ابزار فرآورش ناهمگانی و خودویژه باشند.
ابزار فرآورش چه هستند؟
یک کارخانه نمونه خوب از یک ابزار فرآورش است که یک کارخانهدار (= سرمایهدار) مالک آن بوده و یک مشت کارگر (بهرهده) برای وی کار میکنند: سرمایهدار با کارخانه نمودن سرمایهیِ خود از کارگران بهرهمیکشد.
پس تا اینجا ما هیچ کاری به کمونیسم نداشتهایم, تنها دربارهیِ ابزار فرآورش و بهرهکشی سخن گفتهایم.
اکنون میتوان در راستای پیشگیری از این بهرهکشی بشیوههایِ گوناگون چاره اندیشید, نمونهوار:
میتوان مالکیت ابزار فرآورش را از آنِ دولتِ مردمی دانست, پس هر آنچه از این کارخانهها در میاید را دولت به نمایندگی مردم (proxy) میان مردم به یکسان پخش کند (= آنچه شما میترسید).
یا شیوهیِ دیگر (بهرهکشی کاسته شده) میتواند دادن مالکیت ابزار فرآورش به خود کارگران باشد, یعنی تک
تکِ کارگران یک کارخانه در آن سهم یکسان (یا همسان) داشته باشند, پس هر چه از آن درمیاید را میان خودشان بیکسان/همسان بخش کنند.
نمونهیِ دیگر میتواند سندیکاها باشند که باز به نمایندگی کارگران بهرهیِ کار را میان آنها به دادگری بخش کنند.
...
سرمایهداری ناب و از همه انسانستیزانهتر ولی همینی است که در ایران داریم, سرمایهدار میتواند بی کوچکترین نگرانی و نبود کوچکترین بازدارندهای هر آنجور که دوست دارد کارگر
بکارگمارد, هر اندازه که دوست دارد دستمزد دهد و هر آن اندازه که دوست دارد بهرهکشد (کار بیشتر, آسودگی کمتر, دستمزد کمتر, ندادن بیمه, ...) و دربرابر همهیِ اینها باژ اندکی هم باید به دولت دهد که از وی و سرمایهیِ وی دربرابر, پاسداری کند.
سرمایهداری بدرستی میشود اینکه ابزار فرآورش ناهمگانی و خودویژه باشند.
ابزار فرآورش چه هستند؟ یک کارخانه نمونه خوب از یک ابزار فرآورش است که یک کارخانهدار (= سرمایهدار) مالک آن بوده و یک مشت کارگر (بهرهده) برای وی کار میکنند: سرمایهدار با کارخانه نمودن سرمایهیِ خود از کارگران بهرهمیکشد.
پس تا اینجا ما هیچ کاری به کمونیسم نداشتهایم, تنها دربارهیِ ابزار فرآورش و بهرهکشی سخن گفتهایم.
اکنون میتوان در راستای پیشگیری از این بهرهکشی بشیوههایِ گوناگون چاره اندیشید, نمونهوار: میتوان مالکیت ابزار فرآورش را از آنِ دولتِ مردمی دانست, پس هر آنچه از این کارخانهها در میاید را دولت به نمایندگی مردم (proxy) میان مردم به یکسان پخش کند (= آنچه شما میترسید).
یا شیوهیِ دیگر (بهرهکشی کاسته شده) میتواند دادن مالکیت ابزار فرآورش به خود کارگران باشد, یعنی تک تکِ کارگران یک کارخانه در آن سهم یکسان (یا همسان) داشته باشند, پس هر چه از آن درمیاید را میان خودشان بیکسان/همسان بخش کنند.
نمونهیِ دیگر میتواند سندیکاها باشند که باز به نمایندگی کارگران بهرهیِ کار را میان آنها به دادگری بخش کنند.
...
سرمایهداری ناب و از همه انسانستیزانهتر ولی همینی است که در ایران داریم, سرمایهدار میتواند بی کوچکترین نگرانی و نبود کوچکترین بازدارندهای هر آنجور که دوست دارد کارگر بکارگمارد, هر اندازه که دوست دارد دستمزد دهد و هر آن اندازه که دوست دارد بهرهکشد (کار بیشتر, آسودگی کمتر, دستمزد کمتر, ندادن بیمه, ...) و دربرابر همهیِ اینها باژ اندکی هم باید به دولت دهد که از وی و سرمایهیِ وی دربرابر, پاسداری کند.
پارسیگر
با چیری که ما گفتیم ستیز ندارد . پس مهم این است ابزارهای تولید دست مالکان خصوصی باشد یا در دست دولت . در ایران 90 درصد ابزار های تولید دولتی است و دولت بیشترین نقش را در اقتصاد بازی میکند ( همان چیزی که ما از آن میترسیم ) . حتی در امریکا هم که با بحران روبه رو شد و یکی یکی کارخانه های ماشین سازی ورشکست میشدند باز دولت آمد و با bail out کردن آن کارخانه ها عملآ دست کارخانه های کوچک در جنوب آمریکا را بست
.
پس ما عملا با دخالت هر گونه عامل اقتصادی از سوی دولت مخالفیم و به بازار آزاد 100 درصدی اعتماد داریم
.
گرچه تئورسین هایی مانند کینز آمدند و نقش دولت را بر جسته کردند آن هم از ترس کارتل های بازار آزاد اما از هر سو بنگریم ایران سرمایه داری مد نظر شما نیست و ما که در ایجا زندگی میکنیم میدانیم دولت چه پدر سوخته ای است
شما که معتقدی همه چیز از طبیعت میاد و فرگشت و اینها. خب دیگه برای بقای بهینهء ژن هم که شده، بقول شما، بهتر است قوی ها بمانند و قوی تر شوند و ضعیفان در این نظام ارزشی ندارند.
شما باید بروید و آموزه ی نئوداروینیسم را نخست یاد بگیرید ! این برداشت هامیان بیسواد است که گمان میگنند که داروین گفته است که "نیرومندان" باید بجای بمانند. شما هنوز دگرسانی میان سازوار (fit) بودن در بافتار نگره ی داورینی و نیرومند بودن را هم هوش نکرده اید! • پارسیگر
ببینید ایران اگر کشور سرمایه داری بود تمام اصولش مبنی بر حفظ سرمایه به خطر نینداختن اقتصاد استوار میشد نه بر پایه اسلامِ نابِ محمدی !
خیر اقتصاد ایران بی شک بر مبنای سرمایه داری است.تفاوت
سرمایه داران ایران و آمریکا هم در هوش و زبردستی شان هست.اینجا سرمایه دار های احمق و حکومت مافیایی داریم،در نتیجه سرمایه داران حلقه ی کوچکتری را تشکیل می دهند،در آمریکا سرمایه دار باهوش داریم.اما این تفاوت تغییری در بی اخلاقی این سیستم و پایمال کردن حقوق کارگر نمی کند.
ناکارآمدی کاپیتالیسم را میشود در آمریکا و آلمان و انگلیس و فرانسه و ... دید :دی کارآمدی کمونیسم رو هم میشه در کره شمالی و آلمان شرقی و کوبا و ونزوئلا و شوروی و ... دید :دی من هم شما رو مدافع سرسخت کمونیسم چایی خطاب نکردم (حرف در هان من نگذارید) . بحث را خوانده باشید حتمن دیده اید که من کلن هر ایده ی سوسیالیستی را کمونیسم خوانده ام دلیلش را هم پیشتر عنوان کرده ام .
تا شما کارآمدی را در چه ببینید.اگر کارآمدی منظورتان پروپاگاندای سرمایه داری و ابر قدرتی آمریکا است(البته ابر قدرتی که در لجنزار افغانستان و عراق سالهاست گیر کرده) خب درست است.اما از دید من کار آمدی رعایت حقوق اکثر مردم است نه 10 درسد پولدار.
این بیشینه مردم که حقوقشون پایمال شده شعور ندارند که این رو تشخیص بدند و دارند به خوبی و خوش زندگی میکنند و در انتخابات دموکرات ترین کشور دنیا به همین سیستم رای میدهند ! بعد شما شده اید دایه ی مهربان تر از مادر و میگویید همه شان نمیفهمند ؟ اصلن به فرض هم که نمیفهمند و حقوقشان پایمال میشود ! از قدیم گفته اند : من راضی ، تو راضی - بیخیال ناراضی . در مورد آمریکا هم همین طوریه ، اکثریت مردم راضی ، حکومت راضی - نخور غصه ناراضی :دی
نخست اینکه من اگر ناراضی هستم به خاطر بلایی است که همین سرمایه داری بر سر من و امثال که از طبقه ی متوسط جامعه هستند آورده. اما این هم مغلطه است.شما اگر بروید زمینی به ارزش 100 میلیون را از کسی به قیمت 100 هزار تومان بخرید،بعد ایشان دیرتر از شما شکایت کند نمی توانید ادعا کنید من راضی بوده ام ایشان هم راضی بوده اند پس گور پدر ناراضی.زمان برده داری هم بسیاری از برده ها از شرایط خود راضی بوده اند اما این چیزی از کثیف بودن برده داری کم نمی کند.
خوب بله ! انقلابی گری و شاخ و شونه کشیدن و اولدوروم بولدوروم جواب نداده و اکنون نیازمند سیاست بازی هستند طرفداران کمونیسم برای کسب دوباره قدرت که زهی خیال باطل .
تا به حال که بازی به سود ما رقم خورده.می
بینید در همین آمریکا هم مردم خشتک دولتمردان را به سرشان می کشند تا بیمه ی درمانی و مالیات سنگین بر دوش سرمایه داران را تصویب کنند.
با چیری که ما گفتیم ستیز ندارد .
پس مهم این است ابزارهای تولید دست مالکان خصوصی باشد یا در دست دولت .
در ایران 90 درصد ابزار های تولید دولتی است و دولت بیشترین نقش را در اقتصاد بازی میکند ( همان چیزی که ما از آن میترسیم ) .
حتی در امریکا هم که با بحران روبه رو شد و یکی یکی کارخانه های ماشین سازی ورشکست میشدند باز دولت آمد و با bail out کردن آن کارخانه ها عملآ دست کارخانه های کوچک در جنوب آمریکا را بست .
خب ما با اینکه یک آدم بتواند از یک آدم دیگر بهره بکشد (مردم را به گاری ببندد) ستیز داریم, بسیار هم داریم!
اینکه از دید شما کوچکترین عیبی ندارد یک سرمایهدار دیگران را بکارگماشته و بهرهیِ آنها را برای خود بالا بکشد ولی از دید ما و هر آدم خردگرایی,
دیدگاهی بشرستیزانه است: سرمایهدار تافتهیِ جدابافتهای است که دیگران باید برای وی کار نمایند و وی از دسترنج ایشان مفت مفت بخورد و راه برود.
پس ما عملا با دخالت هر گونه عامل اقتصادی از سوی دولت مخالفیم و به بازار آزاد 100 درصدی اعتماد داریم .
درسته, بازار آزاد (همان نام دهن پُرکن سرمایهداری = free enterprise) را سرمایهداران از همه بیشتر دوست دارند, چون به آنها پروانهیِ
بهرهکشی ناب و هر چه آزادتر را میدهد. هر اندازه که دوست دارید مزد بدهید, هر جور که خواستید بیمه کنید, هر درسدی از بهره که دوست داشتید را بالاکشید و ...
١٠٠%ای آنهم گرچه در تاریخ دیده نشده (چون هر سرمایهداری باید بخشی از پولهایِ بهرهکشیده را
ناچار به دولت و نهاد سرکوبگر دهد تا ماندگار باشد), ولی به نگر میاید چنین جایی از آرمانشهرهایِ سرمایهداران باشد!
گرچه تئورسین هایی مانند کینز آمدند و نقش دولت را بر جسته کردند آن هم از ترس کارتل های بازار آزاد اما از هر سو بنگریم ایران سرمایه داری مد نظر شما نیست و ما که در ایجا زندگی میکنیم میدانیم دولت چه پدر سوخته ای است .
چنانکه گفتیم, دشمنی یا هراس شما از دولت هیچ پیوندی به گفتمان بهرهکشی و سرمایهداری ندارد.
هیچکس نباید آنجا از دیگران بهرهکشد, میخواهد سرمایهدار در بازار آزاد — The FREE Enterprise!! ((: — باشد, میخواهد سرمایهدار در جامهیِ دولت باشد!
هیچ ایدلوژی در جهان به اندازه ایدلوژی کمونیست ها برای بشر خطرناک نیست . حتی تروریست ها و حرفه ای ترین آدم کش ها دست به چنین جنایتی نزدند که کمونیست ها در چند قرن اخیر زدند .
این ها یاوه های کمونیسم ستیزانه ی مفت و مک کارتیستی هستند و ارزش کاغذ یا الکترونی که روی انها نوشته شده اند را هم ندارند. کمونسیم پاسخ هومنی به ددمنشی های بهره کشان هست. ! گندم از گندم بروید، جو ز جو از مکافات عمل، غافل مشو! • پارسیگر
شما باید بروید و آموزه ی نئوداروینیسم را نخست یاد بگیرید ! این برداشت هامیان بیسواد است که گمان میگنند که داروین گفته است که "نیرومندان" باید بجای بمانند. شما هنوز دگرسانی میان سازوار (fit) بودن در بافتار نگره ی داورینی و نیرومند بودن را هم هوش نکرده اید! • پارسیگر
اوکی فهمیدم. ولی خب معیار من داروین و فرگشت هم نیست.
خواستم به شما کنایه بزنم.
بهرحال چیزی که بنده در زندگی مشاهده کردم، تجربه و عقل و دریافت خودم، این بود که قوی بهره مندتر و خوشبخت تره و بنابراین ارزش بیشتری برای زندگی داره. من هرچقدر قوی تر میشم بیشتر از زندگی لذت میبرم و حال میکنم و بنظرم معنادار و ارزشمندتر میاد. بعکس وقتی ضعیف بودن رو تجربه میکنم، هیچ معنا و ارزشی در زندگی نمیبینم. اینطور منکه ترجیح میدم از بین برم. چون بنظر من این خوشبختی است که به هستی ارزش میده. قدرت هم ابزار ضروری هست در این راه. حداقل تاحالا و ظاهرا! حالا فرگشت، جدید و قدیمش، داروینی یا مزدکی، هر کوفتی میخواد بگه، چه اهمیتی داره؟ من بعنوان یک موجود صاحب هویت و احساس و عقل و شعور، دریافت خودم رو دارم، و جز این چیزی برای من ملاک نیست، چون هیچ دلیل و منطقی هم نداره. از قدیم و ندیم هم گفتن تجربه برتر از علم است. حالا من اصلا کار ندارم چی گفتن چی نگفتن، ولی به همین رسیدم.
من یه زمانی از این که الان هستم خیلی ضعیف تر بودم. اون موقع گذشته از اینکه دیگران بهم زور میگفتن، طبیعت هم پاش رو گذاشته بود روی خرخرم و بیچارم کرده بود، همش درد و مریضی و رنج برام حواله میکرد.
موجود ضعیف در هستی جایی نداره. همون بهتر که ضعیف ها برن تا زجر بیخودی نکشن و قوی ها بمونن.
مگر اینکه ضعیف ها هم بتونن سرانجام به قدرت و در نتیجه خوشبختی برسن.
یعنی توهم تا به کجا ؟ میشه بفرمایید چه طور است که کاپیتالیستها از کمونیستها یاد گرفته اند و خفن شده اند ولی خود کمونیستها در پیتی باقی مانده اند ؟ این ادعا درست مثل ادعای مفت مسلمانان است که میگن غرب علمش رو از قرآن و اسلام استخراج کرده !!!
بیجاست.(blah blah blah)
زمانی همه ی جهان, سرمایه داری و بهره کشی بود و کمونیسم به یاری مارکسیسم، در اندک زمانی، رخش* آسا، یک سوم جهان را فرو گرفت. آنگاه سرمایه داری نیروهای خود را با یادگیری از دشمن و آزاد کردن سرمایه و و کاستن تنش با کارگران بسیج کرد و کمونیسم را اندکی به پس راند ولی بهای ان این بود که ناچار در کشورهای خودشان، برخی ایده ها و راهکار های سوسیالیستی را پیاده کردند. پس اینجایش هم پیروزی کمونیسم بوده
از آنجاییکه خود هوش و خرد هم فرآوردههایِ[2] فرگشت[3] هستند, پس آنچه بجا میماند (یا چیزی
بجا نمیماند) همبودهایی[4] هستند که بر روی ایندو فراساخته شده باشند, نه سود و آز[5] سرمایهداران بیخرد.
گویا ساز و کار فرگشت هم در این جستار به دست کمونیست های محترم عوش شد!
بقای سازگارترین یا بقای قوی ترین گم و گور شد.
مثلن اگر در فرگشت ژن تمایل به محارم بوجود آمد، مهم اینه که چون خودش حاصل فرگشته، امتداد پیدا کنه!
خب ما با اینکه یک آدم بتواند از یک آدم دیگر بهره بکشد (مردم را به گاری ببندد) ستیز داریم, بسیار هم داریم!
اینکه از دید شما کوچکترین عیبی ندارد یک سرمایهدار دیگران را بکارگماشته و بهرهیِ آنها را برای خود بالا بکشد ولی از دید ما و هر آدم خردگرایی, دیدگاهی بشرستیزانه است: سرمایهدار تافتهیِ جدابافتهای است که دیگران باید برای وی کار نمایند و وی از دسترنج ایشان مفت مفت بخورد و راه برود.
درسته, بازار آزاد (همان نام دهن پُرکن سرمایهداری = free enterprise) را سرمایهداران از همه بیشتر دوست دارند, چون به آنها پروانهیِ بهرهکشی ناب و هر چه آزادتر را میدهد. هر اندازه که دوست دارید مزد بدهید, هر جور که خواستید بیمه کنید, هر درسدی از بهره که دوست داشتید را بالاکشید و ...
١٠٠%ای آنهم گرچه در تاریخ دیده نشده (چون هر سرمایهداری باید بخشی از پولهایِ بهرهکشیده را ناچار به دولت و نهاد سرکوبگر دهد تا ماندگار باشد), ولی به نگر میاید چنین جایی از آرمانشهرهایِ سرمایهداران باشد!
چنانکه گفتیم, دشمنی یا هراس شما از دولت هیچ پیوندی به گفتمان بهرهکشی و سرمایهداری ندارد. هیچکس نباید آنجا از دیگران بهرهکشد, میخواهد سرمایهدار در بازار آزاد — The FREE Enterprise!! ((: — باشد, میخواهد سرمایهدار در جامهیِ دولت باشد!
پارسیگر
مهم این نیست بهره کشیده شده باشد یا خیر مهم آن است بهره کشیده شده و ارزش افزوده و انباشت کالا دوباره باز پخش میشود یا خیر که این کار به دوش دولت است
گورپاچوف هم وقتی شوروی در حال سقوط بود فرمودند من به عنوان رئیس دولت نمیدانم تولید گندم امسال شوروی چقدر بوده است و این همان بهایی بود که مارکس در برابر محدود کردن بازارها پرداخت که به همان بوروکراسی انجامید .
اکنون هم که شما دم از عدم بهره کشی میزنید هیچ آلترناتیوی در برابر سرمایه داری ناب امریکایی و سوئدی و آلمانی ندارید و کشور هایی که دولت بیشترین دخالت را در اقتصاد دارد از واپسمانده ترین کشور های جهان هستند
.
چین هم بعد از باز کردن درهای آزاد اقصادی به اینجا رسیده که اکنون است .
باز از هر سو بنگریم مدل سرمایه داری ایرانی را نمیتوانید به پای مدل های سرمایه داری امریکایی یا آلمانی بزنید بلکه باید به مدل سرمایه داری نوع چینی و روسی بزنید .
خب بله شاید. خوشبختی بدون نیرومندی هم شاید شدنی باشه. موارد خاص و استثناء هست. یا شاید روشهای خاص زندگی. ولی بهرحال بازهم شاید یک نوع قدرتهای پنهان و خاصی درکار باشند. مثلا یک مرتاض هم قدرت خاص خودش رو داره. یک تارک دنیا هم همینطور. یک استاد هنر رزمی هم همینطور.
منظور من از قدرت هم ثروت و مقام و نیروی نظامی نیست به آن صورت. منظورم بیشتر همین قدرتهای اصیل تر و درونی تر است. از قدرت فیزیکی تا قدرت هوش و خرد و حتی معنویت را هم شامل میشود. چون من فکر میکنم رعایت کردن اصول معنویت هم شرط احتیاط و عقل است.
بهرحال در اکثریت موارد قدرت نیاز است. بخصوص اگر یک خوشبختی ای بخواهید که تصادفی نباشد، در کنترلتان باشد، و پایدار و تضمین شده باشد (تاحد ممکن).
منظور شما از سرمایه داری سرمایه داری دولتی است نه سرمایه داری از نوع بازار آزاد . چین هم که دارد ابر قدرت اقتصادی میشود از منطق سرمایه تبعیت میکند .
چیزی که شما هنوز هوش نکردید این است که سرمایه داری بخودی خود یک فند است برای بهره کشی. ولی اگر این بهره هایی که کشیده میشود به همان کارگر پس داده شود (
برای نمونه اگر سرمایه ها و ابزار فراورش در دست دولت کارگری و یا انجمن ها کارگری باشد و از بهره، برای ساختن راه و دبستان و پارک و ورزشگاه و .. سود بجویند، نه کشتی لوکس برای سرمایه دار و روسپی هایش)،
دیگر آنگاه بهره کشی هومن از هومن و کژی هایی که بودن سرمایه در دست گروهی اندک پدید میاورد و آنها و جهان را به گند میکشد را نداریم. برای انیکه شما هم هوش کنید یک نمونه ی ساده: یک سوزن به خودی خود بد نیست، اگر برای دوختن باشد خوب است و اگر برای شکنجه باشد بد است! هوش کردید؟ پس در چین هم تا زمانی که بزرگترین بخش بهره، در راستای بهزیستی مردم و سازندگی و پیشگیری از گرسنگی و بیماری و .. باشد. کشور کمونیستی بشمار میرود.
برای نمونه همین که میتوانند 1.35 میلیارد تن را سیر و درکار نگه دارند، خودش یک دستاورد بسیار با ارزش، نه تنها برای چین، بساکه برای سراسر جهان است که چینی ها مانند پناهندگان آفریکایی، سوار زورق ها خود را به دریا نمیزنند و سرازیر نمیشوند که شمارا بخورند!
ما هم نگفتیم از نگر ساختار سرمایه داری ایران و آمریکا همچون یکدیگرند.هر بچه ای به اقتصاد این دو کشور نگاه کند تفاوت را می فهمد.اما در بنیان یکی هستند.
ما هم گفتیم ایران بیشتر به نظام های سوسالیستی-کمونیستی گرایش دارد تا بازار آزاد سرمایه داری .
امریکا هم از ترس چپ های آدم کش و کله خراب تن به تئوری کینز داد و کمی سوشیال شد که اکنون گندش در بحران 2008 در آمد که دخالت دولت عملآ رقابت را متوقف کرد و به انحصار طلبی رسید آنچه که چپ ها میترسیدند !
این روش هم تجویزی بود که مارکس در برابر محدود کردن بازارها انجام داد .
پس آنچه در ایران میگذرد را سخاوتمندانه به پای سرمایه داری نریزید بلکه به وفاداری ضمام داران به سنت چپ ها بریزید
اکنون هم که شما دم از عدم بهره کشی میزنید هیچ آلترناتیوی در برابر سرمایه داری ناب امریکایی و سوئدی و آلمانی ندارید و کشور هایی که دولت بیشترین دخالت را در اقتصاد دارد از واپسمانده ترین کشور های جهان هستند .
اینها دروغها و فرافکنیهایِ سرمایهداران هستند که برای ماندگاری شان بایسته میبینند.
من هتّا اینجا هوادارِ سرسخت کمونیسم و دولت آژگاهیده (مرکزی) نیستم (آنرا یک راهکار بررسیپذیر میدانم), ولی با نگرش به آمار و دادههایِ تاریخی از کشورهای کمونیستی
مانند شوروی میبینیم که این خبرها نبوده و بسیار هم کامیاب و پیروز بودهاند.
در همسنجی امروز, ایرانِ سرمایهدار و آمریکایِ سرمایهدار را هم میبینیم, یکمی که زهوارش در رفته, دومی هم همین چند روز پیش دولت اش را از روی گرفتاریهای پولی بست (shut down)!!
آمار گرسنگی و نداری هم که در همین آمریکا (پولدارترین کشور جهان) میبینیم سر به آسمان میکشد, ولی آمارهایِ آن زیر خروارها پروپاگاندا فرومیروند.
اینجور که ولی از شما برمیاید, اینکه مردم گرسنه باشند, از آنها بهرهکشی شود و ... هیچ ارزشی ندارد, ما تنها باید ببینیم چه اندازه کالا آنجا فرآورده میشود!
اینکه نون کالا به چه کار میخورد و کارآمدی سیستمی که مردم اش بدبخت هستند به چه درد, اسپاگتی دانا داناد! ((:
اکنون هم که شما دم از عدم بهره کشی میزنید هیچ آلترناتیوی در برابر سرمایه داری ناب امریکایی و سوئدی و آلمانی ندارید و کشور هایی که دولت بیشترین دخالت را در اقتصاد دارد از واپسمانده ترین کشور های جهان هستند
بیجاست. آمریکا از انجا که دهه هاست که بخش بزرگی از جهان را به تنهایی چاپیده به این دارایی رسیده است، به بهای بدبختی سراسر آمریکای لاتین، خاور میانه و .. یک بمب هم در خاکش نیافتاده، به وارونه هی اینجا و انجا کودتا کرده و بدترین آدمکش ها مانند پینوشه را سرکار اورده و ویتنام را با ناپالم خاکستر کرده و طالبان را پرورده و مصدق را سرنگون کرده و طبیعت را گند زده و لایه ی اوزون را سوراخ کرده و همرفت گرمایی را پدید آورده و توفان ها و ..... تا به این جا رسیده است و نه از کارآمدی سامانه ی بهره کشی هومن از هومن! دگرگزین (الترناتیو) ما هم این است که ما برای بهزیستی و بهزیوی و خوشبختی, به اینجور آزمندی و زورگویی و ستمگری و این تباهی ها نیاز نداریم! • پارسیگر
برای نمونه همین که میتوانند 1.35 میلیارد تن را سیر و درکار نگه دارند، خودش یک دستاورد بسیار با ارزش، نه تنها برای چین، بساکه برای سراسر جهان است که چینی ها مانند پناهندگان آفریکایی، سوار زورق ها خود را به دریا نمیزنند و سرازیر نمیشوند که شمارا بخورند!
چین قدیم مگه توش مردم از گرسنگی میمردن؟
بنظرم اگر وجود چنین سیستمهایی ضروری هم باشه، ناشی از رشد جمعیت و دخل و تصرف بشر در طبیعت و چیزهای دیگر بود.
چرا اصولا جمعیت کنترل نشه و به مقدار بهینه نرسه؟ چرا اصولا باید فکر کنیم که حتما باید ماهواره به فضا فرستاد و بمب اتم داشت و صنعت آنچنانی؟ شاید باید زندگی طبیعی و بازگشت به گذشته رو پیشه کرد در مواردی.
البته فقط یک مشکل بزرگ برای این روش به ذهنم میرسه. اونم اینکه کشورهای دیگه، چه سرمایه داری و چه کمونیستی، چه آمریکا چه چین چه روسیه، نمیذارن کشوری که از نظر قدرت دفاعی ضعیف باشه آب خوش از گلوش پایین بره!! بخصوص که منابع طبیعی هم داشته باشه، یا موقعیت استراتژیک. خب برای دفاع هم که در دنیای امروز به ارتش با قدرت و فناوری پیشرفته نیازه. اینم نیاز به پول هم داره.
ما هم گفتیم ایران بیشتر به نظام های سوسالیستی-کمونیستی گرایش دارد تا بازار آزاد سرمایه داری .
امریکا هم از ترس چپ های آدم کش و کله خراب تن به تئوری کینز داد و کمی سوشیال شد که اکنون گندش در بحران 2008 در آمد که دخالت دولت عملآ رقابت را متوقف کرد و به انحصار طلبی رسید آنچه که چپ ها میترسیدند !
این روش هم تجویزی بود که مارکس در برابر محدود کردن بازارها انجام داد .
پس آنچه در ایران میگذرد را سخاوتمندانه به پای سرمایه داری نریزید بلکه به وفاداری ضمام داران به سنت چپ ها بریزید .
عزیز من شما تازه وارد بحث شده اید نمی دانید موضوع از چه قرار است.به نخستین پیک من اگر بنگرید به دوجنبه ی کثیف سرمایه داری ایرانی و سرمایه داری آمریکایی پرداختم: یکم پرداخت مالیات کم برای سرمایه داران که در ایران نزدیک به صفر است. دوم سیستم مزخرف بیمه درمانی و دیگر خدمات همگانی.
از اینرو گفتیم(در این زمینه) سرمایه داری ایرانی با نوع آمریکایی اش تفاوتی ندارد.سرمایه داری دولتی هم چنانچه گفتیم در مورد ایران صدق نمی کند.به طور مثال بیش از 80 درسد از معادن ایران خصوصی است و به نام اشخاص است.شرکت های ایرانی هم اکثرا سهامدارانشان آخوند ها و آلت الله ها و سرداران سپاه و یا از دار و دسته ی رسمنجانی هستند.در قانون اساسی ایران هم اصلی داریم به نام اصل 44 قانون اساسی که طبق این اصل اکنون بیش از 80 دسد سهام شرکت های دولتی به بخش خصوصی(بخوانید سرمایه دار) وا گذار شده.
یعنی هیچ مهندی ندارد یک مشت مفتخور انگل از مردم بهرهمیکشند!؟ ((:
اینها دروغها و فرافکنیهایِ سرمایهداران هستند که برای ماندگاری شان بایسته میبینند.
من هتّا اینجا هوادارِ سرسخت کمونیسم و دولت آژگاهیده (مرکزی) نیستم (آنرا یک راهکار بررسیپذیر میدانم), ولی با نگرش به آمار و دادههایِ تاریخی از کشورهای کمونیستی مانند شوروی میبینیم که این خبرها نبوده و بسیار هم کامیاب و پیروز بودهاند.
در همسنجی امروز, ایرانِ سرمایهدار و آمریکایِ سرمایهدار را هم میبینیم, یکمی که زهوارش در رفته, دومی هم همین چند روز پیش دولت اش را از روی گرفتاریهای پولی بست (shut down)!! آمار گرسنگی و نداری هم که در همین آمریکا (پولدارترین کشور جهان) میبینیم سر به آسمان میکشد, ولی آمارهایِ آن زیر خروارها پروپاگاندا فرومیروند.
اینجور که ولی از شما برمیاید, اینکه مردم گرسنه باشند, از آنها بهرهکشی شود و ... هیچ ارزشی ندارد, ما تنها باید ببینیم چه اندازه کالا آنجا فرآورده میشود! اینکه نون کالا به چه کار میخورد و کارآمدی سیستمی که مردم اش بدبخت هستند به چه درد, اسپاگتی دانا داناد! ((:
پارسیگر
بله این نظام ها بسیار کامیاب بوده اند که یکی پس از دیگری ساقط شده اند .
رئیس دولت آنها هم نمیداند چقدر گندم تولید شده تا انباشت سرمایه را باز تولید کند و بهره کشی نشود .
یک نگاهی هم شما به آمار رفاه اجتماعی در کشورهای اروپای غربی و امریکا باندازید متوجه تفاوت فاحش آن با سیستم های دیگری چون ویتنام و کره شمالی و چین می شوید .
پس آلترناتیوی همچنان وجود ندارد و جهان نمیتواند یکبار دیگر قهقرا را تجربه کند تا بلکه کمونیست ها به بهشت موعود برسند
آری، ده ها و سدها میلیون ، گاهی هتّا سالهای پیاپی . برای نمونه از سال ١۸١١ تا ١۸۴۹ که ۴۵ میلیون تن از گرسنگی مردند. بیخود نیست که مگس و سگ و ملخ هم به منوی خوراکی چینی ها راه پیدا کردند! •
یک نگاهی هم شما به آمار رفاه اجتماعی در کشورهای اروپای غربی و امریکا باندازید متوجه تفاوت فاحش آن با سیستم های دیگری چون ویتنام و کره شمالی و چین می شوید . پس آلترناتیوی همچنان وجود ندارد و جهان نمیتواند یکبار دیگر قهقرا را تجربه کند تا بلکه کمونیست ها به بهشت موعود برسند
بیجاست. آمریکا از انجا که دهه هاست که بخش بزرگی از جهان را به تنهایی چاپیده به این دارایی رسیده است، به بهای بدبختی سراسر آمریکای لاتین، خاور میانه و .. یک بمب هم در خاکش نیافتاده، به وارونه هی اینجا و انجا کودتا کرده و بدترین آدمکش ها مانند پینوشه را سرکار اورده و ویتنام را با ناپالم خاکستر کرده و طالبان را پرورده و مصدق را سرنگون کرده و طبیعت را گند زده و لایه ی اوزون را سوراخ کرده و همرفت گرمایی را پدید آورده و توفان ها و ..... تا به این جا رسیده است و نه از کارآمدی سامانه ی بهره کشی هومن از هومن! دگرگزین
(الترناتیو) ما هم این است که ما برای بهزیستی و بهزیوی و خوشبختی, به اینجور آزمندی و زورگویی و ستمگری و این تباهی ها نیاز نداریم! • پارسیگر
آری، ده ها و سدها میلیون ، گاهی هتّا سالهای پیاپی . برای نمونه از سال ١۸١١ تا ١۸۴۹ که ۴۵ میلیون تن از گرسنگی مردند. بیخود نیست که مگس و سگ و ملخ هم به منوی خوراکی چینی ها راه پیدا کردند! •
پارسیگر
خب حالا بحث خشکسالی و قحطی و بیماریها که قدیم همه جا بوده. منظور من اینه که جمعیت اون موقع اینقدر نبوده و خب زمین و منابع طبیعی چین هم که پهناور و بقدر کافی بنظر میامد. مشکل در کجا بوده؟ یه مدت هم که ژاپنی ها حمله کردن یک بخشی از چین رو گرفته بودن و قطحی و بدبختی آوردن براشون.
ولی این سرمایه داری و آمریکا هم یه کارهای استثنایی هم کردنا. مثلا همین اینترنت که ما الان ازش استفاده میکنیم. یا جنبش نرم افزار آزاد و بازمتن که بنده شخصا در رشتم میدونم چقدر مهم و ارزشمنده. من فکر نمیکنم نظامهای کمونیستی همچین چیزایی ایجاد میکردن.
بله این نظام ها بسیار کامیاب بوده اند که یکی پس از دیگری ساقط شده اند .
رئیس دولت آنها هم نمیداند چقدر گندم تولید شده تا انباشت سرمایه را باز تولید کند و بهره کشی نشود .
یک نگاهی هم شما به آمار رفاه اجتماعی در کشورهای اروپای غربی و امریکا باندازید متوجه تفاوت فاحش آن با سیستم های دیگری چون ویتنام و کره شمالی و چین می شوید .
ایران باستان هم ابرکشوری بزرگ بود, ولی از تازیان شکست خورد.
یک هومن هم جانداری ساخته شده از ≈٤ تریلیون یاخته است, ولی در برابر یک ویروس hiv ناچیز وامیدهد.
پس نمیتوان کامیابی و هومندوستی (بشردوستی) و خوبیِ یک سامانه را تنها و تنها از روی شکنندگی آن سنجید. در کنار آن, میبینیم کمونیسم ستیزی
است با پولدارترین و سرمایهدارترین و توانمندترینِ ردهیِ هومنان روی زمین و پس روشن است باین آسانیها نمیتوانسته و نمیتواند پیروز شود.
هر آینه
در همان زمان کوتاهی که توان را در دست داشته کارنامهیِ خوبی از خود بجا گذاشته که اگر با نگاهی دادگرانه و به دور از سوگیری بخوانیم, ستودنی میباشد.
سرانجام همهیِ اینها را هم اگر بپذیریم تنها میشود کژفرنود: «تو هم بدی!». ما هتّا اگر از بیخ هم بپذیریم کشورهای کمونیستی بد
بودهاند, باز فرنود اینکه کشورهای سرمایهداری خوب هستند و بهرهکشی هومن از هومن کاریست شایسته و اخلاقی (چیزیکه شما اینجا میگویید) نمیشود!
پس آلترناتیوی همچنان وجود ندارد و جهان نمیتواند یکبار دیگر قهقرا را تجربه کند تا بلکه کمونیست ها به بهشت موعود برسند .
ما تا اینجا دستکم ٤ دگرگزین دادهایم, ولی چون چشمان سرمایهداران بهرهکش را آز و آزمندی () گرفته نمیخواهند هیچکدام آنها را بپذیرند:
١- گرفتن باژ هر چه بیشتر از سرمایهدار = سوسیالیسم
٢- دادن مالکیت ابزار فرآورش به خود کارگر = همکارگاه (Worker cooperative - WiKi)
٣- دادن مالکیت ابزار فرآورش به سندیکاها = پرگاهیده
٤- سپردن مالکیت ابزار فرآورش به دولت نماینده (proxy) = آژگاهیده
٥- سپردن کار به ماشینها/روباتها و همگانی نمودن مالکیت آنها: همبود کاررَها - The work-free society - برگ 32 ٦- ...
اندیشمند «ژیژک» سخن بامزهای دربارهیِ سرمایهدارها دارد که اگر شما نگاهی به اخبار و پروپاگاندای سرمایهداران بیاندازید, پیوسته به شما از شدنی بودن هر چیز ناشدنی میگویند, از
نمیدانم upload کردن روان اتان روی رایانه در ٥٠ سال آینده تا رسیدن به نامیرایی مادی, تا نمیدانم رفتن به دورترین کهکشانها و دستیابی به انرژی رایگان و .., ولی همینکه سخن به "همگانی
نمودن ابزار فرآورش" میرسد ناگهان سخن از نه و نمیشود و نشده و نخواهد شد و ناشدنی است و هرگز نمیتواند بشود و این کار طبیعی نیست و دگرگزین نیست و نبوده و نمیشود داد و ... میشنوید! ((:
بله کشته شدن میلیون ها میلیون انسان در چین و شوروی را به خاطر داریم .
😃
هر کشتنی که بد نیست, اگر کسی خواست به شما تجاوز بکند و بکشدتان نیز در پدافندی از خودتان سزامندی کشتن دارید و اگر نکشید, ناداناید.
بهرهکشان نیز با بهرهکشیِ مردم راهِ دیگری نگذاشتهاند جز واژگشت و شورش, همانجور که
بردهداران به این آسانیها از بردهداری دست نکشیدند, بهرهکشان نیز به این آسانیها از بهرهکشی دست
نخواهند کشید و همواره در این آرمان سنگ انداخته و دشواری درست میکنند, تا هستیِ خودشان را پذیرفته بنمایانند.
پس بیگمان این ستیزها و کشت و کشتارهای ناخواسته همچنان دنباله خواهند
داشت, تا هنگامیکه ریشهیِ بهرهکشی همچون فئودالیسم و بردهداری, از بیخ کنده شوند.
هر آینه در همان زمان کوتاهی که توان را در دست داشته کارنامهیِ خوبی از خود بجا گذاشته که اگر با نگاهی دادگرانه و به دور از سوگیری بخوانیم, ستودنی میباشد.
بله گروه گروه از دانشمندان گرفته تا نویسنده و هنرمند و خواننده را به پای جوخه های اعدام میسپردند از همان کارنامه درخشانی است که شما از آن سخن میگویید .
سرانجام همهیِ اینها را هم اگر بپذیریم تنها میشود کژفرنود: «تو هم بدی!». ما هتّا اگر از بیخ هم بپذیریم کشورهای کمونیستی بد بودهاند, باز فرنود اینکه کشورهای سرمایهداری خوب هستند و بهرهکشی هومن از هومن کاریست شایسته و اخلاقی (چیزیکه شما اینجا میگویید) نمیشود !
خیر
هیچ کشور سرمایه داری تا کنون ادعا نکرده است به بهشت موعود رسیده است و سرمایه داری ناب این یا آن است .
اتفاقا اکثر سیستم های سرمایه داری سیستم های خود صحیح هستند و خودشان را در جهت رفاه عمومی همواره اصلاح میکنند اما مبارزه
برای اصلاح نظام های کمونیستی میشود جوخه های اعدام یا اردوگاه های کار اجباری !
ما تا اینجا دستکم ٤ دگرگزین دادهایم, ولی چون چشمان سرمایهداران بهرهکش را آز و آزمندی () گرفته نمیخواهند هیچکدام آنها را بپذیرند: ١- گرفتن باژ هر چه بیشتر از سرمایهدار = سوسیالیسم ٢- دادن مالکیت ابزار فرآورش به خود کارگر = همکارگاه (Worker cooperative - WiKi) ٣- دادن مالکیت ابزار فرآورش به سندیکاها = پرگاهیده ٤- سپردن مالکیت ابزار فرآورش به دولت نماینده (proxy) = آژگاهیده ٥- سپردن کار به ماشینها/روباتها و همگانی نمودن مالکیت آنها: همبود کاررَها - The work-free society - برگ 32 ٦- ...
دوست عزیز همه اینها در قالب سرمایه داری میگنجند و هیچ تعارضی با سرمایه داری ندارند !
برای مثال مورد 1 و 2 هر دو اکنون در کشورهای سرمایه داری مانند امریکا و فرانسه در حال اجرا است .
به نظر من شما باید بر مبانی سرمایه داری یکبار دیگر نگاه باندازید .
اندیشمند «ژیژک» سخن بامزهای دربارهیِ سرمایهدارها دارد که اگر شما نگاهی به اخبار و پروپاگاندای سرمایهداران بیاندازید, پیوسته به شما از شدنی بودن هر چیز ناشدنی میگویند, از نمیدانم upload کردن روان اتان روی رایانه در ٥٠ سال آینده تا رسیدن به نامیرایی مادی, تا نمیدانم رفتن به دورترین کهکشانها و دستیابی به انرژی رایگان و .., ولی همینکه سخن به "همگانی نمودن ابزار فرآورش" میرسد ناگهان سخن از نه و نمیشود و نشده و نخواهد شد و ناشدنی است و هرگز نمیتواند بشود و این کار طبیعی نیست و دگرگزین نیست و نبوده و نمیشود داد و ... میشنوید! ((:
پارسیگر
همین نشان میدهند دانشگاه های کشور های سرمایه داری بسیار فعال تر از دانشگاه های کشورهای کمونیستی بوده و یک پوان مثبت برای سرمایه داریست .
هر کشتنی که بد نیست, اگر کسی خواست به شما تجاوز بکند و بکشدتان نیز در پدافندی از خودتان سزامندی کشتن دارید و اگر نکشید, ناداناید.
بهرهکشان نیز با بهرهکشیِ مردم راهِ دیگری نگذاشتهاند جز واژگشت و شورش, همانجور که بردهداران به این آسانیها از بردهداری دست نکشیدند, بهرهکشان نیز به این آسانیها از بهرهکشی دست نخواهند کشید و همواره در این آرمان سنگ انداخته و دشواری درست میکنند, تا هستیِ خودشان را پذیرفته بنمایانند.
پس بیگمان این ستیزها و کشت و کشتارهای ناخواسته همچنان دنباله خواهند داشت, تا هنگامیکه ریشهیِ بهرهکشی همچون فئودالیسم و بردهداری, از بیخ کنده شوند.
پارسیگر
خیر
شما باید تاریخ را مطالعه کنید که ببنید در نظام های کمونیستی به هیچ کسی رحم نشده است از کودک گرفته تا پیر و جوان و نقاش و کشاورز و نویسنده و هنرمند
!
مشکل همین است که شما میخواهید نهاد انسان ها را دگرگون کنید مانند اسلامیست ها
که میخواهند امت بسازند یا فاشیست ها که نژاد برتر بسازند شما میخواهید انسان تراز نوین بسازید با زور !
بعد هم ادعای انسان دوستی میکنید
.
آینده جهان هم چیزی نیست جز سرمایه داری و لیبرال دموکراسی
ولی این سرمایه داری و آمریکا هم یه کارهای استثنایی هم کردنا. مثلا همین اینترنت که ما الان ازش استفاده میکنیم. یا جنبش نرم افزار آزاد و بازمتن که بنده شخصا در رشتم میدونم چقدر مهم و ارزشمنده. من فکر نمیکنم نظامهای کمونیستی همچین چیزایی ایجاد میکردن.
چرا که نه؟ مگر شوروی نخستین کیهان نورد را به گردار زمین نفرستاد؟ تازه ، فرمانروایی بهره کشی و سرمایه داری هزاره ها و سده هاست که برپاست، کمونیسم که هنوز بچه است! • پارسیگر
خب حالا بحث خشکسالی و قحطی و بیماریها که قدیم همه جا بوده. منظور من اینه که جمعیت اون موقع اینقدر نبوده و خب زمین و منابع طبیعی چین هم که پهناور و بقدر کافی بنظر میامد. مشکل در کجا بوده؟ یه مدت هم که ژاپنی ها حمله کردن یک بخشی از چین رو گرفته بودن و قطحی و بدبختی آوردن براشون.
این مرگ ومیر ها دو انگیزه داشته: ناسازگاری طبیعت ( خشکسالی، بیماری، خوره ی گیاهی و .) ناکارآمدی سامانه ( بهره کشی ، دزدی، ریخت و پاش، بخش نکردن دادگرانه ی خوراک، نبود برنامه ریزی برای سالهای خشکسالی ، زادو زای بیش از اندازه، جنگ ..) فزون بر این چین گرچه پهناور است ولی به انگیزه کوهستان ها و بیابان ها و ... زمین های کشاورزی ان بسیار اندک (14%) و بدتر انیکه تکه تکه میباشد. در آمریکا، به وارونه این زمینها پهناور و به هم پیوسته اند. *
---
اکنون دولت کمونیستی پس از آروین های آغازین و کژکاری ها،: ١- زاد و زای مردم چین را کنترل میکند: یک کودک در هر خانواده ٢- برنامه ریزی برای رسانیدن کود شیمایی، زهر های میکرب کش ۳- برنامه ریزی برای ابزار خودکار و ماشینی کشاورزی ۴- برنامه ریزی برای آبرسانی ( ساختن آببند ها، کانال ها و دگرگونی رودخانه ها ) ۵- سامانه انبار داری و سیلو سازی برای انباشت دانه های خوراکی برای روزهای سخت. ۶- بکار گیری روش دانشیک برای کشاورزی بهینه و یافتن بهترین گونه ی گیاهان برای هر اقلیم ۷- بهسازی ژنتیک دانه های کشاورزی و پایدرا سازی انها در برابر دگرش های آب و هوا و خوره ها .. .. و بسیاری گامهای دیگر که تنها با برنامه ریزی آژگاهی و سرمایه همگانی ، شایا و شـُدنی هستند.
درسته, همچون زنان سرمایهداران هم دوست دارند مردم بجای این فزونکاویها[1] و فضولیها دربارهیِ نمیدانم کمونیسم و "بهرهیِ افزوده" و بهرهکشی و اینها, بروند مانند خر کار کنند و بهرهدهند و دنبال همان دوزار سرگرم باشند! (:
فکر کنم دوزاری شما کج افتاده است ! 👍 من به شما بود نه یه نفر
تا شما کارآمدی را در چه ببینید.اگر کارآمدی منظورتان پروپاگاندای سرمایه داری و ابر قدرتی آمریکا است(البته ابر قدرتی که در لجنزار افغانستان و عراق سالهاست گیر کرده) خب درست است.اما از دید من کار آمدی رعایت حقوق اکثر مردم است نه 10 درسد پولدار.
البته 70 ساله کمونیستها میگویند آمریکا در لجن فرو رفته و داره از بین میره :))) 70 سال دیگه هم همین حرفها رو میزنند میشه 140 سال
نخست اینکه من اگر ناراضی هستم به خاطر بلایی است که همین سرمایه داری بر سر من و امثال که از طبقه ی متوسط جامعه هستند آورده. اما این هم مغلطه است.شما اگر بروید زمینی به ارزش 100 میلیون را از کسی به قیمت 100 هزار تومان بخرید،بعد ایشان دیرتر از شما شکایت کند نمی توانید ادعا کنید من راضی بوده ام ایشان هم راضی بوده اند پس گور پدر ناراضی.زمان برده داری هم بسیاری از برده ها از شرایط خود راضی بوده اند اما این چیزی از کثیف بودن برده داری کم نمی کند.
اتفاقن دقیقن اگر کسی زمین 100 میلیونی اش را به من بفروشد 100 هزار تومان هیچ دادگاهی حق رو به اون بابا نمیده :)))) یک کمی تحقیق کنید جانم ! این هم نمونه اش : جنجال فروش قالی ایرانی 10 میلیون دلاری
زمانی همه ی جهان, سرمایه داری و بهره کشی بود و کمونیسم به یاری مارکسیسم، در اندک زمانی، رخش[1]* آسا، یک سوم جهان را فرو گرفت. آنگاه سرمایه داری نیروهای خود را با یادگیری از دشمن و آزاد کردن سرمایه و و کاستن تنش با کارگران بسیج کرد و کمونیسم را اندکی به پس راند ولی بهای ان این بود که ناچار در کشورهای خودشان، برخی ایده ها و راهکار های سوسیالیستی را پیاده کردند. پس اینجایش هم پیروزی کمونیسم بوده .
در هم میهن ، مسلمانان مدافع جمهوری اسلامی درست همین طوری استدلال میکنند برای دفاع از اسلام و اینکه چرا کشورهای اسلامی بیشتر از آفتابه نمیتوانند تولید کنند