مثلا شما که جزئیات کمونیست و کاپیتالیسم و سوسیالیست و .. خوندی، چکار کردی باهاش؟؟!
با اینها نون در آوردی؟ با حفظ کردن شعار کمونیست و دموکرات و ... تونستی هزینه اجاره رو بدی؟
همچین میگه کوشش! 4 نفر دور میز جمع میشن و حین مشروب خوردن و سیگار کشیدن و خندیدن و .. 2و3 تا چرت و پرت میگن و اسمش رو میذارن اساسنامه کمونیست و سوسیالیست و .. شب میاد خونه میگه وای امروز چقدر کار کردیم! چقدر فــَـک زدیم!
sonixax چرا به این نوشته ام پسند داده ای؟
😍
متن اش؟ لفظ و لحن اش؟ حرف دلت بود؟ کدوم قسمتش بیشتر؟
همچین میگه کوشش! 4 نفر دور میز جمع میشن و حین مشروب خوردن و سیگار کشیدن و خندیدن و .. 2و3 تا چرت و پرت میگن و اسمش رو میذارن اساسنامه کمونیست و سوسیالیست و ..
اندیشیدن هم که حتما نباید همراه با رسم و رسوم ویژهای باشد, میتوان با همان خنده و گفتگو سر میز هم اندیشید!
من خودم بهترین اندیشه هامو در شلوغترین و عجیبترین جاها داشتم
اندیشیدن هم که حتما نباید همراه با رسم و رسوم ویژهای باشد, میتوان با همان خنده و گفتگو سر میز هم اندیشید! من خودم بهترین اندیشه هامو در شلوغترین و عجیبترین جاها داشتم ..
اندیشیدن همراه با خوشی و خنده با تریاک کشیدن و تا خرخره مشروب خوردن و در حال مستی و منگی سر میز و اصول کمونیسم و حزب را صادر کردن در حالی که نمیتوانی یک خط درست حرف بزنی و همه را چپ و چوپ میگویی فرق میکند
اندیشیدن همراه با خوشی و خنده با تریاک کشیدن و تا خرخره مشروب خوردن و در حال مستی و منگی سر میز و اصول کمونیسم و حزب را صادر کردن در حالی که نمیتوانی یک خط درست حرف بزنی و همه را چپ و چوپ میگویی فرق میکند .
پس روشنتر شد که دوزاری ما درست افتاده بود, هر کس چیزی در ستیز با سرمایهداری بگوید از روی "شکمسیری" و بیدردی است!
اگر نه امروز دنبال یک لقمه نان بود از این غلطهایِ بیخود و فزونکاویها نمیکرد!!
اندیشیدن همراه با خوشی و خنده با تریاک کشیدن و تا خرخره مشروب خوردن و در حال مستی و منگی سر میز و اصول کمونیسم و حزب را صادر کردن در حالی که نمیتوانی یک خط درست حرف بزنی و همه را چپ و چوپ میگویی فرق میکند .
پس روشنتر شد که دوزاری ما درست افتاده بود, هر کس چیزی در ستیز با سرمایهداری بگوید از روی "شکمسیری" و بیدردی است! اگر نه امروز دنبال یک لقمه نان بود از این غلطهایِ بیخود و فزونکاویها[1] نمیکرد!! (((:
اینکه ادعای کمونیستهاست که سرمایه دار مرفه بی درد است و هیچ کاری نمیکند و همین طوری نشسته خون بقیه را میمکد :))
یعنی استدلال به قدری سطحی و به دور از واقعیت است که حتا در داستان های مصور کودکان هم ازش استفاده نمیشه ! چون کوک مذکور صحنه را با فحش خوار و مادر به خاطر خَر فرض کردنش ترک میکند
اینکه ادعای کمونیستهاست که سرمایه دار مرفه بی درد است و هیچ کاری نمیکند و همین طوری نشسته خون بقیه را میمکد :))
یعنی استدلال به قدری سطحی و به دور از واقعیت است که حتا در داستان های مصور کودکان هم ازش استفاده نمیشه ! چون کوک مذکور صحنه را با فحش خوار و مادر به خاطر خَر فرض کردنش ترک میکند :))
آری, برای نمونه bill gates اگر یک روز کار نکند, بیچاره زن و بچه اش, نان ندارند بخورند!! (:
یا کسیکه خانه اجاره میدهد, بیچاره, شباروز دارد سگدو میزند, سر ماه میرود اجاره میگیرد!!
خوب این ادعا و حرف مفت است ! اقتصاد ایران مدل اسلامیزه شده شوروی کمونیستیست + یک کمکی به رسمیت شناختن حق مالکیت خصوصی که مثل شوروی به باد فنا نرود !
خیر.مدل اقتصاد ایران تا چند سال پیش سرمایه داری نیمه دولتی بود اکنون هم با قوانینی که در قانون اساسی گنجانده شده سرمایه داری محض است.نمونه اش را برای شما مثال زدیم،بیش از 80 درسد صنایع دولتی و شرکت ها به بخش خصوصی(سرمایه دار ها) واگذار شده.پس به این نتیجه می رسیم ادعای شما که هی تکرار می کنید و گمان می کنید با تکرار منطق به سود شما حکم می دهد، ادعای مفت است.
البته 70 ساله کمونیستها میگویند آمریکا در لجن فرو رفته و داره از بین میره :))) 70 سال دیگه هم همین حرفها رو میزنند میشه 140 سال 😄
حقیقت به سخن شما نیست.ضرر و زیان آمریکا در دو جنگ افغانستان و عراق روشن است.در همین قضیه سوریه هم دیدیم که بواسطه ی تجربه ی گندی که در عراق زده شد چه اندازه محتاطانه برخورد کردند.
اتفاقن دقیقن اگر کسی زمین 100 میلیونی اش را به من بفروشد 100 هزار تومان هیچ دادگاهی حق رو به اون بابا نمیده :)))) یک کمی تحقیق کنید جانم ! این هم نمونه اش : جنجال فروش قالی ایرانی 10 میلیون دلاری
نخست اینکه روزنامه ی ایران منبع نیست.اما در همین ایران اگر شما چنین کاری کنید به جرم کلاه برداری احتمالا چند سالی سر و کارتان با زندان خواهد بود.بر فرض هم که من در این یک مورد اشتباه کنم چیزی از خنده داری استدلال شما که می گویید این راضی،اون راضی گور پدر ناراضی کم نمی کند.بعد هم شما برای چه جوش می زنید؟مگر نمی گویید آنها راضی هستند،کسی که راضی باشد استدلال های ما را هم بشنود موضع اش تغییر نمی کند.احتمالا باز هم تن به یوغ سرمایه داری خواهد داد.جای نگرانی برای شما ندارد.
خیر.مدل اقتصاد ایران تا چند سال پیش سرمایه داری نیمه دولتی بود اکنون هم با قوانینی که در قانون اساسی گنجانده شده سرمایه داری محض است.نمونه اش را برای شما مثال زدیم،بیش از 80 درسد صنایع دولتی و شرکت ها به بخش خصوصی(سرمایه دار ها) واگذار شده.پس به این نتیجه می رسیم ادعای شما که هی تکرار می کنید و گمان می کنید با تکرار منطق به سود شما حکم می دهد، ادعای مفت است.
من با شما موافقم. اقتصاد ایران سرمایه داری هست از این نظر که مالکیت خصوصی درش آزاد هست. ولی خب به دلیل وجود دولت رانتی این سرمایه داری متمرکز و دارای سقف هست و سرمایه داری مطلق نیست.
در هم میهن ، مسلمانان مدافع جمهوری اسلامی درست همین طوری استدلال میکنند برای دفاع از اسلام و اینکه چرا کشورهای اسلامی بیشتر از آفتابه نمیتوانند تولید کنند !
بازهم مانند همیشه، سنجش نابجا فرمودید و فرمودند، چون شوروی چیزی بیش از آفتابه توانست بسازد!
خیر.مدل اقتصاد ایران تا چند سال پیش سرمایه داری نیمه دولتی بود اکنون هم با قوانینی که در قانون اساسی گنجانده شده سرمایه داری محض است.
خیر .
شما اگر یکبار اصل 44 قانون اساسی را میخواندید اینطور نمی فرمودید
!
نظام اقتصادی جمهوری اسلامی ایران بر پایه سه بخش دولتی، تعاونی و خصوصی با برنامهریزی منظم و صحیح استوار است.
بخش دولتی شامل کلیه صنایع بزرگ، صنایع مادر، بازرگانی خارجی، معادن بزرگ، بانکداری، بیمه، تأمین نیرو، سدها و شبکههای بزرگ آبرسانی، رادیو و تلویزیون، پست و تلگراف و تلفن، هواپیمایی، کشتیرانی، راه و راهآهن و مانند اینها است که به صورت مالکیت عمومی و در اختیار دولت است.
بخش خصوصی شامل آن قسمت از کشاورزی، دامداری، صنعت، تجارت و خدمات میشود که مکمل فعالیتهای اقتصادی دولتی و تعاونی است.
مالکیت در این سه بخش تا جایی که با اصول دیگر این فصل مطابق باشد و از محدوده قوانین اسلام خارج نشود و موجب رشد و توسعه اقتصادی کشور گردد و مایه زیان جامعه نشود مورد حمایت قانونی جمهوری اسلامی است. تفصیل ضوابط و قلمرو و شرایط هر سه بخش را قانون معین میکند.
شما اگر یکبار اصل 44 قانون اساسی را میخواندید اینطور نمی فرمودید !
خیر،اتفاقا این شمایید که باید تفسیر جدید را بخوانید.این قانون شما قدیمی است گرامی:
در پی بروز اختلاف قانونی در مورد واگذاری برخی از واحدهای دولتی به بخش خصوصی در صنایعی که قانون اساسی جمهوری اسلامی مالکیت و مدیریت آنها را متعلق به دولت اعلام کرده، مجمع تشخیص مصلحت نظام اصلاحاتی را در اصل 44 قانون اساسی به عمل آورده است.
مجمع تشخیص مصلحت نظام با ارایه تفسیر خود از اصل ۴۴ قانون اساسی واگذاری ۶۵ درصد سهام برخی از بانک ها، شرکت های دولتی بیمه، شرکت های هواپیمایی، شرکت های تامین نیرو و شبکه مخابراتی را مجاز اعلام کرده است. بروز برخی مشکلات در روند خصوصی سازی مقامات جمهوری اسلامی را به اصلاح اصل ۴۴ قانون اساسی واداشته است تا تعریفی تازه از حیطه تصدی اقتصادی دولت ارایه دهند که حدود ۸۰ درصد اقتصاد ایران را تحت کنترل دارد.
اصل 44 قانون اساسی مالکیت و مدیریت واحدها در صنایع استراتژیک و مادر را خاص بخش دولتی می داند اما تفسیر جدید از این اصل واگذاری بخشی از این فعالیتها به بخش خصوصی را به مصلحت تشخیص داده و اجازه آن را صادر کرده است
برای رفع این مشکل، مجمع تشخیص مصلحت نظام از حدود دو سال پیش بحث و بررسی اصل ۴۴ قانون اساسی را که مانعی بر سر راه خصوصی سازی به حساب می آید در دستور کار قرارداد. به گزارش ایرنا - خبرگزاری دولتی ایران - بر اساس مصوبه مجمع تشخیص مصلحت نظام، ۶۵ درصد بانک های دولتی به استثنای بانک مرکزی و بانک های ملی، صنعت و معدن، کشاورزی، مسکن، توسعه صادرات، سپه و همچنین شرکت های بیمه تجاری به استثنای بیمه مرکزی به بخش خصوصی واگذار خواهد شد.
تمام شرکت و منابع دولتی هم که دولت اجازه ی خصوصی سازی آنها را ندارد به شرح زیر است:
1) شبکههای مادر مخابراتی و امور واگذاری بسامد(فركانس)، 2) شبکههای اصلی تجزیه و مبادلات و مدیریت توزیع خدمات پایه پستی، 3) تولیدات محرمانه یا ضروری نظامی، انتظامیو امنیتی به تشخیص فرماندهی کل نیروهای مسلح، 4) شركت ملی نفت ایران و شرکتهای استخراج و تولید نفت خام و گاز، 5) معادن نفت و گاز، 6) بانک مرکزی جمهوری اسلامیایران، بانک ملی ایران، بانک سپه، بانک صنعت و معدن، بانكتوسعه صادرات، بانك كشاورزی، بانك مسكن و بانك توسعه تعاون، 7) بیمه مرکزی و شركت بیمه ایران، 8) شبکههای اصلی انتقال برق، 9) سازمان هواپیمایی کشوری و سازمان بنادر و کشتیرانی جمهوری اسلامیایران، 10) سدها و شبكههای بزرگ آبرسانی، 11) رادیو و تلویزیون،
پس دیدیم که قانون شما قدیمی است و این شما هستید که بدون آگاهی اظهار نظر کردید.
حتی یک تبصره ای هم هست که دولت در صورت نیاز می تواند 49% از سهام همین شرکت ها را هم به بخش خصوصی واگذار کند.
هیچکدام از این اصلاحیه ها سهم دولت از اقتصاد را 20 دردصد نمیکند !
همانطور که در متن هم گفته شده سهم دولت از اقتصاد 80 دردصد است که میخواهند آن را کم کنند
تازه آن تعدادی هم که میماند سرویس دهنده به اقتصاد دولتی هستند حتی اگر 49% بشود .
دوست عزیز این اصلاحیه برای سال 87 است نه امروز.پس تلاش برای خصوصی سازی از امروز شروع نشده.
با قانون هم به شما نشان دادیم
آنطور که شما می گویید نیست.به غیر از آن چند نمونه هم که خدمتتان گفتم دولت موظف است همه ی منابع دولتی را به بخش خصوصی واگذار کند.از مالیات و سیستم درمانی سرمایه داری ایران برای تان گفتیم،این هم از مالکیت شرکت ها و منابع.برای شما مثال هم زدیم مثلا بیش از 80 درسد معادن ایران(به غیز از نفت و گاز خصوصی هستند) اصلاحیه اصل 44 را هم به شما نشان دادیم.حال باز بفرمایید بگویید اقتصاد ایران کمونیستی-سوسیالیستی است.
ماده 3 - قلمرو فعالیتهای اقتصادی دولت بهشرح زیر تعیین میشود:
الف - مالكیت، سرمایهگذاری و مدیریت برای دولت در آن دسته از بنگاههای اقتصادی كه موضوع فعالیت آنها مشمول گروه یك مادة (2) این قانون است، اعم ازطرحهای تملك داراییهای سرمایهای، تأسیس مؤسسه و یا شركت دولتی، مشاركت با بخشهای خصوصی و تعاونی و بخش عمومیغیر دولتی، به هرنحو وبه هرمیزان ممنوع است.
تبصره 1 - دولت مكلف است سهم، سهم الشركه، حق تقدم ناشی از سهام و سهمالشركه، حقوق مالكانه، حق بهرهبرداری و مدیریت خود را در شركتها، بنگاهها و مؤسسات دولتی و غیر دولتی كه موضوع فعالیت آنها جزء گروه یك مادة(2) این قانون است، تا پایان قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامیایران به بخشهای خصوصی، تعاونی و عمومیغیردولتی واگذار نماید.
تبصره 2- تداوم مالكیت، مشاركت و مدیریت دولت در بنگاههای مربوط به گروه یك ماده(2) این قانون و بعد از انقضاء قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامیو یا شروع فعالیت در موارد ضروری تنها با پیشنهاد دولت و تصویب مجلس شورای اسلامیو برای مدت معین مجاز است.
تبصره 3 - در مناطق كمتر توسعه یافته و یا در زمینه فناوریهای نوین و صنایع پرخطر، دولت میتواند برای فعالیتهای گروه یك ماده(2) از طریق سازمانهای توسعهای مانند سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران تا سقف چهلونه درصد (49%) با بخشهای غیر دولتی مشتركاً سرمایهگذاری كند. دراین موارد دولت مكلف است سهام دولتی را در بنگاه جدید حداكثر ظرف سه سال پس از بهرهبرداری به بخش غیر دولتی واگذار كند.
ب - دولت مكلف است هشتاددرصد(80%) از ارزش مجموع سهام بنگاههای دولتی در هر فعالیت مشمول گروه دو ماده (2) این قانون به استثناء راه و راهآهن را به بخشهای خصوصی، تعاونی و عمومیغیردولتی واگذار نماید.
تبصره 1- دولت مجاز است به منظور حفظ سهم بهینه بخش دولتی در فعالیتهای گروه دو ماده (2) این قانون با توجه به حفظ حاكمیت دولت، استقلال كشور، عدالت اجتماعی و رشد و توسعه اقتصادی به میزانی سرمایهگذاری نماید كه سهم دولت از بیست درصد (20%) ارزش این فعالیتها در بازار بیشتر نباشد.
تبصره 2 ـ بخشهای غیردولتی مجاز به فعالیت در زمینه راه و راهآهن هستند. سهم بهینه بخشهای دولتی و غیردولتی در فعالیتهای راه و راه آهن مطابق آئیننامهای خواهد بود كه به پیشنهاد مشترك وزارت راهوترابری و وزارت اموراقتصادی و دارایی به تصویب شورای عالی اجراء سیاستهای كلی اصل چهل و چهارم(44) قانون اساسی خواهد رسید.
تبصره 3 ـ دولت مكلف است درحد مقابله با بحران نسبت به تأمین كالاهای اساسی مانند گندم و سوخت برای مدت معین، تمهیدات لازم را بیندیشد.
یعنی شما عقیده دارید پیش بینی مارکس مبنی بر انقلاب کارگران بر سرمایه داری مسلم است؟ این در حالیست که تغییرات و پیچیدگی هایی که اکنون در طبقات و قشر بندی های جوامع رخ داده را نادیده میگیرید؟
این امر به لحاظ ضعف درونی نظام سرمایه یقینا عملی خواهد شد زیرا سرمایه داری تا کنون با همه ادعایش نتوانسته است مقوله بحران وبیکاری را حل نماید وبخاطر خصلت سود طلبانه وطمع ، تولید را افزایش وبا بحرانهای مالی درگریبان خواهد بود واکنون اگر شدت وعمق این ضعف آن درکشورهای غرب قدرتمند به مانند امریکا به چشم نمیخورد بعلت صدور این بحران به کشورهای جهان سوم است ... درکل بعلت قوانین جامعه وقوع انقلاب کارگری وتغییر نظام اقتصادی امری بایسته وضروری است تغییرات حاصله تنها توانسته است شکل قضیه را عوض کند اما هرگز نفس بهره کشی انسانها را نتوانسته است تغییر دهد این تغییر چهره ها عرض کردم نوعی عقب نشینی از طرف سرمایه داری است
یعنی توهم تا به کجا ؟ میشه بفرمایید چه طور است که کاپیتالیستها از کمونیستها یاد گرفته اند و خفن شده اند ولی خود کمونیستها در پیتی باقی مانده اند ؟ این ادعا درست مثل ادعای مفت مسلمانان است که میگن غرب علمش رو از قرآن و اسلام استخراج کرده !!!
توهم توطئه !
Blah Blah Blah🤔
ضعف تئوریک شما از نحوه پاسختان آشکار است وانتظاری هم بیش از این نیست زیرا یقینا برای درگیر شدن ذهنیت با مسائل علمی تر جامعه نیازمند عمق نگری است که به نظر از شما نمیتوان هم چنین انتظاری داشت
اما برای اینکه شما هم به مانند برخی دکترین نظام سرمایه داری از این نظام ذهنیت نسبی هم کسب کنید به نظرم بنا به اعتراف اکثر اندیشمندان کتاب کاپیتال ( سرمایه )درنوع خود بی نظیرترین وتکمیل ترین مرجع برای نقد وشناخت سرمایه داری تاکنون به رشته تحریر درآمده است
ودیگر اینکه تاکنون اندیشمندان که درخدمت سرمایه تلاش میکنند نتوانستند دراین باره نقد ی برآن نوشته به نگارش درآورند وتنها با مراجعه به آن وشناخت بیشتر شیوه های اداره نظام وپیشگیری از بحرانهای همزاد آن را استفاده کنند
...
شماهم برای بازشناسی خود به نوشته های داروین ونیز فروید نیاز دارید ونیز با مطالعه کتب لازم مبانی کمونیزم با دست پر به این مبحث ملحق شوید درآن صورت به جای جمله پراکنی با استدلال بهتری وارد گفتگو شده وما هم از عرایص شما کسب فیض کنیم
شما باید تاریخ را مطالعه کنید که ببنید در نظام های کمونیستی به هیچ کسی رحم نشده است از کودک گرفته تا پیر و جوان و نقاش و کشاورز و نویسنده و هنرمند !
مدام از جنایات کمونیستها مثال میزنید که درشوروی گروه گروه نویسنده ها را اعدام کردند و... آیا میتوانید از این ادعایتان از این گروه ها ویاوزنان وبچه هائیکه به جوخه اعدام سپرده شده برای ما هم مستندا نقل کنید ... به گمان شما آیا این اعدامها تنها درنظام کمونیستی انجام شده است ( درحالیکه شورروی جز پیش قراولان لغو اعدام بود ...و نیز قابل مقایسه با مثلا کشورسرمایه داری که با حمایت امریکا بوجود آمد (شیلی ) آنچنان آمار وحشتناکی نداشت که شما اینچنین آشفته کرده است ) ومیلیونها انسانهائی که توسط نظامهای طبقاتی وسرمایه داری انجام شده است را نمیتوانید ببیند
مشکل همین است که شما میخواهید نهاد انسان ها را دگرگون کنید مانند اسلامیست ها
که میخواهند امت بسازند یا فاشیست ها که نژاد برتر بسازند شما میخواهید انسان تراز نوین بسازید با زور !
بعد هم ادعای انسان دوستی میکنید .
مشکل شما هم دراین است که شما شناخت درستی از اشکال نظامهای سرمایه داری ندارید آنچنانکه نظامهای فاشیستی وتوتالیتاریستی را که مظاهر گوناگون وزاده همین نظام نابرابر سرمایه داریست را نمیخواهید ببیند وعموما ذهنیت شماوامثالهم تحت تاثیر ظواهرا امر ونیزبخاطر شرایط خاصی که امریکا توانست درایم برهه اقتصاد موفقی داشته وقدرت اقتصادی بلامنازعی را رقم زده است ، قرار گرفته است درحالیکه این بت امریکا میدانید که تا چند دهه پیش دربحرانهای شدید اقتصادی درگیر بود ونیز هرلحظه احتمال فروریختن آن بخاطر بحران های موسمی اقتصادی را میتوان پیش بینی نمود
آینده جهان هم چیزی نیست جز سرمایه داری و لیبرال دموکراسی .
این هم شکل بزک خورده نظام سرمایه داری است که توانسته است دربرخی کشورها براثر تراکم سرمایه وثبات نسبی وگسترش رفاه عمومی ... قدری به خود رنگ ولوا بدهد واغوا کننده به نظر برسد وبه این ساحل خوشبختی تنها چند کشوری میتوانند برسند که شرایط خاص وانحصار ثروت وقدرت را کسب نموده باشند این لیبرال دمکراسی شما درخود اروپا هم نتواسته است نسخه مناسبی برای اغلب کشورها باشد بطوریکه کشورهائی همچون یونان واسپانیا و... دربحران اقتصادی غوطه ور مانده اند ... بنابراین به جای غرق شدن به زرق وبرق آسمانخراشهای سربه فلک کشیده ونیز چند جمله تبلیغاتی غربی خود را دردامان کمونیست ستیزی نیاندازیم وبا آگاهی بیشتری حتی به قول شما تاریخ را ورق بزنیم به عنوان مثال آلمان فاشیستی توانست رشد اقتصاد موفقی داشته باشد ونیز عدالت نسبی دربین ساکنان خود بیافریند وهمچنین از لحاظ تکنولوژیک کشوی بسیار پیشرفته را بوجود بیاورد اما نها یتا حرص قدرت وثروت باعث شد دنیا را به آتش بکشد ... وتازمانی خصلت سود طلبی درجامعه ای وجود دارد وانسانها براساس بهره کشی از همدیگر اداره میشود نمیتوان صحبتی از سعادت انسانها نمود
هیچکدام از این اصلاحیه ها سهم دولت از اقتصاد را 20 دردصد نمیکند !
همانطور که در متن هم گفته شده سهم دولت از اقتصاد 80 دردصد است که میخواهند آن را کم کنند
تازه آن تعدادی هم که میماند سرویس دهنده به اقتصاد دولتی هستند حتی اگر 49% بشود .
اما درگفتگوهای شما درمورد اقتصاد ایران نکاتی را به نظرم لازم است که بیان نمایم ابتدا درنظر بگیرید که اقتصاد ایران اصولا رشد ناموزونی داشته است وبرای رشد اقتصاد وسرمایه داری غیر دولتی لازم بود که سرمایه داری ملی به رشد وکفایت برسد که درپروسه رشد اقتصاد ایران عملا بنا به مدیریت سنتی ونیز سرکوب( دکترمصدق وکودتا ) وهمچنین خاصیت انحصاری سرمایه داری جهانی این امر میسر نشد وحتی اصلاحات دولتی (اصلاحات ارضی شاه )نیز نتوانست به سرمایه داری بومی امکان رشد را فراهم نماید بنابراین بخاطر اقتصاد وابسته نفتی وغیر تولیدی دولت خود مبدل به یک بنگاه بزرگ اقتصادی شد واین قدرت نیز از رشد اقتصاد ملی ممانعت انجام داد ... که البته دراین دهه دولت اسلامی ایران با قبول نسخه صندوق بین المللی پول اراده نمود که بتواند اقتصاد غیردولتی را تقویت نماید واین رسالت را دولت احمدی نژاد به آزاد کردن قیمتها انجام داد ونیجه تورمی آن را مشخص حضورتان هست ...
بله شما نشان دادید مرغ شما یک پا دارد ! سهم 87 درصدی دولت در اقتصاد ایران / مقایسه ارقام بودجه 91 با تولید ملی لایحه بودجه ای به اندازه تولید ناخالص ملی/ 80 درصد اقتصاد در اختیار شرکتهای دولتی است؟
همه مثل شما که آمار نمیدهند . تازه به شما تخفیف هم دادیم که مشتری شوید .
With this understood, the Soviet Union appears the greatest megamurderer of all, apparently killing near 61,000,000 people. Stalin himself is responsible for almost 43,000,000 of these. Most of the deaths, perhaps around 39,000,000 are due to lethal forced labor in gulag and transit thereto. Communist China up to 1987, but mainly from 1949 through the cultural revolution, which alone may have seen over 1,000,000 murdered, is the second worst megamurderer. Then there are the lesser megamurderers, such as North Korea and Tito's Yugoslavia
آری, برای نمونه bill gates اگر یک روز کار نکند, بیچاره زن و بچه اش, نان ندارند بخورند!! (:
یا کسیکه خانه اجاره میدهد, بیچاره, شباروز دارد سگدو میزند, سر ماه میرود اجاره میگیرد!! (((:
Bill Gates کارهایش را کرده امروز مینشیند و ماحصل زحماتش را میبیند . پیشتر به شما نشان داده ایم که بیل گیتس از تمام دفتر دستک IBM یعنی همان کارگرهایی که میفرمایید کار تولید را انجام میدهند و اگر ادیسون نباشد یکی دیگه هست در سال بوق باهوش تر بوده .
خیر.مدل اقتصاد ایران تا چند سال پیش سرمایه داری نیمه دولتی بود اکنون هم با قوانینی که در قانون اساسی گنجانده شده سرمایه داری محض است.نمونه اش را برای شما مثال زدیم،بیش از 80 درسد صنایع دولتی و شرکت ها به بخش خصوصی(سرمایه دار ها) واگذار شده.پس به این نتیجه می رسیم ادعای شما که هی تکرار می کنید و گمان می کنید با تکرار منطق به سود شما حکم می دهد، ادعای مفت است.
سرمایه داری دولتی و نیمه دولتی مهملیست که سوسیالیستها و کمونیستها برای سرپوش گذاشتن بر روی ناکارآمدی کمونیسم گذاشته اند و گفته اند کمونیسم به ذات خود ندارد عَیبی ! خود جناب مزدک هم که پیشتر فرموده اند سرمایه داری دولتی نه تنها ضدیتی با کمونیسم ندارد خیلی هم خوب است + اگر و مگر
حقیقت به سخن شما نیست.ضرر و زیان آمریکا در دو جنگ افغانستان و عراق روشن است.در همین قضیه سوریه هم دیدیم که بواسطه ی تجربه ی گندی که در عراق زده شد چه اندازه محتاطانه برخورد کردند.
نکند حقیقت به سخن آنانیست که از روز استقلال آمریکا مدام شعار نابودی و ضرر و زیان آمریکا سر میدهند ؟
نخست اینکه روزنامه ی ایران منبع نیست.اما در همین ایران اگر شما چنین کاری کنید به جرم کلاه برداری احتمالا چند سالی سر و کارتان با زندان خواهد بود.بر فرض هم که من در این یک مورد اشتباه کنم چیزی از خنده داری استدلال شما که می گویید این راضی،اون راضی گور پدر ناراضی کم نمی کند.بعد هم شما برای چه جوش می زنید؟مگر نمی گویید آنها راضی هستند،کسی که راضی باشد استدلال های ما را هم بشنود موضع اش تغییر نمی کند.احتمالا باز هم تن به یوغ سرمایه داری خواهد داد.جای نگرانی برای شما ندارد.
این اتفاق در اروپا و آلمان افتاده و اگر بگردید از چند جای دیگر هم میتوانید در باره اش بخوانید :
در ضمن اینکه چون فلان روزنامه ایرانی نوشته پس معتبر نیست میشود مغلطه ! (نبین چی گفته ببین کی گفته :دی بحثش را کورش گرامی دنبال میکنند) همچنین شما فرمودید نمیتوانید چنین ادعایی بکنید ما به شما نشان دادیم در کشوری که قانون دارد میتوانید
گویا شما تعریف دشنام و فحش را هم نمی دانید که می گویید "کثیف" فحش است.
کثیف به تنهایی فحش نیست ولی وقتی به کسی ، چیزی ، سیستمی از روی خشم گفته شود میشود فحش . و این نوع خطاب کردنها از طرف کمونیستها چیز جدیدی نیست ! اگر زورشان برسد میزنند میکشند میدزدند اگر نرس فحاشی میکنند . مثل مسلمانها
ضعف تئوریک شما از نحوه پاسختان آشکار است وانتظاری هم بیش از این نیست زیرا یقینا برای درگیر شدن ذهنیت با مسائل علمی تر جامعه نیازمند عمق نگری است که به نظر از شما نمیتوان هم چنین انتظاری داشت
با برچسب زنی و اتهام زنی و نمیدانی و آی تو نمیفهمی و اینها کار به جایی نمیبرید ! پاسخهای شکمی هم مانند این ندهید لطفن :
اما برای اینکه شما هم به مانند برخی دکترین نظام سرمایه داری از این نظام ذهنیت نسبی هم کسب کنید به نظرم بنا به اعتراف اکثر اندیشمندان کتاب کاپیتال ( سرمایه )درنوع خود بی نظیرترین وتکمیل ترین مرجع برای نقد وشناخت سرمایه داری تاکنون به رشته تحریر درآمده است
ودیگر اینکه تاکنون اندیشمندان که درخدمت سرمایه تلاش میکنند نتوانستند دراین باره نقد ی برآن نوشته به نگارش درآورند وتنها با مراجعه به آن وشناخت بیشتر شیوه های اداره نظام وپیشگیری از بحرانهای همزاد آن را استفاده کنند ...
شما بیشتر از هر کمونیستی که تا کنون دیده ام در هپروت سیر میکنید :)) واقعن فکر میکنید کتابهایی که در سال 1885 و 1848 چاپ شده اند و
بعدش به گند و گوزی به نام شوروی تبدیل شده اند
بهترین و کاملترین تعریف را در مورد نظام اقتصادی ارایه داده اند ؟ :))) خیلی باحالید :)))) شما اگر آخوند میشدید قطعن آخوند موفقی میشدید :))
شماهم برای بازشناسی خود به نوشته های داروین ونیز فروید نیاز دارید ونیز با مطالعه کتب لازم مبانی کمونیزم با دست پر به این مبحث ملحق شوید درآن صورت به جای جمله پراکنی با استدلال بهتری وارد گفتگو شده وما هم از عرایص شما کسب فیض کنیم
مشکل راستین تمام شما در هپروتی ها این است که فکر میکنید فقط خودتان میدانید و بس :)) این راهی را که شما دارید میروید ما ازش برگشته ایم :)) خوش باشید جانم .
١- از واژه های ساخت خودتان سود ببرید، کپی رات "گندوگوز" را من دارم
٢- شوروی نمونه ایست که چگونه میتوان در سی چهل سال از واپسمانده ترین کشور نیمه فئودالی و نیمه برده داری، یک اَبَرکشور فندی و دانشیک و سرایداشتیک و هنر پرور و ورزش پرور و هومن پرور و دادپرور ساخت که هتّا بداد بی بهرگان جهان از کوبا و ویتنام و انگولا و نیکاراگوئه و ... برسد!
ما هم گفتیم ایران هم ماهواره هوا کرد ، میمون هم هوا کرد ، موشک و پوشک هم میسازد
سنجش بیجاست، جمهوری گندوگوز اسلام، این هارا پس از سالها که دیگران انجام دادند، تازه دارد با سود بردن از دانشمندان روس و کره یاد میگیرد. شوروی اینرا برای نخستین بار ساخته بود جانم ! بهتر است کمی تاریخ بخوانید.
همه مثل شما که آمار نمیدهند . تازه به شما تخفیف هم دادیم که مشتری شوید .
With this understood, the Soviet Union appears the greatest megamurderer of all, apparently killing near 61,000,000 people. Stalin himself is responsible for almost 43,000,000 of these. Most of the deaths, perhaps around 39,000,000 are due to lethal forced labor in gulag and transit thereto. Communist China up to 1987, but mainly from 1949 through the cultural revolution, which alone may have seen over 1,000,000 murdered, is the second worst megamurderer. Then there are the lesser megamurderers, such as North Korea and Tito's Yugoslavia
شکم R.J. Rummel چه بنمایه آکادمیک و باور پذیری !! یکباره بگویند که زادمان روس برافتاده دیگر!! ---- بیشتر تاریخ نگاران از ٢۰ میلیون سخن میگویند که بیشترشان هم از خشکسالی و در سالهای نخست آشوب و کارشکنی های بجای ماندگان تزاری مرده اند. اینها را هم می اندازند گردن استالین ! تنها بخش کوچکی از این، ناسازگاران سیاسی و واژگشت ستیز ( ضد انقلاب) بودند و گروهی هم به ناروا کشته شده اند ولی این کمونیست ستیز ها، اینهمه را به ۶۰ میلیون باد کرده اند! لابد پدر این چندین سد میلیون روس و اوکرایین و بیلوروس کنونی و اینها هم خود استالین بوده ! یا فرا زمینی ها این هارا کاشته اند!
٢- شوروی نمونه ایست که چگونه میتوان در سی چهل سال از واپسمانده ترین کشور نیمه فئودالی و نیمه برده داری، یک اَبَرکشور[1] فندی و دانشیک[2] و سرایداشتیک[3] و هنر پرور و ورزش پرور و هومن[4] پرور و دادپرور ساخت که هتّا بداد بی بهرگان جهان از کوبا و ویتنام و انگولا و نیکاراگوئه و ... برسد!
باز هم رفتیم سر پله اول که شوروی چون بمب و موشک و پوشک داشته پس پیشرفته بوده 👎
سنجش[1] بیجاست، جمهوری گندوگوز اسلام، این هارا پس از سالها که دیگران انجام دادند، تازه دارد با سود بردن از دانشمندان روس و کره یاد میگیرد. شوروی اینرا برای نخستین بار ساخته بود جانم ! بهتر است کمی تاریخ بخوانید.
خود شوروی هم با کپی برداری از آمریکا هواپیما میساخت :دی شوروی دقیقن چه چیزی را برای نخستین بار ساخت ؟ موشک که کار نازی ها بود ! هواپیما که کار آمریکایی ها بود ! بمب اتمی هم که کار آمریکایی ها بود . کامپیوتر که کار انگلیسها بود . یک بوق فضایی برای نخستین بار ساخت که آن هم با همان آفتابه فرق چندانی نداشت
چرا که نه؟ مگر شوروی نخستین کیهان نورد را به گردار زمین نفرستاد؟ تازه ، فرمانروایی بهره کشی و سرمایه داری هزاره ها و سده هاست که برپاست، کمونیسم که هنوز بچه است! • پارسیگر
خب میدونی منظورم اینه یه چیزایی هست که بخش خصوصی بیشتر انگیزه و امکان تحققش رو داره. دولت به اون شکل ممکنه انگیزه و اولویت برای بعضی چیزها نداشته باشه.
یه حکومت کمونیستی تا چه حد برای تفریح و وقت گذارانی و سرگرمی و آزادی و ارتباط مستقل بین انسانها ارزش و اولویت قائل میشه؟ یعنی مثلا میان سرور گیم راه میندازن که ما با هم بازی اینترنتی کنیم؟ سیستم چت درست میکنن؟
بنظر من میاد که یک حکومت کمونیستی بیشتر در این فکره که هرکسی کار بکنه، و اولویتش پیشرفت کشوره (پیشرفت از دید خودش)، و نه اینکه مردم به سمت تفریح و وقت گذرانی و زندگی مورد دلخواه خودشون برن.
اکنون دولت کمونیستی پس از آروین های آغازین و کژکاری ها،: ١- زاد و زای مردم چین را کنترل میکند: یک کودک در هر خانواده ٢- برنامه ریزی برای رسانیدن کود شیمایی، زهر های میکرب کش ۳- برنامه ریزی برای ابزار خودکار و ماشینی کشاورزی ۴- برنامه ریزی برای آبرسانی ( ساختن آببند ها، کانال ها و دگرگونی رودخانه ها ) ۵- سامانه انبار داری و سیلو سازی برای انباشت دانه های خوراکی برای روزهای سخت. ۶- بکار گیری روش دانشیک برای کشاورزی بهینه و یافتن بهترین گونه ی گیاهان برای هر اقلیم ۷- بهسازی ژنتیک دانه های کشاورزی و پایدرا سازی انها در برابر دگرش های آب و هوا و خوره ها .. .. و بسیاری گامهای دیگر که تنها با برنامه ریزی آژگاهی و سرمایه همگانی ، شایا و شـُدنی هستند.
نظرتون درمورد موضوع تبت چیه؟ واسه چی حمله کردن اونجا رو گرفتن؟ واسه چی زندگی زیبا و طبیعی و خوشبختی مردم اونجا رو ازشون گرفتن؟
باز هم رفتیم سر پله اول که شوروی چون بمب و موشک و پوشک داشته پس پیشرفته بوده 👎
خود شوروی هم با کپی برداری از آمریکا هواپیما میساخت :دی شوروی دقیقن چه چیزی را برای نخستین بار ساخت ؟ موشک که کار نازی ها بود ! هواپیما که کار آمریکایی ها بود ! بمب اتمی هم که کار آمریکایی ها بود . کامپیوتر که کار انگلیسها بود . یک بوق فضایی برای نخستین بار ساخت که آن هم با همان آفتابه فرق چندانی نداشت .
یه حکومت کمونیستی تا چه حد برای تفریح و وقت گذارانی و سرگرمی و آزادی و ارتباط مستقل بین انسانها ارزش و اولویت قائل میشه؟ یعنی مثلا میان سرور گیم راه میندازن که ما با هم بازی اینترنتی کنیم؟ سیستم چت درست میکنن؟ بنظر من میاد که یک حکومت کمونیستی بیشتر در این فکره که هرکسی کار بکنه، و اولویتش پیشرفت کشوره (پیشرفت از دید خودش)، و نه اینکه مردم به سمت تفریح و وقت گذرانی و زندگی مورد دلخواه خودشون برن
همچنان که پیشتر گفته شد، برای ما هومن در تراز نخست است و نه "سود". در سرمایه داری ابزار سرگرمی را می سازند که گروهی سرگرم بشوند به بهای اینکه گروهی دیگر مانند برده کار کنند و زمان سرخاراندن هم نداشته باشند. یک گروه بچه پولدار هم هی XBox و PlayStation و اینها را میخرند و شباروز افتاده اند به سرگرمی و بازی و گمان میکنند که چه سامانه ی گل و بلبلی است! ولی ما نخست سرمایه های ملی و مردمی را برای پدید آوردن پایه های مهادین و راستین بهزیستی، مانند کار و نان و پوشاک و خانه و کاشنه و ترابری و ورزش و ... برای همه ... فراهم میکنیم و سپس که استخوان مان مایه دار شد، به سرگرمی- های لوکس تر هم میپردازیم.
دوستی نوشته بود که روسها "لادا" ساختند ولی جهان باختر رولزرویس و پورشه میسازند، باید در اینجا هم همان را بگوییم که برای ساختن لادا، بنمایه های اندکی نیاز است و بیدنگونه همه شانس داشتن لادا برای ترابری داشتند،
تا زمانیکه با پیشرفت های آینده، تراز آنها هم بالاتر رود، ولی در جهان باختر, گروهی مفتخور برای پز دادن پورشه دارند و گروهی بیشمار تر برای بلیت اتوبوس هم گرفتاری دارند. پس این نیست که شوروی نمی توانسته ماشین لوکس بسازد، میتوانسته ولی بایستی چیزی میساخته که به اندازه ی بنمایه هایش, همه بتوانند داشته باشند.
بله شما نشان دادید مرغ شما یک پا دارد ! سهم 87 درصدی دولت در اقتصاد ایران / مقایسه ارقام بودجه 91 با تولید ملی لایحه بودجه ای به اندازه تولید ناخالص ملی/ 80 درصد اقتصاد در اختیار شرکتهای دولتی است؟
البته در نقد این ارزیابی از اندازه دولت برخی از کارشناسان اقتصادی معتقدند که ارزیابی های صورت گرفته رقم واقعی تولید ناخالص کشور را نشان نمی دهد و به دلیل عدم ثبت بسیاری از فعالیت های اقتصادی بخش خصوصی در حسابهای ملی آنچه در آمارها منعکس می شود با واقعیت اقتصاد ایران تناسب ندارد، بر همین اساس این منتقدین می گویند سهم بخش خصوصی بسیار بیش از فضای نمایش داده شده در آمارهاست.
اصولا در این سیستم اقتصاد بی در و پیکر ایران مگر می شود تولید ناخالص داخلی را به درستی به دست اورد؟
از همه ی اینها گذشته انتقاد بر مبنای بی اخلاقی این سیستم و پایمال شدن حقوق کارگر بود نه اینکه کدام در دست دولت است و کدام در دست بخش خصوصی.
سرمایه داری دولتی و نیمه دولتی مهملیست که سوسیالیستها و کمونیستها برای سرپوش گذاشتن بر روی ناکارآمدی کمونیسم گذاشته اند و گفته اند کمونیسم به ذات خود ندارد عَیبی ! خود جناب مزدک هم که پیشتر فرموده اند سرمایه داری دولتی نه تنها ضدیتی با کمونیسم ندارد خیلی هم خوب است + اگر و مگر .
بهره کشی و پایمال کردن حقوق کارگر به هر شکلی مذموم است.می خواهد دولتی باشد یا خصوصی.
نکند حقیقت به سخن آنانیست که از روز استقلال آمریکا مدام شعار نابودی و ضرر و زیان آمریکا سر میدهند ؟ :))
بله خب،اگر به نگرش کپیتالیستی باشد 3 تا 4 تریلیون دلار هزینه(هزینه ی مستقیم و گرنه که بر آورد کلی هزینه ها تنها برای جنگ عراق 3 تریلیون دلار است) و دست کم 50 هزار کشته و زخمی در دو جنگ ضرر و زیان نیست.
در ضمن اینکه چون فلان روزنامه ایرانی نوشته پس معتبر نیست میشود مغلطه ! (نبین چی گفته ببین کی گفته :دی بحثش را کورش گرامی دنبال میکنند) همچنین شما فرمودید نمیتوانید چنین ادعایی بکنید ما به شما نشان دادیم در کشوری که قانون دارد میتوانید .
نمی دانستم یک روزی می رسد که مجبور شوم "جرم" بودن "کلاه برداری" را برای کسی توضیح دهم:
کلاهبرداری چیست ؟کلاهبرداری جرمی است که با تعریف عمل کلاهبردار شناخته می شود به این معنی کلاهبردار با فریب طعمه خود به شکار مال او می پردازد و برای فریب طعمه حیله بکار می برد از این نظر است که در کلاهبرداری مجنی علیه یعنی فردی که مورد کلاهبرداری واقع شده است مال خود را با رضایت در اختیار کلاهبردار قرار می دهد و این وجه متمایز کننده این جرم از دیگر جرایم بر علیه اموال است که کلاهبرداری یکی از این دسته جرائم است.
سری هم به این پیوند بزنید تا تعریف کلاه برداری را در کشورهای دیگر ببینید:
کثیف به تنهایی فحش نیست ولی وقتی به کسی ، چیزی ، سیستمی از روی خشم گفته شود میشود فحش . و این نوع خطاب کردنها از طرف کمونیستها چیز جدیدی نیست ! اگر زورشان برسد میزنند میکشند میدزدند اگر نرس فحاشی میکنند . مثل مسلمانها :)))
خیر در حالت عادی شما اگر به شخصی هم بگویید "کثیف" به سختی فحش است دیگر چه برسد به اینکه یک سیستم را "کثیف" خطاب کنید.
بنمایه که پیوندی به پهنه ی سرزمین ها ندارد! ایران هم ۴ برابر آلمان است!
از سوی دیگر، شوروی در دو جنگ جهانی و یک جنگ درونی ویران شده بود
و باید بازساخته میشد ولی یک بمب هم در آمریکا نیفتاده بود. آمریکا/انگلیس
همه مردم را از مکزیک گرفته تا نوک شیلی میچاپید، نیم آسیا و خاورمیانه را،
هندوستان و استرالیا و .. را و کمابیش همه ی افریکا را میچاپید، شوروی
به وارونه، به کوبا و آنگولا و نیکاراگوئه و .. یاری میرساند ...
من نمیدانم چرا پیش از آوردن فرنود، کمی اندیشه نمیکنید؟
•
پارسیگر
نه ما همون هایی هستیم که قران میگه تعقل نمیکنند:))
مدیریت مهمه، ایران با مدیریت آلمانی(به خاطر منابعش) الان بسیار سرتر از آلمان میتونست باشه.
به جز آمریکا تقریبا تمام کشورهای مهم بلوک غرب و کشور ویران شده بودند.
در مورد شوروی و بلوک کمونیست هم باید گفت خود شوروی و اقمارش و سایر کشورهای کمونیست مثل چین یا دارای منابغ غنی نفت و گاز(روسیه) بودند یا سایر منابع معدنی و یا اینکه مثل چین علاوه بر اینها زمین های حاصل خیز فراوانی هم داشتند.
وقتی میگم تقریبا نیمی از دنیا یعنی اینکه منابع قابل توجهی هم در دستشون بوده.
چنان از بهره کشی آمریکا حرف میزنید انگار شوروی از منابع اقمارش استفاده نمیکرده!
اکنون دولت کمونیستی پس از آروین های آغازین و کژکاری ها،:
١- زاد و زای مردم چین را کنترل میکند: یک کودک در هر خانواده
٢- برنامه ریزی برای رسانیدن کود شیمایی، زهر های میکرب کش
۳- برنامه ریزی برای ابزار خودکار و ماشینی کشاورزی
۴- برنامه ریزی برای آبرسانی ( ساختن آببند ها، کانال ها و دگرگونی رودخانه ها )
۵- سامانه انبار داری و سیلو سازی برای انباشت دانه های خوراکی برای روزهای سخت.
۶- بکار گیری روش دانشیک برای کشاورزی بهینه و یافتن بهترین گونه ی گیاهان برای هر اقلیم
۷- بهسازی ژنتیک دانه های کشاورزی و پایدرا سازی انها در برابر دگرش های آب و هوا و خوره ها ..
.. و بسیاری گامهای دیگر که تنها با برنامه ریزی آژگاهی و سرمایه همگانی ، شایا و شـُدنی هستند.
اگر چین از بازار سرمایه داری بهره کش استفاده نکنه و با سرمایه داران بهره کش همکاری نکنه و از کارگرانش بیگاری نکشه اون وقت دقیقا میخواد چیکار بکنه!؟:))
پیشرفت حکومت چین به بهای چهره کمونیستی ولی با قلب کاپیتالیستیه!
وقتی نوبت به انتقاد از سرمایه داری میشه مثلا وضعیت بد کارگران اپل در چین به میون میاد و اینها تقصیر سرمایه داری شیطانیه ولی کسی در این مورد حرف نمیزنه که همین سرمایه گذاری اپل چه سودی به حکومت چین میرسونه یا مگر اپل حکومت فدرال درست کرده که رژیم چین هیچ غلطی در برابر بیگاری کشیدن و سواستفاده از کارگران نمیکنه؟!:))
هدف وسیله رو توجیه میکنه!
اگر چین از بازار سرمایه داری بهره کش استفاده نکنه و با سرمایه داران بهره کش همکاری نکنه و از کارگرانش بیگاری نکشه اون وقت دقیقا میخواد چیکار بکنه!؟:)) پیشرفت حکومت چین به بهای چهره کمونیستی ولی با قلب کاپیتالیستیه! وقتی نوبت به انتقاد از سرمایه داری میشه مثلا وضعیت بد کارگران اپل در چین به میون میاد و اینها تقصیر سرمایه داری شیطانیه ولی کسی در این مورد حرف نمیزنه که همین سرمایه گذاری اپل چه سودی به حکومت چین میرسونه یا مگر اپل حکومت فدرال درست کرده که رژیم چین هیچ غلطی در برابر بیگاری کشیدن و سواستفاده از کارگران نمیکنه؟!:)) هدف وسیله رو توجیه میکنه!
بیجاست، در اینکه مردم کشورهای کمونیستی هم باید سخت کار کنند و از خودگذشتگی بنمایند ، گمانی نیست. ولی دگسانی آن با کشور ها ی سرمایه داری این است که نیروی این کار و این ازخودگذشتگی و سختکوشی در راستای بهروزی و پیشرفت کشورشان ( و آنهم نه آن پیشرفتی که شما میپندارید که یکی بنر سوار شود و یکی در کارتون بخوابد) بکار میافتد و نه برای ریخت و پاش و سرگرمی و روسپی بازی و کشتی سواری یک گروه مفت خور سرمایه دار یا آخوند یا زمیندار و ... همین که این کشور چین میتوان یک میلیارد و چهارسدمیلیون مردم را سیر نگه دارد و روز به روز به تراز بهزیستی شان بیفزاید، دستاوردی است که در تاریخ چین بی همتاست، آنهم کشوری که پیش از پیدایش کمونیست ها همه از کشاورز گرفته تا خود امپراتور تریاکی شده بودند و سیاست کشورشان را دولت انگلیس به انها دیکته میکرد ! پس اگر مردم در بازه ای از زمان سختکوشی کنند و هتّا به apple هم بهره بدهند و از سرمایه ی آن برای آبادانی کشورشان سود بجویند و روزگارشان بهتر از پیش شود، هیچ نکوهشی ندارد و سپس که خودشان یاد گرفتند، اپل را هم با اردنگی بیرون میکنند. • پارسیگر
نه ما همون هایی هستیم که قران میگه تعقل نمیکنند:)) مدیریت مهمه، ایران با مدیریت آلمانی(به خاطر منابعش) الان بسیار سرتر از آلمان میتونست باشه. به جز آمریکا تقریبا تمام کشورهای مهم بلوک غرب و کشور ویران شده بودند. در مورد شوروی و بلوک کمونیست هم باید گفت خود شوروی و اقمارش و سایر کشورهای کمونیست مثل چین یا دارای منابغ غنی نفت و گاز(روسیه) بودند یا سایر منابع معدنی و یا اینکه مثل چین علاوه بر اینها زمین های حاصل خیز فراوانی هم داشتند. وقتی میگم تقریبا نیمی از دنیا یعنی اینکه منابع قابل توجهی هم در دستشون بوده. چنان از بهره کشی آمریکا حرف میزنید انگار شوروی از منابع اقمارش استفاده نمیکرده! :))
هم بیجاست و هم ریشخند آمیز!
همین گردانندگی ( مدیریت) زمانی کارآمد است که هماهنگ باشد و آنهم زمانی شذنی است که این برنامه ریزی و گردانندگی آژگاهی باشد و نه اینکه هرکس برای خودش هردنبیلی کاری کند. چرا که همه ی ساخه های سرایداشت به همدیگر وابسته است، شما نمیتوانید برای ساختن پالتو در جایی برنامه ریزی کنید که کارخانه ی چرمش و پشمش درست کار نمیکند.
در دست داشتن بنمایه هم برابر با توان کاربرد آنها نیست، برای نمونه جمهوری اسلامی اورانیوم و مس و و نفت دارد ولی ابزار بیرون کشیدن و پالودن و فراورش اینها را ندارد! اینکه شوروی از "اقمارش" بهره میکشیده هم خنده دار است، به وارونه، بسیاری از بنمایه های شوروی برای ساختن و پیشرفت آلمان خاوری، کوبا، ویتنام، آنگولا، مغولستان، هتا خود چین!، چکسلواکی، لهستان و ... گسارده شد، و مانند آمریکا نبود که شیره ی سراسر آمریکای لاتین و خاور میانه و .. را بکشد ! •
نظرتون درمورد موضوع تبت چیه؟ واسه چی حمله کردن اونجا رو گرفتن؟ واسه چی زندگی زیبا و طبیعی و خوشبختی مردم اونجا رو ازشون گرفتن؟
😃 زندگی طبیعی و خوشبختی؟ مردم در کوهستان های بیبر جان میکندند میاوردند این آخوند های سرخ پوش نوش جان میکردند! دالایی لاما و آخوند های پرشمارش هم هیچ کاری جز وزوز کردن نیایش های بودایی برای خرکردن مردم و واپس مانده نگها داشتن آنها نداشتند. لاما ها و فئودال های وابسته به آنها کمابیش همه ی زمینهای کشاورزی و دامپروری را در دست داسته و بهره ی سنگینی از توده ی مردم میکشیدند. شما لابد فیلم های هالیوودی با "برد پیت" را فزوده نگاه کردید که گمان کردید که بسی خوشبخت زندگی میکرده اند! کوتاه سخن، به اندازه ای اینها مفت خوری میکردند که تبت، از واپسمانده ترین ها بود. با انهمه اگر جنگ و هماوردی میان هندوستان ( انگلیسیها و نه خود هندی های بیچاره) و چین نبود و ترس از اینکه انگلیس ها تبت را زیر چنگ خود بیاورند*، کسی به آن بیابان های کوهستانی کاری نداشت. گرچه تبت همواره از دید پیشینه ی تاریخی، بخشی از کشور چین بشمار میرفت و در زمان فغور های پیشین چین هم از چین بود. •
ولی دگسانی آن با کشور ها ی سرمایه داری این است که نیروی این کار و این ازخودگذشتگی و سختکوشی در راستای بهروزی[1] و پیشرفت کشورشان ( و آنهم نه آن پیشرفتی که شما میپندارید که یکی بنر سوار شود و یکی در کارتون بخوابد) بکار میافتد و نه برای ریخت و پاش و سرگرمی و روسپی بازی و کشتی سواری یک گروه مفت خور سرمایه دار یا آخوند یا زمیندار و ...
اینها فقط در کتب عتیقه کمونیست ها یافت میشود. قبلن هم یکبار گفتم که در ژاپن، شرکت اولویت اول یا دوم هر فرد هست. فکر میکنم دوم باشه و اول خانواده هست و پس از اون سوم خود فرد هست و این در فرهنگ ژآپن وجود داره و نیازی به وجود تئوری برای اون نیست و باید در فرهنگ مردم وجود داشته باشه.
روشنه که در کشورهای غربی هم اگر کردم دلشون برای کشورشون نمیسوخت با خرج های بیهوده و زائد دولت به خیابان ها نمیریختند و مدام نمیگفتند که ما مالیات میدیم که کشور آباد بشه نه اینکه جای دیگه ای جنگ بشه. پس میبینید که باز هم به انگیزه پرداختید در حالیکه انگیزه یک ارزش درون سیستمی ست و جز در موارد خاص برای بیرون سیستم ارزشی نداره همونطور که انگیزه مالیات دهندگان امریکایی برای شما ارزش نداره که آبادسازی کشورشون هست یا نابودسازی کونیسم در جهان!
همین که این کشور چین میتوان یک میلیارد و چهارسدمیلیون مردم را سیر نگه دارد و روز به روز به تراز[2] بهزیستی[3] شان بیفزاید، دستاوردی است که در تاریخ چین بی همتاست، آنهم کشوری که پیش از پیدایش کمونیست ها همه از کشاورز گرفته تا خود امپراتور تریاکی شده بودند و سیاست کشورشان را دولت انگلیس به انها دیکته میکرد !
قبلن هم گفتم که چین اکنون یکی از سرمایه دار ترین اقتصاد های دنیاست و گفته میشه آینده نزدیک بزرگترین بازار
مصرف کالاهای لوکس خواهد شد و دولت هم قصد داره مالیات بشتری برای کالاهای لوکس قرار بده. البته همین سرمایه دارانش دارند از دیوارهای کمونیسم فرار میکنند و در سواحل امریکای عزیز سکنی می گزینند.
پس اگر مردم در بازه[4] ای از زمان سختکوشی کنند و هتّا به apple هم بهره بدهند و از سرمایه ی آن برای آبادانی کشورشان سود بجویند و روزگارشان بهتر از پیش شود، هیچ نکوهشی ندارد و سپس که خودشان یاد گرفتند، اپل را هم با اردنگی بیرون میکنند.
اپل که هیچ، هم اکنون هم پس از گذشت 60 - 70 سال از سلطه کمونیست ها تقریبن تمام برندهای بزرگ و گنده دنیا یک سایت تولیدی در چین دارند و مشغول بهره کشی از ملت ستم دیده چین هستند و گویا دولت کمونیست هم حواسش نیست و عنقریب نیاز به تلنگر و نیشگونی کمونیست منشانه از جانب شما داره.
اینها فقط در کتب عتیقه کمونیست ها یافت میشود. قبلن هم یکبار گفتم که در ژاپن، شرکت اولویت اول یا دوم هر فرد هست. فکر میکنم دوم باشه و اول خانواده هست و پس از اون سوم خود فرد هست و این در فرهنگ ژآپن وجود داره و نیازی به وجود تئوری برای اون نیست و باید در فرهنگ مردم وجود داشته باشه
هم سخن شما و هم آن فرهنگ قبیله ای ژاپنی ها بیخود است و چیزی را در این فربود که از این ژاپنی ها بهره کشی میکنند، پدید نمیاورد.
این فرهنگ را ژاپنی ها از زمان سامورایی ها و جهانبینی "بوشیدو" دارند که پیمانداری و پایبندی به clan و خاوند( daimyo) را برترین فروزه میپنداشتند و این برای همان همبود قبیله ای بدرد میخورده و اکنون برای شیره کشیدن از جان کارگر ژاپنی از ان کژبهره برده میشود. • پارسیگر
قبلن هم گفتم که چین اکنون یکی از سرمایه دار ترین اقتصاد های دنیاست و گفته میشه آینده نزدیک بزرگترین بازار
به گفت شما که نیست، هنوز هوش نکردید که کاربرد سود سرمایه روشن میکند که کدام سرمایه برای بهره کشی و مفت خوری گروهی اندک تبهکار "سرمایه دار" مفتخور و گندیده است و کدام، برای بهزیستیهمگانی = کمونیسم
این امر به لحاظ ضعف درونی نظام سرمایه یقینا عملی خواهد شد زیرا سرمایه داری تا کنون با همه ادعایش نتوانسته است مقوله بحران وبیکاری را حل نماید وبخاطر خصلت سود طلبانه وطمع ، تولید را افزایش وبا بحرانهای مالی درگریبان خواهد بود واکنون اگر شدت وعمق این ضعف آن درکشورهای غرب قدرتمند به مانند امریکا به چشم نمیخورد بعلت صدور این بحران به کشورهای جهان سوم است ... درکل بعلت قوانین جامعه وقوع انقلاب کارگری وتغییر نظام اقتصادی امری بایسته وضروری است تغییرات حاصله تنها توانسته است شکل قضیه را عوض کند اما هرگز نفس بهره کشی انسانها را نتوانسته است تغییر دهد این تغییر چهره ها عرض کردم نوعی عقب نشینی از طرف سرمایه داری است
نه اتفاقا نظام های سرمایه داری هر چه که دقیق میشویم پیشرفته تر و پیچیده تر و به تبع آن قدرت پاسخگوییشان در برابر مشکلات اقتصادی بیشتر میشود. بنابراین انقلابی که ادعا میشود به خاطر ضعف درونی سرمایه داری نیست بلکه شرایط و عواملی دیگر غیر از عامل اقتصادی است که آینده ی سرمایه داری را رقم میزند.مانند عوامل سیاسی و نظامی. از ظرفی هم سیستمی که شما به صورت دو قطبی محض یاد میکنید در هم چنان ادغام و آمیخته شده اند که چیرگی آنان عملا معنا نخواهد داشت چرا که کارگران چیزی جدا از نظام سرمایه داری نیستند و یک نظام اقتصادی مستقل را تشکیل نمیدهند که بخواهند بر دیگری بشورند
شما باید از فرایافتی[1] به نام «ارزش افزوده» بخوانید, سپس میدریابید که بهرهکشی (exploitation) چیست.
با رفتن از پیِ ارزش افزوده همهیِ این چیزهایی که به چشم شما سخت و دشوار میایند آسان و دریافتنی میشوند; تنها پیچیده (ولی نه دشوار) هستند: کسی همزمان هم چند جا و چند جور بهرهمیدهد, هم چند جا و چند جور بهرهمیکشد.
سرمایهدار ولی در این میان همواره کسی است که بهرهیِ بیشتری از آنکه رویهم میدهد, بکشد —> روز به روز به پول در گردش (= سرمایه) خود بیافزاید.
وقتی کارگر نیروی کارش را به کارفرما بفروشد که به خودی خود بهره کشی و بهره مندی خاصی صورت نمیگیرد!
و تمامی مشاغل هم تولید ارزش اضافی نمیکنند.چرا که ارزش اضافی را زمانی میتوانیم به میان آوریم که کار را در برابر تولید یک شی و کالا قرار دهیم....
وقتی کارگر نیروی کارش را به کارفرما بفروشد که به خودی خود بهره کشی و بهره مندی خاصی صورت نمیگیرد!
پس شما نه فرایافت بهرهکشی را گرفتهاید, نه "ارزش افزوده" را.
ما یک کارفرما داریم, این کارفرما کاری را به یک کارگر برای انجام میسپارد. کارگر یک بهرهای در فرایند انجام کار میفرآورد. کارفرما بخشی (بزرگی) از بهره را به جیب زده, بجاماندهیِ آنرا به خود کارگر بازمیگرداند.
در اینجا میتوانید ببینید که بخشی از بهرهیِ فرآورده شده "بالاکشیده" شد؟ اگر میتوانید, پس همهیِ فرایند — گویا بی اندازه دشوار و سختدریافتنیِ برای
بیشینهیِ مردم! — بهرهکشی را گرفتهاید.
دگرسانی از گذشتههای دور تا به امروز نیز تنها در بالا رفتن هوتادِ زندگی بهرهدهان بوده است.
در بردهداری, بهرهده 'آزاد' نبود, ولی در برابر بهرهدهیِ خویش خوراک و سرپناه دریافت میکرد.
در بردهداری نوین, بهرهده در ظاهر آزاد است (ولی جوریکه اگر کار نکند گرسنه میماند) و همچنین در برابر کار خود پول میگیرد (بجای خوراک و سرپناه).
«ارزش افزوده = Surplus value - WiKi » نیز اینجا به
همین «بهرهای» گفته میشود که کارگر در فرایند کار کردن میفرآورد, نه ببایست یک چیز نویی (کالای فیزیکی که شما در ویر داشتید).
اگر کاری «ارزش افزوده» دربر نداشت هم پس خودبهخود دیگر "کار" به شمار نرفته و انجام نخواهد شد.
Surplus value refers roughly to the new value created by workers that is in excess of their own labour-cost and which is therefore available to be appropriated by the capitalist, according to Marx; it allows then for profit and in so doing is the basis of capital accumulation.
پس شما نه فرایافت[1] بهرهکشی را گرفتهاید, نه "ارزش افزوده" را.
ما یک کارفرما داریم, این کارفرما کاری را به یک کارگر برای انجام میسپارد. کارگر یک بهرهای[2] در فرایند انجام کار میفرآورد[3]. کارفرما بخشی (بزرگی) از بهره را به جیب زده, بجاماندهیِ آنرا به خود کارگر بازمیگرداند.
در اینجا میتوانید ببینید که بخشی از بهرهیِ فرآورده[4] شده "بالاکشیده" شد؟ اگر میتوانید, پس همهیِ فرایند — گویا بی اندازه دشوار و سختدریافتنیِ — بهرهکشی را گرفتهاید.
دگرسانی[5] از گذشتههای دور تا به امروز نیز تنها در بالا رفتن هوتادِ[6] زندگی بهرهدهان بوده است. در بردهداری, بهرهده 'آزاد' نبود, ولی در برابر بهرهدهیِ خویش خوراک و سرپناه دریافت میکرد.
در بردهداری نوین, بهرهده در ظاهر آزاد است (ولی جوریکه اگر کار نکند گرسنه میماند) و همچنین در برابر کار خود پول میگیرد (بجای خوراک و سرپناه).
با این حساب اگر نظر شما را قبول کنم همه را گرفته ام و اگر نه نگرفته ام:)) خیر شما در تحلیلتان ارزش کار را در نظر نمیگیرید که مثال برده داری را با کار امروزی میزنید. معیار تعیین ارزش کار را هم از مدت زمان انجام آن کار و میزان کار متوسط برای انجام کار میتوان در نظر گرفت. بنابراین ارزش مبادله بین کارگر و کارفرما برمبنای ارزش کار مبادله ای پایاپای است و مشکلی در آن نیست.action) work) مشکلی که وجود دارد مسئله ی ارزش افزوده است.در همان لینک شما مارکس یکی از عوامل ارزش افزوده را ساعات اضافی کار کارگر می داند Marx's solution was to distinguish between labor-time worked and labor power. A worker who is sufficiently productive can produce an output value greater than what it costs to hire him. Although his wage seems to be based on hours worked, in an economic sense this wage does not reflect the full value of what the worker produces. Effectively it is not labour which the worker sells, but his capacity to wor اما در کل result work به معنای محصول کار است که به بازار عرضه میشود در چارچوب تولید تعریف میشود.