وقایع، اخبار و اطلاعات انتخابات ریاست‌جمهوری 92

برگ ۷ از ۱۱

sonixax #۳۰۱
nevermore

مخالفانی که پای صندوق بیایند جانم.مخالفی که پای صندوق بیاید و در صورت تقلب رای اش برایش مهم باشد و اعتراض کند.وگر نه مخالف تحریمی مانند 84 هیچ ضرری برای حکومت نداشت.

این چه جور تحریمی بوده که همش 3 تا 5 % با امروز که به قول شما تحریم نشده بوده فرق داشته ؟!
یک دروغی رو حکومت رواج داده که سال 84 تحریم کردند احمدی نژاد شد و خیلی جای تاسفه که آدم باید این حرف رو از دهان اوپوزوسیون هم بشنوه

!!!

nevermore

نخست اینکه پیش از سال 88،8 سال جناح اصلاح طلب سر کار بود و مردم سرخورده شده بودند و اساسا کسی رای نداد که اعتراض به تقلب بکند.من نمیفههم واقعا واضح نیست؟کسی که رای نمی دهد و تحریم می کند تقلب برایش مهم نیست و اعتراض نمیکند.کسی که رای دهد در صورت تقلب اعتراض می کند.اما این بار با وضعیتی مواجه شدند که پیش بینی نمی کردند.خیلی ها رفتند رای دادند فقط برای ابراز مخالفت با سیاست های حکومت.پس اینبار اگر مانند سال 88 که مشارکت گسترده بود تقلب می کردند باید هزینه اش را هم می پرداختند.

آمار بالاتر هست .
بعد این چه مردمی هستند که از اصلاح طلبها سرخورده میشوند بعد دوباره بر میگردند به دامان اصلاح طلبها !!!

nevermore

این 70 درسد هم بر اساس مشاهدات شخصی در ایران بود.مطمئنا در چنین حکومتی شما هیچ گاه نمی توانید آمار موثق داشته باشید اما بر اساس اقبال عمومی و یک سری مشاهدات و همینطور مشاهده به خیابان آمدن مردم و کمپین ها و میتینگ ها می توانید تخمینی هر چند نادقیق بزنید.

یعنی شما در تمام ایران قدم زدید و مشاهده کردید که 70% به روحانی رای دادند ؟
یک درصد هم احتمال ندادید شاید منطقه زندگی شما اون طوری بوده باشه ؟! که تازه قطعن همونجا رو هم نمیتونید بگید 70% !

اگر شما امروز اعلام نتایج از طرف حکومت رو قبول کردید برای من معنیش اینه که باید اعلام نتایج 88 رو هم قبول کنید.

حرف شما الان این طوریه :

من آمار ارایه شده از طرف حکومت رو قبول ندارم مگر به نفعم باشد !!!

یعنی باز دم بسیجی ها در اینجا گرم که میگن چه به نفعمان باشد چه نباشد آمار اعلامی از طرف حکومت را قبول داریم

.

Nevermore #۳۰۲
Anarchy

البته سطح استدلال من دقیقا معطوف به سطح استدلال شما بود گرامی... چون شما مدعی غافل گیر شدن حکومت هستید!! با توجه به نحوه اطلاع رسانی قطره چکانی ، هر گونه تصمیمی میتونست بگیره...ضمنا کمپین های خیابانی روزهای قبل حالا چه خطری داشت که یه هفته اضافه ترش داشته باشه؟

بعد هم من نگفتم در 88 تقلب شده یا نه چون هنوز هیچ کدوم از ما به راستی نمیدونیم چه اتفاقی افتاده و در چه مقیاسی تقلب شده... منظور من این بود که اگر مدعی هستید این رژیم الان غافل گیر شد و قید تقلب رو زد ، یعنی خودتون رو دچار مشکل برای اثبات تقلب 88 میکنید !! ربطی به جلبک و زنبق آبی هم ندارد...

مساله این هست که شما به عمد حداقل فرض مهندسی فضای انتخابات و ذهن مردم رو که کم هم ادله به نغعش وجود نداره ، نا دیده میگیرید...

آنارشی گرامی نخست اینکه باید بگویم من پیک ام را پیش از اینکه شما پاسخ دهید ویرایش کردم و حواسم نبود که احتملا عبارت بسیجی های جلبک مغز باعث سوء تفاهم می شود.این اشتباه به عمد نبود و بر اساس عادت همیشگی بود که باید وصله ی ناجوری به بسیجیان بچسبانم.

همانطور که مردم در سال 88 از رای من کو به به خامنه ای قاتله ولایتش باطله رسیدند و همانطور که در عرض دو روز این حجم تصمیم به به رای دادن گرفتند و در میتینگ های روحانی گوینده سالن التماس می کرد از مردم که خواهشا شعار انحرافی ندهید و حتی روحانی خود اش وادار به واکنش مردم درباره ی آزادی زندانیان سیاسی شد.حکومت با بررسی این شرایط تصمیم گرفت که اگر نمی خواهد تقلب کند بهتر است که در همین دور اول کار تمام شود.در صورت تقلب که پیشتر گفتم که احتمال هزینه آور بودن در شرایطی که از نظر بین المللی ایران له شده و همینروز هاست که کارش در سوریه هم تمام شود بسیار بالا بود.

ببیینید حکومت در سال 88 تقلب کرد در صورتی که مشارکت بالابود و مجبور شد هزینه بدهد.حالا بعد از 4 سال به این نتیجه رسید که تقلب هزینه ی زیادتری برایش نسبت به احترام به نظر مردم دارد پس مجبور شد احترام بگذارد.گزینه ی بد در مقابل گزینه بدتر.

Nevermore #۳۰۳
sonixax

این چه جور تحریمی بوده که همش 3 تا 5 % با امروز که به قول شما تحریم نشده بوده فرق داشته ؟!
یک دروغی رو حکومت رواج داده که سال 84 تحریم کردند احمدی نژاد شد و خیلی جای تاسفه که آدم باید این حرف رو از دهان اوپوزوسیون هم بشنوه !!!

این دقیقا پاسخی است برای حرف شما.نکند تصور می کنید که اگر مردم 20 درسد شرکت کنند حکومت آمار مشارکت را 20 درسد اعلام میکند؟.در انتخابات 2 سال پیش مجلس اصلا کسی نمی دانست چه زمان انتخابات است اما باز هم مشارکت را بالا اعلام کردند.ما برای به نتیجه رسیدن بحث باید یکسری حداقل ها را دو طرف قبول داشته باشیم.اینکه شما بگویید مردم سال 84 احمدی نژاد را انتخاب کردند و سال 88 هم تقلب نشد مورد قبول من نیست و به هیچ صورت نمی توان ادعای من یا شما را ثابت کرد مگر مشاهدات شخصی و گروهی در اینترنت و میان مردم.اما حتی اگر با فرض شما پیش برویم پس نشان می دهد که اکثریت این مردم نظام را می خواهند و نهایتا 20،30 درسد مخالف داریم.اینجا هم باز رای دادن بهتر از رای ندادن

است چراکه قرن ها می گذرد تا این 70 درسد موافق حکومت مخالف شوند و ما باید منافع کوتاه مدت را که تغییر این شرایط باشد به تغییر نظام در سد سال دیگر ترجیح دهیم و نمی توان ادعا کرد مردم مخالفند و دوباره وارد بازی حکومت شدند و آن ها را اسکل کرد.

sonixax

آمار بالاتر هست .
بعد این چه مردمی هستند که از اصلاح طلبها سرخورده میشوند بعد دوباره بر میگردند به دامان اصلاح طلبها !!!
یعنی شما در تمام ایران قدم زدید و مشاهده کردید که 70% به روحانی رای دادند ؟
یک درصد هم احتمال ندادید شاید منطقه زندگی شما اون طوری بوده باشه ؟! که تازه قطعن همونجا رو هم نمیتونید بگید 70% !
اگر شما امروز اعلام نتایج از طرف حکومت رو قبول کردید برای من معنیش اینه که باید اعلام نتایج 88 رو هم قبول کنید.
حرف شما الان این طوریه :
من آمار ارایه شده از طرف حکومت رو قبول ندارم مگر به نفعم باشد !!!
یعنی باز دم بسیجی ها در اینجا گرم که میگن چه به نفعمان باشد چه نباشد آمار اعلامی از طرف حکومت را قبول داریم .

گذر زمان دوست عزیز.گذر زمان خیلی اوقات باعث می شود مردم به همان سیاستمدارانی که پیش از این پشت کردند روی بیاورند.همانطور که 30 سال پیش مردم انقلاب کردند اما الان می گویند خدا پدر شاه را بیامرزد.

آمار حکومت پشیزی ارزش ندارد وبرای من مشاهدات شخصی و حضور 3 میلیون نفر در خیابان های تهران و شلوغ بودن نصف خیابان های شهرم بهترین گواه برای ادعا هایم است.

اگر شما دوست دارید در جایگاه یک بسیجی با من بحث کنید و تقلب در انتخابات 88 و تحریم مردم در 12 سال پیش را نادیده بگیرید و بگویید احمدی نژاد مورد اقبال مردم بود من با شما بحثی ندارم.نه اینکه دلخور باشم نه

بلکه این روند به نتیجه ای نمی رسد چرا که باید به یکسری حداقل ها دو طرف باور داشته باشند.مانند این است که من در بحث با یک خداباور از علم سخن بگویم و او از ماوراءالطبیعه خوب مسلما بحث به نتیجه ای نمی رسد.

با تمام این اوصاف اگر من هم نتوانم شما را متقاعد کنم شما هم حق ندارید قیافه ی حق به جانب بگیرید و

جمع زیادی از مردم ر ا نادان و گوسفند بدانید و برای باور های رفت انگیزشان افسوس بخورید که همواره فریب بازی حکومت را می خورند و به سوپاپ های اطمینان روی می آورند.

Anarchy #۳۰۴
nevermore

آنارشی گرامی نخست اینکه باید بگویم من پیک ام را پیش از اینکه شما پاسخ دهید ویرایش کردم و حواسم نبود که احتملا عبارت بسیجی های جلبک مغز باعث سوء تفاهم می شود.این اشتباه به عمد نبود و بر اساس عادت همیشگی بود که باید وصله ی ناجوری به بسیجیان بچسبانم.

همانطور که مردم در سال 88 از رای من کو به به خامنه ای قاتله ولایتش باطله رسیدند و همانطور که در عرض دو روز این حجم تصمیم به به رای دادن گرفتند و در میتینگ های روحانی گوینده سالن التماس می کرد از مردم که خواهشا شعار انحرافی ندهید و حتی روحانی خود اش وادار به واکنش مردم درباره ی آزادی زندانیان سیاسی شد.حکومت با بررسی این شرایط تصمیم گرفت که اگر نمی خواهد تقلب کند بهتر است که در همین دور اول کار تمام شود.در صورت تقلب که پیشتر گفتم که احتمال هزینه آور بودن در شرایطی که از نظر بین المللی ایران له شده و همینروز هاست که کارش در سوریه هم تمام شود بسیار بالا بود.

ببیینید حکومت در سال 88 تقلب کرد در صورتی که مشارکت بالابود و مجبور شد هزینه بدهد.حالا بعد از 4 سال به این نتیجه رسید که تقلب هزینه ی زیادتری برایش نسبت به احترام به نظر مردم دارد پس مجبور شد احترام بگذارد.گزینه ی بد در مقابل گزینه بدتر.

مشکلی نیست شهریار عزیز...دوستان هم چیزی بگن ما دیگه پوستمون خیلی کلفت شده 😬 !!

همه حرف های شما درست و من هم قبول دارم که رژیم فعلا در تنگنا قرار گرفته و مردم هم یک سری خواسته ها داشتن...یعنی الان از این انتخاب روحانی هم رژیم سود برده هم مردم ، اما سودی که مردم بردن در حد اینه که یک میلیون دلار ازشون بگیری و به جاش آب نبات بدی دستشون !! شما ببین برای بردن مردم سر صندوق رای متوسل به چه حربه هایی شدن... حتی همون جلیلی هم به عنوان لولو وارد صحنه شد و گرنه من اطلاع دقیق داشتم از نهاد های نظامی که اکثرا نظرشون به قالیباف بود...دیگه از جوگیر سازی مردم از هر طریقی که شما هم بگی هم بهره بردن !!

من فقط ناراحتیم از جوگیری مردم بود و گرنه دوست داشتن برن رای بدن مشکلی نبود...

sonixax #۳۰۵
nevermore

این دقیقا پاسخی است برای حرف شما.نکند تصور می کنید که اگر مردم 20 درسد شرکت کنند حکومت آمار مشارکت را 20 درسد اعلام میکند؟.در انتخابات 2 سال پیش مجلس اصلا کسی نمی دانست چه زمان انتخابات است اما باز هم مشارکت را بالا اعلام کردند.ما برای به نتیجه رسیدن بحث باید یکسری حداقل ها را دو طرف قبول داشته باشیم.اینکه شما بگویید مردم سال 84 احمدی نژاد را انتخاب کردند و سال 88 هم تقلب نشد مورد قبول من نیست و به هیچ صورت نمی توان ادعای من یا شما را ثابت کرد مگر مشاهدات شخصی و گروهی در اینترنت و میان مردم.اما حتی اگر با فرض شما پیش برویم پس نشان می دهد که اکثریت این مردم نظام را می خواهند و نهایتا 20،30 درسد مخالف داریم.اینجا هم باز رای دادن بهتر از رای نداد است چراکه قرن ها می گذرد تا این 70 درسد موافق حکومت مخالف شوند و ما باید منافع کوتاه مدت را که تغییر این شرایط باشد به تغییر نظام در سد سال دیگر ترجیح دهیم و نمی توان ادعا کرد مردم مخالفند و دوباره وارد بازی حکومت شدند آن ها را اسکل کرد.

من پیشتر هم گفتم یا شما آمار اعلامی از طرف حکومت رو قبول دارید یا ندارید ! اگر ندارید باید همه اش رو قبول نداشته باشید.
و من هنوز نمیفهمم چه طور به جهانیان حالی کردن که ما موافق نظام هستیم !!!! برایمان خوب است ؟!

nevermore

گذر زمان دوست عزیز.گذر زمان خیلی اوقات باعث می شود مردم به همان سیاستمدارانی که پیش از این پشت کردند روی بیاورند.همانطور که 30 سال پیش مردم انقلاب کردند اما الان می گویند خدا پدر شاه را بیامرزد.

بله گذر زمان همیشه همه چیز را تغییر میدهد ولی اگر اندکی قدر یک ارزن تدبیر پشتش باشد منجر به جمهوری اسلامی نمیشود !

nevermore

آمار حکومت پشیزی ارزش ندارد وبرای من مشاهدات شخصی و حضور 3 میلیون نفر در خیابان های تهران و شلوغ بودن نصف خیابان های شهرم بهترین گواه برای ادعا هایم است.

پس روحانی الان رئیس جمهور نیست چون آمار حکومت پشیزی ارزش ندارد !

nevermore

اگر شما دوست دارید در جایگاه یک بسیجی با من بحث کنید و تقلب در انتخابات 88 و تحریم مردم در 12 سال پیش را نادیده بگیرید و بگویید احمدی نژاد مورد اقبال مردم بود من با شما بحثی ندارم.نه اینکه دلخور باشم بلکه این روند به نتیجه ای نمی رسد چرا که باید به یکسری حداقل ها دو طرف باور داشته باشند.مانند این است که من در بحث با یک خداباور از علم سخن بگویم و او از ماوراءالطبیعه خوب مسلما بحث به نتیجه اس نمی رسد.

من تمام حرفم این است که اگر شما آمار ارایه شده از طرف حکومت را قبول ندارید باید در این ادعا صداقت داشته و در تمام موارد اینچنین باشید نه فقط در مواردی که به نفعتان است.

nevermore

با تمام این اوصاف اگر من هم نتوانم شما را متقاعد کنم شما هم حق ندارید قیافه ی حق به جانب بگیرید ئ جمع زیادی از مردم ر ا نادان و گوسفند بدانید و برای باور های رفت انگیزشان افسوس بخورید که همواره فریب بازی حکومت را می خورند و به سوپاپ های اطمینان روی می آورند.

من حق دارم هر طور که دوست دارم فکر کنم کما اینکه شما حق دارید .در ضمن من مردم را گوسفند نمیدانم ولی رفتارشان را چرا گوسفند وار میدانم. این حرفها رو هم 5 سال پیش و قبل از انتخابات 88 میشنیدم و مدام همین مدل استدلالهای پوچ که آی تقلب نمیشه و هزینه داره برای حکومت و این همه آدم نمیفهمند تو میفهمی و به مردم گفتی گوسفند و ... رو مدام شنیدم . دست آخر از اینکه تحلیلم درست بود هم خوشحال بودم هم ناراحت .

Dariush #۳۰۶
Anarchy

چرا این احتمال رو میدم اما نه اینکه سیاست کلی ای که داشته رو فراموش کنه...بلکه تاکیک رو عوض کرده مثل چهره ای که سال 76 نشون داد !! اما اصل و اساسش که تغییر نکرده و نمیکنه چون مساوی با نابودیش هست...

شما گویا موضوع را تنها از نگاه خود می‌بررسید و چون تنها هدفِ شما سقوطِ نظام است و تنها راهی هم که در هنگامه‌ی انتخابات برای این راه متصور هستید تحریم است؛ مسلم است که هرچه دیگران برای شما استدلال میکنند، فارغ از درست بودن یا نبودن‌ش،پذیرفتنی نیست. بد نیست که چند صفحه پیش را ببینید که من نیز همچون شما، راهِ درست را رای ندادن میدانستم و برای آن دلایلِ گوناگون آوردم. اما هنگامی که قدری به استدلال‌های مقابل نیز توجه کردم، دیدم چندان هم بیراه نیستند ؛ اگرچه در نهایت خودم شرکت نکردم (که آنهم به دلیلِ روحیه خاصِ خودم است). مطلبی که باید بدانید این است، اوضاعِ ایران بسیار پیچیده و غامض است و عرصه‌ی سیاسیِ آن بسیار مبهم است ؛ چنانکه هرگونه برآورد و تحلیل از آن تنها برپایه گمان است. در اغلبِ اوقات هرگز نمیتوان تا پیش از وقوع یک رویدادِ کلانِ سیاسی ، چیزی را در موردش پیش‌بینی کرد. ممکن است به نفع مردم شود، ممکن است به نفع حکومت شود، ممکن است به شورش بیانجامد، ممکن است همه‌ی تحلیل‌ها درست از آب درآیند و ... چراکه حکومتی مافیایی برسرکار است که به شدت به بقای خود حساس است و از سویی هم‌اکنون آنرا درخطر میبیند، بنابراین ناچار است بین منافعِ مردم و بقای خود تعادلی ایجاد کند، اما هیچ معلوم نیست که تاکی میتواند این روند را ادامه دهد؛ اما قدرِ مسلم این است که بالاخره روزی یک اشتباه استراتژیک خواهد کرد. چنانکه در 88 کرد. با این تفاسیر، در بهترین حالت استدلالِ شما برای مضر بودنِ رای دادن همانقدر درست است که استدلالِ مخالفانِ شما برای مفید بودنِ رای دادن. در تمامِ استدلال‌های دوطرف ، همه چیز بر روی گمانه هستند. وگرنه شما میتوانید به من با قاطعیت بگویید که حکومت تقلب کرده یا نکرده یا مثلا درصدِ مشارکت همانی‌ست که رژیم میگوید (شاید عمدا آنرا بالا اعلام کرده)، از رای آوردنِ روحانی غافلگیر نشده و ... ؟

Anarchy

من دارم فکر میکنم این کم و بیشی ریسکی که میگید یعنی چی؟ مگه شما برای رئیس جمهور ( حالا بگذریم از شخصیت خود روحانی و سوابق و وابستگی سیاسیش ) چه مقدار در تعیین سیاست های کلی نظام نقش قائل هستید ؟ چه ابزاری داره؟ شما یه تحلیلی ارائه میکنید که مبنایی در واقعیت نداره...

اگر هیچ فرقی نمیکند که چه کسی رئیس جمهور شود و اگر هیچ اختیاراتی ندارد، پس چرا مثلا نگذاشتند هاشمی یا خاتمی بیاید یا چرا در 88 علیه موسوی تقلب کردند؟

Anarchy

در مورد 88 یکی هست بتونه به من ثابت کنه موسوی 100% همون دور اول برنده انتخابات بود ؟ من کاری ندارم به بسیجی ها و بقیه...شما برای من منطقی توضیح بدید...

اتفاقا برعکس شما و اون بسیجی‌هایی که میفرمائید من معتقدم که ج.ا این دوره خودش بر اینکه در دوره پیشین تقلب شده بود صحه گذاشته. وگرنه این دوره با اینکه روحانی بسیار معتدل و به اصطلاح میانه‌رو بود و اصلا در حدِ موسوی محبوب نبود، در همان دورِ نخست برنده شد. مطمئنا در دوره‌ی پیش تقلبِ بسیار گسترده‌ای شکل گرفته بود؛ وگرنه در بدبینانه‌ترین شکلِ ممکن، انتخابات باید به دورِ دوم کشیده میشد.

sonixax #۳۰۷

Canada Commends Bravery of Iranians

وزیر امور خارجه كانادا:رهبران اپوزیسیون ایران در زندان هستند و حامیان آنها از سال 2009 از رقابت در انتخابات محروم بوده اند و با توجه به سابقه تقلب حكومت ایران در اراده مردم و فرایند دموکراتیک، نتایج انتخابات 14 ژوئن ایران عملا بی معنی است. از 686 نفری که به عنوان نامزد ریاست جمهوری ثبت نام كرده بودند، تنها به هشت نفر اجازه داده شد در انتخابات شركت كنند.هیچ كدام از هشت نامزد كه تایید شده جمهوری اسلامی بودند نشانه ای از یک نامزد واقعی برای رای دهندگان ایرانی را نداشتند و برنده انتخابات یکی دیگر از عروسکهای خامنه ای است كه برای ایرانیان پانتومیم غم انگیز و خطرناکی را اجرا خواهد كرد.شجاعت و پا فشاری كه مردم ایران با وجود سركوب وحشتناك حكومتشان برای دستیابی به آزادی دارند را تحسین می كنیم و با اینكه ما مدتها است دیگر امیدی به رژیم واپسگرا و توخالی ایران نداریم، ولی هیچ وقت از مردم ایران قطع امید نكرده ایم.

Ouroboros #۳۰۸

این دم تکان دادنهای کانادا برای اسرائیل هر روز ملال‌آورتر می‌شوند. 😒
این کشور بدون اطلاع از پیچیدگی‌های بی‌شمار قصد دخالت در منطقه‌ای بحران‌ز ده و کسب اعتبار بین‌المللی برای خود را دارد، اما بیش از هرچیز شبیه بچه‌ی ننر و جاهلی عمل می‌کند که بستنی عصرانه‌اش را دیر آورده‌اند. من شگفت‌زده‌ام از بی‌عرضگی آن نیم میلیون ایرانی مقیم کانادا که توانایی تشکیل دادن جامعه‌ای آنقدر قدرتمند را نداشته‌اند که مجبور نباشند برای ثبت بچه و ازدواج از تورنتو بروند واشنگتن.

Shlomo Shumbulowitz #۳۰۹
sonixax

Canada Commends Bravery of Iranians

Ouroboros

این دم تکان دادنهای کانادا برای اسرائیل هر روز ملال‌آورتر می‌شوند.
این کشور بدون اطلاع از پیچیدگی‌های بی‌شمار قصد دخالت در منطقه‌ای بحران‌ز ده و کسب اعتبار بین‌المللی برای خود را دارد، اما بیش از هرچیز شبیه بچه‌ی ننر و جاهلی عمل می‌کند که بستنی عصرانه‌اش را دیر آورده‌اند. من شگفت‌زده‌ام از بی‌عرضگی آن نیم میلیون ایرانی مقیم کانادا که توانایی تشکیل دادن جامعه‌ای آنقدر قدرتمند را نداشته‌اند که مجبور نباشند برای ثبت بچه و ازدواج از تورنتو بروند واشنگتن.

با اینکه با شما خوب تا نکردم اما در راستای تایید فرمایشات جناب عالی باید بگم آدم وقتی یه همچین چیزی میبینه به حسن نیت وزارت امور خارجه کانادا شک میکنه:

Dangerous travel: Countries to avoid - CBCNews.ca

ایرانو داشته باش😜

Russell #۳۱۰

من نظرات دوستان رو بالاخره خواندم، ولی با اینکه تا حدی با دو طرف موافقم ولی من با آنارشی موافقم.من بعنوان کسی که خودش 88 رای داده و قبل از انتخابات هم مشارکت در در کمپین‌ها را جدی ازش دفاع میکرد فکر میکنم شدیدا این داستان بو دار هست.
آخر گرفتن امتیاز هم مثل همان اعتلاف یک چهارچوبی دارد.
فشار جدی از پایین وجود نداشت که با آن در بالا چانه زده شود،فشار چهار سال پیش را چطور امسال بعد از تحریم‌هایِ کمرشکن و نه اعتراضات مردمی نتیجه داده، رفتار اصلاح طلبان بیشتر فشار به پایین (جمع کردن بساط اعتراضات 88 با دیدن جدی شدن آنها و فرستادن مردم به خانه) و خایه‌مالی از بالا (آغا) شبیه است تا چیز دیگر.

من متوجه نمیشوم چطور ج.ا که فشار و دغدغه اصلیش تحریمها و برنامه هسته‌ای بوده حاظر شده به مردم باج بدهد یا رو دست خورده و... .
چیزی که بنظر من این چند روز از دست رفت نارضایتی بود که ممکن بود با اشتباهی از سوی رژیم دوباره شانسی داشته باشد.من نمیدانم چطور خامنه‌ای که 4 سال تحت شدیدترین اعتراض دوره حکومتش بیلاخ هم به مردم نداد چه برسد به امتیار یکمرتبه میاید به مردم امتیاز میدهد؟
میدانیم که مثل انتخابات مجلس میتوانست خیلی راحت سر ته داستان را بی سر و صدا هم بیاورد.مگر در انتخابات مجلس خبری شد و خامنه‌ای باجی داد که شلوغ نشود.
غرب . جامعه جهانی فشار میآورد با تحریم بعد خامنه‌ای به مردم داخل امتیاز میدهد؟

😳

Shlomo Shumbulowitz #۳۱۱
Russell

من نظرات دوستان رو بالاخره خواندم، ولی با اینکه تا حدی با دو طرف موافقم ولی من با آنارشی موافقم.من بعنوان کسی که خودش 88 رای داده و قبل از انتخابات هم مشارکت در در کمپین‌ها را جدی ازش دفاع میکرد فکر میکنم شدیدا این داستان بو دار هست.
آخر گرفتن امتیاز هم مثل همان اعتلاف یک چهارچوبی دارد.
فشار جدی از پایین وجود نداشت که با آن در بالا چانه زده شود،فشار چهار سال پیش را چطور امسال بعد از تحریم‌هایِ کمرشکن و نه اعتراضات مردمی نتیجه داده، رفتار اصلاح طلبان بیشتر فشار به پایین (جمع کردن بساط اعتراضات 88 با دیدن جدی شدن آنها و فرستادن مردم به خانه) و خایه‌مالی از بالا (آغا) شبیه است تا چیز دیگر.

من متوجه نمیشوم چطور ج.ا که فشار و دغدغه اصلیش تحریمها و برنامه هسته‌ای بوده حاظر شده به مردم باج بدهد یا رو دست خورده و... .
چیزی که بنظر من این چند روز از دست رفت نارضایتی بود که ممکن بود با اشتباهی از سوی رژیم دوباره شانسی داشته باشد.من نمیدانم چطور خامنه‌ای که 4 سال تحت شدیدترین اعتراض دوره حکومتش بیلاخ هم به مردم نداد چه برسد به امتیار یکمرتبه میاید به مردم امتیاز میدهد؟
میدانیم که مثل انتخابات مجلس میتوانست خیلی راحت سر ته داستان را بی سر و صدا هم بیاورد.مگر در انتخابات مجلس خبری شد و خامنه‌ای باجی داد که شلوغ نشود.
غرب . جامعه جهانی فشار میآورد با تحریم بعد خامنه‌ای به مردم داخل امتیاز میدهد؟

همون طور که خدمتتان عرض کردم جیم الف با تورم مضحک سال پیش (بخوانید Economic False Flag) امید را از مردم گرفت تا در انتخابات پسش بده. سی و چهار ساله تحریمیم همش یهو تو دو سه ماه اثر کرد؟😂

Ouroboros #۳۱۲
Russell

من متوجه نمیشوم چطور ج.ا که فشار و دغدغه اصلیش تحریمها و برنامه هسته‌ای بوده حاظر شده به مردم باج بدهد یا رو دست خورده و... .

من با دوستانی که چنین حرفی می‌زنند موافق نیستم. همانطورکه گفتم من احساس کردم(و اکنون کمابیش اطمینان دارم)که سران طرفین درگیر گوناگون مدتی مانده به این انتخابات، خصوصا با اعتراضات پنهان احتمالی که احمدی‌نژاد و رفسنجانی انجام دادند تصمیم گرفتند دعوای درونی حکومت میان جناحین را از سر استیصال به رای مردم بگذارند. متوجه هستید؟ یعنی عملا تنها راه باقی مانده برای خفه کردن و نشاندن گروه‌های مختلف سیاسی نشان دادن وزن اجتماعی آنها بوده. اما حتی فرض بگیرید که منهم اشتباه می‌کنم، چه اهمیتی دارد راسل؟ آیا واقعا گمان می‌کنید اعتبار سیاسی برای نظام جمهوری اسلامی یک عنصر حیاتی‌ست؟ بی‌اعتبارتر از حکومت کره‌ی شمالی در جهان وجود ندارد، هنوز هم سرپاست و این فقط مردم بدبخت آن کشور هستند که در سکوت و به دور از چشم جامعه‌ی جهانی هزار هزار تلف می‌شوند، در پایان روز گزینه‌ها دو تا بیشتر نیستند: تحریم انتخابات و صدور فتوای جهاد برای مردم از لس‌آنجلس و لندن و پاریس که

قطعا دردی را درمان نمی‌کند(زیرا هیچ مردی حاضر نیست بخاطر فلان ارمان انتزاعی خود و دیگران خود را به کشتن بدهد، که مایه‌ی خوشبختی‌ست)، یا شرکت در انتخابات جمهوری اسلامی با همه‌ی آنچه درباره‌ی آن می‌دانیم که شاید تغییری ایجادبکند، حالا این تغییر هر قدر هم کوچک باشد، باز آنجا وجود دارد.

علی الحساب یک دانه حکومت در سرتاسر تاریخ نام ببرید که با تحریم انتخابات ساقط شده یا تغییر مثبتی کرده تا بحث را ادامه بدهیم. تحریم انتخابات چیزی بجز یک ابزار بسیار کم‌اثر در دست اپوزیسیون داخلی برای مشروعیت‌زدایی از حزب پیروز نیست، در جمهوری اسلامی که از روز اول اپوزیسیونی وجود نداشته. نظام مقدس هم به پر کردن یک میدان از آدمها راضی‌ست و آنرا اعتبار کافی می‌داند.

Ouroboros #۳۱۳
sonixax

امیر جان یک پرسشی دارم :

سال 84 دور اول انتخابات :

رفسنجانی : 6211937 رای (کارگزاران)
احمدی نژاد : 5711696 رای (اصولگرا)
کروبی : 5070124 رای (اصلاح طلب)
قالیباف : 4095827 رای (اصول گرا)
معین : 4083951 رای (اصلاح طلب)
لاریجانی : 1713810 رای (اصول گرا)

مشارکت : 29400857 یعنی 62،84%

رای تمام اصلاح طلبها روی هم : 9154075
رای تمام اصولگراها روی هم : 11521333

دور دوم :

رفسنجانی : 10046701 رای (کارگزاران / اصلاح طلبها)
احمدی نژاد : 17284782 رای (اصول گرایان)

مشارکت : 27958931 یعنی 59،76%

اصلاح طلبها و کارگزاران با هم اعتلاف میکنند و طبق آرای دور اول در صورتی که 100% طرفداران کارگزاران و اصلاح طلبان شرکت کرده باشند باید رایشان بشود 15366012
اصول گرایان با کسی اعتلاف نمیکنند و در صورتی که در دور دوم 100% طرفداران اصولگرایی شرکت کرده باشند میبایستی رایشان همان مقدار 11521333 باقی بماند

حالا اگر میشه توضیح بدید که چه طوری اصول گرایانی که تمام رای هایشان در دور اول با مشارکت بیشتر یازده و نیم میلیون بود یکدفعه میشه 17 میلیون و دویست و هشتاد و چهار هزار تا!
ولی اعتلاف اصلاح طلب و کارگزاران که مجموع آرائشان در دور اول پانزده میلیون و سیصد هزار تا بوده یه دفعه تعداد راشون میشه ده میلیون و چهل و شش هزار تا ؟!

من منتظر شنیدن استدلال شما هستم .

من متوجه نشدم چه می‌گویید؟

انتخابات سال ۸۴ بدلیل دلزدگی مردم از عدم موفقیت اصلاحات و دعوت گسترده‌ی «اپوزیسیون» ورشکسته‌ی خارجی توسط همه‌ی آنها که ما می‌شناختیم تحریم شد. طبق آمار رسمی که خودتان آوردید، کمترین میزان مشارکت در تمام تاریخ ج.ا را داشت(و پس از آنهم هرگز تکرار نشد). آمار رسمی نظام را هم که می‌دانم همیشه مقداری چرب و چیلی شده(مثل اینبار که ۷۵٪ مشارکت همان ۶۰-۶۵٪ بیشتر نبوده، در آن دوره هم ۵۹٪ بیشتر از ۳۰-۴۰٪ نمی‌توانست باشد). حتی در دور دوم که رفسنجانی در برابر احمدی‌نژاد قرار گرفت و بخشی از اصلاح‌طلبان مردم را تشویق کردند که برای شکست ارتجاع هم که شده به پای صندوق‌ها بیایند، تحریم تشدید شد و هیچکس حاضر به این کار نشد. اثر و نتیجه‌ی آن تحریم پر شور مردمی را دیدیم، که ایران را ویران کرد و مردم را آرزومند بازگشت دوران اکبرشاه منفور.

اکنون شما طرفداران تحریم، برای دفاع از این انفعال رقت‌انگیز و دعوت یکسره عاطفی به بی‌کنشی و صدور نسخه‌های فاقد قابلیت اجرایی و توجیه نتایج یکسره فاجعه‌آمیزی که سیاست تحریم بر کشور داشتند، چاره‌ای ندارید بجز انکار اینکه اساسا تحریمی اتفاق افتاده بوده و مردم رفتند به احمدی‌نژاد رای دادند که هاشمی رئیس جمهور بشود(؟!)و ادعای تحریم را حکومت جعل کرده و ... که مایه‌ی سرگرمی فراوان ماست، و اندک تردیدهایی هم که پیرامون تصمیم خود مبنی بر مشارکت در انتخابات داشتیم را برطرف می‌کند.

👻

Russell #۳۱۴
Ouroboros

من با دوستانی که چنین حرفی می‌زنند موافق نیستم. همانطورکه گفتم من احساس کردم(و اکنون کمابیش اطمینان دارم)که سران طرفین درگیر گوناگون مدتی مانده به این انتخابات، خصوصا با اعتراضات پنهان احتمالی که احمدی‌نژاد و رفسنجانی انجام دادند تصمیم گرفتند دعوای درونی حکومت میان جناحین را از سر استیصال به رای مردم بگذارند. متوجه هستید؟ یعنی عملا تنها راه باقی مانده برای خفه کردن و نشاندن گروه‌های مختلف سیاسی نشان دادن وزن اجتماعی آنها بوده. اما حتی فرض بگیرید که منهم اشتباه می‌کنم، چه اهمیتی دارد راسل؟ آیا واقعا گمان می‌کنید اعتبار سیاسی برای نظام جمهوری اسلامی یک عنصر حیاتی‌ست؟ بی‌اعتبارتر از حکومت کره‌ی شمالی در جهان وجود ندارد، هنوز هم سرپاست و این فقط مردم بدبخت آن کشور هستند که در سکوت و به دور از چشم جامعه‌ی جهانی هزار هزار تلف می‌شوند، در پایان روز گزینه‌ها دو تا بیشتر نیستند: تحریم انتخابات و صدور فتوای جهاد برای مردم از لس‌آنجلس و لندن و پاریس قطعا دردی را درمان نمی‌کند، شرکت در انتخابات جمهوری اسلامی با همه‌ی آنچه درباره‌ی آن می‌دانیم شاید بکند، حالا این شاید هر قدر هم کوچک باشد، باز آنجا وجود دارد، یک دانه حکومت در سرتاسر تاریخ نام ببرید که با تحریم انتخابات ساقط شده یا تغییر مثبتی کرده تا بحث را ادامه بدهیم. تحریم انتخابات چیزی بجز یک ابزار بسیار کم‌اثر در دست اپوزیسیون داخلی برای مشروعیت‌زدایی از حزب پیروز نیست، در جمهوری اسلامی که از روز اول اپوزیسیونی وجود نداشته. نظام مقدس هم به پر کردن یک میدان از آدمها راضی‌ست و آنرا اعتبار کافی می‌داند.

بسیار جالب است امیر گرامی که شما از خارج میگویید پیشرفت از طریق اصلاح طلبان داخلی ممکن است و از طریق سکولار‌هایِ خارج قطعا ناشدنی (منظور آنهایی‌ست که بیکنش هستند نه فسیل‌هایِ اپوزیسیون) .من و آنارشی ولی میگوییم ساختار شکنی (هر چند بسیار بسیار نامحتمل بنظر میرسد) ولی ممکن است و اتفاقا اصلاح طلبان که رسما معلوم شده چه کاره هستند ناممکن(حداقلی بسیار بسیار بسیار نامحتملتر از اولی).

نکته دیگر اینکه اتفاقا برای ج.ا و حتی کره جنوبی آبرو بسیار مهم است،بقایشان از هر چیز مهمتر است ولی بطرز جالبی علاقه به تایید دیگران دارند هرچند جور دیگر بلوف میزنند.همانطور که دیدیم بعد از سرکوب 88 چقدر ماتحت آغا سوخت.

نکته دیگر اینکه مقایسه و استدلال شما غلط است،شما آمار تضعیف مقاومت مردمی بعلت شرکت در انتخابات را مردود میدانید و از طرف دیگر به ما از ناموفق بودن تحریم میگویید در حالی که اگر قرار به مقایسه است باید تغییرات بدون دلبستن به تغییر از صندوق رای را ببینیم که نمونه حی و حاظر آن انقلاب موفق 57 خودمان که کسی نرفت به مسخره بازی شاه دلببندد (باقی نتایجش بکنار ، موفقیت در به پایین کشیدن حکومت ملاک است که موفق بوده).

Ouroboros #۳۱۵
Russell

بسیار جالب است امیر گرامی که شما از خارج میگویید پیشرفت از طریق اصلاح طلبان داخلی ممکن است و از طریق سکولار‌هایِ خارج قطعا ناشدنی (منظور آنهایی‌ست که بیکنش هستند نه فسیل‌هایِ اپوزیسیون) .من و آنارشی ولی میگوییم ساختار شکنی (هر چند بسیار بسیار نامحتمل بنظر میرسد) ولی ممکن است و اتفاقا اصلاح طلبان که رسما معلوم شده چه کاره هستند ناممکن(حداقلی بسیار بسیار بسیار نامحتملتر از اولی).

نکته دیگر اینکه اتفاقا برای ج.ا و حتی کره جنوبی آبرو بسیار مهم است،بقایشان از هر چیز مهمتر است ولی بطرز جالبی علاقه به تایید دیگران دارند هرچند جور دیگر بلوف میزنند.همانطور که دیدیم بعد از سرکوب 88 چقدر ماتحت آغا سوخت.

چه ربطی به خارج بودن یا نبودن من دارد؟ مگر اینکه ادعا بکنید انقدر «خارج» بوده‌ام که ارتباطم را با جامعه ایرانی از دست داده باشم! که آنهم بی‌ربط است، چون این من نیستم که دارم از زیر سایه‌ی درختان پر شاخ و برگ و امن اروپا دیگران را دعوت می‌کنم به پریدن جلوی گلوله بخاطر فلان آرمان انتزاعی و بهمان سیستم ناکارآمد سیاسی.

پیشرفت به سوی هدف ما که گسترش رفاه، سکولاریته، ازادی و دموکراسی در ایران است بله توسط اصلاح‌طلبان میسر نیست، اما پیشرفت در تناسب با شرایط

کنونی و موقعیت اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و جهانی که مردم ایران در حال حاضر دارند؟ بله، این قطعا یک احتمال قدرتمند است و فارغ از آنچه شما یا دیگر دوستان ادعا بکنید، دل بستن به آن اصلا فاقد بنیان منطقی نیست.

Ouroboros #۳۱۶

منظور من از احتمال پیشرفت ایران تحت ریاست جمهوری حسن روحانی:

آنجا که ما ایران را می‌خواهیم > ۱۰۰
آنجا که اکنون ایران هست > ۰
آنجا که ایران در صورت ادامه‌ی روال فعلی می‌رود > ۱۰۰ -
آنجا که ایران می‌تواند با انتخاب یک میانه‌رو برسد > ۱۰

Russell #۳۱۷
Ouroboros

چه ربطی به خارج بودن یا نبودن من دارد؟ مگر اینکه ادعا بکنید انقدر «خارج» بوده‌ام که ارتباطم را با جامعه ایرانی از دست داده باشم! که آنهم بی‌ربط است، چون این من نیستم که دارم از زیر سایه‌ی درختان پر شاخ و برگ و امن اروپا دیگران را دعوت می‌کنم به پریدن جلوی گلوله بخاطر فلان آرمان انتزاعی و بهمان سیستم ناکارآمد سیاسی.

پیشرفت به سوی هدف ما که گسترش رفاه، سکولاریته، ازادی و دموکراسی در ایران است بله توسط اصلاح‌طلبان میسر نیست، اما پیشرفت در تناسب با موقعیت اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و جهانی که مردم ایران دارند؟ بله، این قطعا یک احتمال قدرتمند است و فارغ از آنچه شما یا دیگر دوستان ادعا بکنید، دل بستن به آن اصلا فاقد بنیان منطقی نیست.

منظور من این نبود امیر جان،من بطور نسبی گفتم که مشخصا ارتباط شناخت دوستان خارج کمتر از داخلی‌ها از وضع مقاومت داخل است و اطلاعات خرجی‌ها هم باز به نسبه بیشتر از مخالفان خارج، متهم کردن یا چیز دیگری نبود.

منظورت را از پیشرفت سیاسی اجتماعی و جهانی نمیدانم چیست ولی از نظر اقتصادی تا آنجا که من دیدم محموت بود که سوبسیدها را بالاخره برداشت کاری که اصلاح طلبان خوابش را میدیدند و... ،من حقیقتا از لحاظ اقتصاد داخلی فرقی چندانی نمیبینم و گمان نکنم از لحاظ فنی اقتصادی هم پر بیراه گفته باشم.از نظر اثر سیاست خارجی بر اقتصاد هم تنها عامل موثر همان برنامه هسته‌ایست.وگرنه رحیم مشایی دیدیم که از این فیلمهای دوستی با دنیا بیش از هر کس دیگر بازی کرد.
باز هم میگویم من سخنم «خیانت به شهدا» و «تحریم» و... نبوده و نیست ،من حداقل اینجا نظرم با میلاد گرامی مثلا تفاوت زیاد دارد.آنچه من میگویم نه با اصل داستان که با چگونگی تغییر عجیب اوضاع در چند روز آخر داشت.من در سال 88 خودم در چند روز آخر رفتم رای دادم و پیشمان هم نیستم.ولی شرایط آن روز را مفید میدانم و این سری را کاریکاتوری میبینم از دور قبل که چه بسا همان دستاوردهای دور قبل را هم به باد دهد.
البته بخشی از شادی هم بخاطر تمام شدن دیدن ریخت نحس احمدی‌نژاد بطور روزانه است که از آن نظر اگر باشد من هم در این شادی سهیم هستم

!!

sonixax #۳۱۸
Ouroboros

من متوجه نشدم چه می‌گویید؟

انتخابات سال ۸۴ بدلیل دلزدگی مردم از عدم موفقیت اصلاحات و دعوت گسترده‌ی «اپوزیسیون» ورشکسته‌ی خارجی توسط همه‌ی آنها که ما می‌شناختیم تحریم شد. طبق آمار رسمی که خودتان آوردید، کمترین میزان مشارکت در تمام تاریخ ج.ا را داشت(و پس از آنهم هرگز تکرار نشد). آمار رسمی نظام را هم که می‌دانم همیشه مقداری چرب و چیلی شده(مثل اینبار که ۷۵٪ مشارکت همان ۶۰-۶۵٪ بیشتر نبوده، در آن دوره هم ۵۹٪ بیشتر از ۳۰-۴۰٪ نمی‌توانست باشد). حتی در دور دوم که رفسنجانی در برابر احمدی‌نژاد قرار گرفت و بخشی از اصلاح‌طلبان مردم را تشویق کردند که برای شکست ارتجاع هم که شده به پای صندوق‌ها بیایند، تحریم تشدید شد و هیچکس حاضر به این کار نشد. اثر و نتیجه‌ی آن تحریم پر شور مردمی را دیدیم، که ایران را ویران کرد و مردم را آرزومند بازگشت دوران اکبرشاه منفور.

اکنون شما طرفداران تحریم، برای دفاع از این انفعال رقت‌انگیز و دعوت یکسره عاطفی به بی‌کنشی و صدور نسخه‌های فاقد قابلیت اجرایی و توجیه نتایج یکسره فاجعه‌آمیزی که سیاست تحریم بر کشور داشتند، چاره‌ای ندارید بجز انکار اینکه اساسا تحریمی اتفاق افتاده بوده و مردم رفتند به احمدی‌نژاد رای دادند که هاشمی رئیس جمهور بشود(؟!)و ادعای تحریم را حکومت جعل کرده و ... که مایه‌ی سرگرمی فراوان ماست، و اندک تردیدهایی هم که پیرامون تصمیم خود مبنی بر مشارکت در انتخابات داشتیم را برطرف می‌کند.

امیر جان از زیر پاسخ دهی فرار نکنید .

من میگویم شمار رای دهندگان به هر سه نامزد اصول گرا 11.5 میلیون بوده و شمار رای دهندگان به نامزدهای اصلاح طلب و رفسنجانی 15.5 میلیون .
چه طور میشود که وقتی انتخابات به دور دوم میکشد با اینکه مشارکت 2% کمتر شده و اصلاح طلبها و رفسنجانی اعتلاف کرده اند به یکباره تعداد آراءشان از 15 میلیون به 10 میلیون سقوط و آراء اصولگرایان به یکباره از 11 میلیون به 17 میلیون سعود میکند !

مساله بعدی هم اینست که اگر حضور کمرنگ مردم منجر به بلای احمدی نژاد شده !!!! چه طور حضور پررنگشان هم منجر به تکرار همان بلا شد ؟! (اصل 110 قانون اساسی و تدارکاتچی بودن رئیس جمهور هم فراموش نشود)

در ضمن 24 ساعت برای اینکه ببینیم رای دادن مردم نتیجه داشته یا نه خیلی زمان کوتاهی هست

👎

sonixax #۳۱۹

نجواهای نجیبانه: بر اساس بیانیه تحلیلی بسیج رد تقلب در انتخابات ۸۸ و تثبیت اعتماد به جمهوری اسلامی
نوری‌زاد: انتخاب روحانی احیای مجدد مرده‌ محتضر بود | ایران | DW.DE | 16.06.2013
gooya news :: politics : خامنه‌ای به هرچهارهدف‌اش دست یافت! مسعود نقره کار
Real Persian WikiLeaks: پروسه ی چگونگی رئیس جمهور شد ن روحانی.
خامنه ای برنده اصلی انتخابات 92 | zendegi

دوستان وقت داشتید اینها رو هم بخونید اون تحلیل بنی صدر هم که چند صفحه عقب تر گذاشتم رو هم بخونید.

Ouroboros #۳۲۰
sonixax

امیر جان از زیر پاسخ دهی فرار نکنید .

من میگویم شمار رای دهندگان به هر سه نامزد اصول گرا 11.5 میلیون بوده و شمار رای دهندگان به نامزدهای اصلاح طلب و رفسنجانی 15.5 میلیون .
چه طور میشود که وقتی انتخابات به دور دوم میکشد با اینکه مشارکت 2% کمتر شده و اصلاح طلبها و رفسنجانی اعتلاف کرده اند به یکباره تعداد آراءشان از 15 میلیون به 10 میلیون سقوط و آراء اصولگرایان به یکباره از 11 میلیون به 17 میلیون سعود میکند !

مساله بعدی هم اینست که اگر حضور کمرنگ مردم منجر به بلای احمدی نژاد شده !!!! چه طور حضور پررنگشان هم منجر به تکرار همان بلا شد ؟! (اصل 110 قانون اساسی و تدارکاتچی بودن رئیس جمهور هم فراموش نشود)

در ضمن 24 ساعت برای اینکه ببینیم رای دادن مردم نتیجه داشته یا نه خیلی زمان کوتاهی هست

😨

این دیگر حسابی ملال آورست، رای بیشتر احمدی‌نژاد در دور دوم را می‌توان از این روشها توضیح داد: ۱. رفسنجانی هرگز اصلاح طلب نبوده و نیست که بخواهد تمام رای اصلاح طلبها را بگیرد! ۲. با حذف دیگر کاندیدهای اصولگرا طبیعتا رای اصولگرایان به احمدی‌نژاد می‌رسیده. ۳. نفرت وسیع مردم از اکبرشاه باعث رای دادن بخشی از مردم به کاندیدای ناشناخته‌تر و کمتر بدنام شد. هیچکدام از اینها در توجیه آمار رسمی ۵۹٪ مشارکت واجدین شرایط به داد شما نمی‌رسد.

Ouroboros #۳۲۱
Russell

منظورت را از پیشرفت سیاسی اجتماعی و جهانی نمیدانم چیست ولی از نظر اقتصادی تا آنجا که من دیدم محموت بود که سوبسیدها را بالاخره برداشت کاری که اصلاح طلبان خوابش را میدیدند و... ،من حقیقتا از لحاظ اقتصاد داخلی فرقی چندانی نمیبینم و گمان نکنم از لحاظ فنی اقتصادی هم پر بیراه گفته باشم.از نظر اثر سیاست خارجی بر اقتصاد هم تنها عامل موثر همان برنامه هسته‌ایست.وگرنه رحیم مشایی دیدیم که از این فیلمهای دوستی با دنیا بیش از هر کس دیگر بازی کرد.
باز هم میگویم من سخنم «خیانت به شهدا» و «تحریم» و... نبوده و نیست ،من حداقل اینجا نظرم با میلاد گرامی مثلا تفاوت زیاد دارد.آنچه من میگویم نه با اصل داستان که با چگونگی تغییر عجیب اوضاع در چند روز آخر داشت.من در سال 88 خودم در چند روز آخر رفتم رای دادم و پیشمان هم نیستم.ولی شرایط آن روز را مفید میدانم و این سری را کاریکاتوری میبینم از دور قبل که چه بسا همان دستاوردهای دور قبل را هم به باد دهد.
البته بخشی از شادی هم بخاطر تمام شدن دیدن ریخت نحس احمدی‌نژاد بطور روزانه است که از آن نظر اگر باشد من هم در این شادی سهیم هستم !!

پیشرفت اقتصادی یعنی ۴۹٪ کردن تورم ۵۰٪. موضعی که در آن برداشتن سوبسیدها توسط دولت احمدی‌نژاد مورد دفاع قرار می‌گیرد موضع چندان قدرتمندی نمی‌تواند باشد. اصلاح طلبها در آن مانده بودند چون اجرای آن بدون وارد کردن فشاری همه جانبه بر پیکر ناتوان اقتصاد ایران ممکن نبود، اگرنه بخشنامه صادر کردن و پول را واریز نکردن که کاری ندارد.

بهبود روابط با جهان یعنی هالوکاست را انکار نکردن و مثل گاو در چینی فروشی به در دیوار نکوبیدن و بهانه دست جنگ‌طلبان غربی/اسرائیلی ندادن. جنبش ۸۸ هم برای دوستان بسنده نیست و همانطورکه همه دیده‌اند از هیچ فرصتی برای تحقیر آن فروگذار نیستند، اصولا وقتی کمترین حد از خواسته‌ها را سقوط جمهوری اسلامی بگذارید هرچیز کمتری مایه‌ی نا-امیدی و دلسردی و ننگ و لیاقت پائین ملت نفهم ایران و ... خواهد بود. البته منظورم شما نیستید، منظورم میلاد است، که سه سال پیش هم ملت را بخاطر طرفداری از «نخست وزیر امام» و «تلاش برای بازگشت دوران طلایی آقا» در شرایطی که ما داشتیم در خیابان کتک می‌خوردیم تحقیر می‌کرد. او به هیچ چیز کمتر از یک انقلاب تمام عیار به سبک فیلمهای شوروی در زمان استالین که ناگهان دهقانان و کارگران و معلمان همه با هم متحد می‌شوند برای براندازی نظام سلطه رضایت نمی‌دهد، و شما و آنارشی هم در این پافشاری برای انکار احتمال هرگونه پیشرفت از شرکت در انتخابات و چسباندن آن به فریب در آخرین دقایق و از همه مهمتر طرفداری از تحریم فقط به این خاطر که به «سقط اعتبار از نظام می‌انجامد» فارغ از بهای احتمالی آن، پیرو راهی شده‌اید که میلاد در آن قدم برمی‌دارد. و طبیعتا انتقاداتی که به او وارد است، شامل شما هم خواهد شد، که یکی از آنها طلبکاری از عموم مردم به جای به رسمیت شناختن حق انتخاب آنهاست. و دیگری چسبیدن به این تصویر بعید ذهنی از واقعیت که هرچه کمتر از آن، فاقد رسمیت و اعتبار است.

sonixax #۳۲۲
Ouroboros

این دیگر حسابی ملال آورست، رای بیشتر احمدی‌نژاد در دور دوم را می‌توان از این روشها توضیح داد: ۱. رفسنجانی هرگز اصلاح طلب نبوده و نیست که بخواهد تمام رای اصلاح طلبها را بگیرد! ۲. با حذف دیگر کاندیدهای اصولگرا طبیعتا رای اصولگرایان به احمدی‌نژاد می‌رسیده. ۳. نفرت وسیع مردم از اکبرشاه باعث رای دادن بخشی از مردم به کاندیدای ناشناخته‌تر و کمتر بدنام شد. هیچکدام از اینها در توجیه آمار رسمی ۵۹٪ مشارکت واجدین شرایط به داد شما نمی‌رسد.

آها پس با وجود اعتلاف اصولگرایان و رفسنجانی باز هم مردم رفتند در شرایطی که همه میگفتند اگر احمدی نژاد رای بیاورد خیابانها را زنانه مردانه میکند ! به احمدی نژاد رای دادند ! (امیر جان من آن موقع ایران بودم ! در تمام تهران بالا پایین میکردم و نظر مردم را نسبت به انتخاب احمدی نژاد میشنیدم حتا به شهرهای اطراف هم رفتم و دیدم جو حاکم نگرانی از به قدرت رسیدن احمدی نژاد بود)

پس اگر این طور باشد که مردم به خاطر نفرت از رفسنجانی به کسی که ازش میترسیدند رای دادند به راستی که مردم احمقی داریم .

منتها من هنوز پاسخی نگرفتم و نمیفهمم که چه طور میشود که 11 + 5 = 17 !!! آن هم در شرایطی که در دور دوم مشارکت 2% کمتر شده بود.

اگر شما نمیخواهید توضیح دهید اشکالی ندارد ولی مهر ورزیده پروپاگاندای وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی را تکرار نکنید که مردم چون از رفسنجانی نفرت داشتند به احمدینژاد رای دادند! جوی که در آن زمان در خیابان بود و حرفی که هر غیر بسیجی میزد این بود که برویم به رفسنجانی رای بدهیم که احمدی نژاد رای نیاورد . آن نفرتی که شما دارید ازش حرف میزنید در مقابل ترسی که مردم از احمدی نژاد داشتند نزدیک به صفر بود با وجود همین نفرت!!!! رفسنجانی از سایر کاندیداهای اصلاح طلب بیشتر رای آورد. طبیعتن میبایستی با اعتلاف اصلاح طلبها با کارگزاران رای های اصلاح طلبان به سمت رفسنجانی سرازیر میشد ولی نشد، به جاش به یکباره شمار رای های جبهه اصول گرا که همه از به قدرت رسیدنشان نگران بودند و در شرایطی که هیچ تشکلی به جز جامعه اسلامی دانشجویان از احمدی نژاد حمایت نکرده بود تعداد رای های احمدی نژاد به 17 میلیون و اندی رسید.

آن چیزی که شما از به زبان آوردنش ترس دارید را من برایتان میگویم :

BBCPersian.com
BBCPersian.com

با توجه به تقلبی که دور اول شد و صدای کسی در نیامد به سادگی قابل پیش بینی بود که در سال 88 هم تقلب خواهد شد. منتها از آنجایی که در تقلب نخست جیک کسی در نیامد در سال 88 تقلب را در همان دور اول و احتمالن بدون شماردن آراء صورت دادند و به میزان مشارکت مردم در آن دوره و جو بسیار منفی که بر علیه احمدی نژاد ایجاد شده بود طوری که بخشی از طرفداران احمدی نژاد هم ریزش کرده بودند توجه نکردند که باعث شورش و اعتراض شد و این همان اشتباه تاکتیکی حکومت بود در صورتی که اگر در همان 88 هم به شیوه 84 تقلب میکردند احتمالن آب از آب تکان نمیخورد.

در ضمن بحث من از اول این نبوده که مشارکت در سال 84 زیاد بوده یا کم . بلکه بر سر این بوده که چه مشارکت زیاد باشد چه کم همان دلقکی که آغا میخواهد از صندوق بیرون میآید. شما به اعمال نظر و رایتان در شرایطی دل بسته اید که از میان بیش از 600 کاندید تنها 8 نفر تایید صلاحیت شدند و از همان 8 نفر دو نفر همین طوری الکی و بیدلیل کنار کشیدند !!!

به عبارت ساده تر این شمایید که باید نشان بدهید دلیل انتخاب احمدی نژاد برای نخستین بار در سال 84 مشارکت کم مردم بوده و نه تقلب کما اینکه در سال 88 با وجود مشارکت آنچنانی مردم تقلب شد و در مورد این توهم که اگر مردم شرکت کنند تقلبی نخواهد شد دست کم یک مثال نقض قوی وجود دارد.

جالبه که دوستان به چیزی که هرگز امتحان نشده میتازند و نکوهشش میکنند ولی به مساله ای که 11 بار امتحان شده و 10 بارش نتیجه درخوری نداشته ایمان دارند و از آن دفاع میکنند !!!

Russell #۳۲۳
Ouroboros

پیشرفت اقتصادی یعنی ۴۹٪ کردن تورم ۵۰٪. موضعی که در آن برداشتن سوبسیدها توسط دولت احمدی‌نژاد مورد دفاع قرار می‌گیرد موضع چندان قدرتمندی نمی‌تواند باشد. اصلاح طلبها در آن مانده بودند چون اجرای آن بدون وارد کردن فشاری همه جانبه بر پیکر ناتوان اقتصاد ایران ممکن نبود، اگرنه بخشنامه صادر کردن و پول را واریز نکردن که کاری ندارد.

بهبود روابط با جهان یعنی هالوکاست را انکار نکردن و مثل گاو در چینی فروشی به در دیوار نکوبیدن و بهانه دست جنگ‌طلبان غربی/اسرائیلی ندادن. جنبش ۸۸ هم برای دوستان بسنده نیست و همانطورکه همه دیده‌اند از هیچ فرصتی برای تحقیر آن فروگذار نیستند، اصولا وقتی کمترین حد از خواسته‌ها را سقوط جمهوری اسلامی بگذارید هرچیز کمتری مایه‌ی نا-امیدی و دلسردی و ننگ و لیاقت پائین ملت نفهم ایران و ... خواهد بود. البته منظورم شما نیستید، منظورم میلاد است، که سه سال پیش هم ملت را بخاطر طرفداری از «نخست وزیر امام» و «تلاش برای بازگشت دوران طلایی آقا» در شرایطی که ما داشتیم در خیابان کتک می‌خوردیم تحقیر می‌کرد. او به هیچ چیز کمتر از یک انقلاب تمام عیار به سبک فیلمهای شوروی در زمان استالین که ناگهان دهقانان و کارگران و معلمان همه با هم متحد می‌شوند برای براندازی نظام سلطه رضایت نمی‌دهد، و شما و آنارشی هم در این پافشاری برای انکار احتمال هرگونه پیشرفت از شرکت در انتخابات و چسباندن آن به فریب در آخرین دقایق و از همه مهمتر طرفداری از تحریم فقط به این خاطر که به «سقط اعتبار از نظام می‌انجامد» فارغ از بهای احتمالی آن، پیرو راهی شده‌اید که میلاد در آن قدم برمی‌دارد. و طبیعتا انتقاداتی که به او وارد است، شامل شما هم خواهد شد، که یکی از آنها طلبکاری از عموم مردم به جای به رسمیت شناختن حق انتخاب آنهاست. و دیگری چسبیدن به این تصویر بعید ذهنی از واقعیت که هرچه کمتر از آن، فاقد رسمیت و اعتبار است.

سخنان و نظرات من هم در تمام این سه سال اینجا موجود است و خود من هم گمان کنم بدانم نظرم چیست و جالب است منرا که پیش از شما حداقل رای داده‌ام را به چنین نظراتی متهم میکنید.
البته که ج.ا دنبال کسب اعتبار در این میان است و همانطور که قبلا هم گفتم آبرو و اینکه بقیه درباره آنها چه فکر میکنند مهم است ولی مهمتر از همه همان وضعیت روانی مردم است که از همه چیز مهمتر است و همانطور که من هوادار امیدواری مردم بوده‌ام تا کنون، اکنون هم این داستان را شدیدا بودار میبینم.حالا نمیدانم هلوکاست را انکار کرد محموت مگر جنگی شد که شما خسارات آنرا برای ما حساب میکنید،وقتی بازی چیز دیگری‌ست 100 برابر هم مزخرف بگوید جز کم کردن اعتبار بین المللی ایرانیان (که آنهم هیچ اثری بر اقتصاد ندارد) قرار است چه تاثیر دیگری داشته باشد؟

داستان مردم ایران و ج.ا داستان گروگانگیریست که قدرت گرفتن ج.ا باخت است و هم ضربه زدن به آن چرا که ج.ا مردم را سپر بلای خود میکند.بنابراین یکطرفه نشان دادن آن اشتباه است.چیزی که قطعی‌ست اینست که بعد از حتی ج.ا هم مدینه فاضله‌ای نخواهد بود ولی با وجود ج.ا دموکراسی که سهل است همان اقتصاد هم با وجود بخت مافیایی-امنیتی-نظامی مثل سپاه ناممکن.

ببینیم چه گلی قرار است بسر مردم بزند حاج آقا روحانی !!

sonixax #۳۲۴

حرفهایی از ته دل: حسن روحانی و کلاه گشادی که سر آن هجدهمیلیون نفررفت !

ملت یا لااقل آن هجده میلیون که به روحانی رای دادند هنوز نفهمیده اند چه کلاه گشادی سرشان رفته است نفهمیده اند روحانی هم آخوندی است درست مانند آخوندهای دیگر که تا قبل از رسیدن به قدرت عادل و ازادیخواه است و پس از قدرت تیشه به ریشه همه می زند و تنها کاری که نمی کند کمک به ملت است.فعلا که همه داغ هستند یک مدت صبر کنید جشن و پایکوبی ها برای پیروزی این آخوند حقه باز تمام شود آن وقت می فهمند چه کلاه گشادی بر سرشان رفته است. طرفداران اصلاح طلبان برای چند دلار بیشتر درخارج از کشور برای روحانی لابی کردند و پاچه خواری آقا را کردند درحالی که اگر همین ها به تحریم کمک کرده بودند شاید الان وضع بهتری می داشتیم با این وضع جمهوری اسلامی تثبیت شد و کلاه گشادی سر آن هجدهمیلیون نفر رفت !

امیدوارم آن روز از خنده های تلخِ من که از سر شادی نیست ناراحت نشوند دوستان !

iranbanoo #۳۲۵

کار ما هم بر عکس شده.این بحث ها باید قبل از انتخابات صورت می گرفت.الان این تحلیل ها دیگر به چه دردی میخورد.
آن وقت که بحث تحریم انتخابات شد هیچکس از روی لج و لجبازی به این گزینه فکر نمیکرد بلکه اکثرا میدانستند با این شرایط و پیش زمینه هایی که در چند سال اخیر به وجود آمده بود فشار سنگینی به ج.ا وارد میشود.
ج.ا اکنون میتواند ادعا کند اگر فشار خارجی بر او اعمال میشود به واسطه ی حمایت داخلی از این فشار راحت است.
اتفاقا این مسئله کمک زیادی به مسائل هسته ای هم میکند....
یکی از دلایلی که رای دهندگان می آورند این است که فشار اقتصادی باعث شده که به پای صندوق رای بروند.و جالب اینکه کاندید ها خصوصا روحانی در چند سخنرانی اصلی اش بر این موضع اصرار میکرد که مسائل اقتصادی را حل خواهد کرد.
این پرسش وجود دارد که روحانی دقیقا چه کاری میخواهد با اقتصاد از پا افتاده ی ما بکند که از چنین حمایتی برخوردار شده؟

sonixax #۳۲۶
iranbanoo

کار ما هم بر عکس شده.این بحث ها باید قبل از انتخابات صورت می گرفت.الان این تحلیل ها دیگر به چه دردی میخورد.
آن وقت که بحث تحریم انتخابات شد هیچکس از روی لج و لجبازی به این گزینه فکر نمیکرد بلکه اکثرا میدانستند با این شرایط و پیش زمینه هایی که در چند سال اخیر به وجود آمده بود فشار سنگینی به ج.ا وارد میشود.
ج.ا اکنون میتواند ادعا کند اگر فشار خارجی بر او اعمال میشود به واسطه ی حمایت داخلی از این فشار راحت است.
اتفاقا این مسئله کمک زیادی به مسائل هسته ای هم میکند....
یکی از دلایلی که رای دهندگان می آورند این است که فشار اقتصادی باعث شده که به پای صندوق رای بروند.و جالب اینکه کاندید ها خصوصا روحانی در چند سخنرانی اصلی اش بر این موضع اصرار میکرد که مسائل اقتصادی را حل خواهد کرد.
این پرسش وجود دارد که روحانی دقیقا چه کاری میخواهد با اقتصاد از پا افتاده ی ما بکند که از چنین حمایتی برخوردار شده؟

دقیقن ایرانبانو جان .
مشکلاتی که امروزه گریبان گیر ایران است زیر سر احمدی نژاد نیست . هر چند که او گند و گوزهای اندازه خودش داشت و سیاستهای بد اقتصادیش + تحریمها کلن کشور رو فلج کرد.
ولی همه ی این جماعتی که به امید بهتر شدن اوضاع رفتن رای دادند اصلن به این مساله دقت نمیکنند که نه سپاه نه نیروی انتظامی نه بسیج و نه مسایل هسته ای اصلن در حیطه اختیارات رئیس جمهور نیست !

یعنی گشت ارشاد و نسبت و دخالتهای سپاه در امور سیاسی و اقتصادی و سرکشی های بسیج و قُد بازی های هسته ای و سانسورهای رسانه ای و ... اصلن دست رئیس جمهور نیست. حالا روحانی چه طور میخواد اینها رو درست کنه خودش یه سوال بزرگه.

البته میشه از اون طرف سیگنالی که خامنه ای با انتصاب روحانی و نه انتخابش! (چون رای هر 18 میلیون رای دهنده الان در زباله دانیست) به آمریکا و غرب برای سازش فرستاده رو دید و احساس کرد.

در بین تمام این سیاستمدارن و کشورهای غربی و ... فقط کانادا و اسرائیل بودند که به درستی موضع گیری کردند و گفتند این شیخ پشمک الدین عروسک جدید خامنه ایست.

پ.ن : امام نقی (ع)، پس از با خبر شدن از نتایج انتخابات ایران فرمودند: این مردم پارس، مردمی عجیب هستند! بیست و چهار ساعته از قوانین اسلامی، حجاب، دیه، شلاق، سنگسار، ظلم ملا و ولایت فقیه که قانون اسلام است، غر می زنند، اما برای رهایی از قوانین اسلام، به کسی رای می دهند و او را رییس جمهور می کنند که هم اسمش روحانی است و هم خودش!!! براستی که عجیب مردمانی هستند! فکر می کنند با کمک یک ملا، می توانند از شر قوانین اسلام، رها شوند...!! آنگاه امام نقی، الاغ عزیز خود، حضرت عفیر (رضی الله عنه) را صدا کرده و فرمودند: یا عفیر، به خدا قسم که تا چند سال دیگر، سهم امام و خمس و زکات ما، تامین است، لذا به سمت «دیار لاس وقاس» برویم که وقت شادی و جنباندن ماتحت است...! سیره النقی/ نوشته ابن قنبل / فصل: دور چون با عاشقان افتد، تسلسل بایدش! / بخش: این یهودی ها اگر زرنگی(!) مردم پارس را داشتند، برای برای نجات از کوره آدم سوزی حزب نازی، باید به هیتلر رای می دادند!! (گمنامیان: امام نقی(ع):شگفتا! مردم پارس برای رهایی از قوانین اسلام یک نفر را رییس جمهور میکنند که هم خودش روحانی است و هم نامش!)

iranbanoo #۳۲۷
sonixax

البته میشه از اون طرف سیگنالی که خامنه ای با انتصاب روحانی و نه انتخابش! (چون رای هر 18 میلیون رای دهنده الان در زباله دانیست) به آمریکا و غرب برای سازش فرستاده رو دید و احساس کرد.

sonixax

البته میشه از اون طرف سیگنالی که خامنه ای با انتصاب روحانی و نه انتخابش! (چون رای هر 18 میلیون رای دهنده الان در زباله دانیست) به آمریکا و غرب برای سازش فرستاده رو دید و احساس کرد.

خوب ج.ا که میخواهد سازش کند.با روی کارآمدن مثلا یک رئیس جمهور میانه رو و از این طریق انعطاف خود را در برابر جامعه ی جهانی به فرض میخواهد نشان دهد.خیلیم خوب.....

حالا چرا مردم پروسه ی مبارزاتی خود را تر مالی نمودند.😬

اتفاقا با عدم حضور مردم به نظرم روی ج.ا بیشتر فشار می آمد تا با جامعه ی جهانی سازش کند....
؟

sonixax #۳۲۸
iranbanoo

حالا چرا مردم پروسه ی مبارزاتی خود را تر مالی نمودند.

این درست همون چیزیه که من هم هنوز درکش نمیکنم !
توجیهات و توضیحات دوستان هم به نظرم بیشتر شبیه بهانه هست تا دلیل .

Nevermore #۳۲۹

10 صفحه بحث و دریغ از یک خط استدلال برای اینکه چگونه تحریم کنش اجتماعی است و باعث اعتراض توده ی مردم می شود اما رای دادنی که احتمال هرگونه اعتراض در تجمعاتی که روحانی و مردم حضور دارند وجود دارد کنش سیاسی نیست و به ضرر مردم است؟

نکته ی دیگر این است که زمانی که تمام رای دهندگان در این انجمن به باور پوچ مردم در سال 76 که انتظار معجزه و تغییر نظام را از خاتمی داشتند اذعان می کنند و همگان بر این نکته واقف بودند که کار چندانی از امثال روحانی بر نمی آید و با علم به این قضیه و برای تغییری هرچند کوچک پای صندوق رای رفتند چگونه کلاه گشاد سر مردم رفته است؟کلاه زمانی می رود که شما گمان کنید رییس جمهور در ایران همه کاره است و توانایی تغییر در تمام زمینه ها را دارد و کلی هزینه و وقت و انرژی و حتی زندان و دستگیری را برای به قدرت رسیدن آن جناح یا رییس جمهور به جان بخرید.

حالا شما دوستان طرفدار تحریم خواهشا چند نکته را برای ما نشان دهید:
1-چگونه تحریم برای آزادی و رسیدن به دموکراسی راستین و سکولاریسم موثرتر از رای دادن است؟
2-بر فرض که مردم همگی اشتباه کرده باشند اکنون چه از دست داده اند و چه هزینه ای متحمل شده اند که شما می گویید کلاه سر آنان رفته؟
3- اساسا مگر کسی به منجی بودن روحانی باور داشته که شما هی تکرار می کنید که آی مردم سرتان کلاه رفته و گمان می کردید این آخوند! برایتان آزادی می آورد در صورتی که پدرتان را در می آورد؟زمانی که مردم همگی قواعد و قوانین این بازی را به خوبی می دانستند چگونه بازی خوردند؟

یک استدلال خنده دار دیگری که موافقان تحریم می آورند پایمال شدن خون کسانی است که 4 سال پیش به خیابان رفتند و سرکوب شدند.والا ما هرکسی را می بینیم که آنروز ها در خیابان بوده و به بدترین شکل سرکوب شده رای داده است.نمون اش خود امیر گرامی که پیک هایش در روزهای اعتراضات را من به خوبی یادم می آید و توصیف اش از تظاهرات را.خود من هم به قدر کافی هزینه داده ام اما تصمیم گرفتم رای بدهم،بگذریم که در لحظات آخر با جو احساسی که در فضای اینترنت شکل گرفته بود منصرف شدم.مصاحبه ی مادر سهراب اعرابی را بخوانید تا دریابید برای کسانی که سرکوب شدند تغییر حداقلی وضعیت زندگی یک کارگر چه مایه ارزشمند تر از تغییر نظام است که 100 سال دیگر رخ می دهد و هیچ کس هم نتواسته به ما نشان دهد که تحریم چگونه می توانست راه بهتری برای رسیدن به هدف براندازی نظام باشد؟

Anarchy #۳۳۰
nevermore

10 صفحه بحث و دریغ از یک خط استدلال برای اینکه چگونه تحریم کنش اجتماعی است و باعث اعتراض توده ی مردم می شود اما رای دادنی که احتمال هرگونه اعتراض در تجمعاتی که روحانی و مردم حضور دارند وجود دارد کنش سیاسی نیست و به ضرر مردم است؟

الان که دیگه گذشته و حرف های ما بی تاثیر و خیلی دیر هست...من تمایل به کل کل با دوستان ندارم !! اما شخصا دارم فکر میکنم تمام افرادی که این گونه به تحریم انتخابات میتازن دارن به مرد پوشالین حمله میکنن... دقیقا هیچ کس نگفته فقط تحریم به تنهایی کنش محسوب میشه... مساله مهندسی افکار و ذهن مردم هست که با تشویق به رای دادن در هر دوره و زمانی رخ میده و این فرصت رو میگیره که حداقل افکار مردم رادیکالیزه بشه برای تغییر اساسی، حداقل در سطح ذهنی !! نگفتیم تحریم کنیم و خلاص بریم تو خونه بخوابیم که...

اصولا بدون سازماندهی نیروهای موثر و رسانه ها ، نه تحریم موثر هست نه شرکت...

اما اینکه میفرمایید رای بدیم که حداقلش تجمعاتی هست که امکان اعتراض که غیر منطقی تر هست...شده جریان 88 که منتظر بودن روز قدس بشه ، روز عاشورا بشه ، 22 بهمن بشه لا به لای جمعیت حزب اللهی تشریف بیارن بیرون !! یعنی نهایت سازماندهی همین بود که به راحتی روز 22 بهمن کلکش کنده شد... فقط شاید 25 بهمن 89 کمی از این قاعده مستثنی بود !! حالا اینم تجمع ، برنامه بعدی چیه ؟ هدف چیه ؟ همین تجمعات بی برنامه بود که ما رو به هیچ جا نرسوند دیگه...تظاهرات سکوت و نمیدونم این چیزا !!

Nevermore

نکته ی دیگر این است که زمانی که تمام رای دهندگان در این انجمن به باور پوچ مردم در سال 76 که انتظار معجزه و تغییر نظام را از خاتمی داشتند اذعان می کنند و همگان بر این نکته واقف بودند که کار چندانی از امثال روحانی بر نمی آید و با علم به این قضیه و برای تغییری هرچند کوچک پای صندوق رای رفتند چگونه کلاه گشاد سر مردم رفته است؟کلاه زمانی می رود که شما گمان کنید رییس جمهور در ایران همه کاره است و توانایی تغییر در تمام زمینه ها را دارد و کلی هزینه و وقت و انرژی و حتی زندان و دستگیری را برای به قدرت رسیدن آن جناح یا رییس جمهور به جان بخرید.

البته نمیدونم چطور با این قطعیت از تمام افراد و همگان حرف میزنید... همین هست که میگم کردیت زیادی برای رفتار های احساسی مردم قائل میشید دیگه !! اصلا در سبد آرا روحانی ، همه یک دست و یک جنس نیستن که... خیلی ها حتی به دلیل صرفا روحانی بودن ایشون و دید ارزشی به ایشون رای دادن نه بحث سیاسی...ما هم امکان بررسی دقیق سبد آرا ایشون رو نداریم که تحلیل جامعی ارائه کنیم و همه حرف ها بر اساس حدس و گمان هست...

Nevermore

حالا شما دوستان طرفدار تحریم خواهشا چند نکته را برای ما نشان دهید:
1-چگونه تحریم برای آزادی و رسیدن به دموکراسی راستین و سکولاریسم موثرتر از رای دادن است؟
2-بر فرض که مردم همگی اشتباه کرده باشند اکنون چه از دست داده اند و چه هزینه ای متحمل شده اند که شما می گویید کلاه سر آنان رفته؟
3- اساسا مگر کسی به منجی بودن روحانی باور داشته که شما هی تکرار می کنید که آی مردم سرتان کلاه رفته و گمان می کردید این آخوند! برایتان آزادی می آورد در صورتی که پدرتان را در می آورد؟زمانی که مردم همگی قواعد و قوانین این بازی را به خوبی می دانستند چگونه بازی خوردند؟

1-بالاتر توضیح دادم که حرف شما حمله به مرد پوشالین هست !! هیچ احمقی فکر نمیکنه با رای ندادن تنها چیزی عوض میشه... حالا در مقابل شما برای من توضیح بدید بخش عمده مردمی که رای دادن آیا از فردای انتخابات ذره ای فسفر خرج فکر کردن به مسائل مهم میکنن ؟ کمترین هزینه که هزینه ذهنی هست رو حاضرن بپردازن؟ اینکه 4 سال یکبار تب کنیم و دو روز بعدش برگردیم به همون دنیای فانتزی خودمون خیلی هنر هست؟

2-بزرگترین هزینه همون مهندسی افکار اونها و حرکت در چارچوب بازی نظام هست و اینکه فکر کنن تنها راه باقی مانده همون انتخابات هست که من از خیلی ها شنیدم...همون چیزی که جناب صادق زیبا کلام فرمودن در فیلم انتحاباتی روحانی و حتی همین یک جمله ایشون برای مردمی که فسفر رو انبار کردن ، موج جوگیری در روزهای قبل از انتخابات رو افزایش داد...

3- باز هم داستان "همگی" !! عرض کردم که ما توان تجزیه تحلیل همگی رو نداریم فعلا... اما چیزی که به طور خاص دیدم و با توجه به خلوت بودن مثلا همین انجمن دفترچه ، اصولا کارهایی که نیاز به سوزاندن مقادیر فسفر بیش از حد معمول داشته باشه ، آنچنان پر طرفدار نیست... پس نوشابه اضافی باز کردن هست که بگیم همگی قواعد و قوانین بازی رو به خوبی میدونستن... اصلا هم چنین چیزی من ندیدم !! بخش عمده مردمی که با ذهنشون این چنین در دوره های مختلف بازی میشه ، هیچ قاعده بازی ای رو نمیدونن چون اصولا هنوز نمیدونن مشکل اصلی کجاست !! کسانی هستن هنوز که میگن خمینی خودش خوب بود نمیدونم صداقت داشت اینا ندارن... شهریار جان ما هنوز درگیر چنین افرادی هستیم !!

Nevermore

یک استدلال خنده دار دیگری که موافقان تحریم می آورند پایمال شدن خون کسانی است که 4 سال پیش به خیابان رفتند و سرکوب شدند.والا ما هرکسی را می بینیم که آنروز ها در خیابان بوده و به بدترین شکل سرکوب شده رای داده است.نمون اش خود امیر گرامی که پیک هایش در روزهای اعتراضات را من به خوبی یادم می آید و توصیف اش از تظاهرات را.خود من هم به قدر کافی هزینه داده ام اما تصمیم گرفتم رای بدهم،بگذریم که در لحظات آخر با جو احساسی که در فضای اینترنت شکل گرفته بود منصرف شدم.مصاحبه ی مادر سهراب اعرابی را بخوانید تا دریابید برای کسانی که سرکوب شدند تغییر حداقلی وضعیت زندگی یک کارگر چه مایه ارزشمند تر از تغییر نظام است که 100 سال دیگر رخ می دهد و هیچ کس هم نتواسته به ما نشان دهد که تحریم چگونه می توانست راه بهتری برای رسیدن به هدف براندازی نظام باشد؟

خب این استدلال هم که صرفا کپی برابر اصل جوگیر کردن مردم برای رای دادن هست اما در جبهه مخالف... من این نقد رو میپذیرم که تحریم کنندگان هم نتونستن به خوبی مواضعشون رو توضیح بدن !! البته نداشتن امکانات رسانه ای کافی و در مقابل حجم انبوه جوگیر کنندگان در رسانه های مختلف از داخلی گرفته تا بی بی سی و اکبر گنجی و نوری زاده و شبکه های اجتماعی و اصولا عدم تمایل بسیاری از مردم به سوزاندن فسفر ، باعث کاهش شانس موافقین این نظر برای توضیح مواضعشون هم بود.

ولی خب من هم با بی میلی زیاد با جمله آخر شما موافقم.البته اگر و فقط اگر حدس ما برای تغییر حداقلی شرایط واقعا بستگی به انتخاب روحانی و مثلا انتخاب نشدن جلیلی داشته باشه...

Anarchy #۳۳۱
Dariush

شما گویا موضوع را تنها از نگاه خود می‌بررسید و چون تنها هدفِ شما سقوطِ نظام است و تنها راهی هم که در هنگامه‌ی انتخابات برای این راه متصور هستید تحریم است؛ مسلم است که هرچه دیگران برای شما استدلال میکنند، فارغ از درست بودن یا نبودن‌ش،پذیرفتنی نیست. بد نیست که چند صفحه پیش را ببینید که من نیز همچون شما، راهِ درست را رای ندادن میدانستم و برای آن دلایلِ گوناگون آوردم. اما هنگامی که قدری به استدلال‌های مقابل نیز توجه کردم، دیدم چندان هم بیراه نیستند ؛ اگرچه در نهایت خودم شرکت نکردم (که آنهم به دلیلِ روحیه خاصِ خودم است). مطلبی که باید بدانید این است، اوضاعِ ایران بسیار پیچیده و غامض است و عرصه‌ی سیاسیِ آن بسیار مبهم است ؛ چنانکه هرگونه برآورد و تحلیل از آن تنها برپایه گمان است. در اغلبِ اوقات هرگز نمیتوان تا پیش از وقوع یک رویدادِ کلانِ سیاسی ، چیزی را در موردش پیش‌بینی کرد. ممکن است به نفع مردم شود، ممکن است به نفع حکومت شود، ممکن است به شورش بیانجامد، ممکن است همه‌ی تحلیل‌ها درست از آب درآیند و ... چراکه حکومتی مافیایی برسرکار است که به شدت به بقای خود حساس است و از سویی هم‌اکنون آنرا درخطر میبیند، بنابراین ناچار است بین منافعِ مردم و بقای خود تعادلی ایجاد کند، اما هیچ معلوم نیست که تاکی میتواند این روند را ادامه دهد؛ اما قدرِ مسلم این است که بالاخره روزی یک اشتباه استراتژیک خواهد کرد. چنانکه در 88 کرد. با این تفاسیر، در بهترین حالت استدلالِ شما برای مضر بودنِ رای دادن همانقدر درست است که استدلالِ مخالفانِ شما برای مفید بودنِ رای دادن. در تمامِ استدلال‌های دوطرف ، همه چیز بر روی گمانه هستند. وگرنه شما میتوانید به من با قاطعیت بگویید که حکومت تقلب کرده یا نکرده یا مثلا درصدِ مشارکت همانی‌ست که رژیم میگوید (شاید عمدا آنرا بالا اعلام کرده)، از رای آوردنِ روحانی غافلگیر نشده و ... ؟

داریوش گرامی ابتدای صحبت شما که مغلطه بود از نوع مسموم کردن سرچشمه

😬 !! مطمئن باشید استدلال درستی بشود من

میپذیرم...در پاسخ به شهریار گرامی هم گفتم ، اصولا تحریم به تنهایی قطعا مفید نیست و نمیدونم چه کسی چنین چیزی رو در ذهن بقیه جا انداخته... تحریم برای من شخصا یک تمرین ذهنیست !! شما وقتی از یک راه خسته شدی به دنبال راه دیگه قطعا خواهی گشت... حالا اینکه در ادامه چه چیزی پیش میاد مساله دیگه ای هست...

من

متوجه پیچیدگی بازی و نفع بردن احتمالی مردم از رای دادن هستم...اما مثال آب نبات در برابر یک میلیون دلار واقعا مثال به جایی هست

!!

درست که گاهی رژیم مثل 88 خطایی هم مرتکب میشه ( البته باز به هم به دلیل عدم دسترسی به جزییات هیچ کس مطمئن نیست که تقلب در چه ابعادی بوده چون خود موسوی هم نیمه شب و با عجله در مصاحبه با رسانه ها گفت من برنده قطعی انتخابات هستم که دلیل کارش رو من نمیدونم هنوز ) ،

اما در هر حال با توجه به بافت جامعه ایران ، دست بالا رو داره و همواره خودش زمین بازی رو تدارک دیده پس منطقا سود بیشتری هم خواهد بود مگر اینکه فاکتور ناشناخته و غیر منتظره ای وارد بشه...

پس بدون توجه به میزان اثر رای ندادن ، ابتدا مدعیان موثر بودن رای دادن باید مدعای خودشون رو ثابت کنن که چطور با بازی در زمین حریف میتونن قاعده بازی رو به هم بزنن ؟ باور کنید به این سوال اگر جواب منطقی داده بشه من میپذیرم...

Dariush

اگر هیچ فرقی نمیکند که چه کسی رئیس جمهور شود و اگر هیچ اختیاراتی ندارد، پس چرا مثلا نگذاشتند هاشمی یا خاتمی بیاید یا چرا در 88 علیه موسوی تقلب کردند؟

البته هیچ هیچ که نه... اما به قاعده کلی طبق گفته خاتمی رئیس جمهور یک تدارکاتچی بیشتر نیست !! هاشمی هم به نظر من هم در موردش غلو شده هم با بقیه مهره های رژیم تفاوت داره به دلیل نفوذش در ارکان مختلف و در بسیاری موارد جنگ قدرت بین هاشمی و خامنه ای هست... یعنی جایگاه ریاست جمهوری نیست که به هاشمی وزن میده بلکه بر عکسش هست و این نیست که پس هر کس دیگه ای هم که رئیس جمهور شد توان انجام کار احتمالی ( و نه قطعی ) هاشمی رو داره... دیدیم که جناب مموتی هم بعد از کمی هارت و پورت ، تبدیل به موجودی بی آزار و افسرده شده این روزها !!

حالا تقلب دوره موسوی که قطعی و با جزییات مشخص که نیست اما به طور کلی اینها جنگ قدرت داخل رژیم هست و نمیدونم چطور میشه بهره برد برای منافع بلند مدت مردم...

تا حالا خاتمی یا هاشمی یا حتی موسوی ، کدامیک حرفی زدن که با اصول قانون اساسی ایران منافات داشته ؟ با کمی تفاوت همگی یک حرف رو میزنن...

Dariush

اتفاقا برعکس شما و اون بسیجی‌هایی که میفرمائید من معتقدم که ج.ا این دوره خودش بر اینکه در دوره پیشین تقلب شده بود صحه گذاشته. وگرنه این دوره با اینکه روحانی بسیار معتدل و به اصطلاح میانه‌رو بود و اصلا در حدِ موسوی محبوب نبود، در همان دورِ نخست برنده شد. مطمئنا در دوره‌ی پیش تقلبِ بسیار گسترده‌ای شکل گرفته بود؛ وگرنه در بدبینانه‌ترین شکلِ ممکن، انتخابات باید به دورِ دوم کشیده میشد.

اینها در حد تحلیل شخصی خب محترم هست اما شما هیچ ادله ای نداری !! اینکه فکر کنی کل آرا موسوی امروز رسیده به روحانی یا مثلا آرا احمدی نژاد چی شده و مسائل دیگه... حدس خودم هم به تقلب در دور پیشین هست اما در چه ابعادی رو نمیدونم واقعا !! ما بدون دسترسی به تحلیل های آماری واقعی نمیتونیم حرفی بزنیم...

Anarchy #۳۳۳
  • Nasim Roshanaei Saturday روی کار آمدن روحانی بر یک نکته ی بسیار مهم صحه گذاشت: 1. چگونه سیستم حکومت جمهوری اسلامی هوشمندانه موفق شد بخشی از مردم معترض را به سویی هدایت کند که امیدوار و خودخواسته به یکی از مهره های اصول گرا (روحانی) رای دهند و سپس چنین نتیجه بگیرند که" این بار رای ما دزدیده نشد و اراده ی ما تاریخ را ساخت." به این ترتیب جمهوری اسلامی توانست آتویی را که 4 سال پیش به مردم داده بود(دزدیدن رای هایی که مردم به موسوی و کروبی داده بودند) پس گرفته و با اعتماد به نفس فراوان در سطوحی از گفتمان سیاسی داخلی و خارجی به مشروعیت! نسبی دست یابد تا به قلدری خود ادامه دهد. با انتصاب روحانی، پروپاگانداها و به ویژه مناظره ی انتخاباتی پوپولیستی روحانی با قالیباف( که بعد از آن جوانان و قشری از روشنفکران جوگیر شدند)، جمهوری اسلامی خود را حتی از زحمت تقلب کردن نیز خلاص کرد. ابراز احساسات معصومانه، رضایت و شادی کسانی که دیروز به روحانی رای داده اند، مانند رضایت نوزاد گرسنه ای است که مادرش به جای شیر دادنش، با خواندن لالایی و داروی خواب آور، او را می خواباند.
Anarchy #۳۳۴


Nasim Roshanaei

در تاریخ نوشته خواهد شد این روزهای حیرت انگیز" که مردم معترض شعار میدهند، دیکتاتور، دیکتاتور، تشکر، تشکر! " چگونه می توان رویدادی سیاسی را در تاریخ تصور کرد که در آن مردم معترض از دیکتاتورشان تشکر میکنند! مردمی که لااقل این را درک کرده اند که حکومتشان دیکتاتوری است! آیا از دیکتاتور تشکر می کنند که اجازه داده است به یکی از منتخبان دیکتاتور رای بدهند و دیکتاتور رای هایشان را بشمارد!!!!! به کجا رسیده ایم... چگونه می توان به رخدادی سیاسی که در آن هم مردم معترض و هم دیکتاتور راضی و

Anarchy #۳۳۵

توصیه عارف به روحانی برای مشاوره گرفتن از احمدی‌نژاد

محمدرضا عارف به حسن روحانی رئیس جمهور منتخب ملت ایران پیشنهاد داده است در دولت تدبیر و امید از دکتر محمود احمدی نژاد مشاوره بگیرد.

به گزارش خبرنگار مهر، محمدرضا عارف روز یکشنبه هفته جاری در گفتگویی با ماهنامه مدیریت ارتباطات، به حسن روحانی رئیس جمهور منتخب ملت ایران پیشنهاد داده است از دکتر محمود احمدی نژاد مشاوره بگیرد. بخشهایی از این گفتگو را در ادامه می‌خوانید.
-در ابتدا برای شرکت در انتخابات و نه کاندیدا شدن، اعلام حضور کردم، گفتم من در انتخابات شرکت می‌کنم. بنای من بر این بود که با این کار، تندروی‌هایی که در بخشی از جریان اصلاحات وجود داشت و عده‌ای دنبال تحریم انتخابات بودند مخالفت کنم.برچسب‌هایی هم به من زده شد، اصلاً جواب، ندادم از جمله اینکه گفتند عارف زود اعلام کاندیداتوری کرده، جواب ندادم .گفتند اصلاح‌طلب بدلی است جواب ندادم. هرچه گفتند را با نگاهی که به آینده داشتم جواب ندادم. آگاهانه جواب ندادم. اول اینکه بدلی به من نمی‌چسبید، من شخصیت دوم دولت اصلاح‌طلبان بودم. مسیر خودمان را جلو رفتیم. رایزنی‌هایی می‌کردیم، مشورت‌هایی می‌کردیم. خوشبختانه اولین گام را برداشتیم. موفق شدیم پرونده تحریم انتخابات ریاست جمهوری را در ماه های آبان و آذر 91 ببندیم. گفتیم مسیر خودمان را ادامه می‌دهیم. روند کند، اما امیدوار کننده بود.
-خط قرمز را از اول ترسیم کردیم. گفتیم خط قرمز ما ارزش‌ها، آرمان‌ها و قانون اساسی است. برای اینکه همه چیز روشن و شفاف باشد که چه کار می‌کنیم. گفتیم به غیر از این خطوط قرمز، درباره همه چیز چالش و بحث می‌کنیم.
....
* آقای دکتر! اضطراب روزهای مناظره را ندارید؟ رئیس‌جمهور نشدید اما خوشحال به نظر می‌رسید. چرا؟
روشن است. به دلیل اینکه من می‌خواستم طوری حرکت کنم تا برای نظام و مردم مسأله ایجاد نکنم. بسیار کار خطرناکی بود که در عین بیان مطالبات، مشکلات و گرفتاری‌های مردم، خدای ناکرده دردسرساز نشوم و از خطوط قرمز اعتقادی‌ام عبور نکنم. بسیار کار سختی است. برای من امنیت ملی، منافع ملی و همگرایی اصل بود.
*اگر رئیس‌جمهور می‌شدید به آقای دکتر احمدی‌نژاد چه پستی را پیشنهاد می‌کردید؟
من، فکر می‌کنم رؤسای جمهور گذشته، نباید هیچ پست اجرایی بگیرند. به هیچ وجه. اما در جایگاه مشاور عالی باید از همه رؤسای جمهور، استفاده شود.
*یعنی، الان به دکتر روحانی توصیه می‌کنید که از ایشان، به عنوان مشاور عالی استفاده کنند؟
حتماً. من توصیه‌ام به آقای روحانی این است که از تمام مدیران ارشد نظام در جایگاه خودشان استفاده کنند. حالا هرکسی یک ظرفیتی دارد. ما باید از تمام ظرفیت‌های موجود در کشور برای حل مشکلات و گرفتاری‌های مردم استفاده کنیم. جز این باشد، به نتیجه نمی‌رسیم. تجربه 8 ساله اصولگرایان نشان داد و من بارها در مناظرات هم اشاره کردم که یک دست شدن کشور، جواب نمی‌دهد. حتی اگر اصلاح‌طلبان هم باشند همین است و جواب نمی‌دهد...
عارف در این گفت‌وگو به پرسش‌های زیادی در مورد اصل و حاشیه‌های انتخابات یازدهم ریاست‌جمهوری پاسخ داده است که به زودی در سی‌وهشتمین شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات منتشر خواهد شد.

Anarchy #۳۳۶

اولین تحلیل شریعتمداری از رای حسن روحانی

تاریخ انتشار : دوشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۲ ساعت ۰۸:۰۹

ستون سر مقاله امروز روزنامه کیهان، به مقاله ای از حسین شریعتمداری با عنوان«همراهان ناهمراه ! »اختصاص یافت:
پیروزی آقای دکتر حسن روحانی در انتخابات پرشور و حماسی اخیر، بلافاصله بعد از اعلام نتیجه انتخابات با تحلیل‌ها و گمانه‌زنی‌های فراوان و متفاوتی در داخل و خارج کشور روبرو شد. بیشترین حجم این تفسیرها به دو موضوع؛ «احتمال تغییرات جدی در سیاست‌های کلان نظام» و «نقش و تاثیر این انتخاب بر آرایش سیاسی احزاب و جریانات داخلی» اختصاص داشت که هنوز هم ادامه دارد. یادداشت پیش روی اشاره‌ای گذرا به نکات یاد شده دارد.

1- آقای روحانی که در انتخابات حماسی 24 خرداد با کسب اکثریت آرای مردم به ریاست جمهوری اسلامی ایران انتخاب شده‌اند، اگرچه اعلام کرده‌اند در اداره امور اجرایی کشور سلیقه‌ای متفاوت با اصولگرایان و سایر نامزدها دارند ولی این سلیقه سیاسی متفاوت در چارچوب سلیقه‌های درون نظام تعریف شده و احراز صلاحیت ایشان از سوی شورای نگهبان را در پی داشته است بنابراین، تنها رخداد تازه‌ای که این روزها، با انتخاب آقای روحانی اتفاق افتاده- و اتفاق مهمی نیز هست- جابه‌جایی مسئولیت امور اجرایی کشور از یک سلیقه سیاسی به سلیقه سیاسی دیگری در چارچوب و بستر تعریف شده نظام است.

رخدادی که در عمر سی‌و چند ساله نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران بارها اتفاق افتاده است. این جابه‌جایی نشان می‌دهد که اولا؛ نگاه مردم برای حل مشکلات و از جمله مشکلات اقتصادی به درون نظام است و به قول حضرت آقا؛ «نظر دشمنان برای ملت ایران اهمیتی ندارد» و ثانیا؛ برخلاف آنچه دشمنان بیرونی ادعا می‌کنند، «حلقه‌مدیریت» در نظام اسلامی بسته نیست و مسئولیت‌ها می‌تواند با انتخاب مردم در میان سلیقه‌های مختلف درون نظام جابه‌جا شود.

2- تعیین سیاست‌های کلی و کلان نظام مطابق اصل 110 قانون اساسی از اختیارات رهبری است. بنابراین برخلاف هیاهوی دشمنان بیرونی و دنباله‌های داخلی آنها، با انتخاب آقای دکتر روحانی، سیاست‌های کلان نظام تغییری نکرده و نخواهد کرد. آقای روحانی سال‌های متمادی دبیر شورای عالی امنیت ملی و یکی از نمایندگان رهبر معظم انقلاب در این شورا بوده- و هنوز هم هستند- و می‌دانند که علاوه بر اختیار قانونی رهبری در تعیین سیاست‌های کلی نظام- ولایت مطلقه فقیه- بسیاری از سیاست‌های کلان با ارجاع رهبر انقلاب، در این شورا مورد بحث و بررسی قرار گرفته و نهایتاً در صورت تأیید ایشان به اجرا درمی‌آید.

اعضای این شورا مطابق اصل 176 قانون اساسی عبارتند از؛ رؤسای سه قوه، رئیس ستاد فرماندهی کل نیروهای مسلح، مسئول امور برنامه و بودجه، دو نماینده به انتخاب مقام‌رهبری، وزرای امور خارجه، کشور و اطلاعات و برحسب موضوع، وزیر مربوطه و عالی‌ترین مقام‌های ارتش و سپاه. با توجه به نکته یاد شده، با حضور آقای دکتر روحانی در رأس قوه اجرایی کشور، هم نگرانی بعضی‌ها و هم انتظار برخی دیگر درباره تغییر سیاست‌های کلان نظام بی‌اساس و نشدنی است و البته ایشان نیز تاکنون چنین ادعایی را مطرح نکرده‌اند.

3- همزمان با انتخاب آقای روحانی، سه جریان جبهه اصلاحات، اطرافیان آقای هاشمی رفسنجانی و اصحاب فتنه تلاش گسترده و از قبل پیش‌بینی شده‌ای را برای مصادره آرای ایشان به نفع خود آغاز کردند. این تلاش با استناد به حمایت آقایان هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی از آقای روحانی صورت گرفته و ادامه دارد. جریانات یاد شده در تبلیغات و اظهارنظرهای خود به طور زیرکانه‌ای موقعیت آقای دکتر روحانی را تضعیف کرده و ادعا می‌کنند چنانچه هاشمی و خاتمی از وی حمایت نکرده بودند نمی‌توانست اکثریت آراء مردم را به دست آورد! این عملیات روانی گسترده و پرحجم برای مصادره آرای آقای دکتر روحانی در حالی است که؛

الف: مدعیان اصلاحات در همان اوایل کار متوجه شدند نامزد اختصاصی آنها، آقای عارف کمترین شانسی برای پیروزی ندارد و تمامی نظرسنجی‌ها از پایین‌ترین رده مقبولیت ایشان در میان 8 نامزد ریاست جمهوری یازدهم حکایت می‌کند. اصرار آقای عارف که نامزد اصلاح‌طلبان است آراء ایشان را کمتر و کمتر می‌کرد و نهایتا تصمیم به حذف ایشان گرفته شد و با وجود مخالفت‌ها و مقاومت‌های فراوان آقای عارف، او را وادار به انصراف کردند و این در حالی بود که حلقه‌های دوم و سوم جبهه اصلاحات- که معمولاً در جریان تصمیم‌های اصلی نیستند- به شدت اعتراض می‌کردند که چرا نامزد اصلاح‌طلبان را حذف می‌کنید و از روحانی که هیچ قرابتی با اصلاحات ندارد حمایت می‌شود؟!

ب: درباره حمایت گروه‌ها و جریانات اپوزیسیون از کاندیداتوری آقای دکتر روحانی، قبل از همه باید از هوشمندی ایشان قدردانی کرد که برخلاف خاتمی و موسوی و کروبی، نه فقط روی خوشی به این جرثومه‌های فساد و تباهی نشان نداد بلکه با اظهارات خود در مناظره‌های تلویزیونی و تأکید بر آموزه‌های نظام و انقلاب- ولو با سلیقه و بیانی متفاوت- راه سوءاستفاده آنها را در مقیاس قابل توجهی سد کرد.

4- اگرچه مدعیان اصلاحات با سر و صدا و هیاهو و تیترهای اول روزنامه‌ها و نشریات تحت مدیریت خود اصرار داشته و دارند که انتخاب آقای دکتر روحانی را پیروزی اصلاح‌طلبان قلمداد کنند و ایشان را وامدار و مدیون خود بدانند! ولی با توجه به نکته یاد شده؛

الف: آقای روحانی نه فقط مدیون آنها نیست، بلکه مدعیان اصلاحات به ایشان بدهکار هستند، چرا که آنان در پوشش حمایت از نامزدی آقای روحانی فرصت حضور و خودنمایی در عرصه سیاسی کشور را یافته بودند.

ب: اصحاب فتنه و برخی از مدعیان اصلاحات- تاکید می‌شود که برخی و نه همه آنها- بعد از وطن‌فروشی در فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88 که با ادعای تقلب در انتخابات کلید خورده بود، در پی آن بودند که از یکسو پشیمانی خود از جنایاتی که مرتکب شده بودند را نشان بدهند و از سوی دیگر برای این شرمندگی و رسوایی پوششی دست و پا کنند. اعلام حمایت آنان از نامزدی آقای روحانی اگرچه نمی‌تواند مانع مجازات آنها باشد ولی پوشش مورد اشاره را در اختیارشان گذارده است. از این روی با جرأت می‌توان گفت که نه فقط آقای روحانی وامدار مدعیان اصلاحات نیست، بلکه آنها به آقای دکتر روحانی بدهکار هستند، اگرچه پُز طلبکارانه گرفته‌اند.

5- به اعتقاد نگارنده که با شواهد قابل ارائه فراوانی نیز همراه است، آرای آقای دکتر روحانی قبل از آن که خاستگاه گروهی و حزبی داشته باشد، خاستگاه مردمی داشته است و عوامل زیر را می‌توان در کسب آرای ایشان موثر دانست.

الف: روحانی بودن که در میان مردم از اعتبار و اعتماد ویژه برخوردار است. این ویژگی از قضا در میان حلقه‌های اول و دوم جبهه اصلاحات منفی تلقی می‌شود! یکی از همین طیف طی مصاحبه‌ای درباره آقای خاتمی- مصاحبه وی موجود است- گفته بود «گروه خونی ایشان به علت آن که روحانی است، با اصلاحات سازگار نیست!»

ب: تعدد نامزدهای اصولگرا که نهایتا هیچکدام از آنها حاضر نشدند به نفع یکی از میان خود انصراف بدهند. ممکن است گفته شود مجموعه آراء آنها نیز کمتر از آراء آقای روحانی بود که در پاسخ باید گفت؛ مردم با مشاهده تعدد آنها و مخصوصا موضع‌گیری برخی از آنان علیه یکدیگر در مناظره‌های تلویزیونی، بیم آن داشتند که این تفاوت نظرها و کنار نرفتن به نفع دیگری رویه و روشی باشد که هنگام ریاست بر قوه مجریه نیز ادامه یابد و همانند آنچه در دولت دهم شاهد بودند برخی از تنش‌های آسیب‌رسان را در پی داشته باشد.

ج: شرایط ناهنجار اقتصادی کشور و مخصوصا گرانی‌های لگام‌گسیخته و افزایش جهشی قیمت‌ها، همراه با سیاه‌نمایی‌های گسترده علیه دولت کنونی و نادیده گرفتن خدمات برجسته و بعضا کم‌نظیر آن از یکسو و پرداختن دولت به مسائل حاشیه‌ای و بی‌توجهی غیرقابل توجیه به مشکلات معیشتی مردم از سوی دیگر نقش فراوانی در جلب آراء به سمت آقای روحانی داشت. از این روی جناب دکتر روحانی قبل از آن که از حمایت کارگزاران و مدعیان اصلاحات تشکر کنند بایستی خود را مدیون حلقه انحرافی نفوذی در دولت بدانند!

د: تاکید آقای روحانی بر پیروی از رهبر معظم انقلاب، دو دهه نمایندگی حضرت آقا در شورای عالی امنیت ملی و... از جمله عوامل دیگری است که در همپوشانی با سایر عوامل یاد شده در کسب اکثریت آرای مردم نقش داشته است.

6- این روزها مدعیان اصلاحات و اصحاب فتنه در هماهنگی با رسانه‌ها و مراکز بیرونی، اصرار دارند انتخاب آقای روحانی را با مشخصاتی که خود برای ایشان ترسیم نموده‌اند، نشانه تضعیف اصولگرایی و تفکر بسیجی در این مرز و بوم قلمداد کرده و سرخوردگی آنان را دنبال کنند، و حال آن که اقتدار نظام و جایگاه برجسته کنونی آن در منطقه و جهان مدیون فداکاری بسیجیان و حزب‌الله پاکباخته است و این جریان الهی و انقلابی در همه عرصه‌های داخلی و خارجی کشور حرف اول را می‌زند... و شرح بیشتر در این باره را به زمان دیگری موکول می‌کنیم.

7- و بالاخره، اکنون آقای روحانی رئیس جمهور همه ملت هستند و به قول حکیمانه رهبر معظم انقلاب، باید رقابت‌ها تبدیل به رفاقت شود و همگان برای تحقق آنچه رئیس جمهور منتخب وعده داده است به کمک ایشان بشتابند.

Anarchy #۳۳۷

مصاحبه دکتر توکلی پیرامون انتخابات
مشاركت حداكثری یا كنترل‌شده؟

بخش داخلی الف، 26 خرداد 92

تاریخ انتشار : یکشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۲ ساعت ۲۱:۰۴

در فضای سیاسی کشور پس از رحلت امام رحمه‌الله، دو نگاه درباره‌‌ مشارکت در انتخابات وجود داشته است؛ نگاه حداکثری و نگاه کنترل‌شده. پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله خامنه‌ای دراین باره با احمد توکلی گفت‌وگویی انجام داده است. او دو دوره نامزد ریاست جمهوری بوده و بارها در قالب نامزد انتخابات مجلس حضور مردم برایش مهم بوده است. به مشارکت در انتخابات توجه داشته و با دیدگاه‌های تصمیم‌سازان و سیاست‌گذاران انتخابات از نزدیک آشناست. با او که اکنون در سمت نمایندگی مردم تهران در مجلس شورای اسلامی قرار دارد، ضمن بررسی خاستگاه این دو نگاه، مشی رهبر انقلاب اسلامی در رابطه با انتخابات را مورد توجه قرار دادیم.

در فضای سیاسی پس از رحلت حضرت امام رحمه‌الله همواره دو نگاه به انتخابات و حضور مردم در کشور حاکم بوده است؛ اعتقاد به مشارکت حداکثری مردم و اعتقاد به مشارکت کنترل‌شده. لطفاً درباره‌‌ خاستگاه این دو نگاه توضیح دهید.
رهبر معظم انقلاب همواره معتقد بوده‌اند که میزان رأی ملت است و ما باید کاری کنیم که همه‌‌ ملت از حق رأی دادن خود استفاده کنند. از نگاه رهبر انقلاب، نفس مشارکت مردم برای تثبیت نظام مهم‌تر از نتیجه‌‌ انتخاب است. استدلال ایشان هم به نظر من واضح است: وقتی مردمِ بیشتری در انتخابات شرکت کنند، یعنی عده‌‌ بیشتری ساختار این نظام را قبول دارند. به همین دلیل است که دشمنان ما سعی می‌کنند مشارکت مردم کم باشد تا این را بر سر جمهوری اسلامی بکوبند.

رهبر انقلاب معتقدند اگر یک فردی یا افرادی در مجلس، ریاست‌جمهوری یا شوراها از صافی‌های قانونی بگذرند و مُحق باشند که از مردم تأیید بخواهند، حق آنان است که از مردم رأی بخواهند و حق مردم است که رأی بدهند. در این نگاه هرچه مردم بیشتر رأی بدهند، بهتر است، زیرا فرض بر این است که صافی‌های قانونی اجمالاً خوب عمل می‌کنند و افراد باصلاحیت وارد عرصه‌‌ انتخابات می‌شوند. از طرفی برخی از سرِ خیرخواهی عقیده داشتند ما باید گروه‌هایی را پای صندوق بیاوریم که بتوانیم درباره‌ی نتیجه‌‌ رأی‌ آنان این را حدس بزنیم که رأی آنان به نفع نظام است.

بر اساس این دیدگاه اگر گروه‌هایی هستند که شرکتشان در انتخابات به مصلحت نظام نیست، بهتر است برای رأی‌دادن تحریکشان نکنیم‌ البته معنی این دیگاه لزوماً این نیست که جلوی مردم را بگیریم، منظور این است که چه ضرورتی دارد ما وقتی می‌بینیم دسته‌ای از اقشار اجتماعی اگر به پای صندوق رأی بیایند، به نامزدی رأی می‌دهند که می‌دانیم او کشور را بد اداره می‌کند و چون انتخابات قانونی است و نمی‌شود جلوی رأی‌دادنِ مردم را گرفت، پس چرا باید آن‌ها را تحریک کنیم؟

آقا می‌فرمایند وقتی مردم می‌آیند پای صندوق و به یک نفر رأی می‌دهند و او را انتخاب می‌کنند و او فردا با دست‌اندازها روبه‌رو است، نباید به‌سرعت دست و پای این فرد را بست و جلویش را گرفت. باید تا می‌شود، طبق قانون راهش را باز کرد و البته یک جایی هم ترمزش را کشید. این دو نگاه از وقتی که وظیفه‌‌ رهبری بر دوش حضرت آیت‌الله خامنه‌ای گذاشته شده، همواره در فضای سیاسی کشور وجود داشته است، اما همواره نگاه اول مورد توجه آقا بوده و ایشان به لوازم نگاه اول وفادار مانده‌اند. امام خمینی هم همین‌طور بودند و برای رأی مردم اهمیت ویژه قائل بودند.

اما همیشه هنگام انتخابات‌ مختلف، یکی از مسائلی که منتقدین و دشمنان مطرح می‌کنند، نبود رقابت واقعی در انتخابات ایران است و این را دلیلی بر عدم خواست نظام برای مشارکت حداکثری می‌دانند. می‌خواهیم از زبان شما که دو دوره کاندیدای ریاست‌جمهوری بودید، تحلیل این موضوع را بشنویم.
من وقتی در سال ۱۳۷۲ به دلیل برخی انتقاداتم به سیاست‌های دولت، به عنوان کاندیدای ریاست‌جمهوری ثبت‌نام کردم، به دوستانی که مرا تشویق می‌کردند، گفتم که من برای حضور در رقابت انتخاباتی یک شرط دارم؛ این‌که نمایش بلد نیستم و می‌آیم که رئیس‌جمهور شوم. هدفم این بود که انتخابات را به یک رقابت واقعی بکشانم، زیرا ‌از مشی و سخنان رهبری این برداشت را داشتم که برای ایشان مهم است که واقعاً مردم به صحنه بیایند و مشارکت کنند. ما که می‌گوییم مردم صاحب سرنوشت خودشان هستند، چرا نباید آن‌ها را تشویق کنیم تا در انتخابات مشارکت کنند؟

در همان انتخابات و در مقطعی، آقا از حق بنده دفاع کردند. موضوع از این قرار بود که از صداوسیما نامه‌ای نوشتند که نطق انتخاباتی شما مشکل قانونی و محتوایی دارد و باید برای تغییر نطق به صدا و سیما بیایید. من با این نظر به هیچ وجه موافق نبودم و گفتم که شما حق این کار را ندارید. آن‌ها هم گفتند که اگر نیایی، نطقت را پخش نمی‌کنیم. من هم با دادستان وقت کل کشور، وزیر کشور، رئیس مجلس و یکی از اعضای شورای نگهبان تماس گرفتم و به‌شدت اعتراض کردم. از دفتر رهبری زنگ زدند و ماجرا را جویا شدند. من توضیح دادم و گفتم که شما از طرف من به آقا بگویید که از نظر قانونی این‌ها حق ندارند، اما اگر شما بفرمایید، من نطقم را عوض می‌کنم. آقا اما فرمودند که اگر موضع شما قانونی است، محکم پای موضعت بایست. ببینید، آقا هم به دلیل قانونی و هم به این دلیل که حق مردم بود که صحبت‌های مرا به عنوان یک نامزد انتخاباتی بشنوند، آن توصیه را به من کردند.

نمونه‌‌ دیگر در انتخابات سال ۱۳۷۶ بود. در حالی که بسیاری از مسئولین و نخبگان سیاسی نظام خواستار پیروزی یک نفر بودند، اما رقیب او به عنوان پیروز از انتخابات بیرون آمد. در آن انتخابات هم آقا پای رأی مردم ایستادند و از آن دفاع کردند. رهبر انقلاب پس از دوم خرداد ۷۶ و در پیام تبریکشان، آن انتخابات را حماسه خواندند. نگاه رهبری مشارکت حداکثری در انتخابات است، بنابراین اگر کسی به صحنه بیاید و مشارکت را بالا ببرد، ایشان طبق اصول خودشان عمل می‌کنند.

یادم هست که در مراسم تنفیذ همان سال، وقتی آقای هاشمی از روی صندلی بلند شد و حکم تنفیذ را به دست آقای خاتمی داد، صحنه‌‌ بسیار اثرگذاری بود. با این‌که رئیس‌جمهور اول ما از کشور فرار کرده بود، رئیس‌جمهور دوم ما شهید شده بود و رئیس‌جمهور سوم ما به رهبری برگزیده شده بود، این نخستین بار بود که یک رئیس‌جمهور یک فرد برآمده از رأی مردم را به جای خود می‌نشاند.

این ویژگی نظام جمهوری اسلامی، به خاطر همین روحیه‌‌ رهبر انقلاب است که واقعاً وفادار به رأی مردم هستند. در حالی‌که مثلاً در ترکیه آقای اربکان را که برآمده از رأی مردم بود، کانون‌های قدرت مخالفش نتوانستند بیش از چند ماه تحمل کنند. یادمان هست که در انتخابات مجلس هفتم، رؤسای دو قوه از رهبری خواستند که انتخابات را به تعویق بیندازند. رهبری اما زیر بار نرفتند و گفتند انتخابات باید سر موقع برگزار شود. ما در زمان جنگ و زیر موشکباران دشمن هم انتخابات را بموقع برگزار کردیم و مردم پای صندوق‌های رأی آمدند. این از افتخارات نظام ماست که رهبران آن وفادار به رأی مردم بوده و هستند.

اما در انتخابات سال ۱۳۸۸، نظام متهم شد که جمهوریت نظام را خدشه‌دار کرده و در پی آن، فتنه‌ای رخ داد که آسیب‌های بسیاری به نظام جمهوری اسلامی وارد آمد...
در انتخابات ۸۸ هم اتفاقاً برعکس آن چیزی است که دشمنان القا می‌کنند. رهبر انقلاب از جمهوریت نظام دفاع کردند. در آن جلسه‌ای که نمایندگان کاندیداها به دیدار رهبری رفته بودند، رهبری به آن‌ها گفتند شما نسبت به هر صندوقی که ایراد دارید، بگویید تا دوباره شمرده شود. اگر به این شکل شکایت ندارید و اجمالاً می‌گویید که تقلب شده، به شکل رندومی صندوق معرفی کنید تا بازشماری شود. اگر باز به نتیجه نرسیدید، باز هم به‌صورت رندوم انتخاب کنید تا بازشماری شود. آن‌قدر این کار را ادامه دهید تا کل صندوق‌ها بازشماری شود.

خانم کروبی گفت که ما هم در زمان بازشماری باید پای صندوق‌ها باشیم؛ رهبری هم قبول کردند. بعد گفتند اگر رأی مردم این است که شما می‌گویید، من تسلیمم، ولی اگر رأی مردم آن‌ چیزی باشد که قانون گفته، شما باید تسلیم باشید. وقتی نهاد قانونی نتیجه را امضا می‌کند، شما باید تسلیم باشید. و اگر اعتراض دارید، طبق قانون رسیدگی می‌کنیم. من به شما این امتیاز را می‌دهم که سر صندوق‌ها باشید که رندوم بگیرید. آن‌قدر هم رندوم بگیرید تا صندوق‌ها تمام شود و مطمئن شوید که حرف شما درست است یا نادرست. چگونه می‌توان وفادارانه‌تر از این رفتار نسبت به رأی مردم برخورد کرد؟ خب این‌ها گوش نکردند. واقعاً سال ۸۸ پای جمهوریت نظام در کار بود.

آیا می‌شود حمایت رهبری از دولت‌ها را در همین چهارچوب تحلیل کرد؟
بله، این‌ نکته درست است که دفاع آقا از دولت‌ها و رؤسای جمهور منتخب هم در همین چهارچوب قابل فهم است. کسی که مردم انتخابش می‌کنند، وارد یک عرصه‌ پُردست‌انداز و پرتلاطم می‌شود. زمین بکری نیست که نقشه بکشد و پیاده کند و هیچ‌کس مانعش نشود، با یک جامعه‌ی پویا و زنده و بالنده طرف است که مزه‌ آزادی را هم چشیده و زیر بار هر حرفی نمی‌رود.

او می‌خواهد با این جامعه کار کند. دلیلی ندارد که هرگاه کسی خلافی کرد، بگوییم تو نباش. این هم به نظرم همین‌جوری قابل فهم است. آقا می‌فرمایند وقتی مردم می‌آیند پای صندوق و به یک نفر رأی می‌دهند و او را انتخاب می‌کنند و او فردا با دست‌اندازها روبه‌رو است، نباید به‌سرعت دست و پای این فرد را بست و جلویش را گرفت. باید تا می‌شود، طبق قانون راهش را باز کرد و البته یک جایی هم ترمزش را کشید. همین مشی را حضرت امام هم داشتند.

ممکن است من یا شما بگوییم این‌جا دیگر دفاع یا حمایت رهبری از فلان شخص زیادی بود، اما فهم این موضوع مشکل نیست که چرا ایشان این‌گونه رفتار می‌کنند. یک علتش این است که ایشان می‌گویند رأی مردم به‌راحتی قابل ابطال نیست. باید خیلی دلیل قوی داشته باشید که بتوانید رأی مردم را ابطال کنید. اگر هم یک جایی مثل ماجرای بنی‌صدر، بعداً معلوم شد که مردم اشتباه کرده‌اند، تا موضوع پخته نشد، اجازه‌‌ عزل داده نشد. اگر به سیره‌ی پیامبران رجوع کنیم، آن‌ها مأمورند که با ظرفیت مردم راه بروند؛ «کلّم الناس علی قدر عقولهم». پیامبران نمی‌توانند بیش از ظرفیت مردم بر آن‌ها بار کنند، بنابراین با مردم مدارا می‌کنند. مدارا صفتی است که مؤمنین از پیامبر دارند. اگر او جلوتر از مردم بدود و آن‌قدر جلوتر بدود که مردم به او نرسند، پس راه خودشان را می‌روند.

رهبر جامعه یک مقداری جلوتر از مردم می‌رود تا مردم امیدوار بشوند که به او می‌رسند. امیرالمؤمنین علیه‌السلام می‌گویند: من درست پا جای پای پیامبر صلوات‌الله‌علیه‌و‌آله می‌گذاشتم. اگر مثلاً استاد میرخانی برای من سرمشق خطاطی بدهد، من اصلاً دق می‌کنم، چون امکان ندارد بتوانم شبیه او بنویسم‌ لذا چه‌بسا هیچ‌وقت سراغ خطاطی نروم اما اگر به من می‌گویند تو حالا همین را بنویس و سین را این‌جوری کشیده بنویس، یواش یواش می‌رسی به آن‌جا.

«اسوه»‌ یعنی کسی که می‌شود مثل او مشق نوشت. اگر خیلی از ما جلوتر بدود، اگر در حد فهم خودش عمل کند و فهم ما را بالاتر نیاورد و هم‌رأی نکند، از او جدا می‌مانیم. این منطق به نظر من قابل پذیرش است، اما اصل این‌که آقا وقتی رأی مردم منعقد می‌شود و به یک نفر مردم رو می‌کنند، حتی‌المقدور می‌خواهند ‌این رأی تا آخر نتایجش برقرار و تأمین شود و جلوه کند و بار بدهد.

حتی مشی رهبری با دولت‌های متفاوتی که بر سر کار آمده‌اند، این نبوده که نظرشان را تحمیل کنند‌ البته بعضی مواقع ‌آمده‌اند وسط و ‌گفته‌اند که تو این کار را بکن یا این کار را نکن، اما این موضوع بسته به ظرفیت دولت‌ها متفاوت بوده است. علت این مشی آقا هم این‌ است که ایشان این حق را دارند، اما اگر بخواهند مدام از این حق استفاده کنند، دیگر از شخصیت مسئولین چیزی باقی نمی‌ماند، بنابراین شما ملاحظه می‌کنید که در دولت‌های مختلفی که با رأی مردم بر سر کار آمده‌اند، مشی رهبر انقلاب تغییری نکرده است.

sonixax #۳۳۹
nevermore

یک استدلال خنده دار دیگری که موافقان تحریم می آورند پایمال شدن خون کسانی است که 4 سال پیش به خیابان رفتند و سرکوب شدند.والا ما هرکسی را می بینیم که آنروز ها در خیابان بوده و به بدترین شکل سرکوب شده رای داده است.

بله در اینکه از خون کسانی که کشته شدند مایه بگذاریم برای دعوت به تحریم خنده دار است شکی نیست ولی رقت انگیز است مایه گذاشتن از خون کشته شدگان برای دعوت به شرکت در انتخابات و دادن شعار هایی چون ندا رایتو پس گرفتیم !!! برای اینکه بدانید این عمل چه قدر وقیحانه و حال به هم زن است :

http://www.youtube.com/watch?v=RThoHNMrxfs

Russell #۳۴۲
sonixax

بشمار 1 : شوک اول روحانی : دولت فعلی سوریه را قبول داریم و شروع دشمن دشمن کردن | Mahramaneh

شوکه شدن اینها از این خبر ما را هم شوکه کرد !!
بعد دوستان با مغالطه پهلوان پنبه سخنان فسیلهای اوپوزیسیون را میگذارند در دهان ما،بامزگی تمام آنچه تا بحال در دهان ما گذاشته شد ده درصد این لینک بالا هم نیست !!

Dariush #۳۴۳
sonixax

آها پس با وجود اعتلاف اصولگرایان و رفسنجانی باز هم مردم رفتند در شرایطی که همه میگفتند اگر احمدی نژاد رای بیاورد خیابانها را زنانه مردانه میکند ! به احمدی نژاد رای دادند ! (امیر جان من آن موقع ایران بودم ! در تمام تهران بالا پایین میکردم و نظر مردم را نسبت به انتخاب احمدی نژاد میشنیدم حتا به شهرهای اطراف هم رفتم و دیدم جو حاکم نگرانی از به قدرت رسیدن احمدی نژاد بود)

من نمیدانم مشاهدات شما چقدر و چگونه بوده، اما مشاهداتِ من کاملا برعکسِ مشاهداتِ شماست. من هم همچون شما در آن زمان به چند شهرِ مختلف سفر داشتم (کردستان، کرمان، یزد و البته زادگاهِ خودم هم مسلما در این مشاهده‌ هستند) و دیدم که چگونه احمدی‌نژاد توانسته است با استفاده از نفرتِ مردم از هاشمی و گفتمانِ پوپولیستی‌ای که براه انداخته بود، در دلِ مردمِ شهرستانی و روستایی راه پیدا کنند. بسیاری از مردم ، هاشمی را چون نظام میدیدند و حمله به او را مستلزمِ داشتنِ شهامت و صداقتی افسانه‌ای برای ایستادن در برابرِ مخوف‌ترین باندِ مافیایی اقتصادی-سیاسی میدیدند که حتما آنکس که میخواهد به پایه‌های چنین باندی حمله کند، حامی ملتِ مظلوم و ستم‌دیده و فقیر است.

Anarchy

داریوش گرامی ابتدای صحبت شما که مغلطه بود از نوع مسموم کردن سرچشمه !!

خواهش میکنم آنارشی‌جان، تصور نمیکردم اینجا قرار باشد مغلطه‌ها را بشماریم وگرنه در کمپِ شما نیز مغلطه کم پیدا نمیشود، یک نمونه‌اش: zig-zagging .ما قرار بود که نشان دهیم که چرا شرکت در انتخابات ممکن است مفید باشد، اما هربار با سوالی جدید از سوی دوستان مواجه میشویم .با اینحال، من آن سخن را برای رد استدلال‌تان نگفتم وگرنه به گفتنِ همان بسنده میکردم.

Anarchy

در پاسخ به شهریار گرامی هم گفتم ، اصولا تحریم به تنهایی قطعا مفید نیست و نمیدونم چه کسی چنین چیزی رو در ذهن بقیه جا انداخته... تحریم برای من شخصا یک تمرین ذهنیست !! شما وقتی از یک راه خسته شدی به دنبال راه دیگه قطعا خواهی گشت... حالا اینکه در ادامه چه چیزی پیش میاد مساله دیگه ای هست...

پس تحریم + چه؟ ایران تا برپایی یک اعتراضِ منسجمِ سیاسی همچون 88، راه درازی در پیش دارد. آنکه بر شرایطِ ایران نظر دارد، به خوبی میداند که هم‌اکنون فضای سیاسیِ ایران بسیار رادیکال است و علاوه برآن مردم در مضایق اقتصادی شدید هستند. آدمِ گرسنه که سکولار دموکراسی سرش نمیشود. بنابراین تحریم هم که بکنیم، بعدش هیچ اتفاقی رخ نمیدهد، جز اینکه کسی همچون سعید جلیلی می‌آید سرِ کار و اوضاعِ امروزِ مردم هم بس بدتر میشود.

حال من یک پرسش دارم. شما که میگویید خشم یا نفرت و بیزاری مردم که از سالِ 88 در دل‌شان برجا مانده بود، از این طریق برطرف شد و حکومت برد. خب چرا تحریم را تجویز میکردید؟ بهتر نبود شرکت میکردید و به جلیلی رای بدهید تا قدری کشور بیشتر ویران شود و مردم بیشتر گرسنه شوند تا خشم و نفرت‌شان بیشتر شود؟

Anarchy

متوجه پیچیدگی بازی و نفع بردن احتمالی مردم از رای دادن هستم...اما مثال آب نبات در برابر یک میلیون دلار واقعا مثال به جایی هست !!

از نظرِ من که هیچ مثالِ به جایی نیست. این یک میلیون دلاری که شما میگویید، چیست؟ نکند تصور میکنید که اکنون دیگر مردم حقیقتا به این نظام دل بسته‌اند و آنرا کاملا مشروع میدانند؟ دلیلِ شما چیست؟ جشنی که در خوشبیانه‌ترین حالت، دویست‌هزار نفر برپا کردند(که آنهم مسلما هرکس اگر برنده میشد، 2 درصد از طرفدارانش هم می‌آمدند برای شادی، همین اتفاق رخ میداد) یا اینکه این 64 درصدی که شرکت کردند به عشقِ نظام و باور به دموکراسی او بوده؟ اصلا از کجا میدانید همین 64 درصد هم واقعی باشد؟ من که تصور میکنم که مشارکت در بالاترین حدش، 50 درصد بوده. شما میتوانید این ادعای مرا نقص کنید؟

Anarchy

درست که گاهی رژیم مثل 88 خطایی هم مرتکب میشه ( البته باز به هم به دلیل عدم دسترسی به جزییات هیچ کس مطمئن نیست که تقلب در چه ابعادی بوده چون خود موسوی هم نیمه شب و با عجله در مصاحبه با رسانه ها گفت من برنده قطعی انتخابات هستم که دلیل کارش رو من نمیدونم هنوز ) ،

خطایی که کرد، تنها تقلب در انتخابات نبود، یکی از آنها فضای بسیار بازی بود که پیش از انتخابات برقرار کرده بود و همچنین اشتباهاتِ محاسباتی‌ای که کرده بود.

Anarchy

اما در هر حال با توجه به بافت جامعه ایران ، دست بالا رو داره و همواره خودش زمین بازی رو تدارک دیده پس منطقا سود بیشتری هم خواهد بود مگر اینکه فاکتور ناشناخته و غیر منتظره ای وارد بشه...

من هم معتقد هستم که بازی خواه‌ناخواه در زمینِ نظام است و اکثریتِ مردم هم ناچارند فعلا در همان زمین بازی کنند. حال مشکل چیست اگر بخواهند در این بازی به دنبالِ کسبِ سودی هم باشند؟

Anarchy

پس بدون توجه به میزان اثر رای ندادن ، ابتدا مدعیان موثر بودن رای دادن باید مدعای خودشون رو ثابت کنن که چطور با بازی در زمین حریف میتونن قاعده بازی رو به هم بزنن ؟ باور کنید به این سوال اگر جواب منطقی داده بشه من میپذیرم...

والا حداقل شرکت در انتخابات یکبار سودمندیِ خود را در سالِ 88 نشان داد. از آنسو نتایجِ تحریم را هم یکبار دیدیم که چه افتضاحی ببار آورد.
با اینحال، تحلیلِ من این است که شرکت در انتخابات، احتمالِ (هرچند) کمی برای بهتر شدن در خود دارد، اما تحریم، هیچ چیزی در خود ندارد.

Dariush #۳۴۴
sonixax

بشمار 1 : شوک اول روحانی : دولت فعلی سوریه را قبول داریم و شروع دشمن دشمن کردن | Mahramaneh

شوک اصلی این است که کسی از او انتظار داشت علیه بشار اسد موضع بگیرد و سیاستهای نظام را در این مورد به کلی دگرگون کند.

Ouroboros #۳۴۵
Anarchy

1. چگونه سیستم حکومت جمهوری اسلامی هوشمندانه موفق شد بخشی از مردم معترض را به سویی هدایت کند که امیدوار و خودخواسته به یکی از مهره های اصول گرا (روحانی) رای دهند و سپس چنین نتیجه بگیرند که" این بار رای ما دزدیده نشد و اراده ی ما تاریخ را ساخت." به این ترتیب جمهوری اسلامی توانست آتویی را که 4 سال پیش به مردم داده بود(دزدیدن رای هایی که مردم به موسوی و کروبی داده بودند) پس گرفته و با اعتماد به نفس فراوان در سطوحی از گفتمان سیاسی داخلی و خارجی به مشروعیت! نسبی دست یابد تا به قلدری خود ادامه دهد.
با انتصاب روحانی، پروپاگانداها و به ویژه مناظره ی انتخاباتی پوپولیستی روحانی با قالیباف( که بعد از آن جوانان و قشری از روشنفکران جوگیر شدند)، جمهوری اسلامی خود را حتی از زحمت تقلب کردن نیز خلاص کرد.

ابراز احساسات معصومانه، رضایت و شادی کسانی که دیروز به روحانی رای داده اند، مانند رضایت نوزاد گرسنه ای است که مادرش به جای شیر دادنش، با خواندن لالایی و داروی خواب آور، او را می خواباند.

😰

علاوه بر آنکه متن چیزی بجز ردیف کردن کلمات پشت سر هم نیست و ذره‌ای استدلال، فرنودآوری و حتی توضیح ساده همراهش نشده و ما نمی‌دانیم دلیل این ادعاها چیست و چگونه حقیقت دارند و چطور قرار است به نتایجی که ادعا شده‌اند برسند و ... نویسنده موفق شده تهوع‌برانگیزترین، کلیشه‌ای‌ترین، غیراصیل‌ترین و متظاهرترین لحن ممکن در زبان فارسی را برای بیان آنها اتخاذ بکند. «خواندن لالایی»، «احساسات معصومانه»، «نوزاد گرسنه»، «جوگیر»، استفاده از علامت تعجب وسط جمله و ...

Ouroboros #۳۴۶
Dariush

شوک اصلی این است که کسی از او انتظار داشت علیه بشار اسد موضع بگیرد و سیاستهای نظام را در این مورد به کلی دگرگون کند.

ناتو پریروز اعلام کرد که طبق نظرسنجی‌های انجام داده، ۷۰٪ مردم سوریه هم دولت فعلی آنرا قبول دارند‍ و فقط ۱۰٪ از شورشیان حمایت می‌کنند:
LiveLeak.com - NATO data: Syrians overwhelmingly support Assad

دوستان دیگر دست به دامان چه چیزها نمی‌شوند، از سرمقاله‌ی شریعت‌مداری درباره‌ی انتخابات گرفته تا بازنویسی تاریخ و .. لابد بعد هم ناراحت خواهند شد که روحانی آزادی انتخاب مذهب را قانونی نکرده؟

sonixax #۳۴۸
Dariush

من نمیدانم مشاهدات شما چقدر و چگونه بوده، اما مشاهداتِ من کاملا برعکسِ مشاهداتِ شماست. من هم همچون شما در آن زمان به چند شهرِ مختلف سفر داشتم (کردستان، کرمان، یزد و البته زادگاهِ خودم هم مسلما در این مشاهده‌ هستند) و دیدم که چگونه احمدی‌نژاد توانسته است با استفاده از نفرتِ مردم از هاشمی و گفتمانِ پوپولیستی‌ای که براه انداخته بود، در دلِ مردمِ شهرستانی و روستایی راه پیدا کنند. بسیاری از مردم ، هاشمی را چون نظام میدیدند و حمله به او را مستلزمِ داشتنِ شهامت و صداقتی افسانه‌ای برای ایستادن در برابرِ مخوف‌ترین باندِ مافیایی اقتصادی-سیاسی میدیدند که حتما آنکس که میخواهد به پایه‌های چنین باندی حمله کند، حامی ملتِ مظلوم و ستم‌دیده و فقیر است.

من تهران و اطرافش را دیده بودم بقیه ایران را خبر ندارم ادعایی هم ندارم .
از آن طرف آمار را هم مشاهده میکنم .
به فرض هم که نفرت مردم از رفسنجانی باعث رای دادن به احمدی نژاد شده باشد !!! باز هم آمار اعلام شده را توجیه نمیکند !
دیگر کسانی که دور اول به رفسنجانی رای داده اند که به خاطر نفرت ازش نمیروند به مموتی رای بدهند !
هر جور حساب میکنم سعود ناگهانی شمار رای های احمدی نژاد به 17 میلیون شدنی نیست.

البته در یک صورت شدنیست ! آن هم پافشاری متعصبانه دوستان است بر موضع اینکه مشارکت کمتر مردم در انتخابات منجر به انتخاب احمدی نژاد شد و نه تقلب !!! که این بحثی دیگر است

.

Anarchy #۳۴۹
Dariush

خواهش میکنم آنارشی‌جان، تصور نمیکردم اینجا قرار باشد مغلطه‌ها را بشماریم وگرنه در کمپِ شما نیز مغلطه کم پیدا نمیشود، یک نمونه‌اش: zig-zagging .ما قرار بود که نشان دهیم که چرا شرکت در انتخابات ممکن است مفید باشد، اما هربار با سوالی جدید از سوی دوستان مواجه میشویم .با اینحال، من آن سخن را برای رد استدلال‌تان نگفتم وگرنه به گفتنِ همان بسنده میکردم.

ما که کمپی نداریم داریوش جان 😚 !! متوجه هستم که سخن شما فقط همون نبود اما به هر حال این جور هم نیست که من تصمیم خودم رو از قبل گرفته باشم و بحث ما بیهوده باشه که اگر بود شما هم دلیلی نداشت به من پاسخ بدید ☺️

Dariush

پس تحریم + چه؟ ایران تا برپایی یک اعتراضِ منسجمِ سیاسی همچون 88، راه درازی در پیش دارد. آنکه بر شرایطِ ایران نظر دارد، به خوبی میداند که هم‌اکنون فضای سیاسیِ ایران بسیار رادیکال است و علاوه برآن مردم در مضایق اقتصادی شدید هستند. آدمِ گرسنه که سکولار دموکراسی سرش نمیشود. بنابراین تحریم هم که بکنیم، بعدش هیچ اتفاقی رخ نمیدهد، جز اینکه کسی همچون سعید جلیلی می‌آید سرِ کار و اوضاعِ امروزِ مردم هم بس بدتر میشود.

حال من یک پرسش دارم. شما که میگویید خشم یا نفرت و بیزاری مردم که از سالِ 88 در دل‌شان برجا مانده بود، از این طریق برطرف شد و حکومت برد. خب چرا تحریم را تجویز میکردید؟ بهتر نبود شرکت میکردید و به جلیلی رای بدهید تا قدری کشور بیشتر ویران شود و مردم بیشتر گرسنه شوند تا خشم و نفرت‌شان بیشتر شود؟

اول اینکه من همون اعتراض 88 رو هم یک اعتراض منسجم نمیدونم چون ضریب نفوذش در میان اقشار مختلف کم بود ، خواسته ها معطوف به بازگردندان رای بود ، لیدر مشخصی نداشت و کروبی و موسوی هم نهایت کارشون نوشتن چند خط به نام بیانیه و تصور بازگشت به دوران طلایی امام بود و ... خب اگر این گونه هست که شما میگید اصولا باید همیشه رفت رای داد ،و جای بحثی هم نیست ، اما آوردن لولویی به نام جلیلی دقیقا نقش محرک برای شرکت در انتخابات رو داشت و این هم باز بخشی از همون زمین بازی حکومت هست...
شما فرض بگیرید 51% ای که به روحانی رای دادن الان رای نداده بودن ، مشارکت میرسد به 20 % !! خب این هم پیام روشن به خود رژیم بود و دهانش برای تبلیغات و ساخته شدن حماسه سیاسی بر مبنای فرمایشات رهبری بسته میشد و میدیدن اکثر مردم دقیقا بر خلاف خود توصیه ایشون عمل کردن، شما تاثیر روانی این موضوع رو دست کم نگیر داریوش گرامی...هم روی مردم هم روی اعوان و انصار رژیم !! علی الخصوص امسال که عاغا این فرمایش رو کرده بودن ، چنین تحریمی خیلی معنا دار بود... حالا شاید بگید نتایج رو جور دیگه ای اعلام میکردن ، مگر استدلال شما یا دوستان شما این نیست که مشارکت حداکثری هزینه تقلب رو برای اونها میبره بالا ، خب تحریم حداکثری هم دقیقا همین اثر رو میتونه داشته باشه !! مورد بعدی پیام روشن به جامعه جهانی هم بود که دیگه مثل آمریکا زر مفت نزنن...بعد هم باز این نیست که همه چیز فراموش بشه تا انتخابات بعدی ، این دیگه وظیفه گروه های مختلف و موثر بر جامعه هست که با جامعه ارتباط گیری کنن...میدونم اینها همه سخت و شاید در ابتدا نشدنی به نظر برسن ، اما دست کم برای من شخصا منطقی تر از بازی در خیمه شب بازی رژیم هست !! ضمن اینکه فرض شما هم از نتیجه تحریم و روی کار آمدن فلان کس و بدتر شدن اوضاع اقتصادی و ... ادله ای نداره همون طور که بهتر شدن اوضاع اقتصادی با روی کار آمدن روحانی ادله قطعی نداره !! حقیقت این هست که جنان احمدی نژاد حداقل این چند ماه آخر به عمد کل جریان اقتصادی کشور رو رها کرده به حال خودش و گرنه به طور مصنوعی هم شده میتونست جلوی این وضع بد اقتصادی رو بگیره...

اول اینکه من کی گفتم خشم و نفرتی از رژیم در دل مردم بود بعد از 88 ؟ من حقیقتا زیاد روی مردم به طور عام فکر و حسابی نمیکنم... رفتارهای زیگ زاگی و احساسی اونها رو به حساب درک و فهم بالای اونها لزوما نمیذارم...نه اینکه بخوام توهینی کنم ، بلکه سعی میکنم واقعیت جامعه ایران رو ببینم !! هنوز هم چیزی نگفتید که من رو قانع کنید به همون لحاظ اقتصادی فرقی بین مثلا جلیلی یا قالیباف و روحانی هست جز احتمالا حدس ، ضمنا من آرزوی نابودی کشور رو ندارم داریوش گرامی ، نیازی به این همه بغض نیست...من فقط نگران وضع موجود و تکرار تاریخ جلوی چشمان خودم هستم !!

Dariush

از نظرِ من که هیچ مثالِ به جایی نیست. این یک میلیون دلاری که شما میگویید، چیست؟ نکند تصور میکنید که اکنون دیگر مردم حقیقتا به این نظام دل بسته‌اند و آنرا کاملا مشروع میدانند؟ دلیلِ شما چیست؟ جشنی که در خوشبیانه‌ترین حالت، دویست‌هزار نفر برپا کردند(که آنهم مسلما هرکس اگر برنده میشد، 2 درصد از طرفدارانش هم می‌آمدند برای شادی، همین اتفاق رخ میداد) یا اینکه این 64 درصدی که شرکت کردند به عشقِ نظام و باور به دموکراسی او بوده؟ اصلا از کجا میدانید همین 64 درصد هم واقعی باشد؟ من که تصور میکنم که مشارکت در بالاترین حدش، 50 درصد بوده. شما میتوانید این ادعای مرا نقص کنید؟

این یک میلیون دلار ، تحقیق حماسه سیاسی مورد نظر عاغا هست که براش از نون شب هم واجب تر بود... ضمن اینکه با به مسند رسیدن مهره اخته ای به نام روحانی چیزی رو از دست نداده !! روحانی فرد مورد اعتماد نظام هست...
البته شما مدام میگید مردم !! از کدوم مردم حرف میزنید؟ مردم 76 ؟ 80 ؟ 84 ؟ 88 ؟ 92 ؟ من هنوز باور ندارم در توده مردم اعتقادی به سرنگونی رژیم وجود داشته باشه که ناشی از اعتقادات مذهبی اونهاست و هر گونه تحلیلی بدون توجه به این مساله دور از واقعیت هست.حرف من رادیکالیزه کردن ذهن مردم برای قطع امید از حرکت در چارچوب این رژیم هست ، نه نا امیدی از زندگی !!

بله من هم نمیدونم درصد واقعی چقدر هست چون حتی تعداد کل واجدین شرایط هم ظاهرا در این 4 سال تغییر نکرده و روی 50 میلیون متوقف شده...

Dariush

خطایی که کرد، تنها تقلب در انتخابات نبود، یکی از آنها فضای بسیار بازی بود که پیش از انتخابات برقرار کرده بود و همچنین اشتباهاتِ محاسباتی‌ای که کرده بود.

خب به قول خودشون رژیم بعد از 88 واکسینه شد و اونهایی که به ظاهر مداقع نظام بودن اما در دل نبودن رو حذف کردن !! خب برای نمونه دیدید که در این دوره به خوبی از 88 درس گرفته بودن... البته شعار های مردم متمرکز به بازپس گیری رایشون بود که اصولا هنوز هم اثبات نشده در چه مقیاسی انجام شده بود ... همون 88 هم من رای ندادم چون دقیقا دیدم موسوی رو در عرض 2 هفته به عرش رسوندن!!

Dariush

من هم معتقد هستم که بازی خواه‌ناخواه در زمینِ نظام است و اکثریتِ مردم هم ناچارند فعلا در همان زمین بازی کنند. حال مشکل چیست اگر بخواهند در این بازی به دنبالِ کسبِ سودی هم باشند؟

خب شما چگونه ثابت میکنید بازی مردم سودمند بوده ؟؟ ضمن اینکه روند انتخابات و حواشی اون نشون نمیده مردم به طور یکپارچه خواستار بازی در زمین نظام و کسب سود هستن و روند ذهنی این کسب سود رو بدونن... بلکه برای اکثریت مساله توام با جوگیری و همرنگ جماعت شدن هست...

Dariush

والا حداقل شرکت در انتخابات یکبار سودمندیِ خود را در سالِ 88 نشان داد. از آنسو نتایجِ تحریم را هم یکبار دیدیم که چه افتضاحی ببار آورد.
با اینحال، تحلیلِ من این است که شرکت در انتخابات، احتمالِ (هرچند) کمی برای بهتر شدن در خود دارد، اما تحریم، هیچ چیزی در خود ندارد.

باز این نقصی در تحلیل شما هست... چطور حوادث 88 رو مرتبط با شرکت در انتخابات میدونید؟ مثلا این شرکت مفید چرا در دوره های دیگه منجر به حوادث مشابه نشد ؟ خودتون هم گفتید داستان 88 چیز دیگه ای بود... بحث فقط ناشی از یک کاغذ نوشتن و در صندق انداختن نبود !! موضوع رو ساده سازی نکنید داریوش گرامی...

تحریم هم اگر منظور دوره 84 احمدی نژاد هست آنچنان تحریمی هم نبود 60% شرکت !! شرایط زمانی و سرخوردگی مردم از اصلاح طلبان و عدم اجماع روی یک گزینه و تبلیغات یکپارچه و سرمایه گذاری روی احمدی نژاد از حداقل سال 82 توسط سپاه همه منجر به این وضع شد...پس باز هم ساده سازی موضوع هست که روی کار آمدن احمدی نژاد رو ناشی از تحریم بدونیم ( به فرض اینکه اصلا تحریمی رخ داده باشه )

در مورد جمله آخر ، البته گفتم بخشی از مشکل هم عدم فعالیت و ارتباط گیری موثر نیروهای طرفدار تحریم هست و اینکه ذهنیت اغلب افراد مخالف تحریم از تحریم این هست که فقط نباید پای صندوق رفت و دیگه بقیه اش به طور معجزه آسایی درست میشه همون طور که ذهنیت بخش از اعظمی از رای دهندگان این هست که با نوشتن نام و نام خانوادگی کاندیدا روی کاغذ رای و شرکت حداکثری دیگه کار تمام هست و از فردای اون برمیگردن به دنیای فانتزی خودشون...

من هنوز قانع نشدم که در موازنه سود و ضرر رای دادن ، با توجه به هزینه ذهنی ناشی از دل بستن به رای و حرکت دز چارچوب نظام ، کفه ترازو به سمت سود هست !! یک بار مگه ما دوران خاتمی رو تجربه نکردیم ؟ دیدیم که به راحتی رژیم همان نیمچه دستاورد دوران اصلاحات رو نابود کرد که ربطی هم البته به تحریم انتخابات در دوره های بعدی نداشت...

Anarchy #۳۵۰
sonixax

البته در یک صورت شدنیست ! آن هم پافشاری متعصبانه دوستان است بر موضع اینکه مشارکت کمتر مردم در انتخابات منجر به انتخاب احمدی نژاد شد و نه تقلب !!! که این بحثی دیگر است .

البته که معین، کروبی و رفسنجانی هم معترض بودن و حرف از تقلب میزدن !! جدا از اونکه من بعید نمیدونم مردم به مموتی واقعا رای زیادی داده باشن و احتمال تقلب ، آمار شرکت کنندگان(60%) آنچنان هم پایین نبود که بگیم تحریم منجر به روی کار آمدن احمدی نژاد شده باشه... من به خوبی به یاد دارم از سال 82 و زمانی که ایشون شهردار تهران شدن برنامه سپاه این بود که هر طور شده رئیس جمهور بشن...

مشکل دوستان این هست که زیادی روی رفتار به اصطلاح مدنی مردم حساب باز کردن و این رو در نظر نمیگیرن که این همه زور و ضرب و بحث ما برای انتخابات یک بخش از جامعه هست و رای دادن آنی و لحظه ای و بدون فکر فلان فرد در فلان منطقه دور افتاده و حتی شهر بزرگ هم بخش بزرگی از جامعه !!