یک سوالی هم برای من پیش اومده...امیر جان شما که گفتید تا پیش از این رایی نداده بودید ، خب کمی برای ما از استدلال خودتون در دوره های گذشته که منجر به تحریم انتخابات میشد میگید 😊 ؟
وقایع، اخبار و اطلاعات انتخابات ریاستجمهوری 92
Anarchyیک سوالی هم برای من پیش اومده...امیر جان شما که گفتید تا پیش از این رایی نداده بودید ، خب کمی برای ما از استدلال خودتون در دوره های گذشته که منجر به تحریم انتخابات میشد میگید ؟
من اعتقادی به بهبود شرایط کشور از طریق مشارکت در بازی نظام نداشتم، اما شرایط آنقدر بد شد که «بهتر شدن» معنای اولیهی خود را از دست داد.
Ouroborosمن اعتقادی به بهبود شرایط کشور از طریق مشارکت در بازی نظام نداشتم، اما شرایط آنقدر بد شد که «بهتر شدن» معنای اولیهی خود را از دست داد.
خب اون زمان جز تحریم راهکار دیگه ای که مکمل تحریم باشه هم در ذهنت داشتی ؟
Anarchyخب اون زمان جز تحریم راهکار دیگه ای که مکمل تحریم باشه هم در ذهنت داشتی ؟
راستش نه، ایران یک کشور مدرن است، در این معنا که دیگر «هیچ چیز ارزش مردن ندارد»، و در چنین شرایطی نمیتوان به نبرد با نخالههایی رفت که کشتن و مردن در راه عقاید ارتجاعی خود را وظیفه میدانند و در قرن ششم میلادی ماندهاند. یکی از دلایل موفقیت جهادیون در برابر غرب(موفقیت در قیاس با توان نظامی دو طرف و تاثیری که گروه اول به کل زندگی در غرب گذاشتهاند)همین آمادگی برای فدا کردن جان است. مردی که آمادگی مردن و کشتن را داشته باشد قادر به خیلی کارهاست. در نتیجه من آن زمان هم معتقد بودم که اساسا باید دولت را نادیده گرفت، و به تلاش برای تغییر نفر به نفر کسانی که بدنهی آنرا تشکیل میدهند پرداخت، چنانکه تمام این مزدوران دهاتی پس از چند سال زندگی در شهر تسلیم فرهنگ آن میشوند و خودشان میشوند بخشی از کسانی نیازمند سرکوب هستند!
یک نکتهی دیگر به نظرم میرسد: حکومت ج.ا، زاییدهی بحرانهاست. از دل آنها بیرون آمده و زنده ماندن در خطیرترین شرایط را سی سال پیش از این آموخته، تنها انگیزهی وجود خارجی آن نیز تقابل با همین بحرانها و تهدیدهای مداوم است. من اکنون مدتیست از خودم میپرسم اگر اکثریتی از مردم وجود و بقای نظام را بپذیرند و برای اولین بار در تاریخ آن خواستار و چشم براه براندازی آن نباشند ستونهای برآمده از تقابل مداوم این دستگاه چند سال دوام خواهد آورد؟ مردان جنگ به هنگام صلح دیوانه میشوند. حکومت جهادی هم بدون چشمانداز سقوط احتمالا نیاز وجودی خود را از دست خواهد داد.
اینکه دیگه گذشت تمام شد رفت
دوستانی که رای دادند اگر شرایط بهتر نشه و بدتر بشه و روحانی هم یک گُهی در بیاد مثل مموتی (که احتمالش هم زیاده) بعدش چه میکنند ؟!


فقط یه دوره 4 ساله دانشگاهی لازم داره بفهمی این نمودار بالا چی میگه ! :))


هیچ سونیکساکس عزیز.چون اساسا چیزی را از دست ندادیم که بخواهیم غصه اش را بخوریم.
به گمانم این طرفداران تحریم هستند که خود را منطق محض می دانند(منظورم شمای نوعی نیستید) و اصولا مخالفان نظام و موافقان رای دادن را به حساب نمی آورند و بر طبل اختلاف می کوبند گویی همگی رای دهندگان احمق اند و طرفدار نظام ولایتی.خیر ما هنوز هم با همیم اما با این تفاوت که بر سر یک دو راهی استراتژی های متفاوتی را برای مبارزه و بهبود وضعیت اقتصادی،سیاسی و اجتماعی مردم برگزیدیم که شرایط آینده می تواند درستی یا نادرستی هر استراتژی را نشان دهد.
nevermoreهیچ سونیکساکس عزیز.چون اساسا چیزی را از دست ندادیم که بخواهیم غصه اش را بخوریم.
یعنی در شرایطی که ببینید بازیچه بودید و ازتون سوء استفاده شوده چیزی رو از دست ندادید ؟!
دم شما گرم
🌹
sonixaxیعنی در شرایطی که ببینید بازیچه بودید و ازتون سوء استفاده شوده چیزی رو از دست ندادید ؟!
دم شما گرم 🌹
نه خیر عزیزم.گویی شما به کل پیک های ما را نمی خوانید.زمانی که شما قواعد بازی را می دانید و اساسا می دانید که روحانی تغییر خیلی کوچکی می تواند بدهد چه بازیچه ای؟صرف نظر از اینکه استدلال شخص من برای شرکت در انتخابات بیش از اینکه تلاش برای تغییر شرایط باشد استفاده از فرصت هایی هرچند اندک برای ابراز مخالفت بود.که نمونه اش را در شب انتخابات دیدیم و از این به بعد هم در تجمع هایی که مردم یا دانشجویان باشند خواهیم دید.
پ.ن:من پیشتر هم گفتم شوربختانه در لحظات آخر از تصمیمم برای رای دادن منصرف شدم.
من یادم هست که بسیاری از دوستان در فورم های مختلف بعد از وقایع 88 ، همگی متفق القول میگفتن این دفعه آخری بود که رای دادیم و فایده نداره... اما ببینید چه کردن با این مردم و چه هست در ذهن این مردم ، که به راحتی این حجم رو آوردن پای صندق رای !

جهت یاد آوری به کسانی که روحانی را نامزد خامنه ای میدانند. (لینک برتر بالاترین ۴ سال پیش، قبل از انتخابات)
nevermoreجهت یاد آوری به کسانی که روحانی را نامزد خامنه ای میدانند. (لینک برتر بالاترین ۴ سال پیش، قبل از انتخابات)
بسیار بامزه است که به ما که رای دادیم چهار سال پیش "یادآوری" میشود !!
الان هم مصاحبه مطبوعاتی را دیدم کامل،دست گل آغا درد نکند،ما هم بنظریم بکل برویم جمع کنیم بساط را بهتر است.البته نوه و نتیجه هایمان قطعا با هم زیر سایه آغا مجتبی خواهند بود و بخوبی و خوشی و صد البته کنار هم زندگی خواهند کرد.
همه ما جلوی آغا باید برویم شاگردی
!
Russellبسیار بامزه است که به ما که رای دادیم چهار سال پیش "یادآوری" میشود !!
الان هم مصاحبه مطبوعاتی را دیدم کامل،دست گل آغا درد نکند،ما هم بنظریم بکل برویم جمع کنیم بساط را بهتر است.البته نوه و نتیجه هایمان قطعا با هم زیر سایه آغا مجتبی خواهند بود و بخوبی و خوشی و صد البته کنار هم زندگی خواهند کرد.
همه ما جلوی آغا باید برویم شاگردی !
راسل جان به گمانم شما مرا با سبزالله هایی که موسوی را رهبر! خودشان می دانند اشتباه گرفته اید که اینگونه می خروشید.خیر هدف نشان دادن تحلیل های آبکی بود که اینا همه از خودشونن(دار و دسته ی خامنه ای نه طرفدار نظام که مطمئنا موسوی اگر بیشتر از خامنه ای دلبسته ی نظام نباشد کمتر نیست) و نادیده گرفتن جنگ میان قدرت ها بود.که دیدیم مردم به خوبی از این جنگ بهره بردند، حداقل 4 سال پیش.
nevermoreجهت یاد آوری به کسانی که روحانی را نامزد خامنه ای میدانند. (لینک برتر بالاترین ۴ سال پیش، قبل از انتخابات)
اول اینکه نوری زاده به طور کل حرف های بی سر و ته زیاد زده... دوم اینکه من هم تفاوت زیادی بین موسوی و احمدی نژاد قائل نبوده و نیستم و حالا چون به طور اتفاقی و نه پیش بینی شده و اساسی بین عاغا و موسوی اختلاف نظر پیش اومد فوری نمیگم موسوی فرشته نجات بوده... همون مناظره موسوی و احمدی نژاد ، احمدی نژاد دو تا حرف زد که ملت باز جوگیر شدن و توجه نکردن... یکی گفت آقای موسوی همین که بیان تو خیابون قیچی بندازن تو موهای جوونا مگه از دوره خود شما شروع نشد؟ یکی دیگه هم بهش گفت گفتمان مقابله با اسرائیل از دوره خود شما بود و خودت سخنرانی کردی که باید با اسرائیل مقابله نظامی کرد...
مشکل ما بازم همین جو زدگی هست... بزرگترین اشتباه عاغا این بود ( اگه واقعا تقلب گستره کرده بود 4 سال پیش ) ، نذاشت موسوی بیاد... میومد زودتر از این میتونست ملت رو بذاره سر کار !!
nevermoreنه خیر عزیزم.گویی شما به کل پیک های ما را نمی خوانید.زمانی که شما قواعد بازی را می دانید و اساسا می دانید که روحانی تغییر خیلی کوچکی می تواند بدهد چه بازیچه ای؟صرف نظر از اینکه استدلال شخص من برای شرکت در انتخابات بیش از اینکه تلاش برای تغییر شرایط باشد استفاده از فرصت هایی هرچند اندک برای ابراز مخالفت بود.که نمونه اش را در شب انتخابات دیدیم و از این به بعد هم در تجمع هایی که مردم یا دانشجویان باشند خواهیم دید.
پرسش من هم این بود که این تغییرات کوچک ایجاد نشه .
بعد چه طوری میشه که بازی کردن داخل نظام میشه ابراز مخالفت ؟!
خیلی دلم میخواد بدونم این منطق برره ای رو کی توی جامعه رواج داده
!!!!
nevermoreجهت یاد آوری به کسانی که روحانی را نامزد خامنه ای میدانند. (لینک برتر بالاترین ۴ سال پیش، قبل از انتخابات)
نوریزاده همونی بود که میگفت اگر مشارکت بالا باشه امکان نداره تقلب بشه !!!
nevermoreراسل جان به گمانم شما مرا با سبزالله هایی که موسوی را رهبر! خودشان می دانند اشتباه گرفته اید که اینگونه می خروشید.خیر هدف نشان دادن تحلیل های آبکی بود که اینا همه از خودشونن(دار و دسته ی خامنه ای نه طرفدار نظام که مطمئنا موسوی اگر بیشتر از خامنه ای دلبسته ی نظام نباشد کمتر نیست) و نادیده گرفتن جنگ میان قدرت ها بود.که دیدیم مردم به خوبی از این جنگ بهره بردند، حداقل 4 سال پیش.
چه ربطی به سبزاللهی و... دارد شهریار گرامی.من میگویم همه ما جمیعا ریدهایم جلوی آغا و باید خواب هر گونه تغییر (سکولاریسم و آزادی که سهل است،حتی توان چانه زنی اقتصادی) را باید ببینیم.شما گمان میکنید "امید" را بردهاید، من میگویم هرچه هم در خزانه بود باختهایم و باید جمع کنیم برویم پی کارمان یا برویم از اول در کلاس درس سیاست ورزی آغا نامنویسی کنیم که رابطه رابطهی ِ استاد و شاگردیست.
sonixaxپرسش من هم این بود که این تغییرات کوچک ایجاد نشه .
بعد چه طوری میشه که بازی کردن داخل نظام میشه ابراز مخالفت ؟!
خیلی دلم میخواد بدونم این منطق برره ای رو کی توی جامعه رواج داده !!!!
شمارا ارجاع میدهم به هزاران ویدئویی که مردم مرگ بر دیکتاتور،مبارک بن علی نوبت سید علی،استقلال آزادی جمهوری ایرانی سر می دادند.نمی دانم اگر اینها ابراز مخالفت با نظام نیست پس لابد عربده کشی یک مشت فسیل و ورشکسته ی سیاسی که توی تلویزیون ها نشستن و از هیچ جا خبر ندارند ابراز مخالفته.آقا جان خواهشا یکی از شما عزیزان بیاید به ما شیوه ی مبارزه را نشان دهد که باید چه کنیم تا این جکومت را براندازیم؟
nevermoreشمارا ارجاع میدهم به هزاران ویدئویی که مردم مرگ بر دیکتاتور،مبارک بن علی نوبت سید علی،استقلال آزادی جمهوری ایرانی سر می دادند.نمی دانم اگر اینها ابراز مخالفت با نظام نیست پس لابد عربده کشی یک مشت فسیل و ورشکسته ی سیاسی که توی تلویزیون ها نشستن و از هیچ جا خبر ندارند ابراز مخالفته.آقا جان خواهشا یکی از شما عزیزان بیاید به ما شیوه ی مبارزه را نشان دهد که باید چه کنیم تا این جکومت را براندازیم؟
از 88 مایه نذارید ! از همین امسال مایه بذارید . اگر شما مرا ارجاع میدهید به مبارک بن علی نوبت سید علی من هم شما را ارجاع میدهم به سید علی تشکر تشکر مردم بعد از انتخابات امسال .
سال 88 همه بر این باور بودند که اگر مشارکت بالا باشد امکان تقلب نیست و با این استدلال رفتند و رای دادند .
بعد که تقلب شد گفتند اگر شلوغ کنیم به خواسته مان میرسیم و ریختند و شلوغ کردند و دیدند که نظرشان به چپ حکومت هم نیست.
آخر سر هم ساکت شدند با یک مقداری کشته و زخمی و از همه بدتر حس شکستی سنگین رفتند منازلشان .
امسال با اینکه میدانستند (دیگه مساله خبر نداشتیم و ... نبود) نظرشان به چپ حکومت نیست رفتند و رای دادند به امید اینکه شرایط بهتر شود .
آغا از این مردمی که در توهم باهوش ترین مردم دنیا دارند زندگی میکنند باهوش تر بود و کسی رو انداخت جلو که در عین حال که نوکری و دستمال کشی برای آغا فراموش نمیشه دست کم در ظاهر پشتوانه مردمی داره در نتیجه هر گونه بهانه برای اعتراض رو از مردم گرفت . از اون طرف بسیجی ها و اصولگرایان به جای اعتراض به روحانی تبریک هم گفتند تا با این کارشون نشان بدهند که خیلی بافرهنگ تر و با شعور تر از اصلاح طلبها و مردم معترض هستند . پروپاگاندا و بازی سیاسی تا به این حد فریبکارانه از دست خود چرچیل هم بر نمیومد .
از اون طرف نه تنها صدای اعتراض داخلی بلند نشد بلکه تمام دنیا از جمله آمریکا و انگلیس و فرانسه و ... دارند این پشمک رو رئیس جمهور منتخب صدا میزنند و براش پیام تبریک میفرستند و ... یعنی در زمینه تبلیغات خارجی هم سید علی به اهدافش رسید و مقبولیت بین المللی از دست رفته رو برگردوند .
بعد شما میگی پیروزی برای مردم بوده و شکست برای خامنه ای ؟ :))
این مصاحبه تبلیغاتی هم که تا به اینجا نشون داده این پشمک نظرش به آغا نزدیک تره تا به مردم.
نهایتن اگر شرایط تغییری نکنه (توسط این آدم) و مردم به خواسته هاشون نرسند و مشکلات اساسی کشور با دنیا حل نشه و چه بسا که تشدید هم بشه (چون پرونده هسته ای دست این پشمک نیست) تمام کسانی که در انتخابات شرکت کرده اند از جمله امیر گرامی ناخواسته تبدیل به بخشی از بازی کثیف سیستم شده اند . بعد شما میگویید چیزی را از دست نداده اید ؟!
انصافن دمتان گرم
💐
Russellچه ربطی به سبزاللهی و... دارد شهریار گرامی.من میگویم همه ما جمیعا ریدهایم جلوی آغا و باید خواب هر گونه تغییر (سکولاریسم و آزادی که سهل است،حتی توان چانه زنی اقتصادی) را باید ببینیم.شما گمان میکنید "امید" را بردهاید، من میگویم هرچه هم در خزانه بود باختهایم و باید جمع کنیم برویم پی کارمان یا برویم از اول در کلاس درس سیاست ورزی آغا نامنویسی کنیم که رابطه رابطهی ِ استاد و شاگردیست.
من هم می گویم که شما احتمالا دنیای سیاست را با منطق و ریاضیات و علم یکسان می دانید که یا باید آدمها سیاه باشند و یا سفید و همواره پر طرفدار ترین سناریو برایتان توهم توطئه است.اساسا جنبش اعتراضی ای نداشتیم و اگر همان نیم بند اعتراضات مردم هم نبود که بواسطه ی فرصت طلبی یا به قول شما دوستان حماقت مردم شکل نمی گرفت نمی دانم دیگر آیا می توانستم ادعا کنم که مردم ایران مخالفت حکومت جمهوری اسلامی هستند یا خیر.گویی این همه بحث ما آب در هاون کوبیدن است که شما همچنان از جایگاه عقل کل حکم برای مردم صادر می کنید و آن ها را گاگول می خوانید.بفرمایید گرامی."گر تو بهتر می زنی بستان بزن"بفرمایید یک راهکار حسابی ارائه کنید که ما چگونه با حکومتی چون جمهوری اسلامی مبارزه کنیم؟
یارو میره نماینده ی خامنه ای در شورای امنیت جمهوری اسلامی را می کنه رییس جمهور، بعد اسمش رو میذاره تو دهنی به خامنه ای!
این رو هم از دهان جناب داریوش سجادی بخونید که میدونید من ایشون رو یک دیوانه میدونم اما انصافا بعضی تحلیل هاش واقع گرایانه هست :
پایان توهم یا بی پایانی توهم!؟
استری گرسنه را مُخیـّر بین دو علوفه در دو نقطه مختلف اصطبل کردند، زبان بسته به سنت همیشگی که برخوردار از یک طعام بود این بار نتوانست از عهده انتخاب برآید و از گرسنگی مُرد!
پنج سال پیش ذیل مقاله ای تصریح کردم «اصلاح طلبان سیاست ورزی بلد نیستند»
سخن: ناتوانی اصلاح طلبان در سیاست ورزی
اکنون نیز شواهد موید آن است که مرغ یک پا دارد و تا اطلاع ثانوی عنصر سیاست ورزی نزد ایشان تعطیل است. نمونه بارز آن نامه بی موقع و شتابزده محمدرضا خاتمی در فردای اعلام پیروزی حسن روحانی بود!
این در حالی است که چه موافق اکبر هاشمی رفسنجانی باشیم یا مخالفش لیکن نمی توان توانائی های سیایت ورزی ایشان را منکر شد.
قبلاً در «گامبیه هاشمی» به این نکته اشاره کرده بودم:
سُخن: گامبیه هاشمی!
رفتار هاشمی درس بزرگی برای اصلاح طلبان بویژه رهبران جنبش سبز بود! هاشمی بعد از رد صلاحیتش می توانست رفتاری قهرآمیز پیشه کند و ضمن استعفا از ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام خود را مبدل به یک چهره اپوزیسیونی کرده و با دست خود اسباب پابان خود در عرصه سیاست شود.
اما نه تنها این کار را نکرد بلکه با ماندن در صحنه و ادامه بازی سیاست ورزانه و هوشمندانه از طریق سرمایه گذاری بر روی «حسن روحانی» بازی باخته را مبدل به بُرد کرد (ولو بُرد نسبی) و اکنون محق است تا خنده پیروزی کند و با گردنی افراشته در مراسم تحلیف و تنفیذ روحانی شرکت کرده و اقتدار و زیرکی خود را به رخ حریفانش بکشد.
حال این را مقایسه کنید با رفتار بی معنا و نابخردانه میر حسین موسوی در انتخابات سال 88!
در حالی که موسوی می توانست با شیوه امروز هاشمی ضمن اجتناب از شهرآشوبی و لشکرکشی خیابانی بدون آنکه خود و جایگاه خود را بسوزاند و گوشه نشین کوچه اختر شود با لحاظ اصل سیاست ورزی و تکیه بر آرای مکتسبه اش در سال 88 و برسمیت شناختن نتیجه آن انتخابات، اکنون و به اعتبار وزن و شان موجه اش و کارنامه ضعیف جبهه مقابل با بالاترین میزان پیروز انتخابات سال 92 باشد.
نابلدی اصلاح طلبان در عرصه سیاست منجر وهمی اندیشی و حذف طبیعی ایشان از عرصه سیاست شد.
در غیر این صورت اگر ایشان با قواعد دنیای سیاست آشنائی داشتند حتی اگر اصرار بر مبارزه با نظام هم داشتند نمی بایست به این راحتی تن به حصر خود می دادند و حتی نیم کلمه هم در مورد شرکت یا عدم شرکت در انتخابات سال 92 حرف نزنند!؟
سکوت و تن دادن ایشان به حصرشان معنای بسیار روشنی دارد و آن پذیرش این امر است که تند رفتند و سناریوی تقلب را بد و احساسی بازی کردند!!!
sonixaxاز 88 مایه نذارید ! از همین امسال مایه بذارید . اگر شما مرا ارجاع میدهید به مبارک بن علی نوبت سید علی من هم شما را ارجاع میدهم به سید علی تشکر تشکر مردم بعد از انتخابات امسال .
سال 88 همه بر این باور بودند که اگر مشارکت بالا باشد امکان تقلب نیست و با این استدلال رفتند و رای دادند .
بعد که تقلب شد گفتند اگر شلوغ کنیم به خواسته مان میرسیم و ریختند و شلوغ کردند و دیدند که نظرشان به چپ حکومت هم نیست.
آخر سر هم ساکت شدند با یک مقداری کشته و زخمی و از همه بدتر حس شکستی سنگین رفتند منازلشان .
امسال با اینکه میدانستند (دیگه مساله خبر نداشتیم و ... نبود) نظرشان به چپ حکومت نیست رفتند و رای دادند به امید اینکه شرایط بهتر شود .
آغا از این مردمی که در توهم باهوش ترین مردم دنیا دارند زندگی میکنند باهوش تر بود و کسی رو انداخت جلو که در عین حال که نوکری و دستمال کشی برای آغا فراموش نمیشه دست کم در ظاهر پشتوانه مردمی داره در نتیجه هر گونه بهانه برای اعتراض رو از مردم گرفت . از اون طرف بسیجی ها و اصولگرایان به جای اعتراض به روحانی تبریک هم گفتند تا با این کارشون نشان بدهند که خیلی بافرهنگ تر و با شعور تر از اصلاح طلبها و مردم معترض هستند . پروپاگاندا و بازی سیاسی تا به این حد فریبکارانه از دست خود چرچیل هم بر نمیومد .
از اون طرف نه تنها صدای اعتراض داخلی بلند نشد بلکه تمام دنیا از جمله آمریکا و انگلیس و فرانسه و ... دارند این پشمک رو رئیس جمهور منتخب صدا میزنند و براش پیام تبریک میفرستند و ... یعنی در زمینه تبلیغات خارجی هم سید علی به اهدافش رسید و مقبولیت بین المللی از دست رفته رو برگردوند .
بعد شما میگی پیروزی برای مردم بوده و شکست برای خامنه ای ؟ :))
این مصاحبه تبلیغاتی هم که تا به اینجا نشون داده این پشمک نظرش به آغا نزدیک تره تا به مردم.
نهایتن اگر شرایط تغییری نکنه (توسط این آدم) و مردم به خواسته هاشون نرسند و مشکلات اساسی کشور با دنیا حل نشه و چه بسا که تشدید هم بشه (چون پرونده هسته ای دست این پشمک نیست) تمام کسانی که در انتخابات شرکت کرده اند از جمله امیر گرامی ناخواسته تبدیل به بخشی از بازی کثیف سیستم شده اند . بعد شما میگویید چیزی را از دست نداده اید ؟!
انصافن دمتان گرم 💐
باز که شما گفتید وارد بازی کثیف حکومت شده اند.جان من زمانی که من می گویم تغییر حداقلی خواسته ی من بوده چگونه وارد بازی نظام شده ام؟پیشتر هم گفتم شما دوستان رای دادن را همچون باکرگی می دانید که اسپاگتی نکند که رای بدهیم و باکرگی مان را بر باد دهیم.گیرم که سخن شما درست باشد و وارد بازی کثیف حکومت شویم.گفتم چه از دست داده ایم؟خواهشا آه و فغان نکنید که آی برای اینها وجهه خریدید که این استدلالتان پیشتر پنبه اش زده شده.
باقی سخنانتان هم از دید من جز توهم توظئه نیست و نهایتا به اندازه ی حدس و گمان من و کسانی که رای دادند ارزش دارد.من نمی دانم این حس عقل کل بودن از کجا می آید؟حالا باز بروید چون مسلمانان به جای فرنودآوری صفحه صفحه تحلیل های آبکی کپی پیست کنید.
با تمام این اوصاف من به نظر تحریمی ها احترام می گذارم اما نمی دانم چگونه و بر اساس چه استدلالی شما همه ی رای دهندگان را گاگول فرض می کنید؟
nevermoreمن هم می گویم که شما احتمالا دنیای سیاست را با منطق و ریاضیات و علم یکسان می دانید که یا باید آدمها سیاه باشند و یا سفید و همواره پر طرفدار ترین سناریو برایتان توهم توطئه است.اساسا جنبش اعتراضی ای نداشتیم و اگر همان نیم بند اعتراضات مردم هم نبود که بواسطه ی فرصت طلبی یا به قول شما دوستان حماقت مردم شکل نمی گرفت نمی دانم دیگر آیا می توانستم ادعا کنم که مردم ایران مخالفت حکومت جمهوری اسلامی هستند یا خیر.گویی این همه بحث ما آب در هاون کوبیدن است که شما همچنان از جایگاه عقل کل حکم برای مردم صادر می کنید و آن ها را گاگول می خوانید.بفرمایید گرامی."گر تو بهتر می زنی بستان بزن"بفرمایید یک راهکار حسابی ارائه کنید که ما چگونه با حکومتی چون جمهوری اسلامی مبارزه کنیم؟
شما همچنان با مغالطه پهلوان پنبه حرف در دهان ما میگذارید و جالب است برای ما از مزایای 88 میگویید زمانی که آنموقع من یکی حداقل وضعم مشخص است.
مشخص است که این بحث اتهام احمق و دانا و... خواندن مردم جز اتهامهایِ بی پایه چیز دیگری نیست،مشخص است اگر عمل درست مردم قابل تعریف است اشتباه آنان هم قابل تعریف و واقعیست و وقتی برد مردم قرار است وجود داشته باشد باخت آنها هم وجود دارد و برنده خواندن مردم در همه حالات معنی برد را بیمعنی خواهد کرد.
راهکار من از اکنون این است که بفکر چراندن غاز باشیم که از لحاظ اقتصادی بصرفه بنظر میرسد و کار از راهکار و اینها گذشته دیگر و تا مدتها همان یک نیمچه امیدی که بود برنخواهد گشت.
بفرمایید مصاحبه جناب نوری زاد را بخوانید که از اپوزیسیون متوهم هم نیست و چماق خوردن ایشان هم انشالله مورد قبول واقع است
!!
nevermoreباز که شما گفتید وارد بازی کثیف حکومت شده اند.جان من زمانی که من می گویم تغییر حداقلی خواسته ی من بوده چگونه وارد بازی نظام شده ام؟پیشتر هم گفتم شما دوستان رای دادن را همچون باکرگی می دانید که اسپاگتی نکند که رای بدهیم و باکرگی مان را بر باد دهیم.گیرم که سخن شما درست باشد و وارد بازی کثیف حکومت شویم.گفتم چه از دست داده ایم؟خواهشا آه و فغان نکنید که آی برای اینها وجهه خریدید که این استدلالتان پیشتر پنبه اش زده شده.
چه پنبه ای را زده اید ؟ به جز یک سری حرفهای تکراری که پیشتر از وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی به گوش میرسید چیز تازه ای گفتید ؟
حدس میزدم که سخنانشان تاثیر داشته باشد ولی نمیدانستم ذهن دوستان مثل سی دی خام یک طرفه است و فقط یک بار ظبت میکند و بعد مدام پخش !!!
یک سری بزنید به سایتها و خبرگزاریهایشان ببینید چه طوری دارند از این حماسه سیاسیشون تعریف میکنند و چه طوری دنیا هم این سیرک رو باورش شده .
چیزی که با شرکت در انتخابات پنبه شد همون چُس مثقال بی اعتباری بود که با هزار زور و ضرب علیه حکومت جمع شده بود . امروز ما برگشته ایم به 12 سال پیش بعد شما میگویید چیزی از دست نرفته ؟
این عینک تعصب را بگذارید کنار و دست کم در آینده در صورتی که گند کار درآمد انقدر شجاعت داشته باشید که اعتراف کنید اشتباه کردید .
nevermoreباقی سخنانتان هم از دید من جز توهم توظئه نیست و نهایتا به اندازه ی حدس و گمان من و کسانی که رای دادند ارزش دارد.من نمی دانم این حس عقل کل بودن از کجا می آید؟حالا باز بروید چون مسلمانان به جای فرنودآوری صفحه صفحه تحلیل های آبکی کپی پیست کنید.
خوب است یک کلمه یاد گرفته اید که مدام تکرارش کنید .
nevermoreبا تمام این اوصاف من به نظر تحریمی ها احترام می گذارم اما نمی دانم چگونه و بر اساس چه استدلالی شما همه ی رای دهندگان را گاگول فرض می کنید؟
من یک کلمه گفتم در صورتی که در آینده مشخص شد گند زده اید چه حسی خواهید داشت و شما به مانند خمینی گفتید هیچی !
همین هیچی گفتنتان نشان از جوگیری و تحت تاثیر تبلیغات بودنتان دارد گرامی .
Russellبفرمایید مصاحبه جناب نوری زاد را بخوانید که از اپوزیسیون متوهم هم نیست و چماق خوردن ایشان هم انشالله مورد قبول واقع است !!
نوریزاد: انتخاب روحانی احیای مجدد موجود محتضر بود | ایران | DW.DE | 16.06.2013
باور من بر این است که انتخاب آقای روحانی برای نظام یک خون تازه بود. برای موجودی که در دمدمهای اضمحلال به سر میبرد. متاسفانه درست در شرایطی که اوضاع داخلی و خارجی در بنبست بود، مردم ما مجددا به احیای این مردهی محتضر یا این موجود محتضر پرداختند و به هرحال تا چهار سال خیال آقای خامنهای و سرداران سپاه راحت است.
البته راسل جان این تودهنی بود به خامنه ای !!! الان همچین دهنش درد گرفته که نگو منتها به خاطر باز بودن نیش بیش از حد همایونی و نه به خاطر مشت خورده
!
sonixaxنوریزاد: انتخاب روحانی احیای مجدد موجود محتضر بود | ایران | DW.DE | 16.06.2013
البته راسل جان این تودهنی بود به خامنه ای !!! الان همچین دهنش درد گرفته که نگو منتها به خاطر باز بودن نیش بیش از حد همایونی و نه به خاطر مشت خورده !
شما که این مصاحبه را در چندین پست می آورید با خود اندیشیده اید که خیال خامنه ای و سرداران سپاه از چه راحت شده؟از اعتراضات مردم؟چطور همین اعتراضات بواسطه ی انتخابات پس از 2 سال دوباره جان گرفت؟شما تو بالاترین فقط این لینک ها را می بینید؟برایتان صرفه نمی کند که سری هم به ویدئو ها ی اعتراضات بزنید نه؟
از جنگ با آمریکا خیالشان راحت شد؟اینکه دیگر احتیاجی به روحانی نداشت.کافی بود خامنه ای با هر مهره ای مانند جلیلی از سیاست های اتمی اش عقل نشینی می کرد دیگر فشاری وجود نداشت.
گویا خیلی آمریکا و اروپا را احمق پنداشته اید که تنها بواسطه ی حضور مردم در انتخابات با جمهوری اسلامی از در سازش وارد شوند.
در مورد آن وجهه ای که می گویید تا جایی که من خواندم هم آمریکا و هم اروپا خواست ایرانیان برای تغییر را ارزشمند دانسته اند و گویی آنها بهتر از دوستان تحریمی دریافته اند که مردم ایران چه شرایطی دارند و حداقل تغییر ها هم در این بازه برایشان حکم مرگ و زندگی را دارد و به خوبی فهمیده اند که این انتخاب نظام نبود.
یک نکته بامزه دیگر اینست که همین دوستان تا دیروز (بدرستی) میگفتند جنگ بلوف غرب است چرا که نه توانش را دارد و نه انگیزهاش را و من میگویم حتی میدانیم که اسرائیل هم توان و سودی در جنگ ندارد.
حالا بطور معجزهوار برای ما از ملغا شدن جنگ موهومی میگویند و اینکه ببینید ما جلوی جنگ را گرفتیم !!
در بیانیه کاخ سفید که روز شنبه (۱۵ ژوئن - ۲۴ خرداد) و ساعاتی پس از اعلام نتایج نهایی شمارش آرا در ایران منتشر شد، دولت آمریکا خطاب به ایرانیان آورده: "ما به رای مردم ایران احترام می گذاریم و به آنها برای حضور در این فرآیند سیاسی تبریک می گوییم، شجاعت آنها باعث شد تا صدایشان شنیده شود."
"انتخابات روز گذشته، اقدامی در برابر عدم شفافیت، سانسور رسانهها، اینترنت و پیامکها، و اعتراضی در برابر فضای ارعاب و امنیتی بود که آزادی بیان و حضور مردم را محدود کرده بود. با این وجود و به رغم موانع و محدودیتهایی که حکومت ایجاد کرده بود، مردم ایران مصمم شدند تا برای شکل بخشیدن به آینده خود وارد عمل شوند."
آقای کری در این بیانیه گفته است: "ما اعلام نتایج انتخابات توسط وزارت کشور ایران و برنده شدن حسن روحانی در انتخابات یازدهم را پیگیری می کردیم. شجاعت مردم ایران برای بیرون آمدن و رای دادن در شرایطی که بسیار تحت کنترل حکومت بود و اجازه آزادی بیان و تجمع بسیار محدود شده بود، از نظر ما ستودنی است."
"ما همچنان درباره نبود شفافیت در چگونگی برگزاری انتخابات، سانسور و ایجاد محدودیت برای اصحاب رسانه، محدودیتهای اینترنتی و پیام کوتاه نگرانیم و با وجود همه این چالشها، مردم ایران به طور رسا اعلام کردند که خواهان فرادیی نو و بهتر هستند."
...
وزیر خارجه آلمان گفت که اصلاحات باید در عمل رخ دهد، چرا که این امر نه تنها در جهت منافع مردم ایران است که خواستار آزادی بیشتر هستند، بلکه بسیار مهم است که ایران بخاطر منافع جامعه بین المللی، تمایل بسیار بیشتری به مذاکره درمورد برنامه هسته ایش نشان دهد.
ویلیام هیگ، وزیر خارجه بریتانیا گفت دولت جدید ایران نباید درباره قاطعیت غرب برای جلوگیری از گسترش سلاح های هسته ای در خاورمیانه و افزایش فشاربر ایران از طریق تحریم ها تردید کند.
ویلیام هیگ روز دوشنبه در سخنانی در پارلمان بریتانیا افزود که امیدوار است ایران اکنون با کشورهای گروه پنج بعلاوه یک، "بطور جدی به گفتگو" بنشیند.
وزیر خارجه بریتانیا در ارتباط با بحران سوریه گفت "درپیش گرفتن نقشی سازنده ازجانب ایران، بسیار خوشایند خواهد بود، اما سیاست ایران در حال حاضر کاملا برخلاف است." او افزود "شواهد فراوانی وجود دارد که جمهوری اسلامی در قتل، شکنجه و نقض حقوق بشر توسط رژیم اسد مشارکت دارد."
الان به نظر شما واقعا حکومت با شرکت مردم در انتخابات وجهه پیدا کرده؟من حوصله نداشتم واکنش های اسرائیل راهم بگردم پیدا کنم.اما شیمون پرز هم به خواست ایرانیان برای تغییر احترام گذاشته.این وسط 4 تا کشور نخاله ی عربی را که گمان می کنند با آمدن روحانی و بازگشت رفسنجانی به سیاست روابطشان با ایران گل و بلبل می شود را کناربگذارید.
پیش از انتخابات هم صدای آمریکا چندین مصاحبه با سناتور های آمریکا را نشان داد که همگی می گفتند که می دادند این انتخابات یک انتخابات آزاد نیست و مردم ایران از حداقل حقوق و آزادی هم برخوردار نیستند اما همچنان به دقت این انتخالات را پیگیری می کنند تا بدانند نظر مردم
چیست.همینکه مردم حداقل به دنیا نشان دادند که با سیاست های اتمی جمهوری اسلامی موافق نیستند بزرگترین گندی بود که بر هیکل خامنه ای و سیاست های 8 ساله مقاومتی اش زدند.
برای من شخصا یکی از بزرگترین دستاورد ها فهمیدن این نکته بود که در 4 سال پیش فقط به دلیل سرکوب وحشتناک حکومت صدایی از مردم شهرهای دیگر در نیامد اما در همین یک شب شاهد اعتراضات حتی در تبریز و کرمانشاه هم بودیم.
این مطلب را بخوانید:
[h=3]شادی گسترده مردم تبریز، مهر پایانی بر انگ بی تفاوتی [/h]
اعتراضات بعد از انتخابات 88 و عدم شرکت آنچنانی شهرستانها در قضایای پس از آن ،بهانه ای بود برای قومیت گرایانی که سعی در ایجاد تمایز میان مرکز نشینان و سایر اقوام ایرانی داشتند آنان در تحلیل های بی پایه خود این را واکنشی به ظلم تاریخی ادعایی خود بر اقوام ایرانی می دانستند آن هم بدون توجه به اینکه این رخوت نه تنها مختص به جغرافیای قومی خاصی نبود بلکه به جز چند استثنای کوچک تمامی شهرهای ایران از جمله شهرهای منسوب به قوم خیالی فارس را نیز دربر می گرفت البته این پرسش اساسی نیز در ان تاریخ و در سال های پس از ان مطرح بوده و هست که این بهانه جویان عدم شرکت مردم در فراخوان های متعدد اعتراضی قومیت گرایان را بر چه معنی می کنند ؟
به هر حال چهار سال گذشت و 25 خرداد 92 فرا رسید روزی از جنس ایام پر امید ...
nevermoreشما که این مصاحبه را در چندین پست می آورید با خود اندیشیده اید که خیال خامنه ای و سرداران سپاه از چه راحت شده؟از اعتراضات مردم؟چطور همین اعتراضات بواسطه ی انتخابات پس از 2 سال دوباره جان گرفت؟شما تو بالاترین فقط این لینک ها را می بینید؟برایتان صرفه نمی کند که سری هم به ویدئو ها ی اعتراضات بزنید نه؟
کدام اعتراضات ؟!
چهار تا شعار که زندانی سیاسی آزاد باید گردد اون هم فقط برای یک شب شد زنده شدن اعتراضات ؟! نمردیم معنی زنده شدن اعتراضات رو هم فهمیدیم !
دست شما درد نکند واقعن که چشمان ما را باز کردید
🌹
nevermoreاز جنگ با آمریکا خیالشان راحت شد؟اینکه دیگر احتیاجی به روحانی نداشت.کافی بود خامنه ای با هر مهره ای مانند جلیلی از سیاست های اتمی اش عقل نشینی می کرد دیگر فشاری وجود نداشت.
عقب نشینی با جلیلی و به دستور مستقیم آغا یعنی خودکشی سیاسی . ظاهر باید به گونه ای باشد که ا.ن را مسئول گند و گوزهای بالا آمده جا بزنند .
مثلن فکر میکنید چرا جمهوری اسلامی یک بار برای همیشه با به رسمیت شناختن اسرائیل خیال خودش را برای همیشه راحت نمیکند ؟ مگر نمیگویید که اینها هر کاری برای بقا میکنند ؟!
یک سری حرکتها هست نظام رو از هم میپاشونه . احتمالن شما فکر میکنید اصولگرایان روی هم رفته 1% هم نیستند . گیریم که اینگونه هم باشد عملکرد نباید طوری باشد که همین 1% هم ریزش کند که البته شمارشان خیلی خیلی بیشتر از این حرفهاست
.
nevermoreگویا خیلی آمریکا و اروپا را احمق پنداشته اید که تنها بواسطه ی حضور مردم در انتخابات با جمهوری اسلامی از در سازش وارد شوند.
هر کدام از این کشورها یک بخشی دارند که مسئول شناسایی حرکتهای سیاسی و رفتار حکومتهای دیگر و بررسی موقعیتها و تاریخچه و ادعاهای پناهجویان سیاسی و ... هستند . از آن طرف جمهوری اسلامی در کشورهای تاثیر گذار لابی های مختلفی مانند نایاک دارد که کارشان منحرف کردن مسیر اصلی تحقیقات است . اینچنین میشود که در گزارشی که برای دریافت اقامت من از مرکز مطالعات ایرانشناسی برلین به دادگاه فرستاده میشود نوشته میشود که به هیچ عنوان بالاتر از پل گیشا و در طول اتوبان چمران هیچ پمپ بنزینی و حد فاصل ایستگاه آتش نشانی تا بزرگراه شیخ فضل الله در بزرگراه جلال آل احمد هم هیچ اداره پلیسی وجود ندارد و در نتیجه ادعای این شخص دروغ است و نمیتوانسته در جاهایی که پمپ بنزین و اداره پلیسی نیست چنان اتفاقهایی افتاده باشد !!!! و اون قاضی هم زحمت بررسی رو به خودش نداده بود (زورش اومده بود توی گوگل مپ نگاه کنه دست کم!) به همین ترتیب من میبایستی در جلسه دادگاه نقشه تهران و لپتاپ با خودم میبردم که نشان بدهم هست . بماند که کلی اطلاعات و آمارهای غلط و اشتباه دیگر برای دادگاه فرستاده شده بود که من فقط 3 ساعت تمام داشتم آنها را درست میکردم و بعدش تازه بحث اصلی شروع شد.
بله اینها در رابطه با جمهوری اسلامی ایران یک جاهایی از احمق هم احمق ترند .
از اون طرف هم میبینیم در کشورهایی که جمهوری اسلامی لابی ندارد سیاستمدارن هم همین طوری زرتی خَر نمیشوند !
با توجه به آنچه من در این غرب کوفتی دیده ام درکش برایم سخت نیست که بفهمم اکنون در آمریکا همه فکر میکنند چه خبر شده .
nevermoreدر مورد آن وجهه ای که می گویید تا جایی که من خواندم هم آمریکا و هم اروپا خواست ایرانیان برای تغییر را ارزشمند دانسته اند و گویی آنها بهتر از دوستان تحریمی دریافته اند که مردم ایران چه شرایطی دارند و حداقل تغییر ها هم در این بازه برایشان حکم مرگ و زندگی را دارد و به خوبی فهمیده اند که این انتخاب نظام نبود.
مشکل همینجاست که ما میگوییم این انتخاب نظام بود و هدفش فریب مردم و بقیه دنیا بود که موفق هم شد.
ولی شما با آوردن یک سری استدلال و لینک کشکی از نوری زاده و ... مدعی هستید که خیر انتخاب نظام نبود .
واسه من جالبه که شما هنوز درک نکردید که بابا هر 8 نفر کاندید از فیلتر شورای نگهبان گذشتند ، روحانی نماینده آغا بوده و این جریان اسهالات همه اش کشک است برای سر کار گذاشتن ملت
.
nevermoreدر بیانیه کاخ سفید که روز شنبه (۱۵ ژوئن - ۲۴ خرداد) و ساعاتی پس از اعلام نتایج نهایی شمارش آرا در ایران منتشر شد، دولت آمریکا خطاب به ایرانیان آورده: "ما به رای مردم ایران احترام می گذاریم و به آنها برای حضور در این فرآیند سیاسی تبریک می گوییم، شجاعت آنها باعث شد تا صدایشان شنیده شود."
از همینجاش میشه فهمید که آمریکا اصلن توی باغ نیست ! کدام رای ؟ فکر میکنید رای مردم روحانی رو برنده کرده ؟ :)))))
در ضمن اسرائیل به هیچ عنوان فریب این سیرک تبلیغاتی را نخورده
:
نخست وزیر اسرائیل به کشورهای غربی هشدار داده که با پیروزی حسن روحانی وسوسه نشوند و از فشارهای خود علیه ایران نکاهند.
nevermoreهمینکه مردم حداقل به دنیا نشان دادند که با سیاست های اتمی جمهوری اسلامی موافق نیستند بزرگترین گندی بود که بر هیکل خامنه ای و سیاست های 8 ساله مقاومتی اش زدند.
یا شما خیلی ساده هستید یا ما را گیر آورده اید !!!
هر کسی میداند که سیاستهای هسته ای دست مردم و روحانی و شیخ پشمک نیست .
بفرمایید گوش کنید ثواب دارد : ایران - BBC فارسی - آیا برای اسراییل مهم است که چه کسی در انتخابات ایران پیروز شود؟
بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسراییل گفته است که انتخابات ریاست جمهوری ایران هیچ تغییر عمده ای در سیاستهای تهران نخواهد داد.
به گزارش خبرگزاری اسوشیتد پرس، آقای نتانیاهو که در ورشو صحبت می کرد افزود فارغ از نتیجه انتخابات ایران،حکومت این کشور همچنان توسط یک فرد هدایت خواهد شد، رهبری که به گفته او برنامه ایران برای ساخت بمب اتمی به منظور نابودی اسراییل را همچنان ادامه خواهد داد.
ایران همواره هرگونه تلاش برای ساخت بمب اتمی را رد کرده است.
جلال فرهنگ در همین مورد گفتگویی کرده است با مئیر جاودانفر، کارشناس مسایل اسراییل در تل آویو و نخست از او پرسیده آیا واقعا برای اسراییل فرقی نمی کند چه کسی در انتخابات ایران پیروز شود؟
این گفتگو در برنامه کلیک چشم انداز بامدادی رادیو بی بی سی پخش شده است.
تنها کشورهایی که درست نتیجه گیری کرده اند تا الان کانادا و اسرائیل بوده اند . بقیه همگی دست کم در ظاهر فریب خورده اند
.
nevermoreبرای من شخصا یکی از بزرگترین دستاورد ها فهمیدن این نکته بود که در 4 سال پیش فقط به دلیل سرکوب وحشتناک حکومت صدایی از مردم شهرهای دیگر در نیامد اما در همین یک شب شاهد اعتراضات حتی در تبریز و کرمانشاه هم بودیم.
این مطلب را بخوانید:
زین پس به جای شادی بفرمایید اعتراض !!!
همان گونه که الله و اکبر = اسلام نمیخواهیم
:)))))))
راستی امانت دار باشید و تمام متن را نقل کنید :
همزمان با اعلام نتایج انتخابات تجمع های خودجوشی در چهارراه آبرسان شکل گرفت موجی که به سرعت به تمامی نقاط شهر تبریز کشیده شده و تبدیل به یکی از باشکوه ترین جشن های ملی پس از آزادی خرمشهر و فوتبال حماسی ایران -استرالیا گشت ،مردم تا پاسی از شب در نقاط مختلف شهر از جمله آبرسان ،شاهگلی، کوی ولیعصر، میدان فهمیده و رشدیه به پایکوبی پرداختند،جشنی که همراه با پخش سرودهای ملی میهنی و به نمایش در آوردن پرچم ایران و نمادهای بنفش متعلق به کاندیدای پیروز و شعارهایی حاکی از امید و علاقه مردم به سرنوشت مشترک تمامی ایرانیان بود. 25 خرداد روزی بود که سردمداران جریانات قوم گرا در خانه های خود نشسته و با غم اندوه شاهد همدلی ایرانیان بودند و اندک طرفداران گول خوردشان نیز غرق در شادی و در کنار ملت ایران به بی پایگی القاعات انان پی می بردند.
شور و شوق جوانان تبریزی در هنگام طنین انداز شدن سرود "ای ایران ای مرز پرگهر" در سالن پور شریفی تبریز
همه در حال همخوانی هم ایستاده به احترام نام ایران جوانان واقعی تبریز اینها هستند نه یک عده که پشت نقاب نامهای جعلی مخفی شده اند
شهریار گرامی این شادی یک شبه با یک بشکه روغن هم به عنوان اعتراض به کسی فرو نمیرود ! بیخود تلاش نکنید
.
یک وقتهایی دوستان یک حرفهایی میزنند که آدم تا فیخالدونش میسوزه !
مثل این حرف جناب شهریار :
nevermoreبهتر است دوستان حداقل یکبار طعم باتوم خوردن را بچشند تا بفهمند ترسو کیست.
یا این حرف امیر :
Ouroborosمنظورم میلاد است، که سه سال پیش هم ملت را بخاطر طرفداری از «نخست وزیر امام» و «تلاش برای بازگشت دوران طلایی آقا» در شرایطی که ما داشتیم در خیابان کتک میخوردیم تحقیر میکرد
من میخوام بدونم اون موقع که سر یک اختلاف کوچک با یکی از این آقا زاده های اسهال طلب ریختند و خانه ما را زیر و رو کردند شما کجا بودید ؟!
آن موقع که فقط به خاطر پیدا کردن یک کپی از یک دستنوشته که در آن شیوه ساخت برخی از انواع مواد منفجره را نوشته بود در خانه به من بسته بودند که در تلاش برای انجام عملیات تروریستی در ایران هستم شما کجا بودید ؟!
آن موقع که 6 ماه تمام در یک زیر زمین نمور زندگی میکردم شما کجا بودید ؟!
آن موقع که 3 ماه تمام در خانه ی قاچاقچی کرد با آن همه شایعه مبنی بر کشته شدن مسافران توسط اینها با ترس و لرز زندگی میکردم شما کجا بودید ؟!
آن موقع که من 5 سال تمام در یک کمپ پناهندگی در یک دهات کوچک نزدیک فرانکفورت اودا لب مرز لهستان زندگی میکردم و برای یک خرید معمولی باید یک ساعت پیاده روی میکردم شما کجا بودید ؟!
آن موقع که برای پیدا کردن من خانواده ام را تحت فشار گذاشته بودند و جلوی چشم پدر و مادرم برادرم را به قدری کتک زده بودند که راهی بیمارستان شده بود شما کجا بودید ؟!
آن موقع که مجبور بودم روزی 18 ساعت کار کنم تا بتوانم اندکی پول تهیه کنم که خانواده ام را هم از ایران کوفتی بیرون بیاورم شما کجا بودید ؟!
هی آدم میخواد ساکت بمونه حرفهایی میشنوه که بدجوری بهش فشار میاد !
ویرایش : لینک به اون فایل خلاف قوانین بود و حوصله درگیری با NSA را هم ندارم برای همین ویرایش میکنم .
sonixaxمن میخوام بدونم اون موقع که سر یک اختلاف کوچک با یکی از این آقا زاده های اسهال طلب ریختند و خانه ما را زیر و رو کردند شما کجا بودید ؟!
آن موقع که فقط به خاطر پیدا کردن یک کپی از این در خانه به من بسته بودند که در تلاش برای انجام عملیات تروریستی در ایران هستم شما کجا بودید ؟!
آن موقع که 6 ماه تمام در یک زیر زمین نمور زندگی میکردم شما کجا بودید ؟!
آن موقع که داشتم قاچاقی در شرایطی که ایران و ترکیه همزمان داشتند مواضع پژاک را بمباران میکردند از مرز خارج میشدم شما کجا بودید ؟!
آن موقع که 3 ماه تمام در خانه ی قاچاقچی با ترس و لرز زندگی میکردم شما کجا بودید ؟!
آن موقع که من 5 سال تمام در یک کمپ پناهندگی در یک دهات کوچک نزدیک فرانکفورت اودا لب مرز لهستان زندگی میکردم و برای یک خرید معمولی باید یک ساعت پیاده روی میکردم شما کجا بودید ؟!
آن موقع که برای پیدا کردن من خانواده ام را تحت فشار گذاشته بودند و جلوی چشم پدر و مادرم برادرم را به قدری کتک زده بودند که راهی بیمارستان شده بود شما کجا بودید ؟!
آن موقع که مجبور بودم روزی 18 ساعت کار کنم تا بتوانم اندکی پول تهیه کنم که خانواده ام را هم از ایران کوفتی بیرون بیاورم شما کجا بودید ؟!هی آدم میخواد ساکت بمونه حرفهایی میشنوه که بدجوری بهش فشار میاره !
ما می دانیم که شما چه احساسی دارید، منهم اگر تمام زندگی خود را وقف مبارزه با نظام کرده بودم هر نوع سازشی با آنرا خیانت تلقی می کردم و از آن به خروش می آمدم. شما بهای سنگینی پرداخته اید، حق دارید که مدعی باشید، ما اینرا به خوبی می دانیم. هیچکس منکر فداکاریهای شما نشده. هیچکس نگفته آنچه بر شما گذشته اعتبار ندارد. من همان زمان وقتی مادرم با نفرت و انزجار می گفت این موسوی که بخاطرش به خیابانها می روید نخست وزیر دولتی بود که رفقای مرا اعدام کرد اینرا به سکوت و سرافکندگی می گذراندم. من خودم را می گذارم جای شما، اینکه اگر در تبعید ناخواسته ای بودم و همه زندگی امروزم حول محور نبرد با جمهوری اسلامی شکل گرفته بود قطعا اینرا توهینی به تمام فداکاریها و رنجهای خودم می دیدم و بیزار و نا امید می شدم. من می دانم اینها که امروز شده اند ناجی مردم دیروز شما و رفقایتان را از ساختمان به پائین پرتاب می کردند.
بله میلاد جان، ما شما را می فهمیم، اما شما حاضر نیستید حتی یک لحظه، یک دم موضع ما را حتی بشنوید. شما هستید که ما را بخاطر به خیابانها ریختن برای دفاع از نخست وزیر امام تحقیر می کنید و اعتبار کتکی که خورده ایم را زیر سوال می برید. هیچکس شما را متهم نمی کند به احمق بودن، فریب خوردن، بازی خوردن، فقدان بینش سیاسی و ... نمی کند، اما ما دائم به چنین فقدان بینشی متهم می شویم. هیچکس به شما نمی گوید اینها که کرده اید بیخود بوده و بازی خوردید و «هه، دیدی گفتم؟»، اما ما باید اینرا دائم از دوستانی مثل شما بشنویم و سکوت بکنیم.
پس بی انصافی از جانب شماست، نه از طرف ما.
Ouroborosبله میلاد جان، ما شما را می فهمیم، اما شما حاضر نیستید حتی یک لحظه، یک دم موضع ما را حتی بشنوید. شما هستید که ما را بخاطر به خیابانها ریختن برای دفاع از نخست وزیر امام تحقیر می کنید و اعتبار کتکی که خورده ایم را زیر سوال می برید. هیچکس شما را متهم نمی کند به احمق بودن، فریب خوردن، بازی خوردن، فقدان بینش سیاسی و ... نمی کند، اما ما دائم به چنین فقدان بینشی متهم می شویم. هیچکس به شما نمی گوید اینها که کرده اید بیخود بوده و بازی خوردید و «هه، دیدی گفتم؟»، اما ما باید اینرا دائم از دوستانی مثل شما بشنویم و سکوت بکنیم.
پس بی انصافی از جانب شماست، نه از طرف ما.
امیر جان من کسی رو گاگول فرض نمیکنم . اگر این طوری برداشت کردید پوزش مرا پذیرا باشید .
من از ابتدا سخنم این بوده که شرکت در این سیرک انتخاباتی که نظام به راه انداخته نتیجه ای در بر نخواهد داشت . به کسی هم نگفتم برو جلوی گلوله سینه سپر کن و کشته شو و زخمی شو و آواره شو و ... فقط و فقط گفتم بیفایده هستش.
جناب شهریار فرموده اند :
nevermoreهمینکه مردم حداقل به دنیا نشان دادند که با سیاست های اتمی جمهوری اسلامی موافق نیستند بزرگترین گندی بود که بر هیکل خامنه ای و سیاست های 8 ساله مقاومتی اش زدند.
آیا تحریم همین پیام را واضح تر به دنیا نمیرساند ؟! تازه نه تنها این پیام را میرساند بلکه به دنیا میرساند که مردم ایران از بیخ این سیستم را قبول ندارند . یعنی یک پله هم جلوتر بوده .
اگر مردم برای بهبود اوضاع به روحانی رای داده اند هم باز رای دادنشان فرقی نمیکرد نهایتن کوتاه آمدن حاکمیت در قبال فشار خارجی اجتناب ناپذیر بود فقط مشارکت مردم که البته مشارکت زیادی هم نبوده راه رو برای سازش حاکمیت هموار تر کرد. یعنی دست کم خامنه ای و سپاه و دار و دسته شان مجبور به سر و کله زدن با طرفداران خودشون نیستند . که بهتر میشد که این سر و کله رو بزنند و با بی آبرویی تمام در بین طرفداران خودشون در برابر جهان کوتاه میآمدند .
به هر حال از این داستان دو روز هم گذشته و تمام شده رفته پی کارش . باید آینده را دید - امیدوارم که ما اشتباه کرده باشیم و مطمئن باشید خود من در صورتی که اشتباه کرده باشم آنقدر شجاعت دارم که به اشتباهم اعتراف کنم . امیدوارم باقی دوستان هم این میزان از شجاعت را داشته باشند .
رای دادن مردم ایران که اینهمه تجزیه تحلیل نداره. الان به به اصطلاح اصلاح طلبا رای دادن که اصولگراها رای نیارن. هشت سال دیگه باز ما همین داستان رو داریم که اصلاح طلبا رای نیارن و دست به دامن اصولگراها میشن که وضعیت مملکت رو گل و بلبل کنن و این داستان ادامه داره تا رژیم ساقط بشه. اونم نه به وسیله مردم . یا خودشون استعفا بدن مثلا خامنه ای خسته بشه بگه بسه دیگه جمهوری اسلامی یا سران جمهوری اسلامی خودشون بزنن همدیگه رو لت و پار کنن یا اسراییل و آمریکا حمله کنن.
خب دوستان بعد از مقداری کل کل جهت عوض شدن فضای این تاپیک بد ندیدم نظرات شیلا یا نیوتون فعلی که در هم میهن با نام کاربری Stalin فعالیت میکنه رو در مورد انتخابات بذارم 😜
ستاد انتخاباتی دکتر سعید جلیلی - ستادهای انتخاباتی - هم میهن
درود
کاندید اصلح من اقای دکتر جلیلی میباشد
ایران نباید تسلیم یک مشت صهیونیست و امپریالیست شود
بعد از خبر شنود مکالمات و ردیابی شهروندان امریکا و دزدیده شدن افشا کننده ان در هنگ کنک من از امریکا و رابطه با ان بیزارم
و هر کسی قصد سازش با امریکا را داشته باشد خاعن استهر سختی اخرش روزهای خوشی در پی دارد ما باید روی پای خودمان استوار شویم سازش و تسلیم و توقف غنی سازی یک خودکشی میباشد
درود بر جلیلی
__________________
ستاد انتخاباتی دکتر سعید جلیلی - ستادهای انتخاباتی - هم میهن
دکتر جلیلی با کمترین تبلیغات وبدون حیف و میل بیت المال که کاندیدهای دیکر سنگ تمام گذاشتند منهای مهندس غرضی نشان داد مرد عمل است
امید است ایران با ریاست جمهوری ایشان از یک کشور مصرفی و غیر مولد به یک قدرت اقتصادی و متکی بر توانایی جوانان تبدیل شود
و حرف اول خاورمیانه را ایران با اقتدار به دیگر امپریالیستها و نوچه های انها دیکته نماید
ستاد انتخاباتی دکتر سعید جلیلی - ستادهای انتخاباتی - هم میهن
دوستان مبحث تهدید زدایی دکتر جلیلی یک دکترین عالی و جواب پس داده است
همین روسیه در دوران یلتسین با غرب کنار امد بدخت شد ملتش اقتصادش ویران شد
ولی پوتین با سیاست تهدید زدایی مانع پیشروی ناتو در شرق شد و سپر دفاع موشکی غرب را از شرق اروپا برکنار نمود
ایران هم برای تبدیل شدن به یک قدرت منطقه ایی باید از سیاست تهدید زدایی استفاده نماید
اطراف ایران کشورهای خطرناکی هستند امثال پاکستان اتمی و عربهای سلفی و ترکیه امریکایی
پس ما باید با کمی سختی و سلب خوشیهای زود گذر بتوانیم به قدرت منطقه ایی تبدیل شویم در اینده بسیار نزدیک
بهترین و اصلاح ترین فردی که می تواند ایران را به ابر قدرت تبدیل کند با تولید ملی و توانایی جوانان وطن و کمک و یاری انها
دکتر جلیلی میباشد
از همه باحال تر این پستش هست 😳
نتایج آرای ریاست جمهوری لحظه به لحظه - ویژه انتخابات ریاست جمهوری 92 - هم میهن
دوستان من دارم سکته میکنم اذان صبح داره میشه اولین نماز جمعه در خونم داره شرایطش ایجاد میشه
اخه چرا اینقدر در اعلام نتایج تاخیر میکنند
واقعا یکی برای من توضیح بده ایشون پیرو چه مکتب فکری ای هستن ؟؟
Anarchyواقعا یکی برای من توضیح بده ایشون پیرو چه مکتب فکری ای هستن ؟؟
ایشون بسیار خوش تیپ و اهل قاره Estrus هستند.😙
sonixaxکدام اعتراضات ؟!
چهار تا شعار که زندانی سیاسی آزاد باید گردد اون هم فقط برای یک شب شد زنده شدن اعتراضات ؟! نمردیم معنی زنده شدن اعتراضات رو هم فهمیدیم !
دست شما درد نکند واقعن که چشمان ما را باز کردید 🌹
گویی شما هیچ مبارزه ای را به جز جنگ مسلحانه اعتراض نمی دانید و مردم هم اگر هزار هزار کشته نشوند نه معترض اند و نه شجاع.داریوش گرامی توضیح بسیار خوبی در مورد شرایط حال حاضر ایران داد میلاد جان.اساسا دیگر تشکلی وجود ندارد که بخواهد تحریم کند یا نه.الان شما در ترکیه می بینید پس از یک هفته اعتراض سندیکاها فرمان اعتصاب داده اند،ما اساسا چیزی به اسم سندیکا در ایران نداریم.جنبش دانشجویی هم که با از بین رفتن انجمن اسلامی و دفتر تحکیم وحدت و ادوار و زندانی شدن همه ی اعضایشان عملا خلاص
شده.در این شرایط شما توقع دارید هرکه آمد در خیابان اولین شعارش سقط نظام باشد؟
sonixaxعقب نشینی با جلیلی و به دستور مستقیم آغا یعنی خودکشی سیاسی . ظاهر باید به گونه ای باشد که ا.ن را مسئول گند و گوزهای بالا آمده جا بزنند .
مثلن فکر میکنید چرا جمهوری اسلامی یک بار برای همیشه با به رسمیت شناختن اسرائیل خیال خودش را برای همیشه راحت نمیکند ؟ مگر نمیگویید که اینها هر کاری برای بقا میکنند ؟!
یک سری حرکتها هست نظام رو از هم میپاشونه . احتمالن شما فکر میکنید اصولگرایان روی هم رفته 1% هم نیستند . گیریم که اینگونه هم باشد عملکرد نباید طوری باشد که همین 1% هم ریزش کند که البته شمارشان خیلی خیلی بیشتر از این حرفهاست .
به هیچ عنوان این برای من قابل قبول نیست و جمهوری اسلامی اگر حکومتی بود که فقط به فکر بقا بود و چاپیدن مردم هیچ گاه این بلاها سر مردم نمی آمد.اینها آنقدر ها هم که گمان می کنید عاقل نیستند.
sonixaxهر کدام از این کشورها یک بخشی دارند که مسئول شناسایی حرکتهای سیاسی و رفتار حکومتهای دیگر و بررسی موقعیتها و تاریخچه و ادعاهای پناهجویان سیاسی و ... هستند . از آن طرف جمهوری اسلامی در کشورهای تاثیر گذار لابی های مختلفی مانند نایاک دارد که کارشان منحرف کردن مسیر اصلی تحقیقات است . اینچنین میشود که در گزارشی که برای دریافت اقامت من از مرکز مطالعات ایرانشناسی برلین به دادگاه فرستاده میشود نوشته میشود که به هیچ عنوان بالاتر از پل گیشا و در طول اتوبان چمران هیچ پمپ بنزینی و حد فاصل ایستگاه آتش نشانی تا بزرگراه شیخ فضل الله در بزرگراه جلال آل احمد هم هیچ اداره پلیسی وجود ندارد و در نتیجه ادعای این شخص دروغ است و نمیتوانسته در جاهایی که پمپ بنزین و اداره پلیسی نیست چنان اتفاقهایی افتاده باشد !!!! و اون قاضی هم زحمت بررسی رو به خودش نداده بود (زورش اومده بود توی گوگل مپ نگاه کنه دست کم!) به همین ترتیب من میبایستی در جلسه دادگاه نقشه تهران و لپتاپ با خودم میبردم که نشان بدهم هست . بماند که کلی اطلاعات و آمارهای غلط و اشتباه دیگر برای دادگاه فرستاده شده بود که من فقط 3 ساعت تمام داشتم آنها را درست میکردم و بعدش تازه بحث اصلی شروع شد.
بله اینها در رابطه با جمهوری اسلامی ایران یک جاهایی از احمق هم احمق ترند .
از اون طرف هم میبینیم در کشورهایی که جمهوری اسلامی لابی ندارد سیاستمدارن هم همین طوری زرتی خَر نمیشوند !
با توجه به آنچه من در این غرب کوفتی دیده ام درکش برایم سخت نیست که بفهمم اکنون در آمریکا همه فکر میکنند چه خبر شده .مشکل همینجاست که ما میگوییم این انتخاب نظام بود و هدفش فریب مردم و بقیه دنیا بود که موفق هم شد.
ولی شما با آوردن یک سری استدلال و لینک کشکی از نوری زاده و ... مدعی هستید که خیر انتخاب نظام نبود .واسه من جالبه که شما هنوز درک نکردید که بابا هر 8 نفر کاندید از فیلتر شورای نگهبان گذشتند ، روحانی نماینده آغا بوده و این جریان اسهالات همه اش کشک است برای سر کار گذاشتن ملت .
من برام جای شگفت است که چگونه شما سیاست خارجی آمریکا و انگلیس و آلمان را پشم می شمارید اما کانادا و اسرائیل را استاد سیاست می پندارید.در همان اسرائیل هم شیمون پرز موضع مشابه آمریکا و انگلیس گرفته.اما اینها مهم نیست هدف از آوردن این نقل قول ها پوچ کردن استدلال شما بود که برای جمهوری اسلامی وجهه خریدید و مردم دنیا نمی توانند از پیچیدگی سیاسی اوضاع ایران سر در بیاورند و همه گمان می کنند مردم به نظام رای داده اند و سعی می کنند با آخوند ها کنار بیایند و این انتخابات نشان می دهد که همه ی مردم خواستار سیاست های خارجی و اتمی جمهوری اسلامی اند.
nevermoreگویی شما هرچیزی را به جز جنگ مسلحانه اعتراض نمی دانید
*هیچ چیز 💐
sonixaxاز همینجاش میشه فهمید که آمریکا اصلن توی باغ نیست ! کدام رای ؟ فکر میکنید رای مردم روحانی رو برنده کرده ؟ :)))))
در ضمن اسرائیل به هیچ عنوان فریب این سیرک تبلیغاتی را نخورده :
اتفاقا آمریکا و اروپاییان برخلاف شما به خوبی پیام رای مردم را شنیده اند اما این شمایید که در باغ نیستید و گمان می کنید ملت بازی خورده اند.
sonixaxیا شما خیلی ساده هستید یا ما را گیر آورده اید !!!
هر کسی میداند که سیاستهای هسته ای دست مردم و روحانی و شیخ پشمک نیست .
بفرمایید گوش کنید ثواب دارد : ایران - BBC فارسی - آیا برای اسراییل مهم است که چه کسی در انتخابات ایران پیروز شود؟
کسی هم نگفت سیاست هسته ای دست رییس جمهور است.مهم پیام انتخاب روحانی بود(از بعد سیاسی کمی آنطرف تر نگویید پس به این دلیل به روحانی رای دادید)که پیش از این راه سازش با آمریکا و اروپا را در پیش گرفته بود که به خوبی آمریکاییان این پیام را دریافتند.
sonixaxتنها کشورهایی که درست نتیجه گیری کرده اند تا الان کانادا و اسرائیل بوده اند . بقیه همگی دست کم در ظاهر فریب خورده اند .
می بینید که همان کانادا و اسراییل هم رای دادن مردم را به حساب نظام ننوشته اند وکانادا در بیانیه اش به صراحت سخن از محدودیت ها ی انتخابات گفته با این حال به خواست مردم برای تغییر هم احترام گذاشته.پس تا اینجا هیچ وجهه بین المللی برای حکومت توسط مردم خریده نشده که شما طرفداران تحریم در بوق و کرنا می کنید.
sonixaxزین پس به جای شادی بفرمایید اعتراض !!!
همان گونه که الله و اکبر = اسلام نمیخواهیم :)))))))
ما باید یک بار برای همیشه تکلیف مان را با این شعارهایی که شما به نفع نظام می دانید روشن کنیم.شخصا 4 سال پیش از شعار الله و اکبر خوشم نمی آمد اما دقیقا در 25 بهمن 89 که در شهر ما حدود 1 هزار نفر برای نخستین بار جمع شده بودند ملت فریاد الله واکبر که سر می دادند کم کم داشت به شمار جمعیت افزوده می شد که ناگهان یکی از همین نفوذی ها فریاد زد مبارک،بن علی نوبت سید علی که مانند سگ های وحشی موتوری های حکومت ریختند به دنبال مردم و فارغ از اینکه چند نفر را دستگیر کردند، نگذاشتند اعتراضات مردم حداقل نیم ساعت ادامه یابد.پس باز هم می گویم نشستن کنار گود اعتراضات و نادیده گرفتن شعارهای دیگر مردم و بند کردن به همین الله و اکبر نشان از عدم درک صحیح شرایط از سوی شما دارد.
sonixaxراستی امانت دار باشید و تمام متن را نقل کنید :
شهریار گرامی این شادی یک شبه با یک بشکه روغن هم به عنوان اعتراض به کسی فرو نمیرود ! بیخود تلاش نکنید .
اگر درست دقت می کردید و سری هم به بالاترین می زدید هدف از آن لینک پوچ کردن مزخرفات پان ترک ها و تجزیه طلبان بود که می گفتند ترک ها برایشان ایران اساسا مهم نیست و در همان تبریز و کرمانشاه چندین ویدئو موجود است که مردم شعار نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران می دادند.شعاری که به گواه همه بدجوری کک در پاچه ی اسلامگرایان و حکومتیان انداخت.
sonixaxیک وقتهایی دوستان یک حرفهایی میزنند که آدم تا فیخالدونش میسوزه !
مثل این حرف جناب شهریار :یا این حرف امیر :
من میخوام بدونم اون موقع که سر یک اختلاف کوچک با یکی از این آقا زاده های اسهال طلب ریختند و خانه ما را زیر و رو کردند شما کجا بودید ؟!
آن موقع که فقط به خاطر پیدا کردن یک کپی از یک دستنوشته که در آن شیوه ساخت برخی از انواع مواد منفجره را نوشته بود در خانه به من بسته بودند که در تلاش برای انجام عملیات تروریستی در ایران هستم شما کجا بودید ؟!
آن موقع که 6 ماه تمام در یک زیر زمین نمور زندگی میکردم شما کجا بودید ؟!
آن موقع که 3 ماه تمام در خانه ی قاچاقچی کرد با آن همه شایعه مبنی بر کشته شدن مسافران توسط اینها با ترس و لرز زندگی میکردم شما کجا بودید ؟!
آن موقع که من 5 سال تمام در یک کمپ پناهندگی در یک دهات کوچک نزدیک فرانکفورت اودا لب مرز لهستان زندگی میکردم و برای یک خرید معمولی باید یک ساعت پیاده روی میکردم شما کجا بودید ؟!
آن موقع که برای پیدا کردن من خانواده ام را تحت فشار گذاشته بودند و جلوی چشم پدر و مادرم برادرم را به قدری کتک زده بودند که راهی بیمارستان شده بود شما کجا بودید ؟!
آن موقع که مجبور بودم روزی 18 ساعت کار کنم تا بتوانم اندکی پول تهیه کنم که خانواده ام را هم از ایران کوفتی بیرون بیاورم شما کجا بودید ؟!هی آدم میخواد ساکت بمونه حرفهایی میشنوه که بدجوری بهش فشار میاد !
ویرایش : لینک به اون فایل خلاف قوانین بود و حوصله درگیری با NSA را هم ندارم برای همین ویرایش میکنم .
همانطور که امیر هم گفت کسی منکر هزینه هایی که شما دادید نشد اما این شمایید که هزینه هایی که مردم 4 سال پیش دادند را هیچ می انگارید و همه را به پای بازی خوردن مردم در 4 سال پیش و امسال می گذارید.همانطور که پیشتر هم گفتم کماکان برای من موضع تحریمی ها قابل احترام است اما هدف از این بحث ها تعدیل کردن این هجمه ی همه جانبه ایست که این روزها علیه ملتی راه افتاده که با تمام محدودیت های سیاسی و فشار اقتصادی رای دادند.
دوستان این مقاله داریوش سجادی رو بخونید...نظرتون چی هست در موردش؟
[h=2]دوشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۲ ه.ش.[/h][h=3]گربه چکمه پوش![/h]
بازبینی یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران
انتخابات دور یازدهم ریاست جمهوری ایران با تمام فراز و نشیب هایش اینک و با بسته شدن پرونده آن و اعلام نتایج آراء شاخص مهمی را در فهم چیستی و جنس و ماهیت آرای شهروندان ایرانی را در اختیار تحلیل گران گذاشت.با احتساب میزان آرای ماخوذه هر کدام از نامزدها و نزدیکی آرای چهار نامزد منسوب به جبهه اصولگرائی (قالیباف ـ جلیلی ـ رضائی ـ ولایتی) به یکدیگر و در حالی که مجموع آرای این 4 نفر نیز نمی توانست به آرای حسن روحانی نزدیک شود از این واقعیت می توان نتیجه گرفت:
انتخابات مزبور قابل مقایسه با انتخابات سال 84 نیست که در آن اصلاح طلب ها بدلیل تعدد نامزد مبتلا به تقسیم آرا و شکست محتوم مقابل اصولگرایان شدند.
آمار آرای نامزدها نشان دهنده واقعیت مهمی است و آن این که نه آن 4 اصولگرا به روحانی باخته اند و نه روحانی از این 4 نفر برده است! آرای قلیل و نزدیک به هم جلیلی و قالیباف و رضائی و ولایتی نشان می دهد هیچ کدام از این 4 نفر رای دیگری را نشکسته بلکه اساساً رای حائز اهمیت و قابل اعتنائی نیآورده اند!
لذا باید بدنبال آن بود که رقیب اصلی «چیز» دیگری بوده که روحانی «با آن» بُرده و قالیباف و جلیلی و رضائی و ولایتی «به آن» باخته اند!
اهتمام این مقاله پاسخ به همین پرسش است که «رقیب اصلی» در انتخابات مزبور چه کسی یا چه چیزی بود!؟
قبل از یابش پاسخ این پرسش در این واقعیت نمی توان تردید داشت که در کنار «رقیب اصلی» دو عنصر «غیظ» و «مظلومیت» نقش موثری در اقبال بخشی از شهروندان ایرانی به «حسن روحانی» را در انتخابات ریاست جمهوری عهده داری کرد.
نخست غیظی که ریشه در نظم مستقری داشت که از فردای اعلام نتایج انتخابات سال 88 ذائقه آن بخش از شهروندان که کماکان به سناریوی تقلب در انتخابات 88 باور داشتند را تلخ نگاه داشته بود و چنین «غیـّاظانی» با تحفظ چنان «غیظی» رای خود را به آنی دادند که در «میتینگ های انتخاباتی» خود را مدافع محصوران جنبش سبز (موسوی ـ کروبی) و مخالف حافظان «نظم مزبور» معرفی می کرد!
گذشته از آنکه بخشی از جامعه که با ورود هاشمی به انتخابات مبتلا به امید و ابتهاج شدند و با رد صلاحیت اش، هاشمی را در هاله ای از مظلومیت دیدند اینک رای به حسن روحانی را حداقل وظیفه اخلاقی خود در دفاع از مظلومی می دانستند که بعد از رد صلاحیت، شکسته دلانه «روحانی» را در قامت «من کنت مولا هذا علی مولا» نشانه گذاری می کرد!
هر چند نباید این واقعیت را نادیده انگاشت که مظلومیت متصور برای هاشمی قبل از آنکه ریشه در واقعیت داشته باشد محصول واکنش سنجیده و محاسبه شده ایشان در قبال رد صلاحیت اش بود. (نگاه کنید به دو مقاله گام بعدی هاشمی و بازی بزرگان)
سناریوی «هاشمی مظلوم» از لحظه ای کلید خود که ایشان بعد از رد صلاحیتش بدون هیچ اعتراض مشهودی با توسل به سیاست «گربه چکمه پوش» توانست بسرعت نزد افکار عمومی خود را مبدل به هاشمی مظلومی کند که علی رغم «پدر انقلاب» بودنش! علی رغم «قهرمان انقلاب» بودنش! علی رغم «شناسنامه انقلاب» بودنش! علی رغم «السابقون انقلاب» بودنش! علی رغم «صحابه امام» بودنش! چنان بی رحمانه صلاحیتش در شورای نگهبان رد می شود و این «پیر فرزانه» و «زعیم پرسابقه» بی هیچ گله ای پارسا کیشانه و نجیبانه با بُغضی در گلو از داوری نارفیقانه شورای نگهبان تمکین می کند! (نگاه کنید به مقاله هاشمی هاشمی است)
(گربه چکمه پوش یا Puss in Boots اشاره به یکی از شخصیت های تریلوژی Shrek دارد که با ترفند مظلوم نمائی و قرار دادن خود در موضع معصومیت و ترحم این اعتماد را در رقیب فراهم می کرد تا به وی نزدیک شوند و آنگاه در فرصتی مغتنم و از موضعی مسلط بر ایشان فائق آید)
هاشمی بخوبی می دانست اعتراض به داوری شورای نگهبان و عدم تمکین از آن و اتخاذ رویکردهای اپوزیسیونی بمعنای ابتلا به انزوا و حذف از دایره قدرت ایران خواهد بود. طبیعتاً وی بخوبی فرجام فردی مانند آیت الله منتظری را در خاطر داشت که چگونه علی رغم برخورداری از سابقه «قائم مقام رهبری» و برخورداری از «سابقه انقلاب» و اشتهار به «شناسنامه انقلاب» و افتخارش به «یار امام بودن» وقتی عزم مقابل نظام ایستادن کرد نظام نیز بدون تامل از روی وی گذشت.
اتخاذ رویکرد «گربه چکمه پوش» تا آن اندازه موثر بود که بتواند با قرار دادن هاشمی در کانون مظلومیتی تاثرآور، ایشان را در وجدان عمومی جامعه مُبدل به «منجی و قهرمان مظلوم انقلاب» نماید. همین مظلومیت بود که هاشمی را در کسری از زمان به یک «رسانه ملی» تبدیل کرد تا حدی که بتواند با «گامبی کردن عارف» و تحمیل نامزد خود (حسن روحانی) به جبهه مشترک اعتدالیون و اصلاح طلبان اقناع و اجماعی گسترده بین بدنه اجتماعی دو جبهه متحد اعتدالیون و اصلاح طلبان را بنفع حسن روحانی فراهم آورد. (در این زمینه نگاه شود به فراخوان هاشمی ـ گفتگو با ژاپه یوسفی)
قدر مسلم آن است که همین اتفاق (اقناع و اجماع بر روی روحانی) در صورت حذف روحانی بنفع عارف، می توانست برای عارف هم فراهم شود اما ترجیح هاشمی طبیعتاً با کسی بود که قرابت و هم تباری سیاسی با خود داشته باشد و روحانی چنین فردی بود.
در مجموع هاشمی موفق شد با «گامبی کردن عارف» یک «حـُفره» با قدرت مَکشی بسیار بالا در فضای انتخابات ایران ایجاد کند تا از آن طریق سنگربانان هاشمی بتوانند جهت جذب گسترده آرا و هدایت آراء بسمت انگشت اشاره «مُنجی» و اقبال به «نامزد پیشنهادی منجی» بسترسازی و انگیزه سازی نمایند.
این در حالیست که بعد از رد صلاحیت هاشمی توسط شورای نگهبان «هاشمی» و «بازی هاشمی» از سوی «رقبای هاشمی» تمام شده محسوب می شد. اما این «پیرماهی» سیاست در ایران نشان داد تا آن اندازه در نرد سیاست حرفه ای هست تا با «بازی خوب کردن با تاس بد» نتیجه را از شکست کامل به پیروزی کامل مبدل کند. (مقاله گامبیه هاشمی)
در واقع هاشمی از طریق حذف بموقع عارف و اعلام حمایت اش از روحانی در کسوت «مُنجی مظلوم» و متابعت شیدائیان «منجی مظلوم» از فراخوان ایشان، توانست صفحه مبارزه را به طرفة العینی بنفع خود عوض نماید و از این طریق بود که در کمترین زمان ممکن آرای روحانی مواجه با جهشی انفجاری شد تا جائی که در سه روز پایانی ایام تبلیغات، نتیجه آرای انتخابات به طرز محیرالعقولی بنفع «افسر تحت امر هاشمی» تغییر جهت پیدا کرد!
علی ایحال هر چند غیظ بخش موثری از «طبقه متوسط» ایران از دولت احمدی نژاد در کنار بازی موثر هاشمی در قامت «منجی مظلوم» توانست موجی عظیم از میانه شهروندان را بنفع روحانی در انتخابات ریاست جمهوری تاسیس و تهییج کند اما این دو عامل هنوز محتاج یک عنصر تمام کننده بودند تا از آن طریق و با تلفیق این سه عامل، نتیجه انتخابات یکسره شود.
برای یابش این «عنصر سوم» که آن را می توان «رقیب اصلی» چهار نامزد اصولگرایان و رفیق و یاور اصلی برای ظفرمندی «روحانی» به حساب آورد باید کمی به عقب بازگشت!
سه شنبه یازدهم مهر ماه سال 91 (هشت ماه قبل از آغاز ثبت نام نامزدهای ریاست جمهوری) که هنوز کمترین احتمال و گمانه ای از خواست هاشمی برای ورود به انتخابات دور یازدهم ریاست جمهوری نمی رفت. شخصاً ضمن تحریر مقاله «خیز بلند هاشمی» با قاطعیت خبر از آن دادم که «اکبر هاشمی رفسنجانی» در انتخابات مزبور خود را نامزد خواهد کرد!
اما این گمانه زنی نه ناظر بر کف بینی بود و نه برخورداری از جامی جهان بین نزد مدعی و صرفاً به اعتبار شناخت از «روانشناسی فردی» آقای هاشمی مسجل بود ایشان در انتخابات ریاست جمهوری حتماً شرکت خواهد کرد. (نگاه کنید به مقاله مرد خیزرانی)
اما تاکید بر ورود هاشمی در انتخابات ریاست جمهوری در مقاله «خیز بلند هاشمی» تنها یکی از مُفاد آن مقاله بود و جز این چند نکته دیگر نیز در مقاله مزبور گوشزد شده بود که بازبینی آنها خالی از لطف نیست:
نخست آنکه ـ هاشمی در مقام نامزد وارد انتخابات خواهد شد!
دو ـ هاشمی در قامت منجی و با القای نجات میهن از بحران وارد انتخابات می شود!
سه ـ ورود هاشمی به انتخابات با اقبال ملی و گسترده و با تضمین موفقیت همراه خواهد شد! (در آن مقاله به دلائل اقبال به هاشمی به تفصیل اشاره شده که خوانش مجدداش قابل تامل خواهد بود)
چهار ـ شورای نگهبان توان رد صلاحیت هاشمی را به اعتبار منصوب رهبری بودن در مجمع تشخیص مصلحت ندارد!
پنج ـ شورای نگهبان تنها می تواند به اعتبار و اتکا بر مصوبه قانونی «کبر سن» هاشمی را رد صلاحیت کند!
اظهارات هاشمی رفسنجانی در فردای رد صلاحیت اش توسط شورای نگهبان تائید بند بند مفاد مطرح شده در مقاله 8 ماه پیش تر «خیز بلند هاشمی» بود.
هاشمی در این زمینه طی نشستی با حامیانش در مورخه 22 خرداد 92 اظهار می دارد:
« بعد از تماسی دیگر ... به آقای حجازی فقط گفتم که ایشان را (آیت الله خامنه ای) از خواب بیدار نکنند و برایشان پیغام گذاشتم در نهایت برای ثبت نام راهی وزارت کشور شدم. و حتی آن قدر این رفتن با عجله بود که گروه چک سپاه نتوانست قبل از ما برسد و بدون هماهنگی و چک عازم وزارت کشور شدیم ... با توجه به شور و نشاطی که در سراسر کشور پس از اعلام حضورم در انتخابات ایجاد شد و از آنجایی که در مسیر تایید صلاحیت بنده نیز بهانه و مشکلی نبود، وزیر اطلاعات برخلاف عرف و قانون، شخصا در جلسه بررسی صلاحیتها در شورای نگهبان حضور یافت که ابتدا مورد اعتراض برخی از اعضای شورای نگهبان نیز قرار گرفت و نهایتا به اعضای شورای نگهبان گفت که حضور هاشمی در انتخابات میتواند موجب پیروزی قاطع و با رای بالای مردم شود که با راه و رسم آنها سازگار نیست و لذا شورا را متقاعد کرد که به بهانه شرایط سنی رای به عدم احراز صلاحیت بنده دهند» (پای نوشت مهم)
علی ایحال فرای پنج مورد مطرح شده در مقاله «خیز بلند هاشمی» یک واقعیت محوری نیز در آن مقاله تحت عنوان کلید خوردن پروژه «چاموروئیزه کردن انقلاب» ازطریق «ایجاد بحران انگیزشی» نزد بدنه انقلاب با استفاده از فشار اقتصادی و جنگ و درگیری خسته کننده و توانفرسا و «اسقاط ابزار حکومت از درون» مورد اشاره قرار گرفته بود تا از آن طریق بتوان نهایتاً طی یک انتخابات دمکراتیک آرای سربازان انقلاب را بشیوه «بالا برده هزینه معیشت شهروندان» بصورت کاملا بهداشتی بنفع نامزدی مورد وثوق مصادره کرد! (در این زمینه حتماً مقاله «گلوله های کاغذی» را بازخوانی نمائید)
در همان مقاله (خیز بلند هاشمی) بر این نکته تاکید شده بود که:
«« نباید از نظر دور داشت که گزینه هاشمی و تاکید همیشگی وی بر سیاست اعتدال و میانه روی همواره و به صفت ظاهر مورد وثوق و اقبال غرب و بویژه آمریکائی ها نیز بوده. لذا طبیعتاً ایشان نیز احتمالاً و بموقع امدادهای لازم را به این پروسه (پیروزشدن هاشمی در انتخابات) خواهند رساند. از جمله سنگین تر کردن وضعیت اقتصادی برای مردم بمنظور تضغیف پایگاه اصولگرایان حامی خط مشی احمدی نژاد و تقویت توقع مردم به ضرورت «بازگشت مرد بحران ها»!
اظهارات سخنگوی کاخ سفید در تحلیل چرائی افت ارزش ریال و افزایش قیمت ها در ایران مبنی بر آنکه:
«مردم ایران متوجه هستند که چه کسانی مسوول شرایط ایجاد شده برای اقتصاد این کشور هستند، شرایطی که ناشی از خودداری رژیم این کشور از رعایت تعهداتش است» چنین اظهاراتی را می توان پاس بموقع و معنادار آمریکائی ها جهت متوجه کردن افکار عمومی در ایران به یک «منجی در سایه» معنا کرد!»»
آمریکائی ها بخوبی می دانستند که هاشمی همواره با رویکرد اعتدالی بدنبال بهبود مناسبات با واشنگتن است. این واقعیتی نچندان پنهان در کاریر سیاسی آقای هاشمی بوده و اخیراً نیز ایشان طی مصاحبه با «فصلنامه مطالعات بین المللی» صراحتاً خبر از آن داد که در سال های آخر حیات بنیان گذار جمهوری اسلامی بصورت خصوصی و محرمانه از ایشان خواسته قبل از رحلت شان تکلیف رابطه با آمریکا را روشن کنند (نگاه کنید به مقاله باشنده با شیطان)
بهبود مناسبات با آمریکا پرونده ای قدیمی در سنت سیاسی هاشمی رفسنجانی است که ظاهراً تبدیل به یک آرزو برای ایشان شده تا از این طریق ایشان بتواند تحت عنوان فاتح این پروژه نام خود را در تاریخ معاصر ایران ثبت و حک نماید.
اولین جرقه این بحث در مرداد ماه 68 طی انتشار مقاله جنجالی «نکته» بقلم سعیدی سیرجانی در روزنامه اطلاعات زده شد که در آن تاریخ موجبات جنجالی بزرگ در محافل سیاسی ایران شد.
کلیات آن مقاله ناظر بر چند محور بود از جمله:
ـ مبارزه شعاری انقلاب با آمریکا.
ـ زیر سوال بردن اشغال سفارت آمریکا.
ـ اداره غیر خردمندانه مملکت.
ـ و نهایتاً اعتلای ایران و زمامداری در محدوده و جغرافیای آن بجای پرداختن به اوج افلاک!
هر چند مقاله مزبور نهایتاً کار بجائی نبرد اما مانع از آن نشد تا یازده ماه بعد و در اردیبهشت سال 69 بار دیگر این بحث اما این بار به قلم «عطاالله مهاجرانی» معاونت وقت حقوقی هاشمی رفسنجانی در کاخ ریاست جمهوری و ذیل مقاله ای تحت عنوان «مذاکره مستقیم» در روزنامه اطلاعات وارد مجادلات سیاسی ایران شود. اما این بار بازتاب های این بحث تا آنجا بالا گرفت که نهایتاً آیت الله خامنه ای شخصاً وارد غائله شد و طی سخنانی تند خطاب به مهاجرانی اظهار داشت:
«بنده معتقدم آن کسانی که فکر می کنند ما باید با راس استکبار یعنی آمریکا مذاکره کنیم یا دچار ساده لوحی و یا مرعوبند ... چرا نسبت به اقتدارآمریکا مرعوب می شوید؟ ... یازده سال است که شعار مرگ بر آمریکا از دهان ملت ما نیفتاده و راه ها به روی ما بسته نبوده ... صرف اینکه شما بروید با آمریکا حرف بزنید و مذاکره کنید آیا مسئله حل می شود؟ ... این طور نیست. مذاکره در عرف سیاسی یعنی معامله ... «تو» از انقلاب اسلامی چه چیزی را می خواهی به آمریکا بدهی تا یک چیزی را از او بگیری؟ والله که آمریکا از هیچ چیز ملت ایران بقدر مسلمان بودن و پایبند اسلام ناب محمدی بودن ناراحت نیست. او می خواهد شما از این پایبندی تان دست بردارید. می گویند بیائید با گروگان ها معامله کنیم. این هم ساده لوحی است. این ساده لوحی است که کسانی بگویند برویم پشت میز مذاکره ... اینها این گونه اند. نخیر، من با مذاکره با آمریکا مخالفم و دولت جمهوری اسلامی بدون اجازه من امکان ندارد چنین کاری بکند و خودشان هم قاعدتا با چنین کاری موافق نیستند»
علی ایحال ظاهراً هاشمی کماکان مُصر بود تا قفل مناسبات بین تهران و واشنگتن توسط ایشان و در دوران ریاست جمهوری ایشان باز شود به همین دلیل بود که با نزدیک شدن به پایان دور دوم ریاست جمهوریش معاون پارلمانی ایشان (عطاالله مهاجرانی) بار دیگر جنجال ساز شد و ضمن مصاحبه ای با اینجانب منتشره در روزنامه ایران نیوز (پائیز سال 73) این بار متقاضی تغییر قانون اساسی بمنظور تداوم ریاست جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی شد! (نگاه کنید به مقاله ظلم زدائی از تاریخ)
هر چند آن پیشنهاد نیز نهایتاً با مخالفت صریح آیت الله خامنه ای به جائی نرسید اما همین ناکامی ظاهراً بستر انعقاد نطفه اشتیاق بازگشت مجدد هاشمی به عرصه ریاست جمهوری طی سالهای بعد شد که تلاش ناکام اش در سال 84 را باید در همین راستا گمانه زنی کرد. هم چنانکه ورود ایشان به انتخابات دور یازدهم ریاست جمهوری و در آستانه 90 سالگی را نیز می توان گام بلند ایشان برای عملیاتی کردن این آخرین آرزوی سیاسی خود در دوران حیاتش محسوب کرد که با سد پیش بینی نشده رد صلاحیت شورای نگهبان برخورد کرد!
حضوری که در صورت عدم رد صلاحیت اش این فرصت را به هاشمی می داد تا با اتکای بر آرای معترضه (پراکندگی و چیستی این آرا در مقاله خیز بلند هاشمی آمده است) و برخورداری از «پاس طلائی تحریم ها» وی را بر تارک اقبال حداکثری شهروندان ایرانی در انتخابات قرار دهد و از قبال آن پیروزی پر اقبال «به بهانه قشار اقتصادی بر مردم» و «سیاه نمائی از وضعیت کشور» و این که مردم دیگر خسته اند و رای بالای شان به من یعنی با سیاست های مبارزه جویانه با آمریکا مخالفند، بستر تحمیل و خوراندن جام زهر «شکستن قفل رابطه با آمریکا» را از طریق مشابه سازی با خوراندن جام زهر پذیرش قطعنامه 598 به مرحوم امام باز تولید نماید. (برای توضیح بیشتر به مقاله «اسب های چوبی» و ایضاً مقاله «باد کاشتید آقای هاشمی» مراجعه نمائید)
بر این اساس می توان عزم هاشمی جهت تصاحب کرسی ریاست جمهوری در کنار تشدید تحریم های فلج کننده اقتصادی آمریکا را بمثابه قطعات پازلی محسوب کرد که در صورت عدم بروز مشکل در مسیر ریاست جمهوری مجدد هاشمی از طریق دامن زدن به انگاره «بازگشت منجی» می توانست تضمینی بر موفقیت قطعی هاشمی در انتخابات باشد.
تضمینی که بعد از حذف پیش بینی نشده هاشمی از انتخابات بصورت قهری منتقل به جانشین هاشمی در انتخابات مزبور (حسن روحانی) شد!
لذا اکنون و با تفطن به واقعیت های مزبور باید «رقیب اصلی» در انتخابات دور یازدهم ریاست جمهوری را آمریکا و تحریم های اقتصادی فلج کننده اش تلقی کرد که از آن طریق توانست با تسمه از گـُرده اقشار فرو دست کشیدن، میزان نارضایتی و کلافگی و استیصال اقتصادی شهروندان ایرانی را از طریق بحران معیشت تا آنجا بالا ببرد که چهار نامزد منسوب به جبهه اصولگرایان در فرهنگ و باور عامه به «حافظان نظم ناکارآمد موجود» شناخته شوند و نامزد مقابل ایشان و متحد «مُنجی مظلوم» به سمبل تغییر و نجات و تعامل و چرخاننده چرخ زندگی در کنار چرخ سانتریفوژهای نیروگاه اتمی مُبدل گردد!
قاعدتاً نظام جمهوری اسلامی کماکان برخوردار از بدنه ای ایدئولوژیک و حامی هست که تحت هر شرایط سختی در دفاع از حکومت شان پایمردی می کنند اما هم زمان نمی توان این واقعیت را نیز نادیده گرفت که بدنه عوام جامعه که بصورت طبیعی ناتوان از فهم و تحلیل مسائل پیچیده سیاسی اند و اولویت ایشان قبل از فهم مسائل سیاسی تامین معیشت و فراغت خانواده است و هر چند در وضعیت عادی مشکلی نیز با حکومت خود نداشته باشند اما قهراً در بلند مدت نظام نمی تواند از چنان توده هائی توقع کند تا تحت هر شرایطی جان نثارانه نیازها و حقوق اولیه زیست فردی و اجتماعی خود و خانواده شان را بنفع مانائی جمهوری اسلامی در نبرد با زیاده خواهی آمریکائی ها قربانی کنند. ایشان همان اقشاری هستند که نظام سلطه با تحریم های فلج کننده اقتصادی بیشترین سرمایه گذاری را بر روی ایشان کرده تا از طریق فشار اقتصادی بتواند از میانه ایشان و بنفع هژمونی خود یارگیری کند.
بر این اساس است که می توان ترکیب آرای حسن روحانی را تلفیقی از آرائی متنوع در حد فاصل آرای شهروندان فرودستی که حتی تا پیش از این طرفدار احمدی نژاد بودند اما اینک زیر بار فشار اقتصادی در حال خرد شدن هستند تا طبقات متوسط معترض به سیاست های انقباظی اصولگرایان و ایضاً سبزها و اصلاح طلبانی محسوب کرد که کماکان به تقلب در انتخابات سال 88 باور دارند.
اما در یک نکته نباید تردید داشت که وجهه غالب آرای روحانی علی رغم تنوع خاستگاه، جملگی از یک درد مشترک اقتصادی در رنج بودند و همان درد مشترک عامل اصلی اقبال و اجماع و سرریز آرای اکثریتی شهروندان «مختلف الطبقه» اما «مشترک الدغدغه» در سبد «حسن روحانی» شد.ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پای نوشت:
در حد فاصل انتشار مقاله «خیز بلند هاشمی» تا ثبت نام و رد صلاحیت وی 8 ماه بعد از انتشار مقاله مزبور یک اتفاق مهم نیز افتاد که ارزش تاریخی دارد اما بدلیل ملاحظات حقوقی نویسنده فعلاً از بیان آن احتراز کرده اما تا همین حد در این پانوشت متذکر آن شدم تا در آینده و برای ثبت در تاریخ در فرصتی مقتضی و رفع ملاحظات حقوقی به آن اشاره گردد.گامبیه هاشمی
سُخن: گامبیه هاشمی!
فراخوان هاشمی
سُخن: فراخوان هاشمی!
گلوله های کاغذی
http://sokhand.blogspot.com/2012/07/blog-post_26.html
مرد خیزرانی
سخن: مرد خيزراني
باشنده با شیطان
سُخن: باشنده با شیطان!
ظلم زدائی از تاریخ
سخن: ظلم زدائی از تاريخ
اسب های چوبی
سُخن: اسب های چوبی!
باد کاشتید آقای هاشمی
سُخن: باد کاشتید آقای هاشمی!
مدیریت بحران
سُخن: مدیریت بحران
خطابی با عتاب به آیت الهی برخطا
سُخن: خطابی با عتاب به آیت اللهی پر خطا!
استراتژیست های کلنگی
سُخن: استراتژیست های کلنگی
Anarchyواقعا یکی برای من توضیح بده ایشون پیرو چه مکتب فکری ای هستن ؟؟
حزب باد
nevermoreدر این شرایط شما توقع دارید هرکه آمد در خیابان اولین شعارش سقط نظام باشد؟
من انتظار داشتم اصلن کسی به خیابان نیاید ! چرا شما هی مشارکت نکردن را برابر قرار میدهید با بزن بکش ؟!
nevermoreبه هیچ عنوان این برای من قابل قبول نیست و جمهوری اسلامی اگر حکومتی بود که فقط به فکر بقا بود و چاپیدن مردم هیچ گاه این بلاها سر مردم نمی آمد.اینها آنقدر ها هم که گمان می کنید عاقل نیستند.
خوب اینجا یک پرسشی پیش میاد :
اگر به فکر بقا نیست چه طوریه که وقتی فشار زیاد میشه کوتاه میاد ؟! من به شرکت مردم کاری ندارم به هر حال انتخاب روحانی نشان از کوتاه آمدن دارد.
nevermoreمن برام جای شگفت است که چگونه شما سیاست خارجی آمریکا و انگلیس و آلمان را پشم می شمارید اما کانادا و اسرائیل را استاد سیاست می پندارید.در همان اسرائیل هم شیمون پرز موضع مشابه آمریکا و انگلیس گرفته.اما اینها مهم نیست هدف از آوردن این نقل قول ها پوچ کردن استدلال شما بود که برای جمهوری اسلامی وجهه خریدید و مردم دنیا نمی توانند از پیچیدگی سیاسی اوضاع ایران سر در بیاورند و همه گمان می کنند مردم به نظام رای داده اند و سعی می کنند با آخوند ها کنار بیایند و این انتخابات نشان می دهد که همه ی مردم خواستار سیاست های خارجی و اتمی جمهوری اسلامی اند.
من سیاست آنها را پشم نمیپندارم ولی میدانم که تقریبن همیشه در تحلیلهاشون از جمهوری اسلامی دچار اشتباه میشند .
مشکل اصلی اینه که اینها با آخوند طرف هستند. آخوند 1400 سال فقط برای شیره مالیدن سر مردم تکامل یافته !!!
nevermoreاتفاقا آمریکا و اروپاییان برخلاف شما به خوبی پیام رای مردم را شنیده اند اما این شمایید که در باغ نیستید و گمان می کنید ملت بازی خورده اند.
بهتره قضاوت در این مورد رو به آینده بسپاریم . چون به هر شکل الان برای نتیجه گیری خیلی زوده.
nevermoreکسی هم نگفت سیاست هسته ای دست رییس جمهور است.مهم پیام انتخاب روحانی بود(از بعد سیاسی کمی آنطرف تر نگویید پس به این دلیل به روحانی رای دادید)که پیش از این راه سازش با آمریکا و اروپا را در پیش گرفته بود که به خوبی آمریکاییان این پیام را دریافتند.
بله در این که شکی نیست انتصاب روحانی در حقیقت پیامی به غرب بود مبنی بر سازش .
منتها جمهوری اسلامی از طرف دیگه بقای خودش رو وابسته به مسلح شدن به سلاح هسته ای میدونه. یعنی این سازش مقطعی هستش تا اوضاع آرام بشه و بعد تمام فعالیتها مثل سابق مخفیانه میشود.
این بار هم با توجه به درسهای امنیتی که گرفته اند احتمالن شانس لو رفتن پروژه های مخفی توسط مجاهدین و ... کمتر میشه.
nevermoreمی بینید که همان کانادا و اسراییل هم رای دادن مردم را به حساب نظام ننوشته اند وکانادا در بیانیه اش به صراحت سخن از محدودیت ها ی انتخابات گفته با این حال به خواست مردم برای تغییر هم احترام گذاشته.پس تا اینجا هیچ وجهه بین المللی برای حکومت توسط مردم خریده نشده که شما طرفداران تحریم در بوق و کرنا می کنید.
رای مردم این بار تنها با خواست نظام همسو بود. همین و بس
nevermoreما باید یک بار برای همیشه تکلیف مان را با این شعارهایی که شما به نفع نظام می دانید روشن کنیم.شخصا 4 سال پیش از شعار الله و اکبر خوشم نمی آمد اما دقیقا در 25 بهمن 89 که در شهر ما حدود 1 هزار نفر برای نخستین بار جمع شده بودند ملت فریاد الله واکبر که سر می دادند کم کم داشت به شمار جمعیت افزوده می شد که ناگهان یکی از همین نفوذی ها فریاد زد مبارک،بن علی نوبت سید علی که مانند سگ های وحشی موتوری های حکومت ریختند به دنبال مردم و فارغ از اینکه چند نفر را دستگیر کردند، نگذاشتند اعتراضات مردم حداقل نیم ساعت ادامه یابد.پس باز هم می گویم نشستن کنار گود اعتراضات و نادیده گرفتن شعارهای دیگر مردم و بند کردن به همین الله و اکبر نشان از عدم درک صحیح شرایط از سوی شما دارد.
شعارهای علیه خامنه ای هرگز گسترش و وسعت سایر شعارهارو نداشتند . مردم حتا وحشت داشتند از بردن نام خامنه ای و به جایش میگفتند دیکتاتور ! که یک عده میگفتند منظور ا.ن هست یک عده میگفتند منظور خامنه ایست یک عده میگفتند منظور شخص دیگریست .
از اون طرف هم باید یادتون بیاد که آخوندی مثل کدیور که از جنس همین روحانی هم هست و حتا رادیکال تر چگونه شعار مردم را تحریف کرد.
راهپیمایی سکوت تهران پیام اعتراضیش خیلی بیشتر از تجمعات پراکنده با شعارهایی بود که مورد توافق اکثریت نبود.
nevermoreاگر درست دقت می کردید و سری هم به بالاترین می زدید هدف از آن لینک پوچ کردن مزخرفات پان ترک ها و تجزیه طلبان بود که می گفتند ترک ها برایشان ایران اساسا مهم نیست و در همان تبریز و کرمانشاه چندین ویدئو موجود است که مردم شعار نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران می دادند.شعاری که به گواه همه بدجوری کک در پاچه ی اسلامگرایان و حکومتیان انداخت.
بله من این تودهنی محکم را به پانترکها دیده بودم ولی اساسن ربطی به اعتراض نداشت . پانترکها هم بسیجی و حکومتی نیستند یک مشت وطن فروشِ تجزیه طلب هستند.


