آیا شرکت میکنید؟
به چه کسی رای خواهید داد؟
توقع و امید آمدن چه کسی را دارید؟
در صورت حضور چه کسی تنها بخاطر او شرکت خواهید کرد؟
و ... اخبار و مسائل مربوط به انتخابات را نیز در اینجا بگذارید.
آیا شرکت میکنید؟
به چه کسی رای خواهید داد؟
توقع و امید آمدن چه کسی را دارید؟
در صورت حضور چه کسی تنها بخاطر او شرکت خواهید کرد؟
و ... اخبار و مسائل مربوط به انتخابات را نیز در اینجا بگذارید.
Ouroborosآیا شرکت میکنید؟
خیر
Ouroborosبه چه کسی رای خواهید داد؟
Ouroborosتوقع و امید آمدن چه کسی را دارید؟
کسی که نظرش به رهبری نزدیک تره ! (فهرست کاندید های انتصابات را که ببینم نظرم را میگویم)
Ouroborosدر صورت حضور چه کسی تنها بخاطر او شرکت خواهید کرد؟
تنها کسی در فامیل بودم که در 88 هم شرکت نکردم. چه رسد به این!
kourosh_bikhodaتنها کسی در فامیل بودم که در 88 هم شرکت نکردم. چه رسد به این!
تنها کسی هستم که با وجود ایجاد از بین رفتن یک موقعیت کاری خیلی خوب به خاطر نداشتن مهر انتخابات و جلوگیری از تحصیل در دانشگاه هرگز در هیچ کدام از سیرکهای انتخاباتی جمهوری اسلامی شرکت نکرده و نمیکنم و به این موضوع هم میبالم 💪
منهم البته هیچگاه رای ندادم ولی در جریانات پس از انتخابات به خیابانها آمدم و شعار دادم «رای من کو». 😣
اکنون کشور در موقعیتی بسیار اسفبار قرار دارد و
من بعید میدانم با وجود تمام کثافتی که از سر و روی نظام میبارد مردم اقدام به تحریم بکنند.
Ouroborosمن بعید میدانم با وجود تمام کثافتی که از سر و روی نظام میبارد مردم اقدام به تحریم بکنند.
اگر به راستی شعور مردم در همین حد است ! بگذارید جمهوری اسلامی بماند !!!
فشاری که بر آنهاست در این حد است، و همینطور اینکه نسل جدیدی از رای دهندگان بالغ شدهاند، و اینکه کشور در آستانهی تهاجم نظامی قرار دارد، و اینکه در درون سیستم ریزش و جنگ داخلی در جریان است که نشان میدهد «همهشان از یک قماش» نیستند و ... البته من طرفدار شرکت یا تحریم هیچکدام نیستم. هرکس هرطور صلاح دید باید رفتار بکند و نمیتوان از مردم بخاطر رای دادن احتمالی طلبکار بود چراکه در شرایط بسیار بدی زندگی میکنند و هر دم مار و ریسمان پارهای را چنگ خواهند زد.
Ouroborosفشاری که بر آنهاست در این حد است، و همینطور اینکه نسل جدیدی از رای دهندگان بالغ شدهاند، و اینکه کشور در آستانهی تهاجم نظامی قرار دارد، و اینکه در درون سیستم ریزش و جنگ داخلی در جریان است که نشان میدهد «همهشان از یک قماش» نیستند و ... البته من طرفدار شرکت یا تحریم هیچکدام نیستم. هرکس هرطور صلاح دید باید رفتار بکند و نمیتوان از مردم بخاطر رای دادن احتمالی طلبکار بود چراکه در شرایط بسیار بدی زندگی میکنند و هر دم مار و ریسمان پارهای را چنگ خواهند زد.
من شرایطم بد است ! پس مجازم که اشتباه کنم و چون شرایطم بد است هم نباید نتیجه اشتباهاتم را ببینم ؟
دور قبل میگفتیم مردم متوجه نیستند که این بساط انتخابات یک سیرک نمایشی است و تنها هدفش نشان دادن مقبولیت جمهوری اسلامی به خارجیان است و بس .
اکنون دیگر مردم این مورد را میدانند پس :
1 - یا این حکومت را با همین شرایط میخواهند و شمار مخالفین بسیار پایین است .
2 - یا فهم و درکشان در همین حد است که به همان نسبت هم چوبش را میخورند .
من با یکی صحبت میکردم توی بالاترین ، طرف میگفت اگر در انتخابات شرکت نکنیم بعدش که تقلب شد !!!! نمیتونیم بیایم بگیم رایمون کو 💩 وقتی درک و فهم کسی در همین حد است جمهوری اسلامی از سرش هم زیاد است . بخش بسیار بزرگی و شاید تمام این فشارهای اقتصادی و بین المللی فعلی هم به خاطر انفعال جامعه ایرانی در قبال عملکرد حکومت است .
همان طور که میبینید هر چه جامعه فرهیخته تر و فهمیده تر باشد حکومتش هم به همان نسبت وضعیت بهتری دارد ، جمهوری اسلامی و تداومش هم نشان از میزان فرهیختگی ملت ایران دارد - به هر حال این حکومت برخواسته از همین جامعه است دیگر ! از فضا که نیامده
.
sonixaxمن شرایطم بد است ! پس مجازم که اشتباه کنم و چون شرایطم بد است هم نباید نتیجه اشتباهاتم را ببینم ؟
دور قبل میگفتیم مردم متوجه نیستند که این بساط انتخابات یک سیرک نمایشی است و تنها هدفش نشان دادن مقبولیت جمهوری اسلامی به خارجیان است و بس .
اکنون دیگر مردم این مورد را میدانند پس :1 - یا این حکومت را با همین شرایط میخواهند و شمار مخالفین بسیار پایین است .
2 - یا فهم و درکشان در همین حد است که به همان نسبت هم چوبش را میخورند .من با یکی صحبت میکردم توی بالاترین ، طرف میگفت اگر در انتخابات شرکت نکنیم بعدش که تقلب شد !!!! نمیتونیم بیایم بگیم رایمون کو وقتی درک و فهم کسی در همین حد است جمهوری اسلامی از سرش هم زیاد است . بخش بسیار بزرگی و شاید تمام این فشارهای اقتصادی و بین المللی فعلی هم به خاطر انفعال جامعه ایرانی در قبال عملکرد حکومت است .
همان طور که میبینید هر چه جامعه فرهیخته تر و فهمیده تر باشد حکومتش هم به همان نسبت وضعیت بهتری دارد ، جمهوری اسلامی و تداومش هم نشان از میزان فرهیختگی ملت ایران دارد - به هر حال این حکومت برخواسته از همین جامعه است دیگر ! از فضا که نیامده .
اولا هیچ مشخص نیست که شرکت در انتخابات تصمیمی باشد اشتباه، بار اثبات آن هنوز بر دوش شماست. خاصه آنکه جمهوری اسلامی بارها اثبات کرده که مطلقا غیرقابل پیشبینیست و احتمال پدید آوردن تغییر، هرچند اندک، همواره وجود دارد. مگر اینکه ادعا بکنید تفاوتی میان خاتمی و احمدینژاد وجود نداشته که در آنصورت بحثی با هم نداریم. ثانیا قربانی سیستمی ددمنش و سرکوبگر و فاشیستی شدن نشانهی هیچ چیز نیست بجز وحشی بودن آن سیستم و بیپناهی مردمی که قربانی آن میشوند، روسهای گولاک احمق و نادان و بیخرد نبودند که قربانی دستگاه ترور استالینی میشدند، مردم ایران هم اگر چوب میخورند و گلوله و توسری بخاطر «حماقت» و «لیاقت» آنها نیست. ثالثا این از خودبیزاری مبتنی بر تحقیر مردم ایران بخاطر «تداوم ج.ا» از قلب اروپا کمی خندهدار است و برای من چیزی بجز درگیر کردن عواطف در یک بحث منطقی نیست.
Ouroborosاولا هیچ مشخص نیست که شرکت در انتخابات تصمیمی باشد اشتباه، بار اثبات آن هنوز بر دوش شماست. خاصه آنکه جمهوری اسلامی بارها اثبات کرده که مطلقا غیرقابل پیشبینیست و احتمال پدید آوردن تغییر، هرچند اندک، همواره وجود دارد. مگر اینکه ادعا بکنید تفاوتی میان خاتمی و احمدینژاد وجود نداشته که در آنصورت بحثی با هم نداریم. ثانیا قربانی سیستمی ددمنش و سرکوبگر و فاشیستی شدن نشانهی هیچ چیز نیست بجز وحشی بودن آن سیستم و بیپناهی مردمی که قربانی آن میشوند، روسهای گولاک احمق و نادان و بیخرد نبودند که قربانی دستگاه ترور استالینی میشدند، مردم ایران هم اگر چوب میخورند و گلوله و توسری بخاطر «حماقت» و «لیاقت» آنها نیست. ثالثا این از خودبیزاری مبتنی بر تحقیر مردم ایران بخاطر «تداوم ج.ا» از قلب اروپا کمی خندهدار است و برای من چیزی بجز درگیر کردن عواطف در یک بحث منطقی نیست.
امیر جان من که در اروپا متولد نشده ام ! تقریبن تمام عمرم را در جمهوری اسلامی سپری کرده ام به خصوص نیمه نخست ریاست جمهوری این بوزینه ی آخری !
در مورد شرکت در انتخابات و اشتباه بودنش نیازی نمیبینم بخواهم با زیاده نویسی در باره اش توضیح دهم و اثباتش کنم ! همینکه شرکت در انتخابات وضع را به این سو کشانده خودش نشان از اشتباه بودنش دارد . دست کم میشود برای یک بار هم که شده در این سریک انتخاباتی شرکت نکرد و نتیجه را دید ! به عکس اینجاست که موافقین شرکت در انتخابات باید ثابت کنند چگونه چیزی که آزموده نشده راه خوبی نیست
!
در مورد شوروی هم مردمی که تحت آن سیستم زندگی میکردند حتا 1% از رفتار ایرانیان رو از خود بروز ندادند ! کدام مخالف حکومت کمونیستی گفت من بروم رای بدهم که دانشگاه راهم بدهند ؟ رفتند و علیهش مبارزه کردند و یا تبعید شدند و یا زندانی و شکنجه و ... دست آخر هم یک تیپا زدند به ما تحت حکومت کمونیستی . مردم ما ولی دارند با این سیستم و نظام مماشات میکنند و ابراز مخالفتشان فقط ظاهریست ولی وقتی پای منافع شخصی میرسد حتا حاضر نیستند در یک اعتراض مدنی ی بی هزینه قدم بردارند !!!
اشتباه است اگر فراموش کنیم مردم ایران علیه چه سیستمی شورش کردند !!!! و بعد از آن چه سیستمی را بر سر کار آوردند !!!!!! گذر از دیکتاتوری به دیکتاتوری ای وحشی و مذهبی آن هم به صورت انقلاب و با رای اکثریت به نظر شما نشان از فهم و درک والای مردم ایران دارد ؟
من هر وقت سخنرانی های خمینی ، وعده هایش و رفتار شورشیان 57 را که میبینم بیش از پیش به بیخردی اکثریت جامعه ی ایرانی در آن سالها پی میبرم و وقتی سخنان مدافعین جمهوری اسلامی و یا طرفداران اسهالات و ... را که میشنوم به این نتیجه میرسم که این بی خردی دست کم در آن قشر که گویا شمارشان بیش از 50% جامعه است کماکان به قوت خود باقیست
.
آنهایی که بهره ای از خرد برده اند یا از جامعه رانده میشوند ، یا درون سیستم از بین میروند یا کشور را ترک میکنند .
من بیشتر دوست دارم واقع بین باشم تا اینکه رویایی فکر کنم . به نظر من انسانی که میداند اگر دو سر سیم لخت حاوی جریان را بدون محافظ بگیرد برق وی را میگیرد و این کار را بکند از نظر مغزی مشکل دارد
!!!!
مردمی هم که میدانند جمهوری اسلامی تره هم برای رایشان خرد نمیکند و همه را یکجا به زباله دانی میریزد در صورتی که در انتخابات شرکت کنند مشکل مغزی دارند . حداقلش این است که این مردم و جامعه باید راه خود را از حکومت جدا کند .
برده ای که برای سیستم برده داری ارزش قایل است و به بقایش کمک میکند لیاقتش همان برده بودن است .
من در 88 رای دادم و اتفاقا پشیمان هم نیستم و نتیجهاش رو خیلی خوب میبینم.
مساله شرکت در انتخابات و قبول مشروعیت برای اون نیست همونطور که من بدون قبول مشروعیت در اون شرکت کردم و طبیعیه مساله فقط هزینه-فایده هست و هر چیزی در اینراستا فقط ابزار.مساله اینه که هر کاری باید با استراتژی حداقلی باشه،مثلا آب ریختن به آتش میان اینها و بزرگ کردن شکاف.
واقعیتش اینه که اونقدری که ج.ا شرکت مردم براش مهمه که نشون دنیا بده ،دنیا براش مهم نیست و اینها بیشتر فقط برای ج.ا نفع داخلی داره.به نظر من مشکل بیشتر از این باشه که چرا در انتخابات شرکت میشه اینه که چرا در باقی مواقع حرکت فعالانهای نیست.بنظر
من انفعال دیگه جواب نمیده چندان،یک موقعی بد نبود و با دادن زمان برای پخته شدن نم نم کار خودش رو میکرد،الان دیگه آخر داستان برنامه اتمی ج.ا هست و کارها داره بیخ پیدا میکنه و بهتره فقط هر طور شده مردم از حالت انفعال بیاند بیرون.
من 88 رای ندادم، ولی اگر خاتمی بیاد قطعا شرکت میکنم. دلایل طرفداران تحریم هم با عرض معذرت، چندان بدرد بخور نیستند. اینکه من شورای نگهبان یا ج. ا. رو قبول ندارم پس رای نمیدم یعنی احساساتی شدن! جالب اینکه هیچ راه حل جایگزینی هم ارایه نمیدن طرفداران تحریم.
دوستان میشه بفرمایید بگید اگه مردم در انتخابات 88 شرکت نکرده بودن الان وضع بهتر بود؟ یا اگر دو دوره خاتمی مردم انتخاباتو تحریم کرده بودن، وضع بهتر بود؟
همونطور که دوستان اشاره کردن وضع اقتصادی غیر قابل تحمله و من هم بیشتر به این خاطر رای خواهم داد.
چون احتمالا با خاتمی وضع اقتصادی بهتر میشه.
من نمیدونم میلاد گرامی و سایر دوستان طرفدار تحریم تا چه حدی از این وضع با خبرن یا اونو حس میکنن!
البته برعکس دوستان تحریمی من با اطمینان نمیگم رای دادن به اصلاح طلبان یا خاتمی بهتر از تحریمه. ولی طرفداران تحریم بدون هیچ دلیل محکمی با اطمینان عجیبی از تحریم حمایت می کنند.
به نظر من حضور فعالانه در انتخابات و بعد پیگری مطالبات حداقلی میتونه مفید باشه و حداقل جای بررسی داره.
sonixaxامیر جان من که در اروپا متولد نشده ام ! تقریبن تمام عمرم را در جمهوری اسلامی سپری کرده ام به خصوص نیمه نخست ریاست جمهوری این بوزینه ی آخری !
در مورد شرکت در انتخابات و اشتباه بودنش نیازی نمیبینم بخواهم با زیاده نویسی در باره اش توضیح دهم و اثباتش کنم ! همینکه شرکت در انتخابات وضع را به این سو کشانده خودش نشان از اشتباه بودنش دارد . دست کم میشود برای یک بار هم که شده در این سریک انتخاباتی شرکت نکرد و نتیجه را دید ! به عکس اینجاست که موافقین شرکت در انتخابات باید ثابت کنند چگونه چیزی که آزموده نشده راه خوبی نیست !
Debatable. احمدینژاد محصول تحریم انتخابات سال ۸۴ توسط بخش بزرگی از مردم به دعوت اپوزیسیون ج.ا بود و کمترین میزان مشارکت مردمی در طول تاریخ ایران را داشت، پس این وضع نتیجهی تحریم است نه مشارکت(البته این وضع نتیجهی خیلی چیزهای دیگر است، فقط خواستم نشان بدهم با این روش چهها که نمیشود گفت).
sonixaxدر مورد شوروی هم مردمی که تحت آن سیستم زندگی میکردند حتا 1% از رفتار ایرانیان رو از خود بروز ندادند ! کدام مخالف حکومت کمونیستی گفت من بروم رای بدهم که دانشگاه راهم بدهند ؟ رفتند و علیهش مبارزه کردند و یا تبعید شدند و یا زندانی و شکنجه و ... دست آخر هم یک تیپا زدند به ما تحت حکومت کمونیستی . مردم ما ولی دارند با این سیستم و نظام مماشات میکنند و ابراز مخالفتشان فقط ظاهریست ولی وقتی پای منافع شخصی میرسد حتا حاضر نیستند در یک اعتراض مدنی ی بی هزینه قدم بردارند !!!
اشتباه است اگر فراموش کنیم مردم ایران علیه چه سیستمی شورش کردند !!!! و بعد از آن چه سیستمی را بر سر کار آوردند !!!!!! گذر از دیکتاتوری به دیکتاتوری ای وحشی و مذهبی آن هم به صورت انقلاب و با رای اکثریت به نظر شما نشان از فهم و درک والای مردم ایران دارد ؟
من هر وقت سخنرانی های خمینی ، وعده هایش و رفتار شورشیان 57 را که میبینم بیش از پیش به بیخردی اکثریت جامعه ی ایرانی در آن سالها پی میبرم و وقتی سخنان مدافعین جمهوری اسلامی و یا طرفداران اسهالات و ... را که میشنوم به این نتیجه میرسم که این بی خردی دست کم در آن قشر که گویا شمارشان بیش از 50% جامعه است کماکان به قوت خود باقیست .
من اینها را مینویسم به پای شوخی، اگرنه چطور چهار میلیون نفر در خیابانهای تهران (و پی ریزی یکی از بالغترین انواع اعتراض مسالمتآمیز در جهان کنونی را) که با سرکوب خونین دولت هار فاشیستی مواجه شد را میتوان اینگونه نادیده گرفت و دربارهی عدم آمادگی مردم ایران برای براه انداختن یک جنبش مدنی چیزی نوشت؟
مردم ایران برپاد یک دیکتاتوری فاسد شورش کردند و آدم منصف با مطالعهی تاریخ آن دوران میبیند هیچ راهی برای شناسایی آخوند به عنوان عنصر ارتجاعی و آدمخواری که بعدتر به آن بدل شد وجود نداشت و از ۵۷ تا ۶۷ صدها هزار نفر اعدام و شکنجه و زندانی شدند تا نظام مستقر شد، و اینگونه نبود که مردم انقلاب بکنند، مملکت را بدهند دست خمینی و بروند پی کارشان، قطرهقطره خونشان را دادند و قدم به قدم با پیشروی دستگاه حاکم مقابله کردند. اینکه زورشان نرسید و شکست خوردند چنانکه گفتیم هیچ معنایی ندارد و «زور» تغییری در شایستگی و حق و ... کسی بوجود نمیآورد. من اتفاقا وقتی بریدههای روزنامههایی همچون آیندگان و کیهان را در آن دوران میخوانم از میزان بلوغ و شعور سیاسی مردم انقلابی بهتزده میشوم، و اینکه تنها دلیل پیروزی و غلبهی ج.ا از آغاز زور بود نه مشروعیت مردمی.
sonixaxمن بیشتر دوست دارم واقع بین باشم تا اینکه رویایی فکر کنم . به نظر من انسانی که میداند اگر دو سر سیم لخت حاوی جریان را بدون محافظ بگیرد برق وی را میگیرد و این کار را بکند از نظر مغزی مشکل دارد !!!!
شما ناراحت و خشمگین هستید و حق هم دارید، ولی وضع کنونی خیلی کمتر از آنچه تصور میکنید تقصیر مردم ایران است و نقش آنها در بوجود آمدن و برقرار ماندن شرایط کنونی خیلی حقیرتر از آنچه مطرح شده.
چنانکه گفتیم همچو یقینی دربارهی بیاثر بودن مشارکت در انتخابات نمیتواند بنیان عقلانی داشته باشد،
نظام مقدس در شرایطیست بسیار درهمتنیده و بحرانی(و من حتی تلاش نمیکنم که ادعا بکنم از پیچیدگیهای بیشماری که امروز در آن پدید آمده ذرهای سر در میآورم و از باندهای گوناگونی که برای رسیدن به قدرت با یکدیگر رقابت میکنند چیزی میدانم)، و اصلا بعید نیست که تن به نوعی اصلاحات بدهد که شاید حتی از آنچه خاتمی بدست آورد(و هزار برابر بهتر از آن وضعی بود که ایرانیان امروز به آن دچار شدهاند)هم بهتر باشد، شاید هم اصلا اینگونه نشود و مردم دوباره طبق معمول بازی بخورند، شاید هم اصلا سایهی شوم حملهی نظامی به واقعیتی سرد بدل بشود و نه ایرانی بماند نه جمهوری اسلامی... در هر کدام از این موارد و دیگر موارد محتملی که هستند، وظیفهی ما اینست که بجای آیهی یاس و تشویق به ناممکن و تحقیر بیمورد ملت ایران آنچه به نظرمان بهترین مسیر جهت برونرفت از موقعیت کنونی میرسد را مطرح بکنیم و به بحث بگذاریم.
Russellواقعیتش اینه که اونقدری که ج.ا شرکت مردم براش مهمه که نشون دنیا بده ،دنیا براش مهم نیست و اینها بیشتر فقط برای ج.ا نفع داخلی داره.به نظر من مشکل بیشتر از این باشه که چرا در انتخابات شرکت میشه اینه که چرا در باقی مواقع حرکت فعالانهای نیست.
چرا راسل جان برایشان مهم است ! خیلی هم مهم است .
یک تفکر غالب اینجا وجود داره در مورد ایران : اکثریت مردم ایران ، این حکومت رو میخواهند و این وسط یک بخش بزرگی هم ناراضی وجود داره که بخش کوچکی از این ناراضیان خواهان ساقط کردن حکومت هستند .
این نتیجه گیری هم از روی رفتار مردم ایران گرفته میشه .
بر همین مبنا افکار عمومی غرب در مقابل فروش وسایل شکنجه به ایران که علیه مخالفین استفاده میکنه یا تحریمهایی که داره پوست مردم رو میکنه یا مرگ و میر مردم به خاطر نفروختن دارو به ایران و یا کشته شدن ایرانیان در قبال حوادث هوایی که در نتیجه تحریمهاست عکس العملی نشون نمیده ولی به جاش در قبال یک سخن نسنجیده سیاستمداران در مورد سوریه به شدت از خودش واکنش نشون میده
.
Bibakدوستان میشه بفرمایید بگید اگه مردم در انتخابات 88 شرکت نکرده بودن الان وضع بهتر بود؟ یا اگر دو دوره خاتمی مردم انتخاباتو تحریم کرده بودن، وضع بهتر بود؟
شاید بهتر میبود ! شاید دست کم تغییری در افکار عمومی در غرب ایجاد میکرد و فشار رو روی سیاستمدارانشون بیشتر میکرد و دست کم از مردم ایران نه به عنوان حامیان تروریسم و دشمن غرب ! بلکه از مردمی تحت ستم و زندانی یک سیستم فاشیستی یاد میشد .
به طور مثال چرا باید در غرب قوانینی باشد که حسابهای بانکی ایرانیان را فقط و فقط به صرف ایرانی بودن ببندند ؟ دلیلی غیر از این داره که غرب حساب مردم ایران رو در حقیقت از حکومت جدا نمیدونه ؟
Bibakچون احتمالا با خاتمی وضع اقتصادی بهتر میشه.
با خاتمی هم وضع بهتر نمیشود ! سوای اینکه اعلام شده در انتخابات شرکت نمیکنه ! مگر همین آقای خاتمی نبود که میگفت : "من تدارکاتچی هستم" ؟
مساله اینه که جریان حکومت در ایران رو رئیس جمهور و مجلس و دولت مشخص نمیکنه . بلکه هرم قدرت جمهوری اسلامی یعنی : سپاه ، بسیج و رهبری مشخص میکنه و همه چیز دست اونهاست
.
من نمیدانم شما چه قدر به خاطر دارید ولی در دوران همین جناب خاتمی فیلترینگ اینترنت شروع شد ! در دوران همین آقای خاتمی بود که حوادث دانشگاه اتفاق افتاد و مردم رو سلاخی کردند . جلوی چشم خود من بچه مردم رو از روی پشت بام خوابگاه دانشگاه مینداختند پایین میگفتند قربونی حضرت فاطمه !!! خاتمی اون موقع چه غلطی میکرد ؟ جز این بود که مثل یک روباه فریبکار اومد و مردم رو آروم کرد و برای سیستم زمان خرید ؟
تحریمها و وضع اقتصادی فعلی هم به خاطر احمدی نژاد که نیست ! همه اش سر برنامه هسته ای و گنده لات بازی های سپاه است . مثلن شما فکر میکنید خاتمی توان کنترل سپاه رو داره ؟ سپاهی که رئیس جمهور فعلی رو بازداشت میکنه !!!!!!!!!!
اصلن یک نگاهی به پروسه انتخابات بیندازید خودتون متوجه میشید که از اولش هم انتخابی در کار نیست ! این چه جور انتخاباتی است که کاندید هایش را خود حکومت انتخاب میکند ؟
OuroborosDebatable. احمدینژاد محصول تحریم انتخابات سال ۸۴ توسط بخش بزرگی از مردم به دعوت اپوزیسیون ج.ا بود و کمترین میزان مشارکت مردمی در طول تاریخ ایران را داشت، پس این وضع نتیجهی تحریم است نه مشارکت(البته این وضع نتیجهی خیلی چیزهای دیگر است، فقط خواستم نشان بدهم با این روش چهها که نمیشود گفت).
این یک باور عامیانه است که حکومت در زبان مردم انداخته ! همین احمدی نژاد حاصل مشارکت حداکثری مردم در انتخابات 88 مگر نبود ؟ مثلن فکر میکنید اگر در سال 84 اکثریت شرکت میکردند شخص دیگری انتخاب میشد ؟
حاکمیت ثابت کرده هر کسی را که بخواهد به قدرت میرساند و رای مردم پشمک است .
من نمیدانم شما در آن دوران ایران بودید یا خیر ! ولی اگر میبودید حتمن به یاد دارید که هر کسی را که میدیدید میگفت به احمدی نژاد رای ندهی ها ! به رفسنجانی رای بدهید . همه هم در پاسخ میگفتند مگر دیوانه ایم به مموتی رای بدهیم .
بعد هم که این آقا منتصب شد گفتند که مگه همه ی ایران شهرهای بزرگه ! احمدی نژاد از توی دهاتها رای آورده .
Ouroborosمن اینها را مینویسم به پای شوخی، اگرنه چطور چهار میلیون نفر در خیابانهای تهران (و پی ریزی یکی از بالغترین انواع اعتراض مسالمتآمیز در جهان کنونی را) که با سرکوب خونین دولت هار فاشیستی مواجه شد را میتوان اینگونه نادیده گرفت و دربارهی عدم آمادگی مردم ایران برای براه انداختن یک جنبش مدنی چیزی نوشت؟
شما بگویید 4 میلیون ، من میگویم 40 میلیون ! اینها اعتراضشان به این بود که رایشان کو ! نه خود حکومت . یعنی با اصل حکومت مخالفتی نداشتند .
Ouroborosمردم ایران برپاد یک دیکتاتوری فاسد شورش کردند و آدم منصف با مطالعهی تاریخ آن دوران میبیند هیچ راهی برای شناسایی آخوند به عنوان عنصر ارتجاعی و آدمخواری که بعدتر به آن بدل شد وجود نداشت و از ۵۷ تا ۶۷ صدها هزار نفر اعدام و شکنجه و زندانی شدند تا نظام مستقر شد، و اینگونه نبود که مردم انقلاب بکنند، مملکت را بدهند دست خمینی و بروند پی کارشان، قطرهقطره خونشان را دادند و قدم به قدم با پیشروی دستگاه حاکم مقابله کردند. اینکه زورشان نرسید و شکست خوردند چنانکه گفتیم هیچ معنایی ندارد و «زور» تغییری در شایستگی و حق و ... کسی بوجود نمیآورد. من اتفاقا وقتی بریدههای روزنامههایی همچون آیندگان و کیهان را در آن دوران میخوانم از میزان بلوغ و شعور سیاسی مردم انقلابی بهتزده میشوم، و اینکه تنها دلیل پیروزی و غلبهی ج.ا از آغاز زور بود نه مشروعیت مردمی.
این حرف درست نیست ! اتفاقن خیلی هم راه وجود داشته که مردم آخوند و خمینی را بشناسند ! خمینی یک کتاب دارد به نام "جمهوری اسلامی" قبل از انقلاب آن را نوشته و همه این کثافت فعلی را درش به تصویر کشیده .
بعد زور مردم به که نرسید ؟ به خمینی ؟ مگر خمینی که بود ؟ مگر نه اینکه خمینی قدرتش را از جانب طرفدارانش به دست آورده بود ؟ مگر نه اینکه حتا توده ای های آن زمان از مردم برای پشتیبانی خمینی دعوت میکردند ؟
کدام بلوغ و شعور سیاسی امیر جان ؟ شعور سیاسی مردمی که فهم نداشتند شعار آب و برق مجانی دروغ است ؟
کی گفته جمهوری اسلامی از اولش با زور بوده ؟ نکنه 97% با زور رفتند پای صندوقهای رای و به جمهوری اسلامی آری گفتند ؟ جمهوری اسلامی از اولش بر روی دروغ و فریب بنا شده بود .
Ouroborosشما ناراحت و خشمگین هستید و حق هم دارید، ولی وضع کنونی خیلی کمتر از آنچه تصور میکنید تقصیر مردم ایران است و نقش آنها در بوجود آمدن و برقرار ماندن شرایط کنونی خیلی حقیرتر از آنچه مطرح شده.
من نمیگم تقصیر مردمه ، من میگم برتری دادن منافع شخصی به منافع جمعی کار را به اینجا کشانده . تا زمانی که افراد برای کسب امتیاز از جانب حکومت در انتخابات شرکت میکنند یا به هر شکل دیگر به این سیستم مشروعیت میبخشند وضع همین است .
Ouroborosچنانکه گفتیم همچو یقینی دربارهی بیاثر بودن مشارکت در انتخابات نمیتواند بنیان عقلانی داشته باشد
ارزش دست کم یک بار امتحان کردن را که دارد ! ندارد ؟
Ouroborosنظام مقدس در شرایطیست بسیار درهمتنیده و بحرانی(و من حتی تلاش نمیکنم که ادعا بکنم از پیچیدگیهای بیشماری که امروز در آن پدید آمده ذرهای سر در میآورم و از باندهای گوناگونی که برای رسیدن به قدرت با یکدیگر رقابت میکنند چیزی میدانم)، و اصلا بعید نیست که تن به نوعی اصلاحات بدهد که شاید حتی از آنچه خاتمی بدست آورد(و هزار برابر بهتر از آن وضعی بود که ایرانیان امروز به آن دچار شدهاند)هم بهتر باشد، شاید هم اصلا اینگونه نشود و مردم دوباره طبق معمول بازی بخورند، شاید هم اصلا سایهی شوم حملهی نظامی به واقعیتی سرد بدل بشود و نه ایرانی بماند نه جمهوری اسلامی... در هر کدام از این موارد و دیگر موارد محتملی که هستند، وظیفهی ما اینست که بجای آیهی یاس و تشویق به ناممکن و تحقیر بیمورد ملت ایران آنچه به نظرمان بهترین مسیر جهت برونرفت از موقعیت کنونی میرسد را مطرح بکنیم و به بحث بگذاریم.
جمهوری اسلامی زایده ی بحران است و بدون بحران دوام نمیِآورد .
رسیدن به شرایط مطلوب تر هم نیازمند پرداخت هزینه است . بدون هزینه دادن هیچ چیزی تغییر نمیکند . پس دست آخر یا مردم ایران یک هزینه ای را پرداخت میکنند و از شر این سیستم خلاص میشوند . یا در دراز مدت هزینه ای بس سنگین تر که چه بسا حمله نظامی پس از یک دوره قحطی و مرگ و میر و ... باشد را متقبل میشوند - مثل عراق ، مثل افغانستان مثل خیلی جاهای دیگر .
شرکت در انتخابات این نظام هم چیزی جز سنگین تر شدن تحریمهایی که مردم را نشانه میروند در بر نخواهد داشت - این خط و این نشان .
sonixaxچرا راسل جان برایشان مهم است ! خیلی هم مهم است .
یک تفکر غالب اینجا وجود داره در مورد ایران : اکثریت مردم ایران ، این حکومت رو میخواهند و این وسط یک بخش بزرگی هم ناراضی وجود داره که بخش کوچکی از این ناراضیان خواهان ساقط کردن حکومت هستند .این نتیجه گیری هم از روی رفتار مردم ایران گرفته میشه .
بر همین مبنا افکار عمومی غرب در مقابل فروش وسایل شکنجه به ایران که علیه مخالفین استفاده میکنه یا تحریمهایی که داره پوست مردم رو میکنه یا مرگ و میر مردم به خاطر نفروختن دارو به ایران و یا کشته شدن ایرانیان در قبال حوادث هوایی که در نتیجه تحریمهاست عکس العملی نشون نمیده ولی به جاش در قبال یک سخن نسنجیده سیاستمداران در مورد سوریه به شدت از خودش واکنش نشون میده .
صدام حسین و کره شمالی که دیگر شک و شبه درباره مشروعیت انتخاباتی ندارند که.بزرگترین مشروعیت زدایی از ج.ا اتفاقا در همان داستان بعد از انتخابات اتفاق افتاد.
من نمیگم در انتخابات شرکت کنیم یا شرکت در انتخابات خوبه،ولی چیزی که من میگم اینه که اونقدری که ج.ا فکر میکنه و اصرار داره به داشتن منافع در انتخابات در واقع اینطور نیست و بدرد مردم نمیخوره.
ج.ا مشروعیت نمایش رو برای آرام کردن روان خودش و اعتبار بین المللی میخواد،ولی با داشتن نیروی سرکوب و پول نفت اینها چیزهایی هستن که بدرد مردم برای اصلاح و سقوط ج.ا نمیخوره زیاد.مردم چیزی که لازم دارند از همه مهمتر همین خارج شدن از رخوت و انفعال هست.
Russellصدام حسین و کره شمالی که دیگر شک و شبه درباره مشروعیت انتخاباتی ندارند که.بزرگترین مشروعیت زدایی از ج.ا اتفاقا در همان داستان بعد از انتخابات اتفاق افتاد.
باور کنید نیوفتاد . همه اش حرف است . بعد از انتخابات فقط و فقط مشروعیت احمدی نژاد رفت زیر سوال ، مشروعیت جمهوری اسلامی اتفاقن دو چندان شد . تازه
همان احمدی نژادش را با نام پرزیدنت خطاب میکنند در همین غرب !
تمامی جنبش سبز طرفدار موسویست و موسوی هم که جمهوری اسلامی و دوران طلایی از دهانش نمیوفتد .
Mosoumi's Latest Statement | Videos | SpicyJihad.com | Made with the most combative of peppers | Iranian-American Comedy | Persian Comedy | Iranian Comedy
(اگر پهنای باندتان برایتان ارزشمند است دانلود نکنید ، طنز است)
Russellمن نمیگم در انتخابات شرکت کنیم یا شرکت در انتخابات خوبه،ولی چیزی که من میگم اینه که اونقدری که ج.ا فکر میکنه و اصرار داره به داشتن منافع در انتخابات در واقع اینطور نیست و بدرد مردم نمیخوره.
ولی بر خلاف شما من در این زمینه با جمهوری اسلامی همنظرم - به نظر من شرکت در انتخابات در حقیقت گفتن آری به حکومت است
.
Russellج.ا مشروعیت نمایش رو برای آرام کردن روان خودش و اعتبار بین المللی میخواد،ولی با داشتن نیروی سرکوب و پول نفت اینها چیزهایی هستن که بدرد مردم برای اصلاح و سقوط ج.ا نمیخوره زیاد.مردم چیزی که لازم دارند از همه مهمتر همین خارج شدن از رخوت و انفعال هست.
بله خارج شدن از انفعال شرط اصلی هست ! ولی نه اینکه بروند در بازیهای سیستم شرکت کنند و دوباره فریب بخورند .
حتمن یادتون هست قبل از انتخابات 88 هر کسی رو که میدیدید حتا نوریزاده میگفت محال ممکن است اگر مشارکت بالای 60% باشد تقلبی صورت بگیرد !
قضاوت اینکه تقلب شده یا نشده با شما
.
ایرانیان سال ١٣۵۷ ، ایرانیان سال ۱۳۸۹ | نوشته های میلاد
سال ١٣۵۷ – آهای ملت در مورد خمینی دقت کنید و بیگدار به آب نزنید – خفه شو شعبون بی مخ وابسته به هزار فامیل !
سال ۱۳۸۹ – آهای ملت در مورد فلانی و فلانی دقت کنید و بیگدار به آب نزنید – خفه شو تفرقه انداز مزدور وابسته به ولایت !
——————————–
سال ١٣۵۷ – آب و برق را مجانی میکنیم ، اتوبوس را مجانی میکنیم – هوراااا دمش گرم ای ول !
سال ۱۳۸۹ – وضع اقتصادی رو درست میکنیم کلی حال میدیم ماهی پنجاه هزار تومان هم نقدی میدیم – همه بریم بهش رای بدیم دمش گرم عجب آدم باحالیه !
——————————–
سال ١٣۵۷ – آهای ملت در رابطه با رادیو BBC با دقت برخورد کنید و هر چی میگه باور نکنید – برو گم شو دایی جان ناپلئون !
سال ۱۳۸۹ – آهای ملت در رابطه با تلویزیون BBC با دقت برخورد کنید و بذاریدش زیر ذره بین – توهم توطئه چه میکنه ، هه هه هه دایی جان ناپلئون !
——————————–
سال ١٣۵۷ – آهای ملت به جمهوری اسلامی رای ندید بیچاره میشیم ها – باید رای داد دیگه چی میگی تو امام گفته اسلام در خطره ، اصلا اگر را ندیم بعدا حق اعتراض نداریم !
سال ۱۳۸۹ – آهای ملت توی انتخابات فرمایشی جمهوری اسلامی شرکت نکنید میشه ابزار تبلیغاتی – بخواب بینیم بابا اگر رای ندیم بعدا نمیتونیم بگیم رای من کو !
——————————–
سال ١٣۵۷ – آهای ملت به آخوندها اعتماد نکنید ، دیکتاتوری چکمه میره دیکتاتوری نعلین میاد جاش ها – چرند نگو بابا آخونده نماینده ی دینه تازه همه خوب و بد دارند !
سال ۱۳۸۹ – آهای ملت به آخوندها اعتماد نکنید و همیشه در رابطه باهاشون با دقت برخورد کنید – خفه شو مزدور کودتا همه ی آخوند ها که مثل هم نیستند بیشعور !
——————————–
سال ١٣۵۷ – آهای ملت انقدر آش رو شور نکنید خشونت بیش از حد فایده نداره – تا شاه کفن نشود این وطن وطن نشود !
سال ۱۳۸۹ – آهای ملت انقدر آش رو شور نکنید دوری بیش از حد از خشونت یعنی ترس و تسلیم شدن در برابر سرکوب – تو میخوای با دعوت مردم به خشونت طلبی به جمهوری اسلامی کمک کنی کودتاچی مزدور !
——————————–
سال ١٣۵۷ – آهای ملت داستان سینما رکس کار آخوندها و بخشی از انقلابیونه جوگیر نشید – آدمهای بیگناه رو کشتن توی بیناموس وطن فروش میگی کار انقلابیونه ؟ بی شرف
سال ۱۳۸۹ – آهای ملت خیلی از این داستانهایی که توی کشور در جریانه کار خود حکومته گول نخورید – خفه شو کودتاچی مزدور عوضی ، همه که مزدور نیستند !
——————————–
سال ١٣۵۷ – آهای ملت به بختیار فرصت بدید درستش میکنه – بگو ببینم عوضی وطن فروش چی از بختیار بهت میماسه ؟ ها زود باش بگو !
سال ۱۳۸۹ – آهای ملت به جمهوری اسلامی اندازه کافی فرصت دادیم همه جناح هاش رو هم آزمایش کردیم فایده نداره – خفه شو بابا معلوم نیست از کی داره پول میگیره ، اصلاح طلبها خیلی کارشون درسته ، درستش میکنند !
——————————–
سال ١٣۵۷ – آهای ملت با این تو خیابون ریختن ها اوضاع رو بد تر میکنید ها – خفه شو مرفه بی درد خودش شکمش سیره برای ما امر و نهی میکنه ، گشنگی نکشیدی عقل از سرت بپره !
سال ۱۳۸۹ – آهای ملت با این رفتار ها و فرار کردن ها و ترک صحنه جمهوری اسلامی سر کار میمونه ها – اه باز این خارج نشین ها زر و ور کردند خودشون تو اروپا دارند حال میکنند میگن لنگش کن !
——————————–
سال ١٣۵۷ – آهای ملت فلانی که الان انقلابیه عملیات مسلحانه انجام داده ها ، جنایت کرده ها ، آدم کشته ها – خفه شو وطن فروش براش پاپوش درست کردند !
سال ۱۳۸۹ – آهای ملت توی دوران راس قدرت بودن فلانی و فلانی ، فلان جنایتها شده ها – خفه شو مزدور کودتای ساندیس خور ، یکی دیگه کشته به اینها چه ربطی داره ؟!
——————————–
سال ١٣۵۷ – آهای ملت اینهایی که بهشون میگید روشن فکر اهداف شومی دارند ها – گم شو وطن فروش خائن ساواکی !
سال ۱۳۸۹ – آهای ملت اینهایی که بهشون میگید روشن فکر دینی دستشون با آخوندها تو یه کاسه هست ها – خفه شو بسیجی تفرقه انداز مزدور اطلاعاتی ی شپشو !
——————————–
و این داستان همچنان ادامه دارد !
sonixaxباور کنید نیوفتاد . همه اش حرف است . بعد از انتخابات فقط و فقط مشروعیت احمدی نژاد رفت زیر سوال ، مشروعیت جمهوری اسلامی اتفاقن دو چندان شد .
تمامی جنبش سبز طرفدار موسویست و موسوی هم که جمهوری اسلامی و دوران طلایی از دهانش نمیوفتد .
من با موسوی و حرفهایش کار ندارم،اعتبار ج.ا را در قبل و بعد انتخابات و سرکوب معترضان مقایسه کنیم.که تصویر کوبیدن باتوم بر سر زنان و مردان توسط سپاهیان و بسیجی ها را همه دنیا دیدند.
چطور مشروعیت ج.ا دو چندان شد با آبرو ریزی و دیده شدن درجه توحش و سرکوب ج.ا توسط جهان؟
sonixaxولی بر خلاف شما من در این زمینه با جمهوری اسلامی همنظرم - به نظر من شرکت در انتخابات در حقیقت گفتن آری به حکومت است .
مهم در آخر خط منافع هست،نفع اصلی مردم بنظر من خروج از انفعال هست،حالا این نفع با آری یا نه گفتن به ج.ا همراه فرقی نمیکنه.حتی بوسیدن پای ج.ا هم اگر لازم باشه باید انجام داد.
sonixaxبله خارج شدن از انفعال شرط اصلی هست ! ولی نه اینکه بروند در بازیهای سیستم شرکت کنند و دوباره فریب بخورند .
حتمن یادتون هست قبل از انتخابات 88 هر کسی رو که میدیدید حتا نوریزاده میگفت محال ممکن است اگر مشارکت بالای 60% باشد تقلبی صورت بگیرد !
قضاوت اینکه تقلب شده یا نشده با شما .
خب تنها راه شناخته شده همین هست،در زمان خاتمی هم باز همین خارج شدن از انفعال و شروع به فعالیت بود که باعث همون 18 تیر هم شد.اگر فقط داستان سوپاپ اطمینان بود،خب این 4 سال به سلامتی سوپاپ بسته شده بکل.هیچ آب از آب که تکان نخرده چه برسد به ترکیدن دیگ.در همان شوروی هم 70 سال بخوبی خوشی جکومت کرد سیستم دیکتاتوری اونجا.بستن سوپاپ بنظر منکه راهکار موثری نیست الان.یک موقعی خوب بود الان دیگه نه.
خیلی کار با انتخابات هم ندارم و شاید اصلا خارج شدن از انفعال با اون هم ممکن نباشه.مساله من موثر بودن راهکارهای اوپوزیسیون هست که حتی اسم اوپوزسیون هم براش خندهدار هست،اصلاح طلبان اینجا دنبال منافع خودشون هستند این وسط که سقوط ج.ا یکی از اونها نیست،ولی راهکار تحریف اون هم با امکانات و قدرت سیاسی اینها واقعا شوخی هست.
بنظر من همین انتخابات 88 نشون داد به همین اصلاح طلبها هم که اتفاقا همین کارهایی که فکر میکردن به نفع خودشون هست چقدر میتونه به نفع مخالفان ج.ا تموم بشه و یک قسمت کاندید نشدن خاتمی و صحبت از منافع نظام که میکنه همین خطر تحرک اجتماع برای ج.ا هست ،چیزی که قابل کنترل نیست.
Russellمن با موسوی و حرفهایش کار ندارم،اعتبار ج.ا را در قبل و بعد انتخابات و سرکوب معترضان مقایسه کنیم.که تصویر کوبیدن باتوم بر سر زنان و مردان توسط سپاهیان و بسیجی ها را همه دنیا دیدند.
چطور مشروعیت ج.ا دو چندان شد با آبرو ریزی و دیده شدن درجه توحش و سرکوب ج.ا توسط جهان؟
اشتباه نکنید ! دنیا نگفت جمهوری اسلامی ! گفت سرکوب جمهوری اسلامی و موافقانش - که از نظر اینها موافقین در اکثریت هستند .
در کنار اون سرکوبها منفعل بودن بازار و قشر مذهبی رو هم دیدند . منفعل بودن بقیه جامعه ایران در قبال این سرکوب که در اکثریت مطلق بودند رو هم دیدند .
و باز به همون نتیجه قبلی رسیدند : اکثریت جامعه ایرانی این سیستم را میخواهد با این حال شمار زیادی هم مخالف دارد .
Russellمهم در آخر خط منافع هست،نفع اصلی مردم بنظر من خروج از انفعال هست،حالا این نفع با آری یا نه گفتن به ج.ا همراه فرقی نمیکنه.حتی بوسیدن پای ج.ا هم اگر لازم باشه باید انجام داد.
خوب برای در نظر گرفتن این منافع نباید واکنش جهان رو هم در نظر گرفت ؟
من به شخصه با هر عملی که باعث مشروعیت بخشیدن به سیستم بشه مخالفم .
اگر این بار مردم در انتخابات مشارکت کنند (من از جو ایرانِ امروز بیخبرم) به نظر من دیگه هرگز مثل دفعه قبلی شلوغ نمیشه و این همونه چیزیه که جمهوری اسلامی دنبالشه .
Russellخب تنها راه شناخته شده همین هست،در زمان خاتمی هم باز همین خارج شدن از انفعال و شروع به فعالیت بود که باعث همون 18 تیر هم شد.اگر فقط داستان سوپاپ اطمینان بود،خب این 4 سال به سلامتی سوپاپ بسته شده بکل.هیچ آب از آب که تکان نخرده چه برسد به ترکیدن دیگ.در همان شوروی هم 70 سال بخوبی خوشی جکومت کرد سیستم دیکتاتوری اونجا.بستن سوپاپ بنظر منکه راهکار موثری نیست الان.یک موقعی خوب بود الان دیگه نه.
خوب وقتی سوپاپ اطمینان باعث گسستگی پایه های سیستم میشه سیستم رو میاره به سرکوب و اینکه منفجر بشه یا نشه به پتانسیل جامعه بستگی داره . جمهوری اسلامی رو اگر روند فشارش رو یک بررسی کنید هرگز به یکباره فشار رو روی جامعه نذاشته بلکه کم کم این کار رو میکنه . نتیجه اینکه هر بار مردم به بدبختی قبلی رضایت میدند . فرض کنیم که در دور بعدی خاتمی بشود رئیس جمهور و در همان دوران هزینه زندگی 3 برابر شود ! آن موقع است که مردم از دوران مموتی به نیکی یاد میکنند ! تازه به نظر من مموتی رو ازش یک قهرمان هم میسازند چونکه تو روی خامنه ای دراومده ! چیزی که خاتمی هرگز جراتشو نداشت . (البته به نظر من همینها هم بخشی از فیلمنامه است)
Russellخیلی کار با انتخابات هم ندارم و شاید اصلا خارج شدن از انفعال با اون هم ممکن نباشه.مساله من موثر بودن راهکارهای اوپوزیسیون هست که حتی اسم اوپوزسیون هم براش خندهدار هست،اصلاح طلبان اینجا دنبال منافع خودشون هستند این وسط که سقوط ج.ا یکی از اونها نیست،ولی راهکار تحریف اون هم با امکانات و قدرت سیاسی اینها واقعا شوخی هست.
دقیقن درسته راسل جان ، ما در حقیقت چیزی به نام اپوزوسیون نداریم - یک سری شیره ای ی روانی ی مُنگُل شده اند اوپوزوسیون . امیدوارم هر چه زودتر بتوانی از آن جهنم خلاص شوی بیایی به این جهنم خودت از نزدیک ببینی و کلی شاد شوی - شاید هم غمگین . من که هر بار میبینمشون میخندم .
اصلاح طلبان هم که همون طوری که خودت گفتی وجودشون به وجود جمهوری اسلامی بسته است ! وقتی جمهوری اسلامی نباشد اینها هم نیستند .
به نظر من هم این سیستم اصلاح پذیر نیست . سیستمی که مشروعیتش رو از آسمان میگیره و نه از مردم قابل اصلاح توسط مردم نیست . کافیه که جمهوری اسلامی به تکنولوژی ساخت بمب اتمی دسترسی پیدا کنه و سه چهار تایی بسازه . من قول میدم همین بساط سیرکهای انتخاباتی هم تعطیل میشه ، چون اون موقع نیازی نداره به دنیا چیزی رو ثابت کنه .
Russellبنظر من همین انتخابات 88 نشون داد به همین اصلاح طلبها هم که اتفاقا همین کارهایی که فکر میکردن به نفع خودشون هست چقدر میتونه به نفع مخالفان ج.ا تموم بشه و یک قسمت کاندید نشدن خاتمی و صحبت از منافع نظام که میکنه همین خطر تحرک اجتماع برای ج.ا هست ،چیزی که قابل کنترل نیست.
نمیدونم ، شاید من اشتباه کنم ، شاید من ک.ش بگم .
ولی من بر این باورم که اگر قرار باشه خاتمی رو بیارند چه مردم شرکت کنند چه نکنند خاتمی رو میارند اگر قرار باشه نیارند هم در هر صورت نمیارند .
sonixaxشاید بهتر میبود ! شاید دست کم تغییری در افکار عمومی در غرب ایجاد میکرد و فشار رو روی سیاستمدارانشون بیشتر میکرد و دست کم از مردم ایران نه به عنوان حامیان تروریسم و دشمن غرب ! بلکه از مردمی تحت ستم و زندانی یک سیستم فاشیستی یاد میشد . به طور مثال چرا باید در غرب قوانینی باشد که حسابهای بانکی ایرانیان را فقط و فقط به صرف ایرانی بودن ببندند ؟ دلیلی غیر از این داره که غرب حساب مردم ایران رو در حقیقت از حکومت جدا نمیدونه ؟
در این مورد میتونه حق با شما باشه، تا چه حد قابل اثبات هست این قضیه؟ البته ولی این یک طرف قضیه اس. یعنی این 8 سال خاتمی هیچ سودی هم نداشته یا وقایع جنبش سبز؟
من بحثم اینه که به همون اندازه که برای تحریم دلیل هست هتا بیشترش برای رای دادن به اصلاح طلبان هست. لزوما هم نظر شخصیم رو اثبات پذیر نمیدونم ولی نمیام مثل اوپزیسیون نظرمو تو بوق و کرنا بکنم. برام عجیبه این همه مخالفت برای شرکت در انتخابات توسط اپوزیسیون.
sonixaxبا خاتمی هم وضع بهتر نمیشود ! سوای اینکه اعلام شده در انتخابات شرکت نمیکنه ! مگر همین آقای خاتمی نبود که میگفت : "من تدارکاتچی هستم" ؟ مساله اینه که جریان حکومت در ایران رو رئیس جمهور و مجلس و دولت مشخص نمیکنه . بلکه هرم قدرت جمهوری اسلامی یعنی : سپاه ، بسیج و رهبری مشخص میکنه و همه چیز دست اونهاست .
میدونم احتمالا شرکت نمیکنه. البته دلیلش هم گویا اینه که بهش گفتن نیا که رد صلاحیتت میکنیم!! همون 88 هم شایعه شده بود که به همین خاطر نیومده! اینکه همه چیز دست اونهاست پس ما اینجا داریم بحث بیخود میکنیم دیگه. پس بشینیم گوشه خونه!! بالاخره اقدامات من و تو صددرصد بی تاثیر نیست.
sonixaxمن نمیدانم شما چه قدر به خاطر دارید ولی در دوران همین جناب خاتمی فیلترینگ اینترنت شروع شد ! در دوران همین آقای خاتمی بود که حوادث دانشگاه اتفاق افتاد و مردم رو سلاخی کردند . جلوی چشم خود من بچه مردم رو از روی پشت بام خوابگاه دانشگاه مینداختند پایین میگفتند قربونی حضرت فاطمه !!! خاتمی اون موقع چه غلطی میکرد ؟ جز این بود که مثل یک روباه فریبکار اومد و مردم رو آروم کرد و برای سیستم زمان خرید ؟
تحریمها و وضع اقتصادی فعلی هم به خاطر احمدی نژاد که نیست ! همه اش سر برنامه هسته ای و گنده لات بازی های سپاه است . مثلن شما فکر میکنید خاتمی توان کنترل سپاه رو داره ؟ سپاهی که رئیس جمهور فعلی رو بازداشت میکنه !!!!!!!!!!
اصلن یک نگاهی به پروسه انتخابات بیندازید خودتون متوجه میشید که از اولش هم انتخابی در کار نیست ! این چه جور انتخاباتی است که کاندید هایش را خود حکومت انتخاب میکند ؟
ممنون بخاطر اطلاعاتت. ولی من هیچوقت از خاتمی و اصلاح طلبان دفاع نکردم. اینکه خاتمی آدم بدیه لزوما تحریم رو توجیح نمیکنه! اصلاح طلبان فلانند پس رای نمیدم یکم غیرمنطقی به نظر میاد.
من میخواستم بگم این همه تاکید بر تحریم انتخابات درست نیست. نگفتم خاتمی آدم خوبیه. نگفتم اصلاح طلبان بیان سر کار وضعیت خیلی بهتر میشه. مشکل برخی از تحریمی ها هم اینه که فکر میکنند یک حکومت سکولار دیگه آخرشههههه و صددرصد بی عیبه در حالی که اینطوری نیست. در ایران سکولار هم کاندیداها در وضعیت صددرصد ایده آل نخواهند بود پس اونجا هم تحریم کنیم؟؟!! در کشورهای سکولار هم سیاسیون کم کثافتکاری نمیکنند ولی کسی برای مردم اون کشورها تحریم تجویز نمیکنه. پس اینکه خاتمی فلانه لزوما دلیل نمیشه.
من حرفم اینه:
اگه یک گرم هم کفه رای دادن نسبت به تحریم سنگینی بکنه باید رای داد و همینطور برعکس. بقیه حرفها که من شورای نگهبانو قبول ندارم و آی خون ندا رو پایمال نکنید و ... بدرد نمیخورن. طرفداران تحریم اونقدر استدلالی در چنته ندارند و بیشتر دلایلشون احساسی هست. ولی بحث پیچیده تر از اینهاست.
باید بیشتر دقت کرد به خصوص با این شرایط سختی که وجود داره + خودتون هم میدونید هیچ راه حل جایگزینی وجود نداره.
هر کی میگه میخوام رای بدم طرفدار اصلاح طلبان و خاتمی و ج. .ا نیست! رای دادن لزوما خیانت به نداها و سهراب ها و زندانیان سیاسی نیست...
اگر رای دادن در دراز مدت یا هتا کوتاه مدت به سود مردمه باید شرکت کرد.
Bibakدر این مورد میتونه حق با شما باشه، تا چه حد قابل اثبات هست این قضیه؟ البته ولی این یک طرف قضیه اس. یعنی این 8 سال خاتمی هیچ سودی هم نداشته یا وقایع جنبش سبز؟
من بحثم اینه که به همون اندازه که برای تحریم دلیل هست هتا بیشترش برای رای دادن به اصلاح طلبان هست. لزوما هم نظر شخصیم رو اثبات پذیر نمیدونم ولی نمیام مثل اوپزیسیون نظرمو تو بوق و کرنا بکنم. برام عجیبه این همه مخالفت برای شرکت در انتخابات توسط اپوزیسیون.
ببینید من نه سیاستمدارم ، نه جامعه شناس ، نه متخصص امور خاورمیانه و ایران !
من فقط نظرم رو میگم . همه جا گفتم شاید ، به نظر من و ...
ولی با همه اینها بر این باورم دست کم یک بار امتحان کردن ضرری ندارد به خصوص در شرایط فعلی که چه شرکت بکنیم چه نکنیم نتیجه از طرف جمهوری اسلامی یکسان خواهد بود .
Bibakمیدونم احتمالا شرکت نمیکنه. البته دلیلش هم گویا اینه که بهش گفتن نیا که رد صلاحیتت میکنیم!! همون 88 هم شایعه شده بود که به همین خاطر نیومده! اینکه همه چیز دست اونهاست پس ما اینجا داریم بحث بیخود میکنیم دیگه. پس بشینیم گوشه خونه!! بالاخره اقدامات من و تو صددرصد بی تاثیر نیست.
در مورد جمهوری اسلامی و ریز و درشتش همه اینها آزموده و اثبات شده هست . من و شما و او و ... در روند انتقال قدرت در جمهوری اسلامی هیچ نقشی نداریم و ازمون در صورت شرکت استفاده تبلیغاتی میشه .
اینها اثبات شده هستند .
ولی اینکه در جمهوری اسلامی نظر مردم ارزشی کمتر از ارزش کشک داره معنیش این نیست که بشینیم گوشه ی خونه ! ما باید راهی رو در پیش بگیریم که حساب مردم از حساب حکومت جدا بشه و از اونجایی که توان و قدرت مقابله به حکومت رو نداریم بتونیم از پشتیبانی خارجی برخوردار بشیم - نه اینکه غربی ها دو دل بشند که بلاخره در رابطه با ایران چه کنند و از اونجایی که به این نتیجه رسیدند موافقین بیشتر از مخالفین هستند بیاند و احمدی نژاد رو به رسمیت بشناسند .
به نظر من جنبش سبز عملن هیچ دستاوردی نداشته - با وجود اینکه کشته داد ، شکنجه های غیر انسانی درش بود هرگز باعث نشد که دنیا قاطعانه با حکومت در رابطه باهاش برخورد کنه . و البته باید در نظر داشت که جنبش سبز رو دنیا جدای از جمهوری اسلامی نمیدونه .
یه چیزیه تو مایه های دهقانان ناراضی توی کتابهای کمونیستی !!! به هر صورت کمونیسم اونها رو هم از بدنه سیستم سرمایه داری میدونه !!!!
Bibakممنون بخاطر اطلاعاتت. ولی من هیچوقت از خاتمی و اصلاح طلبان دفاع نکردم. اینکه خاتمی آدم بدیه لزوما تحریم رو توجیح نمیکنه! اصلاح طلبان فلانند پس رای نمیدم یکم غیرمنطقی به نظر میاد.
من میخواستم بگم این همه تاکید بر تحریم انتخابات درست نیست. نگفتم خاتمی آدم خوبیه. نگفتم اصلاح طلبان بیان سر کار وضعیت خیلی بهتر میشه. مشکل برخی از تحریمی ها هم اینه که فکر میکنند یک حکومت سکولار دیگه آخرشههههه و صددرصد بی عیبه در حالی که اینطوری نیست. در ایران سکولار هم کاندیداها در وضعیت صددرصد ایده آل نخواهند بود پس اونجا هم تحریم کنیم؟؟!! در کشورهای سکولار هم سیاسیون کم کثافتکاری نمیکنند ولی کسی برای مردم اون کشورها تحریم تجویز نمیکنه. پس اینکه خاتمی فلانه لزوما دلیل نمیشه.
برای چی رای بدیم ؟
چه سودی داره ؟
آیا رای دادن ما در نتیجه تاثیری داره ؟ مطلقن خیر .
پس چه سودی داره که بازیچه سیستم بشیم ؟
در خوشبینانه ترین حالت یک چیزی مثل جنبش سبز بوجود میاد ! که سرکوب میشه میره سر جاش میشینه . مهم اینه که چنین جنبشی از دید جهان جدای از حکومت نیست و اگر هم جدای از حکومت فرضش کنند از اونجایی که همواره شمار معترضین از مشارکت کنندگان از نصف هم کمتر بوده پس خواه نا خواه مخالفین میروند در دسته اقلیت و موافقین میروند در دسته اکثریت .
حالا اگر تحریم به صورتی باشه که اکثر واجدین شرایط در انتخابات شرکت نکنند این موازنه به هم میخوره و این یک امتیاز خیلی بزرگه .
Bibakمن حرفم اینه:
اگه یک گرم هم کفه رای دادن نسبت به تحریم سنگینی بکنه باید رای داد و همینطور برعکس. بقیه حرفها که من شورای نگهبانو قبول ندارم و آی خون ندا رو پایمال نکنید و ... بدرد نمیخورن. طرفداران تحریم اونقدر استدلالی در چنته ندارند و بیشتر دلایلشون احساسی هست. ولی بحث پیچیده تر از اینهاست.
باید بیشتر دقت کرد به خصوص با این شرایط سختی که وجود داره + خودتون هم میدونید هیچ راه حل جایگزینی وجود نداره.
هر کی میگه میخوام رای بدم طرفدار اصلاح طلبان و خاتمی و ج. .ا نیست! رای دادن لزوما خیانت به نداها و سهراب ها و زندانیان سیاسی نیست...اگر رای دادن در دراز مدت یا هتا کوتاه مدت به سود مردمه باید شرکت کرد.
پیشتر استدلال خودم رو نوشتم ، شرکت در انتخابات هیچ نتیجه ای که به نفع مردم و به ضرر حاکمیت باشه نداره . نه در نتیجه انتخابات تاثیری داره و نه در انتخاب شخص دوم مملکت . فقط به پروپاگاندای جمهوری اسلامی کمک میکنه و قدرت مخالفین رو بیش از پیش کمتر و کمتر و کمتر میکنه و برندگی کلامشون رو نزد کشورهای جهان از بین میبره
.
فکر میکنید چرا دنیا برای مخالفین جمهوری اسلامی تره هم خرد نمیکنه ؟
منم سال 88 رای ندادم... :-) مریض بودم اون روز ..
ولی قبلش رای داده بودم چندبار :-))
فقط یه تجربه شخصی از اهمیت مهر انتخابات بگم.
من 2سال پیش برای تغییر عکس شناسنامه ام اقدام کردم. ثبت احوال، عکس رو عوض نکرد. بلکه یه شناسنامه جدید بهم داد!
گفتم پس اون چی؟ گفت میخوایش؟ سوراخ سوراخش کرد و بهم داد. منم گفتم حالا دیگه نه! انداختش دور.. (سطل زباله شناسنامه ها) بهش گفتم پس مهر های انتخاباتم چی؟ این همه رای دادم. جایی استخدام نمیشمااا
گفت شما هرجا بخوای استخدام بشی، خودشون تحقیق میکنن و ربطی به رای دادنت نداره..
یه پیرمرده هم بود. اون هم گفت من این همه رای دادم و مهر جمع کرده ام :-)))) هیچی؟؟
مسئول ثبت احوال گفت مگه قرار بوده روی مهر به شما وام بدن یا قند و شکر و روغن؟! :-)))
این مهر ها اهمیت نداره.
الان شناسنامه من تمیز تمیز تمیز هست :-)
منم رای نمیدهم. چون شناسنامه ام کثیف میشه
:-)
کلا بنظر من حتی رای دادن 100% مردم واسه انتخابات، بهترین و کارآمدترین فرد انتخاب نمیشه بلکه آشنا ترین و محبوب ترین فرد انتخاب میشه.. (( فرض که انتخابات سالم باشه. مثلا آمریکا ))
هیچوقت انتخابات موجب نشده بهترین نفر انتخاب بشه.
Bibakچون احتمالا با خاتمی وضع اقتصادی بهتر میشه.
بنظر من خاتمی بی عرضه بود.. به قول خودش تدارکات چی بود.. بازم احمدی نجات که سفت و سخت پای کاراش نشست.. قهر کرد، متلک گفت. ترسوند. ترسید و ...
خاتمی چی؟؟ از بس میترسید فرار میکرد میرفت خارج! بیچاره تا می رفت یکی رو میکشتن :-)
بر میگشت.. آخرش چکار کرد؟ کار اصولی کرد؟ ! نه!
هم از داخل می ترسید هم از خارج!
آمریکا گفت انرژی هسته ای تعطیل کنید، سریع تعطیلش کرد. احمدی روشنش کرد..
کار به خوب و بدش ندارمااا. کلا به درد نخور بود.. بی عرضه بود.. احمدی هم که از یه طرف دیگه بی خوده..
بله -قالیباف -ولایتی -هرکی -الکی شلوغش نکن
از دید من شرکت در انتخابات جمهوری اسلامی میتونه سودمند باشه ولی زمانی که امکان ایجاد جنبش اجتماعی وجود داشته باشه.در واقع بیش از نتیجه انتخابات مهم این هست که بشه جنبشی بوجود آورد که جمهوری اسلامی رو وادار به امتیاز دادن و آزادکردن فضا بکنه یا اینکه سرکوب این جنبش هزینه سنگین برای حکومت داشته باشه و عملا تبلیغات در مورد نتیجه انتخابات رو به زیان حکومت بکنه(مثل 88)
در مورد این دوره من شخصا چنین پتانسیلی رو انتخابات نمیبینم و دعوا دست آخر بین دو گروهی هست که هیچکدوم علاقه ای به افزایش آزادی ها و کاهش سرکوب ندارند.
یه نفرمنم سال 88 رای ندادم... :-) مریض بودم اون روز ..
ولی قبلش رای داده بودم چندبار :-))فقط یه تجربه شخصی از اهمیت مهر انتخابات بگم.
من 2سال پیش برای تغییر عکس شناسنامه ام اقدام کردم. ثبت احوال، عکس رو عوض نکرد. بلکه یه شناسنامه جدید بهم داد!
گفتم پس اون چی؟ گفت میخوایش؟ سوراخ سوراخش کرد و بهم داد. منم گفتم حالا دیگه نه! انداختش دور.. (سطل زباله شناسنامه ها) بهش گفتم پس مهر های انتخاباتم چی؟ این همه رای دادم. جایی استخدام نمیشمااا
گفت شما هرجا بخوای استخدام بشی، خودشون تحقیق میکنن و ربطی به رای دادنت نداره..
یه پیرمرده هم بود. اون هم گفت من این همه رای دادم و مهر جمع کرده ام :-)))) هیچی؟؟
مسئول ثبت احوال گفت مگه قرار بوده روی مهر به شما وام بدن یا قند و شکر و روغن؟! :-)))
این مهر ها اهمیت نداره.
الان شناسنامه من تمیز تمیز تمیز هست :-)
منم رای نمیدهم. چون شناسنامه ام کثیف میشه :-)
دروغ بهتون گفتند ! خود من رو به خاطر نداشتن مهر انتخاباتی دانشگاه ثبت نام نکردند .
یک کار خیلی خوب رو هم توی وزارت کار باز به خاطر نداشتن مهر انتخابات بهم ندادند .
با همه اینها باز هم رای ندادم و نمیدم ، من با رای دادنم به سیستمی که قبولش ندارم مشروعیت نمیبخشم .
الان پاچتون شده شدید
👎
sonixaxدروغ بهتون گفتند ! خود من رو به خاطر نداشتن مهر انتخاباتی دانشگاه ثبت نام نکردند .
یک کار خیلی خوب رو هم توی وزارت کار باز به خاطر نداشتن مهر انتخابات بهم ندادند .
با همه اینها باز هم رای ندادم و نمیدم ، من با رای دادنم به سیستمی که قبولش ندارم مشروعیت نمیبخشم .
الان پاچتون شده شدید
دوست عزیز، تجربه شخصی من هم دروغه؟؟! من که دیگه دروغ نمیگم!
من نه توی کاردانی و نه کارشناسی و نه ارشد، کپی صفحه مهر های انتخاباتم رو به دانشگاه ندادم!
دانشگاه هم تا حالا همچین چیزی از من و سایرین نخواسته..
شاید مقطع دکتری کمی اوضاع فرق کنه. ولی من تجربه ای ندارم...
من توی اداره مخابرات هم کار می کردم. کسی از من مهر انتخابات نخواست. از قضا مدتی هم مشغول کار در اداره کار شهرمون بودم که کسی نیز اونجا از من مهر انتخابات نخواست! (شاید چون من یه کارمند ساده بودم و احتمالا شما میخواستید رئیس اداره کار یا وزیر بشی که اینجوری رد صلاحیتت کردن :-)))) حقته
:-)
یه نفردوست عزیز، تجربه شخصی من هم دروغه؟؟! من که دیگه دروغ نمیگم!
من نه توی کاردانی و نه کارشناسی و نه ارشد، کپی صفحه مهر های انتخاباتم رو به دانشگاه ندادم!
دانشگاه هم تا حالا همچین چیزی از من و سایرین نخواسته..
شاید مقطع دکتری کمی اوضاع فرق کنه. ولی من تجربه ای ندارم...
من توی اداره مخابرات هم کار می کردم. کسی از من مهر انتخابات نخواست. از قضا مدتی هم مشغول کار در اداره کار شهرمون بودم که کسی نیز اونجا از من مهر انتخابات نخواست! (شاید چون من یه کارمند ساده بودم و احتمالا شما میخواستید رئیس اداره کار یا وزیر بشی که اینجوری رد صلاحیتت کردن :-)))) حقته :-)
الان بستگی به شانس شما دارد اگرنه روال نیست، یک زمانی اما بود و همه چیز مصاحبهی اسلامی داشت(نام آنرا فراموش کردم، ولی شما را برای استخدام یا ورود به دانشگاه یا هرچه میبردند در یک اتاق و ازتان میپرسیدند نماز مغرب چند رکعت است و نیت به روزهی مسلمان واجب است یا مستحب و ... حتی پرس و جو میکردند که آیا شما به مسجد میروید یا نه آن اوایل انقلاب!).
sonixaxپیشتر استدلال خودم رو نوشتم ، شرکت در انتخابات هیچ نتیجه ای که به نفع مردم و به ضرر حاکمیت باشه نداره . نه در نتیجه انتخابات تاثیری داره و نه در انتخاب شخص دوم مملکت . فقط به پروپاگاندای جمهوری اسلامی کمک میکنه و قدرت مخالفین رو بیش از پیش کمتر و کمتر و کمتر میکنه و برندگی کلامشون رو نزد کشورهای جهان از بین میبره .
اما شما استدلالی نکردید آخر میلاد گرامی، تنها اینها را گفتهاید و از ما توقع دارید آنها را دربست بپذیریم.
من با شما موافق نیستم، و حتی در خود جبههی اصولگرایان هم گمان میکنم میان سگ زرد و شغال تفاوت هست، و اگر یکی از سنتگرایان حاکم بشوند خیلی بهتری از این باند احمدینژاد و مشایی و ... عمل خواهند کرد،
قطعا به سود ما نخواهد بود که خواستار سکولاریسم و دموکراسی هستیم اما بخشی از مشکلات مردم را برطرف خواهد کرد و به بهبود شرایط کشور در یکسری عرصهها خواهد انجامید. پس نفع برای مردم شاید داشته باشد(و این احتمالیست بسیار قوی)، ضرر هم برای حاکمیت میتواند داشته باشد(مثل وقایع پس از انتخابات که فارغ از ادعاهای عجیب شما میدانیم نظام را تا لب پرتگاه برد و هرگونه مشروعیت را از آن گرفت). حالا شما یک دلیل بیاورید و نشان بدهید که چرا تحت هیچ شرایطی ممکن نیست وضع مردم با آمدن کسی بجز باند احمدینژاد در راس قوهی مجریه بهتر بشود.
یه نفردوست عزیز، تجربه شخصی من هم دروغه؟؟! من که دیگه دروغ نمیگم!
من نه توی کاردانی و نه کارشناسی و نه ارشد، کپی صفحه مهر های انتخاباتم رو به دانشگاه ندادم!
دانشگاه هم تا حالا همچین چیزی از من و سایرین نخواسته..
شاید مقطع دکتری کمی اوضاع فرق کنه. ولی من تجربه ای ندارم...
خیر نیست ! ولی آن چیزی که پیشتر نوشتم بلایی بود که سر من آمد !
مصاحبه کنند : به چه ورزشی علاقه دارید ؟
من : مگر فرقی هم میکنه ؟
مصاحبه کننده : بله باید بدانیم .
من : فرض کنید بسکتبال
مصاحبه کننده : چه تیمی ؟
من : واقعن مهمه ؟
مصاحبه کننده : بله
من : وطنی نباشه ایرادی داره ؟
مصاحبه کننده : نه
من : شیکاگو
مصاحبه کننده : تا به حال در انتخابات شرکت کرده اید ؟
من : خیر
مصاحبه کننده : چرا ؟
من : فرصتش پیش نیامد !
مصاحبه کننده : این اصلن خوب نیست !
من : مگر میزان استعداد و دانش من به مهر انتخاباتی بستگی دارد ؟
مصاحبه کننده : خیر ولی دانستنش برای ما مهم است .
و ...
دست آخر : شما به اعتقاد عملی به جمهوری اسلامی ندارید و به همین دلیل صلاحیت ثبت نام در دانشگاه را ندارید !!!
این بخشی از مصاحبه من برای ورود به دانشگاه تهران بود . من نمیدانم شما چه دانشگاهی میروید و یا الان چه شرایطی برقرار هست - این بلایی بود که بر سر ما میاوردند .
یه نفرمن توی اداره مخابرات هم کار می کردم. کسی از من مهر انتخابات نخواست. از قضا مدتی هم مشغول کار در اداره کار شهرمون بودم که کسی نیز اونجا از من مهر انتخابات نخواست!
احتمالن شانس آورده اید !
در وزارت کار طرف موقع مصاحبه از من پرسید چرا صورتت رو تراشیدی !!! این کار مکروه است 💨🐫
چنین جانورانی هستند اینها . بخواهم زیادی توضیح دهم که در ایران چه میکردم و چه نمیکردم بیش از حد وارد بحث اطلاعات شخصی میشوم .
Ouroborosاما شما استدلالی نکردید آخر میلاد گرامی، تنها اینها را گفتهاید و از ما توقع دارید آنها را دربست بپذیریم.
نه ! من هیچ توقعی ندارم که شما بپذیرید - پیشتر هم گفته ام شاید اصلن من ک.ش بگویم .
من فقط دارم نظر خودم رو میگم و نه بیشتر .
Ouroborosمن با شما موافق نیستم، و حتی در خود جبههی اصولگرایان هم گمان میکنم میان سگ زرد و شغال تفاوت هست، و اگر یکی از سنتگرایان حاکم بشوند خیلی بهتری از این باند احمدینژاد و مشایی و ... عمل خواهند کرد
تجربه من این رو نمیگه . به هر حال من مدتی هر چند کوتاه با تنی چند از کله گنده های اصلاح طلبان رفت و آمد داشتم . فکر کنم در این حد بدانید که در دوران خاتمی به خاطر اینکه ما روابط خوبی باهاشون داشتیم و به قول دوستان پارتی کلفت داشتیم همین کوتوله آویزون شرکت ما بود برای تبلیغاتش کافیست . که قبول هم نکردیم .
Ouroborosقطعا به سود ما نخواهد بود که خواستار سکولاریسم و دموکراسی هستیم اما بخشی از مشکلات مردم را برطرف خواهد کرد و به بهبود شرایط کشور در یکسری عرصهها خواهد انجامید. پس نفع برای مردم شاید داشته باشد(و این احتمالیست بسیار قوی)، ضرر هم برای حاکمیت میتواند داشته باشد(مثل وقایع پس از انتخابات که فارغ از ادعاهای عجیب شما میدانیم نظام را تا لب پرتگاه برد و هرگونه مشروعیت را از آن گرفت). حالا شما یک دلیل بیاورید و نشان بدهید که چرا تحت هیچ شرایطی ممکن نیست وضع مردم با آمدن کسی بجز باند احمدینژاد در راس قوهی مجریه بهتر بشود.
بهبود شرایط از نظر اقتصادی که رابطه مستقیم دارد با کاهش تحریمها - که کاهش تحریمها هم یعنی تعطیلی فردو و نطنز و بوشهر و تحویل تمام اورانیوم غنی شده به غرب که تازه معلوم نیست در صورت این کار هم غرب تحریمها را بر دارد . ریاست جمهوری هم در ایران از نظر قدرت سیاسی در حد و اندازه ای نیست که بخواهد سپاه را کنترل کند یا اصلن وارد بحث سازش هسته ای بشود.
میمونه مساله کمتر شدن فشارهای اجتماعی اون هم فقط در روابطی مثل پوشش و رابطه های دو جنس مخالف و ... که به نظر من در شرایط فعلی داشتن یا نداشتنشان فرقی نمیکند .
امیدوارم خلط/خلت مبحث نباشه. ولی خاطره شما مربوط به 20 سال پیشه بنظرم!! این روزها از خداشونه دانشجو بیاد ثبت نام کنه و پول بگیرن.. دیگه کسی به این چیزا اهمیت نمیده.. مثل این میمونه که هنوز حمل ویدیو جرم باشه! مثل اوایل انقلاب...! من دانشگاه پلی تکنیک بودم. پارسال تموم کردم. اصلا از این خبرا نبود...
فقط جایی که قرار هست پول بدهند ، هنوز سخت گیری میکنند.
یادمه یکی تعریف می کرد (همین 2سال پیش) واسه استخدامی شرکت نفت رفته بود چندتا کتاب فقه و اصول دین و نهج البلاغه و رساله و قرآن و ... خریده و خونده بود تا توی مصاحبه قبول بشه.
ازش چندتا سوال میپرسن. ایشون خیلی گیج میزنه. آخرش هم میپرسند اسم امام ها رو به ترتیب بنویس..
این بنده خدا 9تا اسم که یادش بوده می نویسه. بهش میگن این که 9تاست. باید 12 تا باشه..
ایشون هم 2تا تکراری مینویسه و اسم حضرت ابولفضل رو هم مینویسه :-)
خلاصه استخدام نشد. یه جای دیگه مشغول کار شد..
بلاخره توی شرایط کار اومده که علاوه بر سواد و علم کافی، باید التزام عملی داشته باشی. تو که نداری مجبور نیستی بری استخدام دولت بشی... :-) (( منظورم از تو، همه هست. نه شخص شما))
یه نفرامیدوارم خلط/خلت مبحث نباشه. ولی خاطره شما مربوط به 20 سال پیشه بنظرم!! این روزها از خداشونه دانشجو بیاد ثبت نام کنه و پول بگیرن.. دیگه کسی به این چیزا اهمیت نمیده.. مثل این میمونه که هنوز حمل ویدیو جرم باشه! مثل اوایل انقلاب...! من دانشگاه پلی تکنیک بودم. پارسال تموم کردم. اصلا از این خبرا نبود...
20 سال پیش من زیر 10 سال سن داشتم 😊
اینها مربوط به چند ماه قبل از مهاجرتم هستش .
یه نفرفقط جایی که قرار هست پول بدهند ، هنوز سخت گیری میکنند.
توی جاهای خوب هنوز هم سخت گیری میکنند . مثل دانشگاه تهران . خانواده شهید و بسیج و ... که اصلن سهمیه دارند برای ورود حتا اگر کنکور نداده باشند یا کنکور رو گَند زده باشند .
یه نفریادمه یکی تعریف می کرد (همین 2سال پیش) واسه استخدامی شرکت نفت رفته بود چندتا کتاب فقه و اصول دین و نهج البلاغه و رساله و قرآن و ... خریده و خونده بود تا توی مصاحبه قبول بشه.
ازش چندتا سوال میپرسن. ایشون خیلی گیج میزنه. آخرش هم میپرسند اسم امام ها رو به ترتیب بنویس..
این بنده خدا 9تا اسم که یادش بوده می نویسه. بهش میگن این که 9تاست. باید 12 تا باشه..
ایشون هم 2تا تکراری مینویسه و اسم حضرت ابولفضل رو هم مینویسه :-)
خلاصه استخدام نشد. یه جای دیگه مشغول کار شد..بلاخره توی شرایط کار اومده که علاوه بر سواد و علم کافی، باید التزام عملی داشته باشی. تو که نداری مجبور نیستی بری استخدام دولت بشی... :-) (( منظورم از تو، همه هست. نه شخص شما))
تازه باهاش خوب تا کردند !
من آخر سر بیخیال کار دولتی شدم رفتم یک شرکت زدم و چون پارتی گردن کلفت داشتم کارمون گرفت ولی با همه اینها تا یک جایی اجازه میدادند و بعدش میگفتند ترمز کار شما داره به تجارت فلان آغازاده آسیب میرسونه .
از طرفی هم هیچ وقت حاضر نشدم برای پیش برد کارم به کسی باج بدم حتا همون جناب آقای/آقایون پارتی برای همین اونها هم گفتند برو بابا ! شرکت تعطیل شد 👎 منم دیگه حوصله کل کل کردن با این جماعت زبون نفهم رو نداشتم کاسبی و ... هم بلد نبودم یک مقداری هم به خاطر همون رابطه ها برام مشکل درست شده بود جمع کردم اومدم اینجا و دیگه هم بر نمیگردم حتا اگر ایران بهشت برین بشه .
ناخودآگاه یاد این جمله حضرت شیخ افتادم که می فرمایند:
پای در زنجیر پیش ِ دوستان . . . . . . . بــِه کـه با بیگانگان در بوستان
از دید من چیزی که باید بهش توجه کرد این هست که تحریم در شرایط فعلی نه روی رفتار جمهوری اسلامی تاثیر داره و نه اینکه به جامعه جهانی پیام خاصی رو میده.
دلیلش هم این هست که جمهوری اسلامی در این حد توانایی داره که حوزه های رای گیری رو شلوغ نشون و تا حدی هم رای ها رو جعل کنه.
با این حال من موافق تحریم انتخاباتم به این دلیل که جمهوری اسلامی بعد از قضیه جنبش سبز و انتخابات 88 آب از سرش گذشته،نه از سرکوب گسترده و تقلب میترسه و نه اینکه حاضر هست امتیازاتی به مردم بده و فضا رو باز تر بکنه
بنابراین تحریم رو من میپذیریم نه به این خاطر که تاثیر گذاره بلکه به این خاطر که شرکت در انتخابات فعلی تلف کردن نیروی اجتماعی هست و باعث ناامید و سرخورده شدن هرچه بیشتر مردم میشه.
undead_knightبنابراین تحریم رو من میپذیریم نه به این خاطر که تاثیر گذاره بلکه به این خاطر که شرکت در انتخابات فعلی تلف کردن نیروی اجتماعی هست و باعث ناامید و سرخورده شدن هرچه بیشتر مردم میشه.
اما هنوز که اوضاع دقیقا مشخص نیست و نمیتوان چنین داوری کرد. شاید نظام تصمیم بگیرد خود را از لب پرتگاه برهاند و به بخشی از مردم بازبگردد.. اجازه بدهید یک جور دیگر به ماجرا بنگریم: اگر مثلا موسوی دوباره کاندید بشود و تائید صلاحیت هم بشود به او رای میدهید؟
Ouroborosاما هنوز که اوضاع دقیقا مشخص نیست و نمیتوان چنین داوری کرد. شاید نظام تصمیم بگیرد خود را از لب پرتگاه برهاند و به بخشی از مردم بازبگردد.. اجازه بدهید یک جور دیگر به ماجرا بنگریم: اگر مثلا موسوی دوباره کاندید بشود و تائید صلاحیت هم بشود به او رای میدهید؟
خب البته جمهوری اسلامی در زمینه پیشبینی ناپذیر بودن واقعا استثنایی هست:))ولی جمع بندی من این هست که میلی به تغییر در سیاست خارجی(و طبیعتا تحریم ها)دیده نمیشه،در مورد وضع داخل هم باید توجه کرد ریسک پذیریشون کمتر شده و حاضر نیستند اجازه شکل گیری جنبش های خیابانی رو بدند.
اگر موسوی آزاد بشه، آزاد شدن باقی زندانیان سیاسی هم دور از انتظار نیست و این یعنی میل به تغییر در جمهوری اسلامی که خب از دید من باید ازش استقبال بشه.با این حال هر قدرم خوشبینانه نگاه میکنم میبینم چنین چیزی احتمالش نزدیک صفره چون آزادکردن موسوی(و احتمالا کروبی و سایر زندانیان سیاسی)به معنای پذیرفتن ادعاشون در زمان انتخابات پیشین هست که اعتبار حکومت رو پیش حامیان خودش کمتر میکنه.
آهان یادم رفت،اگر شرایط مثبت به نظر برسه،آره رای میدم:)
Ouroborosاین نشانهی خوبی نیست، و یعنی کودتا و انتصاب و سرکوب جدیدی در راه است و تغییری حاصل نخواهد شد.
امیر جان باور کنید جمهوری اسلامی اصلاح پذیر نیست .
اگر شورشیان سال 57 یک دهم این همه انرژی که صرف اصلاح جمهوری اسلامی کرده اند را صرف اصلاح نظام پادشاهی ی سابقن حاکم بر ایران کرده بودند امروزه ما دست کم کنار کره جنوبی و برزیل و ... بودیم
.
sonixaxامیر جان باور کنید جمهوری اسلامی اصلاح پذیر نیست .
اگر شورشیان سال 57 یک دهم این همه انرژی که صرف اصلاح جمهوری اسلامی کرده اند را صرف اصلاح نظام پادشاهی ی سابقن حاکم بر ایران کرده بودند امروزه ما دست کم کنار کره جنوبی و برزیل و ... بودیم .
پس آخر راه چاره چیست دوست گرامی؟ من در تمام درگیریهای پس از انتخابات حاضر بودم و دیدم که مردم چگونه(و به درستی)پس از شکست دربرابر خشونت دولت به خانهها بازگشتند، یک انقلاب جز با سوریه شدن ایران ممکن نخواهد بود و اگر گمان میکنید نظام مقدس با چیزی کمتر از یک جنگ داخلی تمام عیار حاضر به رها کردن اریکهی قدرت است اشتباه میکنید. انقلاب ناشدنیست، اصلاحات ناشدنیست، حملهی نظامی هم ناخواستنیست و هم ناشدنی، مبارزهی مدنی بیهوده است چراکه جمهوری اسلامی اهمییتی نمیدهد اگر تمام صنایع کشور هم ورشکسته بشوند. ... تنها گزینهی باقیمانده میشود مهاجرت. که آنهم به خون دل خوردن برای مردم باقیمانده زیر «آوار» پایان نمیدهد و تازه حسرت و غربت و دلتنگی را هم به دردها اضافه میکند...
Ouroborosپس آخر راه چاره چیست دوست گرامی؟ من در تمام درگیریهای پس از انتخابات حاضر بودم و دیدم که مردم چگونه(و به درستی)پس از شکست دربرابر خشونت دولت به خانهها بازگشتند، یک انقلاب جز با سوریه شدن ایران ممکن نخواهد بود و اگر گمان میکنید نظام مقدس با چیزی کمتر از یک جنگ داخلی تمام عیار حاضر به رها کردن اریکهی قدرت است اشتباه میکنید. انقلاب ناشدنیست، اصلاحات ناشدنیست، حملهی نظامی هم ناخواستنیست و هم ناشدنی، مبارزهی مدنی بیهوده است چراکه جمهوری اسلامی اهمییتی نمیدهد اگر تمام صنایع کشور هم ورشکسته بشوند. ... تنها گزینهی باقیمانده میشود مهاجرت. که آنهم به خون دل خوردن برای مردم باقیمانده زیر «آوار» پایان نمیدهد و تازه حسرت و غربت و دلتنگی را هم به دردها اضافه میکند...
آزادی بها دارد ، تا بهایش پرداخت نشود به دست نمی آید . در ضمن آزادی اکتسابیست و برای به دست آوردنش باید مبارزه کرد - کسی آزادی را کادو پیچ به ما هدیه نمیدهد . به نظر من با مماشات با حکومت و آب به آسیای حکومت ریختن تنها به ترمیم پایه های سستش کمک میکنیم و بس .
نهایتن هم همین طوری پیش برویم عوامل خارجی جنگی تمام عیار را علیه کشور به راه میندازند که نه تنها ایران را هزاران برابر بدتر از سوریه میکند بلکه با توجه به شرایط فعلی ی اقوام ایرانی میتواند منچر به تکه پاره شدن ایران هم بشود .
من شخصن ترجیح میدهم ایران سوریه بشود تا ابتدا ابرقدرتهای جهان یک دور با سلاح های فوق پیشرفته شان کشور را شخم بزنند و سپس تکه تکه شود و به تاریخ بپیوندد .
البته شاید هم مثل عراق قدرتهای غربی جلوی تکه پاره شدنش را بگیرند ولی به هر حال شمار کشته ها و خسارات حمله خارجی از یک چیزی مثل آنچه در سوریه در جریان است بیشتر است .
viviyanساکس وصله چرا پس؟ امنه؟
باید ببینید از چه پورتی استفاده میکنه اگر از 80 یا 8080 یا 5060 یا 5050 و مثل اینها استفاده میکند نه خیر امن نیست . اگر از 443 استفاده میکند باز تا حدودی امن است ولی امکان وصل شدنش نیست .
sonixaxامیر جان باور کنید جمهوری اسلامی اصلاح پذیر نیست .
اگر شورشیان سال 57 یک دهم این همه انرژی که صرف اصلاح جمهوری اسلامی کرده اند را صرف اصلاح نظام پادشاهی ی سابقن حاکم بر ایران کرده بودند امروزه ما دست کم کنار کره جنوبی و برزیل و ... بودیم .
میلاد عزیز چه اصراری به این واژه "شورش"هست؟!قبلا هم گفتم انقلاب چیز مزخرفیه حتی از نوع فرانسویش:)).در واقع از دید من شورش مفیدتر از انقلابه!
با این حال وقتی از انقلاب مشروطه فقط یک قرن گذشته(و وضعیت اسف بار آگاهی مردم در دوران قاجار رو سخت میشه نادیده گرفت،انتظار داشتن بلوغ سیاسی یا قرار نگرفتن تحت تاثیر جو و هیجان از این مردم کمی بی رحمانست:)
همین الان هم اگر هدف سرنگونی جمهوری اسلامی به هر قیمتی باشه و فقط یک هدف مبهم داشته باشیم وضعیت چندان بهتر از 57 نمیشه،مردمی که فقط میخواستند حکومت شاهنشاهی رو سرنگون کنند بدون اینکه بدونند دقیقا چی میخواند.اینکه هدف برقراری جمهوری دموکراتیک باشه مهم نیست،باید در عمل مردم دموکراسی ر درک کنند و خواستارش باشند.
Ouroborosپس آخر راه چاره چیست دوست گرامی؟ من در تمام درگیریهای پس از انتخابات حاضر بودم و دیدم که مردم چگونه(و به درستی)پس از شکست دربرابر خشونت دولت به خانهها بازگشتند، یک انقلاب جز با سوریه شدن ایران ممکن نخواهد بود و اگر گمان میکنید نظام مقدس با چیزی کمتر از یک جنگ داخلی تمام عیار حاضر به رها کردن اریکهی قدرت است اشتباه میکنید. انقلاب ناشدنیست، اصلاحات ناشدنیست، حملهی نظامی هم ناخواستنیست و هم ناشدنی، مبارزهی مدنی بیهوده است چراکه جمهوری اسلامی اهمییتی نمیدهد اگر تمام صنایع کشور هم ورشکسته بشوند. ... تنها گزینهی باقیمانده میشود مهاجرت. که آنهم به خون دل خوردن برای مردم باقیمانده زیر «آوار» پایان نمیدهد و تازه حسرت و غربت و دلتنگی را هم به دردها اضافه میکند...
البته من سرنگون شدن حکومت رو بین 5 تا 10 سال آینده تقریبا قطعی میدونم ولی در مورد اینکه چه چیز باعثش میشه مطمئن نیستم.
فقط در مورد انقلاب(که از دید من گزینه خوبی نیست)باید گفت که وضعیت برای جموری اسلامی کمی فرق میکنه چه در سوریه و چه در لیبی پایخت تحت کنترل کامل یا نسبی نیروهای دولتی هست ولی انقلاب در ایران اگر قرار باشه اتفاق بیافته به طور جدی از تهران شروع میشه و اینطور شانس دووم آوردن حکومت و ایجاد جنگ داخلی کمتر میشه.
به راستی تکتک انقلابات بشر یا شکست خوردهاند و به سرانجام نرسیدهاند یا نتیجهای فاجعهآمیز و آخرالزمانی داشتهاند که اکثر انقلابیون را به آرزوی شرایط پیش از آن واداشته!
با این وجود البته انقلاب ذاتا چیز بد یا مشکلداری نیست، مشروط بر آنکه با هزینهای بسیار ناچیز به سرانجام برسد و موجب پدید آمدن طبقهی جدیدی که مدعی پرداخت بهای بیشتر جهت پیروزی آن بوده نشود(«مگر ما انقلاب کردیم که .... بشود»، «مگر ما شهید دادیم که .... بشود»). که خُب هنوز ممکن نیست و بدلیل ذات سرکوبگر و خشن دولت براندازی آن بدون خونریزی یک رویا به نظر میرسد.
undead_knightالبته من سرنگون شدن حکومت رو بین 5 تا 10 سال آینده تقریبا قطعی میدونم ولی در مورد اینکه چه چیز باعثش میشه مطمئن نیستم.
من معتقدم خیلی زودتر کار یکسره خواهد شد و چگونگی آن نیز به جان هم افتادن بچه کفتارهاست که از هماکنون آغاز شده. یک جریانی داخل نظام هست که خواستار دگرگونی سیستم موجود به یک دیکتاتوری نظامی/سکولار است و من مزهپرانیهای مشایی را به پای این جریان مینویسم، این باند اندکاندک به سراغ همه میرود و از هاشمی شروع شد و اکنون به خود خامنهای رسیده(برخوردهای احمدینژاد با «رهبری» به راستی در تاریخ نظام بیسابقه بود). ایستادگی باندهای دیگر درون نظام در برابر این جریان نیز اجتنابناپذیر به نگر میآید و من بعید میدانم هیچکدام پس از پیروزی بر جناح دیگری توان بسنده برای باقی ماندن و حفظ کنترل خود بر کشور را داشته باشند، خصوصا اینکه جبههی سنتی در تمام ارکان اجتماعی پنجهی خود را فرو کرده و بی یک مبارزهی تمام عیار حاضر به تسلیم شدن نیست.
undead_knightفقط در مورد انقلاب(که از دید من گزینه خوبی نیست)باید گفت که وضعیت برای جموری اسلامی کمی فرق میکنه چه در سوریه و چه در لیبی پایخت تحت کنترل کامل یا نسبی نیروهای دولتی هست ولی انقلاب در ایران اگر قرار باشه اتفاق بیافته به طور جدی از تهران شروع میشه و اینطور شانس دووم آوردن حکومت و ایجاد جنگ داخلی کمتر میشه.
این البته دلیل نمیشود، مسئله اینست که مردم عادی کوچه و بازار با زن و بچهی خود بیرون آمدند و تظاهرات مسالمتآمیز و «مدنی» برگذار کردند و با سرنیزهی دولت پاسخ گرفتند. این یعنی تنها گروهی از مردم که میتوانند برپاد نظام اسلامی اقدام بکنند انقلابیون حرفهای، یا پسرهای بین شانزده تا چهل سال هستند. اینها هم خوشبختانه آنقدر باهوش شدهاند که دلیل کافی برای به خطر انداختن جان خودشان را نمییابند و میدانند دیگر کشیدن بار جامعه به تنهایی پاداشی برایشان به دنبال نخواهد داشت و «هیچ چیز ارزش مردن ندارد». اگرنه هر انقلابی میشد همان وضعیت سوریه و لیبی که طی آن مردان جوان ِ پرشور به تنهایی در برابر مردان مزدور میایستند و به نبرد میپردازند، و انقلاب تبدیل میشود به نبرد مسلحانهی انقلابی حرفهای با نیروی دولتی، ساختار جغرافیایی هم تنها زمانی مهم است که دولت خواستار حفظ کشور باشد، اگرنه ج.ا تمام تهران را بمباران میکند و پایتخت را منتقل میکند به قم!
Ouroborosبه راستی تکتک انقلابات بشر یا شکست خوردهاند و به سرانجام نرسیدهاند یا نتیجهای فاجعهآمیز و آخرالزمانی داشتهاند که اکثر انقلابیون را به آرزوی شرایط پیش از آن واداشته!
با این وجود البته انقلاب ذاتا چیز بد یا مشکلداری نیست، مشروط بر آنکه با هزینهای بسیار ناچیز به سرانجام برسد و موجب پدید آمدن طبقهی جدیدی که مدعی پرداخت بهای بیشتر جهت پیروزی آن بوده نشود(«مگر ما انقلاب کردیم که .... بشود»، «مگر ما شهید دادیم که .... بشود»). که خُب هنوز ممکن نیست و بدلیل ذات سرکوبگر و خشن دولت براندازی آن بدون خونریزی یک رویا به نظر میرسد.
همونطور که کامو میگه انقلابی که منجر به روی کار اومدن دولت بشه بعدا نیاز به یک انقلاب دیگه پیدا میکنه:)
Ouroborosمن معتقدم خیلی زودتر کار یکسره خواهد شد و چگونگی آن نیز به جان هم افتادن بچه کفتارهاست که از هماکنون آغاز شده. یک جریانی داخل نظام هست که خواستار دگرگونی سیستم موجود به یک دیکتاتوری نظامی/سکولار است و من مزهپرانیهای مشایی را به پای این جریان مینویسم، این باند اندکاندک به سراغ همه میرود و از هاشمی شروع شد و اکنون به خود خامنهای رسیده(برخوردهای احمدینژاد با «رهبری» به راستی در تاریخ نظام بیسابقه بود). ایستادگی باندهای دیگر درون نظام در برابر این جریان نیز اجتنابناپذیر به نگر میآید و من بعید میدانم هیچکدام پس از پیروزی بر جناح دیگری توان بسنده برای باقی ماندن و حفظ کنترل خود بر کشور را داشته باشند، خصوصا اینکه جبههی سنتی در تمام ارکان اجتماعی پنجهی خود را فرو کرده و بی یک مبارزهی تمام عیار حاضر به تسلیم شدن نیست.
به هر حال من روی ماکسیم پیشبینی کردم،البته چون این پیشبینی رو دو سه سال قبل کرده بودم شاید نتیجه نزدیک تر باشه:)
البته امیدوارم در این جنگ قدرت مردم فریب تیم سکولار! رو نخورند که در بهترین حالت میشیم مدل ونزوئلا:))
Ouroborosاین البته دلیل نمیشود، مسئله اینست که مردم عادی کوچه و بازار با زن و بچهی خود بیرون آمدند و تظاهرات مسالمتآمیز و «مدنی» برگذار کردند و با سرنیزهی دولت پاسخ گرفتند. این یعنی تنها گروهی از مردم که میتوانند برپاد نظام اسلامی اقدام بکنند انقلابیون حرفهای، یا پسرهای بین شانزده تا چهل سال هستند. اینها هم خوشبختانه آنقدر باهوش شدهاند که دلیل کافی برای به خطر انداختن جان خودشان را نمییابند و میدانند دیگر کشیدن بار جامعه به تنهایی پاداشی برایشان به دنبال نخواهد داشت و «هیچ چیز ارزش مردن ندارد». اگرنه هر انقلابی میشد همان وضعیت سوریه و لیبی که طی آن مردان جوان ِ پرشور به تنهایی در برابر مردان مزدور میایستند و به نبرد میپردازند، و انقلاب تبدیل میشود به نبرد مسلحانهی انقلابی حرفهای با نیروی دولتی، ساختار جغرافیایی هم تنها زمانی مهم است که دولت خواستار حفظ کشور باشد، اگرنه ج.ا تمام تهران را بمباران میکند و پایتخت را منتقل میکند به قم!
البته من کشته شدن برای اهداف این چنینی رو منطقی نمیدونم ولی سیر تاریخ لزوما از محاسبات پیروی نمیکنه.
راستش در مورد اهمیت پایتخت همچنان باهات مخالفم،حتی اینکه هرزچندگاهی زمزمه های انتقال پایتخت شنیده میشه رو ناشی از وحشت جمهوری اسلامی از آغاز یک انقلاب در تهران و از دست دادن ارگان های دولتی مثل صداوسیما میدونم.
اگر فرضا انقلابی اتفاق بیافته و اگر در تهران باشه حتی استراتژی زمین سوخته هم جواب نمیده،در اصل با رها کردن تهران اولا جمهوری اسلامی بسیاری از پایگاه های با ارزش استراتژیکش رو از دست میده و با حمله به تهران مخالفت با خودش رو هم تشدید میکنه!یعنی کافی هست مثلا 500 هزار نفر انقلابی تهران رو تصرف بکنند واکنش حکومت باعث میشه باقی جمعیت هم به انقلابیون بپیوندند.
در همین سوریه و لیبی هم حمله نیروهای دولتی به مراکز غیر نظامی فقط باعث شدیدتر شدن شعله انقلاب شده.
چیزی که از دید من یک انقلاب رو وسیع تر و خطرناک تر برای یک حکومت میکنه این هست که به مردم بیشتری آسیب بزنه و تمام قدرت حکومت زمانی هست که "تهدید" به آسیب زدن میکنه،وقتی چیزهایی که مردم برای از دست دادن دارند رو ازشون بگیری دشمنان خطرناک تری برای حکومت درست میشه.
در هر حال هرچند من امیدوارم جمهوری اسلامی با کمترین هزینه و تلفات و بدون نیاز به انقلاب خونین یا حمله نظامی بساطش رو جمع بکنه ولی خب خود این گزینه ها هم با توجه به رفتار پیشبینی ناپذیر جمهوری اسلامی دور از انتظار نیستند.
مثل اینکه حسابی میخوان دم هاشمی رو قیچی کنند:))
ايران - BBC فارسی - وزیر اطلاعات: پیشگوی حوادث ۸۸ خود در فتنه دست داشته است
Ouroborosبه راستی تکتک انقلابات بشر یا شکست خوردهاند و به سرانجام نرسیدهاند یا نتیجهای فاجعهآمیز و آخرالزمانی داشتهاند که اکثر انقلابیون را به آرزوی شرایط پیش از آن واداشته!
با این وجود البته انقلاب ذاتا چیز بد یا مشکلداری نیست، مشروط بر آنکه با هزینهای بسیار ناچیز به سرانجام برسد و موجب پدید آمدن طبقهی جدیدی که مدعی پرداخت بهای بیشتر جهت پیروزی آن بوده نشود(«مگر ما انقلاب کردیم که .... بشود»، «مگر ما شهید دادیم که .... بشود»). که خُب هنوز ممکن نیست و بدلیل ذات سرکوبگر و خشن دولت براندازی آن بدون خونریزی یک رویا به نظر میرسد.
یکی از دلایلی که موافقان رای دادن به اصلاح طلبان ارایه میدن همینه که امیر گفت یعنی با انقلاب قطعا یه طبقه طلبکار ساخته میشه که خودشونو صاحب انقلاب میدونن.
کلا راهی بهتر از حمله نظامی نمیبینم و چه بهتر که هر چه زودتر انجام بشه تا خزابیهای اون هم زودتر بازسازی بشه.
Ouroborosاین البته دلیل نمیشود، مسئله اینست که مردم عادی کوچه و بازار با زن و بچهی خود بیرون آمدند و تظاهرات مسالمتآمیز و «مدنی» برگذار کردند و با سرنیزهی دولت پاسخ گرفتند. این یعنی تنها گروهی از مردم که میتوانند برپاد نظام اسلامی اقدام بکنند انقلابیون حرفهای، یا پسرهای بین شانزده تا چهل سال هستند. اینها هم خوشبختانه آنقدر باهوش شدهاند که دلیل کافی برای به خطر انداختن جان خودشان را نمییابند و میدانند دیگر کشیدن بار جامعه به تنهایی پاداشی برایشان به دنبال نخواهد داشت و «هیچ چیز ارزش مردن ندارد». اگرنه هر انقلابی میشد همان وضعیت سوریه و لیبی که طی آن مردان جوان ِ پرشور به تنهایی در برابر مردان مزدور میایستند و به نبرد میپردازند، و انقلاب تبدیل میشود به نبرد مسلحانهی انقلابی حرفهای با نیروی دولتی، ساختار جغرافیایی هم تنها زمانی مهم است که دولت خواستار حفظ کشور باشد، اگرنه ج.ا تمام تهران را بمباران میکند و پایتخت را منتقل میکند به قم!
نظر من راجع به پایتخت و مقایسه ایران با لیبی و سوریه به آندد نایت نزدیکتره. و اینکه حکومت از بزرگی و پرجمعیتی تهران میترسه واقعیت داره. تلاش مفتضحانه برای انتقال بخشهایی از جمعیت تهران به دیگر شهرستانها هم دقیقا در همین راستاست.
- ثبت نام داوطلبان انتخابات ریاست جمهوری ایران از صبح امروز در تهران آغاز شده است و تا عصر روز شنبه ادامه خواهد داشت.
- به گزارش خبرگزاریهای ایران، ثبت نام کنندگان سرشناس تا ساعت 11 صبح به وقت تهران اینها بودهاند:
- مصطفی کواکبیان، نامزد جبهه مردمسالاری هم ثبت نام کرد.
- علی یونسی وزیر اطلاعات دولت محمد خاتمی در حاشیه ثبت نام حسن روحانی برای نامزدی ریاست جمهوری گفت: "بنده شب گذشته ملاقاتی با هاشمیرفسنجانی داشتم و ایشان بار دیگر تاکید کردند که در انتخابات حضور نخواهند داشت."
آقای یونسی اضافه کرد : "ما مطمئن شدهایم که آقای هاشمی نمیآید و اگر بر فرض محال ایشان کاندیدا شوند، آقای روحانی به نفع وی کنار خواهند رفت."
ایران - BBC فارسی - گفتهها و شنیدهها؛ ۳۸ روز تا انتخابات
گویا هاشمی هم نمیخواد بیاد البته معلوم نیست صلاحیتش رو هم تایید بکنن!
پس تا الان از چهار نفر کاندید سه نفر عضو باند احمدینژاد هستند!
من شاید به این یارو رای بدهم اگر تائید صلاحیت بشود:


Bibakکلا راهی بهتر از حمله نظامی نمیبینم و چه بهتر که هر چه زودتر انجام بشه تا خزابیهای اون هم زودتر بازسازی بشه.
راستش من بعید میدانم حملهی نظامی اصلا «روی میز» باشد، غرب ورشکسته است و توان اقتصادی حمله نظامی (به جهت تسخیر) به کشوری پهناور و پرجمعیت همچون ایران را ندارد. نمیدانند همین عراق و افغانستان را چطور هرچه زودتر سرهمبندی بکنند و از این مردابها بگریزند، چه برسد به کشوری عظیم و پیچیده مثل ایران. دست بالا تهاجمی دیرهنگام و کماثر به اهداف نظامی و اتمی رژیم صورت خواهد گرفت که وضع مردم در داخل را بخاطر «شرایط جنگی» و «حملهی بیگانه» بدتر خواهد کرد.
Bibakنظر من راجع به پایتخت و مقایسه ایران با لیبی و سوریه به آندد نایت نزدیکتره. و اینکه حکومت از بزرگی و پرجمعیتی تهران میترسه واقعیت داره. تلاش مفتضحانه برای انتقال بخشهایی از جمعیت تهران به دیگر شهرستانها هم دقیقا در همین راستاست.
بله قطعا میترسد و در این تردیدی نیست، اما اینکه سقوط احتمالی تهران به دست انقلابیون حرفهای پایان ج.ا باشد را من شخصا بعید میدانم. ضمنا این بحثها موقعی موضوعیت دارند که احتمال موفقیت انقلاب در تهران ممکن باشد. من بعید میدانم شهری چنان پادگانی را بتوان با هزینهای دهها هزار نفره بدست آورد.