نامنویسی انجمن درست شده و اکنون دوباره کار میکند! 🥳 کاربرانی که پیشتر نامنویسی کرده بودند نیز دسترسی‌اشان باز شده است 🌺

رتبه موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

نگری بر شاهد بازی و ادبیات همجنس گرایانه در زبان و ادبیات پارسی
#3

بحث در این باره بسیار است, حافظ که به وضوح تمایلات هوموسکشوالیته داشت و
آقای شمیسا هم به آنها اشاره کرده است. من فقط به فیلسوف نهیلیست محبوبم
جناب خیام نیشاپوری می‌پردازم که آقای شمیسا از او سخنی نبرده بود. خیام هم به
"سبزه‌ی لب" اشاراتی چند دارد و می‌توان باصلابت خاطر معشوق خیام (که در تمام
موارد کاملا زمینی است) را در اکثر موارد "مذکر" بدانیم. مثلا به این رباعی توجه کنید:
هر سبزه که بر کنار جوئی رُسته است/گوئی ز لب فرشته خوئی رُسته است.
پا بر سر هر سبزه به خواری ننهی/ کآن سبزه ز خاک لاله‌روئی رُسته است.
یا مثلا سبزه‌ی پشت لب را با مراعات‌النظیر هماهنگ می‌کند و بدین سان جلوه‌ی هنری
به ترانه‌های خویش و مهرویان پسر می‌دهد:
بردار پیاله و سبو ای دل/برگرد بگرد سبزه زار و لب جو
در واقع خیام به "گیسو" (موهای بلند زنان) کاری ندارد و سر و کارش با زُلف (موهای بلند
پسران) است.
ایشان همچنین به فلسفه‌ی یونان باستان و هوموسکشوالیته چیرگی فرزام داشت. در
نوروزنامه به پسرهای زیبا و "نیکو روی" اشاره می‌کند؛ "در میان نظاره گران چشمش به
پسری سخت نیک روی افتاد"؛ در یک کلام رندانگی و نظربازی را حافظ از خیام آموخته بود,
برای همین می‌گوید:
هرکه را با خط سبزت سر سودا باشد/پا ازین دایره بیرون ننهد تا باشد.
همانطور که هدایت تصریح کرده بود, باید حافظ را هم یکی از پیروان بزرگ خیام بشمار آورد.
--
بعداً اگر وقت کنم در مورد خیام و نظربازی هایش که آقای شمیسا به آن ها اشاره نکرده
است بیشتر خواهم نوشت.

Catwoman: from here, Bane's men patrol the tunnels. And they're not your average brawlers
Batman: Neither am I
پاسخ


پیام‌های این موضوع

موضوعات مشابه ...
موضوع / نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: