12-05-2013, 11:39 AM
Alice نوشته: من امروز با دوستانم فرحـزاد بودم و ریزههای باران و مه رقیقی بود، هوای دلچسبی بود و از بالا ابرها همآه،بهترین متود در این مواقع "ترولینگ"ه اصولا "جدی گرفته نشدن و شوخی کردن" برای باورهای خیلی از اشخاص مثل پتک میمونه،همینکه بتونی باورهاشون رو از جایگاه "مقدس و دست نیافتنی بودن" پایین بکشی میتونه آغاز یک تغییر باشه.
کوهها را سخت میفشردند. جایتان خالی:
بحثی پیرامون اسلام و وجود خدا در گرفت. چهار پنج تن از پسرها که به من حملهی شخصی میکردند و
من هم تک افتاده بودم.. ولی کوشیدم بشیوهی مزدکی پاسخشان را آهسته و به نوبت بدهم که نشد. چون
از درون تا مرز انفجار پیش میرفتم و واقعا اعصابم درد گرفت که چرا مردم انقدر خنگ هستند؟؟!
دست آخر هم که بحث فرجامی نداشت یکیشان به من گفت مرجع تقلیدی در قم میشناسد که دانشمند
است و اطلاعات گسترده ای دارد, باید من را پیش او ببرد تا با او بحث کنم. (=خودکشی)
-از خاطرات یک مبلغ بی خیال:))
To ravage, to slaughter, to usurp under false titles, they call empire; and where they make a desert, they call it peace
Tacitus-
Tacitus-