11-21-2012, 11:04 PM
Alice نوشته: ممدجان سیگار میکشی ؟!
نکش باباجان ؛
من که یک نخ می کشم دستم آنچنان بوی سیگار می گیرد که بی درنگ یک نخ دیگر روشن می کنم ! (:
البته امشب در اعماق سوگواری ، در مرکز شهر که بودم ؛ اندک بارانی هم می بارید !
نه نمیکشم
مگر اینکه هوا مه الود یا برفی و یا بارونی باشه و جمع دوستان بطلبن
یادمه پارسال تو اوج سرمای زمستون دمای هوای زیر 5 الی 6 درجه زیر صفر بود
ماشین داداشه رو برداشیم رفتیم با رفیقه یه چرخی بزنیم وسط راه فمیدیم بخاری خرابه
خلاصه دو نخ سیگار گرفتیم و در حالی که شیشه ها رو داده بودیم پایین و مث سگ میلرزدیم کشیدیم و تمام شد
رفتم خونه
خوابیدم
صبح ساعت 6 با جیع و نعره و فحش های گوش خراش مامانم از خواب بیدار شدم که کدوم فلون فلون شده ای سگار کشیده تو ماشین؟
نکنه تو هم سیگار کشیدی؟ حلالت نمیکنم و این حرفا
ول که نمیکرد که در نهایت بهش گفتم یه رفیق احمق قدیمی داشتم که رسوندمش خونه و اونم سیگار کشید تو ماشین و هر چی بهش گفتم نکش گوش نداد
حال میکنید از هر چیز یه خاطره دارم خدایی؟؟
