نامنویسی انجمن درست شده و اکنون دوباره کار میکند! 🥳 کاربرانی که پیشتر نامنویسی کرده بودند نیز دسترسی‌اشان باز شده است 🌺

رتبه موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

اثبات وجود حق تعالی بوسیله برهان جناب معلم ثانی ابونصر فارابی(ره)
#11

ابن سینا نوشته: 1-آنکه شما به جای آنکه به این موجود عاری از هر نقص که همه چیز را آفریده است ولی خود آفریده چیزی نیست و هر چیزی به جز او ناقص است،خدا بنامید او را مجموعه هستی می نامید.ما بر سر نام که دشمنی نداریم.البته نام هم نباید مفهوم بدی نداشته باشد.ولی اگر شما دوست دارید چنین نامی بر آن بگذارید ولی به همان چه که گفتم معتقدید احسنت برشما که شما موحدید.

خطای نخست شما ادعاهاییست که میکنید اما دلیلی برای اونها نمیارید ... مثلا شما ثابت کنید چرا اصولا آفرینشی باید در کار باشه ؟ یعنی ابتدا تعریف آفرینش ، سپس چگونگی اون رو برای ما اثبات کنید .



ابن سینا نوشته: 2-اگر منظورتان از مجموعه هستی،مجموعه عالم ماده است سخن شما بسیار سخیف است به دلائل بسیار. دلیل اول آنکه این عالم از چندین جزء تشکیل شده است و لذا به این اجزا نیازمند است پس نمی تواند بدون نقص باشد و هر چیز ناقص را علتی لازم است چون معلول است پس خالق و علت العلل نخواهد بود.دلیل دوم آنکه فرض وجود نداشتن این عالم محال نیست پس این عالم عین وجود بی نقص و علت العلل نیست(چنانکه این برهان را سال ها قبل از فلاسفه اسلامی،امام رضا(ع) فرموده بودند).و دلائلی دیگر که برای طویل نشدن متن آنها را به خودتان واگذار می کنم.

خطای نخست شما همین جا هم تکرار میشه که تقسیم بندی ماده و غیر ماده میکنید بدون اثبات غیر ماده !! پس نخست برای ما غیرماده رو تعریف و وجودش رو اثبات کنید . بعد هم به فرض این عالم اجزایی داره که به هم نیازمند هستن ، کل مجموعه به عامل خارج از مجموعه دیگه نیاز نداره ، چون خارج از مجموعه اصولا چیزی نداریم یا وجودش اثبات نشده ...


ابن سینا نوشته: 3-منظورتان از مجموعه هستی،خود هستی است.یعنی خود وجود.یعنی بودن و هستن و امثال اینها.اگر منظورتان چنین است به توحید ناب می رسید اگر هوشمند باشید.در این مورد اگر منظورتان این چنین بود بهتر است خصوصی صحبت کنیم زیرا عقل هر انسانی را گنجایش چنین سخنانی نیست.

این مورد رو هم میشه به توعی در راستای همون حرف قبلیم در نظر بگیرید ! یعنی چون هیچ مطلق بی معنی و غیر منطقیست ، آفریننده و آفرینش هم بی معنی خواهد بود . پس خدایی در کار نیست به مفهوم به مفهوم آفریننده !
پاسخ
#12

بسم الله الرحمن الرحیم
پاسخ آقای آنارچی
جناب آقای آنارچی.قبل از پاسخ مفصل یک نکته.شما لطفاً به نوشته های امثال فلاسفه اسلامی رجوع کنید و آنرا با نوشته های امثال وینگنشتاین(از نوابغ مکتب غرب)مقایسه کنید.خواهید دید که حکمای اسلام بیشتر سخنانشان بر پایه برهان است حال آنکه این حالت کاملاً در مکتب غرب است.و اما بعد.گفتید که اول آفرینش را ثابت کنیم.این جوابش کاملاً روشن است.اولاً فرض عدم این جهان محال نیست پس لزومی برای وجود داشتن آن نبوده و نیست مگر اینکه برای آن علتی و وجود دهنده و ضرورت دهنده(وجوب دهنده)ای باشد.ثانیاً تمامی اشیاً و اجزاء این عالم ناقص اند.اصلاً محدود بودن در ماده خودش نقص است.این می شود دلیلی بر معلول بودنشان. اما وقتی شما با براهین مختلف(چنانکه یکی از این براهین بیان شد) معلول نبودن علت العلل را ثابت می کنید لزوماً آن چیز باید ماده نباشد و از ماده مجرد باشد.هم چنین براهین مختلفی در اثبات مجردات آمده است که البته به موضوع ما مرتبط نیست.
پاسخ
#13

جناب ابن سینا، این برهانی که مطرح نمودید ایرادات بسیاری دارد و اتفاقا نقض آن هم در همان فیزیک کوانتوم مشاهده شده است!
اما من اکنون به همان مطالب بحث شده می پردازم.


ابن سینا نوشته: .مختصراً می توان گفت نظر هیوم بر آن است که بین علت و معلول هم زمانی است یعنی یک همراهی زمانی دائمی بین دو چیز است و ما از آن علیت را برداشت می کنیم ولی فی الواقع آنچه که ما می گوئیم علیت یعنی چیزی چیزی دیگر را بوجود آورد قبول ندارد بلکه صرفاً یک همراهی زمانی است.
نظر این فیلسوف!!!غربی!!!را اینطور می توان رد کرد که این نظر برخلاف بداهت عقل است.می پرسید چرا؟گوئیم به خاطر آنکه هر کسی حتی دانشمندان ملحد هم این را اعتقاد دارند که به سبب وجود ویژگی در چیزی،آن می تواند سبب پدیده ای شود.مثلاً دقت کنید که آتش سبب گرم شدن آب می شود.هر کس می داند از ویژگی های این آتش است که گرما ایجاد می کند.
مقصود هیوم در اینجا اشاره به توالیِ زمانیِ تجربه شده است. به این معنا که ما صرفا تجربه کرده ایم که از آتش گرما احساس می شود و با آن می توان آب را گرم نمود. حال این تجربه(توالی رویدادها) ممکن است بار ها و بارها برای ما تکرار شود. اما در نهایت چیزی جز تجربه ای اعتباری نیست و از آن نمی توان حکم به رابطه ای عقلی و جهان شمول رسید. همان طور که در بالا نوشتم امروزه مشاهده شده که ذرات بنیادین بدون علت به وجود می آیند و یا از بین می روند و اتفاقا یکی از نظریه های مهم در توضیح به وجود آمدن جهان نظریه ی "تکینگی" می باشد که توسط پروفسور هاوکینگ و پنروز ارایه شده و بیان می کند که جهان در زمان( صفر از مهبانگ همان بیگ بنگ) در تکینگی بدون علت به وجود آمده است.

ابن سینا نوشته: اگر از هیوم بپرسی که آقای هیوم!شما چرا به چنین چیزی معتقد هستید؟او هر چه بگوید دلیل اعتقاد خودش را بیان کرده است و این همان علت نتیجه اش است.یعنی او یک سری صغری و کبری می چیند(به عنوان مثال)و بعد نتیجه ای می گیرد.تا زمانی که آن مقدمات نباشند،چنین نتیجه ای هم نخواهد بود.پس باید آقای هیوم اقرار کند که یا نتیجه اش اشتباه بوده است و دچار سفسطه در برهان شده است یا اینکه بگوید حرفش تنها همراهی زمانی با مقدماتش دارد.خوب ما هم می گوئیم« حرف بی دلیل باد هواست»
گرچه من هم با تجربه گرایی صرفِ هیوم مشکل دارم؛ اما در اینجا ایرادی بر هیوم وارد نیست. زیرا هیوم
می تواند در حیطه ی تجربیات اعتباری استدلال کند(چیزی که در علوم تجربی صورت می گیرد) ولی همچنان از لحاظ معرفت شناسیِ فلسفی جایگاه آنها را تبیین نماید.

همین بود زندگی؟! پس تحقیر بیشتر، شکست بیشتر، رنج بیشتر...
پاسخ
#14

بسم الله الرحمن الرحیم
با عرض احترام خدمت آقای Rationalist
بنده در نوشته جنابعالی تحلیلی ضد گفته حقیر نیافتم.لازم به ذکر است که گفته های تجربه گرایان در میان تمامی علمای علم طبیعی هم طرفدار ندارد.مثلا جنابتان کمی در مورد فلسفه پزشکی تحقیق بفرمائید.تقریبا پارادایم حاکم بر پزشکی مدرن(حتی پزشکی غربی.البته پزشکی مدرن برخواسته از غرب است گرچه ریشه اسلامی داشته باشد) کاملا ضد تجربه گرایان است و علی الخصوص هیوم.علی ای حال اگر علیت را صرفا تقارب زمانی بدانید دیگر نمی توانید بگوئید وقتی فلان چیز را مشاهده کردم (مثلا وقتی فلان باکتری را در نمونه خون مریضی دیدید) به او فلان آنتی بیوتیک را بدهم درمان میشود حال آنکه وقتی بحثی علمی میشود حقیقتا گرما را برخواسته از شعله می دانیم و حقیقتا باکتری های آنتی متابولیت را برهم زننده واکنش تشکیل فولات در باکتری می بینیم.وقتی از شما علت حرکت برانگیخته شدن الکترون را در پدیده ایزوالکتریک می پرسند نمی فرمائید این را صرفا تقارب زمانی نمی دانید.شما می فرمائید موج نوری سبب برانگیخته شدن الکترون میشود.اگر فرکانس آن از فلان حد کمتر بود حرکت نمی کند.اینها را شما حقیقتا علیت می دانید نه تقارب زمانی.نظریه هیوم در باب علیت باعث فروپاشی تمامی نظریات و علوم میشود و اجازه جرکت و پویائی را به انسان نمی دهد.البته این قضیه آنقدر بدیهی است که خود هیوم هم معتقد بدان نبوده است چون نظرش خود شمول است(یعنی طبق نظریه هیوم باید گفت این دو تفکر ذهنی که صغرا و کبرای نتیجه او شده اند صرفا تقارب زمانی داشته اند از اینرو نمی توان چنان نتیجه ای گرفت).
از جنابعالی تقاضا دارم در نوشته های آتی خود براهین خودتان را ارئه بفرمائید.
پاسخ
#15

ابن سینا نوشته: نظریه هیوم در باب علیت باعث فروپاشی تمامی نظریات و علوم میشود و اجازه جرکت و پویائی را به انسان نمی دهد.البته این قضیه آنقدر بدیهی است که خود هیوم هم معتقد بدان نبوده است چون نظرش خود شمول است(یعنی طبق نظریه هیوم باید گفت این دو تفکر ذهنی که صغرا و کبرای نتیجه او شده اند صرفا تقارب زمانی داشته اند از اینرو نمی توان چنان نتیجه ای گرفت).
شما همچنان گفته های قبلی خود را با جزمیت تکرار می کنید! بیان داشتم که باید به این دیدگاه فلسفه ی هیوم در تراز معرفت شناسی نگاه کنیم. پیشنهاد من این است که دقیق تر و با دیدی بازتر در فلسفه ی او تعمق نمایید.
نقل قول: از جنابعالی تقاضا دارم در نوشته های آتی خود براهین خودتان را ارئه بفرمائید.
من در این مورد برهانی از خودم ندارم! فلسفه ی ظریف و پرقدرت هیوم و مشاهدات علمی امروز در فیزیک کوانتوم، به خوبی جایگاه "علیت" را نشان می دهند.

همین بود زندگی؟! پس تحقیر بیشتر، شکست بیشتر، رنج بیشتر...
پاسخ


موضوعات مشابه ...
موضوع / نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 2 مهمان