اینها تعریف هستند حالا شاید تا حد زیادی بشه گفت "فرهنگ تجاوز"به نظر ابطال پذیر نمیاد ولی چه مشکلی در ابطال پذیری اون دو تا دیگه هست؟:))
؟!
خُب تعریف باشند، «تعریف» بودن چیزی آنرا از نیاز به علمی بودن ساقط نمیکند، همه چیز به نوعی «تعریف» است. این مشکل که ابطالپذیر نیستند؟ مایلیم بشنویم موارد ابطالپذیری آنها را.
اول اینکه این فرایند فرگشتیک شروع شده نه توسط مردان بنابراین مطرح کردنش به این شکل به راحتی پوچش پذیره.(همچنان از دست این پارسی نویسیت:)) )
اول اینکه، تنها بخش از تئوری فرگشت که ابطالپذیر است زیست شناسی فرگشت، ژنتیک فرگشت، دیرینشناسی فرگشت و باستان شناسی آنست، «روانشناسی فرگشتی» و «مردم شناسی فرگشتی» که در آن به برسی خُلق و خوی انسان بر پایهی نظریهی تکامل میپردازد درحد گمانهزنیست و فاقد وجاهت علمی میباشد.
پس به ریسمان پارهی دیگری باید چنگ بزنید، خود روانشناسی در هوا آویزان است!
در واقع من باور دارم بخشی از زنان اگر همه موقعیت های بیرون از خونه هم در دسترشون باشه ممکن میل به خونه داری داشته باشند(و البته باز هم دیدگاه بعضی فمنیست های دیگه هم هست) ادعای درست تر به این شکله:مردان زنانی رو که میخواستند در خانه نمونند زور میکردند،هم پوچش پذیره.چطور؟با نشون دادن شواهدی که نافرمانی زنان در این موارد توسط مردان مجازات میشده.
wut ؟ 🐤
ابطال پذیر یعنی میتوان اشتباه بودن آنرا اثبات کرد، مثلا «وجود خدا» ابطالپذیر نیست زیرا نمیتوانید نبودن او را اثبات بکنید. هر تئوری علمی را باید بتوان ابطال کرد، برای مثال اگر اسکلت دویست میلیون سالهای از انسان پیدا بکنید فرگشت باطل میشود، یعنی باید بتوانیم شرایطی را تصور بکنیم که با وجود باقی ماندن پرسمان، پاسخ بدگرد. مردسالاری، مزیتمردی و فرهنگ تجاوز هر سه ابطالناپذیر هستند زیرا نمیتوان همان مجموعه شرایطی را که تصویر میکنند در صورت عدم وجود مردسالاری، مزیت مردی و فرهنگ تجاوز فهمید.
خُب تعریف باشند، «تعریف» بودن چیزی آنرا از نیاز به علمی بودن ساقط نمیکند، همه چیز به نوعی «تعریف» است.
این مشکل که ابطالپذیر نیستند؟ مایلیم بشنویم موارد ابطالپذیری آنها را.
اول اینکه، تنها بخش از تئوری فرگشت که ابطالپذیر است زیست شناسی فرگشت، ژنتیک فرگشت، دیرینشناسی فرگشت و باستان شناسی آنست، «روانشناسی فرگشتی» و «مردم شناسی فرگشتی» که در آن به برسی خُلق و خوی انسان بر پایهی نظریهی تکامل میپردازد درحد گمانهزنیست و فاقد وجاهت علمی میباشد.
روان شناسی فرگشتیک؟!:))خب ببخشید مثل اینکه بعضی پست های من رو واقعا نمیخونی:))
الان برام جالب شد بدونم چه چیز رو اینجا از حرف های من نقد کردی چون پست من هیچ ارتباطی به روان شناسی فرگشتیک نداره!:))
پس به ریسمان پارهی دیگری باید چنگ بزنید، خود روانشناسی در هوا آویزان است!
خیر،ابطال ناپذیری بخش های قابل توجهی از روان کاوی پذیرفتنیه ولی روان شناسی یک علم هست پاش هم جایی آویزون نیست:) (هرچند من اصلا ازش استفاده نکردم در این پست ها!)
ابطال پذیر یعنی میتوان اشتباه بودن آنرا اثبات کرد، مثلا «وجود خدا» ابطالپذیر نیست زیرا نمیتوانید نبودن او را اثبات بکنید. هر تئوری علمی را باید بتوان ابطال کرد، برای مثال اگر اسکلت دویست میلیون سالهای از انسان پیدا بکنید فرگشت باطل میشود، یعنی باید بتوانیم شرایطی را تصور بکنیم که با وجود باقی ماندن پرسمان، پاسخ بدگرد. مردسالاری، مزیتمردی و فرهنگ تجاوز هر سه ابطالناپذیر هستند زیرا نمیتوان همان مجموعه شرایطی را که تصویر میکنند در صورت عدم وجود مردسالاری، مزیت مردی و فرهنگ تجاوز فهمید.
با پاسخ من تناقضی نداشت:)خب مثل اینکه واقعا باید باز شفاف سازی کنم:
اگر در جامعه ای زنان بدون سرکوب مردان و ویژگی های مردسالارانه اجازه(نه لزوما خواست) ورود به جامعه رو داشتند در اون جامعه مرسالاری وجود نداره،شرایط
از این شفاف تر برای رد یا اثبات مردسالاری در یک جامعه؟!:))
با پاسخ من تناقضی نداشت:)خب مثل اینکه واقعا باید باز شفاف سازی کنم: اگر در جامعه ای زنان بدون سرکوب مردان و ویژگی های مردسالارانه اجازه(نه لزوما خواست) ورود به جامعه رو داشتند در اون جامعه مرسالاری وجود نداره
اسپاگتی به فریادمان برسد، خُب آنوقت مردسالاری به راستی وجود نخواهد داشت، شما در آزمایش خود شکست خوردهاید! ابطالپذیری یعنی شرایطی را تصور بکنید که فرضیه در آن صحت نداشته باشد، شرایط را به آزمایش بگذارید و نتیجهی اشتباه بگیرید، شما فقط بخش اول را انجام میدهید. اسم این شفافسازی که کردهاید منطق خودرجوع است نه ابطالپذیری: «فرض وجود خدا ابطالپذیر است زیرا تصور عدم وجود خدا اثبات میکند خدا هست».
روان شناسی فرگشتیک؟!:))خب ببخشید مثل اینکه بعضی پست های من رو واقعا نمیخونی:)) الان برام جالب شد بدونم چه چیز رو اینجا از حرف های من نقد کردی چون پست من هیچ ارتباطی به روان شناسی فرگشتیک نداره!:))
اول اینکه این فرایند فرگشتیک شروع شده نه توسط مردان بنابراین مطرح کردنش به این شکل به راحتی پوچش پذیره.(همچنان از دست این پارسی نویسیت:)) )
لطفا بفرمایید دقیقا کجای «فرایند فرگشتیک شروع شده توسط مردان» مبتنی بر بیولوژی، ژنتیک یا دیرینشناسی انسان است، و استدلالی برآمده از رهیافتی روانشناختی-مردمشناختی از تکامل نیست.
خیر،ابطال ناپذیری بخش های قابل توجهی از روان کاوی پذیرفتنیه ولی روان شناسی یک علم هست پاش هم جایی آویزون نیست:) (هرچند من اصلا ازش استفاده نکردم در این پست ها!)
خیر کل روانکاوی، روانشناسی و زیرشاخههای مرتبط با آنها شبهعلمی و مبتنی بر ادعاهای ابطالناپذیر هستند.
روانپزشکی و عصبشناسی علمی هستند.
البته روانشناسی شاخهای بسیار جدید از دانش بشر است و هنوز جا برای پیشرفت دارد، و پیشرفت هم داشته و خود را هرچند به کندی، به سمت علمیتر شدن میکشاند.
اما، ادعا دربارهی ریشه داشتن «مردسالاری» و مزیت مردی» در تکامل فارغ از نادرستی آن تا مرز تخیلی بودن، میرود در شاخهی روانشناسی-مردمشناسی فرگشتیکی قرار میگیرد که هنوز در مرحلهی نونهالی و پیشاعلمی هستند و خودشان جای پای محکمی پیدا نکردهاند، نه بخشهای به راستی دانشیک آن که پیشتر ذکر شدهاند. در نتیجه همانطورکه گفتم شما تلاش کردهاید ادعاهای فمینیستی را با جعل کردن مفاهیمی در روانشناسی فرگشتیکی(که البته آنها را هم تحریف کردهاید، هیچ جای روانشناسی قرگشتیکی نمیگوید مردان بطور سیستماتیک اقدام به سرکوب زنها و زنانگی کردهاند)، که خود انباشته از ادعاها و فرضیههای درونتهی و غیرعلمیست اثبات بکنید، یا به عبارت بازهم سادهتر، به ریسمان پارهی بدرد نخوری چنگ زدهاید.
مشکل اصلی شما اینست که میخواهید نگرهای ایدئولوژیک را اثبات علمی بکنید، و ایندو باهم آشتیپذیر نیستند زیرا ایدئولوژی با اعلام یک حقیقت خود را بازتعریف میکند،
اما سر و کار علم با واقعیت است و هرگز به بازی زبانی «حقایق» وارد نمیشود.
مشکل فرعیتان هم آنجاست که علاقهی جنونآمیزی به فرسایشی کردن تمام بحثها دارید و پس از آنکه اشکال بخشی از ادعاهایتان نشان داده شد بجای پذیرفتن آنها، میکوشید وانمود بکنید نمونهی جدیدی که ارائه کردهاید و با مدل اصلی/اولی که نقد ما به آن وارد شده متفاوت است، همانیست که از آغاز منظور داشتهاید و با آنکه چیزی یکسره تازه که به نظرتان مشکلزدایی شده است را پیشنهاد کردهاید، نقدی که در آغاز آن ایراد را نشان داده بود بیاعتبار جلوه میدهید. اینکه حاضر نیستید حتی یک وجب عقبنشینی بکنید از عوارض همکلامی زیاد با مسلمانان است.
i know :)) هرچند پست های بعدی هم که میخواستم بزنم به همین شکل بود،خسته کننده، طولانی و از همه مهمتر متمرکز و نه پراکنده:)
نظر من اینست که ما هرکدام موقتا راه خودمان را برویم، من با رویکردی که در این جستار داشتم اکنون تا اندازهی زیادی مخالفم، هر روشی از طرح گفتمان که باعث رنجیدن و موضع دفاعی گرفتن زنان بشود فایدهای نخواهد داشت، ما به همراهی آنها نیاز داریم. بنابراین بجای پیش بردن گفتگوی جاری در اینجا ترجیح میدهم برای مدتی فقط به مطرح کردن مشکلاتی که مردان منحصرا با آنها روبرو هستند و راههای برونرفت از آنها و دستاوردهای تبعیضآمیز فمینیسم در غرب بپردازم تا ببینم چه میشود، اما قطعا در آینده به این بحث باز خواهم گشت.
نظر من اینست که ما هرکدام موقتا راه خودمان را برویم، من با رویکردی که در این جستار داشتم اکنون تا اندازهی زیادی مخالفم، هر روشی از طرح گفتمان که باعث رنجیدن و موضع دفاعی گرفتن زنان بشود فایدهای نخواهد داشت، ما به همراهی آنها نیاز داریم. بنابراین بجای پیش بردن گفتگوی جاری در اینجا ترجیح میدهم برای مدتی فقط به مطرح کردن مشکلاتی که مردان منحصرا با آنها روبرو هستند و راههای برونرفت از آنها و دستاوردهای تبعیضآمیز فمینیسم در غرب بپردازم تا ببینم چه میشود، اما قطعا در آینده به این بحث باز خواهم گشت.
در مورد کلیت بحث ها توقف رو میپذیرم ولی وقتی مثل این مورد به دانش و تفسیرهای مرتبط به اون میرسیم اختلاف عمیقی داریم و ساکت موندن برام کار سختیه:))
اگر برات مقدوره این یکدونه رو فعلا رها نکن:)
یک نکته ای که شاید بهتر بود در ابتدا میگفتم اینه که از دید من پوچش ناپذیری چیز مردودی نیست(مثل بخش های زیادی از اخلاقیات) و در همون موردی هم که لینک داده بودی اشاره من به مواردی بود که باید علمی باشند،مثل تئوری های اقتصادی:) (نگران نباش همچنان من بسیاری از چیزهایی که فمنیسم مطرح میکنه رو پوچش پذیر میدونم و جا نمیزنم:)) )
اسپاگتی به فریادمان برسد، خُب آنوقت مردسالاری به راستی وجود نخواهد داشت، شما در آزمایش خود شکست خوردهاید!
ابطالپذیری یعنی شرایطی را تصور بکنید که فرضیه در آن صحت نداشته باشد، شرایط را به آزمایش بگذارید و نتیجهی اشتباه بگیرید، شما فقط بخش اول را انجام میدهید. اسم این شفافسازی که کردهاید منطق خودرجوع است نه ابطالپذیری: «فرض وجود خدا ابطالپذیر است زیرا تصور عدم وجود خدا اثبات میکند خدا هست».
در مورد پوچش پذیری اشتباه بزرگی کردی،اینجا رو بخون:)این فرضی هم بهش حمله کردی یک پهلوان پنبه ذهنی هست و ربطی به مدعیات من نداره،من در بحث اخیر مدعی پوچش پذیری بودم در پست های پیشین تلاش کرده بودم اثباتش کنم،امیدوارم تفاوت اثبات شدن و پوچش پذیری رو متوجه باشی:))
ولی ظاهرا گمان کردی من میخوام با پوچش پذیری درستی اونها رو اثبات بکنم نه امکان علمی بودنشون رو:)
نه نمیخونم فقط مینویسمشون:))ولی خب با خوندن پستم متوجه شدم اونی که من نوشتم رو نمیخونی!:))
من"اول اینکه این فرایند فرگشتیک شروع شده نه توسط مردان بنابراین مطرح کردنش به این شکل به راحتی پوچش پذیره.(همچنان از دست این پارسی نویسیت:)) ) "
من اینجا شروع شدن این فرایند رو توسط مردان انکار کردم در پست های پیشین(نمونه) هم مکررا این کار رو انجام دادم!
لطفا بفرمایید دقیقا کجای «فرایند فرگشتیک شروع شده توسط مردان» مبتنی بر بیولوژی، ژنتیک یا دیرینشناسی انسان است، و استدلالی برآمده از رهیافتی روانشناختی-مردمشناختی از تکامل نیست.
و همچنان در شگفتم که چنین سخنی رو به من نسبت میدی وقتی من صریحا ردش میکنم!:))و الان مطمئن تر شدم که بسیاری از پاسخ هایی که بهت دادم رو احتمالا با دقت نخوندی:)
وقتی من میگم ادعای مردسالارانه بودن یک سیستم حرمسراگونه مثلا در سیل ها احمقانست!آیا دارم از یک دیدگاه غیر بیولوژیک نگاه میکنم؟!ناامید شدم:)
خیر کل روانکاوی، روانشناسی و زیرشاخههای مرتبط با آنها شبهعلمی و مبتنی بر ادعاهای ابطالناپذیر هستند.
مثل اینکه حالا حالاها در تعریف ها به توافق نمیرسیم:)
Method of treating mental disorders that emphasizes the probing of unconscious mental processes کل روان کاوی علمی نیست چون راهی برای نشون دادن نادرستی اهمیت ناخوداگاه در درمان اختلالات ذهنی نیست.(البته این پوچش ناپذیری حتی به نتایجش هم قابل تعمیمه)
Scientific discipline that studies mental processes and behaviour in humans and other animals
Literally meaning "the study of the mind," psychology focuses on both individual and group behaviour
ما یک چیز به نام ذهن رو تعریف کردیم(مثل تعریف جهان فیزیکی در فیزیک) و در حال مطالعش هستیم،روشمون هم علمیه،باقی موارد هم تئوری های روان شناختی هستند پوچش پذیری یا ناپذیری اونها(مثل دانش های دیگه)ربطی به پوچش پذیری مفهوم روان شناسی نداره.
البته روانشناسی شاخهای بسیار جدید از دانش بشر است و هنوز جا برای پیشرفت دارد، و پیشرفت هم داشته و خود را هرچند به کندی، به سمت علمیتر شدن میکشاند.
بدبختی اینجاست که اتفاقا اکثر متودها و تئوری های روان شناسی علمی هستند(به جز خودش)ولی باز هم اینجا علمی بودن رو مساوی علمی درست قرار دادی:)تئوری های علمی روان شناسی میتونند نادرست باشند(مثلا به دلیل نوپا بودن احتمالش بیشتره)
اما، ادعا دربارهی ریشه داشتن «مردسالاری» و مزیت مردی» در تکامل فارغ از نادرستی آن تا مرز تخیلی بودن، میرود در شاخهی روانشناسی-مردمشناسی فرگشتیکی قرار میگیرد که هنوز در مرحلهی نونهالی و پیشاعلمی هستند و خودشان جای پای محکمی پیدا نکردهاند، نه بخشهای به راستی دانشیک آن که پیشتر ذکر شدهاند. در نتیجه همانطورکه گفتم شما تلاش کردهاید ادعاهای فمینیستی را با جعل کردن مفاهیمی در روانشناسی فرگشتیکی(که البته آنها را هم تحریف کردهاید، هیچ جای روانشناسی قرگشتیکی نمیگوید مردان بطور سیستماتیک اقدام به سرکوب زنها و زنانگی کردهاند)، که خود انباشته از ادعاها و فرضیههای درونتهی و غیرعلمیست اثبات بکنید، یا به عبارت بازهم سادهتر، به ریسمان پارهی بدرد نخوری چنگ زدهاید.
ریسمان پاره رو ول کن و به جاش دست از سر پهلوان پنبه بدبخت بردار، شوالیه جای دیگه وایساده:))خب اونهایی که به نادرستی بهم نسبت دادی ارزش پاسخ دادن نداره(مگراینکه با لینک و منبع نشون بدی من چنین ادعاهایی کردم)
تنها بخشی که واقعا فرض من هست ریشه مردسالاری در فرگشت هست که من آغازش رو در اثر فرگشت میدونم(که اگر پست های قبلی من رو خونده بودی بسیار تکرارش کردم)من هیچ جایی نگفتم ریشه های مردسالاری رو مردان ایجاد کردند بلکه مردان از جایی این فرایند رو آگاهانه ادامه دادند(با رسیدن به ادراک بیشتر آگاهانه بودنش هم بیشتر شده) و تقویتش کردند.
مشکل اصلی شما اینست که میخواهید نگرهای ایدئولوژیک را اثبات علمی بکنید، و ایندو باهم آشتیپذیر نیستند زیرا ایدئولوژی با اعلام یک حقیقت خود را بازتعریف میکند،
خیر مشکل اصلی من اینه با مفاهیم غیر علمی و پوچش ناپذیر در جایی که باید علمی باشند سر سازگاری ندارم:)
اما سر و کار علم با واقعیت است و هرگز به بازی زبانی «حقایق» وارد نمیشود.
مثل این حقایق؟!"سوال اینست که مردها چه نیازی به کنترل زنان دارند؟ از نظر فرگشتیک به سود مردان است که زنها اشتراکی باشند و انحصارطلبی جنسیتی استراتژیست که فقط به نفع زن خواهد بود. "که به راحتی ESS های دیگه رو نادیده میگیره:))
مشکل فرعیتان هم آنجاست که علاقهی جنونآمیزی به فرسایشی کردن تمام بحثها دارید و پس از آنکه اشکال بخشی از ادعاهایتان نشان داده شد بجای پذیرفتن آنها، میکوشید وانمود بکنید نمونهی جدیدی که ارائه کردهاید و با مدل اصلی/اولی که نقد ما به آن وارد شده متفاوت است، همانیست که از آغاز منظور داشتهاید و با آنکه چیزی یکسره تازه که به نظرتان مشکلزدایی شده است را پیشنهاد کردهاید، نقدی که در آغاز آن ایراد را نشان داده بود بیاعتبار جلوه میدهید. اینکه حاضر نیستید حتی یک وجب عقبنشینی بکنید از عوارض همکلامی زیاد با مسلمانان است.
خب این بخش رسمی نیست بنابراین جز پرداختن به شخص محسوبش نمیکنم:))خب مشکلی فرعی هم احتمالا در اینه که من در سرتاپای پست هات مفاهیمی رو میبینم که باهاشون مشکل دارم و بنابراین بحث ها فرسایشی میشه:)باقیش رو هم نطر شخصی قابل احترامت میدونم ولی ردش میکنم:))
اینکه حاضر نیستم حتی یک لرزش کوانتمی! از چیزهایی که فکر میکنم درست تر هستند عقب نشینی کنم البته گردن مسلمانان بدبخت نباید انداخت:))
فمینیسم همونطور که از نامش پیداست یجورایی نقش وکیل مدافع زنها رو بازی میکنه و اینکه ازش توقع داشته باشیم از حقوق مردان هم دفاع بکنه یکم بیجاست. بنابراین نمیشه یکطرفه و بتنهایی به عنوان معیار سنجش حق ازش استفاده کرد. مردان هم وکیل مدافع میخوان:)
فمینیسم همونطور که از نامش پیداست یجورایی نقش وکیل مدافع زنها رو بازی میکنه و اینکه ازش توقع داشته باشیم از حقوق مردان هم دفاع بکنه یکم بیجاست. بنابراین نمیشه یکطرفه و بتنهایی به عنوان معیار سنجش حق ازش استفاده کرد. مردان هم وکیل مدافع میخوان:)
این دوره تاکنون "بناحق" سپری شده, هر زمان پایان یابد درسته; نیازی به تایید از نهاد تاییدگری نمیرود!
در جاییکه ما نمیتوانیم از روی پیچیدگی دربیاوریم به زنان یا مردان بیشتر ستم میشود (یا بسیار نزدیک بهم بودند) نیز باز رویکرد اخلاقی میشود اینکه «برابرخواهی» را بگزینیم, زیرا در بلند-زمان به فرجام دلخواه و اخلاقی میرسد, ولی اگر مادینگرایی را برداریم و نادرست رفته باشیم به ٥٠% بشریت ستم کردهایم: ٢:١ گزینش «برابرخواهی» اخلاقیتر است.
چرا نیاز هست،البته در راستای حس ضد مرجعیتم باید باهات تا حدی موافقت کنم ولی در مورد اعتبار ادعاها مخالفتم میزنه بیرون:)) فرض اول:شرایطی به اندازه ای پیچیده هست که نمیشه مقایسه کرد. خب در این حالت نظرت کاملا درسته و هیچ خدشه ای هم نمیشه بهش گرفت ولی خود این پیچیدگی یک چیز خودگواه یا حتی بدیهی نیست و باید اثبات بشه. فرض دوم:فمنیسم در نهایت باعث بشه حقوق مردها پایمال بشه. من در رویکرد آغازین فمنیسم واقعا هیچ چیزی جز برابری خواهی نمیبینم و خب حاضرم روی این بحث کنم که در گذشته یا در بعضی جوامع حتما حقوق زنان و مردان برابر نبوده(با احتساب سربازی اجباری و سایر ستم هایی که به مردان میشه و میشده)و یا مرد ستیزی کمتر از زن ستیزی بوده:) بند کردن به اسم فمنیسم رو هم واقعا بهترین استدلال برای رد کردنش نیست،نقد رفتار یا ایده های فمنیستی به نطرم خیلی منصفانه تره:)
چرا نیاز هست،البته در راستای حس ضد مرجعیتم باید باهات تا حدی موافقت کنم ولی در مورد اعتبار ادعاها مخالفتم میزنه بیرون:))
فرض اول:شرایطی به اندازه ای پیچیده هست که نمیشه مقایسه کرد.
خب در این حالت نظرت کاملا درسته و هیچ خدشه ای هم نمیشه بهش گرفت ولی خود این پیچیدگی یک چیز خودگواه یا حتی بدیهی نیست و باید اثبات بشه.
فرض دوم:فمنیسم در نهایت باعث بشه حقوق مردها پایمال بشه.
من در رویکرد آغازین فمنیسم واقعا هیچ چیزی جز برابری خواهی نمیبینم و خب حاضرم روی این بحث کنم که در گذشته یا در بعضی جوامع حتما حقوق زنان و مردان برابر نبوده(با احتساب سربازی اجباری و سایر ستم هایی که به مردان میشه و میشده)و یا مرد ستیزی کمتر از زن ستیزی بوده:)
بند کردن به اسم فمنیسم رو هم واقعا بهترین استدلال برای رد کردنش نیست،نقد رفتار یا ایده های فمنیستی به نطرم خیلی منصفانه تره:)
١. ما نباید ثابت کنیم پیچیده است, شما که مادینگرایی (feminism) را گزیدهاید باید ثابت کنید به زنان بیشتر ستم میشده —> بار اثبات ادعا بر دوش مدعی
٢. از آنجاییکه آدمِ نیکی هستم برای شما ثابت هم میکنیم بسیار پیچیده است:
این همه گفتمان را میبینید؟ اگر به اندازهیِ اینکه «سیاهپوستان برده هستند, سپیدپوستان نیستند, بردگی بسیار بد است, پس به سیاهپوستان ستم بدی میشود» یا «ماست سپید است» ساده بود نیازی به آنها نمیرفت!
٣. سرانجام هم اگر راست میگویید و این اندازه مادینگرایی (feminism) همان «برابرخواهی» میباشد, پس خودتان را «برابرخواه» بنامید, چرا پافشاری بیجا روی "مادین"گرایی میکنید؟ ^ ⌣ ^
در راستای اینکه حس ترول زیادی دارم گفتم به مزیت های زنانه در گذشته بپردازم:))
نمونه بالا یک مزیت زنانه بسیار خاص هست که در قرون گذشته در چین وجود داشته، برای داشتن این مزیت زنانه و برده کردن مردان پول دار فقط نیاز به کمی بخت و اقبال داشتید تا خانواده شما رو انتخاب کنه:))
متاسفانه هنوز علت ایجاد این مزیت زنانه روشن نشده ولی به نطر میاد سکسی بودن! راه رفتن اینجور پاها یک دلیل مهم بوده:))
البته چون "نابرده رنج گنج میسر نمیشود" بنابراین نباید نق زد:))
در راستای اینکه حس ترول زیادی دارم گفتم به مزیت های زنانه در گذشته بپردازم:)) نمونه بالا یک مزیت زنانه بسیار خاص هست که در قرون گذشته در چین وجود داشته، برای داشتن این مزیت زنانه و برده کردن مردان پول دار فقط نیاز به کمی بخت و اقبال داشتید تا خانواده شما رو انتخاب کنه:)) متاسفانه هنوز علت ایجاد این مزیت زنانه روشن نشده ولی به نطر میاد سکسی بودن! راه رفتن اینجور پاها یک دلیل مهم بوده:)) البته چون "نابرده رنج گنج میسر نمیشود" بنابراین نباید نق زد:))
پابستن و حجاب و ... روشهای زنان برای فراجنسیتی کردن سکس و تشدید رقابت میان مردان(و تخفیف رقابت میان زنان)بودهاند. در جامعهای که مردان دسترسی نمادینشده یا کمتری به زنان دارند، «نرخ» هم بسیار بالاتر میرود. کتابی در اینباره
در راستای اینکه حس ترول زیادی دارم گفتم به مزیت های زنانه در گذشته بپردازم:))
نمونه بالا یک مزیت زنانه بسیار خاص هست که در قرون گذشته در چین وجود داشته، برای داشتن این مزیت زنانه و برده کردن مردان پول دار فقط نیاز به کمی بخت و اقبال داشتید تا خانواده شما رو انتخاب کنه:))
متاسفانه هنوز علت ایجاد این مزیت زنانه روشن نشده ولی به نطر میاد سکسی بودن! راه رفتن اینجور پاها یک دلیل مهم بوده:))
البته چون "نابرده رنج گنج میسر نمیشود" بنابراین نباید نق زد:))
خشونت به هر چهرهای و بویژه بر کودکان بیشتر از همه نکوهیدنی است.
ولی برای خالی نبودن عریضه, ما هم یکی از نمادهای مردسالاری در آفریقا را میاوریم:
امیازهایِ ویژهای که شما از "نرینه" بودن و مردسالاری اتان میبرید:
هرچند چون «نابرده رنج گنج فراهم نمیشود», از همینرو نباید نالید!
پابستن و حجاب و ... روشهای زنان برای فراجنسیتی کردن سکس و تشدید رقابت میان مردان(و تخفیف رقابت میان زنان)بودهاند. در جامعهای که مردان دسترسی نمادینشده یا کمتری به زنان دارند، «نرخ» هم بسیار بالاتر میرود.
کتابی در اینباره
و وقتی عرضه این روش فراگیر شد قیمت میشکنه;)
خب در مورد ریشه ها و... مثل همیشه اختلاف داریم ولی اختلاف بنیادی تر شاید نتیجه نگاه به مقوله آزادی و تاکید روی نوع منفی یا مثبتش هست:)
first of all it's not about demonizing men ;)
"زنان کینه توز تر از مردان هستند"!؟
اینکه چنین باورهایی از کجا میاد اهمیتش کمتر از این نیست که آیا درست هستند یا نه ولی خب فعلا به جای ریشه ها میخوام ببینم واقعیت چیه:)
http://www.nytimes.com/2006/01/19/science/19revenge.html این خبر نیویورک تایمز در مورد پژوهشی هست که بررسی واکنش مردان و زنان به درد کشیدن فیزیکی کسی هست که اونها رو اشخاص بدی میدونند و بهشون آسیب رسونده(البته نه از نوع فیزیکی:)) )
در این پزوهش 32 نفر داوطلب بودند که یک بازی پول محور براشون طراحی شده بود، اگر با هم همکاری میکردند به سود هردو بود و تقلب کردن به سود یک نفر.البته افرادی هم از سوی پژوهش گران وارد داوطلبان شده بودند تا خودخواهانه بازی کنند.
با گذشت مدت کمی افراد شروع به دوست داشتن اونهایی کردند که با بقیه همکاری میکردند و دوست نداشتن متقلبین.
خب نکته جالب اینجاست که بعد از اتمام بازی به پارتنرها شوک داده میشد و مغز پارتنر دیگه در حال مشاهده صحنه شوک دادن اسکن میشد.چه در مردان و چه در زنان افراد با دیدن زجر پارتنرهای خوب احساس همدردی میکردند ولی با دیدن درد پارتنر های بد، مردان تقریبا هیچگونه همدردی نداشتند و در برابر بخش های مرتبط با پاداش در مغزشون فعال میشد.
خب زنان با دیدن شوک دادن به پارتنر بد همچنان حس همدردی داشتند هرچند کمتر شده بود.sounds interesting :)
البته پژوهشگران دیدگاشون این بوده که هنوز مشخص نیست که آیا این پاسخ ها نتیجه ویژگی های بیولوژیکی هست یا در اثر آموزش اجتماعی این تفاوت ها ایجاد میشه.
http://www.gwu.edu/~soc/docs/Kubrin_Weitzer.pdf البته شاید مورد قبلی کافی نباشه پس بریم به آمار ها هم سری بزنیم، این پژوهش نشون میده که 10 درصد از قتل های عادی کار زنان بوده ولی در برابر فقط 4 درصد از قتل های انتقام جویانه رو زنان مرتکب شدند.
البته این کتاب هم نکات خوبی رو مطرح میکنه.مردان وقتی روش انتقام گیری فیزیکی باشه پرخاش گری بیشتری نسبت به زنان دارند در حالی که در پرخاش گری زبانی چندان تفاوتی با زنان ندارند.
نکته مهم دیگه این هست که متود انتقام گیری غیر مستقیم بیشتر مورد علاقه زنان هست و اینکه به طور کلی زنان دلایل اینکه زنان پرخاشگری کمتری دارند(که البته لزوما به کینه توزی مربوط نیست) چندین مورد هست، که ترس از انتقام گیری طرف مقابل، نگرانی از آسیب دیدن اون شخص یا حس پشیمونی و اظطراب بیشتر در این موارد دخیله.
نکته نامربوط پایانی هم اینکه پرخاشگری بر ضد زنان از سوی هر دو جنس کمتر مورد تائیده که خب احتمالا همه میدونند:)
مقایسهای اتفاق نیافتاده مهربد جان، من «مثال»هایی زدم تا اشتباه بودن استدلال را نشان بدهم. اساسا تطابق یا عدم وجود آن میان «اصل» و «نمود» ِ یک ایدئولوژی یا مکتب(یا هرچه)زمانی که ما از مشکلات ِ پیرامون تاویلپذیری متن و عدم سنجهی مستقل اطلاع داریم فاقد موضوعیت است. اما حتی اگرهم باشد، توصیف دانشنامهای ِ یک واژه «تنها» روایت معتبر از آن نیست.
ولی من همچنان مقایسه آنجا میبینم (:
اینکه کسی بگوید بهمان ایئولوژیستها (باورمندان) کار نادرستی میکنند, پس ایدئولوژی (باور) نادرسته سخنی/سنجشی[1]
است نامنطقی.
مادینگرایی[2] هم از ریشه نادرسته (نه چون مادینگرایان[3] آدمهایِ بدی هستند یا کارِ نادرستی میکنند), که میخواهد:
١. برابری را با یکسویه نگری[4] بدست آورد: منطقوار برابری را براهِ برابر نگریستن (برابریخواهی[5]) بدست میاورند.
٢. با این پیشپیِ[6] نادرست کار خود را آغازیده که زنان از مردان بیشتر زیان میدیدهاند (ولی هرگز آنرا ثابت نکرده).
دگرسانی[7] بیش از اندازه میان مهاد[8] و نمود پذیرفتن هم نادرست میزند, اگر میگویید یک ایدئولوژی نادرسته و این نمودها هم در جایگاه چند
نمونه از نادرستیها این ایدئولوژی هستند, بایستی پیوند منطقی که ما را از «مهاد —> نمود» میرساند را نیز بنمایانید, که در اینجا شما
میان مهادِ مادینگرایی و نمودهایِ فزونخواهی و برابرترشدگی و ... زنانِ آنرا بخوبی نشان دادهاید و از همینرو سخن شما پذیرفتنی بوده است.
اینکه کسی بگوید بهمان ایئولوژیستها (باورمندان) کار نادرستی میکنند, پس ایدئولوژی (باور) نادرسته سخنی/سنجشی[1] است نامنطقی.
من گمان نمیکنم اینرا گفته باشم، بیشتر طرفدار جداسازی و واکاوی کامل چیزها از یکدیگر هستم. کسی مثل کریستینا سامرز هم خودش را فمینیست معرفی میکند، ولی «فمینیستها» به خون او تشنه هستند و هفتهای سه بار صفحهی ویکیپدیای او را تخریب میکنند، منظور اینکه بیان «فمینیست حقیقی کیست» هیچ معنایی نمیتواند داشته باشد. این یک ایراد من به آن بحث است(که به گمانم با آن موافقید)، ایراد دیگری که من میگیرم اینست که تقلیل معنا و گسترهی نفوذ عینی یک ایده یا مفهوم به معنای دانشنامهای ِ آن ما را منطقا دچار مشکل میکند، ایدهها نمیتوانند از نمودهای عینیشان آنچنان جدا باشند که بگوییم «هیچ» ربطی به آنها نداشتهاند، بله اینکه ادعا بکنیم یکسان بودهاند هم درست نیست، اما پالایش ایدهها از عینیت نیز به گمانم بخردانه نباشد. اینکه ایدههای مارکس در عمل زمین خورد و تحریف شد و ناقص رها شد بله از اعتبار بخش بزرگی از آثار او نمیکاهد، اما بیتردید ایرادی، جایی از کار او وجود داشت که به برآمدن احتمال این تحریفها بیاعتنا مانده بود و غیره. در مورد فمینیسم ماجرا چنین است که نه فقط ۱. ادعاها و پیشفرضها تبعیضآمیز و غلط هستند و از آغاز به نابرابری به سود زنان میانجامند، ۲. در عمل نیز تنها به تشدید وضع بسیار وخیمتر مردان انجامیدهاند و گاهی برای گرفتن «مزیت مردی» خیالی آنها تبعیضهای حقوقی، اجتماعی، آکادمیک، اقتصادی و فرهنگی برپاد ایشان براه انداختهاند. در این شرایط ارجاع دادن به توصیف فمینیسم در دیکشنری تحت عنوان «جنبشی برای برابری میان زن و مرد» آیا به نگر شما سفسطه نیست؟
به نظرم جامعه ایران برای یک پسر نوجوان (مخصوصا زیر 13 سال) هرگز امن نیست. یعنی اگر مثل فیلم "کودکی ایوان" یه بچه 12 ساله با چند مرد بزرگسال تنها میشد، به احتمال بسیار زیاد توسط آن مردان مورد تجاوز جنسی قرار میگرفت.
به نظرم جامعه ایران برای یک پسر نوجوان (مخصوصا زیر 13 سال) هرگز امن نیست. یعنی اگر مثل فیلم "کودکی ایوان" یه بچه 12 ساله با چند مرد بزرگسال تنها میشد، به احتمال بسیار زیاد توسط آن مردان مورد تجاوز جنسی قرار میگرفت.
این تراژدی بسیار غم انگیزیست که در جامعه ما وجود دارد و همه از آن باخبریم اما کسی چیزی در موردش نمیگوید . من معتقدم آمار تجاوزهایی که به پسربچهها میشود چند برابر آمارِ تجاوزهاییست که بر زنان و دختران میرود . انگولکها و دیگر جلوههای ریز و سادهی تجاوز کاملا عادی هستند و آنها را به حساب نمیآوریم. هرگز فمنیستی دیدهاید که در این مورد چیزی بگوید جز اینکه :"خودِ مردان به خودشنن تجاوز میکنن، پس به ما ربطی ندارد!"🤢
این تراژدی بسیار غم انگیزیست که در جامعه ما وجود دارد و همه از آن باخبریم اما کسی چیزی در موردش نمیگوید . من معتقدم آمار تجاوزهایی که به پسربچهها میشود چند برابر آمارِ تجاوزهاییست که بر زنان و دختران میرود . انگولکها و دیگر جلوههای ریز و سادهی تجاوز کاملا عادی هستند و آنها را به حساب نمیآوریم. هرگز فمنیستی دیدهاید که در این مورد چیزی بگوید جز اینکه :"خودِ مردان به خودشنن تجاوز میکنن، پس به ما ربطی ندارد!"🤢
😳
پارنویید داری به گمانم داریوش. اینکه در جامعه کوفتیِ ما آمارهای تجاوز به پسران و دختران اعلام نمیشه چه ربطی به فمنیست ها داره؟ اصلا در جامعه ی کوفتیِ ما فمنیست ها حق ابراز وجود برای دفاع از حقوق زنان رو دارند که بخوان درباره تجاوز به پسران سخن بگویند؟ این دفاع از مردانتون براتون باعث ایجاد هذیان شده ها
به نظرم جامعه ایران برای یک پسر نوجوان (مخصوصا زیر 13 سال) هرگز امن نیست. یعنی اگر مثل فیلم "کودکی ایوان" یه بچه 12 ساله با چند مرد بزرگسال تنها میشد، به احتمال بسیار زیاد توسط آن مردان مورد تجاوز جنسی قرار میگرفت. :|
پارنویید داری به گمانم داریوش. اینکه در جامعه کوفتیِ ما آمارهای تجاوز به پسران و دختران اعلام نمیشه چه ربطی به فمنیست ها داره؟ اصلا در جامعه ی کوفتیِ ما فمنیست ها حق ابراز وجود برای دفاع از حقوق زنان رو دارند که بخوان درباره تجاوز به پسران سخن بگویند؟ این دفاع از مردانتون براتون باعث ایجاد هذیان شده ها
بمیرم واقعا جقدر مظلوم هستند فمینیستهایِ ایرانی !! در غرب هم نمیتوانند از تجاور به پسران و مردان محصوصا در زندانها حرفی بزنند یا گربه زبانشان را خورده؟!!
😳 پارنویید داری به گمانم داریوش. اینکه در جامعه کوفتیِ ما آمارهای تجاوز به پسران و دختران اعلام نمیشه چه ربطی به فمنیست ها داره؟ اصلا در جامعه ی کوفتیِ ما فمنیست ها حق ابراز وجود برای دفاع از حقوق زنان رو دارند که بخوان درباره تجاوز به پسران سخن بگویند؟ این دفاع از مردانتون براتون باعث ایجاد هذیان شده ها :|
من خواستم اعلام نشدنِ آمار تجاوزها را به فمنیستها ربط بدهم؟ گفتم فمنیستهایی که برای حقوقِ برابرِ زن و مرد و همچنین رفع مشکلاتی که برای هر دو جنسیت در جامعه وجود دارند، ادعا میکنند چرا از تجاوزهایی که به پسربچهها میشود و همه از آن خبر دارند چیزی از آن نمیگویند؟ اصلا فرض کنید آماِ تجاوزهایی که به پسربچهها میشود از زنان و دختران بیشتر نیست.اما به هر رو همهی ما میدانیم که بسیار گسترده و شایع است.حال من به شما آدرسِ تنها سه سایت و صفحهی فمنیستی در ایران را میدهم، شما یکجا نشان دهید که حرفی از این فاجعه هم زده شده یا خیر و آنگاه بگویید من در حالِ هذیان گفتن هستم: http://www.feministschool.com/ https://www.facebook.com/page.barabari https://www.facebook.com/FeministSchool یک جستجوی چند دقیقهای در اینترنت بفرمایید تا ببینید چه تعداد سایت و وبلاگِ فمینیستی در فضای مجازی ایران وجود دارد. فمینیسم در ایران اتفاقا بسیار ریشه دوانده.
نه, به نگر من زنان همه را تجاوزگر میبینند و قافیه که به تنگ میاید به تجاوزگریِ مردان به پسران میرسند.
نمیدانم چرا (:
من میاندیشیدم که داریم دربارهیِ سدهیِ هژدهم میسخنیم که؟ سپاس برای روشنگری! (:
الان قافیه برای کی به تنگ آمده؟ 😳 این واقعیتیه که تو جامعه الان ایران هست، کسانی که در بخش های درمانی کار میکنند در جریانند مهربدجان... اینکه چیزی نیست، مورد تجاوز پدر به دختر 3 ماهه، 7 ماهه هم مشاهده شده. کودکی شما در سده هژدهم نبوده؟ 😜
بمیرم واقعا جقدر مظلوم هستند فمینیستهایِ ایرانی !! در غرب هم نمیتوانند از تجاور به پسران و مردان محصوصا در زندانها حرفی بزنند یا گربه زبانشان را خورده؟!!
اخبار و برخوردها نشان دهنده مظلومیت فمنیستهای ایرانی هست. مشهورترین زن فمنیست ایرانی تهمینه میلانی بود که هرفیلمش با هجمه ی سنگینی از سوی مردان روبرو میشد. غیر از آنانی که در حبس اند.
من از آمارهای غربی اطلاعی ندارم؛ اینجا آمارهای تجاوز به دختران هم چندان گزارش نمیشود.
من خواستم اعلام نشدنِ آمار تجاوزها را به فمنیستها ربط بدهم؟ گفتم فمنیستهایی که برای حقوقِ برابرِ زن و مرد و همچنین رفع مشکلاتی که برای هر دو جنسیت در جامعه وجود دارند، ادعا میکنند چرا از تجاوزهایی که به پسربچهها میشود و همه از آن خبر دارند چیزی از آن نمیگویند؟ اصلا فرض کنید آماِ تجاوزهایی که به پسربچهها میشود از زنان و دختران بیشتر نیست.اما به هر رو همهی ما میدانیم که بسیار گسترده و شایع است.حال من به شما آدرسِ تنها سه سایت و صفحهی فمنیستی در ایران را میدهم، شما یکجا نشان دهید که حرفی از این فاجعه هم زده شده یا خیر و آنگاه بگویید من در حالِ هذیان گفتن هستم: http://www.feministschool.com/ https://www.facebook.com/page.barabari https://www.facebook.com/FeministSchool یک جستجوی چند دقیقهای در اینترنت بفرمایید تا ببینید چه تعداد سایت و وبلاگِ فمینیستی در فضای مجازی ایران وجود دارد. فمینیسم در ایران اتفاقا بسیار ریشه دوانده.
چرا همه چیز رو به فمنیست ربط میدهید؟ اصلا چرا باید فمنیستها درباره تجاوز به پسران صحبت کنند؟ حرفایی میزنید که مغز آدم سوت میکشد، آخه هدف فمنیست چیزی غیر از اینه، مثل این میمونه که یکی بیاد بگه چرا فمنیستها دغدغه شون دفاع از کارگران نیست.
اخبار و برخوردها نشان دهنده مظلومیت فمنیستهای ایرانی هست. مشهورترین زن فمنیست ایرانی تهمینه میلانی بود که هرفیلمش با هجمه ی سنگینی از سوی مردان روبرو میشد. غیر از آنانی که در حبس اند.
من از آمارهای غربی اطلاعی ندارم؛ اینجا آمارهای تجاوز به دختران هم چندان گزارش نمیشود.
همان تهمینه میلانی را میگویید که فیلم آتش بسش با باکوت گسترده مردان روبرو شد و اصلا هم یکی از پرفروزشترین فیلمهایِ تاریخ سینمای ایران شد یا یک تهمینه میلانی دیگر را میگویید !! جالب است اینهمه مردان در زندان هستند و حتی کسی حالشان را نمیپرسد آنوقت بخاطر چهار نفر زن محکوم (که جدا از این شلوغ بازیهایِ فمینیستی در جای خودشان مبارزشان ارزش دارد) میشود نشان از مظلومیت فمینیستها در جامعه ایران دارد
چرا همه چیز رو به فمنیست ربط میدهید؟ اصلا چرا باید فمنیستها درباره تجاوز به پسران صحبت کنند؟ حرفایی میزنید که مغز آدم سوت میکشد، آخه هدف فمنیست چیزی غیر از اینه، مثل این میمونه که یکی بیاد بگه چرا فمنیستها دغدغه شون دفاع از کارگران نیست.
تقدیم با عشق به آنآندد :) !! کمی بیشتر برای ما از تحریف فمینیسم و و حمله ما به شخص پوشالی برایمان تعریف کن !!
چرا همه چیز رو به فمنیست ربط میدهید؟ اصلا چرا باید فمنیستها درباره تجاوز به پسران صحبت کنند؟ حرفایی میزنید که مغز آدم سوت میکشد، آخه هدف فمنیست چیزی غیر از اینه، مثل این میمونه که یکی بیاد بگه چرا فمنیستها دغدغه شون دفاع از کارگران نیست.
ما هم همین را میگوییم که فمنیسم به دنبالِ رفع تبعیضِ جنسیتی و همچنین زن=مرد نیست و صرفا به دنبالِ برابرتر سازیِ زنان است، اما دوستانی اینجا و همهجا هستند که میگویند خیر فمنیسم هرجا که دید مشکلی برای مردان نیز هست، فریاد میزند . خوب است که حداقل شما این صداقت را داشتید.
همان تهمینه میلانی را میگویید که فیلم آتش بسش با باکوت گسترده مردان روبرو شد و اصلا هم یکی از پرفروزشترین فیلمهایِ تاریخ سینمای ایران شد یا یک تهمینه میلانی دیگر را میگویید !! جالب است اینهمه مردان در زندان هستند و حتی کسی حالشان را نمیپرسد آنوقت بخاطر چهار نفر زن محکوم (که جدا از این شلوغ بازیهایِ فمینیستی در جای خودشان مبارزشان ارزش دارد) میشود نشان از مظلومیت فمینیستها در جامعه ایران دارد !!
اتفاقا از فیلم آتش بس به بعد دیگر او را از لیست تخته دارت خارجش کردن. باید نقدهای فیلمای "نیمه پنهان"، "واکنش پنجم" و ... رو میخووندی. اتفاقا برای مردان هم به همان نسبت زنان اعتراض میکنند. این مظلوم نماییهای شما دیگر دارد حالمان را به هم میزند.
ما هم همین را میگوییم که فمنیسم به دنبالِ رفع تبعیضِ جنسیتی و همچنین زن=مرد نیست و صرفا به دنبالِ برابرتر سازیِ زنان است، اما دوستانی اینجا و همهجا هستند که میگویند خیر فمنیسم هرجا که دید مشکلی برای مردان نیز هست، فریاد میزند . خوب است که حداقل شما این صداقت را داشتید.
چرا با واژگان بازی میکنید؟ فمنیست هدفش دفاع از حقوق زنان و تلاش برای برابریِ حقوق زن و مرد در جامعه مردسالار و زن ستیز هست (البته تعریف شخصیه). فمنیسم هست نه هیومنیسم.
اتفاقا از فلم آتش بس به بعد دیگر او را از لیست تخته دارت خارجش کردن. باید نقدهای فیلمای "نیمه پنهان"، "واکنش پنجم" و ... رو میخووندی. اتفاقا برای مردان هم به همان نسبت زنان اعتراض میکنند. این مظلوم نماییهای شما دیگر دارد حالمان را به هم میزند.
شما از مظلومیت فمینیستی مینالیدید بعد ما را متهم میکنید،من البته حالتم از خواندن سخنان شما بجای تهوع بیشتر به ریسه شبیه است !! من دارم از حوزه فرهنگ و جامعه ایران صحبت میکنم،در حکومت که هر کس بقول دوستان شیعه 14 امامی نیست و پیروی
ِ دستور بروز رهبر نیست در لیست سیاه و زندان است،حتی موسوی و کروبی. ما نه مظلوم نمایی کرده نه خواهیم کرد،نقش قربانی باشد پیشکش خودتان !
چرا با واژگان بازی میکنید؟ فمنیست هدفش دفاع از حقوق زنان و تلاش برای برابریِ حقوق زن و مرد در جامعه مردسالار و زن ستیز هست (البته تعریف شخصیه). فمنیسم هست نه هیومنیسم.
شما از مظلومیت فمینیستی مینالیدید بعد ما را متهم میکنید،من البته حالتم از خواندن سخنان شما بجای تهوع بیشتر به ریسه شبیه است !! من دارم از حوزه فرهنگ و جامعه ایران صحبت میکنم،در حکومت که هر کس بقول دوستان شیعه 14 امامی نیست و پیو دستور بروز رهبر نیست در لیست سیاه و زندان است،حتی موسوی و کروبی. ما نه مظلوم نمایی کرده نه خواهیم کرد،نقش قربانی باشد پیشکش خودتان !
بله که فمنیستها مظلومن، این چیزی غیرقابل رد هست، فمنیستها حتی حق برگزاری یه میتینگ هم ندارند، در همین دانشگاه کوفتیِ ما سالی چندبار کرسی "ضدفمنیسم سخن گویی" برگزار میشه. شما ارتباطی با واقعیات ایران ندارید و هرگز نمیتوانید درک کنید شرایط زنان و فمنیستهای ایرانی رو. در تلویزیون ایران جوری میگویند فلان فمنیست که انگار دارند فحش میدهند به فلان...
بله که فمنیستها مظلومن، این چیزی غیرقابل رد هست، فمنیستها حتی حق برگزاری یه میتینگ هم ندارند، در همین دانشگاه کوفتیِ ما سالی چندبار کرسی "ضدفمنیسم سخن گویی" برگزار میشه. شما ارتباطی با واقعیات ایران ندارید و هرگز نمیتوانید درک کنید شرایط زنان و فمنیستهای ایرانی رو. در تلویزیون ایران جوری میگویند فلان فمنیست که انگار دارند فحش میدهند به فلان...
غیر قابل ابطال بودن فمینیسم که حرفی درش نیست و در بست قبول است !! آری خوب ما از پشت کوه آمدهایم نمیدانیم،شما داخل دانشگاه را دیدهاید میدانید چه خبر است !!
در کل اینجا یه کاربر خانم بگه سرم درد میکنه، ربطش میدهند به فمنیسم و دریدگیِ فمنیستها 😊 جالبید 😊 لطفا فراموش نکنید که فمنیستها معمولا از فرهیخته ترین و روشنفکرترین و دوست داشتنی ترین اقشار جامعه هستند و بودند. 😏 اینها همه از انسان دوست بودن فمنیستها حکایت دارد که در این دنیای پر از عداوت به دنبال راهی برای بهتر شدن زندگیِ حداقل نصف جمعیت کره زمین هستند.
در کل اینجا یه کاربر خانم بگه سرم درد میکنه، ربطش میدهند به فمنیسم و دریدگیِ فمنیستها 😊 جالبید 😊 لطفا فراموش نکنید که فمنیستها معمولا از فرهیخته ترین و روشنفکرترین و دوست داشتنی ترین اقشار جامعه هستند و بودند. 😏 اینها همه از انسان دوست بودن فمنیستها حکایت دارد که در این دنیای پر از عداوت به دنبال راهی برای بهتر شدن زندگیِ حداقل نصف جمعیت کره زمین هستند.
حالا خودتان را آزرده نکنید, همهیِ مردان ایرانی با شما در مردستیزی همنگر هستند (:
ما مانند همیشه بخشی کمینهای[1] بیشتر نیستیم!
----
1. ^ kam+in{miyânvand}+e::Kamine || کمینه: أقل minor
همین خوب است اتفاقا من شاید در طول زندگیم چندین هزار نفر آدم دیدم ، فقط در ۲-۳ هفته گذشته چندین کاربر در این فروم را دیدم که این عقاید باستانی را داشته باشند خوشبختانه ۹۹.۹۹۹۹۹۹۹% جامعه مثل شما فکر نمیکنند و از این رو جای نگرانی نیست👌
همین خوب است اتفاقا من شاید در طول زندگیم چندین هزار نفر آدم دیدم ، فقط در ۲-۳ هفته گذشته چندین کاربر در این فروم را دیدم که این عقاید باستانی را داشته باشند خوشبختانه ۹۹.۹۹۹۹۹۹۹% جامعه مثل شما فکر نمیکنند و از این رو جای نگرانی نیست👌
آری, بهمینسان ٩٠% مردم هم خداباور میباشند, ولی مایهیِ اینکه خدایی آن بالا براستی نشسته و ما را بپاید نمیشود (:
دقیقا ، هرکه در هر موضوع بر اساس خرد خود تصمیم میگیرد معنی free thinker بودن هم همین است ، جزو اکثریت یا اقلیت بودن هیچ معنی ندارد . حالا خرد ما میگوید که این موضع ما صحیح است و خوشبختانه اکثریت نیز با ما همراه هستند.
از آنجایی که کار فلسفه اندیشه و وادار به اندیشیدن است و همینطور پیرو بحث هایی که پیرامون زنان و اندیشه ی زنان شده فکر کردم بد نباشد نوع اندیشه ی زنان را در فلسفه به بحث و بررسی بنشینیم. در این جستار همزمان با اینکه به تاریخ فلسفه و روندی که اندیشه ی مردان به آن روح بخشیده را نگاهی بیندازیم جای خالی تفکرات زنانه و اندیشه ی انان را نیز بررسی خواهد شد. برای مقدمه شایسته دانستم تحلیلی از خانم نوشین شاهنده که به تفکر ات زنانه در فلسفه کرده اند را آغاز گر این جستار کنم
صولا نظرات فلاسفه در مورد زنان چیزهای جالبی هست(که به نظرم ناشی از همون آفتی هست که از سمت ارسطو و سقراط به جون فلسفه انداخته شد و با قدرت گرفتن تجربه گرایی وضع تغییر کرد) و وقتی فلاسفه و روشنفکران رو نیروی محرکه ذهنی جامعه بدونیم طبیعتا سمت و سوی حرکت جامعه در بلند مدت هم اینطور تعیین میشه. البته من باور ندارم توطئه ای مخصوصا از جانب فلاسفه بر ضد زنان بوده باشه ولی سنت های فکری به این راحتیا شکسته نمیشند و با بررسی دیدگاه هاشون میشه به حقایق جالبی پی برد. فقدان یا کمبود حضور زنان در این عرصه ها رو هم من تا حد قابل توجهی برخاسته از وضعیت اجتماعی و قانونی و... میبینم نه قهر کردن عمدی زنان با این عرصه ها :) حالا فعلا چند نمونه رو مطرح میکنم امیدوارم فرصت بشه عمیق تر به این بحث بپردازیم:
Socrates: My advice to you is get married: if you find a good wife you'll be happy; if not, you'll become a philosopher یک جمله طنزآمیز از جناب سقراط;)فقط من موندم بدون زن ها نمیشه فیلسوف شد انگار:))
Aristotle: So it is naturally with the male and the female; the one is superior, the other inferior; the one governs, the other is governed; and the same rule must necessarily hold good with respect to all mankind در و گهر همینطور میریزه بیرون،مرد برتر است،فرمانرواست و... به کل بشریت هم تعمیم داده میشه:)
Rousseau : "The education of women should always be relative to that of men. To please, to be useful to us, to make us love and esteem them, to educate us when young, to take care of us when grown up, to advise, to console us, to render our lives easy and agreeable; these are the duties of women at all times, and what they should be taught in their infancy." دیدگاه روسو و وظایف و نقش زنان از اون جهت اهمیت داره که تاثیرش روی انقلاب فرانسه و اهیمت پیدا کردن نقش مردم و حقوق بنیادین انکار شدنی نیست و وقتی نقشه راه انقلاب از رو این ایده ها باشه وضعیت زنان هم بی تاثیر نمیونه:) جالب نیست که چطور همه چیز در مورد رضایت مردان، مراقبت از مردان، آموزش به مردان و راحت کردن زندگی برای مردانه؟که وظیفه زنان نلقی میشه:)) در جایی دیگر هم میفرمایند: by nature, because of their physical make-up: ‘emotional, credulous incapable of objective reasoning’ یک چیزهایی در مایه های صغیر عقلی در سنت اسلامی:))
بالاخره فلاسفه و روشنفکران زنستیز بودهاند یا فمینیست بودهاند ،دوستان دور هم جمع شوند تصمیم خود را بگیرند :))
سوتیها اونقدر زیاد شده که من دیگه حوصله ندارم همه سوتیها و تناقضات عزیزان رو به ریشخند بگیرم،خودتان خسته نشدید از اینهمه حمله شخصی و سخن درباره خواهر و مادر و ما و مغالطات ابتدایی؟!!
بالاخره فلاسفه و روشنفکران زنستیز بودهاند یا فمینیست بودهاند ،دوستان دور هم جمع شوند تصمیم خود را بگیرند :))
سوتیها اونقدر زیاد شده که من دیگه حوصله ندارم همه سوتیها و تناقضات عزیزان رو به ریشخند بگیرم،خودتان خسته نشدید از اینهمه حمله شخصی و سخن درباره خواهر و مادر و ما و مغالطات ابتدایی؟!!
در کل اینجا یه کاربر خانم بگه سرم درد میکنه، ربطش میدهند به فمنیسم و دریدگیِ فمنیستها 😊 جالبید 😊 لطفا فراموش نکنید که فمنیستها معمولا از فرهیخته ترین و روشنفکرترین و دوست داشتنی ترین اقشار جامعه هستند و بودند. 😏 اینها همه از انسان دوست بودن فمنیستها حکایت دارد که در این دنیای پر از عداوت به دنبال راهی برای بهتر شدن زندگیِ حداقل نصف جمعیت کره زمین هستند.
اینهم در راستای دوست داشتنی بودن و نرمخو بودن فمینیستها:
...اینکه زنان به خاطر داشتن رحم توانسته اند مردان باهوش و دانشمند و کاری رو استثمار کنند، از برتریشون حکایت میکند. در طبیعت همیشه قوی برنده است و حاکم و ضعیف بازنده و محکوم. ناراضی هستید به تخمدانمان که نه؛ به تخم چپ اسب نادرشاه، (تخمدان ما باارزش تر از این حرفهاست)، اگر میتوانید قوانین طبیعت رو تغییر دهید. خوشحال باشید که مثل جفت نر عنکبوت بیوه سیاه خورده نمیشید.
آخ, اشکــــمـ... در آمد... بمیرم برای این همه مظلومیت 😞
نقل قول من حتی یک کلمه هم از فمنیست نداشت!!!!! من یک پرسش از دوستان زن خوار و زن ستیز و مرد دوست و ....دارم. اینهمه به فمینیست میتازید و هر کجا واژه و گزاره ای در جهت و نفع زنان میبینید اپاگتی وکیلی چه قدر با ایدئولوژی فمینیست ها آشنایید؟ اصلا چه قدر مطالعه داشته اید؟ این را از آن بابت میپرسم چون در حین بحث میبینم که باید در مورد مسائل بدیهی و پیش پا افتاده هم چند صفحه توضیح دهیم....
قل قول من حتی یک کلمه هم از فمنیست نداشت!!!!! من یک پرسش از دوستان زن خوار و زن ستیز و مرد دوست و ....دارم. اینهمه به فمینیست میتازید و هر کجا واژه و گزاره ای در جهت و نفع زنان میبینید اپاگتی وکیلی چه قدر با ایدئولوژی فمینیست ها آشنایید؟ اصلا چه قدر مطالعه داشته اید؟ این را از آن بابت میپرسم چون در حین بحث میبینم که باید در مورد مسائل بدیهی و پیش پا افتاده هم چند صفحه توضیح دهیم....
نقل قول شما نداشت ولی متن که ادامه آورده بودید داشت،من نیاوردم همه متن را چون طولانی بود نمیدانستم این را هم قرار است انکار کنید. چند خط از نقل قول شما از نوشته خانم نوشین شاهنده در همان پست،جهت رفرش شدن حافظه:
iranbanoo
بی شك سنت فلسفی، از افلاطون گرفته تا كانت و حتی پیش از افلاطون (فیثاغورس) و پس از كانت (هگل)، سنتی زن ستیز بوده است؛ زن ستیزی یی مرسوم و متداول كه همچون میراثی از پیشینیان برای آیندگان به ودیعه نهاده شده است.
بطور خلاصه شما و آندد سخن از زنستیزی در فلسفه زدید،ویوی سخن از فمینیست بودن روشنفکران. البته الان شما در سطحی هستید که الان متناقض بودن ادعای زنستیز بودن و فمینیست بودن را هم اینجا منکر شوید !! شما هم به سواد ما کاری نداشته باشید،البته بهتر است دعا کنید که ما با سواد باشیم تا اینکه استدلالتان در برابر چند نفر بیسواد به این حال و روز باشد
نوشتههای اسلاوی ژیژک (Slavoj Žižek) داستانی از مادیگرایی بازمیگوید که یک تابستان خانهای ویلایی کرایه کرده و یکی از دوستان اش را به آنجا دعوت کرده بود. دوست اش هنگام رسیدن به خانه میبیند یک «نعل اسب» از در آویزانه و به میزبان اش میپرخاشد که: «مرد حسابی از خودت شرم کن, تو مثلا مادیگرا هستی! به این خرافات که باور نداری, داری»؟
میزبان نیز در پاسخ اش برگشته و میگوید: «نه نه روشنه که من نمیباورم, ولی صاحبخانهای که داشت اینجا را به من کرایه میداد برایم توضیح داد که نیازی به باور من نیست, این بودن اش خودبهخود خوش یمنی میاورد».
اکنون این هم داستان ما و شماست :دی
برای خودت راه میروی و آشکارا مردستیزی میکنی, ولی فمینیستهایِ عداوت زدایِ مهربان (که تو یکی از آنها نیستی) بی هیچ گمانی! جور دیگری میباشند (و ما هم شما را باور کردیم) (:
بطور خلاصه شما و آندد سخن از زنستیزی در فلسفه زدید،ویوی سخن از فمینیست بودن روشنفکران. البته الان شما در سطحی هستید که الان متناقض بودن ادعای زنستیز بودن و فمینیست بودن را هم اینجا منکر شوید !! شما هم به سواد ما کاری نداشته باشید،البته بهتر است دعا کنید که ما با سواد باشیم تا اینکه استدلالتان در برابر چند نفر بیسواد به این حال و روز باشد !!
یعنی شما تا کنون منکر سخنان زن ستیزانه ی فیلسوفان نامبرده بودید؟!!!!
من با سواد شما کاری ندارم اصولا .تنها این برایم مهم است که سخنان شما که هیچ مبنا و پایه ی علمی ندارد را تا به کی و تا کجا باید با شکیبایی تحمل کنیم.... شما وقتی زنان را در مقابل خود قرار میدهید چه طور به دنبال یک نتیجه ی منطقی و مشخص از این بحثها میتوان بود؟ مرد سالاران اینجا نه به دنبال برابری که به دنبال ترول و شیطنت های شادی آور خودند. خلاصه جمعتان جمع است.....اما مرد و مردانه دم از خردگرایی و بحث جدی و امثالش نزنید
یعنی شما تا کنون منکر سخنان زن ستیزانه ی فیلسوفان نامبرده بودید؟!!!!
قطعا منکر زنستیزی فلسفی آنها هستم و ادعا درباره خودشان را هم بر اساس این سخنان بی پایه میدانم.اما سخن اصلی چیز دیگری بود که دارید بحث را عوض میکنید بجای پاسخ به تناقض مطرح شده گفته شده کل فلاسفه از ارسطو تا هگل زنستیز بودهاند،نه ارسطو و هگل !! ما در آن تاپیک ادعای مضحک که فلسفه تا کنون زنستیز و مردسالارانه بوده و باید یک فلسفه زنانه درست کرد و چنین مهملاتی را نقل کردیم.
همچنین بانو ویویان مدعی شدند که فمینیستها از بهترین ِ الیت و فرهیختگان بودهاند. این دو ادعا اگر قرار است هر کدام معنادار باشند با هم در تناقض هستند
من با سواد شما کاری ندارم اصولا .تنها این برایم مهم است که سخنان شما که هیچ مبنا و پایه ی علمی ندارد را تا به کی و تا کجا باید با شکیبایی تحمل کنیم.... شما وقتی زنان را در مقابل خود قرار میدهید چه طور به دنبال یک نتیجه ی منطقی و مشخص از این بحثها میتوان بود؟ مرد سالاران اینجا نه به دنبال برابری که به دنبال ترول و شیطنت های شادی آور خودند. خلاصه جمعتان جمع است.....اما مرد و مردانه دم از خردگرایی و بحث جدی و امثالش نزنید
جان من اینقدر شکیبایی نکنید و ما را شرمنده نکنید :)) قبلا لج کردن را چیز دیگری گفتید،اکنون باز هم نامش عوض شده به شکیبایی
شما وقتی زنان را در مقابل خود قرار میدهید چه طور به دنبال یک نتیجه ی منطقی و مشخص از این بحثها میتوان بود؟
چه جور نتیجهای میخواهید گرفته شود؟ اگر برابریخواه[1] هستید, خوب پیروی برابریخواهی[2] شوید و زنان و مردان را روبروی هم جای ندهید
(چیزیکه گلایه میکند), اگر نه برای چه منِ مرد باید به "مادین"گراییِ شما روی بیاورم؟ مگر کسی به شما گفته نرینگرا[3] باشید که همهیِ جهان را میخواهید مادینگرا[4] کنید؟
تنها نتیجهیِ فرنودین[5] که میشود گرفت:
١. دست از مادینگرایی[6] بردارید (مرد و زن را روبروی هم جای ندهید)
٢. برابریخواه شده و برابری بخواهید.
اگرنه نمیشود که پیوسته بگویید ما برابری میخواهیم, ولی به نامیدن جنبش که میرسد بشنویم که اینجا را بیایید "مادینه" و
مادینگرایی بنامیم و نوبت به حق و حقوق که میرسد بگویید "سربازی مردان حالا مهم نیست ... بیایید به گذرنامهیِ زنان بپردازیم" و
... (:
پ.ن.
من عاشق این واژهیِ مادینگرا هستم, زیرا با هربار کاربردش این تاکید روی «مادینگی» داستان دیده میشود, چیزیکه در واژهیِ feminist هست ولی شوربختانه به گوش ایرانیان آشنا نیست.
قطعا منکر زنستیزی فلسفی آنها هستم و ادعا درباره خودشان را هم بر اساس این سخنان بی پایه میدانم.اما سخن اصلی چیز دیگری بود که دارید بحث را عوض میکنید بجای پاسخ به تناقض مطرح شده گفته شده کل فلاسفه از ارسطو تا هگل زنستیز بودهاند،نه ارسطو و هگل !! ما در آن تاپیک ادعای مضحک که فلسفه تا کنون زنستیز و مردسالارانه بوده و باید یک فلسفه زنانه درست کرد و چنین مهملاتی را نقل کردیم.
زن ستیزی آنها یا زن ستیزی نظریات مطروحه توسط آنها؟ هیچ کس اینجا فکر نمیکنم به خاطر نظریات آنها در موردشان قضاوت خاصی کرده باشد.اما آنچه که از تاریخ فلسفه دیده ایم این بوده که اصولا زن ((حتی در نگرش فلاسفه )) دیگری به حساب می آمده! حال اینکه علتش چه بوده و از کجا نشات گرفته بحث دیگریست!خوب ایراد هم تنها به فلاسفه نیست و قتی محیطی که در آن بودند چنین حال و هوایی را القا می کرده...
همچنین بانو ویویان مدعی شدند که فمینیستها از بهترین ِ الیت و فرهیختگان بودهاند. این دو ادعا اگر قرار است هر کدام معنادار باشند با هم در تناقض هستند !!
این از آن حرفها بود! نکند منظور شما از تناقض مقایسه ی بین عملکرد فمنیست و ارسطو بوده!!! مگر عمر فمنیسم تا کنون چه قدر شده که با تاریخ فلسفه برابرش میکنید و در پی تناقض سخنان ما و ویویان هستید!!
جان من اینقدر شکیبایی نکنید و ما را شرمنده نکنید قبلا لج کردن را چیز دیگری گفتید،اکنون باز هم نامش عوض شده به شکیبایی !!
دشمنتان شرمنده! راستش چاره ی ما فعلا همین است تا شما از این تب و تاب ترول کردن ها و دور هم به شیطنت مشغول بودن هایتان بیفتید تا ببینیم میتوان دو کلمه حرف حساب از شما بشنویم؟ ____ این داستان لج کردن را زیادی جدی نگرفتید؟