امیر تو مختاری هر جور دلت میخواد رفتار و یا فکر کنی و کسی هم تقبیحت نمیکنه. دروغگویی و ریاکاری زشت و ناپسند هست. منم معتقدم دختران نباید در مورد رفتار جنسی خودشون دروغ بگن هر چند هزینه گزافی باید بپردازند. معتقدم هر شخصی مسئولیت رفتار خودش رو در هر جامعه ای باید قبول کنه. در یک جامعه بسته با مردان سنتی دختران نباید باکرگیشون رو از دست بدن ولی اگر دختری این طرز فکر رو قبول نداشت باید مسئولیت های ناشی از اون رو بپذیره باید شهامت داشته باشه و خودشو همونطور که هست نشون بده. اگه همه دختران اعتراض دارند به این دیدگاه سنتی جامعه و اگر همه دختران شهامت ابراز اندیشه شون رو داشتن حتما تحولی اتفاق میفته و مردان ناچار بودن در طرز فکرشون نسبت به بکارت دختر تجدید نظر کنن. چون انتخابی غیر از این نداشتن. این دیدگاه کلی من.
امیر قشر وسیعی از مردان ایرانی طرز فکرشون مثل شما هست که به این طرز فکر میگن طرز فکر مردسالارانه و زن ستیزانه. یعنی کارها و رفتارهایی رو برای خودشون مجاز میدونن ولی برای پارتنرشون غیر قابل بخشش و غیر مجاز. قشر وسیعیشون هم اینو تو زندگیشون عملی میکنن و کسی هم بهشون خرده نمیگیره.
ولی شرایطی رو برات توصیف میکنم و دلم میخواد خودتو در اون جایگاه بذاری و یه کم فکر کنی و بعد جواب بدی. فرض کن در جامعه ای هستی که مردانی که خود ارضایی میکنن در جایگاه اجتماعی بسیار پایین قرار میگیرن و حق شغل خوب و زندگی خوب داشتن رو ازشون میگیرن و همینطور زن و بچه دار شدن. یعنی اگر بفهمن تو خودارضایی میکنی از همه چی محروم میشی و تا آخر عمرت باید در شرایط بسیار سخت و ناهمواری و در تنهایی بسر ببری و راه امور گذران زندگیت هم مشاغل سطح پایین باشه. و تنها راه فهمیدنش هم این هست که بری در جایی خودتو به عنوان خودارضاگر معرفی کنی. چقدر احتمال داره بری و خودتو تحویل بدی؟
امیر قشر وسیعی از مردان ایرانی طرز فکرشون مثل شما هست که به این طرز فکر میگن طرز فکر مردسالارانه و زن ستیزانه. یعنی کارها و رفتارهایی رو برای خودشون مجاز میدونن ولی برای پارتنرشون غیر قابل بخشش و غیر مجاز. قشر وسیعیشون هم اینو تو زندگیشون عملی میکنن و کسی هم بهشون خرده نمیگیره. ولی شرایطی رو برات توصیف میکنم و دلم میخواد خودتو در اون جایگاه بذاری و یه کم فکر کنی و بعد جواب بدی. فرض کن در جامعه ای هستی که مردانی که خود ارضایی میکنن در جایگاه اجتماعی بسیار پایین قرار میگیرن و حق شغل خوب و زندگی خوب داشتن رو ازشون میگیرن و همینطور زن و بچه دار شدن. یعنی اگر بفهمن تو خودارضایی میکنی از همه چی محروم میشی و تا آخر عمرت باید در شرایط بسیار سخت و ناهمواری و در تنهایی بسر ببری و راه امور گذران زندگیت هم مشاغل سطح پایین باشه. و تنها راه فهمیدنش هم این هست که بری در جایی خودتو به عنوان خودارضاگر معرفی کنی. چقدر احتمال داره بری و خودتو تحویل بدی؟
یک شرایطی را هم من برای شما توصیف میکنم، شاید کمی به کرهی زمین برگشتید: تصور بکنید به محض تولد آلت تناسلی شما مثله کردهاند، هیچکس هم به آن اعتراضی نداشته و اگرهم موضوع را جایی مطرح بکنید که چرا ناقص کردن آلت مردان عادت روزمره است اما ختنهی زنان فاجعهی ضدبشری، مورد ریشخند و هزل قرار میگیرید. تمام دوران کودکی، نوجوانی، بلوغ و جوانی خود را درحال کتکخوردن، تحقیر شدن، سرکوب شدن و مورد آزار جسمی و روانی قرار گرفتن از سوی والدین، مربیان و همسالان قرار گرفتهاید تا «مرد بشوید»،
زیرا اساسا انسان مذکر مرد به دنیا نمیآید، مردی چیزیست که طی پروسهای دشوار و نمادین به آن تبدیل میشوید، به قولی، مردی شدنیست نه بودنی.
هنوز مانده پسری را ببینم که از دست مادرش کتک نخورده باشد، یا دستکم مورد شکنجهی عاطفی شدیدی قرار نگرفته
باشد، و هنوز مانده یک فمینیست را ببینیم که به این موضوعات پرداخته یا اهمیتی برایشان قائل شده باشد.
بعد هم میشوید بردهی سیستم و باید تا پایان عمر خرج زنتان را بدهید، مهم هم نیست که شاغل باشد یا نه،
زن ایرانی کار کردن بیرون از خانه را حق خودش میداند، اما زمان اجاره خانه که میشود میگوید «پول من متعلق به خودم است، شوهر کردهام برای چه؟». از مشاغل پست و دشوار گفتهاید و حسابی مرا خنداندهاید، مثلا کدام مشاغل پست؟ معدنچیگری، سلاخی، قصابی، رفتگری، فعلگی، حمالی، آتشنشانی، سربازی یا مسافرکشی؟ ۹۸٪ مرگ و میر ناشی از حوادث محل کار در ایران متعلق به مردان است، در آیالات متحده که نیروی کار دقیقا ۵۰-۵۰ تقسیم شده، هنوز ۹۰٪ به بالای شاغلان در این حرفههای پست مردان هستند و هنوز بالای ۹۰٪ از قربانیان صوانح محل کار را آنها تشکیل میدهند.
تصور بکنید از شما میخواهند که دو سال از بهترین روزهای عمر خود را جهت آموختن روشهای اصولی برای کشتن دیگرانی که نمیشناسید و کشته شدن برای دیگرانی که نمیشناسید به «خدمت سربازی» بروید، و اگر سرپیچی کردید از حق ازدواج، استخدام، ثبت سند، اخذ گذرنامه و ورود به دانشگاه محروم میشوید. کسی از زنان توقع رفتن به جنگ و کشته شدن برای دفاع از حقوقشان را ندارد.
حال آنکه جامعهای در طول تاریخ بشر نبوده که بر اجساد مردان جوان بنا نشده باشد، حتی یکی. شما هم روی کوهی انبوه از لاشههای مذکر نشستهاید و برایمان از «مردسالاری» سخن میگویید.
اما اینها «مهم» نیستند، مهم نیست که مردان اکثریت قریب به اتفاق اعدامیان سیاسی جمهوری اسلامی را تشکیل میدهند، اما اگر زن ِ قاتلی، که جرم او برای همه اثبات شده را میخواهند اعدام بکنند جنبشی جهانی جهت متوقف کردن حکم براه میافتد. مهم نیست که مردان از آغاز پدید آمدن «گذرنامه» برای اخذ آن باید از دهها نفر غریبه امضا بگیرند، اما وقتی همان ِ زنان مشروط به یک امضا میشود گویی جهان به آخر رسیده. مهم نیست که مردان هم سنگسار میشوند، اما همه جا از آن به عنوان حکم ضد زن یاد میشود.
خلاصه آنکه زنی را ندیدهایم که به راستی خواستار برابری در مسئولیتها و ریشهکنی عینی نابرابریها باشد. آنچه هست مشتی شعار درونتهیست که از بس بینقد و سنجش تکرار شده همه آنها را بدیهی تصور کردهاند. پس تا آن زمان، شما پروپاگاند ضدمرد خود را پیش ببرید تا ببینیم کار به کجا میرسد. به هر حال فمینیسم برای ما چندان بد نبوده و لاشیگری دخترها در نهایت به سود مردان است زیرا از زیر بار سنگین این همه مسئولیت نامشروع(بالاخره یک روزی، نه بلادرنگ) رها میشوند، من اگر از آن بیزارم صرفا مسئلهی سلیقهی شخصیست. 😉
هر کس از کره ی دیگری بیاید و غم نامه ی شما را بخواند به راستی با خود خواهد گفت که کاش زن بود و مردانگی عجب معضلیست....
حالا همین مردانی که بیرون از خانه زندگی میکنند و انواع و اقسام بدبختی ها را تحمل میکنند اگر واقعا به این وضعیت خود ناراضی اند چرا نسبت به کار زنان خود اعتراض نشان میدهند.فکر میکنید کم هستند مردان نادانی که پول زنان را فقط به خاطر اینکه انان زن هستند نمیپذیرند؟
خوب این حماقت و مردانگی های زیر شکمی را خود مردان برای خود برگزیده اند .اگر مردان بیرون از خانه راقبضه کرده اند و این فرصت را از زنان گرفته اند و تمامی مناسب و جایگاه های شغلی را از زنان گرفته اند آیا منتی هم بر گردن جامعه ی زنان دارند؟ از تمامی همن مشاغل سخت و دشوار تنها نظافت چی گری و منشی و پرستاری و بده ی مدیر عامل و فاحشگی برای زنان اند تا امرار معاش کنند.حالا یک زن اگر بخواهد سر ساختمان کار کند و این توانایی را هم در خود ببیند همین مردان اند که مانع از انجام کار میشوند و به بهانه ی مردانگی و رگ غیرت و این خزعبلات منسب حمالیشان را دو دستی میچسبند تا مبادا زنان پای در ان بگذارند. کافیست به کارخانه ها نگاه کنید که حدود 90 درصد مشاغل صنعتی را به مردان داده اند و زنان را از صنعت و تجارت تا میتوانند دور میکنند و اگر هم زنی جایی باز کند با حقوقی چندر غاز تامین نمیشود. اگر مردان هم دچار مشکل شده اند حقیقت این است که چوب خود خواهی های و کم فکری های خود را میخورند. چرا که اگر به حقوق انسانی خود قانع میبودند لازم نبود که از انان به عنوان موجودات پرقدرت درنده استفاده کنند.....
هر کس از کره ی دیگری بیاید و غم نامه ی شما را بخواند به راستی با خود خواهد گفت که کاش زن بود و مردانگی عجب معضلیست....
از دیدگاه نازنازینگرانهی شما شاید! ولی از دیدگاه برآختی (=objective) روشنه که مردان
هم از سوی طبیعت و هم از سوی فرهنگ، دستکم ده برابر زنان سرکوب شدهاند و میشوند، بیچارهها دشواری
اینجاست که خودشان هم این را مانند این دوستمان nevermore در بالا نمیدانند و میگمانند که دارند حق زنان را میگیرند!! 😆
حالا همین مردانی که بیرون از خانه زندگی میکنند و انواع و اقسام بدبختی ها را تحمل میکنند اگر واقعا به این وضعیت خود ناراضی اند چرا نسبت به کار زنان خود اعتراض نشان میدهند.فکر میکنید کم هستند مردان نادانی که پول زنان را فقط به خاطر اینکه انان زن هستند نمیپذیرند؟
چون نمیدانند طبیعت (+ فرهنگ هنودگرفته از طبیعت) چجوری آنها را سرکار گذاشته!
خوب این حماقت و مردانگی های زیر شکمی را خود مردان برای خود برگزیده اند .اگر مردان بیرون از خانه راقبضه کرده اند
و این فرصت را از زنان گرفته اند و تمامی مناسب و جایگاه های شغلی را از زنان گرفته اند آیا منتی هم بر گردن جامعه ی زنان دارند؟
از تمامی همن مشاغل سخت و دشوار تنها نظافت چی گری و منشی و پرستاری و بده ی مدیر عامل و فاحشگی برای زنان اند تا امرار معاش کنند.حالا یک زن اگر بخواهد سر ساختمان کار کند و این توانایی را هم در خود ببیند همین مردان اند که مانع از انجام کار میشوند و به بهانه ی مردانگی و رگ غیرت و این خزعبلات منسب حمالیشان را دو دستی میچسبند تا مبادا زنان پای در ان بگذارند.
کافیست به کارخانه ها نگاه کنید که حدود 90 درصد مشاغل صنعتی را به مردان داده اند و زنان را از صنعت و تجارت تا میتوانند دور میکنند و اگر هم زنی جایی باز کند با حقوقی چندر غاز تامین نمیشود.
اگر مردان هم دچار مشکل شده اند حقیقت این است که چوب خود خواهی های و کم فکری های خود را میخورند.
چرا که اگر به حقوق انسانی خود قانع میبودند لازم نبود که از انان به عنوان موجودات پرقدرت درنده استفاده کنند.....
اینجا پیشتر نشان دادهایم که زنها در سدههای گذشته هرگز خودشان نمیخواستهاند بیرون کار کنند: بر علیه زنانگی
کارهای امروزین که نرم و ماشینی شدهاند و زنها هم تازه منت گذاشته و از خانه بیرون آمدهاند.
در اروپا و نیمی از جهان که اکنون حقوق یکسان و برابری با مردان دارند، بماند که هنوز که هنوزه هم کارهای سخت و خطرناک را باز مردان بیچاره انجام میدهند!
اینجا پیشتر نشان دادهایم که زنها در سدههای گذشته هرگز خودشان نمیخواستهاند بیرون کار کنند: آیا زنان براستی میخواستند بیرون رفته و کار کنند؟
کارهای امروزین که نرم و ماشینی شدهاند و زنها هم تازه منت گذاشته و از خانه بیرون آمدهاند. در اروپا و نیمی از جهان که اکنون حقوق یکسان و برابری با مردان دارند، بماند که هنوز که هنوزه هم کارهای سخت و خطرناک را باز مردان بیچاره انجام میدهند!
👍
یک نفر به من پاسخ بدهد: دقیقا از چه موقع امتیاز ماندن در کنار بچهها در خانه و سپری کردن تمام روز در کنار آنها تبدیل شد به «بار سنگین و تحمیل شده از طرف مردسالاری»؟!
امیر جان حرفای شما فقط یاوه گویی هست و هیچ منطبق با حقیقت نیست. زنان که شاغل هستن هیچکدومشون ادعا نکردن پولشون مال خودشون هست و تمام حقوقشون صرف هزینه های خونه میشه. برعکس ادعای شما این مردان هستن که حتی حقوق زنانشون رو هم تصاحب میکنن. ختنه مردان هر چند من به شخصه مخالفش هستم قابل قیاس با ختنه زنان نیست چون زنان در اثر ختنه شدن در واقه اخته میشن یعنی تمام احساسات جنسیشون با ختنه کردن از بین میره و در بزرگسالی دیگه قادر به لذت جنسی بردن نیستن در صورتیکه ختنه مردان همچین اثری نداره. مشاغل سخت رو هم خود آقایانی مثل شما اجازه به زنان نمیدن. همین الان برید یه نگاهی به شرایط استخدامی تو ایران بندازید تا یه کم از دنیای زن ستیزانه خودتون بیرون بیاید. و اینقدر هم مظلوم نمایی و یاوه سرایی نکنید. من خودمو مثال میزنم. ما یه خانواده پر جمعیت هستیم هیچکدوم از برادرام اندازه من کتک نخوردن از دست بابام. میتونی از ویوین بپرسی اون خواهرم هست. یه آشنای دیگه هم داریم که تمام دختراش هنوز دارن از دست یکی از برادراشون کتک میخورن. آثار زخماشون تا آخر عمرشون باهاشون میمونه. چند وقت قبل پسره مادرشو هم کتک زده بود. ما از این موارد زیاد دیدیم و زیاد هست اطرافمون. شما مثل اینکه تو اجتماع نبودی آنچنان.
از دیدگاه نازنازینگرانهی شما شاید! ولی از دیدگاه برآختی (=objective) روشنه که مردان هم از سوی طبیعت و هم از سوی فرهنگ، دستکم ده برابر زنان سرکوب شدهاند و میشوند، بیچارهها دشواری اینجاست که خودشان هم این را مانند این دوستمان nevermore در بالا نمیدانند و میگمانند که دارند حق زنان را میگیرند!!
خوب داد فمنیست هم همین است اگر به حقوق خود اشنایی کامل دارید و با ابزار هایی که در اختیارتان است حقوق مارا به رسمیت بشناسید فداکاری هایتان پیش کشتان....
چون نمیدانند طبیعت (+ فرهنگ هنودگرفته از طبیعت) چجوری آنها را سرکار گذاشته!
خوب گویا چندان هم از سر نا آگاهی نیست. از نظر من مردان آگاهانه و دانسته این سختی ها را به مزیاتش ترجیح داده اند وپذیرفته اند میتوانند نپذیرند و به شکل کاملا مساوی ابزار ها را در اختیار جامعه قرار دهند تا از بار مشکلاتشان هم کم شود.
اینجا پیشتر نشان دادهایم که زنها در سدههای گذشته هرگز خودشان نمیخواستهاند بیرون کار کنند: آیا زنان براستی میخواستند بیرون رفته و کار کنند؟
کارهای امروزین که نرم و ماشینی شدهاند و زنها هم تازه منت گذاشته و از خانه بیرون آمدهاند. در اروپا و نیمی از جهان که اکنون حقوق یکسان و برابری با مردان دارند، بماند که هنوز که هنوزه هم کارهای سخت و خطرناک را باز مردان بیچاره انجام میدهند!
مردان منفعت را در این میبینند که زنان را محدود به خانه کنند.
و این هم د رحالیست که زنان اغلب برای کارهای خانه که فکر میکنید آسان و بی دغدغه است حقوق ی ندارند و از امتیازی برخوردار نیستند. من خود به شخصه ترجیح میدهم بیرون از خانه باشم تا اینکه به کارهای خانه رسیدگی کنم.البته چالش ها و مشکلاتی که به عنوان زن در بازار کارم وجود دارد همه به خاطر خود خواهی ها و سلطه طلبی های مردانه سات و گرنه به مراتب از مردان می توان موفق تر بود....
من منکر مشکلاتی که بعضا مردان با انان رو به رو هستند نیستم اما نمیتوانم بپذیرم که مردان این مشکلات را به تنهایی برای خود مرثیه کنند و بی توجه به مشکلاتی که برای زنان به وجود اورده اند نسبت به حقوق خود مظلوم نمایی کنند. شما هم میتوانید آگاهانه نسبت به مشکلاتتان ک رهمت ببنیدید و زیر بار زو نروید.اما انی مستلزم این است که ابزار ها را در اختیار زنان گذارید تا از بار مشکلاتتان بکاهید... حتی در خصوص جنگ.....
مشکل اینجاست که عامل محدود کننده ی زنان مردان هستند اما مشکلامردان را به هیچ وجه زنان باعث نیستند که این نگرشهای خودمردانه است که باعث مشکلاتشان شده..... در همین راستا ما زنان هم در مواردی که موجبات مشکلات جامعه ی خود را خود باعثیم را میپذیریم و نقدمان در این مسئله به جامعه ی مرد محور نیست و خودمان را نشانه میگیریم.....
امیر جان حرفای شما فقط یاوه گویی هست و هیچ منطبق با حقیقت نیست. زنان که شاغل هستن هیچکدومشون ادعا نکردن پولشون مال خودشون هست و تمام حقوقشون صرف هزینه های خونه میشه. برعکس ادعای شما این مردان هستن که حتی حقوق زنانشون رو هم تصاحب میکنن.
شما را ارجاع میدهم به این تحقیق، که نشان داده زنان بطور متوسط در طول زندگی خود 53% بیشتر از مردان خرید میکنند. یعنی بیشتر قدرت خرید در اختیار آنهاست. نمیدانم اینها را کجا میآورید، در تمام خانوادههای سنتی ایرانی و غیرایرانی صاحب خرج، مادر خانه است، مرد که تمام روز درحال حمالیست، یک سری به مراکز خرید محلتان. گذشته از تمام اینها، چالشیست غیرقابل انکار که «جامعه، فرهنگ، قانون و ساختار مردسالار زنستیز ایران» فقط از مرد توقع فراهم کردن هزینههای زندگی را دارد و کمک کردن یا نکردن زن در اختیار خود اوست نه بخشی از شرح وظایف و مسئولیتها.
ختنه مردان هر چند من به شخصه مخالفش هستم قابل قیاس با ختنه زنان نیست چون زنان در اثر ختنه شدن در واقه اخته میشن یعنی تمام احساسات جنسیشون با ختنه کردن از بین میره و در بزرگسالی دیگه قادر به لذت جنسی بردن نیستن در صورتیکه ختنه مردان همچین اثری نداره.
خیر اشتباه میکنید: حساسترین نقطهی آلت تناسلی مرد پوست نوک آنست که در بدو تولد برکنده میشود. حال آنکه ختنهی زنان تنها بریدن پوست روی کلیتوریس است که تذلذ جنسی را افزایش میدهد. تنها تفاوت نگاه فرهنگی به آنهاست.
مشاغل سخت رو هم خود آقایانی مثل شما اجازه به زنان نمیدن. همین الان برید یه نگاهی به شرایط استخدامی تو ایران بندازید تا یه کم از دنیای زن ستیزانه خودتون بیرون بیاید. و اینقدر هم مظلوم نمایی و یاوه سرایی نکنید. من خودمو مثال میزنم. ما یه خانواده پر جمعیت هستیم هیچکدوم از برادرام اندازه من کتک نخوردن از دست بابام. میتونی از ویوین بپرسی اون خواهرم هست. یه آشنای دیگه هم داریم که تمام دختراش هنوز دارن از دست یکی از برادراشون کتک میخورن. آثار زخماشون تا آخر عمرشون باهاشون میمونه. چند وقت قبل پسره مادرشو هم کتک زده بود. ما از این موارد زیاد دیدیم و زیاد هست اطرافمون. شما مثل اینکه تو اجتماع نبودی آنچنان.
چرت و پرتهای پر سوز و گداز و فاقد ارزش پاسخگویی + مقداری حملهی شخصی.
امیر جان حرفای شما فقط یاوه گویی هست و هیچ منطبق با حقیقت نیست. زنان که شاغل هستن هیچکدومشون ادعا نکردن پولشون مال خودشون هست و تمام حقوقشون صرف هزینه های خونه میشه. برعکس ادعای شما این مردان هستن که حتی حقوق زنانشون رو هم تصاحب میکنن. ختنه مردان هر چند من به شخصه مخالفش هستم قابل قیاس با ختنه زنان نیست چون زنان در اثر ختنه شدن در واقه اخته میشن یعنی تمام احساسات جنسیشون با ختنه کردن از بین میره و در بزرگسالی دیگه قادر به لذت جنسی بردن نیستن در صورتیکه ختنه مردان همچین اثری نداره. مشاغل سخت رو هم خود آقایانی مثل شما اجازه به زنان نمیدن. همین الان برید یه نگاهی به شرایط استخدامی تو ایران بندازید تا یه کم از دنیای زن ستیزانه خودتون بیرون بیاید. و اینقدر هم مظلوم نمایی و یاوه سرایی نکنید. من خودمو مثال میزنم. ما یه خانواده پر جمعیت هستیم هیچکدوم از برادرام اندازه من کتک نخوردن از دست بابام. میتونی از ویوین بپرسی اون خواهرم هست. یه آشنای دیگه هم داریم که تمام دختراش هنوز دارن از دست یکی از برادراشون کتک میخورن. آثار زخماشون تا آخر عمرشون باهاشون میمونه. چند وقت قبل پسره مادرشو هم کتک زده بود. ما از این موارد زیاد دیدیم و زیاد هست اطرافمون. شما مثل اینکه تو اجتماع نبودی آنچنان.
با این نمونههای شخصی راه به جایی نمیبریم، اگرنه چنانکه میگویند، مرغ همسایه غازه!
هر کس زندگی خودش را با دیگران بهمسنجد میتوان بآسانی در این خودفریبی فرورفته که مال آنها بهتر است.
هر آینه، ما سه دیدگاه داریم، دیدگاه زنان به مردان، دیدگاه مردان به زنان و سرانجام دیدگاه طبیعت به هر دو، که این واپسین دیدگاه را ما همان دیدگاه برآختی (objective) میشماریم.
نگرش طبیعت به مردان را من برایتان میتوانم اندکی روشن کنم، از دید طبیعت مردان یک مشت مهرههای بازی هستند
که باید تا میتواند آنها را زیرفشار گذاشته و تا میتوان به جان یکدیگر انداخته و سپس از میان گرد و خاک و مهرههای
خرد و از هم پاشیده شده، آن چندتایی که پیروز از میدان بیرون میایند
را به مهرههای گرانبهایش که زنها باشد داد.
در فَربود هتا پیکر (تن) پیشانگاشت همه ما مادینه است،
ویژگیهای نرینگی (یا همان مردانگی) یک مشت افزونههای افزوده
یا همان راهکار کثیف و تند طبیعت برای شتاباندن فرایند فرگشت بودهاند که روی کالبد مادینه سوار کرده و یک نام "مرد" هم رویش نهاده شده(:
اگر یک مرد باشید:
جایگزینپذیری بسیار بالا: از دید طبیعت شما مفت هستید! یک مرد میتواند هزار زن را بچهدار کند، پس یکیاش هم بسنده و هتا فزون است!
عمر کوتاهتر: هم فیزیلوژیک هم پرگیریک (environmental)؛ پرگیریک که روشنه، همان داستان مهرهها، فیزیولوژیک هم از این نوشته فراتر میرود، همین بس که مردها میانگین 7 سال کمتر عمر میکنند، هتا امروز.
داشتن دستِ پایین در سکس: هر زنی هتا زشتترین زن میتواند یکی را بیابد که بچهدارش کرده و زادمانش را نگه دارد، ولی یک مرد وابسته
خواه ناخواه وابسته به زنان است.
...
همه اینها را اکنون برای زنان بوارونید، سپس بنگرید که اگر شما در گذر این روند فرگشت تا به امروز، اگر یک زن به دنیا میامدید به میانگین، زندگی آسودهتری داشتید یا یک مرد؟
همین امروز هم 98% مردان از زنان حقوق کمتری دارند،
تنها 2% اشان آن بالا مالاها هستند که آن 2%
هم surprise surprise، یک همسر بانو دارند که بیکار و سرخوش آن بالا برای خودش نقش همسری بازی میکند (:
یک نفر به من پاسخ بدهد: دقیقا از چه موقع امتیاز ماندن در کنار بچهها در خانه و سپری کردن تمام روز در کنار آنها تبدیل شد به «بار سنگین و تحمیل شده از طرف مردسالاری»؟!
از اون زمانی که ما گفتیم راضی به زحمت نیستیم اما شما هی تعارف کردید
خوب گویا چندان هم از سر نا آگاهی نیست.
از نظر من مردان آگاهانه و دانسته این سختی ها را به مزیاتش ترجیح داده اند وپذیرفته اند
میتوانند نپذیرند و به شکل کاملا مساوی ابزار ها را در اختیار جامعه قرار دهند تا از بار مشکلاتشان هم کم شود.
شوخی میکنی ایرانبانو جان؟ امیر را میخواهی با میانگین مردان ایران و جهان یکی بگیری!؟
روح شاید 95% مردها هتا از این چیزیکه ما اینجا گفتیم خبر هم ندارد، مانند عروسک خیمهشب بازی بدست طبیعت فرگشتهاند به پندار پوچشان "مرد" هستند! ((:
تازه امیر اینجا یک secret code مردانگی را هم شکست که به شما از کتک خوردن و .. کودکی مردان گفت، فرهنگ (+ طبیعت) به شما زمانیکه پسر باشید از
همان کودکی میاموزد که در برابر فشارهای بیرون خفه شده و هرگز، هرگز هرگز از احساسات خود و این چیزهای "لطیف" سخن نگویید که درجا از مردانگی ساقط میشوید
👍
یک نفر به من پاسخ بدهد:
دقیقا از چه موقع امتیاز ماندن در کنار بچهها در خانه و سپری کردن تمام روز در کنار آنها تبدیل شد به «بار سنگین و تحمیل شده از طرف مردسالاری»؟!
و این هم د رحالیست که زنان اغلب برای کارهای خانه که فکر میکنید آسان و بی دغدغه است حقوق ی ندارند و از امتیازی برخوردار نیستند.
من خود به شخصه ترجیح میدهم بیرون از خانه باشم تا اینکه به کارهای خانه رسیدگی کنم.البته چالش ها و مشکلاتی که به عنوان زن در بازار کارم وجود دارد همه به خاطر خود خواهی ها و سلطه طلبی های مردانه سات و گرنه به مراتب از مردان می توان موفق تر بود....
آری، من هم میدانم در سده بیست و یکم و سده رایانه و رایانش و اینها شما کار بیرون را بیشتر میپسندید! که نمیپسندد!؟
من منکر مشکلاتی که بعضا مردان با انان رو به رو هستند نیستم اما نمیتوانم بپذیرم که مردان این مشکلات را به تنهایی برای خود مرثیه کنند و بی توجه به مشکلاتی که برای زنان به وجود اورده اند نسبت به حقوق خود مظلوم نمایی کنند.
شما هم میتوانید آگاهانه نسبت به مشکلاتتان ک رهمت ببنیدید و زیر بار زو نروید.اما انی مستلزم این است که ابزار ها را در اختیار زنان گذارید تا از بار مشکلاتتان بکاهید...
حتی در خصوص جنگ.....
ایرانبانو تنها یک دم به سخن خودتان بیاندیشید، شما نکنه میاندیشید مردها شبانه و یواشکی هر
هفته میروند در خانه با یکدیگر نشسته آبجو مینوشند و Conspiracy Theory میکنند که چجوری از زنها بهرهکشی کنند؟
😆
نه گرامی، همین نگرش شما که خودتان را از مردان بستانکار (یا همان طلبکار) میبینید را هم فرگشت در شما پدید آورده!
زنان پیوسته بیشتر و بیشتر و بیشتر وباز هم بیشتر میخواهند و خودشان را همیشهی عالم مظلوم و دستپایین
میبینند؛ خندهدار اینکه فرگشتیکوار دقیقا در چیزهای مهادین که همان زادآوری و گزینش شریک جنسی و .. باشد دستِبالا را دارند!
کِی بجز اینجا، بجز یک «امیر» از میان چند میلیارد مرد هتا سخن از حقوق از دست رفتهاشان میبینید؟
کجا دیدهاید یک پسر بگوید که چرا 2 سال از زندگیاش (نزدیک 3 درسد همه عمرش!) را باید بزور سربازی برود ولی دخترها نه؟
همین گرایش را وارونهاش را هم طبیعت در مردها نهاده، که در برابر همه دشواریها بسادگی «خفهخون» گرفته و دم برنیاورند، مبادا اسپاگتی نکرده مردانگیاشان زیر پرسش برود!
تنها خرد و اندیشه افزون میتواند شما را از بند این "مردانگی" زورشدهی طبیعت برهاند.
مردان بیش از ۹۸٪ کشتهشدگان در محل کار را در ایران تشکیل میدهند(منبع)، در هفت ماه نخست سال جاری از ۱۱۰۰ نفری که بر اثر حوادث کاری جان خود را از دست دادهاند فقط ۱۵ نفر زن بودهاند، به عبارتی دیگر، هرچند زنان ۲۰٪ نیروی کار در ایران هستند(منبع)، سهم آنان از مرگ و میر ناشی از صوانح محل کار کمتر از ۲٪ بوده. در ایالات متحدهی آمریکا نیز با آنکه سهم زنان بیش از 49% بازار کار است، تنها 8% از آمار مرگ مربوط به دلایل کاری را تشکیل میدهند(منبع)، این آمار برای زنانی که بر اثر حوادث در محل کار کشته میشوند حتی کمتر هم هست(منبع).
شوخی میکنی ایرانبانو جان؟ امیر را میخواهی با میانگین مردان ایران و جهان یکی بگیری!؟
روح شاید 95% مردها هتا از این چیزیکه ما اینجا گفتیم خبر هم ندارد، مانند عروسک خیمهشب بازی بدست طبیعت فرگشتهاند به پندار پوچشان "مرد" هستند! ((:
تازه امیر اینجا یک secret code مردانگی را هم شکست که به شما از کتک خوردن و .. کودکی مردان گفت، فرهنگ (+ طبیعت) به شما زمانیکه پسر باشید از همان کودکی میاموزد که در برابر فشارهای بیرون خفه شده و هرگز، هرگز هرگز از احساسات خود و این چیزهای "لطیف" سخن نگویید که درجا از مردانگی ساقط میشوید
خوب مهر بد جان به یک چیز هم توجه کن. دوران کودکی دورانی هست که انسان به واسطه ی ضعفش خیلی از تحمیل ها بهش اعمال میشه. اگر من هم به عنوان یک زن بشینم و بینم در دوران کودکیم چه مزخرفاتی به من القا کردند که تا همین الان که بزرگ شدم دامنگیرم شده که خودش داستانی طولانی میشه.... تازه اگر هم بخوایم این رو در نر بگیریم که پدرو مادرا چه ظلمی به بچه ها کردن بهتون اطمینان میدم که جز مواردی کم واقعا دختر بچه ها بیشتر متحمل هزینه شدن.... اینطورم فکر نکن که مردا به حقوقشون آشنا نیستن و تنها این داستان ها به ذهن شما خطور کرده. قریب به 90 در صد مردایی که میشناسم از اینکه برون کار میکنند- سربازی میرن-مسئول خانواده میشن و...شکایت میکنن و این رو پتکی کردن بر سر زن بیچاره.زن از همه جا بیخیبرم فکر میکنه یه موجود اضافیه که مرد داره این مسائل رو به خاطر این که مرده تحمل میکنه و دچار یک خفه خونی القایی میشه .. اما معمولا زنان به حق وحقوقشون واقف نیستن و روشنگری های اخیر کمی اونها رو بیدار کرده. البته راستش تحت تاثیر قرار گرفتم و ناراحتم از اینکه یکسری از مسائل رو به اجبار به مردان تحمیل کردن 😒 اما این رو هم در نظر بگیرید که مردها انقدر ابزار های قدرت رو در دست دارن که بسیار یاز این ظلم هایی رو که بهشون تحمیل شده رو میتونه تا حدی جبران کنه.... به نظر من زندی ی مرد به مراتب آزاد تر و شاد تر ه اما یک زن در هر کجای دنیا که باشه به خاطر نقش هایی که براش تعریف کردن و به زور بهش خوروندن عملا زندگی نمیکنه و یک زندگی توام با مسائل حاشیه ای و دور از واقعیت داره...
آری، من هم میدانم در سده بیست و یکم و سده رایانه و رایانش و اینها شما کار بیرون را بیشتر میپسندید! که نمیپسندد!؟
آقا فرض کنیم 2000 سال پیش مردا میرفتن شکار زنا تو خونه خودشونو باد میزدن ... مسئله اینه که من ترجیح میدم خونه نباشم اما مشکل اینه که بیرون از خونه جایی برای زن تعریف نشده...
ایرانبانو تنها یک دم به سخن خودتان بیاندیشید، شما نکنه میاندیشید مردها شبانه و یواشکی هر هفته میروند در خانه با یکدیگر نشسته آبجو مینوشند و Conspiracy Theory میکنند که چجوری از زنها بهرهکشی کنند؟
ممد رسوال الله هم به همین مسائل اندیشیده بوده که ارث رو برای مرد دو برابر زن گرفته خوب خیلی واضحه که مردا بی توجه به خواست زنان مثل خوره افتادن رو ی منابع و صاحبش شدن
زنی در ایالات متحده مغز دوست پسر خود را با گلوله متلاشی کرده، سپس گلوی او را کامل بریده، و در آخر بیست و هفت ضربه چاقو به بدن او وارد آورده. اکنون در دادگاه به عنوان دفاعیه مطرح میکند که او زیادی «غیرتی» بوده و او در «دفاع از خود» وی را اینچنین تکه پاره کرده. برخی گروههای فمینیستی نیز وبلاگهایی جهت حمایت از او درست کردهاند و مدعی میشوند که مرد قربانی به چیزی رسیده که استحقاق آنرا داشته. وبسایت حمایت از او
از دیدگاه نازنازینگرانهی شما شاید! ولی از دیدگاه برآختی (=objective) روشنه که مردان هم از سوی طبیعت و هم از سوی فرهنگ، دستکم ده برابر زنان سرکوب شدهاند و میشوند، بیچارهها دشواری اینجاست که خودشان هم این را مانند این دوستمان nevermore در بالا نمیدانند و میگمانند که دارند حق زنان را میگیرند!! 😆
داوری شما نا به جاست مهربد جان. شما از کدام بخش پیک من چنین برداشتی کردید؟اینکه من بد پنداشتن خود ارضایی را برای زنان چندش آور میدانم،فرنودی است برای اینکه شما چنین برداشتی کنید؟ چنین باورهایی برای من تداعی کننده رفتار مسلمانان است. از دید یک مسلمان خودارضایی برای مردان حرام است و گناه اش می داند. از دید دوست شما خود ارضایی برای زنان گناه پنداشته می شود. از دید یک مسلمان حجاب داشتن یک زن نشانه ی لاشی و هرزه بودن اوست. از دید ایشان بلند خندیدن زن نشانه ی لاشی بودن است. به نگر شما شباهتی میان این دو دیدگاه نیست؟ جایی جمله ای خواندم به این مضمون: آزادی برای برخی تنها رها شدن از یک قفس کوچک و به دام قفس فکری بزرگتر افتادن است. اینکه من این دیدگاه را خاور میانه ای و راستای فرهنگ پلید مسلمانی می دانم،فرنودی برای حمایت از نقش بی هوده زنان در این جامعه و نفی سختی هایی که مردان به جان می خرند نیست.🌹
داوری شما نا به جاست مهربد جان. شما از کدام بخش پیک من چنین برداشتی کردید؟اینکه من بد پنداشتن خود ارضایی را برای زنان چندش آور میدانم،فرنودی است برای اینکه شما چنین برداشتی کنید؟ چنین باورهایی برای من تداعی کننده رفتار مسلمانان است. از دید یک مسلمان خودارضایی برای مردان حرام است و گناه اش می داند. از دید دوست شما خود ارضایی برای زنان گناه پنداشته می شود. از دید یک مسلمان حجاب داشتن یک زن نشانه ی لاشی و هرزه بودن اوست. از دید ایشان بلند خندیدن زن نشانه ی لاشی بودن است. به نگر شما شباهتی میان این دو دیدگاه نیست؟ جایی جمله ای خواندم به این مضمون: آزادی برای برخی تنها رها شدن از یک قفس کوچک و به دام قفس فکری بزرگتر افتادن است. اینکه من این دیدگاه را خاور میانه ای و راستای فرهنگ پلید مسلمانی می دانم،فرنودی برای حمایت از نقش بی هوده زنان در این جامعه و نفی سختی هایی که مردان به جان می خرند نیست.
چرند میگویید شهریار عزیز، اولا دچار این توهم هستید که هرچه از اسلام برآمده شر مطلق است، ثانیا از تفاوت میان شباهت و یکسانی سردرنمیآورید و ثالثا بجای نقد مستدل و تشکیک در درستی ادعاهای من بر اساس فرنودآوری، عربدهکشی و برچسبزنی و اسمگذاری پیشه کردهاید.
چرند میگویید شهریار عزیز، اولا دچار این توهم هستید که هرچه از اسلام برآمده شر مطلق است، ثانیا از تفاوت میان شباهت و یکسانی سردرنمیآورید و ثالثا بجای نقد مستدل و تشکیک در درستی ادعاهای من بر اساس فرنودآوری، عربدهکشی و برچسبزنی و اسمگذاری پیشه کردهاید.
خود دانید دوست عزیز پیشتر به شما گفتم که از تحسین کنندگان باورها و نثر شما بودم.از این رو با شما دشمنی ندارم. آماج من فقط نشان دادن این نکته بود که اگر اینجا چنین باورهای متحجرانه ای را بیان میکنید و دیگران برایتان کف می زنند و یا بی تفاوت از کنار پیکتان می گذرند، فرنودی بر استوار بودن سخنتان نیست. در محفل های دیگر سخن از چنین باورهایی به میان نیاورید که مایه ی ریشخند اطرافیان می شوید.😊 سپاس از بردباریتان
خود دانید دوست عزیز پیشتر به شما گفتم که از تحسین کنندگان باورها و نثر شما بودم.از این رو با شما دشمنی ندارم. آماج من فقط نشان دادن این نکته بود که اگر اینجا چنین باورهای متحجرانه ای را بیان میکنید و دیگران برایتان کف می زنند و یا بی تفاوت از کنار پیکتان می گذرند، فرنودی بر استوار بودن سخنتان نیست. در محفل های دیگر سخن از چنین باورهایی به میان نیاورید که مایه ی ریشخند اطرافیان می شوید. سپاس از بردباریتان
تمام حرفهای من در این انجمن از آغاز ثبتنام به نوعی شوخی-جدی بوده، یعنی رگههایی از حقیقت را با بزرگنمایی زیاد جهت مضحکتر جلوه دادن ِ آنها بیان میکنم. این ایراد بزرگ نثر منست. شوالیه نامرده برای مثال روی این بزرگنماییها انگشت میگذارد با حوصله به تفکیک آنها به اجزاء کوچکتر میپردازد و برخی را به عنوان «کلیگویی» تقبیح میکند و بخشی دیگر را میپذیرد. در این مورد به خصوص، این تصور که زنان هرگز مزاحم مردان نمیشوند یا فقط زنان هستند که مورد تجاوز قرار میگیرند یا مردان علاقمند به سکس با «تمام» زنان جهان هستند(از افسانههای فرویدی)دروغ های عجیبیست که کوشیدهام با جملهای متلکوار بیان بکنم.
لذتش رو از بین نبر دیگه:)من با وکیل مدافع شیطان هم حال میکنم،چون فقط آزمایش منطق خودم مهمه،اینکه حریف کیه مهم نیست:))
حالا موندم با این هم آنتی فمنیسم چقدر باید وقت از اسلام ستیزی و دین ستیزی باید بزنم تا اینها رو جواب بدم!:))
چون وقت ندارم فعلا کپسولی میگم بعدا که وقت کردم به حسابتون میزارم،رگ فمنیستیم زده بالا:))
از لحاظ ژنتیکی اگر مردی تک همسر نباشه،برتری مطلق با مرد هست چون راحت تر میتونه ژن هاش رو پخش کنه(البته این ربطی به نسبت جنسیتی نداره)هیچ ارتبطی هم به ستم در حق مردان یا زنان و... نداره:) (یعنی هر قدر هم ستیز جنسیتی ژنی رو در نظر بگیریم و جنگی که در سطح فرگشت برقرار هست باز هم سیستم های محدود کننده جنسی هستند که میتونند جلودار مردان باشند)
از لحاظ فرد(که به قولی رسانه ژن هست)مسئله پیچیده میشه،مخصوصا اگر موجودات پیشرفته ای مثل انسان مسئله باشه. توضیح بیشتر این قسمت رو میزارم زمانی که خواستم به حسابتون برسم:))
از لحاظ ژنتیکی اگر مردی تک همسر نباشه،برتری مطلق با مرد هست چون راحت تر میتونه ژن هاش رو پخش کنه(البته این ربطی به نسبت جنسیتی نداره)هیچ ارتبطی هم به ستم در حق مردان یا زنان و... نداره:) (یعنی هر قدر هم ستیز جنسیتی ژنی رو در نظر بگیریم و جنگی که در سطح فرگشت برقرار هست باز هم سیستم های محدود کننده جنسی هستند که میتونند جلودار مردان باشند)
😒
این حرفها کدام است؟ همسرگزینی در انسان با ماده است، مردها باید با هم برای جلب نظر زنان رقابت بکنند و اگر مورد انتخاب زنی قرار نگیرند هرگز نمیتوانند ژنهای خود را انتقال بدهند. شاخص جمعیت انسان هم وابسته به تعداد زنهاست. چندهمسری نیز تنها به معنی مسئولیت بیشتر برای مرد است(زیرا وظیفهی مراقبت از همسر/بچه را طبیعت به گردن مردان گذاشته نه «مردسالاری»)، و به احتمال قوی نخستین بار توسط خود زنان برای بهرهکشی حداکثری از مردهای با کیفیت ابداع شده.
شما را ارجاع میدهم به این تحقیق، که نشان داده زنان بطور متوسط در طول زندگی خود 53% بیشتر از مردان خرید میکنند. یعنی بیشتر قدرت خرید در اختیار آنهاست. نمیدانم اینها را کجا میآورید، در تمام خانوادههای سنتی ایرانی و غیرایرانی صاحب خرج، مادر خانه است، مرد که تمام روز درحال حمالیست، یک سری به مراکز خرید محلتان. گذشته از تمام اینها، چالشیست غیرقابل انکار که «جامعه، فرهنگ، قانون و ساختار مردسالار زنستیز ایران» فقط از مرد توقع فراهم کردن هزینههای زندگی را دارد و کمک کردن یا نکردن زن در اختیار خود اوست نه بخشی از شرح وظایف و مسئولیتها.
خیر اشتباه میکنید: حساسترین نقطهی آلت تناسلی مرد پوست نوک آنست که در بدو تولد برکنده میشود. حال آنکه ختنهی زنان تنها بریدن پوست روی کلیتوریس است که تذلذ جنسی را افزایش میدهد. تنها تفاوت نگاه فرهنگی به آنهاست.
چرت و پرتهای پر سوز و گداز و فاقد ارزش پاسخگویی + مقداری حملهی شخصی.
اینکه زنان بیشتر خرید میکنن به معنی اینکه درآمدشون به حساب خودشون واریز میشه نیست. مردان چون خرید کردن براشون خسته کننده هست مقداری پول در اختیار زن میذارن تا اون این رنج رو تحمل کنه. ولی حساب بانکی آقا هست که همیشه پره و پول به حساب بانکی اون واریز میشه نه زن. ختنه کردن هم برای مردان ضرری تشخیص داده نشده. یعنی فوایدش بیشتر از زیانش هست در صورتیکه که ختنه زنان هیچ سودی نداره فقط ضرر داره. وگرنه کسی پدر کشتگی با مردان نداشته. در هر صورت ختنه یه رسم مذهبی هست. پدر مادرها هستن که تصمیم میگیرن و بیشتر هم پدر که بچه شون ختنه بشه یا نه.
مهربد مشت نمونه خروار هست. شما که میگید پسر بچه ها بیشتر کتک میخورن و بیشتر تو خانواده بهشون ظلم میشه حداقل باید ما چند نمونه ش رو تو اجتماع دیده باشیم تا باور کنیم. نه اینکه هر چی اطرافمون دیدیم برعکسش بوده باشه.
خب طبیعی هست وقتی بیشتر نیروی کار رو مردان تشکیل میدن و کارهای پیش پا افتاده و کم ریسک فقط به زنان داده میشه بالطبع مرگ و میری هم اگه در حین انجام کار باشه دامن کسی رو میگیره که اون فعالیت رو داره انجام میده. کلا طرز فکرتون خیلی غیر واقعی و مسخره هست. برید مسائلی رو که میگید ریشه یابی کنید ببینید آیا زنان باعث شدن که مردان اون همه فلاکت و بدبختی بکشن؟ زنان از وقتی با حقوق خودشون آشنا شدن خواستار برابری بودن. نه برتری. من به شخصه ترجیح میدم شرایط کار برابر وجود داشته باشه من حاضرم کار سخت انجام بدم نان آور خونه باشم به شرطی که شوهرم بشینه تو خونه و پخت و پز و آشپزی کنه و از بچه ها مراقبت کنه. حتی اگه احتمال مرگم سرکار وجود داشته باشه.
برام عجیبه اینهمه دم از سختی کار کردان میزنید ولی همون مردان وقتی صحبت از کار کردن و شاغل بودن زنشون میشه رگ غیرتشون باد میکنه و حاضر نیستند رضایت بدن که زنشون هم کار کنه بیرون از خونه. حتی اگه به قیمت سختی کار بیشتر خودشون باشه.
تو شرایط جنگی هم کی تعیین میکنه مردان برن جنگ و زنان نرن؟ آیا این زنان هستن که مردان رو وادار به جنگیدن میکنن یا تنها تصمیم گیرنده خود مردان هستن؟
مهربد دایم میگه آیا زنان میخواستن به بیرون برن و کار کنن؟ یه جوری حرف میزنه انگار دو تا مرد و زن متمدن نشستن تصمیم گرفتن و زن به مرد گفته خانه داری راحتتر هست من تو خونه میمونم تو برو کار کن. نه عزیزم این مدلی که تو ذهن شما هست نبوده. زن و مرد نخستین بر اساس غریزه شون عمل کردن. زن رنج بارداری و مراقبت از فرزندان به عهده داشته به خاطر شرایط خاص بدنیش و مرد رنج شکار و تهیه غذا. این یه پروسه اتوماتیک و غیر انتخابی بوده. اون موقع نیروی غالب شرایط جسمی بوده نه هوش و عقل مثل الان. یعنی آدما هنوز در کنترل طبیعت بودن نه طبیعت در کنترل اونها. یعنی قابل مقایسه نیستن با شرایط الان.
داوری شما نا به جاست مهربد جان.
شما از کدام بخش پیک من چنین برداشتی کردید؟اینکه من بد پنداشتن خود ارضایی را برای زنان چندش آور میدانم،فرنودی است برای اینکه شما چنین برداشتی کنید؟
چنین باورهایی برای من تداعی کننده رفتار مسلمانان است.
از دید یک مسلمان خودارضایی برای مردان حرام است و گناه اش می داند.
از دید دوست شما خود ارضایی برای زنان گناه پنداشته می شود.
از دید یک مسلمان حجاب داشتن یک زن نشانه ی لاشی و هرزه بودن اوست.
از دید ایشان بلند خندیدن زن نشانه ی لاشی بودن است.
به نگر شما شباهتی میان این دو دیدگاه نیست؟
جایی جمله ای خواندم به این مضمون:
آزادی برای برخی تنها رها شدن از یک قفس کوچک و به دام قفس فکری بزرگتر افتادن است.
اینکه من این دیدگاه را خاور میانه ای و راستای فرهنگ پلید مسلمانی می دانم،فرنودی برای حمایت از نقش بی هوده زنان در این جامعه و نفی سختی هایی که مردان به جان می خرند نیست.🌹
💐
به هر روی یک نابرابری فیزیولوژیک و مهادین میان زن و مرد هست و سود این دو در پادراستای یکدیگر پیش میرود، از اینرو هر کس در رابطههای
شخصی خودش میتواند با راهکارها یا همین یافتیکهایی بگوییم، بپذیرد که خودش بتواند خودرضایی کند ولی خودارضایی دیگری را ناپسند بشمارد.
نمونه خود من هم یک یافتیک (heuristic) ای دارم که اگر در رابطهای یک دختر از من چنین چیزی پرسید:
اگر عاشق من هستی اینکار را بکن
و زمانیکه نکردم بخواهد اخم و تخم و قهر کند، در اینجا یافتیک من میگوید که با بالاترین تُـندا و شِتابی که میتوانم از رابطه
خودم را دور کنیم، زیرا با کسی سر و کار دارم که میخواهد با دستآویز به دلباختگی و احساسهای درونی من از کژبهره بگیرد.
هر آینه، باز اینجا ولی این حق را به خودم میدم که یک دختر را در چنین شرایطی بگذارم که: «اگر مرا دوست داری کاری که میخواهم را بکن».
در اینجا من به خودم این هوده (حق) را میدهم زیرا دختر در رابطه دستِبالا را دارد و من آنجا هستم به گزینش او، پس من از جایگاه قدرتمندی
این درخواست را نمیکنم، بساکه بیشتر در راستای پاسداری از خواستهی خودم آنهم در جایگاه واپسین راهی که برایم مانده و شدنی است میکنم.
در رابطه دختر و پسر یک اندازه قدرت ندارند، قدرت بیشتر دست دختر است - بویژه پس از پاگیری رابطه،
از همینرو رویکردهایی که دوسوی رابطه در برابر هم در پیش میگیرند نیز ببایست نباید یکسان و دوسویهپذیر باشد.
اینکه زنان بیشتر خرید میکنن به معنی اینکه درآمدشون به حساب خودشون واریز میشه نیست. مردان چون خرید کردن براشون خسته کننده هست مقداری پول در اختیار زن میذارن تا اون این رنج رو تحمل کنه. ولی حساب بانکی آقا هست که همیشه پره و پول به حساب بانکی اون واریز میشه نه زن.
ختنه کردن هم برای مردان ضرری تشخیص داده نشده. یعنی فوایدش بیشتر از زیانش هست در صورتیکه که ختنه زنان هیچ سودی نداره فقط ضرر داره. وگرنه کسی پدر کشتگی با مردان نداشته. در هر صورت ختنه یه رسم مذهبی هست. پدر مادرها هستن که تصمیم میگیرن و بیشتر هم پدر که بچه شون ختنه بشه یا نه.
اینهم از آن سخنان خندهدار بود: مردها خرید کردن برایشان خستهکننده است!! 😆
اینها را براستی خودتان باور میکنید؟
من پیشترها که در کنار خانوادهام بودم، همه زندگیام را سرگرم بیرون رفتن و لباس خریدن و خوشی بردن بودم بی اینکه "خسته"
شوم، ولی از زمان خودسالاری و هنگامیکه باید تک تک هزینههای زندگیام را خودم بدهم و یک هزار هزینهی ریز و مِهِ دیگر آنجا هست، آری
ناخودآگاه "خرید کردن" برایم خستهکننده است، همانجور که "ناخودآگاه" پول هزینهی چیزهایی که نیاز 100% و درجا ندارم کردن "خستهکننده" و "کمانگیزاننده" است!
مهربد مشت نمونه خروار هست. شما که میگید پسر بچه ها بیشتر کتک میخورن و بیشتر تو خانواده بهشون ظلم میشه حداقل باید ما چند نمونه ش رو تو اجتماع دیده باشیم تا باور کنیم. نه اینکه هر چی اطرافمون دیدیم برعکسش بوده باشه.
اینکه آمار آورده شد، مردها سرانجام بیشتر زخمی/کشته/.. میشوند یا نمیشوند!؟
اگر میشوند، پس دارند با جانشان بازی میکنند، اگر نمیشوند، پس سخن شما درسته.
خب طبیعی هست وقتی بیشتر نیروی کار رو مردان تشکیل میدن و کارهای پیش پا افتاده و کم ریسک فقط به زنان داده میشه بالطبع مرگ و میری هم اگه در حین انجام کار باشه دامن کسی رو میگیره که اون فعالیت رو داره انجام میده. کلا طرز فکرتون خیلی غیر واقعی و مسخره هست. برید مسائلی رو که میگید ریشه یابی کنید ببینید آیا زنان باعث شدن که مردان اون همه فلاکت و بدبختی بکشن؟ زنان از وقتی با حقوق خودشون آشنا شدن خواستار برابری بودن. نه برتری. من به شخصه ترجیح میدم شرایط کار برابر وجود داشته باشه من حاضرم کار سخت انجام بدم نان آور خونه باشم به شرطی که شوهرم بشینه تو خونه و پخت و پز و آشپزی کنه و از بچه ها مراقبت کنه. حتی اگه احتمال مرگم سرکار وجود داشته باشه.
مردان بیش از ۹۸٪ کشتهشدگان در محل کار را در ایران تشکیل میدهند(منبع)، در هفت ماه نخست سال جاری از ۱۱۰۰ نفری که بر اثر حوادث کاری جان خود را از دست دادهاند فقط ۱۵ نفر زن بودهاند، به عبارتی دیگر، هرچند زنان ۲۰٪ نیروی کار در ایران هستند(منبع)، سهم آنان از مرگ و میر ناشی از صوانح محل کار کمتر از ۲٪ بوده. در ایالات متحدهی آمریکا نیز با آنکه سهم زنان بیش از 49% بازار کار است، تنها 8% از آمار مرگ مربوط به دلایل کاری را تشکیل میدهند(منبع)، این آمار برای زنانی که بر اثر حوادث در محل کار کشته میشوند حتی کمتر هم هست(منبع).
چجوریه با اینکه زنها هم بیرون کار میکنند ولی هنوز کارهای سخت را مردها میانجامند؟
مهربد دایم میگه آیا زنان میخواستن به بیرون برن و کار کنن؟ یه جوری حرف میزنه انگار دو تا مرد و زن متمدن نشستن تصمیم گرفتن و زن به مرد گفته خانه داری راحتتر هست من تو خونه میمونم تو برو کار کن. نه عزیزم این مدلی که تو ذهن شما هست نبوده. زن و مرد نخستین بر اساس غریزه شون عمل کردن. زن رنج بارداری و مراقبت از فرزندان به عهده داشته به خاطر شرایط خاص بدنیش و مرد رنج شکار و تهیه غذا. این یه پروسه اتوماتیک و غیر انتخابی بوده. اون موقع نیروی غالب شرایط جسمی بوده نه هوش و عقل مثل الان. یعنی آدما هنوز در کنترل طبیعت بودن نه طبیعت در کنترل اونها. یعنی قابل مقایسه نیستن با شرایط الان.
در گذشته هم مردم به اندازه امروز خودآگاه بودهاند، ولی مایهی "ناطبیعی" رفتار کردنشان نشده. اینکه امروز ما جور دیگری رفتار میکنیم کمابیش تنها از توانایی ما در کنترل کردن افزونِ زیستبوم آمده.
سخن ما هم ساده بود، زنان این اندازه ننالند که مردسالاری در تاریخ آنها را در بند کرده، گفتیم در فَربود (واقعیت) زنها سود کردهاند چون این مردها بودهاند
که کارهای ناخواستنی و سخت و مرگآور را انجام دادهاند، اگرنه امروز که همه چی ماشینیزه شده زنان هم ناگهان در پس هزارههای شهرنشینی از ناکجاآباد به حقوق از دستهرفتهاشان! آگاه شدهاند و میگویند «چرا من نروم بیرون کار کنم»؟ که در غرب همین هم هست و شما میروید بیرون هم کار میکنید و مزد یکسان هم میگیرید.
نکته در «نتوپیدن به مردسالاری پندارین (خیالی)» بود، نه در اینکه خواسته شما نادرسته!
یک شرایطی را هم من برای شما توصیف میکنم، شاید کمی به کرهی زمین برگشتید:
تصور بکنید به محض تولد آلت تناسلی شما مثله کردهاند، هیچکس هم به آن اعتراضی نداشته و اگرهم موضوع را جایی مطرح بکنید که چرا ناقص کردن آلت مردان عادت روزمره است اما ختنهی زنان فاجعهی ضدبشری، مورد ریشخند و هزل قرار میگیرید. تمام دوران کودکی، نوجوانی، بلوغ و جوانی خود را درحال کتکخوردن، تحقیر شدن، سرکوب شدن و مورد آزار جسمی و روانی قرار گرفتن از سوی والدین، مربیان و همسالان قرار گرفتهاید تا «مرد بشوید»،
اما اینها «مهم» نیستند، مهم نیست که مردان اکثریت قریب به اتفاق اعدامیان سیاسی جمهوری اسلامی را تشکیل میدهند، اما اگر زن ِ قاتلی، که جرم او برای همه اثبات شده را میخواهند اعدام بکنند جنبشی جهانی جهت متوقف کردن حکم براه میافتد. مهم نیست که مردان از آغاز پدید آمدن «گذرنامه» برای اخذ آن باید از دهها نفر غریبه امضا بگیرند، اما وقتی همان ِ زنان مشروط به یک امضا میشود گویی جهان به آخر رسیده. مهم نیست که مردان هم سنگسار میشوند، اما همه جا از آن به عنوان حکم ضد زن یاد میشود.
تصور بکنید از شما میخواهند که دو سال از بهترین روزهای عمر خود را جهت آموختن روشهای اصولی برای کشتن دیگرانی که نمیشناسید و کشته شدن برای دیگرانی که نمیشناسید به «خدمت سربازی» بروید، و اگر سرپیچی کردید از حق ازدواج، استخدام، ثبت سند، اخذ گذرنامه و ورود به دانشگاه محروم میشوید. کسی از زنان توقع رفتن به جنگ و کشته شدن برای دفاع از حقوقشان را ندارد.
، و هنوز مانده یک فمینیست را ببینیم که به این موضوعات پرداخته یا اهمیتی برایشان قائل شده باشد.
خلاصه آنکه زنی را ندیدهایم که به راستی خواستار برابری در مسئولیتها و ریشهکنی عینی نابرابریها باشد. آنچه هست مشتی شعار درونتهیست که از بس بینقد و سنجش تکرار شده همه آنها را بدیهی تصور کردهاند.
ولی من فمنیست اینطوری دیدم:))
اووم؛این قسمت به نظر من چیز طبیعی هست،همونطور که یک همجنسگرا،اقلیت مذهبی و... به ندرت فرصت،میل یا آگاهی برای دفاع از حقوق دیگرانی که تحت ستم هستند داره چه برسه به اینجا که نوعی دشمنی هم نسبت به گروه یا بخش بزرگی از مردان احساس میشه.
بعد هم میشوید بردهی سیستم و باید تا پایان عمر خرج زنتان را بدهید، مهم هم نیست که شاغل باشد یا نه
زن ایرانی کار کردن بیرون از خانه را حق خودش میداند، اما زمان اجاره خانه که میشود میگوید «پول من متعلق به خودم است، شوهر کردهام برای چه؟»
خب فکر میکنم اینجا باید حرف از اختلاف طبقاتی بردگان سیستم زد:)بلاخره کمی از محتوای فرگشتی میخوام بیام بیرون:))
اولین نکته اینه که باید دید آیا وابستگی اقتصادی زن به مرد سودی برای مرد نداره؟خب من با توجه به اصول اقتصادی(و البته تجربه های ناخوشایند شخصی)میتونم بگم نتنها سود خواسته یا ناخواسته داره بلکه حتی ابزار قدرته.
پولی که مرد به زن در این پرتکل میده(و البته هر نوع سرمایه ای که در اختیار زن میزاره) به نوعی دستمزد برای به دنیا اوردن و نگه داری از بچه (تا حدی) و سکس و در موارد سنتی تر تمیزکردن خونه و غذا پختن و... هست(البته شخص به شکل دستمزد نمیبیندش)
خب ما اینجا محیط اجتماعی و قانونی رو هم نباید نادیده بگیریم،جو قانونی در ازدواج به سود مرد هست،بنابراین با دادن پول و سرمایه به زن(که همیشه هم زیاد نیست)، تا حدی حق مالکیت نسبت به زن رو هم به دست میاره(که وقیحانه ترینش این هست که در قوانین ایران چیزی به نام تجاوز در ازدواج نداریم!)این قوانین مالکیت شامل حق های زیادی منجمله حق جدایی،حق نگه داری بچه و لیست بلندبالایی میشه که وجودشون به نظر من خیلی آشکاره و قانون به مرد ایرانی داده.(حتی مهریه هم باز جز بهای مالکیت حساب میشه!)
اهرم اقتصادی دیگه اینه که وابستگی حتی اگر مالکیتی در کار نباشه باعث میشه زن نتونه بدون مرد زندگی کنه و در بهترین حالت بعد جدایی اگر بدون مهارت شعلی باشه، یا باید فاحشه بشه یا زن یکی دیگه!(که جفتش از نظر من شباهت زیادی دارند)
با اینکه در یک شرایط برابر کار کردن مرد برای رفاه زن مسخرست ولی در این مورد اتفاقا منبع درآمد مستقل راهکار دفاعی خوبیه.چون مرد به جز رفاه زن برای مالکیتش هم کار میکنه.
شاید یک دیدگاه بدبینانه به نظر برسه ولی اینجا جایی هست که اگر در شروع این ستیزجنسی، طبیعت رو میشد مقصر قلمداد کرد اینجا مردها در نقش برده داران رو واقعا پیدا میکنند،اینکه یک برده دار از حق قانونیش استفاده نمیکنه موردی هست.
اگر مردی از این نقش جنسی ناراضی هست ولی در برابر حاضر نیست از این حق های مالکیت بگذره پس مثل نمونه زن های"تنگ" فریبکار و دروغگو هست:)
حال آنکه جامعهای در طول تاریخ بشر نبوده که بر اجساد مردان جوان بنا نشده باشد، حتی یکی. شما هم روی کوهی انبوه از لاشههای مذکر نشستهاید و برایمان از «مردسالاری» سخن میگویید.
البته آغازکننده، فرمانده و سرباز تقریبا هر جنگی مردان بودند.این
وسط اگر جوامع بدوی رو فاکتور بگیریم(چون کشتار فردی دلایل شخصی داره) بیشتر مواقع بخشی از مردان مقصر این بودند که جون بسیاری از مردها(و گاهی هم زن ها) رو گرفتند و زن های وابسته و بدون مهارت شغلی اونها رو بیوه کردند :)
مثلا اگر یک زن بخواد به جایگاه هیتلر برسه باید حسابی فرگشت پیدا که:)) (البته جدای از شوخی با حذف محتوای اجتماعی، فیزیولوژی مرد و زن و فاکتورهای بیولوژیکشون در این موارد تاثیر کمتری دارند)
مردان بیش از ۹۸٪ کشتهشدگان در محل کار را در ایران تشکیل میدهند(منبع)، در هفت ماه نخست سال جاری از ۱۱۰۰ نفری که بر اثر حوادث کاری جان خود را از دست دادهاند فقط ۱۵ نفر زن بودهاند، به عبارتی دیگر، هرچند زنان ۲۰٪ نیروی کار در ایران هستند(منبع)، سهم آنان از مرگ و میر ناشی از صوانح محل کار کمتر از ۲٪ بوده. در ایالات متحدهی آمریکا نیز با آنکه سهم زنان بیش از 49% بازار کار است، تنها 8% از آمار مرگ مربوط به دلایل کاری را تشکیل میدهند(منبع)، این آمار برای زنانی که بر اثر حوادث در محل کار کشته میشوند حتی کمتر هم هست(منبع).
با اینکه با همه موارد همدردی قابل توجهی داشتم این یک مورد به نظرم چندان چیز دندون گیری نداره.
اینکه مردان مشاغل خطرناک تر(نمیگم کم درآمد،چون میانگین حقوق مردان از زنان بالاتر هست) رودارند به این خاطره که مردان توانایی بیشتری در این شغل ها دارند و استخدام میشند و از بخت بدشون شغل های خطرناکی هستند.در مقابل مشاغل پستی یا کم درآمدی هم هستند که زنان درصد قابل توجهی رو در اونها دارند که ایران بانو چندتاییش رو مثال زد.
یعنی یک قرارداد اجتماعی نیست که مردها کارهای سخت و خطرناک و با دستمزد پایین رو انجام بدند!بلکه فقط در مورد مشاغل خطرناک و مواردی که نیاز به نیروی بدنی بیشتر هست مردان بیشتر هستند.اینجا عوامل اقتصادی خیلی بیشتر تاثیر دارند.(یعنی چیزهایی که ذاتا به جنسیت مرتبط نیستند)
خوب مهر بد جان به یک چیز هم توجه کن.
دوران کودکی دورانی هست که انسان به واسطه ی ضعفش خیلی از تحمیل ها بهش اعمال میشه.
اگر من هم به عنوان یک زن بشینم و بینم در دوران کودکیم چه مزخرفاتی به من القا کردند که تا همین الان که بزرگ شدم دامنگیرم شده که خودش داستانی طولانی میشه....
تازه اگر هم بخوایم این رو در نر بگیریم که پدرو مادرا چه ظلمی به بچه ها کردن بهتون اطمینان میدم که جز مواردی کم واقعا دختر بچه ها بیشتر متحمل هزینه شدن....
اینطورم فکر نکن که مردا به حقوقشون آشنا نیستن و تنها این داستان ها به ذهن شما خطور کرده.
قریب به 90 در صد مردایی که میشناسم از اینکه برون کار میکنند- سربازی میرن-مسئول خانواده میشن و...شکایت میکنن و این رو پتکی کردن بر سر زن بیچاره.زن از همه جا بیخیبرم فکر میکنه یه موجود اضافیه که مرد داره این مسائل رو به خاطر این که مرده تحمل میکنه و دچار یک خفه خونی القایی میشه ..
اما معمولا زنان به حق وحقوقشون واقف نیستن و روشنگری های اخیر کمی اونها رو بیدار کرده.
البته راستش تحت تاثیر قرار گرفتم و ناراحتم از اینکه یکسری از مسائل رو به اجبار به مردان تحمیل کردن 😒
اما این رو هم در نظر بگیرید که مردها انقدر ابزار های قدرت رو در دست دارن که بسیار یاز این ظلم هایی رو که بهشون تحمیل شده رو میتونه تا حدی جبران کنه....
به نظر من زندی ی مرد به مراتب آزاد تر و شاد تر ه
اما یک زن در هر کجای دنیا که باشه به خاطر نقش هایی که براش تعریف کردن و به زور بهش خوروندن عملا زندگی نمیکنه و یک زندگی توام با مسائل حاشیه ای و دور از واقعیت داره...
این سخنان سودمندی ندارند، هر کس از دید خودش (هتا من) به گمان بالا خودش را قربانی و دیگران را گناهکار میبیند،
من هم چنانکه گفتم در پی پاسداری یا پدافندی از حقوق مردان نیستم، ولی از شنیدن این یاوهگوییها که مردان
بهمان کردند و همبود مردسالارانه است بیزارم.
یک فرتور بامزهای داشتیم این نگرش را بخوبی نشان میداد:
چپ: همه جاش پوشیده است بجز چشماش، چه فرهنگ ستمگر مردسالارانهای!
راست: همه جاش بیرونه بجز چشماش، چه فرهنگ ستمگر مردسالارانهای!
سخن امیر گرامی را هم اگر درست گرفته باشیم این بود که بجای نالیدن «مردسالاری! مردسالاری!» و
بجای «پدافندی از حقوق زنان و فمینیسیم» بکوشید در راستای «برابریدن حقوق زنامرد» پیش بروید.
از دید فرنودین اگر کسی در این میان گناهکار باشد نه مرد است نه زن، طبیعت است و بس!
آقا فرض کنیم 2000 سال پیش
مردا میرفتن شکار زنا تو خونه خودشونو باد میزدن ...
مسئله اینه که من ترجیح میدم خونه نباشم اما مشکل اینه که بیرون از خونه جایی برای زن تعریف نشده...
نخست اینکه خواسته و حق شماست که بروید، نکته را من به بانو شیرین گفتم: به مردان نتوپید که هزارههای دراز شما را در بند کرده بودهاند! خود زنان فرگشتیکوار نمیخواستهاند بیرون بروند (+ امروز هم که میروند کارهای سخت را نمینکنند).
دو اینکه بیرون از خانه برای زنان در نیمی از جهان (اروپا + آمریکا + استرالیا + ..) کار تعریف شده، گناه اسلامزدگی ایران را روی مردسالاری خراب نکنید!
ممد رسوال الله هم به همین مسائل اندیشیده بوده که ارث رو برای مرد دو برابر زن گرفته
خوب خیلی واضحه که مردا بی توجه به خواست زنان مثل خوره افتادن رو ی منابع و صاحبش شدن
خب زرتشت که برابر کرد؟ بوداگرایی که نکرد؟ این همه دین دیگر داریم که از این قانونها ندارند، اگر به اسلام است که اسلام
حق دگراندیشان را هم زیر پا گذاشته، نکند این هم برای "مردسالاری" یا "پدرسالاری" بوده که محمد دگراندیشان را گفته بکشید؟ (:
یک دین بیابانی و بدردنخور که نشد فرنودِ Conspiracy Theory مردان در هزارهی تاریخ! آنهم زمانیکه این
همه پادنمونه داریم، مانند مهرپرستی (میتراپرستی) در ایران که اگر بخواهیم مانند شما بنگریم میشود "زنسالاری" !!
تازه در برابر 1400 سال اسلام دیرینگی 7 هزار ساله هم دارد ایرانبانو!
😒
این حرفها کدام است؟ همسرگزینی در انسان با ماده است، مردها باید با هم برای جلب نظر زنان رقابت بکنند و اگر مورد انتخاب زنی قرار نگیرند هرگز نمیتوانند ژنهای خود را انتقال بدهند. شاخص جمعیت انسان هم وابسته به تعداد زنهاست. چندهمسری نیز تنها به معنی مسئولیت بیشتر برای مرد است(زیرا وظیفهی مراقبت از همسر/بچه را طبیعت به گردن مردان گذاشته نه «مردسالاری»)، و به احتمال قوی نخستین بار توسط خود زنان برای بهرهکشی حداکثری از مردهای با کیفیت ابداع شده.
یک نر=دارای ابرکارخانه اسپرم سازی!
یک ماده=سازنده تخمک با ارزش و معمولا حامل و پرورش دهنده بچه
هزینه های فرگشتیک جفتگیری برای مرد پایین هست مگراینکه راهکار های پایدار فرگشتیکی مثل تک همسری یا HE-man هزینه های فرگشتیکش رو بالا ببرند.
مردسالاری که اصلا در طبیعت معنا نداره فقط در جامعه انسانی هست که چنین مفاهیمی معنادار میشند:)
یک نر=دارای ابرکارخانه اسپرم سازی!
یک ماده=سازنده تخمک با ارزش و معمولا حامل و پرورش دهنده بچه
هزینه های فرگشتیک جفتگیری برای مرد پایین هست مگراینکه راهکار های پایدار فرگشتیکی مثل تک همسری یا HE-man هزینه های فرگشتیکش رو بالا ببرند.
مردسالاری که اصلا در طبیعت معنا نداره فقط در جامعه انسانی هست که چنین مفاهیمی معنادار میشند:)
ولی گزینش شریک جنسی برای بارداری همچنان با مادینه (دختر) است که میشود برتری زنان در فرگشت: زن = گزیننده، مرد = گزیده.
خب فکر میکنم اینجا باید حرف از اختلاف طبقاتی بردگان سیستم زد:)بلاخره کمی از محتوای فرگشتی میخوام بیام بیرون:))
اولین نکته اینه که باید دید آیا وابستگی اقتصادی زن به مرد سودی برای مرد نداره؟خب من با توجه به اصول اقتصادی(و البته تجربه های ناخوشایند شخصی)میتونم بگم نتنها سود خواسته یا ناخواسته داره بلکه حتی ابزار قدرته.
پولی که مرد به زن در این پرتکل میده(و البته هر نوع سرمایه ای که در اختیار زن میزاره) به نوعی دستمزد برای به دنیا اوردن و نگه داری از بچه (تا حدی) و سکس و در موارد سنتی تر تمیزکردن خونه و غذا پختن و... هست(البته شخص به شکل دستمزد نمیبیندش)
خب ما اینجا محیط اجتماعی و قانونی رو هم نباید نادیده بگیریم،جو قانونی در ازدواج به سود مرد هست،بنابراین با دادن پول و سرمایه به زن(که همیشه هم زیاد نیست)، تا حدی حق مالکیت نسبت به زن رو هم به دست میاره(که وقیحانه ترینش این هست که در قوانین ایران چیزی به نام تجاوز در ازدواج نداریم!)این قوانین مالکیت شامل حق های زیادی منجمله حق جدایی،حق نگه داری بچه و لیست بلندبالایی میشه که وجودشون به نظر من خیلی آشکاره و قانون به مرد ایرانی داده.(حتی مهریه هم باز جز بهای مالکیت حساب میشه!)
اهرم اقتصادی دیگه اینه که وابستگی حتی اگر مالکیتی در کار نباشه باعث میشه زن نتونه بدون مرد زندگی کنه و در بهترین حالت بعد جدایی اگر بدون مهارت شعلی باشه، یا باید فاحشه بشه یا زن یکی دیگه!(که جفتش از نظر من شباهت زیادی دارند)
با اینکه در یک شرایط برابر کار کردن مرد برای رفاه زن مسخرست ولی در این مورد اتفاقا منبع درآمد مستقل راهکار دفاعی خوبیه.چون مرد به جز رفاه زن برای مالکیتش هم کار میکنه.
شاید یک دیدگاه بدبینانه به نظر برسه ولی اینجا جایی هست که اگر در شروع این ستیزجنسی، طبیعت رو میشد مقصر قلمداد کرد اینجا مردها در نقش برده داران رو واقعا پیدا میکنند،اینکه یک برده دار از حق قانونیش استفاده نمیکنه موردی هست.
اگر مردی از این نقش جنسی ناراضی هست ولی در برابر حاضر نیست از این حق های مالکیت بگذره پس مثل نمونه زن های"تنگ" فریبکار و دروغگو هست:)
👍
آفرین، این نگرش درستی است که مردان در برابر نابرابری بالا (نداشتن حق گزینش در سکس
و پاسداری از زادمانشان) به ابزار دیگری روی آوردهاند (فرگشتیکوار) که یکی از آنها همین توان مالی باشد.
از همینرو فرنودینوار بسیار بیشتر از از زنان در کارهای مالی کامیابتر هستند، زیرا برای همسنگیدن توان و
برآوردن نیاز جنسی نیاز به توانیابی داشته و پس انگیزه بسیار بالاتری در پول درآوردن (=توان) هم دارند.
امروز ولی زنها دستکم در غرب به اندازه مردها در این زمینههای پولی میتوانند و گاه خوب و هتا خوبتر هم هستند که اینجا همسنگی (توازن) قدرت
دیگر از دست رفته، زن میتواند 100% بدلخواه خودش با هر کس که پسندید بخوابد (ولی مرد نمیتواند) و دیگر نیازی به پولِ مرد هم ندارد: double win
این را دیگر ما کاری نمیتوانیم بکنیم بجز اینکه همراهی کنیم و ببینیم چه پیش میاید! به نگر من در کنار همین مردان باز انگیزه
(یا شاید توان) بالاتری در کارهای هوشیک و اندیشیک دارند که اینهم بیراهه نرفتهایم اگر بگوییم بیشتر از همه برای گرفتن نگرش زنان بوده.
بگونهای، فرگشت «هوش بالاتر» + «انگیزه فزونترِ کار» را به مردان داده و در کنارش توانایی «گزینش بالاتر» و «امنیت بیشتر» را به زنان.
یک "باگنمای" فرگشتیک هم اینجا داریم که همین هزینهی همخوابگی (سکس) باشد، در گذشته زنان از روی نبود ابزار پیشگیری از بارداری
هزینهی سترگی برای همخوابگی میدادهاند، ولی امروز نمیدهند ولی همچنان بگونهای رفتار میکنند که گویی میدهند و این هم آزاردهنده است.
از دیدگاه نازنازینگرانهی شما شاید! ولی از دیدگاه برآختی (=objective) روشنه که مردان
هم از سوی طبیعت و هم از سوی فرهنگ، دستکم ده برابر زنان سرکوب شدهاند و میشوند، بیچارهها دشواری
اینجاست که خودشان هم این را مانند این دوستمان nevermore در بالا نمیدانند و میگمانند که دارند حق زنان را میگیرند!!
اینجا پیشتر نشان دادهایم که زنها در سدههای گذشته هرگز خودشان نمیخواستهاند بیرون کار کنند: آیا زنان براستی میخواستند بیرون رفته و کار کنند؟
البته من نظر خاصی در این مورد ندارم به یک دلیل مهم"نا آگاهی زنان"شاید تشبیه خیلی افراطی به نطر بیاد ولی من وضعیتشون رو مثل بردگانی میبینم که فکر میکنند برده بودنشون خیلی طبیعی هست و اصلا جای پرسش و تلاش برای رهایی رو ندارند(البته برای آدم هایی مثل من که خود کار کردن رو چیز دلچسبی نمیبینند باید بگم رابطه اگاهی و وضعیت منظورمه نه لزوما شباهت بردگان و زنان!)
البته این فرایند ناآگاهانه تر از این حرفاست که من بخوام مردها یا زن ها رو برای آغازش محکوم کنم:)
کارهای امروزین که نرم و ماشینی شدهاند و زنها هم تازه منت گذاشته و از خانه بیرون آمدهاند.
در اروپا و نیمی از جهان که اکنون حقوق یکسان و برابری با مردان دارند، بماند که هنوز که هنوزه هم کارهای سخت و خطرناک را باز مردان بیچاره انجام میدهند!
در قرن 20 رویدادهایی مثل جنگ جهانی که جمعیت مردان رو به شدت کاهش داد(چه به دلیل درگیری در جنگ و چه کشته شدن) و باعث شد مثلا در آمریکا زنه های شاغل افزایش قابل توجهی رو پیدا کنند به نظرم نشون میده که یکی از مهمترین عوامل موثر بر ترکیب و درصدهای جنسیتی در مشاغل عوامل صرفا اقتصادی هستند که توضیحات زیادی لازم دارند:)
در واقع باید مزیت های فرگشتیک+مزیت های اقتصادی+مزیت برای رسانه ژن(شخص) و... رو کنار هم گذاشت تا بشه مقایسه خوبی کرد.
دقیقا از چه موقع امتیاز ماندن در کنار بچهها در خانه و سپری کردن تمام روز در کنار آنها تبدیل شد به «بار سنگین و تحمیل شده از طرف مردسالاری»؟!
موندن کنار بچه ها=هزینه فرگشتیک=حفظ کردن نیمی از ژن های زن
کار کردن=هزینه فرگشتیک=حفظ نیمی از ژن های مرد(به شرطی که تک همسری برقرار باشه و همه درآمد صرف خانواده بشه)
اگر مرد بخواد ژنش رو انتقال بده فقط لازمه مقداری اسپرم ارزون!(باز هم به قول داوکینز)رو مصرف کنه ولی زن نتنها باید تخمک باارزش رو وسط بزاره بلکه با 9 ماه بارداری عملا هزینه های فرگشتیک خیلی بیشتری میده،بنابراین رها کردن بچه برای مرد خیلی راحت تر هست.(باز هم از لحاظ هزینه ها)
بنابراین مراقبت از بچه ها در ابتدا(هنوز بحث میم ها رو وارد نکردم) از طرف طبیعت تحمیل شده نه مردان بخت برگشته ولی در هر حال هزینه هست نه مزیت(در نظر بگیر که حتی اگر شخص رو در نظر بگیریم نداشتن مسئولیت خیلی سودآور تر از مسئولیت هست و آزادی بیشتری داره)
تنها تفاوتش این هست که به دلایل فرهنگی یا فرگشتیک در تک همسری مردها بر خلاف زن ها مردها مزیت های بیولوژیک خودشون رو رها میکنند(یا مجبور به رها کردنش میشند)در حالی که زن در هر حال برای انتقال ژنش محدودیت داره و حربه تک همسری راهکاری هست تا مرد رو وادار کنه در هزینه های فرگشتیگ سهم بیشتری داشته باشه(البته راهکار فرگشتیک دیگه ای هم در کاره که در جواب مهربود میگم)
در واقع اگر تک همسری فرهنگی نباشه،راهکار ژنتیکی هست برای برابر کردن هزینه های بارداری و مراقبت از بچه بین زن و مرد.
نگرش طبیعت به مردان را من برایتان میتوانم اندکی روشن کنم، از دید طبیعت مردان یک مشت مهرههای بازی هستند
که باید تا میتواند آنها را زیرفشار گذاشته و تا میتوان به جان یکدیگر انداخته و سپس از میان گرد و خاک و مهرههای
خرد و از هم پاشیده شده، آن چندتایی که پیروز از میدان بیرون میایند
و البته زنان هم مهره ای بیش نیستند، همگی در خدمت ژن های خودخواه ما!:))
اتفاقا زن ها ارزشمند نیستند،تخمک هاشون ارزشمند هستند.اینجا بین رسانه ژن و خود ژن باید تفاوت گذاشت.
اگر در طبیعت زن ها ارزشمند بودند به جای "انتخاب طبیعی"باید انتخاب زنانه" داشته باشیم!:)))
در فَربود هتا پیکر (تن) پیشانگاشت همه ما مادینه است
ماده و نر که اصلا واژگان دست ساز ما برای نام گذاری طبیعت هست،مگرنه وقتی تولید مثل غیر جنسی باشه اصلا نر و ماده معنا نداره:)
چرا نگیم طبیعت همه ما نرینه هست؟:)))
ویژگیهای نرینگی (یا همان مردانگی) یک مشت افزونههای افزوده
یا همان راهکار کثیف و تند طبیعت برای شتاباندن فرایند فرگشت بودهاند که روی کالبد مادینه سوار کرده و یک نام "مرد" هم رویش نهاده شده(:
البته تولید مثل جنسی کاملا در سرعت فرگشت تاثیر میزاره ولی هیچ نیازی به وجود اسپرم و تخمک نیست،کافیه دو جنس در کار باشند.
نرها چیترها و جرزن هایی هستند که باعث شدند در یک ستیز جنسی فرگشتی اسپرم ها ارزون تر و کوچیکتر بشند و تخمک ها بزرگتر و باارزش تر.
جایگزینپذیری بسیار بالا: از دید طبیعت شما مفت هستید! یک مرد میتواند هزار زن را بچهدار کند، پس یکیاش هم بسنده و هتا فزون است!
راهکار پایدار فرگشتیک دوم(در برابر تک همسری)که مثلا در سیل ها مشاهده میشه یا همون He-Man.وجود یک ابر نر که که حرمسرایی از ماده ها رو داره ولی خب انتخاب طبیعی ترکیب جنسیتی رو به هیچ وجه به هم نمیزنه به این دلیل که مساوی بودن ترکیب جنسیتی یک ESS هست،بنابراین در هر حالی ارزش مردها و زن ها برابره. هرچند کارخونه اسپرم سازی مردها خیلی قویه:))
نکته نهایی در مورد HE-Man و تک همسری اینه که این دو به صورت ترکیبی میتونند باشند ولی وجود اقلیت های فریبکار دیگه هم ممکنه و میتونند بدون منقرض شدن وجود داشته باشند.
عمر کوتاهتر: هم فیزیلوژیک هم پرگیریک (environmental)؛ پرگیریک که روشنه، همان داستان مهرهها، فیزیولوژیک هم از این نوشته فراتر میرود، همین بس که مردها میانگین 7 سال کمتر عمر میکنند، هتا امروز.
این یکدونه به زیان ژن ها نیست ولی خب رسانه بدبخت که اینجا مرد باشه تاوان میده:))
داشتن دستِ پایین در سکس: هر زنی هتا زشتترین زن میتواند یکی را بیابد که بچهدارش کرده و زادمانش را نگه دارد، ولی یک مرد وابسته خواه ناخواه وابسته به زنان است.
اینقد نزن توی سر مال:))اگر راهکار تک همسری فراگیر باشه شانس مردان و زنان برای گسترش ژن یکسانه(و تقریبا شانس سکس)اگر He-Man فراگیر باشه تعداد قابل توجهی از مردها ناکام از دنیا میرند!:))
اگر خود سکس منظور باشه و رسانه رو در نظر بگیریم،باز هم شانس برابری برای سکس وجود داره(این رو حالتی در نظر میگیرم که رسانه هایی مثل ما بدون هم آوری رابطه جنسی برقرار کنند)چون اینجا دیگه ژن مطرح نیست و وابستگی دوطرفست.
فاک می!:))
حسابی زدی توی خط آمار و ارقام فضایی:))
البته فاکتورهایی که در نظر گرفتی منطقیه ولی چون به نظر من محدود و یک طرفست اصلا قابل اطمینان برای داوری نیست.
ما هم خواستار همین هستیم که زیست انگلی زنان را برطرف بکنیم
بی خی بابا:))اینطورباید بریم از پی ژنتیک خودمونم دست کاری کنیم:))
بر اساس تئوری اثر فنوتایپیک ما موجودات پیچیده در اصل انگل هایی(زن هایی)هستیم که در نهایت هدف مشترکی پیدا کردند:)
مهربد کار زنان هم چندان راحت نبوده. کارای خونه. بچه داری و کشاورزی رو زنان انجام میدادن. و بسیاری از زنان هم در هنگام زایمان میمردن. چون اون موقع وسایل جلوگیری از بارداری نبوده و نه ماهی یه بار زایمان داشتن. مرگ و میر بچه ها هم زیاد بوده. شما اول باید بری یه دوره کامل از تاریخ انسانهای اولیه تقسیم وظایفشون بخونی. در مورد کار کردن که گفتم که اگه آمار کارکردن حتی برابر هم باشه بازم کارهای مکانیکی به مردان سپرده میشه.این کار رو هم مردان انجام میدن. فقط کارهای پیش پا افتاده مثل کارمند جز یا منشی گری رو میدن به زنان. خب معلومه که ریسک مرگ این شغلها هم کمتر هست. مردسالاری خیالی نیست. یه واقعیت مبرهن هست در طول تاریخ. حالا عاملش هر چی میخواد باشه. مشخصه که زنان همیشه جنس ضعیفتر بودن. همیشه توسرخور مردان بودن و حقوقشون هم کمتر بوده و حتی حقوقی نداشتن اصلا تحت مالکیت مردان بودن. اینا واقعیتهای تاریخی هستن . شما هم انکارش کنی چیزی از واقعی بودنش کم نمیشه.
ولی گزینش شریک جنسی برای بارداری همچنان با مادینه (دختر) است که میشود برتری زنان در فرگشت: زن = گزیننده، مرد = گزیده.
ما انسان ها که موجودات خودآگاهی هستیم رو در نظر نگیر،کدوم ماده برای گزینش آگاهانه تصمیم میگیره؟:)
ماده ها هم به مردها نیاز دارند،این رو اصلا نباید نادیده گرفت!مگر نر ها ماده ها رو گزینش نمیکنند؟!:))این که ماده بچه رو پروش میده و به دنیا میاره به معنای این نیست که نسبت به نر حق انتخاب بیشتری داره:)
تازه در مواردی که نر He-Man هست عملا ماده ای که بخواد از حرم سرا فرار کنه با خشونت نر مواجه میشه(که البته باز از لحاظ فرگشتیک براش سودمنده)یعنی از لحاظ انسانی بهش تجاوز میشه و حق انتخاب لزوما در کار نیست:))
ماده ها هم به مردها نیاز دارند،این رو اصلا نباید نادیده گرفت!مگر نر ها ماده ها رو گزینش نمیکنند؟!:))این که ماده بچه رو پروش میده و به دنیا میاره به معنای این نیست که نسبت به نر حق انتخاب بیشتری داره:)
سخن از "حق" نبود، سخن از "توان" بود. شما یک دختر باشید میتوانید هر زمان که خواستید بچهدار شوید، ولی اگر پسر هم باشید بی تجاوز کردن میتوانید؟ نه.
پس اینجا توان گزینش چه کسی بالاتره؟
تازه در مواردی که نر He-Man هست عملا ماده ای که بخواد از حرم سرا فرار کنه با خشونت نر مواجه میشه(که البته باز از لحاظ فرگشتیک براش سودمنده)یعنی از لحاظ انسانی بهش تجاوز میشه و حق انتخاب لزوما در کار نیست:))
گفتیم بجز تجاوز، همچنین در خود آدمی هم تجاوز فراگیری آنچنانی نداشته، در جانورانی که نرینه تجاوز میکند کالبُد (تن)
نرینه تنومندتر و بزرگتر است، در آدم ولی کمابیش یک اندازه است و روزبهروز هم میتوانیم بگونهای بیانگاریم که کمتر میشود.
سخن از "حق" نبود، سخن از "توان" بود. شما یک دختر باشید میتوانید هر زمان که خواستید بچهدار شوید، ولی اگر پسر هم باشید بی تجاوز کردن میتوانید؟ نه. پس اینجا توان گزینش چه کسی بالاتره؟
باز هم دارم میگم از موجودات خودآگاه مثال نزن(چون توضیح ژنتیکی لزوما نداره)توان گزینش نرها و ماده ها برابره به این دلیل ساده که برای بقای ژن به هم نیاز دارند. اون دختری که بخواد بچه دار بشه بکرزایی میکنه؟!:))))بلاخره پای یک پسری در میون هست که حاملش میکنه و هرچند پیشنهاد زنان به مردان با مقاومت کمتری رو به رو هست ولی ما در هر حال مسئله انتخاب رو داریم،اگر مرد انتخاب نکنه زن بچه دار نمیشه.
گفتیم بجز تجاوز، همچنین در خود آدمی هم تجاوز فراگیری آنچنانی نداشته، در جانورانی که نرینه تجاوز میکند کالبُد (تن) نرینه تنومندتر و بزرگتر است، در آدم ولی کمابیش یک اندازه است و روزبهروز هم میتوانیم بگونهای بیانگاریم که کمتر میشود.
تجاوز برای بقای نسل رو میپذیرم که چندان فراگیر نبوده ولی انواع دیگه تجاوز که لزوما با بقای نسل پیوندی نداره اتفاقا بسیار هم به نظر من نمونه داره(در همین انسان امروزی و در کشورهای متمدن تجاوز در ازدواج رو داریم،آمارشو که یادته:)
مساله اینجا بیش از موفقیت استراتژیک زن یا مرد بودن از نگر فرگشتی (که از نظر مادر طبیعت به یک میزان موفق هستند چرا که نسبت تولد تقریبا برابر هست) شرایط زندگی از نظر خود مرد بودن یا زن بودن هست. مرد ها شانس موفقیت کمی دارند (تعداد تلفات بالا) ولی آنهایی که موفق میشوند میتوانند امتیاز بزرگی از نظر فرگشتی بدست آورند غالب شدن ژنشان + سکس. زنها اما از طرف دیگر انتقال ژنشان تقریبا تضمین است (چون رحم آنها منبعی با ارزش و غیر قابل جایگزینی از نظر فرگشتیک است) برد و باخت سنگین ندارند و تغییرات پاداش فرگشتی در رنج محدودیست و همگی تقریبا میتوانند سکس داشته باشند -منهی البته مشکلات بادراری مانند خطر مرگ بر سر زا و...
این دو را اگر مقایسه کنید میبینید از نظر رفاه (حداقل با حساب آوردن تنها سکس) شما بهتر است زن باشید که سکس دائم دارد تا مرد باشید و به احتمال قریب به یقین سکس راحت نخواهید داشت و اگر هم موفق بشوید با اینکه از نظر فرگشتی برد بزرگی داشته اید ولی از نگر رفاه خودتان تازه به آنچیزی رسیده اید که زنان براحتی دارا هستند.
مشکل اینجا اینست که همانطور که گفته شد زنان به کمک پیشرفت بشر از چرخه تولید مثل سالیانه رها شده اند (که بسیار خوب است) ولی باقی ماجرا تغییر چندانی نکرده که هیچ مرد بودن از نظر رفاهی امتیازاتش کمتر هم شده.
💐 به هر روی یک نابرابری فیزیولوژیک و مهادین میان زن و مرد هست و سود این دو در پادراستای یکدیگر پیش میرود، از اینرو هر کس در رابطههای شخصی خودش میتواند با راهکارها یا همین یافتیکهایی بگوییم، بپذیرد که خودش بتواند خودرضایی کند ولی خودارضایی دیگری را ناپسند بشمارد. نمونه خود من هم یک یافتیک (heuristic) ای دارم که اگر در رابطهای یک دختر از من چنین چیزی پرسید: اگر عاشق من هستی اینکار را بکن و زمانیکه نکردم بخواهد اخم و تخم و قهر کند، در اینجا یافتیک من میگوید که با بالاترین تُـندا و شِتابی که میتوانم از رابطه خودم را دور کنیم، زیرا با کسی سر و کار دارم که میخواهد با دستآویز به دلباختگی و احساسهای درونی من از کژبهره بگیرد. هر آینه، باز اینجا ولی این حق را به خودم میدم که یک دختر را در چنین شرایطی بگذارم که: «اگر مرا دوست داری کاری که میخواهم را بکن». در اینجا من به خودم این هوده (حق) را میدهم زیرا دختر در رابطه دستِبالا را دارد و من آنجا هستم به گزینش او، پس من از جایگاه قدرتمندی این درخواست را نمیکنم، بساکه بیشتر در راستای پاسداری از خواستهی خودم آنهم در جایگاه واپسین راهی که برایم مانده و شدنی است میکنم. در رابطه دختر و پسر یک اندازه قدرت ندارند، قدرت بیشتر دست دختر است - بویژه پس از پاگیری رابطه، از همینرو رویکردهایی که دوسوی رابطه در برابر هم در پیش میگیرند نیز ببایست نباید یکسان و دوسویهپذیر باشد.
من براستی پیوند این سخنان شما را به متهم کردن من به ندانستن حق و حقوق مرد ها و حمایت بی دلیل از زنان را، نفهمیدم. باور شما هم باز پیوندی به گناه دانستن خود ارضایی ندارد.اینکه میان دختر و پسر چه توافقاتی انجام میشود و چگونه با یکدیگر برخورد میکنند به من مربوط نیست اما گناه دانستن خود ارضایی بحث دیگری است.به هرروی من مایل به ادامه ی این گفتگو درباره ی باور های کاربر امیر نیستم.اگر شما چنین باوری دارید میتوانیم باهم گفتگو کنیم. اما باز هم میگویم که داوری شما نا به جا بود و شما به نا حق و بر اساس حدس و گمان بی پایه خود مرا متهم به ندانستن حقوق خودم به عنوان یک مرد و حمایت بی چون و چرا از بانوان کردید.یک بار دیگر به نوشته ی خود بنگرید: روشنه که مردان هم از سوی طبیعت و هم از سوی فرهنگ، دستکم ده برابر زنان سرکوب شدهاند و میشوند، بیچارهها دشواری اینجاست که خودشان هم این را مانند این دوستمان nevermore در بالا نمیدانند و میگمانند که دارند حق زنان را میگیرند!!
باز هم دارم میگم از موجودات خودآگاه مثال نزن(چون توضیح ژنتیکی لزوما نداره)توان گزینش نرها و ماده ها برابره به این دلیل ساده که برای بقای ژن به هم نیاز دارند.
اون دختری که بخواد بچه دار بشه بکرزایی میکنه؟!:))))بلاخره پای یک پسری در میون هست که حاملش میکنه و هرچند پیشنهاد زنان به مردان با مقاومت کمتری رو به رو هست ولی ما در هر حال مسئله انتخاب رو داریم،اگر مرد انتخاب نکنه زن بچه دار نمیشه.
ای بابا، خب آندد جان نکته در اینه که "یک اندازه" به هم نمینیازند!
گزیننده گفتیم مادینه است، پس زمانیکه دست به گزینش زد، نرینه دو راه دارد:
1- با او خوابیده و فرار کند (پس شانس اینکه مادینه بچهدار شود + از زایمان نمیرد + ...) را از دست بدهد = ناخواستنی
2- با او خوابیده و وفادار بماند: اگر جرزن (cheater) نباشد (اندک) همین هم میشود.
...
اینقد نزن توی سر مال:))اگر راهکار تک همسری فراگیر باشه شانس مردان و زنان برای گسترش ژن یکسانه(و تقریبا شانس سکس)اگر He-Man فراگیر باشه تعداد قابل توجهی از مردها ناکام از دنیا میرند!:))
اگر خود سکس منظور باشه و رسانه رو در نظر بگیریم،باز هم شانس برابری برای سکس وجود داره(این رو حالتی در نظر میگیرم که رسانه هایی مثل ما بدون هم آوری رابطه جنسی برقرار کنند)چون اینجا دیگه ژن مطرح نیست و وابستگی دوطرفست.
دیگر اینکه من نمیدانم در تکهمسری چگونه شانس بچهدار شدن نرینه و مادینه را باز یکی گرفتی، در تکهمسری باز هم مادینهها میگزینند و از
آنجاییکه هیچ نیاز فرنودینی بر یکبهیک بودن فرایند نیست، پس باز نرینهها نمیتوانند همگی بچهدار شوند، ولی یک مادینه گفتیم توان بالاتر و شانس نزدیک به 100% دارد.
چندهمسری هم باز به سود مادینه است، بویژه تا همین دویست سال پیش، زیرا اینبار میتواند با هر چند نرینهای که خواست همخوابیده
و هیچکدام از نرینهها نمیدانند بچه از آنِ کیست، پس همگی وادارند که آنجا مانده و بجای یک نرینه، چند نرینه از او پشتیبانی میکنند!
اینجا ابزار کلیدی زادآوری دست مادینه است و از هر نگری توان او بالاتر.
تجاوز برای بقای نسل رو میپذیرم که چندان فراگیر نبوده ولی انواع دیگه تجاوز که لزوما با بقای نسل پیوندی نداره اتفاقا بسیار هم به نظر من نمونه داره(در همین انسان امروزی و در کشورهای متمدن تجاوز در ازدواج رو داریم،آمارشو که یادته:) )
آری، ولی ما اینجا سرانجام باید از یک نگاهی بتوانیم داستان را بکاویم که از هر دو سو (زن و مرد) پذیرفتنی باشد.
هر کس بخواهد در زندگی شخصیاش بنگرد، میگوید جنس دیگر برتره (خود منم همین را میگویم)، ولی از دید طبیعت ما
میتوانیم یک دیدگاه کمابیش برآختی (objective) داشته باشیم که کدام برایش باارزشتر بوده، که بی هیچ گمانی
مادینه بوده: این باارزشتر هم نه اینکه طبیعت مادینه را پرستیده، یعنی یک edge یا برتریای به او randomوار داده.
undead_knight
ده برابر؟!:))
آری ده برابر و شاید هم بیشتر، احساسی ننگرید، آماروار بگوییم شما از چند هزار سال پیش تاکنون اگر مرد یا زن بودید، در کدامیک شانس بالاتری در فرازیست و زنده ماندن داشتهاید؟
همسنجی کار سختیه، ولی آماروار بنگریم، اگر مرد باشید شانس مردن بالاتری دارد یا زن؟
البته من نظر خاصی در این مورد ندارم به یک دلیل مهم"نا آگاهی زنان"شاید تشبیه خیلی افراطی به نطر بیاد ولی من وضعیتشون رو مثل بردگانی میبینم که فکر میکنند برده بودنشون خیلی طبیعی هست و اصلا جای پرسش و تلاش برای رهایی رو ندارند(البته برای آدم هایی مثل من که خود کار کردن رو چیز دلچسبی نمیبینند باید بگم رابطه اگاهی و وضعیت منظورمه نه لزوما شباهت بردگان و زنان!)
البته این فرایند ناآگاهانه تر از این حرفاست که من بخوام مردها یا زن ها رو برای آغازش محکوم کنم:)
برده کجا بود! یک دختر با یک زیبایی میانه میتواند یک مرد را به کار گرفته و همهی کار را بر دوش او بیاندازد و همسانی خوبی با همان
انگل دارد. روشنه که طبیعت هم به هیچکس بهای بیخودی نمیدهد، زن هم در برابر این بردگی مرد در گذشته باید بچهدار میشده و از خود
بچه بسان همان انگل در تنش برای نزدیک یک سال از جان و دل گذاشته و پس از آنهم چندین سال (همراه با مرد) از زندگی اش را به او بدهد!
از دید من نه مرد نه زن خوشبخت بودهاند، دشواری من اینجا تنها با "خوشبخت شمردن" بیجای مردان و این مردسالاری پوچی است که جاافتاده.
ماده و نر که اصلا واژگان دست ساز ما برای نام گذاری طبیعت هست،مگرنه وقتی تولید مثل غیر جنسی باشه اصلا نر و ماده معنا نداره:)
چرا نگیم طبیعت همه ما نرینه هست؟:)))
کالبد (قالب) تن ما زنانه نیست، که ویژگیهای مردانه روی آن سوار شده باشند؟
البته تولید مثل جنسی کاملا در سرعت فرگشت تاثیر میزاره ولی هیچ نیازی به وجود اسپرم و تخمک نیست،کافیه دو جنس در کار باشند.
نرها چیترها و جرزن هایی هستند که باعث شدند در یک ستیز جنسی فرگشتی اسپرم ها ارزون تر و کوچیکتر بشند و تخمک ها بزرگتر و باارزش تر.
من!:))اگر کار بیرون رو توی خونه انجام بدی زحمت و دردسرشم کمتره:)) (البته نه در مقایسه با کار خونه)
نکته:در مورد حقوق از دست رفته مردها حرفی ندارم توی کمپ شماهام:))
یعنی مجبورم میکنید 10 برابر علاقم به فرگشت از فرگشت مایه بزارم:))
روی سخن با زنان بود!
مردم به کار میاندیشد یک دفتر و دستکم و رایانه و ... پیش چشمشان میاید، ولی تا همین دویست
سال پیش کار چیزی بیشتر از جان کندن و زمین کندن و کارهای بیهوده و خستهکنندهی این چنینی نبوده،
داستانی داریم که باید بگوییم بابا مردسالاری نبوده اینها، بیشتر توسری خوری از طبیعت بوده!
من براستی پیوند این سخنان شما را به متهم کردن من به ندانستن حق و حقوق مرد ها و حمایت بی دلیل از زنان را، نفهمیدم. باور شما هم باز پیوندی به گناه دانستن خود ارضایی ندارد.اینکه میان دختر و پسر چه توافقاتی انجام میشود و چگونه با یکدیگر برخورد میکنند به من مربوط نیست اما گناه دانستن خود ارضایی بحث دیگری است.به هرروی من مایل به ادامه ی این گفتگو درباره ی باور های کاربر امیر نیستم.اگر شما چنین باوری دارید میتوانیم باهم گفتگو کنیم. اما باز هم میگویم که داوری شما نا به جا بود و شما به نا حق و بر اساس حدس و گمان بی پایه خود مرا متهم به ندانستن حقوق خودم به عنوان یک مرد و حمایت بی چون و چرا از بانوان کردید.یک بار دیگر به نوشته ی خود بنگرید: روشنه که مردان هم از سوی طبیعت و هم از سوی فرهنگ، دستکم ده برابر زنان سرکوب شدهاند و میشوند، بیچارهها دشواری اینجاست که خودشان هم این را مانند این دوستمان nevermore در بالا نمیدانند و میگمانند که دارند حق زنان را میگیرند!!
ای بابا .. من کوشیدم تنها شما را به سخن بکشم شهریار جان! (:
دیگر اینکه گناه یک بار دینی دارد، از دید امیر باید بگوییم "نمیپذیرد که دختر در رابطه خودارضایی کند، ولی میپذیرد خودش بکند" که من هم نمیدانم چرا و راستش انگیزهی چندانی هم در یافتن ندارم ((:
اگر از من میپرسید، دیر یا زود هر دو سوی رابطه در رختخواب با یکدیگر هستند، ولی در ذهنشان با یکی دیگر دارند میخوابند، اصلا اگر نیک بگویم برای طبیعت اینکه من و شما و زن و مرد خرسند و خوشنود باشند کمترین ارزشی نداشته و ندارد، ما خودمان باید بکوشیم اینها را براههای "ناطبیعی" پدید بیاوریم.
مساله اینجا بیش از موفقیت استراتژیک زن یا مرد بودن از نگر فرگشتی (که از نظر مادر طبیعت به یک میزان موفق هستند چرا که نسبت تولد تقریبا برابر هست) شرایط زندگی از نظر خود مرد بودن یا زن بودن هست.
مرد ها شانس موفقیت کمی دارند (تعداد تلفات بالا) ولی آنهایی که موفق میشوند میتوانند امتیاز بزرگی از نظر فرگشتی بدست آورند غالب شدن ژنشان + سکس.
زنها اما از طرف دیگر انتقال ژنشان تقریبا تضمین است (چون رحم آنها منبعی با ارزش و غیر قابل جایگزینی از نظر فرگشتیک است) برد و باخت سنگین ندارند و تغییرات پاداش فرگشتی در رنج محدودیست و همگی تقریبا میتوانند سکس داشته باشند -منهی البته مشکلات بادراری مانند خطر مرگ بر سر زا و...
این دو را اگر مقایسه کنید میبینید از نظر رفاه (حداقل با حساب آوردن تنها سکس) شما بهتر است زن باشید که سکس دائم دارد تا مرد باشید و به احتمال قریب به یقین سکس راحت نخواهید داشت و اگر هم موفق بشوید با اینکه از نظر فرگشتی برد بزرگی داشته اید ولی از نگر رفاه خودتان تازه به آنچیزی رسیده اید که زنان براحتی دارا هستند.
مشکل اینجا اینست که همانطور که گفته شد زنان به کمک پیشرفت بشر از چرخه تولید مثل سالیانه رها شده اند (که بسیار خوب است) ولی باقی ماجرا تغییر چندانی نکرده که هیچ مرد بودن از نظر رفاهی امتیازاتش کمتر هم شده.
میشود بطور خلاصه گفت:
Mother Nature is a Bitch !!
ضمن اعلام موافقت با نظرت در مورد مادر طبیعت یک چیز رو باید در مورد تئوری شرطبندی بگم:)
ما اینجا کسانی که دو نوع شرط بندی انجام میدند،یکی کسانی که ریسک کمی میکنند ولی دستاوردشون هم کم هست=زن،دیگری کسانی که ریسک زیادی میکنند ولی دستاورد بالایی هم دارند=مرد.
هیچکدوم از این راهکارها برتری چندانی نسبت به هم ندارند.نکته هم اینه که به هر حال اگر راهکار تک همسری غالب باشه سر کسی بی کلاه نمیمونه،باز هم باید درنظر بگیریم بچه دار شدن و مراقبت از بچه هزینه های فرگشتیکی هستند که واقعا زیاد هستند و سختی کشیدن مردها راهکار فرگشت برای برابر کردن این سختی هاست:)
نکته اصلی اینجاست که اگر ما خودآگاه نباشیم هیچ فرقی نمیکنه که ماده و زن باشیم،اینقدر توی چنگال فرگشت گرفتاریم که اصلا متوجه نمیشیم به عنوان رسانه ژن چیزی به نام رفاه شخص هم داریم:)
بنابراین اگر از زمان خوداگاه شدن نسبت مردها و زن ها رو در نظر بگیریم باز هم به نظر من چندان ستمی به دو طرف نشده(به جز زمانی که عامل فرهنگی اومده وسط)
ضمن اعلام موافقت با نظرت در مورد مادر طبیعت یک چیز رو باید در مورد تئوری شرطبندی بگم:)
ما اینجا کسانی که دو نوع شرط بندی انجام میدند،یکی کسانی که ریسک کمی میکنند ولی دستاوردشون هم کم هست=زن،دیگری کسانی که ریسک زیادی میکنند ولی دستاورد بالایی هم دارند=مرد.
این هم از سوگیریهای ذهنی ما است که آواز دهل شنیدن از دور برایمان
خوشه و میپنداریم این ریسک کردن مردها چیزیست خواستنی و نمیدانم میاندیشیم
مردها زندگی "میکنند" و زنها زندگی "میشوند" و این پندارهای پوچ و خوشباورانهی دیگر.
از دور رویهمرفته همه قمارباز قهاری هستند، از نزدیک هم باید دید همین اندازه برایشان خواستنیه و خوبه یا نه!
این همه مرد جان میدهند و میمیرند و یک چندتایی از فراز کشتگان "کامیابنما" بیرون میایند که نشد خوب آخر،
شده داستان سرمایهداری که این همه کَس زیر دست و پا له میشوند، ولی چون "ظاهر" کار خوب میماند میگویند به به چه خوبه! ((:
آری ده برابر و شاید هم بیشتر، احساسی ننگرید، آماروار بگوییم شما از چند هزار سال پیش تاکنون اگر مرد یا زن بودید، در کدامیک شانس بالاتری در فرازیست و زنده ماندن داشتهاید؟
برابر که نه ولی نزدیکتر بوده، یعنی شانس مُردن زنان به وقت زایمان قابل قیاس با احتمال کشته شدن مردان در جنگ بوده، زیرا از یک طرف پزشکی توانایی جلوگیری از اولی را نداشته، و از طرف دیگر جنگها به اندازهی امروز مخرب نبودهاند. آنچه طی صد سال اخیر اتفاق افتاده اینست که شمار
مردان کشته شده در جنگ ده، پانزده هزار برابر شده، حال آنکه احتمال مرگ زنان سر زایمان به زیر یکی در صدتا رسیده. برای مثال کُل کشتهشدگان جنگهای صلیبی طی چند قرن، نصف کشته شدگان ِ یک نبرد سُم در جنگ جهانی اول، که طی آن فقط در یک روز، یک و نیم میلیون نفر مرد جوان کشته شدند نبوده. پس شرایط مردان روبه وخامت داشته، شرایط زنان روبه بهبودی. در آغاز قرن بیستم مردان بطور متوسط یک سال زودتر از زنان میمردهاند، امروز این اختلاف به پنج تا هفت سال رسیده(منبع).
برابر که نه ولی نزدیکتر بوده، یعنی شانس مُردن زنان به وقت زایمان قابل قیاس با احتمال کشته شدن مردان در جنگ بوده، زیرا از یک طرف پزشکی توانایی جلوگیری از اولی را نداشته، و از طرف دیگر جنگها به اندازهی امروز مخرب نبودهاند. آنچه طی صد سال اخیر اتفاق افتاده اینست که احتمال کشته شدن مردان در جنگ ده، پانزده هزار برابر شده، و احتمال مرگ زنان سر زایمان به زیر یکی در صدتا رسیده. برای مثال کُل کشتهشدگان جنگهای صلیبی طی چند قرن، نصف کشته شدگان ِ یک نبرد سُم در جنگ جهانی اول، که طی آن فقط در یک روز، یک و نیم میلیون نفر مرد جوان کشته شدند نبوده. پس شرایط مردان روبه وخامت داشته، شرایط زنان روبه بهبودی. در آغاز قرن بیستم مردان بطور متوسط یک سال زودتر از زنان میمردهاند، امروز این اختلاف به پنج تا هفت سال رسیده(منبع).
البته با اینکه با کل استدلال یعنی پیشرفت پزشکی بنفع زنان و از طرف دیگر پیشرفت سلاحها به ضرر سربازان(مردان) موافقم ولی مقایسه آماری که کردی امیر جان درست نیست.وقتی آمار مرگ زنان بر اثر زایمان را بدرستی نسبت به جمعیت میآوریم نسبت کشتگان جنگ را هم باید به نسبت جنگ بیاوریم که در آنصورت حتی با حساب جنکهای اول و دوم جهانی باز هم آمار تلفات بطور چشمگیری کاهش یافته (هر چند نه به اندازه کاهش مرگ زنان)
کلا بین sex و gender تفاوت هست،فرقی نداره که زن یا مرد باشه،نقش جنسیتی ساخته جامعه هست:)
برای زنان اینگونه نیست.
در تمامی فرهنگهای جهان یک «مناسک گذر» برای مردان وجود دارد، که طی آن با انجام/اخذ یکسری افعال و اصول بسیار پیچیده و نمادینشده، تعلق و پایبندی خود را به جامعهی مورد نظر خود اعلام میکنند، و پس از سالها تلاش و سرسپردگی ِ مطلق به آن آرمانها، تبدیل به «مرد» میشوند. زنان اما زن به دنیا میآیند و هرچه مناسک احتمالی هم برای پذیرفتن آنها در جامعه وجود دارد در نهایت به سود خود آنهاست.
مثل حجاب، که به سمبولیزه کردن موجودیت جنسی زن و تخفیف ِ بسیار شدید رقابت جنسی میان مادهها و تشدید آن میان نرها میانجامد.
اووم؛این قسمت به نظر من چیز طبیعی هست،همونطور که یک همجنسگرا،اقلیت مذهبی و... به ندرت فرصت،میل یا آگاهی برای دفاع از حقوق دیگرانی که تحت ستم هستند داره چه برسه به اینجا که نوعی دشمنی هم نسبت به گروه یا بخش بزرگی از مردان احساس میشه.
هیچ طبیعی نیست، فمینیسم این ایدهی شگفت و نادرست را مطرح میکند که تنها با پرداختن به مشکلات و دشواریها و مصائب یک جنسیت، میتوان تضادها و نابرابریهای جنسیتی را برطرف کرد. که بطور عینی یعنی پدید آمدن نابرابری در جهتی مخالف(و خودابطالگری در بازهی زمانی مشخص)، و بطور ضمنی یعنی «زنان مشکل دارند و مردان مشکل هستند».
خب فکر میکنم اینجا باید حرف از اختلاف طبقاتی بردگان سیستم زد:)بلاخره کمی از محتوای فرگشتی میخوام بیام بیرون:)) اولین نکته اینه که باید دید آیا وابستگی اقتصادی زن به مرد سودی برای مرد نداره؟خب من با توجه به اصول اقتصادی(و البته تجربه های ناخوشایند شخصی)میتونم بگم نتنها سود خواسته یا ناخواسته داره بلکه حتی ابزار قدرته. پولی که مرد به زن در این پرتکل میده(و البته هر نوع سرمایه ای که در اختیار زن میزاره) به نوعی دستمزد برای به دنیا اوردن و نگه داری از بچه (تا حدی) و سکس و در موارد سنتی تر تمیزکردن خونه و غذا پختن و... هست(البته شخص به شکل دستمزد نمیبیندش)
چند مغلطهی فمینیستی در این چند خط نوشته به چشم میخورد.
اول آنکه هیچ کجا قدرتی مستقل از مسئولیت در هیچ کجای تاریخ به مردان داده نشده. هرجا به من حق ادارهی زندگی یک زن را دادهاند، مسئولیت دفاع از جان و مال و امنیت و ژنهای او در برابر مردان کمکیفیتتر را هم دادهاند.
همین امروز که زنان را به زور وارد کارزار اقتصادی و علمی و اجتماعی کردهاند و ادعای «قدرتمند» کردن آنها را میکنند،
شما به عنوان یک مرد در هرکجای دنیا، با هر زنی که باشید، فارغ از شرایط و موقعیات، در صورت مورد حمله قرار گرفتن او تمامی ارزشها و ضدارزشهای موجود شما را موظف به دفاع از او میداند.
از نظر عینی و تاریخی هم میبینیم که «کنترل» مورد ادعای شما به سود زنان(=تداوم بقای آنها)و به زیان مردان(=مردن فلهای اکثریت بزرگی از آنها)تمام شده. شاخص تناسب میان مسئولیت و قدرت در «زنستیزترین سیستمها» هم به سود زنان و به زیان مردان بوده.
دوم:
پیشتر هم طرح کردیم و پاسخی نگرفت که به دنیا آوردن و مراقبت و نگهداری و ماندن در خانه کنار بچههایتان «بار سنگین و کمرشکنی که مردسالاری بر گردهی نحیف زنان گذاشته» نیست که کسی بخواهد بابت آن به شما دستمزدی بدهد، «امتیازی»ست که به شما امکان سپری کردن وقتتان را در کنار کسانی که بیش از هرکس دیگر دوست میدارید،
بدون ِ دغدغهی تامین مخارج آنها و الزام روبرو شدن با نوسانات و طوفانهای سهمگین و بیرحم بازار بهتان میدهد.
به نظرتان کمی مشکوک نیست که به محض نیاز سرمایهداری به زنان جهت تبلیغ کالاها از طریق سکس ناگهان خانهداری زنان عملی شد پست، و کلفتی آنها برای دهها مرد غریبه در کارخانهها و شرکتها نشانهی «استقلال مالی»؟ چنانکه انگار مردان در تاریخ استقلال مالی داشتهاند!
سوم: هیچ اهرم قدرتی در جامعه وجود ندارد که مهمتر و کلیدیتر و عینیتر از توانایی ادارهی زندگی خود شخص باشد. ۹۹٪ مردان تاریخ این توانایی را نداشتهاند، و ۱٪ به راستی توانایی کنترل زندگی خود و دیگران را داشتهاند. پس پرسش درست اینست که کنش اجتماعی در آن جوامع در نهایت به سود چه کسانی تمام میشده، و جواب درست اینست که هیچکس و همه کس. نقوش سنتی زن و مرد هرچند نادرست و ناعادلانه و بدوی بوده که در آنها هر دو طرف از برخی جهات بردهی طرف دیگر محسوب میشدهاند. اما برای «بقای» انسان کافی بودهاند و پاسخگوی نیازهای عینی ما محسوب میشدهاند، این مُدلی که امروز به جای آن نشسته، افزون بر آنکه هیچ برتری اخلاقی ندارد(و شاید حتی پستتر باشد زیرا بطور علنی و رسمی یک طرف را به دروغ غالب و یک طرف را مغلوب جلوه میدهد)، کار هم نمیکند و به سایش هرچه بیشتر اعضای جامعهی انسانی انجامیده.
خب ما اینجا محیط اجتماعی و قانونی رو هم نباید نادیده بگیریم،جو قانونی در ازدواج به سود مرد هست،بنابراین با دادن پول و سرمایه به زن(که همیشه هم زیاد نیست)، تا حدی حق مالکیت نسبت به زن رو هم به دست میاره(که وقیحانه ترینش این هست که در قوانین ایران چیزی به نام تجاوز در ازدواج نداریم!)این قوانین مالکیت شامل حق های زیادی منجمله حق جدایی،حق نگه داری بچه و لیست بلندبالایی میشه که وجودشون به نظر من خیلی آشکاره و قانون به مرد ایرانی داده.(حتی مهریه هم باز جز بهای مالکیت حساب میشه!) اهرم اقتصادی دیگه اینه که وابستگی حتی اگر مالکیتی در کار نباشه باعث میشه زن نتونه بدون مرد زندگی کنه و در بهترین حالت بعد جدایی اگر بدون مهارت شعلی باشه، یا باید فاحشه بشه یا زن یکی دیگه!(که جفتش از نظر من شباهت زیادی دارند) با اینکه در یک شرایط برابر کار کردن مرد برای رفاه زن مسخرست ولی در این مورد اتفاقا منبع درآمد مستقل راهکار دفاعی خوبیه.چون مرد به جز رفاه زن برای مالکیتش هم کار میکنه. شاید یک دیدگاه بدبینانه به نظر برسه ولی اینجا جایی هست که اگر در شروع این ستیزجنسی، طبیعت رو میشد مقصر قلمداد کرد اینجا مردها در نقش برده داران رو واقعا پیدا میکنند،اینکه یک برده دار از حق قانونیش استفاده نمیکنه موردی هست. اگر مردی از این نقش جنسی ناراضی هست ولی در برابر حاضر نیست از این حق های مالکیت بگذره پس مثل نمونه زن های"تنگ" فریبکار و دروغگو هست:)
نه، نه، و بازهم نه. اول آنکه مالکیت مرد بر زن مثل تمام دیگر انواع مالکیت، به معنای سلب ِ آن از دیگر مردان بوده نه خود او. مالکیت به معنای مسئولیت بوده که زنان آنرا نمیخواستهاند،
تلاشهای فمینیستی برای تاریخسازی نتوانسته «نبرد زنان برای برابری» را به تاریخی قدیمتر از صد و پنجاه سال قبل برساند،
دلیل آنست که زنان نیازی به پذیرفتن این مسئولیتها نداشتهاند چراکه از منظر طبیعی مفید تلقی میشدهاند و این مرد بوده که باید فایدهی خود را اثبات میکرده. اگرنه دردسر این «ملک» بسیار بیشتر از فواید آن بوده.
هرجا مردی به این مالکیت تحمیلی و ضدمرد نه گفته، بلادرنگ ناپدید شده و مورد تمسخر، تحقیر و تشکیک هر دو جنس قرار گرفته،
یعنی هرجا مردی فاقد فایده برای زنان تشخیص داده میشده، در دم جایگاه اجتماعی خود را از دست میداده:
مثل مردان همجنسگرا(حال آنکه همجنسگرایی زنان بسیار بیشتر تحمل میشود)، مردان بیغیرت(حال آنکه زنان با وجود داشتن همان اندازه یا حتی مقدار بیشتری از حس تعلق به مرد، ذرهای از آنرا ندارند)، مردان شکست خورده در جنگ(با آنکه زنان اغلب به «کنیزی» میرفتهاند، هیچکس نمیپرسد بر سر مردانشان چه آمده بود و سرنوشت شومتر آنها فراموش میشود) و
...
اینکه اگر بردهها پس از قرنها بردگی به نقوش اجتماعی خود خو گرفتهاند و راه دیگری برای آزادی نمیشناسند، پس خاک بر سر احمقشان همین که هست حقشان است به این میماند که من بگویم چون زنان توانایی جسمانی کمتری دارند و عرضهی دفاع از خودشان را ندارند، پس کتک زدن آنها حق طبیعی و بدیهی منست و کتک خوردن ایشان تقصیر خودشان.
البته آغازکننده، فرمانده و سرباز تقریبا هر جنگی مردان بودند
😒
خیر نیازهای عینی جوامع به منابع ِ بیشتر جهت رشد بوده. مردها را شیفتهی نبرد و جنگ بار میآوردهاند زیرا جنگ پدیدهای بدیهی برای بقای هر جامعهای محسوب میشده و زنان توانایی جسمی برای شرکت در آنرا نداشتهاند.
کمبود
منابع تا همین صد سال پیش مشکلی بسیار واقعی و مهم بوده، امروز را نگاه نکنید که مشکل از تقسیم منابع است.. یک زمانی به راستی منابع کمتر از ادمها بودهاند.
با اینکه با همه موارد همدردی قابل توجهی داشتم این یک مورد به نظرم چندان چیز دندون گیری نداره. اینکه مردان مشاغل خطرناک تر(نمیگم کم درآمد،چون میانگین حقوق مردان از زنان بالاتر هست) رودارند به این خاطره که مردان توانایی بیشتری در این شغل ها دارند و استخدام میشند و از بخت بدشون شغل های خطرناکی هستند.در مقابل مشاغل پستی یا کم درآمدی هم هستند که زنان درصد قابل توجهی رو در اونها دارند که ایران بانو چندتاییش رو مثال زد.
یعنی یک قرارداد اجتماعی نیست که مردها کارهای سخت و خطرناک و با دستمزد پایین رو انجام بدند!بلکه فقط در مورد مشاغل خطرناک و مواردی که نیاز به نیروی بدنی بیشتر هست مردان بیشتر هستند.اینجا عوامل اقتصادی خیلی بیشتر تاثیر دارند.(یعنی چیزهایی که ذاتا به جنسیت مرتبط نیستند)
درآمد بیشتر یا کمتر مردها مهم نیست، اگر همهی درآمد هم در اختیار مردان باشد اهمیتی ندارد زیرا در نهایت این زنان هستند که صاحب دستمزد مردان میشوند. قدرت خرید در اختیار زنان است و پولی را که ما در میآوریم، آنها خرج میکنند.
رقابت زنان برای رسیدن به مشاغل کمخطر و پردرآمد، و چنگ زدن به پیشداوریهای اجتماعی برای توجیه بیمیلی یا ناتوانی آنها از مشارکت در مشاغل پست و پرخطر در میان وقیحانهترین حقایق روزگار ماست، و هرگز هم محدود به ایران نیست.
پس مردان کمتر عمر میکنند، بیشتر کار میکنند، اختیار کمتری یا اساسا هیچ اختیاری بر آنچه در میآورند ندارند و در مشاغل سختتری مشغول به کار هستند.