کافه دومگو

برگ ۳۱ از ۳۶

Dariush #۱۵۰۱
Angela

مشخصه که از نظر قانونهای بین المللی نمی گم دیگه... و البته اونها هم می تونن درست نباشند. این خودمختار بودن کریمه و اینکه در گذشته نزدیک بخشی از روسیه بوده ( 60 سال پیش بخشی از روسیه و بعد از اون هم تحت الحمایه روسیه و تازه 23 سال هست که بخشی از کشور مستقل اوکراین هست ) همه در صورت مساله تغییر میده به نظر من. چون علاوه بر اینکه بیشتر مردمش خودشون رو روس می دونن واقعا هم روس هستند! و پیشینه تاریخی و فرهنگی شون متصل به روسیه هست.

خب اینطور باید ببینیم آیا این مشروع است که استان یا منطقه‌ای از کشوری مستقل از دیگر بخش‌‌های کشور در مورد جدایی یا الحاق به کشوری دیگر تصمیم‌گیری کند؟ به نظر من نه! اولین دلیل هم پیوستگی‌های فرهنگی و اجتماعی است. کشور هم بین تمام شهروندان‌اش مشاء است.
خودمختار بودنِ کریمه از این جهت بی‌تاثیر است که به هر رو کریمه جزو خاک اوکراین بوده و این در جغرافیای سیاسی و حقوق بین‌الملل معنایی دارد مشخص. یعنی اینکه به اوکراین و کریمه به عنوانِ یک کشور نگاه می‌شود؛ کریمه تنها می‌تواند قوانین محلی وضع کند و پارلمانِ خودش را داشته باشد.
با تمامِ این تفاسیر اما حق با شماست، در این موردِ خاص موضوع قدری پیچیده است و نمی‌توان به یک پاسخِ سرراست رسید. یک چیز دیگر که این مساله را پیچیده‌تر می‌کند، انگیزه‌ی روسیه است، که خیلی بعید به نظر می‌رسد که انگیزه‌ی خوبی باشد.

Angela

و البته کنجکاوم بدونم 50 سال پیش مراجع بین المللی چه موضعی در برابر اعلام استقلال بحرین - قبل از این که ایران اون رو به رسمیت بشناسه- اتخاذ کردند؟

بک کشور واسطه شد (انگلیس به گمانم)، دولتِ ایران رضایت داد که جدایی بحرین را به همه‌پرسی در همان بحرین بگزارد. همه‌پرسی برگزار شد، مردم‌اش به استقلال رای دادند و سازمانِ ملل هم بحرین را به عنوانِ کشوری مستقل به رسمیت شناخت.

undead_knight #۱۵۰۲

مسئله اصلی که من در مورد جدا شدن کریمه از اکراین به عنوان یک "ایراد" میبینم نه نقض قوانین بین المللی که "روند" این جدایی هست.
اینکه شما اول نیروی نظامیتون رو وارد یک کشور بکنید و بعد هم در مدت کوتاه چند هفته ای دست به یک همه پرسی بزنید مشخصا عملی نمایشی هست که داره زیر فشار نظامی انجام میشه.
این عمل در واقع همه نظام های بین المللی رو خدشه دار میکنه چون همونطور که قبلا گفتم امثال کشورهایی مثل امریکا به راحتی اقلیت های زبانی/نژادی در دنیا پیدا کنند که خواهان پیوستن به اونها باشه و چون انگلیسی زبان های دینا خیلی بیشتر از روس زبان ها هستند به نظرم امپراطوری آمریکا میتونه تبدیل به بزرگترین امپراطوری تاریخ بشه:))
البته آمریکا عاقل تر از روسیه هست و سیاست "اشغال سرزمین" رو به ندرت اجرا میکنه و اون هم معمولا به طور کوتاه مدت.

در ضمن از نقطه نظر تاریخی کیِف هست که اولین امپراطوری اسلاوهای شرقی اروپا در اونجا تشکیل شده(روسیه و بلاروس و اکراین) و اگر بخوایم تاریخی نگاه کنیم این اکراینه که باید روی خاک روسیه ادعای مالکیت بکنه و نه بعکس😂

Kievan Rus' - WiKi

Angela #۱۵۰۳
undead_knight

مسئله اصلی که من در مورد جدا شدن کریمه از اکراین به عنوان یک "ایراد" میبینم نه نقض قوانین بین المللی که "روند" این جدایی هست.
اینکه شما اول نیروی نظامیتون رو وارد یک کشور بکنید و بعد هم در مدت کوتاه چند هفته ای دست به یک همه پرسی بزنید مشخصا عملی نمایشی هست که داره زیر فشار نظامی انجام میشه.

عملی نمایشی که زیر فشار نظامی انجام میشه یعنی خواست واقعی مردم کریمه نیست؟!
اول اینکه مقامات کریمه از اروپا خواستند برای نظارت بر همه پرسی نمایندگانش رو بفرسته ولی اونها قبول نکردن چون همه پرسی رو به رسمیت نمی شناسن, بعد هم این همه خبرنگار از رسانه های غربی اونجا آزادانه حضور داشتن و گزارش دادن و از هیچ فشاری خبر ندادن, و پارلمان کریمه به همه پرسی رای داده و اجرا کرده نه روسیه ( هرچند در این رای تحت تاثیر روسیه بودن)

undead_knight

این عمل در واقع همه نظام های بین المللی رو خدشه دار میکنه چون همونطور که قبلا گفتم امثال کشورهایی مثل امریکا به راحتی اقلیت های زبانی/نژادی در دنیا پیدا کنند که خواهان پیوستن به اونها باشه و چون انگلیسی زبان های دینا خیلی بیشتر از روس زبان ها هستند به نظرم امپراطوری آمریکا میتونه تبدیل به بزرگترین امپراطوری تاریخ بشه:))
البته آمریکا عاقل تر از روسیه هست و سیاست "اشغال سرزمین" رو به ندرت اجرا میکنه و اون هم معمولا به طور کوتاه مدت.

در ضمن از نقطه نظر تاریخی کیِف هست که اولین امپراطوری اسلاوهای شرقی اروپا در اونجا تشکیل شده(روسیه و بلاروس و اکراین) و اگر بخوایم تاریخی نگاه کنیم این اکراینه که باید روی خاک روسیه ادعای مالکیت بکنه و نه بعکس

به هرحال میشه گفت که تاریخ پیوستن کریمه به اوکراین به اندازه ای کمه که هنوز خودشون رو با اونها یه ملت نمی دونن و به فرهنگ و تاریخ مشترک و هر چیزی که بشه یه ملت رو تشکیل داد نرسیدند, در مقابل با روسیه این تاریخ مشترک رو دارن, این مورد و خواست خودشون برای پیوستن به روسیه توی مثالهای شما هیچ کدوم هر دو با هم اتفاق نمیفته!

sonixax #۱۵۰۴
undead_knight

مسئله اصلی که من در مورد جدا شدن کریمه از اکراین به عنوان یک "ایراد" میبینم نه نقض قوانین بین المللی که "روند" این جدایی هست.
اینکه شما اول نیروی نظامیتون رو وارد یک کشور بکنید و بعد هم در مدت کوتاه چند هفته ای دست به یک همه پرسی بزنید مشخصا عملی نمایشی هست که داره زیر فشار نظامی انجام میشه.
این عمل در واقع همه نظام های بین المللی رو خدشه دار میکنه چون همونطور که قبلا گفتم امثال کشورهایی مثل امریکا به راحتی اقلیت های زبانی/نژادی در دنیا پیدا کنند که خواهان پیوستن به اونها باشه و چون انگلیسی زبان های دینا خیلی بیشتر از روس زبان ها هستند به نظرم امپراطوری آمریکا میتونه تبدیل به بزرگترین امپراطوری تاریخ بشه:))
البته آمریکا عاقل تر از روسیه هست و سیاست "اشغال سرزمین" رو به ندرت اجرا میکنه و اون هم معمولا به طور کوتاه مدت.

در ضمن از نقطه نظر تاریخی کیِف هست که اولین امپراطوری اسلاوهای شرقی اروپا در اونجا تشکیل شده(روسیه و بلاروس و اکراین) و اگر بخوایم تاریخی نگاه کنیم این اکراینه که باید روی خاک روسیه ادعای مالکیت بکنه و نه بعکس

البته آمریکا هم اگر مردم یک کشوری درخواست پیوستن بهش رو بکنند نه نخواهد گفت. مثلن هاوایی.
گیر آمریکا و اروپا اصلن اوکراین نیست!
یکی این مساله هستش که نظر خودشون رو تحمیل کنند و بقیه رو از انجام کارهایی که خودشون میکنند منع کنند.
یکی اینکه غرب دوست نداره در مرزهاش با روسیه تشنج وجود داشته باشه و این رو خطری برای خودش میدونه.
روسیه هم جایی رو اشغال نکرده! یک منطقه که پارلمان مستقل و قوانین خودش رو داشته درخواست پیوستن به روسیه رو داده! یک همه پرسی برگزار شده! مردم رای به جدایی دادند روسیه قبول کرده.
حالا غرب داره خودش رو پاره میکنه که اینها خلاف قانون اساسی اوکراین بوده! پس باید ماتحت روسیه گذاشت!
خوب تمام کارهای خود غرب از بیخ خلاف قوانین اساسی کشورهاست! مثل جاسوسی از کشورهای دوست و دشمن ، تحریم کشورهای مختلف ، ترور افراد مختلف در کشورهای مختلف و .... قانون اساسی اوکراین فقط یک بهانه هستش.
البته اینهایی که من نوشتم به این معنی نیست که دارم مهر تائید میزنم روی تجزیه اوکراین! من کلن با تجزیه هر کشوری مخالفم چون با تجزیه کشور خودم مخالفم.
فقط دارم رفتار غرب رو استدلال میکنم.
در این بازی هم نظر من رو بخواید بازنده اصلی اول و آخر غربه! چون هر چی بیشتر همش بزنه بوی گندش بیشتر توی دماغ خودش میره.
روسیه کشوری نیست که بشه با چهار تا تحریم چسکی و تحدید های الکی از پا درش آورد! اقدام نظامی علیهش هم عملن دنیا رو وارد یک جنگ جدی دیگه میکنه.
دو تا از متحدهای روسیه (چین و کره شمالی) در عین حال که دشمن غرب هستند قدرت اتمی هم هستند این وسط یکی مثل کره شمالی یا حتا ایران از خداشونه که روسیه و غرب بزنند به تیپ و تاپ هم یک جنگ سرد یا گرمی بینشون راه بیوفته اینها این وسط به یک نون و نوایی در تکنولوژیهای نظامی و ... برسند.

Soheil #۱۵۰۵
Bibak

دوستان آیا کتابی در مورد انقلاب آنارشیستی اسپانیا در ایران پیدا میشه؟ گویا در ایران همچین کتابی به چاپ نرسیده.👎 البته قبلا کتاب Anarchism: from theory to practice که @@Ouroboros گرامی برای مطالعه درباره آنارشیسم پیشنهاد کرده بود رو خوندم که خب بخشی از آن درباره همین انقلاب بود. ولی گویا برای من خوندن این متنها به زبان انگلیسی هنوز زود بود!

خب قدری در اینترنت سرک کشیدم، یک کتاب جالب پیدا کردم از جرج اورول. نمیدونستم که ایشان به عنوان داوطلب برای کمک به انقلاب اسپانیا عازم

اسپانیا شده و هتا یک کتاب بر اساس مشاهدات خودش نوشته است. بسیار مشتاق خوندن این کتابم. کتاب در دهه 60 به فارسی ترزبانیده و چاپ شده است و در اینترنت هم موجود است. کسی اینجا هست که آن را خوانده باشد؟

Homage to Catalonia - Wikipedia, the free encyclopedia

این کتاب در ایران با فرنام "درود بر کاتالونیا (گزارشی از جنگ داخلی اسپانیا - 1937)" توسط تورج آرامش ترزبانیده و چاپ شده است.

Dariush #۱۵۰۶
Bibak

خب قدری در اینترنت سرک کشیدم، یک کتاب جالب پیدا کردم از جرج اورول. نمیدونستم که ایشان به عنوان داوطلب برای کمک به انقلاب اسپانیا به عنوان داوطلب عازم اسپانیا شده و هتا یک کتاب بر اساس مشاهدات خودش نوشته است. بسیار مشتاق خوندن این کتابم. کتاب در دهه 60 به فارسی ترزبانیده و چاپ شده است و در اینترنت هم موجود است. کسی اینجا هست که آن را خوانده باشد؟

Homage to Catalonia - Wikipedia, the free encyclopedia

این کتاب در ایران با فرنام "درود بر کاتالونیا (گزارشی از جنگ داخلی اسپانیا - 1937)" توسط تورج آرامش ترزبانیده و چاپ شده است.

در موردِ انقلابِ اسپانیا دو کتاب از رودولف راکر وجود دارد که بسیار ارزشمندند. این کتابها اگرچه چندان بی‌طرفانه نیستند و همچون تاریخ‌نگاری تروتسکی از انقلابِ کمونیستیِ روسیه هستند، اما به سبب تحلیل‌های آنارشیستی‌ای که راکر از انقلاب اسپانیا و واقعِ درون‌اش دارد، برای هر آنارشیستی واجب است که آن را بخواند، به ویژه دومی:
The truth about Spain - Rudolf Rocker - Google Books

The tragedy of Spain - Rudolf Rocker

علاوه بر این راکر اثری بسیار معروف دارد پیرامون آنارشیسم به نامِ آنارکوسندیکالیسم که گویا به فارسی نیز برگردانده شده:

Anarchism and Anarcho-Syndicalism (Rudolf Rocker) | The Anarchist Library

این هم نسخه‌ی فارسی‌اش:
آدینه بوک: آنارکوسندیکالیسم ~رودلف روکر، محمودرضا عبداللهی (مترجم)، نوآم چامسکی (مقدمه)

این کتابی‌ست کلاسیک در حوزه‌ی آنارشیسم که مختصر اما بسیار مفید. من نسخه‌ی فارسی‌اش را ندیده‌ام اما دوستانم راضی بوده و از آن تعریف می‌کردند.

Soheil #۱۵۰۷

ویکی پدیا اجازه ثبت نام و ویرایش از طریق تور را نمیدهد! گویا یه عده احمق با سوءاستفاده از تور یک گندهایی زده اند و بقیه باید چوبش رو بخورند:

نشانی آی‌پی شما، به صورت خودکار به‌عنوان یک گرهٔ خروجی تور شناسایی شد. ویرایش از طریق تور به دلیل جلوگیری از سوءاستفاده بسته‌شده‌است. برای اطلاعات اضافی و راهنمایی کاربران قانونی، سیاست سراسری هیچ پراکسی باز را ببینید.

Mehrbod #۱۵۰۸
Bibak

ویکی پدیا اجازه ثبت نام و ویرایش از طریق تور را نمیدهد! گویا یه عده احمق با سوءاستفاده از تور یک گندهایی زده اند و بقیه باید چوبش رو بخورند:

نشانی آی‌پی شما، به صورت خودکار به‌عنوان یک گرهٔ خروجی تور شناسایی شد. ویرایش از طریق تور به دلیل جلوگیری از سوءاستفاده بسته‌شده‌است. برای اطلاعات اضافی و راهنمایی کاربران قانونی، سیاست سراسری هیچ پراکسی باز را ببینید.

آری,

من هم پیشتر از چند تا تارگردان‌هایِ بالاتراز خواسته بودم دسترسی tor را بگشایند, ولی نکردند و من هم ناچار همکاری را کنار گذاشتم.

پارسیگر

Anarchy #۱۵۰۹

چند وقت پیش به طور اتفاقی داشتم ماجرای محمد بیجه و قتل های پاک دشت رو میخوندم که به یه اسم آشنا برخورد کردم که اون زمان قبل از شهرت ، وکیل خانواده های بچه ها بوده ... نسرین ستوده !!

حالا چیزی که برای من باورنکردنی بود و من رو به این نتیجه رسوند که این همه جار و جنجال سر دستگیری ایشون و چهره حقوق بشری از ایشون نشون دادن ، همون پروپاگاندای رسانه های غربی و اپوزیسیون بوده ، این بود که ایشون به حکم متهم ردیف دوم پرونده اعتراض کردن و گفتن خانواده ها راضی نشدن ...

یعنی ایشون نظرشون این بوده که متهم ردیف دوم هم باید مثل محمد بیجه اعدام میشده ... من موندم کسی که انقدر روش مانور (البته بیشتر فمینیستی) دادن و یکی از موسسین "کانون مدافعین حقوق بشر" تو ایران بوده ، چطور میتونه معترض به این باشه که چرا یکی رو اعدام نکردن ... ما رو باش که دلمون به کیا خوش بود !!

روزنامهء هموطن سلام - بیجه و شهلا در اوین به خبرنگاران چه گفتند

وكیل یكی از خانواده‌های قربانیان جنایات پاكدشت نیز روز گذشته در میزگرد مطبوعاتی انجمن حمایت از حقوق كودك، از تایید حكم متهمان جنایت پاكدشت و حكم صادره علیه متهم ردیف دوم انتقاد كرد و ان را باعث نارضایتی خانواده‌های قربانیان دانست.
فریده غیرت و نسرین ستوده، دو نفر از فعالان حقوق كودك در میزگرد انجمن دفاع از حقوق كودك درباره‌ پرونده پاكدشت، نسبت به حكم صادره برای متهم ردیف دوم این پرونده ابراز نارضایتی كردند و نارضایتی خانواده‌های مقتولان را نیز اعلام كردند.
فریده غیرت، وكیل دادگستری در این میزگرد، نسبت به احكام صادره در پرونده‌ جنایات پاكدشت به خصوص حكمی كه درباره‌ متهم ردیف دوم - علی باغی - صادر شده است، اعتراض كرد.
وی در سخنان خود،‌ با بیان سیری از پرونده،‌ به اقرارهای متناقض محمد بیجه، متهم ردیف اول و سایر متهمان اشاره و انتقاد كرد كه چرا اقرارهای افرادی چون بیجه مبنای استناد در صدور حكم برای متهم ردیف دوم بوده است.
غیرت با اشاره به سوابق كیفری علی باغی، این سوال را مطرح كرد كه‌ ایا دستگاه قضائی به سوابق كیفری این فرد رسیدگی كرده است یا نه؟ و چرا با وجود این سوابق تنها به 15 سال زندان محكوم شده است؟
غیرت همچنین اظهار داشت كه خانواده‌ها و وكلای پرونده نسبت به صدور این حكم نگرانی و اعتراض دارند و این حكم جز این كه خشم خانواده‌های قربانیان را برانگیزد نتیجه‌ دیگری نداشته است.
غیرت با نامناسب توصیف كردن شرایط مالی ، اقتصادی و اجتماعی داغدیدگان این حادثه گفت: این خانواده‌ها در فقر شدید مادی هستند و این عاملی شده است كه نتوانند احساسات و عواطف خود را به خوبی بروز دهند.
نسرین ستوده، وكیل یكی از خانواده‌های قربانبان نیز در سخنانی، روند احكام صادره درباره‌ پرونده‌ قربانیان جنایت پاكدشت را یاداور شد و گفت: این احكام، خانواده‌ها و وكلای قربانیان را راضی نكرد و چون دیدیم راه دیگری نداریم، خواستیم ان را به قضاوت افكار عمومی بگذاریم.
وی هم در سخنان خود نسبت به حكم صادره برای علی غلامپور - متهم ردیف دوم - اعتراض كرد و با یاداوری سوابق كیفری این فرد و اقاریر سایر متهمان در مورد وی، گفت:‌ ایا فردی مثل بیجه صلاحیت این را دارد كه اقرارهایش مورد استناد قاضی قرار گیرد؟
ستوده در بخش دیگری از سخنان خود، به سیر پرونده در دادگاه غیرعلنی اشاره كرد و با اعتراض به عدم اجازه‌ حضور وكلا و شاكیان در دادگاه غیرعلنی، اجازه‌ حضورشان در دادگاه را خواستار شد و گفت: ما می‌خواهیم در دادگاه انقلاب حضور یافته و پرونده‌ تشكیل شده در انجا را مطالعه‌ كنیم.

به گفته‌ وی، اخرین قربانیان این جنایت 5 كودكی بودند كه دو كودك از مهلكه فرار كرده و در ابتدا علی غلامپور را شناسایی كردند، ولی در دادگاه از شهادت علیه وی خودداری كردند كه به گفته‌ دادستان پرونده، انها از سوی خانواده‌ غلامپور تهدید شده بودند و 3 كودك دیگر پس از این‏که مكرر مورد تعدی قرار گرفتند، به قتل رسیده‌اند.

چند تا نکته دیگه هم تو این پرونده جالب بود . یکی اینکه اسم قاتل بچه ها "محمد بسیجه" هست که به "بیجه" معروف بوده ... لابد برای خراب نشدن وجهه "بسیج" ، اسم اصلیش رو زیاد تو رسانه ها نگفتن !!

نکته بعدی هم صحبت های بیجه هست ... با اینکه شاید بگیم همه اینها برای توجیه خودش بوده ، اما حرف هاش منطقی و تاثیر گذار هستن !!

بیجه نیز در این گفت‏وگو گفت: من استحقاق حكم اعدام را ندارم و از گناهی كه مرتكب شده‌‏ام، توبه كرده‌‏ام.
عامل اصلی جنایت پاكدشت، من به خانواده‌‏های مقتولان حق می‌‏دهم، انان صدمات بسیار زیادی را متحمل شده‌‏اند، اما من در صورت بازگشت به جامعه، گناهان خود را تكرار نمی‌‏كنم.
وی افزود: من در جریان جنایات پاكدشت، 26 مورد جنایت انجام داده‌‏ام كه 20 نفر از كودكان فوت كرده‌‏اند.
بیجه تصریح كرد: من عقده‌‏های روانی نداشته‌‏ام، اما وقتی كه در جریان پخش برنامه‌‏های تلویزیونی، زندگی خود را با انچه در تلویزیون نشان داده می‌‏شد، مقایسه می‏كردم، به این اقدامات دست زدم.
وی افزود: بخش مهمی از تقصیرات جنایت پاكدشت بر عهده مسئولان است و در این مورد تنها من مقصر نیستم.
بیجه، در خصوص پرداخت دیه به خانواده‌‏های مقتولان، گفت: من حتی هزار تومان هم ندارم و كل دارایی خانواده من كمتر از یك میلیون تومان است.
عامل اصلی جنایت پاكدشت كه حكم اعدام وی تایید شده، گفت: من برای بدست اوردن پول، این قتل‌‏ها را انجام داده‌‏ و از این طریق تنها عقده‌‏های خود را تخلیه كرده‌‏ام.
بیجه گفت: در ابتدای انجام جنایتم قصد كشتن كودكان و فرزندان مسئولان جامعه را داشتم، ولی از انجایی كه احتمال می‌‏دادم، سریع به چنگ قانون بیافتم از این كار منصرف شدم و به قتل فرزندان خانواده‌‏های كم بضاعت جامعه روی اوردم.
وی افزود: اگر با قصاص من تمام جرم‏ها از بین می‏رود این کار را انجام دهند. من به دلیل فقراین کارها را کردم وامیدوارم که اعدام نشوم.
عامل اصلی قتل‏های پاکدشت همچنین گفت: من درارتکاب 20 مورد قتل تنهانبودم، شرایط نیز در این مسئله نقش داشت.
وی در توضیح این امر گفت: در منطقه‌ای كه من زندگی می‌كردم، افراد زیادی معتاد و دزد بودند.
بیجه در پاسخ به این سوال كه در حال حاضر با توجه به تایید حكم از سوی دیوان عالی كشور، چه درخواستی داری؟ گفت: اگر به من موقعیت بدهند دوست دارم از این‌جا بروم.
خبرنگاری از بیجه پرسید چه ضمانتی وجود دارد كه شما مجددا مرتكب این قتل‌ها نشوید؟ كه بیجه پاسخ داد: من همچنان روی توبه‌ام هستم.
بیجه افزود: من از ته دل به همه‌ خانواده‌ها تسلیت می‌گویم و برای همه‌ انها از وضعی كه به وجود امده متاسفم.
بیجه درباره‌ انگیزه‌ اصلی‌اش برای ارتكاب قتل گفت: من از بچگی تحت ظلم بودم و وقتی زندگی‌ام را با دیگران مقایسه می‌كردم، ناچار دست به چنین اعمالی زدم.

Soheil #۱۵۱۰

راه رها شدن از دیکتاتوری خانواده چیست؟ الان که فکرشو میکنم اونقدر که خانواده دست و پامو بسته حکومت نبسته. کوچکترینش اینه که با ناباوری من بعنوان یک انحراف موقتی(ناشی از مغزشویی!) نگاه میشه و به رسمیت هم شناخته نمیشه. هتا اجازه ی مشروب خوردن هم ندارم. نمیخوام با نافرمانی ناراحتشون کنم اما فک کنم آخرش مجبور بشم... خواهرم که اندکی دید معقولانه تری داره منو تندرو و افراطی میدونه و تعجب میکنه که همچین عقایدی دارم. ولی بعید میدونم آدم افراطی ای باشم...😒

Anarchy #۱۵۱۱
Bibak

راه رها شدن از دیکتاتوری خانواده چیست؟ الان که فکرشو میکنم اونقدر که خانواده دست و پامو بسته حکومت نبسته. کوچکترینش اینه که با ناباوری من بعنوان یک انحراف موقتی(ناشی از مغزشویی!) نگاه میشه و به رسمیت هم شناخته نمیشه. هتا اجازه ی مشروب خوردن هم ندارم. نمیخوام با نافرمانی ناراحتشون کنم اما فک کنم آخرش مجبور بشم... خواهرم که اندکی دید معقولانه تری داره منو تندرو و افراطی میدونه و تعجب میکنه که همچین عقایدی دارم. ولی بعید میدونم آدم افراطی ای باشم...😒

راه رها شدن ، رها شدنه دیگه بی باک جان !! همچنین از عقیده ات با تمام قوا دفاع کن ... انقدر این کار رو ادامه بده تا یا ذهن اونها رو هر چند کم تغییر بدی یا اینکه دیگه تو رو با همین هویت و افکار فعلیت بپذیرن !! این چیزی بود که خود من تجربه کردم و کاری کردم که امروز دیگه همه اعضای خانواده ما دست کم نا مسلمان هستن 😬 ...

البته جو خانواده ما از ابتدا هم مذهبی نبود آنچنان ...

یه نفر #۱۵۱۲
Bibak

راه رها شدن از دیکتاتوری خانواده چیست؟ الان که فکرشو میکنم اونقدر که خانواده دست و پامو بسته حکومت نبسته. کوچکترینش اینه که با ناباوری من بعنوان یک انحراف موقتی(ناشی از مغزشویی!) نگاه میشه و به رسمیت هم شناخته نمیشه. هتا اجازه ی مشروب خوردن هم ندارم. نمیخوام با نافرمانی ناراحتشون کنم اما فک کنم آخرش مجبور بشم... خواهرم که اندکی دید معقولانه تری داره منو تندرو و افراطی میدونه و تعجب میکنه که همچین عقایدی دارم. ولی بعید میدونم آدم افراطی ای باشم...

ببین اکثر تجربه های مثل تو به اینجا کشیده شده که فرد مذکور با پشیمانی دوباره به کانون خانواده برگشته..
من چیزی از خانواده شما نمیدونم. و تنها با همین مثال مشروب خوردنت راهنماییت میکنم.
هنجارهای خانواده با هنجار های اجتماع فرق میکنه. ممکنه رفتاری در خانواده انجام بدی که در مورد تایید همه قرار بگیره و همون رفتار در اجتماع ایران جرم محسوب میشه..
بهترین رفتار اینه که سعی کنی گوششون رو به کارهای که میخواهی انجام بدی، باز کنی. ولی در خفا انجام بدی..
اینکه به تفکراتت و اعتقاداتت اهمیت نمیدهند ، عیب از جانب خودته. شاید شخصیتی داری که تورو کودک فرض میکنن! :-)
سعی نکن به زور باور های خودتو بهشون تحمیل کنی که مشروب خوبه! سعی کن کار خودتو انجام بدی و از رفتارت لذت ببری..

مزاحمت واسه کسی ایجاد نکن تا به باورهات احترام بگذارند..

یه نفر #۱۵۱۳
Alice

آخه خنگول الان فکر کردی من اذیت شدم؟ من و مهسا انقدر با هم صمیمی هستیم که اصن این حرفارو نداریم.. لب دادن و یا بوسیدن که چیزی نیست.

ما همدیگر رو ببوسیم؟؟

:-)

Alice #۱۵۱۴
یه نفر

ما همدیگر رو ببوسیم؟؟ :-)

آره.. من فکر می کنم ما همدیگه رو ببوسیم تمام اعضای اینجا می رن روی هوا از فرط لذت دوسی! و اتفاقا به نوعی حالگیری هم میشه که دیگه منو تو رو دعوا نندازن!

:*

یه نفر #۱۵۱۵
Alice

آره.. من فکر می کنم ما همدیگه رو ببوسیم تمام اعضای اینجا می رن روی هوا از فرط لذت دوسی! و اتفاقا به نوعی حالگیری هم میشه که دیگه منو تو رو دعوا نندازن! :*

بوووووووووس :-)

کور بشه چشم حسوووود

Alice #۱۵۱۶
یه نفر

بوووووووووس :-)

کور بشه چشم حسوووود

بوووس بوووس لــــبـــ... لـــــبـــ... ! :)

undead_knight #۱۵۱۷

:))))

تر زدید به کافه دومگو رفت:))
این مثلا برای بحث های جدی بودا.
در ضمن لب گرفن مجازی که کار نداره،مهم عملیشه:))

Alice #۱۵۱۸
undead_knight

:))))
تر زدید به کافه دومگو رفت:))
این مثلا برای بحث های جدی بودا.
در ضمن لب گرفن مجازی که کار نداره،مهم عملیشه:))

عملیشم من به مهسا لب می دمــــ...!

بـــه تــو هـــم هـــیــچ ربطی نــدارهــــــ...!

:)

یه نفر #۱۵۱۹
Alice

عملیشم من به مهسا لب می دمــــ...!

بـــه تــو هـــم هـــیــچ ربطی نــدارهــــــ...! :)

اوووف :-)

خدایش ما دو تا اینجا رو به گند کشیدیمااا :-)

بوووس بوووس

kourosh_bikhoda #۱۵۲۰

کافه دومگو جای این حرفاست واقعن؟
من از شما میپرسم.

Nevermore #۱۵۲۱
Alice

عملیشم من به مهسا لب می دمــــ...!

بـــه تــو هـــم هـــیــچ ربطی نــدارهــــــ...! :)

عکس فراموش نشود جانم.🌺

undead_knight #۱۵۲۲

چند وقتی هست ایده یک تاپیک توی ذهنمه که توش به شرایط اولیه انقلاب تا اواخر دهه شصت پرداخته بشه،دوستان اگر کمک میکنند بگن استارتش کنیم.
منظورم شرایط جامعه و رفتارهای حکومتی هست که واقعا با معیارهای فعلی ج.ا هم گاهی افراطی یا خنده دار به نظر میاد.

یه نفر #۱۵۲۳

دوست عزیزم آلیس؛
بخاطر تمام محبت های صمیمانه و حمایت های مقتدرانه ات بسیار ممنونم..
امیدوارم به دفترچه برگردی و کمافی سابق ( :-) ) از حضورت به فیض برسیم.
🌹🌹🌹

Theodor Herzl #۱۵۲۴

این نوشته نوریزاد خیلی‌ باحال بود امروز حاضر نشده بود مرگ بر اسرائیل بگه!

سکه ها را پرتاب کرد طرفِ من و گفت: برش دار و نوکری نکن. گفتم: من تا زمانی اینها نقاب به صورتشان بود فریبشان را خوردم اما به محض این که دانستم دستشان خونی است کشیدم کنار. گفت: نه، به محض این که دیدی آدمت حساب نمی کنند کشیدی کنار. و گفت: بدبخت، این روزها بدجوری تنها مانده ای. آن اوایل یک چند نفری حلوا حلوایت کردند اما وقتی دیدند نوکر بی مواجبی ولت کردند به امان خدا. برگرد بدبخت هنوز دیر نشده. گفتم: برگردم کجا؟ بین آدم کش ها؟ گفت: اینها آدمکش اند یا اسراییل یا آمریکا؟ و بر افروخته داد کشید: اگر مردی بنویس مرگ بر اسراییل مرگ بر آمریکا مرگ برسلطنت طلب. گفتم: چرا مرگ؟ در اسراییل در آمریکا در میان سلطنت طلبها زن و کودک و پیر و بیمار هستند. چرا مرگشان را آرزو کنم؟ خود شما چرا این مرگ را برای شیخ علی فلاحیان و شیخ روح الله حسینیان و شیخ مصطفی پور محمدی نمی خواهی که گوش تا گوش سر بریدند و آدم کشتند و کسی از گل بالاتر به آنها نگفته تا کنون؟

👍

kourosh_bikhoda #۱۵۲۵
Theodor Herzl

این نوشته نوریزاد خیلی‌ باحال بود امروز حاضر نشده بود مرگ بر اسرائیل بگه!

من مقاله ای از نوریزاد در کیهان خوندم که به مصباح یزدی میگفت چراغ هدایت! حالا به شاگردان و همفکران همون مصباح می تازه.

Anarchy #۱۵۲۶

دوستان نظرتون چیه ؟

درباب دانشگاه

آیا ممکن است کسی حرفی برای گفتن داشته باشد اما نتواند آنرا بنویسد؟ اگر پاسخ خیر است، پس ما به دانشگاه چه نیازی داریم؟ این یک راز مخفی است، تمامی دانشگاه، این دکان مدرک فروشی را می توان با یک چوب جادویی به یک قفسه کتاب تبدیل کرد.
اما اگر مدرک و دانشگاهی نباشد مردم چگونه به متخصصین اعتماد کنند؟ به قول آنتونی گیدنز چرخ جامعه مدرن براساس همین اعتماد به متخصصین می چرخد. اما من به همین اعتماد بی اعتمادم. از آنچه متخصصین می گویند تا آنچه حاکمین می خواهند شنیده شود، یک قدم فاصله است و هر وعده ای این فاصله را براحتی طی خواهد کرد. بدتر اینکه ردای علم بهتر از هر کسی بر تن حاکم می نشیند. از همین روست که حتی آخوندها و آخوندک ها این گونه های مرموز جانوری که برای شناخت شان دکترا لازم هست، براحتی همین عنوان دکترا را به اسم منحوس خود می چسبانند.
و اما در نهایت دکتر چه کسی است؟ موجودی که هفت سال در دانشگاه مشق نوشته است. اینکه بگوییم یک متخصص بهتر از ما دنیا را می شناسد مانند این است که بگوییم چشم بند اسب به او کمک می کند تا جلوی پایش را بهتر ببیند. دانشجویی که برای تبدیل شدن به متخصص سر در آخور درس و مشق فرو می کند، الاغی است که آنقدر در طویله مانده که هنگام بارکشیدن از او در بازار آزاد، تصور می کند برای هواخوری بیرون آمده است.
یک سرباز خوب کسی است که هیچ تصوری از جنگ نداشته باشد و گرنه کدام احمقی به قتلگاه خود می رود، یک دانشجوی خوب کسی است که هیچ تصور درستی از آینده خود نداشته باشد و گرنه کدام احمقی نحوه استثمار شدن خویش را می آموزد. درست به همین خاطر سربازها و دانشجوها هجده ساله اند یعنی درست سنی که قد از قد عقل پیشی گرفته است.
در ساختار دانشگاه یک دیکتاتوری مطلق حاکم است. دانشجویانی که برای آموختن آمده اند چگونه می توانند کسی را به استادی برگزینند. این ادعای مستبدانه بر این پیش فرض بنا گشته که علم بر چرخه آموزاندن و آموختن استوار است. آیا بهتر نیست به جای این چرخه شوم و یکجانبه از استاد به شاگرد، دانش را یک چرخه دیالکتیکی بدانیم یعنی آنچه که باید شنیده شود، قضاوت شود و این قضاوت ها دوباره شنیده و قضاوت شود؟ معلومه که بهتر است. علم در دانشگاه چیزی جز این نصیحت سخیف نیست: قضاوت نکن، بشنو و تکرار کن. ببلع و قی کن

kourosh_bikhoda #۱۵۲۹

یاد این حرف مزدک و عده ای از مجاهدین افتادم که میگفتند زندان برای ما تبدیل شده بود به دانشگاه!

ولی ما نفهمیدیم در این نوشتار که چرا تحصیل در دانشگاه برابر شده با استثمار؟

sonixax #۱۵۳۰
kourosh_bikhoda

ولی ما نفهمیدیم در این نوشتار که چرا تحصیل در دانشگاه برابر شده با استثمار؟

خاطرت باشه پیشتر مهربد و مزدک هم همین رو گفته بودند که پسرم برو خوب درس بخون که بعدن برای سرمایه دار مثل خر کار کنی!!!!
البته لابد دوستان عقیده دارند درس نخون که بعدن رهبران کمونیست بتونند سه سوت خرت کنند سروات شدن!!!

undead_knight #۱۵۳۱

سیستم علمی و به تبع اون دانشگاه ها "دموکراتیک" نیست و نباید باشه! حالا سیستم داغون آموزشی ایران به کنار(کهر هرچند با وجود داغون بودن باز یک سری معیار های علمی رو داره)
کسی که با سیتستم دانشگاهی مشکل داره میتونه دانشگاه نره!مثل سربازی اجباری که نیست!

Dariush #۱۵۳۵
Rationalist

گفتگوهای فلسفی چه شد؟!...

بیا دوست گرامی؛ ما روانِ سپوخته‌مان از این ملتِ همیشه در صحنه برایمان مانده؛ بیا اندکی به علایق خویش بپردازیم «دور همی» حداقل. از همان جستارِ چیستی عرفان شروع کنیم چطور است؟

Rationalist #۱۵۳۶
Dariush

بیا دوست گرامی؛ ما روانِ سپوخته‌مان از این ملتِ همیشه در صحنه برایمان مانده؛ بیا اندکی به علایق خویش بپردازیم «دور همی» حداقل. از همان جستارِ چیستی عرفان شروع کنیم چطور است؟

بسی شادمانم از اینکه شما همچنان در این انجمن حضور دارید! 🌺
پیش تر برایتان نگاشته بودم که در هر جستار و کلام فلسفی ام، خرسند خواهم شد به نقد و بررسی اندیشه هایم و گفتگو پیرامون آنها بپردازیم.
اکنون نیز به گمانم آغازیدن تاریخ فلسفهمی تواند در فلسفیدن مان مفید و سودمند باشد.

Dariush #۱۵۳۷
Rationalist

بسی شادمانم از اینکه شما همچنان در این انجمن حضور دارید!
پیش تر برایتان نگاشته بودم که در هر جستار و کلام فلسفی ام، خرسند خواهم شد به نقد و بررسی اندیشه هایم و گفتگو پیرامون آنها بپردازیم.
اکنون نیز به گمانم آغازیدن چنین جستاری می تواند در فلسفیدن مان مفید و سودمند باشد.

🌹

اینجا چندی‌ست که گفتگوهای فلسفی به حاشیه رفته است.

من هم چندی پیش جستاری آغاز کردم پیرامون فلسفه‌ی ویتگنشتاین و الان دو هفته‌ای هست که روی یک پست (که نامِ بهترش مقاله است) کار می‌کنم

ولی نتایجِ تلاش‌های اینچنینی در اثر قلیل بودنِ تعدادِ کاربرانِ علاقمند به درِ بسته خورده.

بهر رو جستار نیکی را آغازیده‌اید، ببینم چه برای آنجا دارم.

Crusader #۱۵۳۸
Dariush

اینجا چندی‌ست که گفتگوهای فلسفی به حاشیه رفته است.

مگر دختربازی کم فلسفی است؟

😵

Dariush #۱۵۳۹
Crusader

مگر دختربازی کم فلسفی است؟

نه، به هیچ وجه! شاید از فلسفی‌ترین موضوعات باشد😂. من هیچ دختری از نزدیک ندیده‌ام که حقیقتا فلسفه دوست داشته باشد

و از آنطرف هم هیچ فیلسوفی نبوده که بی‌کسی را توانسته باشد تاب بیاورد😄.

Crusader #۱۵۴۰

کسی که تمام آرزوی و فکر و ذکرش شوئری با اسب سفید باشد که فلسفه و ... نمی‌داند چیست. واقعا من دختری ندیده‌ام که دغدغه‌ای فراتر از شوئر داشته باشد، بدون استثنا همگی یک هدف مشترک دارند و آن همین مهم است.

اما همین مسئله را سخت می‌کند، آنها از میان کثیر مردان فقط یک گزینه را می‌خواهند برای همیشه، آنهم بهترین و نایاب‌ترین گزینه! استاندارد هایپرگمی زنان هم که شما بهتر می‌دانید از طریق رسانه‌ها و سریال‌ها و ... پیوسته بطور کهکشانی افزایش می‌یابد و حلقه‌ی مردان خواستنی تنگ‌تر و تنگ‌تر می‌شود. بنابراین

اگر شما فقط یک زن را به عنوان شریک جنسی داشته باشید شوخی نیست، یعنی از تمام مردان ممکنه سرتر بوده‌اید و باید به خود ببالید. (اگر دختر زشت نباشد و به شوئر دست پایین رضایت ندهد) اگر تاکنون در هر برشی از زمان شرکای جنسی‌تان همواره از پنج دختر زیباروی تجاوز می‌کرده آگاه باشید که ابرآلفایی هستید به صلابت و اقتدار چنگیزخان مغول.

undead_knight #۱۵۴۱
Crusader

کسی که تمام آرزوی و فکر و ذکرش شوئری با اسب سفید باشد که فلسفه و ... نمی‌داند چیست. واقعا من دختری ندیده‌ام که دغدغه‌ای فراتر از شوئر داشته باشد، بدون استثنا همگی یک هدف مشترک دارند و آن همین مهم است.

Mind projection fallacy - WiKi

Rationalist #۱۵۴۲
Dariush

ولی نتایجِ تلاش‌های اینچنینی در اثر قلیل بودنِ تعدادِ کاربرانِ علاقمند به درِ بسته خورده

نمی فهمم!
کمیت علاقمندان چه اهمییتی دارد در برابر کیفیت؟

Dariush #۱۵۴۳
Rationalist

نمی فهمم!
کمیت علاقمندان چه اهمییتی دارد در برابر کیفیت؟

اهمیت و شاید هتا ربط هم نداشته باشد ولی من برای آنکه با خودم حرف بزنم الزاما نیازی به جایی مثل دفترچه نخواهم داشت.

Rationalist #۱۵۴۴
Dariush

و از آنطرف هم هیچ فیلسوفی نبوده که بی‌کسی را توانسته باشد تاب بیاورد.😄

امیدوارم که این جمله، چنانچه با خنده بیان شده است؛ صرفا برای همان خندیدن نگاشته شده باشد!

Dariush #۱۵۴۵
Rationalist

امیدوارم که این جمله، چنانچه با خنده بیان شده است؛ صرفا برای همان خندیدن نگاشته شده باشد!

یعنی قبول ندارید که بی‌کُسی درد عظمایی‌ست؟!

نه شوخی بود دوست عزیز؛ جدی‌اش این است که فلاسفه‌‌ی بزرگی چون کانت و اسپینوزا آنقدر مثالِ نقض عظیمی هستند که آن گزاره را از شوخی هم شوخی‌تر می‌کنند.

Rationalist #۱۵۴۶
Crusader

اگر شما فقط یک زن را به عنوان شریک جنسی داشته باشید شوخی نیست، یعنی از تمام مردان ممکنه سرتر بوده‌اید و باید به خود ببالید. (اگر دختر زشت نباشد و به شوئر دست پایین رضایت ندهد) اگر تاکنون در هر برشی از زمان شرکای جنسی‌تان همواره از پنج دختر زیباروی تجاوز می‌کرده آگاه باشید که ابرآلفایی هستید به صلابت و اقتدار چنگیزخان مغول.

این سنجش و ارزشیابی بر اساس چه سنجه ای انجام می شود؟ و آن سنجه چه ارزش و اعتباری دارد؟

Rationalist #۱۵۴۷
Dariush

اهمیت و شاید هتا ربط هم نداشته باشد ولی من برای آنکه با خودم حرف بزنم الزاما نیازی به جایی مثل دفترچه نخواهم داشت.

😌

Rationalist #۱۵۴۸
Dariush

یعنی قبول ندارید که بی‌کُسی درد عظمایی‌ست؟!

برای مردانی که در بردگی غریزه جنسی شان هستند و توان رهایی از آن را ندارند؛ چرا! درد بزرگیست. آنچنان بزرگ که ارضای آن، بردگی موجوداتی پست را می طلبد.
اما برای ابرمردانی که لذتی فراتر از سکس یافته اند۱؛ خیر! قبول ندارم!

امید است شما نیز همچون بیشینه افراد؛ دچار گژفهمی در سخنم نشوید که من مخالف سکس و ارتباط بجا با آن موجودات پست هستم.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱. الهام از سخن زیبای آلدوس هاکسلی

Dariush #۱۵۴۹
Rationalist

امید است شما نیز همچون بیشینه افراد؛ دچار گژفهمی در سخنم نشوید که من مخالف سکس و ارتباط بجا با آن موجودات پست هستم.

بیشینه؟! ترجیح می‌دهم در تنهایی و تاریکی جسدم بپوسد ولی در گله‌ی گوسفندها پروار نشوم!

حالا که اینجا هستید، کم درباره‌ی امضاء‌تان توضیح بدهید؛ با این پرسشِ نیچه بیاغازید: مگر جهان عقلانی‌ست که می‌خواهیم با عقلِ خویش در آن زندگی کنیم؟

Nevermore #۱۵۵۰

موضوع جالبی است،به گمانم بحث پیرامون امضا "خردگرا" بسیار آموزنده خواهد

بود،به نظر من این نبرد فراتر از مبارزه با غریزه ی جنسی و اینها است،چنانکه می دانیم هورمون های ما بر اکثر رفتار های ما و حتی نوع نگرش و طرز تفکر ما هم تاثیر گذار است،من این را به عینه تجربه کرده ام،پرسش من این است که در واقع "من" واقعی و راستین کدام است؟آنکه تحت فشار هورمون ها می اندیشد و عمل می کند یا آن دیگری؟