کافه دومگو

برگ ۲۹ از ۳۶

Mehrbod #۱۴۰۱
iranbanoo

.در اجتماعی که همه کفش الف میپوشند کفش ب به پا داشتن یعنی امتناع از حل شدن در اجتماع و توجه به اصالت فرد.

(((:

So they want you to think

مزدك بامداد #۱۴۰۴
iranbanoo

من فکر میکنم اصالت با فرد است تا اجتماع.یعنی اگر فردیتی نباشد اجتماع بی معناست و هر اجتماعی لزوما اجتماعی
مثبت و ایده آل نیست مگر اینکه افراد در آن مورد توجه قرار گیرند.در اجتماعی که همه کفش الف میپوشند کفش ب به پا داشتن یعنی امتناع از حل شدن در اجتماع و توجه به اصالت فرد.

آدمی جانوری همبودین است، سرشت زادی او همین است و این خودش سخن شمارا ناکار میکند.
از سوی دیگر چه کسی این ارزش را پدید آورده ست که "امتناع از حل شدن در اجتماع"( =
سرباز زدن از همگونی همبودین) ، یک ارزش پسندیده و خوب در همه ی همبود هاست؟
وآیا ارزش ان تک (فرد) که از برای ایفون ۶ داشتن شما،در کارخانه جان میکند، کمتر از
ارزش خود شماست؟ یا اینکه نه، اگر همهگان ارزش برابری دارند، پس این کوشش برای
برابر تر! شدن برای چیست؟ چرا نباید همگونی را در همبودی که همه ارزش برابر
هومنی را دارا هستند, نپذیرفت و از "حل شدن در چنین جامعه ای امتناع" کرد؟

پرسش مهند تر، این است که چرا این ناهمگونی را در داشتن ها و گساردن ها میجوییم
و نه در کوشمندی و هوشمندی و پدید اوردن والایی ها، بساکه در "خریدن" آیفون؟


پارسیگر

Mehrbod #۱۴۰۵
iranbanoo

یعنی توطئه در این حد؟

undead_knight

اصل همه تئوری های توطئه همینه:))

نه بانو توطئه کجا بود, همینکه شما میتوانید با خرید iPhone 6 کیستی‌ای یگانه و بی همتا و
دست نخورده آنجا داشته باشید و فرمانروایِ سرنویش خویش, به خوبی از توطئه نبودن آن میگوید

(;

iranbanoo #۱۴۰۶
مزدك بامداد

آدمی جانوری همبودین[١] است، سرشت زادی[٢] او همین است و این خودش سخن شمارا ناکار میکند.
از سوی دیگر چه کسی این ارزش را پدید آورده ست که "امتناع از حل شدن در اجتماع"( =
سرباز زدن از همگونی همبودین) ، یک ارزش پسندیده و خوب در همه ی همبود[٣] هاست؟
وآیا ارزش ان تک (فرد) که از برای ایفون ۶ داشتن شما،در کارخانه جان میکند، کمتر از
ارزش خود شماست؟ یا اینکه نه، اگر همهگان ارزش برابری دارند، پس این کوشش برای
برابر تر! شدن برای چیست؟ چرا نباید همگونی را در همبودی[٣] که همه ارزش برابر
هومنی[٤] را دارا هستند, نپذیرفت و از "حل شدن در چنین جامعه ای امتناع" کرد؟

پرسش مهند[٥] تر، این است که چرا این ناهمگونی را در داشتن ها و گساردن[٦] ها میجوییم
و نه در کوشمندی و هوشمندی و پدید اوردن والایی ها، بساکه[٧] در "خریدن" آیفون؟

همبود از این رو به وجود آمد که در آن افراد به صورت متقابل نیاز های یکدیگر را بر طرف کنند و حد اقلی از همکاری هم برای بقای زندگی روزمره ضروریست.ورگرنه چه اصراریست اینهمه کشاکش بین انسانها برای یافتن اصل و اصولی برای زندگی در کنار یکدیگر؟
امتناع از حل شدن در اجتماع هم از بایت این است که افراد به دنبال یافتن بیشینه ی سودمندی فردی برای خود هستند.من برای کار خود جان میکنم و پول و پس اندازم را میدهم به فردی که آیفون 6 میسازد تا از آنچه که او به زحمت فراهم کرده استفاده کنم و از قابلیت های این ابزار جهت رسیدن به بیشینه ی سودمندی شخصی خود استفاده کنم.

در واقع آن فرد برای رسیدن به سودمندی شخصی خودش است که این ابزار را اختراع و تولید میکند و من نیز در این مورد
از هوشمندی او استفاده میکنم.

iranbanoo #۱۴۰۷
Mehrbod

نه بانو توطئه کجا بود, همینکه شما میتوانید با خرید iPhone 6 کیستی‌ای یگانه و بی همتا و
دست نخورده آنجا داشته باشید و فرمانروایِ سرنویش خویش, به خوبی از توطئه نبودن آن میگوید (;

آیفون 6 چه بی همتایی ای برای من خواهد داشت وقتی از قابلیتش نتوانم استفاده

کنم.قطعا من نیازی به ان دارم و رنج خریدش را به خود میدهم.اینکه

این نیاز را کسی دیگر در من ایجاد میکند بیشتر شبیه تئوری توطئه است...!

مزدك بامداد #۱۴۰۸
iranbanoo

قطعا من نیازی به ان دارم و رنج خریدش را به خود میدهم.ا

و سال دیگر هم نیاز به ایفون ۷ خواهید پیدا کرد، خودبخود...

sonixax #۱۴۰۹
مزدك بامداد

و سال دیگر هم نیاز به ایفون ۷ خواهید پیدا کرد، خودبخود... •

خیر سال دیگر تازه 6 می آید و پس از آن 6S ! آیفون 7 مال 3 سال دیگست اگر اپلی باقی مانده باشد تا آن زمان!

مزدك بامداد #۱۴۱۰
sonixax

خیر سال دیگر تازه 6 می آید و پس از آن 6S ! آیفون 7 مال 3 سال دیگست اگر اپلی باقی مانده باشد تا آن زمان!

😃

شما هم که از بیچارگی هی گیر بدهید به مثال

!

sonixax #۱۴۱۱
مزدك بامداد

شما هم که از بیچارگی هی گیر بدهید به مثال !

مثال پرت و پلا نزنید که کسی بهتان گیر ندهد!

در ثانی مگه قرار تا دنیا دنیاست ملت لادا سوار شوند و ودکای 60% بنوشند ؟ 😉

مزدك بامداد #۱۴۱۲
sonixax

مثال پرت و پلا نزنید که کسی بهتان گیر ندهد!

میگویند در مثل مناقشه نیست مگر اینکه گیر کله بتونی میلاد بفتید

😂😂

sonixax #۱۴۱۳
مزدك بامداد

میگویند در مثل مناقشه نیست مگر اینکه گیر کله بتونی میلاد بفتید

از کرامات مزدک ما چه عجب ، با وودکای روسی فالوده شیرازی درست کرد برای مش رجب!!!
البته قبول دارم که اینجا یک مقداری زیادی بهتون گیر دادم و مراعات قلبتون رو نکردم!

اسپاغتی را شکر سکته نکردید.

sonixax #۱۴۱۴
مزدك بامداد

بفتید

بیوفتید ؟
مطمئن باشم تنها اشتباه تایپیست ؟

سکته مکته در کار نیست

؟ نگران شدم😱

iranbanoo #۱۴۱۶
مزدك بامداد

و سال دیگر هم نیاز به ایفون ۷ خواهید پیدا کرد، خودبخود... •

چرا که نه!اگر برای من منفعت شخصی داشته باشد آیفون 10 اش را هم میخرم:)

Theodor Herzl #۱۴۱۸

امیر گرامی‌ از غرب که به ایران برگشتید ، میشود کمی‌ از تجربه خود و اینکه این گذار چگونه بوده است صحبت کنید؟ آیا از بازگشت به ایران پشیمان نیستید؟ من هرگز توانائی زندگی‌ در ایران را دیگر در خود نمی‌بینم!

Ouroboros #۱۴۱۹
Theodor Herzl

امیر گرامی‌ از غرب که به ایران برگشتید ، میشود کمی‌ از تجربه خود و اینکه این گذار چگونه بوده است صحبت کنید؟ آیا از بازگشت به ایران پشیمان نیستید؟ من هرگز توانائی زندگی‌ در ایران را دیگر در خود نمی‌بینم!

درود. نه ایران برای من همیشه یادآور خاطراتی خوش بوده و هیچوقت هیچ رنجی در اینجا نکشیده‌ام. البته در غرب هم رنجی نبود ولی تنهایی کمی مرا آن اواخر آزار می‌داد، من هیچ دوست صمیمی، خانواده یا کسی که بتوانم در حضور او ضعف نشان بدهم نداشتم و روابط اجتماعی من محدود به گستره‌ای عظیم از ارتباطات سطحی با آدمهای پرشمار بود که مرا بهترین و قوی‌ترین و ... می‌دیدند. یکی از عوارض بازی، اینست که شما تصویری کاذب از خود ارائه می‌کنید که حفظ آن نیازمند تلاش خودآگاه است، یعنی بازیگر فیلم زندگی خودتان می‌شوید. این برای آدمی که دو سوم روز در شرایط Autopilot زندگی می‌کند تصورناشدنی‌ست، اما در غرب تمام روابط من از صافی ِ «چگونه او را کنترل بکنم» عبور می‌کرد. در ایران هم کمابیش همینطور است اما دستکم با خانواده، یکی دو رفیق بسیار قدیمی و بخشی از جامعه که نیازی به آنها ندارم می‌توانم خودم باشم و این هزینه‌ی روانی کمی کاهش پیدا می‌کند، بدون آنکه لطمه‌ای به میوه‌های بی‌شمار چنان زندگی بخورد.

بعدش هم موقعیت اجتماعی من ارتقاء بسیار برجسته‌ای پیدا کرده و یک شبه باری دیگر از مهاجر جهان سومی تبدیل شده‌ام به آقای عالم. من در غرب در یک بن‌بست اقتصادی و شغلی که شاید هر پنج سال یکبار هم ترفیعی به خود نمی‌دید زندانی می‌شدم اما اینجا همین حالا بدون هیچ تجربه‌ای راه هزار ساله را یک شبه رفته‌ام. زمان بی‌هوده هم در ایران صد برابر غرب هست، و می‌توانم به آن اهداف ثانویه‌ای که بخاطرشان برگشتم(مثل تحریر کتاب)، بپردازم و باز هم وقت اضافه بیاورم که بیایم اینجا!

یک نکته‌ی دیگر آزادی غیرسیاسی‌ست، ایران اکنون یکی از ازادترین کشورهای جهان است. در غرب لیبرال برخلاف تصور عموم، هزاران مرز آشکار و پنهان وجود دارد که شخص با ناخنی بیرون گذاشتن از آنها جذام اجتماعی می‌گیرد و طرد می‌شود و مهر و برچسب می‌خورد و ... آزادی غرب به شدت مشروط و محدود و کنترل‌شده است، آدمهای سفیدپوست ِ زیبا و موفق یک خط قرمز به دور خودشان می‌کشند و هرکس بیرون از آن را «بازنده» و «عجیب غریب» و ... لقب می‌دهند. ایران اما کشوری‌ست در حال گذار با قوانین بسیار شل و ول، دولتی ناکارآمد، فرهنگی متزلزل، مذهبی از اعتبار ساقط شده، در خلاء مطلق اخلاقی و شما هر نوع جانوری که باشید اگر آنرا از نظر عومی پنهان بدارید می‌توانید خوش و آسوده زندگی بکنید. این بچه ال‌اس‌دی که برای کشتن درد روزگار و از خود بی‌خودی من گاهی به بدن می‌زنم در اروپا می‌توانست تمام زندگی مرا زیر و رو بکند، اینجا در محل کار صد نفر پائین من و صد نفر بالای من همه خودشان معتاد هستند به شیشه و هروئین و کوکائین و.... آدم «سالم» عجیب غریب خواهد بود! دختران هم به طور متوسط به چشم من زیباتر (و آسان‌تر!) هستند، من اینجا یک حرمسرای غیررسمی باز کرده‌ام برای خودم... آدمیزاد دیگر چه می‌خواهد؟

لحظه‌ای که شما بدانید پس از مرگ حیاتی نیست، نه فقط به عنوان یک موضع شبه‌روشنفکری ِ کاذب ِ دورادور و بی‌معنی، بلکه بدانید و این دانسته را به معنای واقعی کلمه درونی بکنید، لذت‌پرستی مطلق و هدانیسم تنها گزینه‌ی باقی مانده و عقلانی‌ست.

Anarchy #۱۴۲۰
Ouroboros

بعدش هم موقعیت اجتماعی من ارتقاء بسیار برجسته‌ای پیدا کرده و یک شبه باری دیگر از مهاجر جهان سومی تبدیل شده‌ام به آقای عالم. من در غرب در یک بن‌بست اقتصادی و شغلی که شاید هر پنج سال یکبار هم ترفیعی به خود نمی‌دید زندانی می‌شدم اما اینجا همین حالا بدون هیچ تجربه‌ای راه هزار ساله را یک شبه رفته‌ام. زمان بی‌هوده هم در ایران صد برابر غرب هست، و می‌توانم به آن اهداف ثانویه‌ای که بخاطرشان برگشتم(مثل تحریر کتاب)، بپردازم و باز هم وقت اضافه بیاورم که بیایم اینجا!

امیر جان به خوبی یادم هست بعد از غیبت یک ساله ای که اولین بار اینجا داشتی و گفتی از ایران خارج شدی ، واضحا از خستگی حضور در ایران صحبت میکردی !! برای من خواندن این حرف ها بسیار عجیبه ...

Ouroboros

یک نکته‌ی دیگر آزادی غیرسیاسی‌ست، ایران اکنون یکی از ازادترین کشورهای جهان است. در غرب لیبرال برخلاف تصور عموم، هزاران مرز آشکار و پنهان وجود دارد که شخص با ناخنی بیرون گذاشتن از آنها جذام اجتماعی می‌گیرد و طرد می‌شود و مهر و برچسب می‌خورد و ... آزادی غرب به شدت مشروط و محدود و کنترل‌شده است، آدمهای سفیدپوست ِ زیبا و موفق یک خط قرمز به دور خودشان می‌کشند و هرکس بیرون از آن را «بازنده» و «عجیب غریب» و ... لقب می‌دهند. ایران اما کشوری‌ست در حال گذار با قوانین بسیار شل و ول، دولتی ناکارآمد، فرهنگی متزلزل، مذهبی از اعتبار ساقط شده، در خلاء مطلق اخلاقی و شما هر نوع جانوری که باشید اگر آنرا از نظر عومی پنهان بدارید می‌توانید خوش و آسوده زندگی بکنید. این بچه ال‌اس‌دی که برای کشتن درد روزگار و از خود بی‌خودی من گاهی به بدن می‌زنم در اروپا می‌توانست تمام زندگی مرا زیر و رو بکند، اینجا در محل کار صد نفر پائین من و صد نفر بالای من همه خودشان معتاد هستند به شیشه و هروئین و کوکائین و.... آدم «سالم» عجیب غریب خواهد بود! دختران هم به طور متوسط به چشم من زیباتر (و آسان‌تر!) هستند، من اینجا یک حرمسرای غیررسمی باز کرده‌ام برای خودم... آدمیزاد دیگر چه می‌خواهد؟

😳

اینجا یا معنای آزادی عوض شده یا شاید ما در ایران زندگی نمیکنیم 😬 ؟ گویا آثار پیری زودتر از موعد مقرر در شما آشکار شده امیر جان ...

Ouroboros

لحظه‌ای که شما بدانید پس از مرگ حیاتی نیست، نه فقط به عنوان یک موضع شبه‌روشنفکری ِ کاذب ِ دورادور و بی‌معنی، بلکه بدانید و این دانسته را به معنای واقعی کلمه درونی بکنید، لذت‌پرستی مطلق و هدانیسم تنها گزینه‌ی باقی مانده و عقلانی‌ست.

که چی بشه ؟؟ چرا تنها گزینه باقی مانده و عقلانی هست 😒 ؟

Ouroboros #۱۴۲۱

آنارشی جان من درباره‌ی زندگی شخصی خودم که نباید به شما بازجویی پس بدهم..

😏

ایران هم برای من خیلی بهتر از اروپاست. من آنزمان هم که می‌رفتم اینرا می‌دانستم(بار اولم که نبود)، ولی خب گمان می‌کردم اینبار دیگر بزرگتر هستم و می‌توانم یک تعادلی میان زندگی در غرب و شخصیت خودم برقرار بکنم. ولی چنان نشد و طبع راحت‌طلب من غالب شد.. متاسفم که این با تصویر ذهنی شما از امیر چندان همخوانی ندارد، من گمان می‌کنم این لحن نا امید بیشتر ارتباطی با علاقه‌ی تازه‌ای در خودتان به مهاجرت داشته باشد؟ هیچکس اینجا برای تخصص، هوشمندی و کوشایی شما ارزشی قائل نیست و گمان می‌کنید آنطرف قدرتان را خواهند دانست؟ درست گمان می‌کنید، آنجا ارزش شما خیلی بالاتر از اینجا خواهد بود، اگر چنان ارزشی را بخواهید.. اما من شاهی در دوزخ را به بندگی در بهشت ترجیح می‌دهم!

😃

Anarchy #۱۴۲۲
Ouroboros

آنارشی جان من درباره‌ی زندگی شخصی خودم که نباید به شما بازجویی پس بدهم.. 😏

یعنی من هم شدم حسین بازجو 😖 ؟ شانس آوردی با بازجوی مهربانی طرف حساب شدی 😊 !!

جدا از شوخی ، قصد کنکاش در مسائل شخصی شما رو نداشتم ... فقط این تغییر حالات و نظرات افراد برای من جالبه !!

یک بخشی هم تعجب من از

این بود که در یکی از آزادترین کشورهای دنیا زندگی میکردم و بی خبر بودم 😂 !!

Ouroboros

ایران هم برای من خیلی بهتر از اروپاست. من آنزمان هم که می‌رفتم اینرا می‌دانستم(بار اولم که نبود)، ولی خب گمان می‌کردم اینبار دیگر بزرگتر هستم و می‌توانم یک تعادلی میان زندگی در غرب و شخصیت خودم برقرار بکنم. ولی چنان نشد و طبع راحت‌طلب من غالب شد.. متاسفم که این با تصویر ذهنی شما از امیر چندان همخوانی ندارد، من گمان می‌کنم این لحن نا امید بیشتر ارتباطی با علاقه‌ی تازه‌ای در خودتان به مهاجرت داشته باشد؟ هیچکس اینجا برای تخصص، هوشمندی و کوشایی شما ارزشی قائل نیست و گمان می‌کنید آنطرف قدرتان را خواهند دانست؟ درست گمان می‌کنید، آنجا ارزش شما خیلی بالاتر از اینجا خواهد بود، اگر چنان ارزشی را بخواهید.. اما من شاهی در دوزخ را به بندگی در بهشت ترجیح می‌دهم! 😃

علاقه تازه ای که نیست امیر جان ... من دیدگاه کاملا ایده آلی به غرب و زندگی در اونجا ندارم اما میدونم با این روحیه فرزام گرای فعلیم ، تحمل اینکه هر ننه قمر بی سواد بی تخصصی بیاد برای ما تعیین تکلیف کنه برام بسیار سخته !!

با عرض معذرت ایران تقریبا شرایط یک طویله بسیار بزرگ رو داره که هر کس مشغول به کار خودش هست و اصولا مهم نیست که اوضاع چطور پیش میره و نتیجه ای حاصل میشه ...

من چه از ایران برم چه بمونم ، نظرم همین هست ...

Theodor Herzl #۱۴۲۳

من به چندین دلیل دیگه نمیتونم ایران زندگی‌ کنم! یکی‌ اینکه تحمل بعضی‌ رفتار مردم رو ندارم ، دوما اینکه من همیشه ایران سختی کشیدم و خاطره خوبی‌ ندارم که بخواهم دوباره اون رو تکرار کنم! سوماً اینکه ۹۰% خانواده و فامیل من دیگه ایران نیستند و من در ایران تنها خواهم بود! دلیل دیگه اینکه الان زندگی‌ خوبی‌ دارم و دیگر هیچ احساس ناسیونالیستی آنچنانی‌ در مورد ایران در من باقی‌ نمانده است که برای آن دلم تنگ شوند!

Ouroboros #۱۴۲۴
Anarchy

یعنی من هم شدم حسین بازجو 😖 ؟ شانس آوردی با بازجوی مهربانی طرف حساب شدی 😊 !!

جدا از شوخی ، قصد کنکاش در مسائل شخصی شما رو نداشتم ... فقط این تغییر حالات و نظرات افراد برای من جالبه !!

یک بخشی هم تعجب من هم از این بود که در یکی از آزادترین کشورهای دنیا زندگی میکردم و بی خبر بودم 😂 !!

علاقه تازه ای که نیست امیر جان ... من دیدگاه کاملا ایده آلی به غرب و زندگی در اونجا ندارم اما میدونم با این روحیه فرزام گرای فعلیم ، تحمل اینکه هر ننه قمر بی سواد بی تخصصی بیاد برای ما تعیین کنه برام بسیار سخته !!

با عرض معذرت ایران تقریبا شرایط یک طویله بسیار بزرگ رو داره که هر کس مشغول به کار خودش هست و اصولا مهم نیست که اوضاع چطور پیش میره و نتیجه ای حاصل میشه ...

من چه از ایران برم چه بمونم ، نظرم همین هست ...

آنارشی جان همه چیز بستگی به چیزی دارد که شما از زندگی می‌خواهید. من اساسا برای بچه دار شدن و این که تصور به دنیا آوردن و بزرگ کردن یک انسان در این جامعه مرا به وحشت می‌انداخت بار دوم قصد مهاجرت کردم. کاری بسیار برجسته و والا با درآمدی متوسط در آنجا پیدا کردم، تقریبا جای پای خود را محکم کرده بودم، و همه چیز به خوبی پیش می‌رفت که ناگهان، یا شاید هم آرام‌آرام، تصمیم من به بچه‌دار شدن از بین رفت. و دیگر دلیلی برای آنجا ماندن نداشتم. اینست که به ایران برگشتم و یک زندگی نه چندان مولد یا مفیدی پیش گرفتم که به خودم لذت می‌دهد.

بله ایران هرج و مرج مطلق است و هیچ آینده‌ای از نظر اجتماعی ندارد، اما به من چه؟ من هرج و مرج دوست دارم.

Anarchy #۱۴۲۵
Ouroboros

آنارشی جان همه چیز بستگی به چیزی دارد که شما از زندگی می‌خواهید. من اساسا برای بچه دار شدن و این که تصور به دنیا آوردن و بزرگ کردن یک انسان در این جامعه مرا به وحشت می‌انداخت بار دوم قصد مهاجرت کردم. کاری بسیار برجسته و والا با درآمدی متوسط در آنجا پیدا کردم، تقریبا جای پای خود را محکم کرده بودم، و همه چیز به خوبی پیش می‌رفت که ناگهان، یا شاید هم آرام‌آرام، تصمیم من به بچه‌دار شدن از بین رفت. و دیگر دلیلی برای آنجا ماندن نداشتم. اینست که به ایران برگشتم و یک زندگی نه چندان مولد یا مفیدی پیش گرفتم که به خودم لذت می‌دهد.

بله ایران هرج و مرج مطلق است و هیچ آینده‌ای از نظر اجتماعی ندارد، اما به من چه؟ من هرج و مرج دوست دارم.

من بیشتر از اینکه نگران بچه دار شدن در ایران باشم ، نگران زندگی خودم هستم 😖 !! صد البته من با دیدن هر نوزادی که به دنیا میاد دچار غم عمیقی میشم ... از اینکه چطور به زودی مورد مغزشویی واقع میشه و شاید اون اندازه خوش شانس نباشه که بتونه از چنگال این مهملات خلاص بشه ...

ولی واقعا کی میدونه دقیقا چی از زندگیش میخواد ؟ با توجه به اینکه با گذر زمان ذهن انسان هم تغییر میکنه و عافیت اندیش تر میشه 😔 !!

Alice #۱۴۲۶
Ouroboros

من اساسا برای بچه دار شدن و این که تصور به دنیا آوردن و بزرگ کردن یک انسان در این جامعه مرا به وحشت می‌انداخت بار دوم قصد مهاجرت کردم.

گه‌تست:
نگاش کن، با این سن و سالش به جای اینکه دیگه تشکیل خونواده بده و پدر "فراهم‌کننده" و سربه زیر باشه تازه معرکه گرفته و مثل پسربچه‌ها دختربازی می‌کنه!

😡

kourosh_bikhoda #۱۴۲۷
Alice

با این سن و سالش

مگه چند سالشه؟

ولی خب من مخالف تشکیل خانواده و خصوصن مخالف بچه دار شدنم 😬

Alice #۱۴۲۸
kourosh_bikhoda

مگه چند سالشه؟

ه م م م م! با عرض شرمندگی «سی» سال. 😓
البته شرمندگی بابت دختربازی!

Mehrbod #۱۴۲۹
Alice

ه م م م م! با عرض شرمندگی «سی» سال. 😓
البته شرمندگی بابت دختربازی!

مرد تا ٥٠ سالگی هنوز جا دارد, این دخترها هستند ٣٠ سالگی ترشیده میشوند

(;

iranbanoo #۱۴۳۰
Mehrbod

مرد تا ٥٠ سالگی هنوز جا دارد, این دخترها هستند ٣٠ سالگی ترشیده میشوند (

آه بله.اگر مردان آنهم مردانی مسئول از ترس بچه دار شدن و اینکه چه خواهد شد به فکر مهاجرت می افتند زنان هر روزی که سنشان بالاتر میرود خوف برشان میدارد که با انگ ترشیدگی چه کنند😔
من نمیدانم این مسئله به این حد که در ایران مهم است در غرب هم مهم است یا نه.اما در ایران حتی اگر بهترین موقعیت شغلی و مالی و ظاهری را داشته باشید اگر بی همسر باشید قطعا یک زن ترشیده ی ناخواستنی هستید!

Mehrbod #۱۴۳۱
iranbanoo

آه بله.اگر مردان آنهم مردانی مسئول از ترس بچه دار شدن و اینکه چه خواهد شد به فکر مهاجرت می افتند زنان هر روزی که سنشان بالاتر میرود خوف برشان میدارد که با انگ ترشیدگی چه کنند😔
من نمیدانم این مسئله به این حد که در ایران مهم است در غرب هم مهم است یا نه.اما در ایران حتی اگر بهترین موقعیت شغلی و مالی و ظاهری را داشته باشید اگر بی همسر باشید قطعا یک زن ترشیده ی ناخواستنی هستید!

این مسئله از‌ این دیدگاه که اگر پشیمان شدید خواستید بچه‌دار شوید مِهند است ایرانبانو
چه که زن بسختی میتواند ٥٠ سالگی بچه بیاورد, ولی مرد ٨٠ ساله بجایش کم دیده نشده!

ترسی که گفتید از همین باید باشد, اگر نه ترشیدگی دیگری ندارد.

iranbanoo #۱۴۳۲
Mehrbod

ین مسئله از‌ این دیدگاه که اگر پشیمان شدید خواستید بچه‌دار شوید مِهند است ایرانبانو
چه که زن بسختی میتواند ٥٠ سالگی بچه بیاورد, ولی مرد ٨٠ ساله بجایش کم دیده نشده!

ترسی که گفتید از همین باید باشد, اگر نه ترشیدگی دیگری ندارد.

خوب این یک سوی مسئله است ولی فکر میکنم اثر فرهنگ هم چندان کم اهمیت نیست.چرا که سن ازدواج زنان تا چندی پیش پایین تر از کنون بوده
اگر تا دیروز دختران میبایست قبل از 20 سالگی شوی خود را انتخاب کنند و بروند این سن اکنون به 30 رسیده.
امیدوارم بالاتر هم برود چون اگر از این حرفها به من بزنند احتمالا یر لج هم که شده کار دست خودم میدهم😭

sonixax #۱۴۳۴
iranbanoo

آه بله.اگر مردان آنهم مردانی مسئول از ترس بچه دار شدن و اینکه چه خواهد شد به فکر مهاجرت می افتند زنان هر روزی که سنشان بالاتر میرود خوف برشان میدارد که با انگ ترشیدگی چه کنند
من نمیدانم این مسئله به این حد که در ایران مهم است در غرب هم مهم است یا نه.اما در ایران حتی اگر بهترین موقعیت شغلی و مالی و ظاهری را داشته باشید اگر بی همسر باشید قطعا یک زن ترشیده ی ناخواستنی هستید!

در غرب مهم نیست یک زن چند سال سن دارد! حتمن یک مردی که به او بخورد و از وی خوشش بیاید هست و معمولن زنان/مردان تنها نمیمانند مگر خودشان بخواهند. مثل من که اکنون دارم با تنهایی خودم حال میکنم.

Alice

ه م م م م! با عرض شرمندگی «سی» سال.
البته شرمندگی بابت دختربازی!

دایی من 60 رو هم رد کرده و کار خانم بازی کماکان ادامه داره! تازه همسرش هم دختر شهرداره اون هم از نوع اروپاییش

👍

Alice #۱۴۳۵
sonixax

دایی من 60 رو هم رد کرده و کار خانم بازی کماکان ادامه داره! تازه همسرش هم دختر شهرداره اون هم از نوع اروپاییش

یحتمل دایی شما که زنان را «سوراخ» نمی‌بیند؟

Mehrbod #۱۴۳۶
iranbanoo

خوب این یک سوی مسئله است ولی فکر میکنم اثر فرهنگ هم چندان کم اهمیت نیست.چرا که سن ازدواج زنان تا چندی پیش پایین تر از کنون بوده
اگر تا دیروز دختران میبایست قبل از 20 سالگی شوی خود را انتخاب کنند و بروند این سن اکنون به 30 رسیده.
امیدوارم بالاتر هم برود چون اگر از این حرفها به من بزنند احتمالا یر لج هم که شده کار دست خودم میدهم😭

این سخنها چیست, بروید زود بچه‌دار شوید, من و شما و دیگر دوستان بچه‌دار نشویم که بشود, احمدی‌نژاد؟ 😉

sonixax #۱۴۳۷
Alice

یحتمل دایی شما که زنان را «سوراخ» نمی‌بیند؟

شاید هم ببیند! من ازش نپرسیدم.
ولی میدونم که کمر به پایین را فقط میبیند 😱

Ouroboros #۱۴۳۸
Alice

گه‌تست:
نگاش کن، با این سن و سالش به جای اینکه دیگه تشکیل خونواده بده و پدر "فراهم‌کننده" و سربه زیر باشه تازه معرکه گرفته و مثل پسربچه‌ها دختربازی می‌کنه! 😡

سی سالگی تازه سن شروع کار است. هر وقت پنجاه سالم شد می‌روم دختری جوان و زیبا ابتیاع می‌کنم و جوجه‌کشی به راه می‌اندازم.

رزومه‌ی خود را پی‌ام بکنید!

Ouroboros #۱۴۳۹
Russell

این هم تازه است و تنوری !!
Study: Hollywood female stars paid way less after 34

در بازی به آن می‌گویند «دیوار»، زن یک روز صبح از خواب بیدار می‌شود و می‌بیند دیگر یک دهم توجه، عنایت، الطاف و تلاشی که مردان برای جلب توجه او می‌کردند را دریافت نمی‌کند. زن ۲۵ ساله میانسال است، زن ۳۰ ساله بی‌معناست و زن ۳۵ ساله مرده‌ی متحرک. ببینید که دیوار با سینئاد اکانر چه کرد، که با وجود گند زدن به زیبایی خود با موهای کوتاه که زن را چندش‌آور می‌کند باز هم به آسانی ۷.۵ از ۱۰ بود:

تقریبا به نحوی شاعرانه غم‌انگیز است..

Alice #۱۴۴۰
Ouroboros

رزومه‌ی خود را پی‌ام بکنید!

شما عجالتا به ضعیفه شترسواری بدهید، هرگاه موسم سی‌سالگی‌ام فرارسید برای استخراج منابع حداکثری مرد بتا قطعا رزومه‌ام را برای شما پی‌ام خواهم کرد!

Philo #۱۴۴۱

نیچه در فصل اول کتاب فراسوی نیک و بد تزی دارد که من آن را به این صورت فهمیدم که: همه فیلسوفان فریبکاران اند و هر چه گفته اند نه به خاطر عشق به حقیقت (به عنوان رانه ای که باید اصلی ترین رانه برای فلسفیدن باشد)، بلکه پیروی از اراده قدرت آن ها بوده است. آنها خواسته اند دستگاهی اخلاقی یا سیاسی بسازند که قدرت خودشان در آن دستگاه افزایش یابد.
برای موجه ساختن این مدعا نیچه تمام توان خود را به کار گرفته و از استدلال (لابد برآمده از اراده معطوف به قدرت خود نیچه!) گرفته تا لجن مالی فیلسوفان بزرگ، بسیار بزرگ، از جمله افلاطون و دکارت و کانت دریغ نورزیده:
"آن تارتوف بازی (ریاکاری) خشک و عفیفانه کانت پیر، که با آن ما را به پسکوچه جدلیش می کشاند، همان پسکوچه ای که راه به دستور بی چون و چرای او می برد، یا بهتر بگویم، بدانجا از راه می برد، نمایشی است که ما خوش نشینان را به خنده می اندازد." (ترجمه آشوری)

دوست دارم بدانم دوستان چه موضعی دربرابر مدعای نیچه دارند و به گمانشان چگونه می توان آن را موجه یا رد نمود.

Anarchy #۱۴۴۳
یه نفر

دلم کشید..

رقص یا عروسی 😬 ؟

یه نفر #۱۴۴۶
Anarchy

رقصت در حد عروس خانم هست یا نه ؟؟

اینا هماهنگ بودن. از قبل تمرین کرده بودن. وگرنه رقص خاصی نبود.. هرچند من اگر تمرین کنم از اینا سر تر نخواهم شد :-(

یه نفر #۱۴۴۷

آنارشی جان؟ یادته در فیسبوک بحثی کردیم در مورد پایان نامه ام؟ همچنان بر سر حرفت هستی؟

Anarchy #۱۴۴۸
یه نفر

آنارشی جان؟ یادته در فیسبوک بحثی کردیم در مورد پایان نامه ام؟ همچنان بر سر حرفت هستی؟

نه یادم نمیاد ... چه بحثی بود ؟

یه نفر #۱۴۴۹
Anarchy

نه یادم نمیاد ... چه بحثی بود ؟

تاثیر موسیقی بر رشد گیاه و ضایعات پوستی

Anarchy #۱۴۵۰
یه نفر

تاثیر موسیقی بر رشد گیاه و ضایعات پوستی

خب من قراره چیکار کنم ؟