امیر ولی اون بچه تو بدن زن تشکیل شده نه تو بدن مرد. عوارض و اثراتش تو بدن زن هست نه مرد. این بدن زن هست که شدیدا تحت تاثیر قرار میگیره نه مرد. بعد امیر شما میتونی یه جواب قانع کننده بدی که اگه زن بچه رو نخواست و مرد میخواست و زن پول هم نمیخواست فقط نمیخواست که بچه در شکم اون بزرگ بشه حق رو باید به کی داد اگه قرار باشه دو نفری تصمیم بگیرن؟
اثرات جسمی هیچ برتری خاصی بر اثرات روانی ندارند، هر دو به یک اندازه دردناک هستند، و هر دو میتوانند به مرگ بیانجامند.. پس اثرات و عوارض در زندگی هر دو طرف موجود، و به یک اندازه عینی هستند. بله، بدن زن است، اما همینطور بچهی مرد است! شما گویا ارزشی برای بخش دوم این گزاره قائل نیستید، و میکوشید به پرسشی بسیار دشوار، پاسخی نیمخطی و ایدئولوژیک بدهید.
در نهایت، زن یک امتیاز بیشتر از مرد برای تصمیم نهایی میگیرد و تمام شرایط دیگر برابر، رای زن در اینباره به رای مرد میچربد. وانگهی شرایط بسیار بیشتر از «گاهی» برابر نیستند، و حد راستین آن نهایت، بسیار فراتر از ارادهی صرف زن است. در این چم که اگر زن به راستی دلیلی عینی و عقلانی برای پایان دادن به حاملگی نداشته باشد(و دلیل او صرفا «نمیخواهم» باشد)، و مرد افزون بر توانایی و تضمین جهت سرپرستی فرزند خود، مخالف سقط جنین باشد، اخلاق و منطق و واقعگرایی هرسه به پشتیبانی جامعه در اینباره از مرد حکم میکنند.
ما خیلی اوقات اختیار عینی و انتزاعی و عقلانی و اخلاقی بر بدن خود نداریم، برای مثال: من نمیتوانم «بدن خودم» را وسط میدان آزادی منفجر بکنم و دویست نفر را نابود بکنم.
من که نظرمو همون اول گفتم. شما معلومه به پستهای من اصلا دقت نمیکنید. فقط صرفا فشار اومده بهتون که چرا جنین تو بدن زن تشکیل میشه و مرد حق نداره که زن رو مجبور کنه بچه شو نگه داره. و برای بار اخر حقوق برابر به حقوقی میگن که جامعه به آدمها تحمیل میکنه. اسمش شرایط اجتماعی و حقوق مدنی برابر هست.
اولا که من نگفتم اکثرا منجر به بارداری ناخواسته منجر میشه. میگه هیچکدومش درصد موفقیتش صددرصد نیست حتی همون قرصهای ضد بارداری. ثانیا فعلا که این کشورهای پیشتاز هستن که بارداری یا سقط جنین رو حق مسلم زن میدونن بدون اجازه مرد مثل سوئد نه ایران.
خوب عزیز دل که گویا ناراحت هم شدی ، در کشورهای پیشتاز به خاطر خفه کردن صدای جنبشهای برابری خواهی اومدن یک سری حق و حقوق کاذب به زنها دادند و به جاش از حق و حقوق حقیقی محرومشون کردند .
یک سری به بحث های قدیمی تر بندازید متوجه میشید که من یکی از طرفدارهای سرسخت حق و حقوق برابر با مردان برای زنان هستم - ولی برابر و نه بیشتر و کمتر .
در مورد اون خصوصیات مردهای ایرانی هم لازم نیست شادی صدر بگه کافیه یکی نظرات امثال شما رو بخونه تا متوجه بشه چطور شخصیتی دارید.
خاطرتون باشه یکی از دوستان اینجا به طور کلی جنس زن ایرانی رو موجودی ابله و فاقد شعور تعریف کرده بود ! افرادی مثل شادی صدر باعث بوجود آمدن چنین دیدی شدند . مهم هم نیست شادی صدر چی میگه ! باهاتون شرط میبندم اگر به زندگی شخصی اش سری بزنید و البته یک نگاهی هم به ریخت و قیافه اش بندازید میفهمید این همه عقده در وجودش از کجا آمده . بله بنده زنان فمنیست ایرانی را حال به هم زن و متعفن میدانم و وجودشان به این شکل امروزی را خطرناک برای سلامت جامعه .
راسل اخلاقیات در راستای حفظ منافع بشر و بقاشون به وجود اومدن و بعدا ارگانی با ضمانت اجرایی بالاتر به نام قوانین به وجود اومدند. در ضمن رفتارهایی که برای بقا و جامعه مفید بودن اخلاقی نام گرفتند و رفتارهایی که نامناسب بودن غیر اخلاقی. بعضی رفتارها هستند که با توجه به موقعیت اخلاقی یا غیر اخلاقی تعریف میشن، فرضا آدمکشی تو جنگ اخلاقی هست ولی تو یه جامعه غیر اخلاقی ، بعضی رفتارها هم هستند که تو یک جامعه اخلاقی یا بی اثر و یا درست و تو یک جامعه غیر اخلاقی محسوب میشه مثلا روابط دختر و پسر بدون ازدواج. و بر همین اساس بعضی آدمها بعضی رفتارها رو اخلاقی میدونن و بعضی غیر اخلاقی و زشت و چندش اور مثلا بوسیدن دست و خاک پای خامنه ای توسط هواداراش . علاوه بر همه اینها بعضی رفتارها هستند که ممکنه اخلاقی باشند ولی قانونی نباشند. مثلا فراری دادن یه شخص که بیگناه به انجام رفتاری متهم شده. در هر صورت اینقدر یک بعدی به مسائل ننگرید.
مساله تناقض است نه بعد.یا اخلاق یعنی حفظ جامعه یا نه،اگر این معنی درست است که آنوقت نمیشود سلیقه ای باشد یا بسته به اجتماع باشد،مثلا روابط دختر و پسر بدون ازدواج در جامعه ایران در اینصورت یا به بقای جامعه ضربه میزند یا اینکه روابط سنتی آنها به جامعه ضربه میزند،پس یکی از ایندو اخلاقیتر است و باید همه بان عمل کنند و هر دو نمیشود درست باشدهمینطور است درباره سقط جنین و گوشتخواری،ماچ کردن خاک پای خامنه ای هم جدا از ابتلا به بیماری گمان نکنم ارتباطی به بقا یا نابودی جامعه داشته باشد. بعد هم بقای جامعه تابحال که با مردسالاری بد نبوده،پس چه مشکلی دارد مردسالاری اگر جامعه بقایش تضمین شده باشد؟
هیچ مردی وابستگی زیاد به جنینی که چند هفته از تشکیلش فقط گذشته نداره که عوارض جسمی رو با روحی مقایسه میکنید.
همون یک دلیل زن که آمادگی روحی برای بچه دار شدن نداره کافیه برای حق سقط جنین داشتنش.
زنی که از بچه متنفر هست فکر میکنید کمتر از مرد ضربه روحی میخوره که بخواد نه ماه تو شکمش نگه داره علاوه بر عوارض جسانیش؟
یعنی این وسط همون نظر مرد مهم هست؟
در ضمن مرد اگه بچه میخواست راحت میتونه بره با یکی دیگه و بچه دار بشه هیشکی مانعش نیست. چرا زن باید همچین بار سنگین و فشار زیادی رو تحمل کنه چون مرد بچه میخواد. یه شما فکر میکنید زن حتما باید دلیل موجه و پزشکی داشته باشد که بخواد بچه شو سقط کنه ولی مرد کافیه که فقط بچه رو بخواد. هر چند که این زن هست که داره تمام بار و سختی رو تحمل میکنه.
من که نظرمو همون اول گفتم. شما معلومه به پستهای من اصلا دقت نمیکنید. فقط صرفا فشار اومده بهتون که چرا جنین تو بدن زن تشکیل میشه و مرد حق نداره که زن رو مجبور کنه بچه شو نگه داره. و برای بار اخر حقوق برابر به حقوقی میگن که جامعه به آدمها تحمیل میکنه. اسمش شرایط اجتماعی و حقوق مدنی برابر هست.
ببینید چیزی که شما و به طور کلی فمنیستها میگویند و سعی دارند به صورت قانون هم به دولتها تحمیلش کنند که در برخی کشورها هم موفق شده اند :
زن حق دارد هر زمانی که خواست و در هر شرایطی بدون رضایت مرد بچه را سقط کند .
مرد حق ندارد به زن بگوید بچه را سقط کن و یا نگه دار و در صورتی که زن بخواهد بچه را بدنیا بیاورد مرد باید هزینه نگهداری و رشد بچه را بدهد .
شما اسم این را میگذارید حق و حقوق برابر ؟! مشکل بنده نیست مشکل شماست .
خیر - همش یکطرفه نبینید . نظر هر دو به یک اندازه مهم هست و باید یک توافق دو طرفه صورت بگیره . در صورتی که توافقی صورت نگیره دادگاه رو برای همین ساختند .
در ضمن مرد اگه بچه میخواست راحت میتونه بره با یکی دیگه و بچه دار بشه هیشکی مانعش نیست.
زنی که بچه نمیخواد هم میره با مردی که بچه نمیخواد ! پس این حرف شما هم همون طوری که پیشتر گفتم مهمل است . زنی که بچه نمیخواد بره با مردی که بچه میخواد بخوابه مصداق بارز سوء استفاده هستش .
چرا زن باید همچین بار سنگین و فشار زیادی رو تحمل کنه چون مرد بچه میخواد. یه شما فکر میکنید زن حتما باید دلیل موجه و پزشکی داشته باشد که بخواد بچه شو سقط کنه ولی مرد کافیه که فقط بچه رو بخواد. هر چند که این زن هست که داره تمام بار و سختی رو تحمل میکنه.
فکر کنم جوابشو عقب تر دادم و گفتن دوبارشون تکرار مکررات هست .
راسل چرا همه چی رو قاطی میکنه. مگه من گفتم تمام اخلاقیات برای بقا و نفع جمعی هست ؟ گفتم به خاطر این به وجود اومده. تغییر کرده ،متفاوت شده. گسترده شده و الی اخر. چند تا مثال هم زدم که روشنتر بشه. یعنی واقعا اینقدر سخت هست گرفتن مفهوم حرف من؟ الان مگه همه رفتارهای اخلاقی برای بقای جامعه هست؟ یا مگه همشون باید قانونی باشند. اصلا همه حرف من این هست که اخلاقیات بسیار نسبی و گسترده هست. هیچوقت نمیشه در مورد یک موضوع و یا اخلاقی بودنش نظر قاطع داد. هر کسی میتونه نظر قاطع خودشو داشته باشه. و انجامش بده ولی باید تضادش با نظر جمع یا با قوانین و عواقبش رو هم در نظر بگیره. الان اخلاقیات بیشتر مفهوم نفع فردی پیدا کردی تا جمعی. هر کسی هر رفتاری رو طبق میزان به خطر افتادن آسایش روانی و روحی خودش میسنجه و اونو اخلاقی یا غیر اخلاقی میدونه.
یعنی این وسط همون نظر مرد مهم هست؟... یه شما فکر میکنید زن حتما باید دلیل موجه و پزشکی داشته باشد که بخواد بچه شو سقط کنه ولی مرد کافیه که فقط بچه رو بخواد. هر چند که این زن هست که داره تمام بار و سختی رو تحمل میکنه.
حرف مرا تحریف نکنید، من گفتم اگر تنها دلیل زن برای سقط جنین «نمیخواهم» باشد، و در مقابل مرد تمام بایستگیهای عقلانی جهت پدر شدن از منظری فردی، اجتماعی و اقتصادی را ارائه بکند، خواست ِ آن زن در برابر خواست مرد، فاقد وزن ِ اخلاقی و منطقی خواهد بود و حق با مرد است.
هیچ مردی وابستگی زیاد به جنینی که چند هفته از تشکیلش فقط گذشته نداره که عوارض جسمی رو با روحی مقایسه میکنید.
این حکمیست کیلویی و به دور از شأن گفتگو. سنجیدن شدت و میزان وابستگیهای احتمالی مردان به فرزندشان برعهدهی من و شما نیست مگر پای خودمان در میان باشد، چیزی که هست و میتوانیم بر آن استناد بکنیم: بسیاری از بدو اطلاع از حاملگی همسر/دوستدختر/نامزدشان خود را پدر فرض میکنند، و ما در اینجا پیرامون همین افراد صحبت میکنیم.
در ضمن مرد اگه بچه میخواست راحت میتونه بره با یکی دیگه و بچه دار بشه هیشکی مانعش نیست. چرا زن باید همچین بار سنگین و فشار زیادی رو تحمل کنه چون مرد بچه میخواد.
«اگر میخواست» و «میتواند برود» و اینها متعلق به شرایطی نیست که آب ریخته و اتفاق افتاده. اگر بنا به برنامهریزی و تصمیمگیری از قبل است پس این بحثها بخاطر چیست؟
اولا اون مردها تاثیرش یک ده هزارم زنها هم نیست ثانیا اون مال دوران اخر بارداری هست نه اوایل. به نظر من هر کسی حق داره در مورد بدن خودش تصمیم بگیره و در دادن حق در مورد بدن کسی اولویت با صاحب بدن هست.
اگر مردان قدرت حاملگی داشتند من هیچ مشکلی با داشتن حق سقط جنینشون ندارم. من هیچ تعصبی نسبت به هیچ گونه و نژاد انسانی ندارم.
راسل چرا همه چی رو قاطی میکنه. مگه من گفتم تمام اخلاقیات برای بقا و نفع جمعی هست ؟ گفتم به خاطر این به وجود اومده. تغییر کرده ،متفاوت شده. گسترده شده و الی اخر. چند تا مثال هم زدم که روشنتر بشه. یعنی واقعا اینقدر سخت هست گرفتن مفهوم حرف من؟ الان مگه همه رفتارهای اخلاقی برای بقای جامعه هست؟ یا مگه همشون باید قانونی باشند. اصلا همه حرف من این هست که اخلاقیات بسیار نسبی و گسترده هست. هیچوقت نمیشه در مورد یک موضوع و یا اخلاقی بودنش نظر قاطع داد. هر کسی میتونه نظر قاطع خودشو داشته باشه. و انجامش بده ولی باید تضادش با نظر جمع یا با قوانین و عواقبش رو هم در نظر بگیره. الان اخلاقیات بیشتر مفهوم نفع فردی پیدا کردی تا جمعی. هر کسی هر رفتاری رو طبق میزان به خطر افتادن آسایش روانی و روحی خودش میسنجه و اونو اخلاقی یا غیر اخلاقی میدونه.
خوب ما هم از ابتدا گفتیم که شما میگویید اخلاق نسبیست،انچیزی که شما میگویید تغییر کرده اخلاق نیست،نرمهای اجتماعی اخلاقیتر و بهتر شده اند.با حساب شما یک سادیست اگر با آسایش روحی و روانی خودش تجاوز و قتل یک نفر را سنجید و جامعه هم نابود نشد بر اثر عمل او کار خوبی کرده و بسیار هم اخلاقیست،حالا یکی هم دوست ندارد مثلا تجاوز نمیکند به دیگران یکی هم دوست دارد تجاوز میکند؟ تازه تجاوز ربط خاصی به بقای جامعه ندارد،با دوستان بحث شد که حرف این مطرح است که چه بسا ریشه فرگشتی هم داشته باشد.
اگر مردان قدرت حاملگی داشتند من هیچ مشکلی با داشتن حق سقط جنینشون ندارم. من هیچ تعصبی نسبت به هیچ گونه و نژاد انسانی ندارم.
البته اینها همه حرف است و ادعا ! اگر شما در کشوری آزاد زندگی میکردید و دوست پسر شما بچه میخواست و شما نمیخواستید و به همین دلیل پسر شما را ترک میکرد و میرفت با یکی دیگه در اون صورت واکنش شما به احتمال خیلی زیاد شبیه به واکنش باقی دخترانی خواهد بود که چنین تجربه ای داشته اند .
یعنی جیغ و داد و فحش و بد و بیراه گفتن و ترور شخصیتی و ..... (فرگشت)
امیر حرفهای منو نصفه نیمه جواب میدی؟ اون قسمت که گفتم بحران روحی زن که آمدگی بچه دارشدن نداره علاوه بر درگیر شدن کل بدنش مهم نیست آیا؟ رو بی پاسخ گذاشتی.
در ضمن کشورهایی مثل سوئد به خاطر فشار فمنیستها نیست که این حق رو به زنان دادن به این خاطر هست که اونها منطقی تر و انسانی تر قضیه رو در نظر میگرند نه منافع مردسالارنه عده ای.
بنظر من خود جنین بعنوان یک انسان مستقل بعد از یک مدتی میتونه مطرح باشه که زندگی آیندش بعنوان یک فرد اجتماع مطرح هست.
دقیقن راسل جان ، برای همین باید سقط جنین رو بعد از مدتی مشخص برابر با قتل قرار داد و براش مجازات مشخص کرد . در صورتی که مادر به هر دلیلی توانایی بزرگ کردن بچه رو نداشته باشه این وظیفه جامعه و دولته که مخارجش رو تامین کنه و در صورتی که باز هم تواناییش رو نداشت یا خواستش نبود باید اون رو بسپره به سازمانهایی که برای این کار در نظر گرفته شده .
پ.ن : ما داریم در شکل یک جامعه مدرن و سکولار حرف میزنیم البته
راسل به نظر من اگه کسی تجاوز کنه به دیگران شایسته مرگ هست و کارش هم بسیار منفور هست. به نظر من به هیچ عنوان کارش اخلاقی نیست. ولی فرضا اگه من یه متجاوز بودم و علاقه شدید به تجاوز کردن داشتم اینکار رو با میل علاقه فراوان انجام میدادم اگه از موانع قانونی و اجتماعی هم واهمه ای نداشتم. من متجاوز، اخلاقیاتم با همین منی که الان هستم متفاوت هست. یک متجاوز با حساب خودش کار خوبی کرده و یه دست مریزاد هم به خودش میگه نه از نظر دیگران یا من. فرضا خامنه ای رفتارهای به نظر خودش و هوادارش خود اخلاق هست یعنی اخلاق کلا با معیار اون تعریف میشه و ماها آدمهای منفور و بیخدا و بی اخلاق و مستحق جهنم. ولی از نظر ما هم خامنه ای یه دیکتاتور بی اخلاق و مفسد فی الارض هست که تنها خودش رو میبینه تو دنیا.
امیر حرفهای منو نصفه نیمه جواب میدی؟ اون قسمت که گفتم بحران روحی زن که آمدگی بچه دارشدن نداره علاوه بر درگیر شدن کل بدنش مهم نیست آیا؟ رو بی پاسخ گذاشتی.
آن بخش به چند دلیل بیپاسخ مانده: نخست آنکه شما در حال استناد به مجهول غایب هستید، ما دستگاهی برای اندازهگیری اندازهی دقیق آسیبهای احتمالی به جان و جسم و روان ِ پدر و مادر نداریم که بگوییم کدام گرانتر است، پس حق با اوست. به خصوص در شرایطی بحرانی و تصورناشدنی همچون وضع مورد تصور ما... دوم آنکه اینهم سفسطهی سخیفی بیش نیست که هرکس بهای بیشتری پرداخته الزاما حق بیشتری هم دارد، و عمیقا وابسته به تعریف شما از «حق» خواهد بود. سوم آنکه فرضا حتی اگرهم زن لطمهی بیشتری از مرد بخورد(که نمیدانم)، و اگرهم بپذیریم که این لطمهی احتمالی حق بالاتری برای پدید میآورد(که نمیآورد)، در نهایت بدلیل موقعیت ِ صفر و صدی «بچه» در جایگاه طرف سوم این معامله(که به دنیا آمدن برای او صد و سقط شدن برای او صفر خواهد بود)وزنه به سود مرد ِ طرفدار ِ حفظ بچه سنگین خواهد شد.. خلاصه که بیپاسخ ماندنش بهتر بود.. 🐫
من همیشه افکارم و ایده هام و تمایلاتم کاملا مشخصه و کسی که میخواد با من باشه اگه دوست داشت و میتونست کنار بیاد میمونه باهام وگرنه من هیچ الزامی براش نمیبینم که بخواد با من ادامه بده اون رابطه رو.
تنها کسی میتونه رابطه ای رو الزامی کنه که خودش زیر بار خیلی از مسائل بره. دختری هم که پسری رو بخواد اگه اون پسر بچه بخواد قبول میکنه. وگرنه به پسره میگه میتونی بری با یکی دیگه. اگه پسره رفت ممکنه ناراحت بشه چون دوستش داشته و طبیعی هم هست ولی چیزی هست که خودش انتخاب کرده.
در آخر باید بگم که من خودم عاشق بچه هستم و اگه زمانی بچه دار بشم به هیچ قیمتی سقطش نمیکنم حتی اگه بابای بچه هم مخالفش بااشه :D
راسل به نظر من اگه کسی تجاوز کنه به دیگران شایسته مرگ هست و کارش هم بسیار منفور هست. به نظر من به هیچ عنوان کارش اخلاقی نیست. ولی فرضا اگه من یه متجاوز بودم و علاقه شدید به تجاوز کردن داشتم اینکار رو با میل علاقه فراوان انجام میدادم اگه از موانع قانونی و اجتماعی هم واهمه ای نداشتم. من متجاوز اخلاقیاتم با همین منی که الان هستم متفاوت هست. یک متجاوز با حساب خودش کار خوبی کرده و یه دست مریزاد هم به خودش میگه نه از نظر دیگران یا من. فرضا خامنه ای رفتارهای به نظر خودش و هوادارش خود اخلاق هست یعنی اخلاق کلا با معیار اون تعریف میشه و ماها آدمهای منفور و بیخدا و بی اخلاق و مستحق جهنم. ولی از نظر ما هم خامنه ای یه دیکتاتور بی اخلاق و مفسد فی الارض هست که تنها خودش رو میبینه تو دنیا.
خوب آنکه خامنه ای فکر میکند دیگر اخلاقیات نمیشود،اینکه هر کس هر چیز فکر کرد خوب است که واقعا آنچیز را خوب نمیکند،همانطور که راننده ای که گمان میکند کنترل ماشین را در دست دارد ولی در سر پیچ در دره سقوز میکند تصوراتش باعث نمیشود که در واقعیت واقعا کنترل ماشین را در دست دارد.
منظورم از اضافی در نیاز کودک بود اینجا ولی در کل مردها نقششون فقط در تولید مثل مهم هست وگرنه کارکرد آنچنانی ندارن. :D
نخیر اینطوری ها هم که می فرمایید نیست
!
اگه پدر نقشی در پرورش کودک نداره پس هزینه های زندگیش رو کی پرداخت می کنه ؟! حضور پدر هم لازم هست البته نه به اندازه ی مادر ، ولی خب این جمله ی اصلن نیازی به حضور پدر نیست هم درست نیست
من همیشه افکارم و ایده هام و تمایلاتم کاملا مشخصه و کسی که میخواد با من باشه اگه دوست داشت و میتونست کنار بیاد میمونه باهام وگرنه من هیچ الزامی براش نمیبینم که بخواد با من ادامه بده اون رابطه رو.
من نوشتم به احتمال زیاد ! شاید شما از اقلیت ها باشید !
من نمیگم هر کی هر چی فکر میکنه خوب هست میگم هر کسی اخلاقیات خودشو داره و معیار صددرصدی هم نیست که بخوایم طبق اون بسنجیم کدوم درست میگن. عده ای حقوق بشر رو ملاک اخلاقیات قرار میدن ، عده ای هم دین و مذهبشون و عده ای هم تعریف خاصی ندارن تابع هنجارها و سنتهای جامعه هستن و اونها رو اخلاقی میدونن. هر کسی خودشو کاملا برحق میدونه. کی تعیین کننده هست؟
البته همینطور است نقش فرگشتیک مرد افزون بر فراهم کردن اسپرم(که امروز میتوان از بانک وام گرفت)، مراقبت و نگهداری از مادر در دوران بارداری، و سپس از فرزند و مادر تا پایان دوران شیردهی بوده(که امروز برخی زنان به تنهایی قادر به انجام آن شدهاند).. وانگهی مردها به این سادگیها رفتنی نیستند، و اگرهم رفتنی باشند کل دنیا را با خود به زیر میکشند، تا آنکه آرام صحنه را برای نوع اسکشوال یا لزبینی از انسان فردا ترک بکنند..
امیر من بعضی وقتا موافق اعدام هستم ولی بیشتر وقتا مخالفش. وقتی داستان آدمای وحشتناکی رو میخونم که چطور به زنان و یا مخصوصا بچه ها تجاوز میکنن حتی اعدام هم به نظرم براشون کم میرسه از بس روح و روانم بهم میریزه. میلاد مگه داشتیم در مورد سقط جنین بچه من حرف میزدیم که میگی این حرفا همش الکی بود؟
استیو جابز در ۲۴ فوریه سال ۱۹۵۵ در سانفرانسیسکو از مادری به نام خوان کارول شیبل[واژهنامه ۱] که یک آلمانی-سوییسی بود[۵][۶] و پدری سوری[۷] و مسلمان[۷] به نام عبدالفتاح جان جندلی[واژهنامه ۲] که هردو دانشجو بودند زاده شد.[۸] گاهی از جابز به واسطهٔ سوریبودن پدرش به عنوان یک آمریکایی عرب یاد میشود.[۷] کارول و عبدالفتاح در آن زمان هنوز با هم ازدواج نکردهبودند.[۸] هنگامی که استیو به دنیا آمد جندلی و دوستش خوان شیبل که هر دو ۲۳ ساله بودند نمیتوانستند فرزندشان را بزرگ کنند. خوان که از یک خانواده مسیحی محافظهکار بود، نمیتوانست خانوادهاش را متقاعد کند که با یک عرب مسلمان ازدواج کند.[۷]
پدر و مادر بیولوژیکی جابز، ۱۰ ماه پس از تحویل استیو به پدر و مادر جدیدش، صاحب یک فرزند دیگر به نام مونا شدند. جابز برای اولین بار خواهرش را در سن ۲۷ سالگی ملاقات کرد.
وی پس از یک سفر معنوی هفت ماهه، با سری تراشیده و جامهٔ سنتی هندی بر تن، به آمریکا بازگشت.[۲۵] استیو در طول این مدت از الاسدی استفاده میکرد[۲۵] که به گفتهٔ خودش از بهترین کارهای عمرش و دلیل اصلی موفقیتهایش بودهاست.[۲۶]
جابز در سال ۱۹۹۵ در پاسخ به این سؤال که میخواهد چه چیزهایی را به فرزندانش منتقل کند، چنین گفت: «تنها میخواهم برای آنها به همان خوبی باشم که پدرم برای من بود و در تمام مدت زندگیام نیز به این مسئله فکر میکنم.»[۱۵]
فرزند اول جابز «لیزا برنان جابز»[واژهنامه ۱۱] بود،[۲۹] مادر لیزا، «کریس ان برنان»،[واژهنامه ۱۲] نخستین دوست جدی استیو بود. لیزا در حالی در سال ۱۹۷۸ به دنیا آمد که آنها هنوز ازدواج نکرده بودند. جابز تا مدتها پدری لیزا را انکار میکرد
البته مشکلات دیگه ای هم داشته که با جستجوی بیشتر پیدا میکنید ! مثل اینکه به یکباره خانواده اش رو رها میکنه و میذاره میره و یا اینکه افسرده بوده و چیزهای دیگه .
من نمیگم هر کی هر چی فکر میکنه خوب هست میگم هر کسی اخلاقیات خودشو داره و معیار صددرصدی هم نیست که بخوایم طبق اون بسنجیم کدوم درست میگن. عده ای حقوق بشر رو ملاک اخلاقیات قرار میدن ، عده ای هم دین و مذهبشون و عده ای هم تعریف خاصی ندارن تابع هنجارها و سنتهای جامعه هستن و اونها رو اخلاقی میدونن. هر کسی خودشو کاملا برحق میدونه. کی تعیین کننده هست؟
حقوق بشر هم ریشه اش اخلاق قرار است باشد،درباره وجود یا عدم وجود حیات در کرات دیگر یا راهکار مقابله با گرمایش زمین هم اختلاف نظر وجود دارد،این معنیش این نمیشود که سلیقه بشود چرا که هر کس فکر میکند درست میگوید.
بعدم یه حیوون وحشی که نمیتونه تمایلات خودش رو کنترل کنه و به بچه ها تجاوز میکنه زندگیش اصولا ارزشی نداره . چون برای زندگی دیگران ارزشی قائل نیست . هر چند که ممکنه اون بدبخت هم خودش قربانی بوده باشه.
بعدم یه حیوون وحشی که نمیتونه تمایلات خودش رو کنترل کنه و به بچه ها تجاوز میکنه زندگیش اصولا ارزشی نداره . چون برای زندگی دیگران ارزشی قائل نیست . هر چند که ممکنه اون بدبخت هم خودش قربانی بوده باشه.
حالا تجاوز انقدر ها هم که میگید وحشتناک نیست ها !!!!
اغلب قربانیان تجاوز مایه دار و معروف شده اند و یا موقعیت بهتری گیرشان آمده 😄😄😄
نمیگم کدوم درسته یا غلط. میگم هر کسی نظر خودشو داره در مورد اخلاقیات و این به معنی اینکه هر کی هر چی میگه درسته نیست. به معنی هر کی به نظر خودش درست میگه هست. فرضا تو وقتی مامان بابات نیستن دوست دخترتو میاری خونتون. به نظر خودت کاملا درسته. بابا مامانت میان یه دفعه مچتو میگیرن. و به نظر اونها کاملا کارت بی اخلاقی، نادرست و زشت هست. تو میگی اونها غیر منطقی هستن که همچین نظری دارن ولی پدر مادرت فکر میکنن تو آدم سوءاستفاده گری هستی که از غیبتشون سوءاستفاده کردی و مهمون آوردی. من نه در مورد درستی کار تو قضاوت کردم نه در مورد درستی کار پدر مادرت. فقط میگم هر کدومتون نظر متفاوتی در مورد درستی و غلطی دارید.
نمیگم کدوم درسته یا غلط. میگم هر کسی نظر خودشو داره در مورد اخلاقیات و این به معنی اینکه هر کی هر چی میگه درسته نیست. به معنی هر کی به نظر خودش درست میگه هست. فرضا تو وقتی مامان بابات نیستن دوست دخترتو میاری خونتون. به نظر خودت کاملا درسته. بابا مامانت میان یه دفعه مچتو میگیرن. و به نظر اونها کاملا کارت بی اخلاقی، نادرست و زشت هست. تو میگی اونها غیر منطقی هستن که همچین نظری دارن ولی پدر مادرت فکر میکنن تو آدم سوءاستفاده گری هستی که از غیبتشون سوءاستفاده کردی و مهمون آوردی. من نه در مورد درستی کار تو قضاوت کردم نه در مورد درستی کار پدر مادرت. فقط میگم هر کدومتون نظر متفاوتی در مورد درستی و غلطی دارید.
خوب این فقط به این معنیه که پیچیده میتونه بشه مساله مثل مثال راهکار مقابله با گرمایش زمین ولی این اختلاف نظر به معنی این نیست که این مساله نسبی هست و نظر کسی درستتر از نظر کس دیگه ای نیست،در مثال آوردن دختر هم مساله فقط پیجیده میشه وگرنه من یا کار درستی کردم یا کار بدی کردم و درستر بود دختر نمیاوردم. بقولی وقتی دو تا آدم با هم هستند مثلا آدم و هوا،اینکه با چوب بیافتند همدیگه رو بزنند میدونیم غلط هست حالا حتی اگر اونها فکر کنند کار درستیه،حالا آدمها که بیشتر میشوند و رابطه ها و حالات بیشتر فقط مساله پیچیده تر میشه ولی درست و غلط نسبی نمیشند.
مرد حق ندارد به زن بگوید بچه را سقط کن و یا نگه دار و در صورتی که زن بخواهد بچه را بدنیا بیاورد مرد باید هزینه نگهداری و رشد بچه را بدهد .
من این قسمت رو دقت نکرده بودم. مرد میتونه به زن نظرشو بگه ولی نمیتونه زن رو مجبور کنه که بچه شو نگه داره. تونست زن رو راضی کنه که تونسه دیگه نتوست حق نداره به فشار و اجبار روی بیاره. در مورد دوم هم اگه زن بچه رو میخواست مرد نمیخواست، مرد هم مجبور نیست هزینه شو بده یا ازش نگهداری کنه. در این مورد هم زن حق نداره مرد رو مجبور کنه که هزینه های بچه رو بده یا بازم باهاش بمونه وقتی تمایلی به بچه داشتن نداره.
راسل چرا درستتر بود دوست دخترتو نمی اوردی وقتی جایی ندارین با هم تنها باشین و الان موقعیت خوبی به وجود اومده؟ هم تو نیاز داری با دوست دخترت تنها باشی هم اون. خونه ی بابات اینا هم تنها جایی هست که تو داری و زندگی میکنی اونجا. الان به نظر من کار پدر و مادرت نادرست هست که مانع رابطه شما هستن نه کار تو. ولی تو فکر میکنی کار خودت اشتباه هست. یعنی الان اخلاقی اون هست که تو داری میگی؟
راسل چرا درستتر بود دوست دخترتو نمی اوردی وقتی جایی ندارین با هم تنها باشین و الان موقعیت خوبی به وجود اومده؟ هم تو نیاز داری با دوست دخترت تنها باشی هم اون. خونه ی بابات اینا هم تنها جایی هست که تو داری و زندگی میکنی اونجا. الان به نظر من کار پدر و مادرت نادرست هست که مانع رابطه شما هستن نه کار تو. ولی تو فکر میکنی کار خودت اشتباه هست. یعنی الان اخلاقی اون هست که تو داری میگی؟
من نگفتم کار من اشتباه هست،گفتم یا کار من اشتباه بوده یا نبوده(ایراد پدر و مادر اشتباه هست)،بستگی به نظر جمع و نظر سنجی و اتفاق آرا نداره،بنظر من هم کار من درست هست در آوردن دختر،ولی نه فقط بخاطر اینکه اخلاق نسبی هست بلکه بخاطر اینکه کار من ایرادی نداره و بکسی آسیبی نمیزنه و منهم در اون خونه سهمی دارم و حق اظهار نظر و ایراد والدین بیمورد هست.
راسل به نظر من اگه کسی تجاوز کنه به دیگران شایسته مرگ هست و کارش هم بسیار منفور هست. به نظر من به هیچ عنوان کارش اخلاقی نیست. ولی فرضا اگه من یه متجاوز بودم و علاقه شدید به تجاوز کردن داشتم اینکار رو با میل علاقه فراوان انجام میدادم اگه از موانع قانونی و اجتماعی هم واهمه ای نداشتم. من متجاوز، اخلاقیاتم با همین منی که الان هستم متفاوت هست. یک متجاوز با حساب خودش کار خوبی کرده و یه دست مریزاد هم به خودش میگه نه از نظر دیگران یا من. فرضا خامنه ای رفتارهای به نظر خودش و هوادارش خود اخلاق هست یعنی اخلاق کلا با معیار اون تعریف میشه و ماها آدمهای منفور و بیخدا و بی اخلاق و مستحق جهنم. ولی از نظر ما هم خامنه ای یه دیکتاتور بی اخلاق و مفسد فی الارض هست که تنها خودش رو میبینه تو دنیا.
امیر من بعضی وقتا موافق اعدام هستم ولی بیشتر وقتا مخالفش. وقتی داستان آدمای وحشتناکی رو میخونم که چطور به زنان و یا مخصوصا بچه ها تجاوز میکنن حتی اعدام هم به نظرم براشون کم میرسه از بس روح و روانم بهم میریزه. میلاد مگه داشتیم در مورد سقط جنین بچه من حرف میزدیم که میگی این حرفا همش الکی بود؟ :))
بعدم یه حیوون وحشی که نمیتونه تمایلات خودش رو کنترل کنه و به بچه ها تجاوز میکنه زندگیش اصولا ارزشی نداره . چون برای زندگی دیگران ارزشی قائل نیست . هر چند که ممکنه اون بدبخت هم خودش قربانی بوده باشه.
شیرین جان هرگز این حرف رو نزن...تو صحنه اعدام رو ندیدی از نزدیک تا به حال...التماس های یه نفر برای اینکه دلش نمیخواد بمیره رو ندیدی!! التماس برای اینکه دلش میخواد بچه اش رو برای آخرین بار ببینه ندیدی!!! گفتن اینکه با تمام وجود از کاری که کرده پشیمون هست رو ندیدی!!! دار زدن پدر جلو بچه اش رو ندیدی!! دست زدن مردم وحشی برای دار زدن یه نفر رو ندیدی!!! 20 دقیقه آویزون بودن و دست و پا زدن و خود رو خیس کردن یه آدم بالای چوبه دار رو ندیدی!! پایین آوردنشون با طنابی که دیگه قابل درآوردن از گردنشون نیست و چپوندنشون تو آمبولانس در حالی که انگار نه انگار اینها 20 دقیقه پیش زنده بودن رو ندیدی!!!
اعدام وحشیانه ترین کاری هست که بشر میتونه آگاهانه و عامدانه و با قصاوت تمام انجام بده...صدها بار از انجام دادن یه قتل بد تره...
میدونم تجاوز عمل خیلی شنیعی هست اما نباید به خاطر خاموش کردن شعله خشم خودمون یه موجود دیگه رو این جوری از بین ببریم...نهایتش باید از جامعه کاملا ایزوله بشه تا به بقیه آسیبی نرسونه اما کشتن نه!!! این انتقام گرفتن ها خودش رو بازتولید میکنه...
به من بگو بچه ای که صحنه دار زدن پدرش رو دیده، آینده اش چی میشه؟ با دار زدن اون فرد خود قربانی یا خانواده اش چه چیزی عایدشون میشه؟
ما دیگه نباید اینجا از اعدام و کشتن آدم ها دفاع کنیم و توجیه بیاریم
آنارشی جان من موافق صددرصد اعدام نیستم. بیشتر هم مخالفش هستم. ولی ایراداتی که گفتی برای وقتی هست که یه شخص دار زده میشه در ملا عام. خب اگه فقط مشکلش این باشه میشه روش اعدام یه مدل دیگه باشه مثل آمپول هوا یا سم یا صندلی الکتریکی و به صورت شخصی نه در ملا عام. در ضمن اون شخصی که میگی داره ابراز پشیمونی میکنه و گریه میکنه خب وقتی که داشت به یکی دیگه هم به بی رحمانه ترین روش ممکن تجاوز میکرد اونم گریه میکرد و التماس مگه اهمیتی داد بهش؟ بیشتر این متجاوزا عادت دارن به تجاوز کردن. یعنی کارشون هست. و زندگی افراد زیادی رو نابود میکنن. چون کسی که مورد تجاوز قرار میگیره زندگی آیندش همیشه تحت و الشاع اون تجاوز هست و اثر تجاوز همیشه در زندگیش باقی میمونه. مخصوصا بچه ها.
راسل تو معتقدی اخلاقیات مطلق هستن. یعنی دزدی همیشه بده و یا آدمکشی همیشه و در هر حال بد هست. و هیچ استثنا و تبصره ای هم نداره. و من میگم نسبی هستند حتی آدمکشی و دزدی. فرضا آدمکشی تو جنگ فضیلت هست.
کسی که تو جنگ دشمن رو میکشه و هر چه تعداد بیشتری بکشه بهش نشان افتخار هم میدن و تقدیر هم میشه ازش. وقتی از رفتاری تقدیر بشه یعنی یه رفتار اخلاقی و درست هست. چون وقتی جنگ بین دوتا قبیله در میگیره یعنی موجودیت هر کدومشون که نتونن بجنگن تهدید میشه در نتیجه افرادی که بتونن نیروهای بیشتری از حریف رو نابود کنن مدال شجاعت میگیرن و ازشون تقدیر میشه. وقتی یه رفتار واحد که در اینجا آدمکشی هست در دو موقعیت مختلف به دو نحو متضاد تعریف میشه یعنی که خوب یا بد بودن اون رفتار بستگی به موقعیت داره یعنی که نمیتونیم برچسب مطلق بودن بهش بزنیم. یا دزدی. در موقعیتی ممکنه سرزمینی که قبایل مختلف در اون زندگی میکنن دچار قحطی بشه یا از کمبود منابع رنج ببره. در این سرزمین یکی از راههای گذران امور دزدی قبایل از هم هست هر قبیله ای که افراد ماهرتری در دزدی داشته باشه موفقتر هست و افراد قبیله به اون دزد ماهر به دیده احترام نگاه میکنن و براش جایگاه ویژه قائل هستن. شاید فکر کنی من دارم خیابافی میکنم. ولی خیالبافی نیست همه این وقایع در برهه ای از تاریخ واقعیت داشتن. و ممکنه در صورت بروز تغییراتی در آینده هم شکل واقعیت به خودش بگیره. فرضا رابین هود در افسانه ها یه قهرمان محسوب میشه در صورتی که یه دزد بیشتر نیست. ولی دزدی اون عمل غیراخلاقی محسوب نمیشه حتی ازش تمجید هم میشه. یا همون مشکل تو با پدر مادرت بر سر دوست دخترت.
تو فکر میکنی حق داری و پدر مادرت اشتباه میکنن تو هیچ کار غیر اخلاقی نکردی ولی پدر مادرت فکر میکنن تو آبروی اونها رو به خطر انداختی و همچنین خلاف شرع هم عمل کردی و هیچ ملاحظه اخلاقی نداری. تو میگی ربطی به اخلاقیات نداره ولی پدر مادرت مثل تو فکر نمیکنن. تو ادعا میکنی خودت داری درست میگی ولی عده ی زیادی مثل پدر مادرت کاملا مطمئن هستن که تو یه کار غیراخلاقی و زشت انجام دادی. خب تو این وسط در مورد نظر خودت مطمئن هستی همونقدر که مخالفان تو مطمئن هستند. معیار کدوم هست؟
از نظر من اخلاقیات چند مرحله داره. اخلاقیات فردی یعنی اخلاقیاتی که فرد بر اساس منافع خودش اونو تعریف میکنه. (منافع از نظر من به معنی رفتارهایی هست که یه شخص با انجامش حس خوبی بهش دست میده) اخلاقیات اجتماعی یعنی رفتارهایی که بر اساس منافع جمع تعریف میشن و اخلاقیات انسانی که فراتر از مرزها و جوامع تعریف میشه. هر شخصی در وهله اول اخلاقیات و باید و نبایدهای تعریف شده خودش براش اهمیت داره و بر اساس اون زندگی میکنه. مثلا من ممکنه از بذل بخشش و ایثار حس خوبی بهم دست بده و با انجام این کارها حس آرامش داشته باشم در نتیجه زندگیم بر این اساس میگذره. یا ممکنه یه شخص مذهبی باشم و تنها رفتارهایی که مذهبم اجازه داده رو مجاز بدونم برای خودم و تنها وقتی حس آرامش داشته باشم که طبق رفتارهای اخلاقی مذهبم عمل کرده باشم. یا یه شخص بی قید و بند باشم و اصولا رفتارهای اخلاقی تعریف شده جامعه رو کاملا بی معنی بدونم. و باید و نبایدهای خاص خودم رو داشته باشم. به نظرم هر کسی طبق اصول اخلاقی خودش زندگی میکنه ولی حواسش به اخلاقیات اجتماعی و قوانین هم هست تا حدودی. یعنی مواظب هست. چون کسی که بسیار بیملاحظه و بیپروا فقط اصول خودش رو ادامه بده ممکنه یا توسط اجتماع یا توسط قانون مشکلاتی براش پیش بیاد.
راسل تو معتقدی اخلاقیات مطلق هستن. یعنی دزدی همیشه بده و یا آدمکشی همیشه و در هر حال بد هست. و هیچ استثنا و تبصره ای هم نداره. و من میگم نسبی هستند حتی آدمکشی و دزدی. فرضا آدمکشی تو جنگ فضیلت هست.
شما میگویید اخلاق نسبیست ولی من نمیگویم که حکم اخلاقی مطلق و بی تبصره است (هر چند که حکم بدون تبصره هم داریم) من میگویم اخلاق عینیست. برای فهمیدن فرق ایندو در همین مثال رئیس قبیله و قتل: حکم مطلق "قتل بد است" نتیجه میدهد که جنگ بد است و جنگی نباید انجام شود حالا شرایط هرچه میخواهد باشد. ولی اینکه اخلاق عینیست نتیجه میدهد که در جنگیدن یا نجنگیدن خوب و بد هست و سلیقه نیست،یعنی من را رئیس قبیله بکنند بگم نجنگید و شما را بگزارند بگویید بجنگید مساله سلیقه من و شما نیست اخلاقی شدن جنگ.
تو فکر میکنی حق داری و پدر مادرت اشتباه میکنن تو هیچ کار غیر اخلاقی نکردی ولی پدر مادرت فکر میکنن تو آبروی اونها رو به خطر انداختی و همچنین خلاف شرع هم عمل کردی و هیچ ملاحظه اخلاقی نداری. تو میگی ربطی به اخلاقیات نداره ولی پدر مادرت مثل تو فکر نمیکنن. تو ادعا میکنی خودت داری درست میگی ولی عده ی زیادی مثل پدر مادرت کاملا مطمئن هستن که تو یه کار غیراخلاقی و زشت انجام دادی. خب تو این وسط در مورد نظر خودت مطمئن هستی همونقدر که مخالفان تو مطمئن هستند. معیار کدوم هست؟
خوب من هم میگویم زمین مسطح است شما میگویی نیست من میگویم آقا محمدخان قاجار بنیانگزار سلسله هخامنشیان بود شما میگویی نبود،معیار کدام است؟
از نظر من اخلاقیات چند مرحله داره. اخلاقیات فردی یعنی اخلاقیاتی که فرد بر اساس منافع خودش اونو تعریف میکنه. (منافع از نظر من به معنی رفتارهایی هست که یه شخص با انجامش حس خوبی بهش دست میده) اخلاقیات اجتماعی یعنی رفتارهایی که بر اساس منافع جمع تعریف میشن و اخلاقیات انسانی که فراتر از مرزها و جوامع تعریف میشه. هر شخصی در وهله اول اخلاقیات و باید و نبایدهای تعریف شده خودش براش اهمیت داره و بر اساس اون زندگی میکنه. مثلا من ممکنه از بذل بخشش و ایثار حس خوبی بهم دست بده و با انجام این کارها حس آرامش داشته باشم در نتیجه زندگیم بر این اساس میگذره. یا ممکنه یه شخص مذهبی باشم و تنها رفتارهایی که مذهبم اجازه داده رو مجاز بدونم برای خودم و تنها وقتی حس آرامش داشته باشم که طبق رفتارهای اخلاقی مذهبم عمل کرده باشم. یا یه شخص بی قید و بند باشم و اصولا رفتارهای اخلاقی تعریف شده جامعه رو کاملا بی معنی بدونم. و باید و نبایدهای خاص خودم رو داشته باشم. به نظرم هر کسی طبق اصول اخلاقی خودش زندگی میکنه ولی حواسش به اخلاقیات اجتماعی و قوانین هم هست تا حدودی. یعنی مواظب هست. چون کسی که بسیار بیملاحظه و بیپروا فقط اصول خودش رو ادامه بده ممکنه یا توسط اجتماع یا توسط قانون مشکلاتی براش پیش بیاد.
کل سخن ما هم اینبود که این طرز فکر همان کشک گرفتن اخلاق است و هر چه حس خوبی بما بدهد اگر بتوانیم از عواقب آن جان خود را در ببریم نیکوست،یعنی خوب بودن و بد بودنپرورش و سربریدن حیوانات برای گوشتشان سلیقه است که شما دوست دارید اشکال ندارد مثلا کسی حق ندارد بشما بگوید چرا اینکار را میکنید،یا مثلا مرد حق نظر درباره جنین را ندارد چون سلیقه زن است.چنین رویکردی در عمل یعنی هر کسی گردن کلفتر و زور بیشتری داشت حرفش را بکرسی نشاند کار درستی هم کرده و من تمام این سخنان را گفتم که بشما بگویم این چیز وحشتناکیست که اینطور شما خونسردانه میگویید.
اینکه زمین مسطح هست و یا محمد خان قاجار بنیانگزار سلسله هخامنشی بود یا نه رو نمیشه با اخلاقیات مقایسه کرد. چون اونها ثابت شده هستند ، یعنی مدارک و شواهدی وجود داره که عکسشو میگه. و نمیشه اون شواهد رو انکار کرد به راحتی. ولی در مورد اخلاقیات اینطور که شما میگی نیست. اخلاقیات اینطور که میگی ثابت شده نیستند فقط مفروضات و نظریات تو هستند و تو نمیتونی اخلاقیات تعریف شده خودت رو مطلق و تنها اخلاقیات درست بدونی. تو میگی جنگ در هر صورت بد هست و غیر اخلاقی ولی در برهه ای نجگیدن در هر صورت بد و غیراخلاقی بوده چون طبیعت بشر دنبال منافع و امکانات بهتر برای زندگی بوده. شاید اگه جنگیدن همیشه غیراخلاقی بود حتی بشر به این نوع امروزی هیچوقت به وجود نمیومد. تو الان داری خوب و بدهای خودت رو مطلق در نظر میگیری و من فکر میکنم یه دیدگاه دیکتاتورمنشانه و تکبعدی دیدن مسائل هست. طرز نگاه من وحشتناک نیست اتفاقا وقتی کسی این دید رو داشته باشه بهتر میتونه مسائل و اطرافیانش و درک کنه و رفتارهای بشری رو مورد تجزیه و تحلیل درست قرار بده. تو میگی یه اخلاقیات تعریف شده ای هستن و کسی که برخلافشون عمل کنه غیراخلاقی رفتار کرده و یه برچسب بد بودن بهش میزنی و این تجزیه تحلیل کسانی هست که مسائل رو سیاه و سفید میبینن.
اینکه زمین مسطح هست و یا محمد خان قاجار بنیانگزار سلسله هخامنشی بود یا نه رو نمیشه با اخلاقیات مقایسه کرد. چون اونها ثابت شده هستند ، یعنی مدارک و شواهدی وجود داره که عکسشو میگه. و نمیشه اون شواهد رو انکار کرد به راحتی. ولی در مورد اخلاقیات اینطور که شما میگی نیست. اخلاقیات اینطور که میگی ثابت شده نیستند فقط مفروضات و نظریات تو هستند و تو نمیتونی اخلاقیات تعریف شده خودت رو مطلق و تنها اخلاقیات درست بدونی. تو میگی جنگ در هر صورت بد هست و غیر اخلاقی ولی در برهه ای نجگیدن در هر صورت بد و غیراخلاقی بوده چون طبیعت بشر دنبال منافع و امکانات بهتر برای زندگی بوده. شاید اگه جنگیدن همیشه غیراخلاقی بود حتی بشر به این نوع امروزی هیچوقت به وجود نمیومد. تو الان داری خوب و بدهای خودت رو مطلق در نظر میگیری و من فکر میکنم یه دیدگاه دیکتاتورمنشانه و تکبعدی دیدن مسائل هست. طرز نگاه من وحشتناک نیست اتفاقا وقتی کسی این دید رو داشته باشه بهتر میتونه مسائل و اطرافیانش و درک کنه و رفتارهای بشری رو مورد تجزیه و تحلیل درست قرار بده. تو میگی یه اخلاقیات تعریف شده ای هستن و کسی که برخلافشون عمل کنه غیراخلاقی رفتار کرده و یه برچسب بد بودن بهش میزنی و این تجزیه تحلیل کسانی هست که مسائل رو سیاه و سفید میبینن.
!!!!!!!!!!!!!!!!!! پست را درست بخوانید،ما برای شما مثال هم زدیم که اخلاقیات عینی یعنی چه و فرق آن با احکام اخلاقی بی تبصره چیست،برخلاف اعدای شما مثلا موضع من درباره جنگ آمریکا در افغانستان اینست که اخلاقیست.
آنارشی جان من موافق صددرصد اعدام نیستم. بیشتر هم مخالفش هستم. ولی ایراداتی که گفتی برای وقتی هست که یه شخص دار زده میشه در ملا عام. خب اگه فقط مشکلش این باشه میشه روش اعدام یه مدل دیگه باشه مثل آمپول هوا یا سم یا صندلی الکتریکی و به صورت شخصی نه در ملا عام. در ضمن اون شخصی که میگی داره ابراز پشیمونی میکنه و گریه میکنه خب وقتی که داشت به یکی دیگه هم به بی رحمانه ترین روش ممکن تجاوز میکرد اونم گریه میکرد و التماس مگه اهمیتی داد بهش؟ بیشتر این متجاوزا عادت دارن به تجاوز کردن. یعنی کارشون هست. و زندگی افراد زیادی رو نابود میکنن. چون کسی که مورد تجاوز قرار میگیره زندگی آیندش همیشه تحت و الشاع اون تجاوز هست و اثر تجاوز همیشه در زندگیش باقی میمونه. مخصوصا بچه ها.
شیرین جان در درجه اول شما اعدام رو از نزدیک ندیدی!! من نمیدونم مامور اجرای کدوم دیگه چه جور حیوونی هست که وظیفه اش گرفتن جون یه آدم دیگه به هر جرمی و با خونسردی هست...نه ایرادات من فقط برای این بود که بهتر تصور کنی چقدر صحنه مشمئز کننده هست...حالا دار این جور مسائل رو داره هر نوع اعدام دیگه ای ولو حتی در خفا هم باشه باز فرد میدونه جونش گرفته میشه و وحشتناک هست و اجرای حکم هم که خودش جنایت بزرگی هست...
ضمنا آمپول هوا کسی رو نمیکشه...این مال فیلمای تخیلیه شیرین جان!! تو آمریکا یا چین روشی هست که 3 ماده بیهوشی،شل کننده عضلات و ایجاد کننده ایست قلبی به فرد تزریق میکنند...حتی همون هم جنابت هست چون طرف میدونه قراره الان بخوابه و دیگه بیدار نشه...
اینکه گفتم فرد ابراز پشیمونی میکنه باز برای این بود که صحنه رو تجسم کنی...دلایل کارهایی مثل تجاوز میتونه مشکلات روحی-روانی فرد باشه.من این سوال رو ازت دارم که الان با کشتن یه فرد متجاوز به فرض چه دردی از فرد مورد تجاوز قرار گرفته دوا میشه؟ دلش خنک میشه؟ آسیب های روحیش بر طرف میشه؟ اینا دو تا مساله جدا هستن...
فردی که خطای بزرگی میکنه یا به برای جامعه خطرناک هست باید ایزوله بشه حتی تا آخر عمر در بعضی موارد...اما دلیلی نداره با مجازات اعدام هم خودمون یه عمل وحشیانه رو دوباره تکرار کنیم و این حس خشونت و انتقام رو به یه شکل دیگه ادامه بدیم...
اخلاق عینی یعنی چی؟ کلا تعریف خودتو از اخلاقیات اگه میشه توضیح بده.
اخلاق مساله بسیار پیچیده ایه شیرین جان و چیزی نیست که من تو یک پست بشما بگم،من سعی دارم به شما بجای اینکه بگم اخلاق چی هست بشما بگم که اخلاق چی نیست. عینی (objective) خلاف همون نسبی هست که در نظر شماست
برای من هم جالب است، شاید منظور اخلاقیات برآمده از/جاری بر شرایط عینیست، و نه موقعیتهای فرضی؟
پ.ن: نه جواب آمد، منظور چیز دیگری بوده.. خوب راسل جان بازهم شرایطی فرضشدنیست که حتی محکمترین گزارههای اخلاقی در آنها فاقد اعتبار و موضوعیت میشوند. چارهی آن چیست؟
آنارشی من موافق اعدام نیستم ولی گفتم گاهی وقتا که میشنوم بعضیا چجوری تجاوز کردن و چه بلاهایی سر اشخاصی آوردن دلم میخواد سربه تنشون نباشه. یعنی دلم میخواد از هستی محو بشن تا دلم خنک بشه. وگرنه خودم قبلا تو یه فروم دیگه درباره بیهودگی اعدام با دیگران بحث کردم که خیلیاشون هم حمله کردن بهم که اگه برای خودت یا خانوادت اتفاق افتاده بود همچین حرفی نمیزدی و منم گفتم خب معلومه که من دلم خنک میشه کسی رو که کار بدی کرده در حق من، اعدام بشه ولی مگه هدف از اعدام کردن دل خنک کردنه؟ یعنی حرفهای شما رو میفهمم. ولی گاهی آدم خیلی حرصش میگیره از بعضی جنایات و صرفا هم حس انتقام داره. ولی ملاک برای حکم اعدام نباید ارضای حس انتقام باشه. در وهله اول باید در نظر گرفته بشه که آیا این اعدام باعث کم شدن جرم میشه یا نه وقتی نمیشه و اثری نداره و بیهوده هست و حتی اثر منفی داره در نتیجه باید از انجامش هم صرفنظر کرد و شخص خاطی در یک محیط ایزوله قرار بگیره تا نتونه دست به جنایت دیگه ای بزنه.
راسل من متوجه نمیشم. خلاف نسبی میشه مطلق. میشه یه مثال بزنی که چطور یه رفتار اخلاق عینی هست. یه جوری توضیح بده انگار داری برای یه بچه دبستانی حرف میزنی. :D