مهربد در طبیعت تعادل وجود داره به معنی این نیست که همه چی به حالت ایستا هست به معنی این هست که یه روند طبیعی وجود داره که روند فرسایش و انقراض گونه ها در یه حد تعریف شده ای هستن و انسان اومده این نظم رو بر هم زده. مثلا به طور طبیعی یه دریا در طول میلیونها سال کوچیک میشه به دریاچه به تالاب باتلاق جنگل مرتع و در آخر به بیابان و بالعکس تبدیل میشن و حالا انسان این روند رو به سمت بیابان زایی سرعت میبخشه. منظور دخالت انسان هست که روند نابودی زمین رو داره سرعت می بخشه. مثلا همین گرمایش زمین و ایجاد گازهای گلخانه ای فکر میکنید تاثیری در روند طبیعی محیط زیست و هل دادنش به سمت نابودی سریعتر نداره؟ یا اگه داره مسبب آیا خود طبیعت هست یا انسان؟ مثلا اگه قراره زمین ده میلیارد سال دیگه نابود بشه انسان باعث میشه این ده میلیارد سال به ده میلیون سال تبدیل بشه.
کافه دومگو
هیچ تعادلی در طبیعت وجود ندارد، دهها هزار گونهی جانوری یکسر نابود شدهاند و هیچ گونهای «جای» آنها را پر نکرده، هزاران اکوسیستم یکسره از روی زمین محو شدهاند و روشهای جدیدی از زندگی جایگزین آنها شده و اساسا تعادل مفهومی ذهنیست و تحمیل آن بر واقعیت ناممکن. «چرخهی طبیعی» به توانایی یک مایع برای گردش در یک سیستم تحت جاذبه میگویند، این چه پیوندی با این داستانهای بوداییوار و تخیلی که شما میگویید دارد؟! نه فقط هیچ هارمونی در طبیعت نیست، بلکه تقریبا همهی موجودات زنده بطور مداوم در حال تلاشی جانکاه برای نابودی ِ کامل یکدیگر هستند. ما بدلیل تکامل به مرحلهای رسیدهایم که بتوانیم استفادهی خود از منابع را با محدودیتهای آن هماهنگ بکنیم و پیش از نابودی ِ کامل چیزی که به راستی برای ادامهی بقا به آن نیاز داریم دست نبریم، گاهی از این اصل غفلت شده، زیرا در نظام سرمایهداری ابرشرکتهای چندملیتی مایل به اخذ سود لحظهای هستند.. این دلیل نمیشود روند پیشرفت تکنولوژی را برای حفظ چند نوع گیاه یا جاندار کند یا متوقف بکنیم.
بدیهیست که ما «توانایی» تخریب بسیار بالایی داریم، این به معنی آن نیست که آن توانایی احتمالی را در حال حاضر به کار میبریم، با یک چهارم بمبهای اتمی ِ اکنون موجود در جهان میتوان کرهی زمین را دو بار کامل و برای همیشه غیرقابل سکونت کرد، وانگهی کسی را نمیبینیم که چنان بکند. آسیبهایی که وجود دارند در حد و اندازههایی هستند که زمین در چشم برهم زدنی میتواند آنها را جبران بکند.
Ouroborosهیچ تعادلی در طبیعت وجود ندارد، دهها هزار گونهی جانوری یکسر نابود شدهاند و هیچ گونهای «جای» آنها را پر نکرده، هزاران اکوسیستم یکسره از روی زمین محو شدهاند و روشهای جدیدی از زندگی جایگزین آنها شده و اساسا تعادل مفهومی ذهنیست و تحمیل آن بر واقعیت ناممکن. «چرخهی طبیعی» به توانایی یک مایع برای گردش در یک سیستم تحت جاذبه میگویند، این چه پیوندی با این داستانهای بوداییوار و تخیلی که شما میگویید دارد؟! نه فقط هیچ هارمونی در طبیعت نیست، بلکه تقریبا همهی موجودات زنده بطور مداوم در حال تلاشی جانکاه برای نابودی ِ کامل یکدیگر هستند. ما بدلیل تکامل به مرحلهای رسیدهایم که بتوانیم استفادهی خود از منابع را با محدودیتهای آن هماهنگ بکنیم و پیش از نابودی ِ کامل چیزی که به راستی برای ادامهی بقا به آن نیاز داریم دست نبریم، گاهی از این اصل غفلت شده، زیرا در نظام سرمایهداری ابرشرکتهای چندملیتی مایل به اخذ سود لحظهای هستند.. این دلیل نمیشود روند پیشرفت تکنولوژی را برای حفظ چند نوع گیاه یا جاندار کند یا متوقف بکنیم.
بدیهیست که ما «توانایی» تخریب بسیار بالایی داریم، این به معنی آن نیست که آن توانایی احتمالی را در حال حاضر به کار میبریم، با یک چهارم بمبهای اتمی ِ اکنون موجود در جهان میتوان کرهی زمین را دو بار کامل و برای همیشه غیرقابل سکونت کرد، وانگهی کسی را نمیبینیم که چنان بکند. آسیبهایی که وجود دارند در حد و اندازههایی هستند که زمین در چشم برهم زدنی میتواند آنها را جبران بکند.
امیر جان گرمایش زمین را چطور میبینی؟
من داستان تخیلی و بودایی وار تو ذهنم ندارم. واقعیت تو ذهنم دارم در مورد زمین و نقش انسان. و شما برای اینکه مفهوم حرفهای منو متوجه بشید باید مفهوم اکولوژی، اکولوژی جانوری و گیاهی، اکوسیستم های مختلف، آنتروپی ، آلودگی زیست محیطی و اثراتش رو محیط زیست، بسیار معناهای زیست محیطی رو بدونید. چرخه طبیعی هم فقط به چرخه آب نمیگن. در هر اکوسیستمی هم یه چرخه وجود داره. منم مفهوم بودایی رو در موردش چیزی نمیدونم. رشته دانشگاهیم محیط زیست بوده بر اساس کتابهایی که خوندیم اظهار نظر میکنم. در ضمن اگر انسان به اون تکامل رسیده بود که به اندازه از منابع استفاده کنه اینقدر تخریب محیط زیست بالا نبود. اینو آمارهای جهانی میگه داستانی که من سرهم کرده باشم نیست.
شما میگی فرسایش خاک و تخریب جنگل و گرمایش زمین کاملا داره نرمال و طبیعی پیش میره و انسان هیچ نقشی در اون نداره. ولی اینطور که شما فکر میکنید نیست.
به طور خلاصه هوادارن محط زیست میگن فرضاً اگه میخواید کارخانه ای احداث کنید قبلش در مورد طبیعت اون منطقه تحقیق کنید و در مورد اثراتی که اون کارخونه ممکنه رو محیط اطرافش بذاره. مثلا چه آلاینده هایی ممکنه وارد اون منطقه بشه در اثر فعالیت اون کارخونه یا چقدر زیستگاه حیوانات دیگه ممکنه به خطر بیفته و... سعی کنید این اثرات رو به حداقل برسونید. یا یه منطقه حفاظت شده یا پناهگاه حیات وحش که میتونه حتی منبع درآمد خوبی برای ساکنان اون مناطق باشه از طریق جذب توریست در اثر جاده سازی یا دیگر مصنوعات بشری از بین نره. در کل میگه برای فعالیتهای بشری در یک منطقه طبیعی باید منافع طولانی مدت در نظر گرفته بشه نه منافع کوتاه مدت. یه جنگل رو فرضا تخریب کنن تبدیلش کنن به زمین کشاورزی بعد از چند سال خاک اون منطقه در اثر استفاده بیش از حد یا به خاطر موقعیت جغرافیایی برای کشاورزی هم نامناسب میشه و امکان کشاورزی در اونجا از بین میره و تبدیل به بیابان میشه. خب مردم اون منطقه ممکنه چند سالی سود کنن ولی به مدت کوتاهی ضررهای تخریب جنگل براشون هویدا میشه.
shirinشما میگی فرسایش خاک و تخریب جنگل و گرمایش زمین کاملا داره نرمال و طبیعی پیش میره و انسان هیچ نقشی در اون نداره. ولی اینطور که شما فکر میکنید نیست.
شیرین جان ببخشید وارد بحث میشم اما امیر گرامی اصلا همچین حرفی نزدنن...بحث این بود که انسان به حدی رسیده که بتونه به محیطش تا حدود زیادی غالب بشه.
ولی داره میگه انسان در روند تخریب طبیعت نقش آنچنانی نداره و هوادارن محیط زیست هم بیخودی شلوغش کردن. و بعد یه جا دیگه میگه ما بدلیل تکامل به مرحلهای رسیدهایم که بتوانیم استفادهی خود از منابع را با محدودیتهای آن هماهنگ بکنیم و پیش از نابودی ِ کامل چیزی که به راستی برای ادامهی بقا به آن نیاز داریم دست نبریم، خب اول که مگه من منکر این شدم که انسان میتونه از روند تخریب جلوگیری کنه؟ ثانیا مساله این هست که کلا امیر سازمانهای محیط زیستی و حفاظت از محیط زیست رو بیفایده میدونه. در ضمن انسان یا نقش داره یا نداره اگه داره پس چرا سعی میکنه حرفای منو یه جور دیگه جلوه بده اگه نداره پس چرا میگه انسان به مرحله ای رسیده که میتونه از منابع به طور محدود و به اندازه نیاز استفاده کنه. وقتی انسان نقشی نداره چه احتیاجی هست که بخواد رعایت کنه؟ (جدا از اینکه مساله هواداران محیط زیست هم این هست که چرا انسانها تلاشی برای حفط منابع و جلوگیری از تخریب بی رویه نمیکنن)
shirinبه طور خلاصه هوادارن محط زیست میگن فرضاً اگه میخواید کارخانه ای احداث کنید قبلش در مورد طبیعت اون منطقه تحقیق کنید و در مورد اثراتی که اون کارخونه ممکنه رو محیط اطرافش بذاره. مثلا چه آلاینده هایی ممکنه وارد اون منطقه بشه در اثر فعالیت اون کارخونه یا چقدر زیستگاه حیوانات دیگه ممکنه به خطر بیفته و... سعی کنید این اثرات رو به حداقل برسونید. یا یه منطقه حفاظت شده یا پناهگاه حیات وحش که میتونه حتی منبع درآمد خوبی برای ساکنان اون مناطق باشه از طریق جذب توریست در اثر جاده سازی یا دیگر مصنوعات بشری از بین نره. در کل میگه برای فعالیتهای بشری در یک منطقه طبیعی باید منافع طولانی مدت در نظر گرفته بشه نه منافع کوتاه مدت. یه جنگل رو فرضا تخریب کنن تبدیلش کنن به زمین کشاورزی بعد از چند سال خاک اون منطقه در اثر استفاده بیش از حد یا به خاطر موقعیت جغرافیایی برای کشاورزی هم نامناسب میشه و امکان کشاورزی در اونجا از بین میره و تبدیل به بیابان میشه. خب مردم اون منطقه ممکنه چند سالی سود کنن ولی به مدت کوتاهی ضررهای تخریب جنگل براشون هویدا میشه.
من که گمان نمیکنم نگر امیر گرامی درباره این چیزها بود.
من خودم هوادار سرسخت این دسته از کارها هستم و میخواهم تکنولوژی هزار سال درجا بزند، بجایش گرمایش زمین ما را نابود نکند.
ولی در کنار آن این چیزهای سوزناک احساسی که درباره «چرخه طبیعت» و نمیدانم تعادل (equilibrium) و اینها میگویند چرندی بیش نیست
ما چرخه در طبیعت نداریم. همین امروز 99.99999% جانداران زمین را نابود کنیم، یک چرخه از نو پدید آمده و آب هم از آب تکان نمیخورد.
برخی جاها هم باید حساب شده قمار کرد و پیشرفت. برای نمونه اگر تکنولوژی میتواند ما را از بند زمین رها کند و
به گویالهای (سیاره) دیگر برویم، آنگاه آری باید برخی جاها زیستبوم را هم آلوده کرده تا بلند-زمان به فرجام خواستنی برسیم.
ولی بسیاری از اینها درتست همانگونه که گفتیم «قمار» هستند و نباید سر هر چیزی با آینده خودمان و بشریت بازی کنیم.
اینکه چرخه داریم یا نه بستگی به تعریف شما از چرخه داره. ولی در تعریفهای زیست محیطی انواع و اقسام چرخه ها وجود داره. فرضا تو یه اکوسیستم آبی مثلا یه دریاچه کوچک بین همه موجودات و فاکتورهای دیگه اون اکوسیستم یه تعادل وجود داره. یه گیاه خاص که از بعصی عناصر خاص موجود در دریاچه سود میبره زندگی میکنه. یه جانور که از اون نوع خاص گیاه تغذیه میکنه. و .... تصور کن فرضا یه عنصر مضر زیاد بشه تو دریاچه توسط فعالیتهای انسان. مثلا سدیم و کلر اول گیاه از بین میره به دنبال اون بقیه گونه های زنده که مستقیم یا غیر مستقیم تحت تاثیر اون گیاه بودن. بعد از مدتی دریاچه به یک دریاچه شور تبدیل میشه. کم کم نمک رو به افزایش میره و رسوبات نمک اون دریاچه رو پر میکنه و در اخر اون دریاچه خشک میشه و میشه یه شوره زار. وقتی اون عامل مصنوعی توسط انسان ایجاد شده باشه یعنی که انسان چرخه طبیعی اون اکوسیستم رو بهم زده و روند فرسایشش رو هزاران بار تسریع بخشیده و خیلی زود اونجا تبدیل به شوره زار شده.
من نمیدونیم دلیل مخالفت شما با تعادل و چرخه موجود در طبیعت چی هست. ولی همون گرمایشی هم که در اثر فعالیتهای انسان رو به افزایش هست هم در واقع دلیلش این هست که انسان تعادلش رو بهم میزنه و روند گرمایش زمین رو سرعت میبخشه. مثلا اگه قراره یخچالهای و کوههای یخی قطب جنوب دویس میلیون سال دیگه ذوب بشن انسان باعث میشه پنجاه هزار سال دیگه ذوب بشن. شما اگه با سرعت در حال دویدن باشی یه دفعه یه درخت جلوت سبز شه اون درخت تعادل تو رو بهم میزنه و باعث سرنگونی تو و افتادنت میشه. تعادل یعنی یه روند معمول داره طی میشه. برهم خوردن تعادل یعنی یه عامل خارجی روند معمول رو به حالت دیگه ای تغییر میده. این کجاش این همه وحشتناک هست؟
shirinاینکه چرخه داریم یا نه بستگی به تعریف شما از چرخه داره. ولی در تعریفهای زیست محیطی انواع و اقسام چرخه ها وجود داره. فرضا تو یه اکوسیستم آبی مثلا یه دریاچه کوچک بین همه موجودات و فاکتورهای دیگه اون اکوسیستم یه تعادل وجود داره. یه گیاه خاص که از بعصی عناصر خاص موجود در دریاچه سود میبره زندگی میکنه. یه جانور که از اون نوع خاص گیاه تغذیه میکنه. و .... تصور کن فرضا یه عنصر مضر زیاد بشه تو دریاچه توسط فعالیتهای انسان. مثلا سدیم و کلر اول گیاه از بین میره به دنبال اون بقیه گونه های زنده که مستقیم یا غیر مستقیم تحت تاثیر اون گیاه بودن. بعد از مدتی دریاچه به یک دریاچه شور تبدیل میشه. کم کم نمک رو به افزایش میره و رسوبات نمک اون دریاچه رو پر میکنه و در اخر اون دریاچه خشک میشه و میشه یه شوره زار. وقتی اون عامل مصنوعی توسط انسان ایجاد شده باشه یعنی که انسان چرخه طبیعی اون اکوسیستم رو بهم زده و روند فرسایشش رو هزاران بار تسریع بخشیده و خیلی زود اونجا تبدیل به شوره زار شده.
آفرین نمونه بسیار خوبی بود.
زیستبوم نامبرده روی هم رفته چیزی بیشتر از یک «سیستم» نیست. در طبیعت ما سیستمهای خود-سامانده (Self-organizing system) داریم و نمونه بالا یکی از همانها است. نکته در این نهفته اگر ما 80 درسد این چرخه
را هم دستکاری کنیم، در زمان بسیار کوتاهی یک چرخه نو جایگزین آن میشود. به سخن دیگر، هیچ چرخه مهادینی (original؛ اصلی)
در طبیعت نداریم! کسی این چرخهها را درست نکرده و هیچکدام پایستگی چندانی هم ندارند و دیر یا زود میدگرند: ارزش اندوهگین شدن آنچنانی ندارند.
تازه فراموش نشود که ما اگر هتا دست به سیاه و سپید هم نزنیم، باز هم از روی انباشتگی پارامترها همینکه ما زنده هستیم روی زیستبوم نامبرده هناییده (اثر گذاشته)
و آنرا میدگراند: Chaos theory - WiKi
یک نمونه دیگر از این سیستمهای خود-سامانده سامانههای کهکشانی هستند که از دیدگاه ما بسیار سامانمند (منظم) به چشم میایند و هتا بسیاری
از ستارهشناسان باهوش ما را برای هزارهها سر کار گذاشته جوری که گمان میبردند اینها را یک آفریدگاری کسی آفریده که این اندازه سامانمند هستند! 😁
ولی امروز ما میدانیم که این چیزها سراسر پیشامدی هستند و خود به خود پدید میایند و خود به خود هم از میان میروند.
مساله این هست که این چرخه ها اینقدر هم بی اهمیت که شما فکر میکنید نیستند. همین اکوسیستها هستند که باعث حفظ تنوع زیستی و باعث بقای زمین هستند. در واقع اگه انسان روند تخریبی رو همینطور ادامه بده تا چند سال آینده همه این اکوسیستم ها تبدیل به اکوسیستم بیابانی میشه که حتی خود انسان هم قادر به زندگی روی زمین نیست. وقتی ارزش اندوهگین شدن ندارن که روند تغییرشون طبیعی باشه نه انسان ساخت. خیلی جالب نیست که ببینیم انسانها خودشون دارن محیط زیست خودشون رو از بین میبرن و باعث نابودی زودرسش میشن.
shirinمن نمیدونیم دلیل مخالفت شما با تعادل و چرخه موجود در طبیعت چی هست. ولی همون گرمایشی هم که در اثر فعالیتهای انسان رو به افزایش هست هم در واقع دلیلش این هست که انسان تعادلش رو بهم میزنه و روند گرمایش زمین رو سرعت میبخشه. مثلا اگه قراره یخچالهای و کوههای یخی قطب جنوب دویس میلیون سال دیگه ذوب بشن انسان باعث میشه پنجاه هزار سال دیگه ذوب بشن. شما اگه با سرعت در حال دویدن باشی یه دفعه یه درخت جلوت سبز شه اون درخت تعادل تو رو بهم میزنه و باعث سرنگونی تو و افتادنت میشه. تعادل یعنی یه روند معمول داره طی میشه. برهم خوردن تعادل یعنی یه عامل خارجی روند معمول رو به حالت دیگه ای تغییر میده. این کجاش این همه وحشتناک هست؟
گمان نمیکنم هیچکس اینجا با سخنان شما در راستای پاسداری از زیستبوم مخالف باشد.
ولی آنچه من اینجا مخالفم، تعریفهای کشک و سخنان سوزناک بی پشتوانه از واقعیت است. برخی از این هواداران زیستبوم آن اندازه سروسدای
بیخود به پا کردهاند که من پیشتر میاندیشیدم زمین گرم میشود چون ما هستیم، ما نبودیم نمیشد! بسیاری هنوز هم همینگونه میاندیشند.
هر آینه،
پیشرفت تکنولوژی -> گرمایش زمین
از آنجاییکه نمیتوانیم به هیچ روی تکنولوژی را فروایستانیم، پس باید دستکم پیشرفت را در راستایی داشته باشیم که پس از زیست ناپذیر شدن زمین نابود نشویم.
اگرنه ما هر کاری بکنیم انرژی گسارده میشود و گرمایش میافزاید!
روشن گذاشتن چراغ زمین را گرم میکند، رایانه ما زمین را گرم میکند و
ناهار خوردن ما هم زمین را گرم میکند (گوارش)!
shirinمساله این هست که این چرخه ها اینقدر هم بی اهمیت که شما فکر میکنید نیستند. همین اکوسیستها هستند که باعث حفظ تنوع زیستی و باعث بقای زمین هستند. در واقع اگه انسان روند تخریبی رو همینطور ادامه بده تا چند سال آینده همه این اکوسیستم ها تبدیل به اکوسیستم بیابانی میشه که حتی خود انسان هم قادر به زندگی روی زمین نیست. وقتی ارزش اندوهگین شدن ندارن که روند تغییرشون طبیعی باشه نه انسان ساخت. خیلی جالب نیست که ببینیم انسانها خودشون دارن محیط زیست خودشون رو از بین میبرن و باعث نابودی زودرسش میشن.
همه اینها دیر یا زود نابود میشوند. تنها راه همیشگی کردن اینها همین دستکاری ما است. اینکه چه اندازه باید دستکاری کرد هم فراتر از
گفتمانهای ما میرود، به دید من هم باید برخی جاها (آب و هوا، ...) بسیار بسیار محافظهکارتر بود، برخی جاها هم باید بارها بار بیشتر ریسک و هزینه کرد.
ببخشید وسط کلامتون منم یه چیزی بگم؛ درسته که هزاران گونه جانوری و گیاهی از بین رفتن و هزاران گونه جدید دیگه جاشون رو گرفتن ولی فاکتور زمان رو آقایون فراموش کردن، گونه های جدید به تدریج و طی هزاران سال بلکه میلیونها سال در محیط مناسب؛ فراوانیشون افزایش پیدا کرده ولی در زمان حاضر؛ در اثر فعالیتهای مخرب انسان، گونه های زنده جانوری و گیاهی از بین میرن و از اونجایی که محیط هم مصنوعی و سیمانی میشه جا و فرصتی آنچنان برای ایجاد گونه های جدید باقی نمیمونه.
Mehrbodاز آنجاییکه نمیتوانیم به هیچ روی تکنولوژی را فروایستانیم، پس باید دستکم پیشرفت را در راستایی داشته باشیم که پس از زیست ناپذیر شدن زمین نابود نشویم..
میشه پیشرفت تکنولوژی رو در جهتی پیش برد که اثرات زیست محیطیشون به کمترین مقدار برسه.
Mehrbodروشن گذاشتن چراغ زمین را گرم میکند، رایانه ما زمین را گرم میکند و ناهار خوردن ما هم زمین را گرم میکند (گوارش)!.
از همه اینها بیشتر یخچالها و فریزرها باعث گرم شدن زمین میشه. :D
Russellامیر جان گرمایش زمین را چطور میبینی؟
بسیار بد برای ما،
«مویی ز زهار» کرهی زمین.
Ouroborosبسیار بد برای ما،
«مویی ز زهار» کرهی زمین.
به فنا رفته ایم یا هنوز امیدی هست؟
من دیدم این جناب Craig Venter با انتخاب مصنوعی روی باکتریها داشت گویا با سرمایه شرکتهای نفتی همکاری میکرد شاید این شرکتها بتوانند گندشان را جمع کنند.اینجا هم کلید در بیو است،امیر بنظر میرسد مطالب جالبی اینجا هم در آستین داشته باشی
😜
Russellبه فنا رفته ایم یا هنوز امیدی هست؟
امید که همواره هست راسل، انقلابات علمی(که به نحوی باورنکردنی امروز هیچ انگاشته میشوند)همچون دزد به قافله میزنند و تمام برنامهریزیها و پیشبینیهای قبلی را باطل میکنند. اما شاخص پیشرفتهای بدست آمده در این زمینه بسیار اندک است، و چشمانداز ناگواری پیش روی ما قرار گرفته، علت آنهم نه ناتوانی ما در جلوگیری و تغییر وضع، که سلطهی مسمدیای تحت کنترل ابرشرکتها بر اذهان است، گرمایش زمین و جلوگیری از آن باید اولویت اول یک کشور سالم و پیشرفته باشد، اما میبینیم که ازدواج همجنسگرایان و برنامهی اتمی ایران در انتخابات آمریکا اهمیّت بیشتری دارند و مورد عنایت بالاتری قرار میگیرند، مدعیان و شارحان این واقعه هم شدهاند مشتی علفپرست ِ ضد پیشرفت.
Russellمن دیدم این جناب Craig Venter با انتخاب مصنوعی روی باکتریها داشت گویا با سرمایه شرکتهای نفتی همکاری میکرد شاید این شرکتها بتوانند گندشان را جمع کنند.اینجا هم کلید در بیو است،امیر بنظر میرسد مطالب جالبی اینجا هم در آستین داشته باشی
چشمانداز منابع انرژی جایگزین خیلی نزدیکتر از سوخت بیولوژیک است، هرچند خود این ایدهی میکوپلاسما لبراتوریوم هم در کمتر از ده سال پس از پیشنهاد شدن به مرحلهی پیشا-آزمایشگاهی رسیده.. اما در کل با شما همنگرم، قرن بیست و یکم برخلاف سدهی پیشین که جلوهگاه علوم مهندسی بود، میتواند و میباید قرن علوم زیستی باشد.
به نظرم یه آنارشیست واقعی نباید اینقد طرفدار پیشرفت تکنولوژی باشه. 😊
بی ربط نوشت: قشنگ میشد.
بندگی برای تکنولوژی = نه
پیشرفت تکنولوژی = آری
اگرهم پیشرفت بدون بندگی ناممکن
است، پس بندگی با پیشرفت. بندهی پیشرفتگی بودن بهتر از بندهی بدویت است، زیرا دومی امید اندکی به رهایی دارد، اولی حتی نمیداند رهایی چیست.
امیر من اصلا متوجه نشدم چی نوشتی. یه کم واضحتر توضیح میدی؟
Ouroborosبندگی برای تکنولوژی = نه
پیشرفت تکنولوژی = آری
اگرهم پیشرفت بدون بندگی ممکن است، پس بندگی با پیشرفت. بندهی پیشرفتگی بودن بهتر از بندهی بدویت است، زیرا دومی امید اندکی به رهایی دارد، اولی حتی نمیداند رهایی چیست.
میشه جامعه سرمایه داری و باز هم عده ای بنده عده ای دیگر بودن. در هر صورت عده ای صاحب تکنولوژی ان.
بدوی بودن (به معنیِ نپذیرفتن تکنولوژی منجر به نابودی سایر جانداران و طبقاتی شدن جامعه) اونقدرام بد نیست، اگه بدویِ آگاهی باشه بندگی رو نمیپذیره.
آخه به نظرم انگار خود جمله امیر متناقض هست. اگرهم پیشرفت بدون بندگی ممکن است، پس بندگی با پیشرفت؟؟؟ بندگی باشه پیشرفت هم باشه؟ وقتی پیشرفت بدون بندگی ممکن هست چرا پیشرفت رو باید با بندگی پذیرفت؟ جمله دوم: بندهی پیشرفتگی بودن بهتر از بندهی بدویت است، زیرا دومی یعنی بنده ی بدویت بودن امید اندکی به رهایی دارد، اولی یعنی بنده گی پیشرفتگی حتی نمیداند رهایی چیست. گفته اولی بهتره ولی در جمله دوم گفته دومی اندکی امید به رهایی داره ولی اولی حتی نمیداند رهایی چیه؟ یعنی رهایی بد هست؟
مرسی امیر انگار اشتباه تایپی بوده. ولی در جمله دومت همچنان تناقض وجود داره. :D
shirinامیر من اصلا متوجه نشدم چی نوشتی. یه کم واضحتر توضیح میدی؟
🌹
«یک آنارشیست حقیقی نمیتواند پاسدار تکنولوژی باشد»
به گمانم ایشان اشارهای داشتند به وجوه اسارت آور ِ تکنولوژی. من زمانی مخالف هرگونه اقتداری بودم، و حتی «عشق» را در جایگاهی ارتباطی مبتنی بر فاعل و مفعولی که بیتردید در آن طرفی دلداده و طرفی دلبر میشود، مردود برمیشماردم.. دیگر چنان نیستم، و انتخاب آگاهانه و مبتنی بر سنجشگری ِ موشکافانهی سطحی معقول از اقتدار را میپذیرم.. زمانی عضو باندی بودم هفت هشت نفره، که در آن حتی «نام»ها را هم تحمیلی وحشیانه از سوی خانواده میدانستیم و اسامی مستعاری برای خود برگزیده بودیم، من امیر۲۵۹۱ را برگزیدم چراکه همینطور بخاطر سپردن مشتی عدد رندم دشوار بود و کسان به وقت صدا زدنم اذیت میشدند... جالب است که ما برای ضدیت با تحمیلها و فرار از حلقههای بستهی اجتماعی به دور هم جمع شده بودیم، اما یکدیگر را وادار به کارهایی عجیب همچون نامیدن اعداد چهار رقمی بعد از اسامی قلابی میکردیم ... به هر حال، از آن امیر۲۵۹۱ امروز چیزی بیشتر از یک نام باقی نمانده، و دیدهام که آگاهی نه فقط به آزادی در مفهوم مبتنی بر لاابالیگری ِ آن(که مورد پسند امیر۲۵۹۱ بود)نمیانجامد، هر آزادی ِ عینی و راستینی، دهها برابر مسئولیت با خود همراه خواهد داشت.
این امیر۲۵۹۱ میپرسد آیا به راستی وابستگی به تکنولوژی آزادیهای عینی ما را محدود میکند؟ و اگر چنین است، خوب که چه؟ در جهانی که سالیانه چهار هزار کودک زیر ۱۲ سال از گرسنگی میمیرند ما فرصتی برای اندیشیدن به اثر احتمالی غذاهای ارگانیک بر «روح کشاورزی سنتی» نخواهیم داشت. چنانکه هیچ پدری که فرزندش سرطان گرفته، وقت دفاع از حقوق هزاران حیوان کوچولو و بامزهای که هر ساله برای آزمایشهای پزشکی سلاخی میشوند نخواهد داشت و.. آنارشیستها نیز همچون باقی مردم سودازدهاند و باید کمی به دنیای واقعی کشانده بشوند..
viviyanمیشه جامعه سرمایه داری و باز هم عده ای بنده عده ای دیگر بودن. در هر صورت عده ای صاحب تکنولوژی ان.
بدوی بودن (به معنیِ نپذیرفتن تکنولوژی منجر به نابودی سایر جانداران و طبقاتی شدن جامعه) اونقدرام بد نیست، اگه بدویِ آگاهی باشه بندگی رو نمیپذیره.
این برآمده از دو فرض غلط است، اول آنکه انسان بدوی، به هر طریقی یا با هر توصیفی از واژه، «آزادتر» از انسان مدرن بوده. که مهمل است، انسان بدوی هم به مانند ما محیط خود را به شدت تحت تاثیر قرار میداده و ویران میکرده و در بند محدودیتهای به مراتب بیشتری بوده. پیشفرض غلط دوم، اینست که گویا ما حق انتخابی در اینباره داریم و اگر مثلا اراده بکنیم، میتوانیم دوباره به دوران شیرین معصومیت ِ سابق بازگشته، همهی آنچه بدست آوردهایم را فراموش بکنیم.. چنانکه فرانسیس بیکن کبیر گفت، یکبار که از این رودخانه رد بشوید، دیگر خیس شدهاید.
shirinمرسی امیر انگار اشتباه تایپی بوده. ولی در جمله دومت همچنان تناقض وجود داره. :D
تناقض اول تقصیر تکنولوژیست، که اجازه میدهد من با یک موبایل کوچک آنلاین بشوم، اما انگشتانم به تایپ عادت ندارند و این تناقضهای درونی و بیرونی مایهی پریشان بافی میشوند.. تناقض دوم از تضادهای عینی جهان ریشه گرفته و به من ارتباطی ندارد، بندهی عاقل بهتر از آزادهی جاهل است، زیرا بندگی شخص عاقل سوبژکتیو و بیرونیست و قابل فائق آمدن(چنانکه هزارن سال به این نوع از بندگی فائق آمدهایم)، اما شخص نوع دوم بندهی جهل خود است، و امید چندانی به او نیست.
Ouroboros🌹
«یک آنارشیست حقیقی نمیتواند پاسدار تکنولوژی باشد»
به گمانم ایشان اشارهای داشتند به وجوه اسارت آور ِ تکنولوژی. من زمانی مخالف هرگونه اقتداری بودم، و حتی «عشق» را در جایگاهی ارتباطی مبتنی بر فاعل و مفعولی که بیتردید در آن طرفی دلداده و طرفی دلبر میشود، مردود برمیشماردم.. دیگر چنان نیستم، و انتخاب آگاهانه و مبتنی بر سنجشگری ِ موشکافانهی سطحی معقول از اقتدار را میپذیرم.. زمانی عضو باندی بودم هفت هشت نفره، که در آن حتی «نام»ها را هم تحمیلی وحشیانه از سوی خانواده میدانستیم و اسامی مستعاری برای خود برگزیده بودیم، من امیر۲۵۹۱ را برگزیدم چراکه همینطور بخاطر سپردن مشتی عدد رندم دشوار بود و کسان به وقت صدا زدنم اذیت میشدند... جالب است که ما برای ضدیت با تحمیلها و فرار از حلقههای بستهی اجتماعی به دور هم جمع شده بودیم، اما یکدیگر را وادار به کارهایی عجیب همچون نامیدن اعداد چهار رقمی بعد از اسامی قلابی میکردیم ... به هر حال، از آن امیر۲۵۹۱ امروز چیزی بیشتر از یک نام باقی نمانده، و دیدهام که آگاهی نه فقط به آزادی در مفهوم مبتنی بر لاابالیگری ِ آن(که مورد پسند امیر۲۵۹۱ بود)نمیانجامد، هر آزادی ِ عینی و راستینی، دهها برابر مسئولیت با خود همراه خواهد داشت.این امیر۲۵۹۱ میپرسد آیا به راستی وابستگی به تکنولوژی آزادیهای عینی ما را محدود میکند؟ و اگر چنین است، خوب که چه؟ در جهانی که سالیانه چهار هزار کودک زیر ۱۲ سال از گرسنگی میمیرند ما فرصتی برای اندیشیدن به اثر احتمالی غذاهای ارگانیک بر «روح کشاورزی سنتی» نخواهیم داشت. چنانکه هیچ پدری که فرزندش سرطان گرفته، وقت دفاع از حقوق هزاران حیوان کوچولو و بامزهای که هر ساله برای آزمایشهای پزشکی سلاخی میشوند نخواهد داشت و.. آنارشیستها نیز همچون باقی مردم سودازدهاند و باید کمی به دنیای واقعی کشانده بشوند..
این برآمده از دو فرض غلط است، اول آنکه انسان بدوی، به هر طریقی یا با هر توصیفی از واژه، «آزادتر» از انسان مدرن بوده. که مهمل است، انسان بدوی هم به مانند ما محیط خود را به شدت تحت تاثیر قرار میداده و ویران میکرده و در بند محدودیتهای به مراتب بیشتری بوده. پیشفرض غلط دوم، اینست که گویا ما حق انتخابی در اینباره داریم و اگر مثلا اراده بکنیم، میتوانیم دوباره به دوران شیرین معصومیت ِ سابق بازگشته، همهی آنچه بدست آوردهایم را فراموش بکنیم.. چنانکه فرانسیس بیکن کبیر گفت، یکبار که از این رودخانه رد بشوید، دیگر خیس شدهاید.
کلا پست شما برآمده از این فرض غلطه که زندگی بدوی لزوما به معنای انسان بدوی هست.
اگه چهار هزار کودک سالیانه در اثر گرسنگی میمیرن به خاطر اینه که عده ای صاحبن و عده ای دیگر بنده، به خاطر جهان طبقاتی هست. انسان آگاه با زندگی بدوی همه چی رو حل میکنه. اگر تمام انسانها به این درک برسن که میتوونن بر طبیعت (قانون انتخاب طبیعی منظورمه) غلبه کنند و آنارشیسم حقیقی رو بپذیرن، مشکلات گرسنگی و فقر و مرگ در اثر این عوامل تمام میشه. (البته میدونم خیلی غیرواقع بینانه اس).
همچنان معتقدم که با رسیدن تمام انسانها به آخرین پله هرم نیازهای مازلو این رویا به حقیقت خواهد پیوست.
viviyanکلا پست شما برآمده از این فرض غلطه که زندگی بدوی لزوما به معنای انسان بدوی هست.
چرا این فرض «غلط» است؟ مگر انسان غیربدوی سراغ دارید که زندگی بدوی داشته باشد؟
viviyanاگه چهار هزار کودک سالیانه در اثر گرسنگی میمیرن به خاطر اینه که عده ای صاحبن و عده ای دیگر بنده، به خاطر جهان طبقاتی هست. انسان آگاه با زندگی بدوی همه چی رو حل میکنه. اگر تمام انسانها به این درک برسن که میتوونن بر طبیعت (قانون انتخاب طبیعی منظورمه) غلبه کنند و آنارشیسم حقیقی رو بپذیرن، مشکلات گرسنگی و فقر و مرگ در اثر این عوامل تمام میشه. (البته میدونم خیلی غیرواقع بینانه اس).
همچنان معتقدم که با رسیدن تمام انسانها به آخرین پله هرم نیازهای مازلو این رویا به حقیقت خواهد پیوست.
جهان طبقاتی البته دخیل است. مخالفتی ندارم. وانگهی کمبود منابع، و توهم کمبود منابع هم هست. اگر تکنولوژی روزی توانایی ساخت نامحدود منابع غذایی را به بشر بدهد، بدیهیست که گرسنگی از جهان محو خواهد شد، هرقدر هم نابرابری وجود داشته باشد.. چنانکه هماکنون کسی نابرابری در اسکاندیناوی را نمیبیند زیرا جامعه آنقدر پیشرفت کرده که حتی پائینترین سطوح و اقشار هم وضعشان بهتر از بالاترینهای بخش بزرگی از جهانست.. خود عینیت با کمی دگرگون بشود، تا ما بتوانیم آنرا دگرگون بکنیم..
Ouroborosچرا این فرض «غلط» است؟ مگر انسان غیربدوی سراغ دارید که زندگی بدوی داشته باشد؟
جهان طبقاتی البته دخیل است. مخالفتی ندارم. وانگهی کمبود منابع، و توهم کمبود منابع هم هست. اگر تکنولوژی روزی توانایی ساخت نامحدود منابع غذایی را به بشر بدهد، بدیهیست که گرسنگی از جهان محو خواهد شد، هرقدر هم نابرابری وجود داشته باشد.. چنانکه هماکنون کسی نابرابری در اسکاندیناوی را نمیبیند زیرا جامعه آنقدر پیشرفت کرده که حتی پائینترین سطوح و اقشار هم وضعشان بهتر از بالاترینهای بخش بزرگی از جهانست.. خود عینیت با کمی دگرگون بشود، تا ما بتوانیم آنرا دگرگون بکنیم..
بعله، فکر کنم زیادن انسانهایی که خودخواسته از تکنولوژی و هر چیزی که ربط داره بهش استفاده نمیکنن ...
کشورای اسکاندیناوی فکر کنم سیستم اقتصادیشون سوسیالیستی باشه. فکر کنم پیشرفت جامعه شون نه به خاطر پیشرفت تکنولوژی که به خاطر ثروتمند شدن جامعه شون از طریق سیستم اقتصادیِ حاکم بر جامعه بوده باشه. وگرنه پیشرفت تکنولوژی بیشتر در خدمت پیشرفت صاحبان تکنولوژی خواهد بود تا در خدمت پیشرفت وضعیت تمام بشریت.
viviyanبعله، فکر کنم زیادن انسانهایی که خودخواسته از تکنولوژی و هر چیزی که ربط داره بهش استفاده نمیکنن ...
کشورای اسکاندیناوی فکر کنم سیستم اقتصادیشون سوسیالیستی باشه. فکر کنم پیشرفت جامعه شون نه به خاطر پیشرفت تکنولوژی که به خاطر ثروتمند شدن جامعه شون از طریق سیستم اقتصادیِ حاکم بر جامعه بوده باشه. وگرنه پیشرفت تکنولوژی بیشتر در خدمت پیشرفت صاحبان تکنولوژی خواهد بود تا در خدمت پیشرفت وضعیت تمام بشریت.
این مواضع ارتجاعی دیگر چیست؟ سیستم اقتصادی پیشرفت و پسرفت عینی بوجود نمیآورد، دسترسی به پیشرفتها را نظارت میکند. پیشرفت از طریق دانش بوجود میآید، در قالب مستقیمترین محصول آن : تکنولوژی. دلیل پیشرفتگی کشورهای اسکاندیناوی در ساختارهای اجتماعی هم وجود منابع وسیع در برابر جمعیت ِ کم است. من نیز آرزومند گسترش منابع از طریق پیشرفت دانش=تکنولوژی و افزودن آن در قیاس با کل جمعیت بشر هستم، تنها راه عینی و حقیقی برای هر نوع راهکاری جهت کاستن نابرابریها.
بزرگترین عامل فقر و گرسنگی تو دنیا به خاطر کمبود منابع هست. یعنی امکان داره انسان بتونه زمانی با تکنولوژی این کمبود رو جبران کنه؟
shirinبزرگترین عامل فقر و گرسنگی تو دنیا به خاطر کمبود منابع هست. یعنی امکان داره انسان بتونه زمانی با تکنولوژی این کمبود رو جبران کنه؟
به قول مهربد : سد در سد!
دانش سالهاست که بدنبال منابع جایگزین برای اندوختههای انرژی، غذا و دارو در سرتاسر جهان است. هزاران دانشمند نخبه هماکنون که ما با هم صحبت میکنیم مشغول مطالعه و برسی راههای جدید برای تولید غذاهای مقویتر و مغذیتر هستند، یا بدنبال ابداع منابعی جدید جهت انرژی ِ مصرفی بشر برای تولید مایحتاج خود هستند و یا در پی کشف روشهایی دیگر برای درمان، پیشگیری و نابودی بیماریها. ما به بسیاری اهداف نزدیک شدهایم، و در آستانهی جهانی یکسر متفاوت قرار گرفتهایم.. دورانی بس هیجانانگیز است و هر روز پیشرفتی باورنکردنی حاصل میشود. دیگر حتی بحث «آیا» نیست، فقط صحبت از «کی» میشود.
Ouroborosاین مواضع ارتجاعی دیگر چیست؟ سیستم اقتصادی پیشرفت و پسرفت عینی بوجود نمیآورد، دسترسی به پیشرفتها را نظارت میکند. پیشرفت از طریق دانش بوجود میآید، در قالب مستقیمترین محصول آن : تکنولوژی. دلیل پیشرفتگی کشورهای اسکاندیناوی در ساختارهای اجتماعی هم وجود منابع وسیع در برابر جمعیت ِ کم است. من نیز آرزومند گسترش منابع از طریق پیشرفت دانش=تکنولوژی و افزودن آن در قیاس با کل جمعیت بشر هستم، تنها راه عینی و حقیقی برای هر نوع راهکاری جهت کاستن نابرابریها.
مواضع من نیستن این مواضع ارتجاعی، نهایت اگر ایرادی هست در یافته های من و میزان مطالعه ی من هست که اینها رو به عنوان چیزهایی که هستند (حقایق) یافته ام 😒
شما خیلی تئوریکال صحبت مینویسید، در حالیکه من سعی میکنم برداشت های خودم رو از چیزهایی که خووندم یا شنیدم بنویسم. در هر صورت فکر نمیکنم در اروپا بین کشورها از نظر جمعیت و پیشرفت تکنولوژی و میزان منابع ثروت چندان تفاوتی باشه (به نسبت تفاوتی که بین این کشورها از نظر پیشرفت و اختلافات طبقاتی هست).
ضمنا در زمان حاضر فناوری و دانش به نسبت هزار سال پیش از 100% هم چیزی اونورتر رشد داشته، بنابر نظر شما در زمان حاضر فقر و گرسنگی به نسبت هزار سال پیش باید کاملا ریشه کن شده باشه...
تنها راه حقیقی کاستن نابرابری ها؛ دست برداشتن از نابودی طبیعت و حرص و آز هست.
شبتون خوش.
viviyanمواضع من نیستن این مواضع ارتجاعی، نهایت اگر ایرادی هست در یافته های من و میزان مطالعه ی من هست که اینها رو به عنوان چیزهایی که هستند (حقایق) یافته ام
شما خیلی تئوریکال صحبت مینویسید، در حالیکه من سعی میکنم برداشت های خودم رو از چیزهایی که خووندم یا شنیدم بنویسم. در هر صورت فکر نمیکنم در اروپا بین کشورها از نظر جمعیت و پیشرفت تکنولوژی و میزان منابع ثروت چندان تفاوتی باشه (به نسبت تفاوتی که بین این کشورها از نظر پیشرفت و اختلافات طبقاتی هست).ضمنا در زمان حاضر فناوری و دانش به نسبت هزار سال پیش از 100% هم چیزی اونورتر رشد داشته، بنابر نظر شما در زمان حاضر فقر و گرسنگی به نسبت هزار سال پیش باید کاملا ریشه کن شده باشه...
تنها راه حقیقی کاستن نابرابری ها؛ دست برداشتن از نابودی طبیعت و حرص و آز هست.شبتون خوش.
خوب مواضع ارتجاعی هم میتوانند مستند بر مطالعات و بررسیهای نه چندان دقیق و هدفمند باشند(و اغلب نیز چنین است). 😓
در بخشهایی از اروپا که به اندازهی اسکاندیناوی منابع/جمعیت دارند وضع اجتماعی هم تفاوت چندانی با آن کشورها ندارد.
نسبت به هزار سال پیش شمار انسانهایی که بدلیل گرسنگی و فقر و بیماری جان میدهند یک صد هزارم کمتر شده، متوسط عمر بشر در همین صد سال دو برابر شد و سطح رفاه در تمام نقاط جهان طی نیم قرن دستکم دو برابر شده. همه به لطف پیشرفت دانش.
شب شما نیز به شادی. 💐
رفاه یک انسان متوسط . نسبتا فقیر امروزی که بخش بزرگی از جامعه امروز رو هم تشکیل میده خیلی بیشتر از بالاترین طبقات گذشته نچندان دور هست،همین مثلا یخچال یا چه میدانم داروها و دسترسی به دندانپزشکی دستاوردهایی هستند که پیش پا افتاده به نظر میآیند ولی فوق العاده هستند.
نابودی تنوع زیستی در جهان به مرحلهای رسیده است که اکنون برای نجات زیستگاهها، گونههای در حال انقراض و منابع طبیعی صرف صدها میلیارد دلار نیز به سختی کفایت میکند. نتایج آخرین گزارش جهانی که زیر نظر سازمان ملل منتشر شده است نشان میدهد برای حفظ تنوع زیستی در کره زمین، علاوه بر صرف چنین مبلغ هنگفتی، باید اراده سیاسی بسیار قوی و همچنین چارچوبهای منسجم اداری و سیاسی وجود داشته باشد.
مفهوم تنوع زیستی در معاهدات جدید
«معاهده ۱۹۹۲ تنوع زیستی» سه هدف عمده را دنبال میکند: حفظ تنوع زیستی در جهان، استفاده پایدار از گونهها و منابع حیاتی، تقسیم برابر و عادلانه منافع حاصل از کاربرد منابع ژنتیکی. مفهوم تنوع زیستی در این معاهده، شامل تنوع در درون گونهها، بین گونهها و همچنین تنوع در زیستگاهها و اکوسیستمها میشود. به طور خلاصه در این معاهده، تنوع زیستی در سه سطح ژنها، گونهها و اکوسیستمها مورد نظر است و به این ترتیب گوناگونی اشکال مختلف حیات را در کل سیاره مورد نظر قرار میهد. در دهههای پیشین مقصود از تنوع زیستی بیشتر به معنای حفظ گونههای مختلف جانوران بود، اما اکنون حفظ ذخایر ژنتیک و زیستگاهها و اکوسیستمها نیز در این مفهوم جای گرفتهاند.
سرمایهگذاری دراز مدت در طبیعت
اکنون این گزارش جدید که توسط جمعی از پژوهشگران بینالمللی منتشر شده نشان میهد وضعیت حفظ گونههای حیاتی به مرحلهای رسیده است که یک اراده قوی و همچنین میلیاردها دلار هزینه برای حفاظت از آنها لازم است. این گزارش تاکید میکند که گرچه ممکن است در ابتدا این مبلغ بسیار کلان به نظر برسد، اما زیانهای ناشی از نابودی منابع حیاتی چندین برابر مبلغ هزینه شده وهمچنین غیرقابل بازگشت خواهد بود. خسارتهای جبران ناپذیری که از راه عدم حفظ تنوع زیستی وارد میشود شامل کمبود منابع آبی، کاهش محصولات کشاورزی، تغییرات آب و هوایی و همچنین انقراض ذخایرماهیها و آبزیان است.
با در نظر گرفتن تمام این موارد، این گزارش علمی نشان میدهد که نابودی تنوع زیستی یکی از مهمترین خطراتی است که آینده ما را تهدید میکند. مبالغی که اکنون برای حفظ تنوع زیستی در سرتاسر جهان نیاز است بستگی به نوع گونهها یا منابعی دارد که باید مورد حفاظت قرار بگیرند. به عنوان مثال برای حفظ ذخایر ماهیان جهان، سالانه مبلغی بین ۸۰۰ میلیون تا ۳ میلیارد دلار مورد نیاز است. اما گزارش تاکید میکند اگر منافعی را که از راه حفظ ماهیان و آبزیان به صنعت ماهیگیری و همچنین به کل جهان میرسد در نظر بگیریم، آنگاه مبلغی که باید در این راه صرف شود ناچیز به نظر میرسد. طبق محاسبات صورت گرفته، در صورت مدیریت بهتر و استفاده پایدار از منابع آبزیان، سالانه ۵۰ میلیارد دلار سود بیشتر به صنعت ماهیگیری و همچنین مصرف کنندگان در جهان میرسد.همچنین برای آنکه فعالیتهای کشاورزی پایدار باشد و به محیط زیست آسیب کمتری وارد کند، سالانه مبلغی در حدود ۱۲ میلیارد دلار مورد نیاز است. اما منافع حاصل از کشاورزی پایدار شامل محصولات بهتر و بیشتر برای تغذیه میلیونها نفر در سرتاسر جهان خواهد بود.
سود اقتصادی، عاملی برای جلب مشارکت دولتها
برنامه محیط زیست سازمان ملل متحد تاکید دارد که مبالغ مورد نیاز برای حفظ تنوع زیستی باید به عنوان یک سرمایه گذاری زیربنایی در نظر گرفته شود، و نه به عنوان هزینههای تحمیلی بر دولتها. این سرمایهگذاری علاوه بر آن که به حفظ محیط زیست منجر میشود، میتواند به ایجاد مشاغل جدید نیز کمک کند. یکی از راههایی که سازمان ملل امیدوار است بتواند به کمک آن کشورهای مختلف را ترغیب به حفاظت از تنوع زیستی کند، محاسبه سود اقتصادی این کار است.
به عنوان مثال زمانی که گفته میشود حفاظت از جنگلها باعث جلوگیری از فرسایش خاک میشود و در تامین منابع آب آشامیدنی نیز نقش کلیدی دارد، کسی آن را چندان نمیگیرد، چون منافع مادی و اقتصادی حاصل از این کار محاسبه نشده است. اما اگر بتوان نشان داد که با حفظ جنگلها و با بازسازی و احیاء ۱۵ درصد از جنگلهای از بین رفته در دنیا، میتوان سالانه مبلغی در حدود ۸۵ میلیارد دلار به اقتصاد جهانی بازگرداند و مردم ساکن مناطق روستایی و فقیر را از آن بهرهمند کرد، آن وقت بسیاری از دولتها ممکن است به فکر مشارکت بیفتند. طبق محاسبات برنامه محیط زیست سازمان ملل متحد، برای مبارزه با جنگلزدایی، سالانه به حدود ۴۰ میلیارد دلار نیاز است.یافتههای این گزارش جدید تعدادی از کشورها را مجاب کرده است که سرمایهگذاریهای بیشتری برای حفظ منابع زیستی انجام دهند، تا در آینده نه چندان دور از عواید آن استفاده کنند. پس از انتشار این گزارش در یازدهمین نشست بینالمللی معاهده تنوع زیستی، دولت هند اعلام کرد ۵۰ میلیون دلار برای حفظ تنوع زیستی هم در داخل هند و هم در تعدادی از کشورهای در حال توسعه سرمایهگذاری خواهد کرد.این تصمیم دولت هند به طور گسترده مورد استقبال سازمانهای مختلف زیست محیطی قرار گرفته است. «صندوق جهانی طبیعت»، که یک سازمان بینالمللی و غیردولتی است، اعلام کرده این تصمیم دولت هند یک مثال مناسب از سوی کشوری است که هم دارای رشد اقتصادی سریع است و هم منابع غنی زیست محیطی دارد. اکنون نوبت کشورهای دیگر است که با اتخاذ چنین تصمیمهایی به دنیا نشان دهند آنها نیز برای حفاظت از ذخایر ارزشمند کره زمین مصمم هستند.
کلا دلتون بسوزه. الان همچین آرامشی دارم که بیا و ببین. رو تختم، پتو دورمه، چایکفسکی play کردم، چیپس خلال سیب زمینی کنارم، کلی کتاب و فیلم دور و برم، لپتاپ رو زانوم و دارم تو نت میچرخم. امتحان صبح هم خوب بود.
همچین آرامش دارم....
میخوام یه مطلب بنویسم. وبلاگمون رو جون بدم بهش ☺️
درود بر دوستان(دارم تلاش می کنم فارسی حرف بزنم)😜
خوبید همگی؟
منم همچین آرامشی دارم که نگو
خانمهای محترم ، توجه داشته باشید كه این اطلاعات شخصی كه میدید با توجه به سخنانی كه اینجا میزنید میتونه براتون مشكل درست كنه .
مگه چند تا شیرین توی فلان شهر قراره فلان كار رو بكنه ؟
دقت كنید جانم 🌹
شماها چقد محتاطید. اگر قرار بر دردسرزایی بودن باشه که برای حداقل شیرین مدتها پیش باید دردسر درست میشد.
اگه تا حالا نشده یعنی دیگه نمیشه
😬
منم همینطور...
viviyanاگه تا حالا نشده یعنی دیگه نمیشه
خب دقیقا این قسمت هست که اشتباه هست...همیشه باید احتیاط کرد حتی اگر قرار نباشه اتفاقی بیوفته یا احتمالش خیلی کم باشه.
چرا دفترچه خودش رهگذره؟
😜
viviyanچرا دفترچه خودش رهگذره؟
اون بدبخت یه روبات بیش نیست که فقط آمار میده :دی
چطور رباتی هست که نصیحت هم میکنه؟ (شکلک تعجب)
shirinچطور رباتی هست که نصیحت هم میکنه؟ (شکلک تعجب)
کجا کرده ؟! :دی شاید جدیدن باهوش شده :))
آلیس جان هر جا میخوای بری بهت خوش بگذره و موفق باشی. برات آرزوی شادی میکنم.
آلیس جان امیدوارم مشکل حادی نباشه و هر چه زودتر به جمع ما برگردی🌺
همون پست من که امروز حذف شد آخرش هم با حالت مادرانه ای نوشته بود اینقدر اطلاعات شخصی ندید. نه دقیقا همین جمله ولی شبیه همین. چه حیف که پیغامه رو حذف کردم وگرنه کپی میکردم. :D
تاپیک: کافه دومگو
دلیل: جان بچتون انقدر اطلاعات شخصی ندید
تازه من بچه ندارم 😊